شناسایی کردن ریشه اصلی مشکلات خانوادگی

شناسایی کردن ریشه اصلی مشکلات خانوادگی

راه حل مشکلات زندگی

1. مشکل واقعی را شناسایی کنید.

سعی کنید که یک درک درستی از شرایط موجود به دست بیاورید.

احتمالا شما درگیر یک سری مشکلات مربوط به سلامتی یا مشکلات شخصی باشید که تا به حال آنها را از خانواده خودتان مخفی کرده اید.

یا اینکه به خاطر عشقی که از دست داده اید، احساس ناراحتی داشته باشید.

مشکل موجود را در تحت نظر داشته باشید تا بتوانید شناخت مناسبی از آن به دست بیاورید.

شاید نیاز باشد که شما در این مرحله یک سری تحلیلی هایی را در مورد خودتان انجام دهید.

چرا من مشکلم را از خانواده خودم مخفی می کنم؟

چرا این مشکل خانوادگی من را اینقدر ناراحت کرده است؟

برای مثال، ممکن است که شما با چالش های مالی مواجه باشید و نگران نحوه پول خرج کردن مادرتان باشید.

شاید بعد از آن متوجه شوید که دلیل نگران بودن شما عبارت از این است که نمی خواهید وی منابع مالی خودش را تمام کند تا شما مجبور به ارائه حمایت مالی از وی نباشید.

هیچ نوع پیش فرضی در مورد تفکرات سایر افراد نداشته باشید.

شما برای اینکه متوجه تفکرات واقعی آنها شوید، شاید نیاز داشته باشید که با آنها صحبت کنید.

از سخن چینی کردن در مورد سایر اعضای خانواده اجتناب کنید، چرا که این احتمال وجود دارد آنها در نهایت متوجه این سخن چینی و شایعه پراکنی شما شوند و شرایط موجود وخیم تر شود.

سعی کنید که بر روی علل متمرکز شوید، نه بر روی علائم.

با این وجود، یکی از اعضای قابل اعتماد خانواده، همانند والدین یا برادر یا خواهر، می تواند به شما کمک کند تا درک درستی از وضعیت موجود به دست بیاورید؛

بنابراین داشتن یک مکالمه صمیمی که به منظور حل و شناسایی مشکل صورت می گیرد، یک مورد مناسبی است.

2. برای اینکه متوجه مشکلات موجود شوید، یک سری سوالاتی بپرسید.

یکی از روش هایی که با استفاده از آن می توانید علل ریشه ای مشکلات خانوادگی را شناسایی کنید، عبارت از اجتناب کردن از اظهار نظر و سوال پرسیدن می باشد.

ارائه اظهار نظر می تواند منجر به ایجاد این احساس در افراد شود که مورد قضاوت قرار می گیرند؛ این حالت می تواند باعث شود که آنها حالت دفاعی به خودشان بگیرند.

در نقطه مقابل، سوال پرسیدن منجر به ملایم شدن مکالمه خواهد شد و می تواند مواردی که منجر به اذیت شدن فرد می شوند را از بین ببرد.

سوال پرسیدن باعث خواهد شد که اعضای خانواده احساس محکوم شدن نداشته باشند.

شناسایی کردن ریشه اصلی مشکلات خانوادگی

به منظور ایجاد شرایط بهتر، نظرات سایر اعضای خانواده را هم بپرسید.

برای مثال، بگویید که اخیرا خواهرتان از شما فاصله گرفته است و همانند گذشته شما را به قهوه دعوت نمی کند.

شما می توانید بگویید که “من متوجه شده ام که همانند گذشته همدیگر را نمی بینیم.

نظر شما در این مورد چیست؟”

یا شما می توانید عادت خرج کردن مادرتان را با گفتن “من متوجه شده ام که اخیرا خرج لباس شما زیاد شده است.

آیا شما در قبال پول مسولیت دارید؟” نشان بدهید.

سعی کنید که سوالات مطرح شده عبارت از یک سری سوالات بی خاتمه باشند، تا فرد مقابل توضیحات خودش را بیان کند.

بعد از آن به نظرات فرد مقابل گوش دهید.

3. یک مسیر ارتباطی ایجاد کنید.

در صورتی که تمامی مشکلات خانوادگی شامل ارتباطات ضعیف نباشند، اکثر این مشکلات چنین وضعیتی را خواهند داشت.

اجازه ندادن به فرد مقابل برای بیان کردن نظرات خودش می تواند یک مشکل بزرگی را ایجاد کند.

در صورتی که مکالمه ای وجود نداشته باشد، حل کردن مشکل خانوادگی به سختی امکان پذیر خواهد بود.

اولین فردی باشید که بحث را شروع می کند – هر چند که این کار سخت می باشد.

شاید بتوان از یک فردی در مابین اعضای خانواده که در مقایسه با سایر افراد بزرگتر و عاقل تر باشد، درخواست کرد که مداخله کند و یک جلسه یا گفتگویی را با سایر اعضای خانواده داشته باشد و به عنوان یک میانجی عمل کند.

شما به منظور باز کردن راه ارتباطی باید نقش خودتان را به صورت مناسبی ایفا کنید.

این نکته را به یاد داشته باشید که فرد حل کننده مشکل، به عنوان یک فرد بزرگ و مهمی در نظر گرفته خواهد شد.

بی توجهی به مشکل در حین افزایش یافتن آن می تواند وضعیت مشکل موجود را در بلند مدت وخیم کند و یک ناراحتی و فضای سردی را مابین طرفین ایجاد کند.

بهترین کار عبارت از بیان کردن احساس و درک خودتان می باشد، ولی برای این کار باید زمان و روش درستی را انتخاب کنید.

برای مثال، بیان کردن مشکلات خانوادگی در حین ناهار خوردن یک ایده بد و نامناسبی می باشد.

JIN S. KIM به عنوان یک زوج درمانگر و خانواده درمانگر مجاز آزمایش ما تایید می کند که : در صورتی که مشکلی در خانواده شما وجود داشته باشد، سعی کنید که این مشکل را رفع کنید و مابین افراد درگیر ارتباط برقرار کنید؛ هر چند که روش مورد استفاده شما بستگی به شرایط موجود دارد. برای مثال، در صورتی که شما در ارتباط برقرار کردن با یک سرپرست انتقاد کننده و مغرور مشکل داشته باشید، نوشتن یک نامه یا ایمیل فرستادن می تواند یک روش مناسبی برای دستیابی به سازش باشد.

4. مشخص کنید که مشکل خانوادگی باید در چه زمانی حل شود.

چه زمانی مشکل خانوادگی به یک مرحله ای می رسد که باید مورد بررسی قرار بگیرد؟

یک سری علائم مشخصی در مورد مشکلات خانوادگی و رابطه ای وجود دارند که تحت کنترل نمی باشند و باید مورد بحث قرار بگیرند که این موارد شامل بحث های مکرر، مخالفت ها، عصبانیت ها، اجتناب کردن از سایر افراد، محروم کردن برخی از اعضای خانواده از یک سری حقوق و در بدترین حالت ها، دعواهای فیزیکی می باشد.

برخی از مشکلات خانوادگی می توانند به دلیل وجود اختلاف در تفکر و دیدگاه افراد ایجاد شوند، مواردی همانند تفاوت داشتن در ارزش ها یا عقاید فرهنگی.

ممکن است که اعضای خانواده نتوانند در مورد انتخاب های مربوط به سبک زندگی و اولویت ها یا عقاید شخصی به یک توافقی دست پیدا کنند.

برخی از مشکلات خانوادگی می توانند به دلیل سوء مصرف مواد، مشکلات سلامت روانی، قلدری کردن، نبود اعتماد، تغییر در شرایط زندگی، مشکلات مالی، استرس، مشکلات مربوط به روابط جنسی و حسادت ایجاد شوند.

شناسایی مشکلات خانوادگی

1. سعی کنید که به یک توافقی دست پیدا کنید.

توافق کردن به معنای مطرح کردن یک راه حلی می باشد که برای هر دو طرف مناسب باشد، حتی در صورتی که با خواسته هیچ یک از طرفین را به صورت دقیقی تامین نکند.

یک توافق عبارت از یک راه حل مناسب برای از بین بردن جر و بحث و رفع یک مشکل خانوادگی می باشد.

اولین قدم عبارت از بررسی کردن این مورد می باشد که آیا این مشکل قابل حل می باشد یا نه.

قابل حل بودن یک مشکل بستگی به ماهیت آن و تلاش هایی دارد که برای رفع آن صورت گرفته است.

در صورتی که شما به صورت مکرر تلاش کرده باشید و نتایج بهتری به دست نیامده باشد، ممکن است این مشکل قابل حل نباشد.

همچنین شما باید مشترکات خودتان با طرف مقابل و اهدافی که می خواهید به آن دست پیدا کنید را مد نظر داشته باشید.

در صورتی که مورد خاصی را پیدا نکنید، در این صورت احتمال پیدا کردن یک راه حل برای رفع جر و بحث موجود، یک احتمال پایینی خواهد بود.

یکی از روش های مربوط به دستیابی به یک توافق این است که هر دو فرد در یک جایی کنار هم بنشینند و دو دایره ای بکشند که مربوط به مشکل خانوادگی است.

شناسایی کردن ریشه اصلی مشکلات خانوادگی

در دایره اول، مواردی را بنویسید که نمی خواهید در مورد آن به توافق دست پیدا کند.

در دایره بیرونی، بخش هایی را بنویسید که تمایل دارید در مورد آنها به یک توافقی دست پیدا کنید.

بعد از آن دایره های خودتان را به یکدیگر نشان بدهید.

2. به صورت یک به یک با اعضای خانواده صحبت کنید.

برخی خانواده ها وجود دارند که نمی توانند همانند یک گروه باشند.

زمانی که یک گروه دارای نیروهای منفی باشد، این گروه نخواهد توانست که وظایف خودش را به درستی انجام بدهد.

در برخی مواقع این شرایط حتی در زمانی که همه افراد کنار یکدیگر قرار داشته باشند، ایجاد می شود.

به جای مطرح نمودن مشکلات خانوادگی ناراحت کننده در یک روز تعطیلی که کنار هم قرار دارید یا در زمانی که کل اعضای خانواده با هم شام می خورند، سعی کنید افرادی که بین آنها تضاد وجود دارد را شناسایی بکنید.

در صورتی که این اختلاف مابین شما و یک فرد دیگری از اعضای خانواده باشد، شاید سایر اعضای خانواده در صورت وارد شدن به این اختلاف، احساس ناخوشایندی داشته باشند چرا که دوست ندارند از یک طرف خاص حمایت کنند.

به جای این کار سعی کنید که از آن فرد خاص بخواهید که در حین ناهار یا قهوه خوردن، کنار شما بیاید.

صحبت کردن رو در رو یک فضای طبیعی می باشد که می تواند بهترین روش ممکن برای از بین بردن ناراحتی های موجود باشد.

افراد به صورت شخصی مواردی را خواهند گفت که در مورد بیان کردن آنها در داخل یک گروه تردید دارند.

زمانی که حواس پرت هستید، یا در حال کار کردن بر روی یک پروژه بزرگ هستید، یا منتظر یک تماس تلفنی هستید، یا در حال شستن ظرف ها یا یک کار مشابه دیگری باشید، در رابطه با این موضوعات بحث نکنید.

به جای اینکار این بحث را به یک فرصت مناسبی موکول کنید که در آن موقعیت بتوانید تمرکز کافی را برای حل مشکل مورد نظر داشته باشید.

3. با یک مشاور خانواده تماس بگیرید.

در صورتی که بهترین روش در مورد اکثر اختلافات عبارت از بحث کردن رو در رو در مورد آنها می باشد، ولی ممکن است که در برخی مواقع لازم باشد که برای حل کردن یک مشکل، کل اعضای خانواده با هم بحث کنند.

این رهیافت در زمانی بهترین رهیافت ممکن خواهد بود که مشکل مورد بحث بر روی تمامی اعضای خانواده تاثیرگذار باشد و مربوط به اختلافات میان فردی چند نفر محدود نباشد.

برای مثال، یک مشکل مربوط به خانواده می تواند شامل از دست دادن شغل، ناتوانی یا مشکلات مالی باشد.

صحبت کردن با اعضای خانواده برای مطرح کردن ایده هایشان در مورد حل مشکل می تواند احساس مفید بودن را در آنها ایجاد کند.

از مشاوره خانواده به عنوان یک مبنایی برای ایجاد یک استراتژی مثبت در مورد حرکت کردن خانواده به سمت جلو استفاده کنید.

معمولا در حل کردن یک مشکل، عملکرد چند ذهن بهتر از عملکرد یک ذهن می باشد.

نباید هیچ یک از اعضای خانواده یک حالت برتری در بحث ها داشته باشند و نباید هیچ نوع عصبانیت و اسم گذاری وجود داشته باشد.

4. یک نامه ای به اعضای خانواده بنویسید.

هر چند که به نظر می رسد ارتباط الکترونیکی در اغلب مواقع مختصر و غیر شخصی باشند، ولی یک نامه صمیمی و دست نوشت می تواند یک ابزار مناسب برای رفع کردن مشکلات بسیار سخت باشد.

مزیت روش دست نویسی عبارت از این است که شخصی تر می باشد.

این کار نشان می دهد که شما نگرانی و تفکر خودتان را از طریق نامه ابراز می کنید و این شرایط منجر به صمیمی تر شدن رابطه شما خواهد شد.

این کار به سایر اعضای خانواده نشان خواهد داد که شما تمام تلاشتان را برای بهبود رابطه انجام می دهید.

شما از طریق نامه می توانید احساس و دلیل خودتان را برای حل کردن مشکل خانوادگی نشان بدهید.

سعی کنید که در نامه های خودتان به جای کلمه “شما” بیشتر از کلمه “من” استفاده کند تا نظر خودتان را بیان کنید و هیچ شخص دیگری را سرزنش نکنید.

توضیح بدهید که این مشکل چه تاثیری بر روی شما دارد؛ همچنین توضیح بدهید که به چه نحوی می خواهید این مشکل حل شود و دلیل این راه حل خودتان را هم توضیح دهید.

5. مشکل خانوادگی ایجاد شده توسط یک کودک را حل کنید.

در برخی مواقع علت ایجاد مشکلات خانوادگی، کودک شما می باشد؛ ممکن است که رفتارهای این کودک از روی بی احترامی باشد، با برادران یا خواهران خودش جر و بحث کند، یا وظایف خودش را انجام ندهد.

در صورتی که کودک شما خیلی کوچک باشد، شاید بخواهید که برخورد شما با این مشکل یک برخورد متفاوتی باشد.

این مشکل را به کودک خودتان بیان کنید.

مشکل موجود را کاملا صریح توضیح دهید.

ممکن است شما بگویید که “ما متوجه شدیم که شما به راحتی نمی توانید از خواب بیدار شوید و این باعث شده است که بارها با تاخیر به مدرسه بروید.

این مشکلی است که ما باید آن را حل کنیم.”

با عصبانیت برخورد نکنید. به جای اینکار از کودک بخواهید که در حل کردن مشکل به شما کمک کند.

پیشنهاد بدهید که کودکتان به کمک شما، یک راه حلی را برای مشکل موجود ارائه دهد.

در صورتی که کودک در حل کردن مشکل موجود پیشرفت داشته باشد، وی را تشویق کنید.

سعی کنید که علل واقعی مشکل را پیدا کنید. برای مثال، آیا کودک شما به دلیل استفاده کردن از رسانه های اجتماعی، در بیدار شدن از خواب مشکل دارد؟

هیچ محدودیتی را در مورد کارهای دلخواه فرزندتان اعمال نکنید.

کودک خودتان را مطلع کنید که شما او را دوست دارید و به دلیل مهم بودن کودک برای شما و اینکه می خواهید شرایط بهتری برای وی پیش بیاید، می خواهید که مشکل موجود را حل کنید.

رفع کردن مشکلات خانوادگی

1. یک سری محدودیت هایی تعیین کنید.

اگر اعضای خانواده شما افراد ناخوشایندی باشند و یک سری ضررهایی به شما بزنند یا در زندگی شما دخالت کنند، در این صورت مشخص کردن یک سری مرزها و محدودیت ها هیچ نوع ایرادی نخواهد داشت.

در واقع این روش یک روش مفید و موثری خواهد بود.

سوالی که باید از خودتان بپرسید عبارت از این مورد می باشد که آیا اعضای خانواده یک تاثیر منفی بر روی زندگی شما دارند، از نظر عاطفی شما را اذیت می کنند، از نظر مالی به شما زیان می رسانند، شخصیت شما را تخریب می کند یا یک سری رفتارهای منفی دیگری دارند.

شما این حق را دارید که به منظور محافظت از خودتان، یک سری مرزها و محدودیت هایی را مشخص کنید.

برای مثال ممکن است که شما به دلیل یکی از اتفاقات صورت گرفته برای خانواده تان، همچنان یک دید منفی نسبت به یکی از اعضای خانواده داشته باشید، ولی به صورت احترام آمیز با وی برخورد کنید.

با این وجود، ممکن است تصمیم بگیرید که هیچ وقت به صورت رو در رو با وی برخوردی نداشته باشید یا هیچ وقت به وی پول قرض ندهید.

انجام دادن این کارها جزء حقوق شما می باشد.

مرزهای خودتان را به صورت صمیمانه و دوستانه به اعضای خانواده بیان کنید.

با این وجود، مصمم و قاطع باشید. شاید به دلیل دعواهای مکرر در حین مواجه شدن با یکی از اعضای خانواده، نتوانید که بیش از این در آن محیط خانگی باقی بمانید؛

بنابراین می توانید در یک هتل نزدیک اقامت کنید.

2. نسبت به زمان برگشت مطلع باشید.

یک سری از مشکلات خانوادگی وجود دارند که به راحتی قابل حل نمی باشند.

همچنین حل کردن یک سری موارد دیگری از مشکلات خانوادگی زمان بر می باشند.

شاید به این نتیجه برسید که بهترین راه حل ممکن برای شما عبارت از قطع رابطه با یکی از اعضای خانواده می باشد و مجبور باشید که ناراحتی ایجاد شده را تحمل کنید.

برخی از مشکلات خانوادگی، همانند ناراحی مربوط به از دست دادن عشق یا عدم توانایی والدین برای پذیرفتن شما به دلیل شخصیتی که دارید، ممکن است هیچ راه حلی نداشته باشند.

شاید شما نیاز به پذیرش این موضوع داشته باشید که تمامی تلاشتان را برای ارتباط برقرار کردن با خانواده خودتان انجام داده اید، ولی هیچ کدام از آنها فایده ای نداشته اند.

شاید نیاز باشد که از حل کردن این مشکل صرف نظر کنید و سعی کنید که بهترین زندگی ممکن را برای خودتان ایجاد کنید.

هر چند که چنین موقعیت هایی بیشتر شخصی می باشند، ولی در صورتی که مشکل خانوادگی شامل سوء استفاده (هم سوء استفاده فیزیکی و هم سوء استفاده جنسی) باشد، باید بیرون انداختن فرد ایجاد کننده مشکل را به عنوان یک راه حل در نظر بگیرید.

نباید هیچ نوع سوء استفاده ای پذیرفته شود، چه در صورتی که شما چنین کاری انجام بدهید و چه در صورتی که یک فرد دیگری آن را انجام بدهد.

همچنین موقعیت های مربوط به سوء استفاده باید به پلیس یا خدمات محافظت از کودک گزارش شوند.

مشکلات جدی مربوط به سوء استفاده از مواد که بر روی زندگی شما تاثیر گذار هستند، می تواند یک دلیل دیگری برای بیرون انداختن یک فرد از خانه باشد.

