راهنمای جامع بی خوابی: معالجات و درمان ها 2

در مقاله قبلی این سایت در مورد درمان بی خوابی از راه تغییر عادات و مدیریت استرس اشاره کردیم. در این مقاله در مورد تغییر افکار ناکارآمد و کار روی آرمیدگی بدن صحبت خواهیم کرد.

به چالش کشیدن نگرش های منفی در مورد خواب و مشکل بیخوابی تان که با گذشت زمان ایجاد شده است کار مفیدی می باشد.

به چالش کشاندن تفکرات ناکارآمد که منجر به بی خوابی می شوند:

  • انتظارات غیرواقعی. من باید بتوانم هرشب مانند یک شخص نرمال خوب بخوابم

پاسخ متقابل: شمار زیادی از افراد گاه‌گاهی با خوابیدن  مشکل دارند. من می توانم با کمی تمرین بخوابم.

  • اغراق کردن. امشب شب مجزایی متفاوت از دیگر شب های نکبت بار از بی‌خوابی است.

پاسخ متقابل: هیچ یک از شب ها مانند هم نیست. بعضی شب ها بهتر از شب های دیگر می خوابم.

  • تفکر فاجعه آمیز . اگر خوب نخوابم من در سخنرانی ام کم میاورم و شغلم به خطر می افتد.

پاسخ متقابل: من سخنرانی ام را به خوبی تمام می کنم حتی اگر خسته باشم. من می توانم امشب را راحت و آرام باشم حتی اگر خوابم نگیرد.

  • نومیدی. من هرگز شاید نتوانم خوب بخوابم. آن غیرقابل کنترل است.

پاسخ متقابل: بیخوابی می تواند درمان شود. اگر اگر بتوانم نگرانی را تا حد زیادی متوقف کنم و بر راه حل های مثبت تمرکز کنم. من می توانم از پس آن بربیایم.

  • گفتن از شانس. اگر امشب اقبال من را یاری کند حداقل یک ساعتی می خوابم. من بهش اعتقاد دارم.

پاسخ متقابل: من نمی دانم امشب چه اتفاقی می افتد. ممکن است اگر مطابق با استراتژی هایی که یاد گرفته ام عمل کنم سریع به خواب بروم.

درمان و معالجات بیخوابی: استرس و نگرانی های روزانه را مدیریت کنید.

نگرانی، استرس و خشم مانده از روزتان موجب می شود شما شب سخت تر خوابتان بگیرد.

  • از راهبردهای مدیریت استرس استفاده کنید. اگر استرس اداره کار، خانواده و تحصیل موجب بیدار ماندن شما در شب می شود، نحوه کنترل استرس به روش هایی پربازده را یاد بگیرید و خونسردی خود را حفظ کنید، داشتن دید مثبت می تواند در خواب بهتر شبانه به شما کمک کند.
  • نگرانی هایتان را در طی روز، با یک دوست یا معشوق در میان بگذارید. صحبت کردن در مورد نگرانی ها در مقابل کسی که به شما اهمیت می دهد روشی خوبی برای کاهش استرس است و زمان خواب دست از تکرار نگرانی هایتان بردارید. شخص نیازی به توانایی اصلاح مسائلش ندارد بلکه درست نیازمند یک شنونده ملتفت و بی طرف است.

مطالب مرتبط: راهنمای جامع بی خوابی ۱: علائم و علل بی خوابی

تحت کنترل در آوردن واکنش های آرمیدگی بدن

اگر شما اکثر اوقات احساس اضطراب می کنید و با پایان یافتن روز نمی توانید از استرس رهایی یابید، بهتر است از تکنیک های آرمیدگی همچون مراقبه، یوگا و نفس عمیق کشیدن بهره مند شوید. نه تنها این تکنیک ها برای آرام سازی روان شما مفید هستند و از تنش بدنتان می کاهید بلکه آنها به شما در سریع تر رفتن به خواب و از سرگیری سریع تر خواب پس از بیدار شدن در میانه شب کمک می کنند. بعضی از اپلیکشن های گوشی های هوشمند می توانند شما را از طریق ارائه روش های آرمیدگی مختلفی راهنمایی کنند یا اینکه می توانید از تکنیک های زیر پیروی کنید:

  • تنفس شکمی. نفس کشیدن عمیق و کامل نه تنها قفسه سینه، بلکه شکم، کمر و ستون فقرات و قفسه سینه را در برمی گیرد که می تواند برای آرمیدگی عضلانی مفید باشد. چشمانتان را ببندید و نفس عمیق بکشید، نفس کشیدن های آرام و عمیق موجب می شوند هر نفس حتی عمیق تر از آخرین نفس باشد. با بینی تان نفس بکشید و از طریق دهان آن را بیرون بدهید.
  • آرام سازی عضلانی پیشرونده. خودتان را شل و رها کنید. از پاها شروع کنید، عضلاتتان را هر چه قدر فشرده تر می توانید سفت کنید. حدود 10 ثانیه به همان حال بمانید و سپس آنها را شل کنید. به این کار در هر یک از دسته های عضلاتی در بدنتان ادامه دهید؛ خودتان را به طریقی از نوک پاها تا بالای سر در شرایط سخت قرار دهید.
  • مراقبه ذهن آگاهانه. آرام بنشینید و بر نفس کشدن طبیعی تان تمرکز کنید طوری که بدنتان همان لحظه آرامش احساس کند. به تفکرات و هیجان های خود اجازه ورود و خروج بدهید بدون هیچ برداشتی همیشه سعی کنید به حالت تمرکز بر نفس و بدنتان برگردید. این فعالیت نیاز به تمرین های منظمی برای یادگیری این تکنیک ها و تحت کنترل درآوردن نیروی مهار کننده استرس شما دارد. اگر شما در میانه شب از خواب می پرید می توانید آنها را به عنوان بخشی از کارهای روتین روزانه خود زمانی که شما دراز می کشید تا بخوابید انجام دهید.

این تکنیک ها نیاز به یادگیری تمرینات منظم و تحت کنترل در آوردن نیروی تسکین بخش استرس است. اما فواید آن می توانند باور نکردنی باشند. شما می توانید آنها را به عنوان بخشی از جریانات عادی موقع خوابتان انجام دهید وقتی که شما دراز می کشید و آماده خوابیدن می شوید و اگر شما اواسط شب از خواب بیدار می شوید.

درمان ها و معالجات بی خوابی: اگر بیدار می شوید دوباره خوابتان را از سرگیرید

در حالی که بیدارشدن جزئی طی شب، امری عادی است، اما اگر شما در این مواقع به سختی می توانید دوباره بخوابید نکات زیر ممکن است برایتان مفید واقع شوند.

  • افکار مزاحم را از سرتان بیرون کنید. کلید از سرگیری خواب آن است که پیوسته به بدنتان برای خوابیدن علامت دهید. سخت است اما میسر؛ سعی نکنید میزان استرس ناشی از ناتوانی برای دوباره خوابیدن زیاد شود زیرا این استرس فقط بدنتان را به بیدار ماندن ترغیب می کند. یک روش خوب برای آرامش ذهن، تمرکز بر احساسات و سنسورهای بدنی، یا تمرین عمل نفس کشیدن دم و بازدم است. بنابراین نفس بکشید، نفس را به آرامی بیرون دهید، ضمن آنکه واژه (آه) را می‌گویید یا در ذهنتان داشته باشید. دوباره نفس بکشید و این عمل را تکرار کنید.
  • آرمیدگی هنگام خواب را هدف خود قرار دهید نه به خواب رفتن را. اگر از سرگیری فوری خواب سخت است سعی کنید از تکنیک های آرمیدگی همچون تجسم سازی، آرمیدگی پیش رونده عضلانی یا مراقبه بهره مند شوید که می توانند حتی بدون خارج شدن از تختخواب نیز انجام شوند. به خودتان متذکر شوید که اگرچه آنها جایگزین خواب نیستند اما با این وجود تمدد اعصاب و استراحت در تزریق نشاط به بدنتان مفید خستند.
  • فعالیتی آرام انجام دهید نه برانگیزاننده. اگر شما بیش از 15دقیقه از خواب بیدار شده اید از تختخواب خارج شوید و یک فعالیت آرام مانند کتابخوانی انجام دهید نه مهیج، و نور لامپ را کم کنید طوری که به بدنتان ساعت بیداری القا نشود. سعی کنید از بکار بردن هر نوع صفحات برقی مانند لامپ که محرک هایی به مغز برای بیدار ماندن را انتشار می دهند خودداری کنید.
  • نگرانی و بارش مغزی موقع خواب را به تعویق بیندازید. اگر شما شب با اضطراب در مورد چیزی بیدار می شوید آن را به طور مختصر بر روی برگه ای یادداشت کنید و نگران بودن به آن را تا روز بعد وقتی که آن راحت تر حل می شود به تعویق بیندازید. به طور مشابه، اگر ایده خوبی موجب بیدار ماندن شما می شود آن را یادداشت کنید و فکرکردن بیشتر به آن را تا صبح به تعویق بیندازید.

