تعامل مدیران و والدین در انضباط مدرسه

اگر تجربه یک مدیر مدرسه را داشته باشید، حتما متوجه می شوید قضاوت کردن در اختلافات کودکان تا چه حد سخت است، و از آن سخت تر منضبط کردن کودکان است. بعلاوه والدین نیز در قبال منضبط کردن کودک در مدرسه وظایفی دارند و نقش اصلی را ایفا می کنند. در این مقاله شما را با نکاتی در این زمینه آشنا خواهیم کرد.

شما باید رویکرد تأدیبی خود را بفهمید

تحقیقات نشان می دهد که یکی از مؤثرترین راهبردهای انضباطی، قاطعیت است؛ واضح و قاطع، همراه با واجب ترین مقررات و حامی احساسات کودکان. با اجتناب ناپذیر بودن پیامدهای رفتار، کودکان از کودکانی که آرام وسازگار هستند بهتر یاد می گیرند، البته زمانی که آنها سعی در انجام کار درست را دارند، که به نوعی با تقویت مثبت نیز توأم است.

برای مطالعه بیشتر:

کودکانی که نمی خواهند مدرسه بروند

ده نکته برای سازگار شدن کودک با مدرسه

یکی از مدیران مدرسه توصیه می کند: اوایل سالهای تحصیلی فرصتی را به دانستن خط مشی های انضباطی مدرسه اختصاص دهید قبل از آنکه همه چیز بر خلاف میل روی دهد. والدین باید اطمینان یابند که بر طبق خط مشی های انضباطی مدرسه برای حتی یک مسأله عمل می شود و در این بین مهم نیست که چه کسی قانون شکنی می کند. معمولاً مدارس سیاست های انضباطی را کتبی به صورت آنلاین و یا در فصل پاییز بازگشتن به هنگام عصر از مدرسه تعیین می کنند؛ اگر خبر ندارید، بپرسید. اکثر مدارس از رویکردهای زیر استفاده می کنند:

انضباظ مقتدرانه، معلم مقرات واضحی را طرح می کند و سه تا شش پیامد منفی برای هر تخلف از سلسله مراتب انضباطی را به کار می گیرد. کودکان برای رفتار خوب چیزهایی مانند برچسب های برجسته، منقش به اشکال یا گلوله های شیشه ای دریافت می کنند به طوری که بتوانند با گذشت زمان جایزه های بیشتری کسب کنند.

مداخلات و حمایت های رفتاری مثبت، معلمان برای بخش های مختلف مدرسه کارهای روزمره و تجارب آشکاری را تعیین می کنند (کلاس ها، توالت، اتاق غذاخوری و سرویس های ایاب و ذهاب). کودکان این کارهای روتین را تمرین می کنند و معلمان زمانی را صرف فراخواندن کودکان به کارهای خوب  کرده و نیز تنبیهاتی قابل پیش بینی برای تخلفات رایج را برای همه وضع می کنند.

کلاس مسئول، معلمان کودکان را به همکاری با یکدیگر برای خلق مقررات کلاسی در شروع هر سال تحصیلی ترغیب می کنند. مدل‌سازی باعث می شود کودکان به رفتارهای مورد انتظاری مانند بالابردن دست ها و نگه داشتن درها  توجه کرده و به مرور آن ها را در خود تقویت کنند.

پیامدهای اثربخش مناسب با نقش کودک و مرحله رشدی کودکان شما

دوستی که مدیر مدرسه بود تعریف می کرد:

روزی در اوایل تصدی شغلم، معلمی راون پسر بچه  هفت ساله را به دفترم آورد. او دستمالهای کاغذی را از پنجره کلاس به طرف بیرون پرت کرده بود و معلم از من انتظار داشت که با او به شدت برخورد کنم. چهره آشک آلود کودک خبر از لجبازی و ترس می داد. من گزینه هایم را سبک سنگین کردم: دلجویی کردن، داد و فریادزدن، یا کلاً انجام دادن کارهایی دیگر؟ پس از آنکه گریه کودک متوقف شد، من از خودم و او تعجب کردم که چرا حتی نخواستیم از صدای آنچه در کلاس رخ داده به عنوان یک سند کمک بگیریم. سپس او بااشتیاق واقعیت را به من گفت”من فقط می خواستم ببینم آیا یک دستمال کاغذی خیس سریع تر بر روی زمین می افتد یا دستمال کاغذی خشک”.

من عاشق این کنجکاوی او شدم و اینجا من بودم که نباید او را دست می انداختم. در مقابل او آرام شد. معلم عصبانی و برآشفته شد. من دچار دردسر زیادی شدم.” متوجه کار جنجالی خودم شدم. ولی باید به دانش آموز کمک کنم تا بتواند انتخاب های بهتری داشته باشد و به او و معلمش نیز کمک کنم تا یکدیگر را به عنوان همکار ببینند نه  دشمن”.

آن روز دانش آموز فرصت بازگشت به کلاس را از دست داد ولی در نامه ای به خاطر کارهای خود از معلم و ناظمش معذرت خواهی کرد. و با کمک ناظم توانست دستمال کاغذی های تمام توالت های پسرانه را تعویض کند و به خاطر چنین کار خوبی از سوی معلمش مورد تشویقی جانانه قرار گرفت. تجربه او به من آموخت که تمرکز بر هر کودک به عنوان یک فرد با اختصاص دادن زمانی برای فهمیدن امور جاری کاری کمک کننده است، نه داد و فریاد زدن. وقتی خانواده های کودکان مقررات را برای آنها روشن کنند و به آنها فرصتی برای منعکس کردن انتخاب های کودک خود بدهند آنها نیز متقابلاًبه خوبی واکنش نشان می دهند. من در این مواقع گفتن یک معذرت خواهی صادقانه ای (یا دست کم کار متقاعدکننده ای) را پیشنهاد دادم و به کودکان کمک کردم طوری برنامه ریزی کنند که دفعه بعد بهتر عمل کنند. این کار باعث می شود آنها نه تنها خوش رفتارتر بلکه اخلاقی تر نیز باشند.

برای مادران:

خود را مانند یک همکار مدرسه در نظر بگیرید

شما می توانید با فهماندن به کودک خود که هر کسی الزاماً باید تابع مقررات مدرسه باشد به نوعی از رابطه او با معلمانش حمایت به عمل آورید ولو آنکه در منزل مقررات متفاوتی دنبال شود. کودکان وقتی که والدین آنها برعکس تصمیمات معلم عمل می کنند گیج می شوند. مدیر یک مشاور حقوقی نیست و کودک شما نیازی به وکیل ندارد. در عوض او به والدینی آرام و خونسرد نیاز دارد والدینی که تمایل به همکاری با مدرسه برای کمک به احترام در رابطه، انعکاس و اصلاح آن باشند.

قبول کنید که همه چیز را نمی دانید

با مامان و باباهای دیگری که صحبت می کنیم می فهمیم والدین کمی در مورد فرآیند انضباطی مدرسه کودک خود آگاهند. کودکان اغلب توصیفات درهم برهم یا ناقصی از واقعیت می دهند و مدارس نمی توانند همیشه جزئیات زیادی از آنچه بد پیش می رود فراهم کنند.

مادری نگران است که پسرش شایان هر روز با گزارش دهی کارهای علیرضا به خانه می آید (در این مورد اسامی و جزئیات جابجا شده). او ممکن است بگوید علیرضا امروز روز خوبی داشت، یا علیرضا روز خیلی بدی پشت سرگذاشت. با گذشت زمان دیگر جزئیات نیز آشکار شدند. علیرضا رایانه معلم را شکست. او می خواست همکلاسی دیگر را کتک بزند. معلم از شدت عصبانیت می خواست همه بچه ها را از کلاس اخراج کند. مامان روز به روز نگران تر می شد. وقتی از معلم خواست تا در این باره برایش توضیح دهد تا خیالش راحت شود، او فهمید که کارکنان مدرسه اجازه گفتن جریان رسیدگی به وضعیت علیرضا را ندارند.

براساس اظهارات قانون حفظ حریم خصوصی و حقوق آموزشی فدرال، والدین باید به همه موارد ثبتی کتبی در مورد کودکان خود دسترسی داشته باشند و هیچ مدرسه ای نمی تواند اطلاعاتی را بدون رضایت والدین در اختیار دیگران قرار دهد. یعنی حتی اگر کودک دیگری به کودک شما آسیب رساند مدرسه نمی تواند در مورد آن کودک با شما صحبت کند.

اما به این معنا نیست که پشت صحنه چیزهای زیادی رخ نمی دهد. وقتی دانش آموزی در مدرسه مشکلات رفتاری مداوم دارد کارمندان باید جلسات منظمی برای کمک به کودک و اغلب جلساتی با والدین دایر کنند. مامان شایان هم همدل بود و اما هم اغلب کمی حس بی اعتمادی به مدرسه داشت بدون اینکه اطلاعات زیادی داشته باشد.”بزرگترین قصور مدرسه در مکاتبات است. خوب می شد اگر برای والدین جلساتی در راستای تبیین برنامه و پروتکل های امنیتی وجود داشت.

درس اخلاقی: اگر اشتباهی بین کودک شما و دانش آموز دیگر صورت گرفت، آنچه اتفاق افتاده را جویا شوید و اینکه حال چه کاری برای حمایت کودک خود از دست شما بر می آید.

هرگونه تغییرات منزل را با مدرسه در میان بگذارید

این کار موجب می شود کارمندان بهتر رفتار کودک شما را درک کنند. خانوم قادری که به مدت ۲۵سال سابقه آموزش در مدارس ابتدایی رادارد از تجربه روشن فکرانه ای که او با یک مهدکودکی داشته می گوید، وقتی به کلاس او می آمد دیگران را هل می داد، کتک می زد و بی احترامی می کرد. در نهایت من با والدین این پسر بچه تماس گرفتم. او می گوید آنها از دست پسرخود، از دست من، مدیر و در کل، دنیا عصبانی بودند. اما وقتی خانوم قادری به والدینش گفت پسر شما نه تنها باهوش است بلکه اغلب مهربان است والدین آرام شدند و به معلم گفتند او با خواهرهای دوقلوی کوچکتر از خود برخورد شگرفی دارد و کمک حال مادربزرگش که مبتلا به سرطان سینه وخیم است نیز می شود. خانوم قادری می گوید این یک جلسه پربار بود از نظر رسیدن به اهداف:”حالا هم من نیم نگاهی به زندگی آنها انداختم و هم آنها فهمیدند که من پسر آنها را باور دارم”.

کارکنان مدرسه چندین هفته، ساعت ها مداخله و اقدامات زیادی باید انجام دهند تا کوکان بتوانند چیزها را یاد بگیرند و به نتایج مطلوب برسند، اما کودک قادر به یادگیری مهارت های جدید بود. او گزارش می کند”امروزه او سرپرست است، کارکنان او را دوست دارند و او همیشه آنجا به همکلاسی های خود کمک می کند”.

اعتمادسازی و تشریک مساعی در حق کودکان: از این نظر که این رفتار نوعی از موفقیت است که هم من را به عنوان یک مدیر و هم والدین را خوشحال می کند.

بدترین و بهترین چیزها برای گفتن

با یک معلم به جای گفتن“چطور اجازه دادی این اتفاق بیفتد؟” بگویید:”میخواهم در مورد چیزهایی که اتفاق افتاده بیشتر بدانم”.

با یک مدیر به جای گفتن”رفتارت با کودکم منصفانه نیست” بگویید”اجازه دهید در جلسه ای به برنامه های راهبردی، برای جلوگیری از وقوع این رفتار در آینده بپردازیم”.

با یک مدیر (وقتی کودک شما مقصر است) به جای گفتن: تا چه حدی کودک دیگر را ادب کرده ای؟ بگویید: لطفاً رویه های انضباطی مدرسه را در این گونه موارد برایم شرح دهید.

