چگونه می توانید بهترین دوست برای دختر بزرگسالتان باشید

مادران و دختران از طریق درک کردن یکدیگر، داشتن یک ارتباط خوب و سرگرم شدن به فعالیت های سرگرم کننده به صورت مشترک، نه تنها می توانند دارای روابط خانوادگی مثبتی باشند، بلکه همچنین می توانند یک رابطه دوستی واقعی با هم داشته باشند.

در واقعیت رابطه مادر – دختری یک رابطه پیچیده ای است و زمانی که دختران به سن بزرگسالی و بلوغ می رسند، یک سری اختلافاتی مابین آنها ایجاد می شود.

اختلافات ایجاد شده مابین مادران و دختران در مورد کار، خانواده، و اتفاقات مربوط به زندگی می تواند مانع از ایجاد یک رابطه مناسب مابین دختران و مادران شود.

با این وجود یک سری رهیافت های خاصی وجود دارند که مادران با استفاده از آن می توانند یک رابطه سالم و پایداری با دختران بزرگسالشان ایجاد کنند.

بخش یک – ایجاد روابط بر مبنای گذشته

یک سری نکاتی را در مورد سابقه خانوادگی تان یاد بگیرید

1. یک سری نکاتی را در مورد سابقه خانوادگی تان یاد بگیرید.

به دست آوردن اطلاعات در مورد گذشته خانوادگی تان می تواند به مادران و دختران کمک کند تا یک سری زمینه های مشترکی پیدا کنند و با رسومی که خانواده شان در گذشته داشته اند، آشنا شوند.

می توانید یک مجموع عکس های خانوادگی یا آلبوم عکس خانوادگی درست کنید یا اینکه سعی کنید شجره نامه خانوادگی تان را بکشید.

تحقیقات و داستانهای خودتان را به سایر اعضای خانواده بیان کنید.

این بحث ها باعث خواهد شد که یک نوع احساس نزدیکی مابین اعضای خانواده تان ایجاد شود و تجربیات مشترکی به دست خواهید آورد.

ایجاد یک رابطه جدید مابین دو فرد بزرگسال

2. ایجاد یک رابطه جدید مابین دو فرد بزرگسال.

به جای رابطه سرپرست – کودک، سعی کنید که یک رابطه ای ایجاد کنید که مربوط به دو فرد بزرگسال همتا می باشد.

هر چند که تعهد سرپرستی مربوط به کل طول عمر فرد است، ولی زمانیکه کودکان از نظر روان شناختی، اجتماعی و اقتصادی مستقل می شوند، باید ماهیت رابطه سرپرست – کودک تغییر کند.

سعی نکنید که به عنوان یک مادر و دختر با هم ارتباط داشته باشید، بلکه سعی کنید به عنوان دو دوست با هم رابطه داشته باشید که علایق و فعالیت های مشترکی دارند.

به صورت متفکرانه و آرام و همانند دو دوست، در مورد مشکلات، مسائل و سوالات با هم صحبت کنید.

یک نوع احساس شوخ طبعی و مهربانی داشته باشد. خاطراتی که چند دهه با هم داشته اید را مرور کنید و در مورد خاطرات یا موقعیت های خنده داری که در آن قرار گرفته اید، یک سری جوک هایی را به هم بگویید.

با استفاده از یک روش سرپرستی که از نظر عاطفی حمایت کننده باشد، یک توازنی مابین رابطه و سرگرمی ایجاد کنید

3. با استفاده از یک روش سرپرستی که از نظر عاطفی حمایت کننده باشد، یک توازنی مابین رابطه و سرگرمی ایجاد کنید.

صرف نظر از سن فرزندتان و دوره ای که در آن قرار دارد، علایق، توجهات و موافقت های والدینی پایدار موارد مهمی در همه روابط مابین سرپرست – فرزند (یا روابط مابین مادر – دختر) هستند.

حتی در صورتیکه دخترتان یک فرد بزرگی باشد، می توانید از طریق تشویق کردن و اطمینان آفرینی منجر به رشد فرزندتان شوید.

تحقیقات صورت گرفته نشان داده اند که حمایت ادامه دار یک مادر می تواند نقش مهمی در رشد روان شناختی یک دختر بزرگسالی داشته باشد که احساس می کند یک فرد مستقلی است.

وضعیت روابط خودتان را بررسی کنید تا نقاط ضعف آن را پیدا کنید

4. وضعیت روابط خودتان را بررسی کنید تا نقاط ضعف آن را پیدا کنید.

بر اساس گزارش های صورت گرفته، تنش ایجاد شده در روابط مابین مادران – دختران بیش از تنش های ایجاد شده در روابط مابین مادران – پسران می باشد.

اغلب تنش ها و اختلاف های ایجاد شده ریشه در تفاوت های میان نسلی و اختلافات مربوط به رفتار، ویژگی و رفتار عمومی دارد.

شناخت این محدودیت ها می تواند اولین قدم در ایجاد رابطه سالم مابین شما و دخترتان باشد.

از طریق شناخت و درک تغییر اجتماعی، تفاوت های نسلی موجود مابین مادر و دختر را از بین ببرید

5. از طریق شناخت و درک تغییر اجتماعی، تفاوت های نسلی موجود مابین مادر و دختر را از بین ببرید.

این کار برای مادری که نمی خواهد خواسته های دخترش را بپذیرد، مادری که تمام وقت کار می کند و مادری که زمان کمتری را صرف وظایف خانه داری یا بچه داری می کند، سخت خواهد بود.

بر اساس گزارش دپارتمان نیروی کار ایالات متحده، در سال 2010 زنان 47% از نیروی کار را تشکیل می دادند.

ولی در نسل گذشته، اکثر زنان بعد از ازدواج در خانه می ماندند تا کودکانشان را بزرگ کنند. در سال 1960، فقط نوزده درصد از زنان دارای فرزند پیش دبستانی در بیرون از خانه مشغول کار بودند.

اکثر مادران مسن نگران این مسئله هستند که دخترانشان (که هم در بیرون از خانه کار می کنند و هم در خانه) فشار یا استرس زیادی را تحمل می کنند. عقاید این افراد در مورد تفاوت های مربوط به کار و سبک زندگی، می تواند شکل رابطه سرپرست و کودک را تغییر دهد.

در صورت ضرورت برای رفع مشکلات میان فردی خودتان به مشاور خانواده مراجعه کنید

6. در صورت ضرورت برای رفع مشکلات میان فردی خودتان به مشاور خانواده مراجعه کنید.

علاوه بر تفاوت های نسلی، تضادهای میان فردی مابین دختر و مادر هم می توانند منجر به ایجاد اختلافاتی شوند.

برای مثال ممکن است که مادران همچنان بر این عقیده باشند که دختران بزرگسالشان تنبل، بی ادب و بی مسولیت هستند، هر چند که این مشخصات بیشتر در سال های اولیه نوجوانی وجود دارد.

بخش دو – بودن در کنار یکدیگر

پیدا کردن علایق مشترک

1. پیدا کردن علایق مشترک.

به دنبال سرگرمی ها و فعالیت هایی باشید که منجر به عمیق تر شدن رابطه مادر – دختر می شوند و همچنین یک نوع راحتی و سرگرمی را برای طرفین ایجاد می کنند.

سعی کنید که به همراه هم یک سری فعالیت های سرگرم کننده انجام دهید.

ورزش، خرید، رفتن به رستوران های جدید، دیدن فیلم ها، درست کردن یک سری وسایل دست ساز یا هنری، رفتن به آب درمانی، یا حتی موارد ساده ای همانند قهوه خوردن با هم، می توانند به مادران و دختران کمک کنند که روابط بهتری با هم داشته باشند.

از تکنولوژی های مدرن استفاده کنید

2. از تکنولوژی های مدرن استفاده کنید.

در صورتیکه شما و دخترتان از هم دور باشید و نتوانید به صورت مرتب همدیگر را از نزدیک ببنید، سعی کنید از یک سری روش های ارتباطی دیگری استفاده کنید.

تماس های تلفنی و ویدئویی و همچنین پیام دادن و استفاده از برنامه های مربوط به رسانه های اجتماعی به صورت روزمره یا هفتگی می توانند فاصله موجود مابین شما را از بین ببرند.

سعی کنید که به صورت هفتگی یا روزمره و در زمان های تعیین شده با هم چت کنید.

سعی کنید که به همراه دخترتان، در گروه هایی حضور داشته باشید که سایر اعضای خانواده و دوستانتان هم در آن حضور دارند

3. سعی کنید که به همراه دخترتان، در گروه هایی حضور داشته باشید که سایر اعضای خانواده و دوستانتان هم در آن حضور دارند.

شرکت کردن در جمع های خانوادگی یا گردش های خانوادگی یا انجام دادن یک سری کارهایی به همراه سایر دوستان خانوادگی می تواند آرامش بخش و لذت آور باشد و فشارهای موجود را از بین ببرد.

4. همراه با هم به تعطیلات بروید.

جدا شدن از کارهای روزمره می تواند باعث شود که مادران و دختران ریلکس شوند، مجددا انرژی مناسبی به دست بیاورند و رابطه بهتری با هم برقرار کنند.

ثابت شده است که تعطیلات خانوادگی یک سری فوایدی برای سلامت روانی و فیزیکی دارد؛ این مزیت ها عبارتند از کاهش افسردگی و بهبود سلامت قلبی.

رفتن به سفر همراه با اعضای خانواده، همانند سفرهای مادر – دختری، به شما کمک خواهد کرد تا خاطرات خوبی ایجاد کنید، آمادگی بیشتری برای مقابله با شرایط در حال تغییر به دست بیاورید و اعضای خانواده بدون استرس خاص در کنار هم خواهند بود.

یک سری روش هایی را برای نشان دادن عشق و قدردانی تان نسبت به یکدیگر پیدا کنید

5. یک سری روش هایی را برای نشان دادن عشق و قدردانی تان نسبت به یکدیگر پیدا کنید.

نوشتن یادداشت، دادن هدیه های کوچک یا حتی گفتن “متشکرم” یا “شما را دوست دارم” می تواند رابطه مابین مادر و دختر را بهتر کند.

بخش سه – ایجاد یک رابطه سالم

یک سری مرزها و محدودیت های مناسبی ایجاد کنید

1. یک سری مرزها و محدودیت های مناسبی ایجاد کنید.

احساس احترام به انتخاب های یک دختر بالغ، عامل مهمی در رابطه مابین مادر – دختر است.

اجازه بدهید که تغییرات رابطه ای به صورت طبیعی صورت بگیرند. این نکته را به یاد داشته باشید که صورت گرفتن یک سری تغییرات در روابط مابین مادر – دختر یک مورد عادی است.

تغییراتی از شبیه ازدواج، جابجایی ها و به دنیا آمدن نوه ها می توانند باعث ایجاد تغییر در رابطه مابین مادران و دختران شوند.

در صورت درخواست نشدن از شما، نظر خودتان را بیان نکنید. در صورتیکه مادرتان یک توصیه ای بیان کند، حتی در صورت خوب بودن هم ممکن است به عنوان یک مورد منفی و بدی در نظر گرفته شود (چرا که بدون درخواست دیگران چنین توصیه ای بیان کرده است).

سعی کنید که سطح و مقدار تماس و ارتباط، برای طرفین رابطه متناسب باشد

2. سعی کنید که سطح و مقدار تماس و ارتباط، برای طرفین رابطه متناسب باشد.

سعی کنید که در مورد تمامی مسائل، حتی در مورد مسائلی که با دخترتان اختلاف نظر دارید، یک ارتباط احترام آمیزی مابین شما وجود داشته باشد.

این مورد باعث خواهد شد که طرفین خواسته های طرف مقابلشان را در نظر بگیرند و دختر احساس نخواهد کرد که مادرش همواره می خواهد نظرات خودش را به انتخاب های خودش دیکته کند.

به نیاز استقلال دخترتان احترام بگذارید. برای مثال در صورتیکه یک مادر به صورت مکرر به دخترش زنگ بزند، پیام بفرستد یا بدون دعوت پیش دخترش برود، باعث خواهد شد که دخترش نسبت به او متنفر شود.

یک اتاقی برای نامزد یا همسر دخترتان در نظر بگیرید

3. یک اتاقی برای نامزد یا همسر دخترتان در نظر بگیرید.

به غیر از مواردی که احساس می کنید دخترتان یک رابطه ناسالم یا سوء استفاده کننده ای با یک فرد دیگری دارد، باید از رابطه صمیمی دخترتان با سایر افراد مهم حمایت کنید.

سعی کنید که از دخالت کردن یا جانبداری کردن در اختلاف مابین دخترتان و همسرش اجتناب کنید.

هیچ وقت نباید همسر دخترتان را سرزنش کنید – این کار می تواند روابط مابین شما را با مشکلاتی مواجه کند.

به حریم خصوصی زوجین احترام بگذارید. این نکته را باید به یاد داشته باشید که رابطه دخترتان با همسرش یک رابطه مجزایی است و باید مابین این رابطه و رابطه خودتان تفاوت قائل باشید.

4. با دقت گوش دهید و رازدار باشید.

دختران دوست دارند که به مادرشان اعتماد داشته باشند و اطلاعات محرمانه شان را به آنها اطلاع دهند.

هیچ وقت مشکلات یا مسائل دخترتان را با سایر اعضای خانواده یا سایر افراد در میان نگذارید.

در زمانیکه بتوانید، از نظر فیزیکی و عاطفی به دخترتان کمک کنید

5. در زمانیکه بتوانید، از نظر فیزیکی و عاطفی به دخترتان کمک کنید.

یک مادر صرف نظر از سن دخترش می تواند از طریق نگه داشتن نوه هایش، کمک کردن به دخترش در حین جابجایی وسایل خانه، یا مراقبت کردن از وی در زمان بیمار بودن به دخترش کمک کنید و این کارش یک کار ارزشمندی خواهد بود.

نویسنده: Tasha Rube, LMSW

به روز رسانی شده در: 27 آوریل 2019 ,ترجمه : کانون مشاوران ایران

مهمان بودن برای یک تولد (زایمان)

در صورتیکه به مهمانی مربوط به زایمان یک کودک دعوت شده باشید، در این مقاله یک سری توصیه هایی بیان شده است که باید آنها را رعایت کنید تا شما و مادر (همان مادر نوزادی که در آینده به دنیا خواهد آمد) بتوانید آمادگی مناسبی در حین زایمان داشته باشید.

روش یک – قبل از هر کاری در مورد اولویت های مادر صحبت کنید.

میزان تمایل مادران برای رابطه داشتن و شرکت کردن سایر افراد در هنگام زایمان کودکانشان متفاوت می باشد.

در صورتیکه یک مادری در حین تولد کودکش شما را مهمان کند، باید در مورد اولویت های وی در رابطه با این روز بزرگ صحبت کنید؛

در نتیجه خواهید توانست آمادگی مناسبی برای شناسایی نیازهایش داشته باشید.

