10 راه های مقابله با عصبانیت شوهر| نجات زندگی مشترک

خشم یک احساس قدرتمند است که اگر تحت کنترل نباشد می تواند به احساسات طرف مقابل آسیب برساند، بنابراین مقابله با عصبانیت شوهر سخت می باشد. عصبانیت ممکن است باعث شود شما صبر خود را از دست داده و چیزهای ناپسندی را به شریک زندگی خود بگویید که برای همیشه به رابطه آسیب برساند. اگر در چنین موقعیتی هستید، این مقاله را بخوانید تا در مورد روش‌های موثر مقابله با شوهر یا همسر عصبانی را یاد بگیرید.


وقتی مرد عصبانی است چه کنیم| نحوه برخورد با شوهر عصبی نی نی سایت

1. آرامش خود را حفظ کنید.

تا آنجایی که ممکن است از عصبانی شدن خودداری کنید. اگر بتوانید آرام بمانید، بهتر می توانید فکر کنید و شرایط را کنترل می کنید.

2. از دید او به قضیه نگاه کنید

دلیل عصبانیت شوهرت چیست؟ آیا او یک روز بد در محل کار داشته است؟ آیا او خسته می باشد؟ آیا او نگران امور مالی است؟ علت عصبانیت او هرگز عصبانیت او را توجیه نمی کند، اما پی بردن به محرک عصبانیت می تواند به شما کمک کند درباره مشکلات او صحبت کنید و مشکل اصلی را ریشه کن کنید.

3. او را سرزنش نکنید.

ممکن است بخواهید با گفتن جملاتی مانند «آرام باش» خشم او را کنترل کنید، این ایده خوبی نیست. اگر می‌خواهید به او کمک کنید تا خشم خود را برطرف کند، بگویید: «خوب، به نظر ناراحت هستی. واقعا مشکل چیست؟»

4. احترام یکدیگر را حفظ کنید| شوهر عصبانی نی نی سایت

همه ما هنگام عصبانیت چیزهایی گفته ایم که بعدا از آن ها پشیمان شده ایم. پس اگر شوهرتان حرف ناشایست یا آزاردهنده ای زد و متوجه شد که کاری که انجام داده اشتباه بوده و عذرخواهی کرد او را درک کنید. با این حال، حتی در این صورت، اشکالی ندارد که بگویید: « عذرخواهی تو را می پذیرم می‌دانم که وقتی این حرف را زدی عصبانی بودی، اما این حرف یا کار تو به احساسات من آسیب زد.»

5. ذهن خوانی نکنید

ممکن است چند ماه یا چند سال از ازدواج شما گذشته باشد و تصور کنید می توانید فکر همسرتان را بخوانید، اما این کار را نکنید. همیشه احساسات و فکر همسرتان را از خودش بپرسید، ناراحتی او را درک کنید و منطقی به بررسی اوضاع بپردازید.

6. تعیین مرز| شوهر عصبانی نی نی سایت

در هنگام آرامش برای رابطه خود مرزهایی تعیین کنید و مطمئن شوید که همسرتان نیز آن ها را درک و قبول کرده است. به یاد داشته باشید که رابطه برای رشد و پیشرفت به احترام نیاز دارد، بنابراین به یکدیگر احترام گذاشته و حتی در هنگام دعوا نیز این خط قرمز ها را رعایت کنید.

7. تمرین فعالیت های آرام بخش| شوهر عصبانی نی نی سایت

با تحقیق می توانید راه ها و فعالیت های زیادی را کشف کنید که باعث افزایش آرامش می شود، ورزش، قدم زدن، یوگا و ماساژ می تواند جزو این موارد باشد. روانشناسان نیز راهکارهای متفاوت و موثری برای کنترل خشم توصیه می کنند.

8. هرگز بی احترامی را تحمل نکنید

مهم نیست چقدر رفتار پرخاشگرانه همسرتان را تحمل می کنید، هرگز بی احترامی را تحمل نکنید. اگر شروع به تحمل این موضوع کنید، به طور غیرمستقیم به همسرتان می گویید که او می تواند به شما توهین کرده و سپس عذرخواهی کند. اگر احساس می کنید که شریک زندگیتان به شما بی احترامی می کند، همیشه موضع بگیرید و به او بگویید که از حرف یا حرکت او ناراحت شده اید. از کلماتی مانند «این قابل قبول نیست» یا «ما می توانیم بعد از آرام شدن شما بحث خود را ادامه بدهیم» استفاده کنید و سپس اتاق را ترک کنید.

9. روی چیزهای خوب تمرکز کنید

ممکن است شریک زندگی تان اغلب عصبانی شود، اما دلیل عصبانیت او ممکن است محبت و مراقبت باشد. روی احساسات مثبت سرمایه گذاری کنید و سعی کنید آن ها را پرورش دهید. خیلی زود، شما شروع به دیدن عشق و محبت همسرتان خواهید کرد. 

چرا همسرتان به خاطر چیزهای کوچک عصبانی می شود؟

  1. تغییرات هورمونی: گاهی اوقات حتی آنهایی که معمولاً آرام هستند به دلیل تغییرات هورمونی به طور ناگهانی تحریک شده و عصبانی می شوند. در مردان، تستوسترون پایین می‌تواند باعث افزایش خشم شود، در حالی که در زنان، استروژن پایین دلیل تغییرات خلق و خوی است. عواملی مانند سبک زندگی، رژیم غذایی و خواب، می توانند بر سطح این هورمون ها تأثیر بگذارند.
  2. افزایش سطح استرس: استرس ناشی از کار، مشکلات مالی یا هر چیز دیگری می تواند فرد را ناامید و در نهایت عصبانی کند. اگر شریک زندگی شما تقریباً همیشه به هر دلیلی تحت فشار است، ممکن است از چیزهای کوچک عصبانی شود.
  3. مشکلات حل نشده دوران کودکی: پرخاشگری همچنین می تواند نتیجه آسیب های دوران کودکی باشد. اگر همسر شما در محیطی خشن بزرگ شده باشد ممکن است به افرادی پرخاشگر تبدیل شود که سعی در سرکوب زخم های عاطفی دارند.

4. شکست در زندگی: برخی از حوادث زندگی مانند خیانت، از دست دادن شغل یا ناباروری می‌تواند باعث عصبانیت و افسردگی شریک زندگی شود. این واقعیت که آن ها قادر به موفقیت در زندگی نیستند نیز می تواند باعث ایجاد احساس افسردگی و تنهایی در آن ها شود. و همه این احساسات منفی را با خشم بروز می دهند.

نشانه های  مشکل کنترل خشم دارد| شوهر عصبی نی نی سایت

  1. خشم به صورت ناسالم بیان می شود: مانند بسیاری از احساسات انسانی، خشم را نمی توان سرکوب یا از بین برد بلکه باید به روشی سالم نشان داده شود که شامل صدمه زدن به طرف مقابل از نظر جسمی یا روحی نباشد. اما افرادی که مشکلات خشم دارند تمایل دارند آن را بهروشی ناسالماز خود بیرون می‌کنند: به خاطر چیزهای کوچک عصبانی می‌شوند، فریاد می‌زنند و شما یا دیگران را متهم می‌کنند.
  2. احساس افسردگی می کنید: مواجهه مداوم با عصبانیت همسر کار آسانی نیست. می توانید یک یا دو بار عصبانیت آن ها را نادیده بگیرید، اما در طول زمان احساس افسردگی پیدا می کنید حتی ممکن است احساس کنید که عشق و علاقه به همسرتان به دلیل کج خلقی با نفرت و کینه جایگزین شده است.
  3. صمیمیت از بین می رود: وقتی برای جلوگیری از عصبانیت همسرتان همیشه باید مراقب باشید. شما آنقدر می ترسید که از به اشتراک گذاشتن خواسته های خود با آن ها خودداری می کنید. با از بین رفتن عشق، صمیمیت فیزیکی بسیار سخت می شود. اگر همسرتان همیشه حرف می‌زند و تصمیم‌گیری می‌کند و شما همیشه گوش می‌دهید و برای جلوگیری از دعوا حرفی نمی زنید، صمیمیت رابطه از بین می رود.
  4. شما را مقصر می داند: یکی از بارزترین نشانه های همسر عصبانی این است که از عصبانیت خود برای پوشاندن اشتباهات خود استفاده می کند. برای مثال، اگر چیزی پیدا کردید که نشان می‌دهد همسرتان به شما خیانت کرده است با فریاد زدن باعث شود شما احساس گناه کنید یا از مطرح کردن دوباره آن موضوع وحشت داشته باشید.
  5. تأثیر بر فرزندان: خشم کنترل نشده شریک زندگی تان می تواند بر روی فرزندان تاثیرات بدتری داشته باشد. بچه ها معمولا از والدین خود یاد می گیرند. وقتی می بینند که والدینی فریاد می زند به این باور می رسند که چنین رفتاری راهی برای رسیدن به خواسته ها می باشد. آن ها همچنین از ترس صداهای بلند و عصبانیت می توانند ترسو و درونگرا شوند. قرار گرفتن دائمی در معرض خشم و تمسخر نیز باعث ایجاد تغییراتی در الگوهای رشد آن ها می شود.

منبع : 10 راه های مقابله با عصبانیت شوهر| نجات زندگی مشترک 

چرا حل اختلافات زناشویی انقدر مهم است؟+ راهکارهای اساسی

توانایی حل اختلافات زناشویی از مهم ترین مهارت های زندگی می باشد که بسیاری از زوجین آن را به درستی کسب نمی کنند، در این مقاله به بررسی این مهارت و راه های لازم برای حل اختلافات زناشویی پرداخته شده است.

زنان و مردان با هم متفاوت هستند و افرادی که با یکدیگر ازدواج می کنند هر کدام ویژگی ها و خصوصیت های منحصر به خودشان دارد و این ویژگی ها در زنان و مردان متفاوت می باشد، این تفاوت ممکن است اختلافاتی را بین آن ها به وجود آورد.

روانشناسی دعوای زن و شوهر

افراد خصوصیت ها و ویژگی هایشان را بر اساس ژنتیکشان به دست می آورند و این تفاوت های ژنتیکی در خصوصیات جسمانی آن ها دیده می شود، زیرا اگر به اثر انگشت دو نفر دقت کنید هیچ گاه یکسان نمی باشد.

همچنین خصوصیات چهره هر فرد منحصر به فرد می باشد و باعث می شود که یکدیگر را به خوبی شناسایی کنیم و سایر تفاوت هایی که بین افراد وجود دارد غیر جسمانی می باشد.

بعضی اوقات اختلافاتی وجود دارد که نمی توان با نگاه به شخص آن اختلاف ها را شناسایی کرد در حالی که آن اختلاف ها وجود دارد.

مثلا بعضی افراد درون گرا و بعضی ها برون گرا می باشند و این یک نوع تفاوت شخصیتی می باشد. تفاوت های شخصیتی نشان می دهد که فرد کارهای مهم و ضروری زندگی اش را به چه صورتی انجام می دهد.

در روانشناسی دعوای زن و شوهر ما انسان ها در مورد موضوعات مختلف شیوه های متفاوتی را برای حل آن ها در نظر می گیریم و به عبارت دیگر نسبت به موضوعات اختلاف نظر داریم. مثلا درمورد چگونگی تربیت و بزرگ کردن بچه ها، نحوه رانندگی، روش سپری کردن اوقات فراغت و جنبه های دیگر زندگی ایده و سلیقه های متفاوتی داریم و به خاطر همین تفاوت ها، اختلاف هایی بین ما به وجود می آید.

برای حل این اختلاف ها نباید راه های اشتباهی را در نظر بگیریم و هر طور شده از شر آن ها رها شویم بلکه باید یاد بگیریم تفاوت های یکدیگر را بپذیریم و با آن کنار بیایم.

هدف از ازدواج خوب چیست؟| راهکار هایی برای حل اختلاف

هدف از ازدواج خوب این است که زوج ها باید یاد بگیرند که چطور به صورت یک تیم با یکدیگر کار کنند و از اختلاف هایشان برای جرو بحث و دعوا استفاده نکنند و به جای آن سعی کنند از اختلاف ها برای خود زندگی بهتری بسازنند و در کنار یکدیگر از زندگی لذت ببرند.

حل اختلاف ها یک نوع روش کار تیمی می باشد، به طوری که تا وقتی دعوایی پیش نیاید ما نمی توانیم تشخیص دهیم که اختلافات ما چه هستند و نمی توانیم تفاوت ها را به خوبی بشناسیم.

در این جا منظورمان تفاوت سلیقه ها و اختلاف نظر های ساده نمی باشد بلکه بر اساس نظر مشاوران دعوا زمانی به وجود می آید که دو زوج احساس می کنند در مورد موضوعات متفاوت اختلاف دارند و نظرات آن ها متفاوت می باشد. این نظرات متفاوت بر روی رفتارشان تاثیر منفی می گذارد و باعث ناسازگاری و ناهماهنگی در رابطه می شود.

افرادی که با یکدیگر زندگی می کنند ممکن است در حوزه های مختلف زندگی مانند غذا خوردن، رانندگی، مسائل جنسی، پول، خویشاوندان، اعتقادات، تربیت فرزندان، گذراندن اوقات فراغت و …با یکدیگر تفاوت نظر داشته باشند به حدی که ممکن است بر سر این موضوعات دعوا کنند.

اما باید دقت داشته باشید که اختلافات همیشه بد نبوده و در هر ازدواجی اجتناب پذیر می باشد. به عبارت دیگر همه ازدواج ها اختلاف دارد و غیر ممکن است ازدواجی بدون اختلاف باشد.

همانطور که گفتیم هر فرد ویژگی و خصوصیات خاص خودش را دارد و هنگام ازدواج با فردی دیگری ازدواج می کنید باید بدانید که مانند هر انسان دیگری خصوصیات منحصر به فرد خودش را دارد.

