تعیین حد و مرز در رابطه عاطفی

حد و مرز در رابطه عاطفی به این منظور مشخص می شوند که به افراد دیگر نشان بدهید چه چیزهایی مورد قبول شما نیست و چه چیزهایی مورد قبول شماست. این مرزها در واقع تعادل زندگی شما را حفظ میکنند و باعث می شود از آسیب های احتمالی دیگران جلوگیری شود.

اگر برای زندگی خود مرزی قرار ندهید احترام شما و اطرافیان شما به خطر خواهد افتاد. شما با دلرحمی نابجای خود, افراد زورگو و نامحترم را به زندگی خود وارد می کنید.

حد و مرز در رابطه عاطفی

نشانه های عدم مرزبندی در زندگی

۱_ وقتی قلبا دوست دارید نه بگویید بی اختیار می گویید بله.

۲_ برای نه گفتن به درخواستی که نامعقول بوده عذاب وجدان می گیرید.

۳_ برای این که آرامش زندگی خود را حفظ کنید برعکس ارزش های واقعی خود عمل می کنید.

۴_هنگامی که کسی با شما بد رفتار می کند بی اعتنایی می‌کنید و آن طور که باید از خودتان دفاع نمی کنید.

۵_ برای این که دوست داشته شوید هر گونه تلاشی را انجام می دهید.

۶_به دیگران این‌اجازه را می دهید که به شما حرف هایی بزنند و یا در حق شما کارهایی بکنند که قلبا شما را ناراحت می کند.

۷_ از بقیه انتظار دارید بدون این که حرفی بزنید از ناراحتی های شما آگاه شوند.

در کمال تاسف بعضی از افراد فکر می کنند برای این که مورد تایید دیگران ‌باشند لازم است تا همواره در دسترس آن ها باشند و همین موضوع باعث می شود مرزهای شخصی بین آنان وجود نداشته باشد.

اگر تا به امروز عادت کرده اید که خودتان را با شرایط بقیه وفق دهید قطعا اعمال کردن مرزهای شخصی برای شما ترسناک و عذاب آور خواهد بود اما اگر آن را انجام دهید و به آن عمل کنید می فهمید که با گذشت زمان, همه چیز راحت تر خواهد شد و به اصطلاح ارزشش را دارد.

به وجود آوردن مرزهای شخصی

بهتر است از خودتان آغاز کنید : شما در وهله اول لازم است بپذیرید که لایق این هستید که بقیه افراد در مواجهه با شما باید یک سری قوانین را رعایت کنند.

شاید کمی عجیب و غیر قابل باور به نظر برسد اما متاسفانه آدم هایی وجود دارند که خودشان را لایق چنین مرزگذاری نمی دانند.

البته شما باید تفاوت میان درخواست محترمانه و توقع بی قید و شرط را بدانید و اگر کسی از شما درخواست محترمانه ای داشت می توانید با روی باز آن را بپذیرید.

۱٫ حد و مرز در رابطه عاطفی، مشخص کنید که چه نیازهایی دارید :

باید زمان زیادی را برای خود صرف کنید که مشخص شود به چه چیزهایی نیاز دارید. هنگامی که نسبت به خود آگاهی کافی پیدا کنید بهتر می‌توانید برای شخصیت خود مرزهایی تعیین کنید.

با شناخت نیازهای خود متوجه می شوید که در چه صورتی خشمگین می شود در چه مواقعی انرژی خود را از دست می دهید و چه موقع احساس افسردگی و ناراحتی می کنید.

بهتر است زمان دقیق این حس و حال ها را در یک دفترچه یادداشت کنید. وقتی چندین روز این موارد را یادداشت کردید متوجه می شوید که اوضاع شخصیتی شما دقیقا به چه صورت است.

مثلا ممکن است خواهر شما انرژی بسیار زیادی از شما تلف کند زیرا او عادت دارد بدون این که از پیش شما را مطلع کند بچه های خود را نزد شما بگذارد و به گردش برود. در این جا بحث بی احترامی باز می شود چرا که نظر شما را نخواسته و در واقع به شما مجال (نه) گفتن را نداده است.

هر کسی حق دارد در برابر درخواست دیگران آری یا نه بگوید.

۲٫ مرز تعیین کنید

اگر قبلا چنین تجربه ای نداشته اید به شما پیشنهاد می‌کنیم که از مقدار کم شروع کنید. مثلا اگر موضوعی شما را عصبانی می‌کند بهتر است به روی موضوعی دیگر تمرکز کنید که تهدید آمیز نباشد و عصبانیت شما کاسته شود.

متاسفانه بعضی افراد در حال تعیین مرز با عصبانیت و خشم این‌کار را انجام می دهند که در نهایت با مشاجره و شکست مواجه می شوند. شما باید با ثبات اخلاقی کامل این روند را انجام دهید.

۳٫ بیان کردن مرزهایتان

وقتی زمان تعیین مرز بین زن و شوهر از راه می رسد به خود این اجازه را بدهید که تجربه کنید و راحت باشید. برای راحتی کار خود می توانید از سناریوی معمولی یک رفتار نامعقول بهره بگیرید.

مثلا در مثال قبلی نمی توانید به یکباره در خانه تان را به روی خواهرتان ببندید. می‌توانید وقتی بچه ها را نزد شما می آورد بچه ها را قبول کنید و از او بخواهید قبل از این که آن جا را ترک کند چند دقیقه بماند تا با هم صحبت کنید.

بعد از این که از او پذیرایی کردید برایش توضیح دهید که تا چه اندازه از دیدن او و فرزندانش خوشحال می شوید ( حتی اگر نمی شوید و به سختی آن ها را تحمل می کنید ) اما احتیاج دارید از قبل نسبت به نگهداری از بچه ها مطلع شوید.

بعضی از افراد تلاش می‌کنند تا شما را درگیر حس عذاب وجدان کنند تا به هدف خود برسند اما اگر شما به شخصیت خودتان ایمان داشته باشید نمی توانند کاری را از پیش ببرند.

۵٫حس عذاب وجدان خود را شکست دهید

باید کفش های آهنی تان را به پا کنید چرا که مسیر درازی پیش رو دارید و باید شیوه زندگی خود را تغییر دهید البته معمولا افراد در چنین مواقعی دچار حس عذاب وجدان می شوند و نمی توانند به خوبی از شخصیت خود دفاع کنند.

احتمالا اطرافیان شما نسبت به سبک جدید زندگی شما حالت تدافعی می گیرند و موجب می شوند تا بیش از پیش حس عذاب وجدان داشته باشید اما خبر خوب این است که اکثر افراد به این سبک زندگی عادت می کنند و شما را آن گونه که هستید می پذیرند.

۶٫ به خودتان و توانایی هایی که دارید ایمان بیاورید:

شما از هر کسی بهتر می دانید که از زندگی چه می خواهید و چه توانایی هایی دارید.

نباید به کسی اجازه بدهید تا برای زندگی شما تصمیم بگیرد. وقتی شما چنین مرزهایی را تعیین کنید به اطرافیان نشان می دهید که شما تنها فرد تاثیرگذار در زندگی خود هستید.

۷٫ صبور باشید و به راحتی خسته نشوید :

هنگام تعیین حد و مرز در رابطه عاطفی نباید توقع داشته باشید که یک شبه همه چیز تغییر کند. شما در این مسیر به انرژی زیادی احتیاج دارید و نباید با ناامید شدن موفقیت خود را به تاخیر بیندازید.

وقتی اولین مرزهای شخصیتی خود را بنا کنید متوجه می شوید که چه قدرتی به زندگی شما وارد شده است و تا چه اندازه اعتماد به نفس پیدا کرده اید. با این کار اطرافیان شما متوجه می شوند که برای آرامش خود ارزش بسیار زیادی قائل هستید و اجازه نمی دهید هر کسی این احترام را به راحتی از شما سلب کند.

حد و حدود رفاقت

حد و مرز در رابطه عاطفی نحوه برقراری رابطه ی شما با سایرین را مشخص می کند, به عبارت دیگر این حد و مرزها یعنی آنان اجازه ندارند درباره ی یک سری مسائل اظهار نظر بکنند و لازم است حد خود را بدانند.

شاید درباره ی مرزبندی کشورها شنیده باشید‌. طی این مرزبندی کشورها با هم توافق می کنند تا درباره ورود به کشورشان حریم را رعایت کنند و با مرزبندی فیزیکی کشورها را از هم جدا می کنند. مرزبندی شخصیت نیز به مرزبندی بین کشورها شباهت دارد با این تفاوت که فیزیکی نیست و نمی توان آن را لمس کرد.

شما با مرزبندی کردن از شخصیت و زندگی خود محافظت می کنید و به اطرافیان می فهمانید که اجازه ندارند درباره ی هر موضوعی اظهار نظر کنند و به جای شما تصمیم گیری کنند. مرزبندی روانی را می توان نوعی پیشگیری از بیماری های روحی و روانی نیز دانست.

۹٫ خط قرمزهای خودتان را بشناسید

اگر می خواهید خط قرمزهایتان را مشخص کنید باید درباره مرزهای فکری و احساسی تان جستجو و کنکاش کنید. برای این منظور سعی کتید به واکنش های خود توجه کنید و دقت کنید تا ببینید چه چیزهایی برای شما غیر قابل تحمل هستند.

وقتی به طور کامل این عوامل تنش زا را شناختید یاد میگیرید تا جلوی وقوع آن ها را بگیرید و برای اطرافیان حد و مرزی مشخص کنید که از آن پیشامد جلوگیری کنید.

موضوع مهمی که در این بین پیش می آید این است که نباید حد و مرز های خود را با حد و مرزهای اطرافیان مقایسه کنید چرا که این حد و مرزها از فردی به فرد دیگر متفاوت خواهد بود و ممکن است چیزی دغدغه شما باشد که دغدغه برادرتان نیست.

گاهی اوقات ممکن است ندانید بعضی از موضوعات موجب رنجش شما می شوند چرا که آن موضوع در ناخودآگاه شما نهفته می باشد.

به عنوان مثال تصور کنید که شغلی را که همیشه آرزویش را داشتید حالا برای شما فراهم شده است اما کمی که می گذرد متوجه می شوید که موقعیت شغلی فعلی شما را به یاد خاطرات منفی گذشته می اندازد.

سپس با توجه به رنجی که متحمل می شوید تصمیم می گیرید این شغل را کنار بگذارید و به شغلی مشغول شوید که در کنار آن اعصاب و روان راحتی با آن داشته باشید.

وقتی که به کارفرمای خود می گویید من از این کار استعفا می خواهم او دلیل استعفای شما را جویا می شود و وقتی می گویید با روحیات من سازگار نیست او نیز به حد و مرزهای شما احترام می گذارد و با استعفای شما موافقت می‌کند و برای شما آرزوی موفقیت می کند.

به احساستان توجه بکنید:

۱۰٫ خشم، معذب بودن و احساس گناه

این سه احساس وقتی در کاری برای شما پیش می آید به احتمال زیاد حد و مرز در رابطه عاطفی جدیدی را در زندگی خود تجربه خواهید کرد.

اگر شخصی یا چیزی چنین حس هایی را در شما برانگیخت باید هشیار شوید که در حال تجربه کردن حد و مرز جدیدی در زندگی خود هستید. به عنوان مثال اگر گاهی اوقات احساس عصبانیت می کنید یا حس می کنید کسی از شما سو استفاده کرده است و یا این که ارزش واقعی شما را نشناخته است.

در واقع وقتی شما عصبانی می شوید یا در حال ثابت کردن خود هستید و یا از کاری احساس گناه می کنید. علت دیگری که می تواند هر کسی را عصبانی کند این است که افراد مختلف در حال تحمیل کردن نظرات خود به شما هستند.

البته قرار نیست هر موقع احساس عصبانیت کردید مرزهای جدیدی را تعیین کنید. باید به اقتضای موقعیتی که در آن قرار دارید قوانین جدیدی تعریف کنید. برای این که متوجه شوید در چه موقعیتی قرار دارید بهتر است در مواقع عصبانیت از خودتان سوال کنید.

تعیین مرزهای شخصی

( الان به چه مقدار در عذاب هستم ؟ ) یا (چقدر احساس گناه یا خشم را تجربه می‌کنم ؟ ) و بلافاصله نسبت به درجه ی احساس خود از ۱ تا ۱۰ احساس خود را اعلام کنید. به ترتیب از ۱ ( کم ترین ) و ۱۰ ( بیشترین )

اگر در نتیجه متوجه شدید که مقدار این احساس ۳ یا کمتر از ۳ می باشد در واقع خیلی اهمیتی ندارد و احتیاجی نیست آن را زیاد جدی بگیرید و درصورتی که حدود ۴ تا ۶ است در درجه ی متوسطی از خشم قرار دارد که اثر بیشتری نسبت به درجه ی قبلی خواهد داشت.

در صورتی که درجه ی احساس شما حدود میزان ۷ تا ۱۰ باشد مرحله ی بالایی را به خود اختصاص می دهد و بیشترین فشار را روی شما وارد می‌کند.

این وضعیت خطر بسیار زیادی را برای جسم ‌و روح شما خواهد داشت. لازم است هر چه سریع تر خود را از موقعیت تنش زا دور کنید تا کمی آرام شوید.

اعمال کردن مرزهای شخصی باعث می شود از جسم و روح خودتان حفاظت کنید و کسی نتواند به راحتی اعصاب و روان شما را تحت الشعاع قرار دهد.

پس در نتیجه اگر فردی یا موقعیتی اعصاب و روان شما را بر هم می زند و آسیب آن در رده بالایی قرار دارد بهتر است برای مواجه نشدن با آن تجدید نظری بکنید.

۱۱٫ به خودتان این اجازه را بدهید که مرزبندی کنید

گاهی اوقات ممکن است ترس از واکنش اطرافیان نگذارد بتوانید به راحتی  حد و مرز در رابطه عاطفی تعیین کنید.

در واقع در بیشتر اوقات افراد برای خوشایند اطرافیانی مثل مادر پدر خواهر برادر و دوست از بازگویی احساسات واقعی خود امتناع می کنند و شرایط را در حالت عیر قابل تحملش تحمل می‌کنند.

گاهی اوقات این احساس تایید خواهی آن قدری زیاد می شود که شما حتی این حق را به خود نمی دهید که میان خود و عامل آزاردهنده مرزی بکشید تا روان خود را حفظ کنید.

وقتی این مرزها را اعمال کنید کم کم متوجه خواهید شد که مرزبندی بین شما و عوامل آزاردهنده کمترین حق شما می باشد.

۱۲٫ به محیط اطرافتان دقت کنید

هیچکس نمی تواند تاثیر محیط در مرزبندی روانی را کتمان کنید. در واقع محیط کار محیط درسی و محیط خانواده می‌تواند این مرزبندی ها را جا به جا کند و یا نظر شما را تغییر دهد.

