تعریف خانواده از دیدگاه روانشناسی برای کودکان و بزرگسالان

یک رابطه خانوادگی می تواند به عنوان هر ترکیبی از روابط والدینی و فرزندی و روابط ازدواجی تعریف شود که دو فرد را به صورت مستقیم یا از طریق یک فرد سوم به هم مرتبط می کند.

در این حوزه، روابط ازدواجی یا زناشویی به عنوان زندگی غیررسمی در کنار همراه هم تعریف می شود، بنابراین یک موردی مستقل از وضعیت ازدواجی قانونی می باشد.


برخی از افراد بر این باورند که خانواده یکی از مهمترین بخش های زندگی هر فردی می باشد، ولی باید بررسی شود که منظور از خانواده چیست.

شما از طریق مطالعه کردن ادامه این مقاله و سایر مقالات انتشار یافته در سایت مشاورانه می توانید نسبت به تعریف علمی خانواده و روش های مربوط به آگاهی یافتن بیشتر از خانواده تان آشنا شوید و همچنین نسبت به چند مورد از ساختارهای خانوادگی اطلاع کسب کنید.

تعریف خانواده برای کودکان

زمانیکه شما متولد می شوید، بلافاصله بخشی از یک گروه از افرادی می شوید که به عنوان خانواده شما شناخته می شوند.

تعاریف مختلفی از خانواده وجود دارد؛ برخی از این تعاریف خانواده را به عنوان “یک گروه اجتماعی بنیادی در جامعه که از یک یا دو سرپرست و خانواده آنها تشکیل شده است.

” یا “یک گروه تشکیل شده از دو یا چند نفر که از طریق خونی، فرزند پذیری، ازدواج، ناخواندگی یا شیردهی به هم مرتبط می شوند و معمولا در یک خانه یکسانی زندگی می کنند” تعریف کرده اند.

یکی از اولین چیزهایی که شما می توانید در این دنیا به دست بیاورید، عبارت از خانواده می باشد.

شما به طرق مختلف می توانید با سایر افراد رابطه داشته باشید. در برخی مواقع شما یک رابطه بیولوژیکی با یک فرد دیگری دارید.

برای مثال، در صورتیکه شما یک برادر یا خواهری داشته باشید و حداقل دارای یک سرپرست یکسانی باشید، شما یک رابطه بیولوژیکی با یکدیگر خواهید داشت.

عموزاده ها، عمه زاده ها، خاله زاده ها، دایی زاده ها، والدین و پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها عبارت از سایر افرادی می باشند که شما با آنها رابطه بیولوژیکی دارید.

در برخی مواقع شما یک رابطه قانونی با یک فرد دیگری پیدا می کنید. برای مثال در صورتیکه شما به فرزند خواندگی پذیرفته شوید، در این صورت یک رابطه قانونی با والدین خودتان خواهید داشت.

فرزند خواندگی در زمانی صورت می گیرد که والدین واقعی کودک قادر به تامین هزینه هایشان نباشند و فرزندشان با یک خانواده دیگری زندگی کند و بخشی از خانواده آنها باشد

زمانیکه دو نفر تصمیم می گیرند که با هم ازدواج کنند، یک رابطه ازدواجی با یکدیگر پیدا می کنند.

این امکان وجود دارد که خانواده شما به چندین نسل تعلق داشته باشد. یک نسل عبارت از یک گروه از افرادی می باشد که در یک زمان یکسانی متولد می شوند و زندگی می کنند.

بنابراین شما و برادران و خواهرانتان در یک نسل هستید. والدین شما به یک نسل دیگری تعلق دارند.

نسل مربوط به پدربزرگ ها و مادربزرگ های شما هم یک نسل متفاوتی است.

این امکان وجود دارد که شما با یکی از افراد مهم، همانند آبراهام لینکولن، هریت تابمن یا حتی جاستین بیبر رابطه داشته باشید. تا زمانیکه در این مورد تحقیق نکنید، نسبت به این ارتباطات خودتان اطلاع نخواهید یافت.

یک مورد از شجره نامه

همه خانواده ها مشابه نیستند

همه خانواده ها مشابه نیستند

خانواده ها دارای شکل های مختلفی هستند و هیچ نوع خانواده ای بهتر یا بدتر از سایر خانواده ها نمی باشد.

در برخی مواقع بچه های کمتری در یک خانواده وجود دارد و در سایر مواقع، یک خانواده دارای فرزندان زیادی می باشد.

در برخی از خانواده ها همه اعضای خانواده روابط بیولوژیکی با یکدیگر دارند و در یک سری از خانواده های دیگری، برخی از اعضای خانواده دارای روابط بیولوژیک با سایر اعضای خانواده نمی باشند

در ادامه توضیحات بیشتری در مورد ساختار خانواده ارائه می شود.

تعریف خانواده از نظر روانشناسی

یک خانواده عبارت از یک گروه تشکیل یافته از دو یا چند نفر می باشد که به دلیل رابطه خونی، رابطه ازدواجی یا روابط دیگری به هم مرتبط هستند.

تعریف خانواده همواره در حال تغیر است و به ویژه انسان شناسان بحث های زیادی را در مورد تعریف خانواده داشته اند. خانواده یک عبارت فرهنگی است و هر فرهنگی خانواده را به صورت متفاوتی تعریف می کند؛

خرده فرهنگ های موجود در یک فرهنگ، در اغلب مواقع یک تعریف اضافی یا متفاوتی از خانواده دارند.

در ایالات متحده، خانواده به عنوان افرادی تعریف شده است که از طریق خونی با هم رابطه دارند .

مواردی از قبیل مادرها، پدرها، برادران، خواهران، پدربزرگ ها، مادربزرگ ها، عموزاده ها، عمه زاده ها، دایی زاده ها و خاله زاده ها را شامل می شود.

همچنین افراد از طریق رابطه ازدواجی هم می توانند به یک خانواده تبدیل شوند؛

یک شوهر از طریق برقراری یک رابطه ازدواجی با همسرش، یک خانواده ایجاد می کند و خودش از طریق این رابطه ازدواجی به داماد والدین همسرش تبدیل می شود.

واحدهای خانوادگی عبارت از نهادهایی می باشند که حتی در داخل یک فرهنگ هم قابل تغییر هستند.

برای مثال یک کودک می تواند خانواده اصلیش را به عنوان مادر و پدر خودش تعریف کنید، در حالیکه یک فرد بالغ می تواند خانواده اصلیش را شامل همسر و فرزندانش تعریف کند.

معمولا خانواده به عنوان یک گروه از افرادی تعریف می شود که با یکدیگر زندگی می کنند و خودشان را به عنوان یک خانواده می شناسند.

با این وجود، حتی این تعریف هم همواره در حال تغییر است، چرا که در برخی از فرهنگ ها، واحدهای خانواده به عنوان افرادی تعریف می شوند که به صورت مستقل زندگی می کنند.

در ایالات متحده، حتی در صورتیکه زن و شوهر به صورت موقت جدا از هم زندگی کنند، باز هم به عنوان یک خانواده در نظر گرفته می شوند.

معمولا فرهنگ های مختلف تعاریف متفاوتی از اعضای خانواده دارند.

در برخی از فرهنگ ها یک دوست به عنوان یکی از اعضای خانواده در نظر گرفته می شود، این در حالی است که سایر فرهنگ ها دوست را به عنوان یکی از اعضای خانواده در نظر نمی گیرند.

در حالیکه روابط بیولوژیکی واقعی می باشند، ولی تعریف خانواده تا حد زیادی تحت تاثیر ارزش ها و هنجارهای فرهنگی قرار دارد.

تعریف خانواده از دیدگاه روانشناسی

خانواده یک نقش مهم و محوری در روانشناسی و سلامت روانشناختی دارد.

متخصصان سلامت روان تمرکز زیادی بر روی شناخت روش هایی دارند که خانواده اصلی (یعنی خانواده ای که فرد در آن به دنیا آمده است) از طریق آنها بر روی یک فرد تاثیر می گذارد و همچنین روابط موجود مابین خانواده اصلی و ازدواج، روابط و دوستی های را بررسی می کنند.


هدف از خانواده درمانی عبارت از ارائه کردن یک راه حل برای کل اعضای خانواده می باشد و روش درمان سیستم های خانوادگی، روابط و نقش های مابین اعضای یک خانواده را بررسی می کند.انواع خانواده ها

انواع خانواده ها

اصولا خانواده شامل یک گروه از افرادی می باشد که دارای رابطه ژنتیکی هستند یا به دلیل موقعیت زندگی با هم ارتباط پیدا می کنند.

ساده ترین نوع خانواده عبارت از خانواده زن و شوهری است. یک خانواده زن و شوهری شامل یک شوهر، یک همسر و فرزندان بیولوژیک آنها می باشد.

در برخی مواقع این خانواده به عنوان خانواده هسته ای شناخته می شود.

معمولا فرض بر این است که خانواده های زن و شوهری دارای والدینی هستند که به صورت قانونی با هم ازدواج کرده اند

در گذشته تمایل زیادی به ایجاد این نوع خانواده ها وجود داشته است، ولی محبوبیت این خانواده ها در سال های اخیر کاهش یافته است و انواع دیگری از خانواده ها گسترش پیدا کرده اند.

خانواده گسترده یک نوع دیگری از خانواده می باشد که کاملا رایج است؛ اعضای این خانواده ها شامل افرادی می باشند که دارای روابط ژنتیک هستند و افرادی غیر از والدین و بچه ها را هم شامل می شوند.

خانواده های گسترده در اغلب مواقع شامل پدربزرگ، مادربزرگ، عمو، عمه، دایی، خاله، عموزاده ها، دایی زاده ها، عمه زاده ها و خاله زاده ها می باشد.

معمولا خانواده های گسترده منابع خودشان را به اشتراک می گذارند و در اکثر مواقع با هم زندگی می کنند.

یکی از شکل های مربوط به خانواده که به شدت در حال گسترش می باشد، عبارت از خانواده ترکیب شده است.

یک خانواده ترکیب شده شامل اعضایی می باشد که فاقد رابطه ژنتیکی هستند.

یکی از رایجترین نمونه های مربوط به این خانواده ها عبارت از والدینی می باشند که از همسر قبلی شان جدا می شوند و با همسران جدید ازدواج می کنند.

ممکن است یکی از والدین هیچ نوع رابطه ژنتیکی با بچه ها نداشته باشد و این امکان وجود دارد که کودکان رابطه کاملی با یکدیگر برقرار نکنند.

این افراد همچنان با هم خانواده هستند، ولی به عنوان یک خانواده زن و شوهری در نظر گرفته نمی شوند.

علاوه بر خانواده های زن و شوهری، گسترده و ترکیب شده، انواع دیگری از خانواده ها وجود دارند.

در برخی از خانواده ها به جای دو سرپرست، یک سرپرست وجود دارد. در گذشته برخی از فرهنگ ها به مردان اجازه می دادند که بیش از یک همسر داشته باشند.

شراکت در خانه یک روش دیگری می باشد که باعث می شود افراد از نظر قانونی به عنوان یک خانواده در نظر گرفته شوند، چرا که این افراد با هم زندگی می کنند، هر چند که به صورت رسمی با هم ازدواج نکرده اند.

خانواده ها دارای شکل ها و فرم های کاملا گسترده ای می باشند.

روابط ازدواجی (خویشاوندی سببی)

یک رابطه خونی همچنین به عنوان رابطه ای در نظر گرفته می شود که به عنوان رابطه ایجاد شده در نتیجه قرابت نسبی یا قرابت صلبی می باشد.

یک رابطه ایجاد شده در نتیجه ازدواج، در برخی مواقع به عنوان خویشاوندی سببی در نظر گرفته می شود.

در مرحله اول ازدواج، یک رابطه ای مابین شوهر و همسرش ایجاد می شود که به عنوان رابطه درجه اول می باشد.

درجه مربوط به سایر روابطی که در نتیجه یک ازدواج ایجاد می شوند (درجه دوم) ، مشابه درجه روابطی می باشد که توسط روابط خونی ایجاد می شوند.

برای مثال جان و استیو برادرند و بنابرین رابطه آنها یک رابطه درجه دوم خونی می باشد. لیندا به عنوان همسر جان، در درجه دوم و در نتیجه ازدواج، با استیو رابطه درجه دوم پیدا می کند.

بازسازی ژنتیکی خانواده

آزمایش نسبی در زمانیکه به پدر دسترسی وجود نداشته باشد، می تواند شبیه به یک پازل باشد.

در DDC هر موردی که می تواند به نتایج مدنظر منتهی شود، مورد بررسی قرار می گیرد.

ممکن است یک سری خویشاوندانی وجود داشته باشند و در DDC مورد آزمایش قرار بگیرند؛

معمولا با این افراد صحبت می شود تا نظراتشان در مورد گزینه های در دسترسشان مشخص شود.


یک بازسازی ژنتیکی خانواده عبارت از آزمایش های DNA می باشد که برای مشخص کردن روابط خانوادگی بیولوژیکی صورت می گیرند.

در اغلب مواقع این آزمایش ها برای مشخص کردن رابطه یک کودک با خویشاوندان نزدیکش صورت می گیرد.

زمانیکه پدر بالقوه برای انجام آزمایش مربوط به مشخص کردن پدر در دسترس نباشد، آزمایش DNA می تواند به عنوان یک روش غیر مستقیمی برای مشخص کردن روابط خانوادگی به کار گرفته شود.

نتایج مربوط به بازسازی ژنتیکی می تواند برای ارضاء حس کنجکاوی استفاده شوند، ولی در تامین اجتماعی و سایر مراجع مربوط به وراثت، می تواند به عنوان یک مدرک مورد استفاده قرار بگیرد.

تعریف خانواده بر اساس جایگاه فرد

تعریف خانواده بر اساس جایگاه فرد
نسبت پدری

نسبت پدری، که همچنین به عنوان خویشاوندی پدری یا ادامه نسل هم شناخته می شد، یک فرمی از سیستم رابطه ای می باشد که در آن افراد از طرف پدری با یکدیگر رابطه پیدا می کنند و این ارتباط را به نسل های بعدی منتقل می کنند.

این مورد در اغلب مواقع شامل وراثت دارایی، حقوق، اسم ها یا عناوینی می باشد که از طریق نسبت پدری به فرد منتقل می شود.

نسبت پدری (نسل پدری) عبارت از پدر فرد و اجدادی می باشد که یک فرد فقط از طریق خویشاوند پدری با آنها ارتباط پیدا می کند.

بنابراین یک نسبت پدری عبارت از وراثت انتقال یافته از یک فرد مذکر می باشد و تمامی افراد بعدی انتقال دهنده نسل آن هم عبارت از افراد مذکر هستند.

در انسان شناسی فرهنگی، یک شجره عبارت از روابط خونی انتقال یافته از طریق افراد مذکر و مونث است، به نحوی که همه اعضای آن از طرف پدری به یک جد مذکر مرتبط می شوند.