در ازدواج باید هدف خود را از دست دادن اختلاف ها در نظر بگیرید به همین دلیل شما باید یاد بگیرید که چطور با یکدیگر مانند اعضای گروه هماهنگ شوید تا با کمک یکدیگر برای رسیدن به یک هدف مشخص اقدامات لازم را انجام دهید.


پیشگیری از ایجاد اختلاف بین زن و شوهر

در صورتی که زوجین یاد بگیرند که اختلاف هایشان را چگونه حل کنند، بهتر می توانند با یکدیگر زندگی کنند و خواهند توانست به خوبی یکدیگر را درک کرده، از یکدیگر پشتیبانی و حمایت کنند در این هنگام آن ها ازدواج موفقی خواهند داشت و پیشگیری از ایجاد اختلاف بین زن و شوهر انجام می شود.

وقتی که زوجین بتوانند از لحاظ عاطفی به خوبی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند برای زندگی در کنار یکدیگر از هماهنگی بیشتری برخوردار خواهند بود.

اگر بین زن و شوهر اختلاف به وجود آید و این اختلاف حل نشود، هماهنگی به درستی بین آن ها به وجود نخواهد آمد و زندگی آن ها به میدان نبردی تبدیل خواهد شد، رفتار نامناسبی با یکدیگر خواهند داشت و یکدیگر را با سخنان و کلمات نامناسب مورد خطاب قرار خواهند داد.

پس از درگیری و اختلافات، فاصله عاطفی آن ها به تدریج بیشتر می شود و ممکن هر کدام از این زوجین پا پس بکشند و دیگر حاضر نباشند با یکدیگر به زندگی مشترک ادامه دهند.

مثلا شوهر ممکن است بگوید ما برای هم دیگر ساخته نشده ایم و یا همسرش اتفاقات خوش اوایل زندگی را یادآوری کند و بگوید اوایل زندگی چقدر حالمان خوب بود و خوش بودیم، این حرف ها دلایل خاص خودش را دارد و به این دلیل پیش می آید که زوجین یاد نگرفته اند اختلافشان را به درستی حل کنند.

آن ها شاید هرگز نتوانسته اند این اختلاف ها و مشکلات را به درستی پیش بینی کنند، چون در اوایل ازدواج زن و شوهر اختلاف هایی که پیش می آید را به ندرت شناخته و آن ها را تشخیص می دهند و ممکن است به سختی باور کنند که زمانی ممکن است اختلافات جدی و سختی برای آن ها به وجود آید و مشکلاتی را برای آن ها ایجاد کند.

آیا زوجین می توانند اختلاف ها را حل کنند؟

بر اساس نظر مشاوران زوجین می توانند اختلاف های خود را به درستی حل کنند، به شرطی که راه حل اختلاف ها را به خوبی یاد بگیرند که چطور می توانند این مشکلات را برای خود حل کنند.

مهارت هایی که برای حل اختلاف به کار می رود به سادگی به دست نمی آید و باید در افراد تغییراتی به وجود آید این تغییرات باید در زمینه نگرش و رفتار فرد باشد.

آن ها باید گوش دادن را به خوبی یاد بگیرد تا بتواند به صحبت های طرف مقابل به خوبی گوش دهد همچنین باید با احترام با همسرش صحبت کند و رفتار محترمانه ای با او داشته باشد در این صورت به خوبی می توانند درباره راه حل ها به درستی گفت و گو کند.

مهارت هایی که افراد برای زندگی مشترک باید یاد بگیرند آسان نیست اما اگر آن ها یاد بگیرد و برای حل اختلاف های خود از آن ها استفاده کنند به نتایج موفقیت آمیزی دست خواهند یافت.

چرا حل اختلاف ها مهم است؟

زمانی که افراد اختلاف ها و تفاوت های بین خود را به درستی بشناسند، روش ها و اصول اختلاف را یاد بگیرند و به درستی از آن ها استفاده کنند به مرور زمان در زندگی آن ها تغییراتی به وجود خواهد آمد و باعث خواهد شد که ازدواج و زندگی مشترک موفق و لذت بخشی داشته باشند.

اما هنگامی که رابطه آن ها خوب باشد باید پیوسته از آن مراقبت کنند، نباید این رابطه را نادیده بگیرند و نسبت به آن بی توجه باشند. زوجین باید در هر شرایط و موقعیتی که قرار می گیرند اصول صحیح و درست را به کار ببرند تا بتوانند از بحران ها با آرامش و موفقیت عبور کنند و زندگی شادی را برای خود به وجود آورند.

به طور کلی زمانی که زوجین مهارت های حل اختلاف را به خوبی فرا بگیرند در آن صورت مفهوم ازدواج و خوشبختی را به خوبی خواهند فهمید.

زمانی که زوجین به مشکلی برخوردند برای این که اختلاف های خود را به طور اصولی و دقیق حل کنند می توانند از یک مشاور و روانشناس کمک بگیرند تا زندگی بادوامی برای خود شکل دهند.

۵ راهکار برای حل اختلافات خانوادگی

1. کمی به هم دیگر فرصت بدهید

اگر احساس می کنید تلاش زیاد شما برای باهم بودن باعث افزایش درگیری میان شما شده است بهتراست کمی از هم فاصله بگیرید و اجازه دهید تا همسرتان در تنهایی کمی به شرایط پیش آمده فکر کند. البته این فرصت به این معنی نیست که یکدیگر را کاملا رها کنید بلکه باید به یکدیگر فرصتی برای شناخت و حل مسائل پیش آمده بدهید.

2. به خواسته های همسرتان احترام بگذارید| ۵ راهکار برای حل اختلافات خانوادگی

نکته دیگری که بسیاری از زوجین به آن توجه ندارند خواسته های یکدیگر است، در ابتدا باید خواسته همسر خود را درک کنید سپس به آن احترام بگذارید و در مورد آن فکر کنید. البته این بدین معنی نیست که تمام خواسته های همسر خود را انجام دهید بلکه به او گوش دهید و در مورد خواسته هایش صحبت کنید.

3. خط قرمز های خود را مشخص کنید

سعی کنید با لحنی مشخص و بدون طنز یا شوخی به همسر خود بگویید که چه رفتاری را نمی توانید تحمل کنید، توجه کنید که نباید صدای خود را بالا ببرید یا عصبی شوید بلکه صدای شما باید آرام و گیرا باشد. اگر مشکل همسرشما ریشه ای بوده و قادر به کنترل خود نمی باشد بهتراست که از مشاور کمک بگیرید.

4. جبران گذشته| ۵ راهکار برای حل اختلافات خانوادگی

هیچ گاه نقش خود را در مشکلات فراموش نکنید، سعی کنید اشتباهات خود را جبران کنید و به همسرتان نشان دهید که دیگر آن آدم گذشته نیستید و از اشتباهات خود درس گرفته اید.

5. مدیریت افکار سمی

سعی کنید افکار سمی و منفی خود را مدیریت کنید، اگر با خود تکرار کنید که انتخاب اشتباهی داشته اید یا همسرتان مرد بی مسئولیتی می باشد به مرور آن را باور می کنید یا حتی شروع می کنید به پیدا کردن معایب بیش تر. بنابراین سعی کنید به ویژگی های مثبت همسر خود فکر کنید و افکار منفی و سمی را فراموش کنید.

منبع : چرا حل اختلافات زناشویی انقدر مهم است؟+ راهکارهای اساسی 

21 ایده خلاقانه برای خبر بارداری به همسر

خبر بارداری به همسر، خانواده و دوستان می تواند راهی جالب برای زوج ها باشد تا شادی خود را به اشتراک بگذارند. اما ابتدا، می توانند خبر بارداری به همسر را تجربه کنند. خبر بارداری می تواند بسیار هیجان انگیز و عاشقانه باشد بنابراین حتما برای آن برنامه ریزی کنید تا خاطره ای بسیار خوببرای خود بسازید.

چه اولین بارداری شما باشد و چه چهارمین بارداری، پدر فرزند آینده شما بهترین احساس را تجربه خواهد کرد. می توانید با یک سورپرایز سرگرم کننده زمینه را برای هیجان فراهم کنید.

راهی را که برای به اشتراک گذاشتن اخبار بارداری خود انتخاب می کنید، نباید شما را نگران کند و باعث اضطراب شما شود. اعلان بارداری به همسر یا شریک زندگی نباید کاملاً بی نقص باشد. فقط باید چیزی باشد که از آن لذت ببرید و به خاطر بسپارید. تا از آن لذت ببرید!

خبر بارداری به همسر عاشقانه

1. عکاسی غافلگیر کننده

در این روش برای عکاسی به دوست خود یا یک عکاس خبر دهید تا با شما هماهنگ باشد، سپس در حین عکاسی باید تابلوهای گچی را به شما بدهد و با این روش شما مرحله به مرحله به همسر خود خبر را اعلام خواهید کرد و عکاس نیست در آنجا حضور دارد تا از شما عکس بگیرد و این لحظه زیبا را ثبت کند. 

2. آلبوم عکس| سورپرایز خبر بارداری نی نی سایت

این مورد نیاز به کمی تلاش و کار مخفیانه دارد ولی اگر زمان کافی برای آن را داشته باشید بسیار عالی می باشد، سعی کنید تست بارداری، کفش نوزاد، یک سری از عکس های عاشقانه خودتان و یک آلبوم زیبا نیاز دارید.

آلبوم باید از زمان آشنایی شما شروع شود و در صفحه آخر آن تست بارداری و خبر بارداری شما قرار داشته باشد تا همسرتان را سوپرایز کنید. می توانید دوربین گذاشته و پنهانی از واکنش همسرتان فیلم بگیرید تا بعدا هم بتوانید آن را مشاهده کنید.

3. کتاب به او بدهید

اگر همسرتان عاشق کتاب خواندن است این روش را از دست ندهید! کتابی بخرید که تیتر آن چیزی مانند قرار است پدر بشوید! چگونه پدر خوبی باشیم یا چیزی در این حدود بخرید و به آن هدیه دهید سپس واکنش او را ضبط کنید. 

4. جشن گرفتن| سورپرایز خبر بارداری نی نی سایت

بسیاری از زوجین امروزه برای بیان بارداری خود به مناسبت های مختلف جشنی می گیرند و در آن در مقابل دیگران به همسر خود اعلام می کنند که باردار هستند. البته توجه داشته باشید که این روش برای افرادی مناسب است که از واکنش همسر خود مطمئن باشند.

5. کمک گرفتن از فرزند بزرگ تر

در این روش شما به شوهر خو اعلام نمی کنید که باردار هستید بلکه تابلویی به فرزند خود می دهید که روی آن نوشته است من قرار است خواهر یا برادر بزرگ تر شوم. و سپس به فرزندتان می گوید تابلو را به پدرش نشان دهد. برای این کار از کتاب هم می توانید استفاده کنید و به فرزندتان کتابی در این مورد بدهید تا برای پدرش ببرد.

6.  تابلو baby on board

پشت ماشین هایی که بچه در آن است از این تابلو استفاده می شود. شما می توانید به همسر خود اعلام کنید که به نظرتان ماشین نیاز به تغییری دارد و سپس این هدیه را به او بدهید و واکنش او را ضبط کنید. خرید این تابلو به صورت آنلاین ممکن است و دردسر زیادی ندارد.

7.  پازل درست کنید

با عکس سونوگرافی خود پازلی سفارش دهید و آن را به همسرتان هدیه دهید تا آن را تکمیل کند. می توانید از روندی که پازل را درست می کند و تلاش آن فیلم بگیرید و خاطره بسازید. این روش می تواند یک روش عالی برای دادن خبر بارداری به همسر می باشد.

8.  خرید تیشرت

می توانید تیشرتی تهیه کنید که روی آن نوشته باشد حامله هستید یا انتظار بچه را دارید و با آن به همسرتان نشان دهید که باردار هستید.

9. نقاشی| سورپرایز خبر بارداری به خانواده نی نی سایت

اگر اهل هنر هستید می توانید نقاشی بکشید و در آن نشان دهید که حامله هستید. نقاشی را در جایی قرار دهید که مطمئن شوید همسرتان آن را می بیند و به آن دقت می کند.

10. روی آینه بنویسید

می توانید این پیام را با رژ یا ماژیک روی آینه بنویسید و با نقاشی های جالب آن را هیجان انگیز تر کنید. سعی کنید تا جایی که می توانید خلاقیت به خرج دهید.

11. کفش بچگانه سفارش دهید

کفش نوزاد به اسم همسرتان سفارش دهید و هنگامی که بسته رسید و باز کرد می توانید به او بگویید که به کفش نوزاد احتیاج پیدا خواهید کرد و اجازه دهید تا خودش متوجه شود شما حامله هستید.

12. می توانید روی شکم خود علامت بزنید

با علامت زدن روی شکم خود می توانید نشان دهید که حامله هستید، اجازه دهید که همسرتان آن را کشف کند و هیجان زده شود، این روش اعلام خبر بارداری به همسر می تواند همسرتان را هیجان زده کند.

13. خرید کارت

با هدیه دادن کارتی که روی آن نوشته حامله هستید نیز می توانید او را سوپرایز کنید، این کار معمولا برای زوجینی مفید می باشد که از هم دور هستند.

14. خرید کیک| سورپرایز خبر بارداری به خانواده نی نی سایت

می توانید کیکی به شکل بچه بخرید یا روی کیک بنویسید که قرار است پدر بشود و کیک را هنگامی که در خانه است بیاورید و با این کار او را سوپرایز کنید.

15. جعبه کادو

جعبه ای از چیزهایی که مربوط به کودک می شود جمع کنید و جایی قرار دهید که آن را ببیند و کنجکاو شود که آن را باز کند، یا می توانید جعبه را به او هدیه بدهید.