با یک کودک به جای گفتن: هیچ وقت بدتر از این ما را شرمنده نکردی. بگویید: معلوم است خیلی غمگینی. به نظرت چه انتخاب هایی برای آینده می تواند بهتر باشد؟

با یک کودک به جای گفتن: معلمت اشتباه کرده که تو را مانند او مقصر دانسته است. بگویید: همه باید با هم همکاری کنند. من به توانایی تو اعتماد دارم  که این کار را درست انجام می دهی.

منبع : تعامل مدیران و والدین در انضباط مدرسه

کمک به کودکی که تازه خواندن را می آموزد

کودکان خواندن با سرعت های بسیار مختلف را یاد می گیرند. برخی در کودکستان به طور مستقل توانایی خواندن را دارند برخی دیگر نیازمند گذراندن یک سال تمام یا آموزش بیشتری برای مهارت های کلمه سازی و آوایی هستند. اگر کودک شما از مشاهده کردن خواندن خود ناراحت است بهترین روش برای گفتن زمانی است که متوجه می شوید کودک شما مشکل دارد. به خاطر داشته باشید که خوانندگان مبتدی نمی توانند کتاب ها را بدون اشتباه بخوانند یا قادر به صداکشی هر کلمه نیستند. کودک شما ممکن است نیاز به کمک بیشتری داشته باشد اگر او:

  • علاقه ای به کتاب ها نشان نمی دهد. دکتر سوسان گلزر کارگردان برنامه فارغ التحصیلی دانشگاه ریدر درهنرهای زبان خواندن می گوید: “فقدان علاقه می تواند اجتنابی باشد”
  • هنگام خواندن بدخلق و دلسرد می شوند
  • سعی در فهم ساختار اساسی کتاب (جلد کتاب یا پشت آن) و یا حرکت راست به چپ در متن ندارند .
  • الگوهای اصلی کلمات را تا آخر دنبال نمی کنند (بعد از این مجموعه چه چیزی می آید: بزرگ، کوچک، بزرگ، کوچک،……. ).

اگر به نظر می رسد کودک شما در یادگیری خواندن مشکل دارد خود یا کودک را سرزنش نکنید. ریشه این مشکل کودک شما می تواند در مشکلات بینایی یا شنوایی، رویکرد آموزشی معلم، قابل فهم نبودن مطالب براساس سن او باشد. گلزر می گوید”من هرگز نمی گویم کودک شکست می خورد”.  منظور من کتابی است که باعث عقب ماندن کودک شده است.

اینجا شش مرحله ای که می تواند برای بازشناسی و اصلاح مشکل کارآمد باشد در نظر گرفته شده است:

خواندن کودک خود را تماشا کرده و به آن توجه کنید.

حیطه های دشوار را یادداشت کنید: آیا او در بازشناسی کلمات آشنا مشکل دارد؟ او بارها یک کلمه را به طور مکرر غلط تلفظ می کند؟ زمان زیادی را به حدس زدن متن اختصاص می دهد؟ سعی نکنید او را اصلاح کنید؛ هدف شما مشاهده است.

با کودک صحبت کنید بدون اینکه زیاد نگران یا ناامید به نظر برسید.

شما قصد ترساندن کودک از کتاب ها را ندارید. از کودک خود در مورد مدرسه بپرسید. آیا معلم در کلاس تند تند راه می رود؟ کتاب ها خیلی سخت است؟ بدون اینکه کودک خود را با دیگر کودکان کلاس مقایسه کنید سعی کنید اطلاعاتی کسب کنید. نگویید”آیا همه کودکان سریع تر از تو می خوانند؟”بلکه بپرسید”آیا معلم هنگام خواندن کلاس را گروه بندی می کند؟”

با معلم کودک خود یا با یک متخصص در زمینه خواندن ملاقات داشته باشید.

قبل از رفتن سوإالات را آماده کنید و هر مشکلاتی که در منزل در کودک خود مشاهده کرده اید را بیان کنید. آنچه فکر می کنید مشکل است ممکن است برای خوانندگان مبتدی مشکلی عادی باشد. در مورد برنامه درسی خواندن و هر گونه ارزشیابی های خواندنی که برای کودک اختصاص داده شده است را، از معلم بپرسید.  معلم می تواند به شما در مورد سطوح خواندن اطلاعاتی بدهد، و بر اساس آزمون های گرفته شده کمک هایی را ارائه دهد.

سعی کنید همراه با معلم ریشه مشکل را پیدا کنید.

ابتدا موارد مشهود را در نظر بگیرید: آیا کودک شما توسط بینایی سنج و شنوایی سنج بررسی شده است؟ مشکلات بینایی می توانند منبع مشکل کودک شما در خواندن روی تابلو در حین تمرینات خواندن و واژگان یا ناتوانی در رمزگشایی حروف در صفحه باشند. مشکلات شنوایی می توانند به طوری جدی در توانایی خواندن کودک شما اثر بگذارند به دلیل آنکه در طی چند سال اول تحصیل  بسیاری از کلمات جدید به صورت شفاهی ارائه می شوند.

همزمان با کار کردن مشکل خواندن، پیشرفت کودک خود را تشویق کنید.

بسیاری از کودکان از خواندن و پیش رفتن با همکلاسی های خود عصبی می شوند، پس سعی کنید به او حسی مانند تسلط بر خواندن بدهید. اگر شما بیرون از فروشگاه هستید و علامتی را می بینید که کودک شما نام آن را می داند مانند لوازم التحریر یا مواد غذایی آن ها را از کودک بپرسید “می توانی آن علامت را برایم بخوانی؟”نام کودک یا هر کسی از اعضای خانواده را بنویسید و از کودک خود بخواهید تا آنها را بخواند. متخصص خواندن و معلم پایه اول کیندی فوست می گوید”اجازه دهید آنها خود را به عنوان یک خواننده ببینند”.

جلوی کودک خود مشکل خواندن او را با دیگر بزرگسالان و یا دوستانش مطرح نکنید.

بهتر است این مشکل بین شما، کودک، همسر شما و معلم یا متخصص خواندن باقی بماند.

منبع : کمک به کودکی که تازه خواندن را می آموزد

تربیت فرزند

تربیت فرزند پسر، تربیت کودک از چه سنی شروع میشود، تربیت فرزند سالم، تربیت فرزند از نظر روانشناسی،  تربیت کودک یکی از سخت ترین مراحل فرزندآوری است، هر کودکی با کودک دیگر متفاوت است و همین باعث می شود که تربیت کودک به امری سخت برای والدین تبدیل شود. روانشناسان بسیاری اعتقاد دارند که دلایل بسیاری از اختلالات در دوران کودکی نهفته است و همین به اهمیت دوران کودکی تاکید دارد، رفتاری که با کودک داشته باشید آینده او را رقم می زند. 

تربیت فرزند چیست

در دنیای امروز خشونت های زیادی علیه کودکان در حال شکل گیری است. بسیاری از خشونت ها از جانب والدین در برخی خانواده علیه کودکان شکل می گیرد که در نتیجه اعتقاد به تنبیه های بدنی برای تربیت کودک به وجود می آید. پژوهش ها نشان می دهد که تربیت کودک با استفاده از آزار جسمی و تنبیه بدنی راهکاری بسیار نامطلوب بوده که از هر لحاظ توسط علم روانشناسی و غیره رد شده است و موجبات بروز بسیاری از مشکلات روحی و جسمی و روانی را در بین آن ها فراهم می کند.تربیت فرزندان ۷ تا ۱۴ سالبه حدی مهم است که روش های ناصحیح در تربیت فرزند منجر به بروز بسیاری از مشکلات رفتاری و روحی روانی برای کودکان در اینده آن ها خواهد شد و دلیل بسیاری از رفتاری های ناهنجار اجتماعی نیز همین خشونت ها و به کار بردن روش های ناصحیح در تربیت فرزند از لحاظ رفتاری است. در ادامه نکات تربیتی روانشناسی آمده است که به شما در تربیت کودکی سالم و موفق کمک می کند:

تربیت فرزند از نظر روانشناسی

برای تربیت کودک از دیدگاه روانشناسی باید موارد زیادی را رعایت کنید که در ادامه مهم ترین آن ها ذکر شده است:

۱. عزت نفس فرزندتان را تقویت کنید

لحن صدا، زبان بدن و هر بیانی که دارید بر تربیت فرزند پسر تاثیر می گذارد، تنها لازم نیست که به حرف های خود اهمیت دهید حتی لحن صدا نیز برای کودک مهم است. رفتار شما به عنوان والد بیش از هر چیز دیگری بر عزت نفس آن ها تأثیر می گذارد. به کودک خود اجازه دهید به صورت مستقل کار کند تا احساس کند که توانایی بالایی دارد. کلمات نیز می توانند همانند تنبیه جسمانی آسیب بزنند، اگر کودکتان در کار خود موفق نبوده به او امید دهید تا بار دیگر تلاش کند، کلمات خود را با دقت انتخاب کنید و دلسوز باشید.

۲. از ویژگی های خوب او تعریف کنید

چند بار در روز کودکتان را به دلیل کارهای بدی که انجام می دهد تنبیه می کنید؟ چقدر از او انتقاد می کنید؟ همیشه ویژگی های مثبت او را ذکر کرده و به او بگویید که متوجه کارهای خوب او می شوید. با تنبیه، کودک احساس می کند که کارهای مثبت او دیده نمی شود. به طور مثال به او بگویید: امروز بسیار دختر خوبی بودی مرسی که به من کمک کردی وسایلت رو جمع کنیم یا مرسی که ساکت ماندی تا به کارهایم برسم.

۳. قوانین مشخصی داشته باشید

برای تربیت فرزند سالم قوانین در خانه باید مشخص باشد، بایدها و نبایدهای تربیت فرزند از همان ابتدا باشد مشخص شود. نظم و انضباط باید از کودکی یاد گرفته شود، حتما قوانین را به آن ها توضیح دهید و به آن ها بگویید که حتی والدین نیز مجبور هستند این قوانین را رعایت کنند. به طور مثال به کودک خود یاد دهید که حتما پیش از دیدن برنامه تلویزیون باید تکالیف خود را انجام دهد. می توانید چارتی تشکیل دهید و در آن چارت کارهای مثبت و مفید او را علامت بزنید.

۴.برای بچه هایتان وقت بگذارید

در زندگی شلوغ امروزی برای بسیاری از افراد وقت ندارند تا با کودکان خود وقت بگذرانند.اگر می توانید به شکلی تنظیم کنید که زمان های صرف غذا کنار هم بوده یا شب ها در مورد روز خود صحبت کنید. اکثر بچه ها به دنبال توجه والدین خود هستند بنابراین اگر توجه لازم را دریافت نکنند سعی می کنند با رفتارهای ناپسند والدین خود را مجبور کنند که به آن ها دقت شود.

۵. الگو باشید

یکی از مهم ترین نکات کلیدی در روانشناسی تربیتی کودک این است که الگو هرکودکی والدین است، کودک به شما نگاه می کند و سعی می کند مانند شما رفتار کند. احترام، صمیمیت، صداقت، مهربانی، بردباری. رفتار غیر خودخواهانه از خود نشان دهید تا کودکتان از شما یاد بگیرد. اگر همیشه در مورد مسائل مالی در خانه صحبت کنید کودک یاد می گیرد که پول مهم ترین چیز است و آن را از همه چیز بالاتر قرار می دهد. اگر دروغ بگویید کودک یاد می گیرد که دروغگویی کار خوبی است.

۶. انعطاف پذیر باشید

همانطور که فرزند شما تغییر می کند، باید سبک فرزندپروری خود را تغییر دهید. هر روش در سنی جواب می دهد، روشی که در سن یک سالگی برای کودک شما موفق بوده است ممکن است در دوسالگی کاربرد خود را از دست بدهد. به طور مثال شما نمی توانید مانند یک کودک به نوجوان بگویید که چه رفتاری داشته باشد بلکه تنها می توانید تا حدودی او را نصیحت و راهنمایی کنید.