نسبت مادری (مادر تباری)

نسبت مادری عبارت از رابطه ای می باشد که در آن یک فرد از طرف مادری با افراد دیگر ارتباط پیدا می کند و این رابطه را به نسل های بعدی منتقل می کند.

همچنین این نسبت با سیستم اجتماعی مرتبط است که در آن هر فردی از طریق نسبت مادریش شناخته می شود و این نسبت می تواند شامل وراثت دارایی و القاب باشد.

یک نسبت مادری عبارت از وراثت نژادی از اجداد مادری به وراث می باشد، به نحوی که همه افراد انتقال دهنده این وراثت و رابطه شامل افراد مونث می باشند (به بیان دیگر، رابطه مادری را انتقال می دهند).

در سیستم وراثت انتقال یافته از طریق نسبت مادری، یک فردی همانند مادر خودش به یک گروه نژادی تعلق پیدا می کند.

الگوی وراثت نسبت مادری بر عکس یک الگوی رایج تر می باشد که به عنوان الگوی وراثت از طریق نسبت پدری شناخته می شود.

نژاد دو طرفه

نژاد دو طرفه یک حالتی از سیستم رابطه ای می باشد که در آن روابط خانوادگی یک فرد از طریق هر دو طرف پدر یا مادر ایجاد می شود و به نسل های بعدی انتقال می یابد.

در این سیستم رابطه ای، خویشاوندان موجود در هر دو طرف پدری و مادری از نظر وابستگی عاطفی و حق وراثت از ثروت، اهمیت و جایگاه یکسانی دارند.

این سیستم یک ترتیبی می باشد که در آن نژاد و وراثت به طور مساوی از طرف هر یک از والدین به فرد انتقال می یابد.

خانواده هایی که این سیستم را دارند، نژاد را به صورت مساوی از هر یک از والدین به ارث می برند و دارای اجداد متعددی هستند، ولی برخلاف وراثت خویشاوندی، برای ایجاد گروه های وراثتی به کار گرفته نمی شود.

در گذشته این خانواده ها در غرب آفریقا، هند، استرالیا، اندونزی، مالزی و جزایر غرب اقیانوسیه وجود داشته اند.

انسان شناسان بر این عقیده اند که ساختار قبیله ای مبتنی بر نژاد دو طرفه باعث می شود که افراد محیط های گسترده ای برای زندگی کردن داشته باشند.

چرا که در این سیستم افراد منتسب به دو مجموعه از خانواده هایی می شوند که در یک حیطه وسیعی گسترش یافته اند.

منبع : تعریف خانواده از دیدگاه روانشناسی برای کودکان و بزرگسالان

مزایا و معایب استفاده از مکانیزم جبران

مکانیسم دفاعی جبران، مزایا و معایب استفاده از مکانیزم جبران

مکانیسم دفاعی جبران چیست و چگونه عمل می کند؟ جبران مفهومی می باشد که در اصطلاح تخصصی به آن Compensation می گویند و به معنی صرف کردن انرژی زیاد در حوزه هایی می باشد که فرد در آن ها احساس ضعف و حقارت می کند و در صورتی که اگر از این حوزه به صورت افراطی استفاده نشود می توان به وسیله آن فرد در مسیر پیشرفت قرار بگیرد.

به طوری که اگر از جبران افراطی استفاده شود باعث تضعیف روانی فرد می شود. در ادامه مقاله به توضیحات بیشتری در مورد مکانیسم دفاعی جبران می پردازیم و باید تا انتها این مقاله مورد مطالعه قرار دهید تا آگاهی شما افزایش یابد.

مکانیسم دفاعی جبران چیست؟

مکانیسم دفاعی جبران یا Compensation یکی از استراتژی های ناخودآگاه می باشد که فرد در برابر ضعف ها و ناتوانی هایش تلاش می کند تا از آن فرار کند و در این شرایط فرد در حوزه ای که احساس ضعف و ناتوانی می کند بسیار تلاش می کند این مفهوم بیش تر در نظریه روانشناسی آلفرد آدلر مطرح شده است.

بر اساس نظریه آدلر، جبران مکانیسمی می باشد که در آن فرد تلاش می کند عقده های حقارت خود را به دست فراموشی بسپارد و در برابر دیگران به برتری برسد.

استفاده افراطی از مکانیسم دفاعی جبران

مکانیسم طبیعی به صورت طبیعی از انسان در برابر تنش ها و اضطراب ها محافظت می کند و اگر از آن به صورت افراطی استفاده شود باعث به وجود آمدن مشکلات روان رنجوری خواهد شد.

به همین دلیل متخصصان اعتقاد دارند که اگر از مکانیسم جبرانی به صورت افراطی استفاده شود مشکلات بارزی را به وجود می آورد که در رفتار مبتلایان به اختلالات روان شناسی مختلف نشان داده می شود.

به عنوان مثال فرد به دلیل عزت نفس تخریب شده روی به خودشیفتگی آورده است که نوع جبران بیمار گون می باشد در حقیقت افراد با ساختن هویت آرمانی ازخود سعی می کنند که از اعتماد به نفس تضعیف شده شان محافظت نمایند و یا از آن فرار کنند.

مزایا و معایب مکانیسم دفاعی جبران

اگر از مکانیسم جبرانی به صورت افراطی استفاده نشود به عنوان انگیزه ای برای پیشرفت زندگی او مورد استفاده قرار می گیرد و فرد را در مسیر مثبتی قرار می دهد و بسیاری از افراد که درگیر نواقص جدی در حوزه جسمانی یا روان شناختی هستند.

با استفاده از این مکانیسم دفاعی بر ضعف های خود غلبه کرده اند و برای خود زندگی جدیدی را به وجود آورده اند در این راستا می توان به افرادی که دارای معلولیت هستند اشاره کرده که در زمینه هایی مانند ورزش و هنر به دستاورد های عالی رسیده اند و موفقیت هایی را کسب کرده اند.

در صورتی که به صورت ناآگاهانه و بیش از حد از این مکانیسم استفاده شود افراد نخواهند توانست شخصیت پخته ای را پرورش دهند و به جای آن که مشکلات آن ها رفع شود بر چالش های زندگی آن ها افزوده خواهد شد.

به طور مثال فردی که برای این که از نقص های خود فرار کند اعتماد به نفس کاذبی را از خود نشان می دهد احتمال دارد بیشتر در معرض طرد شدن و یا مشکلات بین فردی قرار بگیرد و همین موضوع باعث می شود تا مشکلات بنیادی او تا حد زیادی افزایش یابد.

سخن آخر

بسیاری از متخصصان روانشناسی بر این باور هستند که بسیاری از رفتارهای انسان در زندگی جبران های افراطی در جهت نیازهای بر آورده نشده آن ها می باشد.

در صورتی که فرد در زمان رشد خود نتواند نیازهای روان شناختی را به درستی بشناسد و به شیوه صحیح و درست با آن عمل کند به مرور زمان باعث می شود تا مکانیسم دفاعی جبران کارایی خودش را از دست بدهد و دیگر نمی تواند در برابر تنش ها و مشکلات روانشناختی از فرد محافظت کند و مشکلاتی را برای او به وجود می آورد.

به همین خاطر فرد اگر بیش از حد در زمینه انرژی روانی خرج می کند و برای این که به موفقیت برسد نتیجه معکوسی دریافت می کند در این حالت باید برای این که سیکل معیوب شکست را در زندگی اش از بین ببرد از یک متخصص در حوزه سلامت مانند روانشناس و متخصص کمک بگیرد.

در این خصوص روانشناس بسیار به شما کمک می کند تا بتوانید نیازهای برآورده نشده و نقاط قوت و ضعفتان را در زندگی به خوبی بشناسید و بتوانید به شیوه ای صحیح و درست در جهت پیشرفت و موفقیت آن گامی بردارید.

منبع : مکانیسم دفاعی جبران | مزایا و معایب استفاده از مکانیزم جبران

راهنمای والدین کودک نه تا یازده ساله

راهنمای والدین کودک نه تا یازده ساله تهیه شده است. روانشناسی کودکان 9 تا 12 سال به مسائلی همچون: روانشناسی دختر 9 ساله، روانشناسی کودک هشت ساله، برنامه ریزی برای کودک 9 ساله،  ویژگی های کودکان 7 تا 12 سال، پرخاشگری در کودکان 9 ساله، رشد کودک نه ساله و غیره می پردازد.

نقاط عطف رشد کودک نه تا یازده ساله

استقلال فزاینده فرزند شما از خانواده و علاقه به دوستان ممکن است در حال حاضر آشکار باشد. دوستی های سالم برای رشد فرزند شما بسیار مهم است، اما فشار همسالان می تواند در این دوران قوی شود.

کودکانی که نسبت به خود احساس خوبی دارند، می توانند در برابر فشار منفی همسالان مقاومت کنند و انتخاب های بهتری برای خود داشته باشند. این زمان مهمی است که کودکان در کنار رشد استقلال خود، احساس مسئولیت کنند. همچنین، تغییرات فیزیکی بلوغ ممکن است تا به حال خود را نشان دهد، به خصوص برای دختران. یکی دیگر از تغییرات بزرگی که کودکان در این دوران باید برای آن آماده شوند، شروع دوره راهنمایی یا دبیرستان است.

در اینجا اطلاعاتی در مورد چگونگی رشد کودکان در دوران نونهالی وجود دارد:

تغییرات عاطفی و اجتماعی سن کودک نه تا یازده ساله

کودکان در این گروه سنی ممکن است:

  • شروع به ایجاد دوستی های قوی تر، پیچیده تر و روابط همسالان کنید. از نظر عاطفی داشتن دوستان، به خصوص همجنس، اهمیت بیشتری پیدا می کند.
  • فشار همسالان بیشتری را تجربه کنید.
  • با نزدیک شدن به بلوغ، از بدن خود بیشتر آگاه می شود. تصویر بدن و مشکلات خوردن گاهی از همین سن شروع می شود.

تفکر و یادگیری در کودک نه تا یازده ساله

کودکان در این گروه سنی ممکن است:

  • با چالش های تحصیلی بیشتری در مدرسه روبرو شوید.
  • از خانواده مستقل تر شوید.
  • شروع می کند تا دیدگاه های واضحتری نسبت به دیگران داشته باشد.
  • دامنه توجه او افزایش می یابد.

نکات مثبت برای راهنمای والدین کودک نه تا یازده ساله

موارد زیر به عنوان یک والدین می توانید برای کمک به فرزندتان در این مدت انجام دهید:

  • با فرزندتان وقت بگذرانید. با او در مورد دوستانش، دستاوردهایش و چالش هایی که با او روبرو خواهد شد صحبت کنید.
  • با مدرسه فرزندتان درگیر باشید. رفتن به رویدادهای مدرسه؛ با معلمان فرزندتان ملاقات کنید
  • فرزندتان را تشویق کنید که به مدرسه و گروه های اجتماعی بپیوندد، مانند یک تیم ورزشی، یا داوطلب یک موسسه خیریه شود.
  • به کودک خود کمک کنید تا حس درست و نادرست خود را تقویت کند. با او در مورد کارهای خطرناکی صحبت کنید که دوستان ممکن است او را تحت فشار قرار دهند، مانند سیگار کشیدن یا جرات انجام کارهای فیزیکی خطرناک.
  • به کودک خود کمک کنید احساس مسئولیت کند. فرزندتان را در کارهای خانه مانند نظافت و آشپزی مشارکت دهید. با فرزندتان در مورد پس انداز و خرج عاقلانه پول صحبت کنید.
  • با خانواده دوستان فرزندتان آشنا شوید.
  • با فرزندتان در مورد احترام گذاشتن به دیگران صحبت کنید. او را تشویق کنید تا به افراد نیازمند کمک کند. با او در مورد اینکه وقتی دیگران مهربان نیستند یا بی احترامی می کنند چه کاری باید انجام دهید صحبت کنید.
  • به فرزندتان کمک کنید تا اهداف خود را تعیین کند. او را تشویق کنید تا در مورد مهارت ها و توانایی هایی که دوست دارد داشته باشد و در مورد چگونگی توسعه آنها فکر کند.
  • قوانین واضحی وضع کنید و به آنها پایبند باشید. با فرزندتان در مورد آنچه از او (رفتار) انتظار دارید صحبت کنید، وقتی هیچ بزرگسالی در آن حضور ندارد. اگر دلایلی برای قوانین ارائه کنید، به او کمک می کند که بداند در بیشتر موقعیت ها چه کاری انجام دهد.
  • به جای تنبیه، از نظم و انضباط برای راهنمایی و محافظت از فرزندتان استفاده کنید تا او نسبت به خودش احساس بدی داشته باشد.
  • هنگام استفاده از تمجید، به فرزندتان کمک کنید به دستاوردهای خود فکر کند. گفتن «تو باید به خودت افتخار کنی» به جای «من به تو افتخار می‌کنم» می‌تواند فرزندتان را تشویق کند تا زمانی که کسی برای تحسین او نیست، انتخاب‌های خوبی انجام دهد.
  • با کودک خود در مورد تغییرات طبیعی، جسمی و عاطفی بلوغ صحبت کنید.
  • فرزندتان را به خواندن هر روز تشویق کنید. در مورد تکالیفش با او صحبت کنید.
  • با فرزندتان مهربان و صادق باشید و کارها را با هم به عنوان خانواده انجام دهید.

اصل اول راهنمای والدین کودک 9 تا 11 ساله : ایمنی

استقلال بیشتر و نظارت کمتر بزرگسالان می تواند کودکان را در معرض خطر صدمات ناشی از سقوط و سایر حوادث قرار دهد. در اینجا چند نکته برای کمک به محافظت از کودک شما وجود دارد:

  • از کودک خود در ماشین محافظت کنید. توصیه می کند که کودک خود را تا زمانی که به اندازه کافی بزرگ شود که به درستی در کمربند ایمنی قرار گیرد، روی صندلی نگهدارنده نگه دارید. به یاد داشته باشید: کودک شما هنوز باید تا 12 سالگی روی صندلی عقب سوار شود زیرا در آنجا امن تر است. تصادفات وسایل نقلیه موتوری شایع ترین علت مرگ و میر ناشی از صدمات غیرعمد در بین کودکان این سن است.
  • بدانید فرزندتان کجاست و آیا یک بزرگسال مسئول در آن حضور دارد یا خیر. با فرزندتان برنامه‌ریزی کنید که چه زمانی با شما تماس می‌گیرد، کجا می‌توانید او را پیدا کنید و انتظار دارید چه ساعتی به خانه برود.
  • مطمئن شوید که کودک شما هنگام دوچرخه سواری یا اسکیت بورد یا استفاده از اسکیت های درون خطی از کلاه ایمنی استفاده می کند. سوار بر موتور سیکلت، ماشین برفی یا وسیله نقلیه تمام زمینی؛ یا انجام ورزش های تماسی
  • بسیاری از بچه ها قبل از اینکه والدینشان از سر کار به خانه بروند از مدرسه به خانه برمی گردند. داشتن قوانین و برنامه های روشن برای فرزندتان زمانی که در خانه تنهاست بسیار مهم است.

اصل دوم راهنمای والدین: توجه به سلامت بدن فرزند

  • میوه و سبزیجات فراوان تهیه کنید؛ غذاهای سرشار از چربی جامد، قندهای اضافه شده یا نمک را محدود کنید و غذاهای سالم تری را برای وعده های غذایی خانواده آماده کنید.
  • تلویزیون را از اتاق خواب فرزندتان دور نگه دارید. محدودیت‌هایی را برای زمان تماشای صفحه تنظیم کنید و یک برنامه استفاده از رسانه برای خانواده خود ایجاد کنید.نماد خارجی
  • فرزندتان را تشویق کنید تا یک ساعت در روز در فعالیت های بدنی شرکت کند که مناسب سن و لذت است و تنوع را ارائه می دهد! فقط مطمئن شوید که کودک شما سه نوع فعالیت انجام می دهد: فعالیت هوازی مانند دویدن، تقویت عضلات مانند کوهنوردی، و تقویت استخوان ها – مانند طناب زدن – حداقل سه روز در هفته.
  • مطمئن شوید که کودک شما مقدار توصیه شده را در هر شب می خوابد : برای کودکان سن مدرسه 6 تا 12 سال، 9 تا 12 ساعت در هر 24 ساعت (شامل چرت زدن)

رشد کودک نه ساله

کودکان معمولاً در یک توالی طبیعی و قابل پیش بینی از یک نقطه عطف رشد به مرحله بعدی پیشرفت می کنند. اما هر کودک با سرعت خودش رشد می کند و مهارت کسب می کند. برخی از کودکان ممکن است در یک زمینه مانند زبان پیشرفت کنند، اما در زمینه دیگری مانند رشد حسی و حرکتی عقب باشند.

نقاط عطف معمولاً در پنج حوزه اصلی گروه بندی می شوند: رشد فیزیکی، رشد شناختی، رشد عاطفی و اجتماعی، رشد زبان، و رشد حسی و حرکتی.

رشد و تکامل فیزیکی کودک 9 ساله

  • حدود 2.5 اینچ (6 سانتی متر) رشد می کند و در یک سال حدود 7 پوند (3 کیلوگرم) اضافه می کند.
  • شروع به نشان دادن الگوی رشد مرتبط با جنسیت کنید: دختران شروع به قد بلندتر شدن و وزن بیشتری نسبت به پسران می کنند.
  • هر سال حدود چهار دندان شیری را از دست بدهید. این ها با دندان های دائمی جایگزین می شوند.

تفکر و استدلال (رشد شناختی) 9 سالگی

  • بدانید که اشیا کاربرد دارند و می توان آنها را به دسته های مختلف طبقه بندی کرد. به عنوان مثال، آنها تشخیص می دهند که هویج چیزی برای خوردن است و نوعی سبزی است.
  • می تواند جملات طولانی تر تا 12 کلمه را بخواند و بفهمد.
  • می تواند اعداد 2 رقمی را جمع و تفریق کند، کسرها را بفهمد، و در حال یادگیری نحوه قرض گرفتن و حمل مقادیر است.
  • مانند سازماندهی و برنامه ریزی، مانند برنامه ریزی از قبل با دوستان.
  • مستقل فکر کنید. اکثر کودکان مهارت های تصمیم گیری خود را بهبود می بخشند.
  • می تواند وظایف و پروژه های پیچیده تری را در مدرسه انجام دهد، مانند گزارش کتاب.

رشد عاطفی و اجتماعی اکثر کودکان 9 ساله

  • هنجارهای اولیه اجتماعی و رفتار مناسب را بشناسید.
  • می توانند خشم خود را در اکثر مواقع کنترل کنند.
  • دوستی های دلسوز و محکم داشته باشید.
  • احساس قوی همدلی به دست آورده اند که عبارت است از درک و حساس بودن نسبت به احساسات دیگران.
  • نسبت به سال قبل احساسات پایدارتری داشته باشید. نوسانات خلقی ممکن است هنوز رخ دهد، اما نه به دفعات قبلی.
  • بر بیشتر ترس هایی که در دوران کودکی رایج بود غلبه کرده اند. اما آنها اغلب از موقعیت‌های استرس‌زای رایج، مانند عملکرد مدرسه، دچار اضطراب بیشتری می‌شوند.
  • در مورد روابط بین پسران و دختران کنجکاو هستند. تعداد کمی به این علاقه اعتراف خواهند کرد.

توسعه زبان در 9 سالگی

  • مرتب بخوانید و از کتاب لذت ببرید.
  • اغلب با هدف یادگیری در مورد چیزی که مورد علاقه است مطالعه کنید.
  • الگوهای گفتاری تقریباً در سطح بزرگسالان داشته باشید.

رشد حسی و حرکتی کودکان 9 ساله

  • از بازی های فعال مانند دوچرخه سواری، شنا و بازی های دویدن (مانند «تگ») لذت ببرید.
  • علاقه فزاینده ای به ورزش های گروهی پیدا کنید.
  • لباس بپوشید، موها را مسواک بزنید، دندان ها را مسواک بزنید و بدون هیچ کمکی آماده شوید.
  • از ابزارهای ساده مانند چکش به تنهایی استفاده کنید.
  • دوست دارند نقاشی بکشند، نقاشی کنند، جواهرات بسازند، مدل بسازند یا فعالیت های دیگری را انجام دهند که از مهارت های حرکتی ظریف آنها استفاده می کند.

روانشناسی دختر 9 ساله

مراحل کلیدی

  • ممکن است علائم اولیه بلوغ را تجربه کند. دختران معمولاً علائمی را در حدود 8 یا 9 سالگی نشان می دهند. احتمال بلوغ پسران کمی دیرتر، در حدود 10 یا 11 سالگی بیشتر است.
  • یک جهش رشد را تجربه کنید. کودک شما ممکن است به طور قابل توجهی قد بلندتر شود و وزن بیشتری اضافه کند.
  • قادر به ادامه فعالیت بدنی برای رسیدن به یک هدف، مانند هنگام انجام یک بازی یا تکمیل یک چالش آمادگی جسمانی.
  • اندام جنسی شکل گرفته و رشد می کنند
  • به دلیل تغییرات هورمونی، تغیرات رفتاری در کودک رخ می دهد.

نکته برای والدین دختر 9 ساله

زمان خوبی برای شروع صحبت در مورد بلوغ است، صرف نظر از اینکه فرزند شما در چه مرحله ای قرار دارد. صحبت آشکار در مورد تغییراتی که فرزند شما می تواند انتظار داشته باشد می تواند انتقال را آسان تر کند.

در این دوره نیاز است که کودک درک شود و احساس نکند که حمایت والدین را از دست داده است.

مراحل کلیدی

  • ممکن است بر حرف خود تایید و پافشاری کند ولی اگر منطقی با او صحبت شود درک می کند و تاثیرگذار است.
  • ممکن است زمانی که همه چیز طبق برنامه پیش نمی رود غیرمنطقی یا بی ادبانه رفتار کند، اما می تواند رفتار را تشخیص دهد و عذرخواهی کند.
  • برای کنار آمدن با احساسات ناخوشایند همسالان را جستجو می کند اما می تواند به منابع خود تکیه کند

نکته والدین

فرزند شما ممکن است در مورد داستان هایی که در اخبار شنیده یا چیزهایی که در جامعه می گذرد سؤالاتی داشته باشد. اطلاعات واقعی و مناسب سن را ارائه دهید. روی هر کاری که برای حفظ امنیت مردم انجام می‌شود تمرکز کنید و او را با یک پروژه ساده درگیر کنید، مانند نوشتن یادداشت‌های تشکر برای اولین پاسخ دهندگان پس از یک رویداد غم‌انگیز یا اهدای لباس به قربانیان بلایای طبیعی.

روانشناسی کودک هشت ساله

رشد فیزیکی کودک هشت ساله

برای کودکان 8 ساله، رشد جسمانی بیشتر به اصلاح مهارت ها، هماهنگی و کنترل ماهیچه ها مربوط می شود تا تغییرات عظیم. آنها شبیه “بچه های بزرگ” به نظر می رسند، اما برای اکثر آنها هنوز چند سال دیگر به بلوغ می رسد.

کودکان مبتلا به پتانسیل ورزشی طبیعی ممکن است توانایی های خود را در این را نشان می دهد مرحله توسعه به عنوان مهارت های فیزیکی خود را دقیق تر و دقیق است. در واقع، این اغلب سنی است که بچه ها تصمیم می گیرند که آیا ورزشکار هستند یا نه و انتخاب می کنند که در ورزش شرکت کنند یا از آن اجتناب کنند.

در هر صورت، تشویق والدین به فعالیت بدنی مهم است . حتی اگر کودک شما ورزشکار نباشد، باز هم می تواند از دویدن ، شنا ، دوچرخه سواری و بسیاری دیگر از تفریحات فیزیکی غیر مرتبط با ورزش لذت ببرد .

مراحل کلیدی

ترکیبی روان تر از مهارت های حرکتی و حرکتی (کودکان می توانند بچرخند، بچرخند و بپرند و کارهایی را انجام دهند که در ورزش به آنها کمک می کند).
هماهنگی همچنان در حال بهبود است.
بهبود کنترل عضلات کوچک همچنان بهبود می یابد و فعالیت هایی مانند نواختن آلات موسیقی یا استفاده از ابزار را بسیار آسان تر و لذت بخش می کند.

نکته های تربیتی برای والدین

برخی 8 ساله ممکن است تصویر بدن آگاه تر می شوند و اعتماد به نفس خود را در مورد ظاهر خود ممکن است تحت تاثیر قرار چگونه آنها در مورد خود و روابط خود را با همسالان خود احساس می کنید. مهم است که به جای ظاهر در مورد سلامتی صحبت کنید و به کودک خود کمک کنید فعالیت هایی را پیدا کند که به او کمک می کند احساس خوبی نسبت به خودش داشته باشد.

رشد عاطفی کودک هشت ساله

یک کودک 8 ساله ممکن است احساسات و تعاملات پیچیده تر و پیچیده تری از خود نشان دهد. بسیاری از آنها قادر به ماسک افکار و احساسات واقعی خود را به احساسات کسی یدکی است. به عنوان مثال، کودکی که هدیه ای را دوست ندارد، ممکن است همچنان لبخند بزند و از هدیه دهنده تشکر کند.

همچنین این زمانی است که کودک شما ممکن است حس پیچیده تری از خود در جهان ایجاد کند. آنها منافع، استعدادها، دوستان، و روابط با اعضای خانواده کمک به آنها ایجاد یک هویت روشن است. این همچنین آغازی برای میل به حریم خصوصی و تلنگر بین اعتماد به نفس و شک به خود است.

مراحل کلیدی

ممکن است شروع به تمایل به حفظ حریم خصوصی بیشتر کند
هنگامی که تحت استرس است به دنبال تماس فیزیکی مستقیم با مراقبین است، اما ممکن است در مواقع دیگر در برابر تماس فیزیکی مقاومت کند
در مقابله با ناامیدی، شکست و ناامیدی متعادل تر می شود

نکات راهنمایی والدین

فرزندتان را به خاطر کنار آمدن سالم با احساسات تحسین کنید. بگویید: “کار عالی است وقتی از تکالیف ریاضی خود ناامید شده اید، یک دقیقه استراحت کنید.” به دنبال فرصت هایی باشید تا به کودک خود مهارت های پیچیده تر تنظیم هیجان را آموزش دهید.

توسعه اجتماعی کودک هشت ساله

این مرحله از رشد اجتماعی است که در آن بسیاری از کودکان دوست دارند بخشی از گروه های اجتماعی باشند. به طور کلی، کودکان 8 ساله از مدرسه لذت می برند و روی روابط با چند دوست صمیمی و همکلاسی حساب می کنند و برای آنها ارزش قائل هستند و ممکن است در درجه اول به سمت دوستی با همسالان همجنس گرایش پیدا کنند.

والدین باید مراقب مشکلاتی مانند امتناع از مدرسه باشند، زیرا ممکن است نشان دهنده مشکلات یادگیری یا مورد آزار و اذیت در مدرسه باشد.

ممکن است وقتی کودک 8 ساله خود نظرات خود را در مورد افراد و چیزهای اطراف خود بیان می کند، احساس جدیدی از اعتماد به نفس پیدا کنید. آنها ممکن است توجه بیشتری به رویدادهای خبری داشته باشند و بخواهند افکار خود را در مورد موضوعات رویداد فعلی به اشتراک بگذارند.

کودکان هشت ساله هنوز درک درستی از “اشتباه” یا “درست” دارند و دروغگویی یا سایر رفتارهایی که نیاز به انضباط دارند ممکن است نیاز به اصلاح داشته باشند.

مراحل کلیدی

شروع به درک اینکه شخص دیگری در یک موقعیت خاص چه احساسی دارد و توانایی بیشتری برای قرار دادن خود به جای دیگران دارد.
طیف گسترده ای از مهارت های اجتماعی از جمله سخاوتمند بودن، حمایت کننده و مهربان بودن را نشان می دهد.
تمایل به رعایت دقیق قوانین و “عادل بودن”، که گاهی اوقات می تواند منجر به درگیری در طول بازی گروهی سازماندهی شده شود

نکته راهنمایی والدین

در سن 8 سالگی، بسیاری از بچه‌ها کلیشه‌های جنسیتی مانند «پسرها دکتر می‌شوند» و «دختران پرستار می‌شوند» ایجاد می‌کنند. آن را به توجه به آنچه فرزند شما در یادگیری از رسانه های مهم در این زمینه و به این نکته اشاره شخصیت ها و افراد در زندگی خود را که ثابت کند این فرضیات پتو اشتباه است.

توسعه شناختی کودک هشت ساله

کودکان هشت ساله معمولاً دستاوردهای بزرگی در رشد شناختی خود دارند. بسیاری از آنها شروع به درک درستی از پول،هر دو به معنای واقعی کلمه و مفهومی است. در حالی که شمارش پول می تواند مهارتی دشوار برای یادگیری باشد، بچه ها اغلب درک می کنند که خرید اقلام به پول نیاز دارد.

توانایی تفکر کودک شما نیز تحت تأثیر احساسات او در این سن قرار می گیرد. آنها ممکن است هنگام نگرانی در تمرکز مشکل داشته باشند یا ممکن است در هنگام احساس عصبانیت در فکر کردن به گزینه های خود دچار مشکل شوند.

اکثر بچه های این سن می توانند زمان را تشخیص دهند و درک بهتری از مدت زمان افزایش زمان نشان می دهند. وقتی می گویید: «10 دقیقه دیگر تا زمانی که ما باید برویم فرصت دارید» یا «سه روز دیگر تولد شماست»، فرزندتان درک بهتری نسبت به آنچه قبلا داشت، از معنای آن خواهد داشت.

گفتار و زبان کودک هشت ساله

اکثر کودکان 8 ساله به سرعت واژگان خود را توسعه می دهند و تخمین زده می شود که 3000 کلمه جدید در طول سال یاد بگیرند. کودکانی که زیاد مطالعه می کنند، دایره لغات خود را سریعتر گسترش می دهند.

کودکان همچنین شروع به نشان دادن توانایی بازی با کلمات می کنند و شوخ طبعی کلامی از خود نشان می دهند. آنها حس بهتری از کنایه را ایجاد می کنند – استفاده از یک کلمه برای انتقال مخالف معنای تحت اللفظی آن.

بازی های دوران 8 سالگی

نحوه بازی بچه ها در 8 سالگی تا حد زیادی به فعالیت هایی که در معرض آنها بوده اند بستگی دارد. در حالی که بعضی از بچه ها ممکن است بازی های ورزشی با دوستان خود را دوست، دیگران ممکن است شادی بزرگ در انجام پروژه های هنری پیدا یا ایجاد موسیقی. بسیاری از بچه های این سن عاشق رقصیدن، اجرا کردن و آواز خواندن هستند.

مراحل کلیدی

  • قادر به تمرکز روی یک کار برای یک ساعت یا بیشتر
  • در مورد جایگاه آنها در جهان بیشتر می فهمد
  • توانایی بیشتری برای انجام ریاضیات ذهنی و همچنین کار با اعداد انتزاعی و بزرگتر (سه رقمی) دارد.

نکته والدین برای راهنمایی کودک

اجازه دهید فرزندتان از مهارت‌های حل مسئله‌ی نوظهور خود برای مقابله با برخی از چالش‌هایی که با آن‌ها مواجه می‌شود، استفاده کند. خواه آنها برای تمرین کفش های فوتبال خود را فراموش می کنند یا نمی دانند چگونه پروژه علمی خود را تکمیل کنند، آنها را تشویق کنید تا راه حل های بالقوه را ایده بگیرند. سپس، به آنها کمک کنید تا یک استراتژی را برای امتحان کردن انتخاب کنند.

سایر نقاط عطف کودک هشت ساله

فرزند 8 ساله شما هنوز کاملاً نوجوان نیست، اما ممکن است متوجه شوید که او به طور فزاینده ای به ظاهر خود علاقه مند است. آنها ممکن است اعلام کنند که می خواهند موهای خود را بلندتر بپوشند یا به سبک خاصی لباس بپوشند.

کودکان هشت ساله همچنین ممکن است علاقه بیشتری به مراقبت از بهداشت شخصی نشان دهند و از نظر رشدی می توانند مسئول مراقبت های شخصی مانند مسواک زدن و دوش گرفتن باشند.

ممکن است بخواهید نظارت کنید تا مطمئن شوید که آنها به خوبی مسواک می زنند و نخ دندان می کشند و تمام قسمت های بدن خود را به طور کامل تمیز می کنند. اما به طور کلی، کودک شما اکنون هماهنگی و رشد مهارت های حرکتی لازم را برای انجام یک کار نسبتاً خوب در تمیز کردن و نظافت دندان ها، بدن و موهای خود دارد.

چه زمانی باید نگران کودک هشت ساله باشیم؟

در حالی که کودکان با سرعت کمی متفاوت رشد می کنند، مهم است که مراقب پیشرفت کودک خود باشید. اگر به نظر می رسد کودک شما از نظر جسمی، عاطفی، اجتماعی یا شناختی عقب مانده است، با پزشک اطفال خود صحبت کنید.

اگر فرزند شما دچار مشکل جدی می مدیریت احساسات خود را (از جمله خشم) است، و یا اگر مهارت های اجتماعی خود هستند در تاریخ همتراز با کسانی که از همسالان نیست، ممکن است دلیلی برای نگرانی وجود دارد. بچه‌هایی که در این سن از نظر عاطفی و اجتماعی عقب می‌افتند، ممکن است بدون حمایت اضافی کمی به عقب برسند. صحبت کردن با معلم فرزندتان یا یک متخصص بهداشت روان کودک را برای برنامه ریزی یک اقدام در نظر بگیرید.

بهتر است با بیان نگرانی های خود به یک متخصص، احتیاط کنید. از مسائل بهداشتی گرفته تا ناتوانی‌های یادگیری، مداخله زودهنگام می‌تواند کلید حل سریع‌تر و آسان‌تر باشد.

برنامه ریزی برای کودک 9 ساله

مهارت های اجتماعی امسال اهمیت ویژه ای دارند، زیرا روابط با همسالان اهمیت بیشتری پیدا می کند. فرزند شما باید این توانایی را ایجاد کند که ببیند دوستی ها سطوح مختلفی دارند. او همچنین ممکن است درک کند که چگونه فشار همسالان می تواند بر سلامت عاطفی او تأثیر منفی بگذارد.

دنیای اجتماعی کودکان نه ساله از راه هایی باز می شود که قبلا تصور نمی شد. بسیاری از آنها تلفن های همراه و هوش سطح بالایی در رسانه های اجتماعی خواهند داشت. این (همراه با یک کنجکاوی ذاتی) آنها را در برابر تأثیراتی که ممکن است کمتر قادر به کنترل آنها باشید، آسیب پذیر می کند، از جمله قلدری آنلاین و محتوای نامناسب وب.

اکثر بچه های 9 ساله یک دوست صمیمی دارند. آنها ممکن است زمانی که بهترین دوستشان دور است احساس تنهایی کنند و داشتن یک دوستی نزدیک می تواند برای رشد آنها مفید باشد.

مراحل کلیدی

  • نیازها و خواسته ها را به روش های مناسب اجتماعی به اشتراک می گذارد
    با همکاری در جهت اهداف مشترک کار می کند
    به طور مداوم نظرات دیگران را تشخیص می دهد

نکته والدین

این سن بسیار خوبی برای استفاده از آگاهی اجتماعی رو به رشد فرزندتان است. پروژه‌های خدمات اجتماعی که به دیگران کمک می‌کنند یا از محیط‌زیست حمایت می‌کنند، می‌توانند راه‌های بسیار خوبی برای کمک به بچه‌ها باشند که احساس کنند می‌توانند به جامعه کمک کنند.

ویژگی های کودکان 7 تا 12 سال

اگر می خواهید در مورد ویژگی های و مهارت های کودکان 7 تا 12 سال بدانید مطالب زیر را مطالعه کنید

پرخاشگری در کودکان 9 ساله

چه چیزی در پس خشم بچه ها نهفته است

عوامل زیادی وجود دارد که می تواند در احساس عصبانیت کودک یا ابراز خشم به روش های چالش برانگیز نقش داشته باشد. احساسات حل نشده، مانند غم و اندوه مربوط به طلاق یا از دست دادن یکی از عزیزان، می تواند ریشه مشکل باشد. سابقه ضربه یا تجربه قلدری نیز ممکن است منجر به عصبانیت شود.

مسائل مربوط به سلامت روان نیز ممکن است با طغیان خشم مرتبط باشد. کودکان مبتلا به افسردگی، اضطراب، اختلال نافرمانی مقابلهای ، و یا نقص توجه / بیش فعالی اختلال مبارزه برای تنظیم احساسات خود را.

همیشه یک مشکل محیطی یا سلامت روانی واضح در پشت رفتار عصبانی کودک وجود ندارد. برخی از بچه ها نسبت به دیگران تحمل کمتری برای ناامیدی دارند.

نشانه هایی که نشان می دهد کودک شما به کمک نیاز دارد
به نظر می رسد برخی از بچه ها با فیوز کوتاه به دنیا می آیند. آنها ممکن است زمانی که خوشحال نیستند، بی حوصله، تحمل ناپذیر یا پرخاشگر باشند. برخورد با رفتار غیرقابل پیش بینی می تواند برای کل خانواده استرس زا باشد.

در حالی که برای کودکان نوپا مناسب است که برای کودکان نوپا عصبانی شوند و کودکان پیش دبستانی گاهی اوقات با خشونت رفتار کنند، مهم است که مراقب رفتارهایی باشیم که با رفتارهای عادی دوران کودکی متفاوت است . این علائم هشداردهنده ممکن است نشان دهد که باید برای کودک خود از متخصص کمک بگیرید.

مشکل با روابط

کتک زدن یک خواهر یا برادر یا هر چند وقت یکبار به نام کسی در کودکان خردسال طبیعی است. با این حال، زمانی که طغیان خشم بچه‌ها مانع حفظ روابط دوستانه آن‌ها می‌شود، یا در ایجاد روابط سالم با اعضای خانواده اختلال ایجاد می‌کند، زمان رسیدگی به این موضوع فرا رسیده است.

اختلال در زندگی خانوادگی

شما نباید در خانه خود روی پوسته تخم مرغ راه بروید. اگر فعالیت های روزانه شما به دلیل رفتارهای عصبانی فرزندتان مختل شود، برای هیچ یک از اعضای خانواده مفید نیست. نادیده گرفتن بیرون رفتن یا تسلیم شدن به فرزندتان برای جلوگیری از فروپاشی راه حل های موقتی است که منجر به مشکلات طولانی مدت می شود.

اگر فعالیت‌های سرگرم‌کننده را از دست می‌دهید، یا زمان حضور یک به یک شما با کودک دیگری به طور مکرر قطع می‌شود، باید به رفتار فرزندتان رسیدگی شود.

پرخاشگری

پرخاشگری باید آخرین راه حل باشد. اما برای بچه هایی که مشکل عصبانیت دارند، شلاق زدن اغلب اولین خط دفاعی است. وقتی کودکان برای حل مشکلات ، حل تعارض یا درخواست کمک تلاش می کنند، ممکن است از پرخاشگری به عنوان راهی برای برآورده کردن نیازهای خود استفاده کنند. گاهی اوقات، آموزش مهارت های جدید می تواند به آنها کمک کند تا یاد بگیرند که رفتار پرخاشگرانه ضروری نیست.

رفتار ناپخته

در حالی که برای کودکان 2 ساله طبیعی است که وقتی عصبانی هستند خود را به زمین می اندازند و پاهای خود را لگد می زنند، اما برای یک کودک 8 ساله طبیعی نیست. با بلوغ کودک شما، فرکانس و شدت آن کاهش می یابد. اگر به نظر می رسد کج خلقی کودک شما بدتر می شود، این یک علامت هشدار دهنده است که او در تنظیم احساسات خود مشکل دارد.

ناامیدی مکرر

وقتی بچه ها بالغ می شوند، باید توانایی بیشتری برای تحمل فعالیت های ناامیدکننده داشته باشند. اگر یک کودک 7 ساله اسباب‌بازی‌های ساختمانی خود را وقتی که ساخته‌هایش سرنگون می‌شود پرتاب کند، یا یک کودک 9 ساله هر بار که در تکالیف خود اشتباه می‌کند، کاغذهایش را مچاله کند، ممکن است برای ایجاد تحمل ناامیدی به کمک نیاز داشته باشد.

منبع : راهنمای والدین کودک 9 ساله تا 11 ساله

مهارت های ارتباطی | اهمیت انواع مهارت های ارتباطی

مهارت های ارتباطی، اهمیت انواع مهارت های ارتباطی

انسان یک موجود اجتماعی است و همین امر باعث می شود تا فرد مهارت های ارتباطی لازم را کسب کند.

به طور کلی مهارت ارتباطی شامل دو نوع مهارت کلامی و غیرکلامی می شود و داشتن این مهارت ها در روابط بین فردی، کاری و تحصیلی و مکاتباتی بسیار لازم و ضروری می باشد. مهارت های ارتباطی را می توان یاد گرفت و با استفاده از تمرین و آموزش این مهارت ها را در خود تقویت کرد.

باید ارتباطات را به خوبی بشناسید زیرا در بسیاری از مواقع همین ارتباطات سبب آسیب می شود و در این شرایط شما باید درک عمیقی از فرآیند ارتباطات داشته باشید تا در جنبه های مختلف زندگی تان به طور مثبت از آن استفاده کنید و برای شما موفقیت آمیز باشند.

افرادی که نمی توانند با دیگران ارتباط موثری برقرار کنند به دلایل مختلفی مانند عدم اعتماد به نفس یا مشکلات دوران کودکی می باشد در این شرایط باید در جلسات مشاوره روانشناسی شرکت کنند تا ناتوانی افراد در عدم برقراری ارتباط ریشه یابی شود و برای حل آن راهکارهایی بیان شود.

در این مقاله به بررسی مهارت های ارتباطی و انواع آن می پردازیم.

مهارت های ارتباطی

مهارت ارتباطی به توانایی فرد برای انتقال اطلاعات به دیگران به صورت موثر و کارآمد می باشد، در صورتی که فرد مهارت ارتباطی را به صورت عمیق و کارآمد یاد بگیرد می تواند ارتباط بین فردی  و تجاری موفقیت آمیزی با دیگران داشته باشد، در نتیجه رضایت فرد از زندگی افزایش می یابد.

اولین مرحله برای ارتباط برقرار کردن با دیگران تولید اطلاعات می باشد و بعد از آن شخص راهی برای رساندن اطلاعات به دیگران پیدا می کند. توجه داشته باشید که فرآیند برقراری ارتباطات صحیح علاوه بر اطلاعات به شیوه انتقال اطلاعات هم بستگی دارد.

هر شخصی به شیوه خاص خودش از مهارت های ارتباطی استفاده می کنند تا اطلاعات را به دیگران انتقال دهد. در صورتی که مهارت های فرد بیشتر باشد و بتواند تسلط بهتری بر روی مهارت هایش داشته باشد به شیوه بهتری می تواند با دیگران ارتباط برقرار کند.

اهمیت افزایش مهارت های ارتباطی در زندگی

در صورتی که فرد مهارت های ارتباطی را فرا گرفته باشد می تواند ازدواج موفق، دوستی های پایدار، فرصت های شغلی بیشتر و پیشرفت هایی در زمینه های مختلف زندگی داشته باشد.

در صورتی که شما مهارت های ارتباطی تان را افزایش دهید، خواهید توانست در زمینه کاری به جایگاه های بالاتری برسید و تبدیل به مدیری موفق و ثروتمند شوید. هم چنین در ارتباط با دیگران اعتماد به نفس شما افزایش یافته و نسبت به خودتان به دید مثبت تری خواهید رسید.

اگر مهارت های ارتباطی در میان اعضای خانواده به ویژه در ارتباط با فرزندان افزایش یابد این ویژگی بر روی روابط شما تاثیر مثبت گذاشته و در شکل گیری خانواده سالم نقش بسیار مهمی  دارد.

برای این که ارتباط موثری با فرزندان خود داشته باشید بهتر است از مشاور خانواده کمک بگیرید و هم چنین با مشاوره روانشناسی در ارتباط باشید تا ارتباطات شما بهبود یابد.