منبع:مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

راهنمای جامع بی خوابی: معالجات و درمان ها 1

در مقالات قبلی در مورد علائم و علل بی خوابی صحبت کردیم در این مقاله در مورد درمان ها و معالجات بی خوابی صحبت خواهیم کرد.

تغییر دادن عاداتی که خواب را مختل می کنند.

اگر مشکلات هیجانی با بیخوابی تان ارتباط دارند پس در وهله اول درمان و رفع آنها اساسی است. اما شما نیز باید عادات روزانه یا جریانات موقع خواب که با بیخوابی مرتبط هستند را مدنظر قرار دهید.

مقالات مرتبط: راهنمای جامع بی خوابی : علائم و علل بی خوابی

استفاده از دفترچه یادداشت خواب برای بازشناسی عادات القاکننده بیخوابی

برخی از عادات بسیار ذاتی و به نوعی در وجودتان ریشه دوانیده اند طوری که شما ممکن است از آنها به عنوان عوامل دخیل احتمالی در بیخوابی خود  چشم پوشی می‌کنید. شاید عادت شما به قهوه خوردن در خوابیدن بیش از آنکه بدانید تأثیر بگذارد یا شاید شما هرگز قادر به بیان رابطه ای بین تماشای تلویزیون در دیروقت یا امواج اینترنت و مشکلات خوابتان نبوده اید. داشتن یک دفترچه یادداشت روش مفیدی برای کشف عادات و رفتارهای مرتبط با بیخوابی تان می باشد.

اقتباس عادات جدیدی  برای کمک به خواب بهتر

  • از یک برنامه منظم خواب پیروی کنید. ساعت بیولوژیکی بدنتان را با زمان خاص رفتن به تختخواب و بیدارشدن در یک تایم مشخص از صبح حتی تعطیلات تنظیم کنید.
  • چرت نزنید. چرت زدن طی روز می تواند هشت ساعت خوابیدن را مشکل تر کند. اگر شما احساس می کنید که نیاز به چرت دارید آن را به نیم ساعت در بعدازظهر محدود کنید.
  • مصرف کافئین، الکل و نیکوتین را به حداقل برسانید. نوشیدن مشروبات کافئینی را در حداقل هشت ساعت خوابیدن متوقف کنید. ضمن آنکه الکل می تواند باعث خواب آلودگی تان شود اما در کیفیت خواب خلل ایجاد می کند و نیکوتین نیز یک محرک است.
  • از خوردن وعده های غذایی دیرهنگام بپرهیزید. سعی کنید از غذاهای سنگین و پرچرب در دوساعت قبل از خواب اجتناب کنید. خوردن غذاعای چرب موجب می شوند معده تان زمان زیادی را صرف هضم آنها کند و غذاهای ادویه دار یا اسیدی نیز موجب درد یا سوزش معده می شوند.
  • به طور منظم ورزش کنید. ورزش منظم می تواند علائم بی‌خوابی را بهبود بخشد، اما تاثیر آن سریع نیست و چند ماه طول می کشد تا اثرات کامل آن را احساس کنید. سعی کنید نیم ساعت یا بیشتر در اکثر روزهای هفته فعالیت داشته باشید اما نه اینکه خیلی به موقع خواب نزدیک باشد.

عادت هنگام خواب بهتری را برای خود ایجاد کنید.

عادت هنگام خواب تنها شامل آنچه در طی روز انجام می دهید و بر کیفیت خوابتان تأثیر می گذارد نیست بلکه کارهایی است که جهت آماده سازی ذهن و بدنتان برای خواب انجام می دهید.

  • مطمئن شوید که اتاق خوابتان آرام، تاریک و خنک است. صدا، نور و گرما می تواند با خوابتان تداخل یابد. سعی کنید از دستگاه گیرنده صدا یا گوش بندهای نخی برای جلوگیری از شنیدن صداهای بیرونی استفاده کنید یا پنجره را باز کنید و یا از پنکه برای خنک کردن اتاق استفاده کنید و چشم بندهای تیره یا ماسک خواب برای ممانعت از رسیدن نور به صورتتان استفاده کنید.
  • از فعالیت های محرک و موقعیت های استرس زا قبل از موقع خواب بپرهیزید. فعالیت ها شامل تمرین های شدید، بحث و جدل های طولانی یا جبران عقب ماندگی های کاری می باشند. در عوض بر فعالیت های ساکت و آرامی مانند خواندن، بافندگی یا گوش دادن یک موسیقی ملایم تمرکز کنید ضمن آنکه درجات روشنایی مکان موردنظر را نیز کم می‌کنید.
  • هر گونه صفحه تاباننده نور را قبل از موقع خواب خاموش کنید. نورساطع شده از تلویزیون، تبلت ها، گوشی های هوشمند و رایانه ها موجب سرکوبی تولید ملاتونین بدنتان می شود و می توانند به شدت خوابتان را مختل کنند. به جای ایمیل زدن، چت کردن، تماشای تلویزیون یا بازی های ویدئویی سعی کنید تا به یک کتاب ضبط شده بر روی نوار ویدئویی یا پادکست گوش دهید یا زیر یک نور ملایم مطالعه کنید.

رویارویی با تغییر کار

شب کاری ها یا تغییرات نامنظم می توانند برنامه خوابتان را مختل کنند. شما ممکن است بتوانید فشار مضر حاصله را با نکات زیر کم کنید:

  • چرخه خواب و بیداری تان را با در معرض نور درخشان قرار گرفتن هنگامی که شما شبانه بیدار می شوید تعدیل کنید، از لامپ های درخشان یا مهتابی های شبیه ساز روشنی روز در محل کارتان استفاده کنید و از این رو از عینک های مات و تیره در مکان اقامت خود استفاده کنید تا از رسیدن بارقه های نور به چشم ممانعت کند و موجب احساس خواب آلودگی شود.
  • تعداد شب ها یا تغییرات نامنظم را که شما پشت سرهم کار می کنید حتی الامکان محدود کنید بلکه بتوانید از محرومیت از خواب پیش رونده جلوگیری کنید.
  • از تغییرات چرخشی مکرر اجتناب کنید طوری که شما بتوانید فقط براساس یک برنامه خواب پیش روید.
  • صدا و نور موجود در اتاق خواب خود را در طی روز برطرف کنید. از چشم بندهای تیره یا ماسک خواب استفاده کنید تلفن را خاموش کنید و از گوش بند یا دستگاه گیرنده صدا برای پیشگیری از شنیدن صدا استفاده کنید.

درمان و معالجات بی‌خوابی: اضطراب های خواب را خنثی کنید.

دردسر زیادی که شما در خوابیدن دارید بیشتر برای تاختن بر علیه تفکراتتان شروع می شود. شما ممکن است از رفتن به خواب وحشت داشته باشید به دلیل آنکه شماکاری جز غلت زدن ندارید. یا ممکن است نگران باشید به دلیل آنکه فردا روز پرکاری در پیش دارید و در صورتی که شما هشت ساعت ناب را نداشته باشید مطمئن هستید که در کار فردا اختلال ایجاد می کند. اما تقلا کردن برای خواب فقط بیخوابی شما را بدتر می کند. فرآیند ناشی از نگرانی قبل از آنکه آگاه باشید از طریق آدرنالین به بدنتان طغیان می کند و از این رو شما کاملاً هوشیار می مانید.

بیشتر بخوانید: به راستی شما چه میزان خواب نیاز دارید؟

رابطه بین رختخواب را با خواب درک کنید نه با بیخوابی

  • از اتاق خواب فقط برای خوابیدن و سکس استفاده کنید. از انجام کار، خواندن و تماشای تلویزیون در آنجا خودداری کنید یا از رایانه در تختخواب یا اتاق خواب استفاده نکنید. هدف تداعی بین اتاق خواب با فقط خواب است، چنانچه مغز و بدنتان زمانی که شما به تختخواب می روید یک علامت جدی را دریافت می کند حاکی از آنکه الان موقع خواب است.
  • اگر خوابتان نمی برد از تختخواب خارج شوید. سعی نکنید خودتان را مجبور به خوابیدن کنید. غلت زدن در تختخواب فقط اضطرابتان را افزایش می دهد. بلندشوید و تختخواب را ترک کنید و کارهای تسکین کننده ای همچون مطالعه کردن، نوشیدن یک فنجان چای داغ بدون کافئین، دوش گرفتن یا گوش دادن به موسیقی ملایم را انجام دهید و زمانی که احساس خواب کردید به تختخواب برگردید.

ساعت اتاق خواب خود را دور از دید قرار دهید. مضطربانه نگاه کردن به تیک تیک ساعت زمانی که خوابتان نمی برد،؛ یک دلیل و عامل اساسی در بی خوابی است. شما می توانید از هشدار زنگ بیداری استفاده کنید اما مطمئن شوید هنگامی که در تختخواب هستید گذر زمان را نمی بینید.