16. نامه عاشقانه

یک ایده زیبا و حساس، نامه ای عاشقانه است که طی آن حاملگی خود را به شریک زندگی تان اعلام کنید. تمام دلایلی که آن ها را دوست دارید و اینکه چقدر برای رشد خانواده کوچک خود هیجان زده هستید را درج کنید. این یک ایده احساسی است و ممکن است برای شریک زندگی شما معنی زیادی داشته باشد.

17. تعریف کردن داستان

می توانید در شرایطی رمانتیک سعی کنید داستان زندگی و آشنایی خود را تعریف کنید و حتما ذکر کنید که چقدر از آشنایی با او خوشحال هستید سپس در انتها قسمتی را اضافه کنید که باردار هستید و قرار است بچه دار شوید، خلاق باشید و به بهترین شکل داستان را تعریف کنید.

18. سرنخ به او بدهید| سورپرایز خبر بارداری نی نی سایت

به جای گذاشتن یک یادداشت کوچک، به او یک سرنخ کامل بدهید تا دنبالش کند! او هر سرنخ را به نقاط مختلف خانه ردیابی می کند که در نهایت او را به سوپرایز بزرگ سوق می دهدريال تست بارداری مثبت شما یا هر هدیه دیگری که انتخاب کرده اید! این روش بسیار جالب است و می توانید با سرنخ ها خلاق بازی جذابی درست کنید.

19. استفاده از کودک

کودکی را از اقوام یا دوستان خود بیاورید و هنگامی که همسرتان با او بازی کرد یا او را در آغوش کشید به او بگویید که آیا او را دوست دارد؟ و دوست دارد کودکی مثل او داشته باشید؟ اگر پاسخ او مثبت بود که خبر بارداری خود را اعلام کنید و بگویید چه خوب چون حامله ام. ولی اگر جواب او منفی بود حتما به مشاور مراجعه کنید و با کمک مشاور خبر بارداری خود را به همسرتان اعلام کنید. 

چقدر باید صبر کنم تا به شوهرم بگویم باردار هستم؟

هیچ زمان مشخصی وجود ندارد که به شوهرتان در مورد بارداری خود بگویید. برخی از زنان بلافاصله پس از تایید پزشک خود به همسر خود می گویند، در حالی که برخی دیگر با  تست بارداری خانگی این کار  انجام می دهند. بنابراین، این اختیار شماست که چه زمانی می خواهید خبر را به شوهرتان بدهید و قانونی برای آن وجود ندارد.

اگر ایده خلاقانه ای برای اعلام بارداری به همسر می دانید در قسمت نظرات آن را با ما به اشتراک بگذارید.

منبع : 21 ایده خلاقانه برای خبر بارداری به همسر 

بازسازی اعتماد در رابطه پس از دروغ گفتن به شریک زندگی خود

بازسازی اعتماد

برای بازسازی اعتماد پس از دروغ گفتن ، قبل از اینکه برای همیشه از بین برود یا از رابطه نا امید شوید، از متخصص کمک بگیرید. دروغ گفتی. پشیمون میشی ولی الان چیکار میکنی؟

اعتماد پایه و اساس هر رابطه است. مهم نیست که رابطه شما چه شکلی به خود می گیرد یا چه مرزهایی ایجاد کرده اید ، داشتن اعتماد به اینکه شریک زندگی شما حقیقت را به شما می گوید بسیار مهم است.

از سوی دیگر، ما فقط انسان هستیم و گاهی اوقات، چیزها را اشتباه می گیریم. مهم نیست که چقدر نیت ما خوب است، ما خراب می کنیم.

دروغ‌هایی که به داخل می‌روند می‌تواند نشانه‌ای باشد که چیزی در رابطه شما درست نیست.

اما بهم ریختن و به خطر انداختن از دست دادن کسی که دوستش دارید نیز می تواند تکان دهنده ای باشد که برای تشخیص آنچه دارید، و از دست دادن آن چقدر وحشتناک است.

آیا متوجه شده اید که به شریک زندگی خود دروغ می گویید؟ آیا شما خیانت کرده اید؟ آیا در مواقعی که واقعاً به شما نیاز داشتند کنار آنها نبوده اید؟

اگر به این فکر می کنید که آیا می توانید رابطه ای را که برای شما بسیار مهم است نجات دهید یا نه، هنوز ناامید نشوید. هرجا اراده ای هست، امیدواریم راهی هست.

درست است، شکاف ها ممکن است خیلی عمیق باشند و ممکن است خیلی دیر باشد. و اگر بتوانید آن را ذخیره کنید، کار بسیار زیادی لازم است.

با این حال، اگر مایل به انجام تلاش و تعهد باشید و مسئولیت کاری که انجام داده‌اید را بپذیرید، ممکن است رابطه‌تان به جنگ بازگردد، و حتی قوی‌تر از قبل.

در اینجا چند نکته اساسی وجود دارد که می تواند به بازسازی اعتماد و بهبود رابطه شما کمک کند.

بازسازی رابطه پس از دروغ

بدیهی است که شرایط فردی برای هر زوج متفاوت است، بنابراین این هرگز یک راهنمای جامع و بی‌خبر نخواهد بود…

… اما، اگر در مورد نجات رابطه خود جدی هستید، باید الهاماتی را در اینجا پیدا کنید تا شکاف بین شما و شریک زندگی خود را بهبود بخشید.

1. کارت های خود را روی میز بگذارید

اگر اعتمادی را که در رابطه وجود داشت شکسته اید، باید به آن اعتراف کنید و مسئولیت آن را بپذیرید.

چیزها باید به وضوح مشخص شوند تا هر دو بدانید چه اتفاقی افتاده و در کجا ایستاده اید.

اگر خیانت کرده اید، جزئیات دقیق و بد را از آنها دریغ نکنید، مگر اینکه آنها به طور خاص آنها را بخواهند. در این صورت باید صادق باشید.

در چنین شرایطی، ضرب المثل قدیمی «صداقت بهترین سیاست است» بیش از هر زمان دیگری صادق است. از این به بعد، حتی دروغ های کوچکی که می گویید می تواند شریک زندگی تان را مشکوک کند که چیزی را پنهان می کنید.

اگر تصمیم گرفته‌اید که پس از شکسته شدن اعتماد، می‌خواهید در رابطه خود بمانید، در دام این که سعی کنید آن را زیر فرش بکشید و وانمود کنید که قرار است ناپدید شود، نیفتید.

شما را از بین می برد، و به احتمال زیاد حقیقت در نقطه ای آشکار خواهد شد، و زمانی که این اتفاق بیفتد بسیار بدتر خواهد بود.

دروغی که به سرعت به آن اعتراف می‌شود یک چیز است، اما در طول هفته‌ها، ماه‌ها و سال‌ها متوجه خواهید شد که بسیاری از دروغ‌های کوچک دیگر را برای پوشاندن اولین دروغ می‌گویید.

این بدان معنی است که وقتی شریک زندگی شما حقیقت را کشف می کند (و تقریباً همیشه زمانی است، نه اگر)، نجات رابطه شما دیگر امکان پذیر نخواهد بود.

تلاش برای پنهان کردن کارهایی که انجام داده اید، راهی مطمئن برای پایان دادن به رابطه خود، دیر یا زود است.

2. دلیل دروغگویی را بیان کنید

برای به دست آوردن مجدد اعتماد آنها، شریک زندگی شما می خواهد بداند که چرا کاری را انجام داده اید. بنابراین باید در مورد اینکه چه چیزی باعث شد اعتماد آنها را بشکنید، خوب فکر کنید.

با خودتان کاملاً صادق باشید و از حقایق سخت دوری نکنید. تنها راه حل این مشکل این است که با آن روبرو شوید.

به یاد داشته باشید که در اینجا سعی نمی کنید توجیهی پیدا کنید، یا تقصیر را به گردن دیگری بیاندازید . شما سعی می‌کنید به اصل رفتار خود برسید تا بتوانید آن را برای شریک زندگی‌تان توضیح دهید و کمتر احتمال دارد که این الگو را تکرار کنید.

بازسازی اعتماد پس از دروغ گفتن

3. عذرخواهی کنید

وقتی به همسرتان حقیقت را می گویید، سعی نکنید خود را توجیه کنید. از ته دل عذرخواهی کن و آن را معنی کنید.

تماس چشمی را حفظ کنید و مطمئن شوید که زبان بدن شما با کلماتی که از دهانتان خارج می شود مطابقت دارد.

اگر می گویید دیگر هرگز آن را تکرار نخواهید کرد، مطمئن شوید که این حقیقتی است که در قلب شماست.

اگر مشکوک هستید که این رفتار ممکن است چیزی باشد که تکرار می کنید، شاید باید تجدید نظر کنید که آیا این رابطه واقعاً برای شما مناسب است یا اینکه هر دوی شما بهتر است راه های جداگانه خود را انتخاب کنید.

ادامه مطلب

آیا زنم به من خیانت می کنه؟

 
برای پخش فایل مرورگر خود را آپدیت کنید یا از اینجا فایل را دانلود نمایید.
آیا زنم به من خیانت می کنه؟

  • در روابط زناشوئی چیزی به اسم یک رابطه کامل موجود نمی باشد.
  • و متاسفانه با این که شما فکر می کنید همسرتان به شما علاقه دارد.
  • احتمال خیانت کردن موجود می باشد.

11 نشانه ظریف خیانت همسر

برای شناسایی یک متقلب از متخصص کمک بگیرید. برای چت آنلاین با شخصی در حال حاضر اینجا را کلیک کنید .

این یک اتفاق بسیار رایج است. متوجه می‌شوید که شریک زندگی‌تان خیانت کرده است و تعجب می‌کنید که چگونه آن را ندیده‌اید. از خود می‌پرسید: «آیا علائم هشداردهنده‌ای وجود داشت؟ آیا من آنها را نادیده گرفتم؟»

شاید شما به سادگی نمی دانستید که به دنبال چه چیزی باشید. اگر اینطور است، در اینجا 10 نشانه معمول و در عین حال ظریف وجود دارد که ممکن است نشان دهد شریک زندگی شما در حال بازی کردن است … و در مورد آنها چه باید کرد.

1. آنها فرم گرفته اند

خوب، پس من می توانم همه شما را بشنوم که فریاد می زنید، “چرا با کسی کنار می آیی اگر می دانستی قبلا خیانت کرده است؟” و البته، در ذهن منطقی ما، همه ما می دانیم که این معقول ترین ایده نیست. با این حال، بسیاری از ما آنجا بوده‌ایم، و خودمان را متقاعد کرده‌ایم که این بار متفاوت خواهد بود، زیرا عشق ما به نوعی منحصر به فرد و خاص است. برخی از ما حتی عاشق افرادی می شویم که هنوز در رابطه هستند، به خصوص زمانی که آنها ناراضی هستند و به ما می گویند: “مدت زیادی است که بین ما گذشته است” و “من آنها را برای شما ترک می کنم.”

این که آیا شریک فعلی شما قبل از اینکه شما را ملاقات کند به کسی خیانت کرده است یا اینکه رابطه شما با او قبل از پایان رسمی رابطه قبلی شروع شده است، معمول است که سعی کنید خود را متقاعد کنید که “او خیانتکار نیست”، “او خیانتکار نیست” /او فقط به این دلیل این کار را کرد که رابطه آنها ناراضی بود، و، “با من فرق می کند زیرا او من را دوست دارد.”

با این حال، واقعیت خشن این است که اگر آنها آماده تقلب در زمانی که شرایط در یک رابطه سخت می‌شود، تقریباً می‌توانید تضمین کنید که در زمانی که رابطه شما به زمین‌های سنگی برخورد می‌کند، همین موضوع روی کارت خواهد بود. و همه چیز تقریباً همیشه در یک نقطه دشوار می شود.

درست است که برخی افراد واقعاً می توانند تغییر کنند، و نباید برای همیشه به خاطر اشتباه قبلی مجازات شوند. اما قبل از اینکه خیلی عمیق شوید، از خود بپرسید که آیا این خطری است که شما آماده پذیرش آن هستید یا خیر. مهم‌تر از آن، شاید بپرسید که آیا می‌توانید به اندازه کافی به این شخص اعتماد کنید تا در آینده رابطه ای امن و پایدار با او داشته باشید.

2. آنها در مورد رمز عبور خود رازدار هستند

البته، زمانی و مکانی وجود دارد که همه ما به کمی حفظ حریم خصوصی نیاز داریم، اما اگر در یک رابطه امن و قابل اعتماد هستید و چیزی برای پنهان کردن ندارید، واقعاً نیازی به پنهان کاری در مورد رمزهای عبور خود نیست. به هر حال، اعتماد از هر دو طرف است. اگر شریک زندگی شما با شما باز است و مشکلی با دانستن رمزهای تلفن یا فیس بوک او ندارد، بعید است که به اندازه کافی مشکوک باشید که به آنها ردیابی کنید.

اگر در عوض رمز عبور خود را به هر قیمتی مخفی نگه دارند، دیواری از بی اعتمادی ایجاد می شود و وسوسه فحاشی می تواند رشد کند و رشد کند. اگر شریک زندگی شما در مورد رمزهای عبور تلفن، فیس بوک و رایانه خود بسیار حساس است، ممکن است بخواهید از خود بپرسید که آیا چیزی وجود دارد که او ترجیح می دهد شما ندیده باشید.

ممکن است دلیل واقعی برای آن وجود داشته باشد، بنابراین در نظر بگیرید که در مورد آن به روشی غیر اتهامی از آنها بپرسید. اگر حالت تدافعی پیدا کنند و با جملاتی مانند “آنها خصوصی هستند، چرا باید آنها را بشناسید؟” به من اعتماد نداری؟» یا «آیا باید همه چیز را بدانید؟ آیا سعی کرده‌ای به گوشی من نگاه کنی؟» سپس ممکن است بخواهید در نظر بگیرید که آیا چیز بیشتری برای آن وجود دارد یا خیر.

