افزایش مسئولیت پذیری در کودکان | ۱۳ راه قطعی

مسئولیت پذیری در کودکان نگرانی اصلی والدین می باشد، کودکان مسئولیت های خود را زمانی به درستی انجام می دهند که هریک از اعضای خانواده برای مسئولیت خاص و معیین شده ای داشته باشند. نه اینگونه که پدر و مادر یا دیگر اعضای خانواده به صورت لحظه ای برای هر فرد وظیفه ای معین کنند.

تکنیک های مسئولیت پذیری کودکان

یکی از مسائل مهمی که در بخش تربیت کودک بیان می شود؛ این است که از چه دوره ای میتوانیم انتظار انجام مسئولیت از کودکان را داشته باشیم.

به عبارت دیگر؛ چه موقع می توانیم مسئولیت انجام کاری را به عهده کودکان مان قرار بدهیم و انتظار انجام آن کار را از کودک داشته باشیم .  در هنگامی که والدین بیش از حد نیاز به برطرف کردن نیاز های کودک می پردازند  و سبب به عقب انداختن انجام کار توسط کودکان می شوند، بسیار حائز اهمیت می باشد.

زیرا اگر فرزند شما در طول سال های متوالی رشد و تحول خود ؛ هیچ گاه متوجه وظایف و مسئولیت هایی که در چارچوب خانواده دارد نشود ؛ کاملا روشن است که در دوران بزرگسالی به وظایف و مسئولیت های خود اهمیت چندانی نمی دهد.

مسئولیت پذیری نقش بسزایی در موفقیت انسان دارد و مشخص کردن احساس مسئولیت امری ذاتی نیست، بلکه این خصوصیت در بافت خانواده و رابطه های اجتماعی و تعاملاتی که فرد با دیگر افراد دارد، امکان رشد پیدا می کند و و پدر و مادر در این زمینه نقش محوری را  در منتقل کردن روحیه ای مسئولانه به فرزندان خود دارند.

۱-به فرزندان خود نشان دهید که زندگی مستقلی دارند.

زمان هایی را برای انجام این کار به خودتان اختصاص بدهید. والدینی که یک زندگی مجزا از فرزندانشان ندارند به فرزندانشان می آموزند که دنیا تنها در اطراف آن ها می چرخد.

مهم است که همان ابتدا به کودک آموخته شود که بعضی مواقع پدرش میل به مطالعه دارد و نمی تواند با او بازی کند. نیاز های فرزندانتان را مهیا کنید و سپس در حالی که به نیاز های خودتان رسیدگی می کنید، کودک را ملزم کنید که بعضی از نیاز هایش را خودش برآورده کند. در حالی که مجزا بودن خود را حفظ می کنید با ناکامی بودن او همدلی کنید.

۲-شرایط را برای عبور از بازی به مسئولیت مهیا کنید .

اگرچه فعالیت های ساده فرزند نوپا شما، اکثرأ به مرور باعث افزایش مسئولیت پذیری در کودکان می شود، اما این طور نیست که کودک هر گاه که راه رفتن را آغاز کرد شروع به انجام کار هم بکند. در زندگی ابتدایی کودک معمولا پذیرفتن مسئولیت، با بازی توأم می باشد.

عامل مهمی که سبب افزایش مسئولیت پذیری در کودکان می شود ” بازی کردن ” می باشد. پدر و مادر بعدأ ناچار خواهند شد تا بین بازی کردن کودکان و کار آن ها تعادلی برقرار کنند با این وجود که فرایند ها و مهارت هایی در بازی کردن وجود دارد که به کودک آموخته می شود، ولی باید به مرور زمان کودکان را به فعالیت هایی به جز بازی کردن ملزم کنید.

لازمه ی ایجاد مسئولیت، مرحله ی عبور از بازی به مسئولیت می باشد. کودک ابتدا اسباب بازی هایش را به عنوان سرگرمی جمع کرده سپس برای آنکه به مادر کمک کند آن ها را مرتب می کند، کمی بعد از این زمان  به علت آن که از بزرگتر ها حرف شنویی داشته این عمل را انجام می دهد و در نهایت چون کودک خودش را برای جمع کردن اسباب بازی هایش مسئول می داند، شروع به کار می کند.

مهارت پدر و مادر و مربی ها در این است که مرحله ی عبور از بازی به مسئولیت را به گونه ای انجام دهند که کودکان بتوانند به راحتی حس احساس مسئولیت نسبت به خود و اطرافیانشان داشته باشند و بتوانند آن را تکامل بخشند. در این صورت، ابتدا برای فرزند خود در راستای مسئولیت های بعدی او بازی هایی را طراحی کنید.

سپس، بین بازی و مسئولیت فرزند خود تعادلی را  متناسب با سنش ایجاد کنید. در اوایل کودکی، اکثرا کودک وقت خود را به بازی کردن صرف می کند، اما باید بتدریج شرایطی فراهم شود که فرزند شما زمانی را برای انجام اموری که چندان هم برایش جالب نیستند بگذار . البته باید تعادل حفظ شود و در سنین کمتر از دبستان ؛ کودک باید بیشتر زمان خود را صرف بازی کند.

 ۳-تفاوت بین دشوار و من نمی توانم

حالت دیگری از یادگیری قبول مسئولیت پذیری در کودکان در قبال وظیفه های خود، این است که فرزند شما بر قادر نبودن یا راحت نبودن درک داشته باشد.

کودک معمولا این دو را یکی می داند در نهایت فکر می کند که توانایی انجام کاری که برایش خوشایند نیست را ندارد . پس از آنجا که کار دشوار را نمی تواند انجام دهد، به فرد دیگری نیاز دارد که آن را انجام دهد و معمولا آن فرد مورد نظر یا پدر می باشد یا مادر .

این نوع تفکر مانع از یادگیری موضوع می باشد که زندگی و مشکلات کودک مسئولیت و وظیفه خودش است نه فرد دیگری ست. کودک چون خیلی برایش مشکل است یا از کار دشوار شانه خالی می کند به دنبال راه هایی دیگر برای فرار از آن کار یا انجام ناقص آن می گردد.

کودک باید از سنین پایین عادت کند که بعضی از کارها خوشایند و لذت بخش نیستند و سختی هایی دارند. کودکان باید تفاوت میان اینکه کاری که برایشان مشکل است و سختی دارد با کاری که توانایی انجام آن را ندارند متوجه بشوند و نباید کار را رها کنند تنها به صرف اینکه لذت بخش نیست.

می توان یکی از ضعف های تربیتی بیشتر والدین امروزی را اینگونه بیان کرد که اجازه سختی کشیدن به کودکان خود را نمی دهند و مرتب سعی دارند که آنچه را که مورد علاقه فرزند است را بدون هیچ گونه سختی و رنجی در اختیار کودک گذاشته و او را از اینکه سختی های زندگی را تجربه کند غافل می کنند، در حالی که کودک باید با سختی ها و رنج های طبیعی زندگی آشنا شود و در اکثر اوقات این مشکلات و سختی ها تجربه ساز برای کودکان شوند و سبب افزایش حس با کفایت بودن و ارزشمندی در آن ها می شوند.

۴-مسئولیت اعضای خانواده را مشخص کنید

کودکان با افزایش سنشان  زمانی مسئولیت های خود را به درستی انجام می دهند که از قبل در خانواده شان برای هریک از اعضای خانواده برای مسئولیت خاصی تحت شرایط عادلانه مشخص شده و مورد تأیید اعضا واقع شده باشد نه اینکه پدر و مادر یا دیگر اعضای خانواده به صورت لحظه ای برای هر فرد وظیفه ای مشخص کنند .

ضروری است که قبل از آن که به فرزندان خود مسئولیتی واگذار کنید، آن ها در مورد موضوع توجیه شده باشند. یکی از مناسب ترین روش ها برای این امر داشتن جلسات خانوادگی است، در اینگونه جلسات مسئولیت هایی که برای خانواده نیاز است مورد بحث قرار می گیرند و برای هر فرد مسئولتی مشخص می شود.

در ابتدای جلسه می توانید با بیان مثالی از کندوی عسل و یا لانه ی مورچه ها، برای کودک توضیح دهیم که دلیل تقسیم کار چیست و علت مشارکت همه ی اعضای خانواده در کار ها چیست. جلسات خانوادگی باعث می شود که حس متحد بودن را به اعضای خانواده بدهد و اینکه با یکدیگر به سمت هدف هایی مشترک در حرکت هستند و هرکس بخشی از کار را در این حرکت پیش می برد.

در این جلسه ها می توان با توجه به توان هر عضو از خانواده ، مسئولیت هایی را که مرتبط با خانواده و اهداف آن است تقسیم کرد. هر یک از کودکان، مسئولیت های خود را داوطلبانه انتخاب کنند یا اینکه مسئولیت هر کسی با قرعه کشی مشخص شود، همچنین می توان به صورت هفتگی مسئولیت های هر فرد را تغییر داد.

در نظر داشته باشید که مدت زمان مسئولیت هر فرد حداقل یک هفته باشد. زیرا در این صورت میان کودکان تنش هایی ایجاد خواهد شد  و همچنین در این جلسه ها در مورد اینکه اگر افراد به مسئولیت های خود عمل نکنند و چه چیزی پیش خواهد آمد نیز بحث کنید.

 ۵- در زمان تصمیم گیری، بر مسئولیت فردی تأکید داشته باشید

کودکان شما وقتی که فرصت تصمیم گیری را در اختیار دارند باید نتایج تصمیم خود را قبول داشته باشند و مقصر دانستن بقیه معنا ندارد. البته هر کسی خودش می تواند برای تصمیم گیری منابع را توسعه دهد و از روش هایی مانند مشورت کردن استفاده کند تا با خطای کمتری مواجه شود. امام علی (ع) فرموده اند : « با صاحبان عقل ها مشورت کن تا از پشیمانی و لغزش ها ایمن گردی ». ( غررالحکم و در الکلم ص ۴۴۲ )

 ۶- از پیامد های طبیعی و عقلانی استفاده کنید

یکی از موارد ضروری و مهم در آموزش مسئولیت پذیری به کودکان استفاده از عواقب منطقی و طبیعی رفتار ها می باش . در این نوع آموزش، باید به کودک آموخته شود که گزینش کند و از گزینش خود تجربه کسب کند. برای آموزش این امر عامل مهمی که می تواند به آن کمک کند، استفاده از نتایج طبیعی و منطقی ست.

برخی از رفتارها همیشه باید با پیامدهای منفی همراه باشند تا کودک متوجه آسیب آن ها شود به طور مثال کودکان عصبی و پرخاشگر ممکن است به دیگران آسیب برسانند در این شرایط گیش از تنبیه به کودکان یادآوری کنید که رفتار آن ها باعث می شود دیگران چه احساسی داشته باشند.

مثال هایی از برخی از عواقب طبیعی و منطقی رفتارها :

  • علی ۳ ساله ؛ ماشین خود را به دلیل عصبانیت بیش از حد خراب می کند ، دیگر ماشین جدیدی برایش خریده نمی شود .
  • آرمان ۴ ساله ، ناهار نمی خور ، باید تا وعده ی غذایی بعدی گشنه بماند.
  • نسترن ۵ ساله ، لیوان چای را عمدا می ریزد، دستمال برای تمیز کردن به او داده نمی شود .
  • حسین ۵ ساله، اسباب بازی هایش که در سالن پذیرایی پخش شده اند را جمع نمی کند، به مدت ۲ روز اسباب بازی هایش از دسترس او دور می مانند و به او داده نمی شود.
  • مهیا ۸ ساله، دست عروسک خواهرش را در حین دعوا می شکند، او باید عروسک جدیدی از پس انداز خودش برای خواهرش بخرد.
  • سعید ۱۲ ساله ، سرویس مدرسه اش را به دلیل اتلاف وقت از دست می دهد باید پیاده به مدرسه برود.
  • مهسا ۱۱ ساله، در تکالیف مدرسه اش کم کاری می کند بنابراین نمره کم می گیرد.

۷-استفاده ی مناسب از پاداش ها کنید

به دلیل آن که منابع پاداش در اختیار پدر و مادر قرار دارد، آن ها باید به گونه ای از این عامل استفاده کنند که سبب تقویت مسئولیت پذیری در کودکان باشد. بعضی از افراد بر این معتقدند که برای رفتار مناسب ، “پاداش ” نوعی ” رشوه ” به حساب می آید و عده ای دیگر از افراد از پاداش به خصوص پاداش های مادی به عنوان تنها عامل تحریک کننده ی کودک استفاده می کنند.

در صورتی پاداش های مادی ممکن است رشوه محسوب شوند که از آن ها به عنوان اساسی ترین روش برای ایجاد انگیزه در کودک توسط والدین استفاده کنند و یا اگر کودک یاد بگیرد که در برابر اوامر والدین مدتی مقاومت کند، در نهایت در ازای پذیرش از اوامر آن ها پاداش دریافت می کنند.

۸- استفاده ی مناسب از پاداش ها کنید

پاداش، سبب یاری کردن کودکان در ایجاد هدف های عینی می شود  اینگونه پاداش ها در رشد و توانایی پذیرش مسئولیت، اثری عمیق دارند. در صورتی که باید مراقب بود که استفاده کردن از پاداش های مادی به عنوان تنها روش تقویت حس مسئولیت پذیری در کودکان تبدیل نشود .

امکان دارد با استفاده زیاد از پاداش مادی، به صورت موقت به هدف برسید اما شما نتوانسته اید باعث افزایش مسئولیت پذیری در کودکان شوید. به نحوی از پاداش مادی استفاده نکنید که کودک درون خود احساس کند با انجام مسئولیت های خودش از پدر و مادر مزد می گیرد.

۹-از پاداش های غیر مادی استفاده کنید | افزایش مسئولیت پذیری در کودکان
  • زمانی که کودکی از عهده ی کاری بر می آید او را تحسین کنید.
  • هر از چند گاهی همزمان با تکامل و پیشرفت کودک، بدون مقدمه تشویقش کنید. مثلا ؛ « برای تمیز کردن آشپزخانه خیلی زحمت کشیدی نظرت چیست که بروی برای خودت شکلات بخری ؟ » .
  • زمانی که فرزند شما به کمک نیاز دارد به او یاری برسانید : « چون دیروز در تمیز کردن آشپزخانه به من کمک کردی بهتر است من هم در تمیز کردن اتاقت به تو کمک کنم » .
  • نسبت به آن چه کودکان انجام می دهند تمایل نشان دهید و تشویقشان کنید.

نکات مسئولیت پذیری فرزندان در خانواده

۱۰. الگوی خوبی باشید

مناسب ترین راه برای افزایش مسئولیت پذیری در کودکان این است که برای کودک خودتان الگوی خوبی باشید. اگر از کودک می خواهید که خودش وسایلش را مرتب کند، لباس هایش را آویزان کند، اسباب بازی هایش را جمع کند، خودتان در منزل وسایلتان را در اطراف پرت نکنید و منظم و مرتب باشید.

۱۱. دقیقا کاری که از کودک می خواهید را به او بگویید و برایش توضیح دهید.

برای مثال بگویید : الان وقت شام است باید سفره را بچینیم و به او نشان دهید که چگونه این کار را انجام دهد. اولویت ها را مشخص کنید و در نظر داشته باشید. زمانی که کودک از شما می خواهد که او را به شهر بازی ببرید. بگویید : هوا خوب است و حتما می رویم ولی اول باید کار های خانه را انجام دهیم.

به کودک بگویید که شما هم به تفریح علاقه مند هستید ولی باید کار ها را تمام کنید. به جای جملات منفی مانند ؛ ” اگر این کار رو نکنی … ” از جملات مثبت مانند ؛ ” اگر می خواهی بازی کنی اول باید لباس های مدرسه ات را درآوری ” استفاده کنید. ب ا تکرار مرتب این کلمات ؛ انجام این امور برایش عادت می شود و نیازی به یادآوری مرتب نیست.