منبع:مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

راهنمای جامع بی خوابی 1: علائم و علل بی خوابی

خوابتان نمی برد؟ دلایل، داروها و یا درمان های خاصی برای بیخوابی تان وجود دارد؟

آیا با وجود خستگی بازهم خوابتان نمی برد؟ یا در نیمه شب از خواب می پرید و تا ساعت ها به صورت درازکش بیدار می مانید و با اضطراب به عقربه های ساعت نگاه می کنید؟ بیخوابی یک مشکل رایج است که انرژی، خلق، سلامتی و توانایی کارکرد در طی روز را از شما می گیرد. بیخوابی مفرط می تواند حتی با مشکلات جدی سلامت مرتبط باشد اما شما نباید تسلیم بیخوابی های شبانه شوید. تغییرات ساده در ادامه مطلب

دستورالعملی ساده برای برقراری ارتباط چشمی مناسب

تماس چشمی یکی از مهم ترین ابعاد برقراری ارتباط اجتماعی می باشد. در بحث زبان بدن بیش از هر بحث دیگری از تماس چشمی شنیده اید و اکنون در مطالعات مختلف نیز اهمیت این مسئله ذکر شده است. در این مقاله نیز سعی شده به بررسی این مهارت اجتماعی و زبان بدن مهم بپردازیم.

چندین دستورالعمل در اینترنت وجود دارند که مرتبط به اصول تماس چشمی است. لورا بینیک متخصص زبان بدن در فنلاند جزیی ترین و در عین حال آموزشی ساده در این باره را ترتیب می دهد. بینیک یک نوع طبقه بندی را توصیف می کند که متشکل از 3 تکنیک تماس چشمی است: خیره شدن اجتماعی، خیره شدن شغلی و خیره شدن صمیمی.

خیره شدن یا زل زدن شغلی

براساس این طبقه بندی، هنگام نگاه کردن به یک شخص هرگز نباید فراتر از بینی وی به او خیره شوید یا زل بزنید. چشمانتان را در مثلث تصوری در پیشانی شخص روبرویتان متمرکز کنید. هرچند وقت یکبار می توانید زاویه دیدتان را در راستای دومین مثلث تغییر دهید؛ مثلثی که چشم ها و بینی شکل می‌دهند. این نوع از نگاه کردن موجب خلق یک جو رسمی می شود. اگر کمی احساس ناامنی می کنید و یا فکر میکنید افراد شما را جدی نمی گیرند، سعی کنید بیشتر اوقات زل زدن شغلی را تمرین کنید با این کار خیلی زود متوجه تغییرات مثبت دراماتیک در نگرش تان خواهید شد.

زل زدن شغلی به صورت طبیعی ایجاد نمی شود. به همین دلیل، مهم است که این نوع از خیره شدن را در موقعیت های اجتماعی راحت تر تمرین کنیم. بدون تمرین کردن مستقیم به جلسات تخصصی نروید و آن را برای اولین بار آنجا به کار نگیرید. شما باید زل زدن شغلی را در یک موقعیت عادی امتحان کنید برای مثال، وقتی دوستانتان را می بینید آن را تمرین کنید، بدین ترتیب وقتی که در جلسات سطح بالا حضور یابید؛ رفتار و زل زدنتان یک جریان طبیعی و سلیس خواهد داشت.

اما اگر زیاد بر حفظ چشمانتان بر بینی شخص مداومت کنید ممکن است نتوانید بر چیز دیگری مانند گفتگوی دو نفره حقیقی متمرکز شوید. ممکن است شما به سادگی آنچه قصد گفتنش را داشتید فراموش کنید. قبل از آنکه تمرین زل زدن شغلی را در زندگی شغلی و حرفه ای خود به کار بگیرید مطمئن شوید که ان را بخوبی تمرین کرده اید.

زل زدن اجتماعی

زمانی است که ما مثلثی شامل چشمان و دهان را ترسیم می کنیم، در واقع این نوع تکنیک را به کار بردیم. زل زدن اجتماعی یکی از متداول ترین و گسترده ترین نوع تماس چشمی است معمولاً زل زدن اجتماعی یک جو تا حدی غیررسمی را خلق می کند. زمانی که شما به لب های شخصی نگاه می کنید شما اعلام می کنید که علاقه مند به گفتگو با او و مشتاق شنیدن آنچه او می گوید، هستید. این نوع نگاه کردن ممکن است حاکی از آن باشد که شما به جای یک مکالمه دو نفره از نظر هیجانی جذب شخص می شوید. آن را زمان تمایل به داشتن دوستان جدید، ملاقات با افراد جدید یا در حین گفتگو با اعضای خانواده به کار ببرید. این نوع نگاه کردن برای اقتباس آسانتر است ما هر روز از آن بهره مند می شویم بدون اینکه به آن فکر کنیم.

زل زدن صمیمانه

مثلث در این نوع زل زدن گسترش می یابد و فراتر از چشمان، تا دهان و حتی تمام بدن را در بر می گیرد. ما طبیعتاً این نوع تماس چشمی را وقتی استفاده می کنیم که می خواهیم ببینیم (برای مثال زمانی که لباس یا طرز لباس پوشیدن شخصی را مورد تمجید قرار می دهیم ) یا برعکس رد کردن آنچه که می بینیم. این نوع زل زدن اغلب وقتی رخ می دهد که زنی به زن دیگر نگاه می کند و به طور ناخودآگاه او را ارزیابی می کند. شما می توانید به آسانی چنین زل زدن انتقادی را تشخیص دهید. زنان دوست دارند از سر تا پای شما را ببینند و بنابراین به طور خلاصه از روی غرور رویش را برمی گرداند. در زل زدن صمیمی جانب احتیاط را رعایت کنید همانطور که این نگاه در وجود ما بسیار طبیعی است. اگر شما قصد فاش کردن علاقه شدیدتان به کسی را ندارید، پس سعی کنید حرکات چشمتان را کنترل کنید و مطابق با زل زدن اجتماعی یا شغلی عمل کنید.

در بحث مهارت های اجتماعی، زبان بدن و تماس چشمی در این سایت ما مطالب بیشتری نیز گذاشته ایم. با مطالعه انها راهبردهای بیشتری را می آموزید.

منبع: ساینس دیلی

روش های تقویت حافظه

بهبودی حافظه: 9 نکته برای تقویت توان مغز در همه سنین

گفته می شود که نمی توان به سگ های پیر تکنیک های جدیدی را آموزش داد اما، دانشمندان کشف کرده اند که این باور قدیمی صرفاً نادرست است و این مسئله در مورد انسان نیز صادق است. مغز انسان توانایی فوق العاده ای برای تغییر دادن و سازگاری با شرایط حتی هنگام پیری دارد. این توانایی را انعطاف پذیری عصبی می گویند. در راستای تحریک مناسب، مغزتان می تواند مسیرهای عصبی جدیدی به وجود آورد، ارتباطات موجود را اصلاح کند و با سبک های متغیر سازگار شده و به آنها واکنش نشان دهد. توانایی باورنکردنی مغز در تغییر شکل ورودی های حسی زمانی واقعیت دارد که موجب یادگیری و به یادسپاری شود. شما می توانید توان طبیعی انعطاف پذیری عصبی را کنترل کنید تا بدین طریق موجب افزایش توانایی های شناختی، تسهیل توانایی یادگیری اطلاعات جدید و بهبود حافظه تان در هر سنی شود. 9 نکته زیر می تواند به شما کمک کند که چگونه:

1. مغزتان را فعال کنید.

2. ورزش های جسمانی را نادیده نگیرید.

3. خواب کافی داشته باشید.

4. زمانی را برای باهم بودن با دوستان اختصاص دهید.

5. استرس را مهار کنید.

6. همواره شاد باشید.

7. از غذاهای مقوی و فعال کننده مغز استفاده کنید.

8. مشکلات ممکن در داشتن سلامت جسمانی و روانی را بازشناسی و درمان کنید.

9. به منظور کمک به پیشبرد روند یادگیری و حافظه سعی کنید یکسری اقدامات کاربردی را به کار ببندید.

نکته 1: مغزتان را تمرین بدهید.

با ورود به دوره بزرگسالی، مغزتان میلیون ها مسیر عصبی را برقرار می کند که به شما در پردازش و یادآوری سریع اطلاعات، حل مسائل آشنا و اجرای تکالیف مشابه با کمترین تلاش ذهنی کمک کند. اما، اگر همیشه به این مسیرهای پیش پا افتاده اتکا کنید، به مغزتان تحریک لازم برای رشد و برقراری مسیرهای جدید را نمی دهید. شما باید همواره موجب غافلگیری مغزتان شوید!

حافظه مانند نیروی عضلانی نیاز به ورزیدگی و منفعل شدن دارد. بیش از آنکه شما قادر به به کارانداختن مغزتان باشید باید بتوانید اطلاعات را پردازش و یادآوری کنید. اما، نباید همه فعالیت ها مشابه باشند. بهترین تمرینات مغزی، جریانات تکراری را نسخ می کند و شما را برای استفاده و کاربرد مسیرهای جدید مغز به چالش می کشد.

چهار عنصر کلیدی در تقویت مغزی مناسب

1.تمرین باید حاوی یادگیری بحثی جدید باشد. مسئله این نیست که یک فعالیت نیازمند چه مقدار کار ذهنی است، اگر از همان تمرینی استفاده می کنید که قبلاً در آن خوب عمل کرده اید، باید گفت این یک تمرین مغزی مناسب نبست. باید یک فعالیت ناآشنا باشد و سختی خاص خودش را بطلبد. به منظور تقویت مغز، شما نیاز دارید به اینکه یاد بگیرید و مهارت های جدید را ایجاد کنید.