همچنین مادری که می خواهد بچه اش را به دنیا بیاورد، می تواند به شما توضیح بدهید که از طریق انجام دادن چه کاری می توانید بیشتر کمک را به وی بکنید.

علاوه بر این صحبت کردن در مورد نیازها و خواسته های مادر در حال زایمان، باعث خواهد شد که رفتار و کارهای شما به نحوی نباشد که وی احساس ناامیدی یا ناراحتی کند.

لیست مهمانان مادر (فردی که قرار است بچه اش را به دنیا بیاورد) را بپرسید

1. لیست مهمانان مادر (فردی که قرار است بچه اش را به دنیا بیاورد) را بپرسید.

در صورتیکه مهمانان دیگری برای حضور داشتن در حین تولد بچه دعوت داشته باشند، از مادر بپرسید که چه افرادی دعوت شده اند تا بتوانید محیطی که در زایمان ایجاد خواهد شد را پیشبینی کنید.

در صورتیکه مادر بچه های خودش را دعوت کند، از وی بپرسید که آیا می توانید بچه هایش را ببینید یا در طول زایمان یا چند لحظه بعد از آن از بچه هایش مراقبت کنید؛ در این صورت مادر در حین زاییدن نگران بچه های دیگرش نخواهد بود.

در صورتیکه یک فرد دیگری به تولد نوزاد دعوت شده باشد که رابطه خوبی با شما ندارد، در مورد رفتن به تولد، خوب فکر کنید؛

در صورتیکه در حین به دنیا آمدن یک نوزاد با یک شخص دیگری دعوا کنید، ممکن است که یک محیط نامناسبی را برای مادر و سایر مهمانان حاضر شده برای تولد ایجاد کنید.

رفتاری که مادر از شما انتظار دارد را در نظر داشته باشید

2. رفتاری که مادر از شما انتظار دارد را در نظر داشته باشید.

برخی از زنان ممکن است شما را ترغیب کنند که نزدیکشان باشید، در حالیکه زنان دیگر ترجیح خواهند داد که شما از آنها فاصله بگیرید و آرام باشید.

هر چند که ممکن است در حین شروع زایمان شرایط عوض شود، ولی شما باید از قبل بدانید که مادر از شما چه انتظاری دارد و سعی کنید که طبق همان انتظار رفتار کنید.

انتظار نداشته باشید که خانواده شما یا سایر افراد مهم هم دعوت شوند

3. انتظار نداشته باشید که خانواده شما یا سایر افراد مهم هم دعوت شوند.

در صورتیکه دوست صمیمی یا خواهر مادر باشید، انتظار نداشته باشید که وی یک نامه ای را به شوهر یا بچه های شما هم بنویسد و آنها را دعوت کند.

در صورتیکه شما همسر یک زنی باشید که در حال زایمان باشد، این فرض را نداشته باشید که می توانید بدون اجازه مادر، والدین خودتان یا یک سری مهمانان دیگری دعوت کنید. ممکن است که وی در طول زایمان یا بعد از آن، از این کار شما متنفر شود.

بخش دو – آماده کردن خودتان برای زایمان

در صورتیکه آگاهی مناسبی در مورد انتظارات موجود از خودتان به عنوان یک مهمان حاظر شده در حین وضع حمل یک دوست یا خویشاوند داشته باشید، در این صورت خواهید توانست که یک مهمان حمایت کننده و آماده ای باشید.

قبل از حاضر شدن در کنار یک فرد برای وضع حمل، یک سری نکاتی را در مورد کمک هایی  یاد بگیرید که می توانید به این فرد بکنید؛ در این صورت یک مهمان خوبی برای مادر خواهید بود.

می توانید به همراه مادر در کلاس های آمادگی برای تولد نوزاد شرکت کنید

1. می توانید به همراه مادر در کلاس های آمادگی برای تولد نوزاد شرکت کنید.

در صورتیکه همسر یا مهمان اصلی مادر باشید، باید برای کمک به وی در طول زایمان آماده باشید؛ از این رو باید یک سری توصیه ها و تذکرات مناسب را به مادر بگویید و او را دلگرم کنید.

در کلاس های آمادگی برای تولد نوزاد، با مراحل مختلف زایمان، گزینه های موجود برای مدیریت درد، تکنیک های تنفس، توصیه های مربوط به کمک هایی که می توانید به عنوان یک مهمان ارائه بدهید، و حتی وسایلی که باید با خودتان برای زایمان بیاورید، آشنا خواهید شد.

بیولوژی مربوط به زایمان را یاد بگیرید

2. بیولوژی مربوط به زایمان را یاد بگیرید.

در صورتیکه برای به دنیا آمدن یک کودک دعوت شده باشید، یادگیری نکاتی در مورد درد زایمان و عملکرد زایمان برای شما مفید خواهد بود.

شما از طریق آشنا شدن با موارد مبنایی که مادر تجربه می کند و همچنین از طریق آگاهی یافتن از پیشبینی که در مورد نحوه پیشرفت درد زایمان وجود دارد.

می توانید به مادر کمک کنید تا آرام تر شود، خودتان را برای دیدن خون آماده کنید و نسبت به مدت زمانی که به عنوان یک مهمان زایمان باید سر پا قرار داشته باشید، اطلاع کسب کنید.

خودتان را برای کارهایی که در طول دوره انتظار باید انجام دهید، آماده کنید

3. خودتان را برای کارهایی که در طول دوره انتظار باید انجام دهید، آماده کنید.

در برخی مواقع ممکن است که درد زایمان چند ساعت قبل از زایمان شروع شود؛ ممکن است که به عنوان یک مهمان بخواهید از یک سری استراتژی هایی برای آرام نگه داشتن مادری استفاده کنید که واژنش به منظور تولد نوزاد، در حین گشاد شدن می باشد.

یک لیست از مواردی که باید در مورد آن بحث کنید و همچنین یک لیست از یک سری کارهایی تهیه کنید که مادر دوست دارد در حین شروع زایمان، شما آنها را انجام بدهید.

پیشنهادات موجود شامل صحبت کردن در مورد تعطیلات آینده، پیاده روی کردن، ماساژ دادن مادر، گوش دادن به موسیقی، حمام کردن (شاید دوست داشته باشید که یک لباس شنا داشته باشید)، نشستن بر روی یک توپ ورزشی برای از بین بردن ناراحتی، دیدن فیلم محبوب مادر در لپتاب شما، و سایر فعالیت های دارای استرس کمتر خواهد بود که می توانید برای زود گذشتن زمان و آرام شدن هر دو تان انجام دهید.

روش سه – در حین زایمان، یک مهمان باادبی باشید.

چه در صورتیکه از مدت ها قبل دعوت شده باشید و چه در صورتیکه چند وقت قبل از زایمان دعوت شوید، باید به خودتان یادآوری کنید که در یک اتفاق مهم و استرس زای مربوط به زندگی یک شخصی مهمان هستید که شما را دوست دارد.

در صورتیکه مراقب کارهای خودتان باشید و به درخواست های مادر احترام بگذارید، خواهید توانست که یک تجربه لذت بخشی را برای خودتان، مادر و سایر مهمانان ایجاد کنید.

به یاد داشته باشید که مهم ترین فرد موجود مادر است

1. به یاد داشته باشید که مهم ترین فرد موجود مادر است.

از طریق در نظر داشتن کارهای خوبی که می توانید انجام دهید، می توانید مادر را در یک شرایط مناسبی قرار دهید یا راحتیش را افزایش دهید.

در صورتیکه بخواهید برای خوردن خوراکی یا نوشیدنی بروید، از مادر بپرسید که آیا چیزی نیاز دارد که شما تهیه کنید. می توانید چند تا بالشت اضافی، یک پتو یا یک سری لوازم راحتی را از یک پرستار قرض بگیرید.  

در مورد احساس خستگی، زخم شدن، از پا در آمدن یا عصبی شدن اعتراض نکنید. شما اینجا هستید که کمک کنید و در یک تجربه شگفت انگیزی شرکت داشته باشید؛

در صورتیکه در مورد ناراحتی یا نارضایتی خودتان شکایت کنید، منجر به ناراحتی مادر خواهید شد.

از قبل یک هدیه ای بخرید یا یک گلی تهیه کنید و با خودتان به بیمارستان بیاورید، تا نشان دهید که مادر را دوست دارید و همچنین منجر به دلگرمیش شوید.

این نکته را بپذیرید که ممکن است مادر ذهنیتش را تغییر دهید

2. این نکته را بپذیرید که ممکن است مادر ذهنیتش را تغییر دهید.

درد زایمان و زایمان می تواند یک تجربه چالش زایی باشد و حتی ممکن است که منجر به ایجاد ناراحتی در اکثر زنان شود.

در صورتیکه احساس کنید حضور شما منجر به ناراحتی مادر می شود، می توانید چند لحظه به بیرون بروید یا به صورت موقتی وی را تنها بگذارید.

در صورتیکه مادر از شما درخواست کند که از آنجا بیرون بروید، از این خواسته او تبعیت کنید و این نکته را به خودتان یادآوری کنید که مادر شرایط سختی را تحمل می کند؛

این رفتار مادر هیچ ارتباطی به رابطه مابین شما ندارد. در برخی موارد، مادر فقط می خواهد که چند دقیقه تنها باشد و هیچ مهمانی در کنارش نباشد؛ بعد از این مدت کوتاه می توانید دوباره به پیش مادر برگردید.

توصیه:

صبور باشید، چرا که زایمان می تواند یک فرآیند طولانی و سختی باشد. از اینکه برای مشارکت در این تجربه مهم دعوت شده اید، باید سپاسگذار باشید.

هشدارها:

این فرض را نداشته باشید که در مورد خواسته های مادر در رابطه با مراقبت از کودک، مرتب کردن رخت خوابش یا حتی گرفتن دست هایش مطلع هستید.

هر زنی ویژگی های متفاوتی دارد، بنابراین در صورتیکه قبل از هر کاری خواسته مادر را بپرسید، شانس شما برای در نظر گرفته شدن به عنوان یک مهمان خوشایند و قدردانی شده، افزایش خواهد یافت.

در مورد اولویت های مادر در رابطه با داروهای درد یا مراقبت پزشکی هیچ حرفی به پزشک یا پرستار نزنید، مگر آنکه مادر خودش چنین درخواستی از شما داشته باشد.

به روز رسانی شده در: 28 مارچ 2019 , ترجمه : کانون مشاوران ایران

چگونه می توانید یک شنونده خوبی برای اعضای خانواده تان باشید

ارتباط اهمیت زیادی در روابط خانوادگی قوی دارد. با این وجود، در صورتیکه به صورت درستی به حرف های سایر افراد خانواده تان گوش ندهید.

در برقراری ارتباط با آنها مشکل خواهید داشت. در صورتیکه مهارت های شنوندگی خودتان را تقویت کنید، می توانید به صورت بهتری با خانواده تان ارتباط برقرار کنید و رابطه های قوی تری داشته باشید.

باید به صورت فعالی به حرف های اعضای خانواده تان گوش دهید. می توانید با استفاده از اشاره های غیرزبانی نشان دهید که به حرف طرف مقابلتان گوش می دهید و همچنین یک سری سوالاتی را بپرسید تا فرد صحبت کننده یک سری توضیحات بیشتری ارائه بدهد.

زمانیکه نوبت حرف زدن شما برس، از طریق اشاره کردن و توضیح دادن در مورد حرف هایی که فرد قبلی گفته است، حرف های او را تایید کنید. سعی کنید که از رفتارهای منفی (همانند ایجاد اختلال) اجتناب کنید تا بحث شما به خوبی پیش برود.

بخش یک – گوش دادن فعال

به شرایط موجود و اتفاقاتی که در حال حاضر صورت می گیرند توجه کنید

1. به شرایط موجود و اتفاقاتی که در حال حاضر صورت می گیرند توجه کنید.

در حین گوش دادن به حرف های اعضای خانواده تان، اجازه ندهید که ذهنتان درگیر یک مسئله دیگری شود.

به منظور اینکه اعضای خانواده تان احساس کنند که حرف هایشان شنیده می شود و یک فرد با ارزشی هستند، حتما باید حواس خودتان را بر روی شرایط حال و صحبت های طرف مقابلتان متمرکز کنید.

در حین صحبت کردن با اعضای خانواده از موارد حواسپرت کننده اجتناب کنید. موبایل خودتان را کنار بگذارید و کل توجه خودتان را به طرف مقابلتان متمرکز کنید.

در حین صحبت کردن یک فرد، به سایر موارد توجه نکنید. به جای اینکار، فقط بر روی موارد گفته شده متمرکز شوید.

در صورتیکه احساس کنید دچار سردرگمی شده اید، یک بار دیگر سعی کنید که کل حواستان را به حرف های طرف مقابلتان متمرکز کنید.

به حرف های گوینده تمرکز کنید و نه بر روی مواردی که بعدا خواهید گفت

2. به حرف های گوینده تمرکز کنید و نه بر روی مواردی که بعدا خواهید گفت.

در حین صحبت کردن با یک فردی، در اغلب مواقع بر روی حرفهایی که می خواهید بزنید، متمرکز خواهید شد. این تمایل در حین صحبت کردن با اعضای خانواده شدیدتر خواهد بود.

در صورتیکه در مورد یک مشکل یا اختلاف خانوادگی بحث کنید، تمایل خواهید داشت که تفکرات و ایده های خودتان را مطرح کنید.

با این وجود، در مورد احساسی که دارید یا پاسخی که می خواهید بدهید، فکر نکنید. فقط بر روی فرد صحبت کننده و تفکرات و عقاید وی متمرکز شوید.

بعدا می توانید در مورد پاسخ خودتان فکر کنید. ولی الان باید به حرف های طرف مقابلتان گوش دهید. سعی کنید که اولویت تان شناخت دیدگاه اعضای خانواده تان باشد.

این نکته را به یاد داشته باشید که در صورتیکه بتوانید حرف های طرف مقابلتان را به درستی درک کنید، خواهید توانست که یک پاسخ مناسبی بدهید.

در صورتیکه شما دیدگاه طرف مقابلتان را به صورت درستی درک کنید، ارتباط مابینتان بهتر خواهد شد. شما می توانید بگویید که “به نظر می رسد که شما نگران نتایج امتحانتان هستید، هر چند که دکتر گفته است همه چیز خوب خواهد بود.”

با استفاده از راهنماهای غیرزبانی، نشان دهید که به حرف طرف مقابلتان گوش می دهید

3. با استفاده از راهنماهای غیرزبانی، نشان دهید که به حرف طرف مقابلتان گوش می دهید.

شما می خواهید که احساس ارزشمند بودن را در طرف مقابلتان ایجاد کنید. باید نشان دهید که به حرف وی گوش می دهید.

شما از طریق نشان دادن علائم غیرزبانی می توانید نشان دهید که به حرف طرف مقابلتان گوش می دهید.