به عنوان مثال به رابطه خود با یکی از دوستانتان فکر کنید.آیا رابطه شما دو طرفه است؟ در واقع بهتر است بگوییم به همان اندازه که شما برای دوستتان ارزش قائل هستید او هم برای شما ارزش قائل است؟

اگر این رابطه نا برابر باشد مرزبندی این رابطه بسیار سخت خواهد بود.

منبع : تعیین حد و مرز در رابطه عاطفی

نشانه های همسر کنترل گر | ۱۱ راه برای برخورد با همسر کنترل گر

همسر کنترل گر همیشه سعی می کند اعتماد به نفس شما را تضعیف کند و شما را در خلوت یا در ملاء عام پایین بیاورد. به نظر می رسد که آن ها می خواهند بر عیب های شما تأکید کنند و شما را نسبت به خصلت های خود آگاه کنند.

به چه علت همسرم مرا کنترل می کند

کنترل کردن شوهر ممکن است به دلایل زیر اتفاق بیوفتد :

۱) تجربه ی گذشته ی تلخ و شاهد بودن خیانت اطرافیان و یا رابطه قبلی

۲) ابتلا به بیماری پارانویا

۳) سابقه ی خیانت از جانب مرد

۴) اطمینان پیدا کردن از عشق همسر به خود

در ادامه به نشانه های کنترل کردن همسر و دلایل این کار به تفصیل خواهیم پرداخت.

نشان همسر کنترل گر

کاری می کند تا شما احساس گناه داشته باشید

اکثر کسانی که به دنبال کنترل شوهر خود هستند به طور کاملا غیر منطقی و بدون هیچ مدرکی شوهر خود را مقصر این داستان می دانند و مسئولیتی در قبال این کار نمی پذیرند.

دائما از شما عیب جویی می کنند:

معمولا چنین افرادی اشتباهات سهوی شما را بزرگ نمایی می کنند و دائما به شما سر کوفت می زنند، کارهای خوب شما را اصلا نمی بینند و یا آن را وظیفه ی شما تلقی می کنند.

اگر به دلیل مشغله کاری به تماس ها و پیام هایشان پاسخ آنی ندهید غیر منطقی برخورد می کنند، در جمع حرمت شما را حفظ نمی کنند یا شوخی های زشت و نا به جا می کنند حتی راجع به جزئی ترین کارهای شما از جمله نحوه لباس پوشیدن نحوه صحبت کردن و نحوه غذا خوردن شما نیز انتقاد می کنند.

اجازه نمی دهند دوستان یا خانواده تان را ببینید :

زنی که کنترل گر است دلش نمی خواهد حتی یک ثانیه از  محدوده ی تحت کنترلش خارج شوید و به خانواده یا دوستان خود سر بزنید. او دوست ندارد در کنار کسی به جز خودش خوشحال و سرحال باشید بنابراین این موضوع را ممنوع می کند تا در کنار عزیزان خود حس خوشحالی نداشته باشید.

زندگی را مثل یک مسابقه می بیند :

چنین افرادی دائما در رفتارهای شما کنکاش می کنند تا به رفتارهای خوب امتیاز بدهند و شما را نیز به این کار تشویق کنند. اگر هم رفتارهای خارج از سلیقه او انجام دهید شما را متهم می کنند که حتما زیر سرتان بلند شده و امتیاز منفی از او دریافت خواهید کرد.

این افراد حتی در امتیاز دادن هم جانب انصاف را رعایت نمی کنند چرا که نسبت به رفتارهای منفی شما امتیاز زیادی کم می کنند و رفتارهای منفی خود را کاملا نادیده می گیرند.

برای ناراحتی شما ارزش قائل نیست :

زنی که کنترل گر باشد به هیچ عنوان حاضر نیست بپذیرد با شما چه کرده است حتی اگر در مقابلش به پهنای صورت اشک بریزید در نهایت شما را محکوم می کند و تقصیرات خود را گردن نخواهد گرفت.

الگوریتم شخصیتی چنین زنانی بدین گونه است که تمایل دارند خود را خیلی بهتر از آن چه که هستند نشان دهند در حالی که شما را یک ظالم به تمام معنا تصور می کنند.

ثبات شخصیتی ندارد :

این دسته از زنان در شرایط مختلف رفتار مختلفی دارند و به هیچ عنوان از یک الگوی شخصیتی خاص پیروی نمی کنند. در بعضی موقعیت ها به قدری خوش برخورد هستند که متعجب خواهید شد و در موقعیت های دیگر بسیار سرد و بداخلاق با شما رفتار می کنند.

به هیچ عنوان راضی نمی شوند تا از شما پاسخ منفی بشنوند :

کنترل گری چنین زنانی تا حدی است که همه چیز باید طبق میل آنان پیش برود و اگر این طور نباشد واکنش های بسیار بد و زننده ای را از خود بروز می دهند.

حسادت زیادی از خود نشان می دهند :

حسادت چنین افراد مثال زدنیست. آن ها تمایل دارند تا شما را مثل یک شی در دست بگیرند و تحت فرامین آنان باشید.

اگر شما با دوست صمیمیتان برنامه ای بچینید با زورگویی شما را مجبور می کند تا آن را کنسل کنید و یا یعد از این که خسته و بی رمق به خانه برگشتید آن قدر به شما سرکوفت این ملاقات را می زند که هر اندازه خوش گذرانده اید از دماغتان در بیاید.

چنین افرادی به هیچ عنوان دلشان نمی خواهد شما را با کس دیگری در تفریح و سرگرمی شریک بشنوند.

تلاش می کند تا شما را تغییر دهد:

این افراد معمولا تلاش می کنند تا شما را به یک آدم ضعیف و بی اراده تبدیل کنند تا بتوانند آن طور که دوست دارند بر شما حکومت کنند!

رفتارهای غیر طبیعی و ناسالمی از خودش نشان می دهد :

ممکن است وقتی با دوست خود برای صرف قهوه ای به کافه رفته باشید متوجه شوید همسرتان در گوشه ای پنهان شده و شما را زیر نظر دارد.

ممکن است از نگهبان محل کار خود بشنوید که همسرتان ساعت ورود و خروج شما را از او می پرسد و یا این که در اتوموبیل خود ردیاب پیدا کنید. این ها چند نمونه از رفتارهای روزمره یک زن کنترل گر هستند.

دلایل اصلی همسر کنترل گر

اتفاقات زیادی می توانند موجب کنترل گر شدن یک زن یا مرد شوند. تعدادی از این موارد را با هم مرور خواهیم کرد :

۱) اتفاقات گذشته :

ممکن است همسر شما در ازدواج قبلی خود از همسرش خیانت دیده باشد و به سختی بتواند به هر مردی اعتماد کند. این افراد اغلب می پندارند که همه ی مردان اگر موقعیت داشته باشند به زن خود خیانت می کنند وهمین حدس و گمان ها را وارد زندگی خود می کنند.

در واقع بهتر است وقتی یک فرد از زندگی ناموفق خود بیرون می آید نزد یک روان کاو به صورت عمیق درمان بشود تا خیانت یک مرد را به همه ی مردان تعمیم ندهد. پس از مدتی که این زنان توانستند با خودشان کنار بیایند می توانند یک رابطه ی جدید را آغاز کنند. با درمان چنین زخم هایی خودتان از نظر روانی آرام خواهید شد.

۲) سابقه خیانت از همسر فعلیتان :

اگر همسرتان در گذشته به شما خیانت کرده است و نسبت به او نمی توانید اعتماد داشته باشید باید بدانید که این بی اعتمادی شما در نهایت مشکلی را حل نخواهد کرد و زندگی عاطفی شما را به قهقرا می برد.

این رفتار شما موجب می شود همسرتان از زیر نظر بودن به سطوح بیاید و دوباره به سمت خیانت سوق پیدا کند. بهتر است عینک بدبینی خود را بردارید و درصدد رفع مشکلات رابطه تان باشید. اگر هر دو تصمیم بگیرید نزد یک زوج درمان گر بروید و از او کمک بگیرید سریع تر به آرامش روانی خواهید رسید.

۳) خاطرات تلخ در دوران کودکی

متاسفانه بعضی از کودکان تحت تربیت والدین خشن و بدرفتار بزرگ می شوند و یا ممکن است خیانت والدین به عینه دیده باشند. این نوع گذشته ی فرد باعث می شود جذب فردی بی تعهد بشود و اگر این مورد نیز تحقق نیابد شاید فرد برای خاموش کردن آتش درون خودش به فردی کاملا کنترل گر تبدیل شود.

اگر خاطره ی بدی از گذشته دارید و سنگینی آن را هنوز روی سینه خود احساس می کنید بهتر است هر چه سریع تر آن را با یک روان درمانگر در میان بگذارید تا بتوانید از این به بعد را در کمال آرامش زندگی کنید.

۴) طلاق والدین یا فوت آن ها :

یکی از عواملی که موجب می شود بر همسرتان حس مالکیت داشته باشید طلاق پدر و مادر یا از دست دادن آن ها در دوره ی حساس کودکی می باشد. این موضوع طرحواره ی رها شدگی نام دارد.

کودکان اگر محبت کافی و لازم را از والدین خودشان دریافت نکنند در زندگی مشترک تلاش می کنند تا همسر خود را به هر نحوی از ارتباط گرفتن با افراد حتی پدر و مادرش منع کند. مشاوره با یک روان کاو می تواند این طرز فکر را حل کند.

روش های مقابله با همسر کنترل گر

اول از هر چیزی باید تشخیص دهیم در کدام موقعیت ها کنترل گری شما عود می کند و دلیل آن چیست.

دقت کنید که با هر کس چه نوع رفتاری دارید. اگر در صحبت های خود دستوری صحبت می کنید و فقط منافع خود را در نظر می گیرید بهتر است درباره ی شیوه ی ارتباط برقرار کردن خود با افراد تجدید نظر بکنید.

به دیگران دستور ندهید :

هر کس اعتقادات خاص خودش را دارد بنابراین باید به دیگران فرصت بدهید تا گاهی اوقات به شیوه ی خود عمل کنند. متاسفانه افرادی که کنترل گر هستند گمان می کنند اگر به افراد اختیار بدهند فاجعه ی عظیمی رخ خواهد داد در صورتی که اگر صبر کنید و فقط تماشا کنید متوجه خواهید شد که اصلا چنین چیزی نیست.

نباید همه را از یک قاب ببینید :

نباید هر آدمی را سیاه یا سفید ببینید. در این دنیا هیچکس آدمی ۱۰۰ درصد خوب یا ۱۰۰ درصد بد نیست و همیشه خوبی و بدی در کنار یکدیگر قرار می گیرد. بهتر است به جای این که کنترل گری کنید به همسرتان فرصت دوباره بدهید تا یک زندگی دوباره را با یکدیگر شروع کنید.

اضطراب خود را مدیریت کنید :

اگر در شرایط سخت قرار می گیرید و استرس زیادی را تحمل می کنید احتمالا اقدام به کنترل گری خواهید کرد. اگر یک سری مهارت های تخلیه روانی سالم را بیاموزید آرامش خود را به دست خواهید آورد.

کارهایی مثل : نوشتن وقایع روزانه و احساسات فعلی, مراقبه و مدیتیشن، پیروی از یک برنامه ورزشی منظم معاشرت با دوستان خوب و … شما را به آرامش خواهد رساند.

نحوه برخورد با همسر کنترل گر

دلیل کنترل گری او را پیدا کنید

از میان دلایلی که در این مقاله مرور کردیم دلیل کنترل گر بودن همسر خود را بیابید. اگر عملی انجام داده اید که حس شکاک بودن او را تحریک کرده اید از او عذرخواهی کنید و تلاش کنید تا اعتمادش را جلب کنید.

دست از بحث کردن با او بردارید

وقتی همسر شما عصبانی شد نباید در همان لحظه اشتباهاتش را به او یادآوری و بازگو کنید چرا که هر دوی شما در چنین شرایطی منطقی فکر نمی کنید و یکدیگر را تایید نمی کنید. وقتی هر دو آرام شدید درباره ی اختلاف نظرتان کاملا با مهربانی و منطقی صحبت کنید البته به صورتی که به یکدیگر به هیچ وجه بی احترامی نکنید.

بعضی از کارها را به صورت مشترک انجام دهید.

با هم به سفرهایی که دوست دارید تجربه کنید بروید. در جمع هایی که دعوت می شوید نزد همه از او تعریف کنید و به او ثابت کنید چقدر دوستش دارید.

اوقاتی را به بازی کردن و ورزش کردن در کنار یکدیگر بگذرانید تا خاطرات خوبی با هم بسازید. وقتی همسر شما تا حدودی اطمینان پیدا کرد که دوستش دارید و برای او اهمیت قائل هستید کمی نسبت به رفتارهای کنترل گرانه خود تجدید نظر می کند.

به همسرتان بگویید که رفتارهای او به شما چه احساس بدی می دهد.

بعضی اوقات افراد خودشان متوجه نمی شوند که رفتارشان چه حس بدی به فرد مقابل منتقل نمی کند.

از یک روانشناس خانواده کمک بخواهید

ماندن در رابطه ای که یک سمت آن فردی کنترل گر ایستاده به شما آسیب بسیار زیادی هواهد زد. این رابطه باعث می شود عاطفه ای بین شما باقی نماند و پس از مدتی اعتماد به نفس شما را نیز کاملا از بین می برد و هر دوی شما را افسرده و گوشه گیر می کند.

اگر همسرتان از این قبیل رفتارها دارد ضروری است که با یک زوج درمانگر مشورت کنید.

کلام آخر

داشتن رابطه با یک فرد کنترل گر یکی از انواع رابطه های ناسالم می باشد. فرد کنترل گر سلامت روان خود همسرش را تحت الشعاع قرار می دهد. کسی که کنترل گر است فکر می کند با اعمال محدودیت همسر خود قدرت بیشتری پیدا می کند و از خیانت همسر خود جلوگیری می کند.

غافل از این که چنین رفتارهایی آتش عشق شما را فرو می نشاند و اگر شما و همسرتان چنین رفتارهایی از خود نشان می دهید باید از زوج درمانگر بخواهید تا مشکل شما را ریشه یابی کرده و راهنماییتان کند.

منبع : نشانه های همسر کنترل گر | ۱۱ راه برای برخورد با همسر کنترل گر

کنترل شوهر | ۲۰ راه برای کنترل شوهر

کنترل شوهر، چگونه شوهر خود را مدیریت کنیم ؟ متاسفانه بعضی از زنان همواره در تلاش هستند تا مهارت کنترل شوهر را بیاموزند و این موضوع را امری کاملا طبیعی و ضروری می دانند.