۱۲. به مقدار کار کودک توجه نکنید بلکه به مقدار تلاشش توجه کنید 

اگر کار هایی مانند مرتب کردن اتاقش یا جمع کردن اسباب بازی هایش را به صورت ناقص انجام داده است خودتان بقیه کار را انجام دهید. با سرزنش کردن کودک تصور می کند که راضی کردن شما دشوار یا غیر ممکن می باشد، بنابراین تلاش خود را قطع می کند.

اگر به نتایج کار بیش از تلاش کودک اهمیت دهید باعث افزایش استرس و اضطراب کودک می شوید زیرا کودک احساس می کند هرچقدر هم تلاش کند اما نتیجه مطلوب را نگیرد کافی نیست.

در نظر داشته باشید که با انجام بیشتر کار ها به آن ها کمک می کند تا مسلط تر شوند. از جملات تحسین کننده استفاده کنید. برای مثال بگویید : ” متوجه هستم که تلاش میکردی همه غذایت را بخوری و بشقاب را در سینک قرار بدهی، اما باید این کار را آهسته تر انجام دهی چون امکان دارد بشقاب از دستت سر بخورد و بشکند “.

۱۳. صبور باشید

شلوغی و شیطنت قسمتی از دنیای کودکان می باشد، حتی سعی کنید موقع انجام کار از کوره در نروید و آرام باشید و حتی اگر کودکانتان شیطنت کرد به آرامی بگویید: این قرارمان نبود، این شلوغ کاری برای یک بار تحمل کننده است و برای بار بعدی تنبیه خواهد شد .

۱۴. با همسرتان به صورت هماهنگ عمل کنید 

اگر تصمیمی که گرفته  و از بچه هایتان خواستید  انجامش دهند، با قاطعیت برخورد کنید. با همسرتان در مورد انتظاراتتان از کودک و قوانین خانه به صورت واضح و روشن صحبت کنید.

بر این موضوع تأکید داشته باشید که در قبال کارهایی که انجام می دهد، پاداشی نمی گیرد. فرزند شما باید این موضوع را بداند که مانند دیگر اعضای خانواده دارای وظایفی ست که باید بدون انتظار دریافت پاداشی انجامشان دهد. کارهای منزل، اموری گروهی و جمعی ست که باید همگی در آن شراکت داشته باشند و کودک شما هم باید قسمتی از آن را انجام دهد.

از اول کودک را بخاطر انجام ندادن امور محوله، تنبیه نکنید بلکه با او به آرامی صحبت کنید و از او بپرسید به کدام  کار علاقه دارد و دلیل آنکه کاری که به او سپرده شده بود را انجام نداده و برای جبرانش چه کار باید کرد.

مهارت زندگی مسئولیت پذیری

توانایی ذهنی و قدرت بدنی

هنگامی که کودک دارای توان ذهنی و قدرت بدنی لازم برای انجام کاری است، می توان از او درخواست کرد که وظیفه ای را به عهده بگیرد. والدین کاملا متوجه می شوند که فرزندشان از چه زمانی توانایی بدنی و ذهنی انجام عملی را دارد و نمی توان برای برای همه ی کودکان، سن مشخصی را در نظر گرفت.

این مهم است که به موقع به کودک فرصت بدهیم و اجازه بدهیم که اشتباه کند یا اگر کاری را ناقص انجام داده تلاشش را برای جبران آن بکند. هر وقتی که پدر و مادر متوجه شدند که فرزندشان قسمتی از اعمال شخصی اش را انجام می دهد بهتراست کودک را تشویق کنند و به او اعتماد کنند و اشتباهاتش را قبول کنند تا به اندازه کافی مهارت پیدا کند.

البته در هر مرحله از انجام کار باید، بر توانایی و مهارت کودک تأکید کنیم و از کودک بخواهیم همین کار را ادامه دهد. علاوه بر این باید در انجام کارهای مشترک خانه، کودک را سهیم کنیم تا به مرور مسئولیت پذیری در کودکان افزایش یابد.

مثلا از او بخواهیم لباس های خود را مرتب کند و در کمد لباسی اش قرار دهد  اگر در زمان مناسب مسئولیتی به کودک ندهیم، به انجام کار عادت نمی کند و تصور می کند در خانه وظیفه ای ندارد و والدین را مسئول انجام وظایفش می داند و آن ها باید وظایفش را انجام دهند .

مفهوم پذیرش مسئولیت برای کودک

کودک باید بداند که در خانه روزانه کار های زیادی انجام می شود و هرکس برای انجام کاری مسئول است و کودک هم باید خدماتی به عنوان یکی از اعضای خانواده انجام دهد.

یکی از مناسب ترین راه ها برای شناخت کودک آن است که کار هایی را که در منزل به صورت روزانه انجام می شود را به صورت فهرستی بنویسیم و برای او بخوانیم، این موضوع که چه کسانی این اعمال را انجام می دهند و چه کسانی از آن خدمات انجام شده بهره می برند سبب می شود که کودک کاملا متوجه شود خدماتی که دریافت می کند بدون سعی و تلاش و زمان و هزینه مهیا نشده است و خود کودک هم باید در این زمینه نقش داشته باشد.

نحوه ی ایجاد ارتباط صحیح

برای آموزش همه ی مسائل تربیتی در ابتدا باید با کودک رابطه ی خوبی داشته باشیم تا نکات آموزشی را بتوایم به او منتقل کنیم، بهتر است برای تفریح و بازی و فعالیت های لذت بخش و مورد علاقه کودک زمان بیشتری بگذاریم و رابطه ی خوبی با کودک داشته باشیم. ابتدا کارها و اعمال خوب و مناسب کودک را تحسین کنیم و سپس قوانین و مقرراتی را مشخص کنیم.

از توصیه های دیگر می توان به پذیرفتن کودک نسبت به تقلید کار ها، حساسیت های نامناسب را کنار بگذارید و خطا های کودک را بپذیرید، در قبال کار های انجام شده توسط کودک صبور باشید و از مضطرب شدن کودک جلوگیری کنید.

برای آنکه والد خوبی باشیم، باید سعی بر پرورش ویژگی های مثبت کودک داشته باشیم، زمان بیشتری را برایش صرف کنیم، برای صحبت های کودک شنونده ی خوبی باشیم و شأن و اعتبار خود را حفظ کنیم تا مسئولیت پذیری در کودکان را افزایش دهیم.

نکات پایانی

با اعمال راه و روش هایی که در این متن آمد می توانید مسئولیت پذیری در کودکان را افزایش دهید ولی باید توجه کنید که تربیت چنین کودکی به گونه ای خاص نیازمند اطلاعاتی خاص و اعمال این روش ها و صبوری بر آن ها نیز می باشد. به عبارت دیگر؛ تنها با داشتن این اطلاعات شما کودکی مسئولیت پذیر پرورش نداده اید و برای این کار باید زمان و دقت لازم به کار ببرید.

منبع : افزایش مسئولیت پذیری در کودکان | ۱۳ راه قطعی

افسردگی در سنین مختلف، احتمال همیشگی ( ۴ دوره اصلی)

افسردگی در سنین مختلف، احتمال همیشگی ( ۴ دوره اصلی)

افسردگی در سنین مختلف از کودکی تا پیری می تواند افراد را درگیر کند زیرا افسردگی در کنار اضطراب یکی از رایج ترین واکنش های سطح روان به انواع فشارها و استرس های محیطی می باشد، یکی از دلایل افسردگی عوامل ژنتیکی می باشد این به این معنا است که افرادی که در خانواده خود سابقه این بیماری را دارند بیش از افراد دیگر در برهه های مختلفی از زندگی شان به افسردگی مبتلا می شوند.

این افراد حتی بدون حضور رویداد های محیطی و آسیب زا باز هم درگیر افسردگی می شوند در این مقاله در مورد افسردگی در سنین مختلف توضیحاتی را ارائه می دهیم البته باید به این نکته توجه داشته باشید که داروهای ضد افسردگی تنها راه حل ممکن نمی باشند و بعضی اوقات باید از مشاور متخصص کمک بگیرید تا راهکارهای موثر برای درمان را انجام دهد و تاثیر آن از هر دارویی موثرتر خواهد بود.

افسردگی درسنین مختلف: ۴ دوره اصلی

علائم و نشانه های افسردگی در هر دوره ای از زندگی و در همچنین هر سن و سالی وجود دارد، علائم و نشانه های افسردگی شامل موارد زیر می شود:

  • خلق غمگین
  • ناتوانی در لذت بردن از زندگی
  • نا امیدی
  • عدم تمرکز
  • تغییراتی در خواب و اشتها
  • افکار مرگ و خودکشی

البته کودکان و نوجوانان ممکن است به شیوه های دیگری افسردگی شان را نشان دهند و به پرخاشگری بپردازند، در ادامه این مقاله توضیحات بیشتری در مورد بروز افسردگی در هر یک از دوره های زندگی می پردازیم.

افسردگی کودکی

افسردگی در کودکان علت مشخصی ندارد و بسیاری از عوامل دست به دست یکدیگر می دهند تا از افسرده شدن کودک جلوگیری شود، از جملع عواملی که باعث افسرده شدن آن ها می شود می توان به مواردی مانند زمینه ارثی، اختلافات والدین، مرگ والدین یا یکی از اعضای خانواده و غیره اشاره کرد.

افسردگی در کودکی معمولا نادیده گرفته می شود زیرا کودکان علائم آن ها با بزرگسالان متفاوت می باشد، به همین دلیل پدر و مادر باید به تغییرات رفتاری و خلقی فرزندشان توجه داشته باشند.

در بسیاری از مواقع کودکان افسردگی شان را معمولا با غمگینی، بی قراری، بهانه گیری های بیش از حد، بی انرژی بودن و انزوا طلبی نشان می دهند، علاوه بر این ها پسران به هنگام افسردگی به میزان زیادی پرخاشگر می شوند و معمولا دختران مشکلات خودشان را درون ریزی می کنند و بالعکس پسران مشکلات شان را با برون ریزی نشان می دهند.

در صورتی که تغییرات رفتاری و خلقی در کودک مشاهده کردی باید حتما برای دریافت تشخیص و خدمات درمانی به موقع از روانشناس کودک کمک بگیرید تا در حل این مسائل به شما کمک کنند.

افسردگی نوجوانی

تشخیص افسردگی در نوجوانی کار دشواری می باشد و متخصصان برای تشخیص آن در این دوره بیش از هر دوره ی دیگری احتیاط می کنند به خصوص زمانی که درمان دارویی صورت گیرد باید در این مسئله حساسیت بیشتری داشت زیرا دوره نوجوانی دوره گذر فرد از کودکی به بزرگسالی می باشد.

در این دوره فرد ممکن است به طور طبیعی با چالش هایی همراه باشند که با علائم و نشانه های افسردگی اشتباه گرفته شود در حالی که احتمال دارد این علائم نشان دهنده فرایند رشد طبیعی فرد باشند.

اما با توجه به این مسائل، افسردگی در دوران نوجوانی مانند سنین مختلف رخ می دهد، زمانی که فرد در نوجوانی دچار افسردگی می شود نشانه هایی مانند هیجانات منفی شدید، تغییرات رفتاری نظیر گوشه گیری، بی علاقگی به حضور در جمع دوستان، پرخاشگری و رفتارهای پر خطر دیده می شود.

در این دوره از زندگی بهداشت و سلامت روان اهمیت بسیاری دارد و دوره حساسی می باشد و لازم است نوجوان در این شرایط تحت نظر یک روانشناس قرار بگیرد تا بتواند آن علائم را کنترل کند و در بزرگسالی سالم و بی دغدغه ای داشته باشد.

افسردگی در سنین مختلف: افسردگی در جوانان

در دوره جوانی مانند سایر دوره های دیگر زندگی افسردگی به وجود می آید در این دوره فرد خواهان استقلال بیشتری می باشد و در تلاش است تا در زمینه های مختلف مانند ادامه تحصیل، رفتن به سربازی، ازدواج و یا پیدا کردن شغل مناسب تصمیمات درست و مناسبی را بگیرند، علاوه بر این ها دوران جوانی، پیش از ورود به بزرگسالی قرار دارد و مرور کردن بحران های بزرگسالی به یکی از دغدغه های بزرگ زندگی برای او تبدیل می شود.

در این سن، گرفتن تصمیمات در سرنوشت فرد تاثیر بسیاری دارد و ممکن است به خاطر تصمیمات اشتباه و یا فشار بیش از حد روانی، افسردگی به سراغ شخص بیاید.

هم چنین عوامل دیگری مانند مشکلات اقتصادی، ضربه های روحی و عاطفی، مشکلات خانوادگی و حتی مسائلی مانند ژنتیک در به وجود آمدن افسردگی جوانان نقش بسیاری دارد و به همین دلیل به والدین توصیه می شود تا در این دوره بیشتر به فرزندشان توجه داشته باشند تا با مشکلات این چنینی رو به رو نشوند.

افسردگی بزرگسالی

افسردگی در بزرگسالی علاوه بر زمینه های زیستی و ارثی به دلایل مختلفی به وجود می آید چون در این دوره فرد درگیر موارد مختلفی می شود و فشارها و استرس های بسیاری را تجربه می کند که باعث می شود فرد نسبت به افسردگی آسیب پذیر باشد.

از جمله مواردی که باعث بروز افسردگی می شود می توان به عوامل زیر اشاره کرد:

  • تجربه مشکلاتی در روابط عاطفی مانند جدایی
  • مواجه شدن با سوگ عزیزان
  • تجربه استرس های مزمن نظیر استرس های شغلی ومالی
  • بروز تغییرات اساسی در زندگی مثل تولد فرزند یا از دست دادن شغل

باید توجه داشته باشید که علائم و نشانه های افسردگی خفیف نمی باشند و در صورتی که فرد به بیماری و عدم اقدام به آن توجه نداشته باشد شدت افسردگی بسیار زیاد می شود و فرد دچار سایکوز و یا روان پریشی می شود و فرد هذیان و توهماتی را در ارتباط با این اختلال تجربه می کند، افسردگی همراه با علائم و نشانه های روان پریشی در افرادی که زمینه ژنتیکی دارند بیش از دیگران اتفاق می افتد.

افسردگی در سنین مختلف: میانسالی و پیری

در زمان میان سالی و پیری افسردگی زیاد اتفاق می افتد و در اغلب موارد نادیده گرفته می شود در حقیقت سلامت روان در دوران سالمندی چیزی می باشد که در جامعه امروزی کمتر به آن توجه می شود در این دو دوره از زندگی افراد تغییرات بسیاری به وجود می آید که نقش به سزایی در افسرده شدن آن ها دارد، به طور مثال بازنشستگی و ازدواج فرزندان دو رویداد مهمی می باشند که تا حد زیادی منجر به تجربه خلق غمگین می شود.

برای این که بتوانید دوران پیری و سالمندی خوبی داشته و از سلامت روان مناسبی برخوردار باشید در این سنین جوانی باید برای بازنشستگی برنامه ریزی کند و هم چنین به دوران بازنشستگی به عنوان یک فرصت نگاه کنید و سعی کنید روزهای خودتان را بدون هدف و بدون برنامه ریزی باقی نگذارید.

باید به این نکته توجه داشته باشید که افسردگی در هر دوره سنی اتفاق می افتد و در پیری هم قابل درمان می باشد و برای درمان آن روش های مختلف روان درمانی مانند درمان شناختی – رفتاری وجود دارد که بر اساس تحقیقات انجام شده از نظر علمی تاثیر گذاری بالایی برای درمان افسردگی دارد و به همین دلیل هر زمان از زندگی که احساس افسردگی کردید باید از مشاوره افسردگی کمک بگیرید تا در این خصوص راهنمایی های لازم را انجام دهند و برای حل افسردگی اقداماتی صورت گیرد، مرکز مشاوره ستاره ایرانیان به صورت تلفنی و حضوری پاسخ گو شما می باشند.