انواع مهارت های ارتباطی کلی

مهارت های ارتباطی کلی چند نوع دارند که شامل موارد زیر می شوند:

  1. مهارت های انتقال پیام

مهارت انتقال پیام شامل مهارت ارتباط کلامی و ارتباط غیرکلامی می باشد، مهارت های کلامی شامل کلمات و جملات بیان شده و اصواتی می شود که به انتقال اطلاعات و معانی می پردازد. مهارت های غیرکلامی به زبان بدن مربوط می شود که چگونه فرد علاوه بر صحبت کردن با استفاده از حرکات بدن، چهره، طرز نشستن و ایستادن بر دیگران تاثیر بگذارد و از این طریق پیامی را به آن ها انتقال دهید.

  1. مهارت های دریافت پیام

مهارت هایی که از طریق آن ها پیام های مخاطب دریافت می شود به عنوان مهارت های دریافت پیام شناخته می شوند که شامل مواردی مانند مهارت های خوب گوش دادن، مشاهده با جزئیات و پاسخ دادن مدنظر است.

انواع مهارت های ارتباطی جزئی

مهارت های ارتباطی جزئی انواع مختلفی دارند که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. مهارت های ارتباطی بین فردی

برای این که در ارتباطات روزمره بتوانید عملکرد بهتری داشته باشید باید این مهارت های بین فردی را در خود پرورش دهید و به افزایش و تقویت مهارت بین فردی بپردازید که با استفاده از تقویت مهارت های انتقال و دریافت پیام صورت می گیرد. هم چنین برای این که مهارت ارتباطی را افزایش دهید باید به نکات زیر توجه داشته باشید تا بتوانید ارتباط موثر و صلح آمیزی با دیگران برقرار کنید.

در مرحله اول باید شنونده خوبی باشید و به صحبت های دیگران با دقت گوش دهید. این که بتوانید چه میزانی از پیام خود را به مخاطب برسانید به درک عمیق گفته های طرف مقابل تان بستگی دارد برای این که علاقه خود را به صحبت های دیگران نشان دهید باید سعی کنید از آن ها سوال بپرسید تا متوجه شوند به صحبت های آن ها گوش می دهید.

به طور معمول افراد به سمت کسانی جذب می شوند که مشتاق به برقراری ارتباط با دیگران هستند و علاقه واقعی آن ها را نسبت به برقراری ارتباط می بینند به همین دلیل شما باید بتوانید این مهارت ها را فرا بگیرید و با توجه به ویژگی های زیر خودتان را فردی اجتماعی و جذاب نشان دهید. تا دیگران به سمت شما جذب شوند.

  • در هنگام ارتباط با دیگران سعی کنید لبخند بزنید و خوشرو باشید.
  • تماس چشمی یکی از موثرترین روش های برقراری ارتباط موثر می باشد سعی کنید در هنگام صحبت کردن تماس چشمی برقرار کنید.
  • درک دیدگاه های مختلف و شنونده بودن آن ها به روابط عمیق و دوستانه کمک بسیاری می کند.
  • سعی کنید در جمع ها نظر خود را بیان کنید و ابراز وجود نمایید و منفعل نباشید.
  • در مورد موضوعاتی که اطلاعات ندارید گزافه گویی نکنید و سعی کنید اطلاعات بروزی داشته باشید.
  1. مهارت های ارتباطی کاری

یکی از مهارت هایی که در زمینه کاری باید به آن توجه شود مهارت های ارتباطی کاری می باشد و برخی از مدیران شرکت های موفق مبالغی را برای آموزش مهارت های ارتباطی کاری برای کارمندان خود هزینه می کنند که باعث بهبود اخلاق کارکنان، تولیدات بیشتر، افزایش فروش و رضایت مشتری می شود.

برای این که ارتباط با کیفیتی در زمینه کاری داشته باشید باید تمام انرژی خود را بر روی درک مخاطبتان صرف کنید و برای به دست آوردن این مهارت باید به تقویت مهارت های کلامی و غیرکلامی بپردازید.

  1. مهارت های ارتباطی نوشتاری

در صورتی که بتوانید مهارت نوشتن خود را تقویت کنید این مسئله باعث می شود تا درک پیام های نوشتاری شما برای خواننده عمیق تر شود و تاثیر بیشتری بر روی خواننده بگذارد، ارتباطات نوشتاری شامل نامه ها، ایمیل ها، یادداشت ها و خبرنامه ها می شود و توجه داشته باشید که نوشته شما باید به شکل صحیح و درست بیان شود و مقدمه ای جذاب داشته باشد.

کلید ارتباط نوشتاری، مشخص کردن و وضوح هدف از انتقال پیام می باشد برای مثال می توانید از جمله ( در این نامه قصد دارم تا شما را از علاقه خودم به موضوع … آگاه کنم) استفاده کنید، استفاده از دستور زبان صحیح و مناسب، املای درست کلمات، لحن مکالمه از نکات مهم و قابل توجه می باشد که باید در ارتباط نوشتاری به آن دقت کرد و بر روی متن تاثیر گذار خواهد بود.

نکاتی برای افزایش مهارت های ارتباطی

  1. در هنگام ارتباط با دیگران به زبان بدن خود توجه کنید و به آن اهمیت دهید و سعی کنید از آن در جهت مثبت و تاثیرگذاری استفاده کنید به طور مثال دست به سینه ایستادن، نگاه کردن به اطراف و گوشی موبایل، نشان می دهد که تمایلی به صحبت کردن با طرف مقابل تان ندارید در این خصوص باید اطلاعات خود را در خصوص زبان بدن افزایش دهید.
  2. از واژه ها و اصوات تکراری مانند ( اوهوم یا اااا ) به صورت تکراری و بیش از اندازه استفاده نکنید، تکرار مداوم و زیاد آن ها باعث می شود سطح ارتباطات بیانی شما پایین آورده شود.
  3. همیشه سعی کنید در ذهن تان داستان و ماجرای خوبی برای تعریف کردن داشته باشید این کار باعث می شود تا ذهن فعالی داشته باشید و ذهن تان فعال تر شود و گفته های شما جذاب تر و متقاعدتر به نظر برسد.
  4. مخاطب خود را بشناسید و با هر کس متناسب با خودش ارتباط برقرار کنید.
  5. همیشه انتقال پیام ها در صورتی که به صورت مختصر و مفید باشد ( چه کلامی و چه غیرکلامی) بر روی مخاطب تاثیرگذار تر می باشد و مانع از خستگی شنونده می شود. هم چنین در صورتی که مهارت همدلی افزایش یابد باعث می شود تا تنش و اضطراب در روابط از بین برود.

مهارت های ارتباطی زوجین

بر اساس تحقیقات انجام شده زوجین موفق در زندگی مشترک، مهارت های ارتباطی  خوبی با یکدیگر دارند و به خوبی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و آن ها می توانند در زمان و مکان درست با یکدیگر حرف بزنند و حین بیان مشکلات و ناراحتی ها احترام یکدیگر را نگه می دارند و سعی می کنند رازها و مشکلات خصوصی شان را برای یکدیگر فاش نکنند.

یکی از اصول اساسی برای داشتن یک زندگی مشترک موفق و خوب تقویت مهارت های ارتباطی می باشد در این خصوص می توانید از مشاور خانواده کمک بگیرید تا بتوانید با همسرتان ارتباط موثر و خوبی برقرار کنید.

مهارت های ارتباطی کودکان

آموزش مهارت های ارتباطی به کودکان از اهمیت بسیاری برخوردار می باشد زیرا شخصیت بچه ها انعطاف پذیر است و در صورتی که در دوران کودکی آموزش ببینند به راحتی مهارت های ارتباطی در شخصیت آن ها نهادینه می شود. کودکانی که مهارت های ارتباطی را نمی دانند در اجتماع با مشکلاتی رو به رو می شوند و به تدریج خجالتی و منزوی خواهند شد.

در این شرایط لازم است از روانشناس کمک بگیرید تا بتوانید مهارت های ارتباطی را به صورت صحیح به فرزندتان آموزش دهید، در این راستا مرکز مشاوره ستاره ایرانیان خدماتی را به صورت حضوری و غیرحضوری ارائه می کند و از متخصصان با تجربه تشکیل شده است که در این خصوص شما را یاری می کند.

منبع : مهارت های ارتباطی | اهمیت انواع مهارت های ارتباطی

مکانیسم انکار | چرا نباید از مکانیسم انکار دائم استفاده کرد؟

مکانیسم انکار،چرا نباید از مکانیسم انکار دائم استفاده کرد؟

مکانیسم انکار چه می باشد و چه عملکردی دارد؟ یکی از مکانیسم های دفاعی، مکانیسم انکار می باشد که زیگموند فروید پدر علم روانشناسی اولین بار به طور مفصل در نظریه خود در مورد آن توضیح داده است.

او معتقد بود که عوامل اضطراب آور تهدیدی برای خود یا همان ایگو به حساب می آید، از این رو مکانیسم های دفاعی به فرد کمک می کند تا تنش های که در اطرافش به وجود می آید را مدیریت کند.

در این حالت به مکانیسم انکار، مقاومت در برابر پذیرش واقعیت و یا هر اتفاق ناخوشایند دیگری گفته می شود، ما در ادامه این مقاله در مورد مکانیسم دفاعی، تعریف و عملکرد آن توضیحاتی را بیان می کنیم تا بیشتر با آن آشنا شوید.

مکانیسم انکار، مکانیسم دفاعی چیست؟

یکی از مکانیسم های دفاعی، مکانیسم انکار می باشد که برای اولین بار در نظریه روان کاوی فروید (پدر علم روانشناسی)  مطرح شده است، قبل از آن که با مکانیسم انکار آشنا شوید باید کلیت مکانیسم های دفاعی را بشناسید.

بر اساس نظریه فروید مکانیسم های دفاعی به رفتارهایی می گویند که فرد را از افکار، احساسات و رویدادهای ناخوشایند جدا می کنند، به طوری که به وسیله آن فرد می تواند اضطراب هایش را کاهش دهد و از هیجان های آزارنده ای مانند شرم و احساس گناه دور شوند.

برای این که مکانیسم های دفاعی را بهتر بشناسید بهتر است با ساختارهای روانی مطرح شده در نظریه روان کاوی آشنا باشید، فروید ساختار روانی انسان را به سه بخش تقسیم کرده است که به عنوان اید،ایگو و سوپر ایگو شناخته می شوند.

بر اساس نظریه او ایگو بین خواسته های نامعقول  اید و فشارهای اخلاقی سوپر ایگو میانجی گری می کند و در نتیجه سلامت روان فرد به کیفیت عملکرد ایگو بستگی دارد، مکانیسم دفاعی در حالت معمولی از ایگو در برابر فروپاشی محافظت می کند و در صورتی که به طور افراطی و مکرر از آن استفاده شود باعث بروز مشکلات روان شناختی خواهد شد.

مکانیسم دفاعی انکار چیست؟

مکانیسم دفاعی انکار به واکنشی می گویند که فرد به هر طریقی شده است از پذیرفتن واقعیت دردناک و یا رویداد آزاردهنده سر باز می زند، به عبارت دیگر فرد در این مواقع و شرایط، حوادث ناخوشایند را از ذهن خود بیرون نگه می دارد و تلاش می کند تا با آن ها رو به رو نشود.

به طور مثال این واکنش در فردی که عزیز از دست داده است بیش از سایر موقعیت ها نشان داده می شود، به طور کلی انکار زمانی اتفاق می افتد که فرد نمی تواند با واقعیت کنار بیاید و توان رویارویی با حقیقت را ندارد، در نتیجه او از طریق این واکنش تلاش می کند تا از تجربه احساسات شدید غم، اندوه، خشم، اضطراب و احساس گناه دوری کند.

ارتباط واکنش دفاعی انکار با سرکوب

انکار و سرکوب دو مکانیسم دفاعی ابتدایی و رایج در میان همه افراد می باشند.

از نظر روانکاوان این مکانیسم های دفاعی بیش از همه مکانیسم ها با یکدیگر در ارتباط می باشند و در بعضی اوقات به سختی می توان آن ها را از یکدیگر تمیز داد زیرا در مکانیسم سرکوب فرد سعی می کند تا از فکر کردن و مواجه شدن با رویدادهای ناخوشایند دوری کند و در مکانیسم انکار فرد واقعیت ها را نمی پذیرد و سعی در اجتناب از آن ها دارد.

به همین دلیل مکانیسم سرکوب و انکار تا حد زیادی شبیه به هم می باشند و در بسیاری از مواقع به طور همزمان با یکدیگر اتفاق می افتند.

نحوه ابراز مکانیسم انکار

از دیدگاه روانکاوانی مانند آنا فروید (دختر زیگموند فروید) مکانیسم دفاعی انکار به چهار روش خودش را بروز می دهد.

در روش اول فرد واقعیت ها را انکار می کند و به گونه ای رفتار می کند که انگار آن ها را ندیده است.

در روش دوم فرد از دنیای واقعی فرد می کند و به دنیای خیال پردازی روی می آورد  و با خیال پردازی خود سعی می کند حقایق دلخواه خود را بیافریند.

در رویداد بعدی فرد به جای این که به رویداد ها توجه کند آن ها را بی خیال می شود و به کلمات توجه می کند.

برای مثال ممکن است زنی با شواهد گوناگون در نظر بگیرید که همسرش به او خیانت کرده است اما تنها به گفته های او در مورد وفاداری توجه می کند و شواهد واضح و روشن را انکار می نماید.

به روش آخری که به آن انکار در عمل می گویند فرد تلاش می کند با انجام دادن اعمالی متضاد، واقعیت های موجود را نادیده بگیرد و به آن توجه نکند و سعی دارد آن ها را به هر نحوی شد تغییر بدهد حتی اگر راهی برای تغییر آن وجود نداشته باشد.

منبع : مکانیسم انکار | چرا نباید از مکانیسم انکار دائم استفاده کرد؟

روانشناسی کودک دو تا سه ساله

آنچه باید در مورد روانشناسی کودک دو تا سه ساله خود بدانید: (راهنمای دو تا سه سالگی)

یکی از بزرگترین لذت ها برای پدر و مادر تماشای یادگیری وترقی کودکشان است. ولی آیا می دانید به کدام سمت می رود و چه نقاط عطف رشدی دارد؟ آیا می دانید برای کمک به کسب اعتماد به نفس از توانمندی هایش جهت رفتن به مرحله بعدی زندگی چه کاری از شما ساخته است؟

در سه سالگی، کودک نسبت به چند ماه قبل تحرک و بی پروایی بیشتری دارد. هنگام دویدن و راه رفتن کنترل بیشتری بر مسیر حرکتش دارد. و ممکن است بتواند روی انگشت یک پا راه برود و یا لی لی کند. او می تواند در هر گام به کمک یک پا از راه پله بالا برود و حتی ممکن است چنان به خود مطمئن باشد که بتواند بدون گرفتن جایی از راه پله استفاده کند. اغلب اوقات او می تواند توپ را از پایین به بالا پرتاب کند و یک توپ بزرگ را در بین دست های کشیده اش نگه دارد. کودک می تواند توپ را به سمت جلو شوت کند.

شما می توانید با دادن فرصت بازی در فضای باز مثل پارک و یا زمین بازی صاف و بی خطر به کودکتان کمک کنید تا مهارت هایش به شکل کامل پرورش یابد.