اما مسئله ای که در این بین وجود دارد این است که هیچ کسی از زیر نظر بودن خوشحال نخواهد بود. اکثر مردان ناراحتی خود را راجع به این وضعیت نشان می دهند که البته کاملا هم به حق است.

قبل از هر چیزی باید علت این عمل خود را ریشه یابی کنید. در گذشته و خاطرات خود شروع به جست و جو کنید تا چیزی دستگیرتان شود. روان کاوی و مشورت با یک مشاور خانواده کمک زیادی به شما خواهند کرد.

راه های کنترل شوهر

از چه راه هایی همسرم را زیر نظر بگیرم؟

معمولا بانوان از روش های مختلفی برای کنترل کردن همسر خود استفاده می کنند. بعضی از آن ها شروع به محبت بی حد و اندازه نسبت به او می کنند و عده ای دیگر در همه ی امور شخصی او دخالت و جاسوسی می کنند.

اما به راستی این همه کنکاش و جاسوسی چه علتی می تواند داشته باشد؟ حتما شما هم به دنبال یک زندگی پر از عشق و آرامش هستید و از کنترل کردن همسر خود عذاب می کشید.

پس چه بهتر است به جای رفتار شبیه به کارآگاه ها مهارت های ازدواج و زندگی بهتر را بیاموزید. به چند نمونه از این مهارت ها اشاره خواهیم کرد :

روش اول: ساختن گروهی برای کنترل همسر

منظور از یک گروه این است که مجموعه کارهایی را طراحی کنید که رابطه شما را به سمت رشد و توسعه سوق دهد:

۱) ارتباط موثری با همسرتان برقرار کنید.

گفت و گوی صادقانه و به دور از هر تشریفاتی یکی از پایه های اساسی زندگی سالم می باشد. اگر این نوع گفت و گو را در برنامه خودتان قرار بدهید متوجه خواهید شد که مشاجرات بین شما تا حدود زیادی حل می شوند.

در یک گفت و گوی صادقانه عوامل دیگری مثل زبان صحیح بدن انتخاب زمان صحیح گفت وگو مکان آرام و به دور از شلوغی و روحیه ی مناسب با گفت وگو دخیل می باشند.

۲) سپری کردن اوقات خوش پیش هم :

معمولا زوج های جوان در ابتدای زندگی مشترک روزهای پر تاب و تبی و عاشقانه ای را می گذرانند اما با سپری شدن زمان و غرق شدن در روزمرگی ممکن است این حرارت کاهش پیدا کند و زندگی مشترک کاملا یکنواخت شود.

شما باید با این حس مبارزه کنید و اوقاتی را به دور از بچه کار و خانواده با همسر خود به تفریح بپردازید.

۳) یادگرفتن یکدیگر :

شما زمانی می توانید با همسر خود رابطه ای سالم برقرار کنید که اخلاقیات و شخصیت همسر خود را به خوبی بشناسید. همسرتان را تشویق کنید تا به شما اعتماد کند و شما را همدم خود ببیند تا علاوه بر پذیرش نقش همسری دوست با وفا و سنگ صبور او نیز باشید.

روش دوم : چگونه شوهر خود را مثل موم در دست بگیریم | کنترل شوهر

وقتی رابطه ی موثر و کافی خود را ساختید لازم است گام های بعدی را بردارید.

۱) نیازهای تان را بازگو کنید:

گاهی زنان فکر می کنند که مردان می توانند همه چیز را از ذهن آن ها بخوانند و اصلا احتیاجی به بازگو کردن مسائل نیست. در صورتی که این توقع کاملا بی جا می باشد و باید نیازهای خود را کاملا شفاف و واضح به همسرتان منتقل کنید.

۲) قرارداد و قوانین خاصی با توافق طرفین مقرر کنید:

اگر قرار است رفتاری منع شود باید برای هردوی شما منع شود و اگر رفتاری بلامانع است برای هردوی شما بلامانع باشد. با وضع قوانین و عمل کردن به آن از نظم پیروی خواهید کرد.

۳) برای کنترل شوهر، مرز تعیین کنید:

با تعیین کردن حد و مرز در واقع به همسر خود نشان می دهید چه کارهایی را می پسندید و از چه رفتارهایی به سطوح می آیید. هردوی شما نباید پایتان را از حد جلوتر بگذارید و باید نسبت به تعهد تان وفادار بمانید تا رابطه ای عاشقانه مثل روز اول را تجربه کنید.

روش سوم : لذت بردن از رابطه عاشقانه

بعضی از زنان کنجکاو هستند تا ببینند چه محتویاتی در گوشی موبایل همسرشان پیدا می کنند.

آنان در واقع با این کار می خواهند مطمئن شوند که همسرشان نسبت به آنان وفادار است و زندگی آنان کاملا در امن و امان می باشد.

غافل از این که نمی دانند با این چک کردن و کنترل کردن گوشی موبایل همسر تا چه اندازه او را بی اعتماد می کنند و اما چطور باید این حس کنترل گری را از بین برد :

۱) برقراری روابط بیشتر اجتماعی :

افرادی که متاهل هستند به صورت کاملا ناخودآگاه نسبت به دنیا و تعلقات آن وابستگی زیادی احساس می کنند. برقراری روابط اجتماعی سالم به افراد کمک می کند که احساس عزت نفس بیشتری داشته باشند و زندگی آرام تری را تجربه کنند.

۲) برای به دست آوردن حس امنیت تلاش زیادی بکنید.

وقتی شما یک رابطه ی سالم را تجربه می کنید در واقع احساس امنیت زیادی نسبت به دورانی که مجرد بودید خواهید کرد.

احساس امنیت از آن جایی نشات می گیرد که نگرانی بابت از دست دادن زندگی خوبی ندارید و نگران نیستید که توسط همسر خود طرد شوید. مدت زیادی را دور  از همسر خود تاب نمی آورید و با نبود او بی تاب خواهید شد.

۳) نسبت به سلامت فرد اهمیت قائل شوید :

کسانی که برنامه روزانه منظمی برای ورزش و تندرستی خود دارند احساس نشاط بیشتری نسبت به افراد دیگر را تجربه خواهند کرد. ورزش کردن مشکلات روحی و جسمی زیادی از جمله میل جنسی کم یا زیاد افسردگی و شکلات هورمونی را از بین خواهد برد.

چگونه رگ خواب همسرم را پیدا کنم؟

به جای این که شوهرتان را زیر نظر بگیرید و او را زیر میکروسکوپ بگذارید لازم است مهارت های دیگری نیز یاد بگیرید.

۱) در وقت مناسبی با همسرتان گفت و گو کنید:

برای مثال در نظر داشته باشید که مردان وقتی در حال تماشا کردن تلویزیون هستند به صحبت های شما هیچ توجهی نشان نمی دهند پس سعی کنید در چنین مواقعی صحبت های مهم را مطرح نکنید.

۲) از بروز مشاجره نترسید :

هر چه می خواهید کاملا واضح مطرح کنید و همسرتان را با دلیل و منطق قانع کنید. البته سعی کنید با لحنی کاملا آرام و صلح طلبانه نظر منفی خود را مطرح کنید تا بین شما دلخوری پیش نیاید.

۳) به عنوان یک همسر حتما می دانید که شوهرتان چه اخلاق هایی دارد و روی چه چیزهایی حساسیت دارد.

البته اصلا درست نیست که از نقاط ضعف همسرتان برای پیشبرد اهدافتان سو استفاده کنید. منظور این است که آن نقاط را بشناسید و سعی کنید آن ها را تقویت کنید تا محیط خانه را آرام و عاشقانه کنید.

۴) هیچ کسی را الگوی خودتان نکنید :

ممکن است بعضی از زنان با مشاهده ی ظاهر زندگی دیگران به زندگی آن ها حسادت کنند و سعی کنند مثل آنان رفتار کنند در صورتی که هر شخصی سبک زندگی خاص خود را دارد و نمی تواند مثل دیگری رفتار کند. سعی کنید بهترین نسخه از شخصیت خود باشید.

کنترل کردن شوهر و عواقب آن

آیا می دانید با کنترل کردن شوهر خود چه اتفاقاتی برای رابطه شما می افتد؟

هر کسی دوست دارد از رابطه ی دلنشین خود محافظت کند و حاضر نیست آن را از دست بدهد اما نحوه ی حفاظت کردن از رابطه اهمیت دارد.

طبق تحقیقات انجام شده کنترل گری در رابطه علاوه بر آن که احتمال بروز خیانت را کاهش نمی دهند موجب وقوع خیانت نیز می شود. در ادامه به تفصیل به عواقب کنترل گری خواهیم پرداخت.

چگونه شوهرم را رام خودم کنم | کنترل شوهر

وقتی ریشه ی چنین رفتارهایی را شناسایی کنید می توانید این رفتار خود را برطرف کنید. ریشه ی کنترل گری ممکن است این موارد باشد :

۱) تجربیات منفی :

ممکن است همسر شما در گذشته به شما دروغی گفته باشد و یا به رابطه عاطفی شما خیانت کرده باشد. اگر چنین چیزی صحت دارد چه خوب است که با او صحبت و از احساس شک خود نسبت به او سخن بگویید و با یک مشاور خانواده مشورت کنید.

۲) بدبینی به صورت ذاتی و همیشگی :

بعضی وقت ها شک و گمان شما هیچ دلیل خاصی ندارد و تنها به خود شما بر می گردد. دریان صورت می توان گفت شما فردی کنترل گر و بدبین هستید و یا وقتی کودک بودید توسط اطرافیان خود ترک شده اید. در این صورت باید با یک روان درمانگر مشورت کنید و مشکل خود را حل کنید.

دوست داشتن افراطی :

گاهی اوقات کنترل گری ریشه ی روانی ندارد و فقط از دوست داشتن همسر نشات می گیرد.

افرادی که در این موقعیت قرار دارند کاملا از زندگی خود رضایت دارند و فقط می ترسند زندگی خوب خود را با خیانت همسر از دست بدهند پس شروع به چک کردن موبایل همسر خود می کنند و وقتی چیزی پیدا کردند خوشحال می شوند.

افرادی که این سبک زندگی را تجربه می کنند روش کاملا اشتباهی را در پیش گرفته اند و لازم است تا راه های صحیح حفظ رابطه عاطفی را بیاموزند.

عواقب منفی، کنترل شوهر :

۱) فرار کردن همسر از شما و هر چیزی که به شما مربوط است :

شاید تا به حال زیاد دیده باشید که پسرهای نوجوان دائما در حال فرار از مادرهایشان هستند اما این فرار کردن از کجا نشات می گیرد ؟

مردان در هر سنی که باشند دوست ندارند تحت کنترل کسی باشند و این قضیه باعث می شود که از شما فاصله بگیرند. اگر شما نیز چنین رفتاری با همسر خود داشته باشید از شما فرار می کند و رابطه عاطفی میان شما سرد خواهد شد.

۲)  معایب کنترل شوهر، لجبازی :

وقتی همسر شما متوجه بشود که شما در حال کنترل او هستید و مثل یک بچه با او رفتار می کنید او نیز از خودش رفتارهای بچگانه مثل لجوج بودن بروز می دهد و دائما در صدد است که از شما انتقام بگیرد.

۳) پنهان کاری و دروغ گفتن :

وقتی شما سخت گیر و کنترل گر باشید در واقع دروازه ی دروغ گویی و پنهان کاری همسرتان را به رابطه بازکرده اید.

اگر به رفتارهای کنترل گرانه خود ( مثل رفتن همسرتان به خانه مادرش ) ادامه دهید نه تنها او را از انجام کاری منصرف نمی کنید بلکه باعث می شوید مخفیانه به کار خود ادامه بدهد و علاوه بر آن از چشمانش خواهید افتاد.

۴) پرخاشگری از معایب کنترل شوهر

وقتی در رابطه ی شما بدبینی وجود داشته باشد جنگ و دعوا هم کم کم از راه می رسد و زوجین را از یک دیگر دور می کند.

۵) خیانت :

معمولا زنان کنترل گری می کنند تا از بروز خیانت پیشگیری کنند غافل از این که با چنین رفتارهای اشتباهی زمینه بروز خیانت را در زندگی زناشویی خود فراهم می کنند.

وقتی دائما به همسرتان شک داشته باشید او متقاعد می شود که فکر شما حول محور خیانت می گردد چه بهتر که رابطه ی عاطفی بهتری را شروع کند که کسی در آن به او شک ندارد!

روش های مراقبت از رابطه زناشویی

مراقبت کردن از رابطه زناشویی آداب خاص خود را دارد. ما در این مقاله به چند مورد از آنان خواهیم پرداخت :

۱) دوست خوبش باشید:

شما زمانی می توانید بهترین دوست همسرتان باشید که دست از قضاوت او بردارید با عصبانیت با او صحبت نکنید و او را بابت اشتباه هایی که مرتکب شده سرزنش نکنید. گاهی با او به تماشای فوتبال بنشینید و پای صحبت هایش درباره ماشین بشینید.

وقتی شما بهترین دوست همسرتان باشید او به هیچ عنوان به فکر خیانت هم نخواهد افتاد و به هیج عنوان خاضر نیست چنین همسر کافی را از دست بدهد.

۲) صریح و واضح صحبت بکنید :

اگر متوجه شدید همسرتان در موردی به شما خیانت کرده و یا دروغ گفته کاملا آرام و منطقی و صریح از او توضیح بخواهید. قهر کردن و دعوا به پا کردن هیچ گاه مشکلات شما را حل نخواهد کرد.

۳) با سیاست رفتار کنید :

نباید هر زمان و هر مکانی را برای گفت و گو انتخاب کنید. به عنوان مثال صحبت کردن در مهمانی در زمان صرف شام وقتی همسر شما از سرکار برگشته فایده ای نخواهد داشت و نباید انتظار واکنش درستی از همسر خود داشته باشید با این کار فقط او را کلافه می کنید.

۴) در جایی که صحیح است سیاست به خرج دهید :

وقتی همسر شما با مادر و یا خواهرش رابطه ی خوبی دارد احتیاجی نیست تا حساسیت به خرج دهید.

اما وقتی همسر شما با یک خانم غریبه گرم می گیرد و این رابطه را از حد می گذراند با آرامی با او صحبت کنید و به او بگویید این شکل رابطه مورد پسند شما نیست و بهتر است آن را قطع کند.

۵) با محبت رفتار کنید :

به جای کنترل کردن موبایل و رفت و آمد کردن قلب او را تسخیر کنید با این کار خیانت نکردن او را تضمین خواهید کرد.