3. آنها همیشه به دیگران پیام می دهند

اکنون بدیهی است که این تضمینی 100 درصدی برای خیانت آنها نیست، به خصوص در عصر کنونی که اکثر ما به تلفن های همراه خود چسبیده ایم ، اما اگر شریک زندگی شما زمان زیادی را صرف پیامک یا پیام رسانی به افراد دیگر می کند (به ویژه اگر آنها همچنین علامت شماره 2 را نشان می دهند، ممکن است سرنخی باشد که آنها خوب نیستند.

صرف نظر از اینکه به کسی که نباید پیامک می‌فرستند، مهم است که یک زوج زمان با کیفیتی را با یکدیگر بگذرانند. بنابراین اگر زمانی که با هم هستید، همسرتان دائماً پیامک می‌فرستد، چرا به هر دوی شما پیشنهاد نمی‌کنید هر شب چند ساعت گوشی‌تان را خاموش کنید (یا حداقل آن را در اتاق دیگری بگذارید). اگر به نظر می رسد که آنها تمایلی به انجام این کار ندارند، ممکن است بخواهید از خود بپرسید که چرا.

آیا زنم به من خیانت می کنه؟

4. بیش از حد حسود می شوند

اگر شریک زندگی شما به طور غیرمنطقی حسادت می کند، ممکن است نشان دهنده این باشد که او احساس گناه خود را به شما منتقل می کند. این نوع فرافکنی یک روش کلاسیک است که متقلبان سعی می کنند تخلفات خود را بپوشانند. با نشان دادن اینکه چقدر نگران هستند که ممکن است با شخص دیگری فرار کنید، سعی می کنند شما را متقاعد کنند که احتمالاً نمی توانند همین کار را انجام دهند.

البته، همه گاهی اوقات احساس ناامنی می کنند، اما اگر شریک زندگی شما اغلب پارانوئید و حسادت می کند بدون دلیل موجه، ممکن است بخواهید به رفتارهای دیگر او نگاهی بیندازید و ببینید آیا چیزی بیشتر از این وجود دارد یا خیر.

5. بدون شما زیاد بیرون می روند

زمانی فرا می رسد که اکثر افراد در یک رابطه دیگر تمایلی به رفتن به مهمانی با دوستان مجرد خود در آخر هفته ندارند. زوج ها بیشتر تعطیلات آخر هفته را با هم می گذرانند زیرا از همراهی یکدیگر لذت می برند – این یک پیشرفت طبیعی برای بیشتر روابط است.

در حالی که داشتن دوستان خود و گذراندن زمان جدا از هم مهم است، اگر متوجه شدید که شریک زندگی شما می خواهد زمان زیادی را بدون شما در معاشرت بگذراند، ممکن است نشانه آن باشد که مشکلی پیش آمده است – به خصوص اگر دیر به خانه می آید. یا اگر با گروهی از دوستان خود بیرون می روند اما شما را دعوت نمی کنند.

اگر مدتی است که در یک رابطه ثابت بوده اید و این در حال تبدیل شدن به یک رفتار رایج است، به همسرتان توضیح دهید که از گذراندن وقت با او لذت می برید و به روشی بدون قضاوت از او بپرسید که آیا دلیلی وجود دارد که این کار را انجام نمی دهید. به این رویدادها دعوت شده است. یک توضیح ساده می تواند وجود داشته باشد، اما اگر شریک زندگی شما با شما حالت تدافعی و عصبانیت پیدا می کند، ممکن است بخواهید از خود بپرسید که آیا اتفاق دیگری در حال رخ دادن است یا خیر.

6. وقتی بیرون می‌روند آنقدر مست می‌شوند که گم می‌شوند/چیزهایی را از دست می‌دهند/ نمی‌توانند به یاد بیاورند چه اتفاقی افتاده است

این به نقطه 5 مربوط می شود. اگر شریک زندگی شما بدون شما بیرون می رود و اغلب آنقدر مست می شود که گم می شود، چیزهایی را از دست می دهد و/یا نمی تواند اتفاقی را که اتفاق افتاده به خاطر بیاورد، ممکن است نشان دهنده این باشد که آنها در کنترل اعمال خود مشکل دارند.

بیشتر ما که مشروب می خوریم آنقدر مست می شویم که حداقل یک بار در زندگی مان چند چیز را فراموش می کنیم، اما معمولاً بعد از آن کمی خجالت می کشیم و سعی می کنیم دفعه بعد آن را مهار کنیم. اگر در رابطه‌ای هستید که این یک اتفاق عادی است، ممکن است ارزش این را داشته باشد که از خود بپرسید که آیا وقتی شریک زندگی‌تان اینطور است به او اعتماد دارید یا خیر، و آیا این رفتاری است که در درازمدت آماده تحمل آن هستید یا خیر.

7 . آنها به سرعت در روابط حرکت می کنند و هدایای تجملاتی می گیرند

اگر شریک زندگی شما به سرعت در روابط حرکت می کند و اغلب هدایای تجملاتی به شما می دهد، ممکن است بخواهید از خود بپرسید که آیا این ارتباط واقعاً واقعی است یا خیر. در حالی که همه ما از این که مایه خوار شدن و شنیدن اینکه چقدر کسی ما را دوست دارد لذت می بریم، مهم است که فریفته کلمات ارزان و هدایای گران قیمت نباشیم.

به هر حال، آنها می توانند تلاشی برای پوشاندن رفتارهای کمتر مطلوب باشند. اگر نگران این هستید، از شریک زندگی خود بخواهید سرعت خود را کم کند و از پاشیدن پول نقد خودداری کند. به آنها بگویید که می خواهید بدون همه چیز با یکدیگر آشنا شوید و سپس ببینید واقعاً چه نوع ارتباطی دارید.

8. پس از هجوم اولیه هیجان، به راحتی خسته می شوند

کسانی که به سرعت در روابط حرکت می کنند، اغلب در ابتدا همسر ایده آلی به نظر می رسند. وقتی بعد از یک هفته به شما می گویند دوستتان دارند و به شما پیشنهاد می کنند بعد از 3 ماه با هم زندگی کنید، فکر می کنید: “آنها می خواهند به من متعهد شوند.” با این حال، اغلب، این نوع از شدت نمی تواند دوام بیاورد و به همان سرعتی که “عاشق شدند” از یکنواختی زندگی روزمره خسته می شوند.

چشم آنها شروع به سرگردانی می کند و به دنبال کسی می گردند که آتش را دوباره شعله ور کند. مطمئناً می توانید و باید سعی کنید جرقه را با شریک زندگی خود زنده نگه دارید، اما زمانی در هر رابطه ای فرا می رسد که این ارتباط عمیق تر است که شما را به هم پیوند می دهد. اگر در کارها عجله کرده اید، ممکن است وقت نداشته باشید که ببینید آیا چیزی بیشتر از اشتیاق و هیجان یک چیز جدید در رابطه وجود دارد یا خیر.

هنگام تصمیم گیری های بزرگ در مورد اینکه آیا با شریک زندگی خود به مرحله بعدی بروید یا خیر، به دقت فکر کنید. به عنوان مثال، اگر آنها از شما می خواهند که پس از چند ماه با هم نقل مکان کنید، از آنها بخواهید مدتی صبر کنند. توضیح دهید که واقعاً از آشنایی با یکدیگر لذت می برید و نمی خواهید با عجله در کارها آن را خراب کنید. اگر آنها فقط برای هیجان اولیه در این کار نیستند و به طور جدی فکر می کنند آینده ای با شما دارند، باید خوشحال باشند که منتظر بمانند.

9. به رابطه جنسی بی علاقه می شوند

طبیعی است که دفعات و شدت زندگی جنسی شما به مرور زمان در یک رابطه کاهش یابد. و این به خودی خود جای نگرانی نیست. اما اگر شریک زندگی شما تعداد زیادی از علائم بالا را نشان می‌دهد و به رابطه جنسی بی‌علاقه می‌شود، ممکن است چیزهای بیشتری نیز وجود داشته باشد.

سعی کنید شعله را دوباره با آنها روشن کنید – یک شب دور را پیشنهاد دهید، یا با پوشیدن چیزی که می دانید برای آنها جذاب است، به طور خود به خود رابطه جنسی را تحریک کنید. اگر آنها هنوز علاقه ای ندارند، مطمئن شوید که قبل از نتیجه گیری سریع با آنها در مورد آن صحبت کرده اید – ممکن است یک مشکل واقعی وجود داشته باشد که آنها بیش از حد نگران یا خجالت زده اند که در مورد آن صحبت کنند. با این حال، اگر آنها فقط بهانه‌های مبهم به شما می‌دهند و هیچ تلاشی برای بهبود وضعیت نمی‌کنند، ممکن است بخواهید مراقب علائم دیگری باشید که نشان می‌دهد آن‌ها آن را به جای دیگری می‌برند.

10. هیچ نشانه ای از تعهد نشان نمی دهند

اگر مدتی با همسرتان بوده اید و او هیچ نشانه ای از تمایل به تعهد نشان نمی دهد ، ممکن است بخواهید از خود بپرسید که آیا آنها واقعاً در مورد رابطه جدی هستند یا فقط با آن کنار می آیند تا زمانی که شخص دیگری بیاید.

من به آنها پیشنهاد نمی کنم که مجبور شوند روی یک زانو بیفتند، اما اگر می خواهید در آینده از آنها تعهد داشته باشید و آنها حتی در مورد آن صحبت نمی کنند، ممکن است لازم باشد بفهمید که آیا این کار را انجام می دهید یا خیر. همان صفحه

این نکته مخصوصاً در صورتی مهم است که آنها علامت 5 را نیز نشان می دهند و هیچ نشانه ای از این کاهش سرعت را نشان نمی دهند. اگر مدتی است که در یک رابطه مستقر بوده اید و می خواهید بدانید که آیا شریک زندگی تان هم مانند شما احساس می کند، می توانید از آنها بپرسید که در عرض 5 سال شما دو نفر را کجا می بینند. اگر آنها پاسخ دهند، “من واقعاً در مورد آن فکر نکرده ام” یا “من آنقدرها از قبل برنامه ریزی نمی کنم”، ممکن است بخواهید در نظر بگیرید که آیا آنها واقعاً رابطه شما را جدی می گیرند یا فقط در حال صرف وقت خود هستند. آنها از بهترین های هر دو دنیا لذت می برند.

شایان ذکر است که حتی اگر همه این علائم وجود داشته باشد، به این معنی نیست که شریک زندگی شما خیانت کرده یا خواهد بود. با این حال، تعیین این موضوع مهم است که آیا آمادگی دارید این رفتارها را بدون توجه به اینکه محصول تقلب هستند یا خیر تحمل کنید.

برخی از افراد ممکن است با هیچ یک از رفتارهای بالا مشکلی نداشته باشند، اما برخی دیگر ممکن است احساس غفلت، ناراحتی و بی اعتمادی کنند و بدون اعتماد، بعید است که یک رابطه در دراز مدت دوام بیاورد.

بنابراین اگر در مورد هر یک از آنچه در بالا می بینید نگران هستید، از خود بپرسید که آیا ماندن در رابطه ارزش رنج، ناامنی و شک را دارد یا خیر. ممکن است هرگز ندانید که آیا شریک زندگی تان خیانت می کند یا نه، اما شاید سوء ظن شما به تنهایی نشانه ای قوی از این باشد که رابطه کاملا درست نیست؟

ویژگی خیانت در زنان 

به این نکته توجه کنید که زنان افراد بسیار نکته بین و دقیق محسوب می‌شوند.

و در هنگام خیانت مثل یک تبهکار حرفه ای عمل می کنند.

و هیچ گونه ردی از خود به جای نمی گذارند.

پس شما باید حواس خود را به خوبی جمع کنید.

با این وجود نشانه هایی وجود دارد که خیانت کردن خانمها را نشان می دهد.

نشانه های خیانت زن 

که شامل موارد زیر می باشد: 

  • گرفتن فاصله و جدا شدن از خانواده.
  • این حقیقت که برای اداره کردن امور خانواده هیچ علاقه‌ای ندارد.
  • و به برقراری ارتباط با خانواده و اطرافیان شما تمایلی ندارد.
  • می تواند علت پشیمانی  در رابطه با خیانت باشد.
  • امکان دارد از خیانتی که انجام داده احساس گناه کند .
  • مواجه شدن با دوستان یا خانواده شما باعث می شود که به یاد گناهش بیفتد.
  • پس  هر چقدر دارای صداقت  و درستی باشد.
  • به همان اندازه هم باید عذاب وجدان خود را تحمل کند.

نشانه پرخشاگری در خیانت زن

آن زمان هایی که دارای تفاهم و همدلی با یکدیگر بوده اید تمام شده است.

اخیراً  با انجام دادن هر کاری که شما انجام می دهید مشاجره و شکایت را آغاز میکند.

و از هر بهانه ای برای خراب کردن شخصیت شما استفاده خواهد کرد.آیا زنم به من خیانت می کنه؟

تا بتواند احساس گناه خود را از میان بردارند یا اینکه آن را کاهش دهد.

آیا زنم به من خیانت می کنه؟

خیانت و عیب جوبی در زن خیانتکار

  • از اگر پرداختن به عیب جویی های شما به صورت یک عادت شده است.
  • کمی به آن دقت کرده و مشاهده کنید که چه اتفاقی در حال رخ دادن می باشد.
  • یکی از علائم آغاز شدن خیانت ایجاد شدن شخص جدید در سر راه می باشد.
  • که امکان دارد از سمت او  به عنوان یک همکار یا دوست قدیمی معرفی شود.

ترس از برخورد با بیتوجهی شوهر | طرز رفتار با مردان

ترس از برخورد با بیتوجهی شوهر ممکن است از مسائل مختلفی نشات بگیرد و به سطوح مختلفی از مراقبت و توجه نیاز داشته باشد.

