پشیمانی بعد از طلاق | چند دلیل برای بازگشت به گذشته

پشیمانی بعد از طلاق؛ چند دلیل برای بازگشت به گذشته

بسیاری از زوج هایی که از یکدیگر جدا می شوند بعد از طلاق، احساس پشیمانی کرده و تصور می کنند که اشتباه کرده اند. طلاق به معنی جدایی زوجین از یکدیگر به دلیل شکست در زندگی مشترک می باشد.

این افراد در ابتدا با عشق و علاقه دو طرفه تصمیم به ازدواج می گیرند اما گاهی این عشق دوامی ندارد و منجر به طلاق و جدایی می شود.

بعد از طلاق و جدایی احساس های متفاوتی را افراد تجربه می کنند که از مهم ترین آن ها می توان به دلتنگی و پشیمانی اشاره نمود. و آن ها از این که زندگی شان دوام نداشته است و برای خوب شدن روابط شان تلاش نکرده اند دچار عذاب وجدان می شوند.

در این مقاله قصد داریم که علل احساس پشیمانی بعد از طلاق را بررسی کنیم و در پایان نکاتی که باعث می شود این حس در افراد از بین برود را بیان نماییم.

در صورتی که تصمیم به طلاق گرفته اید باید قبل از آن از مشاور کمک بگیرید تا در این خصوص شما را راهنمایی کند.

الف – پشیمانی بعد از طلاق : نگاه منفی جامعه

در اکثر موارد، جامعه نسبت به افرادی که طلاق گرفته اند دید مثبتی ندارند. اگر در جامعه ای سنتی و پایبند به اصول کلاسیک خانواده زندگی می کنید، نگاه منفی آن ها بیشتر خواهد بود. این دید منفی منجر به تنش های فکری با اجتماع و فشار فکری بر روی فرد مطلقه می شود.

این امر در مورد خانم ها و زن های مطلقه بیش تر است و عذاب وجدان و پشیمانی را برای فرد به همراه خواهد داشت. در این شرایط فرد خودش را مقصر می داند و به خاطر این کار خود را ملامت و سرزنش می کند.

بعد از طلاق، در زندگی فرد مشکلات بسیاری به وجود می آید به طوری که این مشکلات فشار عصبی بسیاری بر روی فرد وارد می کند برخی از آن ها عبارت اند: مشکلات مالی، تنش های روانی، مورد قضاوت قرار گرفتن اطرافیان و حضانت فرزندان.

به خاطر این مشکلات فرد ممکن است تصمیم به بازگشت بگیرد و از طلاق منصرف شده و زندگی اش را ادامه دهد اما توجه داشته باشید در این خصوص نباید عجولانه تصمیم بگیرید. و با بررسی همه جوانب سعی کنید بهترین تصمیم را به کمک مشاور بگیرید.

ب – پشیمانی : تاثیر طلاق بر زندگی فرزندان

طلاق برای فرزندان بسیار دردناک است زیرا به عنوان فرزندان طلاق با چالش های بسیاری رو به رو می شوند. کودکان بسیار حساس هستند و در اکثر موارد با عواقب منفی طلاق رو به رو می شوند. یکی از این عواقب دوری از پدر و مادر و دلتنگی برای آن ها می باشد.

بعد از طلاق نیاز عاطفی کودک که یکی از مهم ترین نیازهای اولیه و اساسی او می باشد برطرف نخواهد شد زیرا فرد حضور پدر و مادر و احساس امنیت خاطر و آرامشی که لازم دارد را نمی تواند بعد از طلاق به طور کامل تجربه کند و این جدایی ضربه عاطفی مهمی به کودک وارد می کند

پدر و مادر به خاطر عشق و علاقه ای که به فرزندشان دارند ممکن است دچار پشیمانی شوند و از طلاق منصرف شوند.

ج تاثیر طلاق بر ازدواج بعدی شما

بسیاری از افرادی که طلاق گرفته اند بعد از طلاق تصمیم به ازدواج مجدد می گیرند در حالی که ممکن است آثار طلاق از بین نرفته باشد.

ازدواج مجدد به دلایل مختلفی به وجود می آید اما برخی از افراد بدون این که آثار ناشی از جدایی و طلاق را از بین ببرند تصمیم به ازدواج مجدد می گیرند در این حالت در زندگی مشترک جدید با مشکلاتی رو به رو خواهند شد،

زیرا دلایل طلاق شان را به خوبی بررسی نکرده اند و با بی توجهی نسبت به آن تصمیم به ازدواج مجدد گرفته اند.

تصمیم عجولانه آن ها باعث شده تا رفتارهای خود را که بر روی طلاق اثر گذاشته است را نشناخته و همین عدم تغییر رفتار در زندگی جدید مشکل ساز شده و چالش هایی را به همراه خواهد داشت به طور که فرد بعد از طلاق دچار پشیمانی می شود.

د اهمیت وضعیت اقتصادی

طلاق هزینه های زیادی به همراه دارد. علاوه بر این هزینه های زندگی بعد از طلاق بیش تر از قبل از طلاق می باشد. و بعد از طلاق استرس مالی زنان بسیار بیشتر می شود و ترجیح می دهند برای این که با مشکل مالی رو به رو نشوند بیشتر کار کنند تا درآمد بیشتری به دست آورند و بتوانند از پس مخارج زندگی شان برآیند.

در این شرایط فشار بسیاری به افراد وارد می شود و ممکن است دچار افسردگی، اضطراب، وسواس و مشکلات دیگر شوند.

ه دلتنگی بعد از طلاق

یکی از دلایلی که باعث پشیمانی بعد از طلاق می شود احساس دلتنگی می باشد. بسیاری از زنان و مردان بعد از طلاق به خاطر علاقه به همسر سابق، مرور خاطرات گذشته دچار حس دلتنگی می شوند و حتی احساس می کنند که او را دوست دارند.

در صورتی که قادر به فراموشی همسرتان نبوده و این حس دلتنگی شما را ناراحت کرده است می توانید از مشاور و روانشناس کمک بگیرید تا مشکلات شما را در زندگی سابق ریشه یابی کرده و به کمک شما آن را به طور کامل درمان کند.

رفع احساس پشیمانی بعد از طلاق، ماهی را هر وقت از آب بگیری

برای رفع احساس پشیمانی بعد از طلاق چه باید کرد؟ برخی از این پشیمانی هایی که بعد از طلاق اتفاق می افتد کاملا طبیعی می باشد. زیرا تصمیم به طلاق یک تصمیم سخت و بزرگی می باشد و زندگی شما و فرزندانتان را تحت تاثیر قرار می دهد.

توجه داشته باشید که اولین گام، تلاش کردن است و هیچ وقت برای تلاش دیر نیست. در رابطه فرقی نمی کند که شما به نتیجه می رسید یا نه، چیزی که اهمیت دارد این است که شما سعی و تلاش خود را برای بازیابی زندگی مشترک تان انجام داده اید.

اگر واقعا از تصمیمی که گرفته اید پشیمان هستید و دوست دارید در کنار همسر قبلی تان زندگی کنید لازم است تا حد امکان تلاش نمایید.

اگر تلاش تان نتیجه ای به همراه نداشت باز هم از عذاب وجدان و پشیمانی شما می کاهد، به خاطر داشته باشید که مهم ترین امر این است که بتوانید خودتان را ببخشید. بخشش خود به شما کمک می کند تا عذاب وجدان تان کاهش یابد و بازگشت به زندگی عادی راحت تر شود.

به یاد داشته باشید که زندگی ادامه دارد، شما نباید دست از تلاش برداشته و خودتان را شکست خورده در نظر بگیرید بلکه باید از اشتباهات خود را بپذیرید و از آن درس بگیرید تا بتوانید ادامه زندگی تان را به خوبی پیش ببرید.

یجاد رابطه دوستانه با همسر سابق

برای این که بعد از طلاق احساس پشیمانی کمتر به سراغ شما بیاید می تواند راهکارهای دیگری را استفاده نمایید. به عنوان مثال بعد از جدایی می توانید با همسر سابق تان دیدار داشته باشید و یک رابطه دوستانه ای با او برقرار کنید تا پشیمانی شما کمتر شود.

توجه داشته باشید ازدواج مجدد با همسر سابق امر طبیعی می باشد و بسیاری از افرادی که طلاق گرفته اند دوباره پشیمان شده و تصمیم به ازدواج گرفته اند.

جدایی زوجین از یکدیگر آسیب های فکری بسیاری را به همراه دارد و اگر در میان فرزندی هم وجود داشته باشد این آسیب ها بسیار بیشتر شده و بر روی زندگی و آینده او هم اثر می گذارد.

زمانی که تصمیم به طلاق می گیرید باید سعی کنید تمام جوانب را در نظر بگیرید و عملی عجولانه و نسنجیده ای انجام ندهید.

توجه داشته باشید که شما در برابر زندگی مشترک تان مسئول هستید بنابراین باید تا جایی که می توانید برای دوام آن تلاش کنید و در صورت لزوم از مشاور و روانشناس کمک بگیرید تا در این خصوص آگاهی لازم را در اختیار شما قرار دهد و شما را راهنمایی کند.

تاخیر خدمات روانشناسی بر پشیمانی بعد از طلاق

پشیمانی بعد از طلاق و تمایل به رجوع برای بسیاری از زوجین اتفاق افتاده است اما بازگشت به زندگی سابق کار راحتی نمی باشد. زیرا عوامل بسیاری بر روی علت اصلی و عوامل طلاق اثر می گذارد.

بنابراین در صورتی که تصمیم به بازگشت دارید باید سعی کنید ریشه آن مشکل را شناسایی کرده و آن برطرف کنید تا زندگی مشترک مجددتان با موفقیت انجام گرفته و پیش رود.

در این شرایط برای ریشه یابی مشکل بهتر است از فردی متخصص و با تجربه کمک بگیرید و برای حل مشکلتان اقدامات لازم را انجام دهید. در این راستا مرکز مشاوره ستاره ایرانیان خدماتی را ارائه می دهند و در این زمینه یاری تان می کنند.

منبع : پشیمانی بعد از طلاق | چند دلیل برای بازگشت به گذشته

اگر قربانی خیانت هستید یا در گذشته بود، حتما مطالعه کنید

اگر در گذشته به شما خیانت شده است و یا آسیب های خیانت ناشی از آن زندگی شما را دچار مشکل کرده است، شما درگیر ترومای خیانت هستید. اگر چنین است، پس شما در جای درستی هستید! 

آسیب های خیانت چیست؟

ترومای خیانت نتیجه نقض یک دلبستگی عمیق است، جایی که سوء استفاده یا غفلت از فردی صورت گرفته است که برای امنیت و رفاه خود به آن دلبستگی وابسته است.

ترومای خیانت معمولاً در موارد زیر رخ می دهد:

  • کودک آزاری – از جمله آزار جسمی، جنسی و آزار عاطفی (مثلاً دستکاری، گاز دادن، آزار کلامی و غیره )
  • خیانت به شریک زندگی: یک شریک به شما در مورد چیزی مهم در رابطه شما ( پول، اعتیاد جنسی و غیره ) رابطه دارد یا به شما دروغ می گوید.

ترومای خیانت به شدت با سایر انواع تروما متفاوت است، زیرا نه تنها شامل تجربه سوء استفاده، بلکه شامل تجربه خیانت شدن توسط یک رابطه کلیدی، مانند والدین، مراقب، سرپرست، افراد مهم یا افراد دیگری است که به آنها اعتماد دارند. پشتیبانی و ایمنی

از آنجایی که قربانی اغلب برای برآوردن نیازهای فیزیکی، ذهنی و/یا احساسی خود به مرتکب متکی است، اغلب رفتار خود را برای حفظ رابطه تطبیق می دهند.

آنها ممکن است ایجاد کنند:

  • ناهماهنگی شناختی (توانایی نگه داشتن دو فکر متضاد به طور همزمان)
  • به حداقل رساندن (کم کردن شدت یک رویداد)، یا
  • کوری خیانت (عدم دیدن خیانت با وجود شواهد بسیار زیاد).

این شکل از نابینایی روانشناختی یک راهبرد مقابله ای است که از امنیت روانی و عاطفی فرد محافظت می کند و مانع از رویارویی آن چیزی می شود که خیلی دردناک یا ترسناک است. 

به عنوان مثال، کودک ممکن است خود را به خاطر رفتار بد والدینش سرزنش کند یا توضیحی ارائه دهد که به او کمک کند احساس بهتری نسبت به آنچه اتفاق می افتد داشته باشد. 

این می‌تواند توضیح دهد که چرا بسیاری از قربانیان ترجیح می‌دهند در کنار متجاوزان خود بمانند، و تأثیر سوء استفاده را پس از وقوع آن به حداقل می‌رسانند، یا اینکه چرا کودکانی که مخفیانه مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند، به نظر می‌رسد که رابطه‌ای محبت آمیز با مراقب بدرفتار خود دارند.

نشانه های ترومای خیانت

علائم و نشانه های ترومای خیانت متفاوت است، اما به طور کلی شامل علائم اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) است، مانند: 

  • افکار و تصاویر مزاحم
  • کابوس یا فلاش بک 
  • رفتارهای اجتنابی 
  • هوشیاری بیش از حد (به طور مداوم محیط شما را برای تهدیدات احتمالی اسکن می کند)
  • تحریک پذیری یا طغیان عصبانیت
  • بیخوابی 
  • ترس 
  • کناره گیری اجتماعی   
  • احساس بی حسی عاطفی
  • علائم فیزیکی سردرد تنشی، میگرن و خستگی

ترومای خیانت از این نظر منحصر به فرد است که شامل احساسات شدید شرم است که با عمل مورد آزار یا تجاوز قرار گرفتن همراه است. 

بنابراین اگر آسیب خیانت را تجربه کرده اید ممکن است از موارد زیر رنج ببرید: 

  • شرم، گناه و سرزنش خود 
  • افسردگی 
  • عزت نفس و عزت نفس پایین 
  • باورهای منفی درباره خود و دیگران، مانند «من بی لیاقتم»، «همه ناصادق هستند» یا « به هیچ کس نمی توان اعتماد کرد»
  • نوسانات خلقی غیرمنتظره
  • مشکل در تنظیم احساسات 

همچنین ممکن است نسبت به کسی که می‌توانید به آن‌ها وابسته باشید، بی‌اعتماد و هوشیار باشید. این اغلب منجر به: 

  • ناتوانی در اعتماد کردن 
  • مشکل در حفظ روابط یا اجازه دادن به دیگران برای نزدیک شدن به شما 
  • مشکلات صمیمیت
  • مشکل در باور به توانایی های تصمیم گیری خود

افرادی که ترومای خیانت را تجربه کرده اند نیز ممکن است کناره گیری اجتماعی و اضطراب را تجربه کنند. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اضطراب اجتماعی و چگونگی غلبه بر آن به وبلاگ ما مراجعه کنید → اینجا

علاوه بر این، ممکن است راهبردهایی برای مقابله با آسیب خیانت ایجاد کرده باشید که عبارتند از:

  • گسستگی در مواقعی که احساس می‌کنید به‌ویژه تحریک‌شده/ناامن هستید
  • احساس قطع ارتباط با احساسات ممکن است باعث شود برخی افراد در طول یک فلاش بک خاموش شوند
  • مشکلات حافظه (به عنوان مثال، خاطرات تحریف شده، خاطرات نادرست) 
  • استراتژی های مقابله ای منفی مانند پرخوری، سوء مصرف مواد و غیره. 

بهبودی از آسیب های خیانت

اگرچه ضربه ناشی از خیانت می تواند دردناک باشد و زندگی را تغییر دهد، ابزارها و استراتژی های زیادی وجود دارد که می تواند به شما کمک کند تا زندگی خود را بهبود بخشید و دوباره به دست آورید.  

استراتژی 1: به جای اجتناب، تصدیق کنید

پذیرش اینکه به شما خیانت شده اولین قدم برای غلبه بر آسیب خیانت است. افرادی که کوری ناشی از خیانت را تجربه می‌کنند ، معمولاً آسیب‌های روحی خود را نمی‌بینند، زیرا اعتراف به آنچه اتفاق افتاده بسیار طاقت‌فرسا و دردناک است.

به منظور کنار آمدن با این احساسات، بسیاری از افراد با به حداقل رساندن موقعیت، وانمود کردن به اینکه هرگز اتفاق نیفتاده است، یا به طور کامل از زندگی خارج می شوند (مثلاً افسردگی، سوء مصرف مواد و غیره ) وارد حالت اجتناب می شوند، اما به سختی اعتراف به حقیقت ممکن است این باشد که اجتناب یا انکار آن تنها باعث افزایش استرس و اضطراب شما می شود. 