۶) تنظیم اوقاتی به جهت تنها بودن و خلوت کردن

هر زوجی احتیاج دارد زمانی را برای تنها بودن به دور از فرزند و خانواده اختصاص دهد. این بازه زمانی فرصتی مناسب برای بیشتر نزدیک شدن به یکدیگر می باشد. سعی کنید در این مدت حال روانی خود را خوب کنید تا خوشحال تر و با آرامش بیشتر نزد همسر خود برگردید.

البته توجه کنید که مدت این دوری نباید بیش از ۴ یا ۵ روز باشد چرا که ممکن است نتیجه ی عکس بدهد.

منبع : کنترل شوهر | ۲۰ راه برای کنترل شوهر

اضطراب رابطه | ۲۰ نشانه که نمی دانید

اضطراب رابطه می تواند ناشی از مشکلاتی باشد که در رابطه خود دارید: ممکن است نگران این باشید که آیا رابطه شما دوام خواهد داشت یا خیر، ممکن است مطمئن نباشید که می توانید به شریک عاشقانه خود اعتماد کنید.

حتی ممکن است با مسائل تعهدی دست و پنجه نرم کنید. همه این نگرانی ها می توانند به اضطراب رابطه یا وسواس در رابطه منجر می شود.

اضطراب رابطه چیست؟

اضطراب رابطه وقتی برای اولین بار شروع به قرار ملاقات با کسی می کنید، مطمئناً کمی اضطراب را احساس خواهید کرد. پس از مدتی که با هم بودید، این احساسات معمولاً به مرور زمان شروع به فروکش می‌کنند.

با این حال، مواقعی وجود دارد که ممکن است شخص هنوز در رابطه احساس اضطراب بیش از حد داشته باشد، به طوری که به رابطه خود آسیب وارد کند.

اضطراب رابطه در صورت درمان نشدن منجر به موارد زیر می شود:

  • فقدان انگیزه، چه از نظر شخصی و چه از نظر شغلی
  • ناراحتی عاطفی برای یک یا هر دو شریک زندگی
  • خستگی عاطفی
  • خستگی مفرط
  • مشکلات فیزیکی مانند ناراحتی معده، سردرد، گردن و تنش عضلانی

نشانه های اضطراب رابطه

۱٫ مقایسه رابطه خود با دیگران

اگر اضطراب رابطه دارید، ممکن است وسوسه شوید که رابطه فعلی خود را با روابط گذشته، رابطه دوست یا نسخه ایده آل مقایسه کنید.

این نوع رفتار باعث می شود که شریک زندگی یا رابطه شما به موفقیت نرسد. برای کنار آمدن با این موضوع، انرژی خود را به جای مقایسه کردن، روی رابطه خود متمرکز کنید.

۲٫ مدام فکر می کنید که طرف مقابل قصد جدایی دارد

ترس از اینکه شریک شما بخواهد از هم جدا شود به طور معمول کاملاً بی اساس است و می تواند استرس غیرضروری را به رابطه وارد کند.

به طور معمول علائم واضحی وجود دارد که نشان می دهد رابطه خوب پیش نمی رود یا اینکه شریک زندگی شما ناراضی است و ممکن است بخواهد به رابطه پایان دهد. اگر بدون هیچ نشانه ای احساس کنید که همسرتان قصد جدایی دارد احتمالا به اضطراب رابطه مبتلا هستید.

۳٫ تجزیه و تحلیل بیش از حد کلمات

افراد مبتلا به اضطراب رابطه، اغلب چیزهای کوچکی را که شریک زندگیشان می گویند را نیز فراموش نمی کنند. مهم است که شریک زندگی خود را در قبال چیزهایی که می گویند مسئول بدانید، اما مطمئن شوید که نظرات را بیش از حد تجزیه و تحلیل نکنید.

۴٫ از دست دادن خوشی، اضطراب رابطه

افراد مبتلا به اضطراب رابطه اغلب آنقدر نگران پیش آمدن اوضاع بد هستند که تمام لحظات خوب را در رابطه از دست می دهند.

همه روابط جدی سختی هایی دارند، به همین دلیل است که لذت بردن از لحظات خوب بسیار مهم است. تمرکز بر حضور در رابطه و عدم نگرانی در مورد آینده به شما کمک می کند تا با اضطراب رابطه کنار بیایید.

۵٫ وابستگی از نشانه های اضطراب رابطه

گاهی اوقات اضطراب رابطه می تواند ناشی از دلبستگی باشد. چهار نوع مختلف از سبک دلبستگی وجود دارد که از ایمن تا ناامن‌تر را شامل می‌شود. اگر سبک دلبستگی ناایمن دارید، ممکن است احساس کنید که نیاز دارید از ترس اینکه او شما را ترک کند به او بچسبید.

۶٫ سازگاری بیش از حد با شریک زندگی خود

افراد مبتلا به اضطراب رابطه اغلب منعطف هستند و خود را با شریک زندگی تطبیق می دهند. در حالی که سازش در رابطه مهم است، اما باید از سمت هر دو طرف باشد. اگر تمام خواسته ها و نیازهای شریک زندگی تان را برآورده کنید، نیازهای شما نادیده گرفته می شود که می تواند منجر به مشکلات دیگری در رابطه شما شود.

۷٫ اضطراب مربوط به رابطه جنسی

صمیمیت جنسی با شریک زندگی مطمئناً می تواند باعث ایجاد اضطراب شود! اما با بررسی صمیمیت جنسی به عنوان یک زوج، این احساسات اضطراب باید فروکش کند.

اگر احساس شما فروکش نکند شما در حال تجربه اضطراب رابطه هستید بنابراین با شریک زندگی خود در مورد آنچه که باعث اضطراب شما می شود صادق باشید تا بتوانید با هم از آن عبور کنید و مطمئن شوید که رابطه جنسی برای هر دوی شما لذت بخش است.

۸٫ زیر سوال بردن احساسات شریک زندگی

زمانی که تصمیم گرفتید در یک رابطه به یکدیگر متعهد شوید، نباید به احساسات شریکتان نسبت به خود شک کنید. در عوض، سعی کنید به احساسات او اهمیت بدهید و از آن قدردانی کنید.

چگونه بر اضطراب رابطه غلبه کنیم؟

خوشبختانه اضطراب رابطه قابل درمان است و هنگامی که بتوانید آن را شناسایی و تصدیق کنید، می توانید راه هایی برای غلبه بر آن پیدا کنید.

با مشاور صحبت کنید، درمان اضطراب رابطه

درمان می تواند برای هر نوع استرسی عالی باشد. هم درمان فردی و هم زوج درمانی زمانی که یک یا هر دو نفر در یک رابطه اضطراب را تجربه می کنند موثر بوده است. درمانگران می توانند به شما در مقابله با اضطراب رابطه کمک کنند، بنابراین می توانید اضطراب خود را درمان کرده و بر ایجاد ارتباط قوی تر با شریک زندگی خود تمرکز کنید.

روی افکار خود تمرکز کنید

مدیریت نحوه تفکر می تواند اولین قدم برای غلبه بر اضطراب رابطه باشد. به خصوص اگر افکار منفی یا مسائل مربوط به عزت نفس را تجربه می کنید، اگر تمایل دارید در مورد انگیزه ها و مقاصد شریک زندگی خود فرضیاتی داشته باشید، می توانید یاد بگیرید که چگونه فکر خود را تغییر دهید تا رابطه خود را بهتر کنید.

از آنجایی که اضطراب رابطه اغلب نتیجه نگرانی مداوم و بیش از حد است، رویکردهای درمانی مانند درمان شناختی رفتاری (CBT) می تواند در ایجاد مهارت هایی برای بهبود رابطه شما بسیار موفق باشد.

علائم جسمانی خود را مدیریت کنید

خودمراقبتی همیشه یک تمرین عالی است، صرف نظر از اینکه در چه وضعیت ذهنی هستید. ضروری است که یاد بگیرید علائم جسمی خود را با شناختن آن ها کنترل کنید.

اگر متوجه شدید که ضربان قلب شما افزایش یافته است، تنفس سریع، تکنیک های تمرکز حواس مانند تنفس عمیق، مدیتیشن و حتی ورزش همگی را تمرین کنید. خواب کافی و تغذیه سالم راه های دیگری هستند که می توانید واکنش های فیزیکی را که به اضطراب دارید مدیریت کنید.

روی اعمال خود تمرکز کنید

آگاهی از رفتار خود به این معنی است که می توانید آن را تغییر دهید.

به عنوان مثال، اگر می‌دانید که مشکلاتی با اعتماد دارید باید یاد بگیرید که انرژی خود را تغییر دهید. فراتر از آن، می توانید دریابید که چرا به شریک زندگی خود اعتماد ندارید. یافتن راه های مفید و سالم برای مقابله با کمبود اعتماد می تواند در بسیاری از جنبه های زندگی به شما کمک کند.

ارتباط مثبت را تمرین کنید

ارتباط ضعیف ممکن است یکی از بزرگترین عوامل استرس در رابطه می باشد. درمان نیز می تواند به این امر کمک کند. توانایی برقراری ارتباط موثر می‌تواند اضطراب را کاهش دهد، زیرا یاد می‌گیرید که چگونه آن را قبل از اینکه از کنترل خارج شود برطرف کنید.

منبع : اضطراب رابطه | ۲۰ نشانه که نمی دانید

مهارت های زندگی مشترک

مهارت های زندگی مشترک

۱۰ مورد از مهارت هایی که هر زن و شوهری لازم است بدانند.

همه ی زوج هایی که زندگی مشترک خود را شروع می کنند قصد دارند تا ابد با همسر خود زندگی کنند و حتی فکر طلاق هم به ذهنشان خطور نمی کند. در صورتی که همیشه امور بر اساس برنامه پیش نمی رود و ممکن است اتفاقات ناخوشایندی بین شما رخ بدهد و به طلاق بیانجامد.

زوجینی که تصمیم به طلاق می گیرند در واقع نمی توانند ارتباط درستی با یکدیگر برقرار کنند پس بنابراین به زندگی مشترک خود خاتمه می دهند.

زندگی مشترک اصلا قابل پیش بینی نیست. در دوران نامزدی شما فرصت پیدا می کنید تا با همسر خود رفت و آمد کنید و نسبت به شخصیت او شناخت پیدا کنید اما تا زیر یک سقف زندگی مشترک خود را آغاز نکنید او را کاملا نخواهید شناخت.

انواع مهارت های زندگی مشترک

در ادامه مهارت هایی را به شما معرفی خواهیم کرد تا در زندگی مشترک خود به گار گیرید و به شادکامی برسید.

اولین مهارت : حل کردن مشکلات

این مهارت که اولین مهارت نیز عنوان شده است از مهم ترین مواردی است به آن خواهیم پرداخت. اگر شما نتوانید مشکلات را به راحتی حل کنید، مهارت های دیگر نیز اهمیت خود را از دست می دهند. اما مهارت حل مشکلات به چه معناست؟

مهارت حل کردن مشکلات به این معنی است که اگر با همسرتان در موردی به اختلاف نظر رسیدید بتوانید با صحبت کردن و مذاکره آن را حل و فصل کنید و به خواسته ها و نظرات دیگری احترام بگذارید.

به عبارت دیگر باید بدانید چه چیزی ارزش پافشاری کردن را دارد و در چه مواقعی لازم است تا کوتاه بیایید.

به طور معمول زوجین در دو سال اول زندگی مشترک خود این مهارت را ندارند و نسبت به آن تسلط کافی ندارند زیرا هر دو طرف سعی دارند تا حرف خودشان را به کرسی بنشانند، در صورتی که بعدها متوجه خواهید شد همیشه حرف حرف خودتان نیست.

دومین مهارت : مقدم داشتن همسر در هر موردی

دیکسون اعتقاد داشت اول خداوند سپس همسر. او همسر را حتی بر فرزند نیز مقدم می دانست. دیکسون در رابطه با زندگی خود نیز معتقد بود که همسرش همه کس اوست و تحت هیچ شرایطی جایگاه او را تنزل نمی دهد.

سومین مهارت : توسعه و رشد فردی

همواره باید به این فکر کنید که رابطه خود را دوام ببخشید. مثلا می توانید در این باره از خودتان بپرسید :

 ۱ ) چه کاری از دستم بر می آید که همسر ایده آلی باشم؟

۲ ) چه کاری باید بکنم که چندین سال دیگر هم در چشم همسرم جذاب باشم؟

۳ ) آیا بهتر نیست که تحصیلات خود را ادامه بدهم؟

۴ ) آیا بهتر نیست که کسب و کار خود را راه اندازی کنم؟

۵ ) چطور می توانم به همسر خود نشان دهم که او را از هر نظر پشتیبانی می کنم؟

دیکسون همچنین پیشنهاد می کند در زندگی خود تغذیه سالمی داشته باشید، پس انداز کنید و آینده نگری اقتصادی داشته باشید تا آینده ی خوب خود و همسرتان را تضمین کنید. خلاصه این مورد این است که بکوشید تا بهترین زندگی را برای خود و همسرتان رقم بزنید.

چهارمین مهارت : بخشش

وقتی رابطه تان را هنوز رسمی نکرده اید و نامزد هستید ممکن است نسبت به کوچک ترین خطای همسر خود بخشش نداشته باشید و تصمیم بگیرید رابطه عاطفی تان را با نامزدتان قطع کنید. هنگامی که ازدواج می کنید و با همسر خود پیمان می بندید باید بخشش خود را ارتقا دهید و تقویت کنید.

اگر خطایی از همسر خود دیدید به خود نهیب بزنید که هیچ کسی از هر نظر کامل نیست و خودتان هم نقص هایی در وجود خود دارید که نمی توانید آن ها را ببینید.

اگر در این مهارت ضعیف هستید لازم است تا از یک فرد متخصص مشورت بگیرید.

وقتی بخشش در زندگی شما جایی ندارد باید این را بپذیرید که رابطه ی شما به بن بست می رسد. به یاد داشته باشید که هیچ رابطه ای بدون بخشش دوام نخواهد داشت و هر چقدر که عشق بین شما حکم فرما باشد اما تا بخششی در کار نباشد هیچ اتفاق مثبتی در زندگی شما نخواهد افتاد.

دیکسون از هر نظر تاکید می کند که اگر در هیچ موردی بخشش ندارید بهتر است مجرد باشید و زندگی متاهلی را آغاز نکنید.

پنجمین مهارت : خلاقیت

شاید مدتی پس از ازدواج احساس کنید که زندگی تان کاملا یکنواخت شده و لازم است تفریحی برای زندگی خود در نظر بگیرید.

این تفریح می تواند از یک پیاده روی ساده گرفته تا یک پیک نیک و یا حتی بازی منچ باشد. باید از هر موقعیتی استفاده کنید تا برای خود و همسرتان تفریح ایجاد کنید.