2.تمرینات ذهنی باید چالش برانگیز باشند. بهترین فعالیت های تقویت کننده مغزی نیاز به توجه کامل و متمرکز شما دارند. به دنبال فعالیت های چالش برانگیز یک سویه نباشید. همیشه، باید فعالیتی باشد که نیاز به تلاش ذهنی شما داشته باشد. مانند یادگیری نواختن یک قطعه چالش برانگیز جدید از نت های موسیقی، البته، نواختن یک قطعه سخت که که از قبل نحوه نواختن آن را به خاطر دارید نیز درست نیست.

3. تمرین ذهنی مهارتی است که شما می توانید آن را گسترش دهید. فعالیت هایی را جستجو کنید که از سطح ساده شروع شوند و نیازمند کاربست روش هایتان در راستای بهبود مهارت هایتان باشد؛ همواره کیسه ای پر یا جامی را هل دهید، طوری که امکان گسترش نیرویتان در آن باشد. زمانی که سطوح از قبل مشکل برای شما شروع به آسان تر شدن می کنند به این معناست که زمان درگیری با سطح بعدی عملکرد فرا رسیده است.

4. هر تمرین باید دربردارنده پاداشی باشد. پاداش ها موجب حمایت فرآیند یادگیری می شوند. با رغبت و درگیری بیشتر شما در یک فعالیت، احتمال ادامه آن بیشتر است و فواید بیشتری را تجربه می کنید. پس فعالیت هایی را انتخاب کنید که ضمن چالش انگیز بودن باز هم لذت بخش و رضایت بخش باشند.

به چیز جدیدی فکر کنید که شما همیشه قصد انجام آن را داشته اید، مانند یادگیری چگونگی نواختن گیتار، سرودن شعر، تردستی، بازی شطرنج، مکالمه به زبان فرانسه، تانگو قصیدن یا بازی ماهرانه گلف. هر یک از فعالیت های فوق می توانند به شما در بهبود حافظه تان کمک کنند، به شرطی که زمینه چالش برانگیزی و درگیری شما را موجب شوند.

نکته 2: ورزش جسمانی را نادیده نگیرید. اینکه تمرین ذهنی برای سلامت مغز مهم است بدین معنی نیست که از ورزش جسمی دست بردارید. تمرین جسمی موجب می شود مغزتان هوشیار بماند. با این کار اکسیژن بیشتری به مغز می رسد و خطر ابتلا به عوامل زمینه ساز اختلالات حافظه همچون دیابت و بیماری قلبی ـ عروقی را کاهش می دهد. همچنین، ورزش اثرات فعل و انفعالات شیمیایی مفید مغز را افزایش می دهد و هورمون های استرس را کاهش می دهد. شاید به طور ویژه، ورزش ایفاگر نقش مهمی در انعطاف پذیری عصبی از طریق تقویت جنبه های رشدی و برانگیتخن ارتباطات عصبی جدید باشد.

مراحل تمرینات تقویت مغز

· ورزش ایروبیک ارزش ویژه ای در تقویت مغز دارد، پس فعالیت هایی را انتخاب کنید که موجب برقراری جریان خون تان شود. در کل، هر چیزی که برای قلب تان مفید است برای مغز نیز عالی است.

· آیا نرمش کردن صبحگاهی مدت زمان زیادی طول می کشد؟ اگر این طور است، ممکن است درک کنید که ورزش صبحگاهی قبل از اینکه روزتان را شروع کنید تفاوت زیادی را موجب می شود. این کار علاوه بر شادابی، همچنین شما را آماده یادگیری در تمام روز می کند.

· فعالیت های فیزیکی مستلزم هماهنگی چشم و دست یا مهارت های حرکتی پیچیده، مزایای بسیار زیادی برای ساختار مغز دارد.

· با ورزش نکردن ذهنتان ممکن است به دوره خستگی قبلی بازگردد و هنگام عصر دچار کسالت و بی حالی شوید. حتی یک پیاده روی کوتاه یا کمی شنا رفتن نیز می تواند برای فعالیت مجدد مغز مفید باشد.

نکته 3: به انداره کافی بخوابید

بین میزانی خوابی که شما توانسته اید داشته باشید و میزان موردنیاز بدن برای کاردکرد بهتر مغزتان تفاوت زیادی وجود دارد. واقعیت این است که بیش از 95 درصد از بزرگسالان نیاز به 5/ 7 تا 9 ساعت خواب شبانه دارند تا دچار محرومیت از خواب نشوند. حتی با کم کردن چند ساعت از میزان خواب نیز توانایی های حافظه، خلاقیت، حل مسئله و مهارت های تفکر انتقادی همه در معرض خطر قرار می گیرند. اما، خواب برای یادگیری و حافظه به روشی بسیار اصولی حائز اهمیت است. تحقیقات نشان می دهند که خواب برای تثبیت حافظه در راستای فعالیت مهم تقویت حافظه ضروری است که این عمل حین عمیق ترین مراحل خواب رخ می دهد.

برنامۀ خواب منظمی تهیه کنید. هر شب سر زمان معینی بخوابید وصبح ها نیز زمان مشخصی بیدار شوید. سعی کنید این روند را حتی در آخرهفته ها و تعطیلات حفظ کنید.

سعی کنید تا حداقل یک ساعت قبل از خواب از قرار گرفتن در معرض نور تمام مانتیتورها و امثال آن خودداری کنید. انتشار نور صفحات تلویزیون، تبلت ها، تلفن و رایانه ها در افراد موجب شب زنده داری شده و ترشح هورمون های خواب آوری همچون ملاتونین را سرکوب می کنند.

مصرف قهوه را قطع کنید. اثرات کافئین بر افراد مختلف است. برخی از افراد حساسیت بیشتری دارند به طوری که حتی خوردن قهوه هنگام صبح ممکن است در آنها موجب بی خوابی در شب شود. سعی کنید مقدار مصرف را کاهش دهید یا اگر نمی توانید و اثرات آن برایتان غیرقابل تحمل است، کلاً ترک کنید.

نکته 4: زمانی را برای بودن با دوستان اختصاص دهید.

آیا زمانی که به روش های بهبود حافظه فکر می کنید، فعالیت های مهمی مانند درگیری در حل جدول معمایی زمان های نیوریورک یا تسط بر فوت و فن شطرنج یا سرگرمی های شادتری از قبیل دیدن دوستان یا لذت بردن از تماشای فیلمی کمدی به ذهنتان خطور می کند؟ اگر کار یا سرگرمی مورد نظر در ذهنتان بسیار شبیه ماست، احتمالاَ اینها یک اولویت هستند. اما، مطالعات بی شماری نشان می دهند که زندگی پر از وجود دوستانی صمیمی و سرگرمی موجب بهبود توانایی های شناختی می شود.

ارتباطات سالم: آخرین تقویت کننده مغز

افراد بشر حیواناتی بسیار اجتماعی هستند. منظورمان فقط حیات و زنده ماندن نیست بلکه در رابطه های مجزا و رو در رو نیز جای پیشرفت است. ارتباطات مغزمان را تحریک می کنند؛ در واقع، تعامل با دیگران ممکن است بهترین نوع ممکن از ورزش مغز باشد. تحقیقات نشان می دهند که داشتن دوستانی صمیمی و نظام حمایتی نیرومند نه تنها برای سلامت هیجانی مفید است بلکه برای سلامت مغز نیز کآرایی دارد. برای مثال، در مطالعه ای جدید از دانشگاه هاروارد در مورد سلامت عمومی محققان دریافتند که افرادی که پویاترین زندگی اجتماعی را دارند به میزان بسیار کمتری دچار نقصان حافظه می شوند. روش های زیادی برای فرصت برخورداری از منفعت مزایای تقویت حافظه و مغز با اجتماعی شدن وجود دارد. خواستار تشکیل گروه با دوستانتان باشید؛ این کار موجب دیدن دوستان در فواصل کمتری می شود و یا با هم زیاد در تماس باشید. همچنین درصورت در دسترس نبودن افراد، با حیوانات اهلی به ویژه سگ های معاشرتی تعامل داشته باشید.

نکته 5: استرس را مهار کنید.

استرس یکی از بدترین رقیب های مغز است. با گذشت زمان، استرس مزمن موجب تخریب سلول های مغز و آسیب به هیپوکامپ به عنوان ناحیه ای از مغز که درگیر ایجاد خاطرات جدید و بازیابی خاطرات قبلی است می شود. همچنین مطالعات استرس را با نقصان حافظه مرتبط ساخته اند.

پیشنهاداتی برای کنترل استرس

· داشتن انتظارات واقع گرایانه را جا بیندازید (به نه گفتن بگرایید!)

· در طول روز برای خود وقت استراحت بگذارید.

· احساسات خود را به جای کتمان کردن بیان کنید.

· بین کار و فراغت یک تعادل درستی برقرار سازید.