شاید شما بخواهید که به این فرد کمک کنید، ولی در صورتی که وی کمک های ارائه شده را رد کند، می توانید رابطه خودتان را با وی قطع کنید تا به یک آرامش ذهنی دست پیدا کنید.

شناسایی کردن ریشه اصلی مشکلات خانوادگی

3. مراجعه کردن به مشاوره.

این مورد در رابطه با همه افراد مصداق ندارد، ولی یک سری از مشکلات خانوادگی آنقدر عمیق و ناخوشایند می باشند که فقط می توانند به کمک یک متخصص حل شوند.

در صورتی که سایر اقدامات صورت گرفته هیچ نتیجه ای نداشته باشند، این روش می تواند یک روش مناسبی باشد؛

هیچ دلیل ندارد که شما به خاطر درخواست کمک، احساس خجالت زدگی داشته باشید.

در صورتی که فرد مورد نظر به مشاوره مراجعه نکند، شاید نیاز باشد که خود شما به مشاوره مراجعه کنید.

یک درمانگر متخصص می تواند به شما کمک کند تا نحوه انجام دادن یک برخورد مناسب با چنین فردی و همچنین نحوه رفع کردن چنین مشکلی را یاد بگیرید.

همچنین مطالعه کتاب های نوشته در مورد روابط و ملحق شدن به یک گروه حمایتی می تواند برای برخی افراد مفید باشد.

در صورتی که مشکل خانوادگی ریشه در مشکلاتی همانند بیماری روانی یا سوء مصرف مواد توسط شما یا یکی دیگر از اعضایی خانواده داشته باشد، شاید مراجعه به متخصص تنها روش ممکن برای دستیابی به یک راه حل مناسب باشد.

همچنین ممکن است یک سری از مشکلات آنقدر ساده باشند که خود شما هم بتوانید آنها را حل کنید.

یک مشاور از طریق گوش دادن بی طرفانه و هدفمند به مشکل مطرح شده می تواند به شما کمک کنید.

ممکن است که متخصص یک سری پیشنهاداتی را ارائه دهد که شما در مورد آنها فکر نکرده باشید یا جنبه های خاصی از مشکل را بیان کند که شما به دلیل درگیر بودن در آن، هیچ وقت متوجه آنها نشده باشید.

منبع: کانون مشاوران ایران

9 گام مهم پس از خیانت همسر

به این موضوع فکر کنید که برملا کردن این امر پس از خیانت همسر چه پیامد هایی خواهد داشت؟ پس از آنکه متوجه خیانت همسر…

نحوه مراجعه به مشاوره خانواده

مشاوره خانواده یا خانواده درمانی یک نوع روان درمانی گروهی می باشد. این مشاوره که توسط یک روان شناس یا یک درمانگر مجاز ارائه می…

روابط مثلثی

روابط مثلثی به روابطی اشاره دارد که در آن دو نفر فردی را به رابطه خود وارد می نمایند تا مشکلات خود را در رابطه…

روانشناسی مشاوره چیست؟

روانشناسی مشاوره چیست؟ :این شاخه از روانشناسی به ارزیابی رویکردهایی خواهد پرداخت. که در این رویکرد ارتباط میان مشاوره و رجوع کننده به وجود می‌آید.

9 گام مهم پس از خیانت همسر

به این موضوع فکر کنید که برملا کردن این امر پس از خیانت همسر چه پیامد هایی خواهد داشت؟

پس از آنکه متوجه خیانت همسر خود می شوید، باید چکار کنید؟

و چه کاری نباید انجام دهید؟ این مقاله به ما گام های موثری را بعد از خیانت همسر پیشنهاد می دهد:

زمانی که متوجه روابط پنهان همسر خود می شوید، وحشت، سردرگمی، رنج روحی و جسمی تمام وجود شما را فرا گرفته و شما را در وضعیتی تاریک و مبهم قرار می دهد.

سیلی از نصیحت و راهنمایی از طرف خانواده و دوستان، کتاب ها، و اینترنت به سمت شما روانه می شوند. زندگی شما به شدت دستخوش تغییر می شود.

مهم نیست چقدر همسر خیانت کار شما ابراز پشیمانی کند، شما قانع نشده و بی اعتمادی بر تمام وجود شما و رابطه تان سایه افکنده است.

پس از خیانت همسر

  1. شما ممکن است بخواهید بلافاصله از طریق شبکه های اجتماعی، تلفن، یا ایمیل تمامی افرادی که می شناسید را از کاری که او با شما انجام داده است آگاه سازید. نفس عمیقی بکشید. با استدلال و براساس منطق رفتار کنید و از کارهای عجولانه و بدون فکر خود داری کنید.
  2. به خاطر داشته باشید که حتی اگر اکنون به نظر غیر ممکن برسد، اما ممکن است بتوانید مشکلات رابطه ی خود را حل کنید. با گذشت زمان ممکن است احساس کنید که می توانید او را ببخشید.
  3. اگر تمام آشنایان و دوستان خود را متقاعد کرده باشید که همسرتان با بی رحمی تمام به شما خیانت کرده و موجب رنج  دیدن شما شده است و این که باور کنند همسر شما را مانند یک هیولای دیو صفت تصور کنند، می تواند پذیرش مجدد او به عنوان همسر شما را برای آنها نیز بسیار دشوارتر سازد و واکنش های خانواده و دوستان شما می تواند حتی زمانی که مشکلات وخشم موجود میان شما و همسرتان برطرف شده باشد برای رابطه ی شما  موجب مشکلات متعددی شوند.

 

این مسئله را تنها با افرادی که مورد اعتماد شما هستند مطرح کنید.

پشتیبانی عاطفی، صرف نظر از اینکه رابطه ی شما نجات خواهد یافت یا خیر، برای تسلا و تسکین درد شما لازم است.

خود را حبس نکرده و از دیگران دوری نکنید، شما به دوستان خوب خود برای ایجاد و حفظ توان کافی برای از سر گذراندن این سختی نیاز دارید.

پس لطفا به هر کسی چیزی نگویید.

پس از آنکه وضعیت خود را با تعداد اندکی از دوستان مورد اعتماد خود در میان گذاشتید، ممکن است تصمیم بگیرید تا این موضوع را به همه بگویید.

در چنین وضعیتی حتی اگر این کار را انجام دهید و این خبر بد در مورد همسرتان را در اختیار همه بگذارید، تصمیم شما دیگر عجولانه نیست و با فکر کافی انجام گرفته است.

این مسئله نشان دهنده ی توانایی شما برای اتخاذ تصمیمات قاطع و دقیق و همچنین توانایی شما برای خویشتن داری و کنترل رفتارهای خود حتی در موقعیت های دشوار است.

بلافاصله تصمیم به ترک خانه و اسباب کشی نگیرید.

اگر نمی توانید با او زیر یک سقف باشید، ابتدا برنامه ی کوتاه مدتی برای ترک آن خانه بگیرید تا زمانی برای بدست آوردن ثبات از دست رفته خود داشته باشید.

ممکن است حتی فکر کردن به زندگی با این فرد که شما فکر می کردید او را می شناسید، و نقاط ضعف و راز های خود را با او درمیان گذاشته اید، به نظر غیر ممکن برسد.

اما به خود زمان کافی بدهید تا به اینکه چه چیزی به نفع شما خواهد بود فکر کنید و به راحتی بر اثر رنج وارده به خودتان صدمه نزنید.

زوج های بسیاری هستند که پس از چند ماه از برملا شدن رابطه ی پنهانی یکی از آنها، دوباره زند گی در زیر یک سقف را شروع می کنند.

انتقام جویی پس از خیانت همسر به بهبود شرایط کمک نخواهد کرد.

برخورد های احساسی پس از خیانت همسر ، چه در سخن گفتن و یا برخورد فیزیکی با همسر خیانت کار، کاری درقبال ریشه ی مشکل شما انجام نخواهد داد.

اینکه بخواهید حرف های تند و آزار دهنده ای به او بزنید، کاملا قابل درک است، اما ولی این اقدامات ویرانگر می توانند هرگونه شانس بازسازی اعتماد و امنیت عاطفی میان شما را حتی کمرنگتر سازند. احترام متقابل در آینده تنها در شرایطی حاصل خواهد شد که با آگاهی کامل در جهت بدست آوردن آن اقدام کنید.

3-خشونت فیزیکی

بسیاری از مردم معتقدند که خشونت فیزیکی تنها زمانی اتفاق می افتد که مردی یک زن را کتک بزند.

اعمال خشونت فیزیکی محدودیت جنسیتی ندارد.

صرف نظر از آنکه چه کسی آغازگر خشونت باشد و یا مرتک اعمال خشونت بار شود،همواره نتایجی ویرانگر خواهد داشت.

تعقیب فردی که با همسر شما رابطه داشته است یا ارسال مطالبی ناخوشایند از او در شبکه های مجازی ممکن است اندکی خشنودی موقتی را برای شما در پی داشته باشد، ولی در درازمدت هیچ حاصلی نخواهد داشت.

انرژی خود را برای این امور بیهوده مصرف نکنید.

نگذارید یک همسر دروغگو کنترل شما را به هم بزند و نتوانید درست تصمیم بگیرید.

اگر دارای فرزند هستید، بیاد داشته باشید، مسئولیت حمایت از آنها با شماست.

زمانی که حرف های بدی در مورد پدر یا مادر او می زنید، آنها رنج خواهند برد.

شما سعی دارید فردی که موجب جریحه دار شدن احساست شما شده است را رنج دهید، اما ممکن است در پایان متوجه شوید که همزمان موجب رنج کودکان خود نیز شده اید، و آنها مستحق آن نیستند.

حتی با این راهنمایی ها، مواجه شدن با خیانت می تواند بسیار آزار دهنده باشد.

سعی کنید متوجه شوید چه کاری به نفع شما خواهد بود. گاهی اوقات زوج ها می توانند بر مصائب ناشی از خیانت فایق آمده و رابطه ی خود را مانند قبل و یا حتی بهتر، بازسازی کنند. ولی بسیاری اوقات نیز چنین نتایجی ناممکن است.

مهم نیست که وضعیت را چگونه می بینید، همزمان با بررسی راه های پیش روی خود سعی کنید با خودتان مهربان باشید ولی از احساس ترحم در قبال خود بپرهیزید.

آیا اعتماد کامل به همسرم، مانع خیانت می شود؟

همسرانی که تجربه بی وفایی و خیانت ندارند، اغلب در ابتدا بسیار به همسرشان اعتماد می کنند. آن ها باور ندارند که ممکن است بی وفایی ازدواج شان را تخریب کند.

من اغلب می شنوم که همسران می گویند: « همسرم هرگز به من خیانت نمی کند، به او اعتماد کامل دارم» یا «او دارای باورهای مذهبی اخلاقی خاصی است که انجام چنین عملی را غیر ممکن می کند»

اما باید بدانیم که وقتی فردی به همسرش خیانت می کند، این عمل در ابتدا برای خودش نیز تعجب آور است.

این اشخاص اغلب می گویند:

«من همیشه اشخاصی را که به همسرشان بی وفایی می کردند، خودخواه و گمراه و ضعیف النفس می دانستم. هرگز تصور نمی کردم خودم روزی به همسرم خیانت کنم».

البته هدف از بیان این مطلب عادی بودن خیانت نیست. حقیقت این است که اعتماد کامل نسبت به خود یا همسرمان برخلاف تصور معمول، ما را از خطا و لغزش محافظت نمی کند چرا که مطمئن بودن از خود باعث می شود که فرد از قرار گرفتن در شرایط و موقعیت های پرخطر که منجر به خیانت می شود ترسی نداشته باشد.

در واقع خیانت مانند اعتیاد ( اعتیاد به مواد یا اعتیاد به اینترنت، اعتیاد به بازی های کامپیوتری، اعتیاد به خرید و…) موضوعی تدریجی و از روی غفلت می باشد.

چرا سوالات در مورد خیانت همسر را نمی پرسیم و می گذاریم کار از کار بگذرد.

مهم ترین فاکتورهای تاثیر گذار بر خیانت کدام هستند؟

همان طور که هیچ فرد معتادی عمدا و با قصد و نیت قبلی برای معتاد شدن اقدام به مصرف مواد نداشته، هیچ مرد و زنی هم نبوده که به عمد و با نیت قبلی اقدام به خیانت کند.

وسوسه و میلی که منجر به خیانت می شود تا حدودی تابع شرایط و به صورت تدریجی بوده و این اطمینان صددرصدی به خود یا همسر راهکار معقولی نیست.

البته بعد افراطی این قضیه یعنی شک و مراقبت بیش از اندازه که منجر به استرس و نگرانی شدید می شود نیز توصیه نمی شود.

در اکثر موارد بی وفایی به صورت تدریجی و بدون برنامه در پی یک اتفاق عادی شروع شده و کم کم این صمیمیت بیشتر و در نهایت منجر به خیانت می شود.

در واقع همین تدریجی بودن و نداشتن برنامه اولیه به این کار، ظاهری طبیعی می دهد.

این شروع تدریجی ممکن است در مسافرت ها، محل کار، بخصوص در فضای مجازی و موقعیت های زیادی رخ دهد، که به یک صمیمیت تدریجی و در نهایت خیانت منجر شود.

این شروع پردردسر در اغلب موارد – اما نه همیشه- با برطرف نشدن نیازهای عاطفی و فاصله میان همسران همراه است.

جلوگیری از خیانت همسر

برای جلوگیری از خیانت همسر نیازهای زیر را برطرف کنید:

پس از صحبت های متعدد با صدها زن و مرد درباره ی نیازهای هیجانی، ده نیاز که برای اغلب اشخاص که در اولویت قرار دارد،کشف شده.

این نیازها عبارتند از:

  • نیاز به تحسین،
  • محبت،
  • گفتگو،
  • حمایت خانوادگی،
  • تعهد خانوادگی،
  • حمایت مالی،
  • صداقت و روراستی،
  • جذابیت جسمانی،
  • بازسازی ارتباط
  • و ارضای جنسی.

منبع: com.مشاوره-خانواده

متقاعد کردن یک خانواده برای پذیرفتن بچه ی به دنیا آمده از زن صیغه ایتان

نحوه متقاعد کردن یک خانواده گسترده برای پذیرفتن یک بچه ی به دنیا آمده از زن صیغه ایتان (در متن انگلیسی: بچه ی به دنیا آمده از رابطه های جنسی خارج از رابطه زناشویی یا زنا)

شاید اخیرا متوجه شده باشید که یک بچه ای دارید که در نتیجه حامله شدن زن صیغه ایتان و به صورت ناخواسته به دنیا آمده است.

در صورتی که به دلیل رابطه ای خارج از رابطه زناشویی با همسرتان بچه دار شوید، احتمالا خانواده شما این بچه را نخواهند پذیرفت.

این نوع برخورد می تواند ریشه در ارزشهای مذهبی یا فرهنگی داشته باشد، ولی صرف نظر از هر دلیلی که دارد، می تواند به زیان شما و بچه تان باشد.

شاید بخواهید که خانواده تان را به پذیرش بچه تان متقاعد کنید؛ در این صورت روش مورد استفاده شما بستگی به موقعیت خودتان خواهد داشت.

به منظور اینکه خانواده تان را برای پذیرش بچه تان متقاعد کنید، باید با آنها صحبت کنید و به تدریج بچه تان را به آنها معرفی کنید و سعی کنید که یک رابطه ای مابین آنها ایجاد کنید.

با این وجود، سعی کنید که هیچ انتظاری نداشته باشید، چرا که نمی دانید چه اتفاقی خواهد افتاد.

روش یک – ارتباط برقرار کردن در مورد مشکل ایجاد شده

در گروه های کوچک با عضای خانواده تان صحبت کنید

1. در گروه های کوچک با عضای خانواده تان صحبت کنید.

به جای اینکه با کل خانواده تان به صورت یکجا صحبت کنید، سعی کنید که به صورت انفرادی یا در قالب گروه های کوچکتر با آنها صحبت کنید.

این مورد راحت تر از صحبت کردن با کل اعضای خانواده به صورت یکجا می باشد.

ممکن است بتوانید برخی از اعضای خانواده تان را برای پذیرش بچه تان متقاعد کنید، ولی برخی از آنها با درخواست شما مخالفت خواهند کرد.

باید بدون حضور بچه تان با خانواده تان صحبت کنید. این کار به شما و خانواده تان کمک خواهد کرد تا بتوانید بدون هیچ نوع عامل حواس پرت کننده، بر روی مشکل موجود متمرکز شوید.

در صورتی که ناراحت شوید، بچه تان شاهد ناراحتی تان نخواهد بود.

یک زمانی را برای صحبت کردن با خانواده گسترده تان مشخص کنید

2. یک زمانی را برای صحبت کردن با خانواده گسترده تان مشخص کنید.

هر چند ممکن است که شما تمایلی به این کار نداشته باشید، ولی باید به همراه اعضای خانواده گسترده تان در یک جا جمع شوید و با آنها صحبت کنید.

به خانواده تان توضیح دهید که به دلیل اینکه می خواهید بچه تان در زندگی شما حضور داشته باشند، می خواهید در رابطه با آنها صحبت کنید.

سعی کنید که در ابتدا با افرادی از خانواده صحبت کنید که به نظر شما تمایل بیشتری برای موافقت با درخواست شما دارند.

در این صورت قبل از صحبت کردن با افرادی که احتمال می دهید با درخواستتان موافقت نخواهند کرد، خواهید توانست موافقت یک سری از افراد خانواده راجلب کنید.

زمانیکه می خواهد در مورد شروع رابطه تان با بچه تان با خانواده گسترده تان صحبت کنید، باید این کار را به صورت تنها انجام دهید. بچه تان نباید در کنار شما حضور داشته باشد.

به جای داشتن حالت خصومت، سعی کنید که یک حالت طبیعی و دوستانه داشته باشید.

باید همواره این نکته را به یاد داشته باشید که هدف از این بحث، عبارت از پذیرفته شدن بچه تان توسط خانواده تان می باشد.

می توانید به آنها بگویید که “من می خواهم در مورد بچه ام با شما صحبت کنم. آیا می توانیم با هم ملاقات داشته باشیم؟”

در صورتی که آنها نسبت به وجود داشتن بچه تان مطلع نباشند، می توانید بگویید که “من می خواهم در مورد یک موضوعی با شما صحبت کنم. ممکن است این بحث یک بحث سختی باشد.”

دیدگاه خودتان را به صورت آرام بیان کنید

3. دیدگاه خودتان را به صورت آرام بیان کنید.

زمانیکه با خانواده گسترده تان صحبت می کنید، باید موقعیت و احساسات خودتان را بیان کنید. ممکن است که شما دارای موقعیت های مختلفی باشید.

شاید خانواده تان از قبل در مورد بچه تان مطلع بوده است، شاید اخیرا متوجه وجود داشتن بچه تان شده باشید، یا بچه ای که از خانواده تان مخفی کرده بودید را می خواهید به خانواده تان معرفی کنید.

صرفنظر از هر موقعیتی که در آن قرار دارید، به خانواده تان بگویید که به دلیل اینکه خانواده تان هستند، اهمیت زیادی برای آنها قائل هستید و از آنها انتظار دارید که بچه تان را بشناسند و به عنوان عضوی از خانواده قبول کنند.

در صورتی که برای اولین بار بخواهید در مورد بچه تان با خانواده تان صحبت کنید، می توانید بگویید که “من می دانم که شاید با این موضوع موافق نباشید، ولی من بچه ای دارم که در نتیجه یک رابطه ای خارج از رابطه ازدواجی به دنیا آمده است.