ششمین مهارت : تمرکز کردن بر روی ویژگی های مثبت

گاهی اوقات لازم است تا خصوصیات اذیت کننده همسرتان را نادیده بگیرید و تمرکزتان را روی ویژگی های خوشایند همسرتان بگذارید.

دیکسون در این باره نیز اعتقاد دارد قطعا کفه ترازوی ویژگی های خوب شخصیت همسر شما نسبت به کفی منفی سنگین تر بوده است که شما عاشق او شدید و با او ازدواج کرده اید. پس از این به بعد نیز سعی کنید توجه خود را به روی خصوصیات مثبت او بگذارید.

هفتمین مهارت : ایمان قلبی نسبت به خوشبختی

باید از اعماق قلب خود ایمان داشته باشید که همسرتان عاشق شماست. دیکسون به این موضوع اشاره می کند که شاید همسر شما هر روز با زبان به شما یادآوری نکند که عاشق شماست و چه اندازه برایش مهم هستید اما باید از رفتارهای او متوجه شوید چقدر برایش با ارزش هستید.

وقتی شما این طرز فکر را نسبت به همسرتان داشته باشید، او نیز همین رویه را در پیش می گیرد و متوجه می شود شما تا چه اندازه به او اهمیت می دهید.

هشتمین مهارت : پذیرش شناخت مجدد

ممکن است پس از مدت کوتاهی زندگی مشترک تصور کنید که همسر خود را خیلی خوب و بهتر از هر کسی می شناسید اما خبر بد این است که انسان ها در طول زندگی خود بارها عقاید و رفتار خود را تغییر می دهند تا به کمال برسند.

مثلا ممکن است در یک لحظه به خودتان بیایید و متوجه شوید که همسر ۴۰ ساله شما با ۳۰ سالگی اش زمین تا آسمان تفاوت دارد.

نباید اشتباه کنید! این تفاوت ها دلیل مناسبی دال بر طلاق نیست. باید در هر نقطه از زندگی مشترک پذیرش این را داشته باشید که تفاوت های شناختی خود را بپذیرید و خود را با اخلاق فعلی همسرتان وفق بدهید.

نهمین مهارت : رفتارهای متاهلی

دیکسون به این نکته اشاره می کند که وقتی یک نفر متاهل می شود، نباید به گونه رفتار کند که مجرد به نظر می رسد. رفتار و کردار یک فرد متاهل و یک فرد مجرد زمین تا آسمان متفاوت است. اگر همسر شما تعهد شما را در رفتار و نه در کلامتان ببیند بیش از پیش عاشق شما خواهد شد.

دهمین مهارت : دعوای منصفانه

ممکن است بعضی از روزها آن قدر از لحاظ روحی به هم ریخته باشید که منتظر یک جرقه برای دعوا و مشاجره باشید. باید توجه کنید لازم است برای هر بحث و مشاجره ای دلیل محکمه پسندی داشته باشید!

پیش از شروع دعوا اول نظر مخالف را بشنوید و کمی مکث کنید و نسبت به آن فکر کنید. وقتی شما از همان اول بحث حالت تدافعی به خود بگیرید همسر شما نیز همین رفتار را در پیش می گیرد.

ممکن است در اوایل زندگی مشترک این مهارت را نداشته باشید اما می توانید با کمی تمرین بر مهارت بخشش و صبوری این مهارت را تقویت کنید.

نکات حائز اهمیت در زندگی مشترک

طبق تحقیقات انجام شده عشق تعهد و ارتباطات از نکات مهم برای تجربه ی یک زندگی مشترک موفق می باشد. اگر نتوانید ارتباط سازنده با همسر خود داشته باشید و یا تعهد و عشقی در رابطه شما وجود نداشته باشد در زندگی عاطفی خود به مشکل برخواهید خورد.

 مهارت های ضروری برای تجربه ی زندگی مشترک

برای این که بتوانید یک زندگی مشترک را با همسر خود آغاز کنید لازم است مهارت های خاصی را یاد بگیرید. اگر این مهارت ها را به خوبی آموخته باشید در مواجهه با جاده پر پیچ و خم زندگی به راحتی مشکلات را پشت سر می گذارید و به درستی با همسر خود رفتار خواهید کرد.

یادگیری چنین مهارت هایی برای زوج هایی که سال های زیادی از ازدواجشان می گذرد نیز خالی از لطف نیست.

چرا مشاوران خانواده برآموختن مهارت های ازدواج پافشاری می کنند ؟

هر چقدر دختر و پسر آگاهی بیشتری نسبت به زندگی زناشویی داشته باشند در حل مشکلات نیز راحت تر خواهند بود. کسی که این مهارت ها را آموخته باشد می داند که بین زن و مرد چه تفاوت هایی وجود دارد و به خودشناسی رسیده است.

همچنین این مهارت ها سو تفاهم های بین زوجین را از بین می برد و ارتباط میان آن ها را حسنه می کند.

آگاه بودن نسبت به تفاوت های جنسیتی زوجین

زن و شوهری در زندگی خود خوشحال و خوشبخت هستند که تفاوت های همدیگر را بشناسند. وقتی این شناخت حاصل نشود انگار هر دوی  آن ها به یک دنیای ناشناخته وارد شده اند. بخشی از این تفاوت های فاحش را با هم بررسی می کنیم :

۱)تفاوت دید به مسائل جنسی :

معمولا بانوان در وهله ی اول تشنه ی مسائل عاطفی هستند و پس از این که حس ابراز عشق آن ها تا حدودی اشباع شد مایلند به مسائل جنسی بپردازند در صورتی که آقایان از رابطه جنسی به عنوان ابزار برای رسیدن به عشق استفاده می کنند و آن را مقدم بر روابط عاطفی می دانند.

۲) استقلال طلبی برای مردان اولویت دارد :

همه ی مردان دوست دارند در زندگی استقلال داشته باشند و روی پای خودشان ایستاده باشند. آنان ترجیح می دهند تا کنترل همه ی امور را در دست بگیرند و نسبت به هر چیزی مدیریت داشته باشند.

۳) حس حمایت شدن برای زنان اولویت دارد :

حس زن نسبت به جنس مرد حساسیت بیشتری دارد و احتیاج به حمایت بیشتر دارد. هر زنی اگر مورد بی توجهی شوهرش قرار بگیرد به شدت دل آزرده می شود. یادآوری و جشن گرفتن و مناسبت های مهم مثل سالگرد ازدواج تاریخ تولد سالگرد آشنایی و … برای زنان اهمیت ویژه ای دارد.

مهارت های زندگی مشترک چه موقع به کار می آیند؟

شما وقتی مهارت های لازم زندگی مشترک را آموخته باشید یاد می گیرید که چه موقع باید چه کاری انجام دهید و یا از انجام دادن چه کارهایی پرهیز کنید. در ادامه بعضی از این مهارت ها را با هم مرور خواهیم کرد:

همدلی

همدلی یکی از مهم ترین مهارت های اصلی در زندگی زناشویی می باشد. اگر هر کدام از زوجین این مهارت را نداشته باشند نمی توانند با یکدیگر یک ارتباط سازنده برقرار کنند. همدلی کردن به این معناست که در لحظه احساس همسرتان را درک کنید و به او نشان دهید چه اندازه از خوشحالی او خوشحال هستید و چه مقدار از ناراحتی او غمگین می شوید.

در هنگام کسب مهارت همدلی شما می آموزید که در مواقع سختی و مشکلات نباید همسرتان را سرزنش کنید و به او سرکوفت بزنید.

گوش سپاری فعالانه

وقتی همسر شما در حال صحبت کردن است باید کاملا به او گوش دهید.

وقتی با تمام وجود یک گوش شنوا برای او باشید بیش از پیش به او ثابت می شود تا چه اندازه به او علاقه دارید و نسبت به صحبت هایش چقدر اهمیت می دهید. گاهی اوقات همسر شما از نحوه ی زبان بدن شما متوجه می شود واقعا در حال گوش دادن به صحبت های او هستید یا نقش بازی می کنید.

توجه کردن به احساسات فرد مقابل

متاسفانه بعضی از مردان تصور می کنند که هیچ الزامی برای ابراز عشق کلامی نیست و در عوض با کار کردن بیرون از خانه می توانند عشق خود را به همسر ابراز کنند در صورتی که هر زنی در هر سنی تشنه ی ابراز عشق همسر خود می باشد و قدمت زندگی مشترک آن ها نیز تفاوتی در این مسئله ایجاد نخواهد کرد.

توانایی مدیریت مشکلات

طبیعی است که هر زوجی در زندگی مشترک خود به اختلافی بربخورند آن چه که در این بین اهمیت زیادی دارد این است که شما می توانید مشاجرات پیش آمده را حل کنید یا نه.

درباره مشکلاتی که با یکدیگر دارید صحبت بکنید اما به یکدیگر توهین و فحاشی نکنید. عذرخواهی کردن یکی از کلیدهای طلایی توانایی مدیریت و حل مشکلات می باشد.

بعضی از زوجین به خصوص مردان به اشتباه فکر می کنند اگر از همسر خود عذرخواهی کنند نزد او خار و کوچک می شوند در صورتی که مردی که در مقابل کوتاهی خود عذرخواهی کند نشان می دهد تا چه اندازه روح بزرگی دارد و برای درست کردن رابطه شان تا چه حد تلاش می کند.

سعی کنید عذرخواهی یکدیگر را بپذیرید و بخشش را در خودتان تقویت کنید.

توانایی تحسین واقعی

اگر در کمال صداقت از توانایی های همسرتان تعریف و تمجید کنید و ویژگی های خوب او را یادآوری کنید به تقویت حس همدلی در زندگی شما کمک شایانی خواهد شد. سعی کنید از غلو کردن و اغراق بپرهیزید چرا که اثر معکوس دارد. سعی کنید هر چند وقت یک بار از همسرتان برای همه ی زحماتی که برای زندگی تان می کشد تشکر و قدردانی کنید.

تصمیم گیری درست و عاقلانه

وقتی شما یک زندگی مشترک را آغاز می کنید باید در تصمیم گیری ها نیز هر دویتان سهیم باشید. مشورت و همفکری علاوه بر زود حل شدن مسائل موجب افزایش همدلی بین زوجین خواهد شد.

مقدم داشتن همسر در همه ی امور

بعد از این که ازدواج کردید و یک خانواده تشکیل دادید باید این را بدانید که فرد اول زندگی شما همسرتان می باشد اما این به این معنی نیست که نسبت به فرزندان و سایر اطرافیانتان بی اهمیت باشید. اگر شما در زندگی مشترک همسر خود را تکریم کنید هر دوی شما سلامت روان بیشتری خواهید داشت و روابط اجتماعی بهتری نیز خواهید داشت.

خلاقیت به خرج دادن

معمولا هر زوجی پس از مدت کوتاهی دچار تکرار و روزمرگی در امور مختلف زندگی سرگرم کار و اشتغال خود می شوند. برای این که از این مشکل پیشگیری کنید لازم است تا خلاقیت به خرج دهید و برای ادامه ی زندگی شروع به برنامه ریزی کنید.

مثلا سفرهای مهیج را برنامه ریزی کنید هر از گاهی به پیک نیک بروید و یا با هم دوچرخه سواری کنید. این خلاقیت می تواند در رابطه جنسی شما نیز نمود پیدا کند چرا که رضایت جنسی در همه ی ابعاد زندگی تاثیر گذار خواهد بود.

بخشش و عفو

در زندگی مشترک لازم است تا گاهی اوقات از موضع خود کوتاه بیایید و نسبت به خطای همسرتان چشم پوشی کنید. اگر شما همسرتان را نبخشید او نیز در مواقع دیگر مقابله به مثل می کند و چیزی از رابطه عاطفی شما باقی نخواهد ماند.

پرداختن به ویژگی های مثبت همسر

بدیهی است که هر کس نقاط قوت و ضعف خود را دارد. اگر شما نسبت به نقاط قوت همسرتان توجه بیشتری داشته باشید رابطه خود را استحکام خواهید بخشید. اگر در مواقعی نقاط ضعف همسرتان بیشتر در چشمتان آمد به یاد کمک هایی باشید که در گذشته به شما کرده است.

شناخت درست و کافی از خود

دختر یا پسری که نسبت به خودش شناخت کاملی دارد حس رضایت از زندگی را تجربه خواهد کرد و این حس را به همسر خود نیز منتقل می کند. اگر کسی نقاط ضعف و قوت خود را بشناسد در زندگی زناشویی نیز موفق تر عمل خواهد کرد.

علت ضرورت مهارت های زندگی مشترک

ازدواج کردن پیش نیازهای خاص خود را دارد. شما نمی توانید بدون شناخت نسبت به خود و زندگی مشترک ازدواج کنید. در واقع بهتر است بگوییم که مردان و زنان موفق موقعیت پر از آرامش خود را مدیون مهارت هایی هستند که با تحقیق و بررسی آموخته اند.

کلام آخر

ازدواج یک پروژه ی بسیار مهم و پیچیده می باشد که مسائل زیادی بر آن دخیل هستند. مراجعه به مشاور خانواده پیش از ازدواج به زوجین کمک می کند که مهارت های ضروری ازدواج را فرا بگیرند تا یک زندگی موفق داشته باشند.

حتی اگر از نظر مالی و یا مسافتی شرایط مراجعه به یک مشاور خانواده را ندارید می توانید از مشاوره تلفنی استفاده کنید.

اگر مهارت های گفته شده را رعایت کنید آرامش و عشق در زندگی شما جاری می شود. و حتی در زندگی اجتماعی خود نیز احساس بهتری پیدا خواهید کرد.

بنابراین نباید توقع داشته باشید که بدون تمرین و تکرار این مهارت را بیاموزید. برای داشتن یک زندگی آرام لازم است تمرین را در برنامه روزانه خود قرار دهید و مشورت با مشاور باعث می شود سریع تر به مقصد خود برسید.

منبع : مهارت های زندگی مشترک

۱۵ مهارت ارتباطی که برای یک زندگی شاد لازم دارید

۱۵ مهارت ارتباطی که برای یک زندگی شاد لازم دارید

هر زوجی در زندگی مشترک خود به دنبال عشق و آرامش می گردد و هیچ کس قلبا نمی خواهد که دائما در مشاجره و کشمکش باشد. اما سوالی که در این بین پیش می آید این است که چگونه باید این آرامش را در زندگی مشترک به وجود بیاورم؟

قبل از این که شما زندگی مشترک خود را آغاز کنید باید مهارت های همدلی و صبر و در کل مهارت های یک زندگی مشترک را بیاموزید.

مهارت های زندگی زوجین چیست؟

نحوه ی قدردانی کردن از زحمات همسر، کنترل کردن ناراحتی، از خود گذشتگی و غیره چند مورد از مهارت های لازم برای یک زندگی مشترک سالم و شاد می باشد.