دلایل ترس از رابطه| علت سردی و بی توجهی مردان

ترس از رابطه ممکن است ناشی از:

  • مشکلات قبلی پرداخته نشده
  • دلبستگی دوران کودکی که مورد درمان قرار نگرفته است.
  • عدم صداقت
  • بی احترامی

ترس های رایج در روابط

وقتی مغز از ایجاد و ادامه رابطه می ترسد، ممکن است درگیر افسردگی، اضطراب و ناامیدی شود. برخی از ترس ها طبیعی هستند، در حالی که برخی دیگر بی دلیل بوده و ممکن است مانع موفقیت رابطه شما شوند. 

به گفته روانشناسان، دلایل اصلی ترس از رابطه ممکن است شامل موارد زیر باشد:

  • نیاز به اطمینان بیش از حد
  • عدم تعهد
  • دشواری در تحمل رابطه جدید

این ترس اغلب منجر به ترس های بزرگتر و پیچیده تر می شود که نیاز به رسیدگی دارند. رایج ترین ترس ها در روابط ممکن است شامل موارد زیر باشد:

  • عدم صمیمیت کافی
  • بی کفایتی
  • رها شدن: ترس از رها شدن اغلب به دلیل تجربیات دوران کودکی ایجاد می شود.
  • طرد شدن : مردم می‌ترسند که پذیرفته نشوند یا برای همسر خود خوب نباشند.

15 نشانه بی توجهی در رابطه

  • در ابتدا رابطه بسیاری از افراد معایب یکدیگر را ندیده و ترجیح می دهند تنها زیبایی ها و نکات مثبت یکدیگر را ببینند بنابراین به مرور شروع به دیدن نکات منفی کرده و این باعث می شود که بیش از اندازه از یکدیگر انتقاد کنند و حتی با این کار باعث نگرانی و ناراحتی خود یا همسرشان شوند.
  • همسرتان از وقت گذراندن با شما لذت نمی برد. در ابتدا روابط عاشقانه، اکثر زوج ها به سختی می توانند از هم جدا شوند. با این حال، حتی پس از گذشت سال‌ها، باز هم باید از گذراندن وقت، خندیدن با یکدیگر لذت ببرید. اگر شما یا همسرتان
  • وقتی می خواهید با او صحبت کنید سعی می کند با گوشی خود یا تلویزیون مشغول شده و تمایلی به حرف زدن با شما نشان نمی دهد.
  • به شما اعتماد ندارد. این بدین معنی است که ترجیح می دهد رازها و احساسات خود را با دیگران در میان بگذارد اما این کار با شما انجام نمی دهد.
  • تنها به خواسته های خود فکر می کند و اگر به خواسته های او گوش ندهید عصبانی شده یا شما را مقصر می داند.
  • رابطه جنسی سرد. یکی از مهم ترین امور در زندگی مشترک رابطه جنسی می باشد، سرد شدن رابطه جنسی می تواند نشانه بسیار مهمی باشد که به هیچ عنوان نباید آن را نادیده گرفت.
  • به نیازهای شما بی توجه است. اگر احساس می کنید که توجه رابطه شما دیگر به نیازهای جمعی نبوده و تنها نیازهای فردی می باشد.
  • فرار از مسئولیت، هرکدام از زوجین در رابطه نقش معینی دارد و این امر باعث حفظ تعادل در رابطه می شود. اگر هرکدام از طرفین از مسئولیت فرار کنند تعادل رابطه به هم خورده و باعث اختلال در رابطه می شود.
  • خیانت، اگر احساس می کنید که همسرتان به شما خیانت می کند یا متوجه شده اید که به شما خیانت می کند باید به مشاور مراجعه کنید. به یاد داشته باشد که رابطه شما ارزش تلاش را دارد.
  • رابطه عاشقانه را شروع نمی کند و معمولا این شما هستید که برای برقراری رابطه پیش گام می شوید.

درمان بی توجهی همسر

با اقدامات زیر می توانید دلیل بی توجهی همسر خو را درک کرده و آن را برطرف کنید:

  • درک کنید که چرا این کار را انجام می دهد.

اولین کار در برخورد با بی توجهی همسر معمولا دلخوری یا سرزنش کردن می باشد اما ابتدا بهتراست مکث کرده و سعی کنید همسر خود را درک کنید. برای این کار ابتدا باید دلیل رفتار آن را متوجه شوید و سپس برای برطرف کردن آن دنبال راهی بگردید. اگر نمی توانید او را درک کنید سعی کنید از مشاور کمک بگیرید تا زندگی خود را نجات دهید.

  • با او ارتباط برقرار کنید، طرز برخورد با بی توجهی شوهر نی نی سایت

ممکن است شما یا همسرتان از یکدیگر دور شده، حرف هم را متوجه نشوید و مکالمات شما همیشه به دعوا ختم شود. سعی کنید زمانی که آرامش دارید را به صحبت با یکدیگر اختصاص دهید و در آرامش حرف یکدیگر را بفهمید و ارتباط میان خود را حفظ کنید.

  • آتش عشق را روشن کنید

ابتدای رابطه خود را به یاد می آورید؟ چقدر از کنار یکدیگر لذت می بردید؟ برای هم کادو و گل می خریدید؟ به تمام اتفاقات ابتدای رابطه فکر کرده و سعی کنید آن ها را انجام دهید تا یاد گذشته افتاده و دوباره عشق را احساس کنید.

حتی می توانید به رستوران ها و کافه هایی که در ابتدای آشنایی می رفتید، سری بزنید و سعی کنید در مورد خاطرات آشنایی خود صحبت کنید. این کار باعث می شود که متوجه شوید چقدر برای رابطه خود زحمت کشیده اید و قدر آن را بیش تر بدانید.

  • به صحبت های او گوش دهید

بخاطر داشته باشید که گوش دادن در رابطه اهمیت بسیار زیادی دارد، بنابراین به تمام حرف های همسر خود گوش داده و حرف های او را قطع نکنید. با توجه به صحبت های همسر خود می توانید دلیل ناراحتی او را کشف کنید. شاید سر کار مشکلی دارد یا اضطراب شدیدی را تجربه می کنند.

  • موضوع را کم اهمیت جلوه ندهید.

توجه داشته باشید که همسر شما ممکن است از موضوعی نگران یا عصبی باشد باید او را درک کنید، موضوعی که او را عصبی کرده است دست کم نگرفته و سعی کنید با او همدلی کنید.

  • از خودتان مراقبت کنید، بی توجهی در رابطه

مردها همیشه جذب زن هایی می شوند که به خودشان اهمیت داده و از خودشان قافل نمی شوند. بنابراین سعی کرده لباس های خوب و مناسب پوشیده، ورزش کنید، کتاب بخوانید، سرگرمی های جدید را امتحان کنید.

  • به مشاور مراجعه کنید

همیشه کمک از متخصص می تواند به شما کمک کرده و رابطه شما را بهبود بخشد. مشاور می تواند مشکل شما را ریشه یابی کرده و درمانی متناسب با مشکل شما پیدا کند.

چگونه همسرتان را تحت تاثیر قرار دهید؟

  • یادداشت های عاشقانه

سعی کنید برخی از روز ها روی آینه، ظرف غذا، داخل جیب کت و مکان های دیگر نوشته های عاشقانه گذاشته و به این شکل به آن ها نشان دهید که همیشه به آن ها فکر می کنید.

  • به علایق او علاقه مند شوید| طرز برخورد با بی توجهی شوهر نی نی سایت

شاید علاقه ها و سرگرمی های متفاوتی داشته باشید اما باید بتوانید سرگرمی های مشترک نیز داشته باشید برای همین سعی کنید به علایق او علاقه مند شده و با هم وقت بگذارید.

  • در معاشقه ابتکار داشته باشید

سعی کنید شیوه های جدیدی را برای معاشقه انتخاب کنید و یک روند همیشگی را پیش نگیرید زیرا ممکن است باعث یکنواختی رابطه شما شود. از لباس های جدید، روش های متفاوت، آرایش و نکات دیگری که می تواند رابطه شما را گرم تر کند استفاده کنید.

  • بهداشت فردی را رعایت کنید

بهداشت فردی امری بسیار مهم می باشد سعی کنید در طول روز مسواک زده، حمام کنید و لباس های تمیز بپوشید. این امر باعث می شود همسرتان نیز احترام بیش تری برای شما قائل باشد.

  • از او تعریف کنید.

تعریف کردن از ویژگی های دیگران باعث می شود که احساس بهتر و ارزشمندی پیدا کنند. البته نباید در این امر زیاده روی کنید زیرا همسرتان ممکن است به صداقت شما شک کند. برای تعریف می توانید از ویژگی های جسمانی و اخلاقی او شروع کنید.

  • نقاط ضعف آن ها را بپوشانید

هرگز به نقاط ضعف آن ها اشاره نکرده و بخاطر داشته باشید که این نقاط باعث نگرانی و ناراحتی همسر شما می شوند بنابراین از صحبت در مورد آن ها بخصوص در جمع خودداری کنید.

منبع : ترس از برخورد با بی توجهی شوهر | طرز رفتار با مردان 

معجزه روانکاوی طلاق

یکی از تکنیک های روانکاوی طلاق ، نظریه روان پویایی طلاق است.

در رویکرد روانکاوانه فرد در طول طلاق اثرات گوناگونی را تجربه می کند، که این اثرات عبارت اند از: انتقاد از خود، افسردگی، خشم و عصبانیت، احساس گناه، محرومیت و نیز رهایی، آسودگی، شادی، احساس قدرتمندی و چگونگی کار روانکاو با این افراد و فهم احساسات آن ها می باشد.

روانکاوی بیشتر بر روی گذشته فرد و دوران کودکی و بخش ناهشیار او تاکید دارد و بر طبق گفته های روانکاوی طلاق بر اساس کمبودهای رشدی می باشد که در فرد وجود دارد.

روانکاو و زوج درمانگران معمولا زوجینی را مورد درمان قرار می دهند که در سطح خودآگاه خود تعارض های بسیاری دارند و این تعارض ها را به خاطر عوامل فرهنگی، اجتماعی و محیطی تجربه می کنند.

به عنوان نمونه زن و شوهر ممکن است در زندگی رابطه خوبی با یکدیگر داشته باشند و علایق و سلیقه آن ها مشابه باشد اما در زمینه های اعتقادی، فرهنگی، اقتصادی و مذهبی تفاوت هایی داشته باشند.

این تفاوت ها ممکن است باعث تعارض شود و وجود آمدن تعارض های زناشویی وطلاق می تواند آسیب های بسیاری را برای فرد به وجود آورد.

افراد اگر قبل از ازدواج در جلسات مشاوره شرکت کنند و تست ازدواج را قبل از ازدواج انجام دهند مشاوره می تواند میزان تناسب شخصیت افراد، اختلالات روانی، میزان تفاوت های اساسی که بین آن ها وجود دارد و می تواند بر آینده آن ها اثر بگذارد را شناسایی کرده تا احتمال طلاق و جدایی در آینده کاهش یابد و فرد را از تهدید های رو به رو شده با طلاق و جدایی دور کنند.

به عبارت دیگر اگر روانشناختی پیشرفت خوبی داشته باشند افراد بر اساس پیشرفت این دانش می توانند ازدواج موفقی داشته باشند و زندگی مشترک خوبی را تجربه کنند.

نظریه روان پویایی طلاق

انتقاد از خود :

بعد از طلاق فرد خود را مورد سرزنش و انتقاد قرار می دهد و بر این باور است که اگر واقعا دوست داشتنی و خوب بود همسرش به زندگی با او ادامه می داد و نیازهایش را برآورده می ساخت. و  این یکی از پویایی های روانی طلاق است.

فرد چون دچار شکست عاطفی شده است خود را مورد سرزنش قرار می دهد و در او احساس ناخوشایندی دوباره زنده می شود احساساتی مانند زمان قبل که به خاطر خود شیفتگی او به وجود آمده و والدین نتوانسته اند به خوبی برآورده کنند.

هنگامی که فرد خودش را سرزنش می کند در این هنگام طرف مقابل از خشم او در امان می ماند و ترس و خشم را انکار می کند چون فرد خودش را مقصر می داند.

روانکاوی طلاق

افسردگی در نظریه روان پویایی طلاق

براساس پویایی های روانی طلاق فرد باید به ثبات شخص یا شی برسد تا بتواند تصمیمات را به درستی بگیرد، یکی از وظایف اساسی که فرد زمان رشدش باید آن را فرا بگیرد کنار آمدن با نقاط قوت و ضعف خود و نقاط قوت و ضعف دیگران می باشد که به آن ثبات شخصیت می گویند.

اگر فرد به ثبات شخصیت نرسد به خاطر هر اتفاقی احساس افسردگی می کند مثلا ممکن است نسبت به فردی که به اشتباه فکر می کرده می تواند با او خوشبخت شود و نیازهای عاطفی او را ارضا کند زمانی که او را از دست می دهد احساس افسردگی کند.

در این هنگام فرد خود شخصی بی احساس می داند و برای اینکه با افسردگی مقابله کند و دفاع علیه این احساس داشته باشد به روابط نامشروع زودگذر و ناخوشایند روی آورد.

خشم :

در هنگام طلاق افرادی هستند که ممکن است خشم بسیاری نسبت به همسر خود داشته باشند و حالت های بسیار بد و دشواری را تجربه کنند در این هنگام فرد باید خشم خود را به خوبی بشناسد و آن را بپذیرد و اگر به تنهایی موفق نشد در این زمینه از روانشناس کمک بخواهد.

گناه و روانکاوی طلاق

هنگامی که طلاق پیش می آید، یکی از زوجین باعث می شود تا فرایند طلاق شروع شود در این هنگام آن زوج احساس گناه می کند و خودش را باعث این طلاق می داند چون آغاز کننده خودش بوده است.