· همزمان بر یک کار تمرکز کنید به جای انجام دادن چند کار باهم

فواید از بین بردن استرس و تقویت حافظه از طریق مراقبه

شواهد علمی از مزایای سلامت روان با استفاده از مراقبه به نقطه اوج رسیده اند. مطالعات نشان می دهند که مراقبه برای بهبود در همه شرایطی از قبیل افسردگی، اضطراب، درد مزمن و فشار خون بالا مفید می باشد. همچنین مراقبه موجب بهبود توجه، تمرکز، خلاقیت، حافظه و مهارت های یادگیری و استدلال می شود. مراقبه، جادوی تغییر بار فعلی مغز را عملی می کند. تصاویر مغزی نشان می دهند که در متفکران منظم قشر پیش پیشانی چپ، نواحی مغزی مرتبط با احساس لذت و اعتدال دارای فعالیت بیشتری است. همچنین مراقبه ضخامت قشرمخ را افزایش می دهد و موجب ارتباط بیشتری بین سلول های مغز می شود، طوری که هوشیاری ذهنی و توانایی حافظه تقویت می شوند.

7. بخنیدید

احتمالاً شنیده اید که خنده بهترین دواست و واقعیتی ماندگار در مغز و حافظه و نیز بدن برجای می گذارد. برخلاف واکنش های شیمیایی که محدود به نواحی خاصی از مغز است، خنده نواحی مختلفی را در کل مغز درگیر می کند.

بعلاوه، شنیدن جوک ها نیز نواحی حیاتی مغز درگیر در یادگیری و خلاقیت را فعال می کند. دنیل گولمن یکی از روانشناسان به نام در کتاب هوش هیجانی خود ذکر می کند” قهقهه زدن.. به نظر می رسد به افراد برای داشتن فکر بازتر و تداعی آزادتر کمک کند”.

به دنبال چه روش هایی برای خندیدن بیشتر در زندگی تان هستید؟ با اصول زیر شروع کنید:

به روی خودتان بخندید. برای خودتان لحظات بشاشی را رقم بزنید. بهترین روش برای کمتر جدی بودن خودمان گفتگو درمورد مواقعی است که ما حالتی خیلی جدی به خود می گیریم.

با شنیدن صدای خنده به سمت آن بروید. اکثر اوقات، افراد برای اشتراک مطلبی جالب خیلی شاد هستند به دلیل آنکه خنده به آنها فرصتی دوباره برای خندیدن می دهد و سرشار از شوخ طبعی که دنبال آن بودید می شوید. هنگامی که صدای خنده ای را می شنوید به دنبال آن بروید و سعی کنید در آن شریک شوید.

زمانی را برای سرگرمی با افراد شوخ طبع صرف کنید. این دسته از افراد به راحتی می خندند هم به خودشان و هم به چرندیات زندگی شان و همواره در هر کاری به دنبال مزاح و شوخ طبعی هستند. شوخ طبعی شان و بشاش بودن آنها نیز مسری است.

محیط اطرافتان را تا حد امکان پر از اشیای نورانی و پرزرق و برق کنید. یک اسباب بازی را روی میز یا جلوی ماشین خود بگذارید. یک پوستر جالب را بر روی اتاق محل کارتان بچسبانید. برای رایانه از محافظ صفحه نمایش نورانی استفاده کنید که با راه اندازی رایانه نور به صورتتان بتابد. عکس های خود و عکس های مورد علاقه و جالب تان را تنظیم کنید.

به کودکان توجه کنید و از آنها تقلید کنید. کودکان نابغه های بازی، شلوغ کردن زندگی و خندیدن هستند.

نکته 7: رژیم غذایی تقویت کننده مغز داشته باشید.

بدن و همینطور مغز همه جوره نیاز به سوخت و منابع انرژی زا دارند. احتمالاً از قبل می دانید که رژیم های غذایی حاوی میوه ها، سبزیجات، همه حبوبات، چربی های سالم (مانند روغن زیتون، آجیل، ماهی) و کم پروتئین دارای مزایای سلامتی زیادی می باشند؛ اما، این نوع رژیم غذایی موجب بهبود عملکرد حافظه نیز می شود. اگرچه، نه تنها سلامت مغز به آنچه می خورید، بستگی ندارد بلکه آن شامل چیزهایی است که نمی خورید. نکات تغذیه ای زیر به شما در تقویت توان مغزتان و کاهش ریسک زوال عقلی کمک خواهند کرد:

امگا3 بخورید. تحقیقات نشان می دهند که اسیدهای چرب امگا3 مزایای خاصی برای سلامت مغز دارند. مخصوصاً، ماهی منبعی غنی از امگا3 و به ویژه ماهی های چرب خون سرد، از قبیل قزل آلا، تونایاتون، اسقومری، ساردین، شاه ماهی.

اگر به غذاهای دریایی علاقه ندارید منابعی غیرماهی دارای امگا3 مانند جلبک دریایی، گردو، بذرکتان، روغن تخم کتان، نارنج قشلاقی، لوبیاهای چیتی و قلوه ای، اسفناج، بروکلی، تخم کدو تنبل و گیاه سویا استفاده کنید.

مصرف چربی های پرکالری و اشباع شده را محدود کنید. تحقیقات نشان می دهند که مواد خوراکی اشباع شده از چربی (گوشت قرمز، شیر پرچرب، کره، پنیر، سرشیر و بستنی) ریسک ابتلا به زوال عقلی و اختلال تمرکز و حافظه را افزایش می دهد.

میوه و سبزیجات بیشتری بخورید. محصولات با آنتی اکسیدان ها بسته بندی می شوند، موادی که سلول های مغزتان را از آسیب حفظ می کنند. میوه های رنگی و سبزیجات به طور ویژه منابع آنتی اکسیدانی مغذی مطلوبی می باشند.

چای سبز بنوشید.چای سبز حاوی پلی فنول،؛ از آنتی اکسیدان های قوی است که سلول های مغز را از آسیب ناشی از رادیکال های آزاد محافظت می کنند. در بین مزایای بیشمار دیگر، مصرف چای سبز ممکن است عملکرد حافظه، هوشیاری ذهنی را افزایش دهد و سرعت زوال مغز را کم می کند.

در مصرف شراب میانه روی کنید. مدوامت بر کنترل مصرف الکل مهم است، زیرا الکل سلول های مغز را از بین می برد. به نظر می رسد شراب قرمز بهترین گزینه باشد همانطور که آن سرشار از نوعی فلاونوید است که جریان خون در مغز را بالا می برد و ریسک بیماری آلزایمر را کاهش می دهد. دیگر گزینه های نوع فلاونویدی شامل عصاره انگور، تخم ماهی و انگورهای تازه و بادام زمینی ها می باشد.

منبع: فارس پاتوق

۹ نشانه ای که شما یک انسان کمال گرا هستید

 

فیلم و فایل صوتی آموزشی روانشناسی رایگان و مشاوره


برای پخش فایل مرورگر خود را آپدیت کنید یا از اینجا فایل را دانلود نمایید.

مسلماً، شما ممکن است اعتقادی به یک کشوی با دقت چیده شده از لباس هاس بنجل یا گنجه ای پر از لباس های مرتب شده از نظر رنگ و طول آستین نداشته باشید. اما، با این وجود رگه هایی از کمال گرایی هنوز هم در زندگی تان وجود داشته باشد.

این موارد بخوانید و در خودتان بنگرید که آیا هر یک از ویژگی های کمال گرایی گفته شده زیردر مورد شما نیز صدق می کند یا نه:

  1. به صورت همه یا هیچ فکر می کنید: هر چیزی یا کامل است یا ناقص، یا درست است یا اشتباه و یا خوب است یا بد. شما دوست دارید بالاترین یا پایین ترین حد یک چیز را درنظر بگیرید تا اینکه بخواهید ویژگی های افراد و موقعیت های موجود در یک پیوستار را مشاهده کنید. به عنوان مثال ” او میانه رو است” بر خلاف ” او فقط گاهی اوقات می تواند میانه رو باشد” می باشد به عبارتی حد میانی هر چیزی برای شما بی معناست.
  2. واکنش های شدید نسبت به هر چیزی ابراز می کنید. ” من یک کلوچه خوردم و رژیم غذایی ام را شکستم”! این کار می تواند برای شما به اندازه خوردن یک بشقاب پر ان هم چندین بار عذاب اور باشد و احساس شکست دهد.

3.شما نمی توانید به دیگران برای درست انجام دادن کارها اعتماد کنید، طوری که به ندرت کارها را به آنها محول می کنید.در حالی که دیگران ممکن است شما را تقریبا مدیریت کننده و تا حدودی کنترل گر  وسواسی بدانند، شما کار خود را توجیه کرده و اظهار می کنید که هدفتان فقط درست انجام دادن امور است.

  1. انتظارات شما از خود و دیگران کاملا بر اساس استانداردها می باشد.

چرا کارها نیمه کاره رها می شوند؟ شما معتقدید که کارها را باید به بهترین نحو انجام دهید و از دیگران انتظار آن را نیز دارید. علاوه بر اینکه، شما از احساس شکست واهمه دارید.