من از شما می خواهم که او را به عنوان بخشی از زندگی تان بپذیرید.”

در شرایطی که اخیرا متوجه وجود داشتن بچه تان شوید، می توانید بگویید که “من اخیرا متوجه شده ام که یک بچه ای دارم.

من می دانم که این بچه مربوط به خارج از رابطه ازدواجی ام است، ولی من می خواهم که بخشی از زندگی بچه ام باشم و دوست دارم که شما هم بخشی از زندگیش باشید.”

ممکن است بخواهید دلیل وجود داشتن این بچه را توضیح دهید. برای مثال شاید امکان ازدواج یا تمایل به ازدواج نداشته اید یا از نظر قانونی نمی توانستید ازدواج کنید.

می توانید توضیح بدهید که تا چند وقت اخیر نسبت به وجود این بچه اطلاعی نداشته اید.

در صورتی که بتوانید به راحتی این موضوع را به اطلاع خانواده تان برسانید، در این صورت می توانید بگویید که “من خودم مطلع هستم که به دلیل آگاهی یافتن از وجود یک بچه ای یک مقدار شوک زده هستم، به همین دلیل درک می کنم که این موضوع برای شما هم سخت باشد.”

به خانواده تان بگویید که در صورتی که بچه تان را قبول نکنند، از دست آنها ناراحت خواهید شد.

شما به عنوان یک خانواده می توانید در کنار بچه تان باشید و با وی رابطه داشته باشید، ولی در صورتی که خانواده تان این بچه را نپذیرند، چنین امکانی وجود نخواهد داشت.

این صورت می توانید بگویید که “من مطلع هستم که از نظر ارزشهای شما این مورد یک مورد سختی است، ولی از شما می خواهم با بچه ام آشنا شوید – بچه ای که هیچ کار اشتباهی نکرده است و هیچ گناهی ندارد.”

بچه را برای آنها توصیف کنید

4. بچه را برای آنها توصیف کنید.

در طول بحث، در مورد بچه تان با آنها صحبت کنید. تصاویر یا ویدئوهای بچه تان را به آنها نشان دهید.

در برخی مواقع، برخی از اعضای خانواده که با درخواست شما مخالفت می کنند، فقط این بچه را به عنوان حاصل یک رابطه غیرازدواجی در نظر می گیرند.

در صورتی که این افراد بچه را به عنوان یک انسان در نظر بگیرند، شاید با درخواست شما موافقت کنند.

می توانید به این فرد بگویید “بچه من یک بچه دوست داشتنی و فوق العاده ای است. شما فرد خوش شانسی هستید که در زندگی این فرد حضور خواهید داشت. این بی انصافی خواهد بود که او را نبینید.”

در صورتی که اخیرا متوجه وجود داشتن بچه تان شده باشید، می توانید بگویید که “من در مورد بچه ام هیجان زده هستم. این بچه شیرین، دوست داشتنی و فوق العاده است. این بچه منجر به هیجان زده شدن من و خانواده ام شده است.”

به نظرات آنها گوش دهید

5. به نظرات آنها گوش دهید.

بخشی از داشتن یک مکالمه سخت، عبارت از گوش دادن به نظرات طرف مقابل می باشد.

از آنها بپرسید که چرا چنین نظری دارند. بعد از آنکه آنها موقعیت خودشان را توضیح بدهند، به آنها بگویید که درکشان می کنید، ولی می خواهید که همچنان با آنها رابطه داشته باشید.

برای مثال می توانید بگویید “من مطلع هستم که بچه ام را نپذیرفته اید. به نظر شما احترام می گذارم. با این وجود، این اتفاق مربوط به گذشته است.

من یک انسان هستم و بچه ام هم یک انسان است. ما دوست داریم که همراه با احترام با ما برخورد شود و در زندگی شما حضور داشته باشیم.”

در رابطه با این موضوع با یکی از افراد قابل اعتماد خانواده تان صحبت کنید

6. در رابطه با این موضوع با یکی از افراد قابل اعتماد خانواده تان صحبت کنید.

در صورتی که برای صحبت کردن با خانواده تان به کمک نیاز داشته باشید، می توانید از یک میانجی خارجی استفاده کنید. این فرد می تواند هر دو طرف را نصیحت کند.

این افراد می توانند یک سری روش هایی برای نزدیک شدن شما به اعضای خانواده تان پیدا کنند و در عین حال به اعضای مردد خانواده کمک کنند که دیدگاهشان را تغییر دهند.

باید از خانواده تان بپرسید که آیا آنها با وساطت یک فرد خارج از خانواده برای رفع مشکل موجود موافق هستند یا نه.

می توانید به آنها بگویید که “من معتقدم که یک نصیحت از خارج می تواند برای موقعیت ما مناسب باشد. آیا تمایل دارید یک فردی به رفع مشکل ما کمک کند؟”

در صورتی که اعضای خانواده تان به دلایل مذهبی با درخواست شما مخالفت کنند، در این صورت یک پیشوای روحانی یا یک رهبر مذهبی دیگری می تواند به رفع مشکل شما کمک کند.

در این صورت ابتدا باید با رهبر مذهبی خودتان صحبت کنید تا موقعیت خودتان را توضیح دهید و مشخص کنید که به چه نحوی می تواند به شما کمک کند.

می توانید به خانواده تان بگویید که “من مطلع هستم که به دلیل به دنیا آمدن این بچه در نتیجه یک رابطه ای خارج از رابطه جنسی با پذیرش آن مخالفت می کنید.

از شما درخواست می کنم که برای رفع این مشکل به پیش یک پیشوای روحانی برویم تا در مورد این مسئله ما را راهنمایی کند.”

مشاوره خانواده هم می تواند به شما کمک کند؛ در صورتی که اعضای خانواده تان تمایل داشته باشند، می توانید به همراه هم به مشاوره مراجعه کنید.

روش دو – معرفی کردن بچه تان به خانواده تان

یک زمان مناسبی را برای معرفی کردن بچه تان به خانواده تان انتخاب کنید

1. یک زمان مناسبی را برای معرفی کردن بچه تان به خانواده تان انتخاب کنید.

زمانیکه می خواهید بچه تان را به خانواده گسترده تان معرفی کنید، باید یک زمان مناسبی را برای این کار در نظر بگیرید.

باید مطمئن شوید که شرایط موجود منجر به تحریک شدن خانواده تان یا ایجاد دیدگاه منفی در آنها در مورد بچه تان نخواهد شد.

برای مثال، در روزی که بچه تان غیر قابل کنترل می باشد، دارای حالت روانی بدی است، یا پرخاشگری می کند، نباید او را به خانواده تان معرفی کنید. همه این موارد تاثیرات منفی خواهند داشت.

اجازه دهید خانواده گسترده تان زمان این معرفی را مشخص کند؛ در این صورت آنها با آمادگی مناسبی در این جلسه حضور خواهند داشت و این جلسه در زمان نامناسبی برگزار نخواهد شد.

2. بچه تان را به صورت یکجا به همه اعضای خانواده تان معرفی نکنید.

زمانیکه می خواهید بچه تان اعضای خانواده گسترده تان را ببیند، سعی کنید این کار را در زمانی انجام دهید که همه اعضای مربوط به خانواده گسترده تان در کنار هم حضور نداشته باشند.

به خانه یکی از افراد بروید و بچه تان را فقط به آنها معرفی کنید. این کار باعث خواهد شد که یک مقداری از فشار موجود بر روی شما و بچه تان کاسته شود.

از طریق مجزا کردن ملاقات های خودتان باعث خواهید شد که اعضای خانواده تااجازه دهید خانواده گسترده تان با بچه تان رابطه داشته باشند یک موضع واحدی در مورد شما نداشته باشند یا همدیگر را برای مخالفت با شما ترغیب نکنند.

برای مثال یک اجتماع خانوادگی نمی تواند مکان مناسبی برای معرفی بچه تان باشد، چرا که کل خانواده شما در آنجا حاضر است.

ممکن است آنها نسبت به شما بی توجه باشند، منجر به تحریک حالت منفی و مخالفت در یکدیگر شود یا پشت سر شما حرف بزنند. زمانیکه آنها تنها هستند، شانس بهتری را برای متقاعد کردنشان خواهید داشت.

اجازه دهید خانواده گسترده تان با بچه تان رابطه داشته باشند

3. اجازه دهید خانواده گسترده تان با بچه تان رابطه داشته باشند.

تا زمانی که خانواده تان بچه تان را نبینند، آن را نخواهند پذیرفت. این بدان معناست که باید اجازه دهید بچه تان در کنار خانواده گسترده تان باشد.

هر چقدر که خانواده گسترده تان مدت زمان بیشتری در کنار بچه تان باشد، تمایل بیشتری برای پذیرفتن او خواهند داشت. این افراد در نتیجه آشنا شدن با بچه تان، یک رابطه صمیمی با او خواهند داشت و آن را به عنوان یک عضو جدیدی از خانواده خواهند پذیرفت.

در صورتی که بیش از یک بچه (حاصل از رابطه غیر ازدواجی) داشته باشید و آنها از نظر سنی تفاوت قابل ملاحظه ای با هم داشته باشند، در این صورت باید یکی از بچه ها را معرفی کنید و اجازه بدهید تا یک مدت زمانی بگذرد و بعد از آن بچه دیگرتان را معرفی کنید.

روش سه – تشویق کردن به داشتن یک رابطه

برقرار کردن تعاملات منظم

1. برقرار کردن تعاملات منظم.

در مدت زمانیکه تلاش می کنید خانواده گسترده تان را متقاعد به پذیرفتن بچه تان کنید، سعی کنید که یک سری ملاقات های منظمی مابین آنها  ترتیب دهید.

اجازه دهید خانواده تان به بچه تان عات کند تا بتوانید در یک موقعیت مناسبی قرار بگیرید. همچنین این کار می تواند منجر به اعتماد بیشتر خانواده به شما و فرزندتان شود.

به ملاقات آنها بروید و آنها را برای شام خوردن به خانه تان دعوت کنید. سعی کنید که در روزهای تعطیل آنها را ببینید، با هم شام بخورید یا از آنها بخواهید که بچه ها را به پارک ببرند.

بچه تان را تشویق کنید که در فعالیت ها، بازی ها و سایر موارد با بچه ها مشغول شود. در این صورت بچه تان وارد زندگی کودکان خانواده خواهد شد.

در صورتی که خانواده تان بچه تان را نپذیرد یا او را اذیت کند، از طریق نبردن بچه تان به پیش اعضای خانواده تان، از او محافظت کنید. شما نباید بچه تان را به افرادی معرفی کنید که به او بی احترامی کنند و او را ناراحت می کنند.

2. یک سری مکاتباتی با خانواده تان داشته باشید.

از طریق قرار دادن بچه تان در جلوی چشم خانواده تان، به آنها کمک کنید تا به بچه تان عادت کنند. تعامل داشتن با خانواده تان به آنها یادآوری خواهد کرد که بچه تان یک انسان است و باید به او اهمیت دهند.

عکس های مربوط به مدرسه جدید بچه تان را از طریق پست به خانواده تان ارسال کنید یا آنها را در پست های خودتان در شبکه های اجتماعی تگ کنید.

کارت های کریسمس بفرستید و از کودکتان بخواهید که یک کارت کوچکی در پاکت نامه بگذارد.

در صورتی که خانواده تان به بچه تان آسیب بزند یا رفتار نامناسبی با او داشته باشد، در این صورت نباید هیچ چیزی به آنها بفرستید و نباید فرزندتان را ترغیب کنید که یک چیزی را برای آنها درست کند.

صبور باشید

3. صبور باشید.

در زمانیکه می خواهید خانواده تان را برای پذیرفتن بچه تان متقاعد کنید، باید صبور باشید. زمان بدهید تا رابطه شما بهتر شود و خانواده گسترده تان به موقعیت خانوادگی شما عادت کند.

تغییر دادن ذهنیت آنها و به دست آوردن رضایتشان در طول یک شب اتفاق نخواهد افتاد.

باید نسبت به زمان مناسب برای دست کشیدن از این تلاش مطلع باشید

4. باید نسبت به زمان مناسب برای دست کشیدن از این تلاش مطلع باشید.

برخی از اعضای خانواده تان در نهایت بچه تان را خواهند پذیرفت. شاید سایر افراد هیچ وقت بچه تان را نپذیرند. باید اولویت اصلی شما عبارت از محافظت از بچه تان باشد.

در صورتی که بعد از تلاش های مکرر شما اعضای خانواده تان بچه تان را قبول نکنند، باید تلاش خودتان را متوقف کنید. باید از خودتان و بچه تان محافظت کنید.

به خصوص در صورتی که اعضای خانواده تان برای خانواده شما مضر باشند، باید از تلاشتان دست بردارید.

برای مثال ممکن است که آنها به بچه تان تهمت بزنند یا یک اسمی بر روی بچه تان بگذارند؛

این مورد اصلا قابل قبول نخواهد بود. نسبت به تلاش هایی که کرده اید، افتخار کنید و برای راحتی خودتان سعی کنید که فقط با دوستان حمایت کننده در ارتباط باشید.

نویسنده: Klare Hesto, LICSW

به روز رسانی شده: 30 سپتامبر 2019 , ترجمه : کانون مشاوران ایران

کمک کردن به فرزندتان برای انطباق پیدا کردن با یک خانواده ناتنی (یا ناخوانده)

معرفی کردن فرزندتان به یک ناپدری یا نامادری یا حتی نابرادری یا ناخواهری می تواند یک چالش سختی باشد، به خصوص در شرایطی که فرزندتان در برابر این تغییر مقاومت کند.

بنابراین باید در این شرایط با دقت عمل کنید و سعی کنید که شرایط را از دیدگاه فرزندتان هم در نظر بگیرید.

در طول زمان، فرزندتان با شرایط جدید خانوادگی انطباق خواهد یافت و باید امیدوار باشید که افراد جدید را دوست داشته باشد.

بخش یک – در مورد برنامه خودتان برای ازدواج مجدد با فرزندتان صحبت کنید

در مورد اتفاقاتی که در حال افتادن هستند، با فرزندانتان صادق باشید

 1. در مورد اتفاقاتی که در حال افتادن هستند، با فرزندانتان صادق باشید.

هیچ چیزی نمی تواند مانع از رفع مشکلات بالقوه در اثر گذشت زمان شود.

به همین دلیل بهتر است از همان ابتدا با فرزندان خودتان صادق باشید و آنها را از هر نوع تغییر بالقوه محتمل در ساختار خانواده مطلع کنید.

هر چقدر که فرزندانتان اطلاعات بیشتری داشته باشند، آمادگی بهتری برای مقابله با شرایط پیش آمده خواهند داشت.

ایده مربوط به داشتن خویشاوندان جدید را با فرزندانتان در میان بگذارید.

در این صورت خواهید توانست یک معیاری از واکنش و احساس آنها در قبال داشتن یک ناپدری، نامادری، نابرادری یا ناخواهری در زمان های بعدی داشته باشید.

یک بحث آزادی با بچه خودتان داشته باشید. سعی کنید که یک ارتباط باز و منظمی با او ایجاد کنید. این کارتان باعث خواهد شد که آنها در مورد نگرانی ها یا شرایطی که ممکن است داشته باشند، به صورت صریح با شما صحبت کنند.

در زمانیکه می خواهید برنامه های خودتان را به اطلاع فرزندتان برسانید

2. در زمانیکه می خواهید برنامه های خودتان را به اطلاع فرزندتان برسانید، یک سری موارد خاصی را در نظر داشته باشید.

معمولا هیچ نوع زمان ایده آلی برای صحبت کردن در مورد برنامه تان در رابطه با ازدواج مجدد وجود نخواهد داشت.

شما باید این کار را تا حد ممکن به صورت تدریجی و با ملایمت و در زمانی که احساس می کنید مناسب است، انجام دهید. یک سری از نکاتی که باید در نظر داشته باشید عبارتند از:

  • اعلان آن به صورت غافلگیرانه مناسب نمی باشد. شما باید این موضوع را به صورت آرام و به تدریج به فرزند خودتان اطلاع دهید تا بتوانید زمان مناسبی را برای صحبت کردن با هم و گوش دادن به نظرات یکدیگر داشته باشید.
  • قبل از نامزد شدن با همسرتان، بچه های شما باید او را ببینند. در صورتیکه بچه های شما قبلا همسر جدیدتان را دیده باشند، راحت تر خواهند توانست که شرایط جدید را درک کنند.
  • یک مکالمه رو در رو با بچه تان یا اختصاص دادن کل روزتان به او می تواند بهترین روش برای گفتن برنامه هایتان باشد. شما می توانید آنها را برای شام خوردن به بیرون ببرید یا کل روز را در بیرون از شهر بگذرانید؛ این کار باعث خواهد شد که یک زمان مناسبی در کنار فرزندتان قرار داشته باشید و بتوانید موقعیت پیش آمده را به آنها توضیح دهید.
یک زمانی را برای باهم بودن بچه های بیولوژیکی خودتان و بچه های ناتنی خودتان در نظر داشته باشید

3. یک زمانی را برای باهم بودن بچه های بیولوژیکی خودتان و بچه های ناتنی خودتان در نظر داشته باشید.

اجازه بدهید که بچه هایتان به ناپدری یا نامادری و نابرادری ها و ناخواهری های خودشان سر بزنند.

این کار یک بخش مهمی از فرآیند آشنا کردن آنها با یکدیگر می باشد.

ترکیب کردن دو خانواده با یکدیگر یک وظیفه آسانی نیست. یکی از کارهای مهمی که باید انجام دهید عبارت از مشخص کردن یک زمان مناسب برای معرفی کردن بچه هایتان به اعضای آینده خانواده تان است.

هر چقدر که بچه های خودتان را زودتر از برنامه خودتان برای ازدواج مجدد مطلع کنید (یا در صورت امکان، قبل از ازدواج با همسر جدیدتان این کار را انجام دهید)، می توانید زودتر آنها را با یکدیگر آشنا کنید.

باید این نکته را در نظر داشته باشید که ملاقات اولیه تاثیر زیادی در ذهنیت هر دو طرف خواهد داشت، بنابراین باید یک زمانبندی مناسبی را برای طرفین در نظر بگیرید.

یک مکان جالبی را برای ملاقات آنها انتخاب کنید و آنها را با یکدیگر آشنا کنید. می توانید آنها را به یک پارک موزه محبوبشان ببرید تا بتوانند یک ارتباط مناسبی را با یکدیگر برقرار کنند.

اجازه بدهید که همسر آینده تان برای یک مدت زمانی با بچه هایتان تنها باشد. اجازه بدهید که آنها با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و از شخصیت های یکدیگر مطلع شوند.

در نهایت بچه هایتان خواهند توانست که یک سری زمینه ها و علایق مشترکی را با ناپدری یا نامادری آینده شان پیدا کنند.

بخش دو – به فرزند خودتان زمان بدهید تا بتواند با شرایط جدید تطابق پیدا کند

یک زمانی را برای باهم بودن بچه های بیولوژیکی خودتان و بچه های ناتنی خودتان در نظر داشته باشید

1. خودتان را برای مقابله با مشکلاتی که پیش خواهد آمد، آماده کنید.

زمانیکه یک سری افراد جدیدی وارد زندگی شما و فرزندتان شوند، باید به آنها زمان بدهید تا بتوانند با شرایط جدید انطباق پیدا کنند.