در این هنگام او به خاطر احساس گناه و درگیری های ذهنی ممکن است نتواند دوباره در زمینه عاطفی برنامه ریزی درستی داشته باشد و یا اختلالاتی در آن زمینه ممکن است به وجود آید.

در این صورت ممکن است جدایی فرد به صورت دوره ای باشد و بعد از مدتی دوباره بخواهد همان رابطه را ادامه دهد و به خود و همسرش فرصت دوباره ای بدهد.

محرومیت :

افرادی که ازدواج موفقی نداشته اند و ازدواج آن ها به طلاق ختم شده است، برای آن ها تصوراتی در مورد ازدواج به وجود می آید و آن ها احساس می کنند که در ازدواج فریب خورده اند.

این احساس باعث می شود آن ها توانایی های خود را دست کم بگیرند و امیدی به ازدواج موفق و رابطه خوشایند نداشته باشند و در مورد خود به تردید و شک می افتند.

بر اساس دیدگاه روانپویشی، این احساسات به خاطر این در فرد به وجود آمده که در یک مرحله از رشد خود از نظر عاطفی محروم مانده است و به او توجه کافی نشده است.

زیرا فرد از همان ابتدا که متولد می شود نیازهایی دارد و اگر این نیاز ها به درستی ارضا نشود و به موقع به آن ها توجه نشود ممکن است مشکلاتی برای فرد در همان زمان یا در زمان بزرگسالی پیش بیاید.

رهایی و شادی :

اگر فرد زمانی که طلاق می گیرد و جدا می شود احساساتی نظیر شادی، خرسندی را تجربه کند و در ذهن و خیال خود به دنبال خوشی ها باشد به طوری که با توجه به حس آزادی و تنها شدنی که در او به وجود آمده است به ازدواج و رابطه جدید فکر می کند.

بر اساس این شرایط یکی از نیاز های فرد که می تواند یک والد عاشق و مهربان باشد به خوبی ارضا نشده است و به همین دلیل پنهان خواهند ماند ولی افراد نباید در مورد ازدواج مجدد عجله کنند آن ها باید واقع بین باشند و به طور منطقی به وقایع نگاه کنند تا بتوانند تصمیم درستی بگیرند.

قدرتمندی و روانکاوی طلاق

بر اساس نظر مشاوران برخی از افراد ممکن است بعد از طلاق احساس شادی و قدرتمندی داشته باشند این احساس شادی به خاطر حس خیال پردازی که در مورد قبل اشاره کردیم نمی باشد.

بلکه این احساس از زمان کودکی نشات گرفته و زمانی که فرد رفتار ناخوشایند پدر و مادرش را می دید یا والدین با او رفتار ناخوشایندی داشته اند، این رفتار در ذهن او مجسم شده است به همین دلیل طلاق می گیرد و این جدایی را یکی از موفقیت های قبلی در نظر می گیرد.

در چنین موردی فرد خود را به ناخودآگاه نقش پدر و مادر را برای همسر خود ایفا می کند و هنگامی که طلاق می گیرد حس برتری و شادی نسبت به وابستگی های دوران کودکی در او به وجود می آید و ناتوانی در جدایی از والدین محروم کننده را لمس می کند.

این موضوع به این دلیل که فرد در زمان کودکی تعارض و منبع اصلی درونی خود که همان مشکلات با والدین می باشد را  حل نکرده است و به همان منوال رها کرده است به وجود می آید.

در این صورت گذشته او بر روی افکار او تاثیر گذاشته و فرد زندگی خود را بر اساس آن تغییر می دهد، بر اساس این گفته ها نتیجه می گیریم که احساس قدرتمندی که در فرد به وجود آمده است واقع بینانه نمی باشد.

منبع : معجزه روانکاوی طلاق

عادت هایی که زوجین را از هم دور می کند| انواع مشکلات زوجین

زندگی موفق شکل ها و شرایط مختلفی دارد، توجه داشته باشید چیزی که باعث نزدیکی زوجین به یکدیگر می شود می تواند آن ها را از یکدیگر دور کند. در این مقاله به عادت هایی پرداخته می شود که عامل دوری زوجین از یکدیگر می شود.

البته این عادات متفاوت می باشد برخی از عادات به شرایط زوجین بستگی دارد به طور مثال برخی از زوجین علاقه دارند که در مورد کار با یکدیگر صحبت کنند اما برخی دیگر تمایلی به این کار ندارند.

با توجه به این برخی از شرایط و عادات وجود دارد که رابطه میان تمام زوجین را به طور منفی تحت تاثیر قرار می دهد. این عادات منفی باید جدی گرفته شود زیرا می تواند طلاق و جدایی را به همراه داشته و علت مشکلات زناشویی باشد.

ناسازگاری یا دورشدن از هم

افزایش نگرش منفی زوجین باعث می شود احساس کنند هیچ ویژگی و نکته مشترکی با یک دیگر نداشته و تلاش آن ها برای سازش با یکدیگر بیهوده می باشد. به همین دلیل به مرور از یکدیگر دور شده و رابطه آن ها به طور کامل سرد و بی روح می شود.

بدبینی از انواع مشکلات زوجین

بدبینی هنگامی ایجاد می شود که زوجین تنها به نکات منفی رابطه خود دقت می کنند و تمام نقاط مثبت را سرسری یا بی اهمیت در نظر می گیرند. به طور مثال زن می گوید: همسرم تا نصفه شب کار می کند تنها برای این که من را نبیند. یا شوهر می گوید: همسرم تمام مدت پای تلفن است زیرا نمی خواهد با من حرف بزند.

افراد بدبین هرگز نیمه پر لیوان را در نظر نمی گیرند و همین زندگی را به کام آن ها تلخ می کند. این انتقادها باعث دوری و حتی تنفر زوجین از یکدیگر شده و باعث سردی رابطه جنسی آن ها نیز می شود.

درمان بدبینی راه های مختلفی دارد برای شروع سعی کنید عبارات منفی را با مثبت جایگزین کنید، شاید در ابتدا نتوانید عبارت های مثبت را پیدا کنید اما روحیه خود را از دست ندهید. به طور مثال به جای این که به همسر خود بگویید بیش از اندازه کار می کند تا شما را نبیند از او برای تلاش هایی که می کند تشکر کنید و به او بگویید که ساعات کاری زیاد او باعث دلتنگی شما می شود.

دلزدگی از عوامل سردی میان زوجین

اگر احساس می کنید  که همسرتان با شما رفتار منصفانه ای ندارد و اجازه نمی دهد احساسات خود را بروز داده و  همین باعث دلزدگی شما می شود، این مورد را از دست ندهید.

ممکن است احساس تحقیر و بی احترامی پیدا کنید زیرا شما نیز به اندازه همسرتان در زندگی مشترکتان نقش دارید و نباید سرکوب شوید، به خاطر داشته باشید که احساسات شما کاملا ارزشمند هستند. متاسفانه دلزدگی به سرعت باعث تنفر از کسی می شود که فرد را دلزده کرده است، بنابراین باید در اولین موقعیت این احساس را برطرف کنید تا از جدایی و سردی رابطه پیش گیری کنید.

به طور مثال زنی که به دلیل حسادت همسرش رابطه خود با دوستان یا خانواده اش را کم یا قطع کرده است همسر خود را مقصر و احساس سرخوردگی پیدا می کند. بنابراین سعی می کند این رفتار همسر خود را تلافی کرده یا از زندگی خود سرد می شود.

در ابتدا برای از بین بردن دلزدگی سعی کنید که گفت و گو صادقانه و دوستانه ای داشته باشید. به همسرتان احساسات و دغدغه های خود را بگویید و اجازه دهید که همسرتان نیز نگرانی هایش را بیان کند، اگر نمی توانید به طور صادقانه و مسالمت آمیز با یکدیگر صحبت کنید از مشاور کمک بگیرید تا رابطه شما را بهبود بخشیده و از مشکلات زناشویی شما جلوگیری کند.

کناره گیری یا فرار

برخی اوقات یک یا هردو زوجین از بحث فرار می کنند، این فرار می تواند با بلند کردن صدای تلویزیون، بازی با گوشی، بیرون رفتن از اتاق یا شرایط متفاوت باشد. پیام این فرار این است که فرد نمی خواهد در مورد موضوع مطرح شده بحث کند. حتی ممکن است فرد به سرعت شکایت همسر خود را بپذیرد تا از بحث خودداری کند.

دو دسته از افراد از بحث می ترسند:

  • آن هایی که از جر و بحث می ترسند.
  • افرادی که از حل مشکل ناامید شده اند.

دسته اول ممکن است بترسند که کنترل خود را از دست بدهند و دست به کار بزنند که از آن پشیمان شوند. برخی از آن ها نیز در محیط هایی پر از دعوا بزرگ شده اند و می ترسند که وارد دعوا شوند.

دسته دوم افرادی هستند که احساس می کنند مشکل آن ها به حدی جدی می باشد که ترجیح می دهند در مورد آن بحث نکنند. این افراد به طور کامل از بهبود رابطه خود ناامید شده اند و تلاشی برای بهبود آن ندارند.

اگر همسرتان دوست ندارد بحث کند یا از بحث فرار می کند سعی کنید در مورد دلیل فرار او صحبت کنید. ترس های او را درک کنید، به هیچ عنوان ترس او را کوچک یا مسخره ندانید. به او اطمینان دهید که هنوز هم در زمان شما بهترین می باشد.

خیانت| انواع مشکلات زوجین

یکی از دام هایی که در زندگی بسیاری از زوجین ایجاد می شود خیانت می باشد، برخی از افراد برای فرار از زندگی روزمره و سرد خود به خیانت روی می آورند اما نمی دانند که همین امر اوضاع را بدتر می کند.

خیانت باعث می شود که همسر فرد احساس بدی داشته و حتی احساس فریب خوردگی پیدا کند، انتقام نیز می تواند یکی از افکاری باشد که فرد را آزار می دهد. عدم اعتماد به نفس ممکن است باعث شود فرد مورد خیانت گرفته نیز با افراد دیگر رابطه برقرار کند تا اعتماد به نفس خود را جبران کند.

اعتیاد از عادت های مخرب

بسیاری از زندگی ها به دلیل اعتیاد به بن بست می رسد. متاسفانه اعتیاد مشکلی می باشد که به سختی قابل درمان می باشد، اما باید بدانید که مشکلی نیست که قابل درمان نبوده و باعث جدایی شما شود.

اولویت فرد معتاد، مواد مصرفی آن ها می باشد و بجز آن به چیزی توجه ندارند، حتی به فرزند خود نیز توجه نمی کنند. متاسفانه بسیاری از افراد تصور می کنند که می توانند نامزد خود را ترک دهند اما پس از ازدواج متوجه می شوند که چه راه سختی را انتخاب کرده اند.

معمولا افراد سعی می کنند پیش از ازدواج بهترین خود را نشان دهند بنابراین ممکن است متوجه شدت اعتیاد آن ها نشوید. اگرچه اعتیاد باعث می شود به مواد یا نوشیدنی الکلی فکر کنید، اما اعتیادهای رفتاری نیز می تواند باعث مشکل رابطه شما شود.

به طور مثال اعتیاد به قمار، خرید، فیلم های غیراخلاقی، اینترنت و شبکه های اجتماعی نیز می تواند زندگی شما را مختل کرده و باعث مشکلات زناشویی شما شود.

اگر احساس می کنید که اعتیاد به رابطه شما آسیب می زند به مشاور مراجعه کنید و سعی کنید رابطه خود را بهبود ببخشید و برای آینده مشکلات زناشویی تلاش کنید.

سخن پایانی

حتی اگر یکی از موارد بالا را در رابطه خود مشاهده کنید باید به مشاور مراجعه کنید زیرا حتی یکی از عوامل بالا نیز می تواند باعث سردی و حتی جدایی شما شود. سعی کنید نگرش واقع بینانه ای به زندگی خود داشته باشید، افکار منفی را کنار گذاشته و به نکات مثبت رابطه خود فکر کنید.

به خاطر داشته باشید که مقایسه زندگی خود با دیگران تنها باعث آسیب روحی می شود و شما و همسرتان را از یکدیگر دور می کند بنابراین همیشه رابطه فعلی خود را با گذشته رابطه خودتان مقایسه کنید.

منبع : عادت هایی که زوجین را از هم دور می کند| انواع مشکلات زوجین 

پشیمانی بعد از طلاق | چند دلیل برای بازگشت به گذشته

پشیمانی بعد از طلاق؛ چند دلیل برای بازگشت به گذشته

بسیاری از زوج هایی که از یکدیگر جدا می شوند بعد از طلاق، احساس پشیمانی کرده و تصور می کنند که اشتباه کرده اند. طلاق به معنی جدایی زوجین از یکدیگر به دلیل شکست در زندگی مشترک می باشد.

این افراد در ابتدا با عشق و علاقه دو طرفه تصمیم به ازدواج می گیرند اما گاهی این عشق دوامی ندارد و منجر به طلاق و جدایی می شود.

بعد از طلاق و جدایی احساس های متفاوتی را افراد تجربه می کنند که از مهم ترین آن ها می توان به دلتنگی و پشیمانی اشاره نمود. و آن ها از این که زندگی شان دوام نداشته است و برای خوب شدن روابط شان تلاش نکرده اند دچار عذاب وجدان می شوند.

در این مقاله قصد داریم که علل احساس پشیمانی بعد از طلاق را بررسی کنیم و در پایان نکاتی که باعث می شود این حس در افراد از بین برود را بیان نماییم.

در صورتی که تصمیم به طلاق گرفته اید باید قبل از آن از مشاور کمک بگیرید تا در این خصوص شما را راهنمایی کند.

الف – پشیمانی بعد از طلاق : نگاه منفی جامعه

در اکثر موارد، جامعه نسبت به افرادی که طلاق گرفته اند دید مثبتی ندارند. اگر در جامعه ای سنتی و پایبند به اصول کلاسیک خانواده زندگی می کنید، نگاه منفی آن ها بیشتر خواهد بود. این دید منفی منجر به تنش های فکری با اجتماع و فشار فکری بر روی فرد مطلقه می شود.

