اختلال دو قطبی

معرفی

اختلال دو قطبی (که در گذشته به عنوان دیوانگی و بهت زدگی و شیدایی شناخته می شد) یک شرایط مربوط به سلامت روانی می باشد که منجر به ایجاد تغییرات حدّی در وضعیت روانی می شود .

فرد در آن وضعیت های روانی سطح بالا (شیدایی یا شیدایی خفیف) و وضعیت های روانی سطح پایین (افسردگی ها) را تجربه می کند.

زمانیکه شما افسرده می شوید، ممکن است احساس ناامیدی یا ناراحتی کنید و علاقه یا لذت مربوط به اکثر فعالیت ها در شما از بین برود.

زمانیکه وضعیت روانی شما در حالت شیدایی یا شیدایی خفیف (حد کمتری نسبت به شیدایی) قرار می گیرد، ممکن است احساس سرخوشی زیادی بکنید، پر از انرژی باشید یا تحریک پذیری غیر معمول را تجربه کنید.

این تغییرات وضعیت روانی می توانند بر روی وضعیت خواب، انرژی، فعالیت، تشخیص، رفتار و توانایی مربوط به تفکر صحیح تاثیرگذار باشند.

موارد مربوط به تغییرات وضعیت روانی می توانند به ندرت یا چند بار در طول یک سال صورت بگیرند.

هر چند که اکثر افراد در مابین این موارد یک سری علائم عاطفی را تجربه خواهند کرد، ولی ممکن است برخی از افراد هیچ نوع علامتی را تجربه نکنند.

هر چند که اختلال دو قطبی در طول کل زندگی وجود دارد، ولی شما از طریق رعایت کردن یک برنامه درمان مناسب می توانید تغییرات وضعیت روانی و سایر علائم خودتان را مدیریت کنید.

در اکثر موارد اختلال دو قطبی با استفاده از داروها و مشاوره روان شناختی (روان درمانی) درمان می شود.

علائم

اختلال دو قطبی و اختلال های مربوطه دارای چندین نوع می باشند. این اختلال ها می توانند شامل شیدایی یا شیدایی خفیف و افسردگی باشند.

این علائم می توانند منجر به بروز تغییرات غیر قابل پیش بینی در وضعیت روانی و رفتار شوند و در نتیجه ناراحتی و مشکلات قابل توجهی را در زندگی فرد ایجاد کنند.

اختلال دو قطبی نوع یک. شما حداقل یک شیدایی را تجربه می کنید که می تواند قبل یا بعد از یک اتفاق افسرده کننده عمده صورت بگیرد.

در برخی از موارد، شیدایی می تواند در نتیجه جدایی از واقعیت (روان پریشی) صورت بگیرد.

اختلال دو قطبی نوع دو. در این اختلال شما حداقل یک اتفاق افسرده کننده عمده و حداقل یک شبه شیدایی را تجربه می کنید، ولی هیچ وقت شیدایی را تجربه نمی کنید.

اختلال ادواری خو. شما در صورت ابتلا به این اختلال حداقل به مدت دو سال (یا در مورد کودکان و نوجوانان به مدت یک سال) علائم شبه شیدایی و علائم افسرده کننده (هر چند که این علائم شدت کمتری نسبت به افسردگی عمده دارند) را تجربه خواهید کرد.

سایر اختلال های دو قطبی. این موارد شامل اختلال های دو قطبی و اختلال های مربوطه ای می باشد که در نتیجه مصرف مواد مخدر خاص یا الکل یا به دلیل شرایط بالینی موجود (همانند بیماری کوشینگ، سفت شدگی بافت ها یا سکته) صورت می گیرند.

اختلال دو قطبی نوع دو خفیف تر از اختلال دو قطبی نوع یک نمی باشد، ولی یک شرایط متفاوتی است.

در حالیکه شیدایی مربوط به اختلال دو قطبی می تواند شدید و خطرناک باشد، ولی افراد مبتلا به اختلال دو قطبی نوع دو به مدت طولانی تری علائم مربوط به این اختلال را تجربه می کنند و این شرایط منجر به ایجاد نقایص قابل توجهی در آنها می شود.

هر چند که اختلال دو قطبی می تواند در هر سنی اتفاق بیافتد، ولی معمولا این اختلال در نوجوانان و افراد 20 تا 30 ساله تشخیص داده می شود.

علائم این اختلال ها در افراد مختلف متغیر می باشند و این امکان وجود دارد که علائم موجود در طول زمان تغییر پیدا کنند.

شیدایی و شبه شیدایی

شیدایی و شبه شیدایی دو حالت کاملا مجزایی می باشند، ولی دارای یک سری علائم یکسانی هم هستند.

شیدایی شدیدتر از شبه شیدایی می باشد و منجر به ایجاد مشکلات قابل توجهی در فعالیت های کاری، مدرسه ای و اجتماعی و همچنین رابطه ای می شود.

همچنین شیدایی می تواند منجر به جدا شدن فرد از واقعیت (روان پریشی) شود و فرد به بستری شدن در بیمارستان نیاز پیدا کند.

هر دو مورد شیدایی و شبه شیدایی حداقل شامل سه مورد از علائم زیر می باشند:

  • خوشحالی، عصبانیت یا هیجان غیرنرمال
  • فعالیت، انرژی یا بیقراری افزایش یافته
  • حالت های اغراق آمیز از حس بهزیستی و اعتماد به نفس (رضایتمندی)
  • کاهش نیاز به خوابیدن
  • پرحرفی غیرمعمول
  • تفکرات مزاحم و آشفته
  • حواسپرتی
  • تصمیم گیری ضعیف – برای مثال، خرید کردن در حین مست بودن، انجام دادن رفتارهای جنسی خطرناک یا انجام دادن سرمایه گذاری های احمقانه.

اتفاقات افسرده کننده عمده

یک اتفاق افسرده کننده عمده شامل علائمی می باشد که برای ایجاد مشکلات قابل توجه در زندگی روزمره (همانند فعالیت های کاری، مدرسه ای ، اجتماعی و روابط) کافی می باشند.

یک اتفاق افسرده کننده حداقل شامل پنج مورد از علائم زیر می باشد:

  • وضعیت روانی افسرده، همانند احساس ناراحتی، پوچ گرایی، ناامیدی یا گریان بودن (در مورد کودکان و نوجوانان، حالت روانی افسرده می تواند به صورت بی قراری به نظر برسد)
  • کاهش قابل توجه علاقمندی یا احساسات یا لذت بخش نبودن تمامی (یا اکثر) فعالیت ها
  • کاهش قابل توجه وزن در حین رعایت یک رژیم غذایی، افزایش وزن یا افزایش یا کاهش اشتها (در مورد کودکان، به دست نیاوردن وزن مورد انتظارمی تواند نشان دهنده افسردگی باشد)
  • بی خوابی یا خوابیدن بیش از حد
  • خستگی یا از دست دادن انرژی
  • احساس بی ارزش بودن یا احساس گناه بیش از حد یا نامناسب
  • توانایی محدود برای فکر کردن، تمرکز کردن یا مردد بودن
  • فکر کردن، برنامه ریزی کردن یا اقدام کردن به خود کشی

سایر ویژگی های مربوط به اختلال دو قطبی

علائم و نشانه های مربوط به اختلال دو قطبی نوع یک و نوع دو می توانند شامل ویژگی های دیگری از قبیل ناراحتی اضطرابی، مالیخولییا، روان پریشی و موارد دیگری باشند.

زمان بندی علائم می تواند شامل برچسب های تشخیصی (همانند مسیر گردش ترکیبی یا سریع) باشد. علاوه بر این، علائم دو قطبی می تواند در طول دوره بارداری یا در حین تغییر فصل ها صورت بگیرد.

علائم موجود در کودکان و نوجوانان

ممکن است تشخیص علائم اختلال دو قطبی در کودکان سخت باشد.

در برخی مواقع نمی توان به راحتی تشخیص داد که آیا تغییرات صورت گرفته در وضعیت کودک عادی می باشند، یا در نتیجه استرس یا آسیب ایجاد شده اند یا اینکه نشان دهنده مشکلات سلامت روانی دیگری (غیر از اختلال دو قطبی) می باشند.

این امکان وجود دارد که کودکان و نوجوانان علائم مشخص افسرده کننده یا شیدایی یا شبه شیدایی را داشته باشند، ولی الگوی مربوط به این علائم با الگوی موجود در افراد بزرگسال مبتلا به اختلال دوقطبی متفاوت خواهد بود.

همچنین در این شرایط وضعیت های روانی به سرعت تغییر پیدا خواهند کرد. ممکن است برخی از نوجوان اختلال دو قطبی را تجربه کنند، بدون اینکه علائم آن را بروز دهند.

رایج ترین علامت اختلال دوقطبی در کودکان و نوجوانان می تواند شامل تغییرات شدید در وضعیت روانی باشد که نسبت به تغییرات روانی معمول متفاوت است.

اختلال دو قطبی
اختلال دو قطبی

چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد

بر خلاف شرایط مربوط به حالت های افراطی، افراد مبتلا به اختلال دوقطبی در اغلب مواقع متوجه نمی شوند که اختلال های بی ثبات عاطفی شان منجر به ایجاد اختلال در زندگی خودشان و افراد نزدیک می شود و به همین دلیل برای دریافت درمان مناسب اقدام نمی کنند.

همچنین در صورتیکه شما شبیه به افراد مبتلا به اختلال دو قطبی باشید، ممکن است دارای احساس سرخوشی باشید یا به صورت دوره ای خلاقانه تر باشید.

با این وجود، بعد از این احساس سرخوشی یک ناراحتی عاطفی بروز پیدا می کند که می تواند منجر به افسردگی و خستگی شما شود (همچنین می تواند یک سری مشکلات مالی، حقوقی یا رابطه ای را برای شما ایجاد کند)

در صورتیکه شما علائم افسردگی یا شیدایی را داشته باشید، باید به پزشک خودتان یا یک متخصص سلامت روانی مراجعه کنید.

اختلال دو قطبی به خودی خود خوب نمی شود. درمان شدن تحت نظر یک متخصص سلامت روان با تجربه در اختلال دو قطبی می تواند به شما کمک کند تا علائم خودتان را کنترل کنید.

چه زمانی باید برای دریافت کمک اوژانسی اقدام کرد

تفکرات و اقدامات خودکشی یک مورد رایجی در مابین افراد مبتلا به اختلال دو قطبی می باشد.

در صورتیکه شما تفکرات مربوط به آسیب زدن به خودتان را داشته باشید، با شماره 911 (115) یا شماره تماس اوژانس محلی خودتان تماس بگیرید، به اوژانس مراجعه کنید یا به پیش یکی از اقوام یا دوستان مورد اعتماد خودتان بروید.

همچنین می توانید با هاتلاین مربوط به خودکشی تماس برقرار کنید.

در صورتیکه یکی از افراد نزدیک شما با خطر خودکشی مواجه باشد یا اقدام به خودکشی کرده باشد، حتما یک نفر باید در کنار این فرد باشد.

باید بلافاصله با شماره 911 یا شماره مربوط به بخش اوژانس محلی تان تماس بگیرید. همچنین در صورت امکان سعی کنید این فرد را به بخش اوژانس مربوط به نزدیک ترین بیمارستان انتقال دهید.

علل

علت دقیق اختلال های دو قطبی تا به حال نامشخص باقی مانده اند، ولی چندین موردی که می توانند در ایجاد این اختلال نقش داشته باشند عبارتند از:

  • تفاوت های بیولوژیکی: به نظر می رسد که افراد مبتلا به اختلال دو قطبی یک سری تغییرات فیزیکی را در ذهن خودشان تجربه می کنند. اهمیت این تغییرات تا بحال نامشخص باقی مانده است، ولی این تغییرات می توانند در مشخص کردن علل مفید باشند.
  • عوامل ژنتیکی. در صورتیکه یکی از بستگان درجه یک شما (همانند برادر، خواهر یا یکی از والدین شما) به اختلال دو قطبی مبتلا باشند، احتمال مبتلا شدن شما به این اختلال بالا خواهد بود. در حال حاضر محققان تلاش می کنند تا ژن های موثر در ایجاد اختلال دو قطبی را شناسایی کنند.

عوامل ریسک

عواملی که می توانند در افزایش ریسک ابتلاء به اختلال دو قطبی نقش داشته باشند یا به عنوان محرک های این اختلال عمل کنند عبارتند از:

  • مبتلا بودن یکی از اقوام درجه یک (برادر، خواهر یا یکی از والدین) به اختلال دو قطبی
  • تجربه کردن دوران پر استرس، همانند فوت شدن یکی از نزدیکان یا سایر اتفاقات آسیب زا
  • سوء مصرف مواد مخدر یا الکل

عوارض

در صورتیکه اختلال های دو قطبی درمان نشوند، می توانند به ایجاد یک سری مشکلاتی در حوزه های مختلف زندگی انسان منجر شوند، که برخی از آنها عبارتند از:

  • مشکلات مربوط به مصرف مواد مخدر و الکل
  • خودکشی یا اقدام به خودکشی
  • مشکلات حقوقی یا مالی
  • روابط آسیب دیده
  • عملکرد ضعیف در محیط کار یا مدرسه

شرایط مشترک

در صورتیکه شما به اختلال دو قطبی مبتلا شده باشید، ممکن است یک سری مشکلات سلامتی دیگری هم در شما وجود داشته باشند که باید همزمان با اختلال دو قطبی درمان شوند.

برخی از مشکلاتی که می توانند علائم اختلال دو قطبی را وخیم تر کنند یا احتمال موفقیت درمان را کاهش دهند عبارتند از:

  • اختلال های اضطرابی
  • اختلال های تغذیه ای
  • اختلال کمبود یا فزونکاری توجه (ADHD)
  • مشکلات مربوط به مصرف الکل یا مواد مخدر
  • مشکلات سلامت فیزیکی همانند بیماری قلبی، مشکلات تیروئیدی، سردرد یا چاقی

پیشگیری

هیچ روش قطعی برای پیشگیری از اختلال دو قطبی وجود ندارد.

با این وجود، دریافت درمان بعد از مشاهده اولین علائم اختلال سلامت روانی می تواند برای پیشگیری از وخیم تر شدن اختلال دو قطبی یا سایر مشکلات سلامت روانی مفید باشد.

در صورتیکه اختلال دو قطبی در شما تشخیص داده شود، برخی از استراتژی ها می توانند برای پیشگیری از تبدیل شدن علائم حداقلی به شیدایی یا افسردگی مفید باشند:

به علائم هشدار دهنده توجه کنید. شناسایی علائم در مراحل اولیه می تواند برای پیشگیری از وخیم تر شدن شرایط مفید باشد.

ممکن است یک الگویی از دو قطبی و موارد تحریک کننده آن در شما تشخیص داده شود.

در صورتیکه احساس می کنید علائم مربوط به افسردگی یا شیدایی در شما وجود دارند، در سریع ترین زمان ممکن به یک پزشک مراجعه کنید.

از دوستان و اعضای خانواده تان هم درخواست کنید که مراقب علائم موجود در شما باشند.

اجتناب از مصرف مواد مخدر و الکل. استفاده از الکل یا مواد مخدر مهیج می تواند علائم موجود در شما را وخیم تر کند و احتمال بروز مجدد آنها را افزایش دهد.

داروهای خودتان را مطابق دستورالعمل های بیان شده مصرف کنید. شاید وسوسه شوید که درمان خودتان را متوقف کنید (ولی نباید این کار را انجام دهید).

متوقف کردن مصرف داروها یا کاهش دوز مصرفی می تواند منجر به بروز علائم ترک شود یا علائم موجود در شما را وخیم تر کند یا علائم قبلی را بازگرداند.