منبع : افسردگی در سنین مختلف، احتمال همیشگی ( ۴ دوره اصلی)

ده نکته برای سازگار شدن کودک با مدرسه

تسهیل پیوند کودک با معلم و همکلاسی هایش

کودکتان دیگر مثل یک بچه ی بزرگ هر روز به مدرسه می رود. اما به جای شور و اشتیاقی که شما انتظار آن را دارید، بسیاری از روزها به خصوص روزهای شنبه را می بینید که کودکتان با گریه و یا دل درد به مدرسه می رود. او تمارض نمی کند. این عکس العمل به دلیل اضطراب هایی است که بر روی بدن کودک تاثیر می گدارد، و این اضطراب ها به خصوص در کودکان ممکن به ناراحتی معده منجر شود. ولی نگران نباشید، این مسئله که کودکان برای رفتن به مدرسه نیاز به کمک ها و سازگاری هایی داشته باشند غیر معمول نیست. در اینجا ده نکته بیان شده است که در این رابطه می تواند کمک کننده باشد.

  1. تسهیل برقراری ارتباط کودک با معلمش.

کودکان نیاز دارند که با یک بزرگسال که به آنها احساس امنیت می بخشد ارتباط برقرار کنند. بنابراین زمانی که آنها با والدینشان نیستند، نیاز دارند که دلبستگیشان را به سمت معلمشان سوق دهند، و یا اینکه انها ممکن است انقدر اضطراب داشته باشند که نتوانند آرامش خود را به دست بیاورند و به فرایند یادگیری بپردازند. اگر شما متوجه شدید که کودکتان از رفتن به مدرسه احساس خوبی ندارد، بلافاصله با معلمش مطرح کنید. فقط کافی است که به معلمش بگویید که به نظر می رسد که فرزندم هنوز خود را با مدرسه اخت نکرده است، و شما امیدوار هستید که او بتواند توجه ویژه ای به کودکتان داشته باشد که کودکتان احساس کند که در خانه ی خودش است. هر معلم با تجربه ای این مسئله را درک می کند و توجه بیشتری برای کمک به کودکتان خواهد کرد. بسیاری از معلم‌ها کارهای ویژه ای به کودک می سپارند، که کودک می تواند با آن ارتباط برقرار کند و هر روز می تواند وظیفه ی خود را انجام دهد.

  1. برقراری ارتباط کودک با دیگر کودکان

کودکان نیاز دارند که حداقل با یک کودک ارتباط برقرار کنند. اگر متوجه شدید که فرزندتان با این مسئله مشکل داردبا معلمش در میان بگذارید. از کودکتان بپرسید که کدام یک از بچه های مدرسه را دوست دارد که برای بازی کردن دعوت کند. اگر کودکتان در رابطه با پاسخ دیگر کودکان برای دعوت به بازی احساس راحتی ندارد، شما می توانید همواره یکی از کودکان را با مادرش بعد از مدرسه به بستنی دعوت کنید، یا اینکه برخی از اقوام را برای شام شب جمعه دعوت کنید.

شما تنها نیاز دارید که پیتزا تهیه کنید، و بعد از صرف شام، کودکان در اطراف خانه مانند دو دوست قدیمی با هم به بازی و مسابقه خواهند پرداخت. و چه کسی می داند؟ شاید شما و دیگر والدین بتوانید این مسئله را به این راحتی حل کنید.

  1. به کودکتان راه حلی را نشان دهید که بتواند در طول روز به شما فکر کند

برای بسیاری از کودکان، بزرگترین چالش خداحافظی کردن و جدا شدن از والدین است. یک مراسم جدایی ترتیب دهید، مانند بغل کردن یا گفتن: «من دوست دارم، تو منو دوست داری، روز خوبی داشته باشی و من ساعت ۳ تو را می بینم!». بیشتر کودکان دوست دارند که یک عکس خانوادگی در کیفشان داشته باشند. همچنین بسیاری از کودکان دوست دارند که علامت یا چیزی مربوط به والدینشان در جیبشان داشته باشند، مانند یک قلب کاغذی که کلمه ی عشق بر روی آن نوشته شده است، یا سنگی که آن را با همدیگر در ساحل پیدا کرده اید، اینها چیزهایی هستند که اگر کودک احساس تنهایی کرد به وسیله ی آنها می تواند اطمینان خود را به دست اورد.

  1. اگر می ترسد او را آرام کنید.

بیشتر اضطراب های ناشی از مدرسه به از نظر بزرگسالان مسخره و احمقانه به نظر می رسند، مانند اینکه کودک فکر می کند که تا زمانی که او در مدرسه است شما ممکن است بمیرید یا ناپدید شوید. افرادی که همدیگر را دوست دارند به طور طبیعی فراق و جدایی را دوست ندارند، ولی کودک باید اطمینان حاصل کند که شما خوب و سالم هستید، مدرسه می تواند باعث شود که کودک همچنان شما را دوست داشته باشد در حالی که شما در کنار او حضور ندارید. هر گفتگویی را با اطمینان به این مسئله که «تو می دونی که ما همیشه پیش هم بر می گردیم» پایان دهید. بنابراین کودک می تواند این جمله در ذهن خود تکرار کند و نگرانی خودش را برطرف کند.

  1. به کودکتان کمک کنید که حتی در حال اضطراب بخندد در نتیجه او گریه نخواهد کرد.

خنده راهی است که کودک می تواند به وسیله ی آن از اضطراب خود جلوگیری کند،، هر کودکی نسبت به سازگار کردن خود با مدرسه دچار ترس و اضطراب می شود. به کودکتان فرصت دهید که تا جایی که می تواند بخندد. اگر شما می توانید خوب است که هر روز صبح یک بازی تعقیب و گریز در خانه ترتیب بدهید، یا او را به خنده بیندازید، بدین وسیله کودک شما با جدایی از شما و رفتن به مدسه راحتتر کنار خواهد آمد. شما می توانید با استفاده از منحرف کردن ذهن او در زمانی که قسمتی از مغز او در حال هورمون سازی برای استرس است از این فرایند جلوگیری کنید. شما می توانید در خانه با تعقیب و گزیز یا بالش بازی از اضطراب او جلوگیری کنید. در اینجا چند بازی ذکر شده است که می تواند فرایند فراق و جدایی را آسان تر سازید:

  • «لطفا ترکم نکن.» زمانی که کتاب خواندن شما برای کودک تمام می شود و کودک از آغوش شما جدا می شود، او را به سمت خودتان برگردانید و به او بگویید که چقدر دوست دارید که در کنار شما باشد، و او را مطمئن سازید که شما نمی خواهید او را رها کنید و همیشه در کنارش خواهید بود. لحن خود را نرم و شوخ کنید تا کودک احساس آزادی و آرامش کند. ولی همچنان او به شما التماس می کند که بماند. نکته اینجاست که ترس او به این خاطر است که چقدر شما را می خواهد و به شما نیاز دارد، بگذارید او کسی باشد که خانه را ترک می کند. مثل همیشه او را بغل کنید و او را بخندانید.
  • بازی بای بای. یک مدلی از بازی قایم باشک هست که تنها اضطراب جدایی را به خنده در کودک تبدیل می کند. بگویید «بیا بازی بای بای را انجام دهیم.» شروع به خارج شدن کنید ولی از در خارج نشوید، اگر شما واقعا بروید این این کار برای کودک ترسناک است. به جای آن در بسته را  که شما می خواهید از آن خارج شوید را باز کنید، در حال حاضر برای کودک  این کار سرگرم کننده است. پس از آن عکس العملتان به صورتی باشد که شما از جدایی می ترسید، و دوباره بپرید داخل و به سمت کودکتان بروید و به او بچسبید. بگویید «من دلم برات تنگ شده بود! من هرگز نمی خواهم که از تو جدا شوم!» در آخر ، شجاعت خود را به دست بیاورید بگویید «بسیار خوب، بگذار دوباره سعی کنم! من شجاع خواهم بود!» و دوباره شروع به ترک کردن کنید. ولی دوباره، بازگردید و حتی قبل از اینکه از دید او خارج شوید بازگردید و به سمت او بروید، این کار کودک را به خنده می اندازد بخصوص اگر شما به صورت احمقانه ای این کار را انجام دهید و نشان دهید که خیلی نگران هستید. این بازی را ادامه دهید و بگذارید که او داد بزند و شما داد بزنید تا زمانی که او را وادار به خندیدن کند با این کار سطح اضطراب و ترس خود از دور ماندن از او را به کودک نشان می دهید.

۶- ارتباطتان را حفظ کنید

روز کودکتان را با پنج دقیقه ماندن در رختخواب یا بر روی کاناپه شروع کنید. و ۱۰۰ درصد توجه خود را به این معطوف کنید که چقدر او را دوست دارید. از این مسئله اطمینان حاصل کنید که هر روز وقتی که بعد از مدرسه کودکتان را می بینید زمان خاصی را صرف شنیدن اتفاقاتی که در ان روز برایش اتفاق افتاده است کنید. از این مسئله اطمینان حاصل کنید که یک برنامه ی طولانی قبل از خواب برای ایجاد احساس امنیت در کودک داشته باشید.

  1. در رابطه با نگرانی های کودک تان هوشیار باشید.

اکثر اوقات، کودک بعد از چند هفته نسبت به اضطراب و نگرانی هایش احساس آرامش خواهد کرد، ولی برخی مواقع ناخشنودی خود را نسبت به مسائل جدی تری ابراز می کند: ممکن است در مدرسه دچار مشکلی شده است، یا نمی تواند تخته سیاه را ببیند،  و یا اینکه در یادگیری دچار مشکل شده است و یا اینکه از صحبت کردن و حرف زدن در کلاس می ترسد. در مورد روزش با نرمی از کودک بپرسید، و با دقت به حرفهایش گوش دهید، و نسبت به حرف هایش عکس العمل داشته باشید تا او به صحبت کردن ادامه دهد. گفتگو را با خواندن کتاب هایی در مورد مدرسه با همدیگر شروع کنید؛ کتابدار شما می تواند برای این مشکل بسیار کمک کننده باشد. داستان های مثبتی که خودتان در مدرسه داشته اید (من در هفته ی اول خیلی عصبی بودم و حتی نمی توانستم از سرویس بهداشتی مدرسه استفاده کنم ولی پس از آن من با بهترین دوستم مریم آشنا شدم و من عاشق او شدم) را برای او تعریف کنید و به او اطمینان دهید که او همان حسی که در خانه دارد را به زودی در مدرسه خواهد داشت. یک بازی وانمودی به وسیله ی عروسک ها انجام دهید و یک نمایش عروسکی ترتیب دهید که یکی کودک نمی خواهد به مدرسه برود و از کودکتان بپرسید من نمی دانم چرا او از مدرسه رفتن می ترسد؟ ما باید به او چه بگوییم؟ اگر شما احساس کردید که کودکتان مشکل بزرگتری دارد که شما نمی توانید ان را بفهمید، زمان آن رسیده است که به معلم او زنگ بزنید و با او صحبت کنید.

۸- تغییر و جابه جایی را برای کودک آسان سازید.

اگر زمانی که با کودکتان خداحافظی می کنید چشمانش پر از اشک می شود و گریه می کند، خدحافظی معمول خود را انجام دهید و به او اطیمنان دهید که شما در پایان روز منتظر او خواهید بود. اگر همچنان کودک برای جدا شدن از شما احساس ناراحتی می کند و جدایی برایش سخت است، معلم می تواند به او کار خاصی را بسپارد که کودک بتواند با تغییر و جدایی از شما کنار بیاید.

۹- از این مسئله اطمینان حاصل کنید که چند دقیقه زودتر از خواب بیدار می شوید تا کودکتان را برای مدرسه رفتن آماده کنید.

این مسئله بسیار مهم است زیرا کودک با دیدن عجله ی شما اضطراب و نگرانی اش تشدید می شود.

  1. کودکان کوچکتری را که زمانشان را در خانه با شما سپری می کنند را بی اهمیت جلوه دهید.

اگر خواهر یا بردار کوچکتر کودکتان زمانش را در خانه با شما سپری می کند، جوری نشان دهید که کودک بزرگترتان فکر کند که شما چقدر در خانه حوصله تان سر می رود و کودک کوچکتر آرزو می کند که می توانست مانند یک بچه ی بزرگ به مدرسه برود.

  1. یک روال ارام با خواب به موقع در شب و بیدار شدن به موقع در صبح در خانه به وجود آورید.

وقتی که شما کودک را صبح زود از خواب بیدار می کنید او خواب کافی نداشته است. کودکانی که به اندازه ی کافی استراحت ندارند انرژی کافی برای خداحافظی کردن در صبح را ندارند و ترس بیشتری نسبت به مدرسه دارند. همچنین خودتان نیز زود به رختخواب بروید و بخوابید، زیرا به این وسیله شما می تواند با عجله صبح مقابله کنید و هر کس صبح خود را با شادی شروع می کند.

منبع : ده نکته برای سازگار شدن کودک با مدرسه

دختر نوجوان در حال تغییر

دختر نوجوان چه تغییراتی را تجربه می کند و راه های کمک به حل مشکلات او

بیشترین تغییرات برای یک دختر نوجوان در دوران بلوغ او رخ می دهد آن ها از نظر جسمی و روحی تحولات بزرگی را تجربه می کنند، درک حجم عظیمی از این تغییرات ممکن است برای این نوجوان سخت و دردناک باشد و زمانی که به خودش می آید ممکن است فشارهای زیادی را تحمل کند.

در دوران بلوغ تغییراتی که دختران نوجوان آن را تجربه می کنند بیشتر از پسران می باشد به همین دلیل والدین باید توجهات جدی و برنامه ریزی دقیقی داشته باشند و در این شرایط همراه همیشگی دخترشان باشند تا این دوران با فشار کمتری پشت سر گذاشته شود.

در این مقاله می خواهیم تغییراتی که دختران نوجوان با آن رو به رو می شوند و هم چنین چگونگی رفتار والدین را مورد بررسی قرار دهیم برای این اطلاعات شما در این زمینه افزایش یابد این مقاله را تا انتها مورد مطالعه قرار دهید.

دختر نوجوان

بزرگسالی برای دختران نوجوان می تواند سردرگم کننده باشد چون دوران بلوغ با تغییرات جسمی و روحی رخ می دهد و این امر تعجب آور نیست، از این گذشته عبور کردن از دنیای کودکی به دنیای بزرگسالی نیازمند یک تعادل اصولی می باشد که در این جا چند نکته برای کمک به دختران نوجوان در درک آن چه با آن ها رو به رو هستند آورده شده است،

مهم ترین چیزی که دخترها باید به آن توجه داشته باشند این است که تنها نیستند و آن ها از دوران نوجوانی عبور می کنند همانطور که پدر و مادر، پدر بزرگ و مادربزرگ شان از آن دور عبور کرده است.

نشانه ها و علائم بلوغ برای دختر نوجوان

بلوغ جسمی

یکی از تغییرات مهمی که دختر نوجوان آن را تجربه می کند تغییرات زیاد جسمانی می باشد این تغییرات از ۸ سالگی آغاز می شود به طور معمول دختران نوجوان زودتر از پسران این تغییرات را مشاهده می کنند و هم چنین این مهم به مواردی مانند نژاد، وراثت، آب و هوا، تغذیه، شرایط فرهنگی، روابط عاطفی و تغذیه ای بستگی دارد.

عمده تغییراتی که در دختران به وجود می آید از رشد جوانه نوک سینه، افزایش وزن، قد و رشد موهای ناحیه تناسلی و زیر بغل شروع می شود و با آغاز سیکل قاعدگی کامل می شود. قاعدگی از سن ۹ تا ۱۶ یا ۱۷ سالگی اتفاق می افتد،

برای شروع قاعدگی وزن دختران باید حداقل به ۴۵ کیلو گرم برسد بر اساس تحقیقات ثابت شده است دخترانی که خیلی لاغر هستند دیرتر قاعده می شوند، البته در کنار این همه تغییرات باید به مسئله رشد قدی هم توجه داشت.