این امر در مورد خانم ها و زن های مطلقه بیش تر است و عذاب وجدان و پشیمانی را برای فرد به همراه خواهد داشت. در این شرایط فرد خودش را مقصر می داند و به خاطر این کار خود را ملامت و سرزنش می کند.

بعد از طلاق، در زندگی فرد مشکلات بسیاری به وجود می آید به طوری که این مشکلات فشار عصبی بسیاری بر روی فرد وارد می کند برخی از آن ها عبارت اند: مشکلات مالی، تنش های روانی، مورد قضاوت قرار گرفتن اطرافیان و حضانت فرزندان.

به خاطر این مشکلات فرد ممکن است تصمیم به بازگشت بگیرد و از طلاق منصرف شده و زندگی اش را ادامه دهد اما توجه داشته باشید در این خصوص نباید عجولانه تصمیم بگیرید. و با بررسی همه جوانب سعی کنید بهترین تصمیم را به کمک مشاور بگیرید.

ب – پشیمانی : تاثیر طلاق بر زندگی فرزندان

طلاق برای فرزندان بسیار دردناک است زیرا به عنوان فرزندان طلاق با چالش های بسیاری رو به رو می شوند. کودکان بسیار حساس هستند و در اکثر موارد با عواقب منفی طلاق رو به رو می شوند. یکی از این عواقب دوری از پدر و مادر و دلتنگی برای آن ها می باشد.

بعد از طلاق نیاز عاطفی کودک که یکی از مهم ترین نیازهای اولیه و اساسی او می باشد برطرف نخواهد شد زیرا فرد حضور پدر و مادر و احساس امنیت خاطر و آرامشی که لازم دارد را نمی تواند بعد از طلاق به طور کامل تجربه کند و این جدایی ضربه عاطفی مهمی به کودک وارد می کند

پدر و مادر به خاطر عشق و علاقه ای که به فرزندشان دارند ممکن است دچار پشیمانی شوند و از طلاق منصرف شوند.

ج تاثیر طلاق بر ازدواج بعدی شما

بسیاری از افرادی که طلاق گرفته اند بعد از طلاق تصمیم به ازدواج مجدد می گیرند در حالی که ممکن است آثار طلاق از بین نرفته باشد.

ازدواج مجدد به دلایل مختلفی به وجود می آید اما برخی از افراد بدون این که آثار ناشی از جدایی و طلاق را از بین ببرند تصمیم به ازدواج مجدد می گیرند در این حالت در زندگی مشترک جدید با مشکلاتی رو به رو خواهند شد،

زیرا دلایل طلاق شان را به خوبی بررسی نکرده اند و با بی توجهی نسبت به آن تصمیم به ازدواج مجدد گرفته اند.

تصمیم عجولانه آن ها باعث شده تا رفتارهای خود را که بر روی طلاق اثر گذاشته است را نشناخته و همین عدم تغییر رفتار در زندگی جدید مشکل ساز شده و چالش هایی را به همراه خواهد داشت به طور که فرد بعد از طلاق دچار پشیمانی می شود.

د اهمیت وضعیت اقتصادی

طلاق هزینه های زیادی به همراه دارد. علاوه بر این هزینه های زندگی بعد از طلاق بیش تر از قبل از طلاق می باشد. و بعد از طلاق استرس مالی زنان بسیار بیشتر می شود و ترجیح می دهند برای این که با مشکل مالی رو به رو نشوند بیشتر کار کنند تا درآمد بیشتری به دست آورند و بتوانند از پس مخارج زندگی شان برآیند.

در این شرایط فشار بسیاری به افراد وارد می شود و ممکن است دچار افسردگی، اضطراب، وسواس و مشکلات دیگر شوند.

ه دلتنگی بعد از طلاق

یکی از دلایلی که باعث پشیمانی بعد از طلاق می شود احساس دلتنگی می باشد. بسیاری از زنان و مردان بعد از طلاق به خاطر علاقه به همسر سابق، مرور خاطرات گذشته دچار حس دلتنگی می شوند و حتی احساس می کنند که او را دوست دارند.

در صورتی که قادر به فراموشی همسرتان نبوده و این حس دلتنگی شما را ناراحت کرده است می توانید از مشاور و روانشناس کمک بگیرید تا مشکلات شما را در زندگی سابق ریشه یابی کرده و به کمک شما آن را به طور کامل درمان کند.

رفع احساس پشیمانی بعد از طلاق، ماهی را هر وقت از آب بگیری

برای رفع احساس پشیمانی بعد از طلاق چه باید کرد؟ برخی از این پشیمانی هایی که بعد از طلاق اتفاق می افتد کاملا طبیعی می باشد. زیرا تصمیم به طلاق یک تصمیم سخت و بزرگی می باشد و زندگی شما و فرزندانتان را تحت تاثیر قرار می دهد.

توجه داشته باشید که اولین گام، تلاش کردن است و هیچ وقت برای تلاش دیر نیست. در رابطه فرقی نمی کند که شما به نتیجه می رسید یا نه، چیزی که اهمیت دارد این است که شما سعی و تلاش خود را برای بازیابی زندگی مشترک تان انجام داده اید.

اگر واقعا از تصمیمی که گرفته اید پشیمان هستید و دوست دارید در کنار همسر قبلی تان زندگی کنید لازم است تا حد امکان تلاش نمایید.

اگر تلاش تان نتیجه ای به همراه نداشت باز هم از عذاب وجدان و پشیمانی شما می کاهد، به خاطر داشته باشید که مهم ترین امر این است که بتوانید خودتان را ببخشید. بخشش خود به شما کمک می کند تا عذاب وجدان تان کاهش یابد و بازگشت به زندگی عادی راحت تر شود.

به یاد داشته باشید که زندگی ادامه دارد، شما نباید دست از تلاش برداشته و خودتان را شکست خورده در نظر بگیرید بلکه باید از اشتباهات خود را بپذیرید و از آن درس بگیرید تا بتوانید ادامه زندگی تان را به خوبی پیش ببرید.

یجاد رابطه دوستانه با همسر سابق

برای این که بعد از طلاق احساس پشیمانی کمتر به سراغ شما بیاید می تواند راهکارهای دیگری را استفاده نمایید. به عنوان مثال بعد از جدایی می توانید با همسر سابق تان دیدار داشته باشید و یک رابطه دوستانه ای با او برقرار کنید تا پشیمانی شما کمتر شود.

توجه داشته باشید ازدواج مجدد با همسر سابق امر طبیعی می باشد و بسیاری از افرادی که طلاق گرفته اند دوباره پشیمان شده و تصمیم به ازدواج گرفته اند.

جدایی زوجین از یکدیگر آسیب های فکری بسیاری را به همراه دارد و اگر در میان فرزندی هم وجود داشته باشد این آسیب ها بسیار بیشتر شده و بر روی زندگی و آینده او هم اثر می گذارد.

زمانی که تصمیم به طلاق می گیرید باید سعی کنید تمام جوانب را در نظر بگیرید و عملی عجولانه و نسنجیده ای انجام ندهید.

توجه داشته باشید که شما در برابر زندگی مشترک تان مسئول هستید بنابراین باید تا جایی که می توانید برای دوام آن تلاش کنید و در صورت لزوم از مشاور و روانشناس کمک بگیرید تا در این خصوص آگاهی لازم را در اختیار شما قرار دهد و شما را راهنمایی کند.

تاخیر خدمات روانشناسی بر پشیمانی بعد از طلاق

پشیمانی بعد از طلاق و تمایل به رجوع برای بسیاری از زوجین اتفاق افتاده است اما بازگشت به زندگی سابق کار راحتی نمی باشد. زیرا عوامل بسیاری بر روی علت اصلی و عوامل طلاق اثر می گذارد.

بنابراین در صورتی که تصمیم به بازگشت دارید باید سعی کنید ریشه آن مشکل را شناسایی کرده و آن برطرف کنید تا زندگی مشترک مجددتان با موفقیت انجام گرفته و پیش رود.

در این شرایط برای ریشه یابی مشکل بهتر است از فردی متخصص و با تجربه کمک بگیرید و برای حل مشکلتان اقدامات لازم را انجام دهید. در این راستا مرکز مشاوره ستاره ایرانیان خدماتی را ارائه می دهند و در این زمینه یاری تان می کنند.

منبع : پشیمانی بعد از طلاق | چند دلیل برای بازگشت به گذشته

اگر قربانی خیانت هستید یا در گذشته بود، حتما مطالعه کنید

اگر در گذشته به شما خیانت شده است و یا آسیب های خیانت ناشی از آن زندگی شما را دچار مشکل کرده است، شما درگیر ترومای خیانت هستید. اگر چنین است، پس شما در جای درستی هستید! 

آسیب های خیانت چیست؟

ترومای خیانت نتیجه نقض یک دلبستگی عمیق است، جایی که سوء استفاده یا غفلت از فردی صورت گرفته است که برای امنیت و رفاه خود به آن دلبستگی وابسته است.

ترومای خیانت معمولاً در موارد زیر رخ می دهد:

  • کودک آزاری – از جمله آزار جسمی، جنسی و آزار عاطفی (مثلاً دستکاری، گاز دادن، آزار کلامی و غیره )
  • خیانت به شریک زندگی: یک شریک به شما در مورد چیزی مهم در رابطه شما ( پول، اعتیاد جنسی و غیره ) رابطه دارد یا به شما دروغ می گوید.

ترومای خیانت به شدت با سایر انواع تروما متفاوت است، زیرا نه تنها شامل تجربه سوء استفاده، بلکه شامل تجربه خیانت شدن توسط یک رابطه کلیدی، مانند والدین، مراقب، سرپرست، افراد مهم یا افراد دیگری است که به آنها اعتماد دارند. پشتیبانی و ایمنی

از آنجایی که قربانی اغلب برای برآوردن نیازهای فیزیکی، ذهنی و/یا احساسی خود به مرتکب متکی است، اغلب رفتار خود را برای حفظ رابطه تطبیق می دهند.

آنها ممکن است ایجاد کنند:

  • ناهماهنگی شناختی (توانایی نگه داشتن دو فکر متضاد به طور همزمان)
  • به حداقل رساندن (کم کردن شدت یک رویداد)، یا
  • کوری خیانت (عدم دیدن خیانت با وجود شواهد بسیار زیاد).

این شکل از نابینایی روانشناختی یک راهبرد مقابله ای است که از امنیت روانی و عاطفی فرد محافظت می کند و مانع از رویارویی آن چیزی می شود که خیلی دردناک یا ترسناک است. 

به عنوان مثال، کودک ممکن است خود را به خاطر رفتار بد والدینش سرزنش کند یا توضیحی ارائه دهد که به او کمک کند احساس بهتری نسبت به آنچه اتفاق می افتد داشته باشد. 

این می‌تواند توضیح دهد که چرا بسیاری از قربانیان ترجیح می‌دهند در کنار متجاوزان خود بمانند، و تأثیر سوء استفاده را پس از وقوع آن به حداقل می‌رسانند، یا اینکه چرا کودکانی که مخفیانه مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند، به نظر می‌رسد که رابطه‌ای محبت آمیز با مراقب بدرفتار خود دارند.

نشانه های ترومای خیانت

علائم و نشانه های ترومای خیانت متفاوت است، اما به طور کلی شامل علائم اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) است، مانند: 

  • افکار و تصاویر مزاحم
  • کابوس یا فلاش بک 
  • رفتارهای اجتنابی 
  • هوشیاری بیش از حد (به طور مداوم محیط شما را برای تهدیدات احتمالی اسکن می کند)
  • تحریک پذیری یا طغیان عصبانیت
  • بیخوابی 
  • ترس 
  • کناره گیری اجتماعی   
  • احساس بی حسی عاطفی
  • علائم فیزیکی سردرد تنشی، میگرن و خستگی

ترومای خیانت از این نظر منحصر به فرد است که شامل احساسات شدید شرم است که با عمل مورد آزار یا تجاوز قرار گرفتن همراه است. 

بنابراین اگر آسیب خیانت را تجربه کرده اید ممکن است از موارد زیر رنج ببرید: 

  • شرم، گناه و سرزنش خود 
  • افسردگی 
  • عزت نفس و عزت نفس پایین 
  • باورهای منفی درباره خود و دیگران، مانند «من بی لیاقتم»، «همه ناصادق هستند» یا « به هیچ کس نمی توان اعتماد کرد»
  • نوسانات خلقی غیرمنتظره
  • مشکل در تنظیم احساسات 

همچنین ممکن است نسبت به کسی که می‌توانید به آن‌ها وابسته باشید، بی‌اعتماد و هوشیار باشید. این اغلب منجر به: 

  • ناتوانی در اعتماد کردن 
  • مشکل در حفظ روابط یا اجازه دادن به دیگران برای نزدیک شدن به شما 
  • مشکلات صمیمیت
  • مشکل در باور به توانایی های تصمیم گیری خود

افرادی که ترومای خیانت را تجربه کرده اند نیز ممکن است کناره گیری اجتماعی و اضطراب را تجربه کنند. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اضطراب اجتماعی و چگونگی غلبه بر آن به وبلاگ ما مراجعه کنید → اینجا

علاوه بر این، ممکن است راهبردهایی برای مقابله با آسیب خیانت ایجاد کرده باشید که عبارتند از:

  • گسستگی در مواقعی که احساس می‌کنید به‌ویژه تحریک‌شده/ناامن هستید
  • احساس قطع ارتباط با احساسات ممکن است باعث شود برخی افراد در طول یک فلاش بک خاموش شوند
  • مشکلات حافظه (به عنوان مثال، خاطرات تحریف شده، خاطرات نادرست) 
  • استراتژی های مقابله ای منفی مانند پرخوری، سوء مصرف مواد و غیره. 

بهبودی از آسیب های خیانت

اگرچه ضربه ناشی از خیانت می تواند دردناک باشد و زندگی را تغییر دهد، ابزارها و استراتژی های زیادی وجود دارد که می تواند به شما کمک کند تا زندگی خود را بهبود بخشید و دوباره به دست آورید.  

استراتژی 1: به جای اجتناب، تصدیق کنید

پذیرش اینکه به شما خیانت شده اولین قدم برای غلبه بر آسیب خیانت است. افرادی که کوری ناشی از خیانت را تجربه می‌کنند ، معمولاً آسیب‌های روحی خود را نمی‌بینند، زیرا اعتراف به آنچه اتفاق افتاده بسیار طاقت‌فرسا و دردناک است.

به منظور کنار آمدن با این احساسات، بسیاری از افراد با به حداقل رساندن موقعیت، وانمود کردن به اینکه هرگز اتفاق نیفتاده است، یا به طور کامل از زندگی خارج می شوند (مثلاً افسردگی، سوء مصرف مواد و غیره ) وارد حالت اجتناب می شوند، اما به سختی اعتراف به حقیقت ممکن است این باشد که اجتناب یا انکار آن تنها باعث افزایش استرس و اضطراب شما می شود. 

تصدیق آسیب خیانت به شما این قدرت را می دهد که در روند بهبودی خود فعال باشید. ممکن است بتوانید از آسیب های ناشی از خیانت به عنوان فرصتی برای رشد شخصی استفاده کنید و در صورت لزوم اقدامات ایمنی را برای جلوگیری از آسیب های بعدی اجرا کنید. 

هنگامی که بتوانید آنچه را که اتفاق افتاده است تصدیق کنید، می توانید روی یافتن راهبردهای مقابله ای سالم برای حمایت از خود در حین کار در روند بهبود کار کنید.

استراتژی 2: محرک های تروما خیانت را درک کنید

محرک ها صداها، مناظر، بوها، احساساتی هستند که شما را به یاد رویداد آسیب زا می اندازند. محرک های تروما خیانت بسته به سابقه منحصر به فرد شما می تواند اشکال مختلفی داشته باشد. 

هنگامی که موقعیت اولیه خیانت به شما یادآوری می شود: آنچه گفته شده و انجام شده است، احساس شما و غیره می تواند باعث آسیب خیانت شود. برخی از یادآورهای متداول تروما ممکن است شامل افراد درگیر، مکان‌ها یا زمان‌های خاصی از سال و دیدن شخصی باشد که شما را به یاد فرد مجرم می‌اندازد.

مردم اغلب به یادآوری خیانت تا حدودی ناخودآگاه یا بدون آگاهی واکنش نشان می دهند. ممکن است ناگهان احساس عصبانیت، حالت تدافعی یا مضطرب کنید بدون اینکه دلیل آن را کاملاً بدانید. 

در هر صورت، دانستن این که چه عواملی باعث آسیب خیانت می شود می تواند به شما کمک کند تا احساسات خود را به طور مؤثرتری مدیریت کنید. 

استراتژی 3: پذیرش و نامگذاری احساسات خود را تمرین کنید

وقتی کلمه “خیانت” را می شنویم می تواند احساسات منفی زیادی ایجاد کند (مثلاً ممکن است احساس شرمندگی، عصبانیت، اندوه یا بیماری داشته باشید) . هنگامی که افراد این احساسات شدید را از رویدادهای آسیب زا تجربه می کنند، معمولا سعی می کنند به هر طریق ممکن آنها را از بین ببرند.

پذیرش احساسات ناخوشایند بخش مهمی از برخورد با آسیب های ناشی از خیانت است. سعی کنید با احساسات خود روبرو شوید و به محض ظهور آنها را بپذیرید. این به این معنی است که احساسات خود را بدون قضاوت یا سرزنش (مثلاً آسیب دیده، عصبانی، ترسیده) نام ببرید. 

اگرچه در ابتدا می تواند دردناک باشد، اما یادگیری نحوه پذیرش احساسات دشوار، مانند احساسات مربوط به خیانت، به شما این امکان را می دهد که از طریق آنها حرکت کنید و کنترل زندگی خود را دوباره به دست آورید. 

پذیرش به این معنا نیست که شما احساسات خود را دوست دارید یا موقعیت را تأیید می کنید. بلکه به معنای اذعان به این است که احساسات دشوار به عنوان بخشی از روند درمان می آیند و می روند.

نام بردن از احساسات می تواند به درک و تحمل بیشتر آنها کمک کند. همچنین به شما کمک می کند تا احساسات خود را کنترل کنید تا اینکه آنها شما را کنترل کنند. 

برخی از احساسات ممکن است بیش از حد طاقت فرسا به نظر برسند که نتوان آنها را تصدیق کرد. اگر اینطور است، به جای تلاش برای درک آنچه که احساس می کنید، سعی کنید راه خود را “احساس” کنید. استفاده از بدن خود به عنوان راهنما می تواند به شما در انجام این کار کمک کند. 

ممکن است متوجه شوید که نام بردن از احساسات فیزیکی که تجربه می کنید در حال حاضر کافی است (به عنوان مثال، “قلب من احساس می کند در حال تپیدن است”، “من در نفس کشیدن مشکل دارم”). 

این منبع عالی در مورد کلمات احساس و احساس بدن را در اینجا بررسی کنید

استراتژی 4: از بدن خود مراقبت کنید

مراقبت از بدن شامل همه چیز است، از خوب غذا خوردن گرفته تا وقت گذاشتن برای مراقبت از خود. اگرچه ممکن است به نظر غیرمرتبط به نظر برسند، بدن و ذهن به طور پیچیده ای به هم مرتبط هستند. هنگامی که به طور مداوم نیازهای بدن خود را به غذا، آب و استراحت برآورده می‌کنید، با ساختن پایه‌ای قوی برای سلامت روانی و رفاه، از ذهن خود نیز مراقبت می‌کنید.

می توانید با خوب غذا خوردن و خواب کافی شروع کنید. تغذیه مناسب در تمام طول زندگی شما – نه فقط در زمان استرس – ضروری است و با بهبود سلامت روان مرتبط است. مقدار زیادی آب بنوشید و غذاهای سالم حاوی ویتامین ها و مواد معدنی (مانند میوه ها و سبزیجات) بخورید.

سعی کنید یک روال منظم داشته باشید تا بدانید از روز به روز چه انتظاری دارید. این قابلیت پیش بینی به شما کمک می کند تا به سمت بهبودی نزدیک شوید. 

همچنین ممکن است برای شما مفید باشد که هر روز زمانی را برای استراحت و شارژ مجدد خود اختصاص دهید. به عنوان مثال، به جای تماشای تلویزیون، یک کتاب خوب بخوانید، در بیرون از خانه قدم بزنید، یا کاری خوب برای شخص دیگری انجام دهید.

ورزش نیز یکی از بهترین راه ها برای مراقبت از بدن شماست. وقتی به طور منظم ورزش می کنید، اندورفین ترشح می کنید که به طور طبیعی خلق و خوی شما را تقویت می کند. همچنین یک راه عالی برای خلاص شدن از شر احساسات فروخورده است. 

همانطور که زمان و تلاش لازم را برای برآوردن نیازهای بدن خود صرف می کنید، به خود می گویید که فردی ارزشمند هستید که ارزش مراقبت از او را دارید!

استراتژی 5: ابزارهای خودمراقبتی را توسعه دهید

بهترین خودمراقبتی، نوعی است که وقتی تحریک می‌شوید یا میل به انجام رفتارهای مخرب دارید، درست انجام می‌دهید. وقتی مکانیسم‌های مقابله‌ای نداریم، احساسات ما می‌توانند ما را کنترل کنند، به‌جای اینکه بتوانیم از طریق آنها به طور سازنده کار کنیم. 

بسیاری از مردم دریافت لیستی از مهارت های مقابله ای که می توانند در هنگام احساس هیجان شدید به آنها مراجعه کنند مفید بوده است. این ابزارها مهارت‌های بقا در بحران نامیده می‌شوند و باید به گذر از احساسات دشواری که بدون ایجاد آسیب یا بدتر کردن وضعیت ایجاد می‌شوند کمک کنند.

  1. یک مکان امن ایجاد کنید – یک مکان امن جایی است که احساس آرامش و راحتی داشته باشد، جایی که می توانید در هنگام سخت شدن شرایط به ذهن خود بروید. خوب است چندین مکان داشته باشید که به عنوان مکان امن شما عمل می کنند – یک ساحل، یک کوه، یک چمنزار. هرچه از حواس بیشتری برای توصیف مکان امن خود استفاده کنید، بهتر است.
  1. تمرین ذهن آگاهی را توسعه دهید- ذهن آگاهی توانایی حضور کامل در هر لحظه، بدون قضاوت یا انتقاد است. وقتی حواس تان باشد، به جای اینکه در افکار خود در مورد آنچه اتفاق افتاده یا هنوز اتفاق نیفتاده است، فاصله بگیرید یا درگیر افکار خود شوید، از همه چیز در اطراف خود آگاه هستید. ذهن آگاهی می تواند به شما کمک کند زمانی که احساسات منفی بر شما غلبه می کنند خود را متمرکز کنید تا بهترین ها را از شما دریافت نکنند  .

ضبط‌های ذهن آگاهی هدایت‌شده ما را در اینجا ببینید

  1. شفقت به خود و پذیرش خود را تمرین کنید – شفقت با خود به معنای مهربانی با خود است، زمانی که شکست خورده اید، توسط دیگران صدمه دیده اید یا با بدرفتاری مواجه شده اید، یا با شرایط سخت یا شکست مواجه شده اید. می تواند به همین سادگی باشد که هر روز چند دقیقه وقت بگذارید تا خود را برای زنده ماندن در موقعیت های سختی که با آن روبرو هستید تشویق کنید. شفقت به خود توانایی شما را برای مقابله موثر، مدیریت افکار و احساسات منفی درباره خود و افزایش انگیزه شخصی شما افزایش می دهد.
  1. نفس های عمیق بکشید: وقتی احساس استرس می کنید، تنفس شما کوتاه تر و سطحی تر می شود که در واقع احساس وحشت یا استرس را تشدید می کند. دم و بازدم آهسته از دیافراگم، سیستم عصبی شما را به حالت آرام‌تری باز می‌گرداند و می‌تواند به شما کمک کند در مواقعی که ناراحت یا گیج هستید آرام شوید.

استراتژی 6: داستان خود را به اشتراک بگذارید

صحبت کردن در مورد تجربیات خود با افرادی که درک می کنند و حمایت می کنند می تواند به شما کمک کند افکار و احساسات خود را در یک محیط امن پردازش کنید. این ممکن است یکی از اعضای خانواده، یک دوست، یک درمانگر یا گروه پشتیبانی با اعضایی باشد که قابل اعتماد و همدل هستند. 

خانواده و دوستان: روابط سالم به شما احساس ارتباط و تعلق می دهد و به شما این فرصت را می دهد که در دنیا احساس تنهایی نکنید. از آنجایی که زمانی که تحت فشار هستیم، کمتر توانایی مقابله با آن را داریم، به حمایت دیگران نیاز داریم تا در الگوهای منفی تفکر یا رفتاری که فقط به تشدید مبارزات ما   کمک می کند گیر نکنیم.

ممکن است بعد از یک خیانت در مورد اعتماد مجدد به دیگران تردید داشته باشید، اما مهم است که اعتماد را به کسانی که آن را به دست آورده‌اند و با اعمال و گفتار خود نشان می‌دهند که به سلامت شما اهمیت می‌دهند، تمرین کنید. 

روزنامه نگاری: گاهی اوقات وقتی داستان خود را به جای صحبت کردن به صورت نوشتاری می گویید، پیدا کردن کلمات آسان تر است. روزنامه نگاری در مورد آنچه که تجربه می کنید می تواند اولین قدم بسیار مفید و یک اقدام مداوم مراقبت از خود در درک افکار و احساسات شما باشد. همچنین می‌توانید درباره استراتژی‌های مقابله‌ای که استفاده کرده‌اید یا می‌خواهید تمرین کنید، مجله بنویسید.

گروه های پشتیبانی: فقط گوش دادن به داستان های دیگران می تواند فوق العاده مفید باشد . نشستن در جلسات AA یا گروه‌های حمایتی می‌تواند به شما کمک کند تا در آنچه پشت سر گذاشته‌اید کمتر احساس تنهایی کنید. وقتی به داستان‌های دیگران گوش می‌دهید، می‌توانید از تجربیات آنها درس بگیرید و ببینید که چگونه توانسته‌اند کنار بیایند و درمان کنند. این می تواند به شما انگیزه دهد تا اقدامات لازم برای بهبودی خود را بردارید، حتی زمانی که ممکن است گاهی اوقات سخت یا بسیار چالش برانگیز به نظر برسد. 

درمان: درمان به طور خاص مکانی امن است، جایی که بتوانید در مورد عمیق ترین افکار و احساسات خود بدون قضاوت یا انتقاد صحبت کنید. درمانگر شما آنجاست تا با قلبی باز گوش دهد، به شما کمک کند مهارت‌های مقابله‌ای را بسازید، راه‌های جدیدی برای درک آنچه اتفاق افتاده ( و آنچه اکنون در حال رخ دادن است ) بیابید و به روشی سالم به جلو حرکت کنید. 

اگر می‌خواهید درباره غلبه بر تروما اطلاعات بیشتری کسب کنید، این ویدیوی عالی را در اینجا ببینید

فقط عمل دریافت همدلی و اعتبار می تواند تفاوت بزرگی در بهبودی شما ایجاد کند. واقعی و خام بودن با داستان شما می تواند ترسناک باشد، اما همچنین فوق العاده رهایی بخش است!