مهارت های حرکتی ظریف کودک نیز کم کم پیشرفت می کند. در سه سالگی کودک باید این توانایی را داشته باشد که غذایش را با قاشق بخورد بدون اینکه غذا بریزد و نیز باید بتواند دست هایش را خودش بشوید و خشک کند و لباس هایش را به تنهایی و تنها با کمی کمک از جانب شما بپوشد.

مهارت های بازی و فیزیکی در کودک دو ساله

کودک می تواند مداد شمعی را به شکل صحیح تر و محکم در دستانش نگه دارد و آنچه که ترسیم می کند نسبت به قبل قابل تشخیص تر است. او می تواند از تیزی اسباب بازی‌هایش برای بریدن اشیا استفاده کند.

هر چیزی که این فرصت را در اختیار کودک بگذارد تا مهارت هایش را تقویت وتمرین کند بسیار با ارزش است. وقتی کاغذ و مدادشمعی و مداد دراختیار کودک قرار می دهید موجب تقویت چالاکی کودک می شوید که این چالاکی هنگامی که او می خواهد مهارت نوشتن را بیاموزد به او کمک می کند.

با اینکه برای نوشتن به کودک کاغذ داده اید ممکن است نوشتن بر روی دیوار ها برایش جذاب تر از صفحه کاغذ باشد.

اکنون نوبت شماست که شرایطی فراهم کنید و مشوق کودکتان باشید تا استفلال بیشتری کسب کند. اجازه دادن به کودک برای تنهایی غذا خوردن و لباس پوشیدن، حتی اگر زمان زیادی از شما بگیرد عامل کمک کننده مهمی است چون فرصت زیادی تا  قبل از اینکه او مدرسه را شروع کند وجود ندارد.

در این سن، مهارت سخن گفتن و تفکر در کودک به سرعت پیشرفت می کند. او می تواند تعدادی از رنگ ها را بر هم منطبق کند و نیز نام برخی از آنها را بداند. او داستان را دوست دارد و اکنون همان زمانیست که ممکن است مجبور شوید یک داستان را بارها برای کودک بخوانید. دایره لغات او هر روز وسیع تر می شود، با اینکه ممکن است از خیلی از این لغات جدیدی که یاد گرفته  استفاده نکند.

تلاش کودک برای مهارت کلامی

گفتگو با کودک بسیار مهم است زیرا به او کمک می کند چیز هایی مثل ساختارجمله، ضمیر و زمان ها را یادبگیرد.

وقتی کودک تلاش می کند مهارت های کلامی که تازه کسب کرده است را تمرین کند حتما به او گوش دهید.

در این سن روش بازی کردن کودک مدام در حال تغییر است. زمانیکه در حال تمرین بر روی مهارت حل مساله، مهارت کلامی و خلاقیت است، دارای قوه تخیل بیشتری است و در این هنگام داستان هایی که به زبان می آورد بیشتر بر مبنای داستان کتاب هایی است که خوانده و یا برنامه های تلویزیونی است که دیده است.

اگر تا به حال چنین کاری انجام نداده اید باید بدانید اکنون بهترین زمان است تا کودک را با مهارت در آوردن لباس و نیز فعالیت های ابتکاری مثل خمیربازی، آب و شن و رنگ آمیزی یا پخت و پز آشنا کنید.

کارهایی که کودکتان انجام می دهد شاید چندان احساس خاصی را در شما بر انگیخته نکند ولی این کارها به عنوان یک خروجی مهم برای اوست که ایده های درونی اش را به شکل عینی و واقعی تبدیل می کند.

واجب است  کودک فرصت بازی با سایر بچه ها را داشته باشد تا بتواند مهارت های اجتماعی را در خود تقویت کند. این مهارت ها اورا توانمند می کند تا برای قرار گرفتن در محیط مدزسه آماده شود. سه سالگی بهترین زمان برای ایجاد بستری مناسب جهت کسب مهارت های اجتماعی، شناختی و فیزیکی است که او هنگام شروع مدرسه به آنها نیاز دارد.

کسب این مهارت ها تنها برای زنده ماندن کودک نیست، بلکه این مهارت ها موجب پیشرفت کودک در محیط آموزشی رسمی می شود ونقش شما در این زمینه بسیار مهم و حیاتی است.

رشد کودک 2 تا 3 ساله

فرزند شما اکنون شروع به آزمایش مرزها می کند و می تواند عصبانیت های خود را ایجاد کند، بنابراین مهم است که راه هایی برای استراحت او پیدا کنید تا باتری های خود را دوباره شارژ کند. حافظه آنها به سرعت در حال رشد است و اکنون می توانند در مورد افرادی صحبت کنند که در آن زمان با آنها نیستند. این زمانی است که تخیل کودک شما در حال افزایش است. آنها از انجام کارهای خارج از خانه لذت می برند، بنابراین زمان بسیار خوبی برای بازدید از پارک ها و زمین های بازی است. زمان بازی تبدیل به یک بازی ساختگی می شود، جایی که آنها مهارت ها را تمرین می کنند و موقعیت هایی را که در اطراف خود می بینند تقلید می کنند. از این زمان برای صحبت با فرزندتان در مورد احترام به دیگران استفاده کنید تا آنها یاد بگیرند که چگونه عادلانه بازی کنند. منبع: Community Child Care Co-operative Ltd NSW (CCCC)

تشویق کودک دو تا سه ساله

  • با رفتن به مکان‌های مختلف مانند پارک، ساحل، استخر عمومی، فروشگاه‌ها، تجربیات بیشتری به آنها بدهید.
  • با هم آهنگ بخوانید، موسیقی گوش دهید و برقصید
  • چیزهایی را که می توانند در محیط خود ببینند و بشنوند توصیف کنید، مانند گرم، سرد، بزرگ، بلند، سبز
  • از آنها بخواهید مشکلات روزمره را حل کنند، مثلاً باران می بارد، وقتی بیرون می رویم چه چیزی باید ببریم؟
  • سعی کنید آموزش توالت رفتن را شروع کنید. ابتدا با “شیر” شروع کنید
  • به آنها جعبه ها و بلوک هایی برای ساختن چیزهایی بدهید، مثلاً خانه ها و پل ها
  • به آنها کمک کنید تا مهارت های حرکتی خود را توسعه دهند و مفاهیمی مانند “زیر” و “بالا” را با ایجاد مسیرهایی با موانع در خانه مانند عبور از روی بالش، “از طریق” تونل، “زیر” صندلی درک کنند.
  • با استفاده از مداد رنگی، رنگ یا گچ، کودک خود را تشویق کنید تا از تخیل خود استفاده کند و ماهیچه های دستان خود را رشد دهد.

برخی از نقاط عطف رشدی که می توانید مشاهده کنید

رشد فیزیکی کودک 2 تا 3 سالگی
  • به راحتی راه می رود، می دود، بالا می رود، لگد می زند و می پرد
  • از مراحل یک به یک استفاده می کند
  • برای بازی چمباتمه می زند و بدون استفاده از دست ها برای حمایت بلند می شود
  • توپی را که به سمت او می‌پیچد می‌گیرد
  • به سمت توپ می رود تا به آن ضربه بزند
  • از یک پله پایین یا از روی اجسام پایین می پرد
  • تلاش برای حفظ تعادل روی یک پا
  • از موانع اجتناب می کند
  • قادر به باز کردن درها
  • به راحتی متوقف می شود
  • به سمت موسیقی حرکت می کند
  • صفحات را یکی یکی ورق می زند
  • مداد رنگی را با انگشتان نگه می دارد
  • از یک مداد برای ترسیم یا خط خطی در دایره ها و خطوط استفاده می کند. ممکن است هنوز در مشت نگه داشته شود
  • با کمک لباس می پوشد
  • با استفاده از ظروف و فنجان، خود تغذیه می کند

بحران دو سالگی کودک

رشد اجتماعی کودک دو و سه ساله
  • با بچه های دیگر بازی می کند
  • در بازی ساختگی ساده شرکت می کند
  • ممکن است همبازی ها و اسباب بازی های همجنس را ترجیح دهد
  • بعید است که اسباب بازی ها را بدون اعتراض به اشتراک بگذارد

تربیت کودک دوساله

رشد عاطفی در دو تا سه سالگی
  • وابستگی شدید به والدین (یا مراقب اصلی خانواده) نشان می دهد.
  • ناراحتی و اعتراض را نشان می دهد زمانی که یکی از والدین یا سایر مراقبان او را ترک می کند و می خواهد که آن شخص کارهایی را برای آنها انجام دهد
  • شروع به نشان دادن گناه یا پشیمانی از اعمال نادرست می کند
  • ممکن است کمتر تمایل داشته باشد که اسباب بازی ها را با همسالان خود به اشتراک بگذارد
  • ممکن است توجه بزرگسالان را طلب کند
ویژگی های شناختی کودکان 2-3 ساله
  • برجی از پنج تا هفت شی می سازد
  • اشیاء را به روش “قطاری” (پشت سر هم) ردیف کنید
  • با اشاره اشیاء و تصاویر مشترک را تشخیص و شناسایی می کند
  • از بازی با ماسه، آب، خمیر لذت می برد. به جای ساختن چیزهایی با آنها، به بررسی احساس این مواد می پردازد
  • از بازی نمادین استفاده می کند، به عنوان مثال از یک بلوک به عنوان ماشین استفاده می کند
  • آگاهی از کلیشه های نقش جنسیتی را نشان می دهد
  • کودک را در تصویر به عنوان پسر یا دختر شناسایی می کند
  • درگیر بازی های ساختگی و وانمودی می شود
  • شروع به شمارش با اعداد می کند
  • شباهت ها و تفاوت ها را تشخیص می دهد
  • ریتم ها و حرکات حیوانات را تقلید می کند
  • از طریق فعالیت بدنی از فضا آگاه می شود
  • می تواند دو یا چند جهت را دنبال کند

تربیت کودک دو سال و نیم

رشد زبان کودک سه ساله و دو ساله
  • از دو یا سه کلمه با هم استفاده می کند، به عنوان مثال “اکنون برو ددر”
  • “انفجار” واژگان و استفاده از برخی اشکال دستوری صحیح زبان
  • با نام به خود اشاره می کند و اغلب می گوید “مال من”
  • سوالات زیادی می پرسد
  • از ضمایر و حروف اضافه، جملات و عبارات ساده استفاده می کند
  • برچسب ها جنسیت خود را نشان می دهد
  • کلمات و اعمال را کپی می کند
  • موسیقی می سازد، آواز می خواند و می رقصد
  • گوش دادن به داستان و کتاب را دوست دارد
مشکلات روانشناسی کودک دو تا سه ساله

لطفاً در موارد زیر از شماره های 02122354282 و  02188419832 و 02122247100 کمک بگیرد.

  • علاقه ای به بازی ندارد
  • بسیار سقوط می کند
  • استفاده از اشیاء کوچک برایش سخت است
  • دستورالعمل های ساده را نمی فهمد
  • از کلمات زیادی استفاده نمی کند
  • به هم نپیوستن کلمات در عبارات معنی دار است
  • علاقه ای به غذا ندارد
  • به دیگران علاقه ای ندارد

منبع : روانشناسی کودک دو تا سه ساله

مبارزه با بیماری سرطان | چگونه با بیماری سرطان مبارزه کنیم؟

مبارزه با بیماری سرطان، چگونه با بیماری سرطان مبارزه کنیم؟

مبارزه با بیماری سرطان مسئله ای است که هر دو بعد روحی و جسمی را درگیر می کند به همین دلیل نباید تاثیر شرایط روحی و جسمی را در سیکل درمان نادیده بگیرید و دست کم گرفته شود.

توجه داشته باشید برای درمان سرطان علاوه بر درمان جسمی، مراقبت از سلامت ذهنی و عاطفی از اهمیت بسیاری برخوردار است، زیرا شرط اصلی شکست سرطان داشتن انگیزه قوی و از دست ندادن امید می باشد.

عواملی مانند استرس، نگرانی و خشم باعث تضعیف شدن ایمنی بدن می شود در این شرایط باید سلامت روان و روحیه قوی داشت تا بتوان با سرطان مبارزه کرد. روحیه افراد و بهزیستی روانی نقش بسیار مهم و حساسی برای مقابله با سرطان دارد.

به همین دلیل در این مقاله به بررسی این موضوع پرداخته می شود و در مورد نحوه تغییرات رفتاری و شخصیتی، نحوه بهبود و تقویت روحیه و نقش خانواده در افراد مبتلا به بیماری سرطان توضیحاتی را بیان می کنیم.

مبارزه با بیماری سرطان

چگونه سرطان یک فرد را تحت تاثیر قرار می دهد

زمانی که فرد متوجه بیماری سرطان خود می شود احساسات منفی مانند غم، اندوه، خشم، ناامیدی، بی حوصلگی و ترس به سراغش می آید، در ابتدا درک این بیماری سخت است و شما حق دارید غمگین و ناراحت باشید اما این حالت نباید ادامه داشته باشد شما باید این احساسات منفی را شکست دهید.

زمانی که دچار این احساسات می شوید اطرافیان متوجه تغییر ناگهانی در شخصیت و رفتار شما می شوند برخی از این تغییرات رفتاری و شخصیتی در بیماران سرطانی دیده می شود که در صورتی که به آن رسیدگی نشود شدت آن زیاد شده که برخی از این علائم شامل موارد زیر می شود:

  1. افسردگی حاد
  2. اضطراب
  3. نوسانات رفتاری و خلقی شدید
  4. تحریک پذیری سریع از عوامل و تغییرات خارجی
  5. عدم انگیزه و علاقه به زندگی
  6. رفتارهای اجتماعی و فرهنگی نامقبول
  7. عدم داشتن تمرکز
  8. مشکل در تشخیص احساس خود و دیگران

چرا بعد از ابتلا به سرطان افراد تغییر رفتار و شخصیت می دهند؟

افرادی که به بیماری سرطان مبتلا می شوند باید بدانند که این بیماری چطور بر روی روحیه و رفتار و شخصیت آن ها تاثیر می گذارد، البته سرطان با دردها و عوارضی همراه می باشد که دردها و عوارض بی تاثیر نیست و بر روی رفتار و روحیه تاثیر می گذارد.

در ادامه این مقاله جنبه های مختلفی که بر روی رفتار و شخصیت فردی که مبتلا به سرطان است را بیان می کنیم در این شرایط کمک گرفتن از مشاوره کنترل استرس و اضطراب می تواند مفید باشد و مشکلات روانی را کاهش دهد و هم چنین در تغییر رفتار و شخصیت فرد کمک کننده باشد.

سلامت روان

هیچ کس زمانی که متوجه می شود که سرطان دارد احساس خوبی نسبت به آن بیماری نخواهد داشت، مسئله ای که  در این جا اهمیت دارد این است که زمانی که از بیماری خود باخبر شده اید به جای این که احساسات خود را انکار کنید باید تلاش کنید شرایط و حالات خود را به درستی درک کنید.