در حین صحبت کردن طرف مقابلتان سرتان را تکان دهید، در زمان مناسب بخندید و لبخند بزنید و ارتباط چشمی تان را حفظ کنید.

قبل از آنکه صحبت خودتان را شروع کنید، اجازه دهید که طرف مقابلتان حرف هایش را تمام کند

4. قبل از آنکه صحبت خودتان را شروع کنید، اجازه دهید که طرف مقابلتان حرف هایش را تمام کند.

ایجاد یک مکث یک مورد مناسبی است. چند لحظه سکوت در بحث یک مورد بدی نیست و این شانس را به فرد صحبت کننده می دهد تا به صورت کاملی حرف های خودش را بیان کند.

به جای اینکه سریع پاسخ بدهید، چند لحظه صبر کنید تا فرد صحبت کننده حرف هایش را تمام کند. این کار شما را مطمئن خواهد کرد که طرف مقابلتان حرف هایش را تمام کرده است.

همه افراد به صورت طبیعی تمایل دارند تا در حین صحبت خودشان یک مکثی بکنند.

در صورتیکه متوجه شوید که فرد صحبت کننده مکث کرده است، این فرض را نداشته باشید که حرفش تمام شده است. قبل از آنکه پاسخ بدهید، اجازه دهید تا حرفش تمام شود.

در صورتیکه چند لحظه بعد از مکث کردن به حرفش ادامه ندهد، در این صورت می توانید این تصور را داشته باشید که حرفش تمام شده است.

توصیه کارشناسان

Klare Heston, LICSW

مددکار اجتماعی بالینی

شنونده خوب بودن همچنین باعث می شود که آخرین فرد صحبت کننده باشید. کلار هستون به عنوان یک مددکار اجتماعی – بالینی مجاز توضیح داده است که “به اندازه ای که صحبت می کنید، حتما به آن اندازه هم گوش دهید.

اجازه ندهید که بحثتان به یک بحث یک طرفه تبدیل شود. همچنین داشتن نقش حمایت کننده باعث می شود که فرد مقابلتان هم به خاطر شما یک سری کارهایی انجام دهد. در واقع این یک نوع بده – بستان است.

یک سری سوالاتی بپرسید تا فرد صحبت کننده توضیحات بیشتری ارائه دهد

5. یک سری سوالاتی بپرسید تا فرد صحبت کننده توضیحات بیشتری ارائه دهد.

بخشی از شنیدن عبارت از شناختن می باشد. در صورتیکه فرد صحبت کننده یک سری حرف هایی بزند که شما درک نمی کنید، یک سری سوالاتی بپرسید.

بعد از آنکه یک فرد حرف هایش را تمام کند، در صورت نیاز یک سری سوالات ابهام زا بپرسید. این نشان خواهد داد که شما واقعا به حرف های هم خانواده ایتان گوش می دادید و دیدگاهش برای شما اهمیت دارد.

یک سری سوالاتی بپرسید که طرف مقابلتان را به یک بحث باز و صریح تشویق کند. برای مثال می توانید بپرسید “نظر شما در مورد این موقعیت چیست؟” و “به نظر شما، ما باید مال کجا باشیم؟”

از پرسیدن سوالاتی که با “چرا” شروع می شوند، اجتناب کنید. این سوالات می توانند جنبه قضاوتی داشته باشند و باعث شوند که فرد صحبت کننده یک حالت دفاعی به خودش بگیرد.

برای مثال هیچ وقت نپرسید که “چرا این شغل را انتخاب کرده اید؟” به جای آن بپرسید که “چه چیزی باعث شد که این تصمیم را بگیرید؟”

بخش دو – ارتباط برقرار کردن به صورت موثر

موارد گفته شده را یک بار دیگر بگویید

1. موارد گفته شده را یک بار دیگر بگویید.

به صورت خلاصه گفته های طرف مقابلتان را تکرار کنید؛ این کار می تواند روش مناسبی برای برقراری ارتباط باشد. هر فردی دوست دارد که مورد ارزش قرار بگیرد و حرف هایش شنیده شود؛

بنابراین تکرار کردن حرف های هم خانواده ایتان نشان خواهد داد که شما به حرفهایش گوش داده اید.

این کارتان باعث خواهد شد که فرد مورد نظر، تفسیر شما را از حرف هایش بشنود و در صورت نیاز یک سری شفاف سازی هایی انجام دهد.

بعد از پایان یافتن حرف های فرد صحبت کننده، سعی کنید مواردی که شنیده اید را به صورت مختصر بیان کنید.

برای مثال می توانید بگویید “خب، برداشت من این است که در حال حاضر از دست مادر عصبی هستید، چرا که فکر می کنید او شما را به عنوان یک فرد بزرگسال و بالغ در نظر نمی گیرد.”

این کار شما را مطمئن خواهد کرد که نظر فرد صحبت کننده را به درستی متوجه شده اید.

همچنین نشان خواهید داد که به حرف های طرف مقابلتان گوش داده اید و این شرایط باعث خواهد شد که در آینده روابط بهتری مابین شما و خانواده تان ایجاد شود.

به اعضای خانواده تان کمک کنید تا تجربیاتشان را به صورت خلاصه بیان کنند

2. به اعضای خانواده تان کمک کنید تا تجربیاتشان را به صورت خلاصه بیان کنند.

شما می خواهید به یک فردی کمک کنید تا احساسات خودش و دلیل آن را بیان کند. بعد از گوش دادن به حرف های افراد خانواده تان، به آنها کمک کنید تا تجربیات خودشان را به صورت خلاصه بیان کنند.

برای مثال می توانید جمله خودتان را به این صورت شروع کنید: “بسیار خب، اجازه بدهید تا مطمئن شوم که منظورتان را درست متوجه شده ام.”

بعد از آن به منظور کمک به هم خانواده ایتان برای چارچوب بندی کردن تجربیاتش، یک سری سوالاتی بپرسید.

برای مثال می توانید بگویید که “شما ناراحت هستید که مادر، بدون اینکه کسی نظرش را بپرسد، یک حرفی در مورد بیمه ماشین زده است. چه احساسی در مورد آن دارید؟ من احساس نامناسبی دارم.”

در صورتیکه به اعضای خانواده تان کمک کنید تا احساسات خودشان را طبقه بندی کنند، در این صورت آنها خواهند توانست که درک بهتری از موقعیت موجود داشته باشند.

صحبت های بیان شده را دوباره بگویید

3. صحبت های بیان شده را دوباره بگویید.

بعد از پایان یافتن حرف های هم خانواده ایتان، به صورت مختصر موارد بیان شده در مورد موضوع را بیان کنید.

سعی نکنید که همه موارد گفته شده را تکرار کنید، بلکه سعی کنید که فقط موارد مهم را بگویید.

مثال می توانید بگویید که “من فکر می کنم که این مورد برای شما مهم است” یا “من احساس می کنم که این یک موضوعی می باشد که ما به عنوان یک خانواده باید در موردش صحبت کنیم.”

در حین صحبت کردن از جمله های استفاده کنید که با “من” شروع می شوند

4. در حین صحبت کردن از جمله های استفاده کنید که با “من” شروع می شوند.

موقعیت های خانوادگی می توانند یک سری موقعیت های پیچیده ای باشند. در برخی مواقع ممکن است شما با موارد بیان شده مخالف باشید یا با آن مشکل داشته باشید.

زمانیکه با یک موردی مخالف باشید، از جملاتی که با “من” شروع می شوند، استفاده کنید.

این کار باعث خواهد شد که حرف شما به عنوان یک سرزنش در نظر نگرفته شود، چرا که احساسات شخصی خودتان را در مورد یک چیزی بیان می کنید.

یک جمله ای که با “من” شروع می شود، دارای سه بخش است. این جمله با “من احساس می کنم که …” شروع می شود و بلافاصله بعد از آن می توانید احساسات خودتان را بیان کنید.

بعد از آن توضیح دهید که چه چیزی منجر به ایجاد این احساس در شما شده است. در بخش آخر می توانید بگویید که چه احساسی در مورد کار خودتان دارید.

در صورتیکه با نظرات یکی از افراد خانواده تان مخالف باشید، سعی نکنید که حرف های شما جنبه قضاوتی یا تشخیصی داشته باشند.

برای مثال نباید بگویید که “مادر فقط می خواست که کمک کند و خودتان هم مطلع هستید که در گذشته با مادر یک سری مشکلاتی داشته اید. شما واقعا من را ناامید کردید.”

به جای اینکار سعی کنید از جملاتی استفاده کنید که با “من” شروع می شوند. برای مثال می توانید بگویید که “از اینکه نسبت به مادرم عصبی شدید از شما ناامید شدم.

او فقط می خواست به شما کمک کند؛ به نظر من مادر حق دارد که نگران شود و واقعا شما را دوست دارد.”

این موضوع را در نظر داشته باشید که شما مجبور نیستید که همواره مشکلات یک شخصی را حل کنید

5. این موضوع را در نظر داشته باشید که شما مجبور نیستید که همواره مشکلات یک شخصی را حل کنید.

شما در اغلب مواقع دوست دارید که به خانواده تان کمک کنید. با این وجود، شما نمی توانید مشکلات یک فرد دیگری را حل کنید.

در برخی مواقع، افراد خانواده تان از شما می خواهند که فقط به حرفشان گوش دهید و با آنها همدلی کنید. به فرد مقابلتان اجازه دهید که صحبت کند و سعی کنید جلوی تمایل خودتان برای حل کردن مشکل موجود را بگیرید.

شما باید یک سری سوالات انعکاسی بپرسید. برای مثال می توانید بپرسید “به نظر شما این امکان وجود دارد که او نگران شما باشد؟”

روش سه – اجتناب کردن از رفتارهای منفی

هیچ اختلالی ایجاد نکنید

1. هیچ اختلالی ایجاد نکنید.

ایجاد اختلال می تواند یک سری وقفه هایی را در یک مکالمه مهم ایجاد کند. همواره سعی کنید که چند ثانیه بعد از پایان یافتن حرف های یک فردی صبر کنید و بعدا پاسخ خودتان را بگویید.

در نتیجه این کار مطمئن خواهید شد که طرف مقابلتان حرف هایش را تمام کرده است.

از ارائه پیشنهاد صرفنظر کنید

2. از ارائه پیشنهاد صرفنظر کنید.

به غیر از مواردی که صریحا از شما درخواست می شود، هیچ مشورتی ارائه ندهید.

در صورتیکه بدون درخواست کسی مشورت ارائه دهید، در این صورت طرف مقابلتان احساس خواهد کرد که به حرفهایش گوش نداده اید.

شما فقط مواردی که می خواهید را می شنوید و در پاسخ یک پیشنهادی ارائه می دهید. در صورتیکه یک نفر بخواهد که فقط صحبت کند، تا زمانیکه حرفش تمام نشده باشد، نباید هیچ حرفی بزنید.

موضوع مورد بحث طرف مقابلتان را در مواقع نامناسب تغییر ندهید

3. موضوع مورد بحث طرف مقابلتان را در مواقع نامناسب تغییر ندهید.

تا زمانیکه حرف های طرف مقابلتان تمام نشده باشد، موضوع مورد بحث را تغییر ندهید. حتی در صورتیکه یک موضوعی منجر به ناراحتی تان شود، باید اجازه دهید که طرف مقابلتان حرف هایش را تمام کند.

در صورتیکه در مورد یک مسئله خانوادگی بحث کنید، شاید بخواهید که فرد صحبت کننده سریع حرف هایش را تمام کند.

برای مثال، در صورتیکه این فرد در مورد نحوه صحبت کردن شما با پدرتان در هفته گذشته صحبت کند، تمایل خواهید داشت که در مورد فیلمی که شب در تلویزیون دیده اید، صحبت کنید.

این کار را هیچ وقت انجام ندهید. بخش از ارتباط با خانواده عبارت از صحبت کردن در مورد موضوعات مشکل زا در هر زمانی می باشد.

شما باید اجازه دهید که بحث ها روال عادی خودشان را داشته باشند، حتی در صورتیکه موضوع مورد بحث شما را ناراحت کند.

سعی نکنید که فرد صحبت کننده را دستپاچه کنید

4 .سعی نکنید که فرد صحبت کننده را دستپاچه کنید.

هیچ وقت منجر به تعجیل فرد صحبت کننده نشوید. سعی نکنید که قبل از خاتمه یافتن صحبت یک فرد، نظر خودتان را بیان کنید.

هیچ وقت نگویید که “آیا متوجه منظورم هستید؟” این کار نشان خواهد داد که هیچ علاقه ای به بحث ندارید.

از قضاوت کردن اجتناب کنید

5. از قضاوت کردن اجتناب کنید.

حتی در صورتیکه از یک فردی ناامید یا عصبی باشید، سعی کنید که در حین گوش دادن یک نوع همدلی با فرد صحبت کننده داشته باشید.

گوش دادن همراه با قضاوت هیچ وقت ایده مناسبی نخواهد بود، چرا که توانایی شما را برای ایجاد یک ارتباط کامل کاهش خواهد داد. حتی در صورتیکه با کارها یا عقاید یک فردی مخالف باشید، از قضاوت کردن اجتناب کنید.

باید به حرف های طرف مقابلتان گوش دهید، چرا که این کار به شما کمک خواهد کرد تا دلیل حرف های بیان شده را بفهمدید.

توصیه:

در صورتیکه یک فردی در حین صحبت کردن در مورد یک موضوعی ناراحت شود، اجازه دهید که بحث را متوقف کند.

نویسنده: Klare Heston, LICSW

به روز رسانی شده در: 23 آوریل 2019 , ترجمه : کانون مشاوران ایران

زن خانواده (نحوه ایفای نقش یک زن در خانواده)

در گذشته زنان به دنبال حفظ کردن زندگی شان بودند. به خصوص در مورد بزرگ کردن فرزندانشان دغدغه های زیادی داشتند. در مورد یک زنی که زندگی خانوادگی را شروع می کند، افسانه های زیادی در مورد نحوه درست انجام دادن کارها وجود دارد.

مراحل:

این کار را به روش خودتان انجام دهید

1. این کار را به روش خودتان انجام دهید.

قواعد مشخصی در مورد داشتن یک خانواده وجود ندارد، هر چند که اکثر افراد بالغ بر این عقیده اند که یک سری روش های درست و غلطی در مورد انجام دادن هر کاری وجود دارد. متاسفانه افراد زیادی بیش از حد تفکر سایر افراد را زیر نظر می گیرند و به آن توجه می کنند.

بهتر است که کارهای خودتان را به صورت غیرارادی و به نحوی که خودتان دوست دارید، انجام دهید. در صورتیکه برای انجام وظایف خودتان به سایر افراد وابستگی داشته باشید، شرایط مناسبی نخواهید داشت.

یک مثال. این مورد فقط یک مثال در مورد تلاش کردن برای کنترل بیش از حد یک موقعیت در زندگی خانوادگی است.

