۵ افسانه در مورد اختلال شخصیت اجتنابی

۵ افسانه در مورد اختلال شخصیت اجتنابی

افسانه های زیادی در مورد اختلال شخصیت اجتنابی و افراد مبتلا به آن وجود دارد. یادگیری حقایق می تواند به این افراد در یافتن درمان مناسب کمک کند.

بسیاری از تصورات نادرست در مورد افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی (AVPD) وجود دارد. در حالی که افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی ممکن است خجالتی یا ضداجتماعی دیده شوند، اما در واقع دارای یک اختلال روانی هستند که مانع از توانایی آن ها از معاشرت با دیگران می شود.

پس از تشخیص، مبتلایان به اختلال شخصیت اجتنابی می توانند با موفقیت درمان شود. درک اختلال شخصیت اجتنابی برای یافتن کمک مناسب یا کمک به مبتلایان به این بیماری برای دریافت درمان مورد نیاز کلیدی می باشد.

۵ افسانه در مورد اختلال شخصیت اجتنابی

افسانه اول: افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی خجالتی هستند.

واقعیت: افراد مبتلا به اختلال شخحصیت اجتنابی یک وضعیت روانی دارند که فراتر از احساس خجالتی بودن است.

بسیاری از افراد خجالتی، عصبی بوده و صحبت کردن با افراد جدید باعث ترس خفیف یا خجالت آن ها در یک موقعیت اجتماعی می شود. افراد خجالتی با این احساسات به شیوه ای سالم برخورد می کنند و همچنان زندگی اجتماعی رضایت بخشی دارند.

با این حال، اختلال شخصیت اجتنابی باعث می شود این احساسات طاقت‌فرسا شده و از رفتن افراد به مکان‌هایی که امکان تعامل اجتماعی وجود دارد، جلوگیری کرده و تأثیر منفی شدیدی بر زندگی روزمره و شخصی آن ها می گذارد.

افسانه دوم: اختلال شخصیت اجتنابی همان درونگرایی است.

واقعیت: اختلال شخصیت اجتنابی و درونگرایی کاملاً متفاوت هستند.

برعکس این که بسیاری از افراد درون گرایی را مانند اختلال شخصیت اجتنابی می دانند. درونگرایی به هیچ وجه یک اختلال روانی نیست، بلکه یک ویژگی شخصیتی طبیعی و سالم می باشد. بسیاری از افراد درونگرا در واقع از معاشرت لذت می برند، دوستان زیادی دارند و دوست دارند با افراد جدید ملاقات کنند.

آن ها صرفاً به مقدار مشخصی زمان یا خلوت نیاز دارند تا احساس آرامش، استراحت یا شارژ داشته باشند. این افراد ممکن است در هر نقطه ای از طیف برون گرایی-درون گرایی قرار بگیرند و برخی از آن ها کم و بیش احساس درون گرایی دارند.

از سوی دیگر، افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی ممکن است شرکت در موقعیت های اجتماعی را تقریبا غیرممکن بدانند. این اجتناب ناشی از تمایل به گذراندن زمان به صورت تنهایی نیست، بلکه به دلیل نگرانی بیش از حد در مورد انتقاد یا احساس خجالت است.

افسانه سوم: افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی دیگران را دوست ندارند.

واقعیت: افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی اغلب تمایل به صمیمیت و روابط نزدیک دارند.

اجتناب افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی از موقعیت های اجتماعی به این دلیل نیست که از افراد دیگر خوششان نمی آید. بسیاری از افراد مبتلا به این اختلال شخصیت اجتنابی تمایل شدیدی به دوستی یا ارتباط صمیمانه با دیگران دارند.

با این حال، آن ها اغلب از ایجاد این پیوندهای نزدیک به دلیل ترس شدیدشان از مورد منفور شدن، تمسخر یا قضاوت خشن باز می مانند. اغلب اوقات آن ها نقص‌های درک شده خود را دلیلی برای ناتوانی در برقراری روابط سالم می‌دانند و تنها زمانی وارد تعاملات اجتماعی می‌شوند که مطمئن باشند پذیرفته می‌شوند و مورد انتقاد قرار نمی‌گیرند

افسانه چهارم: اختلال شخصیت اجتنابی و اختلال شخصیت ضد اجتماعی یکی هستند.

واقعیت: اختلال شخصیت اجتنابی و اختلال شخصیت ضداجتماعی دو حالت متمایز هستند.

شباهت های متعددی بین اختلال شخصیت اجتنابی و اختلال شخصیت ضد اجتماعی وجود دارد. در هر دو مورد، افراد اغلب از رفتارهای اجتماعی معمولی پیروی نمی کنند. آن ها ممکن است در حفظ روابط سالم با دیگران مشکل داشته باشند یا ترس از وابستگی عاطفی به افراد دیگر داشته باشند که به عنوان اضطراب دلبستگی شناخته می شود .