بیشتر بخوانید: شش موردی که افراد دارای امنیت عاطفی، بیشتر از دیگران انجام می دهند

  1. شما به زحمت می توانید یک پروژه را تا آخر انجام دهید چون فکر می کنید همیشه راهی دیگر برای بهتر انجام دادن آن وجود دارد: شما هنوز هم در مورد به اشتراک گذاشتن کتاب، پروژه، غذا، دعوت گرفتن، بیزنیس کارت، وب سایت، مقاله و سخنرانی هایتان با دیگران وسواس دارید. چون می خواهید از بهترین بودن آنها مطمئن شوید قبل از اینکه دیگران ببینند.
  2. هنگام فکر کردن واژه باید را زیاد به کار می برید. من باید فلان کار را انجام دهم و او باید فلان کار را انجام دهد عبارات متداول شما هستند هم هنگامی که بلند انها را ابراز می کنید و هم زمانی که با خود صحبت می کنید. شما دارای قواعد خاصی هستید که فکر می کنید خودتان و دیگران باید از آنها تبعیت کنند. زمانی که خود یا دیگری از آن سرپیچی می کنند ناراحت می شوید.
  3. اعتماد به نفس شما بستگی دارد به آنچه انجام می دهید یا چگونگی واکنش دیگران نسبت به شما. شما برای تحقق کارهایی عالی می کوشید. با وجود اینکه صادقانه کار می کنید، نیاز به تأیید درستی آن از دیگران است تا در راستای پیشرفتتان حس خوبی به شما دست دهد. بعلاوه، پس از اینکه به هدفی دست یافتید به سرعت برای انجام کار های بعدی دست به کار می شوید.
  4. در برابر کاری که به درستی انجام نداده اید بارها و بارها واکنش نشان می دهید. یقیناً شما ممکن است چیزی را درست انجام باشید اما انها را در نظر نمی گیرید و زمانی که کاری را خراب می کنید بارها و بارها واکنش نشان می دهید.”ای کاش فلان حرف را نگفته بودم..” یا “چی باعث اشتباهم شد؟” یا “باید فلان کار را انجام می دادم”.
  5. شما از انجام بعضی کارها طفره می روید یا از موقعیت های که در آن ها فکر می کنید نتوانید خوب باشید اجتناب می کنید. در حالی که ممکن است عجیب به نظر برسد اما، بسیاری از افرادی که از انجام کارها طفره می روند و یا اجتناب می کنند کمال گرا هستند. منطق شان نیز این است که”ممکن است نتوانم آن را کامل و به نحو احسنت انجام دهم، پس دردسر چرا”.

 

منبع: مشاورانه

 

 

نکات ذهن آگاهانه برای کاهش اضطراب

 نکات ذهن آگاهانه برای کاهش اضطراب

سرعت ضربان قلبتان بالاست، کف دستتان خیس می شود یا به دلیل شدت عصبانیت نمی توانید تمرکز کنید؟

این موارد برخی از علایم اضطراب تلقی می شوند. اضطراب می تواند  مختل کننده عملکرد برخی از افراد باشد و در برخی دیگر ممکن است فقط ظرف دقایقی آن هم هنگام احساس عصبانیت رخ دهد. متأسفانه، برخی از افراد هنگام اضطراب اقدام به خودزنی یا ضربه زدن به دیگران یا اشیاء پیرامون می کنند که موجب افسردگی و عدم تمرکز و واکنش یا رها کردن کارهای روزمره می شود. در بسیاری از افراد، اضطراب نتیجه فکر کردن به چیزهای خارج از کنترل یا امور مربوط به آینده و پیش اندیشی می باشد. دکتر جان کابات ـ زین پایه گذار رویکرد کاهش استرسی مبتنی بر بینش یا ذهن آگاهی (MBSR) است. این رویکرد مبتنی بر” برای رخ دادن تجارب لحظه به لحظه‌تان به اهداف کنونی و به دور از قضاوت توجه کنید”می باشد.

نفس زدن خود را تنظیم کنید

یکی از مهم ترین واکنش های فیزیکی هنگام تجربه اضطراب، افزایش میزان نفس کشیدن یا اندیشیدن به تعداد دفعات نفس کشیدن است. با استفاده از قاعده بینش یا ذهن آگاهی و توجه نمودن به هدف، متوجه خارج شدن هوا از سوراخ های بینی تان از طریق نفس گیری و آزاد کردن نفس در طی عمل دم و بازدم می شوید. به آهستگی سه نفس عمیق بکشید و وقتی که نفس می گیرید به خودتان بگویید”شروع” و حداقل تا چهار بشمرید و نفستان را نگه دارید سپس بگویید”آزاد” و نفستان را آزاد کنید.

وقتی که در آن واحد فقط و فقط بر نفس کشیدنتان تمرکز می کنید، تمرکز کردن بر چیزهای دیگر تقریباً غیر ممکن است. در صورت لزوم، می توانید سه نوبت عمل نفس کشیدن قبلی را ادامه دهید و تا تنظیم تنفستان این کار را تکرار کنید. اگر این تکنیک خیلی دشوار و چالش برانگیز است سعی کنید تا ده بشمرید و نفستان را حبس کنید، سپس آزاد کنید. از این رو هر دفعه حبس کردن و خارج کردن نفس یک دور و یک بار محسوب می شود. زمانی که ذهنتان مغشوش می شود که حالتی نرمال است دوباره از ده تا یک معکوس بشمرید. اکثر افراد تا رسیدن به ده بار صبر نمی کنند و می گویند تا اینجا خوب است. بخش مهم آن است که شما توجه خود را به نفس کشیدن معطوف کنید که برای تمرکز بر زمان حال مفید است و موجب کاهش اضطراب می شود.

مطالب بیشتر: ذهن آگاهی: راه حل شگفت انگیز درمان اضطراب که باید بدانید

تمام حس هایتان را به کار بگیرید.

بار دیگر، با تفکر ذهن آگاه و توجه کردن به حس هایتان می توانید بر آنچه در حال حاضر به آن توجه می کنید، متمرکز شوید.

به نکات زیر توجه کنید:

  • 5 چیزی که می توانید در دو حالت زیر بینید:
  • آنچه که می توانید در محیط اطراف خود ببینید.
  • آنچه که می توانید با چشم های بسته تجسم کنید.
  • 4 چیزی که می توانید لمس کنید
  • می توانید دست ها، پاها و یا چیزهای پیرامون را لمس کنید.
  • می توانید به نحوه ای که پاهایتان زمین را لمس می کند توجه کنید.
  • پاهایتان چگونه صندلی را هنگام نشستن لمس می کنند.
  • کتف تان چگونه صندلی یا نیمکت را هنگام نشستن و تکیه دادن لمس می کند.
  • چگونه اشیای اطرافتان را لمس می کنید.
  • 3چیزی که می توانید بشنوید
  • چه صداهایی می شنوید؟
  • اگر در هوای آزاد قرار دارید به صداهای طبیعت یا شاید برخاستن هواپیما گوش کنید.
  • اگر در فضای سربسته قرار دارید به صداهای درون اتاق، موسیقی در حال پخش یا جریان فعالیت تهویه گوش کنید.
  • 2چیز که می توانید بو کنید
  • اگر اسانس یا رایحه خاصی در هوا وجود دارد به آن توجه کنید.
  • با ناخن تان در پوست پرتقال خراش ایجاد کنید و گاز متساعد شده از آن را بو کنید.
  • از رایحه های اصل و واقعی استفاده کنید (عطر سنبل اغلب آرامش بخش است)
  • 1چیز که می توانید بچشید
  • آیا چیزی قابل خوردن وجود دارد؟
  • آب نبات بجویید.
  • آب نبات های شیرین زمخت را بچشید.

بیشتر بخوانید: ۷ روش آسان برای ذهن آگاهی در هر روز

فعالیت های مستلزم تمرکز را انجام دهید.

  • کتاب های رنگی یا ماندلا را رنگ کنید. وقتی فضاهای کوچک بین تصاویر را رنگ می کنید باعث می شود تمرکز بیشتری برای بیرون نزدن رنگ ها داشته باشید و احساس آرامش پیدا کنید.
  • آلات موسیقی را بنوازید.
  • چیزی بپزید. این کار تمرکز بیشتری را به علت درگیری در وزن کردن و اندازه گیری های دقیق می طلبد.
  • کشبافی، گره زدن زیکزاکی یا قلاب بافی را انجام دهید.
  • فعالیت هایی را انتخاب کنید که تمرکز کردن بر آن برایتان لذت بخش است.

به هر حال، شما که در صدد درگیری در فعالیت های ذهن آگاهانه هستید، به یاد داشته باشید که تلاش برای بودن و ماندن در زمان حال بسیار مهم است و از اندیشیدن به رویدادهای غیر قابل پیش بینی آینده اجتناب کنید تا بتوانید هر گونه علایم اضطراب را به کمترین میزان ممکن برسانید.