چندین مورد از این مهارت را با هم مرور خواهیم کرد :

۱) ارتباط برقرار کردن :

زوجین لازم است با یکدیگر ارتباط درستی برقرار کنند. کسانی که با کوچک ترین اختلاف نظر شروع به دعوا و مشاجره می کنند در واقع نمی توانند ارتباط صحیحی با همسر خود برقرار کنند. پیش از این که زندگی مشترک را شروع کنید لازم است که این مهارت ها را فرا بگیرید.

اگر این مهارت ها را به خوبی یاد بگیرید هنگام شروع یک اختلاف و مشاجره مشکلات را به راحتی حل خواهید کرد. زبان بدن صحیح کنترل کردن لحن و جلوگیری از فحاشی و بی حرمتی چند مورد از مهارت های صحیح برقراری ارتباط می باشد.

۲) پیروی از یک سبک زندگی سالم

یک زندگی سالم باید از دو بعد بررسی شود: جسم سالم و روح سالم

قبل از ازدواج لازم است تا روح خود را آماده ی پذیرش ازدواج کرده باشید. ذهن انسان نیز زیر مجموعه ی روح او قرار می گیرد چرا که به وسیله ی ذهن است که انسان فکر می کند مضطرب می شود و یا به آرامش می رسد. در یک زندگی سالم شما به راحتی می توانید با ذهن خود امور  را مدیریت کنید و به یک آرامش نسبی برسید.

از نظر بعد جسمانی نیز شما می توانید با پیروی از یک رژیم غذایی سالم ورزش و بهداشت جسمانی نسبت به سلامت جسم خود مطمئن شوید.

نکته حائز اهمیت دیگر این است که سلامت هر دوی ابعاد بدن در گرو یکدیگر می باشد. یعنی سلامت جسم شما زمانی محقق می شود که از نظر روحی نیز سلامت داشته باشید و بالعکس.

۳)توانایی مدیریت مالی

متاسفانه همیشه مسائل مالی سهم بزرگی در طلاق زوجین به ویژه زوجین جوان دارد. اگر بتوانید مسائل مالی را به خوبی مدیریت کنید آرامش زندگی خود را تا حدودی تضمین خواهید کرد.

وقتی دختر و پسر از نظر پس انداز کردن یا خرج کردن شبیه به یکدیگر نباشند به شدت به مشکل خواهند خورد و مشاجرات آنان ادامه دار می شود. در یک زندگی مشترک زن و شوهر باید از درآمد یکدیگر بدهی هایی که دارند و مبلغ پس اندازی که دارند کاملا اطلاع داشته باشند و چیزی را از یکدیگر پنهان نکنند.

۴) اهداف شخصی

هر انسان موفقی باید با خود به این نتیجه رسیده باشد که چه هدفی در زندگی دارد. اگر شما با خودتان و اهدافتان کنار نیامده باشید چطور می توانید با شریک عاطفیتان و اهدافش سازگاری داشته باشید. هر جای زندگی که باشید مهم نیست زمانی را برای خود اختصاص دهید و به این فکر کنید که چه هدفی دارید.

 ۵ ) گوش دادن صحیح

مهارت های شنیداری در زندگی مشترک اهمیت بسیار زیادی دارد. شما با رعایت چند مورد ساده می توانید این مهارت را در خود پرورش دهید.

 ۱ ) موقع حرف زدن و گوش دادن به صحبت های فرد مقابل حالت تدافعی نداشته باشید.

۲ ) سعی کنید ناراحتی و عصبانیت خود را کنترل کنید و چند ثانیه قبل از صحبت کردن مکث کنید و به عواقب آن کمی فکر کنید.

   ۳ ) برای صحبت کردن فقط به دنبال کلمات نباشید و با آن ها بازی نکنید سعی کنید تا منظور خود را به راحت ترین شکل خود به همسرتان برسانید.

 ۴ ) گاهی اوقات لازم است فقط گوش بدهید نه این که مثل طوطی راه حل ارائه بدهید. گوش دادن به تنهایی هم می تواند مشکلات را حل کند.

۵ ) همسر خود را بابت قصوری که اتفاق افتاده قضاوت نکنید یا به هیچ عنوان سرزنش نکنید.

وقتی کسی در نزد شما ابراز پشیمانی می کند نباید شروع به سرزنش کردن او کنید. با او همراهی کنید و او را مطمئن کنید که هر اتفاقی پیش بیاید شما او را حمایت خواهید کرد.

۶ ) مهارت های ابراز عشق

هر زوجی احتیاج دارد نسبت به همسر خود عشق دریافت کند. این عشق دریافتی ممکن است جمله ( دوستت دارم ) باشد و یا حتی گرفتن دست همسر در خیابان. ابراز عشق با کلمات یکی از واجبات رابطه ی عاطفی زوجین می باشد اما اگر به هر دلیلی نمی توانید به صورت کلامی این علاقه را ابراز کنید به شیوه خود تلاش کنید تا عشقتان را نسبت به همسرتان ابراز کنید.

بعضی از زوجین تصور می کنند چون ۲۰ سال از زندگی مشترکشان گذشته پس نیازی  به ابراز علاقه یکدیگر ندارند در صورتی که عشق هر چه قدمت بیشتری داشته باشد احتیاج بیشتری به ابراز نیز دارد.

۷ ) برقرار کردن تعادل در زندگی مشترک

سعی کنید در زندگی مشترک خود حد و مرزهایی تعیین کنید و نسبت به آن ها پایبند باشید. قراردادهایی درباره روزهای نظافت منزل، روزهای گردش و تفریح با خانواده، مناسبت های مهم و حائز اهمیت از این قبیل قراردادها می باشند.

بسیاری از زوجین وقتی بچه دار می شوند همه ی توجه خود را به او معطوف می کنند و خود و همسر را فراموش می کنند.

  ۸ ) توانایی در پذیرفتن سختی ها

وقتی مشکلی در زندگی شما پیش می آید کاملا طبیعی است که قدری ناراحت و غمگین باشید اما باید خیلی سریع خود را جمع و جور کنید و با سختی ها بجنگید.

بسیاری از مشکلاتی که شما در سال های پیشین داشتید و خیال می کردید با به وجود آمدن آن ها دنیا به آخر رسیده حالا به خاطره ها پیوسته اند و در عوض شما را نیرومند تر از پیش ساخته اند. روحیه بد و ناامید زندگی زناشویی شما را تحت الشعاع قرار می دهد. پس بدانید که چطور باید با آن ها رفتار کنید.

۹) مهارت در برقراری رابطه با خانواده همسر

مسلم است که هر خانواده ای فرهنگ خاص خود را دارد. شما نمی توانید فرهنگ خانواده مقابل را تغییر دهید و باید به سلیقه آنان احترام بگذارید.

خانواده همسر شما برای همسرتان که حالا فرد اول زندگی شماست زحمت زیادی کشیده اند تا او را پرورش داده اند پس لایق احترام و محبت هستند سعی کنید به آن ها احترام بگذارید و حرمت آن ها را زیر پا نگذارید.

۱۰) مهارت کنترل خشم

مهارت کنترل خشم یکی از مهارت هایی است که فقط زوجین جوان بلکه همه ی افراد باید آن را به عنوان یک مهارت ضروری فرد فرابگیرند. شما باید آن قدر تمرین و تکرار انجام دهید تا بتوانید جلوی واکنش های هیجانی خود را بگیرید و آن ها را مهار کنید. نوشیدن یک لیوان آب یا ترک کردن مکان و شمردن معکوس چند نمونه از این تمرین ها می باشد.

۱۱) مهارت حل مشکلات و تصمیم گیری

گاهی ممکن است در زندگی زوجین و به ویژه زوجین جوان مشکلاتی پیش بیاید که نتوانند برای آن راه حل درستی بیابند. در چنین مواقعی لازم است تا درست تفکر کنند و با عجبه تصمیم نگیرند.

سعی کنید با یک مشاور مشورت بگیرید تا کمی در این زمینه شما را راهنمایی کند. اگر چندین بار با آرامش برای حل کردن مسائل تلاش کنید دفعات بعدی نیز در حل مسئله خبره خواهید شد.

۱۲) مهارت تربیت فرزند :

وقتی با همسر خود تصمیم می گیرید که جمع دو نفره خود را به سه نفر ارتقا دهید لازم است مهارت هایی را نیز بیاموزید. شما با خواست خود کودکی را به این دنیا وارد می کنید پس باید آن قدر کافی و توانمند باشید که بتوانید مسئولیت او را به عهده بگیرید.

۱۳) مهارت انجام رابطه ی جنسی به بهترین نحو :

رابطه ی جنسی نیاز اصلی هر دوی زوجین است پس باید  سعی کنید آن را از حالت تکراری و یکنواخت خارج کنید. در این بابت لازم است تا به خواسته های همدیگر توجه کنید تا رضایت  هر دوی زوجین حاصل شود.

۱۴) مهارت پذیرش مسئولیت :

وقتی مسئولیت کاری را به عهده می گیرید باید آن را به بهترین نحو انجام دهید. اگر هر کس در زندگی مشترک خود شانه خالی کند افسار زندگی از دست زوجین خارج می شود و اوضاع غیر قابل کنترل می شود. در ضمن اگر نسبت به مسئولیت هایی که می پذیرید بی توجه باشید و آنان را پشت گوش بیاندازید اعتماد همسرتان نسبت به شما از بین خواهد رفت.

۱۵) اثرات یادگیری مهارت های زندگی مشترک

×زوجینی که مهارت های زندگی زناشویی را یاد می گیرند آرامش را به زندگی خود دعوت می کنند.

× طبق تحقیقات انجام شده یادگیری مهارت های زناشویی و همسرداری موجب از بین رفتن پریشانی و افسردگی خواهد شد.

× هدف و غایت از آموختن این مهارت ها پایین آمدن آمار طلاق می باشد.

× یادگیری مهارت های فرزند پروری برای زوجینی که برای اولین بار پدر و مادر شدن را تجربه می کنند بسیار حیاتی می باشد.

×اگر بتوانید مهارت های زناشویی را در زندگی مشترک خود به کار گیرید پس در واقع نمی توانید یک زندگی سرشار از آرامش را تجربه کنید و دائما در عذاب و تنش خواهید بود.

منبع : ۱۵ مهارت ارتباطی که برای یک زندگی شاد لازم دارید

دلایل مشاوره خانوادگی

دلایل مشاوره خانوادگی

مشاوره خانواده فرآیندی است که در طی آن, ابعاد مختلفی از شخصیت افراد هویدا شده و به همین دلیل از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

این فرآیند خصوصا برای افرادی کارآمدتر خواهد بود که حین تصمیم گیری برای ازدواج, قوه منطق خود را به کلی کار می گذارند و صرفا با احساسات خود انتخاب می کنند. این افراد معمولا در برابر بزرگ ترین مشکلات هم سکوت می کنند یا آن را نادیده می گیرند.

انواع مراحل و اهداف مشاوره خانواده و ازدواج

مشاوره ازدواج دو نوع دارد : مشاوره پیش از ازدواج و مشاوره پس از ازدواج

در مشاوره پیش از ازدواج, میزان آمادگی طرفین جهت بررسی همخوانی شخصیت و خانواده ها, میزان شناخت یکدیگر از زندگی مشترک و نحوه برخورد با چالش های پیش رو زناشویی سنجیده می شود.

مشاوره پس از ازدواج نیز در مواقعی کاربرد دارد که زوجین پس از تشکیل زندگی مشترک به مانعی برخورد کرده اند و قصد دارند نظر تراپیست را نیز در این باره جویا شوند.

مشاور خانواده در چنین موقعیت هایی به دور از هر گونه پیش داوری و سو گیری نسبت به طرفین قضاوت می کند و به زوجین کمک می کند تا درست ترین راه را به نفع خود, انتخاب کنند.

علت اهمیت زیاد مشاوره ازدواج

متاسفانه این روزها شاهد آمار بسیار بالایی از طلاق زوجین جوان هستیم و علت عمده آن نیز, عدم شناخت کافی زوجین نسبت به اخلاق و شخصیت یکدیگر است. علل دیگر اهمیت مشاوره ازدواج نیز به شرح زیر می باشد:

۱) باعث شناخت کافی زوجین نسبت به یکدیگر می شود.

۲) باعث شناخت نقاط ضعف و قوت یکدیگر خواهد شد.

۳) میزان آگاهی زوجین نسبت به چالش ها و مسائل مختلف را بالا می برد.

۴) موجب پیشگیری از بسیاری از چالش های پیش رو می شود.

خوب است که زوجین حتی کوچک ترین مسائل خود را برای افراد غیر متخصص بازگو نکنند چرا که این کار علاوه بر حل نشدن مشکلات, موجب سخت تر شدن آن و اجازه دخالت اطرافیان در این مسئله خواهدشد.

مشاوران ازدواج نسبت به اطلاعات مراجعین خود متعهد هستند تا اسرار آنان را به کسی بازگو نکنند اما با بازگوکردن اسرار خود برای فامیل و آشنایان خود را سوژه قضاوت و پیش داوری های غیر منطقی اقوام خواهید کرد.

به طور کلی ازدواجی از هر نظر موفق و مثمر ثمر خواهد بود که زوجین در طی آن از لحاظ مختلفی مثل اخلاق جایگاه اجتماعی اقتصادی و غیره هم سطح و هم سو باشند. اگر در این زمینه ها شباهتی وجود نداشته باشد طبیعتا اختلاف پیش می آید و ازدواج نا موفق خواهد شد.

در جلسات مشاوره ازدواج چه می گذرد؟

مشاور در وهله اول اطلاعات مهم شما را می پرسد و شما با پر کردن یک فرم جامع و کامل, به او کمک می کنید تا درباره شناخت شما و ارائه راه حل مناسب راهی ارائه کند.

یک مشاور خوب و با تجربه تلاش می کند تا موارد زیر را مهیا کند:

۱) ایجاد فضای امن و مناسب که هر دو طرف بتوانند نظر خود را بدون ترس از هیچ گونه قضاوتی بیان کنند.

۲) ایجاد فرصت برای گفت و گوی آزاد .

۳) رو به رو شدن با نقص های فردی و آشنا شدن با آن ها .

۴) تلاش برای به توافق رسیدن با یکدیگر .

چرا می گوییم مشاوره ی ازدواج واجب و حیاتی است؟

آگاهی کامل لازمه داشتن یک زندگی سالم و بدون ریسک خطرناک می باشد.

شما نمی توانید با دانستن خصوصیات اخلاقی و شخصیتی فرد مقابل با او تشکیل خانواده بدهید. البته لازم به ذکر است که مشاوره ازدواج افراد را به طور کامل معرفی نمی کند اما تا حدود زیادی لایه های زیرین شخصیت او را هویدا می کند.

