اهمیت هدف گذاری

فیلم و فایل صوتی آموزشی روانشناسی رایگان و مشاوره

برای پخش فایل مرورگر خود را آپدیت کنید یا از اینجا فایل را دانلود نمایید.

دکتر کارل سیمونتون مدرس مرکز سرطان همواره اشاره داشت بر آنکه همکاری کردن در مرکز سرطان وی مستلزم انرژیمورد نیاز برای درمان و کار پیگیری اهداف که خودش مولد انرژی است، می باشد. هدف گذاری به ما کمک می کند تا منطق هایمان برای زندگی را درک کنیم. در یک برهه زمانی ما هدفی برای شدن داریم، ما در راستای رسیدن به آن دچار برانگیختگی زیادی می شویم هر قدر هم که برای خوب به دست آوردن آن زمان صرف شود.

به نظر می رسد زمان حال و آینده هنگام هدف گذاری مان واقعی تر باشند و همین قدرتنظیم اهداف نیز به بسیاری از افراد کمک می کند تا با تعهد در رفتارهای رضایت بخش درگیر شوند. اهداف موجب فراهم کردن معنای کنترل در تمام زندگی مان و مسلط شدن بر آنها می شود. فراتر رفتن از آنچه ما می خواهیم بدان معناست که ما بر این باوریم که زندگی مان ارزش دارد. در نهایت، اهداف به ما کمک می کند تا نیروی حیاتی، وقوع یا تکرار و قصدمندی را بپذیریم.

برای مطالعه بیشتر:

هدف گذاری فردی – چگونه برای خود هوشمندانه هدف گذاری کنیم  

دکتر ریچارد داویدسون محقق نوروپسیکولوژی (2000) گزارش می دهد که سخت کوشی در راستای هدف و پیشرفت با مشرف بودن بر پیش بینی آن باید تا مداومت بر فعال کردن تجارب مثبت درک شود، اضطراب و افسردگی کاهش یابد و این همان واقعیت امر است حتی بدون رسیدن واقعی به هدف. لورا کینگ محقق روانشناس (2001) دریافت که همبستگی مثبتی بین ثبت روزانه اعمال و اهداف وجود دارد. درست پس از چند هفته، افراد مطالعه اش که بیست دقیقه در روز را صرف فهرست کردن رسیدن عمیقانه به اکثر اهداف کردند نسبت به افرادی که بیست دقیقه را صرف صرفاً ثبت جرئیات رویداد های روزمره زندگی شان کردند، میزان افسردگی کمتر و شکایات پزشکی کمتری را گزارش دادند.به دنبال اثبات ارزش هدف گذاری، تحقیق دکتر سونجا لیوبومیرسکای و همکارانش (2005) نشان داد که شادترین و سالم ترین افراد تعهد عمیقانه تری به اهداف مادام العمر زندگی شان دارند. اما اینجا یک نکته هشداردهنده برای والدین وجود دارد.

تحقیقات روانشاسی دکتر آندریو ایلیوت و دکتر کنون شلدون (1998،1999) اشاره کردند به زمانی که کودکان اهدافی که والدینشان برای آنها تعیین کرده اند را نشانه گذاری می کنند و آنها این اهداف را تنها برای خشنودی والدین پیگیری می کنند، لذا، مقصود یا لذت از فعالیت هایی که مستلزم رسیدن به این اهداف است، از نظرشان بی معنا می باشد. اهدافی که فواید سلامت روانی را در بر دارد می بایست با اشتیاق های درونی شخصی همراه و مرتبط شوند. یک جنبه از درک مهم پیرامون فواید روانی اهداف که ممکن است تعجب برانگیز به نظر برسد،از نظر بی اهمیتی هنگام رسیدن به آنها است. ارزش گذاری بر داشتن هدف و پیگیری آنها می ارزد.

منبع: کانون مشاوران ایران

طیف درون گرایی تا برون گرایی

 

افراد درون گرا وابسته به آواهای درونی خود ولی برون گراها وابسته به آواهای دور و اطراف خود می باشند. برون دادهای آنها وابسته به وضعیت این صداها دارد (گاش).

طی سال های اخیر، مفهوم برون گرایی در برابر درونگرایی در رسانه های مدرن روند افزایشی جامع پسندی یافته است. متأسفانه، آنها با اصطلاحاتی همچون” کمرویی” در مقابل “جمع گرایی” بد تفسیر و درک می شوند. در واقع، این دو اصطلاح در روان افراد عمیق تر بررسی می شوندو نشان دهنده روش واکنش آنها به دنیا با وجود حد نامتناهی از پیچیدگی ها و اختلافات جزیی می باشد. اصطلاح درون گرایی به تمایل ترجیح دادن و انرژی گرفتن از درخواست های درونی اشاره دارد و برون گرایی توصیف کننده افراد دارای حسی لبریز از انرژی ناشی از تعامل با افراد دیگر و محیط اطرافشان می باشد.

بیشتر بخوانید: چگونه خود کنترلی می تواند زندگی بهتری برای ما به ارمغان بیاورد

منشأ درون گرایی و برون گرایی کجاست و چگونه به کار برده می شوند.

شهرت این دو اصطلاح اساسا توسط روانشناسی به نام کارل جانگ ایجاد شد. وی فرض کرد که افراد یا برون گرا هستند و یا درون گرا، و آنها را با اشکال اسطوره ای یونان مانند آپولو یعنی خدای خورشید مقایسه نمود که نزد آنها بسیار مورد قبول بود و همینطور حفظ شده بود و نیز دایانیسیس خدای شراب و ارواح که در جایگاه خود بسیار اجتماعی و پرتحرک بود.

این اصطلاحات پس ازمشخص شدن به عنوان طبقه ای اساسی در سیاهۀ شخصیت میرز ـ بریگز(MBTI) به شدت رواج یافتند . (MBTI) یک ابزار روانشناختی است که تیپ های شخصیت را می سنجد. وب سایت مؤسسه میرز ـ بریگز دو نوع تیپ را از یکدیگر از طریق بازشناسی برون گرایی (E) همانطور که از درگیری فعال، اجتماعی کردن و حرکت انرژی خود را بازمی یابد و نیز درون گرایی (I) و کسب انرژی از طریق ادراه ی ایده های پیچیده و ارزش های انتزاعی خواه به شکل انفرادی خواه در گروه های کوچک متمایز می کند.

طولی نکشید که درون گرایی و برون گرایی به نام های خانگی تبدیل شدند و اکنون برای اهداف مختلفی با طیفی از شناسایی سبک بهتر یادگیری یک دانش آموز خاص تا ادامه نوع شغل یا مسیر زندگی افرادبه کار می روند.تحقیقات عصب شناختی از ایدۀ وجود تفاوت بین این دو طبقۀ مجزا حمایت می کنند. احتمال می رود که درون گراها دارای کرتکس پیش قدامی ضخیم تری در مغز باشند؛ یعنی ایدۀ واکنش اصولی مغز به برنامه ریزی و دوراندیشی که ممکن است با گرایش درون گرایان به تفکر عمیق تر ارتباط دارد. در مقایسه، برون گرایان مستعد واکنش شدیدتری به پاداش می باشند، همانطور که عناصر نظام پاداش مغز بیشتر در جریان است.

کاوش عمیق تر از گذشته تاکنون: درون گرایی، برون گرایی و میان گرایی

درون گرایی: مشاهده و انعکاس

درون گرایی در یک کلمه خلاصه می شود: درون نگری. افراد قرار گرفته در این طبقه سازگاری و هماهنگی فراوانی با تجارب درونی شان دارند. آنها بسیاری از اوقات علایق درونی و عقلانی شان مانند خواندن یا بررسی واکنش های خود به محیط را دنبال می کنند.منظور این نیست که درون گراها متوجه محیط بیرونی شان نیستند بلکه، آنها تمرکز بیشتری در پاسخ به محیط بیرونی دارند. درون گراها دائماً درگیر فرآیند مشاهده و انعکاس می باشند. درون گراها اغلب دوست دارند فعالیت های در انزوا را انجام دهند تا بتوانند محیط اطرافشان را بدون وقفه مکرر انعکاس دهند.

تعامل با افراد به صورت گروهی موجب می شود که این افراد به احساسات درونی تحلیل رفته توجه نکنند، چنانچه به آن  به عنوانزمانی برایتجدد انرژی رغبت داشته باشند. درون گرایان تمایل دارند که در انتخاب دوستانشان و همراهانشان بیشتر گزینشی تر عمل کنند و گروه متحد و مشترک المنافعی  را نسبت به گروه بزرگی از آشنایان ترجیح می دهند.

 

اتکای جانب‌دارانه بر یک جنبه ی درون نگری مزیت های متعددی دارد، این مزیت ها شامل:

  • شناخت فزاینده از خود و خودآگاهی برتر
  • برقراری رابطه ژرف و عمیق در ارتباطاتشان
  • معمولاً هوشبهر بالا(به واسطه صرف زمان برای بررسی فعالیت های تحصیلی و عادات مطالعه مؤثرتر).
  • ظرفیت بالا در موفقیت(به واسطه تمایل به نکات سنجیده تر و ایجاد طرح های کامل به منظور رسیدن به اهداف).