در مورد یک زن تصورات و انتظارات زیادی وجود دارد و افراد زیادی بر این عقیده اند که زن باید این انتظارات را تامین کند.

ولی واقعیت این است که انجام دادن همه کارها و تامین همه انتظارات، یک وظیفه غیر واقعی برای هر زنی می باشد.

صبور باشید

2. صبور باشید.

چه در صورتیکه ازدواج کرده باشید و چه در صورتیکه با یک فردی زندگی کنید که بیشتر وقت خودتان را در کنار این فرد هستید.

صبور بودن می تواند منجر به ایجاد یک سری موقعیت هایی شود که تا زمانیکه در آن شرایط قرار نگیرید، احتمالا برایتان غیر قابل تصور خواهد بود.

چرا که هر زوجی یک زوج متفاوتی است و هر یک از آنها روش خاص خودشان را برای واکنش نشان دادن در موقعیت های سخت دارند.

توصیه اصلی که به شما می شود، عبارت از تبدیل شدن به شاه یا ملکه شکیبایی یا صبر است.

همه افراد می توانند صبور باشند. صرف نظر از موقعیتی که در آن قرار می گیرید، یک نفس عمیقی بکشید و به شرایط خطرناکی که در آن قرار دارید فکر کنید؛ سعی نکنید که با عجله یک کاری را انجام دهید و بعدا متوجه شوید که تصمیم اشتباهی گرفته اید.

در صورتیکه یک کاری انجام دهید یا یک حرفی بزنید، حتی در یک شرایط بدتری قرار خواهید گرفت که منجر به پشیمانی خواهد شد. سعی کنید که در تمامی جنبه های مربوط به زندگی خانوادگی صبور باشید، به خصوص در مورد مسائل مربوط به همسرتان.

مراقبت کردن از کودکان.

3. مراقبت کردن از کودکان.

از طرف دیگر، کودکان به یک دیدگاه فعال تری نیاز دارند. در صورتیکه در روبروی کودکتان قرار گرفته باشید، قبل از تادیب کردن او باید یک نفس عمیقی بکشید تا بتوانید یک برخورد مناسبی داشته باشید.

برای داشتن برخورد مناسب با یک فردی که لاغر است و دارای احساسات تغییر پذیر و حساسی است، باید یک عکس العمل سریعی داشته باشید.

بدترین کاری که می توانید انجام دهید، از دست دادن کنترلتان می باشد. البته کودکان باید بدانند که چه چیزی درست و چه چیزی اشتباه است، ولی دادن زدن به سر یک بچه ای که دست پاچه شده است، یک کار درستی نیست.

با این وجود سهل گیری هم یک واکنش درستی نیست. مهمترین نکته ای که در مورد سرپرستی وجود دارد، عبارت از داشتن یک برخورد ثابت و یکنواخت است؛

کودکان به مرور زمان یاد خواهند گرفت تا خودشان را با این برخورد شما تطبیق دهند.

 بعد از گرفتن یک تصمیم، نظر خودتان را تغییر ندهید یا سعی نکنید که کار اشتباه را از یک فردی قبول کنید.

چرا که این شرایط می تواند منجر به سردرگمی کودک در مورد درست بودن کارهای مختلف شود و ممکن است که بعدا بخواهد کارهای اشتباه (که مورد تایید شما قرار گرفته است) را تکرار کند.

مراقبت کردن از افراد مسن

4. مراقبت کردن از افراد مسن.

یک رابطه کاملا متفاوت دیگری که وجود دارد، عبارت از رابطه مابین شما و والدینتان و والدین همسرتان می باشد.

در صورتیکه کاملا خوش شانس باشید، یک خانواده کاملا آرامی خواهید داشت و همه افراد کل وقت خودشان را در کنار هم سپری خواهند کرد. این شرایط فوق العاده خواهد بود.

با این وجود در صورتیکه شما هم مشابه اکثر افراد باشید و در خانه تان مشکلات زیادی وجود داشته باشد، بهترین کاری که می توانید انجام دهید عبارت از این است که از همه افراد درخواست کنید که آرامش خودشان را حفظ کنند.

همچنین سعی نکنید که در مورد هر چیزی خود رای باشید چرا که ممکن است منجر به ایجاد ناراحتی شود، ولی این مورد به این معنا نیست که شما باید از نظر سایر افراد تقلید کنید و وانمود کنید که نظر واقعی خودتان است.

خودتان باشید

5. خودتان باشید.

در نهایت باید یک کاری انجام دهید که با توجه به تمامی جنبه های موجود، بهترین کار ممکن برای زندگی خانوادگی تان باشد.

زمانیکه شما یک ریتم یا چارچوبی پیدا کنید که برایتان مناسب است، باید آن را ادامه بدهید و خودتان را با سایر افراد مقایسه نکنید. یک ضرب المثل قدیمی در این مورد وجود دارد: “در صورتیکه یک چیزی شکسته نشود، آن را تعمیر نکنید[1].”

به روز رسانی شده در: 27 دسامبر 2016 , ترجمه : کانون مشاوران ایران


[1] If it ain’t broke, don’t fix it

نحوه مراجعه به مشاوره خانواده

مشاوره خانواده یا خانواده درمانی یک نوع روان درمانی گروهی می باشد. این مشاوره که توسط یک روان شناس یا یک درمانگر مجاز ارائه می شود، معمولا به صورت کوتاه مدت می باشد و نحوه حل کردن اختلافات و بهبود ارتباطات را به خانواده ها آموزش می دهد.

مشاوره خانواده هم می تواند با حضور کل خانواده و هم با حضور تعداد محدودی از اعضای خانواده که تمایل به حضور در این جلسات دارند، برگزار شود.

در صورتیکه به این روش درمان علاقمند باشید، به افرادی که دوستشان دارید توصیه کنید که به آن مراجعه کنند. بعد از آن یک درمانگر مناسبی پیدا کنید و بر روی حل مشکلات موجود کار کنید.

بخش یک – بردن خانواده خودتان به مشاوره

با خانواده تان صحبت کنید

1. با خانواده تان صحبت کنید.

بردن یک فرد مورد علاقه به جلسات مشاوره خانواده به تلاش، برنامه ریزی و هماهنگی نیاز دارد. در صورتیکه بخواهید همسرتان، والدینتان، برادران یا خواهرانتان را برای شرکت در این جلسات متقاعد کنید، باید به صورت صادقانه و صریح در مورد مشاوره با آنها صحبت کنید.

از افرادی که دوستشان دارید بخواهید که بنشینند تا بتوانید خواسته های خودتان را به آنها بگویید.

این افراد را مطلع کنید که می خواهید در مورد یک مسئله مهمی با آنها صحبت کنید؛ برای مثال می توانید بگویید که “بیل، من می خواهم در مورد یک مسئله مهمی با شما صحبت کنم.

آیا می توانید چند لحظه بنشینید؟” این کار باعث خواهد شد که طرف مقابلتان حواسش را جمع کند و همچنین مواردی که شما بیان خواهید کرد را به عنوان یک مورد مهم در نظر بگیرد.

یک زمان و مکان خوبی را برای این صحبت کردن در نظر بگیرید. یک زمانی را انتخاب کنید که فرد مورد نظرتان در آن وقت آزاد داشته باشد و بتواند به صورت مناسبی به حرف های شما توجه کند.

برای مثال می توانید در بعد از ظهر و زمانی که از سر کارش بر می گردد و استراحت می کند، با این فرد صحبت کنید.

یک زمانی را انتخاب کنید که این هم خانواده ایتان در آن ریلکس و راحت باشد. سعی کنید که از مطرح کردن این موضوع در یک مکان عمومی اجتناب کنید، چرا که ممکن است منجر به دعوای شما شود.

پیشنهاد دادن مشاوره

2. پیشنهاد دادن مشاوره.

هدف شما از صحبت کردن با هم خانواده ایتان عبارت از پیشنهاد دادن مشاوره می باشد. بنابراین باید به صورت صریح و در رابطه با موضوع صحبت کند.

همچنین باید مراقب واکنش های طرف مقابلتان هم باشید. به صورت آرام و با حوصله موضوع را مطرح کنید و از عصبی شدن یا داشتن حالت تدافعی اجتناب کنید.

برای مثال می توانید بگویید که “ماریا، یک دغدغه ای که من دارم عبارت از داشتن یک ارتباط بهتر با شما می باشد که برای این منظور باید از یک فردی کمک بگیریم. نظر شما در مورد مراجعه به مشاوره خانواده چیست؟”

سعی کنید که همدلی خودتان را نشان دهید. می توانید بگویید که “من درک می کنم که این بحث یک بحث سختی است، ولی من فقط به دلیل اینکه شما را دوست دارم و رابطه ام با شما اهمیت زیادی برای من دارد، این حرف را می زنم.

در صورتیکه شما را دوست نداشتم و نمی خواستم که رابطه بهتری با شما داشته باشم، هیچ وقت در مورد این موضوع با شما صحبت نمی کردم.”

به دلیل اینکه ممکن است فرد مورد علاقه تان پیشنهاد شما را نپذیرید، می توانید از جمله هایی استفاده کنید که با “من” شروع می شوند.

برای مثال می توانید بگویید که “من فکر می کنم که مشاوره خانواده برای ما مفید باشد” یا “من واقعا می خواهم که یک راه حلی را برای خاتمه دادن به دعوای خودم با شما پیدا کنم و فکر می کنم که کمک گرفتن از یک فرد دیگر می تواند یک راه حل مناسبی باشد.”

در صورتیکه از این روش حرف زدن استفاده کنید، خواهید توانست که منظورتان را بیان کنید، بدون اینکه طرف مقابلتان را سرزنش کنید.

بر روی پیدا کردن راه حل متمرکز باشید

3. بر روی پیدا کردن راه حل متمرکز باشید.

در صورتیکه شما بر روی حل مشکلات موجود متمرکز باشید، ممکن است که شخص مورد علاقه تان تمایل بیشتری به پذیرش حرف های شما داشته باشد.

بر روی مزایای این روش تاکید کنید: سعی کنید که بیشتر بر روی این موضوع تاکید کند که این درمان به شما آموزش خواهد داد تا مشکلات موجود در روابط و ارتباطات خودتان را رفع کنید.

به طرف مقابلتان نگویید که مشاوره منجر به مشخص شدن احساسات واقعیش خواهد شد.

برای مثال می توانید بگویید که “من دوست دارم که به مشاوره مراجعه کنید، چرا که در صورت مراجعه به مشاوره می توانیم روابط بهتری با هم داشته باشید و یک سری راه حل هایی را پیدا کنیم.” به طرف مقابلتان نگویید که “باید به همراه هم به مشاوره مراجعه کنیم تا شما، شناخت بهتری نسبت به من به دست بیاورید.”

به این نکته اشاره کنید که خانواده درمانی می تواند مشکلات موجود در رفتار شما و نقش های خانواده را نشان دهد و نحوه حل کردن مشکلات موجود را به شما آموزش دهد.

همچنین خانواده درمانی می تواند باعث شود که روابط مابین شما و فرد مورد علاقه تان بیشتر شود و همچنین به شما کمک خواهد کرد تا تفکرات و عواطف خودتان را بیان کنید و به همراه هم مشکلات را رفع کنید.

گزینه های جایگزین را بررسی کنید

4. گزینه های جایگزین را بررسی کنید.

فرد مورد علاقه شما در نهایت یک تصمیمی باید بگیرد: یا همراه شما به مشاوره بیاید و یا اینکه درخواست شما را رد کند. شاید این فرد از درمان بترسد، نسبت به آن بی اعتماد باشد یا در مورد کارایی آن شک داشته باشد.

ولی حتی در صورتی که این فرد درخواست شما را رد کند، باز هم امید خودتان را از دست ندهید. همچنان یک سری گزینه های جایگزینی برای مشاوره خانواده وجود دارند که می توانند به شما و فرد مورد علاقه تان کمک کنند تا روابط خودتان را بهبود بخشید.

برای مثال، یک جلسه خانوادگی هفتگی را پیشنهاد دهید که در آن بتوانید در مورد روابط خودتان صحبت کنید. یا اینکه هر روز 10 دقیقه از وقت خودتان را به شنیدن احساسات فرد مورد علاقه تان اختصاص دهید.

همچنین شما می توانید از موارد خود کمکی استفاده کنید. کتاب هایی از قبیل دستیابی به عشقی که می خواهید و هفت اصل مربوط به ازدواج[1] مواردی همانند ارتباط و رفع اختلاف و جنگ های قدرت را در روابط مورد بررسی قرار می دهند.

این نکته را فراموش نکنید که خود شما هم می توانید به مشاوره مراجعه کنید. هر شخصی یک نقشی را در روابط خانواده دارد و تا یک حدی مسول کیفیت رابطه می باشد.

شما می توانید موارد زیادی را از مشاوره یاد بگیرید، حتی در صورتیکه فرد مورد علاقه تان در مشاوره شرکت نکند.

بخش دو – پیدا کردن یک مشاور

مشخص کردن برنامه ای که به آن نیازمندید

1. مشخص کردن برنامه ای که به آن نیازمندید.

در حال کلی، خانواده درمانی برای رفع مشکلاتی مورد استفاده قرار می گیرد که در روابط خانوادگی ایجاد می شوند. با این وجود، این مشاوره موضوع های مختلفی را مورد بررسی قرار می دهد

. برای مثال، درمانگران خانواده می توانند به والدین کمک کنند تا کودک پرخاشگر و شلوغ خودشان را کنترل کنند، یا به بهبود روابط میان فردی زوجین کمک خواهند کرد.

بهترین نوع مشاوره ای که شما می توانید مورد استفاده قرار دهید، بیشتر به نیازهای خود شما بستگی دارد.

آیا کودک شما با خطر مواجه است؟ در این مورد یک سری درمانگران خانواده ای وجود دارند که بر روی نوجوانان و کودکانی تمرکز دارند که دارای مشکلات رفتاری، بزهکاری یا سوء مصرف مواد هستند.

آیا این فرد از خانواده شما یک مشکلی در رابطه با مواد مخدر یا الکل دارد که بر روی خانواده هم تاثیر گذاشته است؟ این مورد هم می تواند در درمان مورد توجه قرار بگیرد.

همچنین یک سری درمانگران خانواده وجود دارند که بر روی ازدواج کار می کنند یا زمانیکه یکی از اعضای خانواده با بیماری فیزیکی یا روانی شدیدی مواجه باشد، به خانواده ها کمک می کنند تا مشکل موجود رفع شود.

با یک پزشک صحبت کنید

2. با یک پزشک صحبت کنید.

در صورتیکه به پزشک مراقب اصلی تان بگویید که می خواهید به پیش یک دکتر دیگری بروید، او باید بتواند شما را به یک درمانگری ارجاع دهد.

همچنین شما می توانید از سایر متخصصان بالینی، همانند یک روان شناس، روان پزشک، مددکار اجتماعی یا پرستار کمک دریافت کنید.

آنها باید بتوانند به شما مشاوره بدهند، شما را به یک متخصص دیگری ارجاع دهند و به شما کمک کنند تا متخصص مورد نیازتان را در منطقه خودتان پیدا کنید.

در مورد درمانگران بالقوه سوالات زیادی بپرسید. برای مثال بپرسید که آموزش یا گواهی نامه او در چه زمینه ای است؟ آیا مجوز لازم را دارد و دارای تخصص لازمی در زمینه روان شناس خانواده می باشد؟

همچنین یک سری سوالاتی در مورد موقعیت، در دسترس بودن و روش کارش بپرسید.

می توانید بپرسید که هر جلسه مشاوره خانواده چقدر طول می کشد؟ معمولا مشاوره خانواده چند جلسه می باشد؟ آیا درمانگر در موارد ضروری قابل دسترسی می باشد؟

همچنین در مورد هزینه و بیمه هم یک سری بررسی هایی انجام دهید. هزینه درمانگر در هر جلسه چقدر می باشد؟ آیا باید همه هزینه ها قبل از مراجعه پرداخت شود؟ آیا درمانگر با بیمه سلامتی درمانجو طرف قرارداد می باشد؟

یک سری جستجوهای اینترنتی انجام دهید

3. یک سری جستجوهای اینترنتی انجام دهید.

به صورت آنلاین در مورد درمانگران خانواده و منابع خانواده درمانی یک سری بررسی هایی انجام دهید. کار خودتان را با یک تحقیق عمومی شروع کنید؛

برای مثال می توانید در گوگل بنویسید که “درمانگران خانواده در بالتیمور”، ولی نباید از سایر موتورهای جستجوی تخصصی غافل شوید

یک سری وب سایت های درمانی دارای ابزارهای خاصی هستند که می توانند برای پیدا کردن درمانگران موجود در کشور مورد استفاده قرار بگیرند.

برای مثال، Psychology Today دارای یک موتور جستجوی گروه درمانی در وب سایت خودش است. شما می توانید محل خودتان را بررسی کنید و بعد از آن نتایج را محدود کنید تا بتوانید متخصصان موجود در حوزه های طلاق یا اختلاف خانوادگی را پیدا کنید.

ابزار دومی که می توانید مورد استفاده قرار دهید عبارت از اجاره دهنده درمانگر مربوط به انجمن آمریکایی ازدواج و خانواده درمانی است.

باید اسم منطقه خودتان را جستجو کنید تا درمانگران ازدواج و درمانگران خانواده مجاز موجود در منطقه خودتان را پیدا کنید.

از سازمان های محلی کمک بگیرید

4. از سازمان های محلی کمک بگیرید.

علاوه بر پزشک خودتان و منابع آنلاین، همچنین می توانید از سازمان های سلامتی محلی موجود در منطقه خودتان مشورت بگیرید.

برخی از این سازمان ها، همانند بیمارستان ها، کلینیک های سلامت روانی، مراکز عمومی یا حتی خدمات مشاوره دانشگاه را برررسی کنید تا در صورت داشتن جلسات خانواده درمانی، از آنها استفاده کنید.

همچنین می توانید با این مراکز تماس بگیرید، به صورت حضوری مراجعه کنید یا ایمیل بفرستید.

برای مثال می توانید با بیمارستان محلی خودتان تماس بگیرید و در مورد انواع خدمات مشاوره خانوادگی که در آنجا ارائه می شود، اطلاع کسب کنید.

برخی از مکان ها، همانند بیمارستان جزیره رود[2]، برای کمک به یک سری از مشکلات روان شناختی، کلینیک های خانواده درمانی دارند.

همچنین اکثر دانشگاه ها یک سری خدمات مشاوره ای – که شامل خانواده درمانی هم می باشد – به دانشجویان و کارمندان خودشان ارائه می دهند.

به دانشگاه یا کالج موجود در نزدیکی محل سکونت خودتان بروید و امکان استفاده از برنامه های آنها را بررسی کنید.

در مورد روش درمان یک سری مواردی را یاد بگیرید

5. در مورد روش درمان یک سری مواردی را یاد بگیرید.

همچنین شما تمایل خواهید داشت در مورد روش های درمانی که درمانگر بالقوه تان مورد استفاده قرار می دهد، یک سری اطلاعاتی کسب کنید.

مشاوره خانواده می تواند با استفاده از روش های مختلفی صورت بگیرد که هر کدام از این روش ها فرضیات و اهداف خاص خودشان را دارند. روش مورد استفاده به شرایط شما و ترجیحات درمانگر بستگی خواهد داشت.

بپرسید که آیا خانواده درمانی ساختاری[3] (SFT) در مورد شما استفاده خواهد شد.

SFT فرض می کند که مشکلات موجود مربوط به ساختار خانواده می باشند – به همین دلیل این روش درمان بر روی تعاملات موجود در داخل گروه تمرکز می کند و کمتر بر روی افراد متمرکز می شود.

هدف درمانگر عبارت از تغییر روش های تعامل قدیمی خانواده خواهد بود.

همچنین می توانید در مورد درمان استراتژیک مختصر[4] یک سری سوالاتی بپرسید. این روش درمانی یک روش درمانی مختصری است و بیشتر سعی دارد که خانواده را به عنوان یک سیستم در نظر بگیرد و بر روی تعاملات آن متمرکز شود.

درمانگران در حین استفاده از این روش سعی خواهند کرد که مشکلات را مشخص کنند و بعد از آن یک سری اهدافی را برای تغییر مشخص خواهند کرد و همچنین یک سری وظایفی را برای افراد مختلف تعیین خواهند کرد که باید در خارج از جلسات درمان انجام دهند.

علاوه بر این می توانید از روش خانواده درمانی تابعی[5] (FFT) هم استفاده کنید، به خصوص در صورتیکه کودک شما با خطر مواجه باشد.

FFT تلاش می کند تا از طریق تمرکز بر تغییر رفتار در سطح انفرادی، حالت های منفی را کاهش دهد که در اغلب مواقع در چنین خانواده هایی ایجاد می شود. این کار می تواند از طریق تمرکز بر روی مهارت های سرپرستی، ارتباطی و حل مشکل افراد صورت بگیرد.

بخش سه – حل کردن مشکلات

آماده بودن برای مشارکت

1. آماده بودن برای مشارکت.

اکثر افراد بر این باورند که در جلسات مشاوره خانواده، همه اعضای خانواده (یا زن و مرد) با هم در یک اتاق قرار می گیرند. این مورد فقط یک بخشی از مشاوره خانواده می باشد.

ولی ممکن است که درمانگر بخواهد یک سری جلسات انفرادی اضافی با هر یک از اعضای خانواده داشته باشد.

برای شرکت در این جلسات آماده باشید، چه به صورت تنها و چه به صورت بخشی از یک گروه. در حقیقت مشارکت تک تک اعضای خانواده نقش مهمی در موفقیت مشاوره دارد.

برخی از درمانگران ترجیح می دهند که کل اعضای خانواده به همراه هم در جلسه ها شرکت کنند.

با این وجود، در اغلب مشاوره های خانواده علاوه بر جلساتی که کل اعضای خانواده حضور دارند، یک سری جلساتی هم وجود دارند که یک سری گروه های کوچکتری از خانواده در آن شرکت می کنند یا اینکه فقط یک فرد از خانواده در مشاوره شرکت می کند.

معمولا جلسات مشاوره خانواده 50 تا 60 دقیقه به طول می کشند. همچنین دوره های خانواده درمانی کوتاه مدت هستند و معمولا بیش از شش ماه به طول نمی کشند.

خودتان را به عنوان یک بخشی از یک واحد در نظر بگیرید

2. خودتان را به عنوان یک بخشی از یک واحد در نظر بگیرید

. یکی از اصلی ترین ایده های مربوط به مشاوره خانواده عبارت از در نظر گرفتن خودتان و عشقتان به عنوان یک واحد می باشد.

خانواده ها صرفا عبارت از افراد منزوی نیستند، بلکه از افرادی ساخته شده اند که بخشی از گروه ها و سیستم های اجتماعی هستند.

هر یک از افراد خانواده بر روی سایر اعضا، پدر، مادر، خواهر، برادر و سایر خویشاوندان تاثیر می گذارد.

فرض کنید که به منظور رفع مشکلات رفتاری، به همراه فرزندتان به درمان مراجعه کرده باشید. یک درمانگر تلاش خواهد کرد تا یک ارتباطی مابین مشکلات کودک و تجربیاتش به عنوان عضوی از خانواده پیدا کند.

شاید به دلیل اینکه والدینش شغلشان را از دست داده اند، کودک عملکرد ضعیفی در مدرسه دارد؛ شاید این کودک به دلیل اختلافات و جر و بحث های موجود در خانه و ترس داشتن در مورد احتمال طلاق گرفتن والدینش، یک رفتار پرخاشگرانه ای در مدرسه داشته باشد.

همچنین این امکان وجود دارد که یک درمانگر خانواده از شما بخواهید که رفتار و روابط خودتان با سایر اعضای خانواده را تغییر دهید. برای مثال، ممکن است درمانگر از شما بخواهد که رابطه خودتان با افراد مورد علاقه تان را تغییر دهید.

برای شناخت نکاتی در مورد خودتان و خانواده تان آماده باشید

3. برای شناخت نکاتی در مورد خودتان و خانواده تان آماده باشید.

خانواده درمانی شامل کشف خودتان، افراد مورد علاقه تان و نقش های خودتان در یک واحد بزرگتری از خانواده می باشد.

مراجعه به مشاوره خانواده می تواند نکات زیادی را در مورد تعامل شما، نحوه بیان کردن تفکرات و احساساتتان و همچنین حل کردن یا ایجاد کردن مشکلات به شما آموزش دهد.

یکی از اهداف درمانگر عبارت از کمک کردن به شما برای بررسی نحوه تعامل خودتان با افراد مورد علاقه تان می باشد؛ این تعاملات شامل نقش های خانوادگی، قواعد و الگوهای رفتاری می باشد.

بعد از جلسات مشاوره، شما با استفاده از این دانش می توانید مشکلات خودتان را به صورت موثرتری رفع کنید.

همچنین یک درمانگر می تواند به نقاط قوت خانواده شما و بخش هایی اشاره کند که باید بهبود پیدا کنند.

شاید شما روابط نزدیک و وفاداری مناسبی نسبت به یکدیگر داشته باشید، ولی نتوانید احساسات خودتان را به راحتی بیان کنید.

در این صورت درمانگر می تواند به شما کمک کند تا به صورت راحت تر و صریح تری با هم ارتباط برقرار کنید.

خانواده درمانی به همراه آگاهی مناسب می تواند به شما کمک کند تا یک سری روش هایی را برای مقابله با اختلافات خانوادگی پیدا کنید و در حالت ایده آل، یک شناخت بهتری در مورد افراد مورد علاقه تان به دست بیاورید.

نویسنده: Trudi Griffin, LPC

به روز رسانی شده در: 28 مارچ 2019 ,ترجمه : کانون مشاوران ایران



[1] Getting the Love You Want and The Seven Principles for Making Marriage Work

[2] Rhode Island

[3] Structural Family Therapy

[4] Brief Strategic Therapy

[5] Functional Family Therapy

مهم ترین نشانه های خیانت دوست پسر چیست؟

نشانه های خیانت دوست پسر یا نامزد که باید نسبت به آن ها حساس بود چه هستند؟

دوستی و روابط عاشقانه همیشه با این نگرانی همراه است که اگر شریک عاطفی ام به من خیانت کرد چه؟

چطور می توانم متوجه خیانت طرف مقابلم شوم؟

اگر دوست پسرم به من خیانت کرد، بهترین رفتار چه می تواند باشد؟

با ادامه ی مطلب همراه باشید تا شما را با مهم ترین نشانه های خیانت بیشتر آشنا کنیم.

در اینجا منظور از دوست پسر رابطه آشنایی پیش از ازدواج با نظارت والدین است و با روابط نامشخص و نامشروع فرق دارد.

دوست پسر شما کمتر از قبل با شما درد و دل می کند.

اگر شریک عاطفی تان کمتر از سابق با شما گفت و گو می کند و یا گفت و گوهای سطحی و بی سر و ته زیادی دارد، با نشانه یخوبی روبه رو نیستید.

در روابط صمیمیانه ی واقعی، شریک عاطفی شما از گفت و گ و با شما لذت می  برد و تلاش می کند تا این مصاحبت را بیشتر و بیشتر کند.

مهم ترین نشانه های خیانت دوست پسر چیست؟

رفتارهای جدید و عجیب و غریبی نشان می دهد.

به عنوان مثال در صورتی که لحظه ای پرانرژی و فعال است و لحظه ای دیگربی حوصله و سردرگم است، می توانید مشکوک به وجود روابط دیگر و یا احتمال ابتلا به اختلالات خلقی مانند افسردگی در او شوید.

در چنین رابطه ای نه تنها لذت نخواهید برد بلکه دایما از رفتارهای پر نوسان طرف مقابل تان شوکه می شوید و احساس تنهایی و سردرگمی خواهید داشت.

محبت افراطی و بی دلیل دارد.

بر خلاف تصورتان، محبت افراطی و بدون دلیل نیز می تواند نشانه ای بر وجود روابط موازی باشد.

بهتر است نسبت به دلایل محبت طرف مقابل تان آگاه باشید و در مقابل مهربانی های بدون دلیل، خنثی و منفعلانه عمل نکنید.

با شما کمتر از قبل در تماس است.

در صورتی که شریک عاطفی تان کمتر از قبل جویای حال تان است، نسبت به مسایل مهم شما بی تفاوت است، به بی حوصلگی و یا بیماری تان توجهی نمی کند و ازصحبت در مورد مسایل مهم طفره می رود، رابطه ی شما شدیدا در معرض خطر است.

بهترین راهکار این است که علت تغییر رفتار او را جویا شوید و انتظارات رفتاری خود را مجددا تعریف کنید.

پنهان کاری می کند.

مخفی کاری در روابط صمیمانه یکی از نشانه های بارز خیانت است. هیچ دلیلی ندارد که شریک عاطفی شما مسایلی را از شما مخفی نگه دارد.

در صورتی که شاهد تناقضاتی در گفته های او هستید و یا رفتارهای جدیدی مانند قرار دادن رمز بر تلفن همراه و غیره را مشاهده می کنید، ادامه ی رابطه تان معقول به نظر نمی رسد.

یکی دیگر از نشانه های خیانت دوست پسر یا نامزد پنهان کاری است.

احساس تان گویای آن است که برای طرف مقابل اهمیتی ندارید.

در بسیاری از موارد، توجه به احساسات درونی تان می تواند نشانه هایی خوبی از وضعیت رابطه تان به دست دهد.

در صورتی که از درون احساس شادی و خوشحالی ندارید، وجود فرد سومی را احساس می کنید و یا شور و حرارت سابق را در ارتباط تان نمی بینید، بهتر است به احساس تان اعتماد کنید.

این جمله بدین معنا نیست که بر اساس احساس تان عمل کنید بلکه ضرورت صحبت کردن از احساسات تان را نشان می دهد.

بهتر است از احساسات منفی ای که تجربه می کنید با شریک عاطفی تان صحبت کنید و از او بخواهید تا برای تان توضیحاتی شفاف ارایه دهد.

در نهایت این شما هستید که برای ادامه ی رابطه تصمیم خواهید گفت.

با خیانت دوست پسرم چطور کنار بیایم؟

با خیانت دوست پسرم چطور کنار بیایم؟

در صورتی که مجموعه ای از نشانه های بالا را در رفتار طرف مقابل تان احساس کردید، وقت آن است تا در رابطه ی تان بازنگری کنید.

به زبان ساده از او در مورد تغییرات رفتاری اش سوال کنید و انتظارات برآورده نشده تان را عنوان کنید.

در صورتی که طرف مقابل تان واکنش جدیدی به منظور شرایط نشان نداد، بهتر است رابطه ی بیمارتان را برای همیشه پایان دهید و شانس ورود به رابطه ای سالم و پایدار را از دست ندهید.

برای کنار آمدن با خیانت دوست پسر یا شریک عاطفی تان نکات زیر می تواند بسیار مفید باشد:

به خاطر داشته باشید که شما مستحق ارتباطی سالم و شفاف هستید. بنابراین هرچه سریع تر رابطه را پایان دهید و اجازه ندهید تا ترس های تان شما را کنترل کند.

شرایط عاطفی کنون تان را بپذیرید و درد و رنجی را که متحمل شده اید، مورد توجه قرار دهید.

به خودتان زمان بدهید. برون رفت از روابط عاطفی معیوب همواره نیازمند زمان است . بنابراین انتظار نداشته باشید تا یک شبه خاطرات عاشقانه ی روزهای خوب از حافظه تان حذف شود.

با یک مشاور متخصص در حوزه ی روابط عاطفی گفت و گو کنید.

در بسیاری از موارد، زخم های عاطفی ناشی از روابط بین فردی، به خودی خود ترمیم نمی شوند و درخواست کمک از فردی متخصص می تواند در بهبود شرایط روحی نامساعد بسیار کمک کننده باشد.

با یک مشاور متخصص در حوزه ی روابط خیانت دوست پسرم عاطفی گفت و گو کنید.

از ورود به روابط جدید تا حداقل 6 ماه خودداری کنید.

بدترین واکنش به خیانت دوست پسر یا شریک عاطفی، می تواند این باشد که رابطه ی دیگری را آغاز کنید تا درد و رنج گذشته از یادتان برود.

در چنین شرایطی احتمال گرفتن تصمیم اشتباه و تجربه ی مجدد شکست به مراتب بیشتر خواهد شد و نتیجه ی این تصمیم، شخصی جز خودتان را درگیر نمی کند.

به رابطه ی پایان یافته ناشی از خیانت دوست پسر رجوع نکنید.

اگرچه ممکن است طرف مقابل تان از رفتار خیانت آمیزش ابراز پشیمانی کند و یا مرور خاطرات، شما را به رابطه مجدد با او سوق دهد اما بهتر است قبل از آن، دلیل قانع کننده ای برای رفتارتان بیابید.

فردی که یک بار به شما خیانت کرده است می تواند برای باری دیگر نیز این رفتار را انجام دهد.

مراقب نشانه های اختلالات روانی باشید.

در بسیاری از موارد نشانه هایی از جمله پنهان کاری، نوسان خلقی، ایرادگیری بیش از حد، دروغ گویی، بی حوصلگی و یا فراموش کاری می تواند هشدارهایی در خصوص احتمال ابتلا به اختلالات خلقی از جمله افسردگی، دوقطبی و یا اختلالات اضطرابی نیز باشد.

بر این اساس بهتر است در صورت مشاهده ی چنین رفتارهایی، از زدن برچسب قطعی خیانت کار به شریک عاطفی تان خودداری کنید و شرایط را دقیق تر بررسی کنید.

این روند می تواند با کمک یک مشاور روانشناسی متخصص نیز تسهیل شود.

در این صورت شما می توانید دلایل تغییر رفتار شریک عاطفی تان را دقیق تر و جامع تر مورد بررسی قرار دهید و بهترین رفتار را بروز دهید.

منبع: کانون مشاوران ایران

روش صحیح درد و دل کردن و همدردی کردن

همه ی ما در زمان هایی از زندگی مان نیاز به درد و دل کردن ، همدردی کردن و همدلی با دیگران را احساس می کنیم.

روش های صحیح درد و دل کردن با دیگران

در چنین شرایطی تمایل داریم تا کسی به حرف های مان گوش دهد، راهنمایی مان کند و یا به احساسات درونی مان به گونه ای خاص توجه کند.

به طور کلی نیاز به درد و دل از مهم ترین نیازهای روانی هر انسانی است.

ممکن است شما هم از جمله افرادی باشید که به خوبی پای صحبت های دیگرانمی نشینید، با آن ها همدلی می کنید و به خواسته های شان توجه می کنید اما در مواقعی که خودتان نیازمند این توجه هستید، واکنش خوبی از جانب دیگران دریافت نمی کنید.

با ادامه ی مطلب همراه باشید تا شما را با مهم ترین نکات ارتباط صحیح و اثربخش بیشتر آشنا کنیم.

روش صحیح درد و دل کردن

آیا درد و دل کردن نیازمند مهارت است؟

ممکن است چنین فکر کنید که درد و دل کردن ساده ترین کار ممکن است. دریچه ی ناراحتی ها را باز می کنیم و تمامی آنچه اذیت مان می کند را به یکباره بیرون می ریزیم.

اما واقعیت آن است که درد و دل کردن نیز مانند هر کار دیگری نیازمند آگاهی از نکات و کسب مهارت های لازم است.

  فردی را تصور کنید که هر وقت شما را می بیند، شروع به گلایه و شکایت از زمین و زمان می کند.

دایما از چیزاهای آزاردهنده، ناراحتی ها و مشکلاتش صحبت می کند و فضایی منفی و افسرده وار ایجاد می کند.

 پس از پایان این مکالمه، شما چه احساسی خواهید داشت؟ آیا حاضر به ادامه ی این همصحبتی هستید؟

کاملا مشخص است که هیچکس از چنین مصاحبتی لذت نخواهد برد. در حقیقت افرادی که ناراحتی هایشان را بهکشل گله و شکایت و یا غر زدن مطرح می کنند، شانس کمتری  برای دریافت همدلی از سوی دیگران خواهند داشت.

آن ها از طریق غر و ناله کردن، دیگران را خسته و آزرده می کنند و ممکن است همواره این شکایت را داشته باشند که هیچ کس پای صحبت من نمی نشیند.

مهم ترین نکاتی که در هنگام دردر و دل کردن لازم است بدانید

باتوجه به توضیحات بالا، بهتر است قبل از شروع به درد و دل کردن با دیگران نکاتی را مورد توجه قرار دهید تا شانس خود برای دریافت همدردی کردن از جانب ان ها را افزایش دهید:

در موقعیت مناسب درد و ودل کنید.

کاملا قابل پیش بینی است که آن در فضای یک مهمانی، جشن و یا محیط کار می تواند با شکست مواجه شود.

در چنین فضاهایی افراد به دنبال لذت بردن، شادی و یا انجام وظایف خود هستند و نمی توانند شنوندگان خوبی برای شما باشند.

این هرگز به معنای آن نیست که طرف مقابل تان برای گفته های شما ارزشی قایل نیست بلکه نشان دهنده ی آن است که شما موقعیت مناسبی را برای درد و دل انتخاب نکرده اید.

از احساسات و شرایط تان صحبت کنید اما غر نزنید.

درد و دل کردن با غر زدن متفاوت است.

هیچ کس از همصحبتی با فردی نالان و منفی بین لذت نمی برد اما اگر تلاش کنید تا از شرایط و احساسات تان صحبت کنید، دیگران با احتمال بیشتری شنوای حرفتان خواهند بود.

یکی از تفاوت های اساسی غر زدن با درد و دل کردن آن است که درد و دل کردن با جست و جوی راه حل همراه است.

شرایط روحی طرف مقابل تان را در نظر بگیرید.

این حق طبیعی همه ی افراد است که زمان هایی از زندگی شان را با بی حوصلگی سپری کنند.

بنابراین توقع اینکه ” دیگران همواره باید گوش شنوایی برای درد و دلهای من باشند ” باور غلطی است که شما را ناکام و افسرده خواهد کرد.

بهتر است شرایط روحی طرف مقابل تان را به عنوان انسانی معمولی در نظر بگیرید و سپس شروع به حرف زدن کنید.

مهم ترین نکاتی که در هنگام دردر و دل کردن و همدردی کردن لازم است بدانید

از دیگران بخاطر گوش شنوای شان تشکر کنید.

ممکن است خیلی ساده به نظر برسد اما رعایت این نکته به شما کمک می کند تا گوش های شنوای زیادی را در کنار خودتان حفظ کنید.

از طرف مقابل تان به خاطر صبوری، صرف زمان و گوش دادن به صحبت های تان تشکر کنید و به او بگویید که همدردی کردن اش چقدر حال تان را بهتر کرده است.

توانایی همدردی کردن را در خودتان تقویت کنید.

اگر به دنبال این هستید که دیگران به حرف ها و ناراحتی های شما گوش فرا دهند، لازم است تا خودتان نیز این مهارت رابه خوبی فراگیرید.

درد و دل کردن، جاده ای کاملا دو طرفه است و دوستان تان نیز نیازمند این هستند که در مواقع لزوم، سفره ی دل شان را بازکنند و شما را همدم خوبی برای احساسات شان بیابند.

برای این منظور می توانید مهارت های گوش دادن فعال و انعکاس احساس را تمرین کنید تا به شنونده  و همدمی خوب تبدیل شوید.

درد و دل کردن با چه افرادی ممنوع است؟

همکار، مدیر و یا شریک کاری

اگرچه احساس تنش و فشار عاطفی ممکن است شما را به درد و دل کردن با هر کسی سوق دهد،اما بهتر است با مدیر و یا همکارتان صحبت خصوصی نکنید.

در حقیقت مناسبات کاری، از فضایی کاملا متفاوت با مناسبات عاطفی و شخصی شما برخوردارند و از بین رفتن مرزهای کاری و شخصی می تواند شما را با مخاطراتی آزاردهنده مواجه کند.

همه ی دوستان و آشنایان

درست است که نیاز به درد و دل، نیازی مشترک و همگانی است اما درد و دل کردن با همه ی دوستان و رفقا، نیز امری غیر منطقی است.

بهتر است یکی از دوستان صمیمی تان را مخاطب درد و دلهای تان قرار دهید و از این طریق حریم شخصی تان را بیشتر حفظ کنید.

درد و دل کردن و همدلی کردن با چه افرادی ممنوع است؟

افراد فاقد همدلی

درد و دل کردن با افرادی که فاقد حس همدردی کردن هستند، نه تنها اوضاع را بهتر نمی کند بلکه می تواند شمارا سرشار از خشم، احساس تنهایی و درک نشدن کند.

حتی اگر این فرد همسر و یا نزدیک تر فرد زندگی تان باشد، بهتر است از صحبت خصوصی با او پرهیز کنید و به او کمک کنید تا مهارت های همدلی و توجه را در خود تقویت کند.

این کار می تواند از طریق مراجعه به مشاور و یا روانشناس صورت گیرد.

کسی که قرار است با او ازدواج کنید

درد و دل کردن بیش از حد و بیان مشکلات خانوادگی، شخصی و روحی با فردی که قرار است شریک زندگی تان باشد، در بسیاری از موارد درد سر ساز است.

ممکن است طرف مقابل تان شما را به عنوان فردی ضعیف برداشت کند و یا احساس کند که شما از قدرت کافی برای حل مسایل تان برخوردار نیستید.

اگر چه استفاده از فضای عاطفی رابطه یکی از مهم ترین حقوق شماست اما همدلی های بی ثمر در بسیاری از موارد، منجر به ایجاد مشکلات بین فردی خواهد شد.

در چنین شرایطی بهتر است از طریق مراجعه به متخصص مشاوره روانشناسی ، ناراحتی ها، مشکلات و دغدغه های زندگی تان را مطرح کنید.

در فضای مشاوره ای شما از فرصت بیان افکار، احساسات و نگرانی های تان بدون هیچ گونه قضاوت و پیش داوری برخوردار هستید و می توانید همانگونه که هستید، شنیده و درک شوید.

همچنین شما خواهید توانست راه حل هایی برای مشکلات کنونی تان بیابید و در نتیجه ی درد و دل کردن به رشد شخصی بیشتری نیز دست یابید.

منبع: کانون مشاوران ایران

مهم ترین تکنیک های رفتار با پسر مغرور

غرور چیست و مغرور کیست؟

آیا واقعا غرور خوبه ؟

آیا پسر مغرور جذابه ؟

اصلا ما آدم ها چرا باید غرور داشته باشیم ؟

این سوالاتی است که این مدت ذهنم را مشغول کرده و به شدت انرژیم را گرفته  بود.

دوستم حدود چندماه پیش با پسری فوق العاده مغرورآشنا شده بود از آن پسرهایی روی اعصاب ( البته از نظر من ).

همچنین ازآن مدل پسرای بود که دردانشگاه دخترا واسش سرو دست میشکوندن؛ و از چپ و راست بهش جزوه میدادن و کلی سر کلاس ها هواش را داشتن.

پسر مغرورکلاس مون بعد از چندین ماه به دوستم چراغ سبزنشان داد، چشم تون روز بد نبینه مگه دوست من رو پا بند میشد! کلا میتونم بگم تا یک هفته درآسمان سیر و سیاحت می کرد و ذوق مرگ بود .

بعد از یک ماه از آشنایی شون از من خواهش کرد که با آنها برم کوه ، منم به خاطر دوستم قبول کردم . ولی کاش باهاشون بیرون نمی رفتم از اول صبح، آقا پسرمغرور کلا بهش بی تفاوت بود.

زمان ناهار ما به یک رستوران رفتیم و سفارش غذا دادیم؛ دوستم با ذوق و شوق گفت : پرهام جونم، نوشابه نخوریا! برات ضرر داره.

آقا پرهام هم نه گذاشت ونه برداشت به دوستم گفت : اولا به تو ربطی نداره، دوما دفعه آخرت باشه که به من امر و نهی می کنی.

بعد با عصبانیت میزرا حل داد و از پیشمون رفت.

بنده خدا دوستم با خاک یکسان شد. نمی دونست گریه کنه و یا اینکه از من عذرخواهی کنه اصلا چهره ای دوستم از ذهنم پاک نمیشه.