در صورتی که بتوانید استرس خود را مدیریت کنید و مهارت ذهن آگاهی را تمرین کنید خواهید توانست به خودتان کمک کنید تا سریع تر مورد درمان قرار گیرید و از لحظاتی که در کنار دوستان و اشنایان و خانواده تان هستید لذت ببرید.

استرس و اضطراب

در صورتی که فرد به خاطر بیماری به استرس و اضطراب دچار می شود علاوه بر پیامدهای روحی و روانی، از نظر فیزیکی اثرات شدیدی بر روی آن ها ایجاد خواهد کرد.

زمانی که شما دچار استرس و اضطراب می شوید احساسات منفی مانند خستگی مفرط، خواب آلودگی، عدم تمرکز، بروز حملات شدید روانی یا تنگی نفس به سراغ تان خواهد آمد در این شرایط مراجعه به مشاور بسیار مهم می باشد و به شما کمک می کند تا بتوانید در برابر بیماری های روان تنی از خودتان محافظت کنید و استرس و اضطراب را از خود دور کنید.

افسردگی

افرادی که به بیماری طولانی مدت سرطان مبتلا می شوند، مشکلات روحی و روانی بسیاری را تجربه می کنند البته توجه داشته باشید زمانی که درگیر آسیب های روحی می شوند به راحتی این آسیب ها قابل درمان نخواهد بود حتی اگر مبتلا به سرطان باشید.

در این شرایط باید از مشاوره افسردگی کمک بگیرید تا به درمان مشکلات و مسائل بهداشت روانی، استرس ،اضطراب و افسردگی بپردازد در این حالت راحت تر می توانید با جنبه های سرطان رو به رو شوید و برای درمان سرطان اقداماتی را انجام دهید.

تغییرات شیمی مغز و شخصیت افراد مبتلا به سرطان

سروتونین یک ماده شیمیایی می باشد که پیام ها را بین نورون های مغز حمل می کند و نقش مهمی بر روی تنظیم خلق و خوی، اشتها و فشار خون دارد، در صورتی که فعالیت سروتونین مغز کاهش یابد باعث به وجود آمدن رفتارهای نامناسبی مانند سیگار کشیدن، رژیم غذایی نامناسب، بی تحرکی، افسردگی و بدخلقی می شود.

هم چنین دشواری در تمرکز، یادگیری و یا سایر مسائل روانشناختی می تواند بر روی زندگی تاثیر منفی بگذارد و اختلالاتی در زندگی به وجود آورد. اما در این بین پدیده ای که بسیار اهمیت دارد خشم شیمیایی می باشد که در ادامه این مقاله به طور کامل توضیحاتی در مورد آن بیان می کنیم.

خشم شیمیایی

زمانی که فرد مبتلا به سرطان می شود خشمگین و ناراحت است و در این حالت خشم یک عکس العمل و پاسخ کاملا معقول و طبیعی نسبت به بیماری سرطان و مشکلات می باشد، برخی از افرادی که به سرطان مبتلا می شوند خشم و درگیری های ناگهانی و غیر وابسته به عوامل خارجی نشان می دهند.

در برخی از اوقات رفتار فرد بسیار پرخاشگرانه و نامناسب می شود این نوع رفتار یک نوع هشدار برای فرد مبتلا و سرطان و عزیزانش می باشد تا هر چه سریع تر برای درمان اقدام کند و با کمک پزشک برای درمان خود تلاش کند.

خشم فرد مبتلا مانعی در فرآیند مبارزه با بیماری سرطان

در صورتی که به این رفتارهای پرخاشگرانه خود ادامه دهید به مرور زمان سلامت عاطفی و ذهنی شما با مشکلاتی رو به رو می شود البته ممکن است به خاطر مصرف دارو و سیکل درمانی این رفتار پرخاشگرانه شدت بیش تری یابد و سلامت ذهنی را تحت تاثیر قرار دهد.

به طور معمول درمان سرطان با مصرف استروئیدها همراه می باشد تا درمان سریع تر و موثرتر صورت گیرد و از برخی عوارض جانبی درمان جلوگیری گردد.

متاسفانه مصرف استروئیدها تاثیر بالقوه بر روی افزایش نوسانات خلقی، تحریک پذیری و خشم دارد و در صورتی که نگرانی و خشم به صورت مزمن ادامه داشته باشد باعث تضعیف سیستم ایمنی بدن می شود این مسئله نقش اساسی در درمان و مبارزه با بیماری سرطان دارد.

در این شرایط باید از مشاوره روانشناسی کمک بگیرید تا راهکارهای لازم را در اختیار شما قرار دهد. در این خصوص فرد متخصص روانشناس می تواند نحوه کنترل احساسات منفی را به شما آموزش دهد تا بتوانید به خوبی این احساسات را مدیریت کنید.

توجه داشتن به نقش خانواده، دوستان و مراقبین در مبارزه با بیماری سرطان

فرد در اثر بیماری سرطان و شیمی درمانی دچار تغییرات شخصیتی می شود  این مسئله بسیار ناراحت کننده می باشد زیر فرد رفتار مناسبی با نزدیکانش ندارد و یا ممکن است به راحتی نتواند با کسانی که دوستش دارد ارتباط برقرار کند و ارتباط برقرار کردن برای او سخت باشد.

در این مواقع شخص باید حمایت های لازم را از  خانواده، دوستان و کسانی که دوستش دارد دریافت نماید.

اطرافیان باید آگاهی لازم را داشته باشند تا بتوانند به افرادی که مبتلا به بیماری سرطان می شوند کمک کنند، در این شرایط صحبت کردن با کسانی که شما را درک می کند بسیار کمک کننده خواهد بود و کمتر احساس تنهایی خواهید کرد.

هم چنین در این شرایط می توانید خوبی ها و زیبایی های زندگی تان را ببینید و خاطراتی خوبی که با دوستان و عزیزان و کسانی که دوستشان داشته اید به یاد آورید. زمانی که شرایط برای شما سخت و دشوار است می توانید در کنار دیگران احساسات خوبی را دریافت نمایید.

برای درمان و مبارزه با بیماری سرطان خود چه کاری می توانم بکنم؟

برای مبارزه با بیماری سرطان باید با مشاور روانشناس صحبت کنید و مسائل عاطفی، مشکلات و احساسات  خود را بیان کنید تا بتوانند راهکارهای لازم برای مبارزه با بیماری سرطان را در اختیار شما قرار دهند. در این شرایط مشاوره به اندازه درمان فیزیکی برای شما مفید و اثر بخش می باشد.

هم چنین برای حل کردن مشکلات عاطفی، استرس، اضطراب و افسردگی می توانید از داروهای ضد افسردگی که توسط پزشک تجویز شده است استفاده نمایید و بهره گیری از جلسات مشاوره روانشناسی به شما کمک می کند تا بتوانید استرس، اضطراب، افسردگی، ناراحتی و پرخاشگری کنترل کنید.

در نهایت توصیه می شود ارتباط سرطان با استرس را نادیده گرفته زیرا عوارض استرس بسیار زیاد است و بر روی بدن تاثیرات منفی می گذارد.

در این راستا مرکز مشاوره ستاره ایرانیان با چندین سال سابقه خدماتی در زمینه های مختلف روانشناسی اعم از خانواده، ازدواج، اعتیاد، جنسی، کودک، مشاوره شغلی و تحصیلی با کیفیت ترین حالت ممکن ارائه می کند و جز بهترین و جامع ترین مراکز خدمات روانشناسی  می باشد.

امروزه افراد به خاطر مشغله های زندگی فرصت لازم برای مشاوره حضوری را ندراند و در این خصوص مرکز مشاوره ستاره ایرانیان با استفاده از ابزارهایی مانند تلفن و اینترنت به مراجعین این امکان را می دهد تا در کمترین زمان با متخصصان در ارتباط بوده و برای حل مشکل شان راهنمایی های لازم را بگیرند.

منبع : مبارزه با بیماری سرطان | چگونه با بیماری سرطان مبارزه کنیم؟

دختران یازده ساله : بلوغ

دختر یازده ساله شما دیگر یک بچه کوچک محسوب نمی شود و اکنون او وارد سنین نوجوانی شده و یک نوجوان به حساب می آید. به اصطلاح او در میانه ی سن 10 تا 12 سال است. در طول زمانی که او بین سن 10 تا 12 سالگی می باشد ممکن است که بخواهد بر مردان برتری داشته باشد و به ستاره ی زنی که دز ذهنش است تبدیل شود. دختران در این سن عروسک هایشان را کنار می گذارند و در اینه به صورتشان نگاه می کنند.

بلوغ

والدین دختر یازده ساله باید صبر و درک عمیقی نسبت به این دوره داشته باشند. زمانی که شروع بلوغ محسوب می شود. ممکن است دختر شما متوجه شود که در قسمت هایی از بدنش موهایی رشد می کنند. دختران در این سن هر چند با توجه به گزارش هایی که داده شده است دختران از سن 9 سالگی ممکن است عادت ماهیانه شان شروع شود ولی ممکن یکی دو سال دیگر طول بکشد که او عادت ماهیانه شود، باسن دختران در این سن به تدریج بزرگتر شده و کمر او به مرور قوص بر می دارد و شکل و فرم خاصی به خود می گیرد.

اعتماد به نفس

تغییرات فیزیکی دختر یازده ساله ممکن است بر روی وزن او تاثیر بگذارد. وظیفه ی شما در این زمان این است که نسبت به احساساتی که به او تحمیل می شود او را یاری کنید. والدین ممکن است سهوا از دخترشان انتظاراتی را داشته باشند که فراتر از اوست و زمانی که او نمی تواند انتظارات شما را برآورده سازد از اعتماد به نفس او کاسته می شود، هشدار ریچارد لرنر، مدیر موسسه تحقیقات کاربردی در رشد جوانان در دانشگاه تافتس این است که بگذارید دختران یازده ساله شما متوجه این مسئله شوند که آنها زیبا هستند و شما بدون هیچ قید و شرطی آنها را دوست دارید.

خارج شدن از سنت ها و پذیرش چیزهای جدید

«ممنونم ولی در واقع ممنون نیستم» زمانی که شما به دختر یازده ساله تان توصیه هایی می کنید ممکن است واکنش بدی نشان ندهد. دختر یازده ساله ی شما ممکن است فکر کند که توصیه های شما غیر ضروری، ناخواسته و شرم آور است. نظرات همسالان دخترتان در نظر او مهم است. ناامید نشوید، شما هنوز هم یک نیروی قدرتمند و تثبیت کننده ی زندگی دخترتان هستید. به هر حال او ممکن است نسبت به واکنش های شما پاسخ مثبتی بدهد.بلوغ دختران

ملاحظات

پدران می توانند همانگونه که با پسران یازده ساله ی خود صحبت کنند با دختر یازده ساله شان نیز صحبت کنند و برخی از خاطراتشان را با او در میان بگذارند و آنها را تشویق کنند که برخی از خاطراتشان را با آنها در میان بگذارند. مادران نیز می توانند با به اشتراک گذاشتن برخی از داستان هایی که در این سن برای آنها اتفاق افتاده است از میزان استرس دخترشان بکاهند. یک مادر چون خودش یازده سالگی را تجربه کرده است می تواند به دخترش کمک کند که کمتر احساس تنهایی کند و به او بقبولاند که زندگی بهتر خواهد شد. دخترتان را بغل کنید و او را ببوسید حتی اگر او نمی خواهد که شما این کار را انجام دهید. دخترتان در مرحله ی اولیه رشد و نمو می باشد ولی او همچنان به میزان زیادی از عشق و محبت نیاز دارد.

منبع : دختران یازده ساله : بلوغ

سنجش رابطه زن و شوهر

زوجین با استفاده از تست تفاهم می توانند سطح کیفیت زندگی مشترک شان را تعیین و مورد ارزیابی قرار دهند و هم چنین میزان سازگاری زن و شوهر در این تست مشخص می شود. تست تفاهم قبل از ازدواج به زوجین کمک می کند تا پیش از ازدواج از تصمیم خود مطمئن شده و در صورت نیاز از مشاور کمک بگیرند.

یکی از اشتباهاتی که زوجین در زمان آشنایی دچار می شوند این است که به تفاوت های فرهنگی، سلیقه ای و خانوادگی و یا شخصیت طرف مقابل شان توجه نمی کنند و همین مسئله باعث شده است تا تضادهای ایجاد شده باعث به وجود آمدن اختلاف هایی در میان زوجین شود.

در این حالت تست تفاهم قبل از ازدواج به زوجین کمک می کند تا شناخت بیشتری نسبت به یکدیگر به دست آورند و هم چنین در مورد جنبه های پنهان شخصیت طرف مقابل آگاهی لازم را به دست آورند تا بتوانند در امر ازدواج انتخاب صحیح و مناسب تری داشته باشند. 

البته توجه داشته باشید که به تنهایی این تست و تست های مشابه نمی تواند ملاک اصلی برای تصمیم گیری برای ازدواج شود. این تست های روانشناسی بیش تر در زمینه تشخیص اولیه کاربرد دارد و در صورتی که نسبت به تصمیم گیری تان تردید و شک دارید باید از مشاوره خانواده و ازدواج کمک بگیرید تا در این خصوص شما را راهنمایی کنند و بهترین و گزینه برای رسیدن به قطعیت و انتخاب درست می باشند.

مزیت سنجش رابطه زن و شوهر

یکی از مولفه های اصلی برای ازدواج موفق، شناخت طرفین از یکدیگر می باشد زیرا بسیاری از مشکلاتی که در زندگی مشترک به وجود می آید به خاطر عدم شناخت کافی طرفین از یکدیگر و عدم انتخاب صحیح همسر می باشد که همین مسئله باث جدایی شده و آمار طلاق را افزایش می دهد. 

احتمال دارد بسیاری از ازدواج ها به طلاق کشیده نشود اما 30 درصد از زوج هایی که با یکدیگر زندگی می کنند رضایت زناشویی ندارند و هیچ لذتی در زندگی شان تجربه نمی کنند و به دلایل دیگری مانند فرزندان، مشکلات مالی، مسائل فرهنگی مجبور به ادامه زندگی و تحمل یکدیگر می باشند.

توجه داشته باشید که انتخاب همسر کار ساده ای نمی باشد اما افراد قبل از ازدواج به معیارهای درست ازدواج توجه نمی کنند و با داشتن معیارهای اشتباه ازدواج و عدم توجه به اختلافات در ازدواج مشکلات بسیاری در زندگی مشترک تجربه می کنند و دچار اختلافاتی می شوند در هنگام ازدواج برای این که از انتخاب خود مطمئن شوید می توانید از تست های تفاهم قبل از ازدواج یا دیگر تست های روانشناسی کمک بگیرید، این تست ها به شما به طور تقریبی کمک می کنند و یک معیار تقریبی در امر ازدواج می باشند.