منبع : کانون مشاوران ایران

دوپینگ خون

دوپینگ خون (که همچنین به عنوان اریتروسیتمیای القاء شده (induced erythrocythemia) هم شناخته می شود) عبارت از استفاده از مواد یا تکنیک هایی می باشد که تعداد سلول های قرمز خون در حال گردش (ارتروسیتز erythrocytes) یا ظرفیت حمل اکسیژن خون را افزایش می دهد تا منجر به بهبود عملکرد انسان شود.

هر چند که یک سری از روش های درمانی همانند تزریق خون و تجویز داروها برای افزایش تولید گلبول قرمز در درمان بیماری هایی از قبیل شیدایی تا سرطان مورد استفاده قرار داده می شوند.

این داروها همچنین توسط ورزشکاران و به منظور افزایش حجم سلول های قرمز هم مورد استفاده قرار داده می شوند و در نهایت منجر به بهبود ظرفیت هوازی ورزشکاران می شوند.

دوپینگ خون توسط ورزشکاران مربوط به رشته های مختلف استقامتی (همانند شنا، دوچرخه سواری و اسکی سواری) مورد استفاده قرار می گیرد.

سایر ورزشکاران به منظور تسریع بهبود فیزیکی در حین رقابت می توانند از تزریق پلاسما استفاده کنند.

دوپینگ خون توسط آژانس ضد دوپینگ جهانی ممنوع شده است؛

این اداره مسئول اجرای قوانین ضد دوپینگ در سرتاسر جهان می باشد.

قوانین ضد دوپینگ مربوط به استفاده از داروها در ورزش ها می باشد که از سال 2004 اجرایی شده است و توسط سازمان های ورزشی بین المللی مختلفی (همانند کمیته بین المللی المپیک) مورد پذیرش قرار گرفته است.

دوپینگ – تجزیه شیمیایی ادرار


نمونه های ادرار ممهور شده در آزمایشگاه که تجزیه و تحلیل دوپینگ روی آنها صورت خواهد گرفت. روش های مختلفی برای مشخص شدن مواد ممنوع شده و اجزاء آن در ورزشکارانی ایجاد شده است که در رقابت های ورزشی شرکت می کنند.


اریتروپویتین (Erythropoietin)، به عنوان حامل های اکسیژن ترکیبی و تزریق خون، عبارت از رایج ترین مواد و تکنیک هایی می باشند که در دوپینگ خون مورد استفاده قرار می گیرند.

اریتروپویتین یک هورمونی می باشد که به صورت طبیعی و توسط کلیه ها تولید می شود و به داخل مغز استخوان (که در آنجا تولید سلول قرمز تحریک می شود) می رود.

در دهه 1980 و همراه با معرفی ارتیتروپویتین ارثی (که برای اهداف درمانی ایجاد شد) سوء استفاده از این هورمون در بین ورزشکاران گسترش یافت.

هر چند که در سال 1990 استفاده از این هورمون ها توسط ورزشکاران حرفه ای ممنوع شد، ولی سوء مصرف آن همچنان ادامه داشت که یکی از دلایل این موضوع عبارت از سخت بودن تشخیص این ماده بود.

در اوایل قرن بیستم، یک تعدادی از دوچرخه سواران بازنشسته تور د فرانس تایید کردند که در دهه 1990 از اریتروپویتین مصرف کرده بودند.

یکی از این افراد عبارت از یک دوچرخه سوار مشهور دانمارکی به اسم بی جارن ریس (Bjarne Riis) بود که در قهرمانی خودش در این تور (در سال 1996)، از این ماده استفاده کرده بود.


در بازی های المپیک 2000 یک آزمایشی برای شناسایی اریتروپویتین معرفی شد.

تلاش های صورت گرفته برای اجرای عدالت در ورزش ها و کاهش سوء مصرف مواد در بین ورزشکاران منجر به استفاده بعدی و موفق از این آزمایش در ورزش های بین المللی شد.

با این وجود، بر خلاف توانایی ماموران برای تشخیص این هورمون، همچنان این هورمون در سطح گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرد و حالت های جدیدی (همانند فعال ساز گیرنده اریتروپویسیس مداوم (CERA) که برای بیماران دارای بیماری کلیوی ایجاد شده بود) روش های اکتشاف موجود را با چالش مواجه کرده اند.

در سال 2008 CERA برای اولین بار توسط دوچرخه سواران شرکت کننده در تور د فرانس مورد استفاده قرار گرفت.

همچنین سه ورزشکار دو صحرایی، دو دوچرخه سوار و یک وزنه بردار شرکت کننده در المپیک 2008 پکن هم از این ماده استفاده کرده بودند.

سایر روش هایی که برای افزایش تولید اریتروپویتین فیزیولوژیکی به کار گرفته می شود شامل استفاده از کوبالت کلورید است که منجر به افزایش ژن ارتروپویتین می شود.

به دلیل اینکه این روش شامل استفاده از مولفه های ژنتیکی می باشد، در برخی مواقع به عنوان دوپینگ ژنی در نظر گرفته می شود.

دوپینگ خون
دوپینگ خون


حامل های اکسیژن ترکیبی شامل پرفلورو کربن (Perfluorocarbons) و حامل های اکسیژن مبتنی بر هموگلوبین می باشند.

این حامل ها که منجر به حمل و تحویل موثر اکسیژن به بافت ها می شوند، در محصولات جایگزین خون به عنوان حامل های اکسیژن در نظر گرفته می شوند و برای اهدافی همانند تزریق خون اضطراری استفاده می شوند.

همچنین حامل های اکسیژن ترکیبی در مابین ورزشکاران هم محبوب می باشد، هر چند که استفاده از آنها با عوارض قلبی عروقی مضر، شامل انفارکتوس میوکارد (حمله قلبی) و سکته همراه بوده است.


تزریق خون از طریق افزایش تعداد و تمرکز سلول های قرمز منجر به افزایش ظرفیت حمل اکسیژن خون می شود.

تزریق خون خود (به معنای استفاده از خون خود فرد که جمع آوری و انباشت شده است) یا تزریق همسان (استفاده از خون یک اهداء کننده سازگار) می توانند در دوپینگ خونی استفاده شوند.

هر چند که ورزشکاران از دهه 1970 از تزریق خونی سوء استفاده می کنند، ولی فقط دوپینگ همسان قابل تشخیص است.

اولین آزمایش مربوط به تشخیص تزریق خون همسان در بازی های المپیک 2004 آتن معرفی شد. ورزشکاران علاوه بر تجربه کردن ریسک هایی که معمولا در تزریق خون وجود دارد (همانند انتقال یک عامل عفونی به دریافت کننده)، همچنین ممکن است یک سری تاثیرات جانبی همانند سکته و مشکلات قلبی – عروقی حاد را در نتیجه افزایش بیش از حد سطح سلول های قرمز تجربه کنند.

نویسنده: Kara Rogers

ترجمه : تیم کانون مشاوران ایران

آزمایش عروسک بابو

آزمایش عروسک بابو یک بررسی مبتکرانه ای می باشد که برای اولین بار توسط یک روان شناسی به اسم آلبرت باندورا (Albert Bandura) و در مورد پرخاشگری یا تجاوز صورت گرفته است و نشان داده است که کودکان از مشاهده رفتار افراد بزرگسال می توانند یک سری مواردی را یاد بگیرند.

این آزمایش توسط یک تیمی از محققان صورت گرفته است که در مقابل یک کودک پیش دبستانی، به صورت فیزیکی و زبانی با یک عروسک قابل باد کردن بد رفتاری کرده بودند؛

در مراحل بعدی کودک از رفتار بزرگسالان تقلید کرد و عروسک را دقیقا به همان روش مورد پرخاشگری و تجاوز قرار داد.

مطالعه باندورا بر روی پرخاشگری و تجاوز (آزمایشی که شناخته شده ترین مورد می باشد) در سال 1961 و در دانشگاه استنفورد صورت گرفت (دانشگاهی که باندورا در آن استاد بود).

باندورا برای این آزمایش از عروسک های پلاستیکی قابل باد کردن  3 و 5 فوتی (1 و 1.5 متری) استفاده کرد که همانند دلقک های کارتونی نقاشی شده بودند؛

این عروسک ها با طناب بسته شده بودند و زمانی که طناب باز می شد بالاتر می رفتند.

افراد تحت مطالعات عبارت از پیش دبستانی های مهد کودک استنفورد بودند که به سه گروه تقسیم شدند: یک گروه مدل های رفتاری افراد پرخاشگر بزرگسال را مشاهده کرد؛

گروه دیگر مدل های رفتاری غیرپرخاشگرانه را مشاهده کرد و گروه سوم هیچ یک از مدل های رفتاری را مشاهده نکرد.

این سه گروه بر اساس جنسیت به شش زیر گروه تقسیم شدند، به نحوی که نیمی از زیر گروهها مدل رفتاری جنسیت مشابه خودشان را مشاهده کردند و نیمی از زیر گروه ها مدل رفتاری جنسیت مخالف را مشاهده کردند.

در اولین مرحله از آزمایش، کودکان به صورت انفرادی بر روی یک میزی در گوشه اتاق آزمایش نشسته بودند و فعالیت های مختلفی به آنها نشان داده شد که در گذشته بچه های علاقه زیادی به آنها داشتند (همانند استیکرها، تصاویر، پرینت ها)؛

این کار به منظور سست کردن و پیشگیری از مشارکت فعال و تشویق به مشاهده صرف صورت گرفت.

مدل رفتاری در یک گوشه دیگری از اتاق صورت گرفت (که شامل یک میز و صندلی دیگر، یک چکش، یک مجموعه از تینکر توی (Tinkertoy) و یک عروسک بوبو 5 فوتی بود) و به کودک گفته شده بود که می تواند با این موارد بازی کند.

در گروه های مدل رفتاری پرخاشگرانه، مدل به صورت فیزیکی (ضربه زدن، سوراخ کردن، پرتاب کردن و حمله کردن به صورت های مختلف) و زبانی (از طریق بیان کردن جملات پرخاشگرانه) مورد بدرفتاری قرار گرفت.

در گروه های مدل رفتاری غیرپرخاشگرانه، مدل نسبت به عروسک بوبو بی توجه بود و به صورت آرام از رفتار تینکرتوی ها تقلید می کرد. بعد از گذشت 10 دقیقه هر دو مدل رفتاری از اتاق خارج شدند.

در دومین مرحله از آزمایش کودکان به صورت انفرادی در اتاق های آزمایش مختلفی قرار گرفتند و در آنجا یک گروه جدیدی از عروسک های جذاب (همانند قطار، ماشین آتش نشانی، تراموای برقی، هواپیمای جت، عروسک های دارای قفسه، تختخواب بچه و کالسکه کودک) به آنها نشان داده شد.

آزمایش عروسک بابو
آزمایش عروسک بابو

به منظور آزمایش کردن این فرضیه که مشاهده کردن عصبانیت منجر به افزایش احتمال صورت گرفتن رفتار پرخاشگرانه می شود، بعد از گذشت دو دقیقه به کودکان گفته شد که بیش از این نمی توانند با عروسک ها بازی کنند.

با این وجود، بعدا به کودکان گفته شد که در یک اتاق دیگری می توانند با عروسک ها بازی کنند؛

در این اتاق یک سری عروسک هایی قرار داده شده بود که به عنوان عروسک های پرخاشگر (برای مثال، عروسک باب 3 فوتی، چکش و تیرهای دارت) و عروسک های غیرپرخاشگر (مداد رنگی، حیوانات اهلی، سرویس چای خوری، توپ و عروسک ها) بودند.

در آخرین مرحله از آزمایش رفتار بچه ها در یک دوره 20 دقیقه ای مشاهده شد و بر اساس درجه رفتار پرخاشگرانه فیزیکی و زبانی امتیاز بندی شدند؛

نتایج به دست آمده برای کودکان موجود در گروه های مدل رفتاری پرخاشگرانه به صورت قابل توجه از نتایج به دست آمده برای کودکان قرار گرفته در گروه های مدل رفتاری پرخاشگرانه و گروه های کنترل بالاتر بود.

در مطالعات بعدی که به کودکان نوارهای ویدئوی مربوط به خشونت نشان داده می شد، نتایج مشابهی به دست آمد؛

تقریبا 90 درصد از کودکانی که در گروه های رفتاری پرخاشگرانه قرار گرفته بودند در مراحل بعدی از طریق حمله کردن به عروسک های مشابه یک رفتار پرخاشگرانه را از خودشان نشان دادند و 40 درصد از آنها بعد از گذشت چند ماه همین رفتار را از خودشان نشان دادند.

هر چند که مطالعات صورت گرفته نتایج مشابهی را برای هر دو جنسیت نشان داده اند، با این وجود حداقل بر اساس بستگی داشتن یک رفتار به یک جنسیت (رفتاری که برای یک جنسیت خاص مناسب می باشد) یک سری تفاوت هایی مابین جنسیت های مختلف نشان داده شد.

برای مثال اطلاعات به دست آمده نشان داده اند که احتمال صورت گرفتن پرخاشگری فیزیکی در مردان بیشتر از زنان می باشد (چرا که یک رفتار مردانه تری است)، به نحوی که مردهای تحت آزمایش در مقایسه با زنان تحت آزمایش پرخاشگری های فیزیکی بیشتری را نشان دادند.

با این وجود هیچ نوع تفاوتی در پرخاشگری زبانی مشاهده نشد، چرا که این موضوع ارتباط کمتری با جنسیت دارد.

علاوه بر این، هر دو مورد از مردان و زنان تحت آزمایش در مورد پرخاشگری فیزیکی، مدل های رفتاری مردانه را بیشتر از مدل های رفتاری زنانه تقلید می کردند ولی در مورد پرخاشگری زبانی بیشتر مدل های رفتاری جنس های مشابه خودشان را تقلید می کردند.  

نوشته شده توسط: JeannetteL. Nolen

ترجمه : تیم کانون مشاوران ایران

اختلال شخصیتی مرزی

معرفی

اختلال شخصیتی مرزی یک نوع اختلال سلامت روانی می باشد که بر روی نحوه تفکر و احساس شما در مورد خودتان و سایر افراد تاثیر می گذارد و همچنین منجر به ایجاد یک سری مشکلاتی در عملکرد مربوط به زندگی روزمره فرد می شود.

این اختلال شامل مشکلات خود تصویری، مشکلات مربوط به مدیریت احساسات و رفتار و یک الگویی از روابط ناپایدار می باشد.

شما در صورت ابتلاء به اختلال شخصیتی مرزی یک ترس شدیدی نسبت به ترک شدن و ناپایداری خواهید داشت و تحمل کردن تنهایی برای شما سخت خواهد بود.

همچنین عصبانیت نامناسب، تکانشگری و تغییرات مداوم وضعیت روانی هم منجر به ایجاد یک سری مشکلاتی در شما خواهد شد، هر چند که خود شما تمایل خواهید داشت تا روابط عاشقانه و پایداری داشته باشید.

معمولا اختلال شخصیتی مرزی در اوایل دوران بزرگسالی شروع می شود.

به نظر می رسد که این شرایط در دوران جوانی در بدترین شرایط ممکن قرار می گیرد و همراه با افزایش سن فرد، به صورت تدریجی کاهش پیدا می کند.

در صورتیکه شما به اختلال شخصیتی مرزی دچار شده باشید، امیدواری خودتان را به هیچ وجه از دست ندهید.

اکثر افراد دچار شده به این اختلال به مرور زمان و با استفاده از درمان می توانند به شرایط بهتری دست پیدا کنند و می توانند نحوه داشتن یک زندگی رضایت بخش را یاد بگیرند.

علائم

اختلال شخصیتی مرزی بر روی احساس شما در مورد خودتان، رابطه شما با سایر افراد و نحوه رفتار شما تاثیر می گذارد.

علائم و نشانه های مربوط به این اختلال می توانند شامل موارد زیر باشند:

یک ترس شدید نسبت به ترک شدن، حتی استفاده از ابزارهای افراطی برای اجتناب از جدایی یا طرد واقعی یا تجسم شده

یک الگویی از روابط شدید ناپایدار، همانند تصور کردن یک فردی به عنوان فرد ایده آل در یک لحظه و بعد از آن تغییر یافتن دیدگاه نسبت به آن فرد و در نظر گرفتن وی به عنوان فردی که به اندازه کافی اهمیت قائل نمی شود یا بی رحم است.

