دلایل گریه زنان و مردان پس از ارگاسم + راه حل

گریه پس از ارگاسم یکی از مواردی می باشد که بیش تر افراد در زندگی آن را تجربه کرده اند. این موضوع می تواند باعث نگرانی همسر فرد شود و این امر را مبنی بر عدم تمایل همسرش بگذارد. در این مقاله دلایل و علل این موضوع به طور کامل بررسی شده است.

بنابر تحقیقات انجام شده حدودا ۴۶درصد از بانوان حداقل یکبار در زندگی خود گریه پس از ارگاسم را تجربه کرده اند، این آمار توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کرده است. البته جالب است بدانید این مورد فقط در خانم ها اتفاق نمی افتد و طی تحقیقاتی دیگر 4درصد از ۱۶۳۵ شرکت کننده مرد نیز شامل این قضیه بوده اند و تجربه گریه پس از ارگاسم را داشته اند. البته احساس گریه پس از رابطه جنسی ۲/۰۱۷برابر بیشتر در بانوان اتفاق می افتد، که در ادامه دلیل آن توضیح داده شده است.

این مسئله در زبان انگلیسی (post_coital_tristesse)و به طور مختصر(pct)نام دارد. در علم پزشکی به حالت اندوه در رابطه (post_coital dysphoria) گفته می شود. در ادامه به تبیین و تشریح این قضیه خواهیم پرداخت

نشانه های گریه پس از ارضا

طبق باورهای عموم افراد باید پس از رابطه جنسی احساس شعف و شادی داشته باشند اما عده ای از مردم برعکس باور عمومی احساس ناراحتی و بی قراری می کنند.

گاهی اوقات گریه پس از رابطه جنسی می تواند موجب مشکلاتی در رابطه عاطفی زوجین شود و هر دوی آنها را نیز دچار سوء تفاهم کند. رابطه جنسی می تواند احساس همدلی و علاقه زوجین را تقویت کند اما گاهی گریه  و ناراحتی پس از آن می تواند این فرصت را از زوجین سلب کند.

چرا بعد از رابطه جنسی گریه می کنم!؟

بسیاری از افرادی که گریه پس از ارگاسم را تجربه می کنند از دلیل آن آگاهی ندارد و برای همین ممکن است نگران شوند، در ادامه دلایل گریه پس از رابطه جنسی به طور کامل توضیح داده شده است.

۱)افسردگی

طی مطالعاتی که در این زمینه انجام شده مشکلات روحی روانی زمینه ای می تواند موجب بروز گریه پس از رابطه شود. در بین تمام مشکلات روحی افسردگی شایع ترین و متداول ترین علت گریه شناخته شده. اما افسردگی چطور می تواند موجب بروز گریه شود؟

افسردگی بیماری خاموش اما خطرناکی است که باید حتما تحت نظر روان درمانگر درمان شود و به صلاح دید او داروی مربوطه را مصرف کند. درمان افسردگی می تواند تا حدود زیادی از بروز گریه و اندوه پس از رابطه جنسی پیشگیری کند.

۲)ناراحتی و اضطراب

گریه کردن نوعی پاسخ به نگرانی و اضطراب است و گاهی گریه کردن پس از رابطه جنسی می تواند نوعی پاسخ طبیعی به اضطراب و تنش های موجود در روان فرد باشد.

طی تحقیقات انجام شده رابطه جنسی ۶ الی ۱۶ درصد در خانم ها و ۱ الی ۲۵ درصد در آقایان را تحت تاثیر خود قرار می دهد. تا به امروز درمان قطعی و موثری برای اضطراب پیدا نشده اما درمان رفتاری_ شناختی(bt) و تکنیک های مایندفولنس(ذهن آگاهی)موثر خواهد بود. مراجعه به روان درمانگر و درمان های تخصصی بهترین پاسخ به بروز افسردگی است.

۳)محرک ها و عوامل موثر بر گریه بعد از ارضا

گریه کردن پس از رابطه جنسی می تواند باعث بروز حساسیت و سو تفاهم شود و ممکن است نسبت به خاطرات تلخ گذشته و سو تفاهم های گذشته مشکلاتی ایجاد شود. ممکن است این خاطرات منفی بصورت ناخودآگاه و پنهان در گوشه ای از  مغز باشد اما فکر کردن و یادآوری آنها باعث می شود که خود را به صورت گریه و بی قراری پس از رابطه نشان دهد.

افرادی که در گذشته مورد تجاوز و یا سو استفاده جنسی قرار گرفته اند می توانند با یک متخصص و تراپیست به درمان این بیماری کمک کنند.

۴)نزدیکی دردناک

وجود درد و احساس ناراحتی در هنگام رابطه جنسی می تواند موجب ناراحتی و گریه کردن پس از ارضا شود. نزدیکی دردناک که در اصطلاح پزشکی (dyspareunia)نام دارد و معمولا حدود ۷/۵درصد از بانوان شانزده تا هفتاد و چهارساله را در هنگام رابطه جنسی واژینال درگیر خود می کند.

برخی عللی که موجب مقاربت دردناک می شود:

  • درد در اطراف واژن
  • مشکلات مجاری ادراری و مثانه
  • اسپاسم و گرفتگی عضلانی
  • زخم و جراحت در نواحی تناسلی
  • التهاب در ناحیه لگن
  • یائسگی

شیوه های درمانی نزدیکی دردناک به نسبت علت به وجود آمدن درد متفاوت خواهد بود که برخی از آنان عبارتند از:

  • پماد کرم های موضعی برای زخم و جراحات تناسلی
  • تغییر دارو و رژیم های غذایی برای مشکلات مجاری ادراری و مثانه
  • ماساژ درمانی مراقبه و مدیتیشن برای درمان گرفتگی و اسپاسم عضلات
  • معاشقه پیش از نزدیکی که باعث آرامش زنان و مران می شود

۵)هورمون ها

ارگاسم موجب کاهش هورمون های مربوطه به خوشحالی که شامل اکسی توسین(oxytocin) و دوپامین (dopamin)هستند می شود و این می تواند یکی از علل گریه پس از رابطه جنسی باشد.

متخصصان مربوطه با تجویز داروهای مخصوص به این مشکل تاثیر ارگاسم را بر افت این هورمون ها کاهش می دهند و می توانند از گریه و بی قراری پس از رابطه پیش گیری کنند.

۶)مشکلات و دلخوری های زناشویی

همیشه نمی توان گریه پس از رابطه جنسی را به مشکلات زناشویی مربوط دانست اما می توان آن را علتی بر بروز آن دانست. تلاش برای حل تعارضات و مشکلات زناشویی می تواند به درمان این دسته از مشکلات کمک کند.

صحبت کردن درباره ی مسائل و مشکلات به وجود آمده به زوجین کمک می کند که درباره ی گریه کردن پس از رابطه جنسی با هم به تفاهم برسند و به تبیین و تشریح علت آن بپردازند‌. مشورت و یاری خواستن از متخصص مربوطه و به خصوص زوج درمانگر می تواند زوج را در این مسیر همیاری کند.

جمع بندی و کلام آخر

گریه و احساس ناراحتی پس از رابطه جنسی که با نام اختصاری (pct)از آن یاد می شود نوعی حس ناراحتی و بی قراری است که پس از رابطه جنسی زوجین رخ می دهد. این احساس بسته به سبک زندگی هر زوج می تواند علت خاص خود را داشته باشد که در بالا به تبیین هر کدام از آنها پرداخته شد. گریه پس از رابطه جنسی مسئله ای فراگیر است که بسیاری از زوج ها از وجود آن رنج می برند اما با مراجعه به سکس تراپیست و متخصص مربوطه می توان آن را کاملا درمان کرد.

برای درمان این مشکل به زوجین توصیه می شود که بیش تر به یکدیگر اهمیت بدهند این امر باعث می شود از افسردگی و اضطراب هم خبر داشته باشند و با یکدیگر بیش تر همدردی کنند.

پاسخ به سوالات متدوال

سوال1: آیا هردو شریک جنسی باید در جلسات مشاوره جنسی حاضر باشند؟

پاسخ:برای وجود هر دونفر اجباری وجود ندارد. اگر احساس می کنید با تنها شرکت کردن راحت تر می توانید احساسات خود را بیان کنید، چند جلسه بصورت فردی و جلسات دیگر با شریک جنسی خود به متخصص مراجعه کنید.

سوال2: مشاوره جنسی چگونه می تواند به بهبود رابطه ما کمک کند؟

پاسخ:مشاوره جنسی از چند بعد برای زندگی زوجین مفید است:

  • ارتباطات جسمی و جنسی زوجین را تقویت می کند.
  • با ارائه تمرینات مخصوص به رفع خستگی جنسی کمک می کند.
  • قدرت درک و تعامل زوجین را بالا می برد.

سوال3:مشاور جنسی چه نوع تکالیفی به ما می دهد؟

پاسخ: تکلیفات جنسی شما به فراخور مشکلاتی که دارید با بقیه زوج ها متفاوت است. به عنوان مثال برای زوجینی که از مشکل زودانزالی شکایت دارند تمریناتی برای انزال دیرتر و برای زوجینی که از اختلال نعوظ شکایت دارند تمریناتی در جهت رفع و بهبود آن ارائه می شود. تکالیف شما با رضایت شما و با پیگیری درمانگر شما هر جلسه مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.

سوال 4: چگونه سکس درمانی می تواند به اختلال نعوظ(ED) کمک کند؟

سکس درمانی بر پنج عامل روانشناختی مرتبط با اختلال نعوظ تمرکز دارد که عبارتند از: اضطراب، افسردگی، احساس گناه،اختلاف زناشویی و ضربه جنسی. حین جلسات از تمارین تمرکز اختلال حساسیت استفاده می شود.

سوال5: در رابطه ما رابطه جنسی وجود ندارد. آیا مشاوره جنسی می تواند موثر باشد؟

پاسخ: اگر زوجین تمایلی به رابطه جنسی نداشته باشند باید هر چه سریع تر نسبت به درمان و پیگیری آن اقدام کنید. اقدام به موقع شما شانس درمان را بیشتر خواهد کرد.

سوال6: چطور می توانم همسرم را برای مراجعه به سکس تراپیست قانع کنم؟

پاسخ: اگر سکس تراپیست تشخیص دهد به حضور شریک جنسی شما نیاز است او هم باید شرکت کند. اگر با ممانعت او مواجه شدید از زوج درمانی کمک بگیرید.

سوال7: آیا زوجین در جلسات مشاوره جنسی رابطه جنسی برقرار می کنند!؟

پاسخ:خیر،ارائه راه حل در جلسات زوج درمانی با گفتگو انجام می پذیرد و هرگونه تمرین جنسی در خانه انجام می شود. مشاور جنسی به هیچ عنوان زوجین را مجبور به انجام کاری نمی کند.

سوال8: تفاوت درمانگر جنسی و درمانگر معمولی چیست؟

پاسخ:دانش جنسی درمانگر جنسی را از درمانگر معمولی متمایز می کند. درمانگران جنسی ابتدا دوره های خانواده درمانی و سپس سکس تراپی را آموزش می بینند.

سوال9: آیا مشاور جنسی میتواند دارو تجویز کند؟

پاسخ: در این مسائل دارو تنها راه درمان نیست، گرچه مصرف دارو نیز تاثیر بسیار زیادی دارد اما در بسیاری از مواقع مشاوره جنسی می تواند از مصرف دارو نیز موثر تر باشد.

سوال10: برای برای رجوع به مشاوره جنسی حتما باید در رابطه باشم؟

پاسخ: خیر بعضی افراد ممکن است در روابط قبلی خود به مشکلات جنسی دچار باشند یا در شناخت هویت جنسی خود مشکل داشته باشند. این افراد می توانند به تنهایی برای مشاوره جنسی مراجعه کنند.

منبع : دلایل گریه زنان و مردان پس از ارگاسم + راه حل

ترس از قضاوت دیگران با راهکارهای باورنکردنی

ترس از قضاوت دیگران |این راهکارهای مفید را امتحان کنید

همه ما انسان ها موجودات اجتماعی هستیم و از نظرات دیگران درباره خود تاثیر می پذیریم به همین دلیل از قضاوت دیگران در مورد خود می ترسیم، اما گاهی اوقات ترس از قضاوت بسیار شدید می باشد به طوری که افراد نگران این هستند که دیگران در مورد آن ها چه فکری می کنند، این افکار می تواند آسیب زا باشد و جلوی پیشرفت و رشد فردی را بگیرد.

در صورتی که شما با این مشکلات رو به رو هستید و می خواهید بر ترس از قضاوت دیگران غلبه کنید باید این مقاله را به طور کامل مورد مطالعه قرار دهید تا با راهکارهای آن آشنا شوید، هم چنین برای این که به شناخت عمیق تری برسید بهتر است با تیپ های شخصیتی MBTl آشنا شوید هم چنین بهره بردن از مشاوره روانشناس می تواند به شما کمک کند تا ترس شما نسبت به قضاوت های دیگران کاهش یابد و هم چنین بر روی تغییر نگرش شما نسبت به مسائل مختلف اثرگذار خواهد بود.

ترس از قضاوت دیگران، راهکارهایی برای غلبه کردن

ممکن است ترس های زیادی در شما وجود داشته باشد که به ابعاد شخصیتی شما مربوط می شود، به عنوان مثال ترس از صحبت کردن در جمع. علم روانشناسی می تواند به تحلیل و رو به رو شدن با این ترس ها بپردازد و افکاری که شما در ذهن تان دارید کلید اصلی برای پیدایش انواع هیجانات و رفتارها می باشند.

تا زمانی که افکار نادرست و مخربی در ذهن شما وجود دارد نمی توانید توقع زندگی شاد و موثری داشته باشید و هم چنین در روابط اجتماعی تان با مشکلاتی رو به رو خواهید شد. ترس از قضاوت شدن توسط دیگران به معنی داشتن افکار دائمی و تکرار شونده در مورد نحوه ارزیابی دیگران در مورد ما می باشد برای این که بتوانید از شر این افکار و احساسات ناخوشایند رها شوید و زندگی شادی داشته باشید باید به راهکارهای زیر توجه کنید.

  1. نقاط ضعف و قوت خود را بشناسید

در صورتی که در مورد ضعف ها و توانمندی های خود آگاهی داشته باشید و شناخت درستی از خودتان داشته باشید دیگر نگران قضاوت کردن و بازخوردهای منفی دیگران نخواهید بود، هم چنین باید تلاش کنید تا به خودآگاهی بیشتری در مورد توانایی های خود برسید.

هم چنین در صورتی که در مورد مهارت ها، نقاط ضعف، آسیب پذیری ها و نقاط قوت خود آشنایی داشته باشید دیگر از قضاوت دیگران نخواهید ترسید و تحت تاثیر آن ها قرار نمی گیرید، و در صورتی که مهارت های ارتباطی را یاد بگیرید به شما کمک می کند تا به شناخت بهتری نسبت به دیگران برسید و منظور و قصد افرادی که در مورد شما صحبت می کنند و یا حالت های چهره آن ها را در حالتی که شما را قضاوت می کنند را متوجه می شوید.

۲٫ ترس از قضاوت دیگران: برای خودتان اولویت قائل شوید

زمانی که به دیگران اجازه می دهید تا با قضاوت هایشان ادراک شما را تحت تاثیر قرار دهند یعنی شما دائما دیگران را در اولویت قرار می دهید  و به آن ها این قدرت را می دهید تا در زندگی شما تاثیر بگذارند، باید به این نکته توجه داشته باشید که هیچ کس به اندازه خودتان شما را نمی شناسد و کسی که از توانایی و مهارت های شما تصویر نهایی می تواند بسازد خودتان می باشید، دیگران تنها بخشی از این تصویر را تشکیل می دهند پس به آن ها اجازه ندهید تا نقش اصلی را بازی کنند.

۳٫ شما مسئول کنترل فکر دیگران نیستید

یکی از خطاهای فکری که باعث می شود افراد نگران قضاوت و نظر دیگران در مورد خودشان باشند این است که خودشان را مسئول افکار دیگران می دانند شما تنها در برابر رفتارهای خودتان مسئول هستید و تنها می توانید رفتارهای خودتان را کنترل کنید و در قبال افکار دیگران هیچ مسئولیتی ندارید، در این حالت بهتر خواهید توانست با دیگران ارتباط برقرار کنید و تاثیرات مثبتی بر روی زندگی شما خواهند گذاشت.

۴٫ ترس از قضاوت دیگران: در لحظه زندگی کنید

بسیاری از ما در مورد آن چه که در لحظه بر ما می گذرد آگاهی نداریم و به جای آن که محیط اطرافمان را تجربه کنیم در افکار خودمان غرق می شویم، زندگی دائمی در خانه ذهن باعث می شود تا درگیر افکار آسیب زا شویم اما باید در لحظه زندگی کنیم و از شر افکار منفی خلاص شویم برای انجام این کار باید تمام حواس پنجگانه خودمان را درگیر محیط پیرامونمان کنیم. در این زمینه تمرین های ذهن آگاهی کمک بسیاری به شما می کند و در این خصوص اثر بخش خواهد بود.

۵٫ اعتماد به نفس خود را بالا ببرید

در تمام مراحل زندگی بر روی هدف خود تمرکز داشته باشید و برای مورد قضاوت قرار گرفتن و ترس از قضاوت دیگران هیچگاه هدف خودتان را تغییر ندهید و با اعتماد به نفس بالایی رو به جلو حرکت کنید، خودتان را همانطور که هستید بپذیرید و با افزایش دادن مهارت ها و توانایی های خود به پیشرفت و بهداشت روحی و روانی و جسمی خودتان کمک کنید.

همیشه در همه حال سعی کنید مثبت نگر باشید و با دید مثبت به زندگی تان توجه کنید و این نکته را در نظر بگیرید که شما بهتر از هر کس دیگری می دانید که چه چیزی برای شما بهتر می باشد و در صورتی که در راه رسیدن به هدفتان شکست خوردید باید به این موضوع توجه داشته باشید که هیچ پیروزی بدون شکست به دست نخواهد آمد.

۶٫ احتمال وجود برخی از اختلالات روان شناختی

در برخی از موارد ترس از قضاوت دیگران ممکن است به خاطر اختلالات روانشناختی مانند اختلال فوبیای اجتماعی باشد در این صورت فرد نمی تواند در حضور جمع عملکرد مناسبی داشته باشد زیرا دائما نگران است که توسط دیگران مورد قضاوت و ارزیابی قرار گیرد.

با توجه به راهکارهای بیان شده در صورتی که از قضاوت دیگران می ترسید و هم چنان این ترس به صورت پایدار در شما وجود دارد و هیجانات ناخوشایندی را در شما ایجاد می کند باید وضعیت روانی شما توسط روانشناس مورد بررسی و ارزیابی دقیقی قرار گیرد.

روش هایی که در درمان فوبیای اجتماعی  مانند درمان شناختی – رفتاری که توسط روانشناسان به کار گرفته می شوند برای درمان این بیماری موثر می باشند و نقش بسیاری در حل آن دارند.

آشنایی با مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

مرکز مشاوره ستاره ایرانیان از متخصصین و مشاوران باتجربه ای تشکیل شده اند در زمینه های مختلف روانشناسی اعم از خانواده، ازدواج، اعتیاد، جنسی، کودک، مشاوره، شغلی، تحصیلی و غیره خدمات جامع روانشناسی را انجام می دهند. و خدمات شان را با بالاترین سطح کیفیت ارائه می کنند.

همچنین مشاوران به صورت تلفنی، اینترنتی به مراجعان امکان می دهد تا از خدمات بهره مند شوند و در کمترین زمان از بروز ترین متخصصین استفاده کنند.

منبع : ترس از قضاوت دیگران با راهکارهای باورنکردنی

تصمیم گیری

تصمیم گیری عبارت از پروسه و منطقی می باشد که افراد بر اساس آن به تصمیم دست پیدا می کنند.

انواع مختلف تصمیم گیری منجر به بدست آمدن تحلیل ها و پیشبینی های کاملا متفاوتی می شود.

نظریه های مربوط به تصمیم گیری از تصمیم گیری عقلایی هدفمند (که فرض می کند همه افراد دارای اطلاعات و شرایط یکسانی یک تصمیم ثابتی را می گیرند) تا تصمیم گیری بر مبنای منطق مبتنی بر تناسب و اقتضاء (که بیان می دارد چارچوب ها و زمینه های سازمانی و نهادی خاص بر روی تصمیمات افراد تاثیرگذار هستند) متغیر می باشند.

تصمیم گیری عاقلانه

در جوامع مدرن غربی تصمیم گیری بیشتر به عنوان یک مورد عقلایی در نظر گرفته می شود (که مبتنی بر منافع فرد، هدفمند و موثر است). در حین تصمیم گیری عقلایی، افراد گزینه های در دسترس را ارزیابی می کنند، پیامد مربوط به هر یک از گزینه ها را بررسی می کنند و در نهایت کاری را انجام می دهند که فکر می کنند بهترین نتیجه ممکن را برای آنها به دنبال خواهد داشت.

عوامل کلیدی که در تصمیم گیری نقش مهمی دارند عبارت از کیفیت اطلاعات مربوط به گزینه های جایگزین و اولویت های فردی هستند.

علوم اقتصاد مدرن بر مبنای این نوع درک از نحوه تصمیم گیری افراد می باشد.

تصمیم گیری عقلایی زمانی یک تصمیم گیری مناسب خواهد بود که اطلاعات با هم ترکیب شوند و اولویت ها با استفاده از حداقل منابع ممکن به دست بیایند.

در جوامع مدرن، تصمیم گیری عقلایی در سطح بازارها یا شرکت ها صورت می گیرد. در هر دو مورد فرض بر این است که افراد به صورت عقلایی رفتار می کنند و منافع خودشان را به سطح حداکثری می رسانند، ولی هر یک از این موارد تحت شرایط متفاوت بیشترین کارایی ممکن را خواهند داشت.

بازارها زمانی حداکثر کارایی ممکن را خواهند داشت که خریداران و فروشندگان وجود داشته باشند، محصولات یا خدمات از هم مجزا باشند تا مبادله به صورت یک بار صورت بگیرد، اطلاعات مربوط به یک محصول یا خدمت (همانند تکنولوژی آن یا ارزشیابی آن) در سطح گسترده ای شناخته شده باشد و همچنین مجازات هایی برای تقلب وجود داشته باشد.

نبود این شرایط باعث خواهد شد که طرفین مبادله ناراضی باشند و افراد عقلایی سعی خواهند کرد تا از سایر افراد تقلب کنند و منافع خودشان را به سطح حداکثری برسانند. در چنین مواردی یک سازمان دارای سلسله و مراتب کارایی بیشتری خواهد داشت.

یک جامعه شناس آلمانی به اسم ماکس وبر (Max Weber) بیان کرد که عوامل و بروکراسی ها به چه نحوی در نتیجه رشد مهارت های فنی و مهمتر از آن، یک تقسیم بندی جدید از نیروی کار (که به نیروی کار، کارشناسان ماهر و نیروهای هماهنگ تقسیم بندی می شوند) در یک سلسله مراتب مبتنی بر نظم به بیشترین کارایی ممکن دست پیدا می کنند.

بروکراسی ها تکنولوژی های پیشرفته را به بخش های قابل مدیریت تجزیه می کنند و باعث می شوند که افراد در یک مجموعه مهارت تعریف شده تخصص و مهارت پیدا کنند.

استفاده از یک سلسه مراتبی که در آن هر موقعیتی بر مبنای یک سیستم قوانین ثابت و بدون تبعیض کنترل و نظارت شود، باعث خواهد شد که کار و تخصص هر یک از افراد به نحوی با هم هماهنگ شود که بیشترین اهداف سازمانی (که از پیروز شدن در جنگ ها تا تولید لباس متغیر هستند) به دست بیایند.

عقلانیت رضایت بخش و محدود

نظریه پردازان سازمانی در دهه 1940دو فرضیه اصلی مربوط به تصمیم گیری عقلایی را به چالش کشیدند؛

این دو فرضیه در موارد شکست بازار و لزومی بودن سلسله مراتب کاملا مشخص می باشند.

مورد اول عبارت از این است که هیچ وقت اطلاعات کامل نمی باشد و همواره افراد بر مبنای اطلاعات ناقص تصمیم گیری می کنند.

همچنین مورد دوم عبارت از این است که افراد قبل از تصمیم گیری، تمامی گزینه ها و انتخاب های ممکن را مورد ارزیابی قرار نمی دهند.

این رفتار ارتباط مستقیمی با هزینه های مربوط به جمع آوری اطلاعات دارد، چرا که دستیابی به اطلاعات به مرور زمان سخت تر و پرهزینه تر می شود.

در واقع افراد به جای انتخاب کردن بهترین گزینه ممکن، اولین مورد رضایت بخشی که پیدا می کنند را انتخاب می کنند.

یک دانشمند جامعه شناس آمریکایی به اسم هربرت سیمون (Herbert Simon) این فرآیند را به عنوان “ایجاد رضایت” نام گذاری کرد و به این نتیجه دست یافت که تصمیم گیری انسان یک نوع عقلانیت محدود را نشان می دهد.

هر چند که عقلانیت هدفمند منجر به دستیابی به یک نتیجه گیری عقلایی ممکن می شود، ولی ایجاد رضایت می تواند به نتایج عقلایی زیادی منجر شود که بستگی به اطلاعات در دسترس و تصورات تصمیم گیرنده دارد.

سیمون بیان کرد که افراد غیر عقلایی قرار گرفته در یک چارچوب و زمینه مناسب (به خصوص در یک سازمان قانونی و رسمی) می توانند به صورت عقلایی رفتار کنند.

سازمان ها از طریق تغییر دادن منطق مربوط به تصمیم گیری ها می توانند تصمیمات فردی را سازمان دهی یا محدود  کنند.

سازمان ها می توانند اطلاعات را فیلتر کنند یا به آن اهمیت دهند، یک سری حقایقی را به یک فرد نشان دهند و حقایق خاصی را به عنوان موارد مهم یا قانونی در نظر بگیرند.

افرادی که در یک سلسله مراتب قرار می گیرند، می توانند موارد موجود در پیرامون خودشان را به عنوان یک نوع موهبت در نظر بگیرند و فقط بر روی یک سری تصمیمات مهم و کلیدی تمرکز کنند.

سلسله مراتب عبارت از موارد موثری می باشند، چرا که اطلاعات صحیح را در اختیار تصمیم گیرندگان قرار می دهند و همچنین باعث می شوند که یک فرد مناسبی تصمیمات را بگیرد.

در عین حال سازمان های دارای سلسله مراتب از طریق ایجاد کردن یک سری ارزش های مربوط به تصمیم گیری که بر روی قضاوت تصمیم گیرندگان در مورد انجام دادن کارهای درست یا خوب تاثیر دارد، می توانند افراد را به نحوی اجتماعی کنند که از تقلب کردن اجتناب کنند.

این ارزش ها، عقاید یا هنجارها می توانند از خانواده، مدرسه یا در داخل یک سازمان به دست بیایند، ولی یک سازمان می تواند محیط هایی را ایجاد کند که در حین تصمیم گیری، بیشترین ارزش های مطلوب نمایان باشند.

تصمیم گیری

سازمان های دارای سلسله مراتب می توانند منطق های تصمیم گیری با ارزش و واقعی را ایجاد کنند که در نتیجه آن اقدامات فرد تا حدی محدود شود که فقط یک گزینه (که عبارت از انتخاب عقلایی می باشد) امکان پذیر باشد.

ساختار بندی منطق های مربوط به تصمیم گیری می تواند به صورت مستقیم از طریق مدیریت کردن اطلاعات، قبول کردن افراد به صورت گزینشی، آموزش دادن اعضا و ایجاد الگوهای پیشرفته محدود صورت بگیرد.

سازمان ها از طریق موردی که سیمون آن را زنجیره دستیابی به هدف نامیده است، در دستیابی به اهداف خودشان عقلایی عمل خواهند کرد.

رهبران ماموریت سازمانی را تعریف می کنند، یک مجموعه ابزاری را برای دستیابی به اهداف پیدا می کنند، هر یک از این موارد را به عنوان هدف فرعی در نظر می گیرند و بعد از آن ابزاری را برای دستیابی به این اهداف فرعی و موارد بعدی پیدا می کنند تا در نهایت تمامی اعضای سازمان به اهداف خودشان دست پیدا کنند.

بنابراین رهبران یک سلسله مراتبی از اهداف را ایجاد می کنند که در آن هر یک از اهداف سطح سازمانی یک رابطه ای با اهداف سطح پایین تر دارد و ابزاری برای دستیابی به اهداف سازمانی سطح بالاتر می باشد.

در نتیجه کار صورت گرفته توسط هر یک از افراد یک بخش کوچکی در فرآیند دستیابی به ماموریت سازمانی می باشد.

تصمیم گیری سیاسی درون سازمانی

سایر نظریه پردازان از طریق تغییر دادن عقلانیت محدود مد نظر سیمون، این بحث را مطرح کردند که سازمان ها عبارت از بازیگران مرتبط و هدفمند نمی باشند، بلکه گروه های مرتبط رقابت کننده ای هستند که از افراد دارای منافع و علایق متمایز تشکیل شده اند.

افراد منافع سازمانی را بیان نمی کنند، ولی سازمان ها منافع فردی را نشان می دهند. بر اساس این دیدگاه، نسبت دادن یک ماموریت برای یک سازمان نادرست می باشد.

در عوض سازمان ها دارای اهدافی هستند که از طریق ائتلاف و پیوستگی برجسته موقتی تعیین می شوند؛

این سازمان دارای اهداف ثابت و دائمی نیست و اعضای آن می توانند تغییر کنند. اعضای یک ائتلاف برجسته از طریق چانه زنی، مذاکره و پرداخت های جانبی یک سری تصمیماتی می گیرند.

تصمیم گیری سازمانی محصول یک بازی است و یک فرآیند عقلایی و مبتنی بر هدف نمی باشد.

بر اساس این دیدگاه که افراد اهداف فردی و مبتنی بر منافع خودشان را دنبال می کنند، تصمیم گیری یک مورد عقلایی می باشد، هر چند که این مورد همواره نمی تواند به صورت مستقیم انجام بگیرد. افراد باید اهداف خودشان را انتخاب کنند و به صورت هدفمند به دنبال دستیابی به آن باشند.

به منظور درک و پیشبینی کارهایی که یک سازمان انجام خواهد داد، شناخت و تحلیل عضویت ائتلاف برجسته اهمیت زیادی دارد. چارت سازمانی رسمی نمی تواند یک نقشه راه مطمئنی برای قدرت سازمانی باشد.

در عوض تحلیل گران باید قدرت و توانایی را تحلیل کنند. افرادی که می توانند مشکلات فنی را رفع کنند، منابع را جذب کنند یا اختلافات درونی را مدیریت کنند، کارایی خودشان را به بقیه سازمان نشان می دهند و قدرت به دست می آورند.

کار کردن افراد به صورت صحیح با سایر افرادی که عملکردهای با ارزش مشابهی دارند، باعث می شود که یک ائتلاف برجسته ای شکل بگیرد.

اندازه و ترکیب ائتلاف بزرگ بستگی به نااطمینانی محیطی، فنی یا هماهنگی دارد که باید به منظور ادامه حیات سازمان رفع شوند.

سازمان های دارای پیچیدگی های فنی بیشتر و همچنین سازمان های بزرگی که به سرعت تغییر می کنند، دارای ائتلاف های عمده بزرگتری خواهند بود.

 نویسنده: Keith Nitta

ترجمه : تیم کانون مشاوران ایران

تنهایی به چه نحوی بر روی ما تاثیر می گذارد؟

در نتیجه اختراع اینترنت، گوشی های هوشمند و رسانه اجتماعی، این فرض که نسبت به هر دوره زمانی دیگری با یکدیگر ارتباط بیشتری پیدا کرده ایم می تواند یک فرض منطقی باشد، چرا که فاصله ما به اندازه یک پیام یا DM (پیام دیجیتال) می باشد؛

با این وجود یک مطالعه صورت گرفته نشان داده است که در واقعیت میزان تنهایی آمریکایی ها افزایش پیدا کرده است.

بعد از انجام این مطالعه در سال 2018، یک افزایش 13% در میزان تنهایی آمریکایی ها گزارش شده است.

در حالیکه تنهایی بر روی افراد دارای سنین مختلف تاثیرگذار می باشد، ولی نشان داده شده است که ژن Z (افرادی که در سال 2018 مابین سن 18 و 22 سالگی بودند) تنهاترین نسل می باشد.

بنابراین باید این موضوع را مطرح کر که میزان افزایش تنهایی در واقعیت چه معنایی برای ما دارد.

تنهایی و تنها شدن

نکته مهمی که باید مورد توجه قرار بگیرد عبارت از این است که تنهایی لزوما یک مورد بدی نمی باشد، ولی احساس تنهایی یا منزوی بودن می تواند یک مورد منفی و بدی باشد.

مطالعات صورت گرفته نشان داده اند افرادی که به تنهایی زندگی می کنند، در مقایسه با همتایان ازدواج کرده خودشان دارای ارتباطات اجتماعی بهتر و قوی تری هستند.

یکی از مطالعات صورت گرفته نشان داد افراد مجردی که به تنهایی زندگی می کنند در مقایسه با دوستان متاهل خودشان، به احتمال بیشتری شب خودشان را به همراه دوستانشان در بیرون از خانه خواهند بود، به رستوران ها خواهند رفت و در کلاس هنر شرکت خواهند کرد.

علاوه بر این ممکن است قرار گرفتن در کنار سایر افراد هیچ تاثیری بر روی احساس تنهایی یا انزوا نداشته باشد.

برای مثال این امکان وجود دارد که یک پدر یا مادر جدید احساس کند ارتباطش با دنیای بیرون از بین رفته است و احساس منزوی بودن کند.

در حالیکه تنها بودن یک روش مناسبی برای شارژ کردن و بررسی کردن وضعیت خودتان می باشد، ولی احساس تنهایی یا انزوای بلند مدت می تواند خطرناک باشد.

تنهایی و سلامت ذهن و روان

همانطور که قابل پیشبینی می باشد، تنهایی با نرخ بالاتر افسردگی و اضطراب مرتبط است.

افسردگی و اضطراب عبارت از دو موردی می باشند که با انحطاط ساختاری هیپوکامپوس و کورتکس جلوی مغز ارتباط دارند.

بنابراین این شرایط نه تنها بر روی وضعیت روانی فرد تاثیر می گذارد، بلکه همچنین بر روی خود ذهن هم تاثیر می گذارد.

همچنین این امکان وجود دارد که تنهایی مزمن بر روی شناخت، توانایی تمرکز، حل مسئله و تصمیم گیری فرد تاثیر گذار باشد.

همچنین تحقیقات صورت گرفته نشان داده اند که تنهایی می تواند ترکیب شیمیایی مغز ما را تغییر دهد.

یک مطالعه صورت گرفته بر روی موش ها نشان داده است که تنهایی منجر به ایجاد یک عدم توازن عصبی – شیمیایی می شود که می تواند بر روی بادامه مغز و هیپوتالاموس تاثیر داشته باشد؛

هیپوتالاموس و بادامه مغز عبارت از بخش هایی از مغز می باشند که بر روی احساسات تاثیرگذار هستند.

هر چند که اکثر افراد در انزوای واقعی زندگی نمی کنند، ولی یافته های موجود نشان دهنده وجود داشتن یک ارتباطی مابین احساس انزوا و سلامت ذهنی و روانی می باشند.

تنهایی و سلامت فیزیکی

سلامتی فقط بر روی بهزیستی روانی و تفکر ما تاثیر نمی گذارد؛

بر اساس نتایج مربوط به یک مطالعه صورت گرفته در کلینیک کلیولند (Cleveland Clinic) تنهایی منجر به افزایش کورتیزول می شود که می تواند “عملکرد شناختی را معیوب کند، سیستم ایمنی را با خطر مواجه کند و ریسک بوجود آمدن مشکلات عروقی، التهاب و بیماری قلبی را افزایش دهد.”

مطالعات صورت گرفته به این نتیجه دست یافته اند که تنهایی همچنین می تواند یک تاثیر منفی بر روی کیفیت خواب داشته باشد، سطح کلسترول را بالا ببرد و ریسک دیابت نوع 2 را افزایش دهد.

تنهایی به چه نحوی بر روی ما تاثیر می گذارد؟

امیدوار بودن برای مقابله با تنهایی

در صورتیکه شما با احساس تنهایی مواجه باشید، یک سری مواردی وجود دارد که شما از طریق انجام دادن آن می توانید احساس در ارتباط بودن بیشتری داشته باشید.

نسبت به احساسات خودتان مطلع باشید.

در صورتیکه بیش از هر زمان دیگری احساس منزوی بودن بکنید، زودرنجی یا پرخاشگری بیشتری داشته باشید یا مصرف الکل یا مواد مخدر را شروع کرده باشید، در این صورت باید یک سری تغییرات ارادی را در سبک زندگی خودتان ایجاد کنید.

با دیگران ارتباط برقرار کنید. در صورتیکه دوستان یا خانواده تان علاقه ای به بودن در کنار شما نداشته باشند، شاید به این احساس دست پیدا کنید که با آنها ارتباط ندارید؛

همچنین این امکان وجود دارد که این شرایط در مورد شما مصداق نداشته باشد. افراد نزدیک شما در اغلب مواقع سرگرم کارهای روتین خودشان می باشند، ولی در صورتیکه یک زمان با کیفیتی را در کنار شما سپری کنند، خوشحال تر خواهند بود.

سعی کنید به همراه یک سری از دوستان خودتان ناهار یا قهوه بخورید و تاثیرات آن را بر روی احساسات خودتان مشاهده کنید.

خودتان را سرگرم کنید. سعی کنید در یک کلاس، یک باشگاه یا یک کار خیرخواهانه عضو شوید. بیرون آمدن عبارت از اولین قدمی می باشد که باید برای ایجاد ارتباطات جدید بردارید.

همچنین کمک کردن به سایر افراد یک روش مناسبی برای بهبود وضعیت روانی خودتان می باشد.

از برخی رسانه های اجتماعی جدا شوید. رسانه اجتماعی می تواند یک ابزار مناسبی برای در ارتباط بودن با سایر افراد باشد، ولی این مورد همچنین می تواند منجر به تحریک یک سری قیاس ها یا حسادت های ناسالمی شود.

سعی کنید به مدت چند روز یا چند هفته از این رسانه ها دور باشید تا تاثیر آن را بر روی بهبود وضعیت روانی خودتان مشاهده کنید.

برای دریافت درمان اقدام کنید. به دلیل اینکه تنهایی در اغلب مواقع با اضطراب یا افسردگی مرتبط است، درمان می تواند یک استراتژی مناسبی برای مقابله با مشکلات متعدد باشد.

درمانگران می توانند یک سری استراتژی های مقابله ای، آگاهی های هدفمند و ابزارهای مناسبی را در اختیار شما قرار دهند.

هر چند که احساس تنهایی در برخی مواقع می تواند منجر به ایجاد احساس ناامیدی شود، ولی کار مهمی که باید انجام دهید عبارت از غلبه بر این موارد می باشد.

در صورت تمایل می توانید با مشاوران سایت مشاورانه ارتباط برقرار کنید تا راهنمایی های مورد نیازتان را دریافت کنید.

6 فوریه 2020

ترجمه : تیم کانون مشاوران ایران

متمرکز شدن بر روی قیافه خودتان را متوقف کنید

متمرکز شدن بر روی قیافه خودتان را متوقف کنید

به طور قطع بیان کردن این مورد راحت تر از انجام دادن آن می باشد، به خصوص در صورتی که شما بر این باور باشید که شما در واقعیت جذابیت و زیبایی کمتری نسبت به سایر افراد دارید.

ولی شما از طریق تفکر کردن بر روی میزان زشت بودن خودتان، احتمالا یک تاثیر منفی بر روی میزان رضایت خودتان از زندگی خواهید داشت.

این مورد به دلیل یک عاملی می باشد که خطای حسی متمرکز شدن نامیده می شود.

شما از طریق تفکر در مورد بخش هایی از زندگی خودتان که در مورد آنها احساس خوشحالی ندارید، بر روی عقیده کلی تان در مورد خوب یا بد بودن زندگی تان تاثیر خواهید داشت.

در یک مطالعه منحصر به فردی، یک سری پرسشنامه های در مورد میزان رضایت از زندگی و رضایت از بدنشان به آنها داده شده بود.

در مرحله اول به نیمی از این افراد پرسشنامه های مربوط به رضایت از بدن داده شده بود و افراد دیگر در مرحله اول به پرسشنامه مربوط به رضایت از زندگی پاسخ دادند.

در مورد گروهی که در ابتدا به پرسشنامه رضایت از بدن پاسخ دادند، یک واریانس بزرگتری در مورد رضایت از زندگی شان مشاهده شد.

این بدان معنا است که در صورتی که شرکت کنندگان از ظاهر خودشان راضی باشند، آنها به احتمال زیاد یک سطح بالاتری را از رضایت در مورد زندگی شان نشان خواهند داد.

چطور با غم زشت بودن چهره‌مان کنار بیاییم؟

ولی در صورتی که یک شرکت کننده ای از ظاهر خودش راضی نباشد، آنها در حین ارزیابی رضایت از زندگی شان، یک ارزیابی منفی تری خواهند داشت.

به طور ساده می توان بیان کرد در صورتیکه شما ظاهر خودتان را دوست نداشته باشید، تفکر در مورد این موضوع می تواند منجر به کاهش احساس کلی شما در مورد زندگی تان شود.

از طرف دیگر، در صورتی که شما نسبت به چیزی فکر کنید که در مورد خودتان و زندگی تان دوست دارید، این مورد می تواند باعث شود که در حالت کلی یک دیدگاه بهتری نسبت به زندگی تان به دست بیاورید.

هر چند این کار سخت می باشد، ولی در صورتی که شما متوجه تفکر خودتان در مورد ظاهرتان شوید، سعی کنید که یک اختلالی در این تفکرات ایجاد کنید و توجه خودتان را به سایر موارد جلب کنید.

هر چقدر که شما در مور زشت بودنتان بیشتر فکر کنید، شما کمتر در وضعیت پایین تر قرار خواهید گرفت و در حالت کلی، یک دیدگاه مثبت تری نسبت به زندگی تان خواهید داشت.

در واقع، در صورتی که شما بتوانید نسبت به هر روزی که دارید قدردان باشید و بیشتر نسبت به مواردی فکر کنید که در واقعیت قدردان آن هستید.

این شرایط می تواند به شما کمک کند تا یک دیدگاه مثبت تری نسبت به زندگی تان داشته باشید.

متمرکز شدن بر روی قیافه

در صورتی که شما جوان و زشت باشید، صحبت کردن در مورد این احتمال می تواند ارزشمند باشد که …

زشتی می تواند فقط یک مرحله باشد

این شرایط مخصوص خوانندگانی می باشد که جوان هستند و بدن و صورت آنها می تواند به صورت سریع تغییر پیدا کند.

این یک واقعیت می باشد که در طول دوره نوجوانی و اوایل جوانی، ما انتظار داریم که مشکلات زیادی در مورد ظاهرمان وجود داشته باشد.

ما به دلیل داشتن یک سری هورمون هایی در بدنمان، می توانطم پوست بد، جوش جوانی، جهش های ناگهانی، تغییرات وزنی، توسعه زودتر یا تاخیری بدن مان را تجربه کنیم …

این موارد عبارت از ویژگی های ظاهری می باشند که در بدترین شرایط ممکن قرار می گیرند.

همین هورمون های می توانند وضعیت روانی ما را از یک وضعیت کاملا بالا، به یک وضعیت پایین بکشانند.

این موارد می تواند منجر به ایجاد احساس نامناسبی نسبت به ظاهر ما شود.

در این مرحله از زندگی، نکته مهمی که باید یادآوری شود عبارت از این مورد می باشد که آن چیزی که شما الان در آینه می بینید، عبارت از موردی نمی باشد که در نهایت وجود خواهد داشت.

برای داشتن یک درک بهتر نسبت به این موضوع، می توانید مثال های زیادی از افرادی را ببینید که از این مرحله عبور کرده اند.

بنابراین در حالیکه این مقاله کلا صادقانه می باشد و مواردی که وجود دارند را بیان می کند.

ولی شما بدون پذیرش این مورد که ظاهر فعلیتان در حین دوره بزرگسالی هم ادامه خواهد داشت، همچنان می توانید ظاهر فعلی خودتان را مورد پذیرش قرار دهید.

منبع: کانون مشاوران ایران

تصمیم گیری

تصمیم گیری عبارت از پروسه و منطقی می باشد که افراد بر اساس آن به تصمیم دست پیدا می کنند. انواع مختلف تصمیم گیری منجر …

حل مشکلات بغرنج زندگی به کمک مهارت حل مساله

حل مشکلات بغرنج زندگی به کمک مهارت حل مساله

آیا تا به حال مهارت حل مساله را آموخته اید؟ آیا در طول زندگی تان با موقعیتی مواجه شده اید که احساس کنید به تنهایی قادر به حل مساله تان نیستید و یا نیاز به کمک گرفتن از فردی دارید؟

همه ی ما ممکن است در برهه هایی از زندگی، برای حل مسایل مان احساس ناتوانی کنیم و این احساس در وضعیت های حساس و پر تنش می تواند شدیدتر نیز شود.

در چنین شرایطی، برخورداری از مهارت حل مساله به شما کمک می کند تا بتوانید از بن بست خارج شوید و راحت تر تصمیم بگیرید.

اگر با چنین وضعیتی دست به گریبان هستید، این مطلب می تواند برای تان مفید باشد.

مهارت حل مساله چگونه یادگرفته می شود؟

همین حالا، آخرین موقعیت مهم زندگی تان را که برای تصمیم گیری در مورد آن دچار شک و تردید هستید، به خاطر بیاورید.

برای آنکه بتوانید در این شرایط بهترین تصمیم را بگیرید، لازم است تا مراحل 5 گانه ی مهارت حل مساله را به درستی طی کنید.

1. مساله را تعریف کنید.

بیان نگرانی های کلی و مبهم و اضطراب های درونی، امری متفاوت با بیان مساله است.

در اولین قدم باید بتوانید مساله تان رابه شکل روشن و واضح تعریف کنید.

بهتر آن است که صورت مساله را برای خودتان یادداشت کنید تا بتوانید دقیقا به دنبال یافتن راه حل برای چه چیز هستید؟

2. نوع مساله تان را مشخص کنید.

به طور کلی می توان مساله های مختلف را به 4 دسته تقسیم کرد.

الف) مسایل مهم و غیر فوری

مسایلی که مهم اند اما محدودیت زمانی برای انجام دادن آن ها ندارید. مانند قبول شدن در دوره ی تحصیلی بالاتر

ب) مسایل مهم و فوری

مسایلی که هم مهم اند و هم برای انجام دادن آن ها دارای محدویت های زمانی هستید.

مانند استفاده از سهمیه ی استعداد درخشان برای رفتن به مقطع بالاتر و یا گرفتن مجوز کار برای شروع فعالیت حرفه ای.

ج) مسایل فوری و غیر مهم

مسایلی که شاید مهم نباشند اما پس از گذشتن زمانی خاص، زمانی برای انجام دادن آن ها ندارید. مانند استفاده از سهمیه لاتاری

د) مسایل غیر مهم و غیر فوری

مسایلی که نه مهم اند و نه محدودیتی زمانی برای انجام شان وجود دارد. مانند رنگ کردن مو در شرایطی که مسایل بسیار مهم دیگری در زندگی تان دارید که به آن ها نپرداخته اید.

کمی فکر کنید و مشخص کنید مساله تان جزء کدام یک از دسته های زیر است.

این تقسیم بندی وقتی به شما بسیار کمک می کند که بین دو یا چند مساله گیر کرده اید و نمی دانید کدام یک در اولویت است.

3. خودآگاهی تان را افزایش دهید.

لازم است از افکاری که در ذهن تان می چرخد و تصور شما را در مورد قابل حل بودن یا نبودن مساله تحت تاثیر قرار می دهد، بشناسید و به آن ها آگاه باشید.

مشخص کنید که افکار شما به هنگام مواجه با مسایل مختلف، بیشتر شامل کدام نوع است:

افکار نوع 1:

  • من توانمندم و مساله ام را حل می کنم.
  • من به دنبال راه حل مناسب می گردم.
  • این هم یک مساله است و راه حل های خودش را دارد.

افکارنوع 2 :

  • من خیلی بدبختم.
  • من تنها و بی پناهم و به تنهایی از پس مشکلم بر نخواهم آمد.
  • موفقیت، ابزارهای زیادی می خواهد و من هیچ پشتوانه ای ندارم.
  • هر چه مشکل است بر سر من فرود می آید.
  • من از پس حل این وضع بر نمی آیم.
  • اوضاع خراب تر از آن است که درست شود.

به هنگام برخورد با مسائل مختلف، اگر گفتگوهاي درونی منفی در ذهن شما فعال شوند، آنگاه شما نمی توانید به خوبی مسائل خود را حل کنید و ناتوانی در حل مسائل، خود باعث تقویت و تشدید افکار منفی و کاهش اعتماد به نفس تان می شود.

 اما اگر به هنگام برخورد با مسائل، گفتگوهاي درونی مثبت در ذهن شما فعال شوند شما می توانید مسائل خود را حل کنید.

 توانمندي حاصل از حل مسائل به شما قدرت می بخشد و احساس اعتماد به نفس را در شما بالا می برد.

بنابر این اولین گام در هنگام برخود با مسائل زندگی، شناخت گفتگوهاي درونی خود می باشد.

اگر در چنین مواقعی گفتگوهاي درونی منفی در شما فعال می شوند باید آن ها را شناسایی کرده و سعی کنید گفتگوهاي درونی مثبت را جایگزین آن نمایید.

مهارت حل مساله

4. پیدا کردن راه حل های مختلف

در این مرحله تلاش کنید تا راه حل های مختلف را بنویسید .

مهم نیست که آن ها تا چه حد عملی و یا واقعی هستند.

هر راهی را که به ذهن تان می رسد بنویسید.

این روش می تواند باعث شود تا به مساله ی تان خلاقانه تر نگاه کنید و راه حل های سازنده ای بیابید.

در مرحله ی بعد نیازمند آن هستید تا برای اجرایی کردن بهترین راه حل، تصمیم بگیرید.

5. تصمیم گیری و اجرا

برای تصمیم گیری در مورد بهترین راه حل، لازم است تا راه حل های احتمالی را بنویسید و لیستی از مزایا و معایب انتخاب هر راه تهیه کنید.

به خاطر داشته باشید که هیچ راه حلی صد درصد خوب و فاقد ضرر نیست.

بنابراین واقع بین باشید و راهی را انتخاب کنید که ضررهای کمتر و منافع بیشتری را در بر می گیرد.

سپس برای اجرای راه حل تان اقدام کنید و از درستی تصمیم تان مطمین باشید.

در چه شرایطی باید به متخصص مراجعه کنیم؟

در صورتی که از مراحل حل مساله به خوبی اگاه هستید، اما باز هم قادر به حل مساله تان نیستید و در صورت دارا بودن علایم زیر بهتر است از یک متخصص کمک بگیرید:

  1. استرس زیادی دارید و به تنهایی قادر به کنترل آشفتگی ذهنی تان نیستید.
  2. مدتی است در مدیریت احساسات تان با مشکل مواجه شده اید، مردد و دو دل هستید، تصمیم گیری برای تان دشوار دشوار شده است و علایمی از افسردگی و رخوت در خود مشاهده می کنید.
  3. علایم اضطراب را تجربه می کنید. علایمی از جمله بی قراری، دلشوره، افکار منفی و فاجعه آمیز، مشکلات خواب و .. می تواند نشان دهنده ی آن باشد که شما موقعیت را ترسناک تر از آنچه که هست برداشت می کنید و با کمک یک متخصص خواهید توانست بر اضطراب تان چیره شوید و تصمیم درستی بگیرید.
  4. شرایط حساس و غیر قابل جبران

شرایطی که احساس می کنید برای تان بسیار حیاتی هستند و تصمیم گیری تان می تواند کاملا سرنوشت ساز باشد.

در چنین شرایطی نیز مشورت با فردی دیگر می تواند شما را از درست بودن تصمیم تان مطمین کند.

بنابراین به خاطر داشته باشید که هر شرایطی با هر میزان از حساسیت و دشواری، از طریق اجرای فرایندهای حل مساله، قابل حل است.

از درجا زدن و گیر کردن در مشکل خودداری کنید و تلاش کنید تا با به کار گیری راه حل ها مختلف، بهترین راه حل را بیابید و اجرا کنید.

منبع: کانون مشاوران ایران

تصمیم گیری

تصمیم گیری عبارت از پروسه و منطقی می باشد که افراد بر اساس آن به تصمیم دست پیدا می کنند. انواع مختلف تصمیم گیری منجر …

تشخیص و درمان فوبیاهای عجیب – با ترس های عجیب و غریب چه کنیم؟

تشخیص و درمان فوبیا – با ترس های عجیب و غریب چه کنیم؟

در مابین فوبیاهای شناخته شده، یک سری فوبیاهایی وجود دارند که عجیب و غریب هستند.

برای مثال، برخی افراد از پنیر سفید می ترسند، در حالیکه سایر افراد کلا از پنیر می ترسند.

فوبیاهای عجیب

  1. سومنی فوبیا[1] – ترس از خوابیدن.
  2. کولروفوبیا[2] – ترس از دلقک ها.
  3. هیلوفوبیا[3] – ترس از درختان.
  4. اومفالوفوبیا[4] – ترس از ناف.
  5. نوموفوبیا[5] – ترس از نبود پوشش شبکه موبایل.
  6. اومبروفوبیا[6] – ترس از باران.

فرتروفوبیا[7] چیست؟

فرتروفوبیا یک موردی همانند ترس نفرت انگیز می باشد و شما می توانید این فوبیا را در داستان ترسناک آمریکایی Cult if you watch مشاهده کنید.

در واقع فرتروفوبیا شامل ترس از صندوق ها، تابوت ها و به صورت زنده در زیر خاک دفن شدن می باشد.

فوبیاهای عجیب شامل چه مواردی می شوند؟

عجیب ترین فوبیاها و تخیلی ترین ترس هایی که تا بحال شناخته شده اند، عبارتند از:

  1. نوموفوبیا[8] – تخیلی ترین و عجیب ترین فوبیایی که یک ناراحتی مدرنی محسوب می شود، عبارت از نوموفوبیا است.
  2. آنکرافوبیا یا آنموفوبیا[9]
  3. اسپکتروفوبیا[10]
  4. لینونوفوبیا[11]
  5. آبلوتوفوبیا[12]
  6. کوروفوبیا[13]
  7. آراکیبوتیرو فوبیا[14]
  8. آلودوکسافوبیا[15]

آلودوکسافوبیا چیست؟

آلودوکسافوبیا به معنای ترس از عقاید و نظرات می باشد.

ریشه این کلمه شامل کلمات یونانی Allo (به معنای متفاوت)، dox (به معنای عقاید یا نظرات) و Phobia (به معنای ترس) می باشد.

آلودوکسافوبیا به عنوان یک فوبیای اجتماعی در نظر گرفته می شود.

خطرناک ترین فوبیا چه فوبیایی است؟

معمولا خطرناکترین فوبیاها شامل فوبیاهای مربوط محیط زیست، حیوانات، ترس از حشرات و خون و همچنین موقعیت های خاص می باشند.

سایر فوبیاهای خطرناکی که وجود دارند، عبارتند از:

  • آراکنوفوبیا[16] – آراکنوفوبیا عبارت از ترس از عنکبوت ها و سایر تنندگان می باشد.
  • آکروفوبیا[17]
  • سینوفوبیا[18]

رایج ترین فوبیا یا فوبیای شماره یک چه فوبیایی است؟

آراکنوفوبیا. آراکنو فوبیا عبارت از ترس از عنکبوت ها و سایر تنندگان، همانند عقرب است که در واقع اصلی ترین و رایج ترین فوبیای شناخته شده است.

آیا فوبیا می تواند منجر به مرگ یک فرد شود؟

بله، ترس می تواند منجر به کشته شدن فرد شود. افرادی که وحشت زدگی را تجربه می کنند – که من خودم هم یکی از این افراد هستم – مطلع هستند که ترس موجود می تواند آنقدر شدید باشد که حتی منجر به مردن فرد شود.

در نتیجه این شرایط، ضربان قلب شدید می شود، ایست قلبی صورت می گیرد و نفس کشیدن برای فرد سخت می شود.

علاوه بر این ممکن است که فرد غش یا ضعف را هم تجربه کند.

تشخیص و درمان فوبیاهای عجیب

دیستیکفوبیا[19] چیست؟

دیستیکوفوبیا به معنای ترس از تصادفات است و  افراد دارای این ترس نگران آسیب زدن به خودشان یا به یک فرد دیگری هستند.

همچنین آنها از آسیب زدن به دارایی خودشان هم ترس دارند.

ریشه دیستیکوفوبیا شامل کملات یونانی dys (به معنای بد)، tych (به معنای تصادف) و phobia (به معنای ترس) می باشد.

اوبزوفوبیا[20] چیست؟

اوبزوفوبیا به معنی ترس از افزایش وزن  است و افراد دارای این فوبیا باید کاملا مراقب باشند، چرا که ممکن است به سایر اختلال های روان شناختی، همانند جوع (خوردن غذا و پاکسازی آن) یا بی اشتهایی (امتناع از خوردن غذا) هم دچار شوند.

ریشه کلمه اوبزوفوبیا شامل obeso (در زبان یونانی به معنای چاق) و phobia (در زبان یونانی به معنای ترس) است.

هلیوفوبیا[21] به چه معنایی است؟

هلیوفوبیا به معنای ترس از خورشید، نور خورشید یا هر نور روشن دیگری می باشد. این فوبیا به عنوان یک فوبیای خاص در نظر گرفته می شود.

هیپوپوتومونسترو سسکویپدالیو فوبیا[22] چیست؟

هیپوپوتومونسترو سسکویپدالیو فوبیا یکی از طولانی ترین کلمات دیکشنری است – همچنین این کلمه به معنای ترس از کلمات طولانی می باشد.

سسکویپدالوفوبیا[23]یک اسم دیگری است که برای این فوبیا استفاده می شود.

ترس یا اضطراب ایجاد شده در نتیجه این فوبیا، هیچ تناسبی با موقعیت اجتماعی مربوط به این فوبیا ندارد.

آیا فوبیای پا وجود دارد؟

ترس از فوبیای پا – پودوفوبیا[24]. ترس از فوبیای پا برای اکثر افراد یک مورد عجیب و تخیلی است.

با این وجود، پودوفوبیا وجود دارد و یک فوبیای عجیب رایجی می باشد که تعدادی نسبتا زیادی از افراد وجود دارد.

ریشه کلمه پودوفوبیا عبارت از Podos (به معنای پا) است.

آناتیدافوبیا[25] چیست؟

آناتیدافوبیا یک ترس دائمی و غیر عقلایی از دیده شدن توسط اردک است.

فرد دارای این فوبیا بر این باور است که اردک حرکات وی را تحت نظر دارد.

افرادی که دارای آناتیدافوبیا هستند، دارای احساسات واقعی و درستی نیستند.

تشخیص آناتدافوبیا یک تشخیص روان پزشکی واقعی نمی باشد.

در واقع این فوبیا یک فوبیای توهمی و شوخی آمیزی می باشد که برای اولین بار گری لارسون[26] در نتیجه مشاهده کردن کارتون محبوب خودش به اسم Far Side ، این فوبیا را نامگذاری کرده است.

فریگوفوبیا[27] چیست؟

فریگوفوبیا به معنای ترس از خیلی سرد شدن و یخ زدن است.

افراد دارای این فوبیا، بدون توجه کردن به دمای هوای پیرامون، لباس ها و پتوهای زیادی را به دور خودشان می پیچند.

این اختلال با سایر اختلال های روان شناختی، همانند خودبیمار انگاری[28] و اختلال وسواس فکری – عملی مرتبط است.

آویوفوبیا[29] چیست؟

ترس از پرواز کردن عبارت از ترس از قرار گرفتن در یک هواپیما یا سایر ماشین های پرنده در حال پرواز است.

همچنین این اختلال به عنوان اضطراب پرواز، فوبیای پرواز، فوبیای پرش، آویوفوبیا یا آئروفوبیا[30] (هر چند که این فوبیا همچنین به معنای ترس از پیشنویس ها یا ترس از هوای تازه است) شناخته می شود.

فازموفوبیا[31] چیست؟

فازموفوبیا یک نوع ترس از روح ها است و ریشه این کلمه شامل کلمات یونانی Phamos (به معنای موجود ماوراء طبیعی یا فانتوم) و Phobos (به معنای ترس یا وحشت عمیق) است.

یک کلمه دیگری که برای این فوبیا مورد استفاده قرار می گیرد، عبارت از اسپکتروفوبیا[32] است که ریشه در کلمات Specters (به معنای روح ها یا تخیل ها) یا reflection (به معنای انعکاس) دارد.


تصمیم گیری

تصمیم گیری عبارت از پروسه و منطقی می باشد که افراد بر اساس آن به تصمیم دست پیدا می کنند. انواع مختلف تصمیم گیری منجر …

چگونه رابطه اجتماعی خوبی برقرار کنم؟

چگونه رابطه اجتماعی خوبی برقرار کنم؟

برای افرادی که معتقدند در تنهایی آرامش و رضایت بیشتری دارند و بهترین لحظات شان، لحظه هایی است که تنها مشغول کار خود بوده و کسی مزاحم شان نمی شود، شنیدن این واقعیت که ارتباط و برقراری ارتباط اجتماعی یک نیاز اساسی محسوب می شود، کمی غیرقابل باور است.

نحوه برقراری ارتباط اجتماعی با دیگران

حقیقت این است که اگرچه همه ی ما لحظاتی از عمرمان به شدت خواستار تنهایی بوده ایم، اما بیشترین زمان بیداری خود را در تعامل با دیگران سپری کرده و از این مراوده لذت می بریم.

البته این موضوع در افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید متفاوت است.

افراد مبتلا به این اختلال از تعامل و بودن در اجتماع و ارتباط گریزان بوده و به شدت( البته دائم )، خواهان تنهایی و انزوا هستند.

انسان ذاتا یک موجود اجتماعی است که در دامان رابطه شکل گرفته و متولد می شود.

علاوه بر این که ارتباط یک نیاز اساسی انسان است، بسیاری از نیاز های ما در دامان ارتباط برطرف می گردد،

به عنوان مثال نیاز های مادی، نیاز به احترام و تعلق خاطر، نیاز به عشق و صمیمیت، نیاز به احترام و تائید و سایر نیاز ها در دل ارتباط برطرف می گردد.

چگونه رابطه اجتماعی خوبی برقرار کنم؟

بعلاوه برقراری ارتباط اجتماعی باعث افزایش فرصت در زمینه های کاری، پیشرفت، یادگیری، همکاری و در نهایت افزایش احتمال موفقیت می گردد.

همچنین تحقیقات نشان داده که افرادی که ارتباط اجتماعی بیشتری با دیگران دارند، از سلامت روان و رضایت بیشتری نیز برخوردارند.

راز ارتباط اجتماعی موثر و موفق ( از رابطه بد به رابطه خوب)

رابطه اجتماعی با دیگران (خانواده، دوست، همکار)، علاوه بر این که باعث برطرف شدن نیاز ها، افزایش سلامت روان و میزان رضایت مندی از زندگی می شود،

می تواند مشکل ساز گردد.

این موضوع بخصوص در مواقعی که خود شما یا طرف مقابل تان از مهارت های اجتماعی مناسب برخوردار نباشید، دیده می شود.

وقتی در یک رابطه ی اجتماعی نامطلوب قرار داریم سه راه کار برای ادامه پیش رو دارید:

  • الف: می توانید رابطه معیوب را به کل قطع کنید( گزینه پرطرفدار بسیاری از افراد!).
  • ب: می توانید با همین وضعیت به رابطه ادامه دهید یا منتظر تغییر رفتار طرف مقابل تان باشد( راه کاری که توسط اکثر مردم انتخاب می شود).
  • ج: می توانید به دنبال راه کار و تغییراتی در رفتار خود جهت بهبود ارتباط اجتماعی تان باشید.

تکنیک های موثر در بهبود رابطه اجتماعی

1_ در ارتباط اجتماعی و مواجهه با انتقاد از تکنیک آرامش بخش استفاده کنید.

 این تکنیک که به آن قانون تضادها نیز گفته می شود، یکی از موثر ترین تکنیک های ارتباط اجتماعی است.

فرض کنید در یک ارتباط اجتماعی ( با دوست، همکار یا …) قرار گرفته و از شما انتقادی غیرمنظقی می شود که با دلخوری سعی در دفاع از خود هستید و البته این دفاع شما نتیجه متضاد یا عکس داشته و باعث دلخوری و انتقاد بیشتر می گردد.

بر اساس این تکنیک شما به جای آن که روی بخش نا عادلانه حرف طرف مقابل توجه کنید، به بخش درست و حتی جزئی گفته های طرف مقابل متمرکز شوید.

بنابراین با پیدا کردن حقایقی در انتقاد های دیگران و نه صرف برخورد با عصبانیت یا اضطراب نه تنها به خودشناسی بهتری دست می یابید بلکه از انتقاد و بحث بی مورد جلوگیری می کنید.

در عین حال با آرامش از طرف مقابل بخواهید واضح تر در مورد گفته های خود با شما صحبت کند.

مثلا در پاسخ به جمله ای کلی ( تو خود خواهی) می توانید بگویید: درست است که به احساس تو در این مورد توجه نکرده ام و از دست من عصبانی شده ای، شنیدن این حرف ها برایم سخت است .آیا کارهای دیگری هم انجام داده ام که از نظر تو خود خواهانه باشد؟

در مثال بالا اگر فرد موقعیت های دیگری از خودخواهی را یاد آور شود در واقع می توان گفت انتقاد درستی داشته و باید با خودشناسی بیشتر روی اصلاح این مورد کار شود.

در صورتی که موارد دیگری که حاکی از خودخواهی باشد، وجود نداشته و مطرح نگردد، با این تکنیک فرد منتقد به آرامش دعوت شده و نست به برخورد تند خود آگاه می شود.

و انتقاد های کلی تبدیل به انتقاد جزئی و خاص می گردد.

2_ در ارتباط اجتماعی همدلی فکری و احساسی  داشته باشید.

همه ی ما فکر می کنیم که می دانیم دیگران در مورد ما چه فکر و احساسی دارند،

و نیز احساس می کنیم به طور کامل متوجه گفته ها و منظور یا شرایط طرف مقابل خود هستیم.

همدلی یکی از مولفه های اساسی در یک ارتباط اجتماعی موثر و موفق است.

همدلی همچنین از ویژگی های اساسی یک روانشناس یا درمانگر خوب است.

علارغم این که به ظاهر هم دلی آسان است اما بسیاری از متخصصان حوزه روانشناسی بعد از سال ها مهارت و آموزش حرفه ای به این خصیصه دست می یابند.

دیدن دنیا از نگاه و دریچه ذهنی دیگران مسلما سخت و البته کمک کننده در ارتباطات و تعاملات اجتماعی ماست.

همدلی به دو نوع حسی و فکری تقسیم می شود.

همدلی فکری یعنی این که درست متوجه منظور و چیزی که دیگران به آن فکر می کنند، بشویم.

همدلی احساسی یعنی درک احساس دیگری برای مان به درستی امکان پذیر باشد.

در ارتباطات اجتماعی تان برای نشان دادن هم دلی فکری و توجه، می توانید با بیان خلاصه ای از آن چه که طرف مقابل تان گفته، این حس را به او بدهید که او را به درستی درک کرده اید.

برای این کار لازم است به جای تمرکز روی حرف ها و پاسخ های خود، به دقت به حرف های طرف مقابل گوش و تمرکز کنید.

توجه داشته باشید که صرف تکرار حرف طرف مقابل به صورت طوطی وار هم دلی نبوده و تنها باعث آزردگی خاطر طرف مقابل تان می شود.

3_ در ارتباط اجتماعی نوازش داشته داشته باشید.

نوازش در زبان تخصصی روانشناسی نه به معنای عام آن و تماس فیزیکی، بلکه به معنای آگاهی و توجه از حضور دیگری است.

شاید بتوان گفت نوازش در ارتباط اجتماعی اصلی ترین مولفه بوده و انسان ها همواره خواستار دیده شدن و مورد توجه قرار گرفتن بوده اند.

به همین دلیل است که زن و شوهری که با هم هیچ گونه تعامل مثبت و حتی منفی از نوع دعوا و بحث ندارد، از شرایط بدتری در مقایسه با یک زوج پرچالش که دائم با هم سر ناسازگاری دارند، برخوردارند.

انواع نوازش

نوازش کلامی

شامل هرگونه توجه و صحبت کلامی ( از یک سلام و احوال پرسی ساده گرفته تا صحبت طولانی).

نوازش غیر کلامی

نگاه کردن، در آغوش گرفتن، لبخند زدن، گرفتن دست یکدیگر و… را شامل می شود.

نوازش مثبت

توجه و بیان نکات مثبت در خصوص دیگری و ابراز محبت.

نوازش منفی

تحقیر، کنایه و توهین را شامل می شود که احساس بدی به طرف مقابل دست می دهد.

نوازش شرطی

ابراز احساس یا توجه به دیگری به شرط انجام کاری( مثلا من تو را دوست دارم اگر …).

نیاز اساسی انسان ها به دریافت نوازش باعث می شود که به نوع منفی نوازش تن داده و لااقل بدین طریق از دیگران نوازش دریافت کنند.

قدردانی، تحسین و احترام و اشاره به ویژگی های مثبت دیگران در ارتباط اجتماعی ویژگی افراد محبوب و موفق است.

سعی کنید در این مورد برون گرا بوده و نکات مثبتی که از دیگران دیده اید را به آن ها بازگو کنید.

تصمیم گیری

تصمیم گیری عبارت از پروسه و منطقی می باشد که افراد بر اساس آن به تصمیم دست پیدا می کنند. انواع مختلف تصمیم گیری منجر …

نحوه برخورد با افراد مورد علاقه و نزدیکانی که نمی خواهند تغییر کنند

در صورتیکه یکی از افراد مورد علاقه شما همچنان”روش خودش را داشته باشد و حاضر به تغییر آن نباشد”، باید یک تصمیم جدی در این رابطه بگیرید.

شما می توانید این افراد را همانطور که هستند بپذیرید، یا می توانید توانایی خودتان برای برقراری ارتباط و رابطه افزایش دهید و رابطه بهتری با فرد مورد علاقه تان داشته باشید.

در صورتیکه شخص مورد علاقه شما آنقدر بر روی عدم تمایل خودش برای تغییر مصمم باشد که این تصمیمش بر روی سایر افراد هم تاثیر بگذارد، باید از طریق انجام دادن یک سری کارهای مناسب و حرفه ای، او را متقاعد به تغییر کنید.

روش یک – تعامل داشتن با افراد لجوجی که دوستشان دارید

بر روی درخواست خودتان از فرد مورد علاقه تان برای تغییر تمرکز کنید

1. بر روی درخواست خودتان از فرد مورد علاقه تان برای تغییر تمرکز کنید.

حتما باید از فرد مورد علاقه تان بخواهید که رفتار خودش را تغییر دهد، نه اینکه خودش را تغییر دهد. سعی کنید یک رفتار خاصی را مشخص کنید که می خواهید فرد مورد علاقه تان آن را تغییر دهد؛

نباید به این فرد بگویید که شخصیت خودش را تغییر دهد. برخی از رفتارهایی که فرد مورد علاقه تان می تواند آنها را تغییر دهد، عبارتند از:

  • انتقاد کردن
  • سرزنش کردن
  • اظهارنظرهای نامناسب؛ همانند گفتن حرف های نژادپرستانه، تبعیض جنسیتی یا مسخره کردن افراد هم جنس خواه
  • داد زدن یا فریاد زدن به سر شما
  • رعایت نکردن حریم خصوصی شما، همانند سرزده وارد شدن به اتاق شما یا فضولی کردن در مورد بحث های شما با سایر افراد.
تعریف کردن

2. تعریف کردن.

افرادی که دوست ندارند دیدگاه سایر افراد را در نظر بگیرند، یا افرادی که همواره یک سری رفتارهایی را نشان می دهند که برای خودشان یا سایر افراد خانواده مضر است، عبارت از افرادی می باشند که به سختی می توان با آنها صحبت کرد.

سعی کنید که به صورت مهربانانه به پیش فرد مورد علاقه تان بروید و به صورت صادقانه از وی تعریف کنید.

همچنین سعی کنید که جملات خودتان را به جای “شما” با “من” شروع کنید.

به منظور تعریف کردن فرد مورد علاقه تان می توانید بگویید که “به خاطر کمکی که به شستن ظرف ها کردید، سپاسگزارم” یا “من همواره این حالت مثبت و قاطعانه شما را تحسین می کنم” یا “من فکر می کنم که علاقه شما به سیاست، تحسین برانگیز است!”

به مشکلات مربوط به رفتار فرد مورد علاقه تان اشاره کنید

3. به مشکلات مربوط به رفتار فرد مورد علاقه تان اشاره کنید.

بعد از جلب توجه فرد مورد علاقه تان و ایجاد یک حالت مناسب در وی از طریق تعریف کردن، راحت تر می توانید در رابطه با رفتاری صحبت کنید که شما را اذیت می کند؛

در اینصورت فرد مورد علاقه تان حالت دفاعی به خودش نخواهد گرفت. این نکته را به یاد داشته باشید که هدف شما عبارت از تمرکز بر روی رفتاری است که دوست دارید فرد مورد علاقه تان آن را تغییر دهد و هدف شما عبارت از تغییر فرد مورد علاقه تان نمی باشد.

برای مثال می تواند بگویید که “پدر، زمانیکه شما در مورد مردان همجنس خواه (گی) صحبت می کنید، احساس ناخوشایندی پیدا می کنم.

من دوستان خوبی دارم که گی هستند و آنطور که شما می گویید نیستند. زمانیکه این حرف ها را زدید احساس ناراحتی و سردرگمی کردم.”

تشویق کنید

4. تشویق کنید.

این احتمال وجود دارد که فرد مورد علاقه تان یک حالت دفاعی به خودش بگیرد. زمانیکه یک فردی با سر و صدا و خودنمایی در برابر تغییر رفتارش یا تغییر دادن عقیده اش مقاومت کند، شاید در شرایط نامناسبی قرار داشته باشد.

در صورتیکه چنین اتفاقی صورت بگیرد، سعی کنید فرد مورد علاقه تان را تشویق کنید که یک دیدگاه متفاوتی نسبت به این موضوع داشته باشد.

برای مثال می توانید بگویید که “من درک می کنم که این موضوع برای شما ناراحت کننده است، ولی این مورد که نمی خواهید در مورد این موضوع با من صحبت کنید، نشان دهنده ترس شما می باشد.”

5. در دسترس فرد مورد علاقه تان باشید.

5. در دسترس فرد مورد علاقه تان باشید.

هیچ وقت نباید از فرد مورد علاقه تان دوری کنید، حتی در زمانیکه شما را ناامید کند. به جز در شرایطی که رفتار فرد مورد علاقه تان منجر به ایجاد خطر برای شما شود، نباید از این فرد دوری کنید.

منزوی کردن فرد مورد علاقه تان می تواند گرایشات و رفتارهای مشکل زای این فرد را افزایش دهد؛

بنابراین سعی کنید که فرد مورد علاقه تان را مشغول فعالیت هایی کنید که خودتان در حالت معمول انجام می دهید.

به شخص مورد علاقه تان بگویید که در صورت مواجه شدن با هر مشکلی می تواند به شما مراجعه کند. به این فرد بگویید که “نسبت به این موضوع مطلع باشید که هر وقت تمایل داشته باشید، می توانید با من صحبت کنید.”

از اعمال فشار بر روی فرد مورد علاقه به منظور تغییر، اجتناب کنید

6. از اعمال فشار بر روی فرد مورد علاقه به منظور تغییر، اجتناب کنید.

تغییرات زمان بر هستند و فشار آوردن بر روی فرد مورد علاقه تان باعث نخواهد شد که تغییر به صورت سریعتری انجام بگیرد.

سعی کنید از انجام دادن مواردی که منجر به ادامه دار شدن رفتار منفی فرد مورد علاقه تان می شوند، اجتناب کنید؛ برخی از این رفتارها عبارتند از:

  • مطرح کردن مکرر مشکل. بعد از مطلع کردن فرد مورد علاقه تان در مورد احساسات خودتان، این فرد باید در مورد حرف های شما فکر کنید و در مورد تغییر دادن یا تغییر ندادن رفتارش تصمیم بگیرد. مطرح کردن مکرر مشکل منجر به تسریع این فرآیند یا متقاعد شدن فرد مورد علاقه تان نخواهد شد. این کار شما فقط منجر به عصبانیت این فرد خواهد شد و هیچ نتیجه دیگری را به دنبال نخواهد داشت.
  • از اظهارنظرهای نافعال – پرخاشگرانه در مورد رفتار فرد مورد علاقه تان اجتناب کنید. بیان کردن اظهارنظرهای نافعال – پرخاشگرانه یک روش دیگری در رابطه با تحث فشار قرار دادن فرد مورد علاقه تان می باشد؛ بنابراین بهتر است از این رفتارها اجتناب کنید. برای مثال نباید بگویید که “این خیلی بد است که برخی از افراد ذهنیت محدود و بسته ای دارند.”
به خاطر خودتان استقامت کنید

7. به خاطر خودتان استقامت کنید.

در صورتیکه رفتار فرد مورد علاقه تان منجر به ناراحتی شما شود، در این صورت باید به خاطر خودتان استقامت کنید.

این کار می تواند سخت باشد، به خصوص در صورتیکه عادت کرده باشید که در حین فکر کردن، آرام باشید. به هر حال به منظور اینکه به فرد مورد علاقه تان کمک کنید تا نامناسب بودن رفتارش را درک کند، باید استقامت بیشتری داشته باشید.

می توانید بگویید که “من به نظرات شما احترام می گذارم، ولی این حق را دارم که نظرات خودم را هم بگویم.

کارهایی که شما انجام می دهید و حرف هایی که می گویید، مرا ناراحت می کند و از شما می خواهم که این رفتارهایتان را متوقف کنید.”

روش دو – زمانیکه یک فردی تغییر را نپذیرد، باید به صورت مناسبی با او ارتباط برقرار کنید.

خواسته های خودتان را به صورت شمرده شمرده بگویید تا بتوانید یک مکالمه ای داشته باشید که فاقد هر نوع سرزنشی باشد

1. خواسته های خودتان را به صورت شمرده شمرده بگویید تا بتوانید یک مکالمه ای داشته باشید که فاقد هر نوع سرزنشی باشد.

به فرد مورد علاقه تان بگویید که نمی خواهید سرزنشش کنید. به این فرد تاکید کنید که می خواهید یک گفت و شنودی با هم داشته باشید که هیچ فردی نباید در آن حالت دفاعی به خودش بگیرد.

در صورتیکه یک موضوعی مطرح شود، ولی تنش های موجود زیاد باشند یا موضوع مورد نظر یک موضوعی نباشد که بتوانید به صورت صریح و صمیمانه در مورد آن صحبت کنید، در این صورت از فرد مورد علاقه تان بخواهید که بعدا در مورد آن صحبت کنید.

قبل از هر کاری هدف بحث خودتان را بگویید. برای مثال می توانید بگویید که “من می خواهم که از طریق به دست آوردن یک شناخت بهتر نسبت به …، رابطه مابین خودمان را تقویت کنیم.”

از طریق بیان کردن یک داستانی در مورد خودتان، بحث خودتان با فرد مورد علاقه تان را شروع کنید

2. از طریق بیان کردن یک داستانی در مورد خودتان، بحث خودتان با فرد مورد علاقه تان را شروع کنید.

بخصوص در صورتیکه بخواهید در رابطه با عدم تمایل فرد مورد علاقه تان برای تغییر – یا عدم تمایل این فرد برای داشتن یک دیدگاه متفاوت – صحبت کنید، سعی کنید که قبل از مطرح کردن موضوع یک مثالی در مورد خودتان بزنید.

در مورد یک زمانی صحبت کنید که یک فرد دیگری به شما کمک کرده است تا یک مشکلی را در مورد رفتار خودتان رفع کنید، در حالیکه قبلا بر این عقیده بوده اید که این رفتار هیچ مشکلی ندارد.

باید از عبارات و قالب گفتاری مناسبی استفاده کنید تا شخص مورد علاقه تان در رابطه با موردی که از نظر شما باید تغییر کند، خجالت نکشد.

سعی نکنید که یک دلیلی بیاورید.

3. سعی نکنید که یک دلیلی بیاورید.

اصلا در مورد این موضوع بحث نکنید که چه کسی حرف درستی می زند و چه کسی اشتباه می کند.

در صورتیکه یک فردی تغییر (تغییر رفتارش یا تغییر دیدگاهش در مور یک مسئله خاص) را نپذیرید، شاید این فرد هیچ دلیل خاصی برای این تصمیمش نداشته باشد.

شاید این رفتار فرد بخشی از سیستم عقیده ایش باشد؛ بنابراین بحث کردن در رابطه با آن هیچ فایده ای نخواهد داشت.

از جر و بحث با فرد مورد علاقه تان اجتناب کنید. از این فرد نخواهید که عقاید خودش را اثبات کنید یا سعی نکنید که اشتباه این فرد را اثبات کنید.

یک سری سوالاتی بپرسید. سعی کنید که شناخت بهتری در مورد دلیل مربوط به رفتارها یا عقاید مشکل زای فرد مورد علاقه تان به دست بیاورید.

به همین منظور می توانید یک سری سوالاتی بپرسید؛ برای مثال می توانید بپرسید که “چه تجارب و اتفاقاتی باعث شده اند تا شما چنین احساسی داشته باشید؟”

در حین صحبت کردن در مورد نظرات خودتان، از جمله هایی استفاده کنید که با “من” شروع می شوند

4. در حین صحبت کردن در مورد نظرات خودتان، از جمله هایی استفاده کنید که با “من” شروع می شوند.

این موضوع را تایید کنید که بیشتر دیدگاه های شما ذهنی یا صرفا بر مبنای نظر خودتان می باشند؛ در این صورت فرد مورد نظرتان هم به همان نتیجه خواهد رسید.

جمله های خودتان را با استفاده از “من فکر می کنم که ….” ، “از نظر من …” یا “به نظر می رسد که …” شروع کنید.

در صورتیکه یک جلمه ای به توضیح بیشتری نیاز داشته باشد، سعی کنید بعد از آن یک جمله ای همانند “بنابراین، من نگران …. هستم” یا “به نظر می رسد که این مود می تواند به … منجر شود” را بگویید.

فقط زمانی نیاز به توضیح پیدا می شود که فرد مورد علاقه تان در نتیجه مشاهدات اولیه یا احساسات بیان شده تان متقاعد به تغییر نشود.

کیفیت و شرایط مد نظرتان برای مکالمات و گفتگوهای آینده با این فرد را توضیح دهید

5. کیفیت و شرایط مد نظرتان برای مکالمات و گفتگوهای آینده با این فرد را توضیح دهید. 

یک سری پیام های مشخصی بفرستید که نشان دهد می خواهید موقعیت های موجود را مجددا ببینید یا مجددا در مورد آن فکر کنید و امیدوارید که فرد مورد علاقه تان هم همین نگرش را داشته باشد.

در صورتیکه نظر خودتان را با صداقت بگویید و فرد مورد علاقه تان هم از آن حمایت کند، باید این نکته را بپذیرید که واژگان مورد استفاده شما مشکل زا بوده است و باید آن را اصلاح کنید.

برای مثال می توانید بگویید که “بسیار خب، … بله، حق با شماست، من نمی توانم مثبت باشم، ولی نظر من این است.”

تنش های ایجاد شده را از طریق خندیدن از بین ببرید

6. تنش های ایجاد شده را از طریق خندیدن از بین ببرید.

ایجاد تنش در مکالمات روزمره یک مورد کاملا عادی می باشد، به خصوص در صورتی که شما و فرد مورد علاقه تان مدت زمان زیادی در کنار هم باشید. در صورتیکه این اتفاق بیافتد، سعی کنید که تنش موجود را کاهش دهید.

می توانید بگویید که “جیز، هر دو ما آدم های خیلی لجوجی هستیم!”

یک فرد در صورتی حالت دفاعی به خودش می گیرد که طرف مقابلش حاضر به تغییر نظرش نباشد. سعی کنید که مکالمه تان به بن بست کشیده نشود.

در صورت پیش آمدن هر نوع مشکلی در مکالمه و به منظور ادامه دادن به آن ، سعی کنید که سوالاتی همانند “آیا نظر متفاوتی دارید؟” بپرسید.

صبور باشید

7. صبور باشید.

در زمانیکه فرد مورد علاقه تان فاصله کمی با تغییر رفتارش داشته باشد، احساس خستگی شما از بین خواهد رفت. در این شرایط، این فرد تایید می کند که یک سری مواردی باید تغییر کند، ولی همچنان در مورد آن یک مقداری شک خواهد داشت.

باید نسبت به این نکته مطلع باشید که حتی زمانی که افراد متمایل به تغییر باشند، این تغییر زمان بر خواهد بود. در واقع تغییر الگوهای شکل گرفته رفتاری به صورت خاص، یک فرآیند می باشد و به گذر زمان نیاز دارد.

پیشرفت های توسعه ای، حتی در صورتیکی محدود به بحث ها باشند، ارزشمند خواهند بود.

قدردانی خودتان از تلاش فرد مورد علاقه تان و تمایلتان به تغییر خودتان را می توانید از طریق تشکر کردن از این فرد به دلیل صحبت کردن با شما نشان دهید.

نسبت به زمان پایان دادن به مکالمه مطلع باشید.

8. نسبت به زمان پایان دادن به مکالمه مطلع باشید.

شاید در برخی مواقع تغییر دادن موضوع یا دور شدن از کنار فرد مورد نظر، یک تصمیم مناسب تر و ایمن تری باشد.

در صورتیکه فرد مورد علاقه تان هیچ نوع تمایلی به صحبت کردن با شما نداشته باشد و پرخاشگری نشان دهد یا سر شما داد بزند، در این صورت نباید ثبات و سلامتی خودتان را به خطر بیاندازید. قبل از ایجاد شرایط غیر قابل کنترل باید به بحث خودتان خاتمه دهید.

برای مثال می توانید بگویید که “اجازه بدهید در یک زمان مناسب دیگری که هر دو ما آرامتر هستیم، با هم صحبت کنیم.” یا “این شروع خوبی بود، ولی فکر می کنم باید همینجا خاتمه بدهیم.”

روش سه – کمک کردن به فرد مورد علاقه تان برای کمک کردن به خودش

مطلع کنید.

1. مطلع کنید.

به منظور شناسایی مشکلاتی که به دلیل عدم تمایل فرد مورد علاقه تان برای تغییر ایجاد می شود، شاید علاوه بر بحث به موارد دیگری هم نیاز پیدا شود.

بررسی کنید که به چه نحوی می توانید به فرد مورد علاقه تان کمک کنید تا با مشکلات پیش آمده در زندگی شخصیش مقابله کند.

بخشی از این کار عبارت از آماده بودن برای راهنمایی این فرد در حین درخواست کمک می باشد.

اولین کاری که فرد مورد علاقه تان باید انجام دهد را بشناسید و آن را توصیه کنید.

با یک متخصص مراقبت سلامتی صحبت کنید. مراجعه به یک متخصص سلامت روان هم برای آگاهی یافتن در مورد سناریوی فرد مورد علاقه تان و هم برای سلامت روانی خودتان مفید می باشد.

از فرد مورد علاقه تان بخواهید که از یک متخصص کمک بگیرد

2. از فرد مورد علاقه تان بخواهید که از یک متخصص کمک بگیرد.

در صورتیکه بتوانید یک مکالمه صادقانه ای با فرد مورد علاقه تان داشته باشید که با مشکلات شخصی مواجه است، در این صورت فرصت کمک به این فرد را خواهید داشت.

سعی کنید یک سری اطلاعاتی در مورد افرادی به دست بیاورید که این فرد می تواند از آنها کمک دریافت کند.

بهترین روش ممکن برای انجام این کار عبارت از توصیه کردن به فرد مورد علاقه تان برای مراجعه به یک درمانگر عمومی می باشد؛ فرد مورد علاقه تان باید از این درمانگر عمومی بخواهد که او را به یک درمانگر متخصص ارجاع دهد.

احتمالا فرد مورد علاقه تان خواهد پذیرفت که به یک درمانگر عمومی مراجعه کند، ولی تمایلی به مراجعه به یک روان پزشک یا روان شناس نخواهد داشت.

درمانگران عمومی می توانند فرد مورد علاقه تان را متقاعد کنند که به یک متخصص مراقبت سلامت روانی مراجعه کند.

در حین توصیه کردن با فرد مورد علاقه تان برای دریافت کمک، بر روی رفتارها یا صحبت های این فرد که منجر به آسیب دیدن خودش یا افراد دیگری شده است، تاکید کنید.