نحوه مشاوره تلفنی

خانواده نوعی اجتماع کوچک می باشد که هر یک از اعضای آن عضوی مهم از جامعه هستند.

اولین لایه های شخصیتی هر فرد در این اجتماع کوچک شکل می گیرد و فرد را می سازد. با توجه به این که در اغلب خانواده ها درگیری ها و تنش های بسیاری وجود دارد، بهتر است تا در این مسیر سخت از یک مشاور خبره کمک بخواهیم.

علت اهمیت مشاوره خانواده

خانواده ها همیشه برای دلایل متفاوتی احتیاج به مشاوره حضوری یا تلفنی پیدا خواهند کرد. انجام مشاوره و در میان گذاشتن مشکلات با مشاور به شما کمک می کند تا اعضای خانواده و تعارضات آنان را بیشتر بشناسید و با آنان کنار بیایید.

این جلسات مشاوره به افراد کمک می کنند تا کاملا قوی تر بشوید و از نظر اختلالات روانی مختلف, به طور کامل بررسی شوید.

متاسفانه این روزها مشکلات اقتصادی تنش ها و دغدغه های والدین برای تربیت فرزندان و همچنین نحوه ارتباط خانواده با دیگر افراد, بر سلامت روان خانواده تاثیر می گذارد و لزوم مشاوره خانواده را تایید می کند.

اگر در خانه که محیط امن اعضای آن است تنش و استرس وجود داشته باشد اعضای آن از نظر روانی به هم ریخته و بیرون از خانه نیز به تعارضات زیادی برخورد می کنند.

تا زمانی که مشکلات در خانه حل نشوند شما نمی توانید در محیط بیرون از خانه نیز ارتباط سازنده ای داشته باشید.

مزایای مشاوره خانواده

در جلسات مشاوره خانواده سعی بر آن است که خانواده را مثل یک دستگاه سیستماتیک ببینیم که هر یک از اعضای آن عضو مهم آن هستند و عملکرد آنان حائز اهمیت می باشند. در این دستگاه اگر هر عضو آن به درستی کار نکند یا از کار بیوفتد کل عملکرد سیستم به مشکل خواهد خورد.

متاسفانه مشکلی که این روزها گریبان گیر خانواده ها شده است عدم توانایی بر برقراری گفت و گو و ارتباط موثر است. انتظارات فراتر از حد اعضا موجب می شود تا نتوانند یکدیگر را درست بشناسند و این موضوع چالش ها را بیشتر خواهد کرد.

در جلسات مشاوره خانواده چه به صورت حضوری و چه به صورت تلفنی می آموزید که اختلالات رفتاری چگونه هستند و با هر یک از اعضا به چه صورت باید رفتار کنید. چه بسیار خانواده هایی که فقط به علت نا آگاهی و سهل انگاری اعضا از همدیگر پاشیده شده اند.

مشاوره و حل اختلافات زناشویی

مشکلات زناشویی یکی از متداول ترین مشکلاتی است که در جلسات مشاوره مطرح می شود. زوجین به خصوص زوجین جوان به راحتی نمی توانند از پس چنین مشکلاتی بر آیند. حل این تعارضات هنگامی امکان می پذیرد که همه این مشاجرات و دعواها ریشه یابی بشوند.

در این جلسات زوجین می آموزند تا درک عمیق تری به نسبت پارتنر خود پیدا کنند و به طبع در مقابل مشکلات سخت تر بشوند.

چنین جلساتی همچنین به زوجین می آموزد تا چگونه به طور صحیح همسر خود را از دلخوری های موجود با خبر کند.

ایجاد ارتباط سازنده با همسر باعث می شود تا مشکلات به راحتی حل بشوند بدون این که کوچک ترین دلخوری ایجاد بشود.

نحوه مشاوره خانواده تلفنی

با توجه به دنیای پیشرفته و امروزی بسیاری از افراد ترجیح می دهند تا به صورت تلفنی و غیر حضوری با تراپیست خود ارتباط برقرار کنند. گاهی اوقات موقعیت مکانی تراپیست مورد نظر شما غیر قابل دسترس است و لازم است تا هر چه سریع تر با او صحبت کنید در این مواقع مشاوره تلفنی به حل مشکل شما کمک می کند.

مشاوره تلفنی می تواند به دقت مشاوره حضوری باشد و مشاور شما به همان اندازه برای حل مشکل شما وقت بگذارد.

سخن آخر

مشاوره خانواده چه به صورت حضوری و چه به صورت تلفنی به اعضای خانواده کمک می کند تا بتوانند ارتباطی موثر با خانواده برقرار کنند و جهت حل تعارضات خانوادگی روش های موثر و نوینی یاد بگیرند.

مهم ترین دستاورد جلسات مشاوره این است که شما نسبت به مسائل مختلف آگاهی و هوشیاری پیدا خواهید کرد و همچنین می آموزید تا پیش از هر گونه سوگیری برای حل مشکلات, مذاکره کنید.

منبع : دلایل مشاوره خانوادگی

بهترین همسر❤️11 روش که بهترین همسر ممکن باشید

متن عاشقانه برای همسر و قوانین بهترین همسر در این مقاله ذکر شده است که باعث نزدیکی فیزیکی شما و همسرتان می شود.

متن عاشقانه برای همسر

  • درست زمانی که فکر می‌کنم غیرممکن است بیشتر از قبل دوستت داشته باشم، به من ثابت می‌کنی که اشتباه می‌کنم.
  • اگر فیلم بودی، بارها و بارها تو را تماشا می کردم، اگر کتاب بودی خط به خطت را حفظ می کردم و اگر آهنگ بودی هزاران بار به تو گوش می دادم.
  • لبخند تو زیباترین چیزی است که در زندگی ام دیده ام و هرگز آن را فراموش نمیکنم.
  • اگر بخواهم بین ثروت و تو یکی را انتخاب کنم، تو را انتخاب خواهم کرد.
  • هر اتفاقی که فردا بیفتد مهم نیست چون دوستت دارم.
  • زندگی من با دیدن تو شروع شد، تو همه چیز من هستی.
  • دیدن تو زندگی من را تغییر داد، تو به من و زندگی من معنی دادی.

متن عاشقانه کوتاه برای همسر

  • دوست داشتم می توانستم لبخندت را برای همیشه مقابل چشم هایم حک کنم.
  • اگر مرا به یاد می آوری، پس برای من مهم نیست که دیگران فراموش کنند.
  • تو آخرین رویایی هستی که دارم.
  • در چشمان تو می توانم تمام زیبایی های دنیا را ببینم.
  • محبوب من، فرقی ندارد کجا باشی، قلب من همیشه راهی برای رسیدن به تو پیدا خواهد کرد.
  • دوستت دارم و این آغاز و پایانی می باشد که تو به زنذگی من بخشیده ای.
  • فراموش کردن تو مانند این است که نفس کشیدن را فراموش کنم. در هردو صورت خواهم مرد.
  • تو به من عشق را یاد دادی و در قلبم را به روی خود باز کردی.
  • تو نیمی از من نیستی، تو تمام منی.
  • اولین بار که دست من را گرفتی، احساس کردم روح من را لمس کردی.
  • تو بهترین دوست من هستی، تو در تمام سختی ها به من یاد آوری کردی که امید وجود دارد.
  • پیدا کردن تو به من یاد داد که معجزه امکان دارد.

جملات با احساس برای همسر

  • برای تو تلاش می کنم تا بهترین خودم باشم.
  • فقط برای دیدن لبخند تو صبح ها چشم هایم را باز می کنم.
  • تو به من نشان دادی که فرشته ها هم می توانند انسان باشند.
  • آغوش تو درمانی برای تمام دردهای من می باشد.
  • تو برای من مانند اکسیژن ضروری هستی.
  • شاید نتوانم هر روز و هر ثانیه به تو بگویم، ولی همیشه دوستت دارم و همیشه در ذهن من خواهی ماند.
  • من هرروز با دیدن تو متوجه میشوم که زیبایی چه معنی دارد.
  • هیچ کلمه ای نمی تواند احساسی که به تو دارم را توصیف کند.
  • کاش می توانستی خودت را از چشم من ببینی.
  • برای من خانه جایی است که تو در آن حضور داشته باشی.
  • از این لحظه به بعد تنها برای دیدن لبخند تو تلاش خواهم کرد.
  • هرچیزی که من دارم برای تو می باشد، تو مالک تمام قلب و روح من می باشی.

قوانین بهترین همسر

1.  سعی نکنید دائماً مشکلات او را حل کنید.

از نظر روانی، بهترین راه برای تعامل با شریک زندگی خود در حین گوش دادن به او این است که واقعاً تلاش کنید و درک کنید که آن ها چه احساسی دارند. این نوع گوش دادن همدلانه باعث تقویت ارتباطات و ایجاد صمیمیت می شود. این بدین معنا نیست که حل مسئله مهم نیست، فقط لازم نیست وارد شوید و سعی کنید فوراً مسائل را اصلاح کنید.

2.  به یاد داشته باشید: همسر شما مشاور نیست.

بله، خوب است که اضطراب ها، ترس ها و ناامیدی های کوچک و بزرگ خود را با همسرتان در میان بگذارید. اما او نمی تواند تنها کسی باشد که برای مشاوره به او مراجعه می کنید. سعی کنید دوستان یا مشاوری را نیز پیدا کنید که بتوانید به او تکیه کنید. 

3. به وعده های خود عمل کنید.

یکی از مهم ترین کارهایی که می توانید در زندگی انجام دهید انجام وعده هایی است که می دهید، شاید تصور کنید که لازم نیست به وعده های خود عمل کنید اما حرف های شما نشانه اعتبار شما هستند بنابراین حتما توجه کنید که وعده های قابل اجرا بدهید.

4. بیشتر معاشقه کنید

وقتی ازدواج کردید، فراموش کردن معاشقه اسان است. بنابراین، اگر می‌خواهید جذابیت رابطه را تشدید کرده، کمی احساس سرخوشی کنید و صمیمی تر شوید بیشتر معاشقه کنید.»  معاشقه باعث می شود که زنان بیش تر برای رابطه از نظر ذهنی آماده شوند. حتما معاشقه را به برنامه های خود اضافه کنید و نتیجه آن را مشاهده کنید.

5. مراقبت از خود را در اولویت قرار دهید.

اگر عاشق فیلم هستید، با یک دوست یا حتی تنهایی به تماشای فیلم بروید. اگر دوست دارید ورزش کنید، به طور منظم زمانی را برای دویدن بیرون رفته یا به باشگاه بروید. اگر سرگرمی دارید به آن ادامه دهید.

6. افکار یا نگرانی های او را مسخره نکنید.

به آنر ها نگویید که بیش از حد واکنش نشان می دهند، عصبانی هستند، یا اینکه نگرانی هایشان احمقانه است. حتی اگر واقعاً فکر می‌کنید که برداشت او احمقانه یا مضحک است، این قضاوت را برای خود نگه دارید و در عوض راه‌حل‌های سازنده ارائه دهید.

7. عذرخواهی کنید

یکی از مهم ترین قوانین برای یک ازدواج موفق عذرخواهی از یکدیگر است. این گاهی اوقات به معنای عذرخواهی است، حتی اگر احساس کنید دلیلی برای عذرخواهی وجود ندارد.

8. یک تیم باشید

خوشبخت‌ترین زوج‌ها اغلب خود را «یک تیم» می‌نامند، زیرا در واقع این همان چیزی است که یک ازدواج موفق می باشد. هنگامی که در زندگی خود با چالش ها یا مشکلاتی مواجه می شوید، با هم با آن ها روبرو شوید. اگر تیم خوبی هستید، در کنار هم بسیار قوی تر از هر زمانی هستید که جدا از هم باشید.

بخش مهمی از این امر این است که وقتی با مشکلاتی روبرو می شوید، نیمه دیگر خود را تنها نگذارید. تلاش برای رویارویی با آن ها به تنهایی می تواند باعث ایجاد مشکلاتی در روابط شما شود.

این بدان معنا نیست که شما باید فردیت خود را از دست بدهید. در واقع، مهم است که برای خود و چیزهایی که از آن لذت می برید وقت بگذارید.

9. به یکدیگر احترام بگذارید

یکی از بزرگترین قوانین یک ازدواج شاد، احترام است. حتی زمانی که در حال دعوا هستید، باید احترام یکدیگر را حفظ کنید تا همه چیز درست شود. مهم است که هنگام اختلاف نظر، آرامش خود را حفظ کنید. 

10. اشتباهات گذشته را مطرح نکنید

شما نمی توانید مشکلات گذشته را دوباره مطرح کنید تا دعوا را به نفع خود تمام کنید این فقط باعث ایجاد خشم می شود و باعث می شود که همسرتان احساس کند هرکاری که انجام دهد اشتباهات او را فراموش نمی کنید بنابراین این کار را کنار بگذارید.

11. هرگز با عصبانیت از یکدیگر به رختخواب نروید

از قوانین بهترین همسر می توان به این امر اشاره کرد، این یک سخن کلیشه است، اما واقعیت دارد. عصبانی شدن از دست یکدیگر کاملاً طبیعی است، اما تمام تلاش خود را برای حل مشکلات خود قبل از خواب انجام دهید. خوب نیست که روی مبل بخوابید یا شب ها را با عصبانیت کنار هم دراز بکشید.

12. از کلمه  طلاق استفاده نکنید.

حتی در اوج بحث، از تهدید به بستن چمدان ها یا رفتن به دفتر وکیل خودداری کنید. هشدارهای مکرر ممکن است منجر به بلوف زدن طرف مقابل توسط همسر شود. ما احساس می کنیم که خشم به ما اجازه می دهد هر چیزی بگوییم یا انجام دهیم. اما تهدید به طلاق هرگز مفید نیست و تنها احتمال جدایی را بیشتر می کند.

منبع : بهترین همسر❤️11 روش که بهترین همسر ممکن باشید 

معجزه های مشاوره خانواده خوب

معجزه های مشاوره خانواده خوب

اگر در خانواده، ازدواج یا سایر روابط خود دچار پریشانی هستید، مرکز مشاوره ستاره ایرانیان می تواند به شما کمک کند. خانواده درمانی به  شما کمک می کند تا از طریق الگوها یا سیستم های ناسالم برای یافتن صلح، هماهنگی و همکاری کار کنید.

خانواده درمانی، مشاوره زناشویی و سایر مشاوره های ارتباطی می تواند به همه کمک کند تا از یک سبک زندگی شادتر بهره مند شوند.