با این حال، این دو اختلال شخصیت از چند جهت کلیدی کاملاً متفاوت هستند. اختلال شخصیت ضد اجتماعی با ترس از موقعیت های اجتماعی مانند اختلال شخصیت اجتنابی مشخص نمی شود

. در عوض، افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی به گونه ای رفتار می کنند که هنجارهای اجتماعی را نقض می کند. آن ها همچنین انتخاب می کنند که با افراد دیگر تعامل داشته باشند، اما فقط به روشی که خودشان دوست دارند.

افسانه پنجم: اختلال شخصیت اجتنابی قابل درمان نیست.

واقعیت: اختلال شخصیت اجتنابی قابل درمان است.

درمان اختلال شخصیت اجتنابی گاهی اوقات می تواند چالش برانگیز باشد زیرا بیماران ممکن است تمایلی به درخواست کمک نداشته باشند. تماس گرفتن برای جلسه درمان برای افراد مبتلا به این اختلال یک چالش سخت می باشد.

با این حال، با درمان مناسب، اغلب افراد می توانند یاد بگیرند که با موفقیت شرایط خود را مدیریت کنند. درمان اختلال شخصیت اجتنابی معمولاً شامل روان درمانی، مانند درمان شناختی رفتاری است. از طریق این نوع گفتگو درمانی و مشاوره رفتاری، بیماران می توانند یاد بگیرند که اضطراب خود را در مورد تمسخر یا طرد شدن مدیریت کنند.

در اغلب اوقات، بیماران مبتلا به این عارضه دارای اختلالات همزمانی مانند افسردگی یا اضطراب نیز هستند که با دارو درمانی قابل پیشگیری و درمان است.

با این حال، در حال حاضر هیچ دارویی وجود ندارد که بتواند به طور مستقیم اختلال شخصیت اجتنابی را درمان کند. اگرچه این یک فرآیند طولانی است اما درمان از طریق روان درمانی معمولاً موفقیت آمیز می باشد.

اختلالات شخصیتی مانند اختلال شخصیت اجتنابی اغلب همراه با اختلالات مصرف مواد رخ می دهد . اگر شما یا یکی از عزیزانتان با اختلال شخصیت و اعتیاد به مواد مخدر یا الکل دست و پنجه نرم می کنید در اولین فرصت باید به روانشناس و درمانگر متخصص مراجعه کنید.

منبع: ۵ افسانه در مورد اختلال شخصیت اجتنابی

اختلال شخصیت هیستریونیک (HPD)

اختلال شخصیت هیستریونیک (HPD)

اختلال شخصیت هیستریونیک با احساسات و توجه بیش از حد مشخص می شود. تشخیص اختلال شخصیت هیستریونیک با معیارهای بالینی مشخص می شود. درمان آن با روان درمانی روان پویشی انجام می شود.

بیماران مبتلا به اختلال شخصیت هیستریونیک از ظاهر فیزیکی خود استفاده می کنند و به شیوه های نامناسب اغواکننده یا تحریک آمیز عمل می کنند تا توجه دیگران را جلب کنند.

شیوع اختلال شخصیت هیستریونیک کمتر از ۲٪ از جمعیت می باشد و اغلب در زنان تشخیص داده می شود، اما این یافته ممکن است تنها نشان دهنده شیوع بیشتر در میان زنان در محیط های بالینی باشد، در برخی از مطالعات دیگر، شیوع در زنان و مردان مشابه بود.

اختلالات همراه اختلال شخصیت هیستریونیک ، به‌ویژه سایر اختلالات شخصیت ( ضداجتماعی، مرزی، خودشیفتگی ) شایع می باشند، که نشان می‌دهد این افراد دارای آسیب‌پذیری بیولوژیکی هستند. برخی از بیماران همچنین دارارخیی ب علائم جسمی هستند که ممکن است دلیل مراجعه آن ها برای ارزیابی باشد.

 اختلال افسردگی اساسی، اختلال افسردگی مداوم  و اختلال تبدیلی نیز ممکن است همزمان با اختلال تبدیلی وجود داشته باشد.

علائم و نشانه های اختلال شخصیت هیستریونیک

بیماران مبتلا به اختلال شخصیت هیستریونیک به طور مداوم خواستار این هستند که در مرکز توجه قرار گیرند و از این که توجه دیگران را نداشته باشند عصبی می شوند. آن ها اغلب پر جنب و جوش، نمایشی، مشتاق و جذاب هستند و گاهی اوقات افراد جدید را جذاب می کنند.

این بیماران اغلب به شیوه های نامناسب اغواکننده و تحریک آمیز لباس میپوشند، نه تنها در زمان معاشقه بلکه در بسیاری از موقعیت ها (مانند محل کار، مدرسه) لباس نامناسب می پوشند و رفتار می کنند. آن ها می خواهند دیگران را با ظاهر خود تحت تأثیر قرار دهند و بنابراین اغلب درگیر ظاهر خود هستند.

بیان احساسات در این افراد ممکن است سطحی باشد (خیلی سریع خاموش و روشن شود) و اغراق آمیز باشد. آن ها به طرز چشمگیری صحبت می کنند، نظرات قوی را بیان می کنند، اما جزئیات کمی برای دفاع از نظریه خود دارند.