برای مثال شما می توانید بگویید که “به دلیل اینکه همیشه احساس عصبانیت دارید، نگران هستم. من فکر می کنم باید در رابطه با این شرایط خودتان با یک فردی صحبت کنید تا بتوانید احساس بهتری به دست بیاورید.”

در صورتیکه جای خاصی را برای دریافت کمک یا اطلاعات نشناسید، سعی کنید با سازمان هایی همانند پیمان ملی در مورد بیماری روانی ارتباط برقرار کنید.

از فرد مورد علاقه تان بخواهید که به خاطر شما کمک دریافت کند

3. از فرد مورد علاقه تان بخواهید که به خاطر شما کمک دریافت کند.

در صورتیکه فرد مورد علاقه تان درخواست شما برای مراجعه به یک متخصص یا دریافت سایر کمک ها را رد کند، می توانید از این فرد بخواهید که به خاطر رابطه شما این کار را انجام دهد.

از سایر دوستان و افراد مورد علاقه تان هم بخواهید که این کار را انجام دهند.

در موارد خطرناکی که رفتار فرد مورد علاقه تان تاثیر مضری بر روی سلامتی و امنیت خودش و سایر افراد دارد، همین شرایط می تواند تنها روش موجود برای متقاعد کردن این فرد در رابطه با نیاز به تغییر باشد.

می توانید به این فرد بگویید که “من مطلع هستم که در شرایط فعلی با … مواجه هستید، و باید مطلع باشید که می خواهم از شما حمایت کنم.

من می خواهم که رابطه مابین ما سالم و مثبت باقی بماند و به دلیل اینکه شما با … مواجه هستید، خیلی اذیت می شوم.”

در مورد زمان مربوط به خاتمه رابطه مطلع باشید

4. در مورد زمان مربوط به خاتمه رابطه مطلع باشید.

یک سری محدودیت هایی برای روابطی مشخص کنید که برای شما و سایر افراد، از جمله فرد مورد علاقه تان، خطراتی دارند.

در مورد کارهایی که می توانید در آن مشارکت کنید و کمک هایی که می توانید به این فرد بکنید یا در مورد کنار گذاشتن این فرد از زندگی تان به خوبی فکر کنید.

محدودیت هایی که در نظر گرفته اید را به صورت مفصل به فرد مورد علاقه تان توضیح دهید. برای مثال می توانید بگویید که “زمانیکه مشروب می خورید، نمی توانم در کنارتان باشم.

در صورتیکه به خانه بیایم و شما مست باشید، در این صورت برای همیشه از اینجا خواهم رفت.”

در صورتیکه این فرد به صورت عمدی شما را تحریک کند یا از شما بخواهد که محدودیت های خودتان را لغو کنید، در این صورت باید به رابطه خودتان خاتمه دهید.

در صورتیکه فرد مورد علاقه تان به طور مداوم شما یا افراد دیگری را اذیت کند، باید یک اقدامی بکنید.

در حالت ایده آل این فرد متمایل به تغییر رفتار خواهد بود. در غیر اینصورت شما باید از فرد مورد علاقه تان فاصله بگیرید یا اینکه کلا رابطه تان را با این فرد قطع کنید.

نویسنده: Trudi Griffin, LPC

به روز رسانی شده در: 30 مارچ 2019 , ترجمه : کانون مشاوران ایران

چگونه یک مکالمه معنی دار و منطقی داشته باشیم؟

ارتباط می تواند سخت باشد. اغلب اوقات، ما نهایت تلاش خود را می کنیم تا خود و فرد مقابلمان را شاد نگه داریم.

مساله این است که ما همیشه هم بهترین راهکار برای این مورد را نمی دانیم. ممکن است کاری را انجام دهیم که فکر میکنیم درست است و کمک می کند تا ارتباط را در نقطه ای که ما میخواهیم، تثبیت کند.

یا، ممکن است به تلاش هایی که در گذشته هم انجام می دادیم ادامه دهیم با این امید که نتیجه بهتری خواهیم گرفت. نهایتا، ما از این تلاش ها خسته می شویم یا از پذیرش این که ارتباط همین است و تغییر نخواهد کرد منزجر می شویم.

در این مقاله سعی می شود ساختاری برای اینکه چگونه می توان یک مکالمه معنی دار و منطقی با فرد مقابل داشت، ارائه شود.

با دانستن اینکه چگونه می توانید مکالمه ای راهبردی و منطقی داشته باشید، ارتباط شما تقویت شده، احساس صمیمیت و نزدیکی بیشتری برای هر دوی شما به ارمغان خواهد آورد و راههای جدیدی برای نزدیک شدن به ارتباط به دست خواهد داد .

به این طریق شما به هر آنچه که می خواهید می توانید برسید. تمرین هایی وجود دارد که به شما کمک می کند تا بدانید چگونه می توان به مکالمه و درگیری شدن در آن سوق پیدا کرد.

این توصیه ها به ایجاد محیطی هدایت گر و سرگرم کننده کمک می کند که در آن هر فردی قادر به یادگیری در مورد فرد دیگر است به گونه ای که هیچ یک به احساسات فرد دیگر لطمه وارد نکنند یا بجای مکالمه مشاجره صورت نگیرد.


آماده کردن زمینه برای مکالمه

  • در هر مکالمه معنی داری، بهترین کار اختصاص زمان برای انجام آن است به نحوی که هیچ یک از دو طرف درگیر نبوده و هر دوی شما انرژی فیزیکی و احساسی برای صحبت کردن داشته باشید.
  • این نوع مکالمات باید جالب و خوشایند باشند، اما اگر هر دو فرد یا یکی از طرفین خواهان مکالمه در آن لحظه نیستند ممکن است منجر به دعوا و کشمکش شود.
  • چیزهایی که شما باید به آن فکر کنید زمانی است که مکالمه خواهید داشت و اینکه در کجا این مکالمه قرار است انجام شود.
  • از گیر انداختن فرد مقابلتان زمانی که درگیر و مشغول است یا خسته است، مانند زمانی که تازه از سر کار به خانه رسیده اند، دوری کنید.
  • موقعیت را ارزیابی کنید و به خاطر داشته باشید که زمان بندی مناسب برای انجام مکالمه قطعا و تا حد زیادی نتایج این مکالمه را تحت تاثیر قرار می دهد.

شروع مکالمه

  • زمانی که برای صحبت و مکالمه به فرد مقابل نزدیک می شویم، بهتر است به طور شفاف و واضح به آنها بگویید که می خواهید در چه مورد و موضوعی صحبت کنبد.
  • سپس، از آنها بپرسید که آیا مایل به صحبت در مورد آن هستند یا نه. اگر بگویند نه، از آنها بپرسید که آیا مایل هستند در زمان دیگری در این مورد به صحبت بپردازند و اینکه چه زمانی.
  • شما حتی می توانید یک زمان را دوتایی و با همدیگر برای صحبت معین کنید. لازم به ذکر است نحوه بیان و مطرح کردن این مکالمه زمینه را برای واکنش و عکس العمل فرد مقابل شما به مکالمه فراهم می کند.
  • اگر فرد مقابل شما حس کند که مورد هجوم قرار گرفته یا در مخمصه است، با حالت تدافعی پاسخ خواهد داد، که توانایی برای داشتن یک مکالمه خوشایند و کارا را کاهش می دهد.
  • یک تاکتیک برای شروع هر مکالمه عمیق و چالش برانگیزی، نزدیک شدن به موضوع با حس کنجکاوی است.
  • اگر تمایل شما بر این است که بدانید فرد مقابلتان چگونه فکر می کند و چه احساسی دارد، به احتمال زیاد در مکالمه ای درگیر خواهند شد که برای هر دوی شما مفید خواهد بود.
  • به این شیوه تمایل آنها برای وارد شدن در مکالمه بیشتر است.

سایت “کانون مشاوران ایران” به عنوان مرجع روانشناسی، همواره در کنار شماست. متخصص زوج درمانی و خانواده درمانی و مشاوره فردی در نقاط مختلف ایران از جمله اصفهان، تبریز، شیراز و تهران و مرکز مشاوره قیطریه ، شهرک غرب، شریعتی و غیره به مشاوره تخصصی می پردازند.

در طول مکالمه

  • بمانند هر مکالمه عمیق و چالش برانگیزی، شما می خواهید به این فکر کنید که چگونه می توانید احساسات خود را توضیح دهید و چگونه می توانید پاسخ دهید.
  • روانشنسان معتقدند که افراد حرفه ای در مورد چگونگی مزدیک شدن به چنین مکالماتی صبور و آرام هستند و همچنین معتقدند که زوج هایی که دررفتاهای ارتباطی مثبت درگیر هستند، به احتمال زیاد می توانند یک ارتباط بلند مدت و با ثبات را از پیش ببرند.
  • و زمانی که فرد مقابل آنها چیزی بگوید، هرچند حتی شنیدن آن برایشان سخت باشد، با این حال آنها با کنجکاوی پاسخ داده و چیزهایی مانند این می گویند ” این جالبه، در این مورد بیشتر بهم بگو!”.
  • سپس زمانی که مکالمه شروع شد و در طول آن، از عبارات انتقادی و حمله به فرد مقابل خودداری کنید. گاتمن در این باره می گوید، انتقاد اولین مورد از رفتارهای تعیین کننده است که تخریب گرد هستند.
  • هر عبارتی که باعث شود شنونده حس کند مورد حمله قرار گرفته، مورد بی احترامی قرار گرفته  و یا طر شده است، احتمالا منجر به الگوهای مشکل دار دیگر از ارتباطات شود مانند خودداری و مقابله و یا حالت تدافعی شود.
  • به گفته گاتمن، فرق است بین انتقاد و شکایت. شکایت بر رفتار متمرکز است  در حالیکه انتقاد بر خود فرد تمرکز می کند.
  • به منظور ایجاد یک جو ارتباطی که زمینه ساز یک مکالمه ی مفید، مثبت و مشارکتی است، اطمینان حاصل کنید که هر عبارت و جمله ای که بیان می کنید بر چگونگی احساس شما و رفتارهای خاص تمرکز دارد نه اینکه حمله ای به شخصیت و یا رفتار فرد مقابلتان باشد.
  • یک شنونده حمایت گر باشید. به خود اجازه ندهید که با گوشی همراه و یا دیگر اتفاقاتی که حول مکالمه شما رخ می دهد و یا افکاری که یکهو به ذهن شما خطور می کند، حواستان پرت شود.
  • گوش کنید تا درک کنید، نه اینکه صرفا محض پاسخ دادن گوش کرده باشید. سوالاتی جهت واضح تر شدن بحث بپرسید و این به شما کمک می کند تا واقعا درک کنید که فرد مقابلتان چه احساسی دارد.
  • سعی کنید مکالمه فرد مقابلتان را قطع نکنید- تا تمام شدن حرفشان و بیان افکارشان صبر کنید و سپس پاسخ دهید. با صبر کردن تا خاتمه ی صحبت ممکن است چیزی را دریابید که منجر به تغییر نحوه ی پاسخ شما شود.
  • وقتی شروع به صحبت میکنید، به بازخوردهای غیر کلامی فرد مقابلتان توجه کنید. گاهی اوقات درگیر شدن در متاارتباط- ارتباط گرفتن در مورد ارتباط برقرار کردن- کمک کننده است.
  • به عنوان مثال، ممکن است بگویید “به نظر می رسد تو در مورد آن چیزی که من می گویم نامطمئن هستی؟” این استراتژی از جمله تدافعی و انتقادی مانند “تو هیچ وقت من را درک نمی کنی” و یا “چرا این برای تو سردرگم کننده است؟” بهتر است.
  • به جای فرضیه پردازی در مورد اینکه فرد مقابلتان چه احساسی دارد و یا چه فکری می کند، بهتر است دقیقا در مورد آنچه که میخواهید بیشتر بدانید سوال کنید.
  • همچنین به خاطر داشته باشید که یک مالمه شامل تعادلی است از هر دو فرد مکالمه گر و شنونده. سعی کنید از تسلط بر مکالمه اجتناب کنید.

مکالمه مولفه مهمی از حفظ یک ارتباط سالم است. بدون مکالمات، رابطه ها ضعیف تر شده و نهایتا میمیرند.

زمانی که به شیوه ی درست به مکالمه نزدیک می شوید، مکالمات می توانند منجر به کشفیات جدید در مورد اینکه شما و فرد مقابلتان چگونه فکر می کنید و چه احساسی دارید، شوند، احساسات بهتری در مورد صمیمیت و نزدیکی جنسی ایجاد کنند و شاهدی باشند.

برای اینکه شما می توانید در صورت بروز مشکلاتی در ارتباط خود، با همدیگر از این مشکلات عبور کنید.

با پیگیری استراتژی های مطرح شده در اینجا می توانید خود را برای مکالماتی موفق، چالش برانگیز و خوشایند آماده کنید. و زمانی که آماده بودید، این استراتژی ها را در مکالمات خود تمرین کنید.

منبع:مشاورکو