همچنین؛ متأسفانه هر گونه طبقه بندی شخصیتی نیزموجب به بارآمدن زیان هایی برای آن قرار می گیرد. معایب تکیه جانبدارانه بر یک جنبه از درون نگری شامل:

  • ریسک پذیری بالاتر ابتلاء به دردهای روانشناختی
  • منحصربه فرد بودن تفکرات ممکن است موجب شود درون نگران قابلیت بیشتری در نپذیرفتن عقاید دیگران داشته باشد.
  • مکتب کلبیون تمایل به مخالفت و شورش علیه احساسات جامعه درون نگری دارند.

مطابق با آزمون ارزیابی پنج عامل بزرگ شخصیتی ویژگی مهم با درون نگری ارتباط دارد. این موارد شامل:

  1. فاصله میان فردی
  2. مشروط بودن شرایط اجتماعی
  3. کمرویی
  4. خودکنترلی
  5. بدبینی

در حالی که درون نگران دائماً درگیر فرآیند مشاهده و تعامل با محیطشان هستند، در مقابل برون گرایان مشغول عمل کردن در محیط شان می باشند. افرادی که در این طبقه قرار می گیرند معمولاَ نیاز به تحریک بیشتری از جانب افراد یا تعامل با محیط دارند تا رضایت خاطر یابند. برای مثال، در صورتی که درون گرایان ممکن است با گردش آرام و .. در پارک احساس رضایت درونی کنند اما بالعکس؛ برون گرایان ممکن است نیاز به منطقه ای ناهموار و پرمخاطره دارند تا سطح رضایت مورد نظرشان حاصل شود.

برون گرایی

اگرچه، مردم آمیزی و جمع گرایی عباراتی هستند که بسیاری از اوقات هنگام صحبت از برون گرایی به ذهنمان خطور می کند، اما؛ ارتباط با دیگران تمرکز اصلی این ویژگی نیست. همچنین، برون گرایان به دنبال کردن شرایط دارای پاداش یا ریسک بالا تمایل دارند و به شدت هیجان های مثبت را تجربه می کنند. افرادی که خود را برون گرا می شناسند ممکن است هنگام خوشحالی آواز سر دهند زیرا از شوق رسیدن به هدفشاننمی توانند آرام گیرند.

پیش بینی می شود که افراد برون گرا تا حد زیادی مزیت هاییشامل موارد زیر را تجربه کنند:

  • شانس بالاتر در کسب مقام رهبری (به واسطه جسارت زیاد و راهنمایی گروه)
  • سهولت در برقراری جو دوستی
  • میزان بالای موفقیت به دلیل گرایش به سبک زندگی شتابی
  • طرفداری شدید از خوش بینی

اما، با توجه به تمام ویژگی های شخصیتی، قرار گرفتن در طبقه برون گرایی چندین معایب صریح دارد که شامل:

  • ریسک بسیار بالایی از خستگی مکرر
  • تلاش فزایندهجهت دست یافتن به میزان مؤثری برانگیختگی
  • فقدان ارتباطات میان فردی ژرف و صمیمی

مطالب مرتبط: چگونه آرایش برروی قضاوت افراد از شخصیت یک زن تاثیر می گذارد

در کل،آزمون ارزیابی پنج عامل بزرگ شخصیتی، شش ویژگی را برمی شمرد که ویژگی واضح برون گرایی را مصور می سازد. این موارد شامل:

  1. گرمی
  2. جمع گرایی
  3. فعالیت
  4. طالب برانگیختگی
  5. هیجان های مثبت

شاخص تقریبی بین دورن گرایی و برون گرایی: میان گرایی

تلاش های روان شناسان از گذشته تا به حالمنجر به مطرح شدن اصطلاحاتی با این واقعیت شد که تمایز سفید و سیاه، برون گرایانه یا درون گرایانه به اندازه کافی در توصیف طیف گسترده ای از انواع شخصیت های فردی کافی نمی باشد. به دنبال عملی نشدن کسب100 درصد امتیاز برای شخص در هریک از جهات پیوستار، روشن شد که نیاز به اضافه کردن طبقه سومی بوده است تا افرادی که کاملاً در میانه پیوستار قرار می گیرند را بازنمایاند.

میان گرا اصطلاحی است که برای توصیف افراد واجد میزان برابری از برانگیختگی ذهنی در هر دو فعالیت های آرام درونگرایانه و برون گراییمخاطره طلب به کار برده می شود. گفته می شود که افراد موجود در این طبقه شایستگی های دو عالم را دارند، به دلیل آنکه آنها می توانند به خوبی با افراد هریک از دو طبقه تطابق داشته باشند.

انرژی تان را کجا وبرای چه کاری صرف می کنید؟ چطور با محیط خود تعامل برقرار می کنید؟ اینها کاربردهای نیرومندی برای اینکه شما سرانجام به چه نوعی از زندگی می رسید، یا اینکه چه شغلی را ممکن است انتخاب کنید و چگونه می توانید بهزیستی و رفاه معقول بهتری داشته باشید، خواهد داشت.

منبع: کانون مشاوران ایران

8 نکته برای کمک به یادآوری شما

 

فیلم و فایل صوتی آموزشی روانشناسی رایگان و مشاوره


برای پخش فایل مرورگر خود را آپدیت کنید یا از اینجا فایل را دانلود نمایید.

هرکسی ممکن است مطالبی رادر حال یا آینده فراموش کند. به طور کلی، هدف از طرح این موضوع اعلان خطر نیست. واقعیت آن است که زندگی پیچیده و پرحادثه است و پر از عوامل اخلال گر حواس شده است. گاهی اوقات به نظر می رسد زمان برای انجام همه کارهای روزانه کافی نباشد. پس در وقوع فراموشی تان جای تعجبی نیست.

با این وجود، هشت پیشنهاد زیر برای کمک به یادآوری شما می تواند درست آن چیزی باشد که نیاز دارید.

  1. لیستی را تهیه و براساس آن عمل کنید.

با شنیدن ایدۀ تهیه لیست دماغتان را جمع نکنید کمک قابل ملاحظۀ فهرست نویسی به شما در پیگیری وظایف و اهداف مهم است. بعلاوه، پس از آنکه آیتم های مورد نظر را بر روی برگه پیاده کردید، دیگر نیازی به نگهداری آنها در ذهن نیست. تجزیه و ساده کردن اطلاعات به منظور یادآوری باعث افزایش ظرفیت حافظه می شود. گذشته از این ها، ساده کردن و سازماندهی مطالب نوشتاری بسیار آسانتر و راحت تر از جستجوی مدوام در انباره های حافظه تان است.

  1. اطمینان یابید که خواب شبانه کافی داشته اید.

بسیاری از اوقات از خوابیدن چشم پوشی می شود اما، … اهمیت خواب شبانه خوب برای ذهن آگاهی و یادآوری خوب است. بیخوابی یکی از علت های مهم فراموشی است. علاوه بر اینکه قادر به یادآوری مطالب نیستید، کمتر از حد لازم خوابیدن باعث کج خلقی، بیماری و بی انگیزگی نیز می شود. یک راه حل پیش رونده برای بهبود حافظه شما اتخاذ کردن هشت ساعت خواب شبانه مفید است. سعی کنید با الگوهای منظم خواب سازگار شوید، روزهای تعطیلات را کلاً نخوابید بلکه سعی کنید بی تحرکی روزهای قبل را جبران نمایید.

برای مطالعه بیشتر: تکنیک های تقویت حافظه برای آمادگی امتحانات

  1. از مصرف الکل و داروها خودداری کنید.

نه الکل دارو مصرف کنید و نه به صورت ترکیبی، هر دو برای حافظه مضر می باشند. خواه جداگانه خواه همزمان استفاده شوند، این مواد می توانند در عملکرد حافظه اختلال ایجاد کنند. استفاده از داروها از جمله استعمال داروهای روانگردان منجر به زوال حافظه یا کاهش سرعت عملکرد حافظه می شوند. الکل نیز می تواند باعث نقایص حافظه پس از فقط چند مرتبه نوشیدن آن شود. بعلاوه، مصرف پنج یا بیش از پنج بار الکل در ظرف دوساعت برای مردان و چهار ساعت برای زنان موجب بیهوشی می شود. درصورت بیهوشی تمام اتفاقات روز یا شب قبل فراموش می شوند. این مطالب وقایعی مهلکی با عواقب بالقوه مادام العمری برای حافظه محسوب می شوند.

  1. سعی کنید از پارایت های محیطی دور بمانید.