یک سری از مشکلات رایجی که ممکن است کودکان در این شرایط جدید تجربه کنند، عبارت خواهند بود از:

  • احساس منزوی شدن یا تنها گذاشته شدن.
  • احساس این مورد که یک فرد دیگری جایش را گرفته است.
  • احساس محدود شدن و دریافت کردن اولتیماتوم.
  • بی اعتمادی یا بی احترامی نسبت به اعضای جدید خانواده.
  • احساس تحت فشار قرار گرفتن برای پذیرفتن تغییرات، قبل از آنکه خودشان آمادگی لازم را داشته باشند.
برای شنیدن نگرانی ها و دغدغه های بچه هایتان، در دسترس آنها قرار داشته باشید

2. برای شنیدن نگرانی ها و دغدغه های بچه هایتان، در دسترس آنها قرار داشته باشید.

ترکیب شدن یک خانواده یک مور عاطفی برای بچه ها می باشد.

برای یک لحظه خودتان را به جای فرزندانتان تصور کنید – آیا آنها سوگوار سرپرست فوت شده شان هستند یا به دلیل طلاقی که گرفته اید، او را از دست داده اند و ناراحت هستند؟

به ترس ها و نگرانی های هر یک از بچه های خودتان گوش کنید و در برنامه ایجاد خانواده جدید، احساسات و عواطف آنها را به عنوان موارد اصلی مد نظر داشته باشید.

این انتظار را از بچه تان نداشته باشید که بلافاصله خودش را با شرایط جدید تطبیق دهد یا تغییر ایجاد شده را بپذیرد و او را مجبور نکنید که زندگی جدیدش را دوست داشته باشد؛

بلکه باید به او اجازه دهید که خودش با شرایط جدید تطابق پیدا کند و در یک وضعیت عاطفی بهتری قرار بگیرد.

این مورد را بپذیرید که بچه شما با یک تغییر قابل توجهی مواجه شده است و ممکن است واکنش متفاوتی داشته باشد

– این موضوع را بپذیرید و به صورت آرام او را متقاعد کنید که خانواده ناتنی جدید را بپذیرد و با آنها ارتباط برقرار کند.

بچه های خودتان را مجبور نکنید که یک رابطه صمیمی با خانواده ناتنی شان داشته باشند

3. بچه های خودتان را مجبور نکنید که یک رابطه صمیمی با خانواده ناتنی شان داشته باشند.

به هر یک از بچه های خودتان (بچه های بیولوژیکی و ناتنی) زمان کافی بدهید تا بتوانند با شخصیت های طرف مقابلشان انطباق پیدا کنند.

هر شخصی روش متفاوتی برای مقابله با تغییرات صورت گرفته در زندگیش دارد، بنابراین باید آنها را تنها بگذارید و اجازه دهید که موقعیت را درک کنند.

به احساسات آنها احترام بگذارید و به آنها نشان دهید که همچنان برای شما مهم هستند، دوستشان دارید و از آنها قدردان هستید.

پذیرفتن تغییرات باید به صورت تدریجی صورت بگیرد. آنها را مجبور نکنید یا از آنها انتظار نداشته باشید که سریعا تغییرات ایجاد شده را بپذیرند. این کار فقط منجر به ایجاد مشکلاتی در روابطتان خواهد شد.

زمان مناسبی را به فرزندان بیولوژیکی خودتان اختصاص دهید تا روابط شما را بپذیرد

4. زمان مناسبی را به فرزندان بیولوژیکی خودتان اختصاص دهید تا روابط شما را بپذیرد.

یک ترس رایجی که کودکان در حین ملحق شدن به یک خانواده ناتنی دارند، این مورد می باشد که والدین بیولوژیکی شان فرزندان ناتنی جدید را بیشتر از خودشان دوست خواهند داشت.

برای نگهداشتن رابطه قوی خودتان با فرزندان بیولوژیکی تان وقت مناسبی بگذارید و یک سری کارهایی را با هم انجام دهید.

از طریق گوش دادن به حرف آنها یا از طریق انجام دادن یک سری کارهای خاصی که دوست دارند، منجر به ایجاد احساس خاص بودن و دوست داشته شدن در آنها شوید.

در صورتیکه بچه شما هنر دوست داشته باشد، سعی کنید که به همراه هم به کلاس هنر بروید یا در صورتیکه بچه تان بازی های ویدئویی دوست داشته باشید، با هم مشغول این بازی شوید. شاید احساس کنید که باید یک رابطه قوی با بچه های ناتنی تان داشته باشید، ولی نباید روابط خودتان با بچه های قبلی تان را فراموش کنید.

صبور باشید

5. صبور باشید.

خانواده ناتنی نمی تواند فقط در طول یک شب به یک شکل مناسبی دست پیدا کند. در طول فرآیند تعدیل، هر شخصی با یک سری فراز و نشیب هایی مواجه خواهد شد.

باید صبور بودن را تمرین کنید و سعی کنید که با استفاده از روش های مناسب یک فضای خوبی را در خانواده تان ایجاد کنید.

فرزندان خودتان را مجبور نکنید که بهترین دوستان اعضای خانواده ناتنی جدید باشند، ولی همه آنها را تشویق کنید که به یکدیگر احترام بگذارند و به صورت تیمی با هم همکاری کنند.

هیچ خانواده ای کامل نیست و در صورتیکه بخواهید به صورت اجباری این تفکر را در اعضای خانواده تان ایجاد کنید که خانواده فوق العاده و شادی دارید، باعث خواهید شد که بچه هایتان از شما متنفر شود.

اجازه بدهید که همه چیز به صورت آرام پیش برود؛ همچنین باید یک سری روش های مناسبی را برای ایجاد ارتباط مابین اعضای خانواده جدید پیدا کنید.

سعی کنید که یک سری علایق مشترکی پیدا کنید

6. سعی کنید که یک سری علایق مشترکی پیدا کنید.

همه افراد را به برقراری ارتباط در درون خانواده ناتنی تشویق کنید، ولی قبل از آنکه بچه ها آمادگی لازم را نداشته باشند، آنها را به هیچ کاری مجبور نکنید.

سعی کنید که یک سری مشابهت هایی مابین اعضای خانواده پیدا کنید و آنها را تشویق کنید که این علایق مشترک را با یکدیگر بررسی کنند.

برای مثال، در صورتیکه شما یک دختر بیولوژیکی و یک دختر ناتنی داشته باشید که هر دوشان فوتبال را دوست دارند، کل خانواده ناتنی را به یک مسابقه فوتبال ببرید تا دختران از آن لذت ببرند و بتوانند روابط مابین خودشان را تقویت کنند.

نابرادری ها و ناخواهری های جدید به صورت طبیعی یک نوع احساس رقابتی را مابینشان احساس خواهند کرد، بنابراین نباید آنها را مجبور کنید که بلافاصله با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

به صورت منحصر به فرد، به هر یک از بچه ها توجه کنید و تشابهات مابین بچه ها و فرصت های دوستی موجود را مشخص کنید.

اجازه بدهید که هر یک از بچه های بیولوژیکی شما به صورت رو در رو با همسر جدیدتان صحبت کنند

7. اجازه بدهید که هر یک از بچه های بیولوژیکی شما به صورت رو در رو با همسر جدیدتان صحبت کنند.

به هر یک از بچه های خودتان اجازه دهید تا به صورت تنها با همسرتان صحبت کنند.

برخی از بچه ها به سختی می توانند والدین جدید را بپذیرند و نمی توانند شرایط پیش آمده را به صورت مناسبی مدیریت کنند.

شاید سایر فرزندان نگران این موضوع باشند که در نتیجه رابطه برقرار کردن با نامادری یا ناپدری جدید، در واقع به پدر یا مادر اصلیشان خیانت خواهند کرد.

اجازه دهید که روابط مابین بچه هایتان و ناپدری یا نامادریشان به صورت تدریجی شکل بگیرد، ولی آنها را تشویق کنید که در هر زمانیکه تمایل داشته باشند، با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و کنار هم باشند.

در صورتیکه فرزندتان در شرایط جدید راحت باشد، او را تشویق کنید که همراه با نامادری یا ناپدری جدیدش به بیرون برود یا به همراه او یک کاری انجام دهد.

این کار می تواند یک مورد ساده ای همانند رفتن به یک پارک یا خوردن یک بستنی باشد، ولی می تواند منجر به رشد رابطه جدید شود و باعث شود که هر دو طرف روابط راحت و مناسبی با یکدیگر برقرار کنند.

در صورت امکان، عکس پدر یا مادر بیولوژیکی فرزندانتان را همچنان نگه دارید

8. در صورت امکان، عکس پدر یا مادر بیولوژیکی فرزندانتان را همچنان نگه دارید.

در صورتیکه بچه ها با هر دو والدین بیولوژیکی شان ارتباط داشته باشند، راحت تر خواهند توانست که شرایط جدید را بپذیرند.

این مورد همواره امکان پذیر نمی باشد، ولی هر وقت که فرصت مناسبی پیش بیاید، یک ترتیبی بدهید که بچه تان با هر دو سرپرست خودش در ارتباط باشد.

اجازه دهید که سرپرست دیگر فرزندتان در اتفاقات مهم، همانند تک نوازی و فارغ التحصیلی فرزندش حضور داشته باشد و همچنین به صورت منظم با فرزندش ملاقات داشته  باشد و در برخی مواقع بتواند بچه تان را در پیش خودش نگه دارد.

بچه خودتان را مطمئن کنید که ناپدری یا نامادری جدیدش نمی خواهد جای پدر یا مادر قبلیش را بگیرد، ولی می تواند به عنوان یک فرد دیگری او را دوست داشته باشد.

در صورتیکه در مورد بچه، مسئولیت مشترکی با یک سرپرست دیگری داشته باشید، سعی کنید که اطلاعات مربوط به کودک را به صورت منظمی در یک جا ثبت کنید و آن را به روز کنید تا هر دو طرف اطلاعات یکسان و کاملی در مورد بچه داشته باشند.

بخش سه – ایجاد یک خانواده دارای روابط محکم با یکدیگر

جلسات خانوادگی منظمی داشته باشید

1. جلسات خانوادگی منظمی داشته باشید.

به صحبت های هر یک از اعضای خانواده گوش دهید و این اطمینان را به بچه ها بدهید که حرف هایشان برای شما اهمیت زیادی دارد.

داشتن جلسات خانوادگی منظم باعث می شود که یک محیط مناسبی برای بحث کردن در مورد پیشرفت و مشکلات ایجاد شود و بتوانید به عنوان یک تیم در حل مشکلات همکاری کنید.

این اطمینان را ایجاد کنید که احساسات و نظرات همه بچه ها شنیده می شوند تا این احساس ایجاد نشود که به یک فردی بیش از حد توجه می شود و فرد دیگری نادیده گرفته می شود؛

این شرایط به راحتی می توانند در خانواده ترکیب شده صورت بگیرند.

بچه ها را به داشتن یک ارتباط باز و آزاد تشویق کنید و سعی کنید یک محیط حمایتی ایجاد کنید که در آن هر یک از بچه های بتوانند احساسات خودشان را بیان کنند.

به همراه یکدیگر، یک سری قوانینی برای کل خانواده مشخص کنید

2. به همراه یکدیگر، یک سری قوانینی برای کل خانواده مشخص کنید.

به عنوان یک خانواده، یک لیست از قواعد خانواده را تهیه کنید و آن را در یک مکان مناسبی قرار دهید.

صحبت کردن در مورد قوانین به عنوان یک خانواده جدید باعث می شود که نظر همه افراد در مورد قوانین شنیده شود و همه آنها متعهد به رعایت کردن آن باشند.

کودکانی که پس زمینه های متفاوتی دارند و در محیط های متفاوتی رشد کرده اند، دیدگاه متفاوتی نسبت به قوانین خواهد داشت؛ بنابراین سعی کنید یک موقعیت میانی ایجاد کنید که همه طرفین در مورد آن توافق داشته باشند.

ایجاد نقش برای هر یک از والدین

3. ایجاد نقش برای هر یک از والدین.

یک محیط ایمنی برای خانواده جدیدتان ایجاد کنید و برای ناپدری و نامادری یک نقشی مشخص کنید. باید مطلع باشید که ممکن است واکنش فرزند ناتنی شما در مورد دستورالعمل ها و مقررات، نسبت به واکنش فرزند بیولوژیکتان متفاوت باشد.

در ابتدا بهتر است که به عنوان نظم دهنده اصلی بر روی بچه هایتان کنترل داشته باشید و نگذارید که یک حالت خصومت مابین آنها ایجاد شود.

بهتر است که ناپدری یا نامادری، حداقل در ابتدا نقش یک دوست یا مشاور را داشته باشد، تا بتواند یک رابطه قوی با بچه شما داشته باشد.

زمان های مناسبی را برای جمع شدن کل خانواده در نظر بگیرید

4. زمان های مناسبی را برای جمع شدن کل خانواده در نظر بگیرید.

از طریق وضع کردن یک سری کارهای روتین، یک رابطه مناسبی را مابین اعضای مختلف خانواده ایجاد کنید. یک سری از فعالیت های سرگرم کننده ای که می توانند منجر به ایجاد رابطه مابین افراد مختلف خانواده شوند، عبارتند از:

  • داشتن یک شب فیلم در جمعه به همراه کل خانواده
  • با هم صبحانه خوردن در آخر هفته ها
  • داشتن یک شام خانوادگی به همراه هم
  • با هم رفتن به هاکی یا دوچرخه سواری به صورت ماهانه
  • با هم رفتن به تعطیلات تابستانی به صورت سالیانه
ایجاد رسومات جدید به همراه یکدیگر

5. ایجاد رسومات جدید به همراه یکدیگر.

یک سری فرصت هایی برای تمامی اعضای خانواده ترکیب شده ایجاد کنید تا به صورت فعال با هم مشارکت کنند و در نتیجه آن همه بچه ها احساس خوشایند و احساس پذیرفته شدن داشته باشند.

اکثر خانواده های ترکیب شده جدید با هم به تعطیلات می روند تا زندگی جدید خودشان را جشن بگیرند. این مورد می تواند برای برخی از خانواده ها مفید باشد.

ولی عامل کلیدی و مهم برای دستیابی به این هدف عبارت از ایجاد یک سری موارد روتین و مراسمات در زندگی روزمره می باشد، نه اینکه فقط در تعطیلات چنین مراسمات یا کارهای روتینی وجود داشته باشند.

یک رسم یا فعالیتی را انتخاب کنید که برای خانواده شما مناسب باشد؛ مواردی همانند بازی هفتگی یا شب های ورزشی، خوردن غذای خاص در هر هفته یا یک سفر ماهیانه به باغ وحش و دنبال کردن آنها.

همچنین مشارکت دادن بچه ها در حین تصمیم گیری در مورد فعالیت به او کمک خواهد کرد تا خودش را به خوبی با این تغییر جدید انطباق دهد.

فعالیت های خانوادگی منظم باعث می شوند که بچه های شما یک برنامه ای برای آینده داشته باشند و خودشان را به عنوان یک بخشی از یک مورد بزرگتر در نظر بگیرند.

همچنین این کار منجر به ایجاد یک محیط جالبی برای کل اعضای خانواده می شود تا بتوانند به صورت اتفاقی با هم ارتباط برقرار کنند.

سعی کنید که بچه های بیولوژیکی خودتان را هم در مراسمات شرکت دهید

6. سعی کنید که بچه های بیولوژیکی خودتان را هم در مراسمات شرکت دهید.

در شرایط جدیدی که یک خانواده جدیدی دارید، نباید نسبت به تعطیلات مذهبی و مراسمات خاصی که قبلا با بچه های بیولوژیک خودتان داشته اید، بی توجه باشید؛

سعی کنید که بچه تان در مراسمات برگزار شده در خانواده جدید، در کنارتان حضور داشته باشد و نباید نسبت به حضور او بی تفاوت باشید.

کودکان پایداری و همسانی را دوست دارند و در صورتیکه یکی از رسومات مربوط به زندگی گذشته همچنان وجود داشته باشد، نه تنها راحتی و رفاه گذشته به آنها یادآوری خواهد شد، بلکه همچنین رابطه مابین شما و بچه تان هم قوی تر خواهد شد.

در صورتیکه شما و بچه تان همواره در کریسمس یا سایر عیدها، به همراه هم کلوچه های شیرین پخته شده می خوردید، حتی بعد از محلق شدن به خانواده ناتنی هم سعی کنید که این رسم و عادت را حفظ کنید.

توصیه:

  • انطباق پیدا کردن با یک خانواده ناتنی برای هر فردی سخت است. باید این کار را به صورت تدریجی انجام دهید و به حرف های بچه هایتان گوش دهید تا به آرامی بتوانند خودشان را با تغییر جدید انطباق بدهند. شما و بچه تان با در اختیار داشتن زمان مناسب و یک مقدار عشق، می توانید از زندگی که با خانواده ترکیب شده جدیدتان دارید، لذت ببرید.

به روز رسانی شده در: 29 مارچ 2019 , ترجمه : کانون مشاوران ایران

ترغیب کردن فرزندان بزرگسالتان برای پذیرفتن همسر جدیدتان

ازدواج باید همراه با برگزاری جشن و خوشحالی باشد. با این وجود، در صورتیکه فرزندان بزگسال شما همسر جدیدتان را نپذیرند، چنین اتفاقی برای شما صورت نخواهد گرفت.

درک و پذیرفتن یک فرد جدید برای هر فردی سخت می باشد – حتی برای فرزندان بزرگسال. عدم رضایت بچه های شما می تواند خوشحالی شما را به یک مورد استرس زا و ویرانگری تبدیل کند.

باید از طریق صحبت کردن، تمرکز بر روی نقاط مثبت موقعیت جدید و آرام کردن اضطراب های فرزندان بزرگسالتان، آنها را به پذیرفتن همسر جدیدتان ترغیب کنید.

روش یک – صحبت کردن با فرزنداتان در مورد همسر جدیدتان

آنها را مطمئن کنید که همچنان دوستشان دارید

1. آنها را مطمئن کنید که همچنان دوستشان دارید.

بچه ها، حتی بچه هایی که بزرگ شده اند، ممکن است همسر جدیدتان را به عنوان یک تهدیدی برای خودشان در نظر بگیرند.

آنها احساس خواهند کرد که به دلیل وارد شدن شخص جدید در زندگیتان، علاقه کمتری به فرزندانتان خواهید داشت.

آنها را مطمئن کنید که صرف نظر از هر اتفاق جدیدی که بیافتد، آنها را همچنان دوست خواهید داشت.

برای مثال، می توانید به آنها بگویید “در مورد کم شدن عشق و علاقه من نسبت به خودتان اصلا نگران نباشید؛

به خصوص ازدواج با یک فرد دیگر باعث نخواهد شد که ذره ای از عشق و علاقه من به شما کم شود. هر اتفاقی که بیافتد، شما همچنان بچه های من خواهید بود و همیشه شما را دوست خواهم داشت.” شاید نیاز باشد که بیش از یک بار این حرف را تکرار کنید، ولی در نهایت کودکتان منظور شما را درک خواهد کرد.

توضیح بدهید که رابطه تان هیچ نوع آسیبی نخواهد دید

2. توضیح بدهید که رابطه تان هیچ نوع آسیبی نخواهد دید.

ممکن است بچه های شما بر این عقیده باشند که یک ناپدری یا نامادری جدید در خانواده، منجر به از بین رفتن صمیمیت و روابط نزدیک قبلی خواهد شد.

در واقع، آنها احساس خواهند کرد که یک فرد دیگری جایشان را خواهد گرفت. آنها را مطمئن کنید که همسر جدیدتان فقط به خانواده تان اضافه خواهد شد و جای هیچ کسی را نخواهد گرفت.