منبع:مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

به راستی شما چه میزان خواب نیاز دارید؟

فیلم و فایل صوتی آموزشی روانشناسی رایگان و مشاوره


برای پخش فایل مرورگر خود را آپدیت کنید یا از اینجا فایل را دانلود نمایید.
مقدار خوابی که هر شخص نیاز دارد مبتنی بر عوامل متعددی از جمله سن می باشد.کودکان معمولاً نیاز به 16 ساعت خواب در روز و نوجوانان حدود 9 ساعت به طور متوسط نیاز دارند. در اکثر بزرگسالان 7 تا 8 ساعت خواب شبانه بهترین میزان است. اگرچه، برخی از افراد ممکن است خواب کمتری 5 ساعت یا بیشتر 9 ساعت در روز داشته باشند. زنان در سه ماه اول بارداری اغلب نیاز به چند ساعت خواب بیشتر از حد معمول دارند. اگر، کسی طی روز های قبل از خواب محروم بوده است باید این مقدار افزایش یابد. خوابیدن خیلی کم موجب “وام خواب “می شود که مانند داشتن حساب بانکی است. سرانجام، بدن شما درخواست پس دادن وام می نماید. به نظر نمی رسد که ما با خواب کمتر از معمول و نیاز موافق باشیم، در حالی که اگر ما قبلاً یک برنامه محرومیت از خواب داشته باشیم ممکن است به دنبال آن قضاوت ، زمان واکنش و دیگر کارکردهای مان هنوز هم مختل شوند.

برای مطالعه بیشتر در زمینه خواب: نکاتی برای داشتن یک خواب خوب شبانه

با گذشت زمان و افزایش سن به سمت کهنسالی، افراد به خواب سبک تر و با فواصل زمانی کوتاهتری تمایل دارند؛ اگرچه، آنها عموماً نیاز به همان مقدار خواب همانند بزرگسالی دارند. حدود نیمی از افراد بالای 65سال به کرات مشکلات خواب از جمله بیخوابی را گزارش می دهند و در بسیاری از سالمندان اغلب مراحل عمیق خواب خیلی کوتاه یا کاملا متوقف می شود. این تغییر ممکن است بخش نرمالی ازکهنسالی باشد یا ممکن است نتیجۀ مشکلات پزشکی باشد که در افراد سالمند به دلیل مصرف داروها و درمان های دیگر به واسطه این مشکلات متداول است. متخصصان بیان می کنند که اگر شما در طی روز حتی در طی فعالیت های کسل کننده احساس چرت می کنید، حتماً خواب کافی نداشته اید. اگر با 5دقیقه دراز کشیدن مکرراً دچار خواب و بیداری می شوید احتمالاً محرومیت از خواب یاحتی اختلال خواب شدید داشته باشید. خواب های کوتاه مدت یا رؤیاهای خیلی خلاصه که به شکلی دیگر موجب از خواب پریدن شخص می شوند نیز یکی دیگر از علایم محرومیت از خواب می باشند. در بسیاری از موارد، افراد از چرت های کوتاه مدتی که تجربه می کنند، اطلاع ندارند. این عادت شایع” سوختن دوسرِ شمع” در جوامع صنعتی غربی موجب محرومیت از خواب شدیدی شده است که امروزه عملاً آنچه خواب آلودگی غیرعادی نام دارد نوعی هنجار محسوب می شود. در حالی که، بسیاری از مطالعات ثابت کرده اند که محرومیت از خواب خطرناک است.

افراد محروم از خواب از طریق شبیه سازی رانندگی یا انجام تکالیف هماهنگی چشم و دست مورد آزمایش قرار گرفتند که در نتیجه به همان اندازه بد یا بدتر از افراد مست عمل کردند. همچنین محرومیت از خواب، اثرات الکل بر بدن را نیز برجسته می سازد، طوری که شخص خستۀ مست بسیار بیشتر از شخص دارای استراحت کافی عملکرد مختل دارد. براساس وزات ملی امنیت ترافیک راه، خستگی راننده موجب برآورد 100000 تصادفات وسایل نقلیه و سالانه1500کشته می شود. از آنجائیکه، خواب آلودگی آخرین مرحله مغزی قبل از خواب و بیداری است، از این رو، راننده خواب آلود اغلب حادثه ساز است. کافیین و دیگر محرک ها قادر به غلبه بر حرومیت خواب شدید نمی باشند. انجمن ملی خواب توصیه می کند که اگر شما به سختی می توانید متمرکز شوید، اگر نمی توانید جلوی خمیازه خود را بگیرید یا اگر نمی توانید چند مایل طی شده اخیر را به یاد آورید، احتمالاً دچار خواب آلودگی شدید برای ادامه رانندگی هستید.

منبع: مشاورکو

اهمیت هدف گذاری

فیلم و فایل صوتی آموزشی روانشناسی رایگان و مشاوره

برای پخش فایل مرورگر خود را آپدیت کنید یا از اینجا فایل را دانلود نمایید.

دکتر کارل سیمونتون مدرس مرکز سرطان همواره اشاره داشت بر آنکه همکاری کردن در مرکز سرطان وی مستلزم انرژیمورد نیاز برای درمان و کار پیگیری اهداف که خودش مولد انرژی است، می باشد. هدف گذاری به ما کمک می کند تا منطق هایمان برای زندگی را درک کنیم. در یک برهه زمانی ما هدفی برای شدن داریم، ما در راستای رسیدن به آن دچار برانگیختگی زیادی می شویم هر قدر هم که برای خوب به دست آوردن آن زمان صرف شود.

به نظر می رسد زمان حال و آینده هنگام هدف گذاری مان واقعی تر باشند و همین قدرتنظیم اهداف نیز به بسیاری از افراد کمک می کند تا با تعهد در رفتارهای رضایت بخش درگیر شوند. اهداف موجب فراهم کردن معنای کنترل در تمام زندگی مان و مسلط شدن بر آنها می شود. فراتر رفتن از آنچه ما می خواهیم بدان معناست که ما بر این باوریم که زندگی مان ارزش دارد. در نهایت، اهداف به ما کمک می کند تا نیروی حیاتی، وقوع یا تکرار و قصدمندی را بپذیریم.

برای مطالعه بیشتر:

هدف گذاری فردی – چگونه برای خود هوشمندانه هدف گذاری کنیم  

دکتر ریچارد داویدسون محقق نوروپسیکولوژی (2000) گزارش می دهد که سخت کوشی در راستای هدف و پیشرفت با مشرف بودن بر پیش بینی آن باید تا مداومت بر فعال کردن تجارب مثبت درک شود، اضطراب و افسردگی کاهش یابد و این همان واقعیت امر است حتی بدون رسیدن واقعی به هدف. لورا کینگ محقق روانشناس (2001) دریافت که همبستگی مثبتی بین ثبت روزانه اعمال و اهداف وجود دارد. درست پس از چند هفته، افراد مطالعه اش که بیست دقیقه در روز را صرف فهرست کردن رسیدن عمیقانه به اکثر اهداف کردند نسبت به افرادی که بیست دقیقه را صرف صرفاً ثبت جرئیات رویداد های روزمره زندگی شان کردند، میزان افسردگی کمتر و شکایات پزشکی کمتری را گزارش دادند.به دنبال اثبات ارزش هدف گذاری، تحقیق دکتر سونجا لیوبومیرسکای و همکارانش (2005) نشان داد که شادترین و سالم ترین افراد تعهد عمیقانه تری به اهداف مادام العمر زندگی شان دارند. اما اینجا یک نکته هشداردهنده برای والدین وجود دارد.

تحقیقات روانشاسی دکتر آندریو ایلیوت و دکتر کنون شلدون (1998،1999) اشاره کردند به زمانی که کودکان اهدافی که والدینشان برای آنها تعیین کرده اند را نشانه گذاری می کنند و آنها این اهداف را تنها برای خشنودی والدین پیگیری می کنند، لذا، مقصود یا لذت از فعالیت هایی که مستلزم رسیدن به این اهداف است، از نظرشان بی معنا می باشد. اهدافی که فواید سلامت روانی را در بر دارد می بایست با اشتیاق های درونی شخصی همراه و مرتبط شوند. یک جنبه از درک مهم پیرامون فواید روانی اهداف که ممکن است تعجب برانگیز به نظر برسد،از نظر بی اهمیتی هنگام رسیدن به آنها است. ارزش گذاری بر داشتن هدف و پیگیری آنها می ارزد.

منبع: کانون مشاوران ایران

طیف درون گرایی تا برون گرایی

 

افراد درون گرا وابسته به آواهای درونی خود ولی برون گراها وابسته به آواهای دور و اطراف خود می باشند. برون دادهای آنها وابسته به وضعیت این صداها دارد (گاش).

طی سال های اخیر، مفهوم برون گرایی در برابر درونگرایی در رسانه های مدرن روند افزایشی جامع پسندی یافته است. متأسفانه، آنها با اصطلاحاتی همچون” کمرویی” در مقابل “جمع گرایی” بد تفسیر و درک می شوند. در واقع، این دو اصطلاح در روان افراد عمیق تر بررسی می شوندو نشان دهنده روش واکنش آنها به دنیا با وجود حد نامتناهی از پیچیدگی ها و اختلافات جزیی می باشد. اصطلاح درون گرایی به تمایل ترجیح دادن و انرژی گرفتن از درخواست های درونی اشاره دارد و برون گرایی توصیف کننده افراد دارای حسی لبریز از انرژی ناشی از تعامل با افراد دیگر و محیط اطرافشان می باشد.

بیشتر بخوانید: چگونه خود کنترلی می تواند زندگی بهتری برای ما به ارمغان بیاورد

منشأ درون گرایی و برون گرایی کجاست و چگونه به کار برده می شوند.