تصدیق آسیب خیانت به شما این قدرت را می دهد که در روند بهبودی خود فعال باشید. ممکن است بتوانید از آسیب های ناشی از خیانت به عنوان فرصتی برای رشد شخصی استفاده کنید و در صورت لزوم اقدامات ایمنی را برای جلوگیری از آسیب های بعدی اجرا کنید. 

هنگامی که بتوانید آنچه را که اتفاق افتاده است تصدیق کنید، می توانید روی یافتن راهبردهای مقابله ای سالم برای حمایت از خود در حین کار در روند بهبود کار کنید.

استراتژی 2: محرک های تروما خیانت را درک کنید

محرک ها صداها، مناظر، بوها، احساساتی هستند که شما را به یاد رویداد آسیب زا می اندازند. محرک های تروما خیانت بسته به سابقه منحصر به فرد شما می تواند اشکال مختلفی داشته باشد. 

هنگامی که موقعیت اولیه خیانت به شما یادآوری می شود: آنچه گفته شده و انجام شده است، احساس شما و غیره می تواند باعث آسیب خیانت شود. برخی از یادآورهای متداول تروما ممکن است شامل افراد درگیر، مکان‌ها یا زمان‌های خاصی از سال و دیدن شخصی باشد که شما را به یاد فرد مجرم می‌اندازد.

مردم اغلب به یادآوری خیانت تا حدودی ناخودآگاه یا بدون آگاهی واکنش نشان می دهند. ممکن است ناگهان احساس عصبانیت، حالت تدافعی یا مضطرب کنید بدون اینکه دلیل آن را کاملاً بدانید. 

در هر صورت، دانستن این که چه عواملی باعث آسیب خیانت می شود می تواند به شما کمک کند تا احساسات خود را به طور مؤثرتری مدیریت کنید. 

استراتژی 3: پذیرش و نامگذاری احساسات خود را تمرین کنید

وقتی کلمه “خیانت” را می شنویم می تواند احساسات منفی زیادی ایجاد کند (مثلاً ممکن است احساس شرمندگی، عصبانیت، اندوه یا بیماری داشته باشید) . هنگامی که افراد این احساسات شدید را از رویدادهای آسیب زا تجربه می کنند، معمولا سعی می کنند به هر طریق ممکن آنها را از بین ببرند.

پذیرش احساسات ناخوشایند بخش مهمی از برخورد با آسیب های ناشی از خیانت است. سعی کنید با احساسات خود روبرو شوید و به محض ظهور آنها را بپذیرید. این به این معنی است که احساسات خود را بدون قضاوت یا سرزنش (مثلاً آسیب دیده، عصبانی، ترسیده) نام ببرید. 

اگرچه در ابتدا می تواند دردناک باشد، اما یادگیری نحوه پذیرش احساسات دشوار، مانند احساسات مربوط به خیانت، به شما این امکان را می دهد که از طریق آنها حرکت کنید و کنترل زندگی خود را دوباره به دست آورید. 

پذیرش به این معنا نیست که شما احساسات خود را دوست دارید یا موقعیت را تأیید می کنید. بلکه به معنای اذعان به این است که احساسات دشوار به عنوان بخشی از روند درمان می آیند و می روند.

نام بردن از احساسات می تواند به درک و تحمل بیشتر آنها کمک کند. همچنین به شما کمک می کند تا احساسات خود را کنترل کنید تا اینکه آنها شما را کنترل کنند. 

برخی از احساسات ممکن است بیش از حد طاقت فرسا به نظر برسند که نتوان آنها را تصدیق کرد. اگر اینطور است، به جای تلاش برای درک آنچه که احساس می کنید، سعی کنید راه خود را “احساس” کنید. استفاده از بدن خود به عنوان راهنما می تواند به شما در انجام این کار کمک کند. 

ممکن است متوجه شوید که نام بردن از احساسات فیزیکی که تجربه می کنید در حال حاضر کافی است (به عنوان مثال، “قلب من احساس می کند در حال تپیدن است”، “من در نفس کشیدن مشکل دارم”). 

این منبع عالی در مورد کلمات احساس و احساس بدن را در اینجا بررسی کنید

استراتژی 4: از بدن خود مراقبت کنید

مراقبت از بدن شامل همه چیز است، از خوب غذا خوردن گرفته تا وقت گذاشتن برای مراقبت از خود. اگرچه ممکن است به نظر غیرمرتبط به نظر برسند، بدن و ذهن به طور پیچیده ای به هم مرتبط هستند. هنگامی که به طور مداوم نیازهای بدن خود را به غذا، آب و استراحت برآورده می‌کنید، با ساختن پایه‌ای قوی برای سلامت روانی و رفاه، از ذهن خود نیز مراقبت می‌کنید.

می توانید با خوب غذا خوردن و خواب کافی شروع کنید. تغذیه مناسب در تمام طول زندگی شما – نه فقط در زمان استرس – ضروری است و با بهبود سلامت روان مرتبط است. مقدار زیادی آب بنوشید و غذاهای سالم حاوی ویتامین ها و مواد معدنی (مانند میوه ها و سبزیجات) بخورید.

سعی کنید یک روال منظم داشته باشید تا بدانید از روز به روز چه انتظاری دارید. این قابلیت پیش بینی به شما کمک می کند تا به سمت بهبودی نزدیک شوید. 

همچنین ممکن است برای شما مفید باشد که هر روز زمانی را برای استراحت و شارژ مجدد خود اختصاص دهید. به عنوان مثال، به جای تماشای تلویزیون، یک کتاب خوب بخوانید، در بیرون از خانه قدم بزنید، یا کاری خوب برای شخص دیگری انجام دهید.

ورزش نیز یکی از بهترین راه ها برای مراقبت از بدن شماست. وقتی به طور منظم ورزش می کنید، اندورفین ترشح می کنید که به طور طبیعی خلق و خوی شما را تقویت می کند. همچنین یک راه عالی برای خلاص شدن از شر احساسات فروخورده است. 

همانطور که زمان و تلاش لازم را برای برآوردن نیازهای بدن خود صرف می کنید، به خود می گویید که فردی ارزشمند هستید که ارزش مراقبت از او را دارید!

استراتژی 5: ابزارهای خودمراقبتی را توسعه دهید

بهترین خودمراقبتی، نوعی است که وقتی تحریک می‌شوید یا میل به انجام رفتارهای مخرب دارید، درست انجام می‌دهید. وقتی مکانیسم‌های مقابله‌ای نداریم، احساسات ما می‌توانند ما را کنترل کنند، به‌جای اینکه بتوانیم از طریق آنها به طور سازنده کار کنیم. 

بسیاری از مردم دریافت لیستی از مهارت های مقابله ای که می توانند در هنگام احساس هیجان شدید به آنها مراجعه کنند مفید بوده است. این ابزارها مهارت‌های بقا در بحران نامیده می‌شوند و باید به گذر از احساسات دشواری که بدون ایجاد آسیب یا بدتر کردن وضعیت ایجاد می‌شوند کمک کنند.

  1. یک مکان امن ایجاد کنید – یک مکان امن جایی است که احساس آرامش و راحتی داشته باشد، جایی که می توانید در هنگام سخت شدن شرایط به ذهن خود بروید. خوب است چندین مکان داشته باشید که به عنوان مکان امن شما عمل می کنند – یک ساحل، یک کوه، یک چمنزار. هرچه از حواس بیشتری برای توصیف مکان امن خود استفاده کنید، بهتر است.
  1. تمرین ذهن آگاهی را توسعه دهید- ذهن آگاهی توانایی حضور کامل در هر لحظه، بدون قضاوت یا انتقاد است. وقتی حواس تان باشد، به جای اینکه در افکار خود در مورد آنچه اتفاق افتاده یا هنوز اتفاق نیفتاده است، فاصله بگیرید یا درگیر افکار خود شوید، از همه چیز در اطراف خود آگاه هستید. ذهن آگاهی می تواند به شما کمک کند زمانی که احساسات منفی بر شما غلبه می کنند خود را متمرکز کنید تا بهترین ها را از شما دریافت نکنند  .

ضبط‌های ذهن آگاهی هدایت‌شده ما را در اینجا ببینید

  1. شفقت به خود و پذیرش خود را تمرین کنید – شفقت با خود به معنای مهربانی با خود است، زمانی که شکست خورده اید، توسط دیگران صدمه دیده اید یا با بدرفتاری مواجه شده اید، یا با شرایط سخت یا شکست مواجه شده اید. می تواند به همین سادگی باشد که هر روز چند دقیقه وقت بگذارید تا خود را برای زنده ماندن در موقعیت های سختی که با آن روبرو هستید تشویق کنید. شفقت به خود توانایی شما را برای مقابله موثر، مدیریت افکار و احساسات منفی درباره خود و افزایش انگیزه شخصی شما افزایش می دهد.
  1. نفس های عمیق بکشید: وقتی احساس استرس می کنید، تنفس شما کوتاه تر و سطحی تر می شود که در واقع احساس وحشت یا استرس را تشدید می کند. دم و بازدم آهسته از دیافراگم، سیستم عصبی شما را به حالت آرام‌تری باز می‌گرداند و می‌تواند به شما کمک کند در مواقعی که ناراحت یا گیج هستید آرام شوید.

استراتژی 6: داستان خود را به اشتراک بگذارید

صحبت کردن در مورد تجربیات خود با افرادی که درک می کنند و حمایت می کنند می تواند به شما کمک کند افکار و احساسات خود را در یک محیط امن پردازش کنید. این ممکن است یکی از اعضای خانواده، یک دوست، یک درمانگر یا گروه پشتیبانی با اعضایی باشد که قابل اعتماد و همدل هستند. 

خانواده و دوستان: روابط سالم به شما احساس ارتباط و تعلق می دهد و به شما این فرصت را می دهد که در دنیا احساس تنهایی نکنید. از آنجایی که زمانی که تحت فشار هستیم، کمتر توانایی مقابله با آن را داریم، به حمایت دیگران نیاز داریم تا در الگوهای منفی تفکر یا رفتاری که فقط به تشدید مبارزات ما   کمک می کند گیر نکنیم.

ممکن است بعد از یک خیانت در مورد اعتماد مجدد به دیگران تردید داشته باشید، اما مهم است که اعتماد را به کسانی که آن را به دست آورده‌اند و با اعمال و گفتار خود نشان می‌دهند که به سلامت شما اهمیت می‌دهند، تمرین کنید. 

روزنامه نگاری: گاهی اوقات وقتی داستان خود را به جای صحبت کردن به صورت نوشتاری می گویید، پیدا کردن کلمات آسان تر است. روزنامه نگاری در مورد آنچه که تجربه می کنید می تواند اولین قدم بسیار مفید و یک اقدام مداوم مراقبت از خود در درک افکار و احساسات شما باشد. همچنین می‌توانید درباره استراتژی‌های مقابله‌ای که استفاده کرده‌اید یا می‌خواهید تمرین کنید، مجله بنویسید.

گروه های پشتیبانی: فقط گوش دادن به داستان های دیگران می تواند فوق العاده مفید باشد . نشستن در جلسات AA یا گروه‌های حمایتی می‌تواند به شما کمک کند تا در آنچه پشت سر گذاشته‌اید کمتر احساس تنهایی کنید. وقتی به داستان‌های دیگران گوش می‌دهید، می‌توانید از تجربیات آنها درس بگیرید و ببینید که چگونه توانسته‌اند کنار بیایند و درمان کنند. این می تواند به شما انگیزه دهد تا اقدامات لازم برای بهبودی خود را بردارید، حتی زمانی که ممکن است گاهی اوقات سخت یا بسیار چالش برانگیز به نظر برسد. 

درمان: درمان به طور خاص مکانی امن است، جایی که بتوانید در مورد عمیق ترین افکار و احساسات خود بدون قضاوت یا انتقاد صحبت کنید. درمانگر شما آنجاست تا با قلبی باز گوش دهد، به شما کمک کند مهارت‌های مقابله‌ای را بسازید، راه‌های جدیدی برای درک آنچه اتفاق افتاده ( و آنچه اکنون در حال رخ دادن است ) بیابید و به روشی سالم به جلو حرکت کنید. 

اگر می‌خواهید درباره غلبه بر تروما اطلاعات بیشتری کسب کنید، این ویدیوی عالی را در اینجا ببینید

فقط عمل دریافت همدلی و اعتبار می تواند تفاوت بزرگی در بهبودی شما ایجاد کند. واقعی و خام بودن با داستان شما می تواند ترسناک باشد، اما همچنین فوق العاده رهایی بخش است!

نقش خانواده در انتخاب شغل

نقش خانواده در انتخاب شغل

آیا خانواده در انتخاب شغل تاثیر دارد؟ آیا از نقش خانواده در انتخاب شغل آگاه هستید؟ امروزه بسیاری از جوانان زمانی که وارد دهه بیست سالگی زندگی شان می شوند دغدغه هایی بسیاری دارند که یکی از آن ها انتخاب شغل می باشد.

خانواده در پارامترهایی مانند علایق، مهارت ها، نگرش به کار و غیره نقش به سزایی دارد و به طور مستقیم و غیرمستقیم بر روی فرد اثر می گذارد و آینده او را تعیین می کند.

خانواده ها بر روی آینده فرزندشان حساس هستند و به همین دلیل هر کدام به نحوی برای آینده مالی فرزند خود برنامه ریزی کرده اند.

توجه داشته باشید که کار و حرفه یکی از محورهای اصلی تعلیم و تربیت می باشد و باید مانند سایر مسائل تربیتی از همان کودکی، فرزندتان را با آن آشنا کنید و مفاهیم درست را به او بیاموزید تا در این زمینه به خوبی پرورش یابد. هم چنین در این شرایط باید از مشاور خانواده کمک بگیرید تا شما را راهنمایی کند.

نقش خانواده در انتخاب شغل

مشکلات خانواده ها با فرزندان در حوزه کار چیست

بسیاری از خانواده ها علاقه دارند فرزندشان را طوری تربیت کنند که بتواند در آینده روی پای خودشان باشند و گلیم خود را از آب بیرون کشیده و موفق شوند. اما والدین باید توجه داشته باشند که دوره نوجوانی، دوران پرچالشی می باشد و باید قبل از به وجود آمدن چالش ها، به فکر چاره ای برای حل آن ها بود.

در صورتی که به مشکلات جوانان با خانواده های توجه کنید خواهید دید ریشه مشکلات آن ها در زمینه کار و استقلال مالی به نوع نگرش فرزندان نسبت به کار و مسائل اقتصادی می باشد. نوع نگرش تاثیر بسیاری دارد و برخی از نگرش ها می تواند به عنوان سرعت گیر در مسیر موفقیت عمل کنند که عبارت اند از:

  • عدم وجود کار
  • بی مسئولیتی در برابر وظایف
  • توقع بیش از اندازه از خانواده ها
  • انتظار نتایج درخشان با کم ترین زحمات

چه عواملی باعث به وجود آمدن این نوع نگرش می شود؟ تمام سیستم های خرد و کلان اجتماعی مانند سیستم های آموزش و تربیتی تاثیر بسیاری بر روی نگرش و عقاید شخص می گذارند. بیشتر عقاید فرزندتان به آموزش های دوران کودکی و نوجوانی مربوط می شود که توسط خانواده و سیستم های آموزشی صورت گرفته است.

اگر نگران آینده فرزندتان هستید باید بیش از هر چیزی به مسئله تعلیم و تربیت توجه کنید و سعی کنید نگرش های درست و خوبی را در دوره کودکی و نوجوانی به فرزندتان آمورش دهید.

نقش خانواده در نگرش افراد به شغل

نقش خانواده به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم بر روی نگرش فرزندان تاثیر می گذارد و باعث شکل گیری نگرش آن ها می شود.

  1. نقش خانواده در انتخاب شغل، نقش مستقیم خانواده ها در نگرش فرد به کار

فرد سعی می کند نگرش هایش را از طریق همانند سازی و الگوپذیری از والدین شکل دهد. این شبیه سازی ابتدا از ظاهر آغاز می شود، به طوری که دختر دوست دارد مثل مادر لباس بپوشد و پسر تمایل دارد علاقه مندی های ورزشی پدرش را دنبال کند.