تغییرات سریع در هویت خود و خود تصویری که شامل تغییر اهداف و ارزش ها و در نظر گرفتن خود به عنوان یک فرد بد یا فردی که اصلا وجود ندارد

دوره های پارانویای مربوط به استرس و از دست دادن ارتباط با واقعیت که چند دقیقه تا چند ساعت به طول می کشد.

رفتارهای تکانشی و ریسکی؛ همانند قماربازی، رانندگی پرخطر، روابط جنسی ناایمن، ولخرجی کردن، سوء مصرف تغذیه ای یا مواد مخدر، ورشکستگی در نتیجه ترک سریع یک شغل یا خاتمه دادن به یک رابطه مثبت

تهدید یا اقدام به خود کشی یا خود آسیب زنی که در اغلب مواقع در پاسخ به ترس از جدا شدن یا طرد شدن صورت می گیرد.

تغییرات مربوط به وضعیت روانی که از چند ساعت تا چند روز به طول می کشد و می تواند شامل خوشحالی شدید، تحریک پذیری، خجالت یا اضطراب باشد.

احساس پوچی و بیهودگی مداوم

عصبانیت شدید و نامناسب، همانند از دست دادن کنترل خود، طعنه آمیز  یا تلخ صحبت کردن یا دعوا کردن به صورت فیزیکی

چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد

در صورتیکه شما متوجه وجود داشتن یکی از علائم بیان شده در بالا در خودتان شوید، باید پزشک خودتان یا یک متخصص سلامت روانی را از وضعیت خودتان مطلع کنید.

در صورتیکه تفکرات خودکشی داشته باشید، چه کاری باید انجام دهید

در صورتیکه شما یک سری فانتزی ها یا تصایر ذهنی در مورد آسیب زدن به خودتان داشته باشید یا اینکه تفکرات خودکشی دیگری داشته باشید، باید یکی از کارهای زیر را انجام دهید:

  • با شماره 115 یا اوژانس محلی خودتان تماس بگیرید
  • با یکی از مراکز پیشگیری از خودکشی تماس بگیرید.
  • با یک متخصص سلامت روان، پزشک یا ارائه دهنده خدمات سلامتی تماس بگیرید.
  • به پیش یکی از اعضای خانواده، دوستان، همکاران یا یک فرد مورد اعتماد دیگری بروید.
  • با یکی از افرادی که دین مشترکی با شما دارند، ارتباط برقرار کنید.

در صورتیکه متوجه وجود داشتن علائم و نشانه های بیان شده در یکی از اعضای خانواده یا دوستان خودتان شوید، با این فرد صحبت کنید و سعی کنید وی را برای رفتن به پزشک یا یک مراقب سلامتی متقاعد کنید.

باید توجه داشته باشید که نمی توانید این فرد را مجبور به دریافت کمک بکنید. در صورتیکه رابطه موجود منجر به ایجاد استرس قابل توجهی در شما شود، در این صورت مراجعه خود شما به پزشک می تواند یک ایده مناسبی باشد.

اختلال شخصیتی مرزی
اختلال شخصیتی مرزی

علت ها

علت ایجاد اختلال شخصیتی مرزی همانند علت مربوط به سایر اختلا های شخصیتی تا به حال به صورت کاملی شناخته نشده است.

اختلال شخصیتی مرزی علاوه بر عوامل محیطی (همانند سابقه سوء استفاده شدن در دوران کودکی یا بی توجهی شدن در این دوره) می تواند در نتیجه یکی از عوامل زیر ایجاد شود:

عوامل ژنتیکی.

برخی از مطالعات صورت گرفته بر روی دوقلوها و خانواده ها نشانگر این موضوع می باشند که اختلال های شخصیتی می توانند به صورت ارثی منتقل شوند و یک رابطه قوی با سایر اختلال های روانی موجود در مابین اعضای خانواده داشته باشند.

وضعیت های غیرعادی ذهنی. برخی از تحقیقات صورت گرفته نشانگر این موضوع می باشند که تغییرات صورت گرفته در بخش های خاص مغز بر روی کنترل عواطف، تکانش گری و عصبانیت تاثیر می گذارند.

علاوه بر این، مواد شیمیایی خاصی که در مغز وجود دارند و بر روی کنترل وضعیت روانی تاثیر می گذارند (مواد شیمیایی همانند سرتونین)، ممکن است فاقد عملکرد مناسبی باشند.

عوامل ریسک

برخی از عوامل مربوط به رشد شخصیتی می توانند ریسک ایجاد اختلال شخصیتی مرزی را در فرد افزایش دهند. این موارد عبارتند از:

زمینه های ارثی:

در صورتیکه یکی از بستگان نزدیک شما (مادر، پدر، برادر یا خواهر شما) دارای یک اختلال خاص یا اختلال مشابهی باشد، ریسک وجود داشتن این اختلال خاص در شما  یک احتمال بالایی خواهد بود.

دوران کودکی استرس زا: اکثر افراد مبتلا به این اختلال گزارش کرده اند که در دوران کودکی مورد سوء اسفاده جنسی یا فیزیکی یا مورد بی توجهی قرار گرفته اند.

برخی از این افراد در دوران کودکی والدین خودشان را از دست داده اند یا جدا شدن یکی از والدین یا مراقبان را تجربه کرده اند یا والدین یا مراقبان آنها سوء مصرف مواد یا یک مشکل سلامت روانی دیگری داشته اند.

سایر افراد دچار شده به این اختلال هم با یک تعارض خصمانه و روابط خانوادگی ناپایدار مواجه بوده اند.

عوارض

اختلال شخصیتی مرزی می تواند بر روی بخش های مختلف زندگی تاثیرگذار باشد.

این اختلال می تواند یک تاثیر منفی بر روی روابط صمیمی، فعالیت های شغلی، مدرسه ای و اجتماعی و همچنین تصویر از خود داشته باشد که برخی از آنها عبارتند از:

  • تغییرات یا زیان های شغلی مکرر
  • کامل نشدن یک آموزش
  • مشکلات قانونی متعدد، همانند زمان حبس
  • روابط متناقض و ناسازگار، استرس مربوط به روابط ازدواجی یا طلاق
  • خود آسیب زنی، همانند بریدن یا سوزاندن و بستری شدن در بیمارستان به صورت مکرر
  • درگیر شدن در روابط سوء استفاده ای
  • بارداری های برنامه ریزی نشده، عفونت های انتقال یافته از طریق رابطه جنسی، تصادفات با اتومبیل و دعواهای فیزیکی به دلیل رفتار تکانشی و ریسکی
  • اقدام به خودکشی یا انجام دادن خودکشی

علاوه بر این، این امکان وجود دارد که شما یک سری اختلال های سلامت روانی دیگری را هم تجربه کنید که برخی از آنها عبارتند از:

  • افسردگی
  • سوء مصرف الکل یا مواد مخدر
  • اختلال های اضطرابی
  • اختلال های تغذیه ای
  • اختلال دو قطبی
  • اختلال فشار استرسی پس آسیبی(PTSD)
  • فزون کاری یا کمبود توجه
  • سایر اختلال های شخصیتی

منبع : کانون مشاوران ایران

جوع عصبی/ اختلال تغذیه ای

جوع عصبی یا جوع یک اختلال تغذیه ای می باشد که ویژگی بارز آن عبارت از پرخوری و انجام دادن یک سری کارهایی برای جبران کردن پرخوری (همانند استفراغ تحریک شده توسط خود فرد یا استفاده بیش از حد از ضد یبوست ها، ادرار آور ها یا تنقیه ها) بعد از خوردن غذا می باشد.

معمولا پرخوری و پاکسازی آن دو یا چند بار در طول هر هفته و در یک دوره ای به طول حداقل سه ماه صورت می گیرد و تکرار شدن این چرخه می تواند به بروز یک سری عوارض پزشکی جدی همانند خراب شدن دندان ها یا آب زدایی بدن منجر شود.

جوع عصبی جزء یکی از دو مورد مربوط به اصلی ترین اختلال های تغذیه ای می باشد.

مورد دیگر از اصلی ترین اختلال های تغذیه ای عبارت از بی اشتهایی عصبی می باشد که ویژگی بارز آن عبارت از پرهیز غذایی شدید، امتناع از داشتن یک وزن بدنی نرمال و لاغری بعد از آن می باشد؛

با این وجود، اختلال تغذیه ای همچنین می تواند شامل پرخوری و پاکسازی آن باشد. افراد مبتلا به جوع عصبی (در نقطه مقابل افراد دارای بی اشتهایی عصبی)، معمولا یک وزنی نزدیک به وزن متناسب با سن، قد و جنسیت خودشان دارند.

در هر دو این بیماری ها فرد از روش های کنترل وزن ناسالم استفاده می کند و ترس شدیدی نسبت به افزایش وزنش دارد.

تقریبا 85 تا 90 درصد از افراد مبتلا به جوع عصبی عبارت از زنان می باشند.

بر اساس تخمین های صورت گرفته 1 تا 3 درصد از زنان ایالات متحده در برخی از مراحل زندگی خودشان به این اختلال دچار می شوند.

بعد از تشخیص داده شدن معیارهای جوع عصبی در یک فرد، یک متخصص سلامت روان می تواند وجود داشتن یکی از بیماری های نوع پاکسازی (پرخوری که بعد از آن استفراغ خود انگیخته صورت می گیرد یا از ضد یبوست ها یا تنقیه ها استفاد می شود) یا نوع غیر پاکسازی (پرخوری  که بعد از آن روزه داری یا ورزش شدید صورت می گیرد) را تشخیص دهد.

موارد مربوط به پرخوری که بعد از آن پاکسازی صورت می گیرد، در گزارش های محققان قدیمی وجود دارد، ولی تا قبل از سال 1980، جوع عصبی به صورت رسمی به عنوان یک اختلال روان پزشکی تشخیص داده نشده بود.

این تشخیص به دلیل افزایش قابل توجه موارد مربوط به جوع عصبی در دهه های 1970 و 1980 مورد تایید قرار گرفت.

جوع عصبی/ اختلال تغذیه ای
جوع عصبی/ اختلال تغذیه ای

اغلب کارشناسان معتقد هستند که رسانه های عمومی بیش از حد لاغری را به عنوان یک حالت ایده آل برای زنان پ تبلیغ می کنند و این موضوع منجر به ایجاد یک سری مشکلات سلامتی برای این افراد می شود.

“وضعیت ایده آل لاغری” در اغلب کشورهای صنعتی و کشورهایی که میزان جوع در آنها بالاتر است، شیوع بالایی دارد.

معمولا جوع عصبی در دوران نوجوانی یا اوایل دوران بزرگسالی شروع می شود.

برخی از عواملی که منجر به رشد این اختلال می شوند، عبارت از عوامل ژنتیکی و بیولوژیکی، پرهیز غذایی حاد، عدم اطلاع از احساسات درونی (شامل گرسنگی و عواطف)، یک خود تصویری که بیش از حد تحت تاثیر وزن و شکل بدنی قرار دارد، سابقه خانوادگی مربوط به اختلال تغذیه ای یا ناراضی بودن از تصویر بدنی و تمایل به قضاوت کردن در مورد خود بر مبنای استانداردهای خارجی به جای استفاده کردن از ارزیابی های درونی می باشد.

سایر اختلالات عاطفی شامل افسردگی، اختلالات مربوط به سوء مصرف مواد و اختلالات شخصیتی خاصی هستند که در اغلب مواقع به همراه جوع عصبی ایجاد می شوند، ولی این موضوع تا بحال مشخص نشده است که آیا این اختلالات عامل ایجاد بیماری هستند یا چنین موضوعی صحت ندارد.

روش درمان شناختی رفتاری عبارت از گسترده ترین مورد تحقیق شده و موثرترین روش درمان برای جوع عصبی می باشد.

درمان صورت گرفته از طریق روش درمان شناختی رفتاری شامل آموزش تغذیه ای، نرمال کردن الگوهای تغذیه ای و شناسایی فرآیندهای تفکر بدعملکرد همانند تفکر کمال گرا (به خصوصص نگرانی در مورد ظاهر یا رژیم غذایی) می باشد.

سایر روش هایی که می توانند برای درمان جوع عصبی به کار گرفته شوند عبارت از استفاده از داروهای ضدافسردگی و روان درمانی میان فردی می باشند (روان درمانی میان فردی یک روش روان شناختی است که بر روی تغییر رابطه درمانجو با سایر افراد متمرکز می باشد).

با این جود این دو روش جایگزین بیان شده به عنوان روش های درمان ثانویه در نظر گرفته می شوند، چرا که تاثیرات مربوط به داروهای ضد افسردگی فقط چند دقیقه تا بعد از مصرف باقی می مانند و همچنین تاثیرات روش درمان میان فردی در مقایسه با روش درمان رفتاری – شناختی به صورت کُندتری شروع می شود.

نویسنده:,Robert E. Emery, Sari Shepphird ترجمه : کانون مشاوران ایران

قلدری

قلدری عبارت از یک الگوی مشخص از اذیت کردن و توهین کردن تکراری و عمدی نسبت به سایر افراد (به خصوص افراد کوچک تر، ضعیف تر، کوتاه تر یا سایر افرادی که در نتیجه قلدری شدن آسیب می بینند) می باشد.

مورد هدف قرار دادن یک فرد دارای قدرت کمتر عبارت از تفاوت مابین قلدری و پرخاشگری می باشد.

قلدری می تواند شامل حمله ها یا تجاوزهای زبانی (اسم گذاری و مسخره کردن سایر افراد) و حمله های فیزیکی، تهدید به اذیت کردن، سایر حالت های تهدید و محروم سازی عمدی از فعالیت ها باشد.

مطالعات صورت گرفته نشان داده اند که بیشترین قلدری در سنین 11 تا 13 سالگی صورت می گیرد و با بزرگتر شدن فرد، میزان قلدری کاهش می یابد.

پرخاشگری فیزیکی مشخص (همانند کتک زدن، لگد زدن و هل دادن) عبارت از رایج ترین حالت های قلدری در مابین بچه های کوچک می باشد؛

پرخاشگری رابطه ای (آسیب زدن یا دستکاری در روابط سایر افراد، همانند شایعه پخش کردن و محروم کردن از فعالیت های اجتماعی) در مابین بچه های بزرگتر رایج می باشد.

اکثر موارد قلدری در داخل یا اطراف مدارس و زمین های بازی صورت می گیرند، هر چند که خود اینترنت هم یکی از ابزارهای قلدری می باشد.

بر اساس گزارش مرکز ملی آمار آموزشی ایالات متحده، تقریبا 20 درصد از دانش آموزان گزارش کرده بودند که در دوران مدرسه مورد قلدری قرار گرفته اند.

چرا افراد قلدری می کنند

افراد به دلیل اینکه فکر می کنند قلدری (حداقل در کوتاه مدت) بهترین و موثرترین روش برای دستیابی به اهداف خودشان است، دست به این اقدام می زنند؛

همچنین عدم وجود مهارت اجتماعی در این افراد برای انجام دادن کار خودشان بدون آسیب رساندن به دیگران هم یکی از علل بروز این رفتار می باشد.

قلدری همچنین یک روشی برای ایجاد تسلط اجتماعی می باشد، هر چند که با گذشت زمان (که نوجوانان رفتارهای گسترده تری را از خودشان نشان می دهند) معایب این روش افزایش پیدا می کند.

آیا برخی افراد قلدر به دنیا می آیند یا به افراد قلدر تبدیل می شوند؟

افراد قلدر ایجاد می شوند و هیچ فردی از همان ابتدای تولد قلدر نمی باشد، همچنین این اتفاق در سنین پایین صورت می گیرد؛

در صورتیکه یک پرخاشگری ملایم صورت گرفته از طرف یک کودک دو ساله به خوبی مدیریت نشود، این فرد توانایی لازم را برای کنترل درونی چنین رفتاری نخواهد داشت.

قلدری یک سبک رفتاری کاملا پایداری است، چرا که افراد قلدر در اغلب مواقع به خواسته های خودشان دست پیدا می کنند (این مورد حداقل در مراحل اولیه مصداق دارد).

افراد قلدر از نظر روان شناختی چه ویژگی هایی دارند؟

تحقیقات صورت گرفته نشانگر این موضوع می باشند که افراد قلدر دارای وضعیت روان شناختی مشخصی هستند.

این افراد فاقد رفتار حرفه ای اجتماعی هستند، در نتیجه اضطراب خودشان دچار مشکل نمی شوند و احساسات سایر افراد را درک نمی کنند.

این افراد دارای یک ویژگی شناختی بارزی هستند که یک نوع پارانویا می باشد؛

این شرایط باعث می شود که این افراد تفسیر نادرستی از خواسته های سایر افراد داشته باشند و در موقعیت های عادی و خنثی سایر افراد را به دشمنی متهم کنند.

این امکان وجود دارد که دیگران افراد قلدر را دوست نداشته باشند، ولی این افراد خودشان را به عنوان افراد کاملا مثبت در نظر می گیرند.

افرادی که به صورت شدید قلدری می کنند، معمولا یک سری روابط اجباری با سایر افراد دارند.

افراد قلدر به چه کسانی آسیب می زنند؟

قلدری نمی تواند بدون قربانی باشد و معمولا افراد قلدر به بیش از یک نفر آسیب می زنند.

تحقیقات صورت گرفته نشانگر این موضوع می باشند که افراد تحت قلدری قرار گرفته (حتی در موقعیت های بدون تهدید) فاقد جرات می باشند و این افراد قبل از مواجهه با قلدری یک ترسی را از خودشان نشان می دهند.

همچنین یک سری بچه هایی وجود دارند که از خودشان دفاع نمی کنند.

افراد قلدر به چه نحوی در مورد انتخاب افراد مورد نظر تصمیم گیری می کنند؟

افراد قلدر تا قبل از سن 7 سالگی تقریبا نسبت به تمامی افراد قلدری می کنند. بعد از این دوره، آنها معمولا نسبت به افراد کم سن و سال تر قلدری می کنند.

قلدری این افراد به صورت دخالت کردن در تصمیم مربوط به “فرآیند خرید” صورت می گیرد و از این طریق هدف های خودشان را تعیین می کنند.

افراد قلدر همانند قربانیانی هستند که در حین قلدری شدن ناراحت به نظر می رسند و هیچ دوستی ندارند.

محققان به این نتیجه دست یافته اند که قربانیان یک نوع ناایمنی و ترس از خودشان نشان می دهند.

ویژگی های بارز افراد قربانی چه مواردی می باشند؟

مطالعات صورت گرفته بر روی کودکان نشان داده است قربانیان به راحتی تسلیم درخواست های قلدری می شوند و دوچرخه، اسباب بازی و سایر وسایل بازی شان را به راحتی تحویل فرد قلدر می دهند. این افراد گریه می کنند و یک حالت دفاعی به خودشان می گیرند؛

وضعیت درد و رنج کشیدن این افراد یک رضایتی را در افراد قلدر ایجاد می کند و همچنین این شرایط نشان دهنده تسلط افراد قلدر می باشد.

کودکانی که به افراد قربانی تبدیل می شوند، نمی توانند مانع تجاوز شوند و این شرایط باعث می شود که حتی برخی از دوستانشان که قلدر نیستند هم آنها را دوست نداشته باشند.

چرا قلدری آثار مخرب زیادی دارد

قلدری کردن این پیام را انتقال می دهد که تجاوز و خشونت یک راه حل قابل قبولی برای مشکلات هستند.

شراکت و راه حل مسالمت آمیز منجر به ایجاد یک فضای مناسب و مرتبطی می شود.

قلدری نه تنها به افراد قربانی آسیب می زند، بلکه برای خود افراد قلدر هم یک سری زیان هایی دارد.

اکثر افراد قربانی یک شرایط نامناسب و زیانباری را در زندگی خودشان تجربه می کنند، چرا که خشونت و تجاوز آنها منجر به ایجاد مشکلاتی در یادگیری، پیدا کردن شغل و ایجاد و حفظ روابط صمیمی می شود.

قلدری


قلدری

آیا افراد قلدر می توانند این رفتار خودشان را ترک کنند؟

برخی از افراد قلدر رفتار قبلی خودشان را ترک می کنند. ولی تعداد زیادی از آنها همچنان به رفتارهای قبلی خودشان ادامه می دهند؛

پرخاشگری و تجاوز یک سبک تعامل اجتماعی کاملا ثابت و پایداری است.

اکثر افرادی که در دوران کودکی خودشان هم قلدر بودند، به افراد بزرگسال جامعه ستیز تبدیل می شوند که احتمال صورت گرفتن جرایم، آسیب رساندن به همسرانشان و سوء استفاده از کودکانشان (و ایجاد نسل های قلدر بعدی) توسط این افراد (در مقایسه با سایر افراد که در دوران کودکی شان تجاوز کار نبودند) یک احتمال بالایی می باشد.

چرا افرادی که قلدری را می بینند، مانع از صورت گرفتن آن نمی شوند؟

اکثر افراد قلدر به دور از چشم همتایان خودشان پرخاشگری یا تجاوز خودشان را انجام می دهند و در صورتیکه یک فرد دیگری شاهد این قلدری باشد، فرد قلدر احساس قدرت بیشتری خواهد کرد.

ولی افراد مشاهده کننده قلدری در موارد محدودی اقدام به توقف پرخاشگری و تجاوز می کنند؛ حتی این امکان وجود دارد که این افراد از تماشای قلدری صورت گرفته لذت ببرند.

حتی در صورتیکه این افراد چنین موقعیتی را قبول نداشته باشند، ممکن است فرد قربانی را دوست نداشته باشند یا از عکس العمل فرد قلدر بترسند.

افراد قلدر به چه نحوی به سایر افراد آسیب می رسانند (تجاوز می کنند)؟

قلدری سایبری

از زمانیکه زندگی اجتماعی افراد جوان به اینترنت انتقال یافته است، قلدری با استفاده از ابزار های الکترونیکی منجر به ایجاد مشکلات قابل توجه تری نسبت به دوره های قبلی شده است.

در گذشته قلدری به محیط مدرسه ای محدود بود، ولی شیوع ابزارهای دستی باعث شده است که افراد قلدر همواره به قربانیان خودشان دسترسی داشته باشند.

آزار و اذیت سایبری می تواند منجر به ایجاد اختلالات زیادی در زندگی افراد شود، چرا که در اغلب موارد می تواند بدون اسم صورت بگیرد؛

این شرایط باعث شده است که افراد قربانی در برخی مواقع هیچ شناختی نوع نسبت به هویت افراد قلدر نداشته باشند.

بی اسم بودن قلدری سایبری منجر به از بین رفتن محدودیت های مربوط به پرخاشگری و تجاوز و افزایش ستمگری شده است.

قلدری سایبری منجر به راحت تر شدن فرآیند آسیب رساندن به سایر افراد شده است، چرا که افراد قلدر مجبور نیستند به چشم های افراد قربانی نگاه کنند و اذیت شدن آنها را از نزدیک مشاهده کنند.

پیشرفت مداوم تکنولوژی های دیجیتالی باعث شده است که روش های جدیدی برای گسترش اطلاعات نادرست در مورد افراد مورد هدف در دسترس باشد.

افراد قلدر به چه نحوی از طریق اینترنت به سایر افراد آسیب می زنند؟

هر دو مورد تجاوز مستقیم و تجاوز رابطه ای در اینترنت پیشرفت کرده است.

افراد قلدر سایبری می توانند شایعات نادرست را به سرعت ویرس در رسانه اجتماعی پخش کنند.

آنهامی توانند هویت های برخی از افراد را جعل کنند و با اسم یک فرد دیگری هر کاری را انجام بدهند.

آزار و اذیت جنسی و گفتگوی اینترنتی به طور خاصی در مورد زنان صورت می گیرد.

همچنین بعد از اتمام قلدری فعال، اطلاعات رسوا کننده آن همچنان می تواند در اینترنت وجود داشته باشد و این شرایط منجر به ادامه دار شدن آزار و اذیت فرد شود.

به چه نحوی می توان یک قلدری را مدیریت کرد؟

بهترین روش دفاع در مقابل قلدری عبارت از افزایش دادن مهارت های اجتماعی می باشد (باید مهارت های اجتماعی به تمامی کودکان آموزش داده شود و به آنها اجازه داده شود که اعتماد بیشتری نسبت به توانایی های خودشان داشته باشند).

مهندسی کردن مسائل اجتماعی در مورد کودکان و والدین، نقش مهمی در پیشگیری از صورت گرفتن قلدری بر روی کودکان دارد؛

این شرایط باعث می شود والدین به صورت مداوم نسبت به چالش های پیشروی فرزندانشان مطلع باشند و راه حل های مناسبی را در اختیار آنها قرار بدهند.

روش مناسب دیگری که برای پیشگیری از قلدری پیشنهاد شده است، عبارت از دور شدن از این موقعیت ها و مواجه نشدن با آنها می باشد.

شما به چه نحوی می توانید با یک قلدری مقابله کنید؟

مطالعات صورت گرفته نشانگر این موضوع هستند که موثرترین روش برای متوقف کردن یک قلدری عبارت از فعال کردن تماشا کنندگان می باشد؛

حداقل کاری که تماشا کنندگان می توانند انجام دهند عبارت از مجازات کردن فرد قلدر از طریق توجه کردن می باشد.

به دلیل اینکه اکثر کودکان در برخی مواقع یک قلدری را از نزدیک می بینند، آموزش دادن این نکته به کودکان که باید نقش مهمی در متوقف کردن قلدری داشته باشند، اهمیت زیادی دارد.

این امکان وجود دارد که فرد قلدر بخواهد در مقابل یک فردی بلند صحبت کند، ولی نمی تواند در مقابل چند فرد بلند صحبت کند و آنها را اذیت کند.

آیا برنامه هایی که در مدرسه برای مقابله با قلدری انجام می شوند، برنامه های موثری هستند؟

در طول دهه های گذشته، مدارس برنامه های مختلفی را برای مقابله با قلدری اجرا کردند. با این وجود، گزارش های متعدد و برخی مواقع متناقضی در مورد کارایی این برنامه ها ارائه شده است.

کارشناسان بر این عقیده هستند که بیشتر موارد قلدری در محیط مدرسه صورت می گیرد، ولی متاسفانه روش برخورد با زورگویی و تجاوز، مهارت های مربوط به کنترل عواطف یا مهارت های اجتماعی (که عوامل تعیین کننده و کلیدی در پیشگیری از قلدری هستند) به آنها آموزش داده نمی شود.

منبع : کانون مشاوران ایران

12 سوال مکرری که در مورد امتناع از رابطه زناشویی (عزوبت) پرسیده می شود

امتناع از رابطه زناشویی (celibacy) چیست؟

امتناع از رابطه زناشویی یک تعهد داوطلبانه برای پرهیز از روابط جنسی می باشد.

در برخی از موارد، این امتناع  می تواند به صورت یک تعهدی برای نداشتن رابطه زناشویی باشد.

امتناع از رابطه زناشویی معانی متفاوتی برای افراد مختلف دارد، به همین دلیل یک روش منحصر به فردی برای انجام دادن آن وجود ندارد.

برخی افراد از تمامی فعالیت های جنسی (شامل روابط جنسی دخولی و غیر دخولی) امتناع می کنند، ولی سایر افراد همچان به روابط جنسی غیر دخولی شان ادامه می دهند.

هر چند که امتناع از رابطه زناشویی معمولا به عقاید مذهبی افراد بر می گردد، ولی برخی از افراد یک سری دلایل دیگری برای امتناع از رابطه زناشویی دارند.

در صورتیکه شما نسبت به مطالعه سبک زندگی های مختلف علاقمند باشید یا خودتان به دنبال تغییر سبک زندگی تان باشید، با مطالعه ادامه این مقاله (و سایر مقالات مشابه در سایت مشاورانه) می توانید پاسخ بیشتر سوالات خودتان را پیدا کنید.

آیا امتناع از رابطه زناشویی (celibacy) مشابه پرهیز از رابطه زناشویی (abstinence) می باشد؟

هر چند که اکثر افراد از عبارات امتناع از رابطه زناشویی و پرهیز از رابطه زناشویی به عنوان کلمات قابل جایگزین استفاده می کنند، ولی این دو عبارت یک تفاوتی با یکدیگر دارند.

پرهیز از رابطه زناشویی به معنای تصمیم گیری برای نداشتن رابطه جنسی دخولی می باشد.

این حالت به یک دوره زمانی خاص (مثلا تا زمان رابطه زناشویی) محدود می باشد.

ولی امتناع از رابطه زناشویی به معنای عهد کردن برای یک دوره زمانی گسترده ای می باشد.

این دوره زمانی برای برخی از افراد شامل کل زندگی شان می باشد.

در هر دو مورد امتناع از رابطه زناشویی و پرهیز از رابطه زناشویی، تصمیم گیری در مورد نحوه اجرای آن در سبک زندگی شان و تعیین کردن محدودیت های مربوط به فعالیت های جنسی، فقط به خود فرد بستگی دارد.

همچنین در برخی مواقع این امکان وجود دارد که اصول مذهبی یا فرهنگی منجر به ایجاد چنین محدودیتی در زندگی فرد شود.

پاکدامنی به چه نحوی ایجاد می شود؟

پاکدامنی و امتناع از رابطه زناشویی ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند، به خصوص در صورتیکه شما به دلایل مذهبی یا فرهنگی قسم خورده باشید که از رابطه زناشویی امتناع کنید.

افراد عفیف و پاکدامن (به معنای راهبه) یک تصمیم عاقلانه ای را برای کنترل تفکرات و واکنش های خودشان می گیرند و این شرایط نشان دهنده پاکدامنی یا عفت آنها می باشد.

در برخی از مذاهب (همانند کلیسای عیسی مسیح اولیاء روز آخرت The Church of Jesus Christ of Latter-day Saints) این شرایط فقط تا قبل از رابطه زناشویی ادامه پیدا می کند.

در اغلب مواقع، رهبران مذهبی عهد می کنند تا در طول کل زندگی شان از رابطه زناشویی امتناع کنند؛ این کار برای افتخار کردن جامعه شان به ایمان این افراد صورت می گیرد.

آیا شما می توانید هر نوع فعالیت فیزیکی انجام دهید؟

این مورد بستگی به این دارد که شما به چه نحوی امتناع از رابطه زناشویی را تعریف کنید و چه عقیده ای نسبت به آن داشته باشید.

مستقل (استمناء)

در مورد برخی از افراد، استمناء یک روشی برای ایجاد رضایت جنسی و اجتناب از شکستن عهد مربوط به امتناع از رابطه زناشویی می باشد.

همچنین این مورد به عنوان یک روشی برای به دست آوردن یک شناخت عمیق تر از بدن خودتان می باشد که بدون هیچ رابطه جنسی با سایر افراد صورت می گیرد.

برخی افراد که امتناع از رابطه زناشویی را تجربه می کنند، ممکن است استمناء متقابل را انجام دهند، به نحوی که همزمان با پارتنر خودشان استمناء کنند.

با یک پارتنر (تحریک جنسی بدون دخول)

از طرف دیگر، برخی از افراد که تصمیم به امتناع از رابطه زناشویی می گیرند، همچنان یک سری فعالیت های فیزیکی با سایر افراد دارند.