خانواده درمانی چیست؟

خانواده درمانی و زوج درمانی انواعی از روان درمانی ها هستند که برای کاهش تعارض در روابط طراحی شده اند. این روش های درمانی با بهبود نحوه تعامل اعضای خانواده کار می کند. برخلاف مشاوره فردی که مشکلات درونی فرد را درمان می کند، خانواده درمانی بر اصلاح الگوهای ناسالم و ایجاد سیستم های مثبت برای حل مسئله تمرکز می کند.

چه کسانی به خانواده درمانی یا مشاوره خانواده نیاز دارند؟

«خانواده» در خانواده درمانی یا مشاوره رابطه می تواند تعربف متفاوتی داشته باشد. خانواده شما متشکل از افرادی است که از شما حمایت می کنند. این افراد ممکن است خویشاوندان خونی یا افراد دیگری باشند که در خانه شما زندگی می کنند. به یاد داشته باشید که روابط خانوادگی سالم کلید سلامت روان شماست.

اگر خانواده شما با چالش های خاصی دست و پنجه نرم می کند، خانواده درمانی می تواند کمک کند. همچنین کمک به اعضای گروه برای سازگاری با تشخیص سلامت روانی یکی از اعضا، مفید است. اهداف خانواده درمانی معمولاً بر حل تعارض و بهبود ارتباطات متمرکز هستند

موضوعات خانواده درمانی

روابط شما می تواند از درمان یا مشاوره زناشویی در موقعیت هایی مانند موارد زیر بهره مند شود:

  • کودکی که مشکلات رفتاری، اعتیاد، اختلال خوردن یا مشکلات مدرسه را تجربه می کند.
  • تروما یا اندوهی که همه اعضای گروه را تحت تأثیر قرار می‌دهد
  • سازگاری با اعضای خانواده، مانند فرزند جدید
  • خشونت خانگی
  • اختلاف والدین
  • طلاق
  • مشکلات مالی

انواع رایج خانواده درمانی

هنگامی که از مرکز روانشناسی ستاره ایرانیان برای خانواده درمانی، مشاوره زناشویی یا سایر مشاوره های ارتباطی کمک بگیرید، از راهنمایی متخصصان مجرب و آموزش دیده ما بهره مند می شوید. آن ها از روش‌های مختلفی استفاده می‌کنند، به‌ویژه روش‌هایی که برای نیازهای خاص خانواده شما مناسب‌تر است.

برخی از انواع رایج خانواده درمانی عبارتند از:

خانواده درمانی بوونین

خانواده درمانی بوونین زمانی به خوبی جواب می دهد که سایر اعضای خانواده به دلایلی نخواهند یا نتوانند در جلسات درمانی شرکت کنند. این روش از تمایز به عنوان مفاهیم اصلی خود استفاده می کند. تمایز به افراد کمک می کند با استفاده از نامه نگاری و راهبردهای دیگر یاد بگیرند که چگونه در روابط خانوادگی خود واکنش عاطفی کمتری نشان دهند.

درمان ساختاری

درمان ساختاری به خانواده ها کمک می کند تا مرزهای سالمی را تعیین کنند و با برنامه ریزی و تقسیم مسئولیت نقش های مثبتی را ایفا کنند. در این روش درمانگر مطمئن می شود هیچ یک از اعضای خانواده در خانواده قدرت زیادی را در اختیار ندارند.

مدل سیستماتیک

این مدل درمانی قدرت خانواده را به عنوان یک بازی ناخودآگاه که مشکلات را تداوم می بخشد بررسی می کند. از موضع خنثی، درمانگر با خانواده مقابله می کند تا به درک بیشتر مشکلات پیش آمده کمک کند.

رویکرد استراتژیک

این روش شامل تکالیف خانوادگی می باشد، این روش برای کمک به اعضای خانواده طراحی شده است تا نحوه تعامل خود را با فردی که علائم یا مشکل را به او نسبت می دهند تغییر دهند.

همچنین سلسله مراتب و سیستم های ارتباطی خاص را ارزیابی و معرفی می کند. مشاور به اعضا کمک می کند تا الگوهای ارتباطی را تغییر دهند و مسائل منفی را به موارد مثبت تغییر دهند.

مزایای مشاوره خانواده یا زناشویی

مشاوره خانواده زمانی به خوبی جواب می دهد که خانواده روابط متشنج یا رویدادهای استرس زا را تجربه کند. این درمان می تواند به حل مسائل ارتباطی، درگیری ها و مشکلات رفتاری کمک کند. هنگامی که یک یا چند عضو نگرانی‌های مربوط به سلامت روانی را تجربه کنند، درمان نیز برای خانواده‌ها به خوبی کار می‌کند.

برخی مشکلات سلامت روان ممکن است شامل افسردگی، اعتیاد، اختلالات خوردن یا سایر شرایط باشد. به طور کلی، مشاوره خانوادگی باعث درک بهتر و افزایش همکاری میان اعضا خانواده می شود.

خانواده درمانی اغلب بر الگوهای خانواده خاصی تمرکز دارد که به مشکلات کمک می کند. اعضای خانواده با هم تلاش می کنند منبع درگیری های خود را بیابند تا بتوانند یاد بگیرند و بهتر از یکدیگر حمایت کنند.

بهترین مشاوره خانواده

راه هایی که مشاوره خانواده یا زناشویی کمک می کند عبارتند از:

  • احترام به مرزهای یکدیگر
  • ترویج ارتباطات بهتر
  • بهبود مهارت حل مسئله
  • درک پویایی خانواده و الگوهای رفتاری
  • کاهش تعارض
  • ایجاد درک و همدلی

موقعیت هایی که خانواده درمانی یا مشاوره زناشویی می تواند کمک کند

اگر در فکر درمان با خانواده یا مشاوره زناشویی خود هستید، احتمالاً شما و عزیزانتان می توانید از این روند بهره مند شوید. برخی از موقعیت‌های رایجی که افراد به دنبال این درمان هستند عبارتند از:

منبع : معجزه های مشاوره خانواده خوب

راه حل مشکلات خانوادگی

راهکارهایی برای رفع کردن اختلافات خانوادگی

وقتی در خانواده مشکلی به وجود می آید، در واقع به این معنی است که یک نفر از اعضای خانواده، نسبت به شرایط حاکم بر خانواده رضایت ندارد و خواهان تغییر است. بنابراین دست به شورش و پرخاشگری می زند.

راه حل هایی برای جلوگیری از مشکلات خانوادگی:

اختلافات خانوادگی برای هر انسان، ممکن است موضوعات و دسته بندی های مختلفی داشته باشد. این مشکلات می توانند در زمینه های اخلاقی، احساسی، اقتصادی و … بروز پیدا کنند که سر منشا همه ی این موضوعات به ازدواج مربوط است. در واقع می توان گفت، وقتی زوجین با آگاهی و منطق شریک زندگی خود را انتخاب کنند در آینده به مشکل حاد و جدی برنخواهند خورد.

ممکن است شما نیز در زندگی خود تعارضات حل نشده بسیار زیادی داشته باشید و امید خود را نیز نسبت به حل آن ها در ادامه ی زندگی از دست داده باشید. پیشنهاد می کنیم در ادامه با ما همراه باشید.

معمولا در حین بروز تعارضات خانوادگی دو حالت اتفاق می افتد :

۱) با حفظ آرامش و خونسردی و همچنین حفظ حرمت ها، درباره حل تعارضات گفت و گو می کنید تا هر دو طرف به توافق و صلح نهایی برسید.

۲) هر دو طرفین دعوا شروع به داد زدن و فحاشی کرده و به هیچ نتیجه ای جز دلخوری و از بین بردن حریم یکدیگر نخواهید رسید.

قطعا حالت اول برای حل مشکلات، منطقی تر خواهد بود و بهتراست در هر حالتی از مشاجره و فحاشی جلوگیری کنید. اما شاید بیان کنید که در بعضی مواقع گفت و گوی محترمانه و منطقی به هیچ عنوان امکان پذیر نیست. پس باید چکار کنیم؟

در این مواقع گزینه ی سوم هم وجود دارد :

۳) تعارضات خانوادگی را به کلی نادیده بگیرید و به هیچ عنوان بحث آن را باز نکنید.

چه خوب بود اگر راه و رسم گفت و گوی موفقیت آمیز و منطقی برای حل تعارضات خانوادگی در زمان کودکی و مدرسه، در کنار سایر دروس پایه به کودکان آموزش داده می شد زیرا داشتن این مهارت لازمه ی یک زندگی شاد و موفق خواهد بود.

در نهایت تاسف، اکثر زوج های جوان دانش کافی برای حل تعارضات خانوادگی را ندارند و به همین علت سو تفاهم های جزئی را هم نمی توانند حل کنند. به این دلیل، بروز هر تعارضی به مشاجره و دعوا ختم خواهد شد.

در ادامه به نتایج و عوارض جلوگیری از حل کردن سریع تعارضات و راه حلی برای جلوگیری از مشکلات آن می پردازیم.

تصور کنید که شما و همسرتان قصد دارید برای تعطیلات به سفر بروید اما درباره انتخاب مقصد به تصمیم نهایی نرسیدید و هر کدام در ذهن خود شهر خاصی در نظر دارید، هر کدام دلایل خاص خود را برای انتخاب این شهر دارید.

در واقع و به ظاهر مشکل جدی متوجه رابطه شما نیست اما هنگامی که مهارت کافی برای گفت و گو و مذاکره ندارید، در نهایت تصمیم می گیرید سفر را کنسل کنید.

حالت دیگر به این صورت خواهد بود که هر کدام از زوجین از مقصد مورد نظر خود به نفع شخص مقابل منصرف شود.

در این مواقع ممکن است موقعیت صلح آمیز به نظر برسد، غافل از این که فردی که از نظر خود چشم پوشی کند، از سفر لذتی نمی برد و با جزئی ترین مشکل مثل انبار باروت منفجر می شود. استفاده از این روش عواقب بسیار بدی خواهد داشت.

حل تعارضات خانوادگی

وقتی شخصی در اکثر اوقات نسبت به خواسته های فرد مقابل تسلیم شود، در برابر اختلاف نظرها حساس خواهد بود.

اگر شما نیز چنین مشکلات مشابهی دارید و مشکلات حل نشده ی زیادی را به دوش می کشید. باید بدانید تنها چیزی که می تواند شما را از این منجلاب نجات دهد گفت و گو و مذاکره درباره تعارضات حل نشده است.

راهکارهای حل مشکلات خانواده

 برای حل شدن این مشکلات خانوادگی راهکارهایی برای شما آماده کرده ایم‌ :

۱) برای همسر خود نامه بنویسید : وقتی از بروز یک مشکلات خانوادگی حل نشده زمان بسیار زیادی می گذرد، پیش کشیدن دوباره و صحبت کردن درباره آن کمی ترسناک به نظر می رسد.

بهتر است در چنین مواقعی احساسات خود را روی کاغذ بیاورید و هر آن چه نمی توانید به زبان بیاورید را بنویسید. سعی کنید در نامه خود عباراتی که نشان از عصبانیت شما را دارند را حذف کنید و در مقابل از عبارات محبت آمیز استفاده کنید.

در ابتدای نامه می توانید درباره عللی بنویسید که نامه نوشتن را نسبت به گفت و گو ترجیح داده اید. در ادامه درباره مشکلات مفصلا توضیح دهید و نظر خود را نسبت به تعارضات بنویسید. به یاد داشته باشید که استفاده از عبارات دستوری و شرط گذاشتن نسبت به مسائل، مشکلات شما را حل نخواهند کرد و اوضاع را وخیم تر خواهند کرد.

پس از این که به تفصیل دیدگاه خود را شرح دادید از شریک زندگی خود بخواهید نظر خود را نسبت به تعارضات به وجود آمده بیان کند.

ممکن است راه حل نامه نوشتن کمی کلیشه ای یا غیر واقعی به نظر بیاید اما مطمئن باشید نوشتن نامه به حل تعارضات شما کمک زیادی خواهد کرد.

ممکن است همسرتان هم در جواب نامه ای به شما بنویسید و یا شاید نسبت به آن بی اهمیت باشد و آن را نادیده بگیرد. پاسخی که از همسر خود می گیرید ممکن است شامل موارد زیر شود:

۱)موثر و سازنده : ممکن است همسرتان نظری کاملا مثبت به شما ارائه دهد و با همدلی و دلسوزی راه حل هایی برای رفع مشکل شما ارائه دهد. معمولا در چنین مواقعی او بابت کوتاهی های خود عذرخواهی می کند و نسبت به حل مشکلات گذشته اشتیاق نشان می دهد.

اگر چنین واکنشی از فرد مقابل دیدید می توانید نسبت به نوشتن نامه بعدی اقدام کنید و در آن نسبت به تبیین مسائل جدی تر اقدام کنید.

وقتی هر دوی شما به تفاهم نسبی رسیدید و کمی آرام شدید می توانید رو در رو  با یکدیگر گفت و گو کنید.

۲) جنگ جو و تدافعی : احتمال دارد همسر شما یک لیست از تقصیرات شما بنویسد و شما را درباره همه چیز مقصر بداند، در چنین نامه هایی مشکل حل نمی شود و تنها آتش اختلافات شعله ور تر می شود. در مقابل چنین پاسخ هایی، لازم است صبور باشید و با لحن کاملا محترمانه و صلح جویانه برای او نامه بنویسید.

۳) عدم پاسخ دهی : در موارد کمی ممکن است همسر شما هیچ واکنشی به نامه شما نشان ندهد و یا شاید نامه شما را پاره یا معدوم کند. اگر چنین اتفاقی افتاد به صلاح شماست که مدت کمی را از همدیگر جدا کباشید و نامه هایی با موضوعات متفاوت و مختلف برای او بنویسید و به او بگویید باید هرچه زودتر برای زندگی مان اقدامی جدی کنیم.

اگر همسرتان هیچ واکنشی به اصرارهای شما مبنی بر حل اختلاف نشان نمی دهد باید بگوییم که هیچ عشق و احساسی در زندگی شما باقی نمانده و به بن بست احساسی رسیده اید.

البته باید بدانید که حتی در چنین مواقعی راهی به سمت امیدواری وجود دارد و اگر همسر شما از اعماق قلب خود نسبت به شما علاقه داشته باشد می توانید گذشته را با مشکلاتش پشت سر بگذارید و برای ساختن آینده ای سرشار از آرامش تلاش کنید.

اگر هنوز به چنین مرحله ای نرسیده اید باید بدانید که پیشگیری بهتر از درمان است. اگر اختلافی هر چند کوچک با همسر خود دارید آن را حل نشده نگذارید.

حل کردن مشکلات کوچک از مراحلی که پیش تر ذکر کردیم، به مراتب راحت تر است. به یاد داشته باشید در صورت وقوع هر گونه اختلافی حرمت ها را نشکنید و به یکدیگر احترام بگذارید.

منبع : راه حل مشکلات خانوادگی