علل پزشکی مشکلات خواب

آیا شب ها مشکلات خواب را تجربه میکنید؟ آیا پس از بیدار شدن احساس خستگی دارید؟

افرادی که احساس می کنند خواب خوبی ندارند ممکن است به دلیل انواع بیماری های زمینه ای پزشکی، از خواب آلودگی بیش از حد در روز رنج ببرند. اختلال خواب ممکن است نشانه ای از یک مشکل سلامتی یا اثر نامطلوب درمان برای درمان مشکل باشد.

استرس ناشی از بیماری مزمن همچنین می تواند باعث بی خوابی و خواب آلودگی در طول روز شود. شرایط رایجی که اغلب با مشکلات خواب مرتبط هستند عبارتند از: سوزش سر دل، دیابت، بیماری های قلبی عروقی، اختلالات اسکلتی عضلانی، بیماری کلیوی، مشکلات سلامت روان، اختلالات عصبی، مشکلات تنفسی و بیماری تیروئید.

علاوه بر این، برخی از داروهای تجویزی و بدون نسخه که برای درمان این مشکلات و سایر مشکلات سلامتی استفاده می‌شوند، می‌توانند کیفیت و کمیت خواب را مختل کنند.

علل پزشکی مشکلات خواب 

سوزش سردل

دراز کشیدن در رختخواب اغلب سوزش سر دل را تشدید می کند که به دلیل ذخیره اسید معده در مری ایجاد می شود. ممکن است بتوانید با پرهیز از غذاهای سنگین یا چرب (همچنین قهوه و الکل) در عصر از این مشکل جلوگیری کنید.

همچنین می توانید با بالا بردن قسمت بالایی بدن خود از جاذبه به نفع خود استفاده کنید. داروهای بدون نسخه و تجویزی که ترشح اسید معده را سرکوب می کنند نیز می توانند کمک کنند اما در این مورد باید با دکتر متخصص مراجعه کنید.

دیابت

دیابت یک اختلال شایع و مزمن است که با افزایش سطح گلوکز یا قند خون مشخص می شود. زمانی اتفاق می‌افتد که سلول‌های شما به انسولین (هورمونی که از لوزالمعده ترشح می‌شود) واکنش مناسبی نشان نمی‌دهند و زمانی که لوزالمعده نتواند در پاسخ انسولین بیشتری تولید کند. افراد مبتلا به دیابت که سطح قند خون آن ها به خوبی کنترل نشده است ممکن است به دلایل زیر مشکلات خواب را تجربه کنند:

  • تعریق شبانه
  • نیاز مکرر به ادرار
  • علائم هیپوگلیسمی (قند خون پایین)
  • اگر دیابت به اعصاب پاها آسیب رسانده باشد، حرکات شبانه یا درد نیز ممکن است خواب را مختل کند.

نارسایی قلبی

نارسایی قلبی وضعیتی است که با کاهش تدریجی توانایی قلب برای “پمپ کردن” یا گردش خون مشخص می شود. نارسایی قلبی می تواند باعث تجمع مایع در ریه ها و بافت ها شود.

بیماران مبتلا به نارسایی قلبی ممکن است در طول شب با احساس تنگی نفس از خواب بیدار شوند زیرا وقتی دراز می کشند مایع اضافی بدن در اطراف ریه های آن ها جمع می شود. استفاده از بالش برای بالا بردن بالاتنه ممکن است به این مشکل کمک کند.

داروهای خواب‌آور بنزودیازپین به برخی افراد کمک می‌کنند تا علی‌رغم این اختلال تنفسی بخوابند، اما برخی از افراد ممکن است نیاز به استفاده از اکسیژن مکمل یا دستگاهی داشته باشند که فشار را در راه هوایی فوقانی و حفره قفسه سینه افزایش می‌دهد تا به تنفس و خواب طبیعی‌تر کمک کند.

مردان مبتلا به نارسایی قلبی اغلب دچار آپنه انسدادی خواب می‌شوند( یک اختلال تنفسی که با بیداری‌های متعدد شبانه مشخص می‌شود) که می‌تواند خواب را مختل کند، باعث خواب‌آلودگی در طول روز و بدتر شدن نارسایی قلبی شود. در افراد مبتلا به بیماری عروق کرونر، نوسانات طبیعی در ریتم شبانه روزی ممکن است باعث آنژین (درد قفسه سینه)، آریتمی (ضربان قلب نامنظم)، یا حتی حمله قلبی در هنگام خواب شود.

اختلالات اسکلتی عضلانی

درد التهاب مفصل می‌تواند باعث شود افراد به هنگام تغییر وضعیت به خواب رفته و به حالت اولیه بروند. علاوه بر این، درمان با استروئیدها اغلب باعث بی خوابی می شود البته ممکن است مصرف آسپرین یا یک داروی ضدالتهاب غیراستروئیدی (NSAID) درست قبل از خواب برای تسکین درد و تورم مفاصل در طول شب مفید باشد.

افراد مبتلا به فیبرومیالژیا (وضعیتی که با رباط‌ها و تاندون‌های دردناک مشخص می‌شود) احتمالاً صبح ها از خواب بیدار می‌شوند و مانند افراد مبتلا به درد التهاب مفصل احساس خستگی و سفت و درد دارند. محققانی که خواب مبتلایان به فیبرومیالژیا را تجزیه و تحلیل کردند، دریافتند که حداقل نیمی از آن ها خواب عمیق غیرطبیعی دارند.

بیماری کلیوی

افراد مبتلا به بیماری کلیوی دارای کلیه‌هایی هستند که به حدی آسیب دیده‌اند که دیگر نمی‌توانند مایعات را فیلتر کنند، مواد زائد را حذف کنند و الکترولیت‌ها را به همان اندازه که سالم هستند در تعادل نگه دارند. بیماری کلیوی می تواند باعث تجمع مواد زائد در خون شود و منجر به بی خوابی یا علائم سندرم پای بیقرار شود. اگرچه محققان مطمئن نیستند که چرا ولی دیالیز یا پیوند کلیه همیشه خواب را به حالت عادی باز نمی‌گرداند.

شب ادراری

شب ادراری نیاز به بیدار شدن مکرر برای ادرار کردن در طول شب دارد. این یکی از دلایل شایع کم خوابی به خصوص در میان افراد مسن است. شب ادراری حتی در موارد خفیف باعث می شود که فرد حداقل دو بار در طول شب از خواب بیدار شود. در موارد شدید، فرد ممکن است پنج یا شش بار از خواب برخیزد.

شب ادراری ممکن است ناشی از افزایش سن باشد، اما علل دیگر عبارتند از برخی شرایط پزشکی (نارسایی قلبی، دیابت، عفونت ادراری، بزرگ شدن پروستات، نارسایی کبد، ام اس، آپنه خواب)، مصرف برخی از داروها (به ویژه دیورتیک ها) و مصرف بیش از حد مایعات پس از شام باشد.

درمان های شب ادراری به سه دسته تقسیم می شوند:

  • درمان هایی برای اصلاح علل پزشکی
  • مداخلات رفتاری
  • دارو درمانی

اولین قدم، تلاش برای شناسایی علت و اصلاح آن است. اگر در این کار ناموفق بودید، رویکردهای رفتاری مانند کاهش میزان نوشیدنی دو ساعت قبل از خواب، به ویژه کافئین و الکل را امتحان کنید. اگر شب ادراری ادامه یابد، پزشک ممکن است یکی از داروهایی که برای درمان مثانه تایید شده اند را تجویز کند.

بیماری تیرویید

پرکاری تیروئید (پرکاری تیروئید) می تواند باعث مشکلات خواب شود. این اختلال سیستم عصبی را بیش از حد تحریک می کند، به خواب رفتن سخت می شود و ممکن است باعث تعریق شبانه شود که منجر به برانگیختگی شبانه شود. احساس سرما و خواب‌آلودگی یکی از نشانه‌های تیروئید کم‌کار (کم‌کاری تیروئید) است.

از آنجایی که عملکرد تیروئید بر هر اندام و سیستم بدن تأثیر می گذارد، علائم می تواند گسترده باشد و گاهی اوقات رمزگشایی آن ها دشوار می باشد. بررسی عملکرد تیروئید فقط به یک آزمایش خون ساده نیاز دارد، بنابراین اگر متوجه انواع علائم غیر قابل توضیح شدید، از پزشک خود بخواهید مشکلات تیروئید شما را بررسی کند.

مشکلات تنفسی

تغییرات مربوط به شبانه روزی در ماهیچه های اطراف راه های هوایی می تواند باعث انقباض راه های هوایی در طول شب شده و احتمال حملات آسم شبانه را افزایش دهد که خواب را مختل می کند.

مشکلات تنفسی یا ترس از حملات شبانه ممکن است خوابیدن را سخت‌تر کند. از طرف دیگر افرادی که آمفیزم یا برونشیت دارند نیز ممکن است به دلیل تولید بیش از حد خلط، تنگی نفس و سرفه در به خواب رفتن مشکل داشته باشند.

داروها

داروهایی که ممکن است بر خواب تأثیر بگذارند، شامل موارد زیر می باشند:

اختلالات سلامت روان

تقریباً همه افراد مبتلا به اضطراب یا افسردگی در به خواب رفتن و به خواب ماندن مشکل دارند. ناتوانی در به خواب رفتن ممکن است به کانون ترس و تنش مداوم برای برخی از مبتلایان تبدیل شود و باعث کاهش بیشتر خواب شود.

اضطراب عمومی

اضطراب شدید که به عنوان اختلال اضطراب فراگیر نیز شناخته می شود، با احساس نگرانی، دلهره یا ناراحتی مداوم و آزاردهنده مشخص می شود. این احساسات یا به طور غیرعادی شدید هستند یا با مشکلات و خطرات واقعی زندگی روزمره فرد تناسبی ندارند.

افراد مبتلا به اضطراب عمومی معمولاً هر روز به مدت شش ماه یا بیشتر، نگرانی بیش از حد و مداوم را تجربه می کنند. علائم رایج این اختلال عبارتند از مشکل در به خواب رفتن، مشکل در خواب ماندن و استراحت پس از خواب.

فوبیا و حملات پانیک

فوبیاها، که ترس های شدید مربوط به یک شی یا موقعیت خاص هستند، به ندرت باعث مشکلات خواب می شوند، مگر اینکه فوبیا مربوط به خواب باشد (مانند ترس از کابوس، ترس از اتاق خواب یا ترس از تاریکی). از طرف دیگر حملات پانیک اغلب در شب رخ می دهد.

حملات پانیک مربوط به خواب در طول رویا دیدن رخ نمی دهد، بلکه در مرحله N2 (خواب سبک) و مرحله N3 (خواب عمیق) رخ می دهد که عاری از محرک های روانی هستند. در بسیاری از انواع فوبیا و اختلالات هراس، شناخت و درمان مشکل اساسی (اغلب با داروهای ضد اضطراب ) ممکن است اختلال خواب را حل کند.

افسردگی

از آنجایی که تقریبا ۹۰ درصد از افراد مبتلا به افسردگی جدی بی خوابی را تجربه می کنند، پزشکی که فرد مبتلا به بی خوابی را ارزیابی می کند، افسردگی را به عنوان یک علت احتمالی در نظر می گیرد. صبح زود بیدار شدن از نشانه های افسردگی می باشد، علاوه بر این برخی از افراد افسرده در طول شب به سختی به خواب می روند.

در افسردگی مزمن و خفیف، بی خوابی یا خواب آلودگی ممکن است برجسته ترین علامت باشد.

اختلال دوقطبی

خواب آشفته یکی از ویژگی های بارز اختلال دوقطبی (که به عنوان بیماری شیدایی- افسردگی شناخته می شود) می باشد. کم خوابی ممکن است علائم شیدایی را تشدید یا القا کند یا به طور موقت افسردگی را کاهش دهد. در طول دوره شیدایی، فرد ممکن است برای چند روز اصلا نخوابد.

اسکیزوفرنی

برخی از افراد مبتلا به اسکیزوفرنی در مراحل اولیه و شدیدترین مرحله یک دوره بسیار کم می خوابند. بین دوره‌ها، احتمالاً الگوی خواب آن‌ها بهبود می‌یابد، اگرچه بسیاری از افراد مبتلا به اسکیزوفرنی به ندرت خواب عمیق عادی دارند.

اختلالات عصبی

برخی از اختلالات مغزی و عصبی نیز می تواند باعث بی خوابی شود، که شامل موارد زیر می باشد:

زوال عقل

بیماری آلزایمر و سایر اشکال زوال عقل ممکن است تنظیم خواب و سایر عملکردهای مغز را مختل کند. سرگردانی و آشفتگی در طول شب در بیماران آلزایمری در حدی است که می‌تواند نیاز به نظارت دائمی داشته باشد و استرس زیادی را بر مراقبین وارد می کند. در چنین مواردی، دوزهای کوچک داروهای ضد روان پریشی بیشتر از داروهای بنزودیازپین مفید تر می باشد اما باید زیر نظر دکتر متخصص مصرف شود.

صرع

افراد مبتلا به صرع (وضعیتی که در آن فرد مستعد تشنج است) دو برابر بیشتر از دیگران در معرض خطر بی خوابی قرار دارند. اختلالات امواج مغزی که باعث تشنج می شود نیز می تواند باعث نقص در خواب REM شود. داروهای ضد تشنج در ابتدا می توانند تغییرات مشابهی ایجاد کنند، اما در صورت استفاده طولانی مدت، اختلالات خواب را اصلاح می کنند.

از هر چهار نفر مبتلا به صرع، یک نفر تشنج هایی دارد که عمدتاً در شب اتفاق می افتد و باعث اختلال در خواب و خواب آلودگی در طول روز می شود. کمبود خواب همچنین می‌تواند باعث تشنج شود.

سردرد، سکته مغزی و تومور

افرادی که مستعد سردرد هستند باید سعی کنند از کم خوابی خودداری کنند، زیرا کمبود خواب می تواند باعث ایجاد سردرد شود. هم سردردهای خوشه ای و هم میگرنی ممکن است به تغییرات در اندازه رگ های خونی منتهی به قشر مغز مرتبط باشند. درد زمانی رخ می دهد که دیواره رگ های خونی گشاد شوند.

سردردهایی که افراد را بیدار می کنند اغلب میگرن هستند، اما برخی از میگرن ها را می توان با خواب تسکین داد. خواب آلودگی همراه با سرگیجه، ضعف، سردرد یا مشکلات بینایی ممکن است نشانه یک مشکل جدی مانند تومور مغزی یا سکته باشد که نیاز به مراقبت فوری پزشکی دارند.

بیماری پارکینسون

تقریباً همه افراد مبتلا به بیماری پارکینسون بی خوابی را تجربه می کنند. فقط داخل و خارج شدن از رختخواب می تواند مشکل باشد، این بیماری اغلب خواب را مختل می کند. برخی از برانگیختگی ها ناشی از لرزش و حرکات ناشی از این اختلال است و برخی دیگر به نظر می رسد ناشی از خود این اختلال باشد. در نتیجه، خواب آلودگی در طول روز شایع است.

درمان با قرص های خواب ممکن است دشوار باشد زیرا برخی داروها می توانند علائم پارکینسون را بدتر کنند. برخی از بیمارانی که داروهای مورد استفاده برای درمان پارکینسون مصرف می کنند ممکن است دچار کابوس های شدید شوند. با این حال، استفاده از این داروها در شب برای حفظ تحرک لازم برای تغییر وضعیت در رختخواب مهم است.

منبع : علل پزشکی مشکلات خواب

اختلال پرخوری

آبا پرخوری مبارزه می کنید؟ در این مقاله با علائم پرخوری بی اختیار و اقداماتی که می توانید برای جلوگیری از آن انجام دهید آشنا می‌شوید.

اختلال پرخوری چیست؟

همه ما هر از گاهی زیاد غذا می خوریم. اما اگر به طور مرتب پرخوری کنید کنترل خود را از دست می دهید و نمی توانید آن را متوقف کنید در این حالت ممکن است از اختلال پرخوری رنج ببرید.