این مورد شامل فعالیت جنسی بدون دخول می باشد. برخی از افراد رابطه جنسی بدون دخول را به عنوان هر چیزی تعریف می کنند که در آن دخول آلت تناسلی مردانه به داخل آلت تناسلی زنانه (PIV یا واژن) صورت نمی گیرد.

سایر افراد رابطه جنسی بدون دخول را به عنوان هر چیزی تعریف می کنند که فاقد هر نوع دخولی می باشد.

  رابطه جنسی بدون دخول در هر تعریفی به صورت بوسیدن، در آغوش گرفتن و ماساژ دادن صورت می گیرد.

همچنین برخی افراد یک سری مواردی همانند ملاعبه با انگشت، بازی کردن با عرسک، سکس دهانی و سکس مقعدی را جزئی از رابطه جنسی بدون دخول در نظر می گیرند.

هر چند که این روابط جنسی بدون دخول منجر به بارداری نمی شود، ولی برخی از حالت های آن (همانند سکس دهانی و سکس مقعدی) می توانند با ریسک عفونت های انتقال یافته از طریق رابطه جنسی (STI) همراه باشند.

آیا امتناع از رابطه زناشویی همواره با انگیزه های مذهبی صورت می گیرد؟

برخی از افراد در یک سیستم اعتقادی به دنیا می آیند و رشد می کنند که افراد را به امتناع از رابطه زناشویی تشویق یا اجبار می کند.

ولی این مورد به این معنا نمی باشد که تمامی افراد به دلایل مذهبی از رابطه زناشویی امتناع می کنند، چرا که یک سری دلایل دیگری برای امتناع از رابطه زناشویی وجود دارد.

چرا برخی افراد تصمیم به امتناع از رابطه زناشویی می گیرند؟

برخی از افراد به دلیل منزوی بودن از رابطه زناشویی امتناع می کنند. همواره (حتی در سیستم های اعتقادی منظم) یک سری دلایلی برای این کار وجود دارد.

در صورتیکه مذهب یکی از عوامل تاثیرگذار باشد

برخی از افراد امتناع از رابطه زناشویی را به عنوان یک روشی برای نزدیک تر شدن به مذهب خودشان و متعهد شدن در برابر یک قدرت بالاتری در نظر می گیرند که به آن معتقد هستند.

همچنین امتناع از رابطه زناشویی یک روشی برای ایجاد روابط عمیق تر می باشد که می تواند بدون زندگی کردن در یک جا و متعهد شدن به دوست داشتن یک فرد صورت بگیرد.

به همین دلیل برخی از افراد تعاریف خودشان را گسترش می دهند تا شامل اجتناب از رابطه زناشویی شود.

12 سوال مکرری که در مورد امتناع از رابطه زناشویی (عزوبت) پرسیده می شود
12 سوال مکرری که در مورد امتناع از رابطه زناشویی (عزوبت) پرسیده می شود

در صورتیکه مذهب یکی از عوامل تاثیرگذار نباشد

برخی از افراد امتناع از رابطه زناشویی را به عنوان یک روشی برای احساس قدرت بیشتر در نظر می گیرند.

این کار می تواند برای دور کرن توجه از روابط یا سکس و توجه به درون خود فرد مفید باشد و باعث شود که فرد بیشتر به رشد و توسعه شخصی خودش توجه کند.

سایر افراد به دلایل پزشکی و بعد از تشخیص یک بیماری قابل انتقال از طریق رابطه جنسی (STD)، از این روش برای پیشگیری از انتقال بیماری شان استفاده می کند.

همچنین افرادی که رفتار جنسی وسواسی یا اعتیاد جنسی دارند، می توانند از روش امتناع از رابطه زناشویی برای بهبود یافتن استفاده کنند.

نکته مهمی که باید مورد توجه قرار بگیرد، عبارت از این است که برخی افراد امتناع از رابطه زناشویی را با فقدان جذابیت جنسی (asexuality) اشتباه می گیرند.

این تصور یک تصور اشتباهی می باشد، چرا که امتناع از رابطه زناشویی یک انتخاب داوطلبانه ای است، در حالیکه فقدان جذابیت جنسی یک نوع هویت جنسی می باشد.

آیا امتناع از رابطه زناشویی تاثیرات مثبتی دارد؟

تاثیرات بالقوه مربوط به امتناع از رابطه زناشویی عبارتند از:

در کل می توان گفت که امتناع از رابطه زناشویی منجر به کاهش ریسک STI یا STD می شود.

برخی از افراد که داری روابط جنسی غیر دخولی هستند و تماس جنسی دارند، همچنان با ریسک انتقال این بیماری ها مواجه هستند.

در این شرایط ریسک بارداری ناخواسته محدود یا صفر است.

این شرایط منجر به کاهش هزینه های مربوط به پیشگیری از بارداری می شود (همانند هزینه مربوط به کاندوم).

ممکن است به دلیل شرایط پزشکی، همچنان به سایر حالت های پیشگیری از بارداری (مصرف دارو یا IUD هورمونی) نیاز وجود داشته باشد.

این شرایط باعث می شود تا خارج از روابط جنسی، شناختتان در مورد پارتنر خودتان افزایش پیدا کند.

امتناع از رابطه جنسی منجر به آگاهی یافتن شما در مورد تفاوت های مربوط به جذابیت فیزیکی و عاطفی می شود.

همچنین شما زمان بیشتری را برای تمرکز بر روی کار، روابط دوستانه یا خانواده تان خواهید داشت.

آیا امتناع از رابطه جنسی دارای یک سری جنبه های منفی می باشد؟

برخی از زیان های بالقوه مربوط به امتناع از رابطه جنسی عبارتند از:

در صورتیکه شما به داشتن رابطه جنسی علاقمند باشید یا برای داشتن فعالیت جنسی تحت فشار قرار بگیرید، ممکن است برای داشتن روابط عاطفی با یک سری چالش هایی مواجه باشید، حتی در صورتیکه همسرتان هم از رابطه جنسی امتناع کند.

ممکن است برخی از افراد این تفکر را داشته باشند که از طریق از بین بردن یا محدود کردن فعالیت های جنسی، یک بخش مهمی از تجربیات زندگی شان (همانند رابطه زناشویی یا بچه دار شدن) را از دست می دهند.

ممکن است برخی از افراد احساس کنند که سایر افراد در مورد تصمیمشان قضاوت می کنند؛ این شرایط می تواند منجر به ایجاد احساس انزوا در این افراد شود.

چه شرایطی منجر به تصمیم گیری فرد برای امتناع از رابطه زناشویی می شود؟

به دلیل اینکه امتناع از رابطه زناشویی یک تصمیم مهمی در زندگی می باشد، افرادی که تصمیم به این کار می گیرند، معمولا زمان مناسبی را صرف بررسی کردن این تصمیم گیری می کنند.

یک سری تحقیقاتی انجام دهید

همانطور که قبلا هم بیان شد، تعریف امتناع از رابطه جنسی مابین افراد مختلف متغیر می باشد؛ به همین دلیل انجام دادن یک تحقیقی در این زمینه اهمیت زیادی دارد.

در حالت کلی یک آموزش متفکرانه به شما کمک خواهد کرد تا بتوانید بهترین حالت امتناع از رابطه جنسی را برای خودتان تعریف کنید.

انجام دادن یک تعهد

چه در صورتیکه شما برای یک سازمان مذهبی متعهد به امتناع از رابطه زناشویی باشید و چه در صورتیکه به خودتان متعهد باشید، این تعهد یک چیزی خواهد بود که باید خودتان را متعهد به انجام آن بکنید.

محدودیت های خودتان را مشخص کنید

شما بعد از شناخت تعهد خودتان برای امتناع از رابطه زناشویی، می توانید محدودیت های خودتان را مشخص کنید.

ممکن است به این نتیجه برسید که همزمان با اجرای این تعهد، این محدودیت ها افزایش پیدا می کنند.

در دوره مربوط به رابطه زناشویی به چه نحوی می توانید امتناع از رابطه زناشویی (رابطه جنسی) را رعایت کنید؟

برخی از افراد که می خواهند امتناع از رابطه زناشویی را تمرین کنند، به طور کامل از رابطه زناشویی پرهیز می کنند.

سایر افراد همزمان با محدود کردن فعالیت جنسی خودشان، به رابطه زناشویی شان ادامه می دهند. این شرایط می تواند چالش های مختص خودش را داشته باشد.

با نیازها و انتظارات خودتان ارتباط برقرار کنید

همانند سایر روابط، شناخت نیازها، خواسته ها و انتظارات همدیگر در این رابطه هم اهمیت زیادی دارد.

حتی در صورتیکه هر دو طرف از رابطه زناشویی امتناع کنند، دستیابی به یک سطح مناسبی از رابطه سخت خواهد بود؛ به همین دلیل باید به صورت صادقانه در این مورد با یکدیگر صحبت کنید.

یک سری روش های دیگری برای ایجاد رابطه صمیمی پیدا کنید

سکس تنها روش ممکن برای ایجاد یک رابطه صمیمی نمی باشد.

شما و همسرتان می توانید یک سری روش های دیگری را برای افزایش صمیمیت خودتان پیدا کنید. این روش می تواند مربوط به لمس فیزیکی (همانند در آغوش گرفتن) یا یک مکالمه عمیق باشد.

یک سیستم حمایتی قوی پیدا کنید

در برخی مواقع پیدا کردن یک سیستم حمایتی خارجی که بتواند از نظر عاطفی شما  را حمایت کند و مشاوره های درستی به شما ارائه دهد، ضرورت پیدا می کند.

این سیستم حمایتی می تواند شامل دوستان، خانواده یا یک مشاور باشد.

امتناع از رابطه زناشویی به صورت اجباری در چه شرایطی ایجاد می شود؟

امتناع از رابطه زناشویی به صورت اجباری یا امتناع از رابطه زناشویی یک انجمن مستقل از افرادی هستند که تمایل به فعالیت جنسی دارند، ولی به منظور برقراری مقاربت جنسی نمی توانند پارتنرهایی پیدا کنند.

اینسل ها (Incels) در اغلب مواقع یک سری انجمن های آنلاینی را ایجاد می کنند تا سایر افراد منزوی هم بتوانند با آنها ارتباط برقرار کنند و تجربیاتشان را به اشتراک بگذارند.

در سال هال اخیر نهضت اینسل به سرعت به یک جبهه ای برای اقدام خشن در واکنش به افرادی تبدیل شده است که به صورت آگاهانه یا غیر آگاهانه این افراد را طرد می کنند.

بررسی کننده مقاله از نظر پزشکی: Janet Brito, PhD, LCSW, CST در 29 می 2019

نویسنده: Jen Anderson

ترجمه و گردآوری : دکتر یاسر دادخواه

وابستگی شیمیایی

مصرف مواد مخدر

(عنوان های جایگزین: وابستگی، وابستگی به مواد مخدر)

وابستگی شیمیایی عبارت از اعتیاد فیزیکی و (یا) روان شناختی بدن به یک ماده روان گردان (ایجاد کننده تغییر در وضعیت روانی یا ایجاد کننده یک درک نادرست) می باشد که برای مثال می توان به مواد مخدر، الکل یا نیکوتین اشاره کرد.

وابستگی فیزیکی به این مواد شیمیایی به عنوان داروهای تجویز شده یا الکل، ریشه در استفاده مکرر از آنها دارد که به تدریج منجر به افزایش آستانه تحمل بدن یا توانایی بدن برای مطابقت یافتن با این دارو (یا مواد مخدر) می شود.

بنابراین بتدریج باید دوزهای بیشتری از این مواد استفاده شود تا فرد بتواند به تاثیرات مورد دلخواه خودش دست پیدا کند که این تاثیرات شامل تسکین افسردگی یا اضطراب به صورت موقتی یا القاء رضایت یا خوشحالی می باشد.

در صورتیکه دوز مصرفی فرد افزایش پیدا نکند، این امکان وجود دارد که علائم ترک این مواد در فرد بروز پیدا کند.

دو مورد از رایج ترین موارد مربوط به وابستگی شیمیایی عبارت از الکلیسم و اعتیاد به داروهای غیر مخدری مربوط به سیستم عصبی مرکزی می باشند.

این داروها شامل باربیتوریک (barbiturates) های دارای تاثیر کوتاه مدت و میان مدت، همانند سکو باربیتال، پنتو باربیتال و آما باربیتال (secobarbital, pentobarbital and amabarbital)، مسکن هایی همانند کلوردیازپوکساید، دیازپام، مپروبامیت و متاکولون (chlordiazepoxide, diazepam, meprobamate and methaqualone) و آمفتامین هایی همانند مت آمفتامین و دکسترو آمفتامین (methamphetamine and dextroamphetamine) می باشند.

مشخصات وابستگی به این مواد شامل تمایل یا نیاز شدید به ادامه مصرف این مواد، تمایل دوره ای به افزایش دوز مصرفی این مواد و وجود داشتن یک نیاز روانی و فیزیکی به تاثیرات این مواد برای حفظ هموستاسیز (homeostsis، توازن فیزیکی) می باشد.

افرادی که به یک نوع ماده مخدر وابستگی پیدا می کنند، ممکن است انواع دیگری از داروهای روان گردان را هم مصرف کنند تا این مواد بر روی احساسات و درک آنها تاثیرگذار باشد.

وابستگی شیمیایی
وابستگی شیمیایی

افرادی که مواد مختلفی را مصرف می کنند، ممکن است به صورت متناوب از باربیتوریک ها (مواد آرامش دهنده) و آمفتامین ها (مواد افزایش دهنده خوشحالی) استفاده کنند.

زیاده روی در مصرف هر دو مورد باربیتوریک ها و الکل می تواند منجر به ایجاد یک مستی (مسمومیت) شود که علائم مشابهی با مهارت های روانی یا روانی – حرکتی معیوب دارد.

مصرف همزمان باربیتویک ها و الکل منجر به افزایش تاثیر هر دو آنها می شود؛ به همین دلیل تاثیر مصرف دو مواد به طور همزمان، قوی تر از جمع تاثیر مصرف آنها به صورت مجزا می باشد.

ترک ناگهانی مواد مخدر می تواند منجر به بروز علائم مرتبط با روان آشفتگی الکلی شود که شامل تکانش سریع، افزایش فشار خون، عرق ریزی مکرر، هذیان گویی پارانویایی و توهمات می باشند.

درمان وابستگی شیمیایی (که به عنوان سم زدایی شناخته می شود) فقط باید با نظارت یک ناظر بالینی صورت بگیرد؛ معمولا سم زدایی در بیمارستان انجام می شود.

برنامه های سم زدایی می توانند محدود به برنامه های درمان روان شناختی یا گسترده تر از آن باشند و معمولا هر دو مورد متخصصان بالینی و روان شناختی در این پروسه مشارکت می کنند.

روان درمانی فردی و گروهی نقش مهمی در کمک به درمانجو برای تحمل کردن علائم فیزیکی ترک و فشارهایی را دارد که فرد باید برای ترک اعتیاد خودش تحمل کند.

گروه های حمایتی (همانند معتادان بی نام وابسته به الکل و مواد مخدر) عملکرد کاملا موفقی را در ترک وابستگی به الکل و مواد مخدر داشته اند.

با این وجود، دیدگاه عمومی عبارت از این است که فرد آسیب پذیر در برابر مصرف یک ماده شیمایی خاص، هیچ وقت نمی تواند به صورت بالینی درمان شود؛

وی باید همواره نسبت به اجتناب از پیش آمدن مشکلات مشابه در آینده هوشیار و متعهد باشد.

در واقع توانایی فرد برای پذیرفتن اعتیاد و تمایل وی به تغییر عبارت از اولین مراحله ای می باشد که باید در هر برنامه سم زدایی موفق وجود داشته باشد.

وابستگی فرد به یک سری مواد افیونی همانند هروئین و مورفین می تواند به یک وابستگی دائمی تبدیل شود. یک متخصص امراض داخلی آمریکا به اسم وینسنت پی.