این کار غیرممکن به نظر می رسد اما، می توانید از عوامل اخلال گر غیرلازم (پارازیت ها) دور بمانید. بسیاری از اینها نمونه هایی خودساخته می باشند جایی که شما به خودتان می گویید باید ایمیل هایتان را به محض رسیدن چک کنید یا شما همزمان چند فایل را در دسکتاپ خود باز کرده اید یا نمی توانید هنگامی که مشغول انجام یک پروژه هستید به همکارتان که دائماً در کارتان دخالت می کند” نه” بگویید. پارازیت ها نه فقط موجب برهم خوردن برنامه ریزی تان می شوند بلکه آنها اثرات مضری در عملکرد حافظه ایجاد می کنند. پس، سعی کنید از عموامل اخلال گر محیط اطراف خود دور بمانید تا با این کار هم ظرفیت حافظه افزایش یاید و هم اینکه در نهایت روند به خاطر سپاری و یادآوری تان تسهیل شود.

  1. از ابزارهای یادآور استفاده کنید (تصویری یا شنیداری)

ابداع دفترچه های برچسب دار نه فقط ایده ای ارزشمند است بلکه برای صرفه جویی در زمان نیز مفید است. چسباندن برچسب های رنگی کوچک بر روی پوشه، تقویم، یخچال، میز و غیره به شما در یادآوری موارد دم دستی کمک می کند. مواردی مانند اینکه پسرتان را از تمرین بسکتبال برگردانید، حق اشتراک تاکسی را امروز پرداخت کنید، با رئیستان در ساعت 3 بعدازظهر ملاقات کنید. به همین ترتیب، ساعت های زنگی، تلفن های هشدار دهنده و ایمیل ها موجب می شوند به کارهای مهم روزمره تان توجه کنید. به ویژه این کارها بسیار سودمند هستند در صورت نداشتن خواب کافی در شب گذشته، یا بودن به مدت زیاد با دوستان و یا صرفاً داشتن لیست زیادی از کارها برای انجام دادن در لیست کارهای روزانه.

  1. در آن واحد فقط یک کار را انجام دهید.

مغز بشر برای انجام همزمان چند تکلیف یا چند وظیفه طراحی نشده است. انجام دادن دوکار همزمان عموماً موجب نیمه کاره ماندن هر دوکار می شود. وضعیت بدتر می شود، تنها ریسک شکست درآن وجود ندارد، بلکه نمی توانید کاملاً بر تکلیف موجود تمرکز کنید. این گونه تقسیم تمرکز موجب می شود حافظه تان کار بیشتر از حد نیازی را انجام دهد. پاسخی ساده در این باره می تواند داشتن فقط کمی نظم باشد. زمانی که شما بر انجام یک کار در زمان مشخصی تمرکز می کنید، پس از اتمام آن کار شما می توانید با یک فکر روشن و حس شایستگی به سراغ انجام کار بعدی آورده شده در لیست بروید.

  1. مراقبه یا مدیتیشن می تواند موثر بیفتد.

آرامش بیش از حد ذهن ناشی از مراقبه است. اگرچه، این عمل می تواند نوعی کمک حافظه باشد. در واقع، از قرن ها پیش افراد مراقبه را به عنوان وسیلۀ رسیدن به تعادل و نیز کسب اثرات آرامش بخش آن انجام داده اند. مطالعات در زمینۀ مراقبه ذهن آگاهی mindfulness مزایای افزایش فراخنای توجه و حافظه را نشان داده اند. لازم به ذکر است که مراقبه بدین معنا نیست که تفکر نکنید. بلکه، آن به معنای شناخت تفکرات است و اینکه به تفکرات اجازه دهید که بروند بدون دخل و تصرف بر روی آنها. بنابراین، همه این تفکرات درونی پرهیاهو می توانند خودشان را از بند وسوسه های باطنی رها کنند و ذهنتان نیز با محیط خارجی سازگار شود. روش مفید دیگر مراقبه کردن، قدم زدن ذهن آگاهانه است. برای مطالعه بیشتر: ریتم نفس کشیدن بر تعدیل حافظه و ترس تأثیر می گذارد

  1. استراحت کنید.

در نظر گرفتن زمانی برای استراحت به معنای خوش گذرانی نیست. زمان استراحت را به طور قطع یقین در برنامه تان بگنجانید. زمانی که شما صرف انجام کارهای لذت بخشی مانند اسب سواری، درگیری در فعالیت های تفریحی، رفتن به مسابقات ورزشی، تعامل با معشوقه، خانواده یا دوستان می کنید، شما به خودتان استراحت اضطراری می دهید. ذهنتان نیاز به دوری از انجام کارهای روتین و مداوم دارد. اگر به خودتان بیایید، می بینید که حتی چیزهای ساده را نیز فراموش می کنید، این می تواند نشانۀ بی تعادلی زندگی تان باشد. سعی کنید تعادل را با صرف زمان برای کارهای لذت بخش به زندگی تان بازگردانید. “کمی به خودتان فرصت دهید “، روشی عالی برای کمک به یادآوری مسائل مهم است.

منبع: فارس پاتوق

تکنیک های تقویت حافظه برای آمادگی امتحانات

 

فیلم و فایل صوتی آموزشی روانشناسی رایگان و مشاوره

برای پخش فایل مرورگر خود را آپدیت کنید یا از اینجا فایل را دانلود نمایید.
10روش حیرت برانگیز برای کنترل توانایی مغزتان

ممکن است مانند یک کابوس به نظر برسد اما احتمال زیادی دارد که به وقوع بپیوندد: اول از همه، با برداشتن قلم و جواب دادن به سؤال ها، از اینکه حقایق و اطلاعات همچون سیلی به ذهنتان سرازیر می شوند، حیرت زده خواهید شد. دوم، فن هایی برای تقویت حافظه وجود دارد که می توانید از آنها برای یادآوری اطلاعات به روشی رسمی تر و ساختاریافته استفاده کنید. در این مقاله، ما قصد داریم به شما نشان دهیم که چقدر می توانید حقایق و اشکال را با به خاطر سپاری و یادآوری آسان آنها در امتحان یاد بگیرید و نیز امیدواریم اعتماد به نفس شما نیز افزایش یابد، با این هدف که این مقاله موجب از بین بردن کابوس های پیش از امتحانتان شود!

  1. سازماندهی کنید.

قبل از اینکه شروع به دانستن فوت وفن های حافظه کنیم، یکسری مطالب اساسی وجود دارد که لازم است ذکر شوند. اگر دشمنی برای داشتن حافظه خوب وجود داشته باشد، قطعاً می توان گفت سازماندهی نکردن است. یک فضای کاری درهم ریخته همراه با نُت های دسته بندی نشده اینجا، آنجا و همه جا؛ دفترچه خاطرات نوشته شده با خط خرچنگ قورباغه در مورد موضوعات مختلف حجیمی بدون نظم خاصی؛ یا یک رایانه بیچاره پر از تشکیلات. همه اینها برای توانایی یادآوری واقعیت ها سرجلسه امتحان به عنوان فاجعه هجی می شوند. پس، شروع به سازماندهی خودتان کنید. اتاق یا هرجایی که قصد مطالعه در آن دارید را مرتب کنید. نُت های سازماندهی شده در قالب موضوعات مختلف را یکپارچه کنید. سلامت جسمانی و وجود نظم در محیط تان اثر زیادی در به همان شکل عمل کردن ذهن دارد و موجب می شود شما بسیار خوب با به خاطر سپاری و یادآوری حقایق مواجه شوید.

برای مطالعه بیشتر:

۸ نکته برای کمک به یادآوری شما

  1. از فن کاخ های حافظه استفاده کنید.

اگر شما فن شرلوک را می شناسید، احتمالاً از قبل با مفهوم کاخ ذهن آشنایی دارید اما، فقط برای شما صدق نمی کند، ابتدا بیایید با هم آن را مرور کنیم. این فن رسماً به عنوان روش مکان هندسی شناخته شده است، کاخ حافظه می تواند برای به خاطر سپردن حجم زیادی از اطلاعات به کار برده شود و از همه بهتر، به دلیل آنکه آن برای تجسم تان مؤثر است، شما نیز می توانید به طور مداوم حافظه را بسط دهید. در این روش مانند زیر عمل کنید:

  1. یک ساختمان یا راه را تجسم کنید. ذهنتان را درگیر تجسم ذهنی جزییاتی مانند وسایل موجود در اتاق یا گوشه های آن که دیده اید، کنید.
  2. هر یک از ویژگی های شیء دیده شده را نیز به طور ذهنی تجسم کنید مانند صندلی در خانه متصورتان یا درخت موجود در حاشیه راه؛ اما، به شکلی تقطیع شده با قابلیت دستکاری کردن اطلاعات (مانند فرمول شیمی). در مورد دو چیز همزمان فکر کنید و مطمئن شوید که واقعاً اطلاعات و شکل تجسم تداعی آنها را یاد گرفته اید.
  3. به منظور یادآوری اطلاعات سر جلسه، به سادگی می توانید گام هایتان را با قدم زدن در جاده تجسم شده و انتخاب اشیای تداعی شده با اطلاعات ردیابی کنید.
  4. وقتی که قصد دارید اطلاعات بیشتری به بانک حافظه تان بیفزایید به سادگی می توانید اتاق دیگری به ساختمان تصوری یا خیالی تان اضافه کنید یا از نقطه تحول تجسمتان کمک بگیرید که موجب جای گرفتن اطلاعات جدید خواهد شد.