۷. عشق بدون قید و شرط

نشان دهید که عشق شما بدون قید و شرط است، اگر فرزندتان را تنبیه کرده یا عصبانی شوید کودک احساس می کند که دیگر او را دوست ندارید و این باعث نگرانی و اختلال در روند رشد او می شود، در کنار تنبیه همیشه او را ببوسید و به او بگویید که هرچه شود بازهم او را دوست خواهید داشت و همه چیز مانع از عشق شما به او نمی شود.

۸. نیاز ها و محدودیت های والدین را بشناسید

قبول داشته باشید که به عنوان والد مشکلات خود را دارید و نمی توانید کامل باشید، باید نیازهای خود را بشناسید و به آن ها نیز توجه کنید، شما نیز به عنوان والدین باید خوشحال باشید تا بتوانید کودکی شاد را تربیت کنید.

۹. احترام

بهترین راه برای اینکه کودکی مودب داشته باشید این است که با او محترمانه رفتار کنید، با او مودبانه صحبت کنید، در خانه از الفاظ زشت استفاده نکنید و به کودکتان نشان دهید که به همسرتان احترام می گذارید.

به هر شکلی که با کودک خود رفتار کنید با شما رفتار خواهد کرد.

۱۰. کمک مشاور

تربیت کودک از چه سنی شروع میشود؟ تربیت فرزند از همان لحظه تولد آغاز می گردد و هر گونه سهل انگاری در تربیت فرزند از سمت والدین باعث بروز بسیاری از مشکلات اخلاقی و اجتماعی آن ها در آینده در بین خانواده شان و در میان سایرین در جوامع خواهد شد. تربیت کودک زیر نظر مشاور می تواند سبب افزایش سلامت او از جنبه های گوناگون و ایجاد ویژگی های مثبت اخلاقی در آنان شود.

مرکز مشاوره ستاره ایرانیان با کمک مشاورین کودک و برترین متخصصان در زمینه کودک و نوجوان به شما کمک می کند تا آینده ای درخشان را برای کودک خود رقم بزنید.

۱۱. به حرف آن ها گوش دهید

کودک شما همیشه باید احساس کند که برای او وقت دارید و به حرف آن ها گوش دهید و سعی کنید آن ها را درک کنید، درست است که مشکلات بچه ها به نظر بزرگسالان بی اهمیت می آید اما برای کودک یا نوجوان اهمیت زیادی دارد بنابراین باید به آن ها گوش دهید. شما همیشه نمی توانید مشکل را حل کنید، اما می توانید مطمئن شوید که فرزندتان می داند که برای کمک و شنیدن حرف های او همیشه حاضر هستید.

۱۲. مقایسه نکنید

بسیاری از پدر و مادرها گمان م یکنند با مقایسه کودک بهتر می شود، مقایسه با خواهر و برادر یا بچه های فامیل به هرشکلی باعث سرکوب عزت نفس آن ها می شود. مقایسه باعث می شود کودکتان احساس کند باید مثل دیگران باشد تا او را دوست داشته باشید یا تصور می کند که هرچقدر هم تلاش کند به اندازه دیگران موفق و خوب نیست.

۱۳.  افزایش دلبستگی

برای افزایش دلبستگی و صمیمیت بین والدین و کودک، والدین باید تلاش زیادی بکنند این دلبستگی در آینده به آن ها کمک می کند تا دلبستگی ایمن را به وجود بیاورند:

  • آن ها را در آغوش بگیرید، در آغوش بگیرید
  • از آن ها مراقبت و رسیدگی کنید.
  • لبخند بزنید و آرام صحبت کنید.
  • برای آن ها کتاب بخوانید.
  • وقتی گریه می کنند به آن ها آرامش بدهید.
  • نیازهای آنان را بدون پاسخ رها نکنید.
  • وقتی آسیب دیده و ناراحت هستند به آن ها  توجه کنید.
  • اجازه دهید بدانند که آن ها را دوست دارید و برای شما مهم هستند.

۱۴. کتاب بخوانید

در زمینه تربیت کودک کتاب های زیادی وجود دارد که می توانید با توجه به نیاز کودکتان آن ها را تهیه کنید. به طور مثال کتاب در زمینه بهبود اعتماد به نفس، بازی، گریه کردن، دستشویی رفتن، غذا خوردن یا هر موضوعی موجود است. کتاب های تربیتی به شما کمک می کند تا  کودک خود را به درستی تربیت کرده و نکات مهم تربیتی را یاد بگیرید.

به صورت کلی باید گفت نقش تمام کسانی که در زندگی کودک نقش ایفا می کنند در تربیت او نیز موثر است گرچه نمی توان انکار کرد که نقش خانواده به عنوان نهادی که کودک بیشتر وقت خود را در آن می گذراند بیشتر از سایرین می باشد اما بقیه نهادها از جمله مدرسه نیز باید تلاش کنند تا بهترین خدمات را ارائه دهند.

به همین جهت نیاز است تا دانش و اطلاعات عمومی جامعه به خصوص جامعه جوان و در سن ازدواج نسبت به تربیت صحیح و مناسب کودک افزایش سافته تا بتوان شاهد روابطی خوب بین کودک و خانواده و در نهایت کودک

منبع : تربیت فرزند

آموزش قوی بودن و مهربان بودن به کودکان

نگرانی در مورد استفاده از داروهای در دسترس، سوءمصرف الکل، رانندگی در حال مستی، نگرانی از سیگار کشیدن و پک زدن پیپ در اماکن عمومی. مجبور کردن کودکان به سخت کوشی برای موفقیت در تحصیل و ورزش. مهیا کردن حمایت های خانگی و مالی. اهمیت به نمرات و کارهای تحصیلی. وادارکردن آنها به سالم خوردن و رفتن به کلیسا و عبادت گاه ها یا صرفاَ  بریدن از دیگران و بیرون رفتن… لیست کردن مواردی از این قبیل به منظور تمرکز والدین بر آنها کاری طولانی و زمان بر است.

انسان دارای نیازهای هیجانی، نیازهای فیزیکی و نیازهای سبک زندگی است. بعلاوه تکنولوژی، کار والدین را سخت  تر کرده است، کودکان پای تلویزیون نمی نشینند تا به والدین خود نشان دهند که نگاه نمی کنند در حالی که به سمت گوشی های خود روانه می شوند تا به منابع و اطلاعات در یوتیوپ دسترسی پیدا کنند و به طور مداوم راههای جدید متصل شدن را یاد می گیرند طوری که والدین در این مورد با کودکان خود دچار مشکل می شوند.

این افکار خیال بافی شما نیست. فرزندپروری سخت تر شده است. وقتی به فرزندپروری می اندیشید شما ممکن است به  همه موارد لیست شده در بالا فکر کنید اما یک جنبه اضافی را به جعبه ابزار”کارهای مورد تمرکز” اضافه کنید، به کودکان خود برقراری تعادل بین قوی بودن و دفاع از خود و باورهای خود و در عین حال مهربان بودن را یاد دهیم.

ممکن است القای گسستگی به نظر برسد مانند “فقط قوی بمان” و”آدم های خوب جا نمی زنند” برخی از این مثال ها هستند، اما آموزش به کودکان در دنیایی که به نظر می رسد روز به روز طردشدگی در آن بیشتر و بیشتر شود ممکن است تنها راه کمک به کودکان برای بقاء و پیشبرد زندگی های آنها باشد.

قوی شدن:

قوی بودن به معنای قلدری نیست. در حقیقت شخص واقعاً قوی دارای جوهره درونی به امکان مقاومت در برابر هر آنچه زندگی پیش روی آنها قرار می دهد مانند قلدری و تحقیر دست می یابند.

افراد قوی اطمینانی درونی را در خود پرورانده اند که به آنها امکان می دهد تا باور کنند هر آنچه در زندگی رخ می دهد مهم نیست. اصولی که والدین می توانند به کودکان خود برای قوی بودن اما نه سرکوب کردن بیاموزند چه می باشند؟

  1. به آنها یاد دهید راه اندازهای رفتار خود را بشناسند و هرآنچه آنها را غمگین می کند را بشناسندو یا آنها را در بازی خود راه ندهند. چرا این ها را یاد بگیرند؟ زیرا هر چه فرد بیشتر در مورد محرک ها بداند زودتر می تواند فرصت مواجهه با آنها به شکل مستقیم تر و عقلایی را بیابد. هر چه شما بیشتر غمگین شوید احتمال بیشتری در رسیدن به حد انفجار و یا در خود فرو رفتن وجود دارد.
  2. زبان صریح و غیر خشونتی را تمرین کنید. به جای گفتن “ازت متنفرم” بگویید”من خیلی حالم بد می شود وقتی از من درخواست انجام کاری را می کنی و دوست ندارم انجام دهم”. به آنها کمک کنید واکنش های خود را بسنجند و اظهارنظرهای خود را با رفتارهای خود نه اشخاص، مرتبط سازند.

نکته: به عنوان یک بزرگسال بسیار مهم است که این رفتار را نیز الگوسازی کنید.

  1. ایستادگی کردن برای خواسته. به آنها کمک کنید چیزی که می خواهند و به آن باور دارند را به دست آورند. به آنها امکان پیشقدم شدن را بدهید، برای تمجید از کسی به خاطر کار مهمش نامه بنویسند، به آنها در مورد آنچه در پیرامون آنها رخ می دهد آموزش دهید (بله، حتی خردسالان نیز می توانند اهمیت محیط و دنیای خود را یاد بگیرند). هر چه بیشتر آنها مجهز به درونگاهی برای ایستادگی برای خواسته خود باشند به احتمال کمتری آنها برای همه چیز به هم می ریزند.

به خصوص در مورد مهربانی:

انجام دادن همه کارهایی که در بالا لیست شده است به آنها در ایجاد جوهره درونی کمک خواهد کرد اما یک شخص قوی و بدون شفقت و مهربانی رفته رفته با افزایش سن ممکن است بسیار زیاد قربانی خودشیفتگی شدید و ممکن شود.

  1. به کودکان خود اجازه تماس به حیوانات و نحوه مراقبت از آنها را یاد دهید. اگر شما می توانید از عهده سگ خانگی بربیایید یکی را برای کودک خود بخرید و به منزل بیاورید. بخشی از مراقبت سگ را به کودک بسپارید. کودکان دارای کششی طبیعی به حیوانات هستند (مگر آنکه چیزهای دیگری یاد گرفته باشند) و هیچ موهبتی برای آنها بالاتر از یادگیری مراقبت از چیزی مورد نیاز شما نیست. اگر شما قادر به نگهداری از سگ نیستید سعی کنید کودک خود را به پناهگاه های محلی حیوانات ببرید تا حیوانات بسته شده آنجا را ببینند یا اگر می توانید سرفرصت حیوانات دوستان یا همسایه را مدتی امانت بگیرید. نکته: به عنوان یک بزرگسال شما مسئول الگوسازی مهربانی به حیوانات هستید. بر رفتار خود نظارت کنید.
  2. کودکان خود را بیرون ببرید و قدردانی از طبیعت و محیط را به آنها یاد دهید. آیا کودکان شما در پایان روز قدردانی می کنند؟ آیا آنها به همه چیزهای زنده احترام می گذارند؟ آیا آنها سلسله مراتب ارتباطی همه چیز را درک می کنند؟ به آنها یک پروانه را نشان دهید و در مورد اثرات پروانه و تئوری هرج و مرج؛ ارتباط هر چیزی با چیز دیگری رابه آنها بیاموزید. برخورداری از این آگاهی به کودکان در درک دخیل بودن و ارتباط داشتن آنها در محیط پیرامون کمک می کند.
  3. به آنها کلمات آسیب زننده را بیاموزید. به آنها کمک کنید آنچه شما می گویید و میزان تأکید شما بر اهمیت فوق العاده آن را درونی سازی کنند. دادن بازخورد منفی خوب است، عصبانی و غمگین بودن بد نیست اما نحوه ای که آن را به نمایش می گذارید مهم است و پس از نشان دادن دوباره به عقب برنمی گردد. به آنها در مورد رسانه های اجتماعی و اینکه چطور هر چیزی که در آن نوشته می شود تا ابد حتی بعد از حذف کردن می ماند آموزش دهید. روی پای خودت بایست، قوی باش اما همواره اینکه چقدر عاقلانه قوی رفتار کنی را انتخاب کن.

به عنوان یک والدین آگاهانه صحبت کنید. کودکان می بینند و شما آیینه تمام نمای کودک خود هستید هر چه انجام می دهید آنها نیز انجام می دهند نه فقط آنچه می گویید. قوی و مهربان باشید در قالب ایفای نقش، نشان دادن علاقه و پیروی کردن را به آنها بیاموزید.

منبع : آموزش قوی بودن و مهربان بودن به کودکان

۴ روش برای کشف و پرورش استعداد کودک شما

کودکان چه کاری را به خوبی انجام می دهند؟ تمام کودکان دارای یک یا چند نوع توانایی هستند، هرچند که همیشه این توانایی را نزد والدین خود نشان ندهند. کودک شما ممکن است اولین فرد در خانواده باشد که مهارت ژیمناستیک داشته باشد و یا ذوقی در نواختن پیانو داشته باشد، یا ممکن است یک توانایی خاص برای خنداندن مردم داشته باشد. استعداد می تواند در هر شکلی بروز کند اما ممکن است برای بروز پیدا کردن نیاز به روشن کردن و بیرون کشیدن آن باشد. در اینجا چند نکته برای بیدار کردن و پرورش استعدادهای طبیعی کودک شما، آورده شده است:

همیشه در حال نظارت و جستجو باشید

کودکان ممکن است معمولا استعدادهای خود را تشخیص ندهند، با این حال به صورت غریزی این استعدادها را دنبال می کنند، به عنوان مثال، چنانچه کودک شما علاقه ی خاصی به جعبه نقاشی دارد، این می تواند یک نشانه از این مطلب باشد که او یک هنرمند است- او ممکن است که هنوز کار زیادی با قلم موی خود انجام ندهد- اما صبر و شکیبایی شما با تکامل استعداد او ارزش پیدا خواهد کرد.

  • برای کودک خود فرصت ها را فراهم کنید

استعدادها برای تکامل نیاز به یک فتح باب دارند. اگر هیچ فرصتی برای یک توانایی برای تغذیه آن وجود نداشته باشد، ممکن است این توانایی در کل سال های شکل گیری کودک سرکوب شود، که بعد از آن ممکن است برای توسعه آن استعداد خیلی دیر شده باشد. به عنوان مثال، اگر کودک یک استعداد برای نواختن طبل و دنبک دارد، ممکن است تا زمانی که بر روی طبل ضربه نزند، این استعداد در او شکوفا نشود. مهم است که طیف وسیعی از فرصت ها را برای کودک خود فراهم کنید بطوری که هر استعداد پنهانی بتواند بروز یافته و شکوفا شود. شما می توانید این کار را با معرفی موضوعات مختلف، بازی ها، توانایی هاو مهارت های مختلف به او و کمک به او در دنبال کردن آنها انجام دهید.

  • پرورش هویت

تشویق و ستایش یک راه طولانی برای بسط و توسعه ی استعدادهای کشف شده ی فرزند شما خواهد بود. بگذارید کودک شما بداند که شما به توانایی های او افتخار می کنید و علاقه ی خود را به موضوعات مورد علاقه ی او، خواه خود شما به این موضوعات علاقه داشته باشید یا نه؛ نشان دهید. به دنبال فرصت هایی باشید تا مهارت های او را به دوستان و آشنایان خود نشان دهید؛ حمایت آنها حمایت فردی شما را تقویت خواهد کرد. معلمان مدرسه ی کودک نیز ممکن است قادر به گشودن فرصت هایی برای استعدادهای او باشند. اما برای توسعه ی جدی، شما ممکن است به سرمایه گذاری در آموزش خصوصی و حمایت های دیگر مانند دوره های آموزشی، مسابقات و تجهیزات نیاز داشته باشید.

  • پیش زمینه ی غنی فراهم کنید

زمانی که یک استعداد را در کودک خود پرورش می دهید، از هر فرصتی برای گسترش و غنی ساختن ادراک او از موضوع استفاده کنید چرا که این کار هدایت گر و الهام بخش او خواهد بود. دستاوردها و تکنیک های تخصصی را به او معرفی کنید و بگذارید آنها را در عمل مشاهده کند. اگر او یک ساکسفونیست موسیقی جاز است، به عنوان مثال، او را به برخی از کنسرت های جاز ببرید. اگر او یک بازیگر نوجوان است، یک سفر تئاتر ترتیب دهید. اگر شنا برای او یک رقابت است، او را به مسابقات محلی ببرید و مسابقات بین المللی را با همدیگر از تلویزیون دنبال کنید. این درها را به هرجای ممکن برای او باز کنید. استعداد آنها زمانی ارزش پیگیری و دنبال کردن دارد که همچنین بتوان از آن لذت برد. یک قهرمان شطرنج بودن به عنوان مثال، هیچ امتیازی در کل زندگی کودک نخواهد داشت چنانچه که او مسابقات را غیر قابل تحمل ببیند و یا رقابت ها برای او به طرز ازار دهنده ای استرس زا باشند. علاوه بر این، استعداد او نمی تواند در چنین شرایطی پرورش یابدو او ممکن است بازی را تا آخر عمر خود کنار بگذارد. چنانچه مشکلات عمده ای بروز یابد و هیچ راه حلی برای حل آنها پیدا نشود، ممکن است پیگیری جدی یک استعداد برای چند سال کنار گذاشته شود. اما اگر شادی کودک شما بر جنبه های منفی غلبه داشته باشد، امکان ادامه و پیگیری این استعداد را به او هدیه بدهید.

منبع : ۴ روش برای کشف و پرورش استعداد کودک شما

نکات مهم برای تدریس به کودکان

دروس ضروری برای شروع آموزش به کودکان بسیار خردسال- و چگونگی انجام آن

 به عنوان والدین، مهارت های بسیاری وجود دارد که ما نیاز داریم و می خواهیم که به کودکانمان آموزش دهیم. اغلب ما بر موارد پایه ای مانند آموزش دادن به کودک که چگونه به تنهایی خودش غذا بخورد و یا لباس بپوشد، چگونه بند کفشش را ببندد، چگونه حساب کند، بخواند و یا بنویسد شروع می کنیم. با این همه، مهارت های پایه ای وجود دارند که برای کودکان ما ضروری هستند تا بتوانند هر چه بیشتر مستقل شوند. اما همانگونه که ناتالیا دنیلز، روانشناس کودک، مطرح می کند، همانطور که ما به کودکانمان مهارت های عملی را یاد می دهیم، ممکن است دیگر مهارت هایی را که به همان اندازه از اهمیت برخوردارند را فراموش کنیم مانند هوش عاطفی. “کودکان همواره به همراه همدلی، عطوفت و مهربانی متولد نمی شوند. این مهارت ها بایستی به آنها یاد داده شود، پرورانده شود و رشد داده شوند. دنیلز همچنین می گوید که ما می توانیم بذر این مهرات ها را هر چه زودتر در زمان نوزادی در آنها بکاریم.

برای مطالعه بیشتر:

آموزش قوی بودن و مهربان بودن به کودکان

مفهوم کم آموزی در کودکان

برای شروع دنیلز پیشنهاد می کند که به کودکان کمک کنیم تا برای احساسات خود عناوینی انتخاب کنند (از کم تا زیاد)و به آنها یاد دهیم چگونه اعمالشان بر دیگران تاثیر می گذارد. به عنوان مثال، شما ممکن است بگویید: “هر زمانی که اسباب بازی هایت را با دوستت به اشتراک بگذاری، او را خیلی خوشحال کرده ای” یا “زمانی که تو آن اسباب بازی را از او می گیری، ممکن است ناراحت شود”. سوم اینکه، به علت اینکه کمک به دیگران روشی قدرتمند برای ایجاد مهربانی است، به کودک خود یاد دهید تا کارهایی مانند نگهداشتن در برای دیگران و کمک به خواهر و برادرهایشان را انجام دهند. در ذیل شما دروس ضروری دیگری برای شروع آموزش به کودک خود، از همین الان می توانید ببینید و همچنین جزئیاتی در مورد نحوه ی انجام آن.

به کودک خود یاد دهید که او توانمند با صلاحیت است. به فرزند خود اجازه دهید تا کارهای بیشتری را خودش به تنهایی انجام دهد. دکتر جان دلفی، یک روانشناس بالینی و نویسنده ی کتاب”پدر و مادر در دسترس” و همچنین تهیه کننده پادکست “بهتر” به همکاری همسرش، می گوید این به این علت است که هر چه شما کار کمتری برای آنها انجام دهید، آنها به همان اندازه بیشتر یاد می گیرند که خمیرمایه شان چیست.

“این هدیه هم ارزشمند و هم قابل تعویض است. کودکان حس صلاحیت و شایستگی را تا آخر عمر حفظ خواهند کرد. دلفی والدین را به ، به چالش کشاندن کودکان برای انجام چیزهایی که به طور معمول انجام نمی دهند، تشویق کرده است- مانند انجام کارهای خشک شویی، شست و شوی ظروف، مشارکت در مکالمات بزرگترها در مورد سیاست و یا مذهب، حل مشکلات  کامپیوتری و حتی کمک به تعمیر موتور یک ماشین. “آنها را به این فضاها دعوت کنید. شما از آنچه که قادر هستند انجام دهند، شگفت زده خواهید شد”.

ناتالیا ون ریکورت، MSW، ACC، یک مددکار اجتماعی و مربی دوره های زندگی که در مربی گری ADHD و خانواده متخصص است گفته است که به کودکان خود یاد دهید احساسات خود را بفهمند و با آن کنار بیایند. والدین اغلب به کودکان خود می گویند آرام باش، درست رفتار کن یا بهتر رفتار کن و وقتی که کودکان به طرز اجتناب ناپذیری این کارها را انجام نمی دهند، خسته و دلسرد می شوند. “آنچه که کودکانتان به شما نمی گویند این است که آنها در مورد این که این چیزها واقعا به چه مفهومی هستند، هیچ ذهنیتی ندارند، چه برسد به اینکه این کارها را به مرحله ی عمل برسانند”. دوباره، به کودکتان لغاتی برای احساساتشان بددهی. اگر انها شروع به برون ریزی کنند، روی دو زانوی خود نشسته و به آنها بگویید “من می توانم ببینم که تو واقعا خسته هستی” یا “من می دانم که جدا ناامید شده ای” یک نمودار احساسات را زمانی که آرام هستند با آنها مرور کنید.

جنین هالوران، یک مشاور بهداشت روانی و بنیانگذار مهرات های مقابله برای کودکان، همچنین بر اهمیت آموزش در مورد احساسات تاکید می کند. کودکانتان را تشویق کنید تا تشخیص دهند که چه زمانی احساس شادی، و یا غم دارند “چه چیزی باعث وشحالی تو می شود؟ زمانی که چنین حسی داریف بدنت چه احساسی دارد؟ چهره ات چگونه می شود؟”.  هالورن، نویسنده کتاب کار مهارت های مقابله برای کودکان، همچنین گفته است که مطالعه کردن و تماشای تلویزیون فرصت های خوبی برای شناسایی احساسات هستند. ممکن است شما سوالاتی نظیر این بپرسید: “به نظر تو زمانی که این اتفاق افتاد، الینا چه احساسی داشت؟ اگر این اتفاق برای تو می افتاد چه حسی به تو دست می داد؟ در مورد چهره و بدن کوانتین چه فکری می کنی؟ در مورد احساسات او چه فکری می کنی؟”. به کودک خود مهرات های مقابله را آموزش دهید. اقدامات مختلفی را بر روی نمودار و کارت های فهرست قرار دهید به طوری که کودکتان اینها را آرامش بخش و یا لذت بخش بداند مانند انجام کارهای پرشی، یک برنامه تفریحی کوتاه، بازی با حیوانات خانگی، بیرون رفتن و گوش دادن به موسیقی. “زمانی که حس می کنید کودکتان زیاد از حد تحت تاثیر قرار گرفته و آشفته شد، او را ملزم کنید تا یک مهارت مقابله را برای بکارگیری انتخاب کند.