اختلال پرخوری یک اختلال رایج در خوردن است که در آن شما مکرراً مقادیر زیادی غذا می خورید در حالی که از توقف آن احساس ناتوانی می‌کنید و در حین یا بعد از غذا خوردن احساس ناراحتی شدید دارید.

ممکن است تا زمانی که احساس ناراحتی کنید به خوردن ادامه دهید و سپس دچار احساس گناه، شرم یا افسردگی شوید، به دلیل عدم کنترل خود، خود را شماتت کنید، یا نگران باشید که غذا خوردن بی اختیار با بدن شما چه می کند.

اختلال پرخوری معمولاً در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی و اغلب پس از یک رژیم غذایی اساسی شروع می شود. در طول پرخوری، حتی زمانی که گرسنه نیستید، ممکن است غذا بخورید و حتی مدت ها پس از سیر شدن به خوردن ادامه دهید.

همچنین ممکن است آنقدر سریع بخورید که چیزی را که می‌خورید یا می‌چشید حس نکنید. با این حال، در این عارضه بر خلاف پرخوری عصبی، هیچ تلاش متقابلی برای جبران پرخوری، از طریق استفراغ، امساک یا ورزش بیش از حد وجود ندارد.

ممکن است متوجه شوید که پرخوری برای لحظه ای کوتاه آرامش بخش است و به کاهش احساسات ناخوشایند یا احساسات استرس، افسردگی یا اضطراب کمک می کند. اما پس از آن واقعیت دوباره نمایان می‌شود و شما مملو از احساس پشیمانی و نفرت از خود می شوید.

پرخوری اغلب منجر به افزایش وزن و چاقی می شود که این نیز باعث تقویت خوردن بی‌اختیار می شود. هر چه نسبت به خود و ظاهرتان احساس بدی داشته باشید، بیشتر از غذا برای مقابله با آن استفاده می کنید که به این شکل یک چرخه معیوب ایجاد می شود.

خوردن برای احساس بهتر، احساس بدتر، و سپس بازگشت به غذا برای تسکین. اگرچه ممکن است در مورد اختلال خوردن احساس ناتوانی کنید، باید بدانید اختلال پرخوری قابل درمان است.

می توانید یاد بگیرید که چرخه پرخوری را بشکنید، احساسات خود را بهتر مدیریت کنید، رابطه سالم تری با غذا ایجاد کنید، و کنترل غذا و سلامت خود را دوباره به دست آورید.

علائم و نشانه ها

اگر به اختلال پرخوری مبتلا هستید، ممکن است از عادت های غذایی خود احساس خجالت و شرمندگی کنید و سعی کنید علائم خود را با خوردن مخفیانه پنهان کنید.

علائم رفتاری پرخوری و پرخوری بی‌اختیار شامل موارد زیر می باشد:

  • ناتوانی در توقف یا کنترل غذا خوردن
  • خوردن سریع مقادیر زیادی غذا
  • خوردن حتی زمانی که سیر هستید
  • مخفی کردن یا ذخیره کردن غذا برای خوردن مخفیانه در آینده
  • در کنار دیگران به طور معمول غذا می خورید، اما زمانی که تنها هستید، پرخوری می‌کنید
  • خوردن مداوم در طول روز، بدون برنامه ریزی برای وعده های غذایی

علائم عاطفی اختلال پرخوری

  • احساس استرس یا تنش که تنها با خوردن غذا از بین می رود.
  • خجالت از این که چقدر می خورید.
  • احساس بی حسی در حین پرخوری، انگار واقعاً خودتان نیستید یا در حالت اتوماتیک هستید.
  • هرچقدر هم که غذا بخورید احساس سیری نمی‌کنید.
  • احساس گناه، انزجار یا افسردگی پس از پرخوری.
  • ناامیدی برای کنترل وزن و عادات غذایی.

تست اختلال پرخوری

در ادامه متن سوال هایی پرسیده شده است که با پاسخ به آن ها می توانید متوجه شوید آیا مبتلا به اختلال پرخوری هستید یا خیر.

  • آیا اختلال پرخوری دارید؟
  • آیا هنگام غذا خوردن احساس می کنید کنترل خودتان را از دست می دهید؟
  • آیا همیشه به غذا فکر می کنید؟
  • مخفیانه غذا می خورید؟
  • آیا تا زمانی که احساس ناراحتی نکنید غذا می خورید؟
  • آیا برای فرار از نگرانی، رهایی از استرس یا آرامش خود بیش تر غذا می خورید؟
  • آیا بعد از غذا خوردن احساس انزجار یا شرم دارید؟
  • آیا هنگام ترک خوردن احساس ناتوانی می کنید ؟

هرچه پاسخ‌های «بله» بیشتر باشد، احتمال ابتلا به اختلال پرخوری بیشتر است. اما نگران نباشید همان طور که بیان شد این اختلال قابل درمان و کنترل می باشد.

علل و عوارض

به طور کلی، برای ایجاد اختلال پرخوری به ترکیبی از چیزها نیاز است، از جمله ژن ها، احساسات و تجربیات.

عوامل اجتماعی و فرهنگی و فشار اجتماعی برای لاغر شدن می تواند به احساس شما بیفزاید و به غذا خوردن عاطفی شما دامن بزند. برخی از والدین ناخواسته با استفاده از غذا برای آرام کردن یا پاداش دادن به فرزندان خود زمینه را برای پرخوری فراهم می کنند.

کودکانی که در معرض انتقادات مکرر در مورد بدن و اضافه وزن خود هستند نیز آسیب پذیر هستند، همین‌طور کسانی که در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته اند.

عوامل روانی افسردگی و پرخوری به شدت با هم مرتبط هستند. بسیاری از افراد پرخور افسرده هستند یا قبلاً بوده اند.

بعضی دیگر ممکن است در کنترل تکانه، مدیریت و بیان احساسات خود مشکل داشته باشند. اعتماد به نفس پایین، تنهایی و نارضایتی از بدن نیز ممکن است در پرخوری نقش داشته باشد.

عوامل بیولوژیکی

ناهنجاری های بیولوژیکی می تواند به پرخوری کمک کند. برای مثال، هیپوتالاموس (بخشی از مغز که اشتها را کنترل می‌کند) ممکن است پیام‌های درستی درباره گرسنگی و سیری ارسال نکند.

محققان همچنین یک جهش ژنتیکی پیدا کرده اند که به نظر می رسد باعث اعتیاد به غذا می شود. در نهایت، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد سطوح پایین سروتونین شیمیایی مغز در خوردن بی‌اختیار نقش دارد.

همچنین ممکن است دچار افسردگی، اضطراب و سوء مصرف مواد و نیز افزایش وزن قابل توجه نیز بشوید.

با این حال، هر چقدر هم که سخت و بعید به نظر برسد، بسیاری از افراد می‌توانند از اختلال پرخوری بهبود یافته و اثرات ناسالم آن را معکوس کنند. اولین قدم این است که رابطه خود با غذا را دوباره ارزیابی کنید.

نکته ۱ بهبود پرخوری: رابطه سالم تری با غذا ایجاد کنید

بهبودی از هر اعتیادی چالش برانگیز است، اما غلبه بر پرخوری و اعتیاد به غذا می تواند به طور ویژه دشوار باشد. برخلاف سایر اعتیادها، «مخدر» شما برای بقا ضروری است، بنابراین گزینه اجتناب یا جایگزینی آن را ندارید.

درعوض، باید رابطه سالم تری با غذا ایجاد کنید. رابطه ای که مبتنی بر برآوردن نیازهای تغذیه ای شما باشد نه نیازهای احساسی شما. برای انجام این کار، باید چرخه پرخوری را با موارد زیر بشکنید:

دوری از وسوسه.

اگر غذاهای ناسالم، دسرها و تنقلات ناسالم در خانه داشته باشید، احتمال پرخوری بسیار بیشتر است. با پاک کردن یخچال و کمد خود از غذاهای مورد علاقه وسوسه را از بین ببرید.

گوش دادن به بدن.

یاد بگیرید که بین گرسنگی و گرسنگی عاطفی تفاوت قائل شوید. اگر اخیراً غذا خورده اید و معده ی شما پیام گرسنگی ارسال نمی‌کند، احتمالاً واقعاً گرسنه نیستید. پس به گرسنگی خود زمان بدهید تا بگذرد.

غذا خوردن منظم.

منتظر نمانید تا از گرسنگی بمیرید. این فقط منجر به پرخوری می شود! به وعده های غذایی برنامه ریزی شده پایبند باشید، زیرا حذف وعده های غذایی اغلب منجر به پرخوری در اواخر روز می شود.

عدم اجتناب از چربی.

برخلاف آنچه ممکن است فکر کنید، چربی های رژیمی در واقع می توانند از پرخوری و افزایش وزن شما جلوگیری کنند. سعی کنید در هر وعده غذایی از چربی سالم استفاده کنید تا احساس سیری داشته باشید.

مبارزه با کسالت.

در هنگام بی حوصلگی به جای خوردن تنقلات، حواس خود را پرت کنید. پیاده روی کنید، با یک دوست تماس بگیرید، مطالعه کنید یا به سرگرمی هایی مانند نقاشی یا باغبانی بپردازید.

تمرکز روی چیزی که می خورید.

احتمالا بارها در حالتی تقریباً خلسه‌وار پرخوری کرده اید حتی ممکن است از چیزی که می‌خورید لذت نبرده‌ باشید. به جای اینکه بی فکر غذا بخورید آگاه باشید.

سرعت خوردن را کم کنید و از بافت ها و طعم ها لذت ببرید. در این صورت نه تنها کمتر می خورید، بلکه لذت بیشتری هم خواهید برد.

اهمیت تصمیم گیری برای عدم رژیم غذایی

پس از پرخوری، طبیعی است که برای جبران پرخوری و بازگشت به مسیر سلامت خود نیاز به رژیم غذایی داشته باشید. اما رژیم معمولا نتیجه معکوس دارد. محرومیت و گرسنگی ناشی از رژیم های سخت باعث میل به غذا و پرخوری می شود.

به جای رژیم گرفتن، روی خوردن متعادل تمرکز کنید.

غذاهای مغذی‌یی را پیدا کنید که از آن ها لذت می برید و فقط تا زمانی که احساس رضایت کنید بخورید، نه به شکل ناراحت کننده. از ممنوع کردن یا محدود کردن برخی غذاها خودداری کنید، زیرا این امر می‌تواند باعث شود که شما حتی بیشتر وسوسه شوید.

به جای گفتن «من هرگز نباید بستنی بخورم»، بگویید «به‌عنوان یک خوراکی گهگاهی بستنی می‌خورم».

نکته ۲: راه های بهتری برای غلبه بر احساسات خود بیابید

یکی از رایج ترین دلایل پرخوری، تلاش برای مدیریت احساسات ناخوشایند مانند استرس، افسردگی، تنهایی، ترس و اضطراب است. وقتی روز بدی دارید، به نظر می رسد که غذا تنها دوست شماست.

پرخوری می تواند به طور موقت احساساتی مانند استرس، غم و اندوه، اضطراب، افسردگی و کسالت را کنار بزند. اما تسکین بسیار زودگذر است.

محرک های خود را با یک دفتر یادداشت غذاها و خلق و خو شناسایی کنید

یکی از بهترین راه‌ها برای شناسایی الگوهای پرخوری این است که با یک دفتر یادداشت، برنامه غذایی و خلق و خوی خود را ثبت کنید.

هر بار که بیش از حد غذا می خورید یا احساس می کنید مجبور به استفاده از نسخه‌ی غذادرمانی هستید، لحظه ای مکث کنید تا بفهمید چه چیزی باعث این میل می شود.

اگر به عقب برگردید، معمولاً با یک رویداد ناراحت‌کننده مواجه می‌شوید که شما را به سمت پرخوری سوق داده است.

همه اینها را در دفتر خاطرات غذا و خلق و خوی خود بنویسید: چه چیزی خوردید (یا می خواستید بخورید)، چه اتفاقی افتاد که شما را ناراحت کرد، قبل از غذا خوردن چه احساسی داشتید، در حین غذا خوردن چه احساسی داشتید. با گذشت زمان، متوجه یک الگو خواهید شد.

یاد بگیرید که احساساتی را که باعث پرخوری شما می شود تحمل کنید

دفعه بعد که میل به پرخوری کردید، به جای تسلیم شدن، لحظه ای توقف کنید و آنچه را در درونتان می گذرد تحلیل کنید.

احساسات خود را شناسایی کنید

تمام تلاش خود را بکنید تا آنچه را که احساس می کنید با یک کلمه بیان کنید: اضطراب ؟ شرم؟ ناامیدی؟ عصبانیت؟ تنهایی؟ ترس؟ پوچی؟

تجربه ای را که دارید بپذیرید

اجتناب و مقاومت فقط احساسات منفی را قوی تر می کند. در عوض، سعی کنید آنچه را که احساس می‌کنید بدون قضاوت در مورد آن یا خودتان بپذیرید.

عمیق تر درون خود را بکاوید

کاوش کنید که درونتان چه خبر است. در کجای بدن خود احساسی دارید؟ چه نوع افکاری در سر شما می گذرد؟

از خود فاصله بگیرید

درک کنید که شما احساساتی که تجربه می کنی نیستید. احساسات رویدادهای گذرا هستند، مانند ابرهایی که در آسمان حرکت می کنند. آن ها تعیین نمی کنند که شما کی هستید.

رودررو شدن با احساسات خود ممکن است در ابتدا بسیار ناراحت کننده یا حتی غیرممکن باشد. اما همانطور که در برابر میل به پرخوری مقاومت می کنید، متوجه می شوید که مجبور به تسلیم نیستید. راه های دیگری نیز برای مقابله وجود دارد.

نکته ۳: کنترل هوس را دوباره به دست بگیرید

گاهی اوقات ممکن است که میل به پرخوری بدون هشدار قبلی به شما حمله ‌کند. اما حتی زمانی که احساس می کنید نمی توانید خود را در برابر هوس کنترل کنید، کارهایی وجود دارد که می توانید انجام دهید تا به خودتان کمک کنید که کنترل خود را حفظ کنید.

هوس را بپذیرید و به جای تلاش برای مبارزه با آن، آن را کنار بگذارید

این کار به عنوان «موج سواری» شناخته می شود.

میل به پرخوری را مانند یک موج اقیانوس در نظر بگیرید که به زودی اوج می گیرد، می شکند و از بین می رود. وقتی میل را از خود دور می کنید، بدون اینکه بخواهید با آن بجنگید، قضاوتش کنید، یا نادیده‌اش بگیرید، خواهید دید که سریعتر از آنچه فکر می کنید می گذرد.

حواس خود را پرت کنید

هر چیزی که توجه شما را به خود جلب کند مؤثر خواهد بود: پیاده روی، تماس با یک دوست، تماشای یک چیز خنده دار آنلاین و غیره. هنگامی که جذبِ چیز دیگری شدید، میل به پرخوری ممکن است از بین برود.

با کسی صحبت کنید.

هنگامی که متوجه میل به پرخوری شدید، به یکی از دوستان یا اعضای خانواده مورد اعتماد خود مراجعه کنید. صحبت کردن با دیگران دربارۀ آنچه از سر می گذرانید می تواند به شما کمک کند احساس بهتری داشته باشید و میل به پرخوری را از بین ببرید.

تأخیر، تأخیر، تأخیر.

حتی اگر مطمئن نیستید که می‌توانید با میل به پرخوری مبارزه کنید، سعی کنید آن را به تأخیر بیندازید. حتی سعی کنید ۱ دقیقه نگهش دارید. اگر موفق شوید.

سعی کنید آن را تا ۵ دقیقه برسانید. اگر به اندازه کافی بتوانید آن را به تأخیر بیندازید، ممکن است بتوانید از پرخوری جلوگیری کنید.