زمانی که این تست ها را انجام می دهید باید توجه داشته باشید که این معیارها قطعی نمی باشد و نمی توان صد در درصد به نتایج آن متکی بود به همین دلیل بهتر است نظر متخصص را در مورد نتایج به دست آمده بپرسید. توجه داشته باشید که بسیاری از شاخص ها و عواملی که بر روی زندگی مشترک تاثیر می گذارد در این تست ها مشخص نمی شود و مورد بررسی قرار نمی گیرد.

مشاوره قبل از ازدواج بر اساس اطلاعاتی که از زوجین به دست می آورند و هم چنین بر اساس نتایج به دست آمده از تست تفاهم قبل از ازدواج شما را در جهت رسیدن به زندگی مشترک رویایی با کمترین تنش هدایت می کند. در کنار این ها شما باید مهارت های لازم برای ازدواج را یاد بگیرید تا با آمادگی بیشتری وارد زندگی مشترک شوید و بتوانید به راحتی فراز و نشیب های زندگی مشترک را طی کنید با موفقیت پشت سر بگذارید.

تست سنجش رابطه زن و شوهر

تست های قبل از ازدواج بسیار زیاد می باشند که از آن ها می توان به تست مایرز- بریگز، تست هارتمن، تست انگیزش و غیره اشاره نمود که بر اساس روانشناسی ازدواج تدوین و مشخص شده اند. در ادامه این مقاله یک نمونه تست قبل از ازدواج بیان شده است که دیدی کلی در مورد ازدواج به شما می دهد.

با توجه به سوالات بسته به مخالف یا موافق بودن تان گزینه “بله”یا “نه” را در پاسخ گویی انتخاب نمایید.

  1. همسرم در جستجوی افکارم بر می یابد. بله / نه
  2. همسرم به احساسات من توجه داد. بله / نه
  3. اغلب احساس می کنم مرا کنار گذاشته است. بله / نه
  4. ما با هم تفاهم داریم. بله / نه
  5. به حرف یکدیگر گوش می دهیم. بله / نه
  6. به عقاید یکدیگر احترام می گذاریم. بله / نه
  7. نسبت به یکدیگر مهربان هستیم. بله / نه
  8. احساس می کنم همسرم به خوبی از من مراقبت می کند. بله / نه
  9. برای آن چه می گویم اهمیت قائل است. بله / نه
  10. در تصمیماتی که می گیریم، نظر من مهم است. بله / نه
  11. در رابطه زناشویی ما عشق زیادی وجود دارد. بله / نه
  12. ما به راستی به یکدیگر علاقه مند هستیم. بله / نه
  13. من دوست دارم فقط با همسرم وقت بگذرانم. بله / نه
  14. ما دوستان خوبی هستیم. بله / نه
  15. حتی در زمان های سخت، من و همسرم با هم همدل هستیم. بله / نه
  16. همسرم نسبت به دیدگاه من، با ملاحظه رفتار می کند. بله / نه
  17. از نظر جسمانی برای همسرم جذاب هستم. بله / نه
  18. همسرم نسبت به من توجه نشان می دهد. بله / نه
  19. من در زندگی همسرم جای محکمی دارم. بله / نه
  20. همسرم مرا تحسین می کند. بله / نه

امتیاز دهی به تست سنجش رابطه زن و شوهر

زوجین باید این تست را به صورت جداگانه پاسخ دهند در صورتی که کمتر از 9 پاسخ بله به این سوالات دادند به این معناست که از رابطه زناشویی خود رضایت کافی ندارید و باید مهر و محبت در میان شما و همسرتان افزایش یابد و برای افزایش محبت و صمیمت با همسرتان رابطه خلاقو فعال داشته باشید. 

در صورتی که پاسخ های شما کمتر از 7 پاسخ بله داشت سعی کنید در انگیزه های ازدواج خود تجدید نظر کنید و برای این که ازدواج موفق آمیزی داشته باشید باید به متخصص مراجعه کنید تا یکدیگر را بهتر بشناسید و با ویژگی های یکدیگر به خوبی آشنا شوید.

استفاده از جلسات مشاوره مفید می باشد و این تست ها و جلسات تا حدودی آینده ازدواج را قابل پیش بینی می کند البته پیش از آن که قدم اشتباه را بردارید و خودتان را درگیر روابط عاطفی که محکوم به شکست می شود، کنید بهتر است از مشاوره روانشناسی کمک بگیرید تا در این خصوص به شما کمک کند و اطلاعات لازم را در اختیار شما قرار دهد.

یکی از مواردی که شناخت آن در امر ازدواج بسیار مهم می باشد تفاوت میان تفاهم و تشابه عقاید می باشد و توجه داشته باشید که تفاهم با تشابه متفاوت است بسیاری از زوجین تشابه افکار و سلایق را به معنای تفاهم در نظر می گیرند و سعی می کنند کسی را برای ازدواج پیدا کنند که از نظر نظام فکری، شخصیتی، احساسی به آن شبیه هستند که عملا این کار امکان پذیر نمی باشد.

تفاهم در زندگی مشترک لازم است و زوجین باید بتوانند یکدیگر را به خوبی درک کنند و به فهم مشترکی برسند در صورتی که با یکدیگر اختلافات فکری و سلیفه ای دارند و این مسئله یکی از مهم ترین ارکان ازدواج موفق می باشد.

مرکز مشاوره روانشناسی ستاره ایرانیان

یکی از انتخاب های مهم زندگی ازدواج و انتخاب همسر می باشد که تمام زندگی شما را تحت تاثیر قرار می دهد، در این شرایط به شما توصیه می شود تا با افراد متخصص و با تجربه مشورت کنید و با کمک آن ها و جلسات و تست های قبل از ازدواج بهترین تصمیم را برای ازدواج بگیرید.

البته امروزه بسیاری از افراد به دلیل معذب بودن و کمبود زمان نمی توانند در جلسات حضوری شرکت کنند در این راستا مرکز مشاوره ستاره ایرانیان خدماتی را به صورت تلفنی ارائه کرده است تا بتوانید با روانشناسان صحبت کنید و از آن ها راهنمایی های لازم را دریافت نمایید.

منبع : تست تفاهم قبل ازدواج| سنجش سازگاری زن و شوهر 

عوارض مقایسه خود با دیگران

عوارض مقایسه خود با دیگران

بسیاری از افراد می دانند که مقایسه کردن خود با دیگران کار درستی نمی باشد اما نمی توانند دست از این کار بردارند و نمی دانند این مسئله به چه علتی در ذهن آن ها تکرار می شود.

در صورتی که فرد خود را با دیگران مقایسه کند به مرور زمان اعتماد به نفس او کاهش می یابد و حس نا امنی و نا امیدی در فرد ایجاد می شود.

این روند آن قدر تکرار می شود که فرد دچار افسردگی و اختلالات اضطرابی می شود و بهداشت جسمی و روانی او به خطر می افتد، از این بسیاری از افراد که به جلسات مشاوره و روان درمانی مراجعه می کنند به دنبال راهی هستند تا بتوانند از این مقایسه ها دست بردارند.

در صورتی که شما هم چالش هایی در خصوص مقایسه با دیگران تجربه می کنید بهتر است تا انتها این مقاله را مورد مطالعه قرار دهید.

مقایسه خود با دیگران ، دلایل اصلی

اولین قدم در خودشناسی، دوست داشتن خود می باشد، مقایسه کردن چیزی است که برای بسیاری از افراد اتفاق می افتد اما مقایسه زیاد می تواند علل مشخصی داشته باشد که در ادامه این مقاله به مهم ترین دلایلی که باعث مقایسه کردن می شود می پردازیم:

  1. عدم اعتماد به نفس کافی

زمانی که فرد دچار کم بینی و یا عدم اعتماد به نفس باشد به طور طبیعی تمایل دارد که خود را با دیگران مقایسه کند و روز به روز این مقایسه کردن قوی تر می شود ، شاید در ابتدا دلیل این امر این باشد که چرا نمی توانیم مانند کسانی باشیم که از نظر ما کامل و موفق هستند.

جالب است به این نکته توجه کنید که افرادی که درگیر مقایسه کردن خود با دیگران هستند لزوما افراد شکست خورده و ناموفقی نمی باشند بلکه آن ها نسبت به انتخاب هایشان اعتماد و اطمینان کافی ندارند و نمی توانند موفقیت های خودشان را به خوبی ببینند و دائما از نظر آن ها دیگران عملکرد بهتری دارند.

در صورتی که این افکار و احساسات به میزان زیادی در ذهن شما وجود دارد لازم است برای ارتقا و بهبود اعتماد به نفس خود کاری را انجام دهید در این شرایط می توانید به روانشناس مراجعه کرده و در جلسات روان درمانی شرکت کنید تا اعتماد به نفس خود را تقویت نمایید.

  1. کمال گرایی افراطی

کمال گرایی یکی از ویژگی های شخصیتی می باشد که باعث می شود فرد خودش را با دیگران مقایسه کند و در کمال گرایی فرد می خواهد که همه چیز به بهترین نحو انجام شود و این ویژگی او باعث می شود که هیچ گاه از کارها و رفتارهایی که انجام می دهد راضی نباشد.

توجه داشته باشید برای موفقیت جسم و روان لازم است تا در کنار دوست داشتن خود از رفتارهایی که انجام می دهد راضی باشید در صورت عدم رضایت از خود، درگیر مقایسه آزاردهنده ای خواهید شد، معمولا تغییر و تعدیل ویژگی کمال گرایی توسط خود شخص سخت و دشوار می باشد و باید در این خصوص روانشناس مداخلات حرفه ای انجام دهد.

  1. عدم داشتن روحیه انعطاف پذیر

برخی از افراد روحیه و دید انعطاف پذیری ندارند و به همین دلیل راه رسیدن به موفقیت و پیشرفت را تنها یک راه مشخصی در نظر می گیرند و آن ها به این مسئله توجه نمی کنند که موفقیت هر کس به شرایط و توانایی های خود او بستگی دارد و افراد در زندگی برای این که به موفقیت برسند باید مسیر منحصر به فرد خودشان را پیدا کنند.

در صورتی که آن ها این موضوع را در نظر نگیرند و به آن توجه نکنند باعث می شود دائما به دنبال یک راه حل کلی باشند و همیشه برای این که به پیشرفت برسند خودشان را با دیگران مقایسه کنند تا با استفاده از معیارهای آن ها بتوانند به نتیجه مشابهی دست یابند.

معایب مقایسه کردن خود با دیگران

مقایسه کردن خود با دیگران معایبی دارد که عبارت اند از:

  • باعث حس بی کفایتی فرد نسبت به خودش می شود و فرد هر تلاشی که می کند به چشمش نمی آید.
  • مقایسه کردن خود با دیگران باعث افسردگی و انزوای فرد می شود و همواره موفقیت ها و دستاوردهایش را پشت دیگران پنهان می کند.
  • حس ناامنی و نا امیدی وجود فرد را فرا می گیرد.
  • عزت نفس و اعتماد به نفس او کاهش می یابد.
  • مهم ترین عوارض مقایسه خود با دیگران از دست رفتن زندگی حال و عدم لذت بردن از آن می باشد.
  • بهداشت جسمی و روانی فرد به خطر می افتد.

مقایسه خود با دیگران، چند راهکار عملی

مقایسه کردن خود با دیگران ممکن است به یک عادت ذهنی تبدیل شده باشد اما با استفاده از راهکارهایی می توانید یک بار برای همیشه به این مقایسه ها پایان دهید، در ادامه این مقاله برخی از این راهکارها بیان شده است اما باید توجه داشته باشید که این راهکارها عمومی هستند و می توانند باعث تغییر در رفتار شما شوند.

در صورتی مشکل شما بسیار شدید باشد و این راهکارها نتیجه بخش نبوده و احساس می کنید مقایسه ها عملکرد زندگی تان را مختل کرده است در این حالت از متخصص روانشناس کمک بگیرید تا در این خصوص شما را یاری کند.

  1. بر نقاط قوتتان تمرکز کنید

گاهی اوقات برای این که بتوانید از شر مقایسه با دیگران خلاص شوید باید سوالات ساده ای از خودتان بپرسید و به جای جستجوی دائمی نقاط ضعفتان یک بار در مورد نقاط قوت فکر کنید و از خودتان بپرسید که من چه نقاط قوتی دارم؟ این توانایی ها را در جایی یادداشت کنید و تلاش کنید برای بهبود و ارتقای آن ها راهی بیابید در واقع می توانید با خودشناسی، گامی برای مقایسه نکردن خود با دیگران بردارید.

  1. بپذیرید که هیچ کس کامل نیست

این یک حقیقت است که هیج کس کامل نیست و همه افراد نقاط ضعفی دارند و تقریبا همه ما این موضوع را می دانیم، ولی با این وجود بسیاری از افراد زمانی که به نواقصی که در خودشان است فکر می کنند از نظر هیجانی احساس بسیار بدی پیدا می کنند که انگار به آن ها می گوید باید کامل باشند.

شما باید سعی کنید زمانی که این احساسات به سراغ تان می آیند آن ها را به درستی مدیریت کنید و در آن ها غرق نشوید.

هم چنین به خودتان بگویید که هیچ کس در هیچ زمانی نتوانسته اند کامل و بدون هیچ عیب و نقصی باشد، پس به جای این که خودتان را با دیگران مقایسه کنید سعی کنید راهی برای ارتقای توانایی هایتان به دست آورید و سعی کنید که موفق شوید و پیشرفت کنید.

  1. مقایسه خود با دیگران، نسبت به مقایسه های نا آگاهانه هشیار باشید

دنیای امروز به خاطر پیشرفت شبکه های اجتماعی به سمتی رفته است که دائما افراد را درگیر مقایسه با دیگران می کند بدون آن که خود شخص آگاه باشد.

در واقع فرد با گشتن در شبکه های اجتماعی، دیدن عکس ها و خاطرات افراد مختلف از سفرها و اوقات فراغتشان ناخودآگاه خودشان را با آن ها مقایسه می کنند و این حس در آن ها به وجود می آید که دیگران از من خوشبخت تر هستند و یا زندگی بهتری نسبت به من دارند.

این احساسات و افکار آن قدر می تواند قوی و عمیق باشد که کاملا رضایت شما را از زندگی تحت تاثیر قرار دهد.

در این شرایط شما باید آگاه باشید این مقایسه ها به صورت ناخودآگاه در ذهن شما به وجود می آید و کارکرد شبکه های اجتماعی می باشد و هیچکس در زندگی اش صددرصد خوشبخت نیست و عکس ها و لحظاتی که در شبکه های مجازی منتشر می شود تنها بخش و برشی از زندگی افراد می باشد و هیچ کس از زندگی که در پشت این عکس ها در جریان است اطلاعی ندارد.

در این شرایط می توانید به مشاوره روانشناسی مراجعه کنید تا شما کمک کند نگرش و دید شما نسبت به دیگران در فضای مجازی تغییر کند و زندگی تان را آن ها مقایسه نکنید در این راستا مرکز مشاوره ستاره ایرانیان خدماتی را به صورت تلفنی و حضوری ارائه می دهد.

منبع : مقایسه خود با دیگران | دلایل و راهکار مقابله عوارض آن