از طریق ادامه دادن کارهای روتین خودتان، به فرزندانتان نشان دهید که روابط شما پایدار و ثابت است. در صورتیکه بعد از ازدواج یک مورد خاصی در رابطه تان با فرزندانتان تغییر کند، فرزندانتان این احساس را خواهند داشت که شما به آنها اولویت قائل نیستید.

به فرزندانتان بگویید که فرزندان ناخوانده تان جای آنها را نخواهد گرفت

3. به فرزندانتان بگویید که فرزندان ناخوانده تان جای آنها را نخواهد گرفت.

هر فردی دارای ناایمنی است، حتی فرزندان بزرگسال. شاید فرزندان شما نگران این موضوع باشند که فرزندان همسر جدیدتان نقش قابل توجهی در خانه پیدا کنند و جای آنها را بگیرند. آنها را مطمئن کنید که این اتفاق هیچ وقت صورت نخواهد گرفت.

به فرزندان ناخوانده و فرزندان اصلی تان کمک کنید تا روابط نزدیکتری با هم داشته باشند. آنها را با خودتان به بیرون ببرید، از همه آنها بخواهید که به خانه شما بیایند و آنها را تشویق کنید که کنار هم باشند.

در صورتیکه مشخص شود آنها همدیگر را دوست ندارند و نمی خواهند که هیچ رابطه ای با هم داشته باشند، آنها را به برقراری رابطه با هم مجبور نکنید.

این نکته را به یاد داشته باشید که همه این کارها زمان بر می باشند، ولی از طریق شروع کردن اولین رابطه می توانید شرایط را برای برقراری روابط محتمل در آینده مساعد کنید.

در مورد احساسی که دارید با آنها صحبت کنید

4. در مورد احساسی که دارید با آنها صحبت کنید.

هر چند که شما سرپرست هستید، ولی همچنان این حق را دارید که خوشحال باشید، حتی در صورتیکه فرزندانتان با آن مخالف باشند.

آنها را مطلع کنید که رفتارشان شما را ناراحت می کند. شاید آنها در مورد تاثیر رفتارشان بر روی شما بی اطلاع باشند.

برای مثال می توانید به آنها بگویید که “من مطلع هستم که علاقه زیادی به همسر جدیدم ندارید. با این وجود رفتار شما نسبت به همسرم نه تنها یک نوع بی احترامی نسبت به او است، بلکه همچنین یک نوع بی احترامی نسبت به من هم می باشد.

شما مجبور نیستید که او را دوست داشته باشید، ولی از شما می خواهم نسبت به مودب باشید و احترام آمیز رفتار کنید.”

درخواست کردن از بچه های خودتان برای خوش آمد گویی به همسرتان یک درخواست قابل توجهی و فراتر از حد انتظار نیست و شما نباید احساس بدی نسبت به این کار داشته باشید.

در حقیقت صحبت نکردن همسر جدیدتان با فرزندانتان می تواند منجر به ایجاد اختلاف مابین آنها شود.

روش دو – تمرکز کردن بر روی موارد مثبت

خوشحالی خودتان را به بچه هایتان یادآوری کنید

1. خوشحالی خودتان را به بچه هایتان یادآوری کنید.

می توانید به بچه هایتان بگویید که همسر جدیدتان منجر به خوشحالی شما می شود. صرفا این مورد باید منجر به خوشحالی فرزندانتان شود.

صورتیکه فرزندانتان نسبت به دلیل خوشحال بودن شما مطلع نباشند، در این مورد به آنها یک سری توضیحاتی بدهید. به آنها یادآوری کنید که باید به خاطر شما خوشحال باشند و منجر به ایجاد استرس در زندگی شما نشوند.

برای مثال می توانید بگویید “همسر جدیدم منجر به خوشحالیم می شود و امیدوارم که این مورد برای شما هم خوشایند باشد.

ناراحتی شما منجر به ایجاد استرس و ناراحتی در زندگیم می شود. تا زمانیکه شما ناراحت هستید، نمی توانم کاملا خوشحال باشم، بنابراین امیدوارم که شما هم خوشحال باشید.”

به فرزندانتان بگویید که همسرتان از شما مراقبت می کند

2. به فرزندانتان بگویید که همسرتان از شما مراقبت می کند.

افراد مسنی که تنها هستند، در اغلب مواقع برای مراقبت شدن در طول سال های پایانی عمرشان، به خویشاوندتان خودشان، همانند بچه هایشان، وابستگی پیدا می کنند.

این شرایط برای اغلب فرزندان بزرگسال یک شرایط سختی را ایجاد می کند، چرا که آنها خانواده خودشان را دارند که نگران آن هستند. در صورتیکه یک همسری داشته باشید که از شما مراقبت کند، مسولیت فرزندان خودتان را کاهش خواهید داد.

همچنین به فرزندانتان بگویید که لازم نیست همانند گذشته نگرانتان باشند، چرا که تنها نیستید. شما یک فردی در کنارتان دارید که از شما مراقبت می کند و در صورتیکه بیمار باشید یا آسیب دیده باشید، به شما کمک خواهد کرد.

به آنها بگویید که ازدواج کردن شما به معنای مسولیت کمتر برای آنها می باشد

3. به آنها بگویید که ازدواج کردن شما به معنای مسولیت کمتر برای آنها می باشد.

زمانیکه تنها باشید، برای انجام دادن یک سری کارهای خاص به فرزندانتان وابستگی خواهید داشت.

شاید از فرزندانتان بخواهید که شما را برای خرید وسایل مورد نیازتان به فروشگاه ببرند یا زمانیکه بخواهید در مورد مالیات با آنها مشورت کنید، مجبور باشید به آنها زنگ بزنید.

تا زمانیکه در کنار فردی باشید که با او ازدواج کرده اید، احتمالا هیچ نیازی به کمک سایر افراد نخواهید داشت. این شرایط می تواند فشار موجود بر روی بچه هایتان را کمتر کند.

روش سه – آرام کردن اضطراب بچه هایتان

. آنها را مطمئن کنید که نسبت به کاری که می خواهید انجام دهید، اطلاع کاملی دارید

1. آنها را مطمئن کنید که نسبت به کاری که می خواهید انجام دهید، اطلاع کاملی دارید.

شاید بچه های شما بر این باور باشند که همسر جدیدتان از شما سوء استفاده خواهد کرد یا یک فرد نامناسبی برای شما است.

با این وجود، شما یک فرد بالغی هستید و خودتان می توانید تصمیم گیری کنید. به آنها اطلاع دهید که نگرانیشان را درک می کنید، ولی انتخاب درستی در مورد خودتان داشته اید.

برای مثال می توانید بگویید “من مطلع هستم که به من اهمیت می دهید و نگرانید که تصیمیم اشتباهی بگیرم.

با این وجود من می توانم از خودم مراقبت کنم و به تصمیم خودم اعتماد دارم.” امیدوار باشید که حرف های شما بر روی آنها تاثیرگذار باشد و همسر جدید شما را بپذیرند.پ

در مورد سوگوار بودن فرزندانتان در رابطه با سرپرست فوت شده حساس باشید

2. در مورد سوگوار بودن فرزندانتان در رابطه با سرپرست فوت شده حساس باشید.

است شما بتوانید این شرایط را پشت سر بگذارید و یک زن یا شوهر جدیدی داشته باشید، ولی ممکن است فرزندانتان نتوانند یک مادر یا پدر جدیدی را قبول کنند.

در زمانیکه می خواهید همسر جدیدتان را وارد خانواده کنید، باید این مورد را در نظر داشته باشید. به نحوی برخورد نکنید که انگار همسر فوت شده تان هیچ وقت وجود نداشته است.

باید از طریق انجام دادن رسوم خانوادگی از همسر فوت شده تان تجلیل کنید و خاطرات مشترکی که با هم داشته اید را بیان کنید.

در زمانیکه یک همسری فوت می کند، فرزندان نگران این موضع خواهند بود که یک همسر جدید سعی خواهد کرد تا جای سرپرست فوت شده شان را بگیرد.

فرزندانتان را مطمئن کنید که شما و همسر جدیدتان به سرپرستی که فوت کرده است، افتخار خواهید کرد و یاد او را گرامی خواهید داشت.

به فرزندانتان بگویید که از آنها انتظار ندارید که همسر جدیدتان را به اندازه همسر قبلی تان دوست داشته باشند.

در صورتیکه این رابطه جدید بلافاصله بعد از فوت شدن همسرتان شکل بگیرد، باید با احتیاط کامل عمل کنید.

در صورتیکه زمان زیادی از فوت همسرتان گذشته باشد، می توانید از فرزندانتان انتظار بیشتری در مورد درک شرایط خودتان داشته باشید.

نحوه مدیریت شرایط بعد از طلاق را مشخص کنید

3. نحوه مدیریت شرایط بعد از طلاق را مشخص کنید.

در صورتیکه شما و همسر قبلی تان از هم طلاق بگیرید، عکس هایش همچنان در خانه شما وجود خواهند داشت. این بدان معنا است که شما باید به روابط اجتماعی خودتان با همسر قبلیتان و همچنین همسر جدیدتان ادامه دهید.

سعی نکنید که همسر جدیدتان را به عنوان والدین بچه هایتان در نظر بگیرید. به نقش همسر قبلی تان بعد از طلاق احترام بگذارید و همچنان او را به عنوان سرپرست فرزندانتان در نظر بگیرید.

می توانید به بچه هایتان بگویید که “همسر جدید من تلاش نمی کند که نقش سرپرست شما را داشته باشد.

بلکه سعی می کنید که به یک روش متفاوتی بخشی از زندگی شما باشد. ما به رابطه شما با پدرتان احترام می گذاریم. ما نمی خواهیم که در رابطه مابین شما دخالت کنم.”

در مورد وضعیت مالی خودتان صحبت کنید

4. در مورد وضعیت مالی خودتان صحبت کنید.

هر چند که این مورد می تواند به عنوان یک مورد خودپسندانه در نظر گرفته شود، ولی در صورتیکه با یک فرد جدیدی ازدواج کنید، ممکن است فرزندانتان نگران بحث های مربوط به ارث و میراثتان باشند.

ممکن است آنها نگران این موضوع باشند که همسر جدیدتان صاحب مواردی شود که فرزندانتان احساس می کنند به خودشان تعلق خواهد گرفت.

باید به آنها اطلاع دهید که دارایی هایتان همچنان به آنها تعلق خواهند داشت و می توانید این مورد را در وصیت نامه خودتان بنویسید.

همچنین در صورتیکه عقد نامه نکاح داشته باشید، می توانید این مورد را در عقد نامه خودتان یادآوری کنید.

این کار مانع از آن خواهد شد که در صورت طلاق دادن همسر جدیدتان، این فرد بتواند بخش قابل توجهی از دارایی تان را تصاحب شود. در رابطه با این موارد با بچه های خودتان صحبت کنید تا درک بهتری نسبت به موقعیت موجود داشته باشند.

یک زمانی را به تنها بودن با فرزندانتان اختصاص دهید

5. یک زمانی را به تنها بودن با فرزندانتان اختصاص دهید.

سعی کنید در برخی مواقع با فرزندانتان تنها باشید و همسر جدیدتان پیش شما نباشد.

یکی از عللی که در نپذیرفتن همسر جدیدتان توسط بچه هایتان نقش دارد، عبارت از این است که آنها فکر می کنند نخواهند توانست با شما تنها باشند؛ ولی الان آنها می تواند فقط با شما صحبت کنند و همسرتان در پیش شما قرار ندارد.

از طریق صحبت کردن به صورت تنها با بچه های خودتان و بدون حضور همسرتان، آنها این احساس را نخواهند داشت که به دلیل رابطه جدید شما، موقعیتشان در پیش شما تقلیل یافته است.

نویسنده: Klare Heston, LICSW

به روز رسانی شده در: 7 آوریل 2019 , ترجمه : کانون مشاوران ایران

زندگی کردن با نابرادری و ناخواهری جدید

خانواده های ناخوانده (دارای ناپدری، نامادری، نابرادری یا ناخواهری) هر سال بیشتر می شوند، ولی کودکان به راحتی نمی توانند خودشان را با شرایط زندگی در این خانواده های نوظهور تطبیق دهند.

در صورتیکه شما هم دارای چنین خانواده ای باشید، به عنوان یک بخشی از خانواده ترکیب شده طبیعی خواهد بود که یک سری اختلافاتی با نابرادری ها و ناخواهری های خودتان داشته باشید.

است که بتوانید اختلافات مابین خودتان و نابرادری ها و ناخواهری های خودتان را از بین ببرید یا اینکه به این نتیجه برسید که رابطه برقرار کردن با این افراد سخت می باشد.

ولی شما همچنان می توانید نحوه زندگی کردن با اعضای جدید خانواده را یاد بگیرید و حتی از بودن در کنار آنها لذت ببرید – فقط باید بر روی ایجاد روابط متمرکز شوید، برخی از فاصله های موجود را همچنان حفظ کنید و سعی کنید که به فرآیند “ترکیب شدن” خانواده کمک کنید.

بخش یک – مدیریت اختلافات  موجود با نابرادری ها و ناخواهری ها

قبل از رفتن به پیش نابرادری یا ناخواهریتان، خونسرد باشید

1. قبل از رفتن به پیش نابرادری یا ناخواهریتان، خونسرد باشید.

در صورتیکه به دلیل حرف ها یا کارهای نابرادری یا ناخواهریتان عصبی باشید، قبل از نزدیک شدن به این فرد حتما باید خونسردی خودتان را حفظ کنید.

در غیر اینصورت، ممکن است یک حرفی بگویید یا یک کاری انجام دهید که دوست ندارید؛ حتی ممکن است یک دعوای فیزیکی مابین شما و نابرادری یا ناخواهریتان صورت بگیرد.

به منظور دستیابی به آرامش می توانید از روش های ریلکسیشن استفاده کنید که برخی از آنها عبارتند از:

  • روش های تنفس عمیق
  • تصور کردن یک مکان آرام، همانند ساحل آفتابی یا جنگل با شکوه
  • انجام دادن برخی از حرکات آرامش بخش یوگا
به صورت مثبت و مستقیم در صدد رفع مشکلات موجود باشید

2. به صورت مثبت و مستقیم در صدد رفع مشکلات موجود باشید.

در صورتیکه به دلیل حرف ها یا کارهای نابرادری یا ناخواهریتان ناراحت شوید، باید این مشکل را با استفاده از یک روش مفیدی رفع کنید. برای مثال می توانید از ارتباط مستقیم و مثبت استفاده کنید.

یک سری کارهای ساده ای همانند مشخص کردن یک زمانی برای صحبت کردن و استفاده از جملاتی که با “من” شروع می شوند، می تواند به شما کمک کند تا رابطه مثبت تری با نابرادری یا ناخواهریتان داشته باشید.

از نابرادری یا ناخواهریتان بپرسید که چه زمانی برای صحبت کردن خوب است.

می توانید به این فرد بگویید که “سلام، من باید در مورد یک مسئله مهمی با شما صحبت کنم. آیا بعد از شام وقت دارید با هم صحبت کنیم؟”

در حین مطرح کردن نگرانی ها و دغدغه های خودتان از جمله هایی استفاده کنید که با “من” شروع می شوند. استفاده از این جملات به شما کمک خواهد کرد تا حرفهایتان بر روی نابرادری یا ناخواهریتان متمرکز نباشد و این فرد یک حالت دفاعی به خودش نگیرد.

برای مثال می توانید بگویید که “به دلیل حرفی که امروز در مدرسه به من گفتید، از دست شما ناراحت هستم. من شنیدم به یک فردی گفتید که من رنجش آور هستم و این موضوع منجر به ناراحتیم شده است.”

به نابرادری یا ناخواهری که شما را اذیت می کند، تهمت نزنید. فقط احساساتی که داشته اید را بیان کنید.

سعی کنید بر روی دیدگاه خودتان متمرکز باشید نه دیدگاه نابرادری یا ناخواهریتان.

به حرف های نابرادری یا ناخواهریتان گوش دهید

3. به حرف های نابرادری یا ناخواهریتان گوش دهید.

بعد از گفتن احساسات خودتان به نابرادری یا ناخواهریتان، نوبت شما خواهد بود که گوش دهید. از طریق خاموش کردن تلویزیون، بستن لپتاب و کنار گذاشتن موبایل خودتان مانع از ایجاد اختلال خاصی شوید.

به منظور اینکه نشان دهید به حرف طرف مقابلتان گوش می دهید، از زبان بدن استفاده کنید؛ برای مثال به صورت نابرادری یا ناخواهریتان نگاه کنید، ارتباط چشمی ایجاد کنید و به سمت او خم شوید.

همچنین شما از طریق تکان دادن سرتان و پرسیدن یک سری سوالات در صورت نفهمیدن منظور طرف مقابلتان، می توانید نشان دهید که به حرفهایش گوش می هید.

برای مثال، شما می توانید بگویید که “من احساس می کنم منظور شما این باشد که به دلیل حرفی که امروز صبح به شما زدم، از دست من ناراحت هستید، ولی کار شما منجر به ناراحتی من نشده است. آیا منظورتان را درست فهمیده ام؟”

مواردی که دوست دارید در آینده اتفاق بیافتند را بگویید

4. مواردی که دوست دارید در آینده اتفاق بیافتند را بگویید.

بعد از صحبت کردن در مورد حرف ها یا کارهای نابرادری یا ناخواهریتان که منجر به ناراحتی شما شده است، باید در مورد آینده هم صحبت کنید.

نابرادری یا ناخواهری شما نباید حرف های گذشته اش را تکرار کند. با این وجود، باید توضیح دهید که دوست دارید این فرد در موقعیت های مشابه در آینده، چه کارهایی انجام دهد.

برای مثال، می توانید از نابرادری یا ناخواهریتان تقاضا کنید تا در مورد شما با همکلاسیش صحبت نکند.

به جای اینکار، می توانید از این فرد بپرسید که آیا کارهای یا حرف های شما منجر به ناراحتیش شده است یا نه؛

در این صورت می توانید این کارها یا حرف های اذیت کننده تان را تکرار نکنید. می توانید بگویید که “در صورتیکه این مورد تکرار شود، لطفا به من هشدار بدهید.

من واقعا دوست دارم که با هم باشیم و فکر می کنم که این مورد برای هر دو ما خوب خواهد بود.”

از دعوای فیزیکی یا اسم گذاشتن بر روی یکدیگر اجتناب کنید

5. از دعوای فیزیکی یا اسم گذاشتن بر روی یکدیگر اجتناب کنید.

عصبانیت می تواند شرایط موجود را وخیم تر کند، ولی باید از داشتن دعوای فیزیکی با نابرادی یا ناخواهری یا اسم گذاشتن بر روی هم اجتناب کنید.

در غیر اینصورت شرایط موجود به مرور زمان وخیم تر خواهد شد. همچنین در زمانیکه افراد عصبانی هستند، دوست خواهند داشت که سایر افراد را هم عصبانی کنند.

به منظور رفع عصبانیت نابرادری یا ناخواهریتان، نباید روش برخورد شما مشابه با روش برخورد طرف مقابلتان باشد.

برای مثال، در صورتیکه برادر یا خواهرتان به سر شما داد بزند، باید صدای خودتان را پایین بیاورید و کاملا آرام صحبت کنید.

در صورتیکه نابرادری یا ناخواهریتان به شما نزدیک شود، چند قدم به عقب بردارید تا یک فاصله ای مابین شما وجود داشته باشد.

این کار به شما کمک خواهد کرد تا بر روی شرایط موجود کنترل داشته باشید و نابرادری یا ناخواهریتان را آرام کنید.