دخترانی که والدین شان قد بلند هستند معمولا قد بلند تری خواهند داشت و آن هایی که والدینشان کوتاه قد هستند تا حد معینی رشد قدی را تجربه خواهند کرد.

بلوغ روحی و عاطفی

بلوغ روحی در دختران نوجوان شرایط سختی را به دنبال خواهد داشت و آن ها در این دوره ممکن است موارد متفاوتی را تجربه کنند که با توجه به فرهنگ خانواده و نحوه برخورد با دختر نوجوان این مهم می تواند از شدت کمتر و بیشتری برخورد دارد در زیر نمونه هایی از این موارد روحی و عاطفی که دختران ممکن است در دوران بلوغ با آن رو به رو شوند را بیان می کنیم:

  • زودرنجی و حساس بودن
  • عصبانیت
  • هیجانات کنترل نشده
  • افسردگی خفیف تا حاد
  • احساس تنهایی
  • احساس متفاوت بود و طرد شدگی
  • عدم برقراری ارتباطات درست
  • بی قراری
  • نداشتن اعتماد به نفس و یا اعتماد به نفس کاذب
  • احساس استقلال
  • تمایل شدید به مستقل بودن
  • عدم تمایل به شنیدن نظرات دیگران و بحران هایی به خصوص در مورد جایگاه اجتماعی

تدبیر والدین در خصوص مدیریت بحران های دختران نوجوان

آموزش صحیح

یکی از راه هایی که به دختران نوجوان کمک می کند تا با بحران های پیش روی خود ارتباط بهتری برقرار کنند آموزش از طریق والدین می باشد، والدین باید از قبل دختران را با مسائل مختلفی که قرار است در دوره های زندگی آن را تجربه کنند آشنا سازند، در این شرایط اگر دختر آموزش صحیح و اصولی ببیند آگاهانه وارد دوران بلوغ می شود و نسبت به همسالان خود از شرایط بهتری برخوردار خواهد بود.

ارتباط با دختر نوجوان

والدین باید بتوانند با دختر نوجوان خود ارتباط درستی برقرار کنند، سرکوب کردن و یا دادن آزادی های بیش از حد برای یک دختر خطر آفرین می باشد و در این خصوص والدین باید اصول ارتباطی صحیح را به خصوص با جنس مخالف به دختر نوجوان آموزش دهند.

از سوی دیگر آزادی های داده شده باید کنترل شده باشد تا دختر بتواند از این آزادی ها چیزهای بسیاری یاد بگیرد و تجربه های خوبی را برای ورود به بزرگسالی کسب کند، البته والدین باید توجه داشته باشند بخشی از ارتباطات نوجوان با همسالان او می باشد در این صورت باید والدین شناخت خوبی بر روی دوستان دختر خود داشته باشد،

البته این شناخت باید از روی صمیمیت و ارتباطی دو طرفه باشد تا در آینده خود دختر تمایل داشته باشد همه دوستانش را به والدین معرفی کند نه آن که آن ها را مخفی کند.

برخورد صحیح با مشکلات

هر دختری دوران بلوغ متفاوتی را تجربه می کند، ممکن است دختران مشکلات بسیاری برای خود، خانواده و یا دوستانشان ایجاد کنند که برخورد صحیح و اصولی با مشکلات به وجود آمده نیاز به تدبیر والدین دارد،

در این شرایط والدین نباید با داد و بیداد و فریاد زدن و یا حتی بدتر از آن با برخورد فیزیکی پاسخی به اشتباهات دختر خود بدهند ، آن ها باید کار اشتباه دخترشان را به او گوشزد کنند و در مورد این مسائل با او حرف بزنند هم چنین راه حل های منطقی در اختیار او قرار دهند و در رفع اشتباهاتش به او کمک کنند،

با این روش دختر یاد می گیرد که در بزرگسالی چطور مشکلاتش را حل کند و به تنهایی از پسش برآید و آن ها را مدیریت نماید.

پاسخ اصولی به سوالات دختر نوجوان

دختران در دوران بلوغ با سوال های مختلفی در مورد مسائل جنسی و جنس مخالف در ذهنشان ایجاد می شود آن ها ممکن است پاسخ به این سوالات را از منابع نامعتبری مانند همسالان و یا اینترنت پیدا کنند، بهترین کار این است که والدین در مورد این مسائل با دخترانشان حرف بزنند.

بر اساس نظر روانشناسان اگر چه توضیح دادن در خصوص این مسائل اندکی مشکل و آمیخته با حیاست، اما آگاهی داشتن هر دو طرف، والدین و فرزندان در این خصوص اهمیت بسیاری دارد و نمی توان گفت که باید صبر کنیم تا فرزندمان خودشان بزرگ شده و با این مسائل رو به رو شوند.

هم چنین نباید فراموش کنیم به خاطر مقتضیات زندگی صنعتی، فاصله ازدواج و دوران بلوغ از یک دیگر بسیار زیاد شده است و فرزندان در این فاصله با انواع و اقسام محرک ها و منابع اطلاعاتی نظیر تلویزیون، ماهواره و اینترنت آشنا می شوند و در این فرصت می توانند به صورت آگاهانه این مسیر را طی کرده و برای ازدواج آماده شوند .

اما والدین باید این نکته را در نظر داشته باشند که این فرصت، تیغ دو دم است و در صورتی که فرزندشان در مورد این مسائل نا آگاه باشد با خطرات بسیاری در دوران نوجوانی و جوانی رو به رو خواهد شد.

با مدیریت، تدابیر و همراهی والدین، دختران نوجوان می توانند هر بحرانی را به راحتی پشت سر بگذارند  و دوران بزرگسالی را تجربه نمایند.

منبع : دختر نوجوان در حال تغییر

بی خوابی نوجوان نشانه چه بیماری است + عوارض و ۱۰درمان قطعی

بی خوابی نوجوان  نشانه چه بیماری است؟،عوارض بی خوابی در نوجوانان، علایم بی خوابی در شب چیست؟، عوارض کم خوابی در نوجوانان در این مقاله آورده شده است.

  •  

عوارض بی خوابی در نوجوانان

یک مطلعه­ ی تحقیقی در زمینه عوارض کم خوابی در نوجوانان اخیر، در مجله پزشکی نشان می دهد که نوجوان­ان دارای مشکل بی­خوابی بیشتر در معرض افسردگی، اختلالات خشم و ترس قرار دارند.

مطالعه، روی بیش از ۳۵۰ دانش­ آموز در استرالیای جنوبی اجرا شد نشان می­دهد که معالجات اولیه­ ی بی خوابی در نوجوانان ممکن است مانع از افسردگی شود.

علت نامنظمی خواب در کودکان و نوجوان­ ها با افسردگی یا اضطراب، قابل تشخیص است. چنین فرض شده که مشکلات خواب در ارتباط با این شرایط است. این مطالعه می­خواهد ثابت کند که خواب نامنظم احتمالا افسردگی و اضطراب را بیش تر می کند. بر اساس داده ­های مطالعات قبلی هنگام درمان بیشتر از ۴۷% افسردگی­ ها بیخوابی نیز درمان می شود.

درمان قطعی بی خوابی نوجوان تضمینی بدون عوارض در مرکز مشاوره ستاره ایرانیان با دستگاه های نوین، جدید و تکنیک های روانشناسی. رزرو وقت با شماره های ۰۲۱۲۲۳۵۴۲۸۲و ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰و ۰۹۰۳۵۶۷۳۰۵۰ و ۰۹۱۰۸۳۴۷۵۹۷ امکان پذیر است.

علایم بی خوابی در شب چیست

بی خوابی در نوجوانان بر اساس علائم زیر تشخیص داده می شود:

  • خواب آن ها باعث تجدید قوا نمی شود (خوابی که احساس خستگی را تسکین نمی دهد).
  • به دشواری به خواب می­روند.
  • نیمه­ شب بیدار می­شوند.
  • برای برگشت به خواب دچار مشکل­ هستند.
  • صبح خیلی زود از خواب برمی­خیزند.

اگر نوجوانتان یک یا چندتا از این علایم را روزانه اساسا به مدت یک یا چند ماه داشته باشد، باید توسط دکتر عمومی­ش تحت سنجش و درمان قرار گیرد.

پژوهش در زمینه تاریخچه خواب، ثابت کرده است که نوجوان­ ها ممکن است بیشتر مستعد نوع شبانه باشند و اینکه حتی ممکن است دیرتر از بزرگسالان آماده خواب باشند. تحقیقات نشان می­دهد که نوجوان ها در این دسته شاید در طول هفته به خاطر مدرسه زودتر به خواب بروند؛ اما آخر هفته، دو ساعت دیرتر به رخت­خواب می روند و دو ساعت هم دیرتر، از خواب برمی­خیزند.

نکته مهم برای والدین این است که با نوجوانتان کار کنید تا یک برنامه خواب را تنظیم کند در رابطه با زمان وقتی که به خواب می روند و وقت کافی برایشان فراهم کند تا خواب پرآرامشی که نیاز دارند بدست آورند.

بی خوابی نوجوان نشانه چه بیماری است

۱.استرس

بی خوابی نشانه چه بیماری است؟ رویدادهایی مانند از دست دادن شغل یا مرگ یکی از عزیزان اغلب باعث بی خوابی می شوند. استرس طولانی مدت و همچنین اختلال اضطراب، حملات پانیک و PTSD می تواند منجر به عوارض بی خوابی در نوجوانان شود که جدی تر است.

۲. افسردگی

افراد مبتلا به افسردگی به مراتب بیشتر در معرض مشکلات خواب از جمله بی خوابی در نوجوانان هستند. کسانی که دارای اختلالات اضطرابی، دوقطبی و وسواس فکری هستند نیز همینطور هستند.

۳. مشکلات تنفسی

خروپف شدید می تواند آپنه خواب باشد که تنفس شما را قطع می کند و می تواند صدها بار در شب شما را بیدار کند بدون اینکه آن را به خاطر نداشته باشید، اما ممکن است روز بعد احساس کسالت کنید. گاهی اوقات مشکل تنفسی به وزن شما مربوط می شود، اما نه همیشه. آلرژی و آسم نیز می تواند در تنفس شما اختلال ایجاد کند. پزشک می تواند شما را برای این شرایط آزمایش کند و به شما در مدیریت و درمان آن ها کمک کند.

درمان قطعی بی خوابی تضمینی بدون عوارض در مرکز مشاوره ستاره ایرانیان با دستگاه های نوین، جدید و تکنیک های روانشناسی. رزرو وقت با شماره های ۰۲۱۲۲۳۵۴۲۸۲و ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰و ۰۹۰۳۵۶۷۳۰۵۰ و ۰۹۱۰۸۳۴۷۵۹۷ امکان پذیر است.

۴. زوال عقل

همراه با از دست دادن حافظه، آلزایمر و سایر اشکال زوال عقل می تواند برخی افراد را ناآرام و بی قرار کند. فرد ممکن است در هنگام خواب گیج، مضطرب، بی قرار یا پرخاشگر باشد و شروع به قدم زدن، تکان خوردن یا حتی سرگردانی کند. گاهی اوقات این رفتار محو می شود، اما گاهی اوقات آن ها را تمام شب بیدار نگه می دارد.

۵. اگزما

شرایطی مانند پسوریازیس و اگزما می توانند باعث سوزش و خارش شدید پوست شما شوند که تنها چیزی است که می توانید به آن فکر کنید. اگر بخوابید، ممکن است آنقدر خود را بخارانید دهید که دوباره بیدار شوید! خوشبختانه، کارهایی وجود دارد که می توانید برای تسکین پوست خود انجام دهید. اگر نمی دانید علت خارش چیست، بهتر است به پزشک پوست مراجعه کنید.

۶. بیماری پارکینسون

افراد مبتلا به این بیماری نسبت به سایرین در سنین مشابه کمتر می خوابند و بیشتر از خواب بیدار می شوند. این بیماری با سیگنال‌های مغزی و عصبی تداخل می‌کند و احتمال اینکه شما دچار آپنه خواب شوید و برای ادرار از خواب بیدار شوید بیشتر است.

همچنین به نظر می رسد این وضعیت مرحله مهم خواب REM را مختل می کند. اضطراب و افسردگی مرتبط می تواند منجر به مشکلات خواب نیز شود. اما داروهایی که به خواب شما کمک می‌کنند ممکن است باعث سردرگمی بیشتر برخی از افراد با پارکینسون شوند.

۷. یائسگی

معمولاً در میانسالی، بدن زن به آرامی تولید پروژسترون و استروژن را متوقف می کند. تغییر تعادل هورمون‌ها و همچنین تغییرات دیگری که معمولاً در این زمان در زندگی اتفاق می‌افتد، می‌تواند شما را نسبت به چیزهایی مانند استرس که بر خواب تأثیر می‌گذارد حساس‌تر کند. گرگرفتگی شدید (افزایش آدرنالین که دمای بدن شما را افزایش می دهد) می تواند آنقدر ناراحت کننده باشد که گاهی چندین بار در شب غرق در عرق از خواب بیدار شوید.

۸. مشکلات گوارشی

اختلالات گوارشی (GI) مانند سندرم روده التهابی (IBS) و بیماری رفلکس معده به مری (GERD) نیز با مشکلات خواب مرتبط هستند. حدود ۵۵ درصد از افراد مبتلا به مشکلات گوارشی می گویند که بی خوابی دارند این امر باعث افزایش عوارض بی خوابی در نوجوانان می شود.

۹. سندرم پیش از قاعدگی (PMS)

زنان مبتلا به سندرم پیش از قاعدگی (PMS) و اختلال نارسایی پیش از قاعدگی (PMDD) اغلب مشکل خواب دارند. این معمولا کمی قبل یا در طول دوره شما اتفاق می افتد. تغییرات هورمونی می تواند بر دمای بدن و تولید ملاتونین، هورمونی مهم برای خواب، تأثیر بگذارد. همچنین، تغییرات خلقی ناشی از PMS یا PMDD ممکن است خواب راحت شبانه را دشوارتر کند.

۱۰. برخی از داروها

داروهای آلرژی، بیماری قلبی، فشار خون بالا، مشکلات تیروئید و افسردگی (به ویژه SSRI ها مانند فلوکستین (پروزاک)) ممکن است باعث بی خوابی شوند. داروهای ADHD و بیماری پارکینسون نیز می توانند شما را بیدار نگه دارند، همراه با سودوافدرین که در بسیاری از داروهای ضد احتقان بدون نسخه وجود دارد. بنابراین پیش از مصرف دارو حتما با پزشک خود در مورد عوارض جانبی آن صحبت کنید.

کمبود چه ویتامینی باعث بیخوابی میشود

ویتامین B12

کمبود ویتامین B12 با بسیاری از مشکلات خواب مرتبط است، دریافت نکردن کافی این ویتامین می تواند برنامه روزانه شما را در طول شب خراب کند. ویتامین B12 همچنین برای سلامت قلب و سطح انرژی ما بسیار مهم است.

منیزیم

منیزیم در بیش از ۳۰۰ واکنش متابولیک در بدن نقش دارد (از جمله کاهش استرس و فشار خون، افزایش متابولیسم و قوی نگه داشتن اعصاب و ماهیچه‌ها) نقش دارد. منیزیم نه تنها مسئول کاهش اضطراب و بهبود کیفیت خواب است، بلکه باعث افزایش سطح انرژی باعث حفظ انرژی در طول روز نیز می شود.

ویتامین دی

ویتامین D یکی دیگر از مواد مغذی است که به سختی به دست می آید. نور خورشید بهترین منبع این ویتامین است و قرار گرفتن در معرض نور خورشید عاملی برای تولید مناسب ملاتونین، هورمونی است که وظیفه تنظیم ریتم شبانه روزی ما را بر عهده دارد. مانند منیزیم، کمبود ویتامین D نه تنها با کیفیت خواب ضعیف مرتبط است، بلکه با کاهش سطح انرژی در طول روز نیز مرتبط است.

کلسیم

کمبود کلسیم با مشکل در به خواب رفتن و همچنین خواب با کیفیت پایین مرتبط است.