شهرت این دو اصطلاح اساسا توسط روانشناسی به نام کارل جانگ ایجاد شد. وی فرض کرد که افراد یا برون گرا هستند و یا درون گرا، و آنها را با اشکال اسطوره ای یونان مانند آپولو یعنی خدای خورشید مقایسه نمود که نزد آنها بسیار مورد قبول بود و همینطور حفظ شده بود و نیز دایانیسیس خدای شراب و ارواح که در جایگاه خود بسیار اجتماعی و پرتحرک بود.

این اصطلاحات پس ازمشخص شدن به عنوان طبقه ای اساسی در سیاهۀ شخصیت میرز ـ بریگز(MBTI) به شدت رواج یافتند . (MBTI) یک ابزار روانشناختی است که تیپ های شخصیت را می سنجد. وب سایت مؤسسه میرز ـ بریگز دو نوع تیپ را از یکدیگر از طریق بازشناسی برون گرایی (E) همانطور که از درگیری فعال، اجتماعی کردن و حرکت انرژی خود را بازمی یابد و نیز درون گرایی (I) و کسب انرژی از طریق ادراه ی ایده های پیچیده و ارزش های انتزاعی خواه به شکل انفرادی خواه در گروه های کوچک متمایز می کند.

طولی نکشید که درون گرایی و برون گرایی به نام های خانگی تبدیل شدند و اکنون برای اهداف مختلفی با طیفی از شناسایی سبک بهتر یادگیری یک دانش آموز خاص تا ادامه نوع شغل یا مسیر زندگی افرادبه کار می روند.تحقیقات عصب شناختی از ایدۀ وجود تفاوت بین این دو طبقۀ مجزا حمایت می کنند. احتمال می رود که درون گراها دارای کرتکس پیش قدامی ضخیم تری در مغز باشند؛ یعنی ایدۀ واکنش اصولی مغز به برنامه ریزی و دوراندیشی که ممکن است با گرایش درون گرایان به تفکر عمیق تر ارتباط دارد. در مقایسه، برون گرایان مستعد واکنش شدیدتری به پاداش می باشند، همانطور که عناصر نظام پاداش مغز بیشتر در جریان است.

کاوش عمیق تر از گذشته تاکنون: درون گرایی، برون گرایی و میان گرایی

درون گرایی: مشاهده و انعکاس

درون گرایی در یک کلمه خلاصه می شود: درون نگری. افراد قرار گرفته در این طبقه سازگاری و هماهنگی فراوانی با تجارب درونی شان دارند. آنها بسیاری از اوقات علایق درونی و عقلانی شان مانند خواندن یا بررسی واکنش های خود به محیط را دنبال می کنند.منظور این نیست که درون گراها متوجه محیط بیرونی شان نیستند بلکه، آنها تمرکز بیشتری در پاسخ به محیط بیرونی دارند. درون گراها دائماً درگیر فرآیند مشاهده و انعکاس می باشند. درون گراها اغلب دوست دارند فعالیت های در انزوا را انجام دهند تا بتوانند محیط اطرافشان را بدون وقفه مکرر انعکاس دهند.

تعامل با افراد به صورت گروهی موجب می شود که این افراد به احساسات درونی تحلیل رفته توجه نکنند، چنانچه به آن  به عنوانزمانی برایتجدد انرژی رغبت داشته باشند. درون گرایان تمایل دارند که در انتخاب دوستانشان و همراهانشان بیشتر گزینشی تر عمل کنند و گروه متحد و مشترک المنافعی  را نسبت به گروه بزرگی از آشنایان ترجیح می دهند.

 

اتکای جانب‌دارانه بر یک جنبه ی درون نگری مزیت های متعددی دارد، این مزیت ها شامل:

  • شناخت فزاینده از خود و خودآگاهی برتر
  • برقراری رابطه ژرف و عمیق در ارتباطاتشان
  • معمولاً هوشبهر بالا(به واسطه صرف زمان برای بررسی فعالیت های تحصیلی و عادات مطالعه مؤثرتر).
  • ظرفیت بالا در موفقیت(به واسطه تمایل به نکات سنجیده تر و ایجاد طرح های کامل به منظور رسیدن به اهداف).

همچنین؛ متأسفانه هر گونه طبقه بندی شخصیتی نیزموجب به بارآمدن زیان هایی برای آن قرار می گیرد. معایب تکیه جانبدارانه بر یک جنبه از درون نگری شامل:

  • ریسک پذیری بالاتر ابتلاء به دردهای روانشناختی
  • منحصربه فرد بودن تفکرات ممکن است موجب شود درون نگران قابلیت بیشتری در نپذیرفتن عقاید دیگران داشته باشد.
  • مکتب کلبیون تمایل به مخالفت و شورش علیه احساسات جامعه درون نگری دارند.

مطابق با آزمون ارزیابی پنج عامل بزرگ شخصیتی ویژگی مهم با درون نگری ارتباط دارد. این موارد شامل:

  1. فاصله میان فردی
  2. مشروط بودن شرایط اجتماعی
  3. کمرویی
  4. خودکنترلی
  5. بدبینی

در حالی که درون نگران دائماً درگیر فرآیند مشاهده و تعامل با محیطشان هستند، در مقابل برون گرایان مشغول عمل کردن در محیط شان می باشند. افرادی که در این طبقه قرار می گیرند معمولاَ نیاز به تحریک بیشتری از جانب افراد یا تعامل با محیط دارند تا رضایت خاطر یابند. برای مثال، در صورتی که درون گرایان ممکن است با گردش آرام و .. در پارک احساس رضایت درونی کنند اما بالعکس؛ برون گرایان ممکن است نیاز به منطقه ای ناهموار و پرمخاطره دارند تا سطح رضایت مورد نظرشان حاصل شود.

برون گرایی

اگرچه، مردم آمیزی و جمع گرایی عباراتی هستند که بسیاری از اوقات هنگام صحبت از برون گرایی به ذهنمان خطور می کند، اما؛ ارتباط با دیگران تمرکز اصلی این ویژگی نیست. همچنین، برون گرایان به دنبال کردن شرایط دارای پاداش یا ریسک بالا تمایل دارند و به شدت هیجان های مثبت را تجربه می کنند. افرادی که خود را برون گرا می شناسند ممکن است هنگام خوشحالی آواز سر دهند زیرا از شوق رسیدن به هدفشاننمی توانند آرام گیرند.

پیش بینی می شود که افراد برون گرا تا حد زیادی مزیت هاییشامل موارد زیر را تجربه کنند:

  • شانس بالاتر در کسب مقام رهبری (به واسطه جسارت زیاد و راهنمایی گروه)
  • سهولت در برقراری جو دوستی
  • میزان بالای موفقیت به دلیل گرایش به سبک زندگی شتابی
  • طرفداری شدید از خوش بینی

اما، با توجه به تمام ویژگی های شخصیتی، قرار گرفتن در طبقه برون گرایی چندین معایب صریح دارد که شامل:

  • ریسک بسیار بالایی از خستگی مکرر
  • تلاش فزایندهجهت دست یافتن به میزان مؤثری برانگیختگی
  • فقدان ارتباطات میان فردی ژرف و صمیمی

مطالب مرتبط: چگونه آرایش برروی قضاوت افراد از شخصیت یک زن تاثیر می گذارد

در کل،آزمون ارزیابی پنج عامل بزرگ شخصیتی، شش ویژگی را برمی شمرد که ویژگی واضح برون گرایی را مصور می سازد. این موارد شامل:

  1. گرمی
  2. جمع گرایی
  3. فعالیت
  4. طالب برانگیختگی
  5. هیجان های مثبت

شاخص تقریبی بین دورن گرایی و برون گرایی: میان گرایی

تلاش های روان شناسان از گذشته تا به حالمنجر به مطرح شدن اصطلاحاتی با این واقعیت شد که تمایز سفید و سیاه، برون گرایانه یا درون گرایانه به اندازه کافی در توصیف طیف گسترده ای از انواع شخصیت های فردی کافی نمی باشد. به دنبال عملی نشدن کسب100 درصد امتیاز برای شخص در هریک از جهات پیوستار، روشن شد که نیاز به اضافه کردن طبقه سومی بوده است تا افرادی که کاملاً در میانه پیوستار قرار می گیرند را بازنمایاند.

میان گرا اصطلاحی است که برای توصیف افراد واجد میزان برابری از برانگیختگی ذهنی در هر دو فعالیت های آرام درونگرایانه و برون گراییمخاطره طلب به کار برده می شود. گفته می شود که افراد موجود در این طبقه شایستگی های دو عالم را دارند، به دلیل آنکه آنها می توانند به خوبی با افراد هریک از دو طبقه تطابق داشته باشند.

انرژی تان را کجا وبرای چه کاری صرف می کنید؟ چطور با محیط خود تعامل برقرار می کنید؟ اینها کاربردهای نیرومندی برای اینکه شما سرانجام به چه نوعی از زندگی می رسید، یا اینکه چه شغلی را ممکن است انتخاب کنید و چگونه می توانید بهزیستی و رفاه معقول بهتری داشته باشید، خواهد داشت.

منبع: کانون مشاوران ایران