کودکان به مرور زمان با شناسایی محیط پیرامون شان از ظاهر فراتر می روند و عقاید والدین شان را جذب می کنند، به همین دلیل عقایدشان همایند والدین می شود و می خواهند دنیا را مانند اطرافیان و افراد مهم زندگی شان ببینند.

به همین دلیل دوران کودکی بسیار مهم است و ما باید سعی کنیم الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشیم. هم چنین نقش خانواده را در آینده و انتخاب شغل فرزندان جدی بگیرید. والدینی که مسئولیت پذیر نبوده زمانی که با سختی رو به رو می شوند و در موقعیت های دشوار قرار می گیرند سریع دلسرد می شوند.

این والدین نباید از فرزندشان انتظار داشته باشند که خلاف این ها رفتار کنند زیرا فرزندشان از آن ها الگو می گیرد و همانند آن ها خواهد شد.

  1. نقش غیر مستقیم خانواده ها در نگرش فرد به کار

همانطور که گفته شد خانواده بسیار مهم است و نقش مهمی در شکل گیری شخصیت فرد دارد به همین دلیل والدین باید به شیوه تعامل خود با فرزندشان توجه بسیاری داشته باشند.

زیرا آن ها به طور غیر مستقیم بر روی نگرش شغلی فرزندشان در آینده اثر می گذارند و برخی از ویژگی های فرزندان در خانواده شکل می گیرد و نقش تعیین کننده ای در نگرش و رفتار حرفه ای فرد دارد، که برخی از آن ها عبارت اند از:

  • کسب استقلال
  • هویت فردی و اجتماعی
  • امور اخلاقی
  • سازگاری
  • مسئولیت پذیری
  • کارگروهی

بر اساس تحقیقات انجام شده میان خودپنداره فرد ( تصویری که فرد از شخصیت خود دارد.) با موفقیت شغلی او رابطه دوسویه وجود دارد. به طوری که افراد با خودپنداره مثبت تر موفقیت های شغلی بهتری کسب می کنند.

افرادی که موفقیت تحصیلی و شغلی دارند، خوپنداره آن ها قوی تر است و می توانند شغل بهتری را جذب کنند و در شغل شان موفق شوند.

نقش خانواده در ایجاد انگیزش برای کار کردن

انگیزش یک اصطلاح کلی می باشد که در برگیرنده تمام فرایندهایی می باشد که در شکل گیری و جهت دهی و حفظ فعالیت های جسمی و روانی موثر است. در واقع انگیزش باعث می شود تا فرد رفتارهای مثبتی برای رسیدن به هدفش انجام دهد و یک نوع حالت درونی را تجربه می کند.

در صورتی که والدین با یکدیگر همدل بوده و انسجام کافی داشته باشند، فرزندان با استفاده از تجربه والدین می توانند انگیزه درونی شان را ارتقا بخشند. خانواده سالم می تواند این ارتباط را به راحتی شکل دهد و میان والدین و فرزندان رابطه دوستانه ای برقرار شود.

  1. نقش خانواده در انتخاب شغل ، انگیزش بیرونی

انگیزش می تواند به دو صورت بیرونی و درونی در فرد ایجاد شود. انگیزه بیرونی به مشوق هایی که در محیط بیرون هستند مربوط می شود تا فرد را برای رسیدن به هدفش تشویق کنند.

به عنوان مثال وقتی فرزندتان، مسئولیت پذیر است او را تحسین کرده و مورد تشویق قرار می دهید و هدیه ای برایش در نظر می گیرید، در واقع شما برای فرزندتان انگیزه بیرونی فراهم کرده اید.

اما آن چیزی که اهمیت دارد این است که به تدریج فرزندتان را از انگیزه بیرونی به سمت انگیزه درونی هدایت کنید، در صورتی که خانواده انسجام کافی داشته باشند در این امر موفق خواهند بود و می توانند انگیزه لازم را به درستی در فرزندشان ایجاد کنند.

  1. انگیزش درونی

خانواده در انتخاب شغل فرزندان نقش مهمی دارد و این نقش را می توان به عنوان انگیزه درونی در نظر گرفت، انگیزه درونی از آن جهت حائز اهمیت است که از منابع بیرون سرچشمه نمی گیرد.

کودکی را تصور کنید که یاد گرفته است به ازای هر کار خوبی که انجام می دهد جایزه ای دریافت کند. اگر شرایط به گونه ای باشد که جایزه ای دریافت نکند دیگر حاضر به انجام آن کار نخواهد شد.

در این شرایط باید رفتار صحیح را به فرزندتان آموزش دهید به طوری که ابتدا برای این که توجه او را به کارهای مثبت جلب کنید می توانید از انگیزه بیرونی کمک بگیرید.

اما به تدریج باید مشوق های بیرونی را کاهش دهید و سعی کنید فرزندتان را با مفاهیمی مانند پشتکار، مسئولیت پذیری و غیره آشنا کنید تا او برای این مفاهیم ارزش قائل شود و بدون وجود مشوق های بیرونی از درون تمایل داشته باشد این ویژگی های ارزشمند را کسب کند و کارهای خوب را با رغبت و بدون توجه به مشوق های بیرونی انجام دهد.

والدین با استفاده از شیوه تربیتی صحیح می توانند فرزندشان را به سمت کار و موفقیت هدایت کنند و از این طریق به صورت غیرمستقیم به خواسته خود می رسند.

البته توجه داشته باشید که به کارگیری شیوه درست تربیتی به سادگی حاصل نمی شود و والدین باید در این زمینه تلاش نمایند و مطالعه کافی داشته باشند تا آموزش و یادگیری آن ها به بهترین نحو صورت گیرد.

تاثیر خدمات روانشناسی در انتخاب شغل

با توجه به مطالب گفته شده مشخص شد که نقش خانواده در انتخاب شغل فرزندان از اهمیت بسیاری برخوردار است و به همین دلیل این وظیفه باید به بهترین نحو انجام شود.

والدین می توانند برای افزایش اطلاعات و آگاهی خود از روانشناس کمک بگیرند تا در این خصوص آن ها را راهنمایی کند و راهکارهای مفیدی در اختیار آن ها بگذارد. هم چنین در برخی از موارد زیر می توانند از روانشناس کمک بگیرند:

  • روانشناسان نگرش فرزندان را نسبت به شغل و آینده بررسی کرده تا او به سوی موفقیت هدایت نماید.
  • روانشناسان با تشخیص استعدادها و مهارت های فرزند می توانند او را به سمت موفقیت راهنمایی کنند.
  • انگیزه درونی و بیرونی که در مقاله ذکر شد امر مهمی است که روانشناسان می توانند به درستی آن را ایجاد کنند.

در این راستا مرکز مشاوره ستاره ایرانیان خدماتی را به صورت حضوری و تلفنی ارائه می دهد و در این خصوص والدین را راهنمایی کرده و اطلاعات و راهکارهای لازم را در اختیارشان قرار می دهد.

منبع : نقش خانواده در انتخاب شغل

دلایل و نشانه های طلاق عاطفی از نظر روانشناسی

زمانی که روابط بین زوجین به سردی می رود، طلاق عاطفی صورت می گیرد. سردی روابط بر روی جنبه های مختلف زندگی مشترک زن و مرد مانند روابط عاطفی و روحی، تعاملات گفتاری و روابط جنسی اثر می گذارد در این شرایط هر کدام از زوجین در دنیای خودشان زندگی می کنند، به یکدیگر کاری ندارند و ریشه های شادی و نشاط آن ها خشکیده است. در این حالت طلاق عاطفی صورت می گیرد زیرا زن و مرد برای یکدیگر حکم هم خانه را دارند و تنها به بودن یکدیگر عادت کرده اند.

عواملی باعث به وجود آمدن طلاق عاطفی می شود که در زیر برخی از آن ها عبارت اند:

  • عدم درک صحیح از یکدیگر
  • عدم شناخت کافی از روحیات طرف مقابل
  • بی علاقگی
  • از بین رفتن صمیمیت نسبت به همسر

در این شرایط افراد باید از مشاوره طلاق کمک بگیرند تا از پیشروی طلاق عاطفی جلوگیری نماید تا طلاق عاطفی به سمت جدایی واقعی زوجین کشیده نشود.

علائم و نشانه های طلاق عاطفی چیست؟

زمانی که صمیمیت میان زوجین از بین می رود و تنش های زیادی در میان آن ها ایجاد می شود، طلاق عاطفی صورت می گیرد، هم چنین یکی از مهم ترین دلیل برای طلاق و جدایی در میان زوجین از بین رفتن صمیمیت در میان آن ها می باشد. شاید در ابتدا جدایی برای افراد نامشخص باشد و به خوبی نتوانند تشخیص دهند که مشکل از کجای رابطه شان بوده است. در ادامه این مقاله علائم و نشانه هایی از طلاق عاطفی را بیان می کنیم:

  1. عدم وجود احساسات میان زوجین
  2. بی تفاوت بودن نسبت به جزئیات زناشویی 
  3. وقت نگذاشتن برای همسر و انجام کارهای دیگر بجز وقت گذراندن با همسر
  4. عدم علاقه به رابطه جنسی و معاشقه
  5. تمرکز بر فرزند و علایق دیگران بیش از همسر
  6. عدم اهمیت به افکار یکدیگر
  7. عدم وجود اعتماد میان زوجین
  8. عدم وابستگی میان زن و شوهر
  9. بیان رازها و مسائل با افراد متفاوت
  10. انتقاد شدید از یکدیگر و توجه نکردن به نکات مثبت 
  11. توجه به مسائل گذشته بیش تر از مسائل آینده
  12. هیجان زندگی اش را از دست می دهد و دیگر علاقه ای به مسائل آینده ندارد.
  13. عدم پذیرش مشکل یا حرف نزدن در مورد مشکلات.

علل و عوامل موثر در طلاق عاطفی چیست؟

در صورتی که بحث اهمیت خانواده و روابط در میان افراد باشد عوامل بسیاری بر روی روند رابطه اثر می گذارد، به عنوان مثال طلاق عاطفی یکی از مسائلی است که به تدریج در میان زوجین به وجود می آید به همین دلیل اهمیت دادن به روابط در هر مرحله ای از اهمیت بسیاری برخوردار است و باید مورد توجه قرار گیرد. 

در این مقاله برخی از مواردی که در طلاق عاطفی موثر است را بیان می کنیم:

  1. ویژگی های اخلاقی نامطلوب مانند دروغ گویی، عصبانیت، عدم توجه و غیره
  2. ازدواج در سنین بالا
  3. خشونت خانگی توسط زن یا مرد
  4. دخالت های خانواده ها و اطرافیان
  5.  از دست دادن موقعیت های کاری
  6. ناتوانی در روابط کلامی و مهارت های کلامی و غیرکلامی
  7. عدم توجه و احترام به یکدیگر
  8. ازدواج اجباری
  9. تفاوت های فرهنگی
  10. تفاوت های شخصیتی
  11. ازدواج های بدون شناخت یا از روی احساسات
  12. ازدواج برای فرار از محیط و شرایط خانواده
  13. تفاوت سنی بسیار زیاد در میان زوجین

مراحل طلاق عاطفی| نشانه های طلاق عاطفی نی نی سایت

طلاق عاطفی شامل پنج مرحله می باشد که به بررسی آن ها می پردازیم:

1. سرزنش در طلاق عاطفی و خیانت

فرد در این مرحله به علت عزت نفس پایین دچار آشفتگی و پریشانی می شود و اطرافیان هم متوجه این موضوع می شوند و سعی می کند طرف مقابل را مقصر اتفاقات بداند. در این شرایط زوجین حس خوبی نسبت به خودشان ندارند و همین مسئله منجر به آسیب های جدی می شود. در این مرحله زوجین سعی می کنند تا از زندگی پر از استرس به آرامش برسند.

2. سوگواری

زوجین به خاطر مشکلات به وجود آمده دچار غم و ناراحتی می شوند و هر کدام در دنیا خودشان سر می کنند و تمرکز آن ها بر روی زندگی و مسائل دیگر کاهش یافته است به همین دلیل در انجام امور روزمره با مشکلاتی رو به رو می شوند.

3.خشم عاقبت طلاق عاطفی

زمانی که زوجین در مرحله طلاق عاطفی قرار می گیرند، نسبت به اطرافیان اعم از دوستان و خانواده حس خشم دارند، به گونه ای که ممکن است مرد نسبت به همه زن ها و زن نسبت به همه مردها احساس خشم و عصبانیت کند. در برخی از مواقع فرزندان شان را مورد توهین و پرخاشگری قرار می دهند. اما در واقع در پس رفتارهای خشن و پرخاشگرانه ترس های بسیاری از جمله ترس از آینده وجود دارد.

4. تنهایی

افرادی که در این مرحله قرار دارند سعی می کنند ترس و نیازهایشان را پنهان کنند و به انکار آن می پردازند، به گونه ای که نیازی به همسرشان ندارند و می تواند از پس زندگی شان برآیند و با اطمینان پیدا کردن نسبت به خود، می خواهند تصمیم نهایی را بگیرند. 

زوجین در این مرحله سعی می کنند خودشان را بشناسند و به توسعه فردی و شخصیت خود بپردازند. تصویر ذهنی آن ها از خودشان در این مرحله نسبت به مرحله اول خیلی بهتر می باشد.

5. بازگشت به زندگی

آخرین کرحله از فرایند طلاق عاطفی، ورود مجدد به زندگی می باشد. در این شرایط زن و مرد احساس می کند کنترل بیشتری بر روی زندگی اش دارد و سعی می کند اقدام به برنامه ریزی بلندمدت نماید، در صورتی که هر دو در این مرحله قرار گرفتند. بدون نیاز به محاکم قضایی، طلاق قانونی صورت می گیرد و زن و مرد به طور توافقی از یکدیگر جدا می شوند.

پیامدهای طلاق عاطفی

اگر اعتماد در میان زوجین از بین برود و سوء تفاهم های بسیاری در روابط به وجود آید، نتایج و تبعات طلاق عاطفی زوجین می باشد. زوجینی که دچار طلاق عاطفی می شود از نظر روانی احساس امنیت نمی کنند و به یکدیگر اعتماد ندارند و در زندگی شان با مشکلات و شکست هایی رو به رو خواهند شد.

این افراد به دلیل نیازهای عاطفی سرکوب شده دچار افسردگی و سرخوردگی می شوند و به احتمال زیاد درگیر بیماری های روحی و روانی خواهند شد و مشکلاتی برای آن ها به وجود می آید.

تبعات طلاق عاطفی بر مردان و زنان

بسیاری از زنان که ترجیح می دهند طلاق عاطفی را بپذیرند و در این وضعیت باقی بمانند کسانی هستند که فاقد پشتوانه، حمایت مالی و معنوی هستند و نمی تواند معاش زندگی شان را تامین کنند، هم چنین آن ها به فرزندشان  دلبسته هستند و جدایی از فرزند برای آن ها سخت و دشوار است و در این شرایط فداکاری می کند تا در زندگی مشترک شکست خورده باقی بمانند و روابط سردی با همسرشان داشته باشند.

معمولا زنانی که در این شرایط قرار می گیرند ناچار هستند تا با این وضعیت خودشان را وفق دهند و با وجود بی مهری و بی توجهی شوهرشان باز هم به زندگی سرد و خاموش خود در کنار فرزندان ادامه دهند. 

هم چنین مردانی که طلاق عاطفی را می پذیرند معمولا کسانی هستند که توانایی مالی آن ها ضعیف بوده، قادر به پرداخت مهریه نمی باشند و نمی توانند از همسر ناسازگار خود جدا شوند به همین دلیل زندگی عاطفی سرد آن ها با آسیب های فراوانی همراه می باشد.

زن و مرد هر کدام به دلایلی خودشان را قانع می کنند تا با این شرایط سخت کنار بیایند غافل از این که هر یک از آن ها برای پر کردن خلاهای عاطفی شان، فرد دیگری را جایگزین کرده اند.

در طلاق عاطفی زوجین به اجبار زیر یک سقف زندگی می کنند و هیچ گونه حس همدلی، محبت، نشاط و درک متقابلی در میان آن ها وجود ندارد. آن ها برای حل اختلاف ها هیچ اقدامی انجام نمی دهند و انگیزه لازم برای حل مشکلات ندارند به همین دلیل مجبور می شوند خودشان را با شرایط سازگار کنند و یا به طور واقعی از یکدیگر جدا شوند.