دول (Vincent P. Dole) و یک روان پزشک آمریکایی به اسم ماری ای. نیسواندر (Marie E. Nyswander) در سال 1967 بیان کردند که یک وابستگی شیمیایی حاد به مواد افیونی، منجر به تحریک یک تغییر فیزیولوژیکی در سطح سلولی می شود که دائمی است و در نتیجه ترک این مواد، از بین نمی رود.

افراد معتاد به مواد افیونی در اغلب مواقع همراه با ادامه مصرف متادون ترکیبی درمان می شوند؛

این روش دقیقا مشابه تزریق انسولین به افراد دیابتی می باش که برای جبران کمبود فیزیولوژیکی صورت می گیرد.  

منبع : کانون مشاوران ایران

روش هایی برای پیشگیری از کلاه برداری

روش هایی برای پیشگیری از کلاهبرداری

روش هایی برای پیشگیری از کلاهبرداری

کلاهبرداری در زمانی صورت نخواهد گرفت که اطلاعات شخصی و اطلاعات مربوط به کارت ها شما در دسترس افراد دیگر قرار نگیرند.

نقشه کلاهبرداری افراد کلاه بردار می تواند کاملا هوشمندانه باشد، ولی در صورتی که شما بدانید آنها به چه نحوی کار می کنند و برای اجتناب از آنها چه کاری باید انجام بدهید، نقشه آنها در مورد شما کارایی نخواهد داشت.

ما یک سری از روش های کلاه برداری و دزدی که با هدف به دست آوردن اطلاعات شما صورت می گیرند را در این مقاله بیان کرده ایم.

فیشینگ[1]

فیشنگ در زمانی صورت می گیرد که افراد کلاه بردار وانمود می کنند که از طرف شرکت ها، سازمان ها یا آژانس های دولتی شناخته شده می باشند و با مصرف کنندگان ارتباط برقرار می کنند و سعی می کنند که با استفاده از یک ترفند هایی، اطلاعات شخصی آنها را به دست بیاورند.

بعد از آن، این اطلاعات برای انجام یک سری کلاه برداری هایی مورد استفاده قرار داده می شود که برای مثال می توان به ایجاد حساب های کاربردی جدید به اسم شما یا دسترسی داشتن به حساب کاربری های موجود، همانند بانکداری آنلاین یا iTunes اشاره کرد.

این نوع کلاه برداری می تواند به صورت تلفنی، از طریق ایمیل، یا حتی از طریق پیام فرستادن صورت بگیرد.

برای محافظت از خودتان در برابر این دزدی ها، از ترفندهای زیر استفاده کنید:

  • حواستان جمع باشد. فقط ایمیل ها، ضمیمه ها و لینک هایی را باز کنید که مربوط به افراد آشنا هستند.
  • به آن چیزی که می بینید، باور نداشته باشید. دزدیدن رنگ ها، لوگوها و سر صفحه های مربوط به سازمان های مشهور و ایجاد یک پیامی که درست به نظر برسد، کار ساده ای است.
  • از اشتراک گذاری اجتناب کنید. اطلاعات شخصی یا مالی را از طریق ایمیل، پیام یا تلفن افشاء نکنید.
  • به URL های وب سایت توجه کنید. لینک ها را دنبال کنید تا ببینید مربوط به چه جاهایی می باشند.
  • در صورتی که نسبت به درست بودن یک ایمیل شک داشته باشید، سعی کنید از طریق ارتباط برقرار کردن مستقیم با شرکت، درستی این ایمیل را بررسی کنید. ایمیل های فیشینگ مشکوک را به phishing@visa.com گزارش کنید.
  • سعی کنید که دستگاه مورد استفاده شما سالم باشد. حتما آنتی ویروس های خودتان را به روز رسانی کنید.
روش هایی برای پیشگیری از کلاه برداری
روش هایی برای پیشگیری از کلاه برداری

امنیت سرویس های کیف پول دیجیتال

کیف های پول دیجیتال می توانند حاوی اطلاعات شخصی باشند که شامل شماره حساب های پرداختی شما، رمز ها و اطلاعات شخصی می باشد.

همانطور که محافظت از کیف پول فیزیکی اهمیت دارد، محافظت از کیف پول دیجیتال هم مهم می باشد.

این کلمات “L-O-K” را همواره به یاد داشته باشید تا بتواند به پول خودتان دسترسی داشته باشید و آن را ایمن نگه دارید:

  • آن را قفل کنید[2] – از ابزارهایی که هم به صورت فیزیکی و هم به صورت پسورد / عبارات ورودی استفاده می کنید، محافظت کنید
  • فقط خود شما می توانید به اطلاعات مهم دسترسی داشته باشید[3] – اطلاعات حساس، همانند پسوردها، PIN ها و پاسخ به سوالات امنیتی را به صورت ایمن نگه دارید
  • بدانید که با چه کسی باید صحبت کنید[4] – قبل از اینکه هر اتفاقی صورت بگیرد، افرادی را که در صورت بروز مشکل باید با آنها صحبت کنید را بشناسید.

آنلاین

تهدید مربوط به کلاهبرداری آنلاین، از نرم افزارهای جاسوسی تا تجار مشکوک، واقعی می باشد، ولی شما بهترین ابزار را برای دفاع از خودتان در اختیار دارید.

عامل کلیدی برای مقابله با کلاهبرداری، شناخت این موضوع می باشد که تهدید هایی وجود دارند و شما برای مقابله با آنها باید یک سری اقدامات آسانی انجام دهید.

به منظور پیشگیری از کلاهبرداری آنلاین:

  • آخرین اطلاعات خودتان را با استفاده از نرم افزار خودتان و محافظت ویروسی نگه داری کنید
  • پسوردهای قوی داشته باشید
  • نسبت به ایمیل هایی که از طرف فرستندگان ناشناس هستند، بی توجه باشید
  • از روش های محافظت کامل استفاده کنید
  • فایل ها را فقط از سایت هایی که می شناسید، دانلود کنید
  • ·        “پیام های تراکنشی” که از طرف بانک و از طریق ایمیل یا پیام متنی فرستاده می شوند را بررسی کنید تا نسبت به خرید های خودتان مطلع باشید
  • گزینه تایید شده توسط Visa را فعال کنید تا ایمنی بیشتری داشته باشید.

مسافرت

اجازه ندهید که کلاهبرداری برنامه سفر شما را به هم بزند.

قبل از شروع مسافرت، چند کار ساده را انجام دهید.

مسافرت هوشمند، مسافرت ایمنی:

  • به موسسه ای که کارت خودتان را از آنجا گرفته اید، اطلاع دهید که کجا می خواهید بروید و این مسافرت برای چه مدتی خواهد بود
  • شماره های کارت، باقیمانده حساب، و شماره تلفن مربوط به موسسه انتشار دهنده کارت را یادداشت کنید و آن را در یک جای ایمنی نگه دارید
  • تمامی خرید های خودتان را در برابر وضعیت حساب خودتان ذخیره و چک کنید
  • کارت هایتان بدون محافظت نباشند.

خرده فروشی/ ATM

کارت های پرداخت که در سرتاسر جهان مورد پذیرش قرار می گیرند و راحت تر و ایمن تر از پول نقد می باشند، نحوه خرید و بانکداری ما را تغییر داده است.

ولی ممکن است که کلاه برداران بخواهند اطلاعات مربوط به کارتهای شما را بدزدند و از آن سوء استفاده کنند.

سعی کنید که این تبادلات را به روشی انجام دهید که ریسک مربوط به کلاهبرداری را به حداقل برسانید.

به منظور پیشگیری از کلاهبرداری خرده فروشی / ATM، نکات زیر را مد نظر داشته باشید:

  • قبل از امضاء کردن، سفارشات را بررسی کنید
  • وضعیت صورت حساب خودتان را بررسی کنید
  • پیام های تراکنشی که از طریق بانک به صورت ایمیل یا پیام فرستاده می شوند را چک کنید
  • یک کپی از رسید های ATM و خرده فروشی را پیش خودتان نگه دارید
  • نسبت به اطراف خودتان هوشیار باشید
  • از PIN های خودتان در برابر کلاهبردارنی محافظت کنید که از پشت سرتان به شما نگاه می کنند
  • گم شدن کارت ها را در سریع ترین زمان ممکن اطلاع دهید.

ایمیل

فیشینگ یک  کلاهبرداری ایمیلی می باشد که تلاش می کند شماره کارت های پرداختی، شماره های امنیت اجتماعی، شماره های PIN، پسورد های حساب بانکی یا سایر اطلاعات شخصی را بدزدند.

اکثر کلاه برداری ها با استفاده از فرستادن یک ایمیلی شروع می شود که شما را به سایت های اینترنتی جعلی هدایت می کند که لوگوها و گرافیک های آن شبیه به سایت های معتبر می باشد، ولی در واقعیت یک سایت جعلی است. زمانی که شما اطلاعات شخصی تان را در این سایت وارد می کنید، با استفاده از این اطلاعات کلاه برداری صورت می گیرد.

برای مقابله با فیشینگ:

  • نسبت به تمامی ایمیل هایی که اطلاعات شخصی تان را می خواهند، مشکوک باشید
  • به چنین ایمیل هایی پاسخ ندهید و همچنین اطلاعات خودتان را به سایت های مشکوک وارد نکنید
  • از طریق ارتباط برقرار کردن با شماره ای که در پشت کارت اعتباری شما قرار دارد، اعتبار این درخواست را بررسی کنید
  • ایمیل ها یا وب سایت های مشکوک را به موسسه مالی خودتان گزارش دهید.

دزدی هویتی

در صورتی که دزدان مجوز رانندگی شما یا شماره تامین اجتماعی شما را بدست بیاورند، آنها می توانند وانمود کنند که هویت شما را دارند و می توانند حساب های بانکی باز کنند، کارت های اعتباری را سفارش بدهند، چک های نادرست بنویسند و وام بگیرند.

همچنین آنها می توانند مغازه اعتباری شما را ورشکسته کنند و به دست آوردن اعتبار در آینده را برای شما سخت کنند.

دزدان هویت از روش های مختلفی استفاده می کنند، حتی از سطل آشغال های شما هم می توانند برای به دست آوردن اطلاعات شخصی تان استفاده کنند.

روش هایی برای پیشگیری از کلاه برداری
روش هایی برای پیشگیری از کلاه برداری

به منظور پیشگیری از دزدی هویتی:

  • مانده حساب و کارت خودتان را به صورت مرتب چک کنید
  • گم شدن کارت خودتان را سریعا اطلاع بدهید
  • تمامی حساب های غیر فعال را لغو کنید
  • هیچ وقت اطلاعات شخصی را ارائه ندهید، مگر اینکه ضرورت داشته باشد
  • کارت های جدید را به محض دریافت امضاء کنید
  • قبل از دور انداختن اسناد حساس، آنها را پاره کنید
  • یک نرم افزار ضد ویروسی یا ضد جاسوسی نصب کنید
  • پسوردهای خودتان را به صورت منظم تغییر دهید

بازاریابی فریب آمیز

آیا تا به حال برایتان پیش آمده است که یک مورد رایگان آزمایشی را خرید کرده باشید، ولی بعد از گذشت چند ماه متوجه شوید که شما در هر ماه قبض می پرداختید؟

بازاریابان در برخی مواقع یک سری موارد رایگان یا محصولات رایگان را به شما پیشنهاد می دهند، ولی به شما یادآری نمی کنند که بعد از پایان دوره آزمایشی، باید هزینه ماهیانه ای را پرداخت کنید.

با رعایت نکات زیر، در برابر چنین روش های بازاریابی از خودتان محافظت کنید:

  • تمامی بند ها و شرایط را بخوانید و شناخت مناسبی از آنها به دست بیاورید
  • نسبت به هر “مورد آزمایشی رایگان” که نیاز به شماره کارت پرداختی دارند، هوشیار باشید
  • در حین سفارش آنلاین، نسبت به تمامی جعبه های چک نشده شناخت داشته باشید
  • صورت حساب هایتان را  چک کنید تا هیچ مورد غیر معمول یا غیر مجازی وجود نداشته باشد
  • سعی کنید که مشکلات خودتان را در مرحله اول با تاجر حل کنید؛ در صورتی که مشکلات موجود در این مرحله حل نشود، با موسسه مالی خودتان تماس بگیرید

در خانه

آیا مطلع هستید که نیمی از دزدی های هویتی توسط افرادی صورت می گیرد که یک دسترسی قانونی به خانه شما دارند و افرادی از قبیل مراقبان، بستگان یا کارکنان تعمیراتی را شامل می شوند؟

خانه یک محیط ایمنی می باشد و شما با رعایت یک سری نکات محدود می توانید از چنین کلاهبرداری پیشگیری کنید.

توصیه های مربوط به حفظ ایمنی اطلاعاتی شما عبارتند از:

  • در اغلب مواقع حساب های خودتان را چک کنید
  • گزارش اعتباری خودتان را چک کنید تا مطمئن شوید که درست می باشد
  • پیام های تراکنشی که توسط بانک شما و از طریق پیامک یا ایمیل فرستاده می شوند را چک کنید
  • اسناد مهم را به صورت مناسب و ایمنی نگه دارید

پست و تلفن

کلاهبرداران می توانند یک سری نامه هایی شبیه به نامه های رسمی را برای شما بفرستند یا وانمود کنند که از طرف Visa، موسسات مالی یا حتی موسسات خیریه می باشند.

در صورتی که از شما خواسته شود تا شماره حساب یا سایر اطلاعات شخص تان را از طریق پست یا تلفن ارائه بدهید، نسبت به کلاهبرداری هوشیار باشید و چنین اطلاعاتی را در اختیار افراد مشکوک قرار ندهید.

نکاتی که می تواند در برابر کلاهبرداری تلفنی از شما مراقبت کنند، عبارتند از:

  • Visa هیچ وقت تماس نمی گیرد یا از افراد نمی خواهد که اطلاعات حساب شخصی شان را ارائه بدهند
  • هیچ وقت اطلاعات خودتان را ارائه ندهید، مگر اینکه خودتان این ارتباط را برقرار کرده باشید
  • هیچ وقت احساس نکنید که ملزم به ارائه شماره کارت از طریق تلفن می باشید
  • سوالات جزئی را بپرسید – در صورتی که فرد تماس گیرنده قادر به پاسخ نباشد، این تماس مشکوک خواهد بود
  • به جای درخواست شماره تماس برای تماس گرفتن مجدد، از طریق تماس با شماره تلفن های قانونی، در رابطه با فرد تماس گیرنده تحقیق کنید
  • از طریق تماس گرفتن با شماره ای که در پشت کارت شما قرار دارد، درخواست های صورت گرفته برای دریافت اطلاعات شخصی تان را به انتشار دهنده کارت خودتان گزارش دهید
روش هایی برای پیشگیری از کلاه برداری
روش هایی برای پیشگیری از کلاه برداری

برای مقابله با کلاهبرداری های پستی، می توانید از روش های زیر استفاده کنید:

  • نسبت به پیام هایی که بیان می کنند شما در یک مسابقه ای جایزه برده اید که هیچ وقت در آن مسابقه شرکت نکرده اید، هوشیار باشید
  • در صورتی که آدرستان را تغییر داده باشید، به اداره پست اطلاع دهید
  • مطمئن شوید که جعبه پست شما ایمن می باشد
  • پست های تحویل داده شده تان را جمع آوری کنید؛ اجازه ندهید که بیش از حد در جعبه پست بمانند
  • پست هایی که در زمان تعطیلاتتان برای شما فرستاده شده است را از جعبه پست بردارید.

منبع: کانون مشاوران ایران


  • [1] phishing
  • [2] Lock it down
  • [3] Only you can access sensitive information
  • [4] Know who to call
معرفی رشته مشاوره و گرایش های آن

معرفی رشته مشاوره و گرایش های آن

معرفی رشته مشاوره و گرایش های آن: در صورتی که شما نیز از جمله داوطلبان کنکوری باشید، سردرگمی در خصوص انتخاب رشته، جزییات رشته های…

سوء استفاده از کودک و بی توجهی نسبت به کودک

آیا شما به دنبال آگاهی یافتن در مور علائم سوء استفاده از کودک و بی توجهی نسبت به کودک هستید؟

با مطالعه ادامه این مقاله و مقالات مشابه در سایت مشاورانه می توانید پاسخ تعداد زیادی از سوالات خودتان را پیدا کنید.