زمانی که کودکتان دچار آشفتگی می شود، ون ریکورت پیشنهاد می کند که بر آن چیزی که رفتارشان منتقل می کند و یا مهارتی که آنها کم دارندف تمرکز کنید. به عنوان مثال، زمانی که شما از آنها می خواهید تا اسباب بازی هایشان را تمیز کنند، ناراحت می شوند. شاید علت این است که آنها با انجام چنین کار بزرگی مواجه شده اند و هیچ سر نخی ندارند که چگونه می بایست شروع به این کار کنند.

اگر کودکتان کمی بزرگ تر است، می توانید با او در مورد این که چه چیزی باعث سختی تمیزکاری می شود و این که چه کاری ممکن است برای آسان تر کردن آن انجام داد، می توانید صحبت کنید و همچنین شما می توانید تقسیم کارها را به گام های کوچک تر مانند تمیزکاری قطعات در ابتدا و سپس جمع و جور کردن وسایل هنری را برای او مدلسازی کنید.

همچنین آموزش به کودکتان برای کمک گرفتن ممکن است کمک کننده باشد- چیزی کهون ریکورت قبلا هم با کودک ۲ ساله ی خود شروع کرده بود. زمانی که دختر او خسته می شود، او می گوید” لطفا کمک کن”. حالا زمانی که یکی از اسباب بازی های او زیر مبل می افتد، به جای اینکه دچار اشفتگی و یا عصبانیت شود، کمک می گیرد. کودکان اغلب زمانی که به کمک نیاز دارند، از کمک گرفتن خیلی خجالت می کشند و یا می ترسند، بنابراین، مهم است که به کودک خود اجازه دهید بداند که کمک گرفتن هیچ  موردی ندارد.

در نهایت، احساسات خود را هم برچسب گذاری کنید. هالورین می گوید ممکن است بگویید” من خیلی احساس خوشحالی می کنم چون …” و یا ” من کمی غمگین هستم به علت اینکه…”، زمانی که والدین احساسات چالش برانگیز زیادی دارند، می توانند نشان دهند که ایجاد تغییر در احساس چگونه ممکن است، مانند “من احساس عصبانی بودن می کنم، پس من قصد دارم یک جرعه آب خنک بخورم و کمی تنفس عمیق داشته باشم تا بتوانم آرام بگیرم”.

قانون طلایی را به کودکان خود یاد دهید. این قانونطبق نظر کاترین اوبرین، درمانگر خانواده و ازدواج در ساکرمنتو، کالیفرنیا، که والدین جدید را در مورد والد بودن راهنمایی می کند، همه چیز را از محبت تا همکاری و حتی بخشش در بر می گیرد. همچنین می گوید که این قانون اساسی است برای مکالمات ضروری مانند درک عدل و عدالت و ایجاد ارتباطات با دیگران. گام اول مدلسازی قانون طلایی برای خودمان است و اینکه با کوکانمان به عنوان والدین با احترام رفتار کنیم، به عنوان والدین ممکن است فکر کردن به خودمان صرفا در جایگاه والدین و آنها در جایگاه کودک، آسان باشد. اوبرین می گوید که”این روش یک افتراق و جدایی نامرئی بین ما و آنها ایجاد میکند. اما همه ما انسان هستیم و سزاوار این هستیم که با ما چنان رفتاری شود”.

زمانی که کودکان شروع به صحبت می کنند، بدون هیچ دخالت و یا قضاوتی به کودکان خود گوش فرا دهید. اوبرین می گوید زمانی که آرامش خود را از دست می دهید، مسئولیتش را بپذیرید و معذرت خواهی کنید. این نشان می دهد که خسته شدن ایرادی ندارد و شما می توانید از این درگیری گذر کرده و این که هر کسی مسئول اقدامات خودش است. و می گوید یک استراتژی دیگری هم وجود دارد: به جای مجبور کردن کودکتان به معذرت خواهی برای گرفتن اسباب بازی یک کودک دیگر، از آن کودک دیگر بخواهید تا بگوید که این کار کودکتان چه احساسی به او داد و سپس از کودک خود بپرسید که آنها چگونه می توانند کمک کنند تا همه چیز عادلانه تر و یا بهتر شود (اگر شما برای معذرت خواهی گرفتن عجله کنید، ممکن است آنها تشخیص ندهند که واقعا چه کار اشتباهی انجام داده اند و ممکن است یاد بگیرند که بعدها با گفتن یک معذرت می خواهم، می توانند هر آن چیزی را که دلشان می خواهد، انجام دهند.

اوبرین همچنین بر اهمیت آموزش به کودکان به اینکه برای بغل کردن و یا بوسیدن دیگران به اجازه آنها نیاز دارند، تاکید کرد. هر کسی متفاوت از دیگری است: برخی از کودکان فیزیکی هستند، اما در حالی که دیگر کودکان ممکن است زمانی که بوس و یا بغل می شوند، در جای خود خشک شوند. او می گوید که به طور مشابه، کودکتان را مجبور نکنید هر کس دیگری را بوس کند و یا بغل کند “چرا که انتظار این کار می رود، پدربزرگ و مادربزرگ، عمه عمو و یا دوست خانوادگی”.

همان طور که دنیلز اشاره کرده است “صرف نظر از چیزی که ما یاد می دهیم، اقدامات و اعمال ما همیشه بزرگترین آموزگار کودکان هستند، بنابراین هر آنچه را که می خواهید کودکتان یاد بگیرد، آن را انجام دهید. چرا که آنها این را تقلید خواهند کرد. البته ما همچنین انسان هستیم و ممکن است اشتباهات زیادی مرتکب شویم. و این موردی ندارد. چرا که ما می توانیم همچنین کامل نبودن، پذیرش خود و چگونگی جمع و جور کردن خود را هم مدلسازی کنیم.

منبع : نکات مهم برای تدریس به کودکان 

روانشناسی کودک خردسال

روانشناسی کودک خردسال، کلینیک روانشناسی کودک و نوجوان ، روانشناسی کودک، کودک و نکات آموزشی و تربیتی پیش از دبستان در این مقاله آمده است. بهترین کلینیک روانشناسی کودک و نوجوان در ایران مرکز مشاوره ستاره ایرانیان است که با بهترین متخصصان کودک در ایران همه روز پاسخگو سوالات و نیاز شما است.

  •  

روانشناسی کودک خردسال و پیش از دبستان

چیزی که کودک را در سنین خردسالی و پیش دبستان شاد می کند ممکن است شما را متعجب سازد. متخصصان کودک می گویند شادی آن چیزی نیست که به کودک خود عرضه می کنید، بلکه آنچیزیست که به انها هدیه می کنید.

براساس نظر آنان، کودکانی که بیش از حد به آن ها رسیدگی می شود، چه با اسباب بازی بسیار چه با مراقبت از آنها در برابر اضطراب و مشکلات، با احتمال بیشتر تبدیل به بزرگسالانی می شوند که بی حوصله، بدبین و منفی باف هستند. بهترین پیش بین های شادی و خوشبختی درونی هستند نه بیرونی. بنابراین بهتر است کودک را مجهز به ابزارهای درونی کنیم که در طول زندگی به آن ها تکیه کنند.

تربیت کودک شاد

خبر خوب این است که حتما نباید یک متخصص باشید که آزادی و قدرت را به کودک منتقل کنید تا در تمام پستی ها و بلندی های زندگی از آن ها استفاده کند. با صبر و انعطاف همه والدین می توانند امکان زندگی شاد و خوشبخت را فراهم کنند.

ویژگی کودک خردسال شاد شامل موارد زیر است:

  • لبخند می زند،
  • بازی می کند،
  • کنجکاوی نشان می دهد،
  • اجتماعی است
  • نیازمند تحریک مداوم نیست.

در مقابل نشانه های یک کودک ناشاد عبارتند از:

  1. گوشه گیری،
  2. سکوت،
  3. زیاد غذا نخوردن،
  4. عدم معاشرت خودبخودی با دیگران،
  5. بازی نکردن،
  6. سوال نپرسیدن،
  7. عدم لبخند یا خندیدن
  8. گفتار کم.

روانشناسی کودک خردسال خجالتی و درونگرا

اگر کودک شما ذاتا خجالتی و یا درونگراست که به طور طبیعی اهل معاشرت و خندیدن نیست، به این معنا نیست که ناشاد است.

خجالتی بودن معادل غمگینی نیست، اما باید بیشتر کار کنید تا علائم هیجانی او را بخوانید. اگر کودک شما پیش از این برون گرا و شادتر بوده و در حال حاضر تغییر بزرگی را نشان داده است بدین معنیست که مشکلی وجود دارد و باید به آن توجه کنید.

بسیاری از علائم هیجانی که کودکان استفاده می کنند برای والدین قابل شناسایی هستند مانند زمانی که کودک ترسیده و یا ناراحت است. اما اکثرا تشخیص نمی دهند که کودک اضطراب را به صورت خشم و پرخاشگری ابراز می کند. عصبانیت آنها در واقع همان ابراز تنش شدید است. مثلا کودک برادر خود را می زند و می گوید:

“ازت متنفرم”، یعنی انقدر مضطرب است که نمی تواند خشم و ناراحتی خود را واضح ابراز کند. باید به روش های ابراز کودک توجه کنید ممکن است هر کودکی روش مخصوص به خود را داشته باشد.

کمک به کودک برای تسلط بر مهارت های جدید

از دیدگاه متخصصان، افراد شاد انهایی هستند که بر یک مهارت تسلط پیدا کرده اند.

برای مثال، زمانی که کودک شما تمرین می کند تا یک توپ را بدست بیاورد، از اشتباهاتش می آموزد، پشتکار و نظم را ارتقا می دهد، و در نهایت لذت پیروزی ناشی از تلاش را تجربه می کند.

او همچنین به دلیل قدرشناسی و تشویق از سوی دیگران تقویت می شود.

از همه مهم تر، او در می یابد که کمی روی زندگی خود کنترل دارد:

  1. اگر سعی کند کاری را انجام دهد،
  2. از پیدا کردن آن احساس رضایت می کند،
  3. با پشتکار می تواند آن را انجام دهد.

احساس کنترل از طریق تسلط، یک فاکتور مهم در تعیین شادی بزرگسالی است.

پرورش عادات سالم کودک

از نظر روانشناسی کودک خردسال:

۱. خواندن هیجانات کودک را بیاموزید.

زمانی که کودک شما نوزاد بود، راحت می توانستید متوجه شوید که شاد است یا ناراحت. با آمدن شما لبخند بزرگی روی لبانش نقش می بست و زمانی که برایش صدا می آوردید و دالی بازی می کردید با صدای بلند می خندید.

از دو سالگی بزرگتر شده،  و هیجانهایش پیچیده تر شده اند. اما خوشبختانه، توانایی او برای کنترل آن ها بیشتر شده است. هم چنان، فهمیدن نشانه های ظاهری اینکه آیا او غمگین یا شاد است چندان دشوار نیستند.

۲. با کودک تفریح کنید.

اگر کودک به زمانی که بیشتر از همه شاد بوده فکر کند مسلما همان زمانیست که با شما گذرانده است، و همین کلید داشتن یک کودک شاد است. بازی کردن شادی آفرین است، اما بازی همچنین نحوه رشد مهارت های فرزند شما برای شادی آینده است. بازی بدون ساختار به کودک اجازه می دهد که آنچه را دوست دارد کشف کند، مانند:

  • ساخت شهر با خونه سازی،
  • آموزش شمارش با حیوانات اسباب بازی و غیره.

گاهی همچنان کودک نیاز به بازی ساختارمند دارد، حتی زمانی که بازی بدون ساختار را انجام می دهد. در حالیکه برخی کودکان برون گرا هستند، برخی دوست دارند بازی های قاعده مند را انجام دهند.

۳. میزان مناسب خواب، ورزش و رژیم سالم 

برای ورزش کردن حتما لازم نیست کودک عضو تیم خاصی باشد، همین که در جایی بدود یا بالا و پایین بپرد برای خلق کودک کافیست. مکن است متوجه ارتباط بین خلق کودک با غذایی خاص شوید. برخی والدین در می یابند در حالیکه قند ممکن است انرژی کودک را بالا ببرد کمبود آن نیز ممکن است منجر به افت ناگهانی انرژی شود. آلرژی و حساسیت غذایی نیز نقش مهمی خلق و رفتار کودک دارند.

۴. بگذارید کودک خودش کشف کند!

والدین تصور می کنند پرورش یک کودک شاد بدین معنیست که کودک را مدام در معرض فعالیت های مفرح قرار دهند و هرگز با فراز و نشیب زندگی روبرو نشود.

اما متخصصان معتقدند که این اشتباهیست که اغلب والدین عاشق و علاقه مند به کودک مرتکب آن می شوند. به عنوان والدین مدام تلاش می کنید همواره همه چیز را در بهترین حالت نگه دارید، و مدام کودک را شاد کنید. اما دست نگه دارید!

بگذارید اگر با مشکلی مواجه شد خودش دست به کاری بزند، و آن را حل کند. کودکان باید یاد بگیرند که در برابر مقداری از استرس و ناراحتی مقاوم شوند. به آن ها اجازه دهید که خودشان با مسئله درگیر شوند و آن را بشناسند، زیرا این کار به ان ها چگونگی مقابله را می آموزد.

۵. روانشناسی کودک خردسال بر چه چیزی تاکید دارد؟

روانشناسی کودک خردسال تاکید دارد که به کودک اجازه دهیم طیفی از تجارب را داشته باشند، حتی تجارب سخت، این مسئله به قدرت درونی و شاد بودن آنها کمک می کند. چه کودک هفت ماهه ای باشد که سعی می کند سینه خیز برود چه کودک هفت ساله که با بلوک هایش کلنجار می رود تا برج بسازد.

بگذارید کودک چند بار امتحان کند و خراب کند و دوباره بسازد، تا در نهایت موفق شود. یادگیری مواجهه با سختی های اجتناب ناپذیر زندگی برای شادی کودک شما در آینده حیاتی است. در طول زمان، کودک می آموزد که مهم نیست چه می شود، راه حل را خواهد یافت.

این بدین معنا نیست که هنگام سختی، کودک نباید کمک بخواهد، اما نقش شما هدایت او به سمت راه حل است نه در اختیار گذاشتن راه حل.

۶. اجازه دهید کودک گاهی غمگین یا عصبی باشد!

زمانی که کودک خردسال شما در یک پارتی گوشه ای می نشیند و ناراحت است، واکنش طبیعی شما اینست که بگویید: تو هم باید مثل بقیه تفریح کنی و لذت ببری…. اما مهم است که گاهی به او اجازه دهید غمگین هم باشد.

برخی والدین همیشه نگران این هستند که کودک از طرد شدن رنج ببرد. مثلا زمانی که کودک به تولد دوستش دعوت نشده، یا زمانی که برای انچه می خواهد گریه می کند.

۷. کودکان باید بدانند غمگین بودن هم چیزی نیست و قسمتی از زندگیست.

اگر سعی کنید کلا غم را مخفی کنید، این پیام را به کودک می دهید که غمگین بودن ناامید کننده است. بگذارید کودکان احساساتش حتی غم را تجربه کند. او را تشویق کنید احساسات خود را نام گذاری کند و آنها را به صورت کلامی بیان کند. سعی نکنید جای او مشکلاتش را حل کنید. در عوض، به او گوش کنید، و گاهی به او پاسخ دهید.

۸. به کودک خردسال گوش کنید

بهترین توصیه جهت اینکه بفهمید کودک شاد هست یا نه کاری بسیار ساده است: به او گوش فرا دهید. یک مکالمه ازاد برای فهم خلق کودکتان ضروری است. برای مثال به کودک بگویید:

  • “غمگین به نظر میای”.
  • “مشکلی برات پیش اومده”؟
  • چیزی اذیتت می کنه”؟

اگر کودک پاسخی نداد کمی او را تنها بگذارید و بعد دوباره اقدام کنید. اگر مدتی احساس کردید که کودک مشکلی دارد و نمی توانید از آن سر در بیاورید، با مربی مهد یا والدین دوستانش صحبت کنید، شاید از طریق ان ها علت را بیابید.

۹. به کودک آموزش مراقبت از خود و فداکاری دهید.

محققین نشان داده اند که افرادی که در زندگی خود معنا دارند احساس غم و افسردگی کمتری را تجربه می کنند. این مسئله برای کودکان نیز صدق می کند.

به کودک گاهی تکلیف بدهید. مثلا بگویید لباس ها را از ماشین لباسشویی دربیاورد یا ظرف های غذا را بیاورد. این کارها به او نشان می دهد که نقشی را بر عهده دارد و به او حس قدرت و معنا می دهد. کارهای خیریه و کمک به دیگران یکی از کارهای بزرگی است که یک خانواده می تواند انجام دهد.

۱۰. الگوی مناسبی برای کودک باشید.

بر اساس نظر متخصصین، خلق و خو و منش شما به کودک منتقل می شود، این مسئله نه فقط از طریق ژنها بلکه با رفتار و شیوه مراقبت از کودک رخ می دهد. چه خوب باشد یا بد، کودکان تحت تاثیر خلق و خوی والدین هستند. حتی نوزادان نیز الگوی هیجانی والدین خود را تقلید می کنند، چیزی که مسیرهای عصبی خاص را فعال می کند.

زمانی که لبخند می زنید، کودک نیز به شما لبخند می زند و مغز برای لبخند زدن سیناپس های جدیدی را می سازد و یادگیری اتفاق می افتد. زمانی که از فعالیتی لذت می برید کودک نیز با شما لذت میبرد و در مقابل اضطراب های شما نیز به او منتقل می شود. خوش بینی ها و بدبینی های شما نیز به او منتقل می شوند، اگر شما نیمه پر لیوان را ببینید کودک نیز این دید را پیدا خواهد کرد.

اگر بارش باران برنامه بیرون رفتن بعد از ظهر را کنسل می کند، می توانید بگویید: “الان به جاش شانس این رو داریم که توی خونه خاله بازی کنیم”. به کودک بیاموزید برای آنچه دارد شاد باشد به جای آنکه غصه آنچه ندارد را بخورد.

اگر روی خلق و خو و ویژگی های روانی و شخصیتی خود بخوبی کار کنید، علاوه بر مفید بودن برای خود و خانواده، الگوهای خوبی نیز برای کودک خود خواهید بود. سوالات خود در مورد روانشناسی کودک خردسال را مطرح کنید.

کی باید به مشاور کودک مراجعه کرد؟

  • اگر نشانه های مداوم و شدید از غم،
  • ناراحتی،
  • اضطراب جدایی،
  • فرار از رفتن به مهد
  • مشکلات غذا خوردن
  • خوابیدن

کلینیک روانشناسی کودک و نوجوان

مرکز مشاوره ستاره ایرانیان برترین کلینیک روانشناسی کودک و نوجوان در ایران است که امکان مشاوره حضوری، تلفنی و آنلاین را برای همه ایرانیان داخل و خارج کشور فراهم کرده است. سایت کودکانه بهترین مطالب روانشناسی کودک و مباحث روانشناسی کودک را در زمینه های مختلف داشته و برای اطلاعات بیش تر این مطالب را از دست ندهید. اگر علائم اختلال را در کودک خود مشاهده کردید  با متخصص کودک صحبت کنید و ارزیابی های لازم را انجام دهید. برای مشاوره گرفتن از برترین سایت روانشناسی کودک می توانید با شماره تماس های داده شده تماس بگیرید تا در کوتاه ترین زمان بهترین نتیجه را بگیرید.

منبع : روانشناسی کودک خردسال

آب خوردن کودک

آب خوردن کودک یک مسئله بسیار مهم است. کم آبی بدن می تواند منجر به عوارضی مانند اسهال، استفراغ، تب، خستگی، سردرد و غش شود. بدن کودکان به اندازه بزرگسالان در خنک شدن کارایی ندارد و این باعث می شود که آن ها بیشتر مستعد کم آبی شوند، علاوه بر این مصرف زیاد آب نیز باعث علائم نگران کننده ای مانند درد در کلیه، ادرار بیش از حد،  آسیب قلبی و مغزی می شود. بنابراین باید در مورد میزان درست مصرف آب تحقیق کنید و از آن مطمئن شوید.

  •  

آب خوردن کودک

بیشتر بدن کودک از آب تشکیل شده است این امر اهمیت آب خوردن کودک را مشخص می کند. در حقیقت آب به حفظ دمای بدن، تولید مایعات بدن و عملکرد روزانه کمک می کند. کم آبی بدن می تواند باعث عملکرد ضعیف ورزشی، خستگی، سردرد و گیجی شود و به مرور منجر به مشکلات جدی پزشکی می گردد.

بدن باید میزان مایعات کافی داشته باشد تا بتواند بهترین عملکرد خود را داشته باشد. کودکان به ویژه در هوای گرم در معرض خطر کم آبی هستند، اما این کم آبی ممکن است در هر زمانی از سال، از جمله زمستان، به خصوص زمانی که در حال ورزش هستند، رخ دهد. در ادامه دلایل اهمیت مصرف آب آمده است:

  • حفظ سلامت و یکپارچگی سلول های بدن
  • تنظیم دمای بدن از طریق تعریق .
  • غشاهای مخاطی (مانند ریه ها و دهان) را مرطوب نگه می دارد.
  • با پاک نگه داشتن مثانه از باکتری ها ، خطر عفونت های دستگاه ادراری (UTIs) را کاهش می دهد.
  • کمک به هضم و جلوگیری از یبوست .
  • حمل مواد مغذی و اکسیژن به سلول ها.
  • در دوران بارداری به عنوان ضربه گیر عمل می کند.

چه چیزی باعث کم آبی بدن می شود؟

کودکان در شرایط و ویژگی های زیر بیشتر در معرض کم آبی هستند و آب خوردن کودک باید تشویق شود:

  • بعد از فعالیت بدنی یا ورزش زیاد
  • استفراغ یا اسهال شدید
  • مصرف داروهای خاصی مانند دیورتیک ها
  • کمتر از شش ماه سن
  • هوای گرم و تابستان

کودک باید روزی چقدر آب بخورد؟

آب به سادگی بهترین نوشیدنی برای کودکان است. از مصرف نوشیدنی‌های ورزشی، آب میوه‌ها، نوشابه‌ها و آب‌های معدنی طعم‌دار خودداری کنید این نوشیدنی ها همگی حاوی قند و اسیدی هستند که منجر به پوسیدگی دندان می گردد . مقدار روزانه آب برای کودکان در سنین مختلف عبارت هستند از:

  • ۴ تا ۸ سال: ۵ لیوان در روز
  • ۹ تا ۱۳ سال: ۵ تا ۶ لیوان در روز
  • ۱۴ تا ۱۸ سال: ۶ تا ۸ لیوان در روز

کودکان هنگام ورزش، آب و هوای گرم یا مریضی به آب اضافی نیاز دارند. به یاد داشته باشید که کودکان باید هر آب و هوایی، حتی در زمستان، آب زیادی بنوشند، بنابراین مهم نیست که فرزندتان تشنه هست یا نه باید دقت داشته باشید که آب کافی را مصرف کند.