پتاسیم| کمبود چه ویتامینی باعث بیخوابی میشود

پتاسیم معمولاً با پیشگیری از گرفتگی عضلات مرتبط است، اما این ماده معدنی به دلایل مختلفی مفید است. پتاسیم فشار خون را تنظیم می کند، ماهیچه های ما را تقویت می کند و با منیزیم برای بهبود کیفیت خواب کار می کند.

۱۰ درمان قطعی بی خوابی نوجوان

۱. وسایل الکترونیکی را در اتاق خواب ممنوع کنید

عدم توانایی دوری از وسایل الکترونیکی ( از جمله رسانه های اجتماعی و تلفن های همراه) می تواند باعث مشکلات خواب شود. برخی تحقیقات نشان می‌دهد که قرار گرفتن در معرض نور صفحه نمایش باعث اختلال در زمان و کیفیت خواب می شود.

۲. گوشی ها را در جای دیگری شارژ کنید

برای کاهش وسوسه استفاده از تلفن در هنگام خواب، شارژ کردن همه وسایل را در اتاق دیگری انجام دهید. این کار با کاهش وسوسه نوجوان باعث درمان قطعی بی خوابی نوجوان می شود.

۳. برنامه خواب منظمی داشته باشید

داشتن برنامه خواب به کنترل ریتم شبانه روزی کمک می کند. ساعت‌ها دیرتر از حد معمول خوابیدن در تعطیلات آخر هفته و در طول تعطیلات مدرسه، بازگشت به مدرسه را دشوارتر می‌کند و می‌تواند منجر به خستگی و گیجی بیشتر شود.

۴. از چرت بعد از ظهر خودداری کنید

چرت زدن خوابیدن در شب را سخت‌تر کرده و همچنین زمان لازم خواب را از بین می برند که به معنای کیفیت خواب پایین و مزایای کمتر است.

۵. کارهای بزرگ را به تعویق نیندازید

در صورت امکان، به محض اینکه نوجوانان از مدرسه به خانه می آیند، تکالیف و هر چیز دیگری را که لازم است انجام دهند. ممکن است که نوجوان بخواهد ابتدا چند ساعت تلویزیون تماشا کند یا با تلفن خود بازی کنید، اما بهتر است که روند مدرسه را حفظ کند. می‌دانیم که این همیشه امکان‌پذیر نیست، اما حل کردن تکالیف استرس خواب را کم تر می کند.

۶. به برنامه های قبل از خواب پایبند باشید

علاوه بر ممنوعیت وسایل الکترونیکی، سایر موارد حواس پرتی را در اتاق خواب محدود کنید. تمام تحریکات باید به حداقل برسد. نور کم و حیوانات خانگی را از اتاق خواب دور نگه دارید.

۷. کافئین را محدود کنید

در طول روز و بخصوص قبل از خواب نوشیدنی های انرژی زا را که سطح کافئین آن ها بسیار بالاتر از چای یا قهوه است، منع کنید. بهتر است زودتر به رختخواب بروید تا در طول روز انرژی زیادی داشته باشید.

۸. ملاتونین را امتحان کنید

ما نمی دانیم چرا، اما هورمونی که به مغز ما سیگنال می دهد که بخوابد (ملاتونین) در اواخر عصر برای نوجوانان ترشح می شود. مصرف مکمل های طبیعی ملاتونین زیر نظر دکتر ممکن است به تنظیم مجدد ساعت داخلی بدن کمک کنند.

۹. انتظار خواب آنی نداشته باشید

ما انتظار نداریم که فوراً به خواب بروید. ممکن است نیم ساعت طول بکشد تا کسی واقعاً بخوابد. از نوجوان خود بخواهید از یک برنامه روتین پیروی کند که به او کمک می کند استرس را کاهش دهد و بدن خود را به حالت ریلکس نزدیک کند.

۱۰. از مشاور کمک بگیرید

برای درمان قطعی بی خوابی نوجوان گاهی اوقات باید از پزشک و مشاور کمک گرفت زیرا ممکن است یک مشکل پزشکی زمینه ای، مانند افسردگی یا آپنه خواب، ممکن است باعث مشکلات خواب شود. اگر نوجوانی با وجود عادات بهداشتی خواب سالم همچنان در خوابیدن مشکل دارد یا چندین بار در شب از خواب بیدار می شود، با مشاور یا پزشک صحبت کنید.

درمان قطعی بی خوابی نوجوان تضمینی بدون عوارض در مرکز مشاوره ستاره ایرانیان با دستگاه های نوین، جدید و تکنیک های روانشناسی. رزرو وقت با شماره های ۰۲۱۲۲۳۵۴۲۸۲و ۰۲۱۲۲۲۴۷۱۰۰و ۰۹۰۳۵۶۷۳۰۵۰ و ۰۹۱۰۸۳۴۷۵۹۷ امکان پذیر است.

منبع : بی خوابی نوجوان نشانه چه بیماری است + عوارض و ۱۰درمان قطعی

طولانی شدن رابطه جنسی

طولانی شدن رابطه جنسی، تکنیک های طولانی کردن رابطه جنسی

روش های طولانی شدن رابطه جنسی کدام اند؟ رابطه جنسی یک امر مهم در زندگی مشترک و زناشویی می باشد و تاثیر زیادی بر روی رابطه میان زوجین و زندگی زناشویی آن ها دارد و تمام ابعاد زندگی زوجین را تحت تاثیر قرار می دهد در رابطه جنسی کمیت بسیار مهم می باشد و رابطه نباید تنها در حد رفع نیاز باشد، یک رابطه جنسی ایده آل در حد نیم ساعت تا یک ساعت زمان نیاز دارد.

برای افزایش مدت زمان رابطه جنسی روش های متعددی وجود دارد که بسیاری از آن ها به اشتباه رایج شده اند و باعث کم شدن لذت جنسی می شوند، با به کارگیری روش ها و تکنیک های صحیح و مناسب و با کمک گرفتن از فرد متخصص می توانید مدت زمان رابطه جنسی را به صورت طبیعی افزایش دهید.

در این مقاله به بررسی کامل طولانی شدن رابطه جنسی می پردازیم.

طولانی شدن رابطه جنسی و اهمیت آن

رابطه جنسی یک امر بسیار لذت بخش می باشد که به طور مستقیم بر سلامت روح و روان و جسم فرد تاثیر می گذارد، هر چه قدر کیفیت رابطه جنسی بالاتر برود نشاط و کیفیت رابطه عاطفی افزایش خواهد یافت، رابطه جنسی نباید کوتاه مدت و در حد رفع نیاز باشد زیرا لذت ناشی از آن تاثیرات بسیاری بر روحیه زوجین و کیفیت زندگی مشترک می گذارد.

برای طولانی شدن رابطه جنسی روش های متعددی وجود دارد که می توان از آن روش ها استفاده کرد در بعضی مواقع احتمال دارد شما احساس کنید که حوصله رابطه طولانی مدت را ندارید اما بعد از پیش نوازی و تحریک شدن میل جنسی در شما افزایش یابد.

یک رابطه جنسی با کیفیت به حداقل نیم ساعت زمان نیاز دارد در بعضی مواقع مشکل زود انزالی در مردان ممکن است باعث کوتاه مدت شدن رابطه جنسی شود.

طولانی شدن رابطه جنسی، روش های غلط

برای افزایش مدت زمان رابطه جنسی روش های زیادی وجود دارد که بسیاری از آن ها اشتباه می باشند، استفاده از این روش ها باعث می شود که با گذشت زمان لذت جنسی در افراد کاهش یافته و رابطه جنسی بدون آن امکان پذیر نباشد.

از انواع روش های اشتباه می توان به دارو های خوراکی و موضعی دیر انزالی، کاندوم ها و اسپری های تاخیری و محصولات مشابه آن ها اشاره کرد این روش ها زمان رابطه جنسی را افزایش می دهد اما وابستگی ایجاد کرده به طوری که فرد بعد از مدتی بدون آن ها نمی تواند رابطه جنسی برقرار کند و این روش ها لذت رابطه جنسی را کاهش می دهند.

راه های طولانی شدن رابطه جنسی

روش های زیر به شما کمک می کند تا به صورت طبیعی رابطه طبیعی طولانی مدت و لذت بخش تری داشته باشید، این روش ها عبارت اند از:

  1. طولانی شدن رابطه جنسی، پیش نوازی و معاشقه

توصیه می شود که برای شروع رابطه جنسی خود عجله نداشته باشید و رابطه جنسی را در زمانی انجام دهید که وقت کافی داشته باشید و در انجام رابطه جنسی آرامش داشته و با صبر و حوصله به نوازش و معاشقه شریک جنسی خود بپردازید.

پیش نوازی و عشق بازی  و نوازش کردن باعث می شود تا دو طرف از نظر رابطه جنسی تحریک شوند و کیفیت رابطه جنسی افزایش یابد، برای شروع رابطه جنسی این طور فکرکنید که قصد برقراری رابطه جنسی را ندارید و تنها می خواهید عشق بازی کنید در این صورت فرصت بیشتری خواهید داشت تا تحریک شوید و می توانید طولانی مدت از برقراری رابطه جنسی لذت ببرید.

  1. طولانی شدن رابطه جنسی، مکانی آرام و بدن استرس

به این نکته توجه کنید که یک رابطه لذت بخش و با کیفیت به مکانی آرام و مناسب نیاز دارد و باید مطمئن باشید که مکان مورد نظر یک حریم خصوصی برای شما می باشد و شما احساس امنیت می کنید در غیر این صورت از رابطه نمی توانید لذت ببرید و بیشتر به فکر انزال زودرس خواهید بود.

در صورتی که در آن مکان امنیت نداشته باشید مغز احساس نا امنی می کند و باعث می شود تا انزال و ارضای جنسی زودتر انجام شود تا هر چه زودتر بتوانید از آن مکان خارج شوید، پس به مکان رابطه جنسی خود توجه داشته باشید زیرا یک اصل مهم در کیفیت و طول مدت رابطه می باشد.

  1. طولانی شدن رابطه جنسی، تمرینات کگل

تمرینات کگل باعث می شود تا عضلات لگن تقویت شود و فرد کنترل بیشتری بر روی انزال خود داشته باشد و به عبارتی تمرینات کگل زمانی مفید می باشد که ارضا شدن نزدیک باشد و فرد قصد دارد آن را به تعویق بیندازد.

زمانی که عضلات لگن قدرت و سلامت کافی داشت در این صورت مدت زمان معاشقه و رابطه جنسی افزایش می یابد و باعث بهبود کیفیت رابطه جنسی می شود به همین دلیل آشنا شدن با تمرینات کگل می تواند مفید باشد.

  1. تکنیک فشردن

تکنیک فشردن به این صورت می باشد که مرد در حین رابطه جنسی و زمانی که احساس می کند انزال نزدیک است آلت جنسی خود را خارج می کند و سر آن را فشار می دهد، این عمل باعث می شود تا احساس توقف در او به وجود آید و فرد ارضا شدن خود را به تعویق بیندازد و زمانی که احساس ارضا شدن از بین رفت دوباره دخول را انجام داده و رابطه جنسی را ادامه می دهد.

این تکنیک را تا زمانی که هر دو به اوج لذت جنسی برسند می توان ادامه داد تا هر دو آمادگی لازم برای ارضا را داشته باشند.

  1. تکنیک شروع و توقف

قانونی وجود ندارد که بگوید رابطه جنسی باید بدون توقف ادامه داشته باشد و به همین دلیل می توان از تکنیک شروع و توقف استفاده کرد، این تکنیک به این صورت است که فرد بعد از تحریک شدن و زمانی که احساس می کند ارضا شدن نزدیک می باشد، رابطه جنسی را متوقف می کند و پس از مدتی رابطه جنسی و تحریک را دوباره آغاز می کند، این فرایند باعث می شود تا طول مدت رابطه جنسی افزایش یابد و ارضا شدن به تعویق بیفتد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می توانید روش های استارت استاپ و تکنیک مسترز و جانسون را مورد مطالعه قرار دهید که برای درمان زود انزالی و افزایش طول رابطه جنسی مفید می باشد.

  1. تغییر پوزیشن

بهتر است در زمان رابطه جنسی چندین بار مکث کرده و پوزیشن های رابطه خود را تغییر دهید این کار باعث می شود تا جذابیت رابطه جنسی شما افزایش یابد و باعث طولانی شدن و افزایش کیفیت رابطه جنسی شما شود، هم چنین توجه داشته باشید که برای افزایش کیفیت رواط زناشویی خود به آموزش صحیح برقراری رابطه جنسی نیاز دارید در این زمینه باید حیا و خجالت را کنار بگذارید و برای بهبود رابطه زناشویی اقدامات لازم را انجام دهید.

تاثیر خدمات روانشناسی بر طولانی شدن رابطه جنسی

در بسیاری از مواقع مدت زمان رابطه جنسی بسیار کم می باشد و کیفیت رابطه نیز مناسب نیست در این صورت مشکلات و نگرانی های روحی و روانی برای فرد به وجود می آید که فرد می تواند به کمک روانشناس آن مسائل را شناسایی کند و اقدامات لازم برای درمان آن انجام دهد در این هنگام علاوه بر افزایش کیفیت در رابطه جنسی و زناشویی در سایر جنبه های زندگی خود تاثیر آن را خواهد دید.

روانشناسان در این زمینه با ارائه راهکار های مناسب و اصولی و روش های غیر دارویی باعث افزایش طول مدت رابطه جنسی می شود و کیفیت آن را افزایش می دهد و مشاوران به صورت حضوری و تلفنی پاسخ گو می باشند تا به مشکلات شما رسیدگی کنند.

منبع : طولانی شدن رابطه جنسی

تمام علل دروغ گویی در کودکان + ۱۰ راه حل قطعی

درمان قطعی دروغگویی کودک، علل دروغ گویی در کودکان در این مقاله آورده شده است. دروغ در میان کودکان خردسال و ابتدایی که تازه شروع به درک تمایز و اختلاف بین خیال و واقعیت کرده اند، رایج تر می باشد.

به مرور کودک شما کمی باهوش تر می شود و درک می کند که دروغ گفتن اشتباه است، اما همچنین می‌داند که دروغ می‌تواند به او کمک کند تا از عواقب و کارهای سخت دوری کند. حال چگونه باید این رفتار را ریشه یابی و حل کرد؟ برای درک این موضوع با ما همراه باشید.

علل دروغ گویی در کودکان

ممکن است بارها شاهد دروغ گفتن از زبان کودک خود بوده اید و این مسئله شما را آزار داده است. متاسفانه برخی از والدین بدون در نظر گرفتن عللی که منجر به گفتن دروغ در کودک شده اند، دست به تنبیه وی می زنند. در این مقاله برخی از علت های رایج دروغ گویی کودکان آورده شده اند:

ترس

برخی خانواده ها تلاش میکنند با خشونت و ایجاد وحشت کودک خود را از عادات بد دور کنند، هرچند این روش پاسخگو نیست و اثر عکس میدهد زیرا این ترس دو نتیجه میتواند داشته باشد، یا این که از ترس تنبیه والدین کم کم به دروغ گویی و تاثیر مثبت آن در تنبیه نشدن عادت کند، یا به زبان دیگر همین خشونت و سخت گیری بیش از حد باعث میشود نه تنها عمل ناپسند اولیه ترک نشود بلکه دروغگویی هم به آن اضافه شود، یا این که به مرور زمان ترسش بریزد و بدون خجالت و با گستاخی بیشتر عمل ناپسند خود را انجام دهد. 

در هر دو صورت بدیهی است که خشونت والدین و وحشت کودک از تنبیه شدن اگر بیش از اندازه شود به جای اثر مثبت اثر مخرب تر هم میگذارد. همچنین، بدیهی است که این روش حتی اگر عمل کند موقت است زیرا هیچ گاه میل به انجام کار صحیح در آن ها تقویت نشده که خودشان تصمیم بگیرند که به آن عمل کنند و تنها مانع روبروی آن ها خشم والدین است که به مرور زمان کم اثر میشود. همچنین این کودکان در بروز عواطف خود نیز به مشکل میخورند.

اگر کودک دروغگو خودش به این نتیجه برسد که کاری غلط است احتمال این که به آن انحراف دچار شود بسیار کمتر میشود و وقتی خانواده با او با خشونت برخورد نکرده است نسبت به کودکی که تنها دلیلش ترس از مواجهه با خشم اطرافیان است، با والدینش احساس نزدیکی بیشتری میکند، و کمتر احساس نیاز میکند که به دروغ متوسل شود، زیرا ترسی از عواقب راست گویی خود ندارد.

با توجه به موارد گفته شده یکی از بزرگ ترین دلایلی که باعث میشود کودک به دروغ روی بیاورد ترس از مجازات شدن است، زیرا به دنبال پیدا کردن راهی است که از تنبیه شدن فرار کند و یک راه رایج برای این امر تقویت عادت دروغ گویی است، و طبیعتا خشن تر شدن برخورد ها و مجازات ها ترس را بیشتر میکند و ترس بیشتر باعث دروغ های بیشتر میشود.

بنابراین برای این که این ترس ها باعث شکل گرفتن و گسترش دروغگویی در کودک نشوند بهترین درمان دروغگویی کودک نشان دادن عطوفت و مهربانی و احترام به عقاید کودک است، تا با مشاهده ی آرامش و محبتی که در خانواده وجود دارد بدون ترس از عواقب آن بتواند حرفش را بزند. کودکی که احساس کند به نظرش اهمیت داده میشود و میتواند بدون عواقب حرفش را بزند نیاز به دروغ نخواهد داشت.

احساس تحقیر

یکی دیگر از عامل هایی که باعث می شود که کودک دروغ بگوید، احساس تحقیر می باشد. کودکی که در معرض توهین و تحقیر قرار می گیرد و به شخصیت او ضربه می زند، تلاش می کند تا از طریق روش های مختلفی که برای او امکان دارد، تلاش کند تا در مرکز توجه افراد خانواده و نیز دیگران قرار بگیرد و همچنین احترام برای شخصیت وی قائل بشوند.

کودک از هر راهی و فرصتی استفاده می کند تا به هدفش برسد. یکی از روش هایی که او برای رسیدن به این گونه هدف ها مورد استفاده قرار می دهد، دروغ گفتن است. کودکی که در خانواده به او توجه نمی شود، و مدام در معرض تحقیر و بی توجهی از جانب اطرافیان است و با و زندگی خود را با فقر و محرومیت می گذراند، بهترین و بزرگترین لذتش، مطرح کردن خود و جلب توجه دیگران است.

کودک در این گونه موقعیت ها، با راست گویی و صداقت، نمی تواند که نظر دیگران را به خود جلب کند و همچنین افکار آن ها را به سوی خود بکشاند. ناچارا به دروغ گویی متوسل می شود. دروغ های بزرگ و هیجانی، دروغی که مرکز توجه را به سمت خود جذب می کند و خانواده را به جوش و خروش و هیجان وادار می کند.

به عنوان مثال؛ ” کودک به منزل وارد می شود و با صدای بلند فریاد می زند که پدر با ماشین تصادف کرد. و یا نیز معلم مان از طبقه سوم مدرسه سقوط کرد و مرد “. زمانی که اعضای خانواده قصد دارند خود را به محل وقوع سانحه برسانند، احساس لذت و شادی به کودک دروغگو دست می دهد و نیز از اینکه این گونه در اعضای خانواده هیجان و توجه به وجود آورده خوش حال است.

کودک این گونه تحقیر ها و توهین ها و بی اعتنایی های گذشته را تلافی می کند. این گونه برخورد های کودک، ریشه در برخوردهای خانواده دارد. زیرا اگر افراد خانواده و نیز دیگران به شخصیت کودک احترام قائل می شدند، و همچنین او را مورد تحقیر و اهانت قرار نمی داند، هیچ گاه کودک برای جبران کمبود های خود به این گونه کار ها متوسل نمی شد و هرگز دروغ نمی گفت.

کودک باید مورد توجه و اهمیت و احترام خانواده قرار بگرید، مورد تشویق واقع شود و همچنین اعمال او مورد تحسین قرار گیرند و به صحبت ها و بحث هایش بها داده شود.

پدر و مادر که به دلایل گرفتاری های خود به مقدار کمی به فرزند خود رسیدگی می کنند، و به کار او کاری ندارند و به صحبت ها و مسائل مختلفی که کودک دارد گوش نمی دهند، باعث می شوند که کودک در ذهن خود تصور می کند که صحبت ها و یا اعمالش مورد رضایت خانواده و اطرافیان نیست و ناچارا برای آن که نظراتش مورد توجه واقع شوند، با دروغ گفتن و بزرگ نمایی خود را در معرض مرکز توجه خانواده قرار می دهد.

آن چه که مسلم می باشد، دروغ هایی که کودک در این شرایط می گوید، تنها برای جبران کمبود ها و نیاز های خود و همچنین جلب توجه والدین است، والدین باید به امر واقف بوده و نیز فرزند خود را محترم بشمارند.

محیط خانواده

یکی از مهمترین کانونی که در آن کودک می تواند راست گویی را بیاموزد، محیط خانوادگی می باشد و می تواند با آن خو بگیرد در حقیقت سبک فرزند پروری شما تاثیر زیادی بر رشد کودک دارد. خانواده تاثیری قابل توجه و شگرفی می تواند در کودک داشته باشد. در محیط های خانوادگی که در آن ها با دروغ و خلاف سر و کار ندارند، و نیز در آن جا درستی و راست گویی حاکم می باشد، باعث می شود که کودک این گونه راه و روش ها را انتخاب کند.

و برعکس اگر؛ محیط خانواده محلی باشد که دروغ و رفتار نامناسب و ناپسند و همچنین انحراف های دیگری مرسوم باشد، کودک با این گونه انحرافات رشد می کند و پرورش می یابد و نیز شخصیت او طبق ناهنجاری های متفاوت استوار می گردد. به این دلیل که کودک تقلیدگر خوبی است و همچنین بدون توجه و یا اراده، خودش را با محیط خانوادگی تطبیق می دهد و آنچه که در خانواده می گذرد و اتفاق می افتد، در او ریشه و نقش می گیرد.

اولین مدرسه ای که کودک در آن آموزش می بیند، محیط خانوادگی است. پدر و مادر هایی که به دروغ  و انحرافات دیگری متوسل می شوند و نیز کودک خود را گاهی مجبور به دروغ گویی می کنند و همچنین والدینی که به صورت مداوم در مقابل کودک تعارفاتی ساختگی و دروغین می کنند و نیز بسیار از شرایط غیر واقعی دیگری که بوجود می آورند، سبب می شود که کودک با تقلید از آن ها به دروغ گویی عادت کند.

محیط خانوادگی تعیین کننده ی خوب و بد خانواده است. پدر و مادر و اعضای خانواده باید زمینه ی پرورش راستی و صداقت و درست کاری را برای کودک مهیا کنند تا بتوانند کودکی راست گو و مثبت به جامعه تحویل دهند.

والدین نباید به کودک خود سخت گیری زیادی نشان دهند، و همچنین آن ها را بیش از حد مورد استیضاح و پرسش قرار ندهد و در عوض به جای اینکه با این کارها، باعث شوند که آن ها را به دروغ توسل کنند بهتر است که با آن ها با صداقت و مهربانی و درستی و با آرامش برخورد کنند . زیرا کودک دروغگو هنوز سازمان فکری کودک به درجه ای نرسیده است که بتواند مسئله ها را تجزیه و تحلیل کند.

باید مسئولیت های کوچکی به کود در خانه بدهید ، اگر نتوانست آن را به درستی و یا کامل انجام دهد، مانند یک دوست صمیمی آن را راهنمایی و هدایت کنید و یا اگر توانست آن را به درستی انجام دهد، تشویقش کنید و نیز مسئولیت های دیگری به او بدهید و همچنین در او احساس مسئولیت را پرورش بدهید.

و والدین می توانند از این طریق کودک را فردی با مسئولیت بارآورده و همچنین به صورتی غیر مستقیم از متوسل شدن کودک به دروغ برای جبران عقده هایش و کمبودهای احتمالی اش، جلوگیری کنید.

والدین هیچ گاه چنین حقی ندارند که کودک را با وعده های دروغین گول بزنند و با آن ها با خشونت برخورد کنند، آن ها باید با کودکان خود صادق بوده و به آن ها راه درست زندگی کردن را یاد بدهند.

پیاژه می گوید: ” اگر اسباب و افراز دروغ را از دست کودک دروغگو دور کردید، او نیازی به دروغ گفتن پیدا نمی کند. اگر در زندگی، کودک آزادی داشت و به او دستورهای شدید و زیاد داده نشد و نیز به او وانمود نشد که باید از آن ها پیروی کند، بلکه رفتار و سلوک شما جنبه ای دوستانه داشت، کودک در خود نیازی نمی بیند که به دروغ متوسل شود و با شما همان رفتاری را می کند که شما با او انجام داده اید “.

داشتن توقع زیاد و تحمیل تکالیف سنگین

از دیگر علت های دروغ گویی کودکان، داشتن توقع بیش از حد از ظرفیت و توانایی آن ها می باشد و همچنین تحمیل تکالیف سنگین به کودکان می باشد. سخت گیری های زیاد و بی جا، و توقعات اشتباهی که والدین و نیز دیگران از کودکان انتظار دارند، باعث می شود که کودک برای فرار از این موقعیت ایجاد شده به دروغ گویی متوسل شود.

همیشه باید به اندازه توان و قدرتش از کودک انتظار داشت ، نه این که با دادن مسوئلیت های زیاد و سنگین و طاقت فرسا کودک را به دروغ گویی وادار کنید و در او بد بینی را پرورش بدهید.

پدر و مادر باید همیشه نیرو و قدرت کودک خود را در نظر داشته باشند، چون اگر کودک چنی احساس کند که باعث رنجش والدین و مربیان خود شده و همچنین باعث شده که آن ها او را فردی نالایق و تنبل تلقی کنند، تلاش می کند که با متوسل شدن به دروغ ، شخصیت خود را مقابل والدین و مربیانش حفظ کند و دیدگاه آن ها را نسبت یه خود تغییر دهد و به دلیل تکرار دروغ، کم کم به دروغ گویی عادت می کند و فردی دروغ گو می شود.

در نتیجه؛ تحمیل کار های سنگین و داشتن توقعات زیاد و بی جا از کودک، باعث می شود که او به دروغ گویی متوسل بشود و همچنین بسیاری از خلقیات و خصلت های ناپسند دیگر در او مهیا شود.

والدین نباید کودک خود را در سنی که هنوز ارزش راست گفتن را نمی داند، وادار به راست گفتن کنند و به این صورت او را برای دروغ گفتن آماده می کنند. زیرا کودک تا آن لحظه که والدینش او را به طرق مختلف مجبور به راست گویی می کنند، هنوز راه فریب کاری و دروغ گویی را نمی داند و احتمالا به این کار نیازی نداشته باشد.

اما والدین با این کار خود باعث می شوند که در کودک این فکر ایجاد شود که برای دفاع و خارج شدن از زیر بار مسئولیت های سنگین و همچنین برای آزادی از توقع زیاد و دستورهای مستبدانه ی والدین، به دروغ متوسل شود و با تکرار دروغ، در او دروغ گویی تقویت می شود و ریشه می گیرد.

درمان قطعی دروغگویی کودک

۱. در مورد واقعیت و حقیقت صحبت کنید.

در مورد اینکه چقدر واقعیت و حقیقت با خیال، آرزوها، امکان، تظاهر و وانمود کردن متفاوت است صحبت کنید.

اشکالی ندارد که بچه‌ها بخواهند داستان بگویند، اما از آن ها بخواهید که از نشانه‌هایی برای شناسایی هر چیزی غیر از واقعیت استفاده کنند. در اینجا چند نمونه از این نشانه ها ذکر شده است

  • “من فکر می کنم این اتفاق به این شکل افتاد.” “من فکر می کنم این پاسخ درست است.” “مطمئن نیستم…”
  • “شاید…” (احتمال) “کاش این درست بود.” “دوست دارم اگر…” (آرزو)
  • «می‌خواهم برایت داستانی تعریف کنم…» «می‌توانم تصور کنم که چگونه می‌توانست…» (فانتزی)

۲. او را متوقف کنید.

گاهی کودکان شروع به زینت و پر و بال دادن می کنند و نمی توانند دست از کار بکشند. والدین می توانند در اینجا آن ها را متوقف کرده و از آن ها بخواهند که حقیقت را آن طور که روی داده است تعریف کنند.

۳. اگر کودک ADHD با برنامه جلو بروید

گاهی اوقات کودکانی که نمی توانند تکانه های خود را کنترل کنند، بدون فکر چیزهایی را به زبان می‌آورند یا گاهی شروع به صحبت کرده و نمی دانند چگونه متوقف شوند. این مولفه تکانشگری به دلیل عدم کنترل خود می تواند منجر به عدم صداقت شود . این دروغ همیشه بدخواهانه نیست، اما هنوز هم خوب نیست و نباید آن را توجیه کرد زیرا مشکل اغلب بدتر می شود. حتی کودکانی که کنترل تکانه ضعیفی دارند، باید یاد بگیرند که حقیقت را بگویند.

۴. با فرزندتان در مورد چگونگی جلب اعتماد صحبت کنید.

امتیاز و مسئولیت در کنار هم قرار می‌گیرند و وقتی کودکی غیرمسئول است امتیازات از بین می‌رود. برای مدتی به چیزهایی که فرزندتان می گوید مشکوک هستند.

حتی ممکن است چیزی را که بعداً صحت دارد زیر سوال ببرید. ممکن است کودک دروغگو از این موضوع صدمه ببیند، اما این آسیب نتیجه طبیعی بی اعتمادی است که به نوبه خود ناشی از دروغگویی است. باور داشتن امتیازی است که زمانی به دست می‌آید که کودکان در گفتن مرتب حقیقت مسئولیت دارند.

باور نکردن فرزندتان ممکن است بی احساسی به نظر برسد، اما او باید یاد بگیرد که نمی توان به افرادی که حقیقت را نمی گویند اعتماد کرد. به فرزندتان بگویید که دوست دارید او را باور کنید، اما تا زمانی که او این امتیاز را به دست نیاورد، نمی توانید.

۶. اگر فرزندتان به درستی به تنبیه پاسخ داد، از تنبیه بیشتر خودداری کنید.

به منظور تشویق فرزندتان به گفتن حقیقت  پاداش دهید. “اگر بتوانید اعتراف کنید که دروغ بوده اشتباه کرده اید، دیگر مجازاتی در کار نیست.”  این رویکرد کمک می کند تا کودک مسئولیت کار خود را قبول کرده و بتواند اشتباهات خود را تصحیح کند.

۷. انواع دروغ را درک کنید.

برخی از والدین می گویند: “دروغ با دروغ هیچ فرقی ندارد” اما در واقعیت، همه دروغ ها برابر نیستند. بله، ما می خواهیم صداقت را از فرزندانمان تشویق کنیم، اما بچه ها انواع مختلفی از دروغ ها را می گویند. دانستن دلیل دروغ ممکن است نیازی را آشکار کند که فرزند شما در تلاش برای بیان آن است.

اگر بتوانید آن نیاز، مثلاً توجه مثبت یا خودارزشمندی را شناسایی و برطرف کنید، احتمالاً شاهد کاهش فراوانی دروغ ها خواهید بود. در ابتدا مقاله انواع و دلایل دروغ کودکان آورده شده است. با شناسایی این دلایل می توانید دروغ را ریشه یابی و حل کنید.