تاثیر طلاق عاطفی بر فرزندان

در خانواده ای که والدین درگیر طلاق عاطفی می شوند، آسیب های بسیاری به فرزندان وارد می شود و فرزندان در محیط خانه احساس امن و خوشایندی ندارند، در نتیجه سعی می کنند از خانه فرار کنند و درگیر مواردی هم چون اعتیاد به مواد مخدر، گرایش به روابط ناسالم و اختلالات روانی هم چون افسردگی و اضطراب می شوند.

در واقع والدین با انجام دادن اشتباهاتی که منجر به طلاق می شود در حال و آینده فرزندشان اثر می گذارند و مشکلات بسیاری را برای آن ها ایجاد می کنند. از طرف دیگر ممکن است فرزندان، والدین شان را الگوی خود قرار دهند و در آینده در زندگی مشترک شان با مشکلاتی رو به رو شوند.

راهکارهایی برای جلوگیری از طلاق عاطفی

در ادامه راهکارهایی را ارائه می دهیم که مانع از طلاق عاطفی می شوند:

1. مشاوره قبل از ازدواج

زوجین باید قبل از ازدواج بیشتر برای یکدیگر وقت بگذارند تا به شناخت کافی برسند، زیرا شناخت قبل از ازدواج از اهمیت بسیاری برخوردار است و در این خصوص آن ها باید واقع بینانه نسبت به هم آگاهی به دست آورند تا با دید بازتری وارد زندگی مشترک شوند به همین دلیل کمک گرفتن از مشاوره ازدواج بسیار مهم می باشد.

2. آموزش به زوجین

زوجینی که در برخی از مسائل و ارتباطات زناشویی با مشکلات ریز و درشتی رو به رو هستند باید به مشاور مراجعه کنند و یا آموزش های لازم را دریافت کنند تا بتوانند برای حل مشکلات خود اقداماتی را انجام دهند و مهارت های زندگی را یاد بگیرند تا زندگی زناشویی موفقی داشته باشند.

3. احترام متقابل بین زوجین

زوجین باید به یکدیگر احترام بگذارند و یکدیگر را به اسم کوچک و به صورت محبت آمیز صدا بزنند. هم چنین در جمع های خانوادگی سعی کنید احترام به همسر، شان و منزلت همسرتان را حفظ کنید و اگر اختلاف و مشکلی میان شما به وجود آمد آن را به بیرون از خانه و خانواده نکشانید.

4. صحبت کردن

سعی کنید مهارت گفتگو را فرا بگیرید و در زمان درگیری های ذهنی و دغدغه های زندگی از حدس و گمان بپرهیزید و موضوع را با همسرتان در میان بگذارید. با تعامل و خوب صحبت کردن موضوعات مختلفی که برای شما پیش آمده است را برای خود روشن کرده و در مورد این مسائل با همسرتان مشورت کنید.

5. ابراز محبت به یکدیگر

به یکدیگر به صورت کلامی و غیرکلامی محبت کنید و رفتارهای عاشقانه با یکدیگر داشته باشید و برای یکدیگر وقت بگذارید. توجه داشته باشید که معاشقه و پیش نوازی نقش بسیار مهمی در بهبود روابط جنسی و افزایش صمیمیت در میان زوجین دارد.

سخن پایانی

در برخی از مواقع تشخیص طلاق عاطفی برای خود زوجین سخت می شود زیرا مانند طلاق رسمی به ثبت نرسیده است. اما توجه داشته باشید که طلاق عاطفی اثرات مخربی بر روی زندگی و خانواده می گذارد. 

در این شرایط می توانید با مشاوران و متخصصان مشورت کنید تا با استفاده از شیوه های مختلف تست طلاق عاطفی را انجام دهند تا هر چه سریع تر این مسئله تشخیص داده شود و برای رفع طلاق عاطفی و مشکلاتی که در این خصوص به وجود آمده است اقداماتی صورت گیرد. در این راستا مرکز مشاوره ستاره ایرانیان از متخصصان با تجربه و مجرب تشکیل شده اند و در این زمینه خدماتی را ارائه می دهند.

سوالات متداول

1. طلاق عاطفی در کدام مرحله ازدواج اتفاق می افتد؟

طلاق عاطفی در هر دوره ای از زندگی ممکن است به وجود آید برخی از افراد در سال های اول زندگی و یا پس از تولد فرزند از یکدیگر دور می شوند برخی دیگر ممکن است پس از سال های طولانی که از زندگی مشترک شان گذشته است درگیر طلاق عاطفی شوند.

2. آیا سن زوجین بر طلاق عاطفی تاثیر می گذارد؟

بله، زوجینی که اختلاف سنی آن ها بسیار زیاد است احتمال این که دچار طلاق عاطفی شوند افزایش می یابد. زیرا این افراد پس از مدتی متوجه تفاوت هایی در میان خود شده و از یکدیگر فاصله می گیرند در این شرایط افراد برای این که مشکلات آن ها کاهش یابد باید از مشاور طلاق کمک بگیرند تا راهکارهای صحیح را در اختیارشان قرار دهد.

منبع : دلایل و نشانه های طلاق عاطفی از نظر روانشناسی 

چگونه قلب شوهر خود را تسخیر کنید| 22 راه تضمینی

 همسرداری در هر فرهنگ معنی متفاوتی دارد، در برخی از فرهنگ ممکن است انجام دادن برخی از کارها برای زن ارزش محسوب شود و در فرهنگ دیگر بر روی آن کار تاکید نشود. در ادامه این مقاله به اصول کلی برای همسرداری اشاره می کنیم که تقریبا این اصول در میان فرهنگ ها یکسان می باشند. برای افزایش آگاهی در این مورد می توانید این مقاله را مورد مطالعه قرار دهید.

بسیاری از زنان تلاش می کنند تا به شکلی همسر خود را مطیع خود سازند، روش های زیر در این راه می تواند کمک زیادی به شما کند.

نکات همسرداری برای خانم ها،سیاست رفتار با شوهر

همسرداری تنها مختص خانم ها نمی باشد و امری دوطرفه است به همین دلیل باید آقایان هم به همسرشان توجه کافی داشته باشند. به طور کلی همه زنان دوست دارند برای شوهرشان همسر خوب و کاملی باشند.

البته توجه داشته باشید که همسرداری برای همه افراد آسان نمی باشد و افراد باید در این خصوص آگاهی لازم را داشته باشند و مهارت های متعددی را کسب کنند. در زیر برخی از مهارت هایی که لازم است بیان شده اند:

  • مهارت ارتباطی نقش بسیار مهمی دارد به همین دلیل باید سعی کنید مهارت ارتباطی تان را تقویت کنید تا در طول زمان روابط عاطفی خود و شوهرتان را زنده نگه دارید و روز به روز به یکدیگر نزدیک تر شوید.
  • هم چنین در کنار همسرداری، سعی کنید دوست و رفیق و همراه خوبی برای همسرتان باشید.
  • سعی کنید کارها را تقسیم کنید و در مورد تقسیم وظایف با همسرتان به توافق برسید، با استفاده از مهارت های فرد تقسیم وظایف کنید.

همسرداری برای خانم ها، مشکلات اصلی و مهم همسرداری را بشناسید

همه زوجین در طول زندگی با همسرشان با تعارض هایی رو به رو می شوند، اما آیا برای همه این تعارض ها باید جروبحث کرد، آیا همه آن ها ارزش جنگ و جدال را دارند؟ اگر چه برخی از این تعارض ها نسبت به بقیه مهم تر می باشد اما توجه داشته باشید، در صورتی که دائما در حال جرو بحث و شکایت در مورد مسائل کوچک باشید زمانی که موضوع واقعا جدی و مهم برای شما پیش آید دیگر همسرتان حاضر به شنیدن حرف هایتان نخواهد بود و برای حل مشکل اقدامی انجام نمی دهد.

سعی کنید برای هر مسئله ای کوچکی جر و بحث نکنید و دست از انتقادهای مداوم و غیرسازنده بردارید. انتقاد کردن اگر به صورت دائمی باشد تاثیری نخواهد داشت و رابطه شما را به آسانی تخریب می کند. زیرا این انتقادها و سرزنش ها با هیجانات منفی همراه می باشد و این هیجانات منفی قدرت زیادی دارند و باعث به وجود آمدن بحث ساده و یا جنجال های بزرگی می شوند.

به همین دلیل سعی کنید راه های کنترل هیجانات را یاد بگیرید، تا در مواقع حساس و مواجه شدن با هیجانات خودتان را کنترل کنید و رفتار منطقی داشته باشید. سعی کنید در مورد مسائل مهم با یکدیگر بحث کنید تا حرف های شما تاثیرپذیری بالایی داشته باشد و در این صورت نتیجه گرفتن از حرف های شما بسیار بیشتر خواهد بود. و می توانید به خوبی اوضاع و شرایط را مدیریت کنید.

1. همسرداری و انتظارات معقول| بهترین رفتار با شوهر

در صورتی که از همسرتان انتظارات و توقعات بالایی داشته باشید و برای رسیدن به توقعات شما تلاش کند اما باز هم به چشم شکست خورده به او نگاه کنید، او را ناامید و ناکام کرده اید و این مسئله باعث آسیب زدن به عزت نفس او می شود، در این صورت او قادر نخواهد بود انتظارات معقول شما را برآورده کند و با مشکل رو به رو خواهد شد.

توجه داشته باشید که روابط همیشه کامل نمی باشد و بعضی مواقع با کم و کاستی هایی رو به رو می شود، در صورتی که شما انتظار داشته باشید که همیشه زندگی عاشقانه و شادی را در کنار شوهرتان تجربه کنید به طور یقین احساس رضایتمندی نخواهید داشت و با مشکلات و چالش هایی رو به رو خواهید شد.

2. سیاست رفتار با شوهر، همسرداری موفق با بیان احساسات

از شوهرتان توقع نداشته باشید بدون آن که با او صحبت کنید متوجه نیاز و خواسته های شما شود و توانایی غیب گویی داشته باشد. زیرا این تصور اشتباه می باشد. اگر خواسته ای دارید مستقیم به همسرتان بگویید و از او بخواهید، یا اگر با مشکلی رو به رو شده اید منتظر نباشید خودش متوجه شود بلکه باید به طور صادقانه مشکل تان را با او درمیان بگذارید و از او کمک بگیرید و سعی کنید گفت و گوی دوستانه ای با همسرتان داشته باشید.

به طور مثال اگر همسرتان دیر به خانه می آید و شما از این موضوع ناراحت هستید سعی کنید به جای حرف زدن با لحن بد و متهم کردن یا سرکوب کردن او، با شیوه صحیح و مثبت احساسات خود را با او در میان بگذارید و از او بخواهید بیشتر در کنارتان باشد.

به عنوان مثال به او بگویید از این که این وقت شب باید دور از تو باشم احساس بدی دارم و حس می کنم نادیده گرفته شدم هم چنین سعی کنید خواسته تان را با جملات مثبت و کوتاه بیان کنید و اجازه دهید او هم دلایل خودش را بگوید و قبل از پایان رساندن صحبت به قضاوت نپردازید و همسرتان را مقصر ندانید.

اگر او در پاسخ به خواسته تان گفت برای درآمد بیشتر مجبور هستم بیشتر کار کنم و یا تا دیروقت سرکار باشم. در صورتی که شما دوست دارید بیشتر در کنارش باشید می توانید با گفتن جملاتی مانند من حاضرم با درآمد کمتری زندگی کنم اما بیشتر در کنار تو باشم، جو محبت آمیزی را ایجاد کنید و از جر و بحث و دعوا بپرهیزید در این صورت همسرتان به خوبی به صحبت های شما گوش می دهد و گفته های شما تاثیر بسیاری بر روی او خواهد داشت.

3. همسرداری جدا از دوستی با شوهر نیست

برای برقرار کردن رابطه دوستانه با شوهرتان باید سعی کنید میزان صمیمیت در میان شما افزایش یابد، تعریف کردن خاطرات گذشته، نشستن در سکوت کنار همسر به میزان زیادی صمیمیت میان زوجین را افزایش می دهد. در واقع رفتارهای کوچک این چنینی باعث تقویت روابط میان زوجین می شود و تداوم ازدواج تان را تضمین می کند.

برای این که بتوانید بهترین دوست برای همسرتان باشید، می توانید به ویژگی های بهترین دوستان او دقت کنید و آن ویژگی ها را کشف کرده تا بتوانید شادترین لحظات را در کنار همسرتان داشته باشید زیرا شادی مهم ترین عامل برای داشتن یک خانواده سالم و خوب می باشد.

4. نکات همسرداری برای خانم ها؛ رابطه جنسی منظم

بسیاری از افراد تصور می کنند که رابطه عاطفی خود به خود به وجود می آید و مقدمات و برنامه قبلی برای آن لازم نمی باشد اما این نظر اشتباه است زیرا شما را به مسیری می برد که ممکن است در آن نیازهای جنسی تان به طور کلی نادیده گرفته شود.

هم چنین توجه داشته باشید که در بسیاری از روابط نیازهای جنسی و جسمانی افراد با یکدیگر متفاوت می باشد و زوجین باید سعی کنند به نیازهای یکدیگر توجه کنند تا بتوانند برای معاشقه و رابطه جنسی شان برنامه متعادلی داشته باشند، زیرا رابطه جنسی در امر ازدواج موفق بسیار تاثیر دارد و در این خصوص می توانید از مشاوره ازدواج کمک بگیرید.

بهترین راه برای داشتن رابطه جنسی موفق  این است که زوجین رک و صادقانه در مورد رابطه با یکدیگر صحبت کنند و نیازهای خود را با یکدیگر در میان بگذارند.

22 مورد سیاست زنانه که باید بدانید| سیاست رفتار با شوهر در جمع

1.هرروز از کلمات عاشقانه و رمانتیک استفاده کنید، به یاد داشته باشید که ابراز علاقه هیچ وقت تکراری نمی شود.

2.نیاز خود را صادقانه و مستقیم بیان کنید و انتظار نداشته باشید همسرتان فکرهای شما را بخواند.

3. روی شیشه یا آینه برای او پیام هایی عاشقانه بنویسید و با این کار به همسرتان نشان دهید که او را بسیار دوست دارید.

4. سعی کنید وقتی همسرتان خانه است کنار او باشید و کنار یکدیگر وقت بگذرانید.

5.سعی کنید مشکلات خود را با گفت و گو حل کنید و با قهر و دعوا مسائل را حل نکنید.

6.خیلی وابسته به همسرتان نباشید و خیلی هم از او جدا نگردید.

7.سعی کنید در خانه به خودتان برسید و پوشش خوب و جذابی برای همسر خود داشته باشید.

8.هرگز احساسات همسر خود را مسخره نکنید.

9.به نیازهای همسرتان احترام بگذارید و در کنار آن نیازهای خودتان را نیز فراموش نکنید.

10.اگر می خواهید دروغ نشنوید هرگز صداقت را زیر پا نگذارید.

11. سعی کنید نسبت به تغییر برنامه انعطاف پذیر باشید و تا جای ممکن از دعوا دوری کنید.

12. اگر احساس می کنید حرفی را باید بزنید به بعدا موکول نکنید.

13. همیشه در جمع به او احترام بگذارید و از او بپرسید دوست دارد در جمع چگونه او را صدا بزنید.

14 . هنگامی که کاری برای شما انجام می دهد از او تشکر کنید.

15. تنها زمانی که همسرتان برای شما کاری انجام می دهد از او تعریف نکنید.

16. خوبی های همسرتان را بشناسید و بخاطر آن ها از او تشکر کنید.

17. لازم نیست هر چیزی در مورد گذشته خود را بازگو کنید اما صداقت را همیشه رعایت کنید.

18.سعی کنید هر روز رابطه خود را بهبود ببخشید و هر روز برای بهتر شدن آن تلاش کنید.

19.شما نمی توانید همسرتان را کنترل کنید اما می توانید نظرتان را به او بگویید.

20.خوشبختی از نگاه همسرتان چه معنی دارد؟ 

21. به او به چشم رقیب نگاه نکنید و او را دوست و همراه خود بدانید.

22.سعی کنید در مسائل مختلف همسرتان دخالت نکنید و برای مسائل شخصی او اهمیت قائل شوید.

تاثیر خدمات روانشناسی بر همسرداری خانم ها

یکی از اصل های مهم زندگی مشترک، اصول همسرداری می باشد که خانم ها و آقایان باید به آن توجه خاصی داشته باشند و آن را رعایت کنند. در زندگی مشترک نیاز است تا هر دو طرف وظایف و مسئولیت های خود را به درستی انجام دهند. 