اونجا بود که فهمیدم زندگی کردن با افراد مغرور( دختر و پسر) سخته .البته باید به موارد پایینم اشاره کرد که مربوط به پسران مغرور است، حتما مطالعه کنید.

پسران مغرور چگونه رفتار می کنند؟

پسر مغرور دیگران را نادیده می گیره و حس خود برتربینی داره و این حس را  با هر کاری تقویت میکنه.

متاسفانه انسان مغرور ضربه روحی زیادی به اطرافیان خودش وارد میکنه و خیلی وقتا این ضربه ها جبران ناپذیره.

شاید براتون جالب باشه که بدونین پسرمغرور لبخند نمی زنه، نظرشم نسبت بهتون نمیگه. درواقع شما نمی تونید حدس بزنین چی در فکرشه!

معمولا پسر مغرور با چهره ای جدی به بقیه نگاه می کنه. به خاطر همینه که همیشه افکار این  نوع پسرها برامون جذابه و جای سوال داره که الان چه نظری داره و دقیقا داره به چی فکر میکنه؟.
پسر مغرور نسبت به لطیفه دخترها بی تفاوت است و اصلا بهشون نمی خنده و هیچ واکنشی هم نشان نمیده و حتی به زبونشم نمیاره که این لطیفه مسخره وبی مزه بود یا نه . پس اگر با چنین موضوعی برخورد کردین ناراحت نشید.

تازه ممکن است  وقتی شما شروع به صحبت کردن می کنین پسر مغرور بلند بشه و آنجا را ترک کنه ، حتی نسبت به صحبت تون بی تفاوت باشه و جوابی نده یعنی کلا خودتون میشید متکلم وحده .

پسر مغرور نسبت به نیازهای خودش واکنش نشان میده و کاری به درخواست و نیازتون نداره.

 مثلا ممکن است شما یک داستان هیجان انگیز و یا غم انگیز ، براش تعریف کنید و او فقط نگاهی بهتون بندازه و بگه :” خوب چه کار کنم ” و یا ” اوکی ” وای که چقدر سخت است که دنیایی از هیجان وغم باشی و این قدر بی تفاوتی ببینی .”.

مردان مغرور و دردسر بی تفاوتی

همانطور که متوجه شدید مردان مغرور هیچ گاه نظرات منفی نمی دهند اما از کلماتی استفاده می کنند که می توان از آن ها هم برداشت منفی و هم برداشت مثبت دریافت کرد.

 وقتی شخصی احساس سردرگمی کند بیشتر به فردی که باعث این سردرگمی شده فکر خواهد کرد و چه چیزی می تواند بیشتر از نظرات دو پهلو باعث سردرگمی دیگران شود؟

مردان مغرور نسبت به هیچ چیز حساسیت نشان نمی دهند. مثلا اگر زنی به او بگوید از محلی که در آن نشسته اند خوشش نمی آید هیچ پیشنهادی برای تعویض آن مکان نخواهد داد و ممکن است بگوید:”سعی کن از این مکان لذت ببری”.

مهم ترین خصوصیات پسران مغرور

مهم ترین خصوصیات پسران مغرور

پسر مغرورهیجان زده نمیشه، چشم هاش ازعشق برق نمیزنه ونسبت به عشق و دوست داشتن شما بی قراری نمی کنه. آن ها چهره ی جدی خودشون را برای سردرگمی شما کاملا  حفظ می کنن.

از دیگر خصوصیات پسران مغروراینکه به هیچ وجه برای انجام کارهاشون نظر شما را نمی پرسن و این اوج خودخواهی شون را نشان میده.

پسر مغرور، اگر ازتون جواب منفی دریافت کنه، حتی اگر به شوخی! شما کاملا شانستون را از دست میدید و او دیگه به هیچ وجه مجدد درخواستش را تکرار نمیکنه و به حسش نسبت به شما  بی تفاوت میشه.

 پس اگر شما خواستگار مغرور، دارین این را مورد تحلیل و بررسی قرار بدین و اینکه به قول قدیمیا آویزونه گوشتون کنین، که پسرهای مغرورحتی درباره همسرآینده شونم با غرورشون، در جدال و جنگ هستن که اصولا،غرورشون پیروزمیدان است .

این مواردی که گفتم فقط چند نمونه از خصوصیات و رفتاری بود که پسران مغروراز خودشون نشان میدن .

آیا انتظار عشق از سمت پسر مغرور برآورده می شود؟

متاسفانه اینم بگم از این پسران مغرورانتظارمهربانی و عشق نداشته باشین البته اینم داخل پرانتز بهش اشاره کنم که اگر بخوان دختری را مجذوب خودشون کنن شور و اشتیاق وحشتناکی از خود نشان می دهند.

 ازدواج تون با یک  پسر مغرور چالش بسیار دشواری را براتون میزنه و مشکلات زیادی را باید پشت سر بزارید، چون این گروه از پسران عادت دارن که همسراشون را به زانو در بیارن و گونه ای برخورد می کنن که انگارعشق و دوست داشتن از جانب زن است و آنها هستن که باید انتخاب کنن که آیا آنها را به کنیزی بگیرن!

 و این محبوب بودن یکی از دلایل اصلی مغرور شدن آنها است. پس بدونید مسیر سختی را انتخاب کردین .

چگونگی رفتار با پسر مغرور

 اولین مطلبی که باید بپذیرین اینه که آنها هیچ توجه و احترامی نسبت به دیگران و شما ندارن.

 اولین توصیه‌ به شما این هست که  با خودتون روراست باشین. قبول کنین که پسر مغرورهرگز نیازهای شما را ترجیح نمیده و برطرف نمیکنه.

پسران مغرور، دزد احساسات تون هستن، توجه شما را میخوان ولی به شما توجه نمیکنن پس حتما و حتما، به خودتون توجه کنید.

 مثلا به ظاهرو آراستگی تون اهمیت بدید و خوش پوش باشید. به این‌کار، برطرف کردن نیازهای خود گفته میشه.

در برابر پسر مغرور به هیچ عنوان تواضع نشان ندین و وارد بازشون نشید و یا درگیر رفتاری که درشان شما نیست نشید.

 کلا مهربون بودن با یک پسر مغرورکه باهاتون نامهربونه و ناعادلانه رفتار می‌کنه کار واقعا سختی است اما مثل خودشون رفتار کردن هم کاری از پیش نمی‌برد. پس روی شخصیت خودتون کار کنید. بهش یادآوری کنین که دنیا دور او نمی‌چرخد و از این توهم خودمحوری خارجش کنین وبه جای ناله کردن و غرر زدن باهاش حرف بزنین و بهش بگید که واقعا نیازدارید با کسی درمورد چیزی که آزارتون میده حرف بزنید.

پسر مغرور را تشنه ی توجهتون کنین و به هیچ عنوان سیرابش نکنین . این یک استراتژی خیلی قدرتمند درباره رفتار با پسر مغرور ، خب این روش به این شکل است که شما خوش‌رفتاربشین؛ اما هرگز توجهی که پسر مغرو ‌دنبالش است بهش ندید.

باید کلمات‌ و لحن تون ملایم و مهربان باشه، اما نظرات‌ی که میدین گنگ و مبهم باشه. مثلا، به‌جای این‌که بگید،”آخی عزیزم ،امروز سر کار خیلی سرت شلوغ بود و کلی خسته شدی؟”، بگید، ” دقیقا، زندگی و کار همینه دیگه.

نشانه های افراد مغرور

  1. ترک کردن و اهمیت ندادن به جمع
  2. اعتنا نکردن به حرف های دیگران و بی اهمیتی به مردم
  3. انتقاد فراوان
  4. تمسخر دیگران
  5. تعریف کردن از خود یا افراد وابسته به خود
  6. اصالت دادن به داشته های خود

اگر این نشانه ها را در خود می بینید حتما فکری به حال درمان این ویژگی ناپسند بکنید، چرا که انسان های مغرور نه تنها جایگاهی در بین مردم ندارند بلکه گاهی اوقات همان موضوعی که نسبت به آن غرور دارند، باعث سرافکندگی آنها می شود.

مهم ترین تکنیک های رفتار با پسر مغرور

منبع: کانون مشاوران ایران

هوش چیست؟ روانشناسان چگونه هوش را تعریف می کنند؟

هوش در طول تاریخ روانشناسی موضوعی مهم و بحث برانگیز بوده است.

با وجود علاقه قابل توجه به موضوع، هنوز اختلاف نظر قابل توجهی در مورد مؤلفه های تشکیل دهنده آن وجود دارد.

علاوه بر سؤالاتی که دقیقاً در مورد چگونگی تعریف آن وجود دارد، امروز بحث درباره اینکه آیا اندازه گیری های دقیق حتی ممکن است هنوز در حال بحث و تحقیق هستن.

در نقاط مختلف در طول تاریخ اخیر، محققان تعاریف متفاوتی از هوش ارائه دادن. در حالی که این تعاریف از یک نظریه پردازبه دیگری متفاوت است.

هوش شامل برخی توانایی های ذهنی مختلف از جمله منطق ، استدلال ، حل مسئله و برنامه ریزی است.

این موضوع یکی از بزرگ ترین و سنگین ترین تحقیقات است، همچنین یکی از مباحثی است که بیشترین بحث و جدال را ایجاد کرده است .

در حالی که روانشناسان غالباً درمورد تعریف و علل هوش اختلاف نظر دارن، تحقیقات در مورد آن در بسیاری از زمینه ها نقش بسزایی دارد. همچون هوش مصنوعی.

هوش چیست؟ روانشناسان چگونه آن را تعریف می کنند؟

هوش دقیقاً چیست؟

 در حالی که هوش یکی از موضوعات مورد بحث در روانشناسی است ، هیچ تعریف استاندارد از آنچه دقیقاً هوش را تشکیل می دهد وجود نداره.

 برخی محققان اظهار داشته اند كه یك توانایی واحد و كلی است، در حالی كه برخی دیگر معتقدند كه هوش شامل طیف وسیعی از مهارت ها  و استعدادها است.

می تواند شامل برخی توانایی های ذهنی مختلف از جمله منطق، استدلال، حل مسئله و برنامه ریزی است.

در حالی که این موضوع یکی از بزرگترین و سنگین ترین تحقیقات است، همچنین یکی از مباحثی است که بیشترین بحث و جدال را ایجاد می کند.

به منظور به دست آوردن درک عمیق تر از هوش و آزمایش هایی که درتلاش برای سنجش این مفهوم انجام شده است ، شناخت تاریخچه آزمایش هوش، تحقیقات علمی انجام شده و یافته های پدید آمده حائز اهمیت است.

 مفهوم هوش چگونه توسعه یافت؟

اصطلاح “هوشیار اطلاعاتی” یا ضریب هوشی (IQ) برای اولین بار در اوایل قرن بیستم توسط یک روانشناس آلمانی به نام ویلیام استرن ابداع شده است.

روانشناس آلفرد بینت اولین آزمایش های اطلاعاتی را برای کمک به دولت فرانسه برای شناسایی دانش آموزان مدرسه ای که به کمک های اضافی دانشگاهی نیاز داشتند، انجام داد.

بینت اولین کسی بود که مفهوم سن ذهنی یا مجموعه ای از توانایی هایی را که کودکان در سن خاصی از آن برخوردار هستند، معرفی کرد.

چگونه ارزیابی می شود؟

پسر چهار و نیم ساله با پدرش روی مبل نشسته بودن که پدر با صدای بلند، داستانی جدید را برای پسرش شروع کرد به خوندن.

پدر صفحه را برای ادامه خواندن داستان چرخاند، اما قبل از شروع، پسر با صدای بلند میگه، “صبر کن ، بابا!” او به صفحه جدید اشاره می کنه و با صدای بلند شروع به خوندن میکنه، “برو، اسب ، برو! ”

پدربا تعجب به پسرش نگاه می کنه.” پسرم تو تونستی بخونی؟ “بله بابا!” و او به كلمات اشاره می كنه و دوباره می خونه، “برو، اسب، برو! “

این پدر به فرزندش آموزش نمیداد که بخونه، حتی اگر کودک دائم در مورد نامه ها، کلمات و نمادهایی که همه جا می دید، سؤال می کرد.

پدر در مورد اینکه چه چیزی، ممکن است وجود داشته باشه تا پسرش این همه سوال براش به وجود بیاد، بسیار تعجب کرد و تصمیم گرفت یک آزمایش را امتحان کنه.

او یک برگه کاغذ خالی برداشت،و چندین کلمه ساده را در یک لیست نوشت:

مادر ، پدر، سگ، پرنده، تختخواب، کامیون، ماشین، درخت.

او لیست را جلوی پسرش گذاشت و از او خواست که کلمات را بخونه. “مادر ، پدر، سگ، پرنده، تختخواب، کامیون، ماشین، درخت” ، پسرخواند و بعد با ذوق گفت :”آیا من این کار را کردم ، بابا؟” پدر هم با خوشحالی گفت : آره عزیزم تو این کار را کردی.

 مانند پدر در این مثال ، روانشناسان تعجب کرده اند که چه چیزی آن را تشکیل می دهد و چگونه می توان اندازه گیری کرد.

برای بررسی تاثیر بازی بر هوش کودکان می توانید این مقاله را مطالعه کنید.

طبقه بندی اطلاعات

هوش دقیقاً چیست؟ روشی که محققان مفهوم هوش را تعریف کردن  از زمان تولد روانشناسی بارها اصلاح شده است.

روانشناس انگلیس، چارلز اسپیرمن معتقد بود که آن از یک عامل کلی به نام g تشکیل شده است که می تواند در بین افراد اندازه گیری و مقایسه شود.

اسپیرمن بر مشترکات میان توانایی های مختلف فکری متمرکز شد و آنچه را که منحصر به فرد است، تأکید کرد.

با این وجود مدتها قبل از پیشرفت روانشناسی مدرن، فیلسوفان باستان مانند ارسطو دیدگاه مشابهی داشتند.

روانشناسان دیگر معتقدند که به جای یک عامل واحد، هوش مجموعه ای از توانایی های متمایز است.

در دهه 1940، ریموند کاتل نظریه ای را ارائه داد كه هوش عمومی را به دو مؤلفه تقسیم می كرد:

  1. هوش متبلور
  2. هوش سیال

هوش متبلور

 هوش تبلور به عنوان دانش اکتسابی و توانایی بازیابی آن مشخص میشه. وقتی اطلاعات را یاد می گیرین ، به یاد می آورین، از هوش تبلور استفاده می کنین.

هوش سیال

هوش سیال شامل توانایی دیدن روابط پیچیده و حل مشکلات است. حرکت به سمت خانه خود بعد از اینکه در یک مسیر ناآشنا به دلیل ساخت و ساز از جاده جدا شوید، باعث میشه تا اطلاعات سیال شما جلب شود.