ممکن است این فن برای حفظ کردن کار احمقانه ای باشد زیرا، تقریباً از دوران رم و یونان وجود داشته است. اوراتور کیسیرو شخصی رومی بود که به یادآوری مقدار زیادی اطلاعات از حافظه هنگام نطق گویی نیاز داشت، ضمن اینکه نطق هایش نیز در رساله شرح سخنرانی توصیف شده است. اگر این کار برای او مفید بوده است پس یقیناً برای ما نیز مفید خواهد بود!

  1. یادیارها

ممکن است از شنیدن مفهوم یادیار خوشحال شوید، این مفهوم بسیار ساده تر از هجی گیج کننده اش است و شامل انتقال اطلاعات در قالب اشکالی متناوب است که شما به راحتی قادر به یادآوری باشید. یک روش برای این کار از طریق حفظ کردن حروف اول دسته ای از اطلاعاتی است که قرار است به یاد آورید و سپس کاربرد آنها برای خلق یک عبارت جالب تر است که آن را آسانتر از اطلاعات اصلی به یاد می آورید. برای مثال، برخی از افراد سرواژه های یک جمله را به شکل (شمال، شرق، جنوب، غرب) به خاطر می سپارند. همچنین با حروف اول اطلاعات می توانند کلمه ای با همان حروفشان مانند رنگ های رنگین کمان بسازید.

  1. قافیه بندی کنید.

یکپارچه سازی اطلاعات در قالب قافیه یک روش دیگر برای ساده کردن یادآوری است. در زیر نمونه ای از قافیه بندی کردن روزهای هر ماه آمده است:

مهر، آبان و آذر هر کدام 30 روز

بهار و تابستان همه 31 روز

دی و بهمن هم 30 روز

ولی اسفند گاهی دارد 30 روز

اما گاهی کبیسه است و اسفند هست 29 روز

این مرحله ممکن است روش مؤثرتری برای حفظ تقطیع بزرگتری از اطلاعات نسبت به مثال های یادیارهایی است که در بالا اشاره شد، باشد. قافیه بندی تان باید اندکی بیشتر آهنگ دار باشد تا به شما در یادآوری کمک کند یا از برخی برنامه های قافیه دار آزمایش شده مانند قافیه بندی دوبیتی برای ارتباط حقایق با یکدیگر در مغزتان استفاده کنید.

  1. بیشتر مطالب را با حافظه دیداری یاد بگیرید.

اگر شما در داشتن حافظه تصویری به اندازه کافی خوش شانس هستید، پس می توانید از قسمت اعظم حافظه با ترکیب تصاویر متن برای تقویت آنچه یاد گرفته اید، استفاده کنید. این کار برای یادآوری اطلاعات آسانتر است به دلیل آنکه همه شما تصاویر را در ذهنتان جای می دهید بنابراین احتمالاً قادر به یادآوری اطلاعات باشید. هر چند، اگر حافظه تصویری خوبی نیز نداشته باشید، می توانید از اصولی مشابه کمک بگیرید.نُت هایتان را به شکل تصویری همچون نمودار عنکبوتی(مفهوم اصلی در وسط و بقیه نکات در بخش های مختلف مرتبط با اطلاعات) بیآرایید. از این رو، شما باید بخش خاصی از اطلاعات را به یاد آورید، ایده ای که شما جای آن را در صفحه به یاد می آورید و حافظه شما نظم می یابد.

  1. وقایع و شکل ها را با موسیقی تداعی کنید.

گسترش ایده قافیه بندی موجب هماهنگی یادداشت هایتان با موسیقی می شود. در مورد وضعیت شما اطلاعی ندارم. اما، برای اکثر افراد یادآوری غزلیات با آهنگ های مورد علاقه ام نسبت به یادآوری خشک اطلاعاتی مانند اسامی و تاریخ های پادشاهان یا امپراتورهای روم آسانتر است. اگر شما در به خاطر سپردن زنجیره ای از اطلاعات مشکل دارید، سعی کنید برای آن آهنگی حتی یک رپ پخش کنید. بنابراین، همه شما نیاز است از این کار برای یادآوری آهنگ بهره مند شوید و کلمات باید مثل رودخانه در ذهن شما بیایند. برای یادآوری آسانتر، باید سعی کنید از آهنگی که قبلاً شنیده اید شاید حتی شعر دوران کودکی استفاده کنید، البته اگر تداعی آهنگ محبوب کودکی سرجلسه امتحان حال برایتان قابل تحمل است! به شرطی که، یادآوری آن تضمین شود، ولو هر چیزی ممکن است.

  1. مطالب را به صورت عملی تجربه کنید.

منظورمان از تجربه عملی فقط یادگیری کتاب ها نیست. زیرا اگر فقط مطالب کتاب را مطالعه کنید، ممکن است یادآوری بسیار سخت باشد. مثالی منطقی را در نظر بگیرید، نباید فقط به یادگیری تسلط بر مطالب کتاب تکیه کنید، بلکه چگونگی انجام آن را یاد بگیرید. اگر شما چیزی را که امکان تجربه کردن آن وجود دارد، مطالعه می کنید؛ سعی کنید همان را مطالعه کنید زیرا، این روشی بسیار بهتر برای یادگیری است و اطلاعات بهتر در ذهنتان می مانند. برای مثال، اگر شما در حال یادگیری یک آزمایش علمی هستید، سعی کنید آن را در زندگی واقعی به کار ببرید به جای فقط خواندن آن در متون. بدین ترتیب، هنگام امتحان شما تجربه عملی برای تجسم آن داشته اید و آنچه واقعاً رخ داده را می توانید واقعاً به یادآورید اگر آزمایش کرده باشید. به طور مشابه، اگر شما یک قطعه موسیقی سطح A را مطالعه می کنید، سعی کنید اگر برایتان مقدور است آن را با ابزاری اجرا کنید؛ این کار موجب درک عمیق تر آن موسیقی می شود. این فن می تواند حتی در ادبیات هم کاربرد داشته باشد. برای مثال، اگر شعر رزمی مطالعه می کنید؛ سعی کنید به دیدن موزه بروید یا حتی شعر را در چنین محیطی بازخوانی کنید. این کار موجب معنای بهتر می شود و به درک شما و تأثیر آن شعر در روان و نیز درک محیطی که در آن شعر معنادار شده است، کمک می کند، علاوه بر اینکه موجب درگیری هیجانی شما با آنچه در حال مطالعه هستید خواهد شد؛ بنابراین، این کار برای یادآوری اطلاعات مورد نظر سرجلسه امتحان مثمرثمر خواهد بود.

  1. از حس بویایی تان استفاده کنید.

حس بویایی تان می تواند دستیار حافظه قدرتمندی باشد، همانطورکه می دانید. تاکنون تجربه کرده اید که چیزی را برای اولین بار پس از مدت ها بو کنید و فوراً به گذشته و زمانی که آخرین بار استشمام کرده اید بر گردید. باید سعی کنید این کار را به نفع خودتان انجام دهید به این شکل که هر وقت شما می خواهید مطالبی را برای امتحان ویژه ای مطالعه کنید، مچ دستتان را با عطر یا لوسیون خاصی مرطوب کنید. از این رو، در جلسه امتحان عطری مشابه با آن را در کنارتان قرار می دهید و آن عطر موجب برگشتن شما به زمانی که در حال یادگیری اطلاعات در اولین مکان بودید، خواهد شد. باید سعی کنید از اسانس های مختلفی برای موضوعات مختلف استفاده کنید و روی اسانس مشابه با موضوع برای امتحان مربوط درپوش قرار دهید.

  1. داستان بسُرایید.

فن دیگری برای کمک به جذب قطعات بزرگتری از اطلاعات در مغزتان، تجزیه اطلاعات و داستان سرایی است که موجب ارتباط هر بخش از اطلاعات با یکدیگر می شود. این فن، کمی شبیه ایده کاخ حافظه است که در موارد بالاتر به آن اشاره شد، اما در این روش با تخیل به منظور بسط دادن بیشتر انجام می شود زیرا، داستانی که شما می نویسید نباید در ذهنتان محدودیت فضایی ایجاب کند. برای مثال، اگر شما نیاز به حفظ فرمول شیمی دارید باید مولکول ها را با اسامی انسان و با اولین حرف مشابه با نام مورد نظر نام گذاری کنید (کارول= کارولین) و داستان کوتاهی بنویسید که در آن اعمال شخصیت ها موجب انعکاس و یادآوری اسامی مولکول های فرمول می شود. این روش می تواند به طور قابل توجهی برای یادگیری اطلاعات ترکیباتی و ماهرانه ظریف مؤثر باشد، همانطور که برای انتقال جزئی به زندگی مفید است و سبب لمس انسانی تر می شود و برای ارتباط دادن نیز آسانتر است.

  1. یک خواب شبانه خوب داشته باشید.

ممکن است خواب را دوست نداشته باشید اما بهترین چیزی است که برای یادآوری مطالب به شما کمک می کند؛ خواب شبانۀ خوب داشته باشید نه فقط شب امتحان بلکه هر شب. منظورمان این نیست که  داشتن میزان مناسبی از خواب به عملکرد بهتر، تمرکز دهنی بیشتر و دور بودن از استرس و خستگی کمک خواهد کرد، بلکه منطورمان این است که وقتی شما در حال خواب هستید مغزتان کارهایی حیاتی در برگردان حقایق از حافظه کوتاه مدت به حافظه بلند مدت را انجام می دهد. در طی مدت خواب شبانه، مغزتان نیز اطلاعاتی که شما  در طی روز یاد گرفته اید را پردازش و ذخیره می کند؛ بدین معنا که شما بسیار بیشتر قادر به یادآوری اطلاعات نسبت به حالت خوابیدن ناکامل خواهید بود. پس، توصیه های داشتن 8 ساعت خواب شبانه را جدی بگیرید.

بنابراین، با توجه به مطالب گفته شده ما داشتیم: ده فن و پیشنهادهایی که به افزایش ظرفیت حافظه تان برای یادگیری  همه نوع حقایق واشکال کمک می کند. مهم نیست که تاکنون چقدر شما با آنها (روش های یادگیری) در کشمکش بودید. استراحت ایجاب می کند که مغزتان ظرفیتی بیشتر از خانه ای با راهروهای پهناور از اطلاعات که شما نیاز به یادگیری آنها برای قبولی در امتحان دارید، داشته باشد: شما فقط باید روش یادگیری را یادبگیرید تا بتوانید بیش از حد معمول طی مشغله دورۀ امتحان اطلاعات در ذهنتان بماند!

منبع: مشاورانه

میانسالی پر استرس و افزایش ریسک آلزایمر

میانسالی پر استرس در زنان منجر به افزایش ریسک آلزایمر در پیری می شود

بر اساس مطالعات پیشین، چنین فرض می شد که استرس کاری یا خانوادگی منجر به افزایش ریسک زوال عقل در سنین بالا نمی شود، اما اخیرا متخصصان شواهدی را ارائه داده اند که نشان می دهد استرس مزمن می تواند منجر به افزایش احتمال آلزایمر در برخی افراد شود.

کسی مطمئن نیست، اما بر اساس برخی نظریات، مانند نظریه رابرت ویلسون، پروفسور نوروساینس و روان شناسی در دانشگاه راش، شیکاگو، این احتمال وجود دارد که استرس مزمن، از طریق تاثیر بر روی برخی هورمون ها، تاثیر جریان مغزی افراد را کاهش دهد، و هم چنین ادامه مطلب

علایم هشدار دهنده از وجود مشکل در رابطه

رابطه های درست، با ملایمت پیش می روند و قادر می سازد تا شما از زندگی و کار و فعالیتهای بیرون از رابطه تان لذت ببرید، نیز موجب می شوند همواره نگران رابطه تان نباشید، یا اینکه مدام راجع به آن حرف نزنید. هم‌چنانکه هنگام رانندگی یک اتومبیل، بطرز معقولی برانید، مجبور نخواهید شد مدام آن را تعمیر کنید. طبیعی است که تضادهایی با پارتنر خود داشته باشید و حتی عصبانی شوید، اما هنوز هم شوق زیاد به طرف مقابلتان دارید، پیرامون مسائل باهم گفتگو می کنید، کشمکش هایتان را رفع می کنید، و به عشق ورزی و وضعیت لذت بخشی که داشتید بازمی گردید.

با این همه، اتومبیل ها هم به تعمیر و نگهداری نیاز دارند. اگر مراقبش باشید، بهتر کار خواهد کرد. روابط همچنین وقت و انرژی صرف می کنند تا یک ارتباط صمیمانه را مراقبت کنند. این اتفاقها طبیعتا در مراحل اولیه عشق و عاشقی رخ می دهند، یعنی زمانی که می خواهید پارتنرتان را بشناسید، باهم وقت بگذرانید، سکس مدام داشته باشید، و گشوده تر و منعطف تر هستید. شما کمتر مشتاق سازش هستید و احتمالا خواهان صمیمیت کمتری باشید. حتی اگر واقعا بحث و جدل نکنید، ممکن است به همان حالت عاطفی که قبل از ملاقاتتان داشتید برگردید–یا بدتر- و تعجب کنید از اینکه عشق تان کجا از دست رفت، یا اینکه پارتنرتان دوستتان دارد یا نه! این همان جایی است که “کشمکش بخاطر صمیمیت” به منظور مراقبت از آن ارتباط عشقی لازم است.

در اینجا تعدادی علایم هشداردهنده که احتمالا باعث ایجاد مشکل در رابطه شود، ذکر می گردد. این علایم ضرورتا بدین معنی نیست که رابطه را نتوان نجات داد، یا اینکه نمی توان ارتباط عاشقانه را برگرداند، بلکه بدین معنی است که هر دوی شما باید با هم صادقانه به گفتگو بنشینید، و چه بسا مشاوره ازدواج را هم برای کمک لازم داشته باشید. این فهرست مشکلات رابطه به درد شما یا پارتنرتان خواهد خورد. همچنین این مسائل، مشخصه های رایج روابط دارای وابستگیند، و وابستگی ممکن است موضوعی در ضمن آن مسائل باشد.

  1. انعطاف پذیری یا بی اشتیاقی مکرر برای توافق بر سر تصمیماتی همچون فعالیت های اجتماعی، کارهای روزمره، نقل مکان، و داشتن بچه.
  2. خودخواهی یا درگیر کردن خود با احساسات و نیازهای شخصیتان، بدون نگرانی از جانب پارنترتان یا حمایت نشدن از طرف او.
  3. دخالت های بیجای پارتنرتان.
  4. اختلاف مدام با یک دوست یا خویشاوند بخاطر اعتراض پارتنرتان.
  5. داشتن موارد بحرانی مدام، زیر ذره بین بودن، عیب جویی، اظهارات نیش‌دار و نامحترمانه یا فریبکارانه. این نوعی تجاوز کلامی است.
  6. وجود یک الگوی محدود کننده ی ارتباط، عاطفه یا سکس.
  7. بحثها و مشکلاتی که رفع نمی شوند.
  8. با خشم، اسم طرف را فریاد زدن.
  9. مشکل سر حفظ اسرار.
  10. رفتار مستعد وسواس یا افکار وسواسی داشتن در مورد انجام کاری بی مورد، شامل هل دادن یا شکستن اشیاء.
  11. کنترل رفتار، شامل دادن نصیحت وقت و بی وقت، دستور دادن، یا محدود کردن پول برای مخارجی که می شود از عهده اش برآمد، به منظور کنترل کردن همسر.
  12. یک رابطه عاشقانه پنهان یا حتی لاس زدن پارتنرتان با فردی دیگر.
  13. استعمال مواد مخدر و الکل که رابطه و کار را تحت تاثیر قرار دهد.
  14. فاصله ی خیلی طولانی مدت اگر که موجب ناخشنودی پارتنرتان می شود.
  15. اظهار تنفر، قضاوت، یا ناامیدی مدام.
  16. به طور کلی فقدان ارتباط با فراغ خاطر، یا ارتباطی که فاقد رضایت شخصی است. توجه کنید که این امر ممکن است برای برخی زوجین با صمیمیت کم، که کارکردهای ارتباطی خوبی شبیه یک رابطه ی شغلی دارند، مشکل محسوب نشود.
  17. از دست رفتن اعتماد. این امر می تواند بوسیله چیزهای بی شماری ایجاد شود. از قبیل: عدم صداقت، استفاده از اطلاعات شخصی علیه پارتنرتان، سلب اعتماد، قولهای شکسته یا توافقاتی که منجر به هتک حرمت به حدود طرف مقابل شده، و یا عهدشکنی کردن.
  18. شما بایستی مورد اعتنا قرار بگیرید، حرمت ببینید ، و اطمینانتان بطور مدام جلب شود –اطمینانی که هرچقدر هم داده شود برای مدت طولانی تضمین نمی شود.
  19. موضوعاتی هست که پایانی برایشان نیست یا نگران مطرح کردنشان هستید.
  20. تجاوز به حدود اشخاص از قیبل بی احترامی به خواست شما برای تماس نگرفتن موقع حضور در محل کار، عدم بازگویی اطلاعات محرمانه نزد دیگران، انتقاد نکردن درمورد چیزی بخصوص، یا نخواندن ایمیل تان.

برای بهبود ارتباط خود بیشتر بخوانید:

الگوهای مختلف در ارتباط زناشویی

منظور از ارائه این لیست، این نیست که به رابطه ی خود، یا پارتنرتان امتیاز بدهید. بلکه هدف، روشن شدن موضوعاتی است که احتمالا لازم است شخصا بر آنها تاکید کنید و درباره اش راحتتر با همسرتان حرف بزنید. بسیاری از این مشکلات ارتباطی پیرامون خلاء سلامت، مراوده ی مثبت– مراوده ای که با فراغ خاطر، مستقیم، احترام آمیز، صادقانه، و شخصی باشد، می چرخد. زوجین وقتی به مشکل می خورند که از صادق بودن بترسند– معمولا به این دلیل که فکر می کنند حقیقت، پارتنرشان را به هم ریخته و ممکن است رابطه را به خطر اندازد.

آنها آسیبشان را اظهار نمی کنند یا خواهان عشق و حمایت پارتنرشان نمی شوند، پس آن را به شکل انتقاد مدام و سرزنش بروز می دهند. مردم در طول تربیت خود در خانواده، یاد می گیرند که باهم گفتگو کنند و مسائل خود را با دیگران حل کنند. بدون داشتن الگوهای خوب، برخی هرگز یاد نمی گیرند چطور مثبت باشند. مثبت بودن می تواند تحصیل شود اما نیازمند تمرین است.

مشکلات ارتباطی دیگری هم می تواند از ناهماهنگی در قدرت طرفین ایجاد شود؛ مثلا وقتی یکی از پارتنرها سعی در تسلط بر دیگری چه به واسطه ی وسواس، کنترل کردن، یا تجاوز عاطفی یا کلامی داشته باشد. این امر به رابطه آسیب زده و موجد خودخواهی دیگر پارتنر می  گردد. در روابط درگیر اعتیاد یا نارسیست (خودشیفته) این امر، نامعمول نیست. یکی از زوجین با تظاهر به محتاج دیگری بودن، خواهان توجه و احترام همسر واقع شدن، یا نقش قربانی را بازی کردن، با این انتظار که شخص دیگر او را خوشحال کند، می تواند دیگری را کنترل کند.

الگوهای ارتباطی منفی مدام، ریشه در مشکلات دوران کودکی دارد. از قبیل: رابطه های فاقد حرمت، سوء رفتار یا عدم اظهار آزادانه ی عواطف، والدین کنترل گر، تجاوز به حدود طرف، اهمال و سستی، مشاجرات مشهود والدین، بیماریهای روحی-روانی، اعتیاد، یا تجاوز. تنوع شکلهای فرزندپروریِ غیرکارکردی موجب ایجاد شرم و تنزل اعتماد به نفس کودک می شود، که به دوران بزرگسالی هم انتقال می یابد. شرم و کمبود اعتماد به نفس، عشق و صمیمیت و ارتباط موثر را خنثی می کند. افراد با حس شرم و اعتماد بنفس کم، خود را سزاوار عشق احساس نمی کنند. و از نظر عاطفی نیز پارتنرشان را مستقیم یا غیرمستقیم پس می زنند. آنها تجاوز می کنند یا اجازه ی تجاوز می دهند، با این تصور که آنان مورد نکوهش قرار می گیرند، وقتی که از از-دست-رفتن رابطه بترسند که پارتنرشان را خاموش نگه دارند یا کنترل کنند یا احساسات منفی شان را در خودشان نگه دارند و کینه و خشم بسازند.

بیشتر بخوانید:

راز شادی در ارتباط زوجین

کشمکش بخاطر صمیمیت نیازمن داین است که جرئت مواجه شدن با رفتار و لحن ناسالم را یافته و در معرض آسیب قرار بگیرید. این امر، مستلزم این سات که بر انکار حقیقت، کنار کشیدن، کنترل شدن، یا خود را برای پرهیز از یک ارتباط واقعی تسکین دادن، غلبه کنید. به دلیل اینکه رابطه ها سیستم های پویایی هستند، وقتی یکی از پارتنرها رفتاری شبیه یکی از موارد فهرست شده داشته باشد، به رابطه آسیب می زند. به همین شکل، وقتی او اعتماد بنفس و مهارت های ارتباطی دیگری را تقویت می کند، رابطه تقویت می شود. بیشتر اوقات، یکی از همسران در درمان انفرادی تغییرات مثبتی ایجاد می کند، و ازدواج به شکل بهتری تغییر می یابد.

اعتماد بنفس مثبت و خوب برای شادی و ارتباط بسیار مهم اند.

منبع: مشاورکو

درمان شناختی-رفتاری در درد مزمن

درمان شناختی­-رفتاری (CBT)رویکرد گسترده­ای است، اغلب مبتنی بر الگوی تقویت (یا “عامل”): افکار یا رفتارهایی که پاداش داده می­شوند، افزایش می­یابند و افکار و رفتارهایی که نادیده گرفته می­شوند، کاهش می­یابند. نشانگان دردهای مزمنی که به دلیل بیماری­های مزمنی مانند آرتریدروماتوئید به وجود می­آیند، هم برای بیمار و هم برای کارگزاران خدمات بهداشتی، مشکلات اساسی ایجاد می­کنند. به سخن دیگر، بیماران معمولاً نمی­توانند با اطمینان، اطلاعاتی را ادامه مطلب

10 راهکار برای شادتر زیستن

فیلم و فایل صوتی آموزشی روانشناسی رایگان و مشاوره


 
برای پخش فایل مرورگر خود را آپدیت کنید یا از اینجا فایل را دانلود نمایید.

در این مقاله ده کاری که می توانید برای شادتر بودن انجام دهید را معرفی کرده ایم، آن ها را بخوانید و در زندگی به کار بندید تا شادتر باشید:

چالاک و پرانرژی قدم بردارید

دانشمندان می گویند برداشتن گامهای بلند همراه با تاب دادن دستها کمک می کند احساس مثبت تری داشته باشید. حتی اگر خوشحال نباشید، یک پیاده روی حسابی کمک می کند با وانمود کردن به آن، چنین احساسی را بدست آورید.

بی مهابا لبخند بزنید

می خواهید روحیه تان را بالا ببرید؟ گوشه های دهانتان را بالا بکشید. وقتی که سعی می کنید لبخند بزنید، می توانید شیمی مغزتان را تغییر داده و احساس شادتری داشته باشید.

کار داوطلبانه کنید

بدنبال راههای باشید که وارد تشکل ها شوید یا به کمک دوستی که نیازمند است بشتابید. همچنین به خودتان هم کمک کنید. این کار سلامتی روانی تان را بالا می برد و حس خوب بودن به شما می دهد.تو می تونی.

برای شادتر بودن بیشتر بخوانید:

شادی اصیل: درست در چشمان شماست!

دوستان جدید پیدا کنید

اینکه اوقات خود را با مردمی بگذرانید که به شما توجه دارند حالتان را بهتر می کند. پس پذیرای رابطه های جدید باشید، حتی اگر این فرد کسی باشد که در اداره، باشگاه، اماکن مذهبی، یا پارک ملاقات می کنید. ولی همچنین مطمئن شوید که ارتباطاتی که در طول زندگی دارید حفظ خواهید کرد. مطالعات نشان می دهد هرچه ارتباطات بیشتری داشته باشید، شادتر خواهید بود.

داشته هایتان را محاسبه کنید

هرآنچه در زندگی تان مطاوب است روی کاغذ پیاده کنید. وقتی تلاش می کنید جوانب روشن قضایا را تماشا کنید یا: نیمه پر لیوان را ببینید، کمک می کند روی مثبت بودن متمرکز شوید.

رکورد بشکنید

تنها با 5 دقیقه ورزش کردن، خودتان را به وضعیت بهتری برسانید. تکان دادن بدنتان همچنین تاثیرات درازمدت خوبی دارد: ورزش مداوم کمک می کند افسردگی را کنار بزنید.

ببخشید و فراموش کنید

آیا با خود، کینه حمل می کنید؟ رهایش کنید. بخشش، شما را از شر افکار منفی رها کرده ومجال بیشتری می دهد تا در زندگی آرامش درونی داشته باشید و شادی را برایتان به ارمغان می آورد.

ذهن آگاهی را تمرین کنید.

یک ساعت در هفته مدیتیشن کنید. این کار کمی لذت، آرامش، و رضایت می دهد. همچنین گذرگاه هایی در مغزتان ایجاد می کند که راحت تر احساس لذت کنید.

موزیک گوش دهید

موسیقی تاثیر قدرتمندی روی عواطفتان دارد. ترکیبی از موزیک های موردعلاقه تان را گرد آورید و یک‌جا داشته باشید. یک آرامش واقعی که حس خوب میدهد به دست بیاورید.

هروقت نیاز به خواب داشتید بخوابید

اغلب بزرگسالان به 7 یا 8 ساعت خواب شبانه نیازمندند تا حالشان روبراه باشد. احتمالا وقتی چشمهایتان به حد کافی روی هم برود، شادتر خواهید بود.

منبع:

American Academy of Pediatrics: “Good Reasons to Smile,” “Music and Mood.”

 

اصول ارتباط غیر کلامی

 

فیلم و فایل صوتی آموزشی روانشناسی رایگان و مشاوره

برای پخش فایل مرورگر خود را آپدیت کنید یا از اینجا فایل را دانلود نمایید.
ارتباطات خوب پایه و اساس هر رابطه موفق است چه رابطه شخصی باشد چه رابطه حرفه‌ای. باید بدانیم که ارتباطات غیر کلامی، حالات چهره، ژست‌ها، ارتباط چشمی، وضعیت بدن و تُن صدا بیشترین تأثیر را دارند. توانایی برای درک و استفاده از ارتباط غیر کلامی یا زبان بدن ابزار قدرتمندی است که می‌تواند به برقراری ارتباط شما با دیگران کمک کند، منظور واقعی شما را منتقل کند و روابط بهتری بسازد.

زبان بدن و ارتباط غیر گفتاری چیست؟

هنگامیکه با دیگران تعامل میکنیم نشانه هایی که ما ایجاد میکنیم، طرز نشستن ما، سریع یا بلند حرف زدن ما، نزدیک ایستادن، مقدار ایجاد ارتباط چشم در چشم پیام های قوی می‌فرستند. این پیامها هنگامیکه حتی شما صحبت را متوقف می‌کنید متوقف نمی‌شوند. حتی زمانیکه شما ساکت هستید شما هنوز به صور غیر گفتاری ارتباط برقرار می‌ کنید.

اغلب اوقات چیزی که از دهان ما خارج می شود و ارتباطی که بوسیله زبان بدن ایجاد می کنیم دو چیز کاملا متفاوت هستند. هنگامی که با این سیگنال های در هم مواجه می‌شویم مخاطب مجبور به انتخاب است که گفتار شما را باور کند یا پیام غیر گفتاری شما را و در اغلب موارد انها غیر گفتاری را برمی‌گزینند چون ان زبان طبیعی و ناخود اگاه ماست که احساسات ما و نیت مان را در هر موقعیتی نشان می دهد.

برای بهبود مهارت های اجتماعی خود بیشتر بخوانید:

شش کلید برای مهارت های اجتماعی

چرا ارتباط غیر کلامی مهم است

نحوه گوش دادن، نگاه کردن، حرکت کردن و واکنش نشان دادن به افراد دیگر نشان می‌دهد که آیا شما به آن‌ها اهمیت می‌دهید یا خیر، آیا راستگو هستید یا خیر و چگونه به آن‌ها گوش می‌دهید. تطابق علامت‌های غیر کلامی با واژه‌هایی که استفاده می‌کنید منجر به افزایش اعتماد، شفافیت و تفاهم می‌شود. عدم وجود این تطابق منجر به ایجاد تنش، بی اعتمادی و سردگمی می‌شود.

اگر می‌خواهید مخاطب بهتری باشید و ارتباطات بیشتری داشته باشید، باید نه تنها نسبت به زبان بدن و نشانه‌های غیر کلامی دیگران بلکه همچنین به زبان بدن و نشانه‌های غیر کلامی خود حساس باشید.

نشانه‌های غیر کلامی در برقراری ارتباط می‌توانند پنج نقش کلیدی داشته باشند:

تکرار: آن‌ها می‌توانند پیام کلامی شخص را تکرار کنند.

تناقض: آن‌ها می‌توانند مخالفت با پیامی که شخص سعی در انتقال آن دارد را نشان دهند.

جایگزینی: آن‌ها می‌توانند جایگزینی برای پیام‌های کلامی باشند. برای مثال، چشمان یک نفر می‌توانند اغلب پیام واضح‌تری از واژگان منتقل کنند.

مکمل: آن‌ها ممکن است مکمل پیام کلامی باشند. اگر رئیسی بخواهد یک نفر را تشویق کند علاوه بر تشویق می‌تواند تأثیر پیام را افزایش دهد.

تأکید: آن‌ها ممکن است مؤکد پیام کلامی باشند. برای مثال، ضربه زدن به میز می‌تواند مؤکد یک پیام باشد.

 

انواع ارتباطات غیر کلامی و زبان بدن

ارتباطات غیر کلامی انواع مختلفی دارند. علامت‌ها و نشانه‌های غیر کلامی زیر علاقه و سرمایه گذاری شما در دیگران را منتقل می‌کنند.

حالات چهره

چهره انسان بسیار رساست و می‌تواند احساسات بی‌شماری را بدون گفتن یک واژه نشان دهد، و بر خلاف برخی اشکال ارتباطات غیر کلامی، حالات چهره فراگیر هستند. حالات چهره برای خوشحالی، غمگینی، عصبانیت، تعجب، ترس و نفرت در سرتاسر فرهنگ‌ها یکسان هستند.

حرکات و وضعیت بدن

در نظر بگیرید که ادراک شما از مردم چگونه تحت تأثیر نحوه نشستن، راه رفتن، ایستادن یا نگه داشتن سر آن‌هاست. نحوه حرکت شما اطلاعات زیادی را به دنیا منتقل می‌کند. این نوع ارتباط غیر کلامی شامل وضعیت بدن، تکیه گاه، طرز ایستادن و حرکات ظریف است.

ژست

ژست‌ها اساس زندگی روزمره ما را تشکیل می‌دهند. ما دست تکان می‌دهیم، اشاره می‌کنیم، با اشاره صدا می‌زنیم و از دست‌های خود هنگام استدلال کردن یا حرف زدن متحرک استفاده می‌کنیم – ما اغلب با ژست‌ها خود را بدون تفکر نشان می‌دهیم. ولی، معنای ژست می‌تواند در فرهنگ‌ها و مناطق مختلف متفاوت باشد پس، باید مراقبت باشیم دچار تفسیر اشتباه نشویم.

ارتباط چشمی

چون حس بینایی در اکثر افراد غالب است، ارتباط چشمی مخصوصاً نوع مهمی از ارتباط غیر کلامی است. نحوه نگاه کردن شما به یک نفر می‌تواند چیز‌های زیادی را منتقل کند از جمله علاقه، عواطف، خصومت یا جاذبه. ارتباط چشمی همچنین در حفظ جریان گفتگو و برای استدلال از واکنش افراد دیگر مهم است.

لامسه

ما ارتباطات زیادی از طریق لامسه داریم. درباره پیام‌هایی که به طریق زیر منتقل می‌شوند فکر کنید: دست دادن بی‌حال، زدن به شانه، بغل کردن گرم و صمیمی، زدن به پشت برای اطمینان دادن، نوازش کردن سر یا محکم گرفتن بازو.

فضا

آیا تا کنون هنگام گفتگو به خاطر اینکه شخص دیگر زیاد نزدیک شما بوده است احساس ناراحتی کرده‌اید؟ اگرچه نیاز به فضا در فرهنگ‌ها، وضعیت‌ها و نزدیکی مختلف روابط متفاوت است ولی، ما همه به فضای فیزیکی نیاز داریم. شما می‌توانید از فضای فیزیکی برای انتقال پیام‌های غیر کلامی مختلف استفاده کنید از جمله علامت‌های صمیمیت و محبت، تجاوز یا تسلط.

صدا

تنها آنچه می‌گویید مهم نیست، چگونه گفتن هم اهمیت دارد. هنگامی که حرف می‌زنیم، افراد دیگر صدای ما را به اضافه گوش دادن به واژه‌های ما می‌خوانند. چیزهایی که به آن‌ها توجه می‌شود عبارتند از زمان بندی و سرعت، بلندی صدا، تُن و عطف و صداهایی که ادراک را منتقل می‌کنند مانند اه و آهان. در نظر بگیرید که تُن صدای یک نفر برای مثال چگونه می‌تواند طعنه، عصبانیت، محبت یا اطمینان را نشان دهد.

ارتباطات غیر کلامی را نمی‌توان وانمود کرد

شما ممکن است بدانید چگونه بنشینید، انگشتان خود را به حالت مخروطی دربیاورید یا دست دهید تا مطمئن به نظر برسید یا ادعای تسلط کنید. ولی، واقعیت آن است که چنین حقه‌هایی احتمالاً مؤثر نخواهند بود چون، شما نمی‌توانید همه علامت‌هایی که درباره تفکرات و احساست واقعی خود ارسال می‌کنید را کنترل کنید. و هرچه بیشتر تلاش کنید، علامت‌های غیر طبیعی‌تری ارسال خواهید کرد.

ارتباط غیر کلامی چگونه می‌تواند نادرست عمل کند

آنچه که از طریق زبان بدن و علامت‌های غیر کلامی منتقل می‌کنید تصویر شما در ذهن دیگران، دوست داشتن و احترام گذاشتن آن‌ها به شما و اعتماد یا عدم اعتماد آن‌ها به شما را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

متأسفانه، افراد زیادی پیام‌های غیر کلامی گیج کننده یا منفی بدون آگاهی ارسال می‌کنند. هنگامی که این اتفاق می‌افتد، ارتباط و اعتماد هر دو صدمه می‌بینند.

ارتباط غیر کلامی و زبان بدن در روابط

فرهاد، سارا و علیرضا همگی کسانی هستند که هنگام برقراری ارتباط غیر کلامی چیزی می‌گویند که نتایج فاجعه باری برای روابط آن‌ها در پی دارد:

فرهاد

بر این باور است که ارتباط عالی با همکاران خود دارد ولی، اگر از آن‌ها بپرسید، خواهند گفت که فرهاد ترسناک است. فرهاد به جای نگاه کردن به شما، به نظر می‌رسد می‌خواهد شما را با چشمانش قورت دهد. و اگر دست شما را بگیرد، ناگهانی این کار را می‌کند و به شدت دست شما را فشار می‌دهد. فرهاد آدم دلسوزی است که در خفا آرزو دارد دوستان بیشتری داشت ولی، تداخل غیر کلامی مردم را از او دور نگه می‌دارد و توانایی برای پیشرفت در کار او را محدود می‌کند.

سارا

سارا جذاب است و مشکلی با ملاقات با مرد‌های مناسب ندارد ولی، برای حفظ روابط برای بیشتر از چند ماه مشکل دارد. سارا بامزه و جالب است ولی، حتی با لبخند ثابت نیز تنش ایجاد می‌کند. شانه‌ها و ابروهای او به طرز قابل توجهی بالا کشیده شده‌اند، صدای تیزی دارد و بدن او سفت است. افراد زیادی که در اطراف سارا قرار دارند احساس ناراحتی می‌کنند. سارا کار زیادی برای از بین بردن ناراحتی که در دیگران ایجاد می‌کند در پیش دارد.

علیرضا

علیرضا وقتی با محبوبه ملاقات کرد فکر کرد نیمه گمشده خود را پیدا کرده است ولی، محبوبه در این باره مطمئن نبود. علیرضا خوش قیافه است، به سختی کار می‌کند و ارتباط کلامی خوبی دارد ولی، به نظر می‌رسید به افکار خود بیشتر از افکار محبوبه اهمیت می‌دهد. هنگامی که محبوبه چیزی برای گفتن داشت، علیرضا همیشه قبل از آنکه چیزی بگوید آماده رد کردن خواسته او بود. این باعث شد محبوبه احساس طرد شدن کند و طولی نکشید که با مرد‌های دیگری ملاقات کرد. علیرضا سر کار نیز با همین مشکل مواجه است. عدم توانایی او برای گوش دادن به دیگران باعث می‌شود بین دیگران منفور باشد.

این افراد باهوش و خوش نیت در تلاش برای برقراری ارتباط با دیگران با تضاد روبرو هستند. مسئله آن است که آن‌ها از پیام‌های غیر کلامی که منتقل می‌کنند آگاه نیستند.

اگر می‌خواهید ارتباط مؤثری برقرار کنید، از سوء تفاهمات اجتناب کنید و از روابط قوی و مورد اعتماد هم به طور اجتماعی و هم به طور حرفه‌ای لذت ببرید. چگونگی درک و استفاده از علامت‌های غیر کلامی مهم است.

آماده کردن زمینه برای ارتباط غیر کلامی مؤثر

ارتباط غیر کلامی فرآیندی همراه با جریان سریع است که به تمرکز و توجه کامل شما نیاز دارد. اگر به طرح ریزی درباره آنچه که در مرحله بعد خواهید گفتید می‌پردازید یا به چیز دیگری فکر می‌کنید، تقریباً نشانه‌های غیر کلامی و مهارت‌های دیگر را در گفتگو از دست خواهید داد. شما باید متمرکز بر تجربه لحظه به لحظه باشید تا بتوانید آنچه را که در جریان است به طور کامل درک کنید.

برای بهبود ارتباط غیر کلامی، به یادگیری مدیریت استرس بپردازید

یادگیری چگونگی مدیریت استرس یکی از مهم‌ترین چیز‌هایی است که می‌توانید برای بهبود ارتباط غیر کلامی انجام دهید. استرس توانایی شما برای برقراری ارتباط را مختل می‌کند. هنگامی که استرس دارید، احتمال تفسیر نادرست افزایش پیدا می‌کند، علامت‌های غیر کلامی گیج کننده یا ناخوشایند ارسال می‌کنید و به الگوهای رفتاری ناسالم ناگهانی و بدون تفکر روی می‌آورید. به علاوه، احساسات مسری هستند. ناراحت بودن شما به احتمال زیاد دیگران را نیز تحریک می‌کند و وضعیت بد را تشدید می‌کند.

اگر احساس استرس زیادی می‌کنید، بهتر است استراحت کنید. مقداری استراحت کنید و سپس، به گفتگو بازگردید. بعد از اینکه تعادل احساسی خود را دوباره به دست آوردید، بهتر خواهید توانست با وضعیت به گونه‌ای مثبت کنار بیایید.

آگاهی عاطفی چگونه ارتباط غیر کلامی را تقویت می‌کند

به منظور ارسال نشانه‌های غیر کلامی مناسب، باید از عواطف خود و تأثیرات آن‌ها آگاه باشید. شما همچنین باید بتوانید عواطف دیگران و احساسات واقعی پشت نشانه‌هایی که ارسال می‌کنند را شناسایی کنید. اینجا آگاهی هیجانی وارد عمل می‌شود.

آگاهی هیجانی شما را قادر می‌کند تا:

  • به درستی افراد دیگر را تفسیر کنید از جمله عواطفی که احساس می‌کنند و پیام‌های غیر کلامی که ارسال می‌کنند.
  • با ارسال علامت‌های غیر کلامی که با واژگان شما تطابق دارند در روابط اعتماد ایجاد کنید
  • به گونه‌ای واکنش نشان دهید که دیگران بفهمند، توجه کنند و اهمیت دهند.
  • بدانید اگر رابطه نیاز‌های عاطفی شما را برآورده می‌کند، به شما این اجازه را می‌دهد تا رابطه را درست کنید یا ادامه دهید.

نکاتی برای خواندن زبان بدن و ارتباط غیر کلامی

وقتی که توانستید استرس را مدیریت و عواطف را شناسایی کنید، به طور طبیعی بهتر خواهید توانست علامت‌های غیر کلامی دیگران را بخوانید.

  • به تناقضات توجه کنید. ارتباط غیر کلامی باید آنچه را که می‌گویید تقویت کند. آیا شخص یک چیز می‌گوید و زبان بدن او چیز دیگر؟ برای مثال، آیا آن‌ها به شما بله می‌گویند ولی، با سر خود اشاره می‌کنند خیر؟
  • در نظر گرفتن علامت‌های غیر کلامی به عنوان یک گروه. به یک علامت یا ژست غیر کلامی بیش از حد توجه نکنید. همه علامت‌های غیر کلامی که دریافت می‌کنید را در نظر بگیرید. آیا علامت‌های غیر کلامی آن‌ها با آنچه که واژگان آن‌ها می‌گویند تناقض دارند یا خیر؟
  • به غرایز خود اعتماد کنید. از احساسات خود غافل نشوید. اگر احساس می‌کنید کسی راستگو نیست یا چیزی درست نیست، ممکن است در تطابق بین نشانه‌های کلامی و غیر کلامی دچار اشتباه شوید.

ارزیابی علامت‌های غیر کلامی

ارتباط چشمی آیا ارتباط چشمی انجام می‌شود؟ اگر انجام می‌شود، آیا بیش از حد شدید است یا درست انجام می‌شود؟
حالت چهره چهره آن‌ها چه چیزی را نشان می‌دهد؟ آیا چهره آن‌ها حالت ماسک مانند دارد و غیر گویاست یا عواطف آن‌ها را نشان می‌دهد و سرشار از علاقه است؟
تُن صدا آیا صدای آن‌ها گرمی، اطمینان و علاقه را نشان می‌دهد یا خسته و گرفته است؟
وضعیت و ژست بدن آیا بدن آن‌ها آرام است یا سفت و بدون حرکت؟ آیا شانه‌ها کشیده هستند یا برعکس؟
لامسه آیا تماس فیزیکی وجود دارد؟ آیا با وضعیت تناسب دارد؟ آیا باعث می‌شود احساس ناراحتی کنید
زمانبندی و سرعت آیا جریان ملایمی از اطلاعات وجود دارد؟ آیا واکنش‌های غیر کلامی سرعت خیلی کم یا خیلی زیادی دارند؟
صداها آیا صداهایی می‌شنوید که اهمیت یا نگرانی را نشان دهند؟

 

با ادامه توجه به نشانه‌ها و علامت‌های غیر کلامی که ارسال و دریافت می‌کنید، توانایی شما برای برقراری ارتباط بهبود پیدا خواهد کرد.

منبع: فارس پاتوق

رابطه بین شادی، سن و زیبایی

لبخند بزن، عزیزم!

تحقیقات جدید نشان می‌دهند که شادی باعث می‌شود جوان‌تر به نظر برسید. ولی، تناقضی نیز وجود دارد.

این صحبت های یک فرد چهال ساله است که به روان شناس خود گفته است:

“من هفته قبل 40 ساله شدم ، بنابراین مسئله سن ذهن من را بیشتر از قبل مشغول کرده است. در این زمان می بینم که همش مجبورم از جملات تعارفی نه ممنونم، متشکرم، نظر لطف شماست و یا چشماتون جوون می بینه در برابر جملاتی مثل خوب موندین و ماشالله اصلا بهت نمی خوره، استفاده کنم. من واقعاً 40 ساله هستم و بسیاری از دوستان من نیز 40 سال دارند –  ولی هیچ کدام این جملات را از سر تعارف نمی گویند ادامه مطلب