در این شرایط می توانید از روانشناس کمک بگیرید زیرا او اطلاعات لازم را در اختیار زوجین می گذارد و آن ها را آگاه می کند تا به خوبی با وظایف شان آشنا شوند. هم چنین با کمک مشاور می توانید نکات مهم همسرداری را رعایت کنید تا بهترین رابطه را با همسرتان داشته باشید. در این راستا مرکز مشاوره ستاره ایرانیان خدماتی را به صورت حضوری و تلفنی ارائه می دهد و در این خصوص شما را راهنمایی می کند.

منبع : چگونه قلب شوهر خود را تسخیر کنید| 22 راه تضمینی 

راهکارهایی برای حل تمام مشکلات جنسی+ طب سنتی

یکی از حوزه های مهم در روانشناسی، درمان اختلالات جنسی می باشد. زیرا افرادی که درگیر مشکلات جنسی می شوند فانتزی های جنسی، تمایلات و رفتارهای ناهنجاری از خودشان نشان می دهند که باعث درگیر شدن بسیاری از افراد به طور ناخواسته می شود.

مشکلات جنسی پیامدهای منفی بسیاری دارد و مشکلات زیادی برای فرد از لحاظ قانونی و اجتماعی، و هم چنین برای شریک جنسی و همراهانش ایجاد می کند زیرا مشکلات جنسی شامل موضوعات غیرانسانی، کودکان یا سایر افراد ناراضی است و در برخی موارد باعث تحقیر شریک جنسی فرد می گردد. 

در این شرایط باید هر چه سریع تر اختلالات جنسی شناخته شده و مورد درمان قرار گیرد، این مسئله باعث بالا رفتن کیفیت زندگی فرد و روان او می گردد، هم چنین امنیت جامعه از اهمیت بسیاری برخوردار است.

در این مقاله به درمان انواع اختلالات جنسی می پردازیم و انواع آن را مورد بررسی قرار می دهیم:

درمان اختلالات جنسی

به طور کلی درمان اختلالات جنسی به دو صورت انجام می شود یکی از آن روش ها، دارودرمانی است که برای کاهش سائق جنسی مورد استفاده قرار می گیرد.

از روش درمان شناختی رفتاری و روان درمانی پویشی برای رفع اختلالات همراه با انحرافات جنسی مانند اضطراب و افسردگی استفاده می شود.

در این مقاله با انواع مختلف اختلالات جنسی آشنا می شویم و به بررسی آن ها می پردازیم:

1. آزار خواهی جنسی ( مازوخیسم)

فردی که به اختلال آزار خواهی جنسی یا مازوخیسم مبتلا است، در حین رابطه از این که مورد آزار و اذیت قرار گیرد، تحقیر شود، کتک بخورد، بسته شود به زنجیر یا هر رنج و آزار دیگری ببیند، خوشش می آید و لذت می برد.

برای درمان این اختلال از روان درمانی بینش گرا و درمان شناختی – رفتاری استفاده می کنند. در این شرایط درمانگر سعی می کند تا ریشه مازوخیسم جنسی را از تجارب گذشته کشف کند، مورد بررسی قرار دهد و تفکرات غیرمنطقی فرد را که باعث آسیب به خودش می شود به چالش بکشد. در کنار روش های درمانی از دارودرمانی هم استفاده می شود تا افسردگی و اختلالات دیگری مانند شخصیت مرزی که همراه مازوخیسم است مورد درمان قرار گیرد.

2. درمان اختلالات جنسی| آزار گری جنسی ( سادیسم)

منظور از اختلال سادیسم، آزار گری جنسی می باشد. در این اختلال فرد تمایل دارد که شریک جنسی اش را مورد آزار و اذیت قرار دهد تا به لذت جنسی برسد، به عبارتی سادیسم نقطه مقابل مازوخیسم می باشد. 

برای تغییر افکار ناسازگار و ایجاد رفتارهای جایگزین، درمانگر سعی می کند از درمان شناختی – رفتاری استفاده نمایند و هم چنین برای کاهش میل جنسی و احساس تنش هنگام انجام رفتارهای انحرافی و سادیسمی از دارودرمانی، هورمون درمانی و هیپنوتیزم استفاده می کند.

3. درمان اختلالات جنسی، اعتیاد جنسی

فردی که دچار اعتیاد جنسی می شود تمایل بسیاری به انجام رفتارهای جنسی دارد، اعتیاد جنسی با آسیب ها و پیامدهای منفی بسیاری همراه می باشد و فرد برای این که مورد درمان قرار گیرد باید سعی کند در خود تغییراتی را ایجاد کند. درمان اعتیاد جنسی شامل آموزش مهارت هایی در زمینه ارضا نیاز جنسی به صورت طبیعی، کاهش میل جنسی، آموزش تکنیک های مدیریت استرس و اضطراب صورت می گیرد در کنار این ها فرد باید از مشاوره فردی کمک بخواهد تا بتواند به طور موفقیت آمیز، اعتیاد جنسی را کنار بگذارد.

4. اختلال جنسیتی مردان و زنان، بچه بازی ( پدوفیلی)

امروزه به عنوان یکی از شایع ترین اختلالات جنسی می توان به بچه بازی یا پدوفیلی اشاره نمود. فردی که به این اختلال مبتلا است به طور معمول 5 سال بزرگتر از قربانی است و تمایل دارد با کودکان زیر 13 سال که هنوز به بلوغ جنسی نرسیده اند، رابطه جنسی برقرار کند و از برقراری رابطه بسیار لذت می برد.

این افراد باید هر چه سریع تر مورد درمان قرار گیرند و در کنار درمان آن ها، درمان کودکی که مورد تجاوز قرار گرفته است از اهمیت بسیاری برخوردار است. برای درمان این اختلال از دارو درمانی و روان درمانی استفاده می شود. 

دارو درمانی به منظور افزایش کنترل بر تکانه های جنسی، هم چنین کاهش فعالیت هورمون تستوسترون و رفتارهای پرخاشگرانه صورت می گیرد و از درمان شناختی –رفتاری برای شناسایی الگوهای فکری منحرف و تغییر آن ها، افزایش مهارت همدلی کردن و تغییر رفتارهای ناسازگار برخاسته از آن، استفاده می شود.

5. عورت نمایی یا نمایشگری| روانشناسی جنسیتی مردان

در اختلال نمایشگری یا عورت نمایی، فرد تمایل بسیاری دارد تا اندام تناسلی خودش را به فرد غریبه نشان دهد و از شوکه شدن طرف مقابل احساس خوشی به او دست می دهد و به ارگاسم و لذت می رسد. 

از درمان شناختی – رفتاری برای شناسایی محرک ها و تغییر دادن افکار برانگیزاننده رفتار انحرافی استفاده می کنند هم چنین برای غلبه بر استرس و ریلکسیشن آموزش هایی داده می شود تا تنش های رفتاری فرد کاهش یابد.

6. درمان اختلالات جنسی، خودارضایی

خود ارضایی از اختلالات جنسی است که برخی از افراد مجرد و متاهل درگیر آن می شوند و در صورتی که فرد نتواند به دلیل مشغله ذهنی زیاد، خود ارضایی اش را کنترل کند، در عملکرد جنسی او اختلالاتی به وجود می آید و آسیب هایی برای او به همراه خواهد داشت. برای کاهش میل جنسی و ترک خودارضایی از دارودرمانی استفاده می شود علاوه بر این برای کاهش اختلالاتی که برای فرد به وجود می آید مانند اضطراب نیز از دارودرمانی استفاده می شود. 

شدت استرس باعث افزایش خود ارضایی می شود به همین دلیل باید فرد بتواند آن را به درستی کنترل کند و آموزش های لازم را در خصوص کنترل استرس ببیند. هم چنین کسانی در ارتباطات و مهارت های اجتماعی ضعیف هستند و نمی توانند شریک جنسی مناسبی برای خود پیدا کنند به خودارضایی روی می آورند بنابراین در این خصوص باید مهارت های اجتماعی آموزش داده شود.

7. درمان اختلالات جنسی، یادگار خواهی ( فتیشیسم)

در اختلال جنسی یادگار خواهی یا فتیشیسم، یک شی برای فرد جذابیت جنسی خاصی دارد. ممکن است ذهن فرد درگیر اشیایی مانند کفش، جوراب و دستکش و غیره شود. برای درمان اختلال یادگار خواهی از روانکاوی، درمان شناختی – رفتاری، هیپیوتیزم درمانی و دارو درمانی استفاده می شود. روش روان درمانی به منظور یافتن ریشه های انحراف فرد مبتلا مورد استفاده قرار می گیرد.

8. حیوان خواهی ( زوفیلیا)

یکی دیگر از اختلالات جنسی، حیوان خواهی یا زوفیلیا می باشد که در آن فرد تمایل دارد با حیوانات رابطه جنسی برقرار کند. در صورتی که این اختلال بسیار شدید باشد ممکن است فرد برای ارضای جنسی اش به حیوان آزاری بپردازد. روش های درمانی اختلال زوفیلیا شامل دارو درمانی، هورمون درمانی و هیپنوتیزم درمانی می باشد تا از این طریق تنش های جنسی فرد کاهش یابد. برای تغییر تداعی ها از برانگیختگی و لذت به حالت خنثی، حساسیت زدایی ناآشکار صورت می گیرد.

9. درمان اختلالات جنسی خفته خواهی ( سومنوفیلیا)

فردی که به اختلال خفته خواهی مبتلا شده است زمانی که شخصی را در حالت خوابیده می بیند، تحریک می شود و تمایل دارد با او رابطه جنسی برقرار کند. این افراد تمایلی به برقراری رابطه جنسی با افرادی که بیدار هستند ندارند و فقط در صورتی که شخصی در وضعیت خوابیده باشد، تحریک می شوند.

10. درمان اختلالات جنسی  مرده خواهی ( نکروفیلیا)

یک نوع اختلال جنسی و رفتارهای نامتعارف وجود دارد که فرد با برقراری تماس جنسی با فرد مرده ارضا می شود که به اختلال مرده خواهی یا  نکروفیلیا معروف است، این نوع اختلال بسیار کم و نادر می باشد و برای درمان آن از روش های درمانی مانند شرطی سازی انزجاری، روان درمانی فردی و گروهی، درمان های شناختی استفاده می شود.

11. اختلال مدفوع خواهی (کوپروفیلیا )|مدفوع دوستی

مدفوع خواهی دسته ای از اختلالات جنسی نادر می باشد که در آن فرد با مدفوع کردن یا حتی خوردن آن به لذت می رسد. این اختلال باید به سرعت مورد درمان قرار بگیرد زیرا می تواند باعث مشکلات روانی دیگر و اختلالات جسمانی نیز شود.

12. اختلال ادرار خواهی

هم زنان و هم مردان ممکن است درگیر این اختلال باشند در این اختلال فرد از ادرار کردن و حتی در مواردی ادرار خوردن لذت می برد. این اختلال ممکن است خود ارضایی را هم به دنبال داشته باشد.

درمان دیگر اختلالات جنسی

اختلالاتی که مورد بررسی قرار گرفت مربوط به اختلالات نابهنجاری جنسی هستند که درمان آن ها بیشتر به بررسی روانی فرد نیاز دارد. اما اختلالاتی دیگری مانند زودانزالی، درمان نعوظ و ترس از دخول در زنان بیشتر مورد توجه بیماران و متخصصان قرار می گیرند و افراد برای رفع این اختلالات تلاش بیش تری می کنند. 

اما توجه داشته باشید که بسیاری از تجاوزهای جنسی به خاطر انحرافات جنسی به وجود می آید به همین دلیل باید پیشگیری و درمان در مورد اختلالات جنسی صورت گیرد تا از تجاوز جنسی و مشکلات جنسی پیشگیری شود.

درمان اختلال نعوظ با طب سنتی| راههای طبیعی درمان اختلال نعوظ

اختلال نعوظ باعث ناتوانی در برقراری رابطه سالم جنسی می شود و یکی از بیش ترین دلایل طلاق و مشکلات زناشویی می باشد، حتی دلیل بسیاری از خیانت ها نیز در این مشکل نهفته شده است بنابراین برای درمان آن باید بسیار تلاش کنید که در مقالات دیگر سایت به طور کامل به آن پرداخته شده است.

اهمیت درمان اختلالات جنسی در کیفیت زندگی فرد

اختلالات جنسی از لحاظ اجتماعی و قانونی پیامدهای منفی زیادی دارد، اگر چه بسیاری از افراد نسبت به عوارض و آسیب های منفی آن آگاهی دارند اما به دلیل لذت لحظه ای و آنی این رفتارها نمی توانند آن را ترک کنند. 

در این خصوص باید از مشاوره جنسی کمک بگیرید تا بدون قضاوت شدن مورد درمان قرار بگیرید. دوره درمان ممکن است طولانی شود اما آن چه اهمیت دارد خواست واقعی شما می باشد کهقصد تغییردارید. در دوره درمان فرد بعد از مصاحبه بالینی بسته به شرایط، دارودرمانی و روان درمانی را آغاز می کند. 

هم چنین در جلسات مشاوره، روش ها و راهکارهایی به شما آموزش داده می شود تا از بازگشت و عود بیماری جلوگیری کنید در این جلسات علائم وسوسه و تنش زا شناسایی می شوند و سعی می شود مهارت های کنترلی آموزش داده شود تا از شدید شدن میل جنسی ناهنجار جلوگیری شود.

در این راستا مرکز مشاوره ستاره ایرانیان خدماتی را به صورت حضوری و تلفنی ارائه می دهد تا هر کجای کشور که باشید بتوانید با مشاوران ارتباط برقرار کنید و از دانش و تجربیات آن ها استفاده نمایید. مرکز ستاره ایرانیان در کمترین زمان و با بهترین کیفیت به درمان مشکلات و مسائل می پردازد. در مرکز مشاوره ستاره ایرانیان خدماتی در زمینه های مختلف روانشناسی، اعم از خانواده، ازدواج، اعتیاد، جنسی، کودک، مشاوره شغلی، تحصیلی و غیره ارائه می کنند. 

سوالات متداول

احساس می کنم همسرم در دوران قاعدگی من به خودارضایی روی می آورد. چگونه از روی دادن این اتفاق جلوگیری کنم؟

در صورتی که متوجه شدید خودارضایی در همسرتان به یک عادت تبدیل شده است بهتر است از مشاور کمک بگیرید و موضوع را با او در میان بگذارید. هم چنین با استفاده از راهکارهایی دوران قاعدگی را کوتاه کنید و برای حل اساسی این موضوع اقداماتی را انجام دهید.

هنگام ارتباط با همسرم درد و سوزش زیادی را تجربه می کنم و این اتفاق باعث شده که همسرم نسبت به من سرد شود. چه کاری انجام دهم؟

درد و سوزش ممکن است دلایل بسیاری داشته باشد و برخی از افراد به علت پوزیشن های نامناسب و یا ابتلا به عفونت قارچی درگیر این دردها می شوند. در این شرایط ابتدا باید به متخصص مراجعه کنید و سلامت خود را مورد بررسی قرار دهید و در صورتی که از نظر جسمی مشکلی نداشتید می توانید با مراجعه به روانشناس و دریافت راهکارهای لازم رابطه لذت بخش و مفیدی را تجربه کنید.

منبع : راهکارهایی برای حل تمام مشکلات جنسی+ طب سنتی

خیانت در متاهلی| عاشق دیگری شدن بعد از ازدواج

یکی از دلایلی که باعث جدایی و خیانت زوجین از یکدیگر می شود و آن ها تصمیم به طلاق می گیرند، عاشق دیگری شدن بعد از ازدواج است. در این شرایط احساسات متضادی به سراغش می آید و با وجود تجربه عشق جدید، اما احساس گناه، نگرانی و نفرت به سراغش می آید. 

این شرایط برای او بسیار سخت است و انگار در میان برزخ گیر افتاده است و زندگی او دچار تغییرات و آشوب هایی می شود. آیا عاشق دیگری شدن خیانت است؟ برای این که با مفهوم خیانت آشنا شوید و آسیب های آن را بشناسید بهتر از مشاور کمک بگیرید تا در این زمینه شما را راهنمایی کند.

عاشق دیگری شدن بعد از ازدواج و دلایل آن

زمانی که فرد در زمان متاهلی عاشق شخصی دیگری می شود این سوال پیش می آید که چطور زنان و مردان با وجود تعهد زناشویی عاشق شخص دیگری می شوند. 