بخش دو – ایجاد روابط

بر روی خودتان تمرکز کنید

1. بر روی خودتان تمرکز کنید

در واقع اکثر مشکلاتی که مابین شما و نابرادری یا ناخواهریتان وجود دارند، به دلیل رقابت، هم چشمی و حسادت ایجاد می شوند.

در صورتیکه احساس کنید به نابرادری یا ناخواهریتان بیشتر توجه می شود یه به صورت متفاوتی با وی برخورد می شود، در این صورت شرایط سختی برای شما ایجاد خواهد شد.

بهترین کاری که می توانید انجام دهید عبارت از اجتناب کردن از چنین رقابت هایی می باشد.

این نکته را به یاد داشته باشید که ممکن است نابرادری یا ناخواهریتان در خانه قبلیش عادت کرده باشد که یک سری رفتارهای متفاوتی داشته باشد یا عادت کرده باشد که والدینش برخورد متفاوتی با وی داشته باشند.

شما قابل مقایسه و مشابه با یکدیگر نیستید.

در صورتی که والدین واقعی یا ناپدری یا نامادریتان یک مقدار مابین شما و نابرادری و ناخواهریتان تفاوت قائل شوند، ناراحت نشوید.

برای مثال ممکن است که شما همچنان به مدارس قبلیتان بروید، ورزش های متفاوتی با هم انجام دهید یا هدیه های تولد مختلفی دریافت کند.

برخورد متفاوت را با برخورد غیرمنصفانه اشتباه نگیرید. ولی در صورتیکه احساس کنید یک موردی شما را اذیت می کند

– برای مثال در صورتی که احساس کنید ترتیبات یا کارهای مربوط به خانه به صورت نامتوازن توزیع شده است – احساسات واقعی خودتان را بیان کنید.

روابط جدید والدین بیولوژیک خودتان را با نابرادری ها و ناخواهری هایتان بپذیرید.

2. روابط جدید والدین بیولوژیک خودتان را با نابرادری ها و ناخواهری هایتان بپذیرید.

مورد دیگری که می تواند منجر به ایجاد رقابت شود، عبارت از توجه می باشد، به خصوص توجه صورت گرفته از طرف والدین.

دقیقا همانطور که ناپدری یا نامادری خودتان تمایل خواهند داشت روابط نزدیکی با شما داشته باشند، والدین بیولوژیک شما تمایل خواهند داشت تا با نابرادری ها و ناخواهری هایتان رابطه برقرار کنند.

این شرایط می تواند منجر به ایجاد تنفر یا حسادت در شما شود. ولی همواره باید به یاد داشته باشید که این مورد کاملا طبیعی است و همه شما باید باهم رابطه داشته باشید.

این نکته را به یاد داشته باشید که نمی توانید انتظار داشته باشید زمان، عشق و توجه والدینتان به صورت کلی به شما اختصاص یابد.

همچنین شما می توانید این احساسات را با برادران و خواهران طبیعی خودتان به اشتراک بگذارید – چرا نتوانید این احساسات را با سایر افراد به اشتراک بگذارید؟

مطمئن شوید که والدینتان، عشقشان نسبت به شما را متوقف نخواهند کرد. در واقع در اکثر خانواده های ترکیب شده، والدین همچنان روابط نزدیکشان را با بچه های خودشان حفظ می کنند و به آنها احترام می گذارند.

روابط قبلی شما از بین نخواهد رفت، هر چند که برخی از جنبه های آن در خانواده جدید تغییر خواهد یافت.

به عنوان یک خانواده، کارهایتان را با هم انجام دهید

3. به عنوان یک خانواده، کارهایتان را با هم انجام دهید.

یکی از روش هایی که با استفاده از آن می توانید احساس رقابت ایجاد شده را از بین ببرید، عبارت از این است که به عنوان یک خانواده برخی از کارها را با هم انجام دهید.

بعد از آنکه به عنوان یک خانوار در کنار هم باشید، نحوه برخورد ناپدری، نامادری، ناخواهری یا نابرادری تان را مشاهده کنید  و برخی از تجاربتان را با هم به اشتراک بگذارید، روابط نزدیک تری با هم خواهید داشت.

این کار به شما کمک خواهد کرد تا یک سری روابطی مابینتان ایجاد شود.

برای مثال به عنوان خانواده نابرادری یا ناخواهریتان می توانید در تمرین فوتبال، رقابت های شنا یا بازی های مدرسه ای این فرد حضور داشته باشید.

همچنین می توانید سایر افراد را ترغیب کنید که در فعالیت های مربوط به شما هم شرکت داشته باشند.

سعی کنید که به عنوان یک خانواده با هم شام بخورید و از این فرصت به منظور صحبت کردن در رابطه با موضوعات مورد علاقه خانواده تان استفاده کنید.

برای مثال می توانید بگویید که “خب الیزا، من شنیدم که قرار است در مدرسه کلارینت (نوعی ابزار موسیقی) بزنی. بهترین قطعه تو کدام قطعه است؟”

سعی کنید که با برادران یا خواهران جدیدتان به صورت رو در رو صحبت کنید

4. سعی کنید که با برادران یا خواهران جدیدتان به صورت رو در رو صحبت کنید.

ایجاد روابط خانوادگی به شما و نابرادری ها و ناخواهری هایتان کمک خواهد کرد تا رابطه خوبی با هم داشته باشید.

همچنین در صورتیکه برخی مواقع با هم تنها باشید، ممکن است که یک سری روابط شخصی مابین شما ایجاد شود.

هیچ نیازی نیست که شما بهترین دوست نابرادری یا ناخواهریتان باشید. ولی می توانید یک رابطه مودبانه و احترام آمیزی با این افراد داشته باشید.

از نابرادری یا ناخواهری یتان بخواهید که به همراه شما پیاده روی، دوچرخه سواری، بازی بسکتبال یا یک فعالیت دیگری انجام دهد.

این فرصت به منظور پیدا کردن علایق مشترکتان استفاده کنید.

برای مثال می توانید بگویید که “خب کرایگ، دوست داری در وقت آزادت چه کار کنید؟ واقعا؟ من هم این را دوست دارم.”

در صورتیکه هر دوتان به یک مدرسه بروید، می توانید در مدرسه با هم حرف بزنید یا برای غذا خوردن با هم به رستوران بروید.

بخش سه – حفظ کردن فاصله و فضای مربوط به خودتان

از خانواده تان بخواهید که یک اتاقی برای خودتان داشته باشید

1. از خانواده تان بخواهید که یک اتاقی برای خودتان داشته باشید.

همچنین نداشتن حریم کافی و فضاهای شخصی کافی هم می تواند منجر به ایجاد اختلاف مابین شما و نابرادری یا ناخواهریتان شود.

شاید از شما درخواست شود که اتاق قبلیتان را تقسیم کنید یا به صورت مشترک از آن استفاده کنید.

فضای شخصی یک مورد مهمی است و می تواند نقش مفیدی در ایجاد روابط خوب مابین شما و والدین طبیعتان داشته باشد.

همچنین برخی از کارشناسان توصیه می کنند که در صورت امکان پذیر بودن، نابرادری ها یا ناخواهریها اتاق های مجزایی داشته باشند.

والدینتان نباید این احساس را داشته باشند که استفاده مشترک از یک اتاق، یک مورد خیلی مهمی است.

به صورت صریح و صادقانه احساس خودتان را بیان کنید؛ برای مثال می توانید بگویید که “پدر، من نگران هستم. من X را به خوبی نمی شناسم و به اتاق خودم نیاز دارم.”

ممکن است که والدین و ناپدری یا نامادری شما پول کافی برای تهیه کردن یک خانه بزرگتر نداشته باشد. در این صورت می توانید یک سری سازش ها و توافقاتی با هم داشته باشید.

برای مثال در صورتیکه نابرادری ها یا ناخواهریهایتان را چند وقت به چند وقت ببینید، می توانید پیشنهاد دهید که در روزهایی که این فرد به خانه تان می آید، به صورت مشترک از یک تخت بزرگی استفاده کنید.

در مورد به اشتراک گذاری صحبت کنید

2. در مورد به اشتراک گذاری صحبت کنید.

به اشتراک گذاری یک مورد خوبی است. ولی در برخی مواقع نیاز است که ما یک سری محدودیت هایی را در رابطه با موارد مشترک وضع کنیم.

برای مثال در مورد اتاق خودتان، شاید یک سری لباس ها، عروسک ها و وسایلی داشته باشید که نخواهید نابرادری یا ناخواهریتان از آنها استفاده کند.

این مورد کاملا طبیعی است. این محدودیت ها به شما کمک خواهد کرد تا مشکلات خودتان با نابرادری یا ناخواهریتان را به سطح حداقلی برسانید.

نباید این انتظار از شما وجود داشته باشد که همه چیز را با نابرادری یا ناخواهریتان به اشتراک بگذارید یا همه وسایل خودتان را به عنوان وسایل اشتراکی در اختیار بقیه افراد قرار دهید.

در صورتیکه به صورت مشترک از اتاق استفاده کنید، در رابطه با موارد مشترک و مواردی که می خواهید به صورت تنها استفاده کنید، با والدین طبیعی (یا ناپدری یا نامادریتان) صحبت کنید.

برای مثال، به سختی می توانید مانع از استفاده نابرادری یا ناخواهریتان از تلویزیون یا کامپیوتر اتاق مشترکتان شوید. ولی می توانید استفاده از تلفن یا آی پد خودتان را کنترل کنید.

در صورتیکه نابرادری یا ناخواهریتان محدودیت های مشخص شده را رعایت نکند، در رابطه با این موضوع با والدینتان صحبت کنید.

برای مثال می توانید بگویید که “مامان، آیا می توانید با X در مورد استفاده از لباس های من صحبت کنی؟ من این کار را دوست ندارم” یا “پدر، X یادداشت های روزانه ام را می خواند. او باید درک کند که این یادداشت یک مورد شخصی است.”

یک زمانی را برای تنها بودن در نظر بگیرید

3. یک زمانی را برای تنها بودن در نظر بگیرید.

شما و نابرادری یا ناخواهریتان نباید کل زمانتان را در کنار هم سپری کنید. هر دو شما نیاز دارید برخی مواقع از هم فاصله داشته باشید؛

این فاصله به معنای بودن در کنار دوستان خودتان یا داشتن یک ملاقات خصوصی با والدین و برادران و خواهران ژنتیکی می باشد. همچنین زندگی کردن با هم در برخی مواقع به معنای جدا بودن می باشد.

ممکن است والدینتان از شما بخواهند که در حین بیرون رفتن به همراه دوستانتان، نابرادری یا ناخواهری خودتان را هم با خودتان ببرید.

این مورد کاملا عادی است، ولی در صورتیکه نیاز باشد که از این فرد فاصله بگیرید، باید در مورد آن حرف بزنید؛

برای مثال می توانید بگویید که “پدر، من هیچ مشکلی در مورد رفتن با X به پیش دوستانم ندارم. ولی در برخی مواقع باید با دوستانم تنها باشم.”

یک مورد مهم دیگری که وجود دارد، عبارت از بودن در کنار خانواده طبیعی تان می باشد.

برای مثال در صورتیکه مادر یا پدر شما وقت کافی داشته باشند، می توانید یک بار یا دو بار در طول هر هفته با آنها جلسه داشته باشید.

حتی برخی از خانواده های ناپدری یا نامادری می توانند یک سری سفرهای مجزایی (بدون شما) داشته باشند تا بتوانند یک زمان مناسبی در کنار هم باشند.

بخش چهار – ترکیب کردن خانواده

درخواست برای شامل شدن در موارد مختلف به مرور زمان

1. درخواست برای شامل شدن در موارد مختلف به مرور زمان.

به یک دلیل خوبی خانواده ناخوانده به عنوان “خانه های ترکیب شده” نامیده می شود. این دلیل عبارت از این است که ادغام دو خانواده با هم به تلاش و سازش نیاز دارد.

به دلیل اینکه شما یک عضوی از خانواده هستید، می توانید در مورد تصمیم گیری های مختلف مربوط به خانواده اظهار نظر کنید. از خانواده تان درخواست کنید که به مرور زمان در بحث های آنها شرکت داشته باشید.

سعی کنید که در حین برنامه ریزی و تعیین قوانین دیدگاه خوتان را بیان کنید، به خصوص در صورتیکه سن شما نسبتا بالا باشید.

همچنین شما برای بیان کردن نظر خودتان می توانید از والدین بیولوژیکیتان اجازه بگیرید؛ برای مثال می توانید بگویید که “پدر، آیا من هم می توانم نظرم را بگویم؟”

بر روی سازش متمرکز باشید. در حالیکه دیدگاه شما به جای خودش اهمیت دارد ولی یک مورد مهمی دیگری که باید مورد توجه قرار بگیرد، عبارت از دیدگاه نابرادری یا ناخواهریتان و تلاش برای دستیابی به یک توافق می باشد.

سعی کنید که نیازهای نابرادری یاناخواهریتان و همچنین نظر آنها در مورد تغییرات را در نظر بگیرید.

برای مثال، در صورتیکه نابرادری یا ناخواهریتان به خانه شما و والدینتان بیاید، در این صورت ممکن است که در مورد محیط جدیدش یا حتی از دست دادن خانه قبلیش یک احساس ناراحتی داشته باشد.

جلسات خانوادگی داشته باشید

3. جلسات خانوادگی داشته باشید.

به منظور تنظیم قواعد خانگی جدید و تقسیم وظایف یک سری جلسات خانوادگی داشته باشید تا هر فردی مسئولیت های خودش را متوجه شود و انتظارات بیش از حدی از یک فردی وجود نداشته باشد.

باید در جلسات خانوادگی نظرات خوتان را بگویید و در مورد به اشتراک گذاری تفکرات یا عقایدتان احساس خجالت نداشته باشید.

 در طول جلسات باید یک ارتباط صریح و مشخصی با هم داشته باشید. در صورتیکه بخواهید اتاق قبلیتان را همچنان داشته باشید، این موضوع و دلایل خودتان را مطرح کنید.

شاید در پایان جلسه به هدف خودتان نرسید، ولی بهتر است که خانواده نظرات کل افراد را در نظر بگیرد.

همچنین شما باید نسبت به نابرادری یا ناخواهری خودتان احترام بگذارید و در طول جلسات خانوادگی یک شنونده خوبی باشید.

این نکته را به یاد داشته باشید که هدف شما عبارت از حل کردن مشکلات است نه برنده شدن در یک جر و بحث. شما در هیچ موردی نمی توانید نظر خودتان را اجرا کنید – یک خانواده جدید باید در مور همه چیز با هم به توافق برسد.

“موارد نرمال” جدید مربوط به خودتان را بپذیرید

3. “موارد نرمال” جدید مربوط به خودتان را بپذیرید.

شما به منظور داشتن یک رابطه با نابرادری و ناخواهری جدیدتان باید یک سری مواردی را بپذیرید. شرایط خانواده شما تغییر خواهد کرد و همانند گذشته نخواهد بود.

در حالیکه شما نمی توانید به گذشته برگردید، ولی می توانید نظر خودتان را در مورد شرایط خانواده جدید بگویید.

این احساس را نداشته باشید که باید فورا به نابرادری یا ناخواهری جدیدتان عادت کنید. ولی در مورد ایجاد روابط با آنها صریح و صادق باشید.

این نکته را به یاد داشته باشید که خانواده تان شرایط جدیدی دارد. این کار می تواند زمان بر باشد و حتی یک مقداری شرایط سختی برای شما ایجاد کند.

این مورد کاملا عادی می باشد و ممکن است عادت کردن به شرایط جدید چند ماه طول بکشد.

سعی کنید که در موارد روتین مربوط به خانواده جدید شرکت کنید. با نابرادری و ناخواهری خودتان شام بخورید، در بازی ها و فعالیت های خانوادگی شرکت کنید و یک دید مثبتی نسبت به روابط خودتان با خانواده ناخوانده داشته باشید.

سیستم های حمایتی پیدا کنید

4. سیستم های حمایتی پیدا کنید.

هر چند که ممکن است شما برای پذیرفتن موارد نرمال جدید و نابرادری و ناخواهری های جدیدتان تلاش کنید، ولی ممکن است در این رابطه با مشکلاتی مواجه شوید.

باید از اعضای خانواده و دوستانتان بخواهید که از شما حمایت کنند. در مورد شرایط جدید با عمه یا عموی خودتان یا عموزاده تان صحبت کنید یا به پیش یکی از دوستان صمیمی تان بروید و با او صحبت کنید.

احساسات و تفکرات خودتان در مورد نابرادری و ناخواهری جدیدتان را با سیستم های حمایتی تان به اشتراک بگذارید تا احساساتتان سرکوب نشوند.

این کار به شما کمک خواهد کرد تا هر نوع اضطراب و استرس مربوط به تغییرات جدید در خانه تان را از بین ببرید و از طرف سایر افراد مورد حمایت قرار بگیرید.

روابط خودتان با خانواده بیولوژیکی تان را همچنان قوی نگه دارید

5. روابط خودتان با خانواده بیولوژیکی تان را همچنان قوی نگه دارید.

در هنگام ترکیب شدن دو خانواده، بیشتر بر روی همکاری دو خانواده با هم به عنوان یک تیم تاکید می شود.

ولی این شرایط نباید باعث شود که روابط شما با والدین و برادران و خواهران بیولوژیکیتان مورد بی توجه قرار بگیرد. حتما با اعضای خانواده طبیعی تان ارتباط داشته باشید و رابطه صمیمیتان را حفظ کنید.

شما همچنان باید یک سری صحبت هایی با والدین بیولوژیکیتان داشته باشید، بدون اینکه ناپدری یا نامادری یا نابرادری یا ناخواهریتان از آن مطلع شود. در مورد کارهای که باید انجام دهید، صریح باشید.

برای مثال می توانید بگویید که “مامان، آیا ما می توانیم چند لحظه خصوصی با هم صحبت کنم؟ من باید در مورد یک موضوعی با شما حرف بزنم.”

همانطور که بیان شد، سعی کنید که در برخی مواقع با والدین و برادران و خواهران طبیعی تان به صورت خصوصی صحبت کنید.

نویسنده: Paul Chrnyak, LPC

به روز رسانی شده در: 29 مارچ 2019 ,ترجمه : کانون مشاوران ایران

نحوه مراجعه به مشاوره خانواده

مشاوره خانواده یا خانواده درمانی یک نوع روان درمانی گروهی می باشد. این مشاوره که توسط یک روان شناس یا یک درمانگر مجاز ارائه می شود، معمولا به صورت کوتاه مدت می باشد و نحوه حل کردن اختلافات و بهبود ارتباطات را به خانواده ها آموزش می دهد.

مشاوره خانواده هم می تواند با حضور کل خانواده و هم با حضور تعداد محدودی از اعضای خانواده که تمایل به حضور در این جلسات دارند، برگزار شود.

در صورتیکه به این روش درمان علاقمند باشید، به افرادی که دوستشان دارید توصیه کنید که به آن مراجعه کنند. بعد از آن یک درمانگر مناسبی پیدا کنید و بر روی حل مشکلات موجود کار کنید.

بخش یک – بردن خانواده خودتان به مشاوره

با خانواده تان صحبت کنید

1. با خانواده تان صحبت کنید.

بردن یک فرد مورد علاقه به جلسات مشاوره خانواده به تلاش، برنامه ریزی و هماهنگی نیاز دارد. در صورتیکه بخواهید همسرتان، والدینتان، برادران یا خواهرانتان را برای شرکت در این جلسات متقاعد کنید، باید به صورت صادقانه و صریح در مورد مشاوره با آنها صحبت کنید.

از افرادی که دوستشان دارید بخواهید که بنشینند تا بتوانید خواسته های خودتان را به آنها بگویید.