۸. دروغ نگویید

برای درمان دروغگویی کودک باید بدانید که کودکان از شما یاد می گیرند اگر به هر دلیلی مشاهده کنند که دست به دروغ می زنید یاد می گیرند که دروغ گفتن در برخی از مواقع اشکال ندارد. توجه داشته باشید که تاثیری که رفتار شما بر کودک دارد حرف هایتان ندارد بنابراین به حرف هایی که میزنید دقت کنید.

۹. مثال و ضرب المثل

داستان ها و روایت های زیادی وجود دارد که از نتایج نامطلوب دروغ گفتن حکایت دارد. به طور مثال داستان چوپان دروغگو که داستانی پر از معنی می باشد یا داستان پینوکیو.

منبع : تمام علل دروغ گویی در کودکان + ۱۰ راه حل قطعی

عوامل تحریک کننده افسردگی، ۵ عامل اصلی را بشناسید

عوامل تحریک کننده افسردگی، ۵ عامل اصلی را بشناسید

عواملی که باعث تحریک افسردگی می شوند چه چیزهایی هستند؟ در چه شرایطی باید نسبت به افسردگی هوشیاری بیشتری داشته باشیم؟ یکی از شایع ترین اختلالات روانی افسردگی می باشد که آن را به عنوان سرماخوردگی ذهن می شناسند، عوامل بسیاری در محیط می تواند افسردگی را تحریک کند و یا منجر به شدت آن شود، همه افراد در معرض خطر افسردگی و عوامل تحریک کننده آن می باشند و گاهی دور شدن از عوامل تحریک پذیر برای آن ها دشوار می باشد.

در این شرایط باید علائم و نشانه هایی که نشان دهنده افسردگی می باشند را بشناسید تا از اختلالات افسردگی پیشگیری کنید، هم چنین در این زمینه می توانید با مشاور تخصصی درد و دل کرد و عوامل تحریک کننده تان را بیان کنید، مشاور و روانشناس با توجه به شرایط شما راهکارهایی عملی برای درمان افسردگی در اختیار شما می گذارد.

عوامل تحریک کننده افسردگی، چند عامل اصلی

شرایط مختلفی باعث به وجود آمدن خلق افسرده و شروع دوره های افسردگی می شود و باید این نکته را در نظر بگیرید که شرایط شما با هیچ فرد دیگری قابل مقایسه نمی باشد و خوبی مراجعه به روانشناس این است که مثل یک دوست صمیمی با شما وارد گفت  و گو می شود و راهکارهای مناسب و صحیح با توجه به روحیه و شرایط شما در اختیار شما می گذارد، در این مقاله چند مورد از عوامل اصلی که باعث تحریک افسردگی می شود را بیان می کنیم.

  1. ایجاد تغییرات اساسی در زندگی

سازگار شدن با هر تغییری در زندگی آسان نمی باشد برای مثال زمانی که فرد شغلش را از دست می دهد و یا بازنشسته می شود مجبور می شود با این شرایط کنار بیاید و تغییراتی در شیوه زندگی خود ایجاد کند در صورتی که به آن عادت ندارد. اگر فرد در سازگاری با شرایط ناتوان باشد مشکلاتی مانند اختلال در سازگاری و اختلال در افسردگی برای او به وجود می آید.

یکی از مهم ترین تغییرات در زندگی می توان به تولد فرزند اشاره کرد جالب است بدانید که افسردگی بعد از زایمان به زنان تنها اختصاص ندارند و گاهی اوقات بسیاری از مردان را درگیر می کند. عواملی مانند تغییرات هورمونی، کنار آمدن با شرایط جدید، مسئولیت ها و وظایف جدید باعث به وجود آمدن اختلال افسردگی در فرد می شوند.

زن و مردی که تا قبل از به دنیا آمدن فرزندشان در مرکز توجه یکدیگر قرار داشته اند بعد از به دنیا آمدن فرزندشان باید توجه شان را بر روی کودکشان معطوف کنند و برای این که با شرایط جدید سازگار شوند باید انعطاف پذیری ذهنی داشته باشند و از طرف دیگران حمایت های عاطفی دریافت نمایند تا بتوانند از به وجود آمدن افسردگی پیشگیری کنند.

در صورتی که بعد از تولد فرزندتان با علائم و نشانه های افسردگی رو به رو شدید باید از مشاور روانشناس برای دریافت خدمات روان درمانی مراجعه نمایید تا برای درمان افسردگی شما اقداماتی را انجام دهد در غیر این صورت افسردگی به رابطه شما با فرزندتان اثر می گذارد و احتمال دارد باعث افسردگی فرزندتان شود.

۲٫ عوامل تحریک کننده افسردگی، عوامل مربوط به روابط عاطفی

در بسیاری از موارد افسردگی به خاطر عواملی مانند طلاق و یا به هم خوردن رابطه و مشکلات خانوادگی آغاز می شود، در واقع روابط عاطفی نزدیک، هیجانات بسیاری را برای افراد رقم می زند و در روان فرد، طوفان های شدید و بزرگی را به وجود می آورد.

بسیاری از افراد پس از این که طلاق می گیرند یا رابطه عاطفی شان را برهم می زنند باعث می شود تا خلق بسیار پایینی را تجربه کنند و در این حالت ممکن است افکار خودکشی به سراغ فرد بیاید، در این موارد مداخلات روانشناسی و روان پزشکی ضرورت بسیاری دارد و علاوه بر جلسات روان درمانی فرد باید برای درمان افسردگی خود از داروهای ضد افسردگی استفاده کند.

۳٫ مرگ نزدیکان و آشنایان

یکی از دشوارترین امکانات این زندگی کنار آمدن با مرگ نزدیکان می باشد در صورتی که از پس این امتحان برنیایید احتمال دارد حالت سوگ و عزاداری برای مدت طولانی در شما باقی بماند و باعث افسردگی در شما شود، در صورتی که غم و اندوه شدید باشد داشتن علائم غم حداکثر تا ۶ ماه پس از مرگ عزیزان طبیعی می باشد و در صورتی که حالت افسردگی و سوگ به مدت طولانی تری تجربه شود باعث به وجود خلق افسرده و به وجود آمدن اختلالاتی در عملکرد روزانه می شود و در این حالت برای درمان افسردگی حتما باید از مشاوره روانشناسی کمک گرفت.

۴٫ تجربه استرس مزمن

بسیاری از افراد جامعه تحت تاثیر انواع استرس های مالی، شغلی، خانوادگی و غیره قرار دارند در صورتی که این استرس ها برای زمان طولانی مدتی در زندگی حضور داشته باشد و به درستی مدیریت نشود باعث به وجود آمدن اختلالات اضطرابی، افسردگی و علائم ناخوشایند جسمانی خواهد شد.

به طور مثال بعد از تعطیلات طولانی مدت شما مجبور می شوید که به سرکار و یا دانشگاه بروید در این حالت استرس بسیاری به شما وارد می شود که در این شرایط باید راهکارهای مدیریت استرس را از طریق کتاب های خودیاری، کارگاه های آموزشی و جلسات فردی یاد بگیرید تا بتوانید از به وجود آمدن مشکلات و افسردگی پیشگیری کنید.

۵٫ عوامل تحریک کننده افسردگی، اعتیاد به مصرف مواد، دارو یا الکل

درگیر شدن با اعتیاد می تواند باعث به وجود آمدن افسردگی شود زیرا روابط خانوادگی از طریق اعتیاد از دست می رود و قوای جسمی و روانی فرد دچار تحلیل می شود، این عوامل در پیدایش افسردگی بی تاثیر نمی باشند.

پس از ترک اعتیاد و هم چنین ترک سیگار به وجود آمدن افسردگی امری شایع می باشد در واقع بسیاری از افراد بعد از ترک اعتیاد و سیگار دچار افسردگی می شوند و به وجود آمدن افسردگی در این شرایط می تواند موقعیت پرخطری را ایجاد کند و فرد دوباره به سمت مصرف مواد برگردد، هم چنین ترک اعتیاد باید حتما تحت نظر متخصص روانشناس انجام گیرد.

کلام آخر

عوامل محیطی گوناگونی در تحریک و تشدید افسردگی نقش دارد و بسیار از افراد در سن ها مختلف آن را تجربه می کنند، یکی از شایع ترین اختلالات روانی افسردگی می باشد و سلامت جسمی و روانی فرد را با مشکلاتی رو به رو می کند و بر جنبه های مختلف زندگی از جمله شغل، تحصیل و روابط بین فردی تاثیر می گذارد.

شما باید عواملی که باعث تحریک شدن افسردگی می شود را بشناسید تا بتوانید برای پیشگیری از آن اقداماتی را انجام دهید، برای آشنایی با این علائم می توانید از مشاوره افسردگی کمک بگیرید تا بتوانید علت و عوامل تشدید کننده افسردگی را در خودتان پیدا نمایید، شما باید این علائم را به خوبی بشناسید و بهترین راهکار درمانی را برای حل آن پیدا کنید تا بتوانید روند عادی زندگی تان را دنبال کنید.

منبع : عوامل تحریک کننده افسردگی، ۵ عامل اصلی را بشناسید

هوش اجتماعی نوجوان را افزایش دهیم

 هوش اجتماعی نوجوان (Social intelligence)، راه های تقویت هوش اجتماعی و آگاهی از تفاوت هوش هیجانی و هوش اجتماعی باعث می شود که افراد نسبت به نحوه درک افراد مطلع باشند.  این افراد می دانند که به صورت حسّی بدانند که در موقعیت های اجتماعی چه چیزی بگویند و حتی در جاهایی که ازدحام جمعیت وجود دارد، دارای اعتماد به نفس مناسبی باشند.

هوش اجتماعی چیست؟

نظریه هوش اجتماعی برای اولین بار در سال ۱۹۲۰ و توسط یک روانشناس آمریکایی به اسم ادوارد تورندایک[Edward Thorndike] مطرح شد.

وی هوش اجتماعی نوجوان را به صورت “توانایی شناخت و مدیریت مردان و زنان و پسرها و دختران و داشتن اقدامات عقلایی در روابط انسانی” تعریف کرد.

هیچ شخصی دارای هوش اجتماعی متولد نمی شود. در مقابل، این مورد شامل مجموعه ای از مهارت ها می باشد که افراد در طول زمان یاد می گیرند.

نشانه هوش اجتماعی بالا

افراد دارای هوش اجتماعی یک سری ویژگی های اصلی دارند که در هنگام ارتباط برقرار کردن با سایر افراد به آن ها کمک می کند. این موارد عبارتند از:

۱. گوش دادن مفید:

شخصی که دارای هوش اجتماعی می باشد، فقط به منظور جواب گفتن گوش نمی کند، بلکه به صورت واقعی و با تمام حواس خودش به موارد بیان شده توسط یک فرد دیگر گوش می کند.

سایر افراد در هنگام مکالمه با این افراد، احساس شناخته شدن و ارتباط برقرار کردن پیدا می کنند.

 

۲. مهارت های مکالمه ای:

آیا تا به حال شخصی را دیده اید که به صورت مناسبی با سایر افراد ارتباط برقرار می کند؟

آن ها دارای یک سری مهارت های مکالمه ای هستند که باعث می شود توانایی مناسبی برای بحث کردن با هر شخصی داشته باشند.

آن ها در مکالمات با ادب، شایسته، شوخ طبع و  صادق هستند و می توانند جزئیات موارد بیان شده توسط سایر افراد را به یاد بیاورند که باعث می شود مکالمه صورت گرفته معنادار باشد.

۳. مدیریت شهرت:

افراد دارای هوش اجتماعی، عقیده ای را که در افراد ایجاد می کنند را در نظر می گیرند.

مدیریت شهرت که به عنوان یکی از پیچیده ترین مولفه های هوش اجتماعی نوجوان در نظر گرفته می شود، نیاز به یک توازن دقیق و محتاطانه دارد.

یک شخص باید به صورت متفکرانه یک عقیده ای را در فرد دیگری ایجاد کند و همزمان یک فرد قابل اعتمادی باشد.

۴. عدم بحث و مشاجره:

شخصی که دارای هوش اجتماعی می باشد، مطلع است که جر و بحث کردن یا به اثبات رساندن یک مورد از طریق ایجاد یک احساس بد در یک فرد دیگر، روش مورد استفاده و مورد دلخواه آن ها نمی باشد.

آن ها بیدرنگ و بلافاصله ایده های سایر افراد را رد نمی کنند، بلکه با یک ذهن باز و به دقت به صحبت های وی گوش می کنند – حتی در صورتی که وی به صورت شخصی با ایده مطرح شده مخالف باشد.

تقویت هوش هیجانی در نوجوانان

در حالی که برخی از افراد بدون هیچ نوع تلاشی هوش اجتماعی خودشان را افزایش می دهند، ولی سایر افراد باید تلاش بیشتری برای افزایش هوش اجتماعی شان انجام بدهند.

خوشبختانه، استراتژی های خاص می توانند به فرد کمک کنند تا مهارت های اجتماعی را ایجاد بکند. تکنیک هایی که برای رشد هوش اجتماعی شما می توانند مفید باشند عبارتند از:

۱. توجه مناسب نسبت به موارد (و افراد) موجود در اطراف خودتان.

افراد دارای هوش اجتماعی، مشاهده کننده می باشند و به راهنماهای اجتماعی دقیقی که در اطرافشان وجود دارد، توجه می کنند.

در صورتی که فکر می کنید یک شخص موجود در زندگی شما مهارت های مردمی و اجتماعی زیادی دارد، به نحوه تعامل وی با سایر افراد توجه کنید.

۲. بر روی افزایش هوش عاطفی خودتان تلاش کنید.

هر چند که هوش عاطفی نوجوان شبیه به هوش اجتماعی نوجوان می باشد، ولی بیشتر در رابطه با نحوه کنترل احساسات خودتان و نحوه همدلی کردن شما با سایر افراد می باشد.

این هوش به شما کمک خواهد کرد تا عواطف موجود در سایر افراد را هم بشناسید و آن ها را تنظیم کنید.

یک فرد دارای هوش عاطفی می تواند احساسات منفی ، همانند احساس ناکامی یا عصبانیت، را در هنگام قرار گرفتن در یک مجموعه اجتماعی شناسایی و کنترل کند.

پیشنهاد مشاور: تشخیص تیزهوشی (استعداد) کودک

۳. احترام گذاشتن به تفاوت های فرهنگی.

هر چقدر شما بیشتر منتظر و پذیرای تفاوت های فرهنگی باشید، می توانید شناخت بهتری نسبت به آنها به دست بیاورید.

هر چند که اکثر افراد مهارت های خودشان را از خانواده، دوستان و جامعه اطراف خودشان یاد می گیرند.

ولی یک فرد دارای هوش اجتماعی به این شناخت دست پیدا می کند که سایر افراد بر اساس نحوه تربیتی که داشته اند، می توانند واکنش ها و فرهنگ های متفاوتی داشته باشند.

۴. تمرین کردن گوش دادن به صورت فعال.

با کار کردن بر روی مهارت های ارتباطی (که به گوش دادن فعال نیاز دارد) هوش اجتماعی نوجوان افزایش می یابد.

در هنگام صحبت کردن یک فرد هیچ گونه اختلالی ایجاد نکنید. قبل از پاسخ دادن، به صحبت هایی که یک فرد بیان می کند با دقت گوش کنید.

به انعطاف های موجود در صحبت های سایر افراد گوش کنید، چرا که این مورد می تواند معنای واقعی مورد نظر آن ها را بیان کنید.

۵. از افراد مهمی که در زندگیتان قرار دارند، قدردانی کنید.

افراد دارای هوش اجتماعی روابط عمیقی با افرادی دارند که برای آن ها مهم هستند. به احساسات همسر، فرزند، دوستان، همکاران و سایر افراد مرتبط با خودتان توجه کنید

در صورتی که نسبت به افراد صمیمی موجود در زندگی خودتان بی توجه باشید، شما نخواهید توانست که ارتباط مناسبی با سایر افراد برقرار کنید.

۶. توصیه ای برای داشتن یک زندگی بهتر

به دست آوردن و ماهر شدن در هوش اجتماعی به راحتی امکان پذیر نمی باشد.

با این وجود، کار کردن بر روی هوش اجتماعی نوجوان می تواند منجر به دستیابی به یک زندگی غنی تر و ارزشمندتر شود، یا حداقل اینکه برای پیدا کردن دوستان جدید، به زمان کمتری نیاز خواهید داشت.

در مورد موقعیت های اجتماعی مطالعه کنید. به کارهایی که افراد به صورت مناسب و صحیحی انجام می دهند توجه کنید و از بروز اشتباه خودتان اجتناب کنید.

بعد از آن، در مورد کار متفاوتی که در موقعیت اجتماعی بعدی خودتان می خواهید انجام بدهید، تامل کنید.

به صورت فعال، مهارت های اجتماعی خودتان را بهبود بدهید و به یاد داشته باشید که شما در برخی مواقع شکست خواهید خورد. از شکست خودتان پلی برای پیروزی بسازید.

۷. بیشتر لبخند بزنید

حالات چهره چیزهای زیادی می گوید. یک فرد اخم کرده به دیگران می گوید که دور بمانند. تصمیم بگیرید که اغلب لبخند بزنید. با این کار به دیگران می گویید که می توانند به شما نزدیک شوند.

۸. روی کار تیمی تمرکز کنید

فروتنی و همکاری جنبه های حیاتی هوش اجتماعی نوجوان هستند. توانایی مصالحه و امتحان ایده های جدید نمونه ای از مهارت های قوی بین فردی می باشند.

۹. از حالات صورت مناسب استفاده کنید

حالات چهره در هوش اجتماعی نوجوان نقش دارند. تکان دادن سر هنگام صحبت دیگران، لبخند زدن به شوخی و ابراز ناراحتی از اخبار بد، همگی نمونه هایی از حالات چهره مناسب هستند.

۱۰. قبل از صحبت یا عمل فکر کنید

اطمینان داشته باشید که قبل از صحبت کردن، برای فکر کردن وقت می گذارید این کار شما را از رفتار تکانشی باز می دارد، که ممکن است بعداً شما را پشیمان کند.

۱۱. از قضاوت کردن بپرهیزید

مردم زمانی که احساس می‌کنند مورد قضاوت قرار نخواهند گرفت بهتر ارتباط برقرار می کنند.

تفاوت هوش هیجانی و هوش اجتماعی

تاکید هوش اجتماعی بر کنترل فردی و درونی و مدیریت هیجانات است در حالی که هوش هیجانی بر کنترل و مدیریت احساس در ارتباط با دیگران تاکید دارد. علاوه بر این، بر مدیریت مؤثر تعاملات بین افراد تمرکز دارد.

هم هوش اجتماعی نوجوان و هم هوش هیجانی نوجوان دو حوزه متفاوت از هوش هستند. هوش اجتماعی هوش بین فردی و هوش هیجانی هوش درون فردی می باشد. ما برای درک خود و نحوه تعامل با دیگران به هر دو این هوش ها نیاز داریم.

تفاوت اصلی بین هوش اجتماعی و هوش هیجانی نوجوان این است که هوش هیجانی توانایی تشخیص احساسات خود و دیگران است در حالی که هوش اجتماعی توانایی درک و تعامل با افراد است. علاوه بر این، هوش هیجانی می تواند به تصمیم گیری برای شرایط فعلی کمک کند در حالی که هوش اجتماعی می تواند به تصمیم گیری برای چشم انداز آینده کمک کند.

در موارد خاص، برخی از اختلافات در هوش اجتماعی نوجوان به دلیل عدم رشد هوش هیجانی ایجاد می شود. به همین ترتیب، کمبودهای خاصی در مهارت‌های اجتماعی می‌تواند منجر به تجربه‌های اجتماعی ناموفق شود، که به نوبه خود ممکن است منجر به تضعیف اعتماد به نفس فرد شود که بخشی از هوش هیجانی است. بنابراین هوش اجتماعی و هوش هیجانی تا حدودی رابطه متقابل دارند.

چرا هوش اجتماعی مهم است؟

روابط ما تجربیات ما را شکل می دهد و همچنین بر مغز ما تأثیر می گذارد. افراد می توانند از طریق حالات چهره، حالات روحی و سایر روش های ظریف احساسات یکدیگر را دریافت کنند. هر چه ارتباط عاطفی ما با فردی که با او در ارتباط هستیم قوی تر باشد، تأثیر آن بر مغز قوی تر است.

افراد با هوش اجتماعی پایین اغلب رفتار غیر اجتماعی از خود نشان می‌دهد و باعث می‌شود دیگران احساس ناامیدی، ناکافی و بی‌ارزش کنند. فردی با هوش اجتماعی پایین عمدا غیر اجتماعی نیست بلکه رفتار آن ها اغلب به دلیل عدم آگاهی اجتماعی و درک چگونگی تأثیر رفتار آن ها بر سایر افراد است.

منبع : هوش اجتماعی نوجوان را افزایش دهیم

انواع مشاوره | مشاوره حضوری و یا تلفنی خانواده

انواع مشاوره | مشاوره حضوری و یا تلفنی خانواده | کدام روش را انتخاب کنیم؟

آیا تا به حال مشاوره تلفنی و یا حضوری شده اید؟

در گذشته مسائل ومشکلات درخانواده توسط فردی با تجربه که به اصطلاح ریش سفید و با تجربه بود حل می شد اما امروزه با توجه به مشکلات و شرایط پیچیده ای که وجود دارد نیاز به مشاوره با یک فرد متخصص است که هم به صورت حضوری هم به صورت تلفنی انجام می شود .

این مقاله به بررسی انواع مشاوره در خانواده می پردازد.

انواع مشاوره

شاید این سوال برای شما پیش بیاید که درمورد چه مسائلی می توان از مشاوره خانواده استفاده کرد؟

ازجمله مواردی که می توان از مشاوره استفاده کرد :

  • مشاوره های قبل ازدواج
  • مشاوره های دوستی بین دختر و پسر
  • مشاوره همسریابی
  • مشاوره های جنسی
  • مشاوره روابط زناشویی
  • مشاوره دوران بارداری و…

همان طور که گفته شد مشاوره در بسیاری از زمینه ها می تواند پاسخو باشد اما مهمترین شرایطی که نیاز به مشاوره دارد:

  • مشکلات ارتباطی با همسر

زندگی زناشویی دارای مشکلاتی است ولی وقتی به جای آرامش تنش و ناراحتی در کنار همسر باشد باید سریعا برای برطرف کردن آن این مشکل اقدام کنید .وقتی اختلافات ودرگیری ها شدت پیدا مند به مرور حرمت ها شکسته می شود و درست کردن این رابطه سخت خواهد شد و باعث سردی، نارحتی، بی میلی، بی علاقگی و …می شود.

  • طلاق عاطفی و دلسرد شدن

زمانی که زوج ها فقط کنار هم هستند و به عنوان هم خانه فقط هستند و هیچ احساسی به هم ندارند نیاز به مشاوره خانواده دارند. درجلسات مشاوره علت دور شدن زوجین از هم ابراز نکردن علاقه و دوست داشتنشان به یکدیگر است که در نهایت منجر به سرد شدنو بی میلی و طلاق عاطفی آنها می شود.

  • رفتار های منفی همسر

همه افراد در زندگی های امروزی دچار تنش و اضطراب و استرس هستندو هرچه ان راپنهان کنند در یک موقعیت اشکار خواهد شد.برخی از رفتارهای بد همسر ریشه در تربیت اوو اختلالات شخصیت او دارد که در او ثابت شده است که مشاوره خانواده کمک میکند که این احساسات منفی شناسایی و از بین رود .

  • رفع چاش های زندگی زناشویی

نبود تفاهم در زوج ها باعث به وجود آمدن اختلافات می شود که حضور یک مشاور می تواند باعث از بین رفتن این تضادها شود.

  • طلاق آخرین گزینه

زمانی که اختلاف و درگیری بین زوج ها بالا میگیرد  کمی فاصله میان زن و شوهر می تواند مفید باشد ولی اگر طولانی باشد نیاز به مشاوره دارد.

دور بودن از همسر و در یک خانه زندگی نکردن نه تنها مشکلی را حل نمی کند بلکه باعث می شود زوجین به سمت طلاق بروند.

  • ادامه زندگی به خاطر فرزندان،آبرو

زمانی که به خاطر ترس از آبرو یا فرزندان به فکر ادامه زندگی با همسر بودید نیاز به یک مشاور دارید چون به سلامت روحی و روانی خود ضربه می زنید وبه فرزندان خود هم اسیب وارد می کنید . زن و شوهر در کنار هم با یک رابطه سالم می توانند تلاش برای تربیت فرزندان بکنند .

  • چالش های مرتبط با تربیت فرزندان

تربیت فرزندان یک امر مهم در خانواده است که نیاز به آگاهی و اطلاعات دارد بخصوص برای افرادی که تازه بچه دار شده اند و اطلاعات دقیقی از تربیت و بزرگ کردن فرزندان ندارند .

و اختلاف نظری که بین پدران و مادران در مورد تربیت فرزندان وجود دارد ممکن است باعث دوگانگی تربیتی فرزندان شود که برای جلوگیری از این مشکل لازم است از مشاور استفاده کرد.

  • رابطه والدین و فرزندان نوجوان

از جمله مشکلاتی که در مورد فرزندان وجود دارد که نیاز ه مشاوره دارد:

  • روابط نامشروع فرزندان
  • انحرافات اجتماعی
  • اختلاف بین خواهرو برادرها

از این رو برای از بین بردن این شکلات و برقراری رابطه ای خوب بین والدین و فرزندان نیاز به مشاور و متخصص است.

انواع مشاوره – مشاوره حضوری یا تلفنی؟

مشاوره حضوری تاثیر پذیری بیشتری نسبت به مشاوره تلفنی دارد. اما از کارایی مشاوره تلفنی هم نمی شود گذشت.

مشاوره خانواده حضوری با تیم برتر روانشناسی

چه زمان این مشاوره ها اثر بخش است؟

زمانی می توانید از انواع مشاوره نتیجه بگیرید که تمام راه حل هایی که به شما داده می شود رااستفاده کنید .استفاده از جلسات مشاوره به این معنی نیست که کار شما تمام شده است بلکه زمانی موثر خواهد بود وظایف خود را انجام دهید تا نتیجه بگیرید  اگر نتیجه نگرفتی ارتباط خود را قطع نکنید ادامه دهید تا راه حل ها ی جدید را دریافت کنید.

انواع مشاوره و سبک های آن

  • سبک مشاوره ای بوون یان

این سبک مشاوره ای برای افرادی است که به هر دلیلی حاضر نیستند که به مراکز مشاوره بیایند و نفر سومی وارد رابطه آنها می شود و رابط بین آنها و مشاور می شود .

  • سبک مشاوره ای ساختارمند

در این نوع سبک مشاوره تلاش بر این است که نقش و وظایف افراد مشخص شود تا مشکلات برطرف شود.

  • سبک مشاوره ای سیستماتیک

مشاور در این مشاوره عملکردی خنثی دارد .رفتار اعضای خانواده را مورد کندوکاو قرار می دهدو با بیان رفتارهای درست تلاش برای اصلاح رفتار می کند.

  • سبک مشاوره ای استراتژیک

رویکردی مستقیم و کوتاه مدت دارد و برای خانواده هایی است که نیاز دارند به سرعت مشکل آن ها برطرف شود و نتیجه مثبت را بگیرد.

دسترسی به مشاوره خانواده از تمام نقاط برای شما

یکی از مهمترین مزیت های مشاوره های تلفنی این است که از تمامی خدمات مشاوره از سراسر کشورو حتی خارج از کشور می توانید استفاده کنید .

پایداری در زندگی زناشویی چگونه به دست می‌آید؟

تلاش برای دوام زندگی زناشویی باید در تمامی طول زندگی وجود داشته باشد در همه زندگی ها اختلاف و درگیری وجود دارد اما آنچه که باعث می‌شود این اختلافات ادامه دار باشد و یا حتی باعث قطع ارتباط شود طریقه برخورد با این مشکلات است.

تمامی طلاق هایی که صورت گرفته است از یک مشکل کوچک شروع شده است که اگر از همان ابتدا بتوان آن را حل کرد زندگی پایداری را خواهیم داشت.

 اما چرا یک پسر و دختر یکدیگر را برای ازدواج انتخاب میکنند؟

برای اینکه یک ازدواج پایدار داشته باشیم اول باید دختر و پسر بدانند که چرا یکدیگر را برای ازدواج انتخاب میکنند معمولا اگر دختر و پسر در تمامی موارد عقاید ،اندیشه ،اخلاق با یکدیگر تشابه داشته باشند ازدواج می‌کنند اما این پایداری باید همچنان بعد از ازدواج هم وجود داشته باشد.

اما گاهی این تفاهم ها بعد از ازدواج کم می شود شخصیت و رفتار فرد تغییر می‌کند اما برخی از دختران و پسران امید دارند که پس از ازدواج شخصیت و رفتار طرف مقابلشان تغییر کند.

معمولاً این ازدواج ها فقط بر اساس علاقه شکل می گیرد برای اینکه یک زندگی مشترک و پایدار داشته باشیم دختر و پسر باید مهارت هایی را کسب کند ازدواج هم مانند کارهای دیگر نیازمند مهارت است پس برای داشتن یک زندگی موفق می توان از مشاوره ها و کتابها و تجربه اطرافیان استفاده کرد.

 اصولی که باعث پایداری زندگی میشود ؟

  1. نگذارید اختلاف زناشویی پیچیده شود

در هر رابطه زناشویی اختلاف و درگیری و یا حتی اختلاف سلیقه وجود دارد اما برخورد شما با این موضوعات مهم است اگر زن و شوهر بعد از هر اختلاف به دنبال پیدا کردن مقصر باشند و حق را به خودشان بدهند به جای اینکه به دنبال حل مسئله باشند زندگی دوام نخواهد داشت.

  1. قضاوت نکنید فقط می خواهد درک شود

از مهمترین مهارت هایی که در زندگی زوج ها مهم است کنترل احساسات است در خانواده‌هایی که دائما جنگ و جدل وجود دارد کنترل احساسات کار سختی است در این خانواده ها انقدر دعوا زیاد است که باعث خسته شدن اعضای خانواده می‌شود از طرفی سکوت کردن هم فایده ندارد پس یکدیگر را درک کنید تا احساسات طرف مقابل را بفهمید.

  1. با احترام همه دردهایتان را بگویید.

ریشه مشکلات زوجین نگاه آنها به مشکلات است باید به نظر و عقاید طرفتان توجه داشته باشید احترام به این اختلاف نظرها هم می تواند به پایداری خانواده کمک کند .

  1. آدم گرسنه خسته حوصله ندارد.

برای برطرف کردن مشکلات زندگی زمان و جای مناسبی را انتخاب کنید وقتی حوصله ندارید و شرایط لازم را ندارید این کار را نکنید حتی این شرایط را طرف مقابل تان هم باید داشته باشد.

  1. اواحساس شما را نمی بیند.

احساسات منفی خود را بیان کنید به جای اینکه از خود رفتارهای نامناسب مثل قهر کردن، سرد بودن و بداخلاقی کردن استفاده کنید سعی کنید با کلمات درست مشکل خود را برطرف کنید.

  1. فاصله گاهی لازم است .

زمانی را به خود اختصاص دهید و از یکدیگر فاصله بگیرید این کار باعث ایجاد اعتماد و امنیت در شما می شود .

  1. محبت فقط برای روز نامزدی نیست .

به همسر خود محبت کنید از واژه های محبت آمیز مثل« دوست دارم»« برام مهم هستی» استفاده کنید با بیان کردن این جملات و بیان احساسات خودتان طرف مقابل از دوست داشتن شما مطمئن تر می شود و بوسیدن، بغل کردن محبت بین شما را بیشتر می کند.

منبع : انواع مشاوره | مشاوره حضوری و یا تلفنی خانواده