در ادامه این مقاله دلایل بسیاری وجود دارد که به بررسی آن ها می پردازیم اما توجه داشته باشید با وجود تمام دلایل بیان شده نمی توان از آسیب ها و صدماتی که خیانت به زندگی فرد وارد می کند، چشم پوشی نمود.

1. نداشتن دوران عقد و عدم تجربه دوران عاشقی| خیانت در متاهلی

دوران عقد و نامزدی بسیار مهم می باشد و زوجین باید در این دوران عاشقی کنند و روزهای خاطره انگیزی را برای خود ثبت نمایند، بر اساس بررسی های انجام شده زوجینی که دوران نامزدی و عقد مناسبی را تجربه نکرده اند زمان کافی برای عشق و عاشقی نداشته اند و این افراد نسبت به کسانی که چنین تجربه ای دارند در برابر عاشق شدن و خیانت کردن آسیب پذیرتر هستند. 

به همین دلیل توجه به دوران عقد از اهمیت بسیاری برخوردار است و باید سعی کنید بر روی کیفیت این دوران اهمیت زیادی قائل باشید و لحظات زیبا و خاطره انگیزی را برای خود ثبت نمایید.

2. عاشق دیگری شدن بعد از ازدواج| عدم ارضا نیازهای عاطفی در رابطه با همسر

در صورتی که نیاز عاطفی در ارتباط با همسر به خوبی ارضا نشود در این حالت فرد با محرومیت های هیجانی رو به رو می شود و عدم صمیمیت کافی با همسر باعث به وجود آمدن مشکلات و اختلافاتی در میان آن ها می شود و فرد به دنبال امنیت و آرامش در بیرون از کانون خانه و خانواده می باشد و همین مسئله باعث می شود تا فرد خیانت کند و به فرد دیگری وابسته شود و نسبت به او ابراز عشق و علاقه نماید.

3. داشتن روابط گسترده و بدون مرز با جنس مخالف

تعهد در زندگی مشترک یک شبه به دست نمی آید و با خواندن خطبه این تعهد در میان طرفین ایجاد نمی شود، زوجین برای این که به این تعهد برسند باید در این خصوص مهارت های لازم را کسب کنند و تمرین های لازم را داشته باشند تا با اصول بعد از ازدواج آشنا شوند. 

افرادی که با همه افراد راحت برخورد می کنند و با جنس مخالف هیچ حد و مرزی برای خود قائل نمی شوند قادر نخواهند بود روابط صمیمانه با همسرشان از سایر روابط کاری و دوستانه همکاران تفکیک نمایند به همین دلیل بعد از ازدواج، گرفتار عشق و عاشقی می شوند و در زندگی زناشویی با مشکلاتی رو به رو می شوند. 

در این شرایط مدیریت روابط بسیار اهمیت دارد و باید میان روابط مرزهایی مشخص شود تا فرد بتواند با هر شخصی در همان حد و حدود صمیمی باشد.

پیشنهاد مشاور: آیا پس‌ از خیانت همسر می‌توان به او اعتماد کرد؟

4. عاشق دیگری شدن بعد از ازدواج، داشتن تعارضات شدید و حل نشده

در زندگی زناشویی زمانی که بین زن و مرد اختلاف به وجود می آید، باید سعی کنند آن را به شیوه درست حل نمایند. زوجینی که از حل اختلافات به وجود آمده دوری می کنند و آن ها را روی هم انباشته می کنند، رابطه آن رو به سردی میل می کند و به مرور زمان فاصله عاطفی در میان آن ها به وجود می آید. 

این امر باعث می شود تا طرفین نسبت به رابطه زناشویی دلسرد شده و به سمت روابط دیگری کشیده شوند. تا بتوانند در رابطه جدید حس امنیت و آرامش بیشتری به دست آورند.

5. رفع نیازهای هیجانی از جانب شخص سوم

در صورتی که متاهل هستید و بعد از ازدواج عاشق شخص دیگری شدید رفتارهای آن شخص در شکل گیری روابط فرازناشویی و احساسات شما نقش بسیاری دارد. آن شخص باعث آرامش و امنیت شما می شود و حس لذت به زندگی تان می بخشد باعث می شود تا تنش ها و ناکامی های زندگی تان را فراموش کنید. 

این مسئله باعث وابسته شدن شما به آن شخص می شود و نمی توانید از راه های دیگر به خشنودی برسید و تنها در کنار او احساس شادی می کنید.

عاشق دیگری شدن بعد از ازدواج، راهکار چیست؟

بعد از ازدواج اگر عاشق شخص دیگری شدید ممکن است این عشق و علاقه به خاطر احساسات اولیه و خامی باشد که همان ابتدا به طور ناخواسته در شما ایجاد شده است، توجه کردن به این احساس و بال و پر دادن به آن به رفتارها و اقدامات خودتان بستگی دارد. 

در این شرایط باید سعی کنید که به آینده زندگی تان توجه کنید و ببینید که از دست دادن زندگی کنونی چه خسارت هایی برای شما خواهد داشت و اگر وارد رابطه خارج از چارچوب شوید چه چیزهایی را از دست می دهد و به چه چیزهایی خواهید رسید؟

اگر نسبت به رابطه به وجود آمده احساس نگرانی و خطر می کنید و نمی توانید از عشق و علاقه ای که در شما به وجود آمده است به راحتی چشم پوشی کنید و از طرف دیگر نگران زندگی تان هستید باید از روانشناس کمک بگیرید تا آگاهی لازم را در اختیار شما قرار دهد و در این زمینه با هم فکری او بتوانید بهترین تصمیم را بگیرید.

عواقب خیانت به همسر

متاسفانه به دلیل ترویج برخی از فیلم های غربی و فرهنگ های غریبه امروزه خیانت به امری طبیعی تبدیل شده است و برخی از افراد دیگر از شنیدن خیانت متعجب نمی شوند!

 دیده می شود که افراد در هر شغلی و هر موقعیتی بیش تر با این سوال مواجه می شوند که چه کسی خیانت نمی کند؟ به مرور خیانت که کاری بسیار ناپسند است در جامعه جا افتاده است.

مسئله خیانت در حدی عادی شده است که در بیش تر فیلم ها و سریال های خارجی دیده می شود و بسیار به آن پرداخته می شود. 

اگر شما هم مانند بسیاری افراد خیانت را عادی می دانید پیش از این که به خیانت به همسرتان فکر کنید، 14 مورد زیر را فراموش نکنید:

1. در صورت خیانت شما دروغگو شناخته می شوید:

در صورت خیانت، شما علاوه بر خیانت کار به فردی دروغگو، فریبکار و خائن شناخته می شوید.

خیانت بدون فریبکاری ممکن نیست و شما به مرور مجبور به دروغ های مصلحتی کوچک و بزرگ می شوید. خیانت و دروغ بسیار بهم وابسته هستند به مرور مجبور می شوید بگویید که تا دیر وقت سر کار بوده اید درحالی که اینگونه نبوده است.

2. دستتان رو می شود| عاقبت کسانی که خیانت می کنند

به یاد داشته باشید که ماه هرگز پشت ابر نمی ماند اگر همسرتان متوجه خیانت شما شود ممکن است به خانواده شما یا خودش اطلاع دهد و به مرور دیگران اعتمادشان را به شما از دست می دهند. به مرور دوستان و اطرافیان خود را از دست می دهید و به شخصیتی خیانتکار تبدیل می شوید.

به مرور علاوه بر همسرتان تمام اطرافیان خود را از دست می دهید و حتی در صورت جدایی نیز دیگر نمی خواهند با شما دوست باشند.

3. همه را از خودتان ناامید می‌کنید

شما خانواده خود را ناامید می کنید و باعث ناراحتی و درگیری میان خانواده ها می شوید.

4. به الگویی بد تبدیل می شوید| گناه خیانت به همسر چیست

هر فردی الگو خوب یا بدی برای دیگران می باشد، یکی از دلایلی که دیگران از شما دوری می کنند همین الگو بدی بودن برای همسران و کودکان می باشد.

 خیانت به دیگران نشان می دهد که شما برای زندگی خود ارزشی قائل نیستید و به راحتی آن ها را زیر پا می گذارید.

 به یاد داشته باشید که هیچ کس فرد خیانتکار را تشویق نمی کند. با یک بار خیانت تمام درست کاری های زندگی تان از بین می رود و یک عمر اعتماد از بین می رود.

5. اعتبار اخلاقی‌تان را از دست می‌دهید

 علاوه بر این که دیگران احترامی برای شما نخواهند گذاشت شما نیز اعتمادتان را به خودتان از دست می دهید. چگونه می خواهید به فرزندتان کار خوب یا بد را یاد دهید وقتی خودتان به اصول اخلاقی پایبند نبوده اید؟

 دیگر کسی به حرف شما گوش نمی دهد، هرکاری در آینده انجام دهید بخاطر خیانتی که کرده اید تحت تاثیر قرار می گیرد.

6. اعتماد همسرتان را از دست خواهید داد

با خیانت شما اعتماد به نفس، شخصیت، اعتماد و روان همسرتان را تخریب می کنید. 

دیگر نمی توانید اعتماد کسی را جلب کنید و بیش ترین آسیب را به فرزند خود می زنید زیرا فرزند شما دیگر به عشق و علاقه بی اعتماد شده و نمی تواند رابطه درستی را در بزرگسالی برقرار کند.

7. ممکن است کارتان را از دست دهید

هزینه دادگاه، طلاق، ازدواج مجدد، تهیه خانه و موارد دیگر بسیار دشوار می باشد و ممکن است کارتان را به مرور از دست دهید یا نتوانید به موقع سرکار حاضر شوید.

8. عاشق شدن در متاهلی نی نی سایت، دوباره باید زندگی خود را از صفر بسازید

حتی اگر از نظر کاری دچار مشکل نشوید ساختن دوباره زندگی، اعتماد و عشق از صفر دشوار می باشد و انرژی زیادی می خواهد، حتی ممکن است لازم باشد رابطه خود با فرزندتان و اطرافیان را هم دوباره بسازید. به یاد داشته باشید که از دست دادن اعتماد بسیار آسان تر از جبران آن می باشد.

9. روابط زیادی را از دست خواهید داد.

شما کمک زیادی نخواهید داشت و کسی به حرف های شما گوش نخواهد داد. آدم خیانت کار تنها است و کسی دوست ندارد اطراف او باشد.

10. احتمال ابتلا به بیماری‌های مقاربتی

اگر رابطه های زیادی را تجربه می کنید و اهمیتی به وفاداری نمی دهید ممکن است درگیر بیماری های مقاربتی شوید اما می توانید مطمئن باشید که همسرتان درگیر بیماری های مقاربتی نیست.

11. مرغ همسایه غاز نیست

شاید تصور کنید که همسر شما بد است و بقیه زندگی بهتری دارند اما اینگونه نیست این فقط تصور شماست و دیگران نیز مشکلات خودشان را دارند.

 اما اگر به امید زندگی بهتر همسر و زندگی خود را ترک کنید دیگر نمی توانید آن را به دست بیاورید و دیگر حتی زندگی قبلی خود را هم ندارید.

 12. دوست دارید رفتار مشابهی با شما شود؟

آیا دوست دارید همسرتان نیز با شما همین رفتار را داشته باشد؟ اگر پیش از هرکاری این سوال را از خودتان بپرسید دیگر دست به کارهای اشتباه نمی زنید.

13. به این کار از این دیدگاه نگاه کنید که برای خودتان اتفاق افتاده باشد.

مشکل اصلی این است که فرد خیانت کار پیش از خیانت به کاری که می کند فکر نمی کند.

در ابتدا احساسات فرد را فریب می دهد و فرد احساس می کند که کار درستی را انجام می دهد و از انجام این کار خوشحال است.

 اما بعدا متوجه می شوید که چه کاری انجام داده اید و دیگر ممکن است راهی برای بازگشت نداشته باشید و حتی برای پشیمان شدن نیز دیر شده باشد.

14. چیزی که از دست می‌دهید بیشتر است

هیچکس در بستر مرگ آرزو نداشته که به همسر خود خیانت کند، هیچ کس این کار را در لیست خود وارد نمی کند، زیرا افراد می دانند که در خیانت چیزی به دست نمی آوریم بلکه خیلی چیزها را از دست می دهیم که قابل بازگردانی نیستند.

عاشق دیگری شدن بعد از ازدواج، سوالات متداول

متاهلم ولی عاشق شدم با حس گناه چه کنم؟

یکی از احساس هایی که افراد بعد از عاشق شدن در زمان متاهلی تجربه می کنند حس گناه می باشد، البته در این خصوص توجه داشته باشید آن چیزی که در برابر آن مسئول هستید رفتار شما می باشد نه افکارتان. 

در صورتی که در افکار شخص دیگری را دوست دارید اما دست به خیانت نزده اید امری است که در کنترل خودتان می باشد در این شرایط باید تعلق عاطفی خود را نسبت به آن فرد کاهش دهید و روابط خود با همسرتان را بهبود بخشید در این شرایط برای بهتر شدن زندگی زناشویی خود به مشاور و روانشناس در حوزه زوج درمانی مراجعه کنید تا در این مورد شما را راهنمایی کند.

منبع : خیانت در متاهلی| عاشق دیگری شدن بعد از ازدواج 

دلایل دعوای بین زوجین

دعوای بین زوجین، انواع اختلافات و دعواهای بین زن و شوهر

دعوای بین زوجین گاهی اوقات باعث بهبود ارتباط و سبک زندگی زن و شوهر و گاهی باعث خراب شدن روابط زناشویی می شود. ارتباطی که افراد با همسرشان در جریان زندگی مشترک شان دارند یکی از تاثیرگذارترین روابط در طول زندگی آن ها می باشد.

این روابط بر روی میزان رضایت از زندگی، سطح بهداشت و سلامت روان فرد تاثیر می گذارد. در صورتی که فرد نتواند تعارضات و اختلاف نظرها را به درستی مدیریت کند و در این زمینه ناتوان باشد، درگیری ها و کشمکش های آزاردهنده ای در میان زوجین به وجود می آید. در صورتی که این اختلافات برای شما دردسرساز شود باید هر چه زودتر برای حل آن اختلافات اقداماتی را انجام دهید.

هم چنین در این خصوص می توانید از مشاوره خانواده کمک بگیرید تا مشکل شما را ریشه یابی کرده و به ارائه راهکارهای مناسب و کاربردی برای رفع آن بپردازند.

عوامل رایج در ایجاد دعوای بین زوجین

در میان زوجین اختلاف نظرهای بسیاری وجود دارد و همین امر باعث درگیری و کشمکش در میان زوجین می شود.

عواملی که در ایجاد دعوا و درگیری رایج هستند عبارت اند از ویژگی های شخصیتی، اختلاف در ازدواج و موضوعات اجتماعی. که در ادامه این مقاله به تعدادی از آن ها اشاره می کنیم:

  1. دعوای بین زوجین، فقدان درک متقابل از خلق و خوی یکدیگر

بسیار مهم است که شما در جریان زندگی مشترک تان به شناخت دقیق و عمیقی از ویژگی های شخصیتی و خلق و خوی همسرتان دست یابید و به خوبی او را بشناسید.

اما چیزی که در این جا اهمیت دارد این است که درک متقابلی از خصوصیات همسرتان داشته باشید و همسرتان را آن طور که هست بپذیرید. به این صورت می توانید سبک زندگی خودتان را تغییر داده و به مرور آن را بهبود بخشید.

به جای این که سعی کنید همسرتان را بعد از ازدواج تغییر دهید بهتر است تلاش کنید تا یکدیگر را کامل کنید، توجه داشته باشید که تفاهم در زندگی مشترک به معنی خصوصیات مشترک و شبیه به هم نمی باشد بلکه به این معناست که شما تا حد چه می توانید تفاوت های یکدیگر را بپذیرید و با آن ها کنار بیایید.

در صورتی که درک درستی نسبت به یکدیگر نداشته باشید این امر باعث بی توجهی همسرتان به خواسته ها و نیازهای شما می شود.

  • مشکلات مالی دلیل بسیاری از دعواهای زوجین

در صورتی که زوجین نتوانند هزینه های زندگی را تامین کنند سختی های زندگی دو چندان خواهد شد، در این شرایط امنیت روانی زوجین به خطر می افتد، مشکلات اقتصادی بر خانواده تاثیرات منفی بسیاری می گذارد که ممکن است باعث فروپاشی خانواده شود در زیر نمونه هایی از این مشکلات را بیان کرده ایم:

  • تهدید سلامت روان
  • ایجاد عقده های روانی برای فرزندان
  • کاهش اعتماد به نفس
  • گرایش نوجوانان به رفتارهای ضد اجتماعی برای کسب درآمد
  1. تفاوت های فرهنگی و خانوادگی

شما باید به این نکته توجه کنید که ازدواج تنها پیوند دو نفر نمی باشد، بلکه رویدادی است که خانواده ها را هم درگیر کرده و باعث پیوند میان خانواده ها می شود به طوری که ارتباط نزدیکی با یکدیگر برقرار می کنند.

شما قبل از ازدواج باید به این نکته توجه داشته باشید و اختلاف سطح خانواده ها را برای ازدواج در نظر بگیرید.

این که دو خانواده از دو قشر کاملا متفاوت باشند اما بتوانند روابط سالم و با ثباتی با یکدیگر برقرار کنند به قدرت سازگاری و انعطاف پذیری اعضای خانواده ها بستگی دارد که تا چه حد بتوانند با تفاوت های یکدیگر کنار بیایند و یکدیگر را تحمل کنند.

در صورتی که زوجین به خاطر تفاوت های فرهنگی درگیر مشکلاتی شدند باید سعی کنند انعطاف پذیری بیشتری داشته باشند در صورتی که هر فرد بر روی سنت ها و آداب رسوم خاص خود تمرکز داشته باشد باعث می شود دعواها و درگیری های بسیاری به وجود آید و دعواها با شدت بیشتری صورت گیرد.

در واقع تعصبات طرفین انسجام خانوادگی را از هم می پاشد و آن را مورد تهدید قرار می دهد و این مسئله بسیاری از زوجین را تا مرز جدایی و طلاق پیش می برد.

مدیریت این مسئله در برخی از اوقات بسیار پیچیده می شود به طوری فرد دچارکلافگی و سردرگمی می شود و ارتباط عاطفی با همسرش به طور کلی تحت تاثیر مسائل فرهنگی و خانوادگی قرار می گیرد.

در این شرایط توصیه می شود تا از مشاور خانواده کمک بگیرید تا در این خصوص شما را راهنمایی کند و برای حل تعارضات راهکارهایی را ارائه دهد.

  1. دعوای بین زوجین، درگیر شدن با آسیب های اجتماعی

آسیب های اجتماعی نظیر اعتیاد رفتاری همچون درگیری با اعتیاد، قماربازی و شرط بندی های بیمارگون باعث فروپاشی بسیاری از خانواده ها می شود.

بسیاری از این آسیب ها به خاطر مشکلات های عاطفی به وجود می آید. در این شرایط برخی از زوجین برای فرار از محیط هایی که ارتباطات عاطفی عمیق و سالمی در آن وجود ندارد به محیط های دیگری پناه می برند و درگیر مشکلات اجتماعی مختلف می شوند.

در صورتی که در معرض آسیب های اجتماعی قرار گرفتند به مرور زمان مشکلات مالی و مشکلات مرتبط با شغل همسر به سختی های زندگی مشترک آن ها افزوده می شود و با چالش های بسیاری رو به رو خواهند شد.

امروزه یکی از اساسی ترین مشکلاتی که زوجین را به جلسات مشاوره و دادگاه می کشاند اعتیاد همسر می باشد، در صورتی که شما رابطه عمیق و صمیمانه با همسرتان داشته باشید و بتوانید با یکدیگر به طور مسالمت آمیز گفتگو کنید خواهید توانست برای رفع اختلافات خود اقداماتی را انجام دهید و به بهبود کیفیت زندگی تان کمک کنید.

در غیر این صورت ممکن است به صورت غیر مستقیم همسرتان در برابر معضلات اجتماعی قرار گیرد و احتمال قرار گرفتن همسرتان در برابر معضلات اجتماعی بسیار زیاد خواهد بود.

تاثیر اختلافات و دعواهای زناشویی بر بروز خیانت زوجین

اختلاف نظر در زندگی مشترک وجود دارد و یک امر اجتناب ناپذیر است و تقریبا برای همه زوج ها به دفعات زیادی اتفاق افتاده است، اما چیزی که در این شرایط اهمیت دارد برخورد صحیح زمان دعوا با همسر و چگونگی بحث بر سر این اختلافات می باشد و این مسئله از اهمیت بسیاری برخوردار است.

اگر شما همسرتان را به خاطر موضوعات مختلفی که با او اختلاف دارید مورد سرزنش و تحقیر قرار دهید در واقع باعث تخریب عزت نفس او شده اید. افرادی که در جریان تجربیات ناخوشایند، عزت نفسشان را از دست می دهند.

به طور مداوم در تلاش هستند تا باور از دست رفته را بازسازی کنند و عزت نفس خود را حفظ کنند در این شرایط آن ها ممکن است به دنبال روابط بروند که آن ها را مورد تایید و احترام قرار دهد. زیرا این روابط باعث می شود تا تصور تخریب شده افراد بهبود یابد.

زمانی که فرد درگیر این روابط می شود به مرور زمان احتمال خیانت عاطفی افزایش می یابد، اگر چه خیانت مورد تایید نمی باشد اما توجه داشته باشید که خیانت از گسست های رابطه با همسر خبر می دهد و در صورتی که فرد نسبت به این مسئله آگاهی داشته باشد می تواند مانع از طلاق به دلیل خیانت شود.

دعوای بین زوجین، حل و فصل اختلافات با همسر

بسیاری از افراد زمانی که در جلسات مشاوره شرکت می کنند سوال می پرسند که بهترین رفتار برای مواجهه با تعارضات و اختلافات در زندگی مشترک چه می باشد، برای پاسخ به این سوالات بهتر است نکات زیر را در نظر بگیرید:

  1. درگیر نکردن اشخاص دیگر

یکی از مسائلی که بر روی بهبود روابط عاطفی تاثیری نمی گذارد و ممکن است به شدت مشکلات بیفزاید درگیر کردن دائم خانواده ها یا اشخاص دیگر در روابط شخصی با همسر می باشد. یکی از بزرگ ترین اشتباهات زن و شوهر بعد از ازدواج، مشکلات با خانواده همسر و درگیر کردن آن ها با اختلافات می باشد.

اگر چه خانواده ها در برخی از موارد باید نقش حمایتگر را داشته باشند و به حل و فصل مشکلات بپردازند اما شما نباید به طور مداوم آن ها را درگیر هر نوع اختلافی کنید و تا جایی که می توانید باید به صورت مستقلانه و به عنوان دو فرد بالغ رفتار نمایید و گفتگو به دور از هیجان داشته باشید تا بتوانید مشکلات خود را به درستی رفع کنید.

به طور معمول دخالت اطرافیان در زندگی زناشویی برای حل اختلافات زوجین نه تنها سودی ندارد بلکه ممکن است به خاطر تعلق خاطری که نسبت به یکی از زوجین دارند نتوانند بی طرفانه کمک کنند و راهکارهای آن ها عموما بی طرفانه نخواهد بود.

  1. دعوای بین زوجین، استفاده از مهارت های ارتباطی برای حل اختلاف نظرها

واکنش از روی خشم و عصبانیت منجر به واکنش های مشابه در همسرتان خواهد شد زیرا می خواهد در برابر شما از خودش دفاع کند به همین دلیل سعی کنید تا در هنگام عصبانیت بحثی را آغاز نکنید و چند دقیقه صبر کنید تا عصبانیت شما فروکش شود و بعد به حل و فصل مشکتان بپردازد و برای حل آن با یکدیگر گفتگو کنید.

در هنگام عصبانیت و به جای پرخاشگری، توهین و فحاشی می توانید از جملاتی مانند “الان به خاطر این موضوع عصبانی هستم و ترجیح می دهم در زمان مناسب تر راجع این موضوع صحبت کنیم” مکالمه را به زمان دیگری موکول کنید تا بتوانید آرامش خودتان را حفظ کنید و گفتگو خوبی داشته باشید.

برای این که رابطه سالمی با همسرتان داشته باشید باید سعی کنید با آرامش با همسرتان به گفتگو بپردازید و در صورتی که با او اختلاف نظر دارید باید به طور صمیمانه و با قاطعیت حرف هایتان را به او بگویید. هرگز برای آرام کردن همسرتان دروغ نگویید زیرا این امر اوضاع را بدتر کرده و مشکلات تان را بیشتر می کند.

برای پیشگیری از اختلافات زناشویی لازم است دقت بیشتری در رابطه داشته باشید و در مورد روابط زناشویی و اشتباهات زوجین بعد از دعوا اطلاعات خود را افزایش دهید.

تاثیر خدمات روانشناسی بر حل دعوای بین زوجین

بر اساس مطالبی که بیان شده است دعوای متعدد در میان زوجین باعث تخریب رابطه آن ها می شود و هم چنین اعضای خانواده را درگیر کرده و تاثیراث منفی می گذارد در این شرایط باید از روانشناس کمک بگیرید تا به بررسی شرایط و حل مشکلات بپردازد.

در صورتی که دعوا و اختلاف در میان زوجین به مدت طولانی باشد و زوجین نتوانند ارتباط موثر و موفقی با یکدیگر داشته باشند در این حالت کمک گرفتن از یک شخص بی طرف مانند درمانگر تاثیر بسیاری دارد و می تواند به خوبی مشکلات آن ها را ریشه یابی کند و مهارت های ارتباطی را بهبود بخشد.

در این راستا مرکز مشاوره ستاره ایرانیان خدماتی را به صورت حضوری و تلفنی ارائه می دهند تا در این زمینه یاری تان کنند.

منبع : دلایل دعوای بین زوجین

تفاوت هایی که ازدواج را به قعر سیاه چاله طلاق می کشاند

گاهی اوقات زوجین پیش از ازدواج متوجه وجود اختلافدر ازدواج نمی شوند و همین امر باعث می شود که پس از ازدواج نتوانند با یکدیگر فعالیت های مشترکی داشته باشند و به مرور از یکدیگر خسته شوند و از هم فاصله بگیرند.

به این مثال توجه کنید:

تنها چند ماه از ازدواج مان گذشته بود که متوجه تفاوت هایمان شدیم. در زمان نامزدی هرکاری می کردیم کنار هم باشیم اما پس از ازدواج متوجه شدم که واقعا خرید کردن با او را دوست ندارم، او ساعت های زیادی در مغازه ها به دنبال لباس می گشت و این امر مرا به شدت کلافه می کرد. اکنون پس از گذشت سی سال ما یاد گرفتیم تا با تفاوت های یکدیگر کنار بیاییم. البته که هنوز هم در خرید کردن همان نظر را داریم!

تفاوت های جنسی

آیا علاقه به خرید به دلیل تفاوت جنسیتی می باشد؟ 

تقریبا تمام افراد موافق هستند که زن و مرد تفاوت های زیستی دارند اما به همان اندازه که متفاوت هستیم می توانیم مکمل یکدیگر نیز باشیم. ممکن است تفاوت های جنسی وجود داشته باشد اما تفاوت های شخصیتی موضوعی است که باید بر آن تمرکز کرد زیرا ریشه اصلی درگیری ها به آن بر میگردد.

تفاوت های شخصیتی

آیا شنیده اید که می گویند افراد متضاد مانند آهن ربا هم را جذب می کنند؟

بر اساس مطالعاتی که انجام شده است این امر واقعیت دارد، مراجعین زیادی داشته ام که در ابتدا از این تفاوت ها لذت می بردند اما به مرور همین تفاوت ها باعث درگیری آن ها شده است، به صحبت های زیر دقت کنید تا بیش تر متوجه این امر بشوید:

من(نهال) و سینا سال ها پیش باهم آشنا شدیم سینا به شدت آرام و درونگرا بود درحالی که من پرحرف و اجتماعی بودم او گوش بسیار خوبی برای حرف های من بود، او به تمام حرف های من گوش میداد، هرگز به ساعتش نگاه نمی کرد و بودن در کنار او به من آرامش بسیار زیادی می داد. تنها چند ماه از ازدواج ما گذشته بود که همین تفاوت ها به نظر خسته کننده می آمد. کم کم سینا به نظرم مثل یک پیرمرد خسته کننده شده بود که هیچ برنامه ای برای آینده نداره و ترجیح می ده که تمام وقت خودش رو توی خونه باشه.

این داستان در جلسات زیادی تکرار می شود و معمولا هر دو زوج از این تفاوت ها شکایت دارند.

گام اول: نقاط ضعف و قوت

اولین گام برای زوجین این است که نقاط ضعف و قدرت خود را شناسایی کنند این کار ممکن است دشوار بوده و نیاز باشد تا از مشاور کمک بگیرند، مشاور با پرسیدن سوال و جواب لیستی از نقاط ضعف و قدرت زوجین تهیه می کند.

در شرایطی که زوجین متفاوت از یکدیگر باشند احتمالا نقاط ضعف یکی نقاط قوت دیگری است و بالعکس بنابراین از زوجین خواسته می شود تا به یکدیگر اجازه دهند که در چیزی که خوب هستند فعالیت را به دست بگیرند. 

این امر ممکن است دشوار باشد اما باید هردو زوج این گام ابتدایی را با یکدیگر بر دارند.

به طور مثال در داستان نهال و سینا، سینا که در رشته ریاضی تخصص بیش تری داشت اداره امور مالی را در دست گرفت و نهال مسئول خرید و رسیدگی به کلاس بچه ها را به عهده گرفت البته این بدین معنی نیست که نهال هیچ سهمی در امور مالی ندارد و هنوز هم باید در تصمیم های مهم وارد شود و نقش داشته باشد.

گام دوم: توانایی های خود را به عنوان زوج شناسایی کنید

در ازدواج موفق زوجین باید شباهت و تفاوت های یکدیگر را شناخته و به آن ها اهمیت دهند.

در این مرحله بهتر است برای هر ویژگی هفت طیف در نظر بگیرید و مشخص کنید که شما و همسرتان در کدام قسمت این طیف قرار دارید مثلا یک سمت این طیف درونگرایی کامل  یک طرف دیگر برونگرایی کامل قرار دارد. حال باید تشخیص دهید که شما و همسرتان کجای این طیف قرار دارید و سعی کنید که به سمت متعادل تر حرکت کنید.

تصور کنید که این طیف مانند الاکلنگ است و شما در یک طرف و همسرتان در یک طرف قرار دارد حال سعی کنید که به تعادل برسید.

در ادامه مواردی که باید بررسی کنید با توضیحات کامل بیان شده است، برای تمام موارد زیر طیف گفته شده را رسم کنید و موقعیت خود را در آن مشخص کرده و از همسرتان هم بخواهید که همین کار را انجام دهد:

احساساتی/ حقیقت گرا

افرادی که احساساتی هستند احساسات خود را به سادگی بیان می کنند، علاقه زیادی به فضاهای باز و آزاد دارند و سعی می کنند از هر تنشی دوری کنند و تا جایی که می توانند فضا را شفاف و محیط را آرام نگه دارند. افراد احساساتی سعی می کنند همان روز مشکلات را حل کنند و با خیال آسوده به خواب بروند، آن ها بیش تر به روابط علاقه دارند تا به حقایق.

از طرف دیگر افراد حقیقت گرا بیش تر علاقه مند به تبادل اطلاعات و عقاید هستند، این افراد ترجیح می دهند که احساسات ناخوشایند را مطرح نکنند می توان گفت که آن ها بیش تر هدف گرا هستند تا انسان گرا.

توجه داشته باشید که در حل مشکلات هر دو دیدگاه باید وجود داشته باشد به طور مثال اگر تنها به جنبه احساساتی مشکل دقت شود راه حل با مشکلات زیادی روبرو می شود پس سعی کنید راه تعادل را پیش بگیرید.

حال که با ویژگی این دو شخصیت آشنا شدید با رسم طیف نشان دهید که هر کدام از شما کجای طیف قرار دارد.

ممکن است هردو شما احساساتی یا حقیقت گرا باشید. باید سعی کنید تا در تصمیم گیری از جنبه دیگر هم استفاده کنید و به مرور با مشورت هم تصمیم های خود را تعادل ببخشید.

به خاطر داشته باشید که این راهی نیست که به تنهایی بتوانید بروید و حتما باید در کنار هم باشید و به یکدیگر کمک کنید.