این افراد را مطلع کنید که می خواهید در مورد یک مسئله مهمی با آنها صحبت کنید؛ برای مثال می توانید بگویید که “بیل، من می خواهم در مورد یک مسئله مهمی با شما صحبت کنم.

آیا می توانید چند لحظه بنشینید؟” این کار باعث خواهد شد که طرف مقابلتان حواسش را جمع کند و همچنین مواردی که شما بیان خواهید کرد را به عنوان یک مورد مهم در نظر بگیرد.

یک زمان و مکان خوبی را برای این صحبت کردن در نظر بگیرید. یک زمانی را انتخاب کنید که فرد مورد نظرتان در آن وقت آزاد داشته باشد و بتواند به صورت مناسبی به حرف های شما توجه کند.

برای مثال می توانید در بعد از ظهر و زمانی که از سر کارش بر می گردد و استراحت می کند، با این فرد صحبت کنید.

یک زمانی را انتخاب کنید که این هم خانواده ایتان در آن ریلکس و راحت باشد. سعی کنید که از مطرح کردن این موضوع در یک مکان عمومی اجتناب کنید، چرا که ممکن است منجر به دعوای شما شود.

پیشنهاد دادن مشاوره

2. پیشنهاد دادن مشاوره.

هدف شما از صحبت کردن با هم خانواده ایتان عبارت از پیشنهاد دادن مشاوره می باشد. بنابراین باید به صورت صریح و در رابطه با موضوع صحبت کند.

همچنین باید مراقب واکنش های طرف مقابلتان هم باشید. به صورت آرام و با حوصله موضوع را مطرح کنید و از عصبی شدن یا داشتن حالت تدافعی اجتناب کنید.

برای مثال می توانید بگویید که “ماریا، یک دغدغه ای که من دارم عبارت از داشتن یک ارتباط بهتر با شما می باشد که برای این منظور باید از یک فردی کمک بگیریم. نظر شما در مورد مراجعه به مشاوره خانواده چیست؟”

سعی کنید که همدلی خودتان را نشان دهید. می توانید بگویید که “من درک می کنم که این بحث یک بحث سختی است، ولی من فقط به دلیل اینکه شما را دوست دارم و رابطه ام با شما اهمیت زیادی برای من دارد، این حرف را می زنم.

در صورتیکه شما را دوست نداشتم و نمی خواستم که رابطه بهتری با شما داشته باشم، هیچ وقت در مورد این موضوع با شما صحبت نمی کردم.”

به دلیل اینکه ممکن است فرد مورد علاقه تان پیشنهاد شما را نپذیرید، می توانید از جمله هایی استفاده کنید که با “من” شروع می شوند.

برای مثال می توانید بگویید که “من فکر می کنم که مشاوره خانواده برای ما مفید باشد” یا “من واقعا می خواهم که یک راه حلی را برای خاتمه دادن به دعوای خودم با شما پیدا کنم و فکر می کنم که کمک گرفتن از یک فرد دیگر می تواند یک راه حل مناسبی باشد.”

در صورتیکه از این روش حرف زدن استفاده کنید، خواهید توانست که منظورتان را بیان کنید، بدون اینکه طرف مقابلتان را سرزنش کنید.

بر روی پیدا کردن راه حل متمرکز باشید

3. بر روی پیدا کردن راه حل متمرکز باشید.

در صورتیکه شما بر روی حل مشکلات موجود متمرکز باشید، ممکن است که شخص مورد علاقه تان تمایل بیشتری به پذیرش حرف های شما داشته باشد.

بر روی مزایای این روش تاکید کنید: سعی کنید که بیشتر بر روی این موضوع تاکید کند که این درمان به شما آموزش خواهد داد تا مشکلات موجود در روابط و ارتباطات خودتان را رفع کنید.

به طرف مقابلتان نگویید که مشاوره منجر به مشخص شدن احساسات واقعیش خواهد شد.

برای مثال می توانید بگویید که “من دوست دارم که به مشاوره مراجعه کنید، چرا که در صورت مراجعه به مشاوره می توانیم روابط بهتری با هم داشته باشید و یک سری راه حل هایی را پیدا کنیم.” به طرف مقابلتان نگویید که “باید به همراه هم به مشاوره مراجعه کنیم تا شما، شناخت بهتری نسبت به من به دست بیاورید.”

به این نکته اشاره کنید که خانواده درمانی می تواند مشکلات موجود در رفتار شما و نقش های خانواده را نشان دهد و نحوه حل کردن مشکلات موجود را به شما آموزش دهد.

همچنین خانواده درمانی می تواند باعث شود که روابط مابین شما و فرد مورد علاقه تان بیشتر شود و همچنین به شما کمک خواهد کرد تا تفکرات و عواطف خودتان را بیان کنید و به همراه هم مشکلات را رفع کنید.

گزینه های جایگزین را بررسی کنید

4. گزینه های جایگزین را بررسی کنید.

فرد مورد علاقه شما در نهایت یک تصمیمی باید بگیرد: یا همراه شما به مشاوره بیاید و یا اینکه درخواست شما را رد کند. شاید این فرد از درمان بترسد، نسبت به آن بی اعتماد باشد یا در مورد کارایی آن شک داشته باشد.

ولی حتی در صورتی که این فرد درخواست شما را رد کند، باز هم امید خودتان را از دست ندهید. همچنان یک سری گزینه های جایگزینی برای مشاوره خانواده وجود دارند که می توانند به شما و فرد مورد علاقه تان کمک کنند تا روابط خودتان را بهبود بخشید.

برای مثال، یک جلسه خانوادگی هفتگی را پیشنهاد دهید که در آن بتوانید در مورد روابط خودتان صحبت کنید. یا اینکه هر روز 10 دقیقه از وقت خودتان را به شنیدن احساسات فرد مورد علاقه تان اختصاص دهید.

همچنین شما می توانید از موارد خود کمکی استفاده کنید. کتاب هایی از قبیل دستیابی به عشقی که می خواهید و هفت اصل مربوط به ازدواج[1] مواردی همانند ارتباط و رفع اختلاف و جنگ های قدرت را در روابط مورد بررسی قرار می دهند.

این نکته را فراموش نکنید که خود شما هم می توانید به مشاوره مراجعه کنید. هر شخصی یک نقشی را در روابط خانواده دارد و تا یک حدی مسول کیفیت رابطه می باشد.

شما می توانید موارد زیادی را از مشاوره یاد بگیرید، حتی در صورتیکه فرد مورد علاقه تان در مشاوره شرکت نکند.

بخش دو – پیدا کردن یک مشاور

مشخص کردن برنامه ای که به آن نیازمندید

1. مشخص کردن برنامه ای که به آن نیازمندید.

در حال کلی، خانواده درمانی برای رفع مشکلاتی مورد استفاده قرار می گیرد که در روابط خانوادگی ایجاد می شوند. با این وجود، این مشاوره موضوع های مختلفی را مورد بررسی قرار می دهد

. برای مثال، درمانگران خانواده می توانند به والدین کمک کنند تا کودک پرخاشگر و شلوغ خودشان را کنترل کنند، یا به بهبود روابط میان فردی زوجین کمک خواهند کرد.

بهترین نوع مشاوره ای که شما می توانید مورد استفاده قرار دهید، بیشتر به نیازهای خود شما بستگی دارد.

آیا کودک شما با خطر مواجه است؟ در این مورد یک سری درمانگران خانواده ای وجود دارند که بر روی نوجوانان و کودکانی تمرکز دارند که دارای مشکلات رفتاری، بزهکاری یا سوء مصرف مواد هستند.

آیا این فرد از خانواده شما یک مشکلی در رابطه با مواد مخدر یا الکل دارد که بر روی خانواده هم تاثیر گذاشته است؟ این مورد هم می تواند در درمان مورد توجه قرار بگیرد.

همچنین یک سری درمانگران خانواده وجود دارند که بر روی ازدواج کار می کنند یا زمانیکه یکی از اعضای خانواده با بیماری فیزیکی یا روانی شدیدی مواجه باشد، به خانواده ها کمک می کنند تا مشکل موجود رفع شود.

با یک پزشک صحبت کنید

2. با یک پزشک صحبت کنید.

در صورتیکه به پزشک مراقب اصلی تان بگویید که می خواهید به پیش یک دکتر دیگری بروید، او باید بتواند شما را به یک درمانگری ارجاع دهد.

همچنین شما می توانید از سایر متخصصان بالینی، همانند یک روان شناس، روان پزشک، مددکار اجتماعی یا پرستار کمک دریافت کنید.

آنها باید بتوانند به شما مشاوره بدهند، شما را به یک متخصص دیگری ارجاع دهند و به شما کمک کنند تا متخصص مورد نیازتان را در منطقه خودتان پیدا کنید.

در مورد درمانگران بالقوه سوالات زیادی بپرسید. برای مثال بپرسید که آموزش یا گواهی نامه او در چه زمینه ای است؟ آیا مجوز لازم را دارد و دارای تخصص لازمی در زمینه روان شناس خانواده می باشد؟

همچنین یک سری سوالاتی در مورد موقعیت، در دسترس بودن و روش کارش بپرسید.

می توانید بپرسید که هر جلسه مشاوره خانواده چقدر طول می کشد؟ معمولا مشاوره خانواده چند جلسه می باشد؟ آیا درمانگر در موارد ضروری قابل دسترسی می باشد؟

همچنین در مورد هزینه و بیمه هم یک سری بررسی هایی انجام دهید. هزینه درمانگر در هر جلسه چقدر می باشد؟ آیا باید همه هزینه ها قبل از مراجعه پرداخت شود؟ آیا درمانگر با بیمه سلامتی درمانجو طرف قرارداد می باشد؟

یک سری جستجوهای اینترنتی انجام دهید

3. یک سری جستجوهای اینترنتی انجام دهید.

به صورت آنلاین در مورد درمانگران خانواده و منابع خانواده درمانی یک سری بررسی هایی انجام دهید. کار خودتان را با یک تحقیق عمومی شروع کنید؛

برای مثال می توانید در گوگل بنویسید که “درمانگران خانواده در بالتیمور”، ولی نباید از سایر موتورهای جستجوی تخصصی غافل شوید

یک سری وب سایت های درمانی دارای ابزارهای خاصی هستند که می توانند برای پیدا کردن درمانگران موجود در کشور مورد استفاده قرار بگیرند.

برای مثال، Psychology Today دارای یک موتور جستجوی گروه درمانی در وب سایت خودش است. شما می توانید محل خودتان را بررسی کنید و بعد از آن نتایج را محدود کنید تا بتوانید متخصصان موجود در حوزه های طلاق یا اختلاف خانوادگی را پیدا کنید.

ابزار دومی که می توانید مورد استفاده قرار دهید عبارت از اجاره دهنده درمانگر مربوط به انجمن آمریکایی ازدواج و خانواده درمانی است.

باید اسم منطقه خودتان را جستجو کنید تا درمانگران ازدواج و درمانگران خانواده مجاز موجود در منطقه خودتان را پیدا کنید.

از سازمان های محلی کمک بگیرید

4. از سازمان های محلی کمک بگیرید.

علاوه بر پزشک خودتان و منابع آنلاین، همچنین می توانید از سازمان های سلامتی محلی موجود در منطقه خودتان مشورت بگیرید.

برخی از این سازمان ها، همانند بیمارستان ها، کلینیک های سلامت روانی، مراکز عمومی یا حتی خدمات مشاوره دانشگاه را برررسی کنید تا در صورت داشتن جلسات خانواده درمانی، از آنها استفاده کنید.

همچنین می توانید با این مراکز تماس بگیرید، به صورت حضوری مراجعه کنید یا ایمیل بفرستید.

برای مثال می توانید با بیمارستان محلی خودتان تماس بگیرید و در مورد انواع خدمات مشاوره خانوادگی که در آنجا ارائه می شود، اطلاع کسب کنید.

برخی از مکان ها، همانند بیمارستان جزیره رود[2]، برای کمک به یک سری از مشکلات روان شناختی، کلینیک های خانواده درمانی دارند.

همچنین اکثر دانشگاه ها یک سری خدمات مشاوره ای – که شامل خانواده درمانی هم می باشد – به دانشجویان و کارمندان خودشان ارائه می دهند.

به دانشگاه یا کالج موجود در نزدیکی محل سکونت خودتان بروید و امکان استفاده از برنامه های آنها را بررسی کنید.

در مورد روش درمان یک سری مواردی را یاد بگیرید

5. در مورد روش درمان یک سری مواردی را یاد بگیرید.

همچنین شما تمایل خواهید داشت در مورد روش های درمانی که درمانگر بالقوه تان مورد استفاده قرار می دهد، یک سری اطلاعاتی کسب کنید.

مشاوره خانواده می تواند با استفاده از روش های مختلفی صورت بگیرد که هر کدام از این روش ها فرضیات و اهداف خاص خودشان را دارند. روش مورد استفاده به شرایط شما و ترجیحات درمانگر بستگی خواهد داشت.

بپرسید که آیا خانواده درمانی ساختاری[3] (SFT) در مورد شما استفاده خواهد شد.

SFT فرض می کند که مشکلات موجود مربوط به ساختار خانواده می باشند – به همین دلیل این روش درمان بر روی تعاملات موجود در داخل گروه تمرکز می کند و کمتر بر روی افراد متمرکز می شود.

هدف درمانگر عبارت از تغییر روش های تعامل قدیمی خانواده خواهد بود.

همچنین می توانید در مورد درمان استراتژیک مختصر[4] یک سری سوالاتی بپرسید. این روش درمانی یک روش درمانی مختصری است و بیشتر سعی دارد که خانواده را به عنوان یک سیستم در نظر بگیرد و بر روی تعاملات آن متمرکز شود.

درمانگران در حین استفاده از این روش سعی خواهند کرد که مشکلات را مشخص کنند و بعد از آن یک سری اهدافی را برای تغییر مشخص خواهند کرد و همچنین یک سری وظایفی را برای افراد مختلف تعیین خواهند کرد که باید در خارج از جلسات درمان انجام دهند.

علاوه بر این می توانید از روش خانواده درمانی تابعی[5] (FFT) هم استفاده کنید، به خصوص در صورتیکه کودک شما با خطر مواجه باشد.

FFT تلاش می کند تا از طریق تمرکز بر تغییر رفتار در سطح انفرادی، حالت های منفی را کاهش دهد که در اغلب مواقع در چنین خانواده هایی ایجاد می شود. این کار می تواند از طریق تمرکز بر روی مهارت های سرپرستی، ارتباطی و حل مشکل افراد صورت بگیرد.

بخش سه – حل کردن مشکلات

آماده بودن برای مشارکت

1. آماده بودن برای مشارکت.

اکثر افراد بر این باورند که در جلسات مشاوره خانواده، همه اعضای خانواده (یا زن و مرد) با هم در یک اتاق قرار می گیرند. این مورد فقط یک بخشی از مشاوره خانواده می باشد.

ولی ممکن است که درمانگر بخواهد یک سری جلسات انفرادی اضافی با هر یک از اعضای خانواده داشته باشد.

برای شرکت در این جلسات آماده باشید، چه به صورت تنها و چه به صورت بخشی از یک گروه. در حقیقت مشارکت تک تک اعضای خانواده نقش مهمی در موفقیت مشاوره دارد.

برخی از درمانگران ترجیح می دهند که کل اعضای خانواده به همراه هم در جلسه ها شرکت کنند.

با این وجود، در اغلب مشاوره های خانواده علاوه بر جلساتی که کل اعضای خانواده حضور دارند، یک سری جلساتی هم وجود دارند که یک سری گروه های کوچکتری از خانواده در آن شرکت می کنند یا اینکه فقط یک فرد از خانواده در مشاوره شرکت می کند.

معمولا جلسات مشاوره خانواده 50 تا 60 دقیقه به طول می کشند. همچنین دوره های خانواده درمانی کوتاه مدت هستند و معمولا بیش از شش ماه به طول نمی کشند.

خودتان را به عنوان یک بخشی از یک واحد در نظر بگیرید

2. خودتان را به عنوان یک بخشی از یک واحد در نظر بگیرید

. یکی از اصلی ترین ایده های مربوط به مشاوره خانواده عبارت از در نظر گرفتن خودتان و عشقتان به عنوان یک واحد می باشد.

خانواده ها صرفا عبارت از افراد منزوی نیستند، بلکه از افرادی ساخته شده اند که بخشی از گروه ها و سیستم های اجتماعی هستند.

هر یک از افراد خانواده بر روی سایر اعضا، پدر، مادر، خواهر، برادر و سایر خویشاوندان تاثیر می گذارد.

فرض کنید که به منظور رفع مشکلات رفتاری، به همراه فرزندتان به درمان مراجعه کرده باشید. یک درمانگر تلاش خواهد کرد تا یک ارتباطی مابین مشکلات کودک و تجربیاتش به عنوان عضوی از خانواده پیدا کند.

شاید به دلیل اینکه والدینش شغلشان را از دست داده اند، کودک عملکرد ضعیفی در مدرسه دارد؛ شاید این کودک به دلیل اختلافات و جر و بحث های موجود در خانه و ترس داشتن در مورد احتمال طلاق گرفتن والدینش، یک رفتار پرخاشگرانه ای در مدرسه داشته باشد.

همچنین این امکان وجود دارد که یک درمانگر خانواده از شما بخواهید که رفتار و روابط خودتان با سایر اعضای خانواده را تغییر دهید. برای مثال، ممکن است درمانگر از شما بخواهد که رابطه خودتان با افراد مورد علاقه تان را تغییر دهید.

برای شناخت نکاتی در مورد خودتان و خانواده تان آماده باشید

3. برای شناخت نکاتی در مورد خودتان و خانواده تان آماده باشید.

خانواده درمانی شامل کشف خودتان، افراد مورد علاقه تان و نقش های خودتان در یک واحد بزرگتری از خانواده می باشد.

مراجعه به مشاوره خانواده می تواند نکات زیادی را در مورد تعامل شما، نحوه بیان کردن تفکرات و احساساتتان و همچنین حل کردن یا ایجاد کردن مشکلات به شما آموزش دهد.

یکی از اهداف درمانگر عبارت از کمک کردن به شما برای بررسی نحوه تعامل خودتان با افراد مورد علاقه تان می باشد؛ این تعاملات شامل نقش های خانوادگی، قواعد و الگوهای رفتاری می باشد.

بعد از جلسات مشاوره، شما با استفاده از این دانش می توانید مشکلات خودتان را به صورت موثرتری رفع کنید.

همچنین یک درمانگر می تواند به نقاط قوت خانواده شما و بخش هایی اشاره کند که باید بهبود پیدا کنند.

شاید شما روابط نزدیک و وفاداری مناسبی نسبت به یکدیگر داشته باشید، ولی نتوانید احساسات خودتان را به راحتی بیان کنید.

در این صورت درمانگر می تواند به شما کمک کند تا به صورت راحت تر و صریح تری با هم ارتباط برقرار کنید.

خانواده درمانی به همراه آگاهی مناسب می تواند به شما کمک کند تا یک سری روش هایی را برای مقابله با اختلافات خانوادگی پیدا کنید و در حالت ایده آل، یک شناخت بهتری در مورد افراد مورد علاقه تان به دست بیاورید.

نویسنده: Trudi Griffin, LPC

به روز رسانی شده در: 28 مارچ 2019 ,ترجمه : کانون مشاوران ایران



[1] Getting the Love You Want and The Seven Principles for Making Marriage Work

[2] Rhode Island

[3] Structural Family Therapy

[4] Brief Strategic Therapy

[5] Functional Family Therapy

روابط مثلثی

روابط مثلثی به روابطی اشاره دارد که در آن دو نفر فردی را به رابطه خود وارد می نمایند تا مشکلات خود را در رابطه حل کنند.