نکات مصرف آب برای کودک

  • مطمئن شوید که آن ها همیشه یک بطری آب همراه خود دارند.
  • همیشه به آن ها یادآوری کنید که قبل از یک بازی ورزشی آب بنوشند. حتی بین وقفه های بازی نیز به آن ها آب دهید.
  • مطمئن شوید که اگر روز فعالی داشته است آب زیادی مصرف کند.
  • همیشه آب تمیز در خانه نگه دارید.
  • یک بطری آب شفاف و برچسب دار با کودکتان به مدرسه بفرستید.
  • یک بطری مخصوص بیرون رفتن همراه خود داشته باشید.
  • خودتان نیز آب کافی مصرف کنید تا کودکتان یاد بگیرد.

علائم کم آبی خفیف

نشانه های کم آبی خفیف شامل موارد زیر است:

  • احساس تشنگی
  • احساس سرگیجه یا سبکی
  • حالت تهوع
  • لب های خشک
  • سردرد
  • ادرار زرد تیره یا قهوه ای
  • زبان، دهان، گلو یا لب های خشک
  • اغلب به توالت نمی رود یا ادرار زیادی دفع نمی کند.

علائم کم آبی شدید

در صورت مشاهده علائم کم آبی جدی، باید به پزشک مراجعه کنید یا کودک خود را به بخش اورژانس بیمارستان ببرید، از جمله:

  • احساس تشنگی شدید
  • بی حال بوده، کمتر از حد معمول تحرک دارند، یا گیج یا خواب آلود هستند.
  • رنگ پریده با دست و پاهای سرد
  • به سرعت نفس می کشند یا ضربان قلب آن ها تند است.
  • زیر چشمانشان تیره و گود افتاده است.

اگر کودک علائم کم آبی را نشان داد فوراً به دکتر مراجعه کنید یا به نزدیکترین اورژانس بیمارستان مراجعه کنید، به هیچ عنوان نوشیدنی هایی که قند بالایی دارند (مانند لیموناد یا نوشیدنی های ورزشی) ندهید، زیرا می تواند کم آبی بدن را بدتر کند.

زیاد آب خوردن کودک

زیاد اب خوردن کودک نی نی سایت چه ضرری دارد؟ زیاد آب خوردن کودک یک ساله چه ضرری دارد؟ علت زیاد اب خوردن کودک ۲سالهچیست؟ دخترم خیلی اب میخوره نی نی سایت ؟ علت زیاد اب خوردن کودک چهار ساله چیست؟

مصرف میزان درست آب باعث سلامت مفاصل، استخوان‌ها و دندان‌ها شده، به گردش خون کمک می‌کند و در حفظ وزن سالم تا بزرگسالی نقش دارد. اما میزان نامناسب آب در کودک دقیقا باعث ایجاد علائم کم آبی می شود و به طور کلی علائم زیر را به دنبال دارد:

  • ادرار بیش از حد: ادرار تیره نشانه بدی است، اما ادرار شفاف و بی رنگ نیز نشانه آن است که بدن ممکن است بیش از حد آب مصرف کرده است.
  • انقباض دردناک ماهیچه (کرامپ): عدم تعادل مایعات بدن بر عملکرد عضلات تأثیر بگذارد و منجر به اسپاسم و گرفتگی عضلات شود. این زمانی اتفاق می‌افتد که بدن مجبور است آب زیادی دفع کند.
  • خستگی و استرس: آب بیش از حد در بدن باعث می‌شود که کلیه‌ها بیش تر کار کنند. هنگامی که بدن هورمون استرس بیش از حد ترشح می کند، کودک خسته و تحریک پذیر خواهد بود.
  • تاثیر بر کلیه: کلیه ها مسئول تصفیه آب هستند. اگر کودک شما آب زیادی بنوشد، کلیه ها باید سخت تر کار کنند. بنابراین عملکرد کلیه ممکن است مختل شود و باعث بیماری های کلیوی می شود.
  • آسیب به قلب: نوشیدن بیش از حد آب می تواند به قلب آسیب برساند زیرا حجم خون را در بدن افزایش می دهد.
  • آسیب مغزی: هنگامی که کودکان آب زیادی می نوشند که فراتر از توانایی کلیه ها برای پردازش است، منجر به عدم تعادل سدیم در خون می شود که باعث آسیب به مغز و بدن (مسمومیت با آب) می شود.

علت زیاد اب خوردن کودک در شب

به احتمال زیاد تشنگی نیمه شب پسر شما چیزی بیش از یک مشکل رفتاری نیست، اما در برخی شرایط خاص می تواند نشانه دیابت باشد. علاوه بر افزایش تشنگی، علائم دیگر دیابت شامل افزایش گرسنگی و تکرر ادرار است.

مصرف آب معدنی را محدود کنید

آب معدنی  دربطری های تجاری حاوی نمک است که مصرف مداوم آن می تواند منجر به احتباس مایعات و تورم و حتی افزایش فشار خون در افراد مستعد شود. مقدار آب معدنی را محدود کنید یا انواع کم سدیم را انتخاب کنید.

نکاتی برای والدین

به منظور افزایش مصرف آب برای کودکان نکات زیر را حتما رعایت کنید:

  1. مصرف غذا یا میوه های آبدار: کودک می تواند با میوه های آبدار مانند هندوانه و انواع توت ها، میوه و سبزیجات مانند خیار و یخ میوه های سالم آب کافی را دریافت کند.
  2. مراقب علائم کم آبی باشید: کودکان بیشتر از بزرگسالان مستعد کم آبی هستند زیرا بدن آن ها به خوبی خنک نمی شود و گرمای تابستان خطر کم آبی را افزایش می دهد.
  3. همیشه مایعات در دسترس داشته باشید: وقتی از خانه بیرون می روید، بطری آب همراه داشته باشید تا هر زمان که کودکتان تشنه شد به او آب دهید و کودک دچار کم آبی نشود.
  4. آب را با لیمو، توت، خیار یا نعناع ترکیب کنید تا طعم بیشتری داشته باشید. این یک راه آسان برای علاقه مند کردن خانواده به آب خوردن است.
  5. خودتان نیز باید مصرف آب مناسبی داشته باشید تا فرزندتان از شما یاد بگیرد.
  6. محدودیت مصرف نوشیدنی قندی و آب میوه: آبمیوه : حتی آبمیوه ۱۰۰% طبیعی نیز باید به شدت محدود شود زیرا حاوی قند و کالری بالایی است و فیبر سالم موجود در میوه های کامل را کم دارند، علاوه بر این مصرف آب را کم میسازد زیرا دیگر کودک تمایل به خوردن آبمیوه دارد.
  7. نی های رنگی بخرید تا کودک به آب خوردن علاقه مند شود.
  8. در مورد تشویق دانش آموزان به نوشیدن در طول روز با معلم خود صحبت کنید.
  9. آن را جذاب کنید: از فنجان های سرگرم کننده یا بطری های آب با شخصیت ها یا طرح های مورد علاقه آن ها استفاده کنید. طرح های روشن و رنگارنگ توجه آن ها را به خود جلب می کند.
  10. اگر کودکتان به منطق لازم رسیده است به او توضیح دهید که چرا باید آب مصرف کند و ضرورت آن را برای او توضیح دهید.

مصرف آب هنگام ورزش

هنگام ورزش شدید، کودکان ۹ تا ۱۲ ساله معمولاً باید هر ۲۰ دقیقه باید آب بنوشند تا هیدراته بمانند. هیدراته ماندن در روزها و ساعات قبل از شروع فعالیت بدنی نیز بسیار مفید است. اگر کودک شما عرق می کند، مطمئن شوید که به اندازه کافی مایعات را جایگزین می کند.

فعال بودن یک سبک زندگی مهم و ضروری برای هر عضو خانواده است. اما در حین ورزش یا سایر فعالیت های بدنی، ممکن است کودک شما به آب اضافی برای جلوگیری از کم آبی بدن نیاز داشته باشد. به عنوان مثال، هنگام شرکت در ورزش، مطمئن شوید که کودک شما قبل، در حین و بعد از تمرین یا بازی آب کافی بنوشد و حتما به آن ها یادآوری کنید.

علائم دیابت در کودکان

علائم دیابت در کودکان نی نی سایت زیاد می باشد اما شامل علائم زیر است:

  • تشنگی شدید
  • گرسنگی مداوم
  • کاهش وزن ناگهانی
  • تکرر ادرار
  • تاری دید.
  • تهوع و استفراغ.
  • بی حالی (احساس خستگی بسیار)

منبع : آب خوردن کودک

کاردرمانی کودکان| آینده کودک خود را تضمین کنید

کاردرمانی کودکان به عنوان تاثیرگذارترین روش توانبخشی برای نوزادان و کودکان مطرح است، که در درمان بسیاری از اختلالات نقش مستقیم و درخشانی دارد.

 این علم عبارت است از هنر استفاده از فعالیت های هدفمند درمانی، در جهت مشغول ساختن ذهن، روان و جسم کودک، به منظور کاهش اثرات مشکل، افزایش توانمندی فردی و رشد استقلال.

چه در مواردی که کودک دارایی نوعی از نقص مادرزادی است و چه در مواردی که آسیبی در حین تولد ایجاد شده باشد، کاردرمانی به منظور رفع نواقص ایجاد شده و یا ژنتیکی تجویز می شود.

  از آنجایی که نیاز هر نوزاد به درمان بر اساس ناتوانی و اختلالات موجود، متفاوت است کاردرمانی برای هر نوزاد نیز به نحوی منحصر به خود او انجام می شود.

نوع این تمرینات تاحد زیادی بستگی به سن نوزاد و نوع مشکل دارد و رایج ترین تمرینات کاردرمانی قابل استفاده برای کودکان عبارتند از :

  • تمرینات تعادلی و انعطافی
  • تمرین با توپ با هدف بهبود سینه خیز رفتن و تقویت توان عضلانی
  • ماساژ آرام
  • استفاده از کمپرس گرم و سرد روی مفاصل و عضلات

اختلالات رایج نوزادان و کودکان

از جمله اختلالات رایج نوزادان و کودکان که آن ها را نیازمند استفاده از خدمات کاردرمانی می کند.

می توان به فلج مغزی، اوتیسم، اسپینا بیفیدا یا همان شکاف مادرزادی مهره ها، ضربه های مغزی، اختلالات عصبی- عضلانی و کجی گردن یا  همان تورتیکولی اشاره کرد.

علاوه بر موارد فوق آسیب هایی مانند دررفتگی بخشی از بدن نوزاد در حین زایمان از طریق کاردرمانی قابل رفع است.

در ادامه به توضیح مختصری در مورد چیستی و چگونگی درمان این اختلالات از طریق کاردرمانی می پردازیم.

تورتیکولی:

یا همان کج گردنی به معنای پیچ خوردن گردن است.

این اختلال معمولا بخاطر قرار گرفتن نامناسب جنین در رحم یا بخاطر زایمان دشوار اتفاق می افتد.

لازم است بدانید تورتیکولی به میزانی که برای شما به عنوان مادر یا پدر آزاردهنده است برای نوزاد سخت نیست.

بیشتر نوزادان دردی از این بیماری حس نمی کنند و خوشبختانه این مشکل معمولاً با تغییر وضعیت یا نرمش های کششی در منزل کم کم رفع می شود.

اوتیسم یا درخودماندگی:

این اختلال به عنوان یکی از اختلالات نافذ رشدی است که هسته ی اصلی آن از طریق مشکل فرد در ارتباطات مشخص می شود.

باتوجه به اینکه تشخیص اوتیسم در سن قبل از ۳سالگی نیز امکان پذیر است.

، در صورت مداخله ی زودهنگام، تمرینات کاردرمانی با استفاده از متدهای مختلف قادر به بهبود وضعیت نوزاد یا کودک خواهند بود.

فلج مغزی در کاردرمانی کودکان

اگر در طول دوره ی رشدی کودک متوجه مشکلات غیر معمولی در نشستن، خزیدن، گردن گرفتن، جمع کردن اشیای ریز و حرکات کودک شوید.