سوء استفاده از کودک و بی توجهی نسبت به کودک چه چیزی است؟

سوء استفاده از کودک فقط به معنای کبود شدن چشم ها و صورت یک کودک نیست.

در حالیکه سوء استفاده از کودک به دلیل علائمی که ایجاد می کند منزجر کننده می باشد، ولی تمامی علائم مربوط به سوء استفاده از کودک عبارت از علائم مشخص نمی باشند.

بی توجهی به نیازهای کودک، قرار دادن آنها در یک جای محافظت نشده و موقعیت های خطرناک، قرار دادن آنها در موقعیت های جنسی یا ایجاد احساس بی ارزش بودن یا احمق بودن در آنها از جمله علائم سوء استفاده از کودک و بی توجهی هستند (این علائم می توانند عمیق تر باشند و تاثیرات آنها بر روی کودک پایدار باشد)

صرفنظر از نوع سوء استفاده، نتیجه هر نوع سوء استفاده ای عبارت از یک آسیب عاطفی جدی می باشد.

در صورتیکه نسبت به رنج کشیدن یک کودک از یک سوء استفاده یا بی توجهی مظنون باشید، اعلان کردن این مورد اهمیت زیادی خواهد داشت.

در صورتیکه این مشکل سریع تر اطلاع رسانی شود، هم کودک و هم فرد سوء استفاده کننده قادر خواهند بود تا کمک های مورد نیازشان را دریافت کنند.

برای شروع کردن این بحث، ابتدا باید افسانه های مربو به سوء استفاده از کودک و بی توجهی را از واقعیات مربوط به این موضوع جدا کرد:

افسانه: یک رفتار فقط در صورتیکه خشن و شدید باشد، یک نوع سوء استفاده خواهد بود.

واقعیت: سوء استفاده فیزیکی فقط یکی از حالت های مربوط به سوء استفاده از کودک می باشد.

بی توجهی به کودک و سوء استفاده جنسی و عاطفی از وی می تواند به اندازه سوء استفاده فیزیکی مضر باشد و به دلیل اینکه این نوع سوء استفاده ها مشخص نمی باشند، احتمال مداخله و میانجی گری سایر افراد در این نوع سوء استفاده ها پایین می باشد.

افسانه: فقط افراد بد از کودکان خودشان سوء استفاده می کنند.

واقعیت: تمامی والدین سوء استفاده کننده صرفا به صورت هدفمند به بچه های خودشان آسیب نمی زنند.

برخی از والدین از بچه های خودشان سوء استفاده می کنند و روش دیگری را برای سرپرستی کردن بلد نیستند. سایر والدین سوء استفاده کننده هم با مشکلات سلامت روانی یا مشکلات مربوط به سوء مصرف مواد مواجه هستند.

افسانه: سوء استفاده در خانواده های خوب صورت نمی گیرد.

واقعیت: سوء استفاده و بی توجهی فقط در خانواده های فقیر یا همسایه های بد صورت نمی گیرد.

این رفتارها فراتر از مرزهای نژادی، اقتصادی و فرهنگی هستند. در برخی مواقع خانواده هایی که در ظاهر شبیه هم می باشند، یک سری داستان های مخفی را در پشت درهای بسته شان دارند.

افسانه: اکثر سوء استفاده کنندگان از کودک عبارت از افراد غریبه می باشند.

واقعیت: هر چند که برخی از موارد مربوط به سوء استفاده توسط افراد غریبه صورت می گیرد، ولی اکثر سوء استفاده کنندگان عبارت از اعضای خانواده کودکان سوء استفاده شده یا سایر افراد نزدیک به خانواده می باشند.

افسانه: کودکان سوء استفاده شده بعد از بزرگ شدن به افراد سوء استفاده کننده ای تبدیل می شوند.

واقعیت: این مورد صحیح است که کودکان سوء استفاده شده به احتمال زیاد این چرخه را در دوران بزرگسالی ادامه خواهند داد و به صورت ناخودآگاه موارد تجربه شده در دوران کودکی شان را تکرار خواهند کرد.

از طرف دیگر، اکثر افراد بزرگسالی که در دوران کودکی شان مورد سوء استفاده و تجاوز قرار گرفته اند، انگیزه بیشتری برای محافظت از کودکان خودشان در برابر تجاوز دارند و والدین فوق العاده ای می باشند.

تاثیرات مربوط به سوء استفاده از کودک و بی توجهی

تمامی حالت های مربوط به سوء استفاده و بی توجهی منجر به ایجاد تاثیرات پایداری می شوند.

برخی از این تاثیرات می توانند به صورت فیزیکی باشند، ولی تاثیرات عاطفی یک سری تاثیرات پایدارتری در طول زندگی خواهند بود و بر روی اعتماد به نفس کودک، روابط آنها و توانایی آنها برای انجام دادن وظایفشان در محیط مدرسه، کار و مدرسه تاثیر گذار خواهد بود. این تاثیرات عبارتند از:

مواجه شدن با مشکلات مربوط به اعتماد کردن و مشکلات رابطه ای. در صورتیکه شما نتوانید به والدین خودتان اعتماد کنید، به چه کسی خواهید توانست اعتماد کنید؟

بدون داشتن این مورد مبنایی، یادگیری برای اعتماد به سایر افراد یا شناخت افراد قابل اعتماد برای شما سخت خواهد بود. این شرایط می تواند به ایجاد مشکلاتی برای حفظ رابطه در دوره بزرگسالی منجر شود.

همچنین این شرایط می تواند منجر به ایجاد روابط ناسالمی شود، چرا که این فرد در دوره بزرگسالی هم یک تعریف مشخص و دقیقی از رابطه خوب نخواهد داشت.

احساسات اصلی مربوط به “بی ارزش” بودن. در صورتیکه به صورت مکرر در دوران کودکی تان به شما گفته شود که یک فرد احمق یا بدی هستید، غلبه بر این احساسات اصلی برای شما سخت خواهد بود.

بعد از بزرگ شدن کودکان مورد سوء استفاده قرار گرفته، ممکن است این افراد نسبت به آموزش خودشان بی توجه باشند یا اینکه یک شغل کم در آمدی داشته باشند، چرا که خودشان را لایق درآمد بالاتر نمی دانند.

افراد بزرگسالی که در دوران کودکی مورد سوء استفاده جنسی و همچنین بدنامی و خجالت مربوط به این سوء استفاده مواجه می شوند، در اغلب مواقع این احساس را پیدا می کنند که آسیب دیده اند.

مشکلات مربوط به کنترل عواطف. کودکانی که مورد سوء استفاده قرار گرفته اند، نمی توانند احساسات خودشان را به صورت ایمن بیان کنند.

در نتیجه، عواطف این افراد سرکوب می شود و به صورت غیر قابل پیشبینی بروز پیدا می کند.

افراد بزرگسالی که در دوران کودکی شان مورد سوء استفاده قرار گرفته اند، ممکن است با اضطراب، افسردگی یا عصبانیت بی دلیل مواجه باشند.

همچنین این امکان وجود دارد که این افراد به منظور از بین بردن این احساسات دردناک خوشان به الکل یا مواد مخدر اعتیاد پیدا کنند.

شناسایی انواع مختلف سوء استفاده از کودک

رفتارهای سوء استفاده کننده به صورت های مختلفی بروز پیدا می کنند، ولی رایج ترین شاخص برای این رفتار عبارت از تاثیر عاطفی آن بر روی کودک می باشد.

چه در صورتیکه سوء استفاده به صورت سیلی زدن، حرف تند، سکوت سنگین یا روش های دیگری بروز پیدا کند، نتیجه نهایی همه آنها به صورت ایجاد احساس ناایمنی، احساس بی توجهی شدن و احساس تنهایی خواهد بود.

سوء استفاده عاطفی. بر اساس عقیده برخی از متخصصان، کلمات می توانند آسیب بزنند و سوء استفاده عاطفی می تواند آسیب زیادی به رشد اجتماعی یا سلامت روانی کودک بزند. برخی از موارد سوء استفاده عاطفی از کودک عبارتند از:

  • تحقیر کردن، خجالت زده کردن و مسخره کردن مداوم
  • اسم گذاری و انجام دادن قیاس های منفی
  • گفتن این مورد به کودک که “خوب نیست”، “بی ارزش است”، “بد است” یا “اشتباه می کند”
  • داد زدن، تهدید کردن یا قلدری کردن مکرر
  • بی توجهی یا طرد کردن کودک به عنوان یک مجازات و داشتن یک برخورد ساکت با وی
  • محدود کردن ارتباط فیزیکی با یک کودک – در آغوش نگرفتن، نبوسیدن یا انجام ندادن سایر حرکات محبت آمیز
  • قرار دادن کودک در معرض خشونت سایر افراد؛ این افراد می توانند سرپرست دیگر، برادر یا خواهر یا حتی یک حیوان خانگی باشند

بی توجهی به کودک (که یک حالت کاملا رایجی از سوء استفاده از کودک می باشد) عبارت از یک الگوی مربوط به عدم تامین نیازهای مبنایی کودک می باشد که شامل عدم تامین غذای کافی، لباس مناسب، وسایل بهداشتی یا نظارت کافی می باشد.

تشخیص دادن بی توجهی به کودک همواره به راحتی امکان پذیر نمی باشد. در برخی مواقع یکی از والدین نمی تواند به صورت فیزیکی یا روانی از کودک خودش مراقبت کند؛

برای مثال در حین بروز یک بیماری یا آسیب جدی یا افسردگی یا اضطراب درمان نشده این شرایط پیش می آید.

در سایر مواقع، سوء مصرف الکل یا مواد مخدر می تواند به صورت قابل توجهی قدرت تشخیص و توانایی نگهداری ایمن از کودک را با آسیب های جدی مواجه کند.

سوء استفاده فیزیکی شامل آسیب یا صدمه فیزیکی به کودک می باشد.

این شرایط می تواند در نتیجه تلاش عمدی برای آسیب زدن به کودک یا مجازات فیزیکی وی به صورت افراطی صورت بگیرد.

اکثر والدین دارای سوء استفاده فیزیکی بر این مورد اصرار می کنند که اقدامات آنها یک حالت ساده ای از نظم و تربیت می باشد که باعث می شود تا کودک نحوه رفتار کردن را یاد بگیرد.

اما یک تفاوت عمده مابین استفاده از مجازات فیزیکی برای منظم کردن و سوء استفاده فیزیکی وجود دارد.

در نتیجه سوء استفاده فیزیکی، موارد زیر بروز خواهند کرد:

غیر قابل پیشبینی بودن. کودک هیچ وقت نخواهد فهمید که چه چیزی منجر به عصبانیت والدین شده است.

هیچ نوع محدودیت یا قواعد خاصی در این زمینه وجود ندارد. کودک همواره در موقعیت خطرناک و بی ثباتی قرار خواهد داشت و هیچ وقت مطمئن نخواهد بود که چه رفتاری منجر به حمله فیزیکی نسبت به وی می شود.

حمله زبانی همراه با عصبانیت. والدین سوء استفاده کننده همواره با عصبانیت برخورد می کنند و دوست دارند که همواره بچه شان را کنترل کنند و هیچ نوع تمایلی برای آموزش دادن محبت آمیز به بچه شان ندارند. هر چقدر که والدین عصبی تر باشند، سوء استفاده آنها شدیدتر خواهد بود.

استفاده از ترس برای کنترل رفتار. ممکن است والدین سوء استفاده کننده بر این عقیده باشند که بچه شان برای داشتن یک رفتار درست، به ترسیدن از آنها نیاز دارد؛

به همین دلیل این والدین به منظور منظم نگه داشتن و کنترل فرزندانشان از سوء استفاده فیزیکی به عنوان یک ابزار استفاده می کنند.

با این وجود، چیزی که بچه ها در واقعیت یاد می گیرند عبارت از نحوه اجتناب از آسیب دیدن می باشد و آنها نحوه رفتار کردن مناسب یا رشد کردن به عنوان یک فرد سالم و عادی را یاد نمی گیرند.

سوء استفاده جنسی. سوء استفاده جنسی از کودک یک حالت کاملا پیچیده ای از سوء استفاده می باشد، چرا که منجر به ایجاد احساس گناه و ترس در کودک می شود.

نکته مهمی که باید مورد توجه قرار بگیرد، عبارت از این مورد است که سوء استفاده جنسی همواره شامل تماس بدنی نمی باشد.

قرار دادن یک کودک در یک موقعیت جنسی یا کالاهای جنسی یک نوع سوء استفاده جنسی می باشد و هیچ الزامی به لمس شدن وجود ندارد.

کودکانی که مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند، در اغلب مواقع همراه با یک نوع احساس خجالت و گناه اذیت می شوند.

شاید آنها بر این باور باشند که خودشان مسئول و مقصر سوء استفاده هستند.

این شرایط می تواند به بروز تنفر از خود و مشکلات جنسی و رفتاری این افراد در دوره بزرگسالی منجر شود.

احساس خجالت ایجاد شده در نتیجه سوء استفاده جنسی باعث می شود تا کودک نتواند یک واکنش مناسبی نسبت به این مورد بروز دهد.

شاید آنها نگران این موضوع باشند که سایر افراد حرف های آنها را باور نخواهند کرد، نسبت به آنها عصبانی خواهند شد یا این شرایط منجر به از جدا شدن خانواده شان خواهد شد.

به دلیل وجود داشتن این مشکلات، تهمت های اشتباه مربوط به سوء استفاده جنسی زیاد رایج نمی باشند؛

بنابراین در صورتیکه یک بچه به شما اعتماد داشته باشد، این مسائل را با شما در میان خواهد گذاشت.

علائم نگران کننده مربوط به سوء استفاه از کودک و بی توجهی

علائم هشدار دهنده سوء استفاده عاطفی از کودک عبارتند از:

  • صرف نظر کردن، ترس داشتن یا مضطرب بودن بیش از حد در مورد انجام دادن یک چیز اشتباه
  • رفتار کردن به صورت افراطی (اعتراض کردن، تقاضا کردن، انفعالی بودن یا عصبانی بودن بیش از حد)
  • دلبستگی و ارتباط نداشتن با والدین یا مراقبان
  • رفتارهای نامناسب در دوران بزرگسالی (مراقبت کردن از سایر بچه ها) یا رفتارهای نامناسب بچه گانه (خوردن انگشت، کج خلقی کردن)

علائم هشدار دهنده سوء استفاده فیزیکی:

  • صدمات مکرر یا کوفتگی، تاول یا زخم های بی دلیل
  • هوشیار بودن یا مراقب بودن دائمی و منتظر بودن برای صورت گرفتن یک اتفاق بد
  • صدماتی که نشان دهنده یک الگو هستند، همانند علامت های مربوط به دست یا کمربند
  • خجالت کشیدن از لمس شدن، عقب کشیدن با حرکت های ناگهانی یا ترس داشتن از رفتن به خانه
  • پوشیدن لباس های نامناسب برای پوشاندن صدمات؛ همانند پوشیدن پیراهن های آستین بلند در روزهای گرم.

علائم هشدار دهنده مربوط به بی توجهی نسبت به کودک:

  • لباس های نامناسب، کثیف یا نامناسب برای شرایط آب و هوایی
  • وضعیت بهداشتی نامناسب (حمام نکردن، موهای در هم و برهم و شسته نشده، بوی نامناسب بدن)
  • بیماری ها و صدمات فیزیکی درمان نشده
  • مراقبت نشدن یا تنها گذاشته شدن یا اجازه داشتن برای بازی کردن در موقعیت های ناایمن
  • همواره دیر رفتن به مدرسه یا نرفتن به مدرسه

علائم هشدار دهنده مربوط به سوء استفاده جنسی در کودکان

  • مشکل داشتن در پیاده روی یا نشستن
  • مطلع بودن در مورد کارهای جنسی که این آگاهی متناسب با سن آنها نیست یا حتی بروز دادن یک رفتار نامناسب
  • تلاش کردن به منظور اجتناب از یک فرد خاص، بدون وجود داشتن یک دلیل مشخص
  • تعویض نکردن لباس خودشان در برابر سایر افراد یا شرکت نکردن در فعالیت های فیزیکی
  • مبتلا شدن به STD یا بارداری، بخصوص قبل از 14 سالگی
  • فرار کردن از خانه
سوء استفاده از کودک و بی توجهی نسبت به کودک
سوء استفاده از کودک و بی توجهی نسبت به کودک

عوامل ریسک برای سوء استفاده از کودک و بی توجهی

در حالیکه سوء استفاده و بی توجهی در هر نوع خانواده ای بروز پیدا می کند، ولی کودکانی که در موقعیت های خاص قرار می گیرند، با ریسک بیشتری در رابطه با سوء استفاده شدن مواجه هستند. برخی از این موقعیت ها عبارتند از:

خشونت خانگی. حتی در صورتیکه والدین سوء استفاده شده بیشترین تلاش خودشان را برای مراقبت از بچه هایشان انجام دهند، خشونت خانگی همچنان یک مورد خطرناکی خواهد بود. ترک کردن این خشونت بهترین روش برای کمک به بچه تان خواهد بود.

سوء مصرف الکل و مواد مخدر. افرادی که همواره مست یا خمار هستند، توانایی لازم را برای مراقبت از بچه های خودشان، گرفتن تصمیمات سرپرستی مناسب یا کنترل تکانش های خطرناک نخواهند داشت. همچنین سوء استفاده از مواد می تواند به سوء استفاده فیزیکی منجر شود.

بیماری روانی درمان نشده. والدینی که به افسردگی، یک اختلال روانی، اختلال دو قطبی یا یک بیماری روانی دیگری مبتلا هستند، برای مراقبت از خودشان و همچنین بچه هایشان با یک سری مشکلاتی مواجه خواهند بود.

والدینی که دارای یک بیماری یا آسیب ذهنی هستند، ممکن است از سایر کودکان فاصله بگیرند یا اینکه بدون هیچ دلیل خاصی عصبانی شوند.

در این شرایط درمان مراقب بهترین ابزار ممکن برای مراقبت از بچه ها خواهد بود.

نبود مهارت های سرپرستی. برخی از مراقبان مهارت های لازم و ضروری را برای سرپرستی مناسب ندارند.

برای مثال، افرادی که در سنین پایین بچه دار می شوند، ممکن است یک سری انتظارات واقعی در مورد توجه به کودک و نیازهای آنها نداشته باشند.

همچنین والدینی که در دوران کودکی شان قربانی سوء استفاده از کودک بوده اند، شاید بخواهند بچه شان را همانند خودشان بزرگ کنند و هیچ روش مناسب دیگری را برای بزرگ کردن بچه شان بلد نباشند.

کلاس های سرپرستی، درمان و گروه های حمایتی مراقب عبارت از یک سری منابع مناسب برای یادگیری بهتر مهارت های سرپرستی هستند.

استرس و نبود حمایت. سرپرستی می تواند یک شغل زمان بر و استرس زایی باشد، بخصوص در صورتیکه شما بچه تان را بدون دریافت حمایت از طرف خانواده و دوستان خودتان بزرگ کنید یا اینکه با یک سری مشکلات رابطه ای یا مشکلات مالی مواجه باشید.

همچنین بزرگ کردن یک کودک معلول، یک کودک دارای نیاز های خاص یا دارای مشکلات رفتاری هم یک مورد چالش زایی می باشد.

نکته مهمی که وجود دارد عبارت از دریافت کردن حمایت مورد نیاز می باشد تا در نتیجه آن بتوانید به صورت عاطفی و فیزیکی از بچه خودتان مراقبت کنید.

شناسایی رفتارهای سوء استفاده کننده در خودتان

بزرگ کردن کودکان یکی از بزرگترین چالش های موجود در زندگی می باشد و این چالش ها می تواند منجر به عصبانیت یا ناامیدی والدین یا مراقبانی شود که به راحتی عصبانی نمی شوند.

در صورتیکه شما در یک خانه ای بزرگ شوید که در آن دادن زدن، جیغ کشیدن یا خشونت کردن یک مورد کاملا نرمالی می باشد، شاید هیچ روش دیگری را برای تربیت کردن بچه تان بلد نباشید.

تایید کردن این مورد که خود شما مشکل دارید، عبارت از بزرگترین قدمی می باشد که می توانید برای دریافت کمک بردارید.

علائم بیان شده در زیر عبارت از یک سری مواردی هستند که می توانند به سوء استفاده منجر شوند:

شما نتوانید عصبانیت خودتان را کنترل کنید. یک سری اختلافات محدودی که به دلیل عصبانیت شروع می شوند، ممکن است به بروز آسیب های سخت تر و شدیدتر منجر شوند.

ممکن است که بچه خودتان را بیشتر تکان بدهید و در نهایت از دستتان بیافتد. همچنین در صورتیکه به بلند صحبت کردن عادت کنید، ممکن است قادر به متوقف کردن خودتان نباشید.

احساس خواهید کرد که ارتباط عاطفی شما با بچه تان قطع شده است.

ممکن است به اندازه ای دچار اضمحلال و دست پاچگی شوید که نخواهید هیچ کاری با بچه تان انجام دهید.

در این شرایط دوست خواهد داشت که تنها باشید و بچه تان ساکت باشد.

تامین کردن نیازهای روزمره بچه تان غیرممکن به نظر برسد.

در حالیکه همه افراد به منظور ایجاد یک توازن مابین لباس پوشیدن، غذاخوردن و بردن بچه ها به مدرسه و سایر فعالیت ها با یک سری چالش هایی مواجه هستند، ولی در صورتی که شما نتوانید این نیاز ها را به صورت پیوسته تامین کنید، این موضوع نشان دهنده وجود داشتن یک مشکل خواهد بود.

سایر افراد نگرانی خودشان را بیان می کنند. شاید مواجه شدن با سایر افرادی که نگرانی خودشان را بیان می کنند، برای شما آسان باشد.

با این وجود، باید گفته های این افراد را به صورت دقیق در نظر بگیرید.

آیا این حرف ها از طرف یک فردی بیان می شود که در حالت عادی به وی احترام می گذارید  و نسبت به وی اعتماد دارید؟

از بین بردن چرخه سوء استفاده

در صورتیکه شما (در دوران بچگی تان) مورد سوء استفاده قرار گرفته باشید، بچه دار شدنتان باعث خواهد شد تا خاطرات و احساساتی که سرکوب کرده اید مجددا تحریک شوند و بروز پیدا کنند.

شاید عصبانیت تان منجر به آسیب دیدن و ناامید شدن شما شود و به این احساس دست پیدا کنید که نمی توانید این احساسات را کنترل کنید.

ولی شما همچنان می توانید روش های جدیدی را برای مدیریت عواطف خودتان و از بین بردن الگوهای قبلی تان یاد بگیرید.

این نکته را همواره به یاد داشته باشید که شما مهمترین فرد در دنیای بچه تان هستید.

همچنین شما برای انجام دادن تعهدتان در برابر بچه تان تنها نیستید؛

همواره یک سری گزینه هایی وجود دارند که می توانید از آنها کمک بگیرد و حمایت مورد نیازتان را دریافت کنید.

موارد متناسب با سن و غیر متناسب با سن بچه تان را یاد بگیرید.

داشتن یک انتظار واقعی از مواری که بچه تان در سن خاص خودش می تواند مدیریت کند، به شما کمک خواهد کرد تا در نتیجه بروز یک رفتار نرمال توسط بچه تان دچار ناامیدی یا عصبانیت نشوید.

برای مثال، بچه های تازه به دنیا آمده بدون وجود داشتن روشنایی کم نخواهند خوابید و کودکان نوپا تا یک مدت زمان طولانی نخواهند توانست به صورت کامل بنشینند.

مهارت های سرپرستی جدید را در خودتان ایجاد کنید. تکنیک های نظم دهی و تربیت مناسب و نحوه تعیین کردن محدودیت های مشخص را برای بچه تان یاد بگیرید.

کلاس های سرپرستی، کتاب ها و سیمنارها منابع مناسبی برای بدست آوردن این اطلاعات هستند.

همچنین شما می توانید یک سری توصیه ها و نصیحت هایی را از طرف سایر افراد دریافت کنید.

از خودتان مراقبت کنید. در صورتیکه شما به اندازه کافی استراحت نکنید و حمایت مناسبی را دریافت نکنید یا احساس ناامیدی کنید، احتمال بروز یافتن عصبانیت در شما افزایش خواهد یافت.

عدم توانایی برای خوابیدن (که یک مورد رایجی در مابین بچه های جوان می باشد) منجر به افزایش بدخلقی و تحریک پذیری می شود (دقیقا همان مواردی پیش می آید که شما تلاش می کنید تا از آنها فرار کنید).

از یک متخصص کمک بگیرید. در صورتیکه والدین در شرایط سختی قرار بگیرند، از  بین بردن چرخه مربوط به سوء استفاده سخت تر خواهد بود. د

ر صورتیکه تلاش های شما به منظور متوقف کردن این چرخه بی فایده باشد، باید به دریافت کمک اقدام کنید؛

این کمک می تواند به صورت دریافت درمان، شرکت کردن در کلاس های سرپرستی یا انجام دادن سایر اقدامات درمانی مناسب باشد. بچه تان به دلیل این کار از شما تشکر خواهد کرد.

نحوه کنترل کردن عواطف خودتان را یاد بگیرید. در صورتیکه شما در دوران کودکی تان مورد سوء استفاده یا بی توجهی قرار گرفته باشید، در این صورت تکرار شدن خاطرات و احساسات مربوط به این دوران از زندگی تان برای شما سخت خواهد بود.

شاید این احساسات را در دوران کودکی خودتان انکار یا سرکوب کرده باشید ولی در شرایط فعلی نتوانید آنها را کنترل کنید و این احساسات بروز پیدا کنند.

به چه نحوی می توان به یک کودک مورد سوء استفاده قرار گرفته یا مورد بی توجهی قرار گرفته کمک کرد

در صورتیکه به مورد سوء استفاده قرار گرفتن یک کودک مظنون باشید، چه کاری باید انجام دهید؟ در این شرایط یک مقدار احساس ناامیدی و دستپاچه شدن یک احساس نرمالی خواهد بود.

سوء استفاده از کودک یک مورد سخت و مشکل زایی می باشد که پذیرش آن سخت است و حتی بحث کردن در مورد آن سخت تر می باشد (این شرایط هم برای شما و هم برای بچه تان وجود دارد).

بهترین روش برای تشویق کردن یک کودک مورد سوء استفاده قرار گرفته عبارت از ایجاد آرامش در وی و ارائه یک کمک بدون قید و شرط به وی می باشد.

در صورتیکه پیدا کردن کلمات و عبارات مناسب برای شما سخت باشد، سعی کنید این احساساتتان را از طریق واکنش ها و کارهای خودتان بروز دهید.

از رد کردن این موارد اجتناب کنید و آرامش خودتان را حفظ کنید. رایج ترین واکنشی که بعد از شنیدن اخبار ناراحت کننده و تکان دهنده ای همانند مورد سوء استفاده قرار گرفتن کودک صورت می گیرد، عبارت از انکار کردن این خبر می باشد.

با این وجود، در صورتیکه شما حرف های بچه تان را انکار کنید یا ناراحتی و اضطراب خودتان را در حرف های خودتان نشان دهید، شاید بچه تان برای ادامه دادن به حرف هایش دچار ترس شود و ترجیح دهد که ادامه ندهد. هر چند که شنیدن این موارد سخت می باشد، ولی باید سعی کنید که آرامش و اعتماد خودتان را حفظ کنید.

بازجویی نکنید. اجازه بدهید که بچه تان خودش در مورد اتفاقات صورت گرفته صحبت کند و سعی نکنید که از بچه تان بازجویی کنید یا یک سری سوالات خاصی را بپرسید که حرف های وی به یک سمت خاصی کشیده شود.

این شرایط می تواند منجر به بروز اضطراب و دست پاچگی در بچه تان شود و بچه تان نتواند به راحتی به حرف های خودش ادامه دهد.

این اطمینان را در بچه تان ایجاد کنید که هیچ کار اشتباهی انجام نداده است. واکنش نشان دادن به یک سوء استفاده یک پروسه زمان بری برای کودک می باشد.

این اطمینان را در بچه تان ایجاد کنید که حرف هایش جدی گرفته می شود و شرایط پیش آمده در نتیجه اشتباه او ایجاد نشده است.

ایمنی را به عنوان اصلی ترین اولویت در نظر بگیرید.

در صورتیکه احساس کنید ایمنی شما یا ایمنی بچه تان در نتیجه شرایط پیش آمده با خطر مواجه شده است، باید از یک متخصص کمک بگیرید. شاید در مراحل بعدی خودتان به تنهایی بتوانید حمایت بیشتری را از بچه تان به عمل بیاورید.

گزارش کردن سوء استفاده از کودک یا بی توجهی نسبت به کودک

در صورتیکه به سوء استفاده شدن از یک کودک مظنون باشید، گزارش کردن این مورد اهمیت زیادی خواهد داشت (همچنین در صورتیکه این اتفاق مجددا صورت بگیرد، باید دوباره این مورد را گزارش دهید).

گزارش شما نشان دهنده اتفاقات در حال وقوع در خانواده خواهد بود. هر چقدر بتوانید اطلاعات بیشتری را فراهم کنید، این کودک شانس بیشتری را برای دریافت کمک های مورد نیازش خواهد داشت.

با این وجود کتمان سوء استفاده از کودک یا نگران شدن در مورد این گزارش ها یک مورد نرمالی می باشد.

من به هیچ وجه نمی خواهم در یک خانواده دیگری دخالت کنم. سوء استفاده از کودک و بی توجهی نسبت به کودک یک موضوعی نمی باشد که صرفا به خانواده مرتبط باشد؛

همچنین پیامد مربوط به سکوت کردن در برابر این سوء استفاده عبارت از نابود شدن کودک خواهد بود.

در صورتیکه در یک خانواده دیگری دخالت کنم، چه اتفاقی پیش خواهد آمد؟ گزارش سوء استفاده از کودک باعث نخواهد شد که کودک به صورت اتوماتیک وار از خانواده اش جدا بشود (به غیر از مواردی که بچه ها در یک موقعیت خطرناکی قرار داشته باشند).

همچنین این احتمال وجود دارد که یک سری حمایت هایی از والدین صورت بگیرد؛ برای مثال ممکن است والدین در کلاس های سرپرستی شرکت داده شوند یا مشاوره های مدیریت عصبانیت به آنها ارائه شود.

آنها در نهایت متوجه خواهند شد که من گزارش کرده ام. معمولا این گزارش ها به صورت بی نام می باشند.

در اکثر موارد شما به منظور گزارش دادن یک سوء استفاده از کودک، هیچ الزامی به معرفی خودتان نخواهید داشت.

گزارش من فایده ای نخواهد داشت. در صورتیکه به این احساس دست پیدا کنید که یک چیزی اشتباه می باشد، در این شرایط ایمن بودن کودک بهتر از متاسف بودن شما خواهد بود.

حتی در صورتیکه شما یک درک کلی از وضعیت سوء استفاده نداشته باشید، ممکن است یک سری علائم دیگری وجود داشته باشند که احتمال صورت گرفتن سوء استفاده افزایش پیدا کند؛ در این شرایط حتما باید گزارش دهید.

منبع : کانون مشاوران ایران