 هوش سیال به شما کمک می کنه تا با چالش های پیچیده و انتزاعی در زندگی روزمره خود مقابله کنید، در حالی که هوش متبلور به شما کمک می کند تا بر مشکلات غلبه کنین.

نظریه های هوش

محققان مختلف نظریه های مختلفی را برای توضیح ماهیت آن ارائه داده اند. در اینجا برخی از تئوری های مهم هوش که در طی 100 سال گذشته پدید آمده اند:

چارلز اسپیرمن: هوش عمومی

روانشناس بریتانیایی چارلز اسپیرمن، مفهومی را که او از آن به عنوان هوش عمومی یا عامل اصلی یاد می کنه، توصیف کرد .

اسپیرمن پس از استفاده از تکنیک معروف به آنالیز عاملی برای بررسی برخی از آزمونهای استعداد ذهنی، نتیجه گرفت که نمرات این تستها به طرز چشمگیری مشابه است.

افرادی که در یک تست شناختی عملکرد خوبی داشتن ، تمایل داشتن که در سایر آزمون ها نیزعملکرد خوبی داشته باشن، در حالی که افرادی که در یک آزمون نمره خوبی کسب کرده بودن، تمایل داشتن که در سایرین نمره بدی کسب کنند.

ویک نتیجه گرفت که هوش یک توانایی شناختی عمومی است که می تواند اندازه گیری و بیان عددی شود.

هوارد گاردنر: هوش های چندگانه

یکی از ایده های اخیر که ظهور کرده است ، نظریه هوارد گاردنر درباره چندین هوش است.

گاردنر به جای تمرکز بر تجزیه و تحلیل نمرات آزمون ، بیان کرد که عبارات عددی هوش انسانی، مانند آزمایش IQ، یک تصویر کامل و دقیق از توانایی های افراد نیست.

نظریه اش هشت نوع مجزا از هوش را بر اساس مهارت ها و توانایی هایی که در فرهنگ های مختلف ارزش دارن، توصیف می کنه.

هوش های 8 گانه ی گاردنر

هشت نوع اطلاعاتی که گاردنر شرح داده شده است عبارتند از:

  • هوش بصری – مکانی
  • هوش کلامی-زبانی
  • هوش هیجانی بدن
  • هوش منطقی-ریاضی
  • هوش بین فردی
  • هوش موسیقی
  • هوش درون فردی
  • هوش طبیعت گرایانه
هوش دقیقاً چیست؟ و انواع آن

رابرت استرنبرگ: نظریه ی سه جانبه ای

روبرت استرنبرگ، روانشناس، آن را به عنوان “فعالیت ذهنی به سمت سازگاری هدفمند با انتخاب، انتخاب و شکل دادن به محیط های دنیای واقعی مرتبط با زندگی فرد تعریف کرد”.

 در حالی که وی با گاردنر موافقت كرد كه هوش بسیار گسترده تر از یك توانایی واحد و عام است، در عوض وی اظهار داشت كه برخی از انواع هوش گاردنر بهتر به عنوان استعدادهای فردی تلقی می شوند.

استرنبرگ آنچه را كه او از آن به عنوان “هوش موفق” نام برده بود ، مطرح كرد كه شامل سه عامل مختلف است:

  • تحلیلی: توانایی های حل مسئله
  • خلاق:  ظرفیت تون برای برخورد با موقعیت های جدید با استفاده از تجربیات گذشته و مهارت های فعلی است.
  • عملی: توانایی تون برای سازگاری با یک محیط در حال تغییر.

مقالات مرتبط

نحوه به دست آوردن و ایجاد مجدد اعتماد در یک رابطه بعد از دروغ گفتن

شما دروغ گفته اید. نسبت به این کارتان پشیمان هستید. ولی الان باید چه کاری انجام بدهید؟

اعتماد مبنای هر رابطه ای می باشد.

صرف نظر از نوع رابطه ای که دارید یا محدودیت هایی که شما ایجاد کرده اید، داشتن توانایی مناسب برای بیان کردن واقعیت به همسرتان، یک مورد حیاتی می باشد.

از طرف دیگر، همه ما انسان هستیم و برخی مواقع یک سری اشتباهاتی را انجام می دهیم.
ما حتی با داشتن یک نیت خوب، در برخی مواقع یک سری خراب کاری هایی را انجام می دهیم.

دروغ گفتن در یک رابطه، نشان دهنده این مورد می باشد که این رابطه کاملا درست و مناسب نمی باشد.

ولی ایجاد یک اختلال در رابطه و پذیرفتن ریسک مربوط به از دست دادن فردی که دوست دارید، می تواند یک نوع ضربه ای باشد که برای شناخت مواردی که دارید و همچنین شناخت میزان وحشتناک بودن از دست دادن این فرد، ضروری می باشد.

آیا تا به حال برای شما پیش آمده است که به همسرتان دروغ بگویید؟ آیا شما بدقول بوده اید؟ آیا برایتان پیش آمده است که همسرتان به شما نیاز داشته باشد و شما در کنار وی نباشید؟

در صورتی که شما نگران از دست دادن رابطه ای باشید که برای شما مهم است، ناامید نشوید. یک سری روش های امیدوار کننده ای برای حفظ چنین روابطی وجود دارد.

 واقعیت این است که ممکن است شکاف های موجود عمیق باشند و همچنین ممکن است که خیلی دیر شده باشد. همچنین در صورتی که شما بتوانید چنین رابطه ای را حفظ کنید، در این صورت باید تلاش زیادی کرده باشید.

با این وجود، در صورتی که شما بخواهید تلاش کنید و متعهد باشید و مسولیت کارهای خودتان را برعهده بگیرید، روابط شما می تواند به حالت نزاع و اختلاف قبلی برگردد و حتی بیشتر از اختلافات قبلی شود.

یک سری موارد مبنایی وجود دارند که باید مد نظر قرار داده شوند و می توانند برای ایجاد مجدد اعتماد و بهبود وضعیت رابطه شما مفید باشند.

به طور بدیهی، وضعیت های انفرادی موجود برای هر زوجی منحصر به فرد و متفاوت خواهد بود، بنابراین این راهنما نمی تواند یک راهنمای جامع و بدون اشتباهی باشد …

… ولی در صورتی که شما نسبت به حفظ کردن رابطه خودتان جدی باشید، با مطالعه این مقاله می توانید یک سری الهاماتی را برای شروع کردن فرآیند بهبود و اصلاح شکاف های موجود در رابطه مابین خودتان و همسرتان به دست بیاورید.

کارت های خودتان را روی میز قرار دهید

در صورتی که شما اعتماد موجود در رابطه را شکسته باشید، شما باید آن را بپذیرید و مسولیت آن را قبول کنید.

همه چیز باید کاملا مشخص باشد، بنابراین شما هم نسبت به اتفاق صورت گرفته مطلع هستید و هم نسبت به جایگاه فعلیتان آگاهی کاملی دارید.

در صورتی که شما قبلا بدقول یا بی وفا بوده اید، آنها را به صورت جزئیات دقیق و جنایت آمیز در نظر بگیرید و در مورد آنها صحبت نکنید، مگر اینکه چنین کاری به طور خاص از شما خواسته شود. در چنین مواردی باید صادق باشید.

در موقعیت هایی شبیه به این موقعیت، یک مثال قدیمی که بیان می دارد “صداقت بهترین سیاست است”، در همه شرایط درست می باشد. از این به بعد، حتی با گفتن یک دروغ کوچک، همسرتان نسبت به مخفی کاری شما در مورد یک چیزی مظنون خواهد شد.

در صورتی که تصمیم شما بر این باشد که بعد از شکسته شدن یک رابطه، همچنان در آن رابطه باقی بمانید، هیچ وقت سعی نکنید که همه چیز را پاک کنید و وانمود نکنید که این مورد تمام شده است.

این موارد به صورت تدریجی در شما از بین خواهد رفت و این شانس وجود دارد که در برخی مواقع، صداقت وجود داشته باشد و در این حین شما با وضعیت وخیم تری مواجه خواهید شد.

این بدان معنا است که در حین اینکه همسرتان واقعیت را کشف می کند (و این مورد در اغلب مواقع مربوط به زمان کشف واقعیت می باشد، نه شرایط کشف واقعیت)، حفظ کردن رابطه موجود امکان پذیر نخواهد بود.

نحوه به دست آوردن و ایجاد مجدد اعتماد در یک رابطه بعد از دروغ گفتن

تلاش برای مخفی کردن کاری که انجام داده اید، یک مسیر مطمئنی برای خاتمه دادن به رابطه تان می باشد که زودتر یا دیرتر به وقوع خواهد پیوست.

دلیل موجود را در نظر بگیرید

همسر شما برای به دست آودن مجدد اعتماد، می خواهد بداند که شما به چه دلیلی این کار را انجام داده اید. بنابراین شما باید در مورد عاملی که منجر به سوء استفاده شما از اعتماد وی شده است، به خوبی فکر کنید.

با خودتان کاملا صادق باشید و هیچ ترسی نسبت به واقعیت های سخت نداشته باشید. تنها روش ممکن برای حل این مشکل، عبارت از مواجه شدن با آن می باشد.

به یاد داشته باشید که شما تلاش نمی کنید توجیهی را پیدا کنید یا یک فرد دیگری را به عنوان مقصر معرفی کنید. شما تلاش می کنید تا واقعیت مربوط به رفتار خودتان را پیدا کنید تا بتوانید آن را به همسرتان توضیح دهید و سعی کنید که این الگو را در آینده تکرار نکنید.

عذر خواهی

بعد از آنکه واقعیت را به همسرتان گفتید، سعی نکنید که خودتان را توجیه کنید. به صورت صادقانه و از عمق وجودتان از وی عذر خواهی کنید. و معنای این کار را درک کنید.

ارتباط چشمی خودتان را حفظ کنید و مطمئن شوید که زبان بدن شما با حرف های بیان شده مطابقت دارند.

در صورتی که بگویید هیچ وقت این کار را تکرار نخواهید کرد، سعی کنید که این مورد واقعیتی باشد که از عمق قلب خودتان به آن باور دارید.

در صورتی که نسبت به تکرار شدن این رفتار شک داشته باشید، شاید نیاز داشته باشید که رابطه موجود و مناسب بودن آن برای خودتان و یا مناسب بودن جدا شدن از این رابطه را یک بار دیگر بررسی کنید.

عذر خواهی برای دروغ همسر

گوش دادن

بعد از عذر خواهی کردن و صادق بودن با طرف مقابلتان، به وی اجازه بدهید که حرف خودش را بیان کنید.

این کار می تواند یک فرصت زمانی مناسبی برای پردازش کردن حرف هایتان را در اختیارتان قرار بدهد، ولی زمانی که آنها آماده هستند، به صحبت های آنها در مورد موقعیت موجود گوش دهید.

به حرف هایی که آنها در مورد انتظارات آینده شان از شما و دلایل آن بیان می کنند، به طور ویژه ای گوش دهید.

به دنبال دریافت کمک تخصصی باشید

در موقعیت هایی شبیه به این موقعیت، دریافت کمک از طرف یک درمانگر و یک مشاور زوجین برای خودتان و همسرتان می تواند فواید غیرقابل باوری را برایتان داشته باشد.

در صورتی که شما خودتان تنها به دوره های درمانی مراجعه کنید، می توانید دلیل کارهای صورت گرفته توسط خودتان و نیازهایی که دارید را مشخص کنید.

در صورتی که شما بتوانید به درمان مراجعه کنید، این کار بهترین سرمایه گذاری ممکن در مورد خوشحالیتان و روابط خودتان خواهد بود.

انتظار داشته باشید تا یک مدت زمانی بگذرد

از طریق داشتن این تفکر که همسرتان برای پردازش این موضوع هیچ نیازی به زمان ندارد، خودتان را فریب ندهید. همچنین به آنها فشار نیاورید که همانند گذشته به شما اعتماد داشته باشند.

بر اساس میزان شدت دروغ بیان شده و همچنین شخصیت همسرتان، پردازش این شرایط و فراموش کردن شما نیاز به زمان خواهد داشت و این مورد عادی می باشد.

در صورتی که شما نسبت به باقی ماندن در رابطه جدی باشید، نیاز خواهید داشت که صبور باشید و منتظر باشید تا آنها به شما توجه کنند.

در این حین، رفتار شما باید عذر خواهی تان را تکمیل کند. در حالت امیدوار کننده، با گذشت زمان هر دو شما این توانایی را پیدا خواهید کرد که رابطه قابل اعتماد قبلی که از آن لذت می بردید را مجددا ایجاد کنید.

انتظار نداشته باشید که آنها در مورد شما احساس نگرانی و همدلی داشته باشند

به طور قطع، این شرایط برای شما آسان نمی باشد، ولی شما خودتان این شرایط را ایجاد کرده اید و همسرتان هیچ وظیفه ای برای ایجاد وضعیت و احساس بهتر در شما ندارد.

در صورتی که شما به صحبت کردن و یا یک شانه ای نیاز داشته باشید که بر روی آن گریه کنید، در رابطه با این موارد با درمانگرتان یا یک دوستی صحبت کنید که به شما اعتماد دارد.

قابل اعتماد باشید

از این به بعد، تمامی واکنش های شما به دقت مورد بررسی قرار خواهند گرفت و شما باید این شرایط را بپذیرید.

بنابراین، رفتارهای مناسبی داشته باشید. به قول خودتان عمل کنید. از برنامه های موجود پیروی کنید. اطلاعات مربوط به جایی که در آن قرار دارید و کاری که می خواهید بکنید را به صورت داوطلبانه بیان کنید. از طریق واکنش هایی که به صورت روزمره بروز می دهید، به همسرتان نشان بدهید که می توانند روی شما حساب کنند.

مواردی که نمی توانید انجام بدهید را قول ندهید

نسبت به قول های خالی کاملا هوشیار باشید.

نسبت به مواردی که در مورد انجام دادن آنها مطمئن نیستید، قول ندهید. هر بار که نتوانید به قول خودتان عمل کنید، این ایده در ذهن همسرتان ایجاد خواهد شد که شما یک فرد غیرقابل اعتمادی هستید.

خودتان را ببخشید

هیچ فردی کامل نمی باشد و همه ما یک سری اشتباهاتی داریم. در صورتی که شما واقعا می خواهید که جبران کنید و آسیب های ایجاد شده را از بین ببرید، برای انجام این کار یک مقدار به خودتان اعتماد داشته باشید و متنفر بودن نسبت به خودتان را متوقف کنید.

به جای صرف زمان خودتان برای نگران شدن در مورد کاری که انجام داده اید، انرژی خودتان را صرف تبدیل شدن به یک فرد قابل اعتماد و صادقانه ای بکنید که می خواهید به آن تبدیل شوید.

نویسنده: کتی یونیئک[1] – مترجم: کانون مشاوران ایران آخرین به روز رسانی: 25 مارچ 2019


[1] KATIE UNIACKE