لازم است برای بررسی دقیق تر مساله به متخصص اطفال مراجعه کنید.

تشخیص فلج مغزی یک فرآیند ساده نیست و در ماه های اول رشد نیاز به نظارت دقیق دارد.

مقایسۀ مهارت های حرکتی کودک با مراحل رشد تکاملی کودکان عادی به پزشکان کمک می کند تا بتواند وجود یا عدم وجود فلج مغزی را به درستی تشخیص دهد.

اگر چه در ۹ ماه اول تشخیص فلج مغزی مشکل است، اما آنچه مهم است مراجعه ی زودهنگام به منظور تشخیص مشکل است.

می توان گفت این کودکان دارای یک سن طلایی برای مداخله های توانبخشی هستند و اقدامات کاردرمانی و گفتاردرمانی به موقع می تواند در روند بهبودی آنها موثر باشد.

به عنوان مثال کاردرمانی می تواند به کاهش درد، سفتی عضلات و بهبود تحرک  عمومی و نشستن کودکان فلج مغزی کمک قابل توجهی کند.

مشکلات در گردن گیری

گردن گیری در کودکان یک مرحله تکاملی بسیار مهم است.

می توان گفت پایه و اساس کلیه ی مراحل تکاملی و رشدی کودک به گردن گیری به موقع او بستگی دارد .

تاخیر در این امر درصورت عدم توجه والدین می‌تواند به تاخیر جبران ناپذیری در مراحل بعدی همچون سینه خیز رفتن، نشستن چهاردست و پا رفتن، ایستادن و راه رفتن منجر شود.

باتوجه به حساسیت تمرینات کاردرمانی با هدف تقویت عضلات گردن نوزادان، پیشنهاد می شود تا قبل از مراجعه به کاردرمانگر از انجام تمرینات خودسرانه جدا اجتناب کنید.

تاخیر در نشستن:

در صورت تاخیر در کسب توانایی جهت نشستن، می توانید تمرین های ساده ای را در منزل انجام دهید.

به عنوان مثال کودک را به حالت نشسته روی یک زانوی خود قرار دهید و با حرکت دادن زانوی خود به طرفین، تعادل خود را به هم بزنید (کمر کودک را کنترل کنید).

در صورتی که کودک توانایی کمی در نشستن دارد و فقط مشکل تعادل در نشستن را دارد روی پاهای او در حالت نشسته چند کیسه شن کوچک قرار دهید تا به تعادلش کمک شود.

به عنوان تمرین ساده ی دیگری می توانید کودک را در گوشه یا کنج دیوار بنشانید و یا دو طرف ستون فقرات کودک را از بالا به پایین ماساژ دهید.

اگر چه انجام این تمرین ها می تواند مفید باشد اما بهتر است جهت تشخیص دقیق منشا مشکل به متخصص کاردرمانی مراجعه کنید.


کاردرمانی در منزل برای کودکان

اگر به دنبال تمرین هایی ساده و خوشایند به منظور کنترل سطح انرژی، افزایش توان جسمی، عضلانی و مفصلی فرزندتان هستید می توانید از موارد زیر استفاده کنید.

دقت کنید که میزان تند و یا کند انجام دادن این تمرین ها بستگی به هدف تان دارد.

اگر قصد دارید در ابتدای صبح و به منظور افزایش سطح انرژی کودک، تمرین کنید می توانید حرکات را به صورت تند انجام دهید.

اما اگر در تایم اوج انرژی کودک (عصر) هستید و می خواهید تا حدی او را آرام کنید اجرای کندتر حرکات کمک کننده است.

تمرین جارو برقی:

در حالیکه کودک به صورت طاق باز خوابیده، رو به روی او قرار بگیرید.

با او تماس چشمی برقرار کنید و بگویید آیا دوست دارد جارو برقی ای شود برای تمیز کردن اتاق؟

سپس در حالیکه کمی بالاتر از مچ پای او را با دو دست گرفته اید، پاها را در راستای بدن به آرامی به جلو عقب حرکت دهید.

به طوری که گویا کودک جارو برقی است که با آن در حال تمیز کردن محیط هستید.

بازی بولینگ:

در حالیکه کودک خوابیده، پاهایش را به درون شکمش جمع کنید. در همین زمان وظیفه ی شمارش را نیز به کودک بدهید.

یعنی بعد از هربار جمع کردن پاها، کودک یک عدد را می شمارد. بچه ها معمولا این بازی را دوست دارد و می توانند از طریق آن به آرامش عضلانی خوبی دست یابند.

زمان طلایی را از دست ندهید

بر اساس جدیدترین تحقیقات در حیطه ی بازتوانی و توانبخشی کودکان، مداخلات زودهنگام می تواند از طریق تاثیر بر سلول های مغزی در حال شکل گیری، عملکرد مغز را به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار دهد.

این بدین معناست که حتی در موارد حادی مانند اوتیسم و فلج مغزی، اگر مداخله ی به هنگام انجام شود، مساله تا حد زیادی قابل درمان است.

به عنوان مثال در مطالعه ای که در سال ۲۰۱۲ انجام شد، گروهی از کودکان اوتیسم در سنین پایین تحت درمان از طریق رویکرد ESDM به عنوان نوعی از مداخلات زودهنگام قرار گرفتند.

نتایج این پژوهش حاکی از رفع مشکلات این گروه، از بین رفتن علام اولیه اوتیسم و باقی ماندن دستاوردها در طول ۲ سال بود.

بر این اساس پیشنهاد می شود با مشاهده ی علایمی که حاکی از تاخیر حرکتی یا شناختی در رشد فرزندتان هستند، به متخصص کاردرمانی مراجعه کنید تا زمان طلایی درمان را از دست ندهید.

منبع : کاردرمانی کودکان| آینده کودک خود را تضمین کنید

آیا کودک شما از فوبیا رنج می برد؟ فوبیا در کودکان

فوبیا پاسخی غیر طبیعی و وسواسی به خطرات بالقوه است که زندگی روزمره را مختل می کند.

فوبیایی بیماری است که در دوران کودکی ریشه دارد، بنابراین باید در همان کودک درمان شود.

در این مقاله ما در مورد انواع فوبیا در کودکان بحث می کنیم تا خانواده ها بیشتر با آن ها آشنا شوند.

فوبیای حیوانات

برخی از کودکان از ابتدا حیوانات را دوست دارند، اما برخی دیگر حیوانات را به عنوان هیولا می بینند.

احتیاط در برابر حیوانات معمولا در کودکان کم سن و سال رخ می دهد.

هنگامی که کودک رشد می کند تا درک کند.

بعضی از حیوانات ترسناک هستند، اما کودک تفاوت بین آنها را نمی فهمد، و برخلاف ان از ان هایی که خیلی هم ترسناک نیستند ممکن است بترسد.

معمولا تا سن پنج یا شش سالگی فوبیا خود را از دست می دهند.

حیوانات زیادی در جهان وجود دارد.

بسیاری از مردم برای مقابله با برخی از آنها مانند مارها و حیوانات متحدالفکر هستند و این وحشتناک است.

اما برخی حیوانات خانگی نیستند و فوبیا کودک از آنها می تواند خنثی شود.

شما می توانید چیزهای زیادی را برای کاهش فوبیا فرزندتان انجام دهید.

بنابراین، آنها با حیوانات بسیار آرام خواهند بود.

فوبیای حشرات

نه تنها اکثر مردم حشرات را دوست ندارند، بلکه می خواهند فرزند ان ها نیز این گونه باشد.

زیرا تغییر آن بسیار دشوار است.

بسته به شخصیت کودک و احساسات خانوادگی.

در مورد حشرات، نزاع طبیعی می تواند به یک فوبیا واقعی و خشن تبدیل شود.

ما با کودکان و بزرگسالانی مشاوره کرده ایم که بدون فوبیا و وحشت حتی نمی توانستند به حریم حشرات نزدیک شوند.

فوبیای تاریکی

تقریبا هر کودک حداقل برای مدتی فوبیای تاریکی دارد.

این فوبیا از دو یا سه سال اول شروع می شود.

فوبیا های رایج در میان کودکان متفاوت هستند و در طول زمان تغییر می کنند.

یک روز کودک از کمد لباس و هیولا و یک شب دیگر وحشت دزد دارد.

اگر به این فوبیا ها توجه کنید و آنها را از بین ببرید، این فوبیا از تاریکی نباید به نقطه ای که بر زندگی تاثیر می گذارد رشد کند.

معمولا، کمی اطمینان از همه چیز است که از تشدید و تثبیت فوبیا جلوگیری می کند.

این اجازه نمی دهد که بعدا بر زندگی شما تأثیر بگذارد، اما گاهی اوقات این فوبیاها همچنان ادامه دارد.

فوبیا از ارتفاع

بسیاری از والدین ترسو، هنگامی که فرزندان خود را بالای درخت می بینند سریعا ترسیده و با این ترس به او نیز فوبیا را القا می کنند.

همانند بسیاری از فوبیا های اساسی، فوبیا ارتفاع نیز شدید است و زمان خود را دارد.

نوزادان کمتر فوبیا دارند این به خاطر درک عمیق آنها از تکامل آنهاست.

اما یک فرزند سه ساله حتی زمانی که اولین پله برقی را می بیند نیز ممکن است وحشت کند.

بسیاری از کودکان از ارتفاع ها فوبیا دارند که حتی بر ارتفاعات کم هم پا نمی گذارند.

فوبیا از ارتفاع باعث می شود کودک از بسیاری از تفریحات سالم محروم شود.

هر سال آنها را در این وضعیت باقی مانده و این فوبیا با زندگی او عجین می شود.

تحقیقات نشان داده است که حدود یک سوم بزرگسالان این فوبیا را دارند.

همه کسانی که از این هراس را دارند علائم مشابه، سرگیجه، عدم تعادل و اغلب احساس می کنند که گرانش آنها را به لبه می کشد.

فوبیا از مکان های بسته

فوبیا از مکان های کوچک و بسته فوبیا رایج در بزرگسالان است که اغلب به تجربیات دوران کودکی شان باز می گردد.

گاهی اوقات این تجربیات شامل علائم واضح مانند اقامت در آسانسور برای چندین ساعت است، اما معمولا به دلیل وقایع کوچک که به نظر می رسد فوبیا را تشدید می کند.

از علائم اولیه فضای بسته و فوبیا از فرزندتان آگاهی داشته باشید.

جلوگیری از فوبیا کوچک از رشد به یک فوبیا بزرگ و ثابت مهم است.

اشکال اولیه شامل نگرانی در مورد نشستن در صندلی عقب یک ماشین یا اتوبوس در یک اتاق بسته و ماسک هایی که از مهمترین ها هستند.

راه های زیادی برای جلوگیری از توسعه این نگرانی وجود دارد.

فوبیا از مرگ در میان کودکان

این یک فوبیا رایج در میان کودکان است و می تواند باعث اضطراب شدید در جدایی، عدم توانایی خوابیدن یا بحث مکرر در مورد مرگ شود.

خانواده ها به نزد ما می آیند و در مورد دختر سه ساله خود نگران اند.

مادربزرگ و دو توله سگ نوزاد در عرض چند هفته درگذشته اند و کودک کاملا آشفته بود.

والدین می خواستند اطمینان یابند که می توانند وضعیت درست را کنترل کنند و این همان بود.

آنها به والدین حقیقت را گفتند و به کودک خود در سطح خودش پاسخ دادند و به سرعت یک حیوان مرده را با یک زنده عوض کردند و فوبیا در زمان ناپدید شد.

حدود پنج یا شش سالگی است که اکثر کودکان از مسائل مربوط به مرگ سوال می کنند.

اما آنها تنها درک ناقصی از چرخه زندگی مرتبط با مرگ را در سن پایین می یابند که آنها را از خطر بررسی و درک مرگ دور نگه می دارد.

منبع : آیا کودک شما از فوبیا رنج می برد؟ فوبیا در کودکان