درونگرا/ برونگرا

بر اساس تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده است می توان گفت که افراد برونگرا ترجیح می دهند کنار مردم باشند و این امر به آن ها انرژی می دهد، این درحالی که درونگر ها ترجیح می دهند تنها باشند.

حال از خودتان بپرسید که چگونه بیش تر احساس شادی پیدا می کنید؟ سعی کنید جایگاه خود را بر روی طیف پیدا کنید.

افراد درونگرا دوست دارند که زمانی را دوتایی تنها باشند و به عنوان یک زوج زمان هایی را برای خودشان داشته باشند، اگر هردو برونگرا هستید سعی کنید وقت بیش تری را کنار یکدیگر بگذرانید و سرگرمی های دو نفری را پیدا کنید و اگر درونگرا هستید سعی کنید در فعالیت های گروهی شرکت داشته باشید.

توجه داشته باشید که نکته اصلی برای درک تفاوت های یکدیگر احترام به آن است بنابراین باید با صبر و آرامش این راه را طی کنید و از همسر خود نخواهید که ناگهان عوض شود.

سعی کنید در تقویم روزهایی را برای رسیدن به این تعادل در نظر بگیرید، اگر لازم است در این روزها برنامه ای برای در خانه ماندن بریزید یا اگر لازم است با دوستان خود بیرون بروید. تمام این فعالیت ها باید برای رسیدن به تعادل باشد.

خودجوش/ برنامه ریز

می توان گفت که افراد خودجوش به افراد احساساتی نزدیک هستند، این افراد اموری مثل برنامه ریزی برای  نظافت یا مراقبت از کودکان را دوست ندارند و دوست دارند که فارغ از این برنامه ها زندگی کنند و به طور کلی به برنامه ریزی علاقه ندارند.

از طرف دیگر برنامه ریز ها به ساختار بندی علاقه دارند، ترجیح می دهند که برای خود هدف مشخص کنند این افراد برنامه های مشخصی برای روزهای خود دارند و دوست ندارند که عاملی باعث اختلال در این برنامه ها شود.

حال باید مشخص کنید که شما و همسرتان در کجای این طیف گسترده قرار دارید.

اگر هردوی شما خودجوش هستید می توانید ابتدا برنامه ای ماهانه فراهم کنید که  چه کارهایی را می خواهید در این ماه انجام دهید سپس برنامه را هفتگی انجام دهید و سعی کنید برای زندگی خود هدف بیابید.

اگر هردوی شما برنامه ریز هستید از عنصر غافلگیری استفاده کنید سعی کنید برای یک روز برنامه نداشته باشید.

اگر متضاد یکدیگر هستید باید به تعادل یابی فکر کنید از فرد خودجوش بخواهید برنامه ای برای آخر هفته تهیه کند و از فرد برنامه ریز بخواهید که برنامه یک روز خود را فراموش کند.

پرحرارت/ آرام

حتما تاکنون با افراد پرحرکت روبرو شده اید این گروه افرادی هستند که نمی توانند آرام بگیرند و با تمرکز یک کار را انجام دهند.

افراد آرام انعطاف پذیر هستند و به ندرت پیش می آید که زندگی را سخت بگیرند آن ها معمولا گوش شنوای خوبی هستند و به آرامی به حرف دیگران گوش می دهند.

شما در کجای این طیف قرار دارید؟ آیا گاهی پشت سر هم کار می کنید و وقتی را برای استراحت در نظر نمی گیرید؟ (پرحرارت) 

آیا بین کارهای خود 15 دقیقه استراحت می کنید و سعی می کنید با آرامش به کارهای خود برسید؟ (آرام)

اگر هردوی شما پرحرارات یا آرام هستید باید به سمت تعادل بروید، فرد پرحرارت باید سعی کند بیش تر استراحت کند و زمانی را به استراحت بگذراند و از طرفی فرد آرام باید کمی انگیزه بگیرد و بیش تر بر روی جزئیات کار کند.

شب زنده دار/ سحرخیز

چرا بسیاری از افراد شب زنده دار با افراد سحر خیز ازدواج می کنند؟ 

تحقیقات نشان می دهد که در این ازدواج ها نگهداری از فرزندان از نوزادی تا نوجوانی راحت تر می باشد. هر انسانی ساعت بیولوژیکی دارد. در خیلی از ازدواج ها مشاهده می شود که نیاز زوجین به خواب متفاوت می باشد. ممکن است یکی از زوجین هم شب زنده دار هم سحر خیز باشد در حالی که دیگری زود بخوابد و دیر تر بیدار شود.

شما در کجای طیف قرار دارید؟

تحقیقات نشان داده است که بهترین زمان برای خواب شب می باشد بنابراین به زوجین توصیه می شود که یک برنامه خواب مرتب را دنبال کنند این امر از افسردگی و اضطراب هم جلوگیری می کند.

وقت شناس/ بی نظم

زمان بندی آدم ها نیز می تواند تفاوت هایی با هم داشته باشد ایا شما همیشه سر قرار زودتر یا به موقع می رسید؟ یا همیشه دیر می کنید و تا ثانیه آخر به دنبال وسایل خود می گردید؟ سعی کنید جایگاه خود را بر روی طیف پیدا کنید.

اگر همیشه زودتر می رسید و منتظر دیگران می مانید بهتر است که گاهی به خودتان اجازه دهید که دیر کنید و با آرامش به قرار های خود برسید. اگر همیشه دیر می کنید از همسرتان بخواهید به شما زنگ بزند و به شما یادآوری کند که باید آماده شوید البته به این منظور می توانید از ساعت گوشی همراه خود نیز استفاده کنید.

ولخرج/صرفه جو

نگرش شما نسبت به پول چگونه است؟ آیا علاقه دارید تمام پول خود را جمع کنید؟ آیا احساس می کنید پول وسیله ای برای لذت بردن است و بیش تر آن را خرج می کنید؟

در کدام قسمت این طیف قرار دارید؟ اگر هردو ولخرج یا صرفه جو هستید کار شما سخت تر می شود، باید بیش تر تلاش کنید و از کمک مشاور نیز استفاده کنید.

سخن پایانی

به خاطر داشته باشید که آفرینش هرانسانی متفاوت و خاص می باشد و نباید سعی کنیم که همدیگر را عوض کرده یا تغییر دهیم سعی کنید بر نقاط ضعف تمرکز نکنید، نقاط ضعف چیزی جز دعوا و دوری ایجاد نمی کنند. توجه داشته باشید که اختلافات مذهبی، سنی، قدی، ظاهری، تحصیلاتنیز مهم می باشد که در مقالات دیگر به آن ها پرداخته شده است.

به خاطر داشته باشید که با تمرکز بر نقاط قوت می توانید چیزهای بسیاری یاد بگیرید و یکدیگر را ارتقا ببخشید. به خاطر داشته باشید که نقطه قوتی که خیلی افراطی باشد نیز نقطه ضعف محسوب می شود پس به دنبال تعادل باشید.

روش هایی که گفته شد تکنیک های ثابت شده ای هستند که در بسیاری از جلسات مشاوره استفاده می شود با تمرکز بر آن ها می توانید زندگی زناشویی خود را نجات دهید. 

به خاطر داشته باشید که بزرگ ترین دارایی ما تفاوت هایمان است.

منبع : تفاوت هایی که ازدواج را به قعر سیاه چاله طلاق می کشاند 

اختلاف بر سر محل زندگی | دلایل و راه حل مناسب برای انتخاب محل سکونت

اختلاف بر سر محل زندگی، دلایل و راه حل مناسب برای انتخاب محل سکونت

اختلاف بر سر محل زندگی با همسر یکی از مشکلات دیرینه در میان زوجین می باشد که به خاطر دلایلی مانند وابستگی به خانواده، مصلحت شغلی و مواردی از این دست با همسرشان به توافق نمی رسند. اگر چه از نظر قانون حق سکونت و تعیین محل زندگی با مردان است و زنان موظف هستند تمکین کنند.

در صورتی که زن در محل زندگی اش آرامش نداشته باشد و قلب و احساسش در زندگی مشترک شاد و آرام نباشد مطمئن باشید عواقب خوشی به همراه نخوهد داشت.

در این شرایط زوجین باید با همدلی و تفاهم لازم را داشته باشند تا بتوانند اختلاف مربوط به محل زندگی را حل نمایند و در این شرایط با یکدیگر همکاری و همراهی بیشتری داشته باشند.

هم چنین زوجین می توانند در این زمینه از مشاور کمک بگیرند تا راهنمایی های لازم را انجام دهد و راهکارهای خوبی را در اختیارشان قرار دهد.

دلایل و راهکارهایی برای حل اختلاف بر سر محل زندگی

دعوای بین زوجین به خاطر محل زندگی، دلایل بسیاری دارد که باید ریشه یابی شود تا زوجین به راه حل مناسبی برسند. ممکن است خودتان به روش های مختلف برای حل این اختلاف تلاش کرده باشید اما گفتگو شما نتیجه بخش نبوده و نتیجه مشترکی به همراه نداشته باشد.

در این شرایط باید یک بار دیگر مشکلتان را مرور کنید و به حل آن بپردازید هم چنین از مشاوره ازدواج کمک بگیرید تا راهکارهای لازم را در اختیار شما قرار دهند.

  1. اختلاف بر سر محل زندگی، عدم تفاهم زوجین

وقتی زن و شوهر در زندگی مشترک تفاهم نداشته باشند بر سر موضوعات مختلف با یکدیگر به مشکل می خورند که یکی از آن ها دعوا بر سر محل زندگی شان می باشد. ز

وجین در این شرایط نمی توانند در مورد موضوعات مختلف به اشتراک و تفاهم برسند و به همین دلیل در آینده مشکلات بزرگ تری با یکدیگر خواهند داشت.

اگر در ابتدای زندگی هستید و نمی توانید در مورد مسائل زندگی با همسرتان به تفاهم برسید باید معیارهای انتخاب همسر مناسب را مورد بازنگری قرار دهید و از روانشناس و مشاوره کمک بخواهید تا راهکارهای لازم را در اختیار شما قرار دهد.

  1. مشکلات با خانواده همسر

در بسیاری از مواقع اختلاف بر سر محل زندگی، به خاطر مشکل با خانواده همسر می باشد یکی از زوجین تمایل دارد نزدیک خانواده خود باشد و دیگری ترجیح می دهد به دلیل مشکلاتی که با آن ها دارد از آن ها دور باشد و زندگی مستقلی برای خود ایجاد کند تا از مشکلات فاصله بگیرد.

گاهی اوقات به خاطر دخالت اطرافیان در زندگی مشترک این چنین مشکلاتی به وجود می آید.

با وجود این چنین اختلافاتی در شروع زندگی مشترک، لازم است هر دو طرف در خصوص میزان رابطه با خانواده همسر به نقطه نظر مشترکی برسند و در صورتی که هر کدام از زوجین مخالفت کند و اصرار و انکار نماید باعث بدتر شدن اوضاع و شرایط می شود.

در این شرایط هم زن و مرد باید با دید منطقی به مسئله نگاه کنند و به دنبال راه چاره باشند. در صورتی که هر کدام حرف خودش را بزند و رفتارهای خودمحورانه ای داشته باشد به رابطه آسیب بسیاری وارد می کنند.

  1. وابستگی بیش از حد به خانواده

گاهی اوقات وابستگی زیاد زوجین به خانواده شان، آن ها را با مشکلاتی رو به رو می کنند در این شرایط هر کدام از زوجین تمایل دارند تا نزدیک خانواده شان زندگی کنند در نتیجه با یکدیگر به تفاهم نمی رسند و با مشکلاتی رو به رو می شوند.

وابستگی به خانواده بعد از ازدواج تا حدودی قابل درک می باشد و هر کدام از زوجین حق دارند بعد از ازدواج با خانواده شان دیدار داشته باشند، اما در صورتی که این وابستگی در حد بسیار زیاد و غیرقابل درک باشد باید به طور دقیق مورد بررسی قرار گیرد و برای رفع این وابستگی زیاد اقداماتی صورت گیرد.

  1. لجبازی همسر بر سر محل زندگی

لجبازی بین زن و شوهر یکی دیگر از دلایل مهم بروز مشکلات و اختلافات بر سر محل زندگی می باشد، ممکن است هیچ یک از زوجین با محل زندگی که همسرش انتخاب کرده مشکلی نداشته باشد ولی به خاطر لجبازی که با همسرش دارد با او مخالفت کند و تمایل داشته باشد محل دیگری را برای زندگی انتخاب نماید.

در این شرایط باید با تاکید بر سر انتخاب محل زندگی علت اصلی ناراحتی و لجبازی فرد را جویا شوید در صورتی که علت اصلی ناراحتی رفع شود لجبازی به پایان خواهد رسید. یکی از مهم ترین عوامل ایجاد دعواهای بی پایان در میان زوجین، لجبازی در زندگی زناشویی می باشد که باعث به وجود آمدن مشکلات بسیاری در میان آن ها می شود.

  1. مشکلات مالی و اختلاف بر سر محل زندگی

یکی از اصلی ترین اختلافات بر سر محل زندگی به خاطر مشکل مالی می باشد. در بسیاری از مواقع زن خانه ای را می خواهد که همسرش توانایی خرید آن را ندارد.

در صورتی که خانم درک درستی از وضعیت اقتصادی شوهرش نداشته باشد باعث به وجود آمدن استرس و تنش در زندگی شان می شود و مشکلاتی میان زن و مرد به وجود می آید. به طور معمول مردانی که با همسرشان صمیمی نیستند و آن ها را در جریان امورات خود قرار نمی دهند، با مشکلات این چنینی رو به رو می شوند.

صحبت در مورد مسائل مالی با همسر می تواند حس همدلی در زنان ایجاد کند و در این شرایط زنان درک بیشتری از میزان توانمندی های مالی مردان خواهند داشت.

  1. ویژگی های فردی

تفاوت در ویژگی های فردی و علایق از دلایل بسیار مهم در به وجود آمدن این اختلافات می باشد در این شرایط زوجین ممکن است با یکدیگر تفاهم داشته باشند اما به خاطر تفاوت در علایق و سلیقه شان با یکدیگر به مشکل بر بخورند.

به عنوان مثال ممکن است یکی از زوجین محل های شلوغ را برای زندگی انتخاب کند و دیگری محل های ساکت را ترجیح دهد. در صورتی که زوجین در مورد این تفاوت ها آگاهی نداشته باشند مشکلات کوچک آن ها به مشکلات بزرگی تبدیل می شود و زندگی آن ها را با چالش هایی رو به رو می کند.

به همین دلیل بهتر است قبل از ازدواج به جزئیات توجه شود و در سوالات آشنایی قبل از ازدواج در مورد مسائلی این چنین پرسیده شود، زیرا این مسائل مانند تعیین محل سکونت و مواردی از این دست کلیت زندگی زناشویی تحت تاثیر خود قرار می دهد.

راه حل اختلاف زوجین بر سر محل زندگی

اگر در زمینه انتخاب محل زندگی با همسر یا همسر آینده خود با مشکلاتی رو به رو شده اید، در قدم اول باید جر و بحث را کنار بگذارید و با یکدیگر به صحبت بپردازید، شاید این عدم تفاهم شما بسیار ساده باشد و با کوتاه آمدن یکی از طرفین و یا رسیدن به نقطه مشترک، مشکل شما حل شود.

در این شرایط باید سعی کنید از روش های ناکارآمد استفاده نکنید و از مهارت های حل مسئله کمک بگیرید به طور مثال با کمک گرفتن از فرد با تجربه و مشاور و روانشناس می توانید به حل مشکل خود بپردازید. در صورتی که این مشکل را نتوانید حل کنید در زمینه های دیگر با همسرتان با مشکل جدی تری رو به رو خواهید شد.

طلاق به خاطر محل زندگی

متاسفانه بسیاری از زوجین به دلیل اختلاف بر سر محل زندگی، تصمیم برای طلاق گرفته اند. اما توجه داشته باشید که طلاق نقطه آخر است و قبل از هر گونه اقدامی باید تمام تلاش خود را برای حل این مشکل به کار گیرید. در این شرایط توصیه می شود به یک روانشناس مراجعه کنید تا اختلافات شما بالا نگیرد.

در این راستا مرکز مشاوره ستاره ایرانیان از متخصصان و روانشناسان با تجربه تشکیل شده است که در این خصوص خدماتی را ارائه می دهند و در این زمینه یاری تان می کنند.

منبع : اختلاف بر سر محل زندگی | دلایل و راه حل مناسب برای انتخاب محل سکونت