بیماران مبتلا به اختلال شخصیت هیستریونیک به راحتی تحت تأثیر دیگران و روندهای فعلی قرار می گیرند. آن ها تمایل دارند بیش از حد اعتماد کنند، به خصوص به شخصیت های معتبری که فکر می کنند ممکن است بتوانند همه مشکلات آن ها را حل کنند. آن ها اغلب فکر می کنند که روابط صمیمی با دیگران دارند.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت هیستریونیک به چیزهای جدید علاقه داشته و به راحتی خسته می شوند. بنابراین، آن ها ممکن است مرتباً شغل و دوستان خود را تغییر دهند.

دستیابی به صمیمیت عاطفی یا جنسی برای این افراد ممکن است دشوار باشد. آن ها ممکن است سعی کنند شریک زندگی خود را با استفاده از اغواگرانه یا دستکاری های عاطفی کنترل کنند در حالی که به شریک زندگی خود وابسته می شوند.

تشخیص اختلال شخصیت هیستریونیک

  • معیارهای بالینی ( براساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ، ویرایش پنجم [DSM-5])

برای تشخیص اختلال شخصیت هیستریونیک، بیماران باید علائم زیر را داشته باشند:

  • احساسات و توجه بیش از حد
  • ناراحتی هنگامی که آن ها مرکز توجه نیستند
  • تعامل با دیگران که به طور نامناسب از نظر جنسی
  • به سرعت در حال تغییر هستند
  •  بیان کم عمق و سطحی احساسات
  • استفاده مداوم از ظاهر فیزیکی برای جلب توجه به خود
  • سخنانی به شدت کلی و مبهم است
  • نمایشی بودن و بیان افراطی احساسات
  • به راحتی تحت تاثیر دیگران یا موقعیت ها قرار می گیرد.
  • تصور می کند روابط صمیمی با دیگران دارد حتی وقتی که اینگونه نیست.

همچنین، علائم باید از اوایل بزرگسالی شروع شده باشد.

اختلال های مرتبط

اختلالات شخصیت هیستریونیک را می توان از سایر اختلالات شخصیت بر اساس ویژگی های زیر متمایز کرد:

  • اختلال شخصیت خودشیفتهبیماران مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته نیز به دنبال توجه هستند، اما آن ها، بر خلاف مبتلایان به اختلال شخصیت هیستریونیک، می‌خواهند با آن احساس تحسین یا تعالی را تجربه کنند.

بیماران مبتلا به اختلال شخصیت هیستریونیک در مورد نوع توجهی که به آن ها می شود چندان حساس نیستند و بدشان نمی آید که زیبا یا حتی احمق تصور شوند.

  • اختلال شخصیت مرزیبیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی خود را بد می دانند و احساسات را به شدت و عمیق تجربه می کنند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت هیستریونیک خود را بد نمی بینند، حتی اگر وابستگی آن ها به واکنش دیگران ناشی از اعتماد به نفس ضعیف آن ها باشد.
  • اختلال شخصیت وابستهبیماران مبتلا به اختلال شخصیت وابسته، مانند مبتلایان به اختلال شخصیت هیستریونیک، سعی می‌کنند در نزدیکی دیگران باشند، اما بیشتر مضطرب  و مطیع هستند (زیرا نگران طرد شدن هستند). بیماران مبتلا به اختلال شخصیت هیستریونیک کمتر مهار شده و پرزرق و برق تر می باشند.

اختلال های مرتبط برای اختلال شخصیت هیستریونیک نیز شامل اختلال علائم جسمی و اختلال اضطراب بیماری است .

درمان اختلال های مرتبط

  • روان درمانی روان پویشی

درمان کلی اختلال شخصیت هیستریونیک مانند درمان دیگر اختلالات شخصیتی می باشد.

اطلاعات کمی در مورد اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و دارودرمانی برای اختلال شخصیت هیستریونیک وجود دارد.

روان درمانی روان پویشی، که بر تعارضات اساسی تمرکز دارد، نیز ممکن است نتیجه بخش باشد. درمانگر ممکن است با تشویق بیماران به جایگزینی گفتار به جای رفتار شروع کند و بنابراین، بیماران می توانند خود را درک کنند و با دیگران به شیوه ای کمتر نمایشی ارتباط برقرار کنند.

سپس، درمانگر می تواند به بیماران کمک کند تا بفهمند که چگونه رفتارهای هیستریونیک آن ها راهی ناسازگار برای جلب توجه دیگران و مدیریت عزت نفس آن ها می باشد.

منبع : اختلال شخصیت هیستریونیک (HPD)

اثربخشی نوروفیدبک بر بیش فعالی معجزه آسا است

اثربخشی نوروفیدبک بر بیش فعالی معجزه آسا است

یکی از شایع ترین اختلال های عصبی – تحولی، اختلال نارسایی توجه، بیش فعالی می باشد که در دوران کودکی اتفاق می افتد.

این اختلال به عنوان الگوهای پایداری از نارسایی توجه و بیش فعالی و تکانشگری نامتناسب با سن شناخته می شود و این اختلال عملکرد یا رشد فرد را تحت تاثیر قرار می دهد،

این نشانه ها در محیط های  مختلفی ( از قبیل خانه، مدرسه، کