چگونه اعتماد به نفس فرزندمان را افزایش دهیم؟

چگونه اعتماد به نفس فرزندمان را افزایش دهیم؟

اعتماد به نفس در فرزندان باعث ایجاد سلامتی روان و شادی اجتماعی می شود و عاملی اساسی برای احساس خوشبختی و موفقیت کودک در سنین کم و بزرگسالی می باشد.

احساسی که به خودتان دارید فارغ از اینکه چند ساله هستید، بر رفتار شما تاثیر می گذارد؛ اگر حس خوبی به خود دارید در نتیجه می توانید به راحتی با دیگران ارتباط برقرار کنید و نسبت به آن ها هم حس خوبی داشته باشید.

اعتماد به نفس و حس مثبت و خوبی که هر کودک می تواند به خود داشته باشد، یکی از زیباترین و با ارزش ترین هدیه هایی که هر پدر و مادری می توانند در تمام طول زندگی به فرزند خود بدهند.

برای اینکه کودک شما با اعتماد به نفس شده و احساس ارزشمندی داشته باشد، هیچ راه مستقیم و یکتایی وجود ندارد، بلکه برای آن که بتوانید فرزند خود را در این مسیر کمک کنید و نقش موثری ایفا کنید، باید نسبت به یک سری بایدها و نبایدهای اساسی آگاهی پیدا کرده و به آن عمل کنید.

اگر شما با فرزند خود به احترام رفتار کنید و به افکار، احساسات و تجربیات کودک خود علاقه و توجه واقعی نشان دهید، قدمی در راه رسیدن به اعتماد به نفس او برداشته اید. پس نمی توانید، اهمیت بالای نقش خود به عنوان والدین را در این مسیر نادیده بگیرید.

در این بخش از مشاورانه راه های ایجاد ارتباط سالم و سازگار با کودکان که باعث ایجاد و تقویت حس ارزشمندی در آن ها می شود را معرفی خواهیم کرد.

 راه هایی برای افزایش و تقویت اعتماد به نفس در فرزندان

زمانی را برای گذران وقت با کودک اختصاص دهید.

یکی از اصلی ترین راه ها برای اینکه کودک احساس کند که شما برای او ارزش قائل هستید، این است که زمانی را به او اختصاص داده و با او وقت بگذراید و به این کار اهمیت زیادی بدهید.

باید راه هایی را برای گذراندن اوقاتِ با هم بودن تان پیدا کنید. این کار باعث ایجاد احترام و حس نزدیکی بین شما و فرزندتان می شود که در نتیجه می توانید نسبت به نیازها و خواسته های او نیز آگاهی پیدا کنید.

این زمان را می توانید به پیاده روی، رفتن به پیک نیک کوتاه یا رفتن به جایی که او دوست دارد صرف کنید. اگر در این مواقع فرزند شما احساس راحتی و نزدیکی با شما داشته باشد، مسلما می تواند راحت تر با شما صحبت کند.

به کودک خود بگویید که دوستش دارید.

کودکان باید حس کنند که برای بزرگسالان خود ارزشمند هستند، در زندگی آن ها جایگاه ویژه ای دارند و دوست داشته می شوند، عشق و محبتی که بی قید و شرط است. شما باید بدانید که فقط عشق بدون شرط و شروط و قضاوت است که برای آن ها ارزشمند و واقعی است.

مثلا وقتی فرزندتان کارنامه خود با نمرات بالا و کامل را به خانه آورده است باید به در حین اینکه به دستاورد او افتخار می کنید، به او بفهمانید که حتی بدون نمرات بالا هم او را دوست دارید.

با فرزند خود حرف بزنید.

باید در طول روز وقتی را برای حرف زدن با فرزند خود اختصاص دهید تا او در مورد فعالیت های روزانه اش با شما صحبت کند و بفهمد که شما به زندگی او و حرف هایش اهمیت می دهید. این گفت و گو باعث ایجاد حس بلوغ مثبت در فرزند شما می شود.

برای کمک به مکالمه خود می توانید سوال هایی از فرزند خود بپرسید ولی این سوالات نباید به گونه ای باشد که فرزندتان از تفسیر آن آگاه نیست. تا جای ممکن سوالات شفاف و ساده بپرسید تا کودک بتواند آن را پاسخ دهد و به او اجازه دهید بفهمد که شما به حرف های او علاقه دارید.

سوالات ساده و شفاف یا به اصطلاح باز معمولاً با چه، چه کسی، چه وقت، کجا، چرا یا چگونه شروع می شود.

ادامه داشتن این روند گفت و گوها و به اشتراک گذاشتن تجربیات فرزندتان باعث می شود او بفهمد که شما برای دیدگاه فردیش احترام و ارزش قائل هستید. همچنین باعث می شود که او بتواند، توانایی خود در بیان تجربیات و احساساتش را افزایش دهد.

احساسات فرزند خود را تأیید کنید.

حتی زمانی که منظور کودکتان را متوجه نمی شوید یا با آن مخالف هستید، باید احساسات او را مهم تلقی کنید تا کودک شما متوجه شود که دیدگاهش برایتان مهم بوده و نظراتش ارزش شنیدن دارد. باید این را به وضوح به کودک خود بگویید که اشکالی ندارد که او این احساس را دارد.

شما می توانید در حالی که احساس او را تایید می کنید، می توانید با گفت و گو کردن، او را به کاری باید انجام دهد، تشویق کنید.

مثلا فرض کنید که کودکتان می خواهد بازی کند و دوست ندارد حمام کند. بازی کردن برای او کاری سرگرم کننده است اما کاری که شما از او می خواهید، سرگرم کننده نیست؛ می توانید به او بگویید که برای تمیز ماندن و نظافت نیاز به حمام دارد، ولی می تواند در حمام با اسباب بازی هایش بازی کند یا اینکه می تواند در حمام حباب بازی کند.

به فرزند خود احترام بگذارید

زمانی که به شما برای کودک خود وقت می گذارید و یا زمانی که داستان اتفاقات روزانه اش را برایتان تعریف می کند به او گوش می دهید، به فرزندان تان نشان می دهید که برایش ارزش قائل هستید و به او احترام می گذارید.

نباید در حین گوش دادن به کودک تان طوری رفتار کنید که او حس کند حواستان جای دیگری است مثلا هنوز سوالش را تمام نکرده است نباید سریع و با عجله به او پاسخ دهید. با این رعایت این نکات به کودک خود یاد می دهید که ارزشمند است زیر شما وقت گذراندن با او را در اولویت قرار داده اید.

به توانایی های کودک احترام بگذارید.

شما باید به کودک اجازه دهید که کارهایی که خودش می تواند را انجام دهد. گاهی پیش می آید که شما کارهای کودک را خودتان انجام می دهید، این کار به معنی این است که شما به توانایی او شک دارید. این کار در طولانی مدت باعث ایجاد احساس درماندگی در فرزندتان خواهد شد.

پس لازم است صبور باشید و به کودک خود وقت و اجازه انجام وظایف و کارهایش را بدهید، در این حالت شما او و توانایی هایش را تایید کرده و به آن احترام گذاشته اید.

به کودک اجازه دهید از اشتباه کند.

اغلب والدین برای جلوگیری از احساس افسردگی و پریشانی در فرزندشان، مانع اشتباه کردنشان می شوند. این در صورتی است که کودکان در سن کم اصلا نگران به هم ریختگی نیستند. والدین باید این را بدانند، اگر زمانی که کودکشان کاری انجام می دهد، اشتباه او را فورا و وسط کار تصحیح کنند، نود درصد فرصت یادگیری و آموزش را از او گرفته اند.

فقط در دو صورت می توانید کار اشتباه او را تصحیح کنید، اول زمانی که کار او خطرات سلامتی و جانی برای او دارد، دوم زمانی که کار او عواقب بدی در بلند مدت برای او خواهد داشت.

باید به کودک خود یاد بدهید که امکان اشتباه در هر شرایطی وجود دارد و این نتیجه طبیعیِ یادگیری یک مهارت جدید است. این رفتار بخش مهمی از آموزش استقلال به فرزندتان نیز هست.

کودکان خردسال دارای متفکران عینی هستند، در نتیجه بخش مهمی از فرایند یادگیری آن ها، از تجربه ی پیامدهای طبیعی ناشی از یک عمل صورت می گیرد.

این که به کودک خود اجازه می دهید تا خود انتخاب کند و از اشتباهاتش درس بگیرد، نشان دهنده این است که به او اعتماد دارید و برای استقلالش ارزش قائلید.

به فرزند خود حق انتخاب دهید.

رفتار مهم دیگری که نشان دهنده  افزایش اعتماد به نفس  می باشد این است که برای ترجیحات فرزندتان ارزش قائل هستید، این است که برای داشتن انتخاب های واقعی، به او فرصت و اجازه دهید. نباید با ایجاد محدودیت در گزینه ها و یا انتخاب هایی که به کودک پیشنهاد می کنید، او را مجبور به انتخاب مورد نظر خود کنید.

مثلا نباید دو انتخاب را پیش روی او بگذارید که یکی از آن ها انتخاب شما است و گزینه ی دیگر، چیزی است که مطمئن هستید کودک تان آن را انتخاب نمی کند؛ در عین حال می توانید با محدود کردن تعداد انتخاب ها، کار را برای کودک آسان کنید.

برای مثال ۲-۳ گزینه خوب و مناسب را به او پیشنهاد کنید، برای مثال از او بپرسید دوست دارد سیب زمینی بخورد یا پفیلا یا ذرت به یاد داشته باشید ارائه گزینه هایی که شما در انتخاب آن دخیل نیستید، باعث افزایش و تقویت حس استقلال در کودک می شود.

به خصوصیات و ویژگی ها فرزند خود احترام بگذارید.

هر کودک، یه شخص منحصر به فرد با خصوصیات و ویژگی های خاص و متفاوت از دیگری است. شما باید به کودک خود آموزش دهید، اما نباید سعی کنید ویژگی های او را عوض کنید. باید اجازه دهید تا او همانی باشد که هست و از خودش بودن نترسد و با خود بودنش احساس راحتی کند.

به عنوان مثال، اگر فرزندتان از کلاس خاصی بدش می آید نباید او را مجبور به شرکت در آن کنید، فقط برای اینکه شما فکر می کنید این کلاس برای او مفید خواهد بود. در عوض باید به او کمک کنید تا حرفه و مهارت مورد علاقه خود را پیدا کرده و در آموزش های مربوط به آن شرکت کند.

یا حتی اگر کودک شما بیماری خاصی دارد باید اجازه دهید که خودش باشد و هرگز نباید به او بگویید که باید آن بیماری را از دیگران پنهان کند.

نشان دهید که برای خودتان ارزش قائلید.

باید بدانید که کودکان از رفتار شما الگو برداری می کنند، در نتیجه مراقبت از خود یکی از جنبه های مهم تقویت و آموزش احساس ارزشمندی به کودک است.

اگر شما در جایگاه والدین به سلامتی، بهداشت و احساسات و نیازهای روانی خود و هر آن چیزی که به معنای مراقبت از خود است، بی توجه باشید، نمی توانید به کودک خود یاد بدهید که برای خودش ارزش و اهمیت قائل باشد.

به کودک خود حس امنیت بدهید.

یکی از راه های اینکه کودک حس ارزشمندی کند، این است که باید احساس امنیت کنند. فقط بزرگسالانی می توانند به فرزند خود احساس امنیت دهند که خودشان مرزهای رفتاری خوب و سالمی دارند.

در لحظات غمگین، کنار آن ها باشید.

زمانی که فرزند شما ناراحت است نباید احساس او را نادیده بگیرید یا او را قضاوت کنید، در عوض با همدردی و همدلی با او، هم او غم او را تسکین می دهید و هم اینکه حس ارزشمندی را در او تقویت می کنید. از او در مورد مشکل و ناراحتیش سوال کنید و برای بهبود اوضاع به او کمک کنید.

باید به فرزند خود بفهمانید، حتی اگر رفتار او در این شرایط، برای شما قابل قبول نباشد، باز هم دوستش دارید و برایتان با ارزش است. کودک شما باید بفهمد که همه مرتکب اشتباه می شوند و تصمیم اشتباه می گیرند،

مهم این است که از این اشتباهات درس بگیرد و هیچ کدام از این اشتباهات باعث نمی شود که شما او را دوست نداشته باشید و از میزان ارزشمندی او برای شما کم نمی شود.

منبع : چگونه اعتماد به نفس فرزندمان را افزایش دهیم؟

مقابله با پرخاشگری کودک و کنش نمایی

عمل کردن به عنوان رها شدن انگیزه های پرخاشگرانه یا جنسی خارج از کنترل به منظور رهایی از تنش یا اضطراب تعریف می شود. چنین انگیزه هایی اغلب منجر به رفتارهای ضد اجتماعی یا بزهکارانه می شود. این اصطلاح همچنین گاهی اوقات در رابطه با آزادسازی روان درمانی احساسات سرکوب شده استفاده می شود، همانطور که در سایکودرام اتفاق می افتد.

شرح  رفتار بد کودک و کنش نمایی

نوزادان و کودکان نوپا

از اولین رفتارهای فعال اغلب به عنوان کج خلقی یاد می شود. این رفتارها معمولاً برای اولین بار در نوزادان بین ۱۲ تا ۱۸ ماهگی مشاهده می شود. در آن مرحله، کج خلقی را می توان بخشی طبیعی از رشد و تکامل در نظر گرفت. این عصبانیت های اولیه صرفاً تلاش یک نوزاد برای برقراری ارتباط با احساس نارضایتی یا ناامیدی شدید است. رفتارهای مشاهده شده در نوزادانی که سعی در ابراز خشم یا ناامیدی خود دارند معمولاً شامل گریه با صدای خشمگین، لگد زدن به دست ها و پاها و احتمالاً حتی تلاش برای بیرون زدن است. برای کودکان نوپا، چنین طغیان خشونت آمیزی اغلب شامل ضربه زدن، لگد زدن و گاز گرفتن دیگران است. و احتمالاً رفتارهای خودآزاری مانند ضربه سر. بچه واکنش به علت مفروض کج خلقی اغلب به طور قابل توجهی با حادثه تسریع کننده نامتناسب است. یک مثال می تواند کودکی باشد که به او گفته می شود که نمی تواند آب نبات چوبی داشته باشد و سپس به شدت به مادر حمله می کند، او را می زند و لگد می زند، در حالی که با صدای بلند فریاد می زند.

انجام رفتار می تواند شامل هر طغیان شدید عاطفی، مخرب و غیرقابل قبولی باشد که به نظر می رسد واکنش کودک به نیازها یا خواسته های برآورده نشده باشد. دلیل اصلی چنین عدم کنترل عاطفی در کودک، به ویژه در سن بالای سه یا چهار سالگی، این است که یاد نگرفته است چگونه با ناامیدی خود کنار بیاید. چنین کج خلقی معمولاً بین دو تا سه سالگی به اوج خود می رسد. از آنجایی که در شرایط عادی، کودک تا زمانی که به سن چهار سالگی می رسد، درس های لازم را در مورد نحوه برخورد با ناامیدی آموخته است، پس از آن کاهش محسوسی در این نوع رفتارهای کنشگرانه وجود دارد.

کودکان در سنین پیش دبستانی و مدرسه

هنگامی که هیچ تصمیم پزشکی یا روانشناختی برای انجام رفتارهای رفتاری در کودکان خردسال بالای چهار سال کشف نمی شود، می توان این فرض را ایجاد کرد که کج خلقی یک رفتار آموخته شده است. کودکان نوپا و کودکان پیش دبستانی به سرعت اثربخشی چنین رفتارهایی را یاد می گیرند. اگر والدین یا سایر مراقبان هر بار به خواسته های کودک تن بدهند تا از بروز عصبانیت جلوگیری کنند، به سرعت برای کودک آشکار می شود که این موفق ترین وسیله برای برآورده شدن خواسته های اوست. ایفای نقش به سرعت تبدیل به یک پاسخ قدیمی به کلمه “نه” می شود.

رفتارهای منفی انتقادی تر، از جمله اقدامات پرخاشگرانه یا توهین آمیز نسبت به سایر کودکان، حیوانات، بزرگسالان، یا حتی خودشان، معمولاً شکل جدی تر و طولانی تر رفتار کردن هستند. اینها معمولاً به علل مهم تری از جمله بیماری روانی یا شرایط پاتولوژیک در زندگی کودک، چه در خانه و چه در جنبه های دیگر محیط کودک مربوط می شود. چنین رفتارهای منفی دوران کودکی اغلب در کودکانی دیده می شود که قربانی آزار فیزیکی و/یا جنسی یا غفلت شدید شده اند. چنین رفتارهایی برای این گروه از کودکان اغلب در میان متخصصان بهداشت روان به عنوان “فریاد کمک” نامیده می شود. اگرچه قطعاً مشکلات مهمی وجود دارد، انجام رفتارهای سرکشی مختلف که خودآزاری یا تهدید کننده زندگی نیست، شکل کمتر جدی این “فریاد کمک” تلقی می شود. این اقدامات شامل نافرمانی از والدین و معلمان، مصرف غیرتهدید کننده الکل یا مواد مخدر، بی بند و باری، و قضاوت ضعیف در روابط و فعالیت ها است.

مشکلات معمول

جنایات پرمخاطب مانند تیراندازی در دبیرستان کلمباین باعث شده است که بیشتر مردم از خطر بالقوه ناشی از رفتار بسیار ضد اجتماعی جوانان آگاه شوند. در سال ۲۰۰۰، موسسه ملی سلامت روان (NIMH) شروع به مطالعه خشونت کودکان و نوجوانان در ایالات متحده کرد. یکی از یافته‌های اولیه NIMH نشان می‌دهد که اگرچه خشونت جوانان واقعاً یک مشکل جدی است، رویدادهایی مانند کلمباین یک اتفاق نادر است. به طور متوسط در سراسر ایالات متحده، هر روز ۶ تا ۷ جوان توسط همسالان خود به قتل می رسند. اکثریت قریب به اتفاق این قتل ها در محدوده شهرها رخ می دهد و قربانیان عادی عضوی از یک گروه اقلیت هستند. این نوجوانان مرگ و میر در بیشتر موارد در محوطه مدرسه اتفاق نمی افتد. علاوه بر این، بسیاری از عوامل غیر از عواملی که باعث ایجاد رفتار می شود ممکن است در ایجاد این جنایات نقش داشته باشد.

NIMH در تحقیقات خود دریافته است که عواملی برای اقدام جدی عبارتند از:

  • پیوند ضعیف با والدین، ناشی از عدم دسترسی والدین از نظر جسمی یا عاطفی به کودک
  • فرزندپروری ناتوان که با ناتوانی در مراقبت از کودکان، با سختگیری بیش از حد، یا با ارائه نظم و انضباط خشن و ناسازگار آشکار می شود.
  • محیط خانه ای که کودکان را در معرض خشونت قرار می دهد و از رفتارهای پرخاشگرانه و خشونت آمیز حمایت و الگوبرداری می کند
  • تأثیر طرد شدن توسط همسالان یا رقابت با همسالان در سال‌های ابتدایی مدرسه (در برخی موارد این تجربه منجر به این می‌شود که بچه‌هایی که از نظر اجتماعی یا تحصیلی موفق نمی‌شوند با هم متحد شوند تا عمل کنند). .)
  • جنسیت (تقریباً از سن چهار سالگی، طبق مطالعه NIMH، پسران بیشتر از دختران درگیر رفتارهای پرخاشگرانه و کنشی بودند.)
  • آسیب شناسی روانی کودک (مطالعه NIMH نشان می دهد که کودکان دارای مشکلات رفتاری احتمالاً دارای دو یا چند مشکل روانی مانند اختلالات رفتاری یا اضطرابی یا افسردگی هستند.)
  • وضعیت اجتماعی-اقتصادی پایین تر (همبستگی بین درآمد کم خانواده و رفتارهای ضد اجتماعی بارها ذکر شده است.)
  • وراثت (شاید شگفت‌انگیزترین عامل مطالعه NIMH این احتمال بوده است که ژن‌ها واقعاً بر رفتارها تأثیر می‌گذارند. دقیقاً چگونگی تأثیر ژنتیک بر شخصیت و بیماری روانی مشخص نیست. نحوه تعامل محیط با این مؤلفه ژنتیکی نیز یک راز باقی مانده است. در سال ۲۰۰۴، این عنصر ژنتیکی در رفتارهای رفتاری موضوع مطالعه برای NIMH بود.)

مطالعه‌ای در سال ۲۰۰۱ در دانشگاه کارلتون (اتاوا، کانادا) که در مجله تحقیقات در آموزش کودکی منتشر شد، تلاش کرد به روش‌هایی برای پیش‌بینی اینکه کدام یک از کودکان پیش دبستانی مستعدتر عمل می‌کنند یا مشکلات تحصیلی یا اجتماعی در مدرسه را تجربه می‌کنند، بررسی شود. مطالعه با عنوان ” رفتار بازی انفرادی-فعال : متغیر نشانگر ناسازگاری در پیش دبستانی؟” به این نتیجه رسیدند که کودکان خردسالی که به تنهایی به شیوه ای بسیار فعال و پرهیاهو بازی می کنند، بیشتر در معرض مشکلات سازگاری در مدرسه هستند.

مشکلات شناسایی شده برای این گروه از کودکان شامل موارد زیر است:

  • نشان دادن دامنه توجه کمتر
  • راحت تر بودن
  • ترسوتر و خجالتی تر بودن
  • پرخاشگری بیشتری نشان می دهد و عمل می کند
  • در تست های آکادمیک برای مهارت های اولیه ضعیف تر عمل می کنند
  • نشان دادن پاسخ مثبت کمتر به حضور در مدرسه
  • نشان دادن توانایی کمتر برای ایجاد روابط مثبت با سایر کودکان

مطالعه کارلتون دو نکته را بیان کرد: اول، تحقیقات آنها هیچ مدرکی مبنی بر این که این کودکان نسبت به سایر کودکان توانایی یادگیری کمتری داشتند، ارائه نکرد، بلکه آنها به سادگی مشکلاتی را در سازگاری با مدرسه تجربه کردند. ثانیاً، انجام بازی های انفرادی برای کودکان سنین پیش دبستانی طبیعی است. با این حال، به نظر می‌رسد این حالتی است که در آن کودک به تنهایی بازی می‌کند – به شیوه‌ای بیش از حد پر شور و بیش فعال – که نشانگر مشکلات احتمالی در آینده است. محققان کانادایی این مطالعه را صرفاً برای شناسایی کودکان فعال در آینده انجام ندادند، بلکه برای یافتن آن دسته از کودکانی که می‌توانند از برنامه‌های آموزشی تخصصی و جامعی که هم نیازهای تحصیلی و هم نیازهای اجتماعی را برطرف می‌کنند، بهره‌مند شوند.

نگرانی های والدین

چه زمانی با دکتر تماس بگیرید

والدینی که فرزندشان رفتارهای منفی به نام “بازی کردن” از خود نشان می دهد احتمالاً از خود می پرسد که چه چیزی طبیعی است و چه چیزی نیست. دوستان و خانواده با نیت خوب ممکن است به آنها اطمینان دهند که وقتی رفتارهای کنش‌آمیز به وضوح بخش طبیعی رشد و تکامل نباشد، کودک «از آن رشد خواهد کرد». برخی افراد انجام رفتارها را صرفاً بخشی از فرآیند یادگیری کودکان خردسال می دانند که نیازی به کمک حرفه ای ندارد. نتایج مداخله مناسب والدین ممکن است نشان دهنده شدت واقعی رفتار باشد. مثلا،

کج خلقی پس از چهار سالگی یا در کودکان کمتر از چهار سال که بسیار مکرر و/یا طولانی مدت باشد (یعنی بیش از نیم ساعت طول بکشد) باید توسط یک متخصص مراقبت های بهداشتی ارزیابی شود زیرا ممکن است دلایل پزشکی یا روانشناختی دیگری وجود داشته باشد. هر نوع رفتاری که می تواند ناامن، آسیب رساندن به دیگران یا خودآزاری نامیده شود، احتمالاً باید توسط ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی کودک ارزیابی شود.

از جمله انواع رفتارهای نمایشی که در کودکان و نوجوانان دیده می شود و توجه حرفه ای را ایجاب می کند، موارد زیر است:

  • پاتولوژیک
  • قلدری به دیگران
  • آسیب به خود، مانند بریدن خود یا ضربه زدن به سر
  • سوء مصرف الکل یا مواد مخدر
  • مدرسه گریزی
  • گریختن
  • شرکت در فعالیت های جنسی ناایمن
  • وارد دعوا شدن
  • حمله
  • وندالیسم
  • آتش زدن
  • دزدی
  • تجاوز جنسی
  • قتل

مقابله با رفتار بد کودک

برای کودکان نوپا، اکثر متخصصان مراقبت از کودک توصیه می کنند که والدین این نکته را آشکار کنند که عصبانیت و عصبانیت راه مناسبی برای مقابله با ناامیدی نیست. دادن “تایم اوت”، رفتن کودک به اتاقش یا یک منطقه آرام دیگر برای مدت معینی یا تا زمانی که بتواند به شیوه ای قابل قبول از نظر اجتماعی تعامل داشته باشد، ابزار موثری برای مقابله با این شکل از نمایش است. اگرچه کودکان کوچک اغلب قادر به شنیدن یا درک دلیل به نظر نمی رسند، اما والدین کاملاً مناسب است که توجه داشته باشند که ناامیدی یا ناامیدی کودک را درک می کنند اما رفتار منفی کودک وضعیت را تغییر نمی دهد. برخی از والدین اوقات فراغت را با این پیام ترکیب می کنند: “با آن کنار بیایید”. با گذشت زمان، زمان استراحت کمتر ضروری می شود و جهت “با آن مقابله کن” کافی است تا کودک دوباره کنترل خود را به دست آورد. کودک یاد می گیرد که مردم همیشه به آنچه می خواهند نمی رسند.

یک برنامه تحقیقاتی زیر نظر NIMH از سال ۲۰۰۴ دارای دو دهه تجربه در پیشگیری از اقدامات جدی دوران کودکی است. برنامه بازدید از خانه پرستار در کلرادو، نیویورک و تنسی فعالیت می کند. پرستاران از خانواده های پرخطر که از دوران بارداری شروع می شود و تا دو سالگی کودک ادامه می یابد، بازدید می کنند. خانواده های انتخاب شده به دلیل داشتن درآمد کم و/یا تک والد در معرض خطر در نظر گرفته می شوند. هدف از این ملاقات ها بهبود نتیجه در زایمان استارتقاء سلامت و رشد کودک و کمک به افزایش خودکفایی مالی خانواده. پیگیری این کودکان تا سن ۱۵ سالگی نشان می دهد که آنها نسبت به کودکان ۱۵ ساله بدون خدمات، مشکلات رفتاری کمتری دارند. مشکلات رفتاری مورد مطالعه شامل استفاده از مواد مخدر و الکل، فرار، اعمال جنسی و دستگیری و محکومیت برای جنایات بود.

شرایط کلیدی

ضداجتماعی – اقداماتی که به‌عنوان پرخاشگرانه و گاهی خشونت‌آمیز توصیف می‌شوند که با قوانین اجتماعی و اخلاقی تثبیت‌شده مطابقت ندارند.

اختلال اضطراب – یک اختلال روانی که با نگرانی طولانی مدت و بیش از حد در مورد شرایط زندگی فرد مشخص می شود. اختلالات اضطرابی شامل آگورافوبیا و سایر فوبیاها، اختلال وسواس فکری-اجباری، اختلال استرس پس از سانحه و اختلال هراس است.

اختلال بیش فعالی کمبود توجه (ADHD) – وضعیتی که در آن یک فرد (معمولاً یک کودک) دارای سطح فعالیت غیرمعمول بالا و دامنه توجه کوتاه است. افراد مبتلا به این اختلال ممکن است به صورت تکانشی عمل کنند و ممکن است مشکلات یادگیری و رفتاری داشته باشند.

اختلال سلوک – یک اختلال رفتاری و عاطفی در دوران کودکی و نوجوانی. کودکان مبتلا به اختلال سلوک رفتار نامناسبی دارند، حقوق دیگران را زیر پا می گذارند و هنجارهای اجتماعی را زیر پا می گذارند.

بزهکار – اصطلاحی است که به جوانانی اطلاق می‌شود که رفتاری خلاف قوانین اجتماعی و اخلاقی تثبیت شده دارند.

افسردگی – یک وضعیت روانی است که در آن فرد به شدت احساس غمگینی می کند و علاقه خود را به زندگی از دست می دهد. فرد مبتلا به افسردگی ممکن است مشکلات خواب و بی اشتهایی داشته باشد و ممکن است در تمرکز و انجام فعالیت های روزمره دچار مشکل شود.

سایکودرام – شکل خاصی از بازی نقش که بر نمایش “فیلمنامه” مسائل حل نشده در خانواده تمرکز دارد، یا به اعضای خانواده کمک می کند تا رویکردهای جدید و درک یکدیگر را اتخاذ کنند.

آسیب شناسی روانی – مطالعه اختلالات یا بیماری های روانی، مانند اسکیزوفرنی، اختلال شخصیت، یا اختلال افسردگی اساسی.

روان درمانی — مشاوره روانشناسی که به دنبال تعیین علل زمینه ای افسردگی بیمار است. شکل این مشاوره ممکن است شناختی/رفتاری، بین فردی یا روان پویشی باشد.

مقابله با کنش گرایی در کودکان پیش دبستانی و مدرسه

اداره کودکان، جوانان و خانواده ها (ACYF) با NIMH در توسعه چندین ارزیابی همکاری کرده است.ابزارهایی برای شناسایی کودکان در معرض خطر مشکلات رفتاری بسیاری از این ابزارها برای شناسایی دقیق کودکان پیش دبستانی در معرض خطر طراحی شده اند و در برنامه هایی مانند Head Start ارائه می شوند. اکنون مشخص شده است که ۷۰ تا ۸۰ درصد از همه کودکانی که برای مشکلات سلامت روان در مدارس ایالات متحده خدمات ارائه می دهند، این خدمات را توسط خود سیستم مدرسه، توسط مشاوران راهنمایی مدرسه و روانشناسان ارائه می دهند. چندین ابتکار اخیر توسط NIMH به عنوان هدف آنها همکاری با کودک، همکلاسی ها، والدین و معلمان برای کاهش رفتارهای مخرب است. برنامه پیگیری خانواده ها و مدارس با هم (FAST) در حال حاضر در کارولینای شمالی، پنسیلوانیا، تنسی و واشنگتن فعال است. FAST Track چندین سال است که کودکان پرخاشگر را از شش سالگی به بعد مورد مطالعه قرار داده است. ارائه مداخله در صورت لزوم مطالعات بعدی نشان داده است که آن دسته از کودکان برنامه FAST Track که مداخله دریافت کردند، نیاز کمتری داشتند خدمات آموزش ویژه کلاس ۳ نسبت به کودکانی که در برنامه شرکت نکرده اند.

دوره مقابله با استرس یک برنامه آموزشی گروهی از سال ۲۰۰۴ برای نوجوانان در مریلند، اوهایو و اورگان است. هدف آن کمک به جوانان برای ایجاد راهبردهایی برای مقابله مثبت با افکار منفی، گرایش به افسردگی و رفتارهای رفتاری است. نتایج اولیه این دوره نتایج موفقیت آمیزی را برای شرکت کنندگان دوره نشان داده است. در میان نوجوانانی که این دوره را نگرفتند، علائم افسردگی دو برابر بیشتر گزارش شد. نوجوانانی که دوره مقابله با استرس را گذرانده بودند، کاهش علائم افسردگی و افزایش سازگاری مثبت کلی را نشان دادند. با این حال، به نظر می رسد که زمان قدرت این تجربه یادگیری را کاهش داده است. تحقیقات در یک دوره طولانی تر تفاوت کمتری را بین دو گروه نشان داد.

مطالعه NIMH در مورد رفتار بد کودک به این نتیجه رسید که این یک مشکل چند وجهی است که شامل تعاملات بین کودک و خانواده، دوستان، همکلاسی‌ها، مدرسه و جامعه است. کودکانی که دوران کودکی گرم، محبت‌آمیز و حمایت‌کننده‌ای دارند، کمتر احتمال دارد به‌عنوان فریاد کمک یا رفتار خشونت‌آمیز رفتار کنند. دو نوع رفتار ضد اجتماعی نوجوانان توسط NIMH شناسایی شده است: دوره زندگی مداوم و نوجوانی .محدود. نوجوانانی که دارای رفتارهای مداوم در طول زندگی هستند، از اوایل کودکی به بعد، در موقعیت های مختلف به شیوه های خشونت آمیز رفتار می کنند. در نظر گرفته می شود که آنها دارای آسیب شناسی روانی هستند که اغلب شامل اختلال نقص توجه بیش فعالی (ADHD) می شود. معمولاً تا بزرگسالی به رفتارهای منفی ادامه می دهند. آن دسته از جوانان با رفتارهای محدود در دوران نوجوانی معمولاً در موقعیت‌های اجتماعی تعریف‌شده خاصی عمل می‌کنند و معمولاً قبل از رسیدن به بزرگسالی از انجام این رفتارها دست می‌کشند.

منبع : مقابله با پرخاشگری کودک و کنش نمایی

بی اشتهایی عصبی

بی اشتهایی عصبی

آیا درگیر بی اشتهایی عصبی هستید؟ در این مقاله علائم هشدار دهنده، علائم، و علل و همچنین نحوه دریافت کمک بررسی می شود و تمام نکات مورد نیاز در مورد بی اشتهایی عصبی ارائه می شود.

بی اشتهایی عصبی چیست؟

امروزه بسیاری از ما نگران اضافه وزن هستیم، از ظاهر خود ناراضی می باشیم یا دوست داریم چیزی در ما تغییر کند. اما اگر لاغری عادات غذایی، افکار و زندگی شما را تحت تاثیر قرار دهد احتمالا به اختلال بی اشتهایی عصبی مبتلا می باشید.

بی اشتهایی باعث کاهش وزن ناسالم منجر می شود که در برخی از شرایط بسیار خطرناک است. در واقع، میل به کاهش وزن برای فرد از هرچیزی مهم تراست، حتی ممکن است فرد دیگر خود را آن طور که هست نبیند.

بی اشتهایی عصبی بیشتر در بین دختران نوجوان شایع است اما می تواند زنان و مردان را در هر سنی تحت تاثیر قرار دهد و با نگرانی از افزایش وزن تمام جنبه های زندگی آن ها را تحت تاثیر قرار دهد.

ممکن است سعی کنید با گرسنگی دادن به خود، ورزش بیش از حد، یا استفاده از ملین ها، استفراغ یا روش های دیگر وزن خود را کاهش دهید.

احتمالا بیش تر روز را به رژیم غذایی، غذا و بدن خود فکر می کنید اما زمان کمی برای دوستان، خانواده و سایر فعالیت‌هایی که قبلاً از آن لذت می‌بردید، می گذارید. مهم نیست که چقدر وزن کم کنید همیشه به دنبال کاهش وزن بیش تر می باشید.

نوع شدید بی اشتهایی عصبی زمانی است که کاهش وزن با محدود کردن کالری (پیروی از رژیم های غذایی شدید و ورزش بیش از حد) حاصل شود.

پاکسازی بی اشتهایی زمانی است که فرد سعی می کند با استفراغ یا استفاده از ملین ها و مواد ادرارآور (دیورتیک ها) وزن خود را پایین نگه دارد.

ترس شدید از افزایش وزن یا انزجار از ظاهر بدن، می تواند خوردن و وعده های غذایی را بسیار استرس زا کند.  با این حال، غذا و آنچه می توانید بخورید و نمی توانید بخورید، عملاً تمام چیزی است که به آن فکر می کنید. مهم نیست که چقدر در این افکار غرق شده اید هنوز هم راه نجات وجود دارد.

با درمان، خودیاری و حمایت اطرافیان، می‌توانید این بی‌اشتهایی خودویرانگر را بشکنید، بدن خود را بپذیرید و سلامت و اعتماد به نفس خود را بازیابید.

تست بی اشتهایی عصبی

به سوالات زیر پاسخ دهید، پاسخ های مثبت نشان دهنده ابتلا شما به بی اشتهایی عصبی می باشد.

  • آیا اغلب مواقع بی اشتها هستید؟
  • آیا با وجود اینکه مردم به شما می گویند چاق نیستید احساس می کنید چاق هستید؟
  • آیا از افزایش وزن می ترسید؟
  • آیا در مورد میزان غذا خوردن خود دروغ می گویید یا عادات غذایی خود را از دیگران پنهان می کنید؟
  • آیا دوستان یا خانواده شما نگران کاهش وزن، عادات غذایی یا ظاهر شما هستند؟
  • آیا زمانی که احساس ناراحتی یا ناراحتی می کنید رژیم می گیرید، ورزش اجباری می کنید، یا پاکسازی می کنید؟
  • آیا وقتی بدون غذا، ورزش بیش از حد می کنید احساس قدرت یا کنترل می‌کنید؟
  • آیا ارزش خود را بر اساس وزن یا اندازه بدن خود قرار می دهید؟
  • آیا دوست ندارید تصویر خود را در آینه نگاه کنید زیرا احساس بدی به شما می دهد؟
  • آیا بیش تر روز به وعده های غذایی فکر می کنید؟

علائم و نشانه های بی اشتهایی

در حالی که افراد مبتلا به بی اشتهایی اغلب عادات مختلفی از خود نشان می دهند اما در بیش تر مواقع این عادات را مخفی می کنند. این امر باعث می شود که افراد خانواده و اطرافیان به سختی این بیماری را تشخیص دهند.

ممکن است فرد در مراحل ابتدایی مشکل خود را انکار کند یا آن را طبیعی بداند اما به مرور خانواده متوجه می شوند که فرد در چه شرایط خطرناکی قرار دارد. اگر احساس می کنید که غذا خوردن کنترل شما را به دست گرفته است باید هرچه سریع تر به مشاور مراجعه کنید.

علائم رفتاری بی اشتهایی عصبی

علائم زیر از نشانه های رفتاری بی اشتهایی عصبی می باشند که به شما کمک می کنند در تشخیص بیماری خود بهتر عمل کنید:

  • رژیم غذایی با وجود لاغری
  • فقط خوردن برخی از غذاهای کم کالری
  • ممنوعیت شدید غذاهایی شامل کربوهیدرات ها و چربی ها.
  • وسواس در مورد کالری
  • خواندن برچسب مواد غذایی
  • داشتن دفترچه خاطرات غذایی
  • خواندن بیش از اندازه کتاب‌های رژیم غذایی
  • تظاهر به خوردن یا دروغ گفتن در مورد غذا خوردن
  • مخفی کردن، بازی کردن یا دور انداختن غذا برای اجتناب از خوردن
  • بهانه آوردن برای ترک وعده های غذایی (“من ناهار زیادی خوردم” یا “معده ام درد می کند”)
  • مدام به غذا فکر می کند.
  • آشپزی برای دیگران
  • خواندن مجلات غذایی، یا تهیه برنامه غذایی در حالی که غذای بسیار کمی می خورد.
  • آداب غذا خوردن عجیب
  • امتناع از غذا خوردن در کنار دیگران یا در مکان های عمومی
  • غذا خوردن به روش‌های سخت و تشریفاتی

علائم ظاهر و تصویر بدن در بی اشتهایی عصبی

علائم زیر از نشانه های ظاهری در بی اشتهایی عصبی می باشند که به شما کمک می کنند در تشخیص بیماری خود بهتر عمل کنید:

  • کاهش وزن چشمگیر، سریع و شدید بدون هیچ دلیل پزشکی
  • احساس چاق شدن با وجود کمبود وزن
  • ممکن است به طور کلی اضافه وزن داشته یا در مکان‌های خاصی مانند شکم، باسن یا ران‌ احساس « چاقی» کند.
  • وسواس روی ظاهر و وزن بدن.
  • وزن کشی های مکرر و نگرانی در مورد نوسانات کوچک وزن
  • انتقاد شدید از ظاهر
  • زمان زیادی را جلوی آینه برای بررسی عیوب سپری می کند.
  • همیشه از ویژگی خاصی از خود انتقاد می کند.
  • احساس می کند هرگز به اندازه کافی لاغر نیست.

علائم پاکسازی

علائم زیر از نشانه های پاکسازی در بی اشتهایی عصبی می باشند که به شما کمک می کنند در تشخیص بیماری خود بهتر عمل کنید:

  • استفاده از قرص های لاغری، ملین ها یا دیورتیک ها و سایر داروها برای کاهش وزن.
  • اغلب بعد از غذا به دستشویی می رود.
  • ممکن است آب را باز کند تا صداهای استفراغ را پنهان کند یا برای بوی بد دهانش از دهانشویه یا نعناع استفاده کند.
  • ورزش اجباری. پیروی از یک رژیم ورزشی شدید با هدف سوزاندن کالری.
  • تمرین و ورزش شدید بعد از خوردن غذا.

علل و عوارض بی اشتهایی

علت بی اشتهایی عصبی هنوز مشخص نشده است اما می دانیم که بی اشتهایی یک وضعیت پیچیده است که از ترکیب بسیاری از عوامل اجتماعی، عاطفی و بیولوژیکی ناشی می شود. اگرچه لاغری در فرهنگ ما نقش مهمی ایفا می کند، عوامل بسیار دیگری نیز در این امر نقش دارند، که از آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • نارضایتی از بدن
  • رژیم غذایی سخت
  • عزت نفس پایین
  • مشکلات عاطفی
  • کمال گرایی
  • روابط خانوادگی مشکل دار
  • سابقه سوء استفاده فیزیکی یا جنسی
  • سایر تجربیات آسیب زا
  • سابقه خانوادگی اختلالات خوردن

اثرات بی اشتهایی

شاید علت بی اشتهایی هنوز مشخص نشده باشد اما نتایج و اثرات آن شناخته شده است. هنگامی که بدن شما سوخت مورد نیاز برای عملکرد طبیعی را دریافت نمی کند، گرسنه شده و برای حفظ انرژی سرعت خود را کاهش می دهد. در اصل، بدن شما شروع به مصرف ذخیره های خود می کند.

اگر گرسنگی ادامه یابد و چربی بدن بیشتری از بین برود، عوارض پزشکی روی هم انباشته می شود و بدن و ذهن شما تاوان آن را می پردازند.

درمان قطعی بی اشتهایی عصبی

کمک گرفتن در درمان بی اشتهایی

تصمیم برای کمک گرفتن برای درمان بی اشتهایی عصبی انتخاب آسانی نیست.  بسیاری از افراد بی اشتهایی عصبی را بخشی از هویت خود می دانند یا حتی ممکن است آن را به عنوان یک عیب در نظر  نگیرند. برخی دیگر مغلوب بی اشتهایی عصبی هستند و نمی توانند آن را ترک کنند.

اولین گام در درمان این است که قبول کنید شما مشکلی دارید. باید بپذیرید که تلاش بی وقفه شما برای لاغری خارج از کنترل شماست و با این کار به سلامت جسمانی و روانی خود آسیب وارد کرده اید.

سعی کنید در مورد مشکل خود با فردی مورد اعتماد صحبت کنید، این کار می تواند بسیار دشوار باشد اما ضروری است. این کار باعث می شود متوجه شوید که تنها نیستید و دیگران نیز به سلامت جسم و روان شما اهمیت می دهند.

از افراد، موقعیت ها و شرایطی که باعث می شوند به لاغری فکر کنید یا از اندام خود متنفر شوید، دوری کنید. ممکن است لازم باشد از دیدن مجلات مد یا تناسب اندام اجتناب کنید و زمان کمتری را با دوستانی بگذرانید که دائماً رژیم می گیرند و فقط در مورد کاهش وزن صحبت می کنند.

به دنبال کمک حرفه ای باشید. متخصصان آموزش دیده می توانند به شما کمک کند تا سلامت خود را بازیابید و یاد بگیرید دوباره به طور معمول غذا بخورید و نگرش های سالم تری در مورد غذا و بدن خود ایجاد کنید.

درمان دارویی برای بی اشتهایی

حال باید تمام مشکلاتی که به دلیل بی اشتهایی ایجاد شده است را درمان کنید، حتی ممکن است به دلیل آسیب های جسمانی نیاز به بستری شدن در بیمارستان تا رسیدن به وزن کمتر بحرانی باشد.

نکته ۱ بهبود بی اشتهایی: بدانید که مشکل شما مربوط به وزن یا غذا نیست

مسائل مربوط به غذا و وزن در واقع علائم موضوعی عمیق تر است: افسردگی، اضطراب، تنهایی، ناامنی، فشار برای کامل بودن یا احساس عدم کنترل. مشکلاتی که هیچ رژیم غذایی یا کاهش وزنی نمی تواند آن ها را درمان کند.

این مشکلات در جلسات مشاوره مطرح شده و به صورت ریشه ای مورد بررسی و درمان قرار می گیرند. اگر این کار انجام نشود درمان بیهوده و بی نتیجه خواهد بود.

تفاوت بین رژیم غذایی و بی اشتهایی

بسیاری از افرادی که درگیر بی اشتهایی عصبی هستند تصور می کنند که فقط یک رژیم سالم غذایی دارند و درگیر اختلال نیستند، در ادامه تفاوت های میان رژیم غذایی و بی اشتهایی عصبی بیان شده است.

رژیم غذایی سالم        

  • رژیم غذایی سالم تلاشی برای کنترل وزن است.
  • عزت نفس شما بر اساس چیزی بیش از وزن و تصویر بدن است.
  • کاهش وزن را راهی برای بهبود سلامت و ظاهر خود می بینید.
  • هدف شما کاهش وزن به روشی سالم است.

بی اشتهایی عصبی

  • شما کاهش وزن را راهی برای رسیدن به شادی می بینید.
  • عزت نفس شما کاملاً بر اساس وزن و لاغری شما است.
  • بی اشتهایی راهی برای کنترل زندگی و احساسات می باشد.
  • لاغر شدن تنها چیزی است که اهمیت دارد. سلامتی اهمیتی ندارد.

برای غلبه بر بی اشتهایی، ابتدا باید درک کنید که چه نیازی در زندگی شما برآورده نمی شود. برای مثال، شاید در بسیاری از بخش‌های زندگی خود احساس ناتوانی می‌کنید و با کنترل غذا خوردن می خواهید نشان دهید که می توانید شرایط را کنترل کنید.

«نه» گفتن به غذا و کنترل وزن حداقل برای مدت کوتاهی احساس موفقیت در شما ایجاد کند. حتی ممکن است گرسنگی خود را به عنوان یک استعداد ویژه ببینید که بیشتر مردم از آن برخوردار نیستند.

علاوه بر این بی اشتهایی ممکن است راهی برای منحرف کردن حواس از مشکلات باشد. زمانی که بیشتر وقت خود را به فکر غذا، رژیم غذایی و کاهش وزن می گذرانید دیگر مجبور نیستید با مشکلات روبرو شوید یا با احساسات پیچیده کنار بیایید.

این تقویت ها کوتاه مدت بوده و برای همین فرد پس از مدتی متوجه می شود که درگیر اختلال شده است. رژیم غذایی و کاهش وزن نمی تواند تصویر منفی که فرد از خود دارد را درمان کند. تنها راه برای انجام این کار این است که نیاز عاطفی خود را شناسایی کرده و راهی برای درمان آن پیدا کنید.

“احساس می کنم چاق هستم”

در حالی که وزن معمولاً در طول یک هفته ثابت می ماند، احساس چاقی می تواند باعث نگرانی فرد شود. احساس چاق بودن اغلب با احساساتی مانند شرم، کسالت، ناامیدی یا غم در ارتباط است. به عبارت دیگر، «احساس می‌کنم چاق هستم» واقعاً به معنای «احساس اضطراب می‌کنم» یا «احساس تنهایی می‌کنم» می باشد و بعید است که این احساسات با رژیم غذایی تغییر کنند.

نکته ۲: یاد بگیرید که احساسات خود را تحمل کنید

شناسایی مسائل زمینه ای که باعث اختلال خوردن می شود، اولین گام به سمت بهبودی است، اما به تنهایی کافی نیست.

برقراری ارتباط مجدد با احساسات می تواند بسیار ناراحت کننده باشد. به همین دلیل است که ممکن است در ابتدای بهبودی احساس بدتری داشته باشید. اما نباید به عادات غذایی مخربی که برای پرت کردن حواس خود استفاده می‌کردید، بازگردید. شما باید یاد بگیرید چگونه احساسات خود را بپذیرید و آن ها را  تحمل کنید.

استفاده از ذهن آگاهی برای مقابله با احساسات دشوار

زمانی که احساس می‌کنید تحت تأثیر منفی‌گرایی، ناراحتی یا میل به محدود کردن غذا هستید، هرکاری را که انجام می دهید متوقف کنید.

ابتدا احساس خود را شناسایی کنید. آیا گناه؟ شرم؟ درماندگی؟ تنهایی؟ اضطراب؟ ناامیدی؟ ترس؟ ناامنی؟ یا احساسات دیگر می باشد؟

تجربه خود را بپذیرید. اجتناب و مقاومت فقط احساسات منفی را قوی تر می کند. در عوض، سعی کنید آنچه را که احساس می کنید بدون قضاوت بپذیرید.

عمیق تر پیگیری کنید

در کجای بدن خود آن احساس را دارید؟ چه نوع افکاری در سر شما می گذرد؟

باور کنید که شما چیزی فرای احساسات خود هستید. احساسات رویدادهای گذرا هستند، مانند ابرهایی که در آسمان حرکت می کنند، آن ها هویت شما را درمان نمی کنند.

هنگامی که یاد بگیرید چگونه احساسات خود را بپذیرید و تحمل کنید، دیگر آنقدر ترسناک به نظر نخواهند رسید. به مرور متوجه خواهید شد که هنوز کنترل را در دست دارید و احساسات منفی موقتی هستند. هنگامی که از مبارزه با این احساسات دست بردارید، به سرعت از بین خواهند رفت.

راه های جدید برای یافتن رضایت عاطفی

پس از اینکه ارتباط بین احساسات و الگوهای غذایی ناسالم خود را درک کرده و محرک های آن را شناسایی کردید، هنوز باید جایگزین هایی برای رژیم غذایی پیدا کنید که بتوانید برای رضایت عاطفی و بهبود از آن ها کمک بگیرید. مثلا:

  • اگر افسرده یا تنها هستید، با کسی تماس بگیرید که همیشه حال شما را بهتر می کند، زمانی را کنار خانواده یا دوستانتان برنامه ریزی کنید یا نمایش کمدی تماشا کنید.
  • اگر مضطرب هستید، اضطراب خود را با رقصیدن، فشار دادن توپ ضد استرس، پیاده روی سریع یا دوچرخه سواری کاهش دهید.
  • اگر خسته هستید، یک فنجان چای داغ بخورید، پیاده روی کنید، حمام کنید یا چند شمع معطر روشن کنید.
  • اگر حوصله دارید، کتاب خوبی بخوانید، در فضای باز بگردید، از موزه دیدن کنید یا به سرگرمی‌ای که از آن لذت می‌برید روی بیاورید (نواختن گیتار، بافتنی، تیراندازی، کتاب‌خوانی و غیره).

نکته ۳: ذهنیت های مخرب را به چالش بکشید

افراد مبتلا به بی اشتهایی اغلب کمال گرا و بیش از حد موفق هستند. آن ها دختران و پسران “خوبی” هستند که آنچه را که به آن ها گفته می شود انجام می دهند، سعی می کنند در هر کاری بهترین باشند، و برای جلب رضایت دیگران تلاش می کنند.

با وجود ظاهر خوبی که دارند در درون احساس درماندگی، ناکافی بودن و بی ارزشی می کنند.

ذهنیت های مخربی که به بی اشتهایی دامن می زند

تفکر صفر و یکی

ممکن است تصور کنید که یا موفق یا شکست خورده هستید، این تفکر صفر و یکی می تواند باعث ایجاد مشکل شود. این افراد نمی توانند خود را خاکستری ببینند و همیشه دوست دارند بهترین باشند زیرا در غیر این صورت خود را شکست خورده می بینند.

استدلال عاطفی

شما باور دارید که باورهای شما حقیقت هستند «احساس می کنم چاقم» به معنای «من چاق هستم»، « احساس ناامیدی می کنم» به این معنی است که هرگز بهتر نخواهید شد.

بایدها و نبایدها

شما قوانین بیش از حد دقیقی دارید ( « نباید بیش از x تعداد کالری بخورم» « باید همیشه بر همه چیز کنترل داشته باشم» و غیره) و نمی توانید این قوانین را زیر پا بگذارید.

برچسب زدن

بر اساس اشتباهات و کاستی های درک شده خود را معرفی می کنید. «من از ظاهرم ناراضی هستم» به «من نفرت انگیزم» تبدیل می شود.

فاجعه ساز

همیشه بدترین تصور را از خودتان دارید. برای مثال، اگر سرعت بهبودی کمی داشته باشید، تصور می کنید که هیچ امیدی به بهبودی شما وجود ندارد.

افکار خود را قضاوت کنید

هنگامی که افکار مخرب را شناسایی کردید، می توانید با سؤالاتی از قبیل:

  • آیا درست فکر می کنم؟ آیا شواهدی برای درست بودن فکرم وجود دارد؟
  • آیا راه دیگری برای نگاه کردن به وضعیت یا توضیح دیگری وجود دارد؟

همانطور که افکار منفی خود را بررسی می کنید، این افکار از بین رفته و متعادل تر می شوند.

نکته ۴: رابطه سالم تری با غذا ایجاد کنید

اگرچه بی اشتهایی اساساً مربوط به غذا نیست، اما می توانید با ایجاد یک رابطه سالم با غذا به بهبود شرایط خودتان کمک کنید. برای این کار می توانید از راهنمایی های زیر کمک بگیرید:

شروع به خوردن غذای بیشتر| تغییر طرز فکر در مورد خود و غذا

قوانین سفت و سخت غذایی را کنار بگذارید.

پیروی از قوانین سفت و سخت ممکن است به شما کمک کند احساس کنترل داشته باشید، اما این یک توهم موقتی است. حقیقت این است که قوانین شما را کنترل می کنند، نه برعکس.

بنابراین برای اینکه بهتر شوید، باید این قوانین رها کنید. این تغییر بزرگ ممکن است در ابتدا سخت و حتی دور از انتظار باشد اما به مرور ممکن می شود.

دوباره با بدن خود در تماس باشید.

اگر همیشه بی اشتها هستید یعنی که عادت کرده اید نیازهای بدن خود را نادیده بگیرید، حتی ممکن است دیگر آنها را نشناسید. هدف درمان این است که دوباره با این نشانه های داخلی در تماس باشید تا بتوانید بر اساس نیازهای فیزیولوژیکی خود غذا بخورید.

به خودتان اجازه دهید همه غذاها را بخورید.

به جای محدود کردن محدودیت های غذایی، هر چه می خواهید بخورید، اما به احساس فیزیکی خود پس از خوردن غذاهای مختلف توجه کنید. در حالت ایده آل، آنچه می خورید باید احساس رضایت و انرژی را در شما ایجاد کند.

وزن کردن ممنوع

به جای تمرکز بر وزن به عنوان معیاری برای سنجش ارزش، بر احساس خود تمرکز کنید. سلامتی و سرزندگی را هدف خود قرار دهید، نه یک عدد بی معنی.

برنامه غذایی سالم تهیه کنید.

اگر نیاز به افزایش وزن دارید، متخصص تغذیه می‌تواند به شما کمک کند تا برنامه غذایی سالمی تهیه کنید که شامل کالری کافی برای بازگرداندن شما به وزن طبیعی باشد.

غلبه بر ترس از افزایش وزن

بازگشت به وزن طبیعی کار آسانی نیست. فکر افزایش وزن احتمالاً بسیار ترسناک است و ممکن است وسوسه شوید که مقاومت کنید.

اما این ترس از علائم بی اشتهایی شماست. خواندن در مورد بی اشتهایی یا صحبت با سایر افرادی که با آن زندگی کرده اند می تواند به شما کمک کند. همچنین به شما کمک می کند که صادقانه احساسات خود را بررسی کرده یا در مورد آن ها صحبت کنید. اگر خانواده یا دکتر شما مشکلات شما را بفهمد بهتر می تواند به شما کمک کند.

کمک به فرد مبتلا به بی اشتهایی

راه‌هایی وجود دارد که می‌توانید  به فرد مبتلا به اختلال خوردن کمک کنید، اما نمی‌توانید او را مجبور کنید که بهتر شود. ابتلا به بی اشتهایی می‌تواند طرز فکر فرد مورد علاقه‌تان را در مورد بدن، دنیای اطراف، حتی انگیزه‌های شما برای کمک کردن، مخدوش کند. حتی ممکن است تمام شرایط را انکار کند یا شما را متهم به دخالت کند.

هیچ وقت فرد را تهدید نکنید، بهتر این است که به آرامی نگرانی های خود را بیان کنید و به فرد اجازه دهید بداند که برای گوش دادن در دسترس هستید. اگر فرد مورد علاقه شما مایل به صحبت است، بدون قضاوت به او گوش دهید، مهم نیست که چقدر درک او سخت می باشد.

به هیچ عنوان قضاوت نکنید، به یاد داشته باشید که به عنوان فردی که از بی اشتهایی رنج نمی برد، کار زیادی نمی توانید برای درمان وضعیت عزیزتان انجام دهید. آن ها باید تصمیم بگیرند که چه زمانی آماده درمان هستند.

عزیزتان را تشویق کنید تا کمک بگیرد. به مرور درمان برای بدن سخت‌تر می‌شود و غلبه بر آن دشوارتر می‌شود، بنابراین از عزیزتان بخواهید در اسرع وقت به پزشک مراجعه کند.

از یک متخصص مشاوره بگیرید، حتی اگر دوست شما این کار را نکند. شما می توانید به جای او با دکتر مشورت کرده و نکاتی را برای بهبود عزیز خود دریافت کنید.

الگویی برای تغذیه سالم، ورزش و تصویر بدن باشید. در مورد بدن خود یا دیگران نظر منفی ندهید.

به یاد داشته باشید که فرد مبتلا به بی اشتهایی به شفقت و حمایت نیاز دارد، نه سخنرانی، تهدید یا توهین.

بنابراین از تهدید، ترساندن، خشم و سرکوب اجتناب کنید. به خاطر داشته باشید که بی اشتهایی اغلب نشانه ای از پریشانی شدید عاطفی است و به دلیل تلاش برای مدیریت درد عاطفی، استرس یا تنفر ایجاد می شود.

منبع : بی اشتهایی عصبی

اختلال بد شکل انگاری بدن، درمان اختلال بد ریخت انگاری

اختلال بد شکل انگاری بدن چیست و راه درمان اختلال بد ریخت انگاری

اختلال بدریخت انگاری بدنی یا بد شکل انگاری بدن یکی از اختلالات روانی می باشد که در دوران نوجوانی و جوانی به وجود می آید و امری بسیار شایع است. احتمالا در اطرافیان و دوستان خود کسانی را دیده اید که مدام از ظاهرشان ایراد می گیرند و عیب های عجیب و غریب بر روی خود می گذارند و ساعت ها به این عیب ها فکر می کنند.

این افراد دائما در حضور دیگران از عیب های ظاهری شان می گویند و به طور مداوم دست به عمل های زیبایی می زنند، در صورتی که از نظر شما ممکن است هیچ مشکل خاصی در ظاهر آن ها وجود نداشته باشد. این اشخاص به اختلال بدریخت انگاری مبتلا هستند.

از جمله عوارض این بیماری می توان به اضطراب، افسردگی، گرایش به مصرف مواد، افکار خودکشی و غیره اشاره نمود.

برای درمان این اختلال روش های درمانی بسیاری وجود دارد که روش درمان شناختی رفتاری بیشترین تاثیر را در کنترل و بهبود این اختلال دارد. در این مقاله به بررسی این اختلال می پردازیم و در مورد اختلال بدریخت انگاری و نحوه درمان آن توضیحاتی را بیان می کنیم.

اختلال بدشکل انگاری بدنی چیست؟

اختلال بدریخت انگاری بدنی یا بدشکلی بدنی (body dysmorphic) یک نوع اختلال روانی می باشد که فرد احساس می کند نقص هایی ظاهری خیلی بزرگ و خیالی در بدن او وجود دارد و به طور مداوم از آن ها گله می کند. در صورتی که این نقص ها اصلا وجود ندارد یا اگر هم باشد بسیار جزئی و کمتر از چیزی است که او فکر می کند.

این افراد در مورد ظاهرشان مشغولیت های ذهنی بسیاری دارند و ساعت ها جلوی آینه می ایستند و به عیب های خیالی شان نگاه می کنند.

ممکن است ساعت ها عیب ها و نقص های خیالی و غیرواقعی شان را تصور کنند. این افراد به حدی عیب های خود را باور دارند و به آن فکر می کنند که حرف هیچ شخص دیگری را در مورد این که ظاهر خوبی دارند باور نمی کنند.

در برخی از اوقات اختلال بدریخت انگاری بسیار شدید می شود، به طوری که تمام ذهن و فکر فرد را درگیر خودش کرده و باعث کاهش عزت نفس و اعتماد به نفس شخص می شود.

حتی ممکن است فرد از ترس مسخره شدن و طرد شدن، در اجتماع حضور پیدا نکند و خود را در خانه حبس کند، هم چنین ممکن است موقعیت شغلی  یا تحصیلی خود را از دست بدهد و در حوزه های فردی و اجتماعی زندگی  با مشکلاتی رو به رو شود.

پیامدهای اختلال بدریخت انگاری یا بد شکل انگاری بدن

این اختلال در سنین نوجوانی و جوانی، زمانی که فرد بیش تر از هر زمان دیگری به ظاهر خود اهمیت می دهد به وجود می آید و در میان نوجوانان امری بسیار شایع است. در ادامه این مقاله مهم ترین پیامدهایی که اختلال بدریخت انگاری به همراه دارد را بیان می کنیم:

  1. احساس گناه، شرم و خجالت
  2. احساس تنهایی مفرط
  3. افسردگی و اضطراب
  4. وابستگی به الکل و مواد مخدر
  5. احساس مداوم نیاز به عمل های زیبایی غیرضروری
  6. اختلالات خوردن و یا اختلالات خواب
  7. آسیب به خود
  8. افکار خودکشی و گاهی اقدام به خودکشی های نافرجام

هم چنین همراه این اختلال بدریخت انگاری بدنی ممکن است اختلالات دیگری مانند اضطراب، افسردگی، هراس و یا فوبیای اجتماعی، وسواس فکری – عملی نیز در فرد به وجود آید.

علائم اختلال بدریخت انگاری بدنی ( بد شکل انگاری بدن)

محور اصلی اختلال بدریخت انگاری تصورات مفرط و غیر واقعی در مورد ظاهر خود می باشد. این تصورات ممکن است در مورد کوچک و بزرگ بودن جزئی از بدن، ناموزون بودن و یا عدم تناسب در عضوی از بدن باشد.

بیشترین عضوهای بدن که ممکن است در مورد آن احساس بد شکل انگاری داشته باشید شامل بینی، دهان، مو، پوست، اندام های تناسلی و هیکل کلی فرد مانند تصور قد خیلی کوتاه یا چاقی بیش از حد می باشد. این افراد ممکن است رفتارهایی از خودشان نشان دهند که برخی از آن ها عبارت اند از:

  1. بیش از حد چک کردن آینه
  2. نیاز به تایید دیگران
  3. خرید و استفاده بیش از اندازه از محصولات زیبایی
  4. عمل های زیبایی مداوم

علل اختلال بد شکل انگاری

در مورد اختلال بد شکل انگاری نمی توان علل خاص و مشخصی را معین کرد اما می توان گفت که بیشتر تجربیاتی که افراد در دوران نوجوانی خود داشته اند بر روی این اختلال اثر می می گذارد. نوجوانی دورانی است که افراد با کوچک ترین تمسخر و یا واکنش منفی ناراحت می شوند و سعی می کنند این عیب و نقص شان را حل نمایند.

زمانی که نوجوان به این باور برسد که بدن او مشکل دارد، این دیدگاه به باور ذهنی او تبدیل می شود. در واقع فرایندهای شناختی نقش اساسی را ایفا می کنند که به شکل های گوناگونی تحریف می شوند.

نوجوان سعی می کنند مشکلات و رفتارهای خود را وارسی کنند تا از طریق علائم اضطراب آن ها کاهش یابد و موقتا آن را خاموش کنند اما مجددا اشتغال های ذهنی به سراغ او می آیند و باعث تقویت اضطراب او می شوند.

درمان اختلال بدریخت انگاری

بعضی از افراد که به اختلال بدریخت انگاری مبتلا شده اند برای این که احساس شان را در مورد ظاهرشان تغییر دهند، دست به عمل های جراحی زیبایی می زنند اما این کار نه تنها مشکل آن ها را حل نمی کند بلکه احساس بدی در آن ها به وجود می آورد و حس بدریخت انگاری را تشدید می بخشد.

در این شرایط فرد ممکن است درگیر عمل های زیبایی تکراری قرار بگیرد و برای این که از احساسات ناخوشایند دوری کند عمل های پی در پی انجام دهد و به متخصص های زیبایی بسیاری مراجعه نماید.

بهترین پیشنهادی که می توان به این افراد کرد مراجعه به روانشناس و دریافت مشاوره می باشد. روانشناسان برای درمان از دو رویکرد شناختی رفتاری و دارو درمانی استفاده می کنند که در ادامه این مقاله به بررسی آن ها می پردازیم و توضیحاتی را در مورد آن ها می دهیم.

درمان شناختی رفتاری

یکی از روش های درمانی اختلال بدریخت انگاری، درمان شناختی رفتاری و روان درمانی می باشد در این حالت ابتدا باید فرد بپذیرد که استفاده از عمل های جراحی گوناگون مشکلی را حل نمی کند و باید مشکل او طی جلسات روانشناسی توسط درمانگر حل شود.

زیرا درمانگر در این جلسات به ریشه یابی مشکل می پردازد و احساس ناخوشایند فرد نسبت به خودش را پیدا می کند و سعی می کند راهکارهایی که برای درمان او موثر است را در اختیار او قرار دهد.

با مراجعه به درمانگر افکار غیر منطقی خود را می شناسند و سعی می کنند آن ها را با افکار مثبت و منطقی جایگزین نمایند.

دارودرمانی

ممکن است در سیکل درمان افرادی که با اختلال بد شکل انگاری رو به رو هستند از دارو درمانی نیز استفاده شود، استفاده از دارو زمانی که فرد به دلیل اختلال بدریخت انگاری، دچار اختلالات اضطرابی و علائم افسردگی است بسیار بیشتر می باشد.

زیرا داروها باعث کاهش افکار وسواسی و علائم تکانشی فرد می شوند از مهم ترین این داروها می توان به مهارکننده های بازجذب انتخابی سروتونین اشاره نمود که در واقع یک نوع داروی ضد افسردگی می باشد.

کلام آخر

با توجه به این که اختلال بد شکل انگاری تاثیراتی بر روی تمام جنبه های زندگی شما می گذارد در صورتی که مایل هستید تا درباره روش های درمانی اختلال بد ریخت انگاری اطلاعات مناسبی را کسب کنید و برای مشکل خود و اطرافیان بهترین راهکارها را انتخاب کنید بهتر است از مشاوران و روانشناسان در این زمینه کمک بگیرید.

در این راستا مرکز مشاوره ستاره ایرانیان از متخصصین و مشاوران با تجربه تشکیل شده است که خدماتی را به صورت حضوری و تلفنی ارائه می دهند این مرکز این امکان را برای شما فراهم آورده است تا در کمترین زمان ممکن به حل مشکلات شما بپردازد و شما را راهنمایی کند.

منبع : اختلال بد شکل انگاری بدن، درمان اختلال بد ریخت انگاری

عادات افراد موفق

عادات افراد موفق، ۱۰ کاری که افراد موفق هرگز دوبار انجام نمی دهند

افراد موفق عادت ها و سبک زندگی خاص خودشان را دارند در واقع همین مسئله باعث پیشرفت و موفقیت آن ها می شود، آن ها عادت های خاصی دارند که در زیر برخی از آن ها را بیان می کنیم:

  • یکی از عادت های افراد موفق، هدایت و پیشروی آن ها در جهت رشد و پیشرفت شان می باشد، آن ها سعی می کنند برای رسیدن به هدف شان تلاش کنند.
  • افرادی که موفق هستند هوشمندی خاصی دارند و در صورتی که تجربه ناموفقی داشته باشند و با شکست رو به رو شوند از تلاش شان دست بر نمی دارند و ناامید نمی شوند. این افراد همیشه به دنبال راهی برای رسیدن به اهداف شان هستند.
  • یکی از رمزهای موفقیت این افراد این است که از اشتباهاتشان درس می گیرند و سعی می کنند از تجربه ای که در این زمینه کسب کرده اند در جهت موفقیت در زندگی، کسب و کار یا روابط خود استفاده کنند.

در صورتی که از عادت های افراد موفق آگاه باشید می توانید با الگو برداری از آن ها سبک زندگی خودتان را تغییر دهید و در جهت پیشرفت و موفقیتتان گام بردارید.

افراد موفق چه عاداتی دارند؟

برخاستن بعد از شکست اگر چه سخت است اما امکان پذیر می باشد به همین دلیل تا جایی که امکان دارد برای رسیدن به اهداف تان باید تلاش کنید و از رو به رو شدن با موانع هراسی نداشته باشید.

برای رسیدن به اهداف و رویاهایتان باید انعطاف پذیر باشید و اگر اتفاق ها مطابق میل شما نبود مسیرتان را تغییر دهید و از این تغییر هیچ ترسی نداشته باشید.

سعی کنید موقعیت و شرایط خودتان را مورد بررسی قرار دهید تا اشتباهات گذشته برای شما تکرار نشود هم چنین نگران تاخیر و وقفه ای که در کارتان به وجود آمده است نباشید زیرا پذیرفتن شکست ودرس گرفتن از اشتباهات مانند سکوی پرشی به سمت موفقیت و پیشرفت می باشد.

۱۰ کاری که افراد موفق هرگز دوبار انجام نمی دهند

در ادامه این مقاله ۱۰ کاری که افراد موفق سعی می کنند آن را انجام ندهند را مورد بررسی قرار می دهیم:

۱٫ عادات افراد موفق، تکرار اشتباهات گذشته و گیر افتادن در تله های قدیمی

افراد موفق زمانی که با شکست در زمینه شغلی، عشقی و یا غیره رو به رو می شوند، موقعیت خود را به طور دقیق بررسی می کنند. تا بتوانند عواملی که منجر به عدم موفقیت و شکست آن ها شده است را مورد بررسی قرار دهند، از اشتباهاتشان درس بگیرند و سعی کنند آن اشتباهات را دوباره تکرار نکنند.

آن ها بعد از تغییر شرایط وبه دست آوردن آمادگی لازم، دوباره وارد عمل می شوند تا برای رسیدن به اهداف شان تلاش کنند.

۲٫ شروع به کار یا فعالیت قبل از اطمینان یافتن از صلاحیت خود

آدم های موفق اگر چه برای رسیدن به اهدافشان تلاش می کنند و به دنبال رویاهاشان می روند تا به شادکامی درونی برسند اما آن ها قبل از آن که وارد عمل شوند اطلاعات و آگاهی خود را در آن زمینه افزایش می دهند تا با آگاهی و اراده کافی برای رسیدن به موفقیت تلاش نماید.

آن ها قبل از شروع انجام کاری سوالات زیر را از خودشان می پرسند و در صورتی که به جواب قانع کننده برای سوالاتشان برسند، اقداماتی را انجام می دهند در غیر این صورت تا ریشه مشکلات را پیدا نکنند و آن را رفع نکنند هیچ اقدامی برای شروع کار صورت نمی گیرد.

  • چرا این کار را انجام می دهم؟
  • آیا شرایط و موقعیت فعلی من برای شروع این کار مناسب می باشد؟
  • آیا برای شروع این کار آگاهی و اطلاعات کافی دارم؟

۳٫ تلاش در جهت تغییر دیگران

اصراری به تغییر دیگران نداشته باشید زیرا دیر یا زود خودتان متوجه این قضیه می شوید که نمی توانید کسی را به زور تغییر دهید و یا او را مجبور به انجام کاری کنید. باید به دیگران فرصت دهید خودشان برای زندگی شان تصمیم بگیرند و با عواقبت و نتایج کارشان رو به رو شوند.

در صورتی که به این آگاهی برسید که نمی توانید دیگران را تغییر دهید، خواهید توانست بر روی رفتار خودتان کار کنید و در جهت تغییر در رفتار خود تلاش نمایید در این شرایط شاهد رشد چشم گیر در شیوه های تبادلی دیگران با خودتان خواهید بود و روز به روز به اهداف تان نزدیک تر خواهید شد.

توجه داشته باشید یکی از عادت های افراد موفق، ارتباط برقرار کردن با دیگران و داشتن ارتباط موثر با آن ها می باشد.

۴٫ عادات افراد موفق، تلاش برای راضی نگه داشتن همه

در صورتی که بخواهید همه افراد را از خودتان راضی نگه دارید خسته خواهید شد، شما نباید برای راضی کردن دیگران وقت زیادی بگذارید، بلکه باید به آن ها فرصت دهید تا به مرور زمان با مسائل آشنا شوند و شما را همان طور که هستید بشناسند.

شما بر روی اهداف تان تمرکز کنید و سعی کنید در جهت رسیدن به اهدافتان قدم بردارید، تا با رسیدن به اهدافتان موجب خشنودی دیگران شوید. در این بین باید رضایت و خشنودی افراد مهم زندگی تان در اولویت باشد.

۵٫ ترجیح دادن راحتی های کوتاه مدت بر منافع بلند مدت

افراد موفق می دانند برای این که به اهدافشان برسند باید سختی ها و شرایط سختی را تحمل کنند و آن ها ترجیح می دهند برای این که به منافع بلندمدتی برسند، این سختی ها را تحمل کرده و راحتی کوتاه مدتی داشته باشند.

به همین دلیل تسلیم شرایط سخت نمی شوند و می دانند که برای رسیدن به هدف نیاز است تا از منطقه امن و زندگی راحت شان مقداری دور شوند. این افراد قدرت ریسک پذیری زیادی دارند و از انجام کارهای جدید نمی ترسند.

۶٫ اعتماد کردن بی چون و چرا به عالی رتبه ها

انسان ها به طور طبیعی به دنبال رشد و تعالی و رسیدن به موفقیت هستند و سعی می کنند ویژگی ها و خصوصیات مثبت شان را تقویت نمایند به همین دلیل در بسیاری از مواقع جذب افراد یا چیزهایی می شوند که از نظر آن ها بی عیب و نقص هستند و باورنکردنی و استثنایی به نظر می رسند.

آن ها تمایل دارند با افرادی کار کنند که عملکرد عالی دارند و از نظر آن ها شخصیتی موفق و بلندمرتبه هستند و با این افراد رابطه دوستی برقرار می کنند.

اما توجه داشته باشید که همه افراد کامل نیستند و هر کس عیب و نقص خاص خودش را دارد .

یکی از عادت های افراد موفق این است که به خوبی با این مسئله آشنا هستند و می دانند که هر انسانی دارای عیب و نقص است و این عیب و نقص ذات وجودی جهانیان می باشد، به همین دلیل آن ها چشم بسته به کسی اعتماد نمی کنند و ابتدا سعی می کنند به طور کامل طرف را بشناسند و بعد به او اعتماد کنند.

۷٫ عادات افراد موفق، فاجعه نمایی شکست ها و تعمیم آن به کل زندگی

شکست به معنی تباه شدن زندگی نمی باشد، افرادی که در زندگی شان موفق هستند از شکست نمی ترسند زیرا آن ها شکست را مقدمه ای برای موفقیت می دانند و برای آن ها جزئی از زندگی است و آن را به تمام موقعیت های زندگی تعمیم نمی دهند.

آن ها در این زمینه آگاهی لازم را دارند و می دانند در مسیر اهدافشان با مشکلاتی رو به رو خواهند شد ولی با وجود این مشکلات و شکست ها باز هم بر روی موفقیت شان باید تمرکز داشته باشند و به دنبال علل عدم موفقیت هستند.

۸٫ ناامید شدن و دست برداشتن از تلاش و کوشش

افراد موفق زمانی که با شکست و ناکامی ها رو به رو می شوند باز هم به تلاش شان ادامه می دهند و به این راحتی ناامید نمی شوند، زیرا آن ها به هدف شان باور دارند و می توانند به خوبی با تمام سختی ها و ناملایمتی هایی که در مسیر هدف برای آن ها پیش آمده است مقابله کنند و سرانجام به هدفی که می خواهند برسند.

آن ها سعی می کنند در این مسیر، اراده قوی و انگیزه کافی داشته باشند و خستگی ناپذیر به کار خود ادامه دهند، هم چنین آن ها ناامیدی و بی انگیزگی در برابر سختی ها را دشمن اصلی در راه کسب موفقیت و رسیدن به اهداف شان می دانند.

۹٫ عادات افراد موفق، ترس از شکست و تحمل نکردن شرایط بحرانی

یکی از مهم ترین تفاوت هایی که افراد موفق با دیگران دارند این است که در تمامی مسائل زندگی شان از جمله شغل، زندگی، عشق و روابط یا هر چیز دیگری در زندگی شان به بررسی و نقش و عمل خود در آن کار توجه می کنند و سعی می کنند کسی را در زندگی شان مقصر ندانند.

حتی زمانی که با شکست رو به رو می شوند و یا مشکلاتی در زندگی آن ها به وجود می آید، آن ها سعی می کنند تا علت شکست را پیدا کنند و برای حل آن اقداماتی را انجام دهند. به همین دلیل شکست برای آن ها هراس انگیز نمی باشد بلکه آن را پلی برای موفقیت می دانند.

۱۰٫ فراموش کردن ارتباط بین موفقیت بیرونی با هیجانات و باور درونی

افراد موفق شاد هستند و احساس شادی و خوشبختی درونی دارند.

اگر آن ها در زندگی شان با مشکلاتی رو به رو شوند باز هم سعی می کنند روحیات خوب شان را حفظ کنند آن ها می دانند که حالت روحی و طرز فکر آن ها مانند خودباوری، موفقیت بیرونی شان را شکل می دهد و باعث می شود تا از شرایط بد زندگی بیرون کشیده شوند و شرایط خوبی برای آن ها محیا گردد.

عادت های روزانه افراد موفق

افراد موفق عادت دارند تا به طور روتین کارهایی را در طول روز انجام دهند که برخی از آن ها به شرح زیر می باشد:

  • شب ها به موقع می خوابند تا صبح زود شاد و سرحال بیدار شوند.
  • کارهای روزانه را در ذهن شان مرور می کنند و آن ها را منظم کرده و سعی می کنند اتفاقات آن روز را به بهترین شکل ممکن در ذهن شان تصور کنند.
  • صبحانه شان به صورت کامل می خورند و از مواد سالم و مفید در هنگام صبحانه استفاده می کنند.
  • به ورزش صبحگاهی می روند تا خلق و روحیه شان شاد شود و انرژی کافی در طول روز داشته باشند.
  • کاری که به نظر آن ها سخت است را ترجیح می دهند در همان ابتدای روز انجام دهند تا در کل روز برای آن نگران نباشند و ذهن شان درگیر آن کار نشود.
  • افراد موفق در لحظه زندگی می کنند و به اتفاقاتی که در گذشته افتاده است توجه نمی کنند و سعی می کنند اطلاعات و افکار گذشته را دور بریزند.
  • برای کارهایی که می خواهند انجام دهند برنامه ریزی دقیقی دارند و برای روز و حتی هفته خود برنامه ریزی می کنند تا کارهای خود را به طور مشخص و دقیق انجام دهند.
  • کارهای خود را نیمه تمام رها نمی کنند بلکه کارهایی که شروع کرده اند را به پایان می رساند و بعد سراغ کار بعدی می روند.
  • وقت شان برای آن ها با ارزش است به همین دلیل سعی می کنند از تمام دقایق به خوبی استفاده کنند و کار بیهوده انجام ندهند.
  • عادت های روزانه خود را به طور منظم انجام می دهند و سعی می کنند این روتین را حفظ کنند و آن را بر هم نزنند.

عادت غذایی افراد موفق

تغذیه و عادت غذایی از اهمیت بسیاری برخوردار است زیرا انرژی لازم را به افراد می بخشد و باعث می شود افراد در طول روز کارکرد و عملکرد مفیدی داشته باشند.

بسیاری از افراد موفق در سطح جهانی، نقش تغذیه را بسیار مهم و حیاتی می دانند و آن را از رازهای موفقیت شان می دانند. به طور مثال خوردن قهوه، پرهیز از خوردن غذاهای سنگین ومصرف میوه و سبزیجات انرژی لازم در طول روز را فراهم می کند تا بتوانید کارهای خود را به درستی انجام دهید.

نویسنده معروف به نام ست گودین در این خصوص بیان کرده است که هر روز صبح یک اسموتی با موز یخ زده، آلو، گردو، شاهدانه و شیر بادام مصرف می کند او به صبحانه اش بسیار اهمیت می دهد و از مواد مفید و مغذی استفاده می کند و تاکید دارد که هیچ گاه آن را فراموش نکنید.

کمک گرفتن از روانشناس

تغییر سبک زندگی بعد از چند سال عادت کار آسانی نمی باشد برای این که بتوانید سبک زندگی سالم و خاصی برای خود ایجاد کنید این کار به تنهایی سخت بوده و فشار روانی بسیاری بر روی شما وارد می کند که ممکن است نتیجه عکس داشته باشد.

در این شرایط کمک گرفتن از روانشناس ضروری می باشد. روانشناس به شما کمک می کند تا به خودشناسی برسید و با انگیزه زیاد بتوانید تغییراتی در سبک زندگی تان ایجاد کنید در این حالت احتمال موفقیت شما افزایش می یابد و می توانید زندگی شاد و خوبی را برای خود رقم بزنید.

منبع : عادات افراد موفق

اختلال استرس پس از سانحه در سربازان و نظامیان چگونه درمان می شود؟

بسیاری از جانبازان، هنگام بازگشت از خدمت سربازی با علائم اختلال استرس پس از سانحه مواجه می‌شوند. اما اقداماتی وجود دارد که می توانند انجام دهند تا احساس بهتری داشته باشند.

درک اختلال استرس پس از سانحه در جانبازان

آیا با تطبیق مجدد خود با زندگی پس از سربازی مشکل دارید؟ آیا همیشه حس می‌کنید که در لبه پرتگاه هستید، همیشه نگران هستید، یا از طرف دیگر، احساس بی حسی و عدم ارتباط با عزیزان خود دارید؟ آیا فکر می کنید که دیگر هرگز مانند یک فرد طبیعی نخواهید بود؟

بسیاری از سربازان اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را تجربه می کنند. اگر اختلال استرس پس از سانحه درمان نشود، زندگی با آن بسیار سخت خواهد بود. وقتی زمان بسیاری انتظار بکشید و چیزی تغییر نکند به راحتی ناامید می‌شوید.

اما می توانید از امروز شروع کنید و به خودتان کمک کنید که احساس بهتری پیدا کنید. حتی اگر آنقدر مشکلتان شدید بوده که به درمان بالینی روی آوردید. اقدامات زیادی وجود دارد که می توانید انجام دهید تا به خودتان کمک کنید که بر اختلال استرس پس از سانحه غلبه کنید و حتی قوی تر از قبل شوید.

چه چیزی باعث اختلال استرس پس از سانحه  می شود؟

اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، که گاه به عنوان شوک پوسته یا موج گرفتگی هم شناخته می شود، پس از تجربه ضربه شدید یا یک رویداد تهدید کننده در زندگی رخ می دهد.

طبیعی است که ذهن و بدن شما پس از چنین رویدادی در شوک قرار بگیرد، اما اگر همین پاسخ طبیعی در سیستم عصبی شما باقی بماند تبدیل به اختلال استرس پس از سانحه می شود.

سیستم عصبی شما دو روش خودکار و بازتابی برای پاسخ دادن به رویدادهای استرس زا دارد:

  • آماده‌باش، جنگ یا گریز، زمانی انجام می‌شود که شما نیاز به دفاع از خود یا جان سالم به در بردن از خطر یک موقعیت جنگی دارید. در این هنگام ضربان قلب شما سریع تر شده و فشار خون شما بالا می رود، ماهیچه های شما سفت می شوند و قدرت و سرعت واکنش شما افزایش می یابد. هنگامی که خطر برطرف شد، سیستم عصبی بدن شما را آرام می کند، ضربان قلب و فشار خون شما را کاهش می دهد و به تعادل طبیعی خود باز می گردید.
  • بی‌حرکتی زمانی اتفاق می‌افتد که استرس زیادی را در موقعیت تجربه کرده باشید و حتی وقتی خطر از بین رفته، هنوز خود را «گرفتار» می‌بینید. سیستم عصبی شما قادر به بازگشت به حالت عادی تعادل خود نیست و شما نمی توانید این رویداد را پشت سر بگذارید. این اختلال استرس پس از سانحه نامیده می‌شود.

بهبودی از اختلال استرس پس از سانحه با خارج شدن، به صورت ذهنی و عاطفی، از منطقه جنگی اتفاق می‌افتد. زیرا شما هنوز از نظری عاطفی و احساسی در آنجا زندگی می‌کنید. درمان به سیستم عصبی شما کمک می‌کند تا از آنجا «آزاد» شود.

علائم اختلال استرس پس از سانحه در جانبازان

اگرچه معمولاً علائم اختلال استرس پس از سانحه در ساعات یا روزهای پس از یک رویداد آسیب زا دیده شوند، اما گاهی اوقات این علائم ماه ها یا حتی سال ها پس از بازگشت ظاهر می شوند. اختلال استرس پس از سانحه در هر سرباز به طور متفاوتی ایجاد می شود، اما می‌توان چهار دسته کلی برای علائم آن برشمرد:

  1. یادآوری‌های مکرر رویداد آسیب‌زا: افکار ناراحت‌کننده، کابوس‌ها، و یادآوری های احساسی باعث می‌شود آن رویداد دوباره و دوباره تکرار ‌شود. با یادآوری ضربه‌های روحی، واکنش‌های شدید احساسی و فیزیکی مانند حملات پانیک، لرزش غیرقابل کنترل و تپش قلب ایجاد می شود.
  2. اجتناب شدید از چیزهایی که شما را به یاد رویدادهای آسیب زا می اندازد: از افراد، مکان ها، افکار یا موقعیت هایی که با خاطرات بد ارتباط دارند، دوری می‌کنید که حتی می‌تواند باعث کناره گیری از دوستان و خانواده و از دست دادن علاقه به فعالیت های روزمره گردد.
  3. منفی شدن افکار و بد شدن خلق و خو: با چیزهایی مانند باورهای منفی اغراق آمیز درباره خود یا جهان و احساس مداوم ترس، گناه یا شرم کمتر می‌توانید احساس مثبت داشته باشید.
  4. همیشه مراقب بودن: تغییرات ناگهانی در احساسات و واکنش‌های عاطفی شدید رخ می‌دهد، مانند تحریک پذیری، عصبانیت، رفتار بی پروا، مشکل در خوابیدن، مشکل در تمرکز و هوشیاری بیش از حد ( افزایش هوشیاری).

پیشگیری از خودکشی در جانبازان مبتلا به PTSD

افکار خودکشی در میان سربازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه شایع است. احساس خودکشی یک نقص شخصیتی نبوده و به این معنی نیست که شما احمق، ضعیف یا ناتوان هستید.

اگر تصمیم به خودکشی دارید، فوراً به دنبال کمک باشید. با فردی مورد اعتماد صحبت کنید یا در صورت نیاز با اورژانس تماس بگیرید.

عوامل خطر PTSD

مشخص نیست که چرا برخی از سربازان دچار اختلال استرس پس از سانحه می شوند و برخی دیگر نه، اما می‌توان گفت که احتمال آن با افزایش تعداد اعزام‌ها و میزان مبارزه ای که تجربه کرده اید، افزایش می یابد.

البته این امر بد نیست، زیرا بسیاری از علائم اختلال استرس پس از سانحه (مانند هوشیاری بیش از حد، و رفلکس های سریع آدرنالین) در زمان بحران به شما کمک می کند که زنده بمانید. فقط حالا که به خانه برگشته اید و در شرایط امن هستید، این پاسخ ها نامناسب به نظر می‌رسند.

یاد گرفتن اینکه چگونه این علائم را کنترل کنید یک شبه اتفاق نمی افتد، اما اگر آن را هر روز انجام دهید، به زودی شاهد پیشرفت خواهید بود و همانطور که یاد می گیرید چگونه با استرس‌های جنگی خود کنار بیایید،

مهارت هایی را نیز یاد خواهید گرفت که در بقیه عمرتان به شما کمک می کند؛ ابزارهایی که می توانید برای غلبه بر اختلال استرس پس از سانحه از آنها استفاده کنید.

مرحله ۱ بهبودی اختلال استرس پس از سانحه: ورزش

ورزش منظم همیشه برای جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه کلیدی بوده است. ورزش علاوه بر کمک به جذب آدرنالین، می تواند اندورفین آزاد کند و خلق و خوی شما را بهبود بخشد و با  تمرکز واقعی روی بدن خود در حین ورزش، حتی می توانید به سیستم عصبی خود کمک کنید که به شرایط عادت کند.

ورزش‌هایی که ریتمیک هستند و هم دست‌ها و هم پاهای شما را درگیر می‌کنند، مانند دویدن، شنا، بسکتبال یا حتی رقصیدن می‌تواند به شما کمک بیش تری کند. زیرا هنگام ورزش به جای تمرکز بر افکارتان، روی بدن خود تمرکز کنید.

سعی کنید به احساس برخورد پاهایتان با زمین، ریتم تنفستان، یا جریان هوا روی پوستتان توجه کنید. بسیاری از سربازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه متوجه می‌شوند که ورزش‌هایی مانند صخره‌نوردی، بوکس، تمرینات وزنه‌برداری و هنرهای رزمی تمرکز بر حرکات بدن را آسان‌تر می‌کند.

ورزش کردن می‌تواند به شما کمک کند که به خود آسیب نزنید. سعی کنید هر روز ۳۰ دقیقه یا بیشتر ورزش کنید یا اگر برایتان آسان تر است، سه مقطع۱۰ دقیقه ای را در روز ورزش کنید.

مزایای عالی حضور در فضای باز

انجام فعالیت‌های خارج از منزل مانند پیاده‌روی در طبیعت، کمپینگ، دوچرخه‌سواری در کوهستان، صخره‌نوردی، قایق سواری در رودخانه‌ها و اسکی می‌تواند احساس آسیب‌پذیری شما را به چالش بکشد و به شما کمک کند تا به زندگی غیرنظامی بازگردید.

مرحله ۲: سیستم عصبی خود را خود تنظیم کنید

اختلال استرس پس از سانحه می تواند احساس آسیب پذیری و درماندگی در شما ایجاد کند. اما شما بیش از چیزی که فکر می‌کنید بر سیستم عصبی خود کنترل دارید.

وقتی احساس آشفتگی، اضطراب یا خارج شدن از کنترل می کنید، این نکات می تواند به شما کمک کند، حالت برانگیختگی خود را تغییر داده و خود را آرام کنید.

تنفس آگاهانه برای آرام کردن سریع خود در هر شرایط مختلف

به آرامی ۶۰ بار نفس بکشید و توجه خود را بر روی خارج شدن هر نفس متمرکز کنید. همچنین می توانید از تمرین مدیتیشن تنفس آگاهانۀ هدایت شده استفاده کنید.

ورودی حسی

همانطور که صداهای بلند، بوهای خاص یا احساس شن و ماسه در لباس فوراً شما را به منطقه نبرد برگرداند، برخی دیگر از ورودی‌های حسی نیز می تواند به سرعت شما را آرام کند.

افراد مختلف پاسخ های متفاوتی به این ورودی ها می دهند، بنابراین باید آزمایش کنید تا بهترین راه‌کار را برای خودتان پیدا کنید.

به زمانی که آرام شدید فکر کنید: چه چیزی باعث شد آرامش پیدا کنید؟ شاید به عکس های خانوادگی خودتان نگاه کردید؟ یا به آهنگ مورد علاقه خود گوش دادید یا بوی یک صابون خاص را استشمام کردید؟ شاید نوازش حیوان خانوادگی به شما احساس آرامش می دهد؟

دوباره با احساسات خود پیوند برقرار کنید

طبیعی است که بخواهید از یادآوری یا تجربه مجدد آنچه در جنگ گذرانده اید اجتناب کنید. اما مشکل این است که اجتناب از آن خاطرات باعث از بین رفتن آن ها نمی شود. در واقع، وقتی سعی می‌کنید آن ها را سرکوب کنید، افکار، تصاویر و رویاها حتی می‌توانند تهدیدکننده‌تر و مزاحم‌تر شوند.

تنها راه بهبودی و ادامه دادن این است که دوباره با احساسات خود پیوند برقرار کنید. این کار به نظر وحشتناک می باشد، اما می‌توانید یاد بگیرید که حتی با ناراحت‌کننده‌ترین احساسات خود، بدون غرق شدنِ دوباره در خاطرات، ارتباط برقرار کنید.

یک فضای «امن» ایجاد کنید

به عنوان سرباز، همیشه انتظار دارید که جهان تبدیل به مکانی خطرناک شود. مشکل اختلال استرس پس از سانحه این است که حتی زمانی که در خطر نیستید به شما این احساس را می دهد که گویی هنوز در خطر هستید.

در این شرایط با ایجاد مکان امن خود (جایی ایده‌آل که هم نزدیک و هم راحت است)، می توانید مکانی امن برای عقب نشینی داشته باشید، مکانی که در مواقعی که نیاز به استراحت، مدیتیشن یا کار بروی خاطرات آسیب زا دارید، مفید است.

مکان امن باید مکانی ایمن و خصوصی با دسترسی محدود باشد. جایی که در آن که نگران خطرات بیرونی یا ورود دیگران نیستید.

اتاق خواب، دفتر کار، گوشه ای از حیاط پشتی یا یک جای دنج در خارج از منزل می تواند محل امن شما باشد. مطمئن شوید که این مکان آرام و پاکیزه است و در آن هیچ خبری از قبض‌ها یا کاغذهای استرس‌زا، پروژه‌های ناتمام یا آشفتگی‌هایی که حواس شما را پرت کند، نیست.

شاید بخواهید چیزهایی را به آنجا اضافه کنید که به شما کمک می کند آرامش داشته باشید و احساس خوبی به شما می دهد: برای مثال گیاه، عکس های عزیزان یا پوستر یک مکان مورد علاقه.

مرحله ۳: با دیگران ارتباط برقرار کنید

ارتباط چهره به چهره با دیگران نیازی به صحبت زیاد ندارد. برای هر جانباز مبتلا به PTSD، مهم است که کسی را بیابد که وقتی می‌خواهد صحبت کند بدون قضاوت گوش کند یا وقتی نمی‌خواهد پیش دیگران باشد فقط با او ارتباط برقرار کند.

فردی که برایتان مهم است می تواند یکی از اعضای خانواده، یکی از دوستان شما یا یک دوست که نظامی نبوده، باشد.

داوطلبانه برای هدفی که برای شما مهم است وقت بگذارید یا به سراغ کسی که نیاز دارید بروید. این یک راه عالی برای ارتباط با دیگران و بازیابی حس قدرت و اعتماد به نفس شماست.

پیوستن به گروه پشتیبانی اختلال استرس پس از سانحه و ارتباط با دیگر کهنه سربازانی که با مشکلات مشابه روبرو هستند می تواند به شما کمک کند که کمتر احساس انزوا کنید و نکات مفیدی را در مورد نحوه کنار آمدن با علائم و تلاش برای بهبودی یاد بگیرید.

ارتباط با کسانی که نظامی نبوده اند

ممکن است احساس ‌کنید که کسانی که نظامی نبوده‌اند، نمی توانند شما را درک کنند، زیرا آن ها آنچه شما تجربه کرده اید را ندیده اند. اما باید بدانید که لازم نیست افراد دقیقاً همان تجربیات شما را پشت سر گذاشته باشند تا بتوانند با احساسات دردناک شما ارتباط برقرار کرده و حمایتتان کنند.

مهم این است که شخصی که به او مراجعه می کنید به شما اهمیت بدهد، یک شنونده خوب و منبع آرامش باشد.

لازم نیست در مورد تجربیات جنگی خود صحبت کنید.

اگر آماده نیستید درباره جزئیات آنچه اتفاق افتاده صحبت کنید، اصلاً اشکالی ندارد. شما می توانید بدون گزارش جزء به جزء از وقایع، در مورد احساس کلی خود صحبت کنید.

به طرف مقابل بگویید به چه چیزی نیاز دارید یا چگونه می تواند کمکتان کند.

شاید فقط همنشینی با شما، گوش دادن یا انجام برخی از کارها برایتان مطلوب باشد. همین که فرد مقابل تجربه عاطفی شما را درک کند باعث آسودگی و آرامش شما خواهد شد.

افرادی که به شما اهمیت می دهند را نگه دارید.

آن ها فقط برای این نیستند که یک بار به حرف‌های شما گوش بدهند، بلکه فرصتی مناسب را برای حمایت دائمی از شما ایجاد می‌کنند و اجازه نمی دهند شما در احساسات خودتان فرو بروید.

مرحله چهارم: مراقب بدن خود باشید

علائم اختلال استرس پس از سانحه مانند بی خوابی، عصبانیت، مشکلات تمرکز و پرش فکر می تواند به بدن شما فشار بیاورد و در نهایت بر سلامت کلی شما تأثیر بگذارد، به همین دلیل مراقبت از خود بسیار مهم است.

ممکن است پس از بازگشت از جنگ به سمت فعالیت‌ها و رفتارهایی کشیده می‌شوید که آدرنالین را افزایش می‌دهند، مانند مصرف کافئین، مواد مخدر، انجام بازی‌های ویدیویی خشن، رانندگی بی‌احتیاط یا ورزش‌های جسورانه.

اما اگر انگیزه‌ خود را از انجام آن ها دقیقاً تشخیص دهید، می‌توانید انتخاب‌های بهتری نیز داشته باشید که بدن و ذهن شما را آرام نگه دارد.

زمانی را برای استراحت اختصاص دهید. تکنیک های تمدد اعصاب مانند ماساژ، مدیتیشن یا یوگا می تواند استرس، علائم اضطراب و افسردگی را کاهش داده، به خواب بهتر کمک کرده و احساس آرامش و رفاه را افزایش دهند.

راه های ایمن برای تخلیه هیجان پیدا کنید.

به یک کیسه بوکس یا بالش مشت بزنید، دوی استقامت انجام دهید، همراه با موسیقی با صدای بلند آواز بخوانید، یا جایی خلوت برای فریاد زدن پیدا کنید.

با رژیم غذایی سالم از بدن خود محافظت کنید.

امگا ۳ نقش حیاتی در سلامت عاطفی ایفا می کند، بنابراین غذاهایی مانند ماهی چرب، دانه کتان و گردو را در رژیم غذایی خود بگنجانید. غذاهای فرآوری و سرخ شده، قندها و کربوهیدرات های تصفیه شده را که می توانند نوسانات خلقی و نوسانات انرژی را تشدید کنند، محدود کنید.

به اندازه کافی بخوابید.

کم خوابی، خشم، تحریک پذیری و بدخلقی را تشدید می کند. هر شب ۷ تا ۹ ساعت خواب را برای خودتان برنامه ریزی کنید. برای زمان قبل از خواب خود تشریفات آرامش‌بخشی ایجاد کنید، مانند گوش دادن به موسیقی آرام بخش، دوش آب گرم گرفتن یا خواندن چیزهای ساده و سرگرم کننده.

حداقل یک ساعت قبل از خواب صفحه نمایش گوشی یا تلویزیون خود را خاموش کنید و اتاق خواب خود را تا حد امکان تاریک و ساکت کنید.

از مصرف الکل و مواد مخدر (از جمله نیکوتین) خودداری کنید.

روی آوردن به مواد مخدر و الکل برای حس نکردن خاطرات دردناک و خوابیدن می تواند وسوسه بر انگیز باشد. اما سوء مصرف مواد می تواند علائم اختلال استرس پس از سانحه را بدتر کند.

همین امر در مورد سیگار نیز صدق می کند. در صورت امکان، سیگار را ترک کنید و برای ترک الکل و مواد مخدر کمک بگیرید.

مرحله ۵: با کابوس ها و افکار مزاحم مقابله کنید

برای سربازان مبتلا به PTSD، کابوس ها معمولاً شامل خاطرات دیداری و شنیداری جنگ می شود. گویی که این صحنه‌ها دوباره و دوباره تکرار می شود، بنابراین ضروری است که به خودتان اطمینان دهید که این تجربه در زمان حال رخ نمی دهد.

به این حالت آگاهی دوگانه، تشخیص این است که بین «خود تجربه‌کننده» و «خود مشاهده‌کننده» تفاوت وجود دارد. از یک طرف شما احساس می کنید که امنیت ندارید، اما از سوی دیگر، می توانید به محیط بیرونی خود نگاه کنید و تشخیص دهید که در امنیت هستید.

شما آگاه هستید که علیرغم آنچه که به ظاهر تجربه می کنید، این آسیب در گذشته اتفاق افتاده است و اکنون وجود ندارد.

به خود (با صدای بلند یا در ذهن) این واقعیت را بگویید که اگرچه احساس می‌کنید این اتفاق در حال روی دادن است، اما می‌توانید به اطراف نگاه کنید و ببینید که در امان هستید.

زمانی که از کابوس بیدار می شوید از یک سناریوی ساده استفاده کنید: «من احساس (هراس، ترس، غرق شدن، و غیره) می کنم زیرا (رویداد آسیب زا) را به یاد می آورم، اما وقتی به اطراف نگاه می کنم می توانم ببینم که این رویداد در حال حاضر اتفاق نمی افتد و من در خطر نیستم.»

وقتی به اطراف نگاه می کنید آنچه می بینید را توصیف کنید (مکانی را که در آن هستید، تاریخ فعلی و سه چیز را که هنگام نگاه کردن به اطراف می بینید نام ببرید).

سعی کنید هنگام توصیف آنچه می بینید به بازوهای خود ضربه بزنید تا به زمان حال برگردید.

راهکارهایی برای تثبیت خود در هنگام فکر به گذشته:

اگر هنگام فکر به گذشته احساس می کنید که خاطرات بیش از اندازه واقعی هستند، سعی کنید از حواس خود استفاده کنید تا به زمان حال برگردید. روش‌های مختلف را امتحان کنید تا بهترین راهکار را برای خودتان پیدا کنید.

جنبش

با قدرت حرکت کنید (درجا بدوید، بالا و پایین بپرید و غیره) دستان خود را به هم بمالید؛ سرتان را تکان  دهید و فعالیت داشته باشید.

لمس کردن

آب سرد به صورت خود بپاشید؛ یک تکه یخ در دست بگیرید؛ یک شی امن را لمس کنید یا بگیرید؛ خود را نیشگون بگیرید؛ یا با توپ ضد استرس بازی کنید.

منظره

سریع و محکم پلک بزنید؛ به اطراف نگاه کنید و آنچه را که می بینید نام ببرید. سعی کنید فضا را با دقت زیاد نگاه کنید

صدا

یک موسیقی با صدای بلند پخش کنید؛ دست بزنید یا پا بکوبید؛ با خودتان صحبت کنید (به خودتان بگویید که در امنیت هستید و خوب خواهید شد)

بو

بویی که شما را به زمان حال پیوند می دهد (قهوه، دهانشویه، عطر یا ادکلن دیگران) یا عطری که خاطرات خوب را به یاد می آورد استشمام کنید.

طعم

قرص نعناع بمکید یا آدامس بجوید. گاز زدن یک چیز ترش، تند و نوشیدن یک لیوان آب سرد یا آبمیوه می‌تواند کمک کند.

مرحله ۶: کار کردن روی احساس گناه ناشی از بازمانده بودن

احساس گناه در میان جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه بسیار شایع است. شما در بحبوحه جنگ مجروح شدن دوستان و همرزمانتان را دیده ‌اید. در وسط بحران، ذهن شما زمان کافی برای پردازش کامل این وقایع را نداشته، اما بعداً (اغلب وقتی به خانه برگشتید) به این تجربیات باز می گردید. مدام از خود سوالاتی می‌پرسید:

  • چرا صدمه ای ندیدم؟
  • چرا من زنده ماندم در حالی که دیگران کشته شدند؟
  • آیا می توانستم کار دیگری برای نجات آن ها انجام دهم؟

در نهایت خودتان را به خاطر اتفاقی که افتاده سرزنش می‌کنید و باور می کنید که اعمال شما (یا آنچه از انجام آن ناتوان ماندید) منجر به مرگ شخص دیگری شده است. احساس می کنید که دیگران بیش از شما سزاوار زندگی کردن هست و آن که باید می مرد شما بودید. به این حالت، احساس گناه بازمانده بودن گفته می‌شود.

بهبودی از احساس گناه بازمانده بودن

درمان این احساس گناه به این معنا نیست که شما آنچه را که اتفاق افتاده یا کسانی که مرده اند را فراموش خواهید کرد و نیز بدین معنا نیست که پشیمانی شما از بین خواهد رفت؛ بلکه معنی آن این است که شما به نقش خود واقع بینانه تر نگاه خواهید کرد.

  • آیا میزان مسئولیتی که بر عهده می گیرید معقول است؟
  • آیا واقعاً می توانستید از اتفاقی که افتاد جلوگیری کنید یا آن را متوقف کنید؟
  • آیا کارها و تصمیم‌های خود را بر اساس اطلاعات کامل و مستدل قضاوت می کنید؟ یا فقط احساسات؟
  • آیا در آن زمان، در شرایط بحرانی، بهترین کار را انجام دادید؟
  • آیا واقعاً فکر می‌کنید که اگر شما می مردید، شخص دیگری زنده می ماند؟

ارزیابی صادقانه مسئولیت و نقش شما می تواند شما را آسوده کند تا به زندگی خود ادامه دهید و غم از دست دادن را تحمل کنید. حتی اگر همچنان احساس گناه دارید، به جای تنبیه خود، می توانید انرژی خود را برای ادای احترام به کسانی که از دست داده اید و یافتن راه هایی برای زنده نگه داشتن یاد آن ها هدایت کنید.

برای مثال، می‌توانید کار داوطلبانه ای انجام دهید که به نوعی به یکی از دوستانی که از دست داده‌اید مرتبط است؛ با این کار از احساس گناه خود استفاده مثبت کنید و در نتیجه یک تراژدی بزرگ را حتی با یک کار کوچک، تبدیل به چیزی ارزشمند کنید.

مرحله ۷: درمان حرفه‌ای انجام دهید

درمان حرفه‌ای برای اختلال استرس پس از سانحه می تواند به شما کمک کند که با آنچه برای شما اتفاق افتاده روبرو شوید و یاد بگیرید که آن را به عنوان بخشی از گذشته خود بپذیرید. درمان‌هایی که درمانگران یا پزشکان باتجربه ارائه می‌دهند، شامل موارد زیر است:

درمان شناختی رفتاری (CBT) یا مشاوره

در این درمان خود را به طور تدریجی در معرض افکار و احساساتی قرار می‌دهید که شما را به یاد رویداد می اندازد. همچنین افکار تحریف شده و غیرمنطقی در مورد رویداد را شناسایی و آن ها را با یک تصویر متعادل تر جایگزین می‌کنید.

دارو

اگرچه برخی از داروها، مانند داروهای ضد افسردگی، به شما کمک می‌کنند کمتر احساس غمگینی، نگرانی، یا حالت افراطی داشته باشید، اما علت‌های اختلال استرس پس از سانحه را درمان نمی کنند.

کمک به جانباز مبتلا به PTSD

وقتی یکی از عزیزانتان به سربازی رفته و به اختلال استرس پس از سانحه مبتلا شده باشد، می‌تواند ضایعات سنگینی در روابط و زندگی خانوادگی شما ایجاد کند. ممکن است مجبور شوید بخش بیشتری از کارهای خانه را خودتان انجام دهید. شما باید با سکوت عزیزتان،عصبانیت‌های ناگهانی یا رفتارهای آزاردهندۀ او کنار بیایید و او را درک کنید.

علائم اختلال استرس پس از سانحه را به خودتان نگیرید.

اگر عزیز شما، تحریک پذیر، عصبانی یا ساکت است او را درک کرده و بدانید که این حالات او به شما ربطی ندارد.

به عزیزتان فشار نیاورید تا صحبت کند.

برای بسیاری از سربازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه صحبت در مورد تجربیات دشوار است. هرگز سعی نکنید عزیزتان را مجبور کنید حرف بزند، اما اگر خواست صحبت کند به او بگویید که آماده شنیدن حرف هایش هستید. اینکه شما او را درک کنید باعث آسایش او می‌شود، نه حرفهایی که می‌زنید.

صبور باشید و درک کنید. 

به یاد داشته باشید که بهبودی نیاز به زمان دارد، بنابراین صبور باشید. به کسی که دوستش دارید پیشنهاد حمایت بدهید، اما سعی نکنید او را وادار به کاری کنید.

سعی کنید محرک های اختلال استرس پس از سانحه مانند برخی از صداها، مناظر یا بوها را شناسایی کرده و برای آن ها آماده باشید. اگر از عواملی که باعث ایجاد یک واکنش ناراحت کننده می شود آگاه باشید، بهتر می‌توانید به آرام شدن عزیزتان کمک کنید.

مراقب خودتان باشید. به اختلال استرس پس از سانحۀ کسی که دوستش دارید، اجازه ندهید که بر زندگی شما مسلط شود. هرگز نیازهای خود را نادیده نگیرید، زیرا اگر این کار را بکنید قطعاً در کار خود فرسوده می‌شوید.

به اندازه کافی برای خود وقت بگذارید و یاد بگیرید که استرستان را مدیریت کنید. هرچه آسودگی، آرامش و تمرکز بیشتری داشته باشید، بهتر می توانید به عزیزتان کمک کنید.

منبع : اختلال استرس پس از سانحه در سربازان

شیدایی و مانیا

شیدایی وضعیتی است که در آن سطح بالایی از فعالیت یا انرژی، خلق و خو یا رفتار را نشان می دهید. این احساس باید نسبت به خود معمولی شما متفاوت باشد و توسط دیگران قابل مشاهده و تشخیص باشد. علائم این وضعیت عبارتند از احساس شکست ناپذیری، کمبود خواب، افکار و عقاید غیر عادی، صحبت کردن سریع و داشتن باورها یا تصورات نادرست.

شیدایی چیست؟

شیدایی وضعیتی است که در آن یک دوره تغییرات غیرعادی، شدید در خلق و خو یا احساسات، سطح انرژی یا سطح فعالیت خود تجربه می کنید. این سطح بسیار پرانرژی از فعالیت، رفتار فیزیکی و ذهنی باید نسبت به خود معمولی شما متفاوت بوده و توسط دیگران قابل توجه باشد.

چه چیزی تغییر “غیر طبیعی” در رفتار تلقی می شود و چگونه به نظر می رسد؟

رفتار شیدایی رفتاری برجسته است، که دیگران می توانند متوجه آن شوند. این رفتار می تواند نشان دهنده سطح شدید شادی یا عصبانیت باشد.

به طور مثال ممکن است شما در مخالفت با یک سایت علاوه بر نوشتن مقالات فراوان، تمام وب سایت های متصل به آن را پیدا کنید تا بتوانید مقالات خود را در آنجا نیز پست کنید.

اگرچه ممکن است این رفتاری عادی به نظر برسند، اما فرد مبتلا به شیدایی زمان و انرژی زیادی از جمله شب‌های  زیادی را صرف این کارها بکند.

دوره شیدایی چیست؟

دوره شیدایی دوره‌ای از زمانی است که در آن شخص یک یا چند علامت شیدایی را تجربه می‌کند. در برخی موارد ممکن است نیاز به بستری شدن در بیمارستان داشته باشید.

آیا می توانم یک دوره شیدایی را تنها تجربه کنم یا همیشه بخشی از یک بیماری روانی دیگر است؟

شیدایی می تواند بخشی از چندین اختلال روانی باشد از جمله:

  • اختلال دوقطبی I (شایع ترین اختلال برای بروز شیدایی).
  • اختلال عاطفی فصل.
  • روان پریشی پس از زایمان
  • اختلال اسکیزوافکتیو.
  • سیکلوتیمیا

اختلال دوقطبی I چیست؟

اختلال دوقطبی I نوعی سلامت روان است که در آن فرد دارای نوسانات زیاد و کم در خلق، فعالیت، انرژی و توانایی تفکر واضح است. برای تشخیص اختلال دوقطبی I، باید حداقل یک دوره شیدایی داشته باشید که حداقل هفت روز طول بکشد یا یک دوره آنقدر شدید باشد که نیاز به بستری شدن در بیمارستان داشته باشد.

اکثر مردم مانیا و افسردگی را دارند، اما برای تشخیص مانیا لازم نیست افسردگی داشته باشید. بسیاری از افراد مبتلا به اختلال دوقطبی I، دوره های شیدایی مکرر و پشت سر هم با دوره های کم افسردگی را تجربه می کنند.

محرک های دوره های شیدایی چیست؟

محرک های دوره شیدایی برای هر فرد منحصر به فرد است. شما باید کمی کارآگاه شوید و بر خلق و خوی خود نظارت کنید (حتی داشتن یک “دفتر خاطرات خلقی”) و شروع به ردیابی احساس خود قبل از یک قسمت و زمان وقوع آن کنید. از خانواده و دوستان نزدیکی که به آنها اعتماد دارید و با آنها ارتباط نزدیک دارید بپرسید تا به شناسایی عوامل محرک شما کمک کنند. به عنوان ناظران خارجی، آنها ممکن است تغییرات رفتار معمول شما را راحت تر از شما متوجه شوند.

دانستن محرک های خود می تواند به شما کمک کند تا برای یک قسمت آماده شوید، تأثیر یک قسمت را کاهش دهید یا اصلاً از وقوع آن جلوگیری کنید.

محرک های رایجی که باید از آنها آگاه بود عبارتند از:

  • یک موقعیت یا محیط بسیار محرک (مثلاً سر و صدای زیاد، نورهای روشن یا جمعیت زیاد).
  • یک تغییر عمده در زندگی (مانند طلاق، ازدواج یا از دست دادن شغل).
  • کمبود خواب.
  • استفاده از مواد، مانند مواد مخدر تفریحی یا الکل.

بعد از یک دوره مانیک چه اتفاقی می افتد؟

پس از یک دوره شیدایی ممکن است:

  • از رفتار خود احساس خوشحالی یا خجالت کنید.
  • از تمام فعالیت هایی که برای انجام آنها توافق کرده اید احساس غرق شدن کنید.
  • فقط چند خاطره یا خاطرات نامشخص از اتفاقاتی که در طول دوره مانیک خود رخ داده است داشته باشید.
  • احساس خستگی شدید و نیاز به خواب.
  • احساس افسردگی کنید (اگر شیدایی شما بخشی از اختلال دوقطبی است).

علائم و علل

علائم شیدایی چیست؟

علائم یک دوره شیدایی

  • داشتن سطح غیر طبیعی فعالیت یا انرژی بالا.
  • احساس شادی یا هیجان شدید – حتی سرخوش.
  • نمی خوابید یا فقط چند ساعت می خوابید اما همچنان احساس آرامش می کنید.
  • داشتن عزت نفس متورم، تصور اینکه شکست ناپذیر هستید.
  • پرحرف تر از حد معمول بودن آنقدر زیاد و سریع صحبت می کنید که دیگران نمی توانند حرفشان را قطع کنند.
  • داشتن افکار مسابقه ای – داشتن افکار زیاد در مورد موضوعات زیادی به طور همزمان (به نام “پرواز ایده ها”).
  • به راحتی توسط چیزهای بی اهمیت یا نامرتبط پرت شدن.
  • وسواس داشتن و کاملاً جذب یک فعالیت.
  • نمایش حرکات بی هدف، مانند قدم زدن در اطراف خانه یا محل کار یا بی قراری هنگام نشستن.
  • نشان دادن رفتار تکانشی که می‌تواند منجر به انتخاب‌های ضعیف شود، مانند خرید ولگردی، رابطه جنسی بی‌مورد یا سرمایه‌گذاری‌های تجاری احمقانه.

علائم روان پریشی یک دوره شیدایی

  • توهمات هذیان، باورها یا عقاید نادرستی هستند که تفسیر نادرستی از اطلاعات هستند. یک مثال این است که شخصی فکر می کند هرکسی را که می بیند دنبالش می کند.
  • توهمات داشتن توهم به این معنی است که چیزهایی را می بینید، می شنوید، می چشید، بو می کنید یا حس می کنید که واقعا وجود ندارند. یک مثال این است که فردی صدای کسی را می شنود و در حالی که واقعاً آنجا نیست با او صحبت می کند.

یک دوره شیدایی چقدر طول می کشد؟

علائم اولیه (به نام “علائم پرودرومال”) مبنی بر اینکه در حال آماده شدن برای یک دوره شیدایی هستید، ممکن است هفته ها تا ماه ها طول بکشد. اگر قبلاً تحت درمان قرار نگرفته‌اید، دوره‌های شیدایی مربوط به دوقطبی می‌تواند بین سه تا شش ماه طول بکشد. با درمان مؤثر، دوره مانیک معمولاً در عرض حدود سه ماه بهبود می یابد.

چه چیزی باعث شیدایی می شود؟

دانشمندان کاملاً مطمئن نیستند که چه چیزی باعث شیدایی می شود. با این حال، عوامل متعددی وجود دارد که تصور می‌شود در این امر نقش دارند. علل از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

علل ممکن است شامل موارد زیر باشد:

  • سابقه خانوادگی. اگر یکی از اعضای خانواده شما مبتلا به بیماری دوقطبی است، احتمال ابتلا به شیدایی افزایش می یابد. هرچند این قطعی نیست ممکن است هرگز دچار شیدایی نشوید حتی اگر سایر اعضای خانواده دچار شیدایی شوند.
  • عدم تعادل شیمیایی در مغز.
  • عوارض جانبی یک دارو (مانند برخی از داروهای ضد افسردگی)، الکل یا داروهای تفریحی.
  • تغییر قابل توجهی در زندگی شما، مانند طلاق، نقل مکان یا مرگ یکی از عزیزان.
  • موقعیت های دشوار زندگی، مانند ضربه روحی یا سوء استفاده، یا مشکلات مسکن، پول یا تنهایی.
  • سطح بالایی از استرس و ناتوانی در مدیریت آن.
  • کمبود خواب یا تغییر در الگوی خواب.
  • به عنوان یک عارضه جانبی مشکلات سلامت روان از جمله اختلال عاطفی فصلی، روان پریشی پس از زایمان، اختلال اسکیزوافکتیو یا سایر شرایط فیزیکی یا عصبی مانند آسیب مغزی، تومورهای مغزی، سکته مغزی ، زوال عقل ، لوپوس یا آنسفالیت .

تشخیص و آزمایشات

شیدایی چگونه تشخیص داده می شود؟

ارائه‌دهنده مراقبت‌های بهداشتی شما در مورد سابقه پزشکی، سابقه پزشکی خانوادگی، نسخه‌های فعلی و داروهای بدون نسخه و هر گونه محصولات یا مکمل‌های گیاهی که مصرف می‌کنید می‌پرسد. ارائه دهنده شما ممکن است آزمایش خون و اسکن بدن را برای رد سایر شرایطی که ممکن است شبیه شیدایی باشد، درخواست کند. یکی از این شرایط پرکاری تیروئید است . اگر سایر بیماری ها و شرایط رد شوند، ارائه دهنده شما ممکن است شما را به یک متخصص سلامت روان ارجاع دهد

برای تشخیص شیدایی، متخصص سلامت روان شما ممکن است از معیارهای راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی انجمن روانپزشکی آمریکا، DSM-5 پیروی کند. معیار آنها برای دوره شیدایی این است:

  • شما یک بیان غیرعادی و طولانی مدت هیجان همراه با درجه بالایی از انرژی و فعالیت دارید که حداقل یک هفته طول می کشد و در بیشتر روز، تقریبا هر روز وجود دارد.
  • شما سه یا چند علامت دارید تا حدی که تغییر محسوسی نسبت به رفتار معمول شما دارند (چهار علامت اگر خلق و خوی فقط تحریک پذیر باشد). (برای لیستی از علائمی که به عنوان معیار مورد استفاده قرار می گیرند، بخش علائم این مقاله را ببینید.)
  • این اختلال خلقی به حدی شدید است که آسیب قابل توجهی به عملکرد اجتماعی، کار یا مدرسه شما وارد کند یا نیاز به بستری شدن در بیمارستان برای جلوگیری از آسیب رساندن به خود یا دیگران وجود دارد، یا ویژگی های روان پریشی مانند توهم یا هذیان دارید.
  • دوره شیدایی نمی تواند ناشی از اثرات یک ماده (داروها یا سوء مصرف مواد) یا شرایط پزشکی دیگر باشد.

مدیریت و درمان

شیدایی چگونه درمان می شود؟

شیدایی با داروها، گفتگو درمانی، خود مدیریتی و حمایت خانواده و دوستان درمان می شود.

داروها

اگر فقط شیدایی دارید، ارائه‌دهنده مراقبت‌های بهداشتی شما ممکن است یک داروی ضد روان پریشی مانند آریپرازول (Abilify®)، لورازیدون (Latuda®)، اولانزاپین (Zyprexa®)، کوتیاپین (Seroquel®) یا ریسپریدون (Risperdal®) تجویز کند.

اگر به‌عنوان بخشی از اختلال خلقی دچار شیدایی هستید، ارائه‌دهنده شما ممکن است یک تثبیت‌کننده خلق اضافه کند. برخی از نمونه ها عبارتند از لیتیوم، والپروات (Depakote®) و کاربامازپین (Tegretol®). (اگر باردار هستید یا قصد باردار شدن دارید، به پزشک خود اطلاع دهید. والپروات می تواند احتمال نقایص مادرزادی و ناتوانی های یادگیری را افزایش دهد و نباید برای افرادی که قادر به باردار شدن هستند تجویز شود.)

گاهی اوقات داروهای ضد افسردگی نیز تجویز می شود.

گفتار درمانی (روان درمانی)

  • روان درمانی شامل تکنیک های مختلفی است. در طول روان درمانی، با یک متخصص سلامت روان صحبت خواهید کرد که به شما کمک می کند تا عواملی را که ممکن است باعث ایجاد شیدایی و/یا افسردگی شما شوند (در صورت تشخیص اختلال دوقطبی I) شناسایی و کار کنید.
  • درمان شناختی رفتاری می تواند در کمک به تغییر ادراکات نادرستی که از خود و دنیای اطرافتان دارید مفید باشد.
  • خانواده درمانی بسیار مهم است زیرا برای اعضای خانواده شما بسیار مفید است که رفتار شما را درک کنند و چه کاری می توانند برای کمک انجام دهند.

از ارائه دهنده خود اطلاعات تماس گروه های پشتیبانی محلی را بخواهید. ممکن است برای شما مفید باشد که با افراد دیگری که تجربیات پزشکی مشابهی دارند صحبت کنید و مشکلات، ایده هایی برای مقابله و راهبردهایی برای زندگی و مراقبت از خود به اشتراک بگذارید.

سایر درمان ها

درمان تشنج الکتریکی (ECT) ممکن است در موارد نادر در افرادی که شیدایی شدید یا افسردگی دارند (در صورت دوقطبی) در نظر گرفته شود. ECT شامل اعمال دوره های کوتاه جریان الکتریکی به مغز شما است.

اقدامات جلوگیری از شیدایی

اگرچه همیشه نمی توان از دوره های شیدایی پیشگیری کرد، اما می توانید برنامه ای برای مدیریت بهتر علائم خود و جلوگیری از بدتر شدن آنها در زمانی که احساس می کنید ممکن است یک دوره شیدایی شروع شود، تنظیم کنید.

برخی از ایده هایی که در این مدت باید امتحان کنید عبارتند از:

  • از فعالیت ها و محیط های محرک – مانند مکان های پر سر و صدا یا شلوغ یا مکان های روشن اجتناب کنید. در عوض فعالیت ها و محیط های آرام و آرامش بخش را انتخاب کنید.
  • به روال ها پایبند باشید. حتی اگر خسته نیستید سر ساعت مشخصی به رختخواب بروید. همچنین برای خوردن وعده های غذایی، مصرف داروها و ورزش، زمان های یکسانی را رعایت کنید.
  • تعداد تماس های اجتماعی را محدود کنید تا از تحریک و هیجان بیش از حد جلوگیری کنید.
  • هر تصمیم مهم زندگی و خریدهای بزرگ را به تعویق بیندازید.
  • از افراد و موقعیت هایی که ممکن است شما را به انتخاب های ضعیف یا پرخطر وسوسه کند، مانند مصرف مواد مخدر تفریحی یا نوشیدن الکل اجتناب کنید.
  • در نظر بگیرید که فردی را برای مدیریت امور مالی خود در طول یک دوره شیدایی انتخاب کنید.

بعد از تشخیص چه کنیم؟

اگر تشخیص داده شود که من شیدایی دارم، چه نتیجه ای را می توانم انتظار داشته باشم؟

اگر شیدایی شما با تشخیص اختلال دوقطبی I مرتبط باشد، این یک بیماری مادام العمر است. اگرچه هیچ درمانی برای شیدایی وجود ندارد، دارودرمانی و گفتار درمانی (روان درمانی) در بیشتر موارد می تواند وضعیت شما را مدیریت کند.

درک شیدایی با دوستان و خانواده

مهم است که با خانواده و نزدیکترین دوستان خود گفتگوی صادقانه داشته باشید.

  • به خانواده و دوستان خود اطلاع دهید که چه کارهایی انجام می دهید و آنها را مفید نمی بینید. به عنوان مثال، اگر دوست دارید یک یادآوری دوستانه در مورد مصرف داروهای روزانه خود یا سؤالی در مورد اینکه آیا خواب کافی دارید یا خیر، به آنها اطلاع دهید. از سوی دیگر، اگر دوست ندارید همیشه از شما بپرسند که آیا وضعیت فعلی شادی شما نشانه این است که دچار یک دوره شیدایی هستید، در مورد این موضوع صحبت کنید.
  • از خانواده و دوستان خود بپرسید که اگر نمی توانید آنها می توانند به شناسایی محرک های شما کمک کنند. آنها ممکن است بتوانند محرک هایی را شناسایی کنند که شما خودتان نمی توانید آنها را تشخیص دهید. از آنها بپرسید که چه چیزی متوجه شده اند یا الگوهایی که ممکن است در زمان پخش قسمت های شما ببینند. به محض اینکه علائم اولیه را تشخیص دادید، یک قرار ملاقات برای ملاقات با ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی خود بگذارید. ممکن است نیاز به تنظیم دارو داشته باشید یا نداشته باشید. با این حال، خوب است که هوشیار باشید زیرا علائم شما می تواند به سرعت تغییر کند.
  • احساس علائم خود را برای شما شرح دهید. خانواده و دوستان شما درک بهتری از وضعیت شما خواهند داشت.
  • اجازه دهید خانواده و دوستان بدانند چه نوع کمکی از آنها می خواهید و چه زمانی آن را می خواهید. ممکن است مواقعی پیش بیاید که احساس کنید می توانید به تنهایی با آن کنار بیایید. دانستن تفاوت برای همه مفید خواهد بود.

تفاوت بین شیدایی و هیپومانیا چیست؟

هیپومانیا شکل کمتر شدید شیدایی است. معیارهایی که متخصصان مراقبت های بهداشتی برای تشخیص هیپومانیا یا مانیا استفاده می کنند، چیزی است که آنها را متمایز می کند. تفاوت این دو شرط به شرح زیر است:

 شیداییهیپومانیا
   
اپیزود چقدر طول میکشهحداقل یک هفتهحداقل چهار روز متوالی.
شدت قسمتباعث تأثیر شدید بر عملکرد اجتماعی یا کار/مدرسه می شود.به اندازه کافی شدید نیست که به طور قابل توجهی بر عملکرد اجتماعی یا کار / مدرسه تأثیر بگذارد.
نیاز به بستری شدن در بیمارستان.احتمالا.خیر
علائم روان پریشی (هذیان یا توهم).از جمله علائم احتمالی است.نمی تواند برای تشخیص هیپومانیا وجود داشته باشد.

آیا تشخیص من بین اختلال دوقطبی I و اختلال دوقطبی II تغییر می کند؟

خیر. هنگامی که شما تشخیص اختلال دوقطبی I را دادید – حتی اگر هرگز یک دوره شیدایی دیگر یا یک رویداد روان پریشی (هذیان یا توهم) نداشته باشید – تشخیص شما هرگز نمی تواند به اختلال دوقطبی II تغییر یابد. شما همیشه یک تشخیص اختلال دوقطبی I خواهید داشت.

هنگامی که علائم شیدایی، که شامل نوسانات خلقی و سطح غیرطبیعی انرژی و فعالیت است، می‌تواند در زندگی اجتماعی، کار/مدرسه و زندگی خانگی شما ایجاد شود. در صورت داشتن توهم یا هذیان شدید یا جلوگیری از آسیب رساندن به خود یا دیگران، ممکن است نیاز به بستری شدن در بیمارستان داشته باشید. داشتن درک خوبی از مانیا، علائم شیدایی، محرک‌های خاص و راه‌های مدیریت بهتر دوره‌های شیدایی بسیار مهم است. داروها، گفتگو درمانی و گروه های حمایتی و همچنین حمایت خانواده و دوستان شما می توانند به مدیریت شیدایی شما کمک کنند. با تمام ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی خود در تماس نزدیک باشید، به خصوص در زمان های دوره های شیدایی. ارائه دهنده شما می خواهد شما را ببیند و ممکن است نیاز به تغییراتی در داروها یا دوز شما داشته باشد.

منبع : شیدایی و مانیا

چگونه عشق را جذب کنیم| قانون جذب برای ازدواج با شخص مورد نظر

آیا برای جذب عشق آماده اید؟ ممکن است بخواهید یک رابطه جدید را شروع کنید. در اینجا، ما به شما کمک می کنیم تا شخصی را که می خواهید جذب کنید ما همچنین روش‌های متفاوتی را برای ابراز عشق به اشتراک می‌گذاریم. اگر می خواهید داستان عاشقانه خودتان را داشته باشید این مقاله را از دست ندهید.

قانون جذب برای ازدواج با شخص مورد نظر

بیش تر اوقات به دیگران فشار می آوریم تا با معیارهای ما هماهنگ شوند و این امر معمولا آن ها را فراری می دهند. در این راه ابتدا لازم است که خودتان را تغییر دهید، قانون جذب بیان می کند که هرچیزی که خودتان هستید را جذب می کند.

1. همسر ایده آل خود را مجسم کنید| قانون جذب عشق از راه دور

  •  به این فکر کنید که این شخص چگونه به نظر می رسد. اگر در تجسم خود بسیار دقیق باشید، در مورد اینکه چه کسی همسر شما خواهد بود تصور واضحی خواهید داشت. بنابراین وقتی آن ها را می بینید آن ها را راحت تر می شناسید.
  • کسی را تصور کنید که به نظرتان فوق العاده جذاب است.
  • به احساسات و رفتار آن ها فکر کنید.
  • عادات یا ویژگی هایی را که دوست دارید تصور کنید، مانند سخاوت یا شوخ طبعی.
  • ارزش هایی را که به دنبال آن هستید، مانند عدالت در نظر بگیرید.
  • روی احساسی که در اطراف آن ها خواهید داشت تمرکز کنید مانند احساس امنیت و ارزشمندی کنید.
  • در مورد علایق مشابه نیز فکر کنید.

2. خودتان را دوست داشته باشید تا کسی را مانند خودتان جذب کنید.

  • وقتی خود را دوست داشته و اعتماد به نفس کافی را داشته باشید شخصی را مانند خودتان جذب خواهید کرد. به یاد داشته باشید تنها زمانی می توانید کسی را دوست داشته باشید که به خودتان علاقه داشته باشید.
  • در مورد خودتان جملات مثبتی داشته باشید که آن را تکرار کنید و به خودتان انگیزه دهید.
  • مراقبت از خود را در اولویت قرار دهید. به عنوان مثال، مراقبت های پوستی، ورزش و موارد دیگر که باعث می شود حس بهتری نسبت به خودتان داشته باشید.

اگر می خواهید متوجه شوید که چقدر به خودتان احترام می گذارید سوالات زیر را پاسخ دهید:

  1. آیا به اندازه کافی برای خودتان وقت می گذارید؟
  2. خوبی های زندگی را بیش تر می بینید یا تنها به بدی ها توجه می کنید؟
  3. خوبی های خود را بیش تر می بینید یا بر بدی های خود تاکید می کنید؟
  4. آیا برای مراقبت از خودتان وقت می گذارید؟
  5. کارهایی را انجام می دهید که دوست دارید یا «باید» انجام دهید؟
  6. آیا برای رضایت دیگران زندگی می کنید یا علاقه خود را دنبال می کنید؟
  7. آیا خودتان را از درون دوست دارید یا به دنبال تایید دیگران هستید؟
  8. آیا به استراحت و سرگرمی خود نیز اهمیت می دهید؟
  9. آیا برای کارهایی که دوست دارید وقت می گذارید؟

3. برای الهام گرفتن فیلم های عاشقانه تماشا کنید.

  • فیلم های عاشقانه می توانند چیزهای زیادی به شما یاد دهند، سعی کنید از رفتارهای رمانتیک فیلم ها درس بگیرید. 
  • هنگام پخش فیلم های عاشقانه مورد علاقه خود یادداشت برداری کنید. 
  • به جزئیات دقت کنید، برخی اوقات این جزئیات می توانند باعث الهام شما شوند.

4. یک تابلوی چشم انداز برای زندگی عاشقانه خود بسازید.

  • عکس هایی را انتخاب کنید و ببینید که به هدف های عاشقانه شما نزدیک است.
  • می توانید تابلو خود را با جملات مثبت عاشقانه تکمیل کنید.
  • سعی کنید تابلو خود را در جایی بگذارید که هر روز آن را مشاهده کنید.
  • تصاویری در تابلوی خود نصب کنید که باعث احساس عاشقانه شما شود.
  • می توانید عکس هایی از تعطیلات مورد علاقه، سفرهای دو نفره و موارد دیگر  را نیز به تابلو خود اضافه کنید.

5. تمرینات متفاوت را امتحان کنید | جذب عشق

  • سعی کنید شرایطی را ایجاد کنید مدام به عکس ها و تابلو را مشاهده کنید.
  • از کریستال ها و چیزهایی که عشق را جذب می کنند استفاده کنید.
  • مراقبه روحی مانند یوگا را تمرین کنید، این کار به شما کمک می کند تا آرامش روحی خود را حفظ کنید.
  • لیستی از آهنگ های عاشقانه داشته باشید تا به شما کمک کند که به عشق فکر کنید.

6. از کائنات کمک بگیرید.

  • جفت های روحی بسیار باهم ارتباط دارند بنابراین سعی کنید همیشه به جفتی که برای خود متصور هستید فکر کنید.
  • اگر خواب همسر آینده خود را می بیند این می تواند راه کائنات باشد که به شما می گوید او را پیدا خواهید کرد.
  • ممکن است نمادهایی را در اطراف خود پیدا کنید که نشان می دهد همسر آینده تان به دنبال شما می گردد.

7. برای همسر آینده خود پیام بنویسید.

  • راه قلبتان را باز کنید و برای همسر خود نامه ای بنویسید که نشان دهد به چه ویژگی هایی علاقه دارید.
  • به آن ها بگویید که برای آینده چه برنامه ای دارید و آینده رابطه عاشقانه خود را چگونه تصور می کنید.
  • ویژگی های مثبت شخصیت خود را توصیف کنید و آن ها را با جزئیات به تصویر بکشید.

8 فضایی عاشقانه در خانه خود ایجاد کنید.

  • خانه خود را برای حضور همسر آینده مناسب کنید و مطمئن باشید که همسرتان بعدا از این کار شما قدردانی خواهد کرد.
  • یک کشو در کمد خود برای لباس های او خالی بگذارید.
  • در انباری یا کمد جایی برای خوراکی های مورد علاقه او خالی کنید.
  • یک لیوان زیبا برای قهوه خوردن او کنار بگذارید.
  • یک عطر مناسب خریده و برای آن جایی در میان عطرهای خود بگذارید.
  • برای او لباسی که دوست دارید را بخرید.
  • یک قاب کنار تخت خود بگذارید و بعدا عکس دو نفره خود را در آن بگذارید.

9. مانع های عاشق را برطرف کنید.

  • روابط یا الگوهای گذشته را که به درد شما نمی خورد کنار بگذارید. بعد از اینکه شعله ها و نگرانی های قدیمی را در گذشته گذاشتید، چندین قدم به معشوقی که برای شما مقدر شده است نزدیک تر خواهید شد. 
  • اگر احساس می کنید که نمی توانید عشق خود را پیدا کنید احساسات خود را نوشته و سپس آن را پاره کنید.
  • الگوهایی را که می خواهید تغییر دهید بنویسید و تغییراتی که می خواهید را نیز بنویسید و الگوها را تغییر دهید.

10. با اشتیاق و ذهنی باز به رابطه نزدیک شوید| نتایج ازدواج با قانون جذب نی نی سایت

  • خوش بین باشید و هرگز تصور نکنید که عشق برای شما مقدر نمی باشد.
  • اگر کسی شما را به مهمانی یا دورهمی دعوت کرد با ذهنی باز به مهمانی بروید.
  •  با کسی که جذبش می‌شوید، گفتگو کنید.
  • اجازه دهید دوستان و خانواده، شما را با افرادی آشنا کنند که فکر می کنند برای شما عالی هستند.
  • به برنامه های دوستیابی بپیوندید و پروفایل های هیجان انگیزی را با بهترین عکس های خود ایجاد کنید.
  • هر بار که احساس کردید فرصت ملاقات با همسر آینده خود را دارید از کائنات تشکر کنید.

11.بهترین دوست خود باشید.

نیازهای خود را بشناسید و به آن ها احترام بگذارید. احساسی که نسبت به خودتان دارید باعث می شود دیگران نیز به همان شکل شما را دوست داشته باشند بنابراین مهم است که ابتدا خودتان را شناخته و سپس به دنبال عشق آینده خود بگردید. 

وقتی خوشحال باشید راحت تر می توانید عشق را جذب کنید. این رابطه ضروری نمی باشد اما باعث می شود احساس بهتری داشته باشید و بتوانید عشق را بهتر جذب کنید.

12. خودتان را مسئول اعمال تان بدانید.

به خاطر داشته باشید که اعمال شما نتیجه انتخاب ها و اعمال شما می باشند و نباید هنگام قضاوت خود عوامل خارجی را بیش از اندازه موثر بدانید.

توجه داشته باشید که رفتار شما چه تاثیری بر روابط عاشقانه شما خواهد گذاشت. بنابراین سعی کنید افکار منفی را از ذهن خود دور کنید و برای رابطه خود بجنگید و برای پیدا کردن همسر مناسب آینده خود تمام تلاش تان را بکنید.

منبع : چگونه عشق را جذب کنیم| قانون جذب برای ازدواج با شخص مورد نظر 

اختلال کمبود توجه و بیش فعالی در بزرگسالان

نشانه ها و راه های درمان اختلال کمبود توجه و بیش فعالی در بزرگسالان چیست؟

اختلال کمبود توجه و بیش فعالی فقط مشکل دوران کودکی نیست. بیاموزید که علائم و نشانه‌های اختلال کمبود توجه و بیش فعالی بزرگسالان چگونه به نظر می رسند و چه کاری می توانید در مورد آن انجام دهید.

درک اختلال کمبود توجه و بیش فعالی در بزرگسالان

زندگی می تواند یک روند متعادل کننده برای هر شخصی باشد، اما اگر خود را دائما دیر، بی نظم، فراموشکار، و تحت فشار مسئولیت های خود می بینید، ممکن است به اختلال نقص توجه و بیش فعالی مبتلا باشید که به عنوان ADD شناخته می شد.

اختلال کمبود توجه و بیش فعالی بسیاری از بزرگسالان را تحت تأثیر قرار می دهد. طیف گسترده ای از علائم ناامید کننده آن می تواند مانع همه چیز از روابط تا حرفه شما شود.

در حالی که دانشمندان دقیقاً مطمئن نیستند که چه چیزی باعث اختلال کمبود توجه و بیش فعالی می شود، آندها گمان می کنند که ریشه ی این اختلال از آمیزه ای از ژن ها، محیط و تفاوت های جزئی در نحوه اتصال مغز سرچشمه میگیرد.

اگر تشخیص داده شد که شما مبتلا به اختلال کمبود توجه و بیش فعالی یا ADD در دوران کودکی هستید، این احتمال وجود دارد که حداقل برخی از علائم را تا بزرگسالی منتقل کرده باشید.

اما حتی اگر هرگز در کودکی تشخیص داده نشدید، البته این بدین معنا نیست که اختلال کمبود توجه و بیش فعالی نمی تواند شما را به عنوان یک بزرگسال تحت تاثیر قرار دهد.

اختلال کمبود توجه و بیش فعالی اغلب در طول دوران کودکی ناشناخته می ماند. به ویژه در گذشته چنین بود، زیرا در آن زمان که افراد کمتری از آن آگاه بودند. خانواده، معلمان یا دیگران ممکن است به جای تشخیص علائم و شناسایی مشکل واقعی، فرد را رویاپرداز، مسخره، سست، مشکل ساز یا فقط یک دانش آموز بد خطاب می کردند.

متناوباً، ممکن است در دوران جوانی توانسته باشید علائم اختلال کمبود توجه و بیش فعالی را مهار کنید، اما با افزایش مسئولیت‌هایتان در بزرگسالی، با مشکلاتی مواجه شدید. مسئولیت های بیش تری داشته باشید، دنبال کردن شغل، تشکیل خانواده، اداره خانه، تمرکز و حفظ موقعیت ها سخت تر می شود.

این می تواند برای هر کسی چالش برانگیز باشد، اما اگر شما اختلال کمبود توجه و بیش فعالی دارید، ممکن است این کار کاملا غیرممکن به نظر برسد.

خبر خوب این است که مهم نیست چقدر طاقت فرسا باشد، چالش های اختلال کمبود توجه قابل شکست هستند. با آموزش، حمایت و کمی خلاقیت، می توانید یاد بگیرید که علائم اختلال کمبود توجه و بیش فعالی بزرگسالان را مدیریت و حتی برخی از نقاط ضعف خود را به نقاط قوت تبدیل کنید.

برای شکست دادن مشکلات اختلال کمبود توجه و بیش فعالی بزرگسالان و شروع به موفقیت در شرایط خود، هرگز دیر نیست.

باورهای غلط و حقایق در مورد اختلال کمبود توجه در بزرگسالان

باور غلط: اختلال کمبود توجه و بیش فعالی فقط فقدان اراده است.

افراد مبتلا به اختلال کمبود توجه و بیش فعالی روی چیزهایی تمرکز می کنند که برایشان جالب است. اگر واقعاً می خواستند می توانستند روی هر کار دیگری تمرکز کنند.

واقعیت: اختلال کمبود توجه و بیش فعالی بسیار شبیه یک مشکل اراده است، اما اینطور نیست. این اساسا یک مشکل شیمیایی در سیستم مدیریت مغز است.

باور غلط: افراد مبتلا به اختلال کمبود توجه و بیش فعالی هرگز نمی توانند توجه کنند.

واقعیت: افراد مبتلا به اختلال کمبود توجه و بیش فعالی اغلب می توانند روی فعالیت هایی که از آن لذت می برند تمرکز کنند. اما مهم نیست که چقدر تلاش می کنند، زمانی که کار در حال انجام خسته کننده یا تکراری است، در حفظ تمرکز مشکل دارند.

باور غلط: همه افراد علائم اختلال کمبود توجه و بیش فعالی را دارند و هر کسی با هوش کافی می تواند بر این مشکلات غلبه کند.

واقعیت: بیش فعالی بر افراد در تمام سطوح هوش تأثیر می گذارد. و اگر چه همه گاهی اوقات علائم اختلال کمبود توجه و بیش فعالی را دارند، تنها کسانی که دارای اختلالات مزمن ناشی از این علائم هستند، دارای اختلال کمبود توجه و بیش فعالی تشخیص داده می‌شوند.

باور غلط: کسی نمی تواند اختلال کمبود توجه و بیش فعالی داشته باشد و همچنین افسردگی، اضطراب یا سایر مشکلات روانپزشکی داشته باشد.

واقعیت: احتمال ابتلا به اختلال روانپزشکی یا یادگیری در فرد مبتلا به اختلال کمبود توجه و بیش فعالی شش برابر بیشتر از سایر افراد است. اختلال کمبود توجه و بیش فعالی معمولاً با سایر اختلالات همپوشانی دارد.

باور غلط: تا زمانی که در کودکی اختلال کمبود توجه و بیش فعالی یا ADD تشخیص داده نشده باشد، نمی‌توانید در بزرگسالی به آن مبتلا شوید.

واقعیت: بسیاری از بزرگسالان در تمام زندگی خود با علائم ناشناخته اختلال کمبود توجه و بیش فعالی دست و پنجه نرم می کنند. آن ها کمکی دریافت نکرده‌اند زیرا تصور می‌کردند که مشکلات مزمن آن ها، مانند افسردگی یا اضطراب، ناشی از سایر اختلالات است که به درمان معمول پاسخ نمی‌دهند.

علائم و نشانه های اختلال کمبود توجه و بیش فعالی در بزرگسالان

در بزرگسالان، اختلال کمبود توجه اغلب کاملاً متفاوت از کودکان به نظر می رسد و علائم آن برای هر فردی منحصر به فرد است. دسته های زیر علائم رایج اختلال کمبود توجه و بیش فعالی بزرگسالان را برجسته می کند. تمام تلاش خود را برای شناسایی مناطقی که در آن مشکل دارید انجام دهید.

هنگامی که مشکل‌سازترین علائم خود را مشخص کردید، می‌توانید تدابیری برای مقابله با آن ها انجام دهید.

مشکل در تمرکز و حفظ تمرکز

“کمبود توجه” می تواند یک برچسب گمراه کننده باشد. بزرگسالان مبتلا به اختلال کمبود توجه و بیش فعالی می‌توانند روی کارهایی که به نظرشان محرک یا جذاب می‌آید تمرکز کنند، اما در تمرکز روی انجام کارهای روزمره مشکل دارند.

ممکن است به راحتی با مناظر و صداهای نامرتبط حواس تان پرت شود، از یک فعالیت به فعالیت دیگر پرش کنید یا به سرعت خسته شوید. علائم این دسته گاهی نادیده گرفته می‌شوند، زیرا نسبت به علائم بیش فعالی و تکانشگری اختلال کمبود توجه و بیش فعالی کمتر مخرب هستند، اما می توانند به همان اندازه دردسرساز باشند:

  • به راحتی توسط فعالیت های کم اولویت یا رویدادهای بیرونی که دیگران تمایل به نادیده گرفتن آن ها دارند، حواس پرت می شود.
  • داشتن افکار همزمان آنقدر زیاد که پیروی از یکی از آن ها دشوار است.
  • مشکل در توجه یا تمرکز، مثلاً هنگام خواندن یا گوش دادن به دیگران.
  • اغلب بدون اینکه متوجه شوید، حتی در میانه مکالمه، خیال پردازی یا «منطقه بندی» می کنید.
  • تلاش برای تکمیل وظایف، حتی آن هایی که ساده به نظر می رسند.
  • تمایل به نادیده گرفتن جزئیات، که منجر به خطا یا کار ناقص می شود.
  • مهارت شنیداری ضعیف؛ به عنوان مثال، در به خاطر سپردن مکالمات و پیروی از دستورالعمل ها مشکل دارید.
  • به سرعت خسته می شوید و به دنبال تجربیات محرک جدید هستید.

روی دیگر سکه

در حالی که احتمالاً می‌دانید که افراد مبتلا به اختلال کمبود توجه و بیش فعالی در تمرکز روی کارهایی که برایشان جالب نیست، مشکل دارند، ممکن است ندانید که جنبه دیگری نیز وجود دارد: تمایل به جذب شدن در کارهایی که محرک و پاداش‌دهنده هستند. این علامت متناقض، هایپرفوکوس نامیده می شود.

تمرکز بیش از حد در واقع یک مکانیسم مقابله ای برای حواس پرتی می باشد: راهی برای تنظیم هرج و مرج. می تواند آنقدر قوی باشد که شما نسبت به همه چیزهایی که در اطراف شما اتفاق می افتد غافل شوید.

به عنوان مثال، ممکن است آنقدر در یک کتاب، یک برنامه تلویزیونی یا رایانه خود غرق شده باشید که به طور کامل زمان را از دست داده و از مسئولیت های خود غافل شوید. تمرکز بیش از حد زمانی می تواند یک دارایی ارزشمند باشد که به فعالیت های مولد هدایت شود، اما در صورت عدم کنترل می تواند منجر به مشکلات در کار یا روابط شود.

بی نظمی و فراموشی

هنگامی که شما در بزرگسالی اختلال کمبود توجه و بیش فعالی دارید، زندگی اغلب آشفته و خارج از کنترل به نظر می رسد. منظم ماندن و قرار گرفتن در رأس امور می‌تواند بسیار چالش برانگیز باشد، مانند مرتب کردن اطلاعات، اولویت‌بندی فهرست کارهایتان، پیگیری وظایف، مسئولیت‌ها و مدیریت زمان. علائم رایج بی نظمی و فراموشی عبارتند از:

  • مهارت های سازمانی ضعیف (خانه، دفتر، میز یا ماشین به شدت نامرتب و به هم ریخته است)
  • تمایل به به تعویق انداختن کارها
  • مشکل در شروع و اتمام پروژه ها
  • تأخیر
  • فراموشی مکرر قرارها، تعهدات، ضرب الاجل ها
  • به طور مداوم چیزهایی را گم می کنید یا جا می گذارید (کلید، کیف پول، تلفن، اسناد، صورتحساب).
  • دست کم گرفتن زمان لازم برای تکمیل وظایف.
  • تکانشگری

اگر از علائم این دسته رنج می برید، ممکن است در مهار رفتارها، نظرات و پاسخ های خود دچار مشکل شوید. ممکن است قبل از فکر کردن عمل کنید یا بدون در نظر گرفتن عواقب واکنش نشان دهید.

ممکن است متوجه شوید که حرف دیگران را قطع می‌کنید و نظرات خود را به زبان می‌آورید، بدون خواندن دستورالعمل‌ها در انجام وظایف عجله می‌کنید. اگر مشکلات تکانه ای دارید، صبور ماندن بسیار دشوار است. چه خوب و چه بد، ممکن است در موقعیت‌هایی غوطه‌ور شوید و در شرایط بالقوه خطرناکی قرار بگیرید. علائم عبارتند از:

  • مکرراً حرف دیگران را قطع می کنید.
  • خودکنترلی ضعیف، تمایلات اعتیاد آور
  • اقدام بی پروا یا خود به خود بدون توجه به عواقب
  • مشکل در رفتار اجتماعی مناسب (مانند بی حرکت نشستن در طول یک جلسه طولانی)
  • مشکلات عاطفی

بسیاری از بزرگسالان مبتلا به اختلال کمبود توجه و بیش فعالی به سختی می توانند احساسات خود را مدیریت کنند، به خصوص وقتی صحبت از احساساتی مانند عصبانیت یا ناامیدی باشد. علائم عاطفی رایج اختلال کمبود توجه و بیش فعالی بزرگسالان عبارتند از:

  • به راحتی دچار اضطراب و استرس می شوند
  • تحریک پذیری یا خلق و خوی ناپایدار
  • عزت نفس پایین و احساس ناامنی یا عدم موفقیت
  • مشکل در حفظ انگیزه
  • حساسیت به انتقاد
  • بیش فعالی یا بی قراری

بیش فعالی در بزرگسالان مبتلا به اختلال کمبود توجه و بیش فعالی ممکن است مانند کودکان ظاهر شود. شما ممکن است بسیار پرانرژی باشید و همیشه “در حال حرکت” که گویی توسط یک موتور هدایت می شوید.

با این حال، برای بسیاری از افراد مبتلا به اختلال کمبود توجه و بیش فعالی، علائم بیش فعالی با افزایش سن، ظریف تر و درونی تر می شوند. علائم شایع بیش فعالی در بزرگسالان عبارتند از:

  • احساس بی قراری درونی، آشفتگی
  • سریع خسته شدن، هوس هیجان، تمایل به ریسک کردن
  • بیش از حد صحبت کردن، انجام یک میلیون کار در یک زمان
  • مشکل در نشستن، بی قراری مداوم

برای داشتن اختلال کمبود توجه و بیش فعالی لازم نیست بیش فعال باشید

بزرگسالان مبتلا به اختلال کمبود توجه و بیش فعالی بسیار کمتر از همتایان جوان خود بیش فعالی نشان می دهند. تنها بخش کوچکی از بزرگسالان مبتلا به اختلال کمبود توجه و بیش فعالی در واقع از علائم واضح بیش فعالی رنج می برند.

به یاد داشته باشید که نام‌ها می‌توانند فریبنده باشند و اگر یک یا چند مورد از علائم بالا را داشته باشید، حتی اگر بیش‌فعالی ندارید، ممکن است به اختلال کمبود توجه و بیش فعالی مبتلا باشید.

اثرات اختلال کمبود توجه و بیش فعالی بزرگسالان

اگر به تازگی متوجه شده اید که اختلال کمبود توجه و بیش فعالی بزرگسالان دارید، به احتمال زیاد در طول سال ها به دلیل این مشکل ناشناخته رنج برده اید. ممکن است افراد به دلیل فراموشی یا مشکل در انجام برخی وظایف به شما برچسب «تنبل»، «غیرمسئول» یا «احمق» زده باشند، و شاید شما نیز از این این عبارات منفی استفاده کرده باشید.

اختلال کمبود توجه و بیش فعالی که تشخیص داده نشده و درمان نشده می تواند اثرات گسترده ای داشته باشد و تقریباً در هر زمینه ای از زندگی شما مشکلاتی ایجاد کند.

مشکلات جسمی و روانی.

علائم اختلال کمبود توجه و بیش فعالی می تواند به انواع مشکلات سلامتی، از جمله سوء مصرف مواد، اضطراب، استرس و تنش مزمن و عزت نفس پایین به همراه بیاورد.

همچنین ممکن است به دلیل بی توجهی به معاینات مهم، نادیده گرفتن قرار ملاقات با پزشک، نادیده گرفتن دستورالعمل های پزشکی و فراموش کردن مصرف داروهای حیاتی دچار مشکل شوید.

مشکلات کاری و مالی.

بزرگسالان مبتلا به اختلال کمبود توجه و بیش فعالی اغلب مشکلات شغلی را تجربه می کنند و احساس شدید کم کاری دارند. مدیریت امور مالی نیز ممکن است مشکل ایجاد کند: ممکن است با قبض‌های پرداخت نشده، اسناد گم شده، هزینه‌های دیرکرد یا بدهی‌ها به دلیل خرج کردن های ناگهانی دست و پنجه نرم کنید.

مشکلات رابطه علائم اختلال کمبود توجه و بیش فعالی می تواند بر روابط کاری، عشقی و خانوادگی شما فشار وارد کند.

ممکن است از نق زدن دائمی از طرف عزیزان برای مرتب کردن، گوش دادن بیشتر یا سازمان بخشیدن به کارها خسته شده باشید. از سوی دیگر، افراد نزدیک شما ممکن است به خاطر «بی مسئولیتی» یا «بی احساس بودن» شما احساس ناراحتی و رنجش کنند.

اثرات گسترده اختلال کمبود توجه و بیش فعالی می تواند منجر به خجالت، ناامیدی و از دست دادن اعتماد به نفس شود. ممکن است احساس کنید هرگز نمی توانید زندگی خود را تحت کنترل درآورید یا توانایی های بالقوه خود را بالفعل کنید.

به همین دلیل است که تشخیص اختلال کمبود توجه و بیش فعالی بزرگسالان می تواند منبع عظیمی برای تسکین و امید باشد.

این به شما کمک می کند که برای اولین بفهمید بار با چه چیزی روبرو هستید و متوجه شوید که شما مقصر نیستید. مشکلاتی که شما تجربه کرده اید از اختلال کمبود توجه ناشی می شود، آن ها نتیجه ضعف شخصی یا نقص شخصیت نیستند.

اختلال کمبود توجه و بیش فعالی بزرگسالان حتما شما را عقب نگه نمی دارد

وقتی اختلال کمبود توجه و بیش فعالی دارید، به راحتی می توانید فکر کنید که مشکلی در شما وجود دارد. اما اشکالی ندارد که متفاوت باشید. اختلال کمبود توجه و بیش فعالی نشانگر نداشتن هوش یا توانایی نیست.

ممکن است در زمینه‌های خاصی مشکلات بیشتری را تجربه کنید، اما این بدان معنا نیست که نمی‌توانید جایگاه خود را پیدا کنید و به موفقیت برسید. نکته کلیدی این است که نقاط قوت خود را کشف و روی آن ها سرمایه گذاری کنید.

فکر کردن به اختلال کمبود توجه به عنوان مجموعه‌ای از ویژگی‌هایی که هم مثبت و هم منفی هستند می‌تواند مفید باشد، درست مانند هر مجموعه دیگری از ویژگی‌هایی که ممکن است داشته باشید.

به عنوان مثال اختلال کمبود توجه و بیش فعالی علاوه بر تکانشگری و بی نظمی اغلب خلاقیت، اشتیاق، انرژی باورنکردنی، تفکر خارج از چارچوب، و جریان دائمی ایده های اصلی را به وجود می آورد. نقاط قوت خود را دریابید و محیط خود را به گونه ای تنظیم کنید که آن ها را تقویت کند.

خودیاری برای اختلال کمبود توجه و بیش فعالی بزرگسالان

با درک چالش های اختلال کمبود توجه و بیش فعالی و کمک تدابیر ساختاریافته، می توانید تغییرات واقعی در زندگی خود ایجاد کنید.

بسیاری از بزرگسالان مبتلا به اختلال کمبود توجه راه‌های موثری برای مدیریت علائم خود، استفاده از موهبت‌هایشان و داشتن زندگی پربار و رضایت‌بخش پیدا کرده‌اند. لزوماً نیازی به مداخله خارجی ندارید. کارهای زیادی می توانید انجام دهید تا به خودتان کمک کنید و علائم خود را تحت کنترل بگیرید.

ورزش کنید و غذای سالم بخورید. با شدت و به طور منظم ورزش کنید، این کار به رفع انرژی اضافی و پرخاشگری به روشی مثبت کمک می کند و در عین حال بدن را آرام و آسوده می کند. طیف گسترده ای از غذاهای سالم بخورید و غذاهای شیرین کمتر بخورید تا نوسانات خلقی را متعادل کنید.

به اندازه کافی بخواب. وقتی خسته هستید، تمرکز کردن، مدیریت استرس، بهره‌وری و مسئولیت‌هایتان سخت‌تر می‌شود. حداقل یک ساعت قبل از خواب گوشی را خاموش کنید و هر شب بین ۷ تا ۹ ساعت بخوابید.

مدیریت زمان را تمرین کنید. برای هر کاری، حتی برای کارهای به ظاهر کوچک، ضرب الاجل تعیین کنید. از تایمر و آلارم برای ادامۀ مسیر استفاده کنید. در فواصل منظم استراحت کنید. از توده کردن کاغذها یا به تعویق انداختن کار به هر بهانه ای، اجتناب کنید. کارهای حساس به زمان را اولویت بندی و هر تکلیف، پیام یا فکر مهم را یادداشت کنید.

روی روابط خود کار کنید. فعالیت های خود را با دوستان خود برنامه ریزی کنید و به تعهدات خود ادامه دهید. در مکالمه و ارتباطات آنلاین هوشیار باشید: وقتی دیگران صحبت می کنند گوش دهید و سعی کنید خودتان خیلی سریع صحبت نکنید (یا پیامک یا ایمیل ارسال نکنید).

با افرادی رابطه برقرار کنید که دلسوز و از مبارزه شما با اختلال کمبود توجه و بیش فعالی آگاه هستند.

یک محیط کاری حمایتی ایجاد کنید. استفاده مکرر از فهرست‌ها، کدگذاری رنگ، یادآوری‌ها، یادداشت‌ها، برنامه‌ها و فایل‌ها می تواند به شما کمک کند. در صورت امکان، کاری را انتخاب کنید که به شما انگیزه و علاقه می‌دهد.

توجه داشته باشید که چگونه و چه زمانی بهترین کار را انجام می دهید و این شرایط را تا جایی که می توانید در محیط کاری خود اعمال کنید. این گونه می‌تواند به ایجاد یک تیم سازمان‌دهی‌شده با افرادی که کمتر از شما خلاقند کمک کند، مشارکتی که می‌تواند برای هر دو طرف سودمند باشد.

ذهن آگاهی را تمرین کنید. در حالی که حتی فکر کردن برای برخی از افراد مبتلا به اختلال کمبود توجه و بیش فعالی دشوار است.

مدیتیشن منظم و ذهن آگاهی می تواند به شما کمک کند ذهن شلوغ خود را آرام کنید و کنترل بیشتری بر احساسات خود به دست آورید. سعی کنید در آغاز مدیتیشن را برای مدت کوتاهی انجام دهید و بعد کم کم زمان را افزایش دهید تا با این روند خو بگیرید.

اختلال کمبود توجه و بیش فعالی را سرزنش کنید نه خودتان را. بزرگسالان مبتلا به اختلال کمبود توجه و بیش فعالی اغلب خود را به خاطر مشکلاتشان سرزنش می کنند یا خود را با دیدی منفی می بینند. این می‌تواند منجر به مشکلات عزت نفس، اضطراب یا افسردگی شود.

اما این تقصیر شما نیست که اختلال کمبود توجه و بیش فعالی دارید می توانید برای جبران نقاط ضعف خود قدم بردارید و یاد بگیرید که در همه زمینه های زندگی خود شکوفا شوید.

چه زمانی برای اختلال کمبود توجه و بیش فعالی بزرگسالان به دنبال کمک خارجی باشیم

اگر علی‌رغم تلاش های خودیاری برای مدیریت علائم اختلال کمبود توجه و بیش فعالی آن ها هنوز در مسیر زندگی شما قرار دارند،، ممکن است زمان آن فرا رسیده باشد که به دنبال حمایت خارجی باشید.

 بزرگسالان مبتلا به اختلال کمبود توجه و بیش فعالی می توانند از برخی از درمان ها کمک بگیرند، از جمله درمان فردی، گروه های خودیاری، مشاورۀ حرفه ای، کمکِ آموزشی و دارو.

درمان بزرگسالان مبتلا به اختلال کمبود توجه، مانند درمان کودکان، باید به کمک تیمی از متخصصان و با مشارکت اعضای خانواده و همسر فرد باشد.

متخصصان مرکز مشاوره و مشاورانی که در زمینه اختلال کمبود توجه و بیش فعالی آموزش دیده اند می توانند به شما کمک کنند رفتارهای تکانشی را کنترل و زمان و پول خود را مدیریت کنید، زندگی خود را سازماندهی کنید و این سازماندهی را پایدار نگه دارید و بهره وری را در خانه و محل کار خود افزایش دهید.

منبع: اختلال کمبود توجه و بیش فعالی در بزرگسالان

استرس مفید یا یوسترس

یوسترس چیست؟ همه استرس ها یکسان نیستند. برخی از استرس‌هایی که در زندگی با آن مواجه می‌شوید می‌تواند برای سلامتی شما مضرتر باشد و برخی از انواع استرس در واقع می‌توانند سالم باشند. یکی از انواع استرس های مفید به نام Eustress شناخته می شود.

یوسترس چیست؟

یوسترس به استرسی اشاره دارد که منجر به پاسخ مثبت می شود. این برعکس پریشانی است و می تواند به هر نوع استرس مفید اعم از جسمی یا روانی اشاره داشته باشد. تمایل به کوتاه مدت دارد و اغلب احساس هیجان دارد. مردم این نوع استرس را قابل کنترل و حتی انگیزه می دانند.

از نظر فیزیکی، یوسترس اغلب می تواند از بسیاری جهات شبیه پریشانی باشد. ممکن است عصبی شوید. قلب شما ممکن است تند بزند افکار شما ممکن است مسابقه دهند تفاوت در نحوه درک این احساسات فیزیکی است.

با پریشانی، آنها ممکن است احساس ناراحتی و غرق شدن کنند. با یوسترس، ممکن است احساس هیجان یا حس انتظار داشته باشید.

یوسترس می تواند مفید باشد و در واقع برای رفاه کلی ضروری است. این نوع استرس “مثبت” می تواند به احساس خوش بینی و هیجان در مورد زندگی کمک کند.

نمونه هایی از یوسترس

Eustress با نتایج مثبت همراه است. برای درک این نوع استرس مفید، در نظر گرفتن چند مثال مختلف از زمان وقوع آن می تواند مفید باشد. بر خلاف پریشانی، eustress به طور معمول با احساس هیجان و چالش به جای اضطراب یا ترس همراه است.

  • تغییرات زندگی : تغییرات عمده زندگی می تواند باعث ایجاد eustress شود. نمونه هایی از تغییراتی که می تواند این نوع استرس مفید را ایجاد کند شامل شروع یک شغل جدید، درگیر شدن در یک رابطه و تربیت فرزندان است.
  • چالش های کوچکتر : هیجان یک ترن هوایی، یک فیلم ترسناک یا یک چالش سرگرم کننده همگی نمونه هایی از eustress هستند. حتی یک تمرین بسیار سخت نیز می تواند نمونه ای از این نوع استرس باشد.
  • تجربیات جدید : سفر همچنین می‌تواند باعث ایجاد eustress شود. این می تواند ناراحتی و ناآشنایی قابل توجهی را به همراه داشته باشد، اما اکتشافات زیادی را نیز به همراه دارد. انتظار اولین قرار ملاقات، اولین روز کاری جدید، یا سایر اولین های هیجان انگیز نیز زیر چتر eustress قرار می گیرد.

در برخی موارد، پریشانی می تواند به eustress تبدیل شود. برای مثال، از دست دادن شغل یا جدایی در ابتدا ممکن است ناراحت کننده باشد، اما ممکن است به عنوان فرصتی برای تغییر و رشد در طول زمان تلقی شود.

تاثیر یوسترس یا استرس مفید

Eustress نوعی استرس است که در واقع برای ما مهم است که در زندگی خود داشته باشیم. Eustress می تواند اثرات مثبت مختلفی داشته باشد. به عنوان مثال، ممکن است:

  • کمک به تمرکز و تمرکز
  • شما را تشویق می کند تا چالش های جدیدی را انجام دهید
  • به شما انگیزه می دهد تا اهداف خود را دنبال کنید ،
  • به شما کمک می کند در مواجهه با چالش ها انعطاف پذیری بیشتری داشته باشید
  • به زندگی خود معنا و هدف بدهید
  • به شما کمک می کند تا احساس سلامتی و شادی بیشتری داشته باشید

مقدار معینی از استرس می تواند در مورد انگیزه و عملکرد مفید باشد. در واقع، قانون یرکس-دادسون پیشنهاد می کند که سطوح بهینه برانگیختگی (یعنی استرس) به بهبود عملکرد کمک می کند، اما فقط تا یک نقطه خاص. و وظایف مختلف ممکن است از سطوح مختلف استرس و برانگیختگی بهره مند شوند.

Eustress اغلب به عنوان یک نوع استرس مفید در نظر گرفته می شود زیرا می تواند تأثیر مثبتی بر زندگی شما بگذارد. با این حال، مهم است که به یاد داشته باشید که eustress هنوز هم نوعی استرس است. به همین دلیل، eustress می تواند به پریشانی یا حتی استرس مزمن تبدیل شود، اگر خیلی شدید شود یا برای مدت طولانی ادامه یابد.

استرس مفید را شناسایی کرده و به آن پاسخ دهید

برای مدیریت سطوح استرس خود، مهم است که تفاوت بین eustress و سایر انواع استرس را بشناسید. این همیشه ساده نیست زیرا آنها گاهی اوقات شبیه یکدیگر هستند.

درک eustress می تواند به شما کمک کند تا به راحتی انواع دیگر استرس را نیز مدیریت کنید. برای مثال، تحقیقات نشان می‌دهد که وقتی رویدادی به‌عنوان یک «تهدید» تلقی می‌شود، مردم به آن واکنش متفاوتی نسبت به «چالش» نشان می‌دهند.

تهدیدها پاسخ استرس بیشتری را برمی انگیزند و سطوح بیشتری از اضطراب ایجاد می کنند، در حالی که چالش ها می توانند هیجان انگیز و حتی لذت بخش باشند. تهدیدها ترسناک هستند، در حالی که چالش‌ها فرصت‌هایی هستند برای اثبات خود و یادگیری اینکه وقتی واقعاً تلاش می‌کنید چقدر می‌توانید انجام دهید.

این درک می تواند به شما کمک کند بسیاری از عوامل استرس زا در زندگی خود را به عنوان چالش ارزیابی کنید تا تهدید. تعدادی استراتژی وجود دارد که می‌تواند به شما کمک کند رویدادها را به‌جای تهدید به‌عنوان چالش ببینید:

  • از خودگویی مثبت استفاده کنید : این کار را می توان با تغییر نحوه صحبت با خود در مورد این چالش ها انجام داد. سعی کنید به خودتان بگویید که اینها چالش هایی هستند که می توانید با آنها کنار بیایید.
  • روی آنچه می توانید کنترل کنید تمرکز کنید : تمرکز بر منابعی که برای مدیریت این چالش ها دارید نیز می تواند مفید باشد. تمرکز بر روی آنچه می توانید کنترل کنید به جای آنچه ممکن است اشتباه باشد، می تواند به شما کمک کند نسبت به چالش هایی که با آن روبرو هستید احساس مثبت تری داشته باشید.
  • طرز فکر خود را تنظیم کنید : وقتی روی تغییر ذهنیت خود کار می کنید و در صورت امکان به استرس به عنوان یک چالش برخورد می کنید، می توانید این چالش ها را با انعطاف پذیری بیشتری مدیریت کنید.

در دام نیافتیم

Eustress معمولاً همان نوع آسیب را با استرس مزمن حمل نمی کند. استرس مزمن استرس مداوم و طولانی مدت است که از نظر روانی یا عاطفی تخلیه می شود. همچنین بیشترین ضرر را برای سلامتی و تندرستی شما دارد.

با این حال، eustress بیش از حد همچنان می تواند بر سیستم شما مالیات دهد. اگر به خود اجازه ندهید که به حالت آرامش برگردید و تعادل سالمی در زمان از کار افتادگی ترمیم داشته باشید، می‌توانید در اثر استرس بیش از حد احساس فشار و استرس کنید.

تعادل ضروری است. مقدار معینی از eustress می تواند به شما کمک کند احساس شادی بیشتری داشته باشید و رفاه خود را افزایش دهید، اما بیش از حد ممکن است به این معنی باشد که شما از سایر بخش های مهم زندگی خود، از جمله مراقبت از خود و آرامش، غفلت می کنید.

تغییر دیدگاه مطمئناً می تواند به مدیریت استرس کمک کند، اما این تنها استراتژی نیست که باید استفاده شود. اگر چالش های زیادی در زندگی خود دارید، حتی eustress می تواند به استرس مزمن تبدیل شود و منجر به فرسودگی شغلی یا بدتر شود. برخی از راه های مقابله با این عبارتند از:

  • توجه داشته باشید که محدودیت های خود کجا هستند و برای حفظ تعادل در زندگی خود تلاش کنید.
  • حذف هر گونه تعهد غیر ضروری (به ویژه آنهایی که از آنها لذت نمی برید).
  • اتخاذ برخی عادات ارتقا دهنده تاب آوری که می تواند به شما کمک کند در کل کمتر نسبت به استرس واکنش نشان دهید.
  • با نه گفتن به فعالیت های جدید در صورتی که واقعاً به شما خدمتی نکنند، راحت باشید.

این کار نیاز به تمرین دارد، اما می تواند تفاوت زیادی در سطح استرس شما ایجاد کند.

منبع : استرس مفید یا یوسترس