این شخص ثالث در روابط همسران می تواند مادر، برادرزاده، دوست و بعضی اوقات معشوقه باشد.

در مورد چگونگی خیانت و آنچه که خائن است، بسیار نوشته شده است.

بررسی روابط مثلثی

  • اما فردی که از دیدگاه افراد مختلف و حتی روانشناسان دور می شود، “شخص ثالث” است.
  • کسی که نقش مهمی در این رابطه مثلثی ایفا می کند و اغلب در بیشتر موارد رنج می برد.
  • در این مقاله کمی درباره این “شخص ثالث” خواهیم نوشت.

اگر می دانید کسی که در رابطه بین دو نفر دیگر قرار می گیرد یا شما این تجربه را کرده اید، مقاله زیر مفید است.

دلایل بسیاری ما را وابسته به شخص ثالث می سازد.

یکی از مهمترین دلایل این امر وابستگی، ناامنی و عدم رعایت نیازهای کودکی است.

همچنین، بسیاری از سرمایه گذاری های عاطفی، تهدید سوء استفاده، نادیده گرفتن رابطه بین فرد.

و طرف مقابلش همچنین می تواند دلایل اصلی پیوستن رابطه باشد ثالث شخص ساده نیست.

مقالات سایت توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان “کانون مشاوران ایران “تهیه و پشتیبانی شده است.

روابط مثلثی

 احساسات منفی

در یک رابطه، همانطور که همه افراد فکر می کنند، برای یک شخص ثالث آسان نیست.

شخص ثالث اغلب احساسات منفی زیادی را تجربه می کند.

  • گاهی اوقات عصبانی است چرا شما باید روابط عاطفی خود را به این طریق تجربه کنید.
  • گاهی اوقات مضطرب می شود که آیا این رابطه نشان داده می شود و واکنش مخالف چیست؟
  • او گاهی اوقات فریب خورده است، زیرا او نمی داند که او چنین ارتباطی دارد.
  • گاهی اوقات صدمه به کسی یا دیگران آسیب می زند.
  • گاهی اوقات گیج کننده است زیرا نمی داند درست چیست و چه غلط است.
  • گاهی اوقات توسط فردی که به یک امر وارد شده است خشمگین است و اکنون وابسته است.
  • گاهی اوقات این درست است، زیرا او فکر می کند که راهی ندارد.
  • البته، همیشه اینطور نیست که یک شخص ثالث احساسات منفی را تجربه کند.

احساسات مثبت 

گاهی اوقات نیز احساسات مثبت را تجربه می کند.

هیجانات مانند آسایش، مهربانی، لذت بودن در مرکز، پشتیبانی، توجه و پذیرش برای اولین بار است.

چطوری نباشید؟ در همین حال، مهم تجزیه و تحلیل رابطه و تصمیم درست برای شخص ثالث است.

پیشنهادات زیر برای این مفید است:

  • رابطه خود را بررسی کنید.
  • اول باید روابط خود و خودتان را تجزیه و تحلیل کنید.
  • بهتر است به دقت در مورد این سؤالات فکر کنید:
  • چرا وارد این رابطه می شوم؟ چرا من انتخاب کردم؟
  • خسارت از این رابطه برای من چیست؟
  • تصمیم درست چیست؟ آیا باید به کسی کمک کنم؟
  • اگر فردی مقاومت کند یا نامناسب باشد چه باید بکنم؟ و  غیره.
  • بی رحم نباشید، نه مظلوم، نه نجات دهنده باشید.

دلیل ورود به روابط مثلثی

در روابط مثلثی، فردی که وارد رابطه می شود، در یک دایره ظلم، ستم قرار دارد.

گاهی اوقات می خواهد از شخص، خانواده و جامعه انتقام بگیرد، و بنابراین نقش مستعمره را بازی می کند.

ثالث شخص خود می گوید:

  • اگر کسی به من فکر نمی کند، پس من به کسی فکر نمی کنم.

یک بار او نقش مظلوم را می گیرد و می گوید:

  • من هیچ کاری نکردم و من گناه نداشتم، من نیز مرتکب شدم.
  • یک بار می گوید باید به این خانم یا نجیب زاده کمک کند.
  • زیرا او از بی عدالتی بسیار عصبانی می شود.
  • می خواهد نقش نجات دهنده را بازی کند.
  • همه این نقش ها با واقعیت ها مقابله می کنند.
  • و نه تنها کاری را انجام نمی دهند بلکه فرد را نیز به خطر می اندازند.
  • بهترین نقش آن می تواند یک شخص قاطع و رو راست باشد.
  • که بتواند سرنوشت زندگی خود را تعیین کند.
  • دلایل را به راحتی قبول نکنید.

بهانه های روابط مثلثی

همه بهانه های خود را برای روابط مثلثی خود دارند.

داستان هایی مانند همسر من مریض است و نمی تواند نیازهای من را برآورده کند.

همسر من شخص سردی است و ما رابطه عاطفی خوبی نداریم.

  • شما خودتان می توانید بگویید که شما می توانید با شخص دیگری ارتباط برقرار کنید.
  • و فقط برای انتخاب من صبر کنید؛ بعد از اینکه متوجه شدم او را ناختم، قطعا او را طلاق خواهم داد.
  • من فقط نیاز به یک همدم دارم و حق دارم با شخص دیگری باشم اگر همسرم ان را برآورده نکند.

و چندین عذر دیگر که هیچ کدام توجیهی برای یک رابطه مثلثی و خیانت نیست.

در بسیاری از موارد، ما می بینیم که شخص ثالث با همین دلیل بی ارزش رابطه برقرار کرده است.

و هنگامی که او با واقعیت آشنا می شود، شوکه شده و فریب خورده است.

خودتان را در جهت مخالف قرار دهید.

توجیحات فرد در رابطه مثلثی

  • برای تصمیم گیری درباره قطع یا ادامه رابطه، شاید ساده ترین راه این باشد .
  • که خودتان را در جهت مخالف قرار دهید.
  • این باعث می شود که شما احساس همدلی بیشتری داشته باشید.
  • به عنوان مثال، از خود بپرسید: اگر من نیز خود مریض بودم.
  • آیا رابطه زنم با شخص دیگری را می پذیرفتم؟
  • یا در یک وضعیت دیگر بپرسید: اگر من در رابطه بودم و متوجه می شدم .
  • که زنم رابطه عاطفی با شخص دیگری دارد ایا تحمل می کردم؟
  • یا سوالات مشابهی که بسته به اینکه در چه موقعیتی قرار دارید، مفید هستند.

اگر فکر می کنید که در نهایت از رابطه خارج می شود و شما می توانید روابط پایدار.

و آرام با فردی که دوست دارید، اشتباه می کنید. حضور تیم مخالف.

به ویژه هنگامی که پای کودک در وسط است، دائمی است.

اکثر مردم میدان را ترک نمی کنند و قصد دارند رابطه را صدمه بزنند.

صرف نظر از این، احساس گناه، سرزنش و جنگ های مداوم

در مورد نحوه آشنا بودن همیشه در رابطه شما نقش خواهد داشت.

شما با مشکلات زیادی مواجه خواهید شد.

ادامه مطلب

روانشناسی مشاوره چیست؟

روانشناسی مشاوره چیست؟ :این شاخه از روانشناسی به ارزیابی رویکردهایی خواهد پرداخت.

که با هدف کمک کردن به رجوع کننده صورت می‌گیرد.

که در این رویکرد ارتباط میان مشاوره و رجوع  کننده به وجود می‌آید.

که هدف از دارا بودن این ارتباط از برطرف کردن مسئله می باشد .

که برای رجوع کننده  هم یا به عنوان یک مشکل مطرح می باشد .

که در روانشناسی مشاوره جهت ارزیابی کردن به نتیجه های مورد نظر مشاوره اصول و قوانین مطرح می باشد.

که با توجه به طرح های متعددی که در رابطه با مشاوره موجود می باشد. این اصول و قوانین دارای فرق هایی از همدیگر می باشند.

مقالات سایت توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان “کانون مشاوران ایران “تهیه و پشتیبانی شده است.

روانشناسی مشاوره چیست؟

  •  رویکرد مشاوره ارتباط نزدیکی با راهنمایی دارا می باشد و هر چند راهنمایی این رویکرد گسترده‌تر  خواهد شد.
  • که همه امور زندگی شخصی و اجتماعی شخص را در بر خواهد گرفت که مشاوره قلب برنامه راهنمایی به حساب می آید.
  • و از قسمت های اساسی آن می باشد و با این توصیف در تاریخ روانشناسی مشاوره مشاهده شد.
  • که در این شاخه از روانشناسی با راهنمایی کردن به منزله فعالیتی دارای نظم در سال ۱۹۰۸ میلادی آغاز شد.
  •  تردیدی نمی باشد که به موازات گسترش پیدا کردن اجتماع و دشواری‌های سازمان‌های آن مشکلات آشکار می‌شود .
  • و چیزهای تازه ای الزامی می باشد که قبلا احتیاجی به آن احساس نمی شده است .

که در چنین موقعیتی با توجه به دشوار بودن موقعیت اجتماعی و همینطور ضعیف شدن ارتباط عاطفی .

و عوامل فراوان دیگر توجه کردن به اصلاح موقعیت عاطفی و روحی اشخاص کاملا الزامی می باشد.

که تحول و تغییر جوامع از حالت ساده به دشواری و پیچیدگی به جنبه‌های متعددی از زندگی شخص را تحت تاثیر قرار داده است.

به صورتی که سازگاری با  دیگر گونه‌ها مانند تحولات و تغییرات در روابط و همینطور تغییرات در شغلی و تحصیلی.

و روانشناسی مشاوره را مورد تایید قرار گرفته است.

 هدف های روانشناسی مشاوره

  •  در تعریف هایی که  در روانشناسی مشاوره  گفته شد تشریح شده که شیوه‌هایی مشخص شد.
  • تا به شخص یاری برساند که خود را بشناسد و منظور و هدف داشتن از اینکه شخص خود را بشناسد.
  • این می باشد که با شناختن خود به صورت انسانی دارای تاثیر تر و خلاق تر و در آخر شادمان تر خواهد شد.
  • که با استفاده کردن از فن های ارائه شده در روانشناسی مشاوره شخص نه تنها شرایط فعلی خود را درک خواهند کرد .
  • بلکه از آنچه که به صورت آن در خواهد آمد مطلع خواهد شد که هدف روانشناسی مشاوره بیشتر شدن رشد شخصی.
  • و روانی شخص در مسیر رشد کردن اجتماعی می باشد.
  • و به این ترتیب روانشناسی مشاوره دارای دو هدف اصلی می باشد که هدف آن و هدف غائی شامل می شود.

 هدف آنی روانشناسی مشاوره

در هدف آنی کاربرد شیوه هایی که راهنمایی های ضروری را در برطرف کردن مشکل های متعددی.

از قبیل مشکل های تحصیلی و همینطور خانوادگی و شغلی و غیره به شخص ارائه خواهد شد.

که آن را علاج واقعه پیش از وقوع می‌داند و موجب پیشگیری کردن از اتلاف سرمایه مادی و معنوی در شخص خواهد شد.

این هدف ها عبارتند از شناسایی کردن و کاربرد شیوه هایی که شخص قادر می باشد.

که با بینش به صورت درست به برطرف کردن مشکل های خود بپردازد و به صورت عادلانه برخورد کند.

معمولا چندین  مکتب در این حوزه موجود می باشد که پر اهمیت ترین آنها شامل مکتب مشاوره مستقیم.

و مشاوره غیرمستقیم و همینطور مشاوره نیمه مستقیم می باشد.

 مکتب روانشناسی مشاوره چیست؟

در این مکتب توجه کردن به عقل و همینطور منطق می باشد که به مشاور اعتقاد دارد .

که مشکل شخص را بهتر از خود او درک خواهد کرد و بهتر می‌توانند نسبت به درمان به زود قضاوت کردن بپردازد.

که این مکتب اعتقاد دارد که بشر به طور ذاتی  خلاق و همینطور دانا  نمی باشد.

و تمام اشخاص بشر مهارت سازندگی خود را دارا نمی باشد و مشاور فردی می باشد.

که در درجه اول خودش را به شناختن پرداخته و در مرحله دوم به اطرافیان یاری می‌دهد تا خود را بتوانند بشناسند.

مکتب مشاوره غیر مستقیم

  •  این مکتب اعتقاد دارد که انسان موجودی سازنده می‌باشد و خلاق و دارای مهارت می باشد.
  • که پر اهمیت ترین ویژگی آشکار انسانی نمی باشد که به طور ذاتی خود آگاهی دارد .
  • که در این مکتب مشاور خودش را به جای درمانجو خواهد گذاشت تا بتواند او را به خوبی بشناسد.

 مکتب مشاوره نیمه مستقیم

این مکتب به موقعیت انسان در محیط توجه خواهد کرد و مشاور به یافتن شخص.

و نیز همینطور به پیدا کردن خودش در محیط توجه خواهد کرد که به نظر این مکتب انسان هنگامی.

که دچار آشفتگی در رفتار یا بیماری های عاطفی و یا امثال آنها بشود که نتواند شرایط خود را در محیط معین کند .

که کار مشاورین این می باشد که بیمار را به عنوان یک موجود به خصوص در شرایط به خصوص خود مورد توجه قرار دهد.

 شیوه های مورد استفاده در روانشناسی مشاوره

  •  شیوه های متعدد جهت مشاوره و همینطور پژوهش در این حوزه موجود می باشد .
  • که از جمله مشاهده کردن و همینطور مصاحبه و پرسشنامه و غیره که عمدتاً بر طبق مکتب فکری روانشناسی.
  • و نوع اطلاعات مورد احتیاج به هدف های پژوهش یا امر مشاور مورد استفاده قرار می گیرد .
  • و گاهی اوقات از آزمون های متعدد هوش و همینطور شخصیت و غیره مورد استفاده قرار خواهند داد.

مشاوره موثر احتیاج داشتن به شناخت و درک مطلوبی از خصوصیات و احتیاج ها و همینطور توانایی‌های رجوع کنندگان.

و شرایط هایی می باشد که خود را در آنها مشاهده می‌کنند که این فرآیند همینطور تحت تاثیر عقیده ها.

و نظام ارزشی و طرز فکر مشاور به انسان و همینطور مکتبهای روانشناسی شایع مورد قبول او قرار دارد .

و مشاوران می‌توانند زندگی رجوع کنندگان را به تحول و تغییر ببخشند .

و می‌تواند آنها را در کسب کردن شناخت بهتر و همینطور توانایی‌های برطرف شده مسئله آنها را حمایت کنند.

ادامه مطلب

چرا شوهرم بهم خیانت کرد

چرا شوهرم بهم خیانت کرد:بسیاری از خانم ها نمی توانند باور کنند که چرا و چگونه شوهر آن به خیانت کرده است.

برای پخش فایل مرورگر خود را آپدیت کنید یا از اینجا فایل را دانلود نمایید.

و مرتبا به خود و یا به مشاوران می گویند چرا شوهرم بهم خیانت کرد؟

در پاسخ این افراد باید گفت که خیانت انواع مختلفی دارد .

و برای افراد مختلف به دلایل مختلفی اتفاق می افتد.

طبیعی است که همسر شما از زندگی با شما دلسرد شود.

چرا شوهرم بهم خیانت کرد؟

او احساس می کند که شخصیت او در صورت افتادن او مورد سوال قرار می گیرد.

و در این وضعیت، اعتماد به نفس فرد افزایش می یابد.

  • اگر شما همچنین متوجه شدید که همسر شما از تعهدات ازدواج خود پیروی نکرده است.
  • می توانید پاسخ های روانشناختی مانند شک و تردید، تردید، تنوع زیاد، ناراحتی و بدبینی.
  • میل به محدود کردن یا کنترل روابط با او، یا حتی احساس عدم اعتماد به او را بیابید.

وقتی کسی از خیانت همسرش آگاه شود، او خودآموز می شود و می گوید به او خیانت می کند.

ما کلمات همسر خود را ندیده ایم و ما نمی دانیم که واکنش نشان داده شده به رفتار شما چیست؟

آیا آنها با این موضوع موافق هستند؟ آنها ببخشند و تمایل دارند زندگی خود را ادامه دهند.

و یا … اکثر مردم زمانی که در این وضعیت هستند، بلافاصله درباره طلاق صحبت می کنند.

مقالات سایت توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان “کانون مشاوران “تهیه و پشتیبانی شده است.

 علت خیانت شوهرم

  • با توجه به اینکه شما ذکر کرده اید که در دو سال گذشته شوهرم بهم خیانت می کنه.
  • به نظر می رسد که او تمایل دارد روابط را بهبود بخشد.
  • بنابراین اگر می خواهید موضوع را بررسی کنید.
  • توصیه می کنیم به همسرتان به روشهای مختلف اعتماد کنید.

برای هر رفتار دیگری که باعث سوء ظن و بد رفتاری او می شود، با او صحبت کنید.

شما باید اعتماد آسیب دیده را تعمیر کنید.

هنگامی که اعتماد متقابل در رابطه ای مانند رابطه زناشویی ایجاد می شود.

نباید کسی باشد که باعث بی اعتمادی و حتی طرف دیگر می شود که بتواند مشکل را حل کند.

در واقع، زمان برای به دست آوردن اعتماد نیاز دارد.

رفع بی اعتمادی بین زوجین

  • برای حل مشکل، شما باید دوباره بتوانید عشق خود را به شریک خود اثبات کنید.
  • یعنی با بی اعتمادی خود، حتی به مدت طولانی.
  • همسرتان را دوست داشته باشید و مهربان باشید و با مشاور مشورت کنید.

با تمام اینها، اگر زندگی دنیای فعلی شما دشوار است، اگر آن را بهتر یا بدتر بدانید، آن را از بین ببرید.

یکی از این علائم، جذابیت بیشتر احزاب با چیزهایی است که جز با یکدیگر نیستند.

این به این معنی است که یک فرد تلاش می کند.

بیشتر زمان خود را صرف خارج از خانه خود و با افراد غیر از همسرش صرف کند.

بی تفاوتی و بی توجهی به همسر در مورد مسائل مختلف، از جمله ظاهر.

و رفتار فیزیکی، و نیز در معرض سردی رفتار او، نشانه های مهم دیگر خیانت در زندگی مشترک است.

نشانه های خیانت شوهرم 

نشانه های دیگری از این عبارتند از:

  • خودمختاری، خودخواهی و کنترل خود در یک زندگی مشترک که در آن فرد دیدگاه های خود را به کار می گیرد و به نظرات طرف مقابل خود توجه نمی کند.

به خاطر داشته باشید همیشه واقع بینانه باشید و هرگز خودتان را فریب ندهید .

که این اتفاق برای شما غیر قابل باور نخواهد بود، اما با رویکرد منطقی به همسرتان بدون اتهام به او، در مقابل این مسئله را قبل از این اتفاق به تاخیر می اندازید.

  • زندگی با یک زن بدخواه شاید یکی از سخت ترین کارهایی است که تا به حال انجام داده اید.
  • در صورت تصمیم گیری در مورد آنچه شما می خواهید یا انجام ندهید هیچ پاسخ درستی وجود ندارد.
  • انچه همه شما می توانید انجام دهید این است که با همسرتان ارتباط برقرار کنید.
  • به صدای خود گوش دهید و تصمیم بگیرید که آیا این رابطه ارزشش را دارد. خودت را سرزنش نکن.
ادامه مطلب