نکته ۴: با عادات سبک زندگی سالم از خود حمایت کنید

وقتی از نظر بدنی قوی بوده و به خوبی استراحت کرده اید، بهتر می‌توانید مشکلاتی را که زندگی ناخواسته سر راهتان قرار می‌دهد کنترل کنید. اما زمانی که از قبل خسته و کوفته هستید، هر تنش کوچکی این پتانسیل را دارد که شما را از ریل خارج کرده و مستقیماً به سمت یخچال بفرستد.

ورزش، خواب و سایر عادات سبک زندگی سالم به شما کمک می‌کند تا بدون پرخوری از دوره‌های سخت عبور کنید.

برای ورزش منظم وقت بگذارید.

فعالیت بدنی برای خلق و خو و سطح انرژی شما معجزه کرده و یک کاهش دهنده استرس قوی به شمار می آید. اثرات طبیعی ورزش تقویت خلق و خو است که می‌تواند به توقف خوردن احساسی کمک کند.

هر شب به اندازه کافی بخوابید.

وقتی کمبود خواب دارید، بدن شما به غذاهای شیرین میل می کند که به سرعت انرژی شما را تقویت کند. کم خوابی حتی ممکن است باعث اعتیاد به غذا شود. استراحت زیاد به کنترل اشتها و کاهش وسوسه غذا کمک می کند و خلق و خوی شما را بهبود می‌بخشد.

با دیگران ارتباط برقرار کنید.

اهمیت روابط نزدیک و فعالیت های اجتماعی را دست کم نگیرید . اگر شبکه حمایتی محکمی ندارید، به احتمال زیاد تسلیم محرک های پرخوری می شوید. صحبت کردن، حتی با اشخاص غیرمتخصص نیز کمک‌کننده است.

استرس را مدیریت کنید.

یکی از مهمترین جنبه های کنترل پرخوری یافتن راه های جایگزین برای کنترل استرس و سایر احساسات طاقت فرسا بدون استفاده از غذا است. این راه‌ها می‌تواند شامل مدیتیشن، استفاده از راهکارهای آرامش احساسات و تمرینات تنفسی ساده باشد.

چگونه به فرد مبتلا به اختلال پرخوری کمک کنیم

از آنجایی که پرخور‌ها اغلب سعی می‌کنند علائم خود را پنهان کنند و مخفیانه غذا بخورند، تشخیص علائم هشداردهنده برای خانواده و دوستان دشوار است.

ظاهر پرخور ملاک کافی برای شناسایی او نیست؛ زیرا اگرچه برخی از آن ها اضافه وزن دارند یا چاق هستند اما برخی دیگر موفق به حفظ وزن طبیعی می شوند.

علائم هشداردهنده‌ای که می‌توانید مشاهده کنید عبارتند از: یافتن انبوهی از بسته‌های مواد غذایی خالی در کمدها و یخپال ها. اگر مشکوک هستید که عزیزتان به اختلال پرخوری مبتلا است، نگرانی های خود را مطرح کنید.

ممکن است شروع چنین مکالمه ظریفی دلهره آور به نظر برسد و شخص ممکن است پرخوری را انکار کند حتی عصبانی و تدافعی شود. اما این احتمال وجود دارد که او از این فرصت برای به اشتراک گذاشتن احساسات خود استقبال کند.

اگر آن شخص در ابتدا شما را طرد می‌کند، تسلیم نشوید. ممکن است مدتی طول بکشد تا کسی که دوستش دارید بپذیرد که مشکلی دارد، به یاد داشته باشید: اگرچه دانستن اینکه کسی که دوستش دارید ممکن است اختلال خوردن داشته باشد دشوار است.

اما نمی توانید او را مجبور به تغییر کنید. تصمیم برای بهبودی باید از سوی او گرفته شود. شما می توانید با ارائه شفقت، تشویق و حمایت خود در طول فرآیند درمان کمک کنید.

نکاتی برای کمک به افراد مبتلا به اختلال پرخوری

فرد مورد علاقه خود را تشویق کنید که به دنبال کمک باشد. هر چقدر اختلال خوردن تشخیص داده نشده و درمان نشده باقی بماند، غلبه بر آن دشوارتر خواهد بود، بنابراین از عزیزتان بخواهید که تحت درمان قرار بگیرند.

حامی باشید.

سعی کنید بدون قضاوت گوش دهید و مطمئن شوید که شخص می داند که شما به او اهمیت می دهید. اگر عزیزتان در مسیر بهبودی دچار لغزش شد، به او یادآوری کنید که به این معنی نیست که نمی تواند برای همیشه پرخوری را ترک کند.

از توهین، موعظه، یا ایجاد احساس گناه خودداری کنید.

پرخورها به اندازه کافی نسبت به خود و رفتارشان احساس بدی دارند. موعظه، ابراز ناراحتی، یا اولتیماتوم دادن به یک پرخور فقط باعث افزایش استرس و بدتر شدن وضعیت او می شود. در عوض، اعلام کنید که به سلامت و شادی آن شخص اهمیت می دهید و در کنار او خواهید ماند.

با تغذیه سالم، ورزش و مدیریت استرس بدون غذا الگوی خوبی برای او ایجاد کنید. در مورد بدن خود یا دیگران نظر منفی ندهید و قضاوت را کنار بگذارید.

اختلال اضطراب جدایی در کودکان از دلایل تا درمان

اختلال اضطراب جدایی در کودکان از دلایل تا درمان

اختلال اضطراب جدایی در کودکان چیست؟ به احتمال زیاد برای شما هم اتفاق افتاده است که خواسته اید بیرون بروید اما با گریه و کج خلقی کودکتان رو به رو شده اید. در این جا این سوال پیش می آید که آیا این اتفاق و وابستگی فرزندان به شما طبیعی می باشد؟ و باید در این موارد چطور با فرزندان برخورد شود؟ اضطراب جدایی در سنین ۱۲ تا ۱۸ ماهگی طبیعی می باشد اما این اضطراب در کودکان سنین بالاتر به عنوان یک اختلال روانی شناخته شده و آن را تحت عنوان اختلال اضطراب جدایی می شناسند که نیاز به درمان دارد.

در ادامه این مقاله به بررسی کامل این موضوع پرداخته شده است تا جواب بسیاری از سوال های خود را در زمینه اختلال اضطراب جدایی در کودکان دریافت نمایید.

اختلال اضطراب جدایی چیست؟

کودک شما در سنین پایین تر وابستگی های زیادی به شما دارد و از این که شما او را ترک می کنید و تنهایش می گذارید می ترسد و گریه و بهانه گیری می کند، ممکن است در صورت جدایی از شما به مدت کوتاهی، گریه و بد خلقی کند اما باید توجه داشته باشید این واکنش ها در سنین ۱۲ تا ۱۸ ماهگی طبیعی می باشد و با طی کردن روند رشد طبیعی کودک به تدریج اضطراب جدایی و وابستگی کودک از بین می رود.

اما در صورتی که در سنین بالاتر به ویژه در سن پیش دبستانی این واکنش ها در کودک مشاهده شد باید نگران شوید زیرا احتمال دارد کودک شما از اختلال اضطراب جدایی رنج ببرد، در واقع اختلال اضطراب جدایی یکی از اختلال های اضطرابی می باشد که کودک در هنگام جدایی از خانه یا مراقبان، دچار اضطراب شدید و نامناسبی می شود و واکنش هایی نشان می دهد که نسبت به سنش غیر طبیعی می باشد.

علائم اختلال اضطراب جدایی در کودکان

بر اساس مطالبی که بیان شد اختلال اضطراب جدایی در کودکان بیشتر در سال های پیش دبستانی دیده می شود به طوری که این کودکان حاضر نیستند در هنگام مدرسه رفتن یا بازی کردن از والدین شان جدا شوند و برای جدا نشدن از خانواده دلایل مختلفی مانند مریض شدن را بهانه می کنند، از جمله علائمی که اختلال اضطراب جدایی را نشان می دهد می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. ترس از جدایی از خانواده:

کودکانی که دچار اختلال اضطراب جدایی می شوند به طور مداوم ترس از جدایی از والدین را دارند و همین مسئله باعث می شود تا اضطراب های پیاپی در آن ها به وجود آید، یکی از مهم ترین علائم اضطراب جدایی، ترس از جدایی کودکان از والدینشان می باشد.

۲٫ از دست دادن افراد وابسته:

نگرانی زیادی نسبت به افرادی که وابسته و دلبسته هستند دارند به طوری که همواره نگران از دست دادن آن ها می باشند و می ترسند بلایی سر این افراد بیاید.

۳٫ خارج نشدن از خانه:

کودک علاقه ای به بیرون رفتن ندارد و دوست ندارد از خانه خارج شود و به دیدار دوستان، اقوام و یا مدرسه و مکان های دیگر برود.

۴٫ بی خوابی یا کابوس دیدن:

دلش نمی خواهد شب ها در مکان دیگری جز خانه خود بخوابد. اضطراب جدایی در این کودکان باعث می شود که حتما در کنار فردی که به او وابسته است بخوابد و یا احتمال دارد کابوس هایی در مورد جدایی از والدین خود ببیند.

۵٫ علائم جسمانی:

در صورت جدایی از افرادی که به آن ها وابسته است دچار سردرد، حالت تهوع، استفراغ، دل درد و غیره می شود.

نکته: علائمی که بیان شد باید حداقل به مدت ۴ هفته در کودکان ادامه داشته باشد و این اختلال ناراحتی قابل ملاحظه ای در عملکرد های اجتماعی، شغلی و تحصیلی و یا زمینه های دیگر ایجاد کند و با اختلال های روانی دیگر قابل توجیه نمی باشد.دلایل بروز اختلال اضطراب جدایی در کودکان

افرادی که دچار اختلال اضطراب جدایی می شوند ممکن است به خاطر احساس ناامنی در کودک باشد این ناامنی به دلایل بسیاری به وجود می آید که از جمله دلایل بروز اختلال اضطراب می توان به موارد زیر اشاره  نمود.

  1. ژنتیک:

بسیاری از کودکان به صورت ژنتیکی خلق و خوی حساسی دارند و احتمال این که به اضطراب دچار شوند بسیار زیاد است و به همین دلیل آمادگی آن ها برای ابتلا به اضطراب جدایی بیشتر می باشد.

۲٫ تغییر محیط:

تغییرات محیطی می تواند باعث به وجود آمدن این اختلالات شوند به عنوان مثال تغییر در مدرسه و محله زندگی تاثیر بسیاری در به وجود آمدن این اختلال دارد.

۳٫ از دست دادن والدین:

مرگ یکی از والدین یا عزیزان کودک و یا طلاق گرفتن تاثیر زیادی در به وجود آمدن اختلال اضطراب جدایی دارد.

۴٫ روش فرزند پروری:

روش هایی که والدین برای تربیت فرزندشان به کار می برند می تواند در ابتلا به این اختلال بسیار موثر باشد به عنوان مثال والدینی که در تربیت خود بسیار آسان گیر هستند و هر چیزی که کودک دوست دارد در اختیارش قرار می دهند و یا والدینی که بسیار سخت گیرانه برخورد می کنند به گونه ای که کودک برای رفتارهایش دچار اضطراب و استرس می شود می توانند زمینه ای برای ابتلا به اختلال جدایی را فراهم کنند.

۵٫ دلبستگی نا ایمن:

دلبستگی، ارتباطی است که میان کودک و مراقب او شکل می گیرد در صورتی که مراقب کودک در زمان نوزادی بیشتر در کنار او باشد و به نیازهای او پاسخ دهد وابستگی ایمن تری شکل خواهد گرفت، در مقابل وابستگی ایمن، وابستگی نا ایمن وجود دارد که یکی از عوامل اصلی برای شکل گیری اختلال اضطراب جدایی در کودکان می باشد.

نحوه برخورد صحیح با اختلال اضطراب جدایی کودکان

برای این که اختلال اضطراب جدایی کودکان را مدیریت کنید و برخورد صحیحی داشته باشید در ابتدا باید سعی کنید خودتان آرام و به دور از هر استرسی باشید و استرس تان را کنترل کنید، زیرا اضطراب و استرس شما به فرزندتان انتقال داده می شود هم چنین باید به احساسات کودکان احترام بگذارید و با زور، کودک را از خودتان جدا نکنید و سعی کنید فرزندتان در کارهای گروهی و بازی کردن با دوستان و هم سن و سالش شرکت کند و برای حضور در این گروه ها او را تشویق کنید تا به تدریج اضطراب جدایی کودک کاهش یابد و در کنار تشویق خود، از تلاش های او برای پیوستن به جمع دیگران تمجید کنید.

علاوه بر این سعی کنید هرگز به کودکتان دروغ نگویید به عنوان مثال وعده بازگشت یا عدم ترک محیط در صورتی که انجام نمی گیرد به او ندهید زیرا اضطراب او را بیشتر می کند، برای این که بتوانید جدایی را با کودک خود تمرین کنید باید از محیط خانه شروع کنید زیرا کودک نسبت به این محیط آشنایی بیشتری دارد، سپس با مدت زمان کوتاه و با فاصله زمانی مناسب این کار را انجام دهید و به مرور زمان سعی کنید آن را افزایش دهید.

در این خصوص می توانید از مشاور کمک بگیرید تا راهکارهایی لازم را در اختیارتان قرار دهد و به شما کمک کند تا برخورد صحیح با کودک داشته باشید.

درمان اختلال اضطراب جدایی در کودکان

در جلسه مشاوره کودک، در ابتدا درمانگر اطلاعاتی در مورد محیط خانه، مدرسه و هم چنین مراحل رشدی کودک کسب می کند، تا تشخیص دهد آیا کودک دچار اختلال اضطراب جدایی شده یا نه، بعد از بررسی به شما کمک می کند تا تدابیر لازم برای رو به رو شدن با اضطراب جدایی کودک را یاد بگیرید برای درمان اختلال روش های بسیاری وجود دارد که در زیر نمونه هایی از آن بیان شده است.

  1. درمان های متمرکز بر کودکان

برای کودکی که به اختلال اضطراب جدایی دچار شده است از روش های درمانی مانند بازی درمانی، گروه درمانی، درمان های شناختی- رفتاری و روان درمان استفاده می شود اصلی که در همه این روش ها مشترک است این است که کودک افکار و احساسات و نگرانی هایش را بیان می کند و در کنار آن مهارت های لازم برای برخورد صحیح با ترس های خود، بالا بودن اعتماد به نفس و نحوه کنار آمدن با نگرانی ها را یاد می گیرد.

  1. درمان های متمرکز بر والدین

در رویکرد درمانی متمرکز بر والدین سعی می شود در مرحله اول، والدین و مسائل و مشکلات روانشناختی احتمالی آن ها مورد هدف قرار بگیرد و بعد از آن نوع ارتباط والدین با کودک و سبک فرزند پروری آن ها مورد برررسی قرار گیرد ، والدین با توجه به آموزش هایی که از طرف متخصصین دریافت می کنند می توانند در روند درمان مشارکت لازم را داشته باشند و اختلال اضطرابی کودک را تعدیل ببخشند و به درمان او کمک کنند.

منبع : اختلال اضطراب جدایی در کودکان از دلایل تا درمان

آیا نوروفیدبک درمانی موثر برای افسردگی است؟

همانطور که می دانید افسردگی نوعی بیماری خاموش اما ویران گر است که ابتلا به آن زندگی فرد را تحت الشعاع قرار خواهد داد. اگر به افسردگی مبتلا باشید در اکثر مواقع ناراحت و بی حوصله هستید اما بقیه افراد در جریان حال و هوای شما نیستند و علت این بی حالی را دائما جویا می شوند. یکی از بهترین درمان نوروفیدبک برای افسردگی می باشد.

متاسفانه افسردگی یکی از رایج ترین بیماری های جهانی شناخته شده و فقط به ایران محدود نمی شود. طبق آمارها حدود ۲۶۴ میلیون نفر در سرتاسر جهان از بیماری افسردگی رنج می برند، متاسفانه افسردگی درمان قطعی و ثابتی ندارد اما متخصصان دارودرمانی و مراقبه کردن را به عنوان داروی افسردگی تجویز می کنند‌. البته با توجه به اینکه دارودرمانی روشی همراه با عوارض و پر ریسک است بهتر است فقط در مواقع لزوم از آن استفاده کنید. علوم اعصاب در زمینه ابداع روش های جدید برای درمان این قبیل اختلالات، دائما در حال تلاش است. 

نوروفیدبک یکی از روش های جدید برای درمان و کنترل افسردگی است که طی آن هیچگونه درمان دارویی صورت نمی گیرد. در ادامه به کارآمد بودن یا نبودن نوروفیدبک در درمان افسردگی خواهیم پرداخت. در انتهای مقاله سوالات و نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

نوروفیدبک چیست؟

مغز تکانه های الکتریکی تولید می کند که به امواج مغزی معروف هستند و جایگاه آنها بین سلول های مغز است. این تکانه ها دائما در حال ارتباط برقرار کردن با یکدیگر هستند این امواج مغزی در مواقعی مانند احساس آرامش یا تمرکز عمیق ایجاد می شوند کنترل این امواج مغزی راهی برای کنترل و بررسی خلق و خو میزان استرس و علائم دیگر است. 

امواج مغزی شامل الگوهای معروفی هستند این الگوهای معروف آلفا، بتا، تتا و دلتا نام دارند. همه ی انسان ها در ساعات مشخصی و در هنگام خواب به آن ها ورود می کنند. آن ها قادرند انجام امور را سخت تر و یا آسان تر کنند. این موارد سازگاری و کاری که ما انجام می دهیم بستگی دارد. 

نوروفیدبک چگونه انجام می شود؟

در نوروفیدبک به وسیله ی دستگاهی به نام دستگاه egg‌ امواج مغزی شما اندازی گیری می شوند سپس هنگامی که مغز عملی را به صورت درست و به موقع انجام‌ می دهد پاداش می دهد. این پاداش می تواند پخش فیلم و یا آهنگ مورد علاقه ذهن شما باشد. 

مثلا اگر امواج مغزی نشان دهند که شما آرامش دارید پاداش دریافت می کنید و اگر امواج مغزی شما در خلاف جهت مربوطه حرکت کنند پاداش از بین می رود. یکی از فاکتورهای مثبت نوروفیدبک این است که دستگاه به مغز یاد می دهد که چگونه وضعیت خود را تغییر دهد. 

جدا از دلیل به وجود آمدن افسردگی و ریشه آن نوروفیدبک می تواند نقش زیادی در درمان و بهبود افسردگی داشته باشد.

نوروفیدبک چگونه افسردگی را درمان می کند؟

در حالت عادی مغز تمایل دارد در حالت خنثی باقی بماند این خنثی ماندن به ما کمک می کند که احساسات خود را مدیریت کنیم ممکن است  همه ی ما تجربه این احساسات منفی را داشته باشیم اما ماندن در این الگوها و یادآوری آن ها موجب عدم تعادل مغز خواهد شد. هرقدر افکار منفی بر مغز شما چیره شوند برگشت به حالت متعادل سخت تر خواهد بود.

همان طور که می دانید افسردگی در تمام زندگی فرد، از جمله نحوه تفکر کردن و انتخاب کردن انسان تاثیرگذار است. تفکر کردن  اول بر انتخاب های فرد و سپس انتخاب ها به تفکر فرد موثر هستند.

نوروفیدبک نوعی روش راحت و البته بدون مصرف هیچ گونه دارویی است.  فعالیت بیشتر در قسمت لوب پیشانی چپ باعث می شود خلق و خو و رفتار فرد مثبت تر شود و فعالیت های غیر طبیعی لوب پیشانی راست، در نهایت منجر به خلق و خوی ناراحت و افسرده می شود. انجام این امر اقدامات الگوهای تفکر مثبت تری را ایجاد می کند. این دستگاه به مغز یاد می دهد که تفکر منفی که بعدا به افسردگی منجر می شود را در آینده کاهش می دهد. در واقع نوروفیدبک به مغز شما آموزش می دهد هنگامی که احساس ناراحتی  به شما دست داد آن را به حس خوب تبدیل کنید و به مرور زمان به عادت شما تبدیل شود. 

نوروفیدبک چه اندازه  برای درمان افسردگی تاثیر گذار است؟

در سال ۲۰۱۹ تحقیقی در رابطه با تاثیر نوروفیدبک برای کسانی که از افسردگی در برابر درمان(trp) رنج می برند انجام شد. بعد از گذشت ۱۲ هفته نتایج به صورتی بود که پاسخ دهی و درمان این مشکل ۵۸/۳ درصد اعلام شد. پس از این موضوع می توان این‌گونه نتیجه گرفت که نوروفیدبک علاوه بر بهبود علائم، به بهبود این علائم کمک می کند.

فرد وقتی یک موقعیت سخت عاطفی را پشت سر می گذارد ممکن است سال های سال با آن افسردگی زندگی کند، البته معمولا افراد روش هایی  چون رژیم های غذایی مختلف، مصرف داروهای مخصوص، هیپنوتیزم درمانی، ورزش درمانی و غیره را امتحان می کنند و نمی توان تاثیر آن ها را نادیده گرفت، اما حقیقت این است که نوروفیدبک با گذشت ۸ جلسه میتواند بسیار موثرتر و کارآمد تر از سایر روش ها باشد.

 برای اثبات مفید بودن درمان نوروفیدبک تحقیقات بسیار زیادی انجام شده است و همگی اثر بخش بوده اند در حالی که سایر درمان ها چندان موثر نبوده اند. روش آلفا تتا نیز در مطالعات اثربخش اعلام شده است در حالی که آموزش  آن به درمان افسردگی و کسب آرامش کمک کند.

چرا نوروفیدبک یک گزینه عالی برای درمان است؟

نوروفیدبک درمانی کم ریسک همراه با بازدهی بالا شناخته شده است چراکه هیج گونه عوارضی پس از مصرف آن سلامتی شما را تهدید نخواهد کرد. در نظر داشته باشید که تغییر امواج مغز شخصیت و محتوای افکار را تغییر نمی دهد بلکه موجب می شود تا از بخش های مغز خود به صورت کارآمد استفاده کنید. این روش برای سلامت مغز خطری نخواهد داشت..

تغییر نحوه فکر کردن درباره ی درمان نوروفیدبک به شما کمک می کند که درباره ی همه مسائل بهتر و مفید تر تفکر کنید و همچنین با کار کردن روی عملکرد مغز، موجب بهبود کارایی سیستم عصبی و فکری شما خواهر شد.

علاوه بر موارد ذکر شده نوروفیدبک نقش زیادی در درمان وسواس، اضطراب، استرس، فوبیا، اختلالات خواب و اختلالات اضطرابی دیگر دارد. 

منبع : آیا نوروفیدبک درمانی موثر برای افسردگی است؟ 

وسواس فکری عملی در بارداری و پس از زایمان و درمان آن

اختلال وسواس فکری عملی در زمان بارداری و پس از زایمان بسیاری از مادران را دگیر خود می کند. عادی است که مادران پس از ورود نوزاد جدید، مجموعه ای از احساسات مختلف را تجربه کنند. تحقیقات انجام شده در این زمینه نشان داده است که پس از بارداری تغییرات خلقی و اختلالات مادران به دلیل بهم ریختگی هورمون ها شدید تر می شود، این اختلالات شامل اختلال وسواس فکری عملی نیز می باشد.

تخمین زده می شود که حدود 3 تا 5 درصد والدینی که تازه صاحب فرزند شده اند اختلال وسواس پس از بارداری را تجربه می کنند.

متاسفانه بیش تر افراد تنها با افسردگی پس از زایمان آشنا هستند بنابراین علائم وسواس پس از زایمان را نادیده می گیرند. 

علائم وسواس پس از زایمان

ابتدا به خاطر داشته باشید که این علائم ممکن است از زمان بارداری شما نیز آغاز شوند بنابراین باید به رفتارهای خود در دوران بارداری نیز دقت کنید.

افرادی که پیش از زایمان وسواس داشته اند، بیش تر احتمال دارد که پس از بارداری یا در حین بارداری نیز وسواس را تجربه کنند البته این وسواس یک تفاوت عمده با وسواس های معمولی دارد، آن هم این است که این وسواس بیش تر مربوط به سلامتی کودک است.

علائم زیر از نشانه های وسواس پس از زایمان به شمار می رود:

  • ترس از انداختن کودک
  • ترس از قرار دادن کودک در مکان های خطرناک مانند روی گاز یا داخل یخچال
  • ترس از مرگ کودک 
  • ترس از غرق شدن کودک
  • نگرانی از آسیب زدن به کودک
  • وسواس تمیزی در بارداری یا ایمنی کودک
  • تمیز کردن یا شستشوی بیش از حد
  • بدون دلیل گریه کردن
  • تحریک پذیری
  • عصبانیت
  • اضطراب

علل ایجاد وسواس پس از زایمان

تغییرات هورمونی

نمی توان دلیل خاصی برای وسواس یا افسردگی پس از زایمان تعیین کرد، اما از منظر بیولوژیکی، حدس زده می شود که تغییرات در هورمون هایی مانند استروژن ممکن است تا حد زیادی در این امر نقش داشته باشند. 

هورمون ها می توانند در فعالیت انتقال دهنده های عصبی در مغز، از جمله سروتونین اختلال ایجاد کنند. اختلال ایجاد شده در سروتونین نیز به شدت در ایجاد وسواس پس از زایمان نقش دارد.

چالش های جدید

اگر از دیدگاه روانی به این موضوع نگاه کنیم متوجه می شویم که ورود یک نوزاد جدید چالش های جدید را به وجود می آورد، که ممکن است برای برخی از زنان طاقت فرسا به نظر برسد.

استرس یکی از عوامل اصلی ابتلا به اختلال وسواس فکری است و دوره پس از زایمان ممکن است به خصوص برای آن دسته از خانم ها که از حمایت کافی برخوردار نیستند استرس زا باشد.

مراقبت از ذهن و بدن پس از زایمان

هنگام تولد کودکتان ممکن است احساس کنید که باید با تمام وجود فقط به فرزندتان توجه کنید. به هر حال، نوزاد تازه متولد شده شما کاملاً از نظر غذا، آرامش و موارد دیگر به شما وابسته است.

اما این که تمام تمرکز خود را روی کودک بگذارید و به سلامتی خود توجه نکنید اشتباه است. به یاد داشته باشید که بچه دار شدن شما را به یک ابرقهرمان تبدیل نمی کند.

شما پس از زایمان از نظر جسمانی بهبود خواهید یافت. به عنوان مثال درد زایمان پس از چند روز از بین می رود. اما آیا شما از نظر روحی و ذهنی نیز بهبود خواهید یافت؟

بچه دار شدن یک تغییر بسیار بزرگ است. 

حتی اگر دومین، سومین یا حتی ششمین فرزندتان را به دنیا بیاورید، شما به یک شخص دیگر نیز دارید که در نگهداری کودکتان به شما کمک کند. 

به یاد داشته باشید که خودتان را برای تغیرات آماده کنید و تا جایی که می توانید از دیگران در این راه کمک بگیرید.

بهبودی از زایمان

مرحله اول برای مراقبت از خود این است که بفهمید در بدن و ذهن شما چه می گذرد. در اولین روزها، هفته ها و ماه های پس از زایمان اتفاقات زیادی در حال انجام است. 

در روزهای اولیه پس از زایمان، چالش هایی که مادران با آن مواجه می شوند، ممکن است شامل موارد زیر باشد:

  • ناامیدی یا احساس شرم در صورتی که زایمان مطابق انتظار پیش نرود.
  • عدم اطمینان از توانایی در مراقبت از نوزاد (حتی اگر اولین فرزند شما نباشد)
  • خستگی، هم از لحاظ جسمی و هم عاطفی 
  • بواسیر در شرایطی که فرد زایمان طبیعی را انتخاب می کند.
  • حساسیت و درد در نوک پستان
  • درد و عفونت به دلیل اپیزیوتومی( برش در منطقه بین واژن و مقعد)
  • خونریزی پس از زایمان (لوخیا)

مراقبت های بعد از بارداری

7 کاری که پس از بارداری باید انجام دهید تا از خودتان مراقبت کنید

مراقبت از خود و کودک می تواند خسته کننده باشد اما لازم نیست که چنین احساسی داشته باشید. اقدامات مختلف می تواند به شما کمک کند تا هم از سلامتی جسمی و هم از نظر عاطفی مراقبت کنید:

  • در حال، زندگی کنید

به یاد داشته باشید که اگر در حال زندگی کنید هیچ اضطرابی را تجربه نمی کنید. به کارهای فردا یا هفته بعد فکر نکنید.

 تصور کنید که در این لحظه تنها یک کار دارید که انجام دهید، شاید در عمل سخت باشد ولی ذهن انسان بسیار انعطاف پذیر است و به راحتی قانع می شود.

  • هرکاری کنید تا وقتی برای خواب پیدا کنید

خواب نقش بسیار زیادی در کاهش اضطراب، نگرانی، افسردگی و تمام مشکلات دارد. اما وقتی کودک شما مدام گریه می کند چه کار می توانید بکنید؟

سعی کنید از دیگران کمک بگیرید تا وقتی را برای خواب پیدا کنید. حتی برای این کار می توانید از پرستار بچه استفاده کنید یا از همسرتان بخواهید تا برای بهبود روحیه شما این کار را انجام دهد.

 لازم نیست این ساعت خواب حتما شب باشد، در هر ساعتی می توانید بخوابید و استراحت کنید.

البته هنوز هم خسته خواهید بود اما به مرور خستگی شما کاهش می یابد.

  • از بدن خود خجالت نکشید

مادران جدید ممکن است احساسات مختلفی از جمله عصبانیت، ناامیدی، شرمندگی یا ناامیدی نسبت به بدن خود داشته باشند. به خود یادآوری کنید که بدن شما یک انسان را به دنیا آورده و این کار بسیار حیرت انگیز است، بنابراین نباید از آن خجالت بکشید.

برای مراقبت از بدن خود کارهای زیر را انجام دهید:

  • استفاده از سبزیجات در میان وعده های خود
  • نوشیدن به اندازه آب
  • مصرف ویتامین زیر نظر دکتر و متخصص
  • ورزش های مناسب زیر نظر پزشک
  • تحرک

در شش هفته اول معمولا دکتران به مادران توصیه می کنند که تحرک مناسبی داشته باشند و دائم یک جا ننشیند این کار مانع از ایجاد لخته خون در پاها یا ریه می شود.

علاوه بر این موضوع فعال ماندن باعث حفظ سلامتی روحی و جسمانی فرد می شود البته این فعالیت ها باید زیر نظر دکتر انجام شود.

  • از دیگران کمک بگیرید

هیچ وقت در کمک گرفتن از دیگران یا استفاده از تجارب آن ها خجالت نکشید. به یاد داشته باشید که کمک آن ها می تواند به سلامتی روحی، جسمانی و استراحت شما کمک کند. 

این کار باعث می شود تا بتوانید مادر با حوصله تری باشید و وقت باکیفیت تری را با کودک خود بگذرانید.

  • روابط اجتماعی برقرار کنید

سعی کنید در انجمن ها شرکت کنید و با مادران یا کسانی که تجربه های یکسانی با شما دارند وقت بگذرانید، روابط اجتماعی باعث می شوند که احساس بهتری پیدا کنید.

به طور کلی هر نوع ارتباطی حتی اگر تلفنی یا حتی به وسیله پیام باشد، باعث بهبود و تقویت روحیه فرد می شود.

  • درباره احساسات خود صحبت کنید

سعی کنید در مورد استرس و اضطراب خود با دیگران صحبت کنید. این کار باعث می شود تا بتوانید از تجربه دیگران نیز استفاده کنید یا حداقل با گفتن احساسات خود اندکی سبک شوید.

به یاد داشته باشید که به عنوان یک مادر باید مراقبت از خود را بدون توجه به هر چیزی در اولویت قرار دهید. این توصیه ممکن است در عمل غیر ممکن به نظر برسد اما نقش مهمی در سلامت شما و فرزندتان دارد.

  • کمک از روانشناس

ممکن است احساسات عجیبی را در دوران بارداری و یا پس از آن تجربه کنید. این احساسات می تواند حس پوچی و افسردگی باشد یا احساس وسواس تمیزی، وسواس فکری و غیره. در این شرایط بهتر است از روانشناسان با تجربه کمک و راهنمایی بگیرید. 

منبع : وسواس فکری عملی در بارداری و پس از زایمان و درمان آن 

افسردگی چیست و من در صورت مبتلا بودن به آن چه کاری می توانم انجام بدهم

نارحتی، غمگین بودن و از دست دادن علاقمندی و لذت مربوط به فعالیت های روزمره عبارت از یک سری احساساتی هستند که معمولا تجربه می کنیم.

ولی در صورتیکه این احساسات ادامه داشته باشند و تاثیر قابل توجهی بر روی زندگی ما بگذارند، این شرایط می تواند نشان دهنده ابتلای ما به افسردگی باشد.

بر اساس اعلامیه سازمان بهداشت جهانی (WHO)، افسردگی اصلی ترین علت ناتوانی و از کار افتادگی افراد در سطح جهانی می باشد. این شرایط می تواند بر روی زندگی افراد بزرگسال، نوجوانان و کودکان تاثیرگذار باشد.

شما با مطالعه این مقاله با مواردی که افسردگی می باشند و دلایل ایجاد آن آشنا خواهید شد.

یک فرد مبتلا به افسردگی می تواند دلتنگی و ناراحتی دائمی را تجربه کند.

همچنین در این مقاله انواع افسردگی، روش های درمان آنها و یک سری مطالب مرتبط دیگری توضیح داده خواهد شد.

افسردگی یک اختلال مربوط به حالت روانی است که شامل یک احساس مداوم ناراحتی و از دست دادن علاقمندی است.

این حالت متفاوت از نوسانات روانی می باشد که افراد به صورت مداوم و به عنوان بخشی از زندگی شان تجربه می کنند.

اتفاقات مهم زندگی، همانند عزا دار شدن یا از دست دادن شغل می توانند منجر به افسردگی شوند. با این وجود، پزشکان فقط در صورتی احساس ناراحتی را به عنوان افسردگی در نظر خواهند گرفت که مداوم باشد.

افسردگی یک مشکل ادامه داری می باشد و دارای ماهیت موقتی و گذرا نیست. این شرایط شامل اتفاقاتی می باشد که در طول آنها علائم ایجاد شده حداقل به مدت 2 هفته ادامه پیدا می کنند. افسردگی می تواند به مدت چند هفته، چند ماه یا چند سال ادامه داشته باشد.

علائم و نشانه ها

علائم مربوط به افسردگی عبارتند از:

  • وضعیت روانی اندوهگین
  • کاهش علاقمندی یا لذت نسبت به فعالیت هایی که قبلا لذت بخش بوه اند
  • کاهش تمایلات جنسی
  • تغییر در وضعیت اشتها
  • کاهش یا افزایش وزن به صورت ناخواسته
  • خوابیدن بیش از حد یا خیلی کم
  • بی قراری، آشفتگی و قدم زدن
  • حرکات و صحبت کردن آهسته
  • خستگی یا از دست دادن انرژی
  • احساس بی ارزش بودن یا احساس گناه
  • مشکل داشتن در تفکر، تمرکز و تصمیم گیری
  • فکر کردن مداوم نسبت به مرگ یا خودکشی یا اقدام به خودکشی

علائم افسردگی در زنان

بر اساس مطالعات مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری (CDC)، میزان شیوع افسردگی در مابین زنان تقریبا دو برابر میزان شیوع آن در مابین مردها است.

برخی از علائم مربوط به افسردگی که بیشتر در زنان بروز پیدا می کنند، عبارتند از:

  • بی قراری
  • اضطراب
  • تغییرات وضعیت روانی
  • خستگی
  • فکر کردن بیش از حد (غرق شدن در تفکرات منفی)

همچنین برخی از علائم افسردگی که مختص زنان می باشند، عبارتند از:

  • افسردگی مربوط به دوره بعد از وضع حمل
  • اختلال بد شکلی قبل از قاعدگی

علائم افسردگی در مردها

بر اساس اعلامیه انجمن روان شناسان آمریکا تقریبا 9% از مردهایی که در ایالات متحده زندگی می کنند، دارای احساس افسردگی یا اضطراب هستند.

در نتیجه ایجاد شدن این شرایط، مردهای افسرده در مقایسه با زنان افسرده به احتمال بیشتری در مصرف الکل زیاده روی می کنند، عصبانیت خودشان را بروز می دهند و دست به کارهای خطرناکی می زنند. سایر علائم افسردگی مربوط به مردها عبارتند از:

  • دوری کردن از موقعیت های خانوادگی و اجتماعی
  • کار کردن مداوم و بدون استراحت
  • مشکل داشتن در ادامه دادن به مسئولیت های کاری و خانوادگی
  • بروز دادن رفتارهای سوء استفاده کننده یا کنترلی در روابط

علائم افسردگی در دانشجویان دانشگاهی

دوره دانشگاه یک دوره استرس زایی می باشد که در آن فرد برای اولین بار با سبک های زندگی، فرهنگ ها و تجارب مختلفی آشنا می شود.

برخی از دانشجوها در مقابله با این تغییرات با یک سری مشکلاتی مواجه می شوند و این شرایط می تواند منجر به بروز افسردگی، اضطراب یا هر دو این موارد شود.

برخی از علائم افسردگی دانشجویان دانشگاهی به افسردگی عبارتند از:

  • مشکل داشتن در تمرکز بر روی تکالیف دانشگاهی
  • بی خوابی
  • خوابیدن بیش از حد
  • کاهش یا افزایش اشتها
  • اجتناب کردن از موقعیت ها یا فعالیت های اجتماعی که قبلا لذت بخش بودند.

علائم افسردگی در نوجوانان

تغییرات فیزیکی، فشار همتاها و سایر عوامل می توانند منجر به بروز افسردگی در نوجوانان شوند. این افراد ممکن است یکی از علائم زیر را تجربه کنند:

  • دوری کردن از دوستان و خانواده
  • مشکل داشتن در تمرکز بر روی تکالیف دانشگاهی و مدرسه ای
  • احساس گناه، ناامیدی یا بی ارزش بودن
  • بی قراری، همانند عدم توانایی برای نشستن در یک جا

علائم افسردگی در کودکان

CDC تخمین زده است که در ایالات متحده، 3.2 درصد از کودکان و نوجوانان 3 تا 17 ساله دچار اختلال افسردگی هستند.

علائم افسردگی در کودکان می توانند عبارت از چالش زا بودن فعالیت های مدرسه ای و اجتماعی باشند. برخی از علائمی که کودکان افسرده تجربه می کنند، عبارتند از:

  • گریه کردن
  • نداشتن انرژی
  • وابسته بودن
  • رفتار دفاعی
  • صحبت کردن همراه با عصبانیت

نوجوانان کم سن و سال ممکن است برای بیان کردن احساسات خودشان مشکل داشته باشند. در نتیجه این شرایط باعث خواهد شد که این افراد نتوانند به صورت مناسبی احساس ناراحتی خودشان را بیان کنند.

علت

جامعه پزشکی تا به حال نتوانسته است علت های ایجاد افسردگی را شناسایی کند.

این اختلال دارای علت های احتمالی زیادی است  و در برخی مواقع عوامل مختلف منجر به بروز افسردگی می شوند.

عواملی که می توانند در ایجاد افسردگی نقش داشته باشند، عبارتند از:

  • خصوصیات ژنتیکی
  • تغییرات مربوط به سطوح انتقال دهنده های پیام های عصبی مغز
  • عوامل محیطی
  • عوامل روان شناختی و اجتماعی
  • وجود داشتن اختلالات دیگری همانند اختلال دو قطبی

درمان

افسردگی یک اختلال قابل درمانی است و فرآیند مربوط به مدیریت کردن علائم آن شامل سه مولفه زیر است:

حمایت: این مورد می تواند از بحث کردن در مورد راه حل های عملی و علل اجتماعی تا آموزش دادن به اعضای خانواده متغیر باشد.

روان درمانی: این مورد همچنین به عنوان گفتار درمانی شناخته می شود؛ برخی از گزینه های در دسترس شامل مشاوره رو در رو و روش درمان شناختی رفتاری (CBT، Cognitive Behavioral Therapy) می باشند.

درمان دارویی: یک پزشک می تواند یک سری داروهای ضد افسردگی را تجویز کند.

دارو

داروهای ضد افسردگی می توانند برای درمان افسردگی ملایم تا شدید مناسب باشند؛ برخی از این داروها که در دسترس هستند، عبارتند از:

  • بازدارنده های مصرف مجدد سرتونین انتخابی (SSRIs)
  • بازدارنده های مونو آمین اوکسایدز (MAOIs)
  • داروهای ضد افسردگی سه چرخه ای
  • داروهای ضد افسردگی غیر معمول
  • بازدارنده های سرتونین انتخابی و مصرف مجدد نوراپی نفرین (SNRIs)

هر یک از این داروهای ضد افسردگی بر روی انتقال دهنده های عصبی مختلف یا ترکیبی از انتقال دهنده های عصبی تاثیر می گذارد.

فقط در صورت تجویز پزشک باید از این داروها مصرف کرد. ممکن است برخی از این داروها همراه با هم مورد استفاده قرار بگیرند، تا بتوانند یک تاثیری داشته باشند.

همچنین در نتیجه متوقف کردن مصرف این داروها، ممکن است فرد فواید مربوط به آن دارو را تجربه نکند.

برخی از افراد بعد از بهبود یافتن علائم موجود مصرف این داروها راترک می کنند، ولی این مورد ممکن است منجر به برگشت علائم قبلی شود.

بنابراین سعی کنید تمامی تصمیمات خودتان در مورد داروهای ضد افسردگی (از جمله تصمیم خودتان برای ترک مصرف آن) را با پزشک خودتان در میان بگذارید.

تاثیرات جانبی داروها

SSRI ها و SNRI ها می توانند یک سری تاثیرات جانبی به دنبال داشته باشند. یک فرد ممکن است علائم زیر را تجربه کند:

  • بی خوابی
  • یبوست
  • اسهال
  • قند خون پایین
  • کاهش وزن
  • جوش پوستی
  • بدعملکردی جنسی

اداره غذا و دارو (FDA) تولید کنندگان را الزام کرده است تا یک سری هشدارهایی را بر روی بسته بندی داروهای ضد افسردگی بنویسند.

این هشدار باید نشان دهد که این داروها در کنار سایر خطراتی که دارد، در طول چند ماه اول ممکن است تفکرات یا اقدامات خودکشی را مابین کودکان، نوجوانان و افراد جوان افزایش دهد.

روش های درمان طبیعی

برخی از افراد به منظور درمان افسردگی ملایم تا شدید خودشان از روش های طبیعی (همانند داروهای گیاهی) استفاده می کنند.

با این وجود به دلیل عدم نظارت FDA بر روی داروهای گیاهی، ممکن است ادعای تولیدکنندگان این داروها کاملا صحیح نباشد.

همچنین این امکان وجود دارد که این داروها ایمن یا مفید نباشند. 

یک سری از گیاهان و علف های محبوبی که افراد مختلف برای درمان افسردگی مورد استفاده قرار می دهند، عبارتند از:

گیاه سنت جانز (St. John’s wort): این دارو برای افراد مبتلا به اختلال دو قطبی یا افراد مشکوک به این اختلال مناسب نمی باشد.

جینسینگ (Ginseng): افرادی که از داروهای مرسوم استفاده می کنند، ممکن است از این دارو به منظور منظم کردن تفکرات خودشان و کاهش استرس استفاده کنند.

بابونه معمولی یا معطر (Chamomile): این داروی گیاهی شامل یک سری موادی است که دارای تاثیر ضد افسردگی هستند.

اسطو خودوس: این داروی گیاهی می تواند برای کاهش اضطراب و بی خوابی مفید باشد.

حتما قبل از مصرف این داروهای گیاهی یا مکمل ها و به منظور درمان افسردگی خودتان با یک پزشک متخصص صحبت کنید.

ممکن است برخی از این داروهای گیاهی با داروهای مصرفی تان واکنش داشته باشند یا وضعیت علائم موجود را وخیم تر کنند.

مکمل ها

ممکن است برخی از افراد از گیاهان بیان شده در بالا به منظور درمان علائم افسردگی ملایم تا شدید استفاده کنند.

سایر مکمل ها هم می توانند برای درمان این علائم مفید باشند.

نکته مهمی که باید به یاد داشته باشید عبارت از این مورد می باشد که FDA هیچ گونه نظارتی بر روی مکمل ها ندارد و به همین دلیل کارایی یا ایمن بودن این موارد مورد تایید نمی باشد.

برخی از مکمل های غیرگیاهی که ممکن است برای درمان افسردگی مفید باشند، عبارتند از:

متیونین اس آدنوزیل (SAMe, S-adenosyl methionine): این مورد عبارت از حالت ترکیبی یک ماده شیمایی طبیعی می باشد که در بدن وجود دارد.

هیدروکسی تریپتوفان 5 (5 – hydroxytryptophan): این مکمل برای تقویت سرتونین مفید است؛

سرتونین عبارت از انتقال دهنده پیام عصبی موجود در مغز است که بر روی وضعیت روانی فرد تاثیرگذار است.

برخی از مطالعات صورت گرفته نشان داده است که SAMe همانند داروهای ضد افسردگی تجویز شده سه چرخه ای و اسیتالوپرام (escitalopram) می تواند مفید باشد، ولی کارایی آن باید بیشتر مورد مطالعه قرار بگیرد.

غذا و رژیم غذایی

خوردن بیش از حد غذاهای شیرین و غذاها فرآوری شده می تواند مشکلات سلامتی فیزیکی متعددی را ایجاد کند.

نتایج مربوط به یک مطالعه صورت گرفته در سال 2019 نشان داده است که یک رژیم غذایی که انواع مختلفی از این غذاها را دارد، می تواند بر روی سلامت ذهنی افراد جوان تاثیرگذار باشد.

همچنین این مطالعه نشان داد که مصرف کردن غذاهای زیر می تواند برای کاهش علائم افسردگی مفید باشد:

  • میوه ها
  • سبزیجات
  • ماهی
  • روغن زیتون

روان درمانی

یک سری از روش های درمان روان شناختی یا گفتار درمانی که برای رفع افسردگی به کار گرفته می شوند، شامل CBT، روان درمانی میان فردی، روش درمان حل مسئله و سایر موارد هستند.

در مورد برخی از حالت های افسردگی، معمولا روان درمانی به عنوان اولین روش درمان مورد استفاده قرار می گیرد؛

این در حالی است که استفاده کردن از روان درمانی و داروها در مورد سایر افراد کارایی بهتری دارد.

CBT و روان درمانی میان فردی عبارت از دو روش اصلی روان درمانی می باشند که برای درمان افسردگی به کار گرفته می شوند.

همچنین این امکان وجود دارد که CBT به صورت خصوصی، گروهی، از طریق تلفن یا به صورت آنلاین صورت بگیرد.

روش درمان میان فردی به منظور شناسایی موارد زیر به کار گرفته می شوند:

  • مشکلات عاطفی که بر روی روابط و ارتباطات تاثیرگذار هستند
  • نحوه تاثیر این مشکلات بر روی وضعیت روانی این افراد
  • نحوه تغییر یافتن تمامی این موارد
افسردگی چیست و من در صورت مبتلا بودن به آن چه کاری می توانم انجام بدهم

ورزش

ورزش اروبیک منجر به افزایش سطح اندورفین می شوند و نوارپی نفرین های انتقال دهنده پیام عصبی (که با وضعیت روانی مرتبط است) را تحریک می کند.

این شرایط می تواند منجر به بهبود یافتن افسردگی خفیف شوند.

روش های درمان تحریک کننده ذهن

روش های درمان تحریک کننده ذهن یک گزینه درمانی دیگری می باشند. برای مثال، تحریک مغناطیسی جمجمه ای ترنس تکراری یک سری محرک های مغناطیسی را به ذهن می فرستد و به رفع افسردگی عمده کمک می کند.

در صورتی که افسردگی در نتیجه استفاده از دارو رفع نشود، فرد می تواند از روش درمان با تشنج برقی (electroconvulsive therapy) یا ECT استفاده کند.

در صورتی که روان پریشی به همراه افسردگی صورت بگیرد، این روش درمان می تواند مفید باشد.

انواع افسردگی

افسردگی انواع مختلفی دارد. در ادامه برخی از رایج ترین حالت های افسردگی بحث می شود.

افسردگی عمده

یک فردی مبتلا به افسردگی عمده، یک وضعیت ناراحتی ثابتی را تجربه می کند. ممکن است افراد مبتلا به این نوع افسردگی نسبت به فعالیت هایی بی علاقه شوند که در گذشته برای آنها لذت بخش بوده است. روش درمان مورد استفاده شده برای این افسردگی در اغلب مواقع شامل تجویز دارویی و روان درمانی می باشد.

اختلال افسردگی مداوم

اختلال افسردگی مداوم که همچنین به عنوان افسرده خویی شناخته می شود، منجر به بروز علائمی می شود که این علائم در برخی مواقع تا 2 سال ادامه پیدا می کنند.

این احتمال وجود دارد که فرد مبتلا به این اختلال افسردگی عمده و همچنین علائم خفیف تر را تجربه کند.

اختلال دو قطبی

افسردگی یکی از علائم اصلی اختلال دو قطبی می باشد و تحقیقات صورت گرفته نشانگر این موضوع هستند که علائم مربوط به این اختلال می تواند تا نیم ساعت ادامه داشته باشد؛ این شرایط باعث شده است که تشخیص اختلال دو قطبی به سختی امکان پذیر باشد.

افسردگی روان پریشی

برخی از افراد به همراه افسردگی، روان پریشی را هم تجربه می کنند. روان پریشی ها می تواند شامل هذیان باشد؛ برخی از موارد هذیان شامل عقاید نادرست و جدا شدن از واقعیت می باشد.

همچنین این اختلال می تواند شامل توهمات هم باشد (که عبارت از احساس کردن مواردی می باشد که در واقعیت وجود ندارند).

افسردگی پس از وضع حمل

اکثر زنان بعد از به دنیا آوردن نوزاد خودشان یک سری شرایطی را تجربه می کنند که برخی افراد آن را به عنوان افسردگی بعد از وضع حمل می شناسند.

زمانی که بعد از وضع حمل هورمون ها دوباره تعدیل می شوند، ممکن است یک سری تغییراتی در وضعیت روانی فرد صورت بگیرد.

افسردگی بعد از وضع حمل یا افسردگی بعد از تولد نوزاد یک مورد شدیدی می باشد.

وضع حمل عبارت از تنها دلیل مربوط به این نوع افسردگی نمی باشد و همچنین این افسردگی ممکن است چند ماه یا چند سال ادامه داشته باشند. هر شخصی که بعد از وضع حمل افسردگی مداوم را تجربه می کند، حتما باید به یک پزشک مراجعه کند.

اختلال افسرده کننده عمده همراه با الگوی فصلی

این نوع از افسردگی که قبلا به عنوان اختلال عاطفی فصلی (Seasonal affective disorder) یا SAD شناخته می شد، مربوط به کاهش روشنایی روز در طول پاییز و زمستان می باشد.

افرادی که در کشورهای دارای زمستان های طولانی یا شدید زندگی می کنند، بیشتر به این اختلال دچار می شوند.

این اختلال در سایر فصل های سال و در نتیجه روشنایی درمانی از بین می رود.

تشخیص

در صورتیکه یک فردی نسبت به داشتن علائم افسردگی در خودش مظنون باشد، باید به یک پزشک یا یک متخصص سلامت روان مراجعه کند.

یک متخصص سلامت صلاحیت دار می تواند وجود داشتن علت های مختلف را مشخص کند، یک تشخیص دقیقی انجام دهد و همچنین یک درمان ایمن و موثری را ارائه دهد.

معمولا پزشکان یک سری سوالاتی را در مورد علائم افسردگی می پرسند؛

برای مثال آنها این سوال را می پرسند که این علائم از چه زمانی وجود داشته است.

همچنین یک پزشک به منظور بررسی کردن علت های فیزیکی می تواند یک آزمایشی را انجام دهد و همچنین به منظور مشخص کردن سایر مشکلات سلامتی محتمل، آزمایش خون را تجویز کند.

آزمایش ها

متخصصا سلامت روان در اغلب مواقع از درمانجو ها می خواهند یک سری پرسشنامه هایی را کامل کنند تا بتوانند شدت افسردگی شان را به صورت مناسبی تشخیص دهند.

برای مثال مقیاس درجه بندی افسردگی همیلتون (The Hamilton Depression Rating Scale) دارای 21 سوال است.

نمرات به دست آمده از این مقیاس نشان دهنده میزان شدت افسردگی در افرادی می باشد که قبلا افسردگی در آنها تشخیص داده شده است.

پرسشنامه افسردگی بک (The Beck Depression Inventory) یک پرسشنامه دیگری است که به متخصصان سلامت روان کمک می کند تا علائم موجود در فرد را اندازه گیری کنند.

هاتلاین های حمایت کننده

هاتلاین های ملی از طریق متخصصان آموزش دیده و به صورت 24 ساعته یک سری خدماتی را به صورت آنلاین ارائه می دهند.

این هاتلاین ها می توانند برای افرادی مفید باشند که تمایل یا نیاز دارند تا در مورد احساستشان با یک فردی صحبت کنند.

برخ از هاتلاین های حمایت کننده ای که در دسترس هستند، عبارتند از:

نیکوکاران (Smaritans): این سازمان یک سازمان غیر انتفاعی است که یک سری حمایت های عاطفی را به همه افراد افسرده یا تنها یا افرادی که تمایل به خودکشی دارند، ارائه می دهند.

به منظور ارتباط با این سازمان می توانید با 877-870-4673 تماس بگیرد یا پیام بدهید.

خط کمک ملی پیشگیری از خودکشی: به منظور صحبت کردن با یکی از کارمندان این شبکه ملی مربوط به مراکز بحران محلی، می توانید با شماره 1-800-273-8255 تماس بگیرد.

چت لایف لاین: این مورد یک سرویس چت آنلاین مربوط به خط زندگی ملی پیشگیری از خودکشی می باشد.

پیشگیری از خودکشی

در صورتیکه شما یک فردی را می شناسید که با ریسک خود آسیب زنی، خودکشی یا آسیب زدن به یک فرد دیگری مواجه است:

  • با شماره 911 یا شماره آژانس ملی تماس بگیرید.
  • تا زمانی که یک متخصص بیاید، در کنار این فرد بمانید.
  • هر نوع اسلحه، دارو یا وسایل آسیب رسان بالقوه را از کنار این فرد دور کنید.
  • بدون هیچ نوع قضاوتی به صحبت های این فرد گوش دهید.
  • در صورتیکه شما یا یکی از افراد آشنا دارای تفکرات خودکشی باشد، یک هاتلاین پیشگیری از خودکشی می تواند مفید باشد. لایف لاین ملی مربوط به پیشگیری از خودکشی به صورت 24 ساعته و با خط تماس 1-800-273-8255 در دسترس می باشد.

آیا افسردگی یک مورد ارثی است؟

احتمال ابتلای یک فردی دارای والدین یا برادران یا خواهران افسرده به افسردگی در مقایسه با سایر افراد، دو برابر می باشد.

با این وجود تعداد زیادی از افراد افسرده هیچگونه سابقه خانوادگی در این زمینه ندارند. یک مطالعه ای که اخیرا صورت گرفته است، نشان داد که داشتن استعداد افسردگی هیچ رابطه ای با مسائل ژنتیکی ندارد.

این محققان به این نتیجه دست یافتند که هر چند ممکن است افسردگی به صورت ارثی انتقال پیدا کند، ولی عوامل دیگری هم وجود دارند که بر روی پیشرفت این اختلال تاثیرگذار هستند.

آیا افسردگی یک نوع ناتوانی است؟

بر اساس بیانیه WHO (سازمان بهداشت جهانی)، افسردگی اصلی ترین عامل ناتوانی و از کار افتادگی است.

در ایالات متحده، اداره امنیت اجتماعی اختلال های افسردگی، دو قطبی و اختلال های مربوطه را به عنوان ناتوانایی در نظر گرفته است.

در صورتیکه افسردگی یک فرد مانع از کار کردن وی شود، این فردی می تواند صلاحیت استفاده از تسهیلات مربوط به بیمه ناتوانی امنیت ملی را داشته باشد.

یک فردی به منظور استفاده از تسهیلات مربوط به ناتوانی، باید در یک دوره طولانی و اخیرا به اندازه کافی کار کرده باشد.

آیا افسردگی قابل درمان می باشد؟

در حال حاضر هیچ نوع روش درمان قطعی برای افسردگی وجود ندارد، ولی یک سری روش های درمانی وجود دارند که می توانند برای بهبود فرد مفید باشند.

هر چقدر که درمان زودتر شروع شود، احتمال موفقیت آن بیشتر خواهد بود.

تعداد زیادی از افراد افسرده بعد از یک برنامه درمان بهبود پیدا می کنند.

با این وجود، حتی در صورت استفاده از یک روش درمان هم احتمال برگشت افسردگی وجود دارد.

افرادی که به دلیل افسردگی خودشان از داروها استفاده می کنند، به منظور بهبود خودشان تا زمانیکه پزشک توصیه کرده است (که حتی ممکن است تا مدت ها بعد از بهبود علائم یا از بین رفتن آنها به طول بکشد)، باید همچنان به مصرف دارو ادامه دهند.

محرک ها

محرک ها عبارت از اتفاقات یا شرایط عاطفی، روان شناختی یا فیزیکی هستند که می توانند منجر به بروز علائم افسردگی یا برگشت آنها شوند.

برخی از این محرک ها عبارتند از:

  • اتفاقات استرس زای زندگی، همانند از دست دادن یک فرد، اختلافات خانوادگی و ایجاد یک سری تغییراتی در روابط
  • دوره درمان ناکامل بعد از متوقف کردن خیلی زود درمان
  • شرایط پزشکی همانند چاقی، بیماری قلبی و دیابت ها

عوامل ریسک:

برخی از افراد ریسک افسردگی بالاتری نسبت به سایر افراد دارند. عوامل ریسک موجود عبارتند از:

  • تجریه کردن اتفاقات خاصی در زندگی، همانند عزاداری، مشکلات کاری، تغییراتی در روابط، مشکلات مالی و نگرانی های پزشکی
  • تجربه کردن استرس حاد
  • کمبود داشن در استراتژی های مقابله ای موفق
  • داشتن یک خویشاوند افسرده
  • استفاده کردن از برخی داروهای تجویز شده، همانند کورتیکو استروئید ها، برخی از داروهای بلوکه کننده بتا و اینترفرون (corticosteroids, beta – blockers and interferon)
  • استفاده از موارد تحریک کننده، همانند الکل یا آمفتامین ها
  • داشتن یک صدمه دائمی در سر
  • داشتن افسردگی عمده در گذشته
  • داشتن یک شرایط مزمن، همانند دیابت ها، بیماری ریوی مسدود کننده مزمن (COPD) یا بیماری قلبی عروقی
  • زندگی کردن همراه با یک درد مداوم

آمارها

بر اساس آمارهای ارائه شده در ایالات متحده، افسردگی عمده بر روی بیش از 16.1 میلیون نفر از افراد بالای 18 سال تاثیر می گذارد که این آمار تقریبا برابر با 6.7% از جمعیت بزرگسال این کشور می باشد.

بر اساس آمارهای CDC، در 3.2 درصداز کودکان و نوجوانان مابین 3 تا 17 ساله ( که تقریبا 1.9 میلیون نفر را شامل می شود) اختلال افسردگی تشخیص داده شده است.

همچنین CDC بیان کرده  است که 7.6% از افراد 12 ساله یا بزرگتر آمریکایی در طول هر دوره دو هفته ای افسردگی را تجربه می کنند.

بررسی مقاله از نظر پزشکی: Timoty J. Legg, Ph.D CRNP در 22 نوامبر 2019

نویسنده: Laura Goldman

ترجمه : تیم کانون مشاوران ایران

چرا ما به روان شناسان بالینی بیشتری نیاز داریم؟

چرا امروزه به روان شناسان بالینی بیشتری نیاز وجود دارد؟ آیا روان پزشکان و مشاوران نمی توانند کار روان شناسان را انجام بدهند؟ روان شناسان بالینی چه کاری انجام می دهند؟

روان شناسان بالینی به طور مرسوم در دپارتمان روان پزشکی کار می کنند. به نظر می رسد که این رشته فقط در حوزه روان شناسی، سلامت روان و آزمون روان شناختی کارایی دارد.

روان شناسان بالینی از طریق تشخیص و به وسیله مهارت های اصلی خودشان در اجرا و تفسیر آزمون های روان شناسی استاندارد به روان پزشکان کمک می کنند؛

همچنین روان پزشکان تا یک سطحی در درمان و روان درمانی هم فعالیت می کنند.

رشته روان شناسی بالینی دارای یک سری زیر بخش هایی تخصصی است و بیش از 200 نوع تکنیک درمانی دارد.

همچنین روان شناسان بالینی در درمان خودشان از تکنیک های مشاوره ای استفاده می کنند و در برخی مواقع نقش آنها با نقش روان شناسان مشاوره ای اشتباه گرفته می شود؛

روان شناسان مشاوره ای به افراد دارای مشکلات روزمره ای کمک می کنند که این مشکلات دارای ماهیت شدید نمی باشند.

همچنین در مالزی این سردرگمی و سوء تفاهم منجر به ایجاد یک سری مشکلاتی در بیمارستان های دولتی شده است؛

در این بیمارستان ها به جای ایجاد یک سری پوزیشن هایی برای روان شناسان بالینی، پوزیشن های مربوط به مشاوران افزایش یافته است.

امروزه روان شناسان بالینی نقش مهمی در سایر حوزه ها دارند که برای مثال می توان به ترویج سلامتی، پزشکی رفتاری، ارزیابی عصبی – روان شناختی، مسائل مربوط به مدیریت تخصصی، علم مربوط به سخنرانی و سایر موارد اشاره کرد.

تعداد محدودی از روان شناسان بالینی مالزی توانایی لازم را برای ارائه خدمات در درمان اختلال های روان شناختی دارند و  خدمات ارائه شده توسط آنها تقریبا هم سطح خدمات ارائه شده توسط متخصصان پزشکی می باشد.

به دلیل اینکه وظیفه این متخصصان به درمان اختلال های روان شناختی محدود نمی شود و باید وضعیت بیمار را بررسی کنند، غربال گری کنند و مشاوره دهند یا یک سری توصیه هایی را در مورد بهترین روش درمان به درمانگران ارائه دهند، در برخی مواقع پزشکان، جراحان، درمانگران بالینی، مددکاران و وکیلان درمانجوها را به آنها ارجاع می دهند.

روان شناسان در برخی از کلینیک های بیمارستانی تقریبا در تمامی بخش ها، همانند روان پزشکی، بخش مربوط به اطفال، جراحی، دارو، پزشکی اجتماعی، زایمان و بخش زنان به کار گرفته می شوند.

تنوع کار روان شناسان بالینی یک تاثیر منفی بر روی شغل آنها داشته است؛

هر چند که شغل آنها به شدت مورد نیاز می باشد، ولی مدیریت بیمارستان ها یک بخش مجزایی به روان پزشکی بالینی اختصاص نمی دهند و این شرایط منجر به ایجاد مشکلاتی برای پیشرفت و آینده این تخصص شده است.

نیاز مبرم به روان شناسان بالینی توسط بخش خدمات عمومی هم مورد تایید قرار گرفته است و در اوایل دهه 80 انجمن روان شناسان ایجاد شده است، ولی تا بحال تلاش جدی برای رفع کمبود های این بخش صورت نگرفته است.

چرا ما به روان شناسان بالینی بیشتری نیاز داریم؟

سیستم آموزشی موجود در مالزی روان شناسی را به عنوان یک رشته هنری در نظر می گیرد و به همین دلیل دانشجویانی که در رشته روان شناسی فارغ التحصیل می شوند، بر خلاف همتایان خودشان در کشورهای غربی که می توانند یکی از دو درجه کارشناسی هنری یا کارشناسی علمی را انتخاب کنند، درجه کارشناس هنری را دریافت می کنند.

معمولا افراد دارای درجه کارشناس هنری یکی از تخصص های روان شناسی اجتماعی، روان شناسی میان فرهنگی، روان شناسی صنعتی و روان شناسی سازمانی را انتخاب می کنند.

در حالیکه افراد دارای درجه کارشناس علمی یکی از تخصص های بالینی، عصبی – روان شناختی، روان شناسی فیزیولوژیایی، دادگاهی و سایر تخصص های فرعی را انتخاب می کنند که دارای مبنای علمی قوی هستند.

همچنین برخی از دانشگاه های مالزی از طریق برگزاری برنامه های دوال آموزشی با دانشگاه های بریتانیا، ایالات متحده و استرالیا، مدرک کارشناسی علمی را در این رشته ارائه می دهند.

دلیل دیگر کمبود روان شناسان بالینی این موضوع می باشد که روان شناسی بالینی یک دوره تخصصی است و بر خلاف برخی از برنامه های سلامتی مشابه، فقط در سطح بالاتر از فارغ التحصیلی ارائه می شود.

برخی از پیشنهاداتی که برای رفع مشکل مربوط به کمبود متخصص در روان شناسی بالینی مطرح شده است عبارتند از: (1) وزارت آموزش و پرورش باید یک نقش مهمی در تامین تقاضاها و نیازهای روان شناسان بالینی داشته باشد؛

دانشجویانی که با نمره خوبی فارغ التحصیل می شوند، باید به موسسات محلی و خارجی دعوت شوند و بعدا در تخصص های فرعی روان شناسی بالینی، همانند روانشناسی عصب شناختی بالینی (این تخصص مورد نیاز بخش علوم اعصاب می باشد)، روان شناسی دادگاهی (که مورد نیاز نیروی پلیس و بخش زندان است) و روان شناسی سلامت (که مورد نیاز پرسنل پزشکی است) تحصیلات و دوره های مورد نیاز را سپری کنند.

بعد از اتمام دوره ها، این افراد باید برنامه های محلی فراتر از سطح فارغ التحصیلی را اجرا کنند. (2) دانشجویانی که در رشته روان شناسی فارغ التحصیل می شوند، باید دارای درجه کارشناسی علمی باشند.

این مورد منجر به افزایش اعتماد به نفس این افراد خواهد شد. (3) تمامی موسسات مرتبط باید برای پیشرفت دوره روان شناسی بالینی با یکدیگر همکاری کنند تا استاندارد جهانی این رشته افزایش پیدا کند و دانشجویانی زیادی به تحصیل در این رشته ترغیب شوند.

منبع : کانون مشاوران ایران

بی اشتهایی عصبی

بی اشتهایی عصبی یک اختلال تغذیه ای می باشد که ویژگی بارز آن عبارت از پرهیز غذایی یک انسان لاغری می باشد که فاقد وزن بدنی عادی است.

معمولا وزن یک فرد دارای بی اشتهایی عصبی کمتر از 85% وزن مورد انتظار از یک فرد (بر اساس سن، قد و جنسیت) می باشد و این افراد در اغلب مواقع حتی وزن کمتری هم دارند.

علاوه بر این، افراد دارای بی اشتهایی عصبی یک ارزشیابی تحریف شده ای را از شکل و وزن بدنشان دارند.

این افراد بدن های لاغر خودشان را غیر جذاب یا حتی خیلی چاق در نظر می گیرند، دارای رژیم غذایی محدود و سرسختانه هستند و یک ترس وحشتناکی نسبت به افزایش وزنشان دارند.

کاهش وزن زنان منجر به عدم صورت گرفتن قاعدگی می شود (این افراد حدقل به مدت سه ماه طولانی هیچ نوع  قاعدگی را تجربه نمی کنند).

یافته های مطالعات صورت گرفته نشانگر این است که 5 تا 20 درصد از افراد مبتلا شده به این نوع اختلال در نتیجه گرسنگی یا یک سری عوارض پزشکی فوت می کنند که به دلیل وزن پایین یا یک رژیم غذایی محدود بروز می یابند.

دسته بندی

بی اشتهایی عصبی دومین اختلال تغذیه ای رایج می باشد. اصلی ترین اختلال تغذیه ای عبارت از جوع عصبی می باشد که ویژگی بارز آن عبارت از رفتارهای جبرانی (همانند استفراغ ایجاد شده توسط خود فرد، روزه گرفتن یا ورزش بیش از حد) بعد از خوردن غذا می باشد.

بعد از تشخیص اختلال عصبی، یک متخصص سلامت هم وجود داشتن بیماری های پرخوری یا پاکسازی یا محدود کننده را در فرد بررسی می کنند.

ویژگی بیمای پرخوری یا پاکسازی عبارت از پرخوری (خوردن مقادیر زیادی غذا در یک دوره زمانی مشخص) یا پاکسازی (استفراغ ایجاد شده توسط خود فرد یا سوء استفاده از ضدیبوست ها، ادرارآورها یا تنقیه ها) در طول بی اشتهایی عصبی می باشد.

ویژگی نوع محدود کننده عبارت از داشتن یک وزن ناسالمی می باشد که به دلیل محدودیت غذایی ایجاد می شود.

هر چند که اکثر افرد دارای بی اشتهایی عصبی در اغلب مواقع پرخوری و بعد از آن پاکسازی را هم انجام می دهند، ولی در جوع عصبی وزن بدن در سطح عادی یا بالاتر از سطح عادی باقی می ماند.

بر اساس تخمین های صورت گرفته، 0.5 تا 3.7 درصد از زنان آمریکایی در برخی از مراحل زندگی شان بی اشتهایی عصبی را تجربه می کنند.

با این وجود بی اشتهایی دارای سندرم جزئی رایج تری می باشد.

محققان گزارش کرده اند که تقریبا 5 درصد از دختران نوجوان دارای علائم خفیف بی اشتهایی عصبی هستند  در برخی از آنها علائم بالینی این اختلال بروز پیدا می کند.

پیشرفت های تاریخی

سیر ریچارد مورتون (Sir Richard Morton) در نتیجه اولین توصیف خودش از بی اشتهایی عصبی به زبان انگلیسی شهرت زیادی به دست آورد.

مورتون دو مورد از نوجوانانی را گزارش کرد (که یکی از آنها دختر و یکی از آنها پسر بودند) که دارای مصرف عصبی بودند و به دلیل ناراحتی عاطفی وزن بدنشان کاهش پیدا می کرد.

در سال 1874، دو پزشک به اسم های سیر ویلیام ویتی گال (Sir William WitheyGull) از بریتانیا و کارلز لاسگو (Charles Lasegue) از فرانسه، بی اشتهایی عصبی را به عنوان یک تشخیص پزشکی معرفی کردند.

هر دو این پزشکان در گزارش های بالینی خودشان بر روی جنبه های متفاوت این شرایط اشاره کردند ولی هر دو آنها بی اشتهایی را به عنوان یک بیماری “عصبی” در نظر گرفتند که مشخصه بارز آن عبارت از گرسنگی کشیدن می باشد.

این پزشکان عبارت از اولین افرادی بودند که این بیماری را به عنوان یک بیماری بالینی مجزا در نظر گرفتند.

گال مطالعه خودش را به جامعه پزشکان لندن گزارش کرد و برای توصیف این اختلال از عبارت بی اشتهایی عصبی استفاده کرد که به معنای “کاهش عصبی اشتها” می باشد.

گال اولین فردی بود که این عنوان را مورد استفاده قرار داد. گزارشات گال در سال بعد توسط این انجمن منتشر شد و این عبارت در سال های بعدی در یک سطح گسترده ای مورد پذیرش و استفاده قرار گرفت.

مواردی که امروزه به عنوان بی اشتهایی عصبی شناخته می شوند، مربوط به سرتاسر تاریخ می باشد، ولی این اختلال در سال 1980 و بعد از شایع شدن در سطح گسترده، به عنوان یک اختلال روان پریشی تشخیص داده شد.

بی اشتهایی عصبی

اکثر متخصصان افزایش محبوبیت بی اشتهایی عصبی را در رسانه های محبوب زنان (به خصوص مواردی که لاغری را به عنوان یک مورد ایده آل معرفی می کنند) مورد انتقاد قرار داده اند.

این انتقاد بیشتر متوجه استاندارنهای فرهنگی مربوط به زیبایی در جوامع صنعتی شده می باشد و میزان شیوع بی اشتهایی عصبی در ایالات متحده، اروپا و کشورهای صنعتی آسیا بیشتر از سایر بخش های جهان می باشد.

عوامل و فاکتورهای ریسک

بی اشتهایی عصبی معمولا در دوره نوجوانی و اوایل دوره بزرگسالی بروز پیدا می کند.

عوامل ایجاد این بیماری شامل چند مورد می باشند که عبارتند از: فاکتورهای ریسک ژنتیکی و بیولوژیکی، فاکتورهای رشد که می توانند به ایجاد تصویر بدنی دارای ذهنییت منفی تبدیل شوند، عدم اطلاع از احساسات درونی (شامل گرسنگی و عواطف)، سابقه خانوادگی در زمینه اختلالات غذایی، تاثیر اجتماعی و عوامل روان شناختی.

عوامل روان شناختی می توانند شامل یک دامنه ای از عوامل تاثیرگذار باشند که برای مثال می توان به مزاج اضطرابی، گرایشات کمال گرایانه یا وسواسی، سابقه آسیب دیدن، اختلال روان شناختی مکرر (همانند افسردگی، اختلال وسواس فکری – وسواس عملی، اختلال کمبود – فزون کاری توجه و یک سری اختلالات شخصیتی خاص) و استرس مزمن یا شدید اشاره کرد.

عوامل ژنتیکی که می توانند در بی اشتهایی یا کم اشتهایی فرد نقش داشته باشند شامل تغییرات ژن هایی می باشد که در عملکرد متابولیسم نقش دارند، به خصوص تغییراتی که بر روی متابولیسم قند و چربی تاثیر می گذارند.

سابقه خانوادگی در زمینه مصرف مواد، سوء استفاده فیزیکی، عاطفی یا جنسی، بیماری روانی، یا اختلافات والدینی شدید هم منجر به افزایش ریسک ابتلا به این اختلال می شوند.

علاوه بر این، اکثر موارد مربوط به بی اشتهایی در نتیجه یک محدودیت غذایی ایجاد می شود که در نهایت به یک محدودیت غذایی یا خود محروم سازی شدید تبدیل می شود.

با این وجود تا بحال مشخص نشده است که آیا چنین رفتار غذایی عامل ایجاد بیماری است یا صرفا یک علامت اولیه می باشد.

درمان و مراقبت

تا به حال تحقیقات صورت گرفته نتوانسته اند به یک روش درمان موثر و منحصر به فردی برای درمان بی اشتهایی عصبی در بزرگسالان دست پیدا کنند.

در درمان چنین مواردی از روش های مختلف روان درمانی و تغذیه درمانی استفاده می شود.

در مورد بیماران نوجوان، خانواده درمانی می تواند شامل والدین و در برخی مواقع برادران و خانواده و یک رهیافت درمانی مبتنی بر خانواده باشد که به عنوان مازلی تراپی (Maudsley therapy) شناخته می شود و یک روش درمان مفیدی می باشد.

مطالعات صورت گرفته نشان داده اند که صرف نظر از سن فرد در حین شروع بیماری، ترمیم وضعیت وزنی یک عامل کلیدی در درمان می باشد و اکثر علائم تشخیصی بی اشتهایی در نتیجه گرسنگی یا شبه گرسنگی بروز پیدا می کنند.

در مواردی که فرد مقدار قابل توجهی از وزن خودش را از دست می دهد ممکن است که به بستری شدن فرد نیاز پیدا شود، چرا که این شرایط می تواند یک تهدید بالقوه ای برای زندگی فرد باشد.

معمولا افراد دارای بی اشتهایی عصبی یک سری رفتارهای سرسختانه ای دارند و از چاق شدن به شدت می ترسند؛

بنابراین این امکان وجود دارد که پرسنل پزشکی بیمارستانی در برخی مواقع از یک سری ابزارهای اجباری، همانند غذا دادن اجباری یا یک سری موارد محدود کننده استفاده کنند و این روش را تا دستیابی فرد به یک وزن مناسب ادامه دهند.

درمان این اختلال با استفاده از روان درمانی یا داروهای ضد افسرده کننده با یک سری چالش هایی مواجه شده است. مطالعاتی که در حال حاضر صورت می گیرند، به دنبال دستیابی به یک سری داروهای روان گردانی هستند که در درمان بی اشتهایی مفید باشد.

مطالعات صورت گرفته نشان داده اند افرادی که به دلیل مبتلا شدن به بی اشتهایی عصبی تحت درمان قرار می گیرند، وزن بدنشان حتی چند سال بعد از درمان هم کمتر از سطح مورد انتظار می باشد و اکثر آنها همچنان با مشکلات مربوط به تغذیه، محدودیت غذایی و تصویر بدنی مواجه هستند.

نویسنده: Robert E. Emery, Sari Shepphird

ترجمه : تیم کانون مشاوران ایران

اضطراب

اضطراب عبارت از یک نوع احساس وحشت، ترس یا هراسی می باشد که در اغلب مواقع هیچ نوع توجیه مناسبی برای آن وجود ندارد.

اضطراب یک مورد مجزایی نسبت به ترس می باشد، چرا که ترس در واکنش به یک خطر مشخص و واقعی (همانند یک مورد خطرناک برای سلامتی فیزیکی فرد) بروز پیدا می کند.

در نقطه مقابل، اضطراب در واکنش به موقعیت های ظاهرا بی خطر ایجاد می شود یا در نتیجه یک سری تضادهای ذهنی و عاطفی درونی ایجاد می شود که ممکن است برای خود فرد نامشخص باشند.

نمی توان به صورت کامل اضطراب موجود در زندگی روزمره را از بین برد و وجود داشتن مقدار محدودی از آن یک مورد نرمال و عادی فرض می شود.

ولی اضطراب مداوم، شدید، مزمن یا مکرر که دارای یک علت مشخصی نمی باشد، معمولا به عنوان یکی از علائم اختلال عاطفی در نظر گرفته می شود.

زمانی که چنین اضطرابی به صورت غیر منطقی و در نتیجه یک موقعیت یا یک چیز خاصی صورت بگیرد، این شرایط به عنوان فوبیا شناخته خواهد شد.  

یک اضطراب رایج یا مداومی که دارای هیچ علت خاص یا نگرانی ذهنی نمی باشد، به عنوان اضطراب عمومی یا ثابت نامیده می شود.

علل (و تفسیرهای روان پزشکی) مختلفی برای اضطراب وجود دارند. سیگموند فروید (Sigmund Freud) به عنوان یک متخصص اعصاب اتریشی، اضطراب را به عنوان یک حالت بدنی از تضاد عاطفی درونی بیان کرد .

در حین قرار گرفتن فرد در شرایط، احساسات یا انگیزش های طاقت فرسایی (در نتیجه آگاهی هوشیارانه) ایجاد می شود که مهلک یا اضطراب آور می باشند.

همچنین اضطراب در مواردی که منجر به عملکرد نامناسب جنسی یا کاری شود، به عنوان یک تهدید برای شخصیت فرد یا عزت نفس او در نظر گرفته می شود.

روان شناسان رفتاری اضطراب را به عنوان یک واکنش یادگرفته شده در برابر اتفاقات تهدید آمیز زندگی واقعی تعریف می کنند؛

اضطراب ایجاد شده با شرایط مربوط به آن اتفاق تهدید آمیز ارتباط برقرار می کند و همین شرایط بدون اینکه یک اتفاق تهدید آمیزی را برای فرد ایجاد کنند، منجر به تحریک اضطراب فرد می شوند.

روان شناسان شخصیتی و اجتماعی بیان کرده اند رفتارهایی که یک محرک را به عنوان تهدید یا خطر در نظر می گیرند، می توانند منجر به ایجاد یا حفظ اضطراب شوند.

اضطراب

یک اختلال اضطرابی می تواند در شرایطی به وجود بیاید که اضطراب موجود به صورت مناسبی مدیریت نشود؛ ویژگی مربوط به این شرایط عبارت از وضعیت مداوم یا گاه و بیگاهی اضطراب یا ترس پراکنده ای است که به موقعیت ها یا اشیاء خاصی محدود نمی باشند.

این تنش به صورت مکرر و به شکل بی خوابی، عصبانیت های تحریک پذیر، بی قراری، ضربان شدید قلب و ترس از مرگ یا جنون بروز پیدا می کنند.

تلاش هایی که برای مدیریت ترس اضطراب آور صورت می گیرند، در اغلب مواقع منجر به خستگی فرد می شوند.

در برخی مواقع اضطراب به صورت حاد بروز پیدا می کند و منجر به بروز یک سری علائم روان شناختی، همانند تهوع، استفراغ، ادرار مکرر، احساسات ایجاد کننده مشکلات تنفسی، بزرگ شدن مردمک، عرق کردن یا تنفس سریع می شود.

یک سری علائمی مشابه این علائم در برخی از اختلالات روان شناختی یا در موقعیت های دارای ترس یا اضطراب عادی صورت می گیرد.

ولی زمانی که این علائم بدون هیچ نوع مشکل ارگانیکی یا آسیب شناختی و در موقعیت هایی صورت بگیرند که اکثر افراد به راحتی می توانند آن را مدیریت کنند، به عنوان روان رنجوری در نظر گرفته می شوند.

سایر اختلالات اضطرابی شامل اختلال وحشت زدگی، آگورافوبیا، استرس و اختلالات استرسی بعد از آسیب، اختلال وسواس فکری – وسواس عملی و اضطراب عمومی می باشند.

منبع : کانون مشاوران ایران

اوتیسم

اوتیسم چیست؟

اوتیسم عبارت از ناتوانی رشدی در طول عمر می باشد که بر روی درک فرد از جهان و تعامل وی با سایر افراد تاثیر می گذارد.

افراد مبتلا به اوتیسم دنیا را به صورت متفاوتی می بینند، می شنوند و درک می کنند.

در صورتیکه شما یک فرد اوتیسم باشید، یک توهمی نسبت به زندگی خواهید داشت؛ اوتیسم یک نوع بیماری یا مریضی نمی باشد و نمی تواند درمان شود.

اغلب افراد احساس می کنند که توهم و خیال پرستی یک بخش مبنایی از هویت آنها می باشد.

اوتیسم یک شرایط گسترده ای است. تمامی افراد اوتیسم دارای مشکلات خاصی هستند، ولی اوتیسمی بودن تاثیرات متفاتی بر روی آنها دارد.

همچنین برخی از افراد اوتیسمی دارای ناتوانایی های یادگیری، مشکلات سلامت روانی یا شرایط دیگری هستند و این شرایط باعث می شود که آنها به سطوح حمایتی متفاوتی نیاز پیدا کنند.

تمامی افراد دارای طیف های متنوع اوتیسمی یاد می گیرند و رشد می کنند. در صورتیکه این افراد حمایت مناسبی را دریافت کنند، می توانند به انتخاب خودشان یک زندگی کاملتری را داشته باشند.

میزان شیوع اوتیسم در چه سطحی می باشد؟

اوتیسم رایج تر از سطحی است که اکثر افراد تصور می کنند. در حدود 700000 فرد اوتیسمی در بریتانیا وجود دارد (که بیش از یک درصد از جمعیت این کشور را شامل می شوند).

افراد دارای ملیت ها، فرهنگ ها، مذهب ها و پس زمینه های اجتماعی متفاوت می توانند به اوتیسم مبتلا باشند، هر چند که بنظر می رسد میزان شیوع این اختلال در زنان بیشتر از میزان شیوع آن در مردان می باشد.

افراد اوتیسمی دنیا را به چه شکلی می بینند؟

برخی از افراد مبتلا به اوتیسم دنیا را به شکل یک مورد طاقت فرسا می بینند و این شرایط می تواند منجر به ایجاد اضطراب قابل توجهی در آنها شود.

به طور خاص شناخت و ارتباط برقرار کردن با سایر افراد و مشارکت کردن در زندگی روزمره مربوط به خانواده، مدرسه، کار و زندگی اجتماعی می تواند برای این افراد مشکل باشد.

سایر افراد به طور حسی نحوه تعامل و ارتباط برقرار کردن با یکدیگر را یاد می گیرند، هر چند که برای ارتباط برقرار کردن با افراد اوتیسمی همچنان مشکل دارند.

ممکن است افراد مبتلا به اوتیسم به دلیل تفاوت هایی که در مقایسه با سایر افراد دارند، شگفت زده شوند و این احساس را داشته باشند که تفاوت های اجتماعی مانع از درک شدن این افراد توسط سایر افراد می شود.

افراد اوتیسم در اغلب مواقع معلول نمی باشند. برخی از والدین دارای فرزندان اوتیسمی گفته اند که سایر افراد فکر می کنند که فرزندانشان شیطان هستند؛

این در حالی است که بزرگسالان مبتلا به این اختلال احساس می کنند که سایر افراد یک درک نادرستی از آنها دارند.

تشخیص

یک تشخیص عبارت از یک شناسایی رسمی از اوتیسم می باشد که این تشخیص معمولا توسط یک تیم تشکیل یافته از متخصصان موجود در حوزه های مختلف صورت می گیرد؛

معمولا این متخصصان شامل یک درمانگر گفتار و زبان، یک متخصص اطفال، روان پزشک و (یا) روان شناس می باشند.

مزایای تشخیص

ارزیابی و تشخیص به موقع به دلایل مختلفی می تواند مفید باشد؛ برخی از این دلایل عبارتند از:

این تشخیص به افراد مبتلا به اوتیسم (و خانواده ها، همسران، کارفرمایان، همکاران، معلمان و دوستان آنها) کمک می کند تا دلیل تجربه شدن مشکلات خاص و کارهایی که برای دستیابی به شرایط بهتر می توانند انجام دهند را بفهمند.

این تشخیص باعث می شود که افراد به خدمات و حمایت مناسبی دسترسی پیدا کنند.

اوتیسم به چه نحوی تشخیص داده می شود

ویژگی های مربوط به اوتیسم مابین افراد مختلف متغیر می باشد، ولی به منظور اینکه این تشخیص در یک فردی صورت بگیرد، این فرد باید به صورت مداوم یک سری مشکلات دائمی را در مورد ارتباط اجتماعی و تعامل اجتماعی داشته باشد.

یک سری الگوهای رفتاری، فعالیت ها یا علایق تکراری و محدودی را از دوران کودکی داشته باشد و این مشکلات در یک سطحی باشد که عملکرد روزمره وی را محدود و معیوب کند.

مشکلات مداوم در مورد ارتباط اجتماعی و تعامل اجتماعی

ارتباط اجتماعی

افراد مبتلا به اوتیسم در تفسیر هر دو زبان شفاهی و غیرشفاهی، همانند ژست ها یا تن صدا، با یک سری مشکلاتی مواجه هستند.

اکثر آنها یک درک محدودی از زبان دارند و بر این عقیده هستند که حرف های سایر افراد معنادار می باشد و آنها منظور خودشان را در حرف های خودشان بیان می کنند.

همچنین استفاده و شناخت از حالت های صورت، تن صدا و جوک ها و سخنان طعنه آمیز برای این افراد مشکل می باشد.

ممکن است برخی از افراد مبتلا به اوتیسم صحبت نکنند یا محدودیت گفتاری داشته باشند.

توانایی آنها برای درک کردن گفته های سایر افراد بیشتر از توانایی شان برای بیان کردن گفته های خودشان خواهد بود، هر چند که ممکن است این افراد با مشکلات مربوط به مفاهیم مبهم یا انتزاعی مواجه باشند.

برخی از افراد مبتلا به اوتیسم از یک سری روش های جایگزین ارتباطی، همانند زبان اشاره یا نمادهای تصویری استفاده می کنند.

برخی از آنها بدون هیچ نوع صحبت کردن می توانند به صورت کاملا مناسبی ارتباط برقرار کنند.

همچنین سایر افراد مبتلا به اوتیسم دارای مهارت های زبانی بهتری هستند، ولی در درک کردن انتظارات سایر افراد در طول یک مکالمه یا در تکرار کردن حرف های سایر افراد) مشکل داشته باشند(این اختلال پژواک گویی نامیده می شود یا اینکه به مدت طولانی در مورد بحث های مورد علاق شان صحبت کنند.

صحبت کردن به صورت مشخص و مداوم با افراد مبتلا به اوتیسم و دادن یک فرصت زمانی مناسب به این افراد برای پردازش حرف هایی که به آنها گفته می شود، یک روش درمان مناسبی می باشد.

اوتیسم

تعاملات اجتماعی

اغلب افراد مبتلا به اوتیسم یک سری مشکلاتی را در درک کردن سایر افراد (تشخیص یا درک احساسات و منظورهای سایر افراد) و بیان کردن عواطف خودشان دارند.

این شرایط باعث می شود که این افراد در تعاملات اجتماعی خودشان با یک سری مشکلاتی مواجه شوند. این افراد ممکن است:

  • بی احساس به نظر برسند
  • زمانیکه افراد زیادی در کنارشان قرار می گیرند، به دنبال تنها شدن باشند
  • دلداری و تسلی سایر افراد را قبول نکنند
  • به صورت غریبانه رفتار کنند یا به نحوی رفتار کنند که از نظر اجتماعی نامناسب باشد

ایجاد روابط دوستانه برای افراد مبتلا به اوتیسم می تواند مشکل باشد. این امکان وجود دارد که برخی از آنها یک تمایلی به برقراری ارتباط با سایر افراد داشته باشند، ولی ممکن است در مورد نحوه دستیابی به این ارتباط نامطمئن باشند.

الگوهای رفتاری ، فعالیت ها یا علایق تکراری و محدود

کارهای روتین و رفتار تکراری

برای افراد اوتیسم دنیا می تواند غیرقابل پیشبینی و سردرگم کننده باشد؛ این افراد ترجیح می دهند تا یک برنامه روتین روزمره داشته باشند تا بتوانند مواردی که در طول هر روز اتفاق می افتد را درک کنند.

ممکن است این افراد همواره به یک روش مشابهی مسیر خانه تا مدرسه و مسیر بالعکس را سفر کنند یا اینکه همواره یک غذای مشابه و ثابتی را برای صبحانه بخورند.

همچنین استفاده از قواعد هم می تواند نقش مهمی داشته باشد. بعد از آنکه فرد مبتلا به اوتیسم یک روش درستی را برای انجام دادن یک کاری یاد بگیرد، استفاده از یک روش دیگر برای این فرد مشکل خواهد بود.

افراد موجود در طیف اوتیسم ممکن است با ایده تغییر راحت نباشند، ولی در صورتیکه بتوانند در مراحل اولیه خودشان را برای مقابله با تغییرات آماده کنند، توانایی بهتری را برای مقابل با شرایط جدید خواهند داشت.

علایق شدید

اکثر افراد مبتلا به اوتیسم دارای علایق شدید و دارای تمرکز بالا می باشند و این علایق در اغلب مواقع از سنین جوانی صورت می گیرد. این علایق می تواند در طول زمان تغییر کند یا اینکه در طول زندگی فرد ثابت باشد؛

همچنین این علایق می تواند شامل هر چیزی باشد و از هنر تا موسیقی و از قطارها تا کامپیوترها را شامل شود.

در برخی مواقع ممکن است که یک علاقه ای غیرمعمول باشد. برای مثال ممکن است یک فرد اوتیسم علاقه خاصی به جمع آوری زباله ها داشته باشد.

علاقه این فرد می تواند از طریق تشویق شدن پیشرفت کند و این فرد به بازسازی و محیط زیست علاقه پیدا کند.

تعداد زیادی از افراد مبتلا به اوتیسم علاقه خودشان را به مطالعه، کارهای دارای پاداش، کارهای داوطلبانه یا سایر کارهای معنادار متمرکز می کنند.

اغلب افراد مبتلا به اوتیسم گزارش می کنند که دنبال کردن این علایق یک عامل مبنایی در بهزیستی و خوشحالی آنها می باشد.

حساسیت حسی

همچنین این امکان وجود دارد که افراد مبتلا به اوتیسم حساسیت بیشتر یا کمتری را نسبت به صداها، لمس، مزه ها، بوها، روشنایی، رنگ ها، دما یا درد داشته باشند.

برای مثال ممکن است این افراد متوجه یک سری صداهای پس زمینه ای شوند که سایر افراد نسبت به آن بی توجه هستند یا یک چیزی مانع از رسیدن این صدا به آنها شود و این صدا برای فرد مبتلا به اوتیسم گوش خراش یا حواسپرت کننده باشد.

این شرایط می تواند منجر به ایجاد اضطراب یا حتی درد فیزیکی شود. همچنین این امکان وجود دارد که افراد اوتیسم مبهوت روشنایی ها یا وسایل چرخان شوند.

عناوین متفاوت اوتیسم

در طول سال های متمادی عناوین مختلفی برای توصیف این اختلال به کار برده شده اند که از آن جمله می توان به اختلال طیف اوتیسم (ASD)، شرایط طیف اوتیسم (ASC)، اوتیسم کلاسیک، اوتیسم کانر (Kanner)، اختلال رشدی نافذ (PDD)، اوتیسم عملکردی بالا (HFA)، سندرم آسپرگر (Asperger) و اجتناب نیاز آسیب شناختی (PDA) اشاره کرد.

این مورد نشان دهنده راهنماهای تشخیصی و ابزارهای مختلفی است که مورد استفاده قرار می گیرد و همچنین نشان دهنده حالت های اوتیسمی مختلفی است که در افراد بروز پیدا می کند.

به دلیل تغییرات جدید و آتی که در راهنماهای تشخیص صورت می گیرد، در حال حاضر عبارت اختلال طیف اوتیسم (ASD) رایج ترین عبارتی می باشد که برای توصیف این شرایط به کار گرفته می شود.

علل و درمان ها

چه عواملی منجر به بروز اوتیسم می شود؟

علت اصلی بروز اوتیسم همچنان در حال بررسی است.

تحقیقات صورت گرفته در مورد علت های این اختلال بیانگر این است که ترکیبی از عوامل مختلف (عوامل ژنتیکی و عوامل محیطی) می توانند در این رشد متفاوت نقش داشته باشند.

اوتیسم به دلیل تربیت کودک و شرایط اجتماعی آنها صورت نمی گیرد و فرد مبتلا شده به این شرایط هیچ نقشی در ابتلاء به آن ندارد.

آیا روش درمان مناسبی وجود دارد؟

هیچ روش درمانی برای اختلال اوتیسم وجود ندارد. با این وجود یک طیفی از استراتژی ها و رهیافت هایی وجود دارند که منجر به یادگیری و رشد این افراد می شوند (ممکن است این روش برای این افراد مناسب و مفید باشد).

شما چه کمکی می توانید بکنید:

شما از طریق انجام دادن کارهای زیر می توانید به افراد اوتیسم و خانواده های آنها کمک کنید:

  • از طریق گسترش دادن شناخت و آگاهی مربوط به اوتیسم
  • ارائه کمک مالی به موسساتی که هدف آنها عبارت از اطلاع رسانی و مشاوره در مورد اوتیسم می باشد
  • داوطلب شدن در کارهی خیریه مربوط به افراد اوتیسم.

منبع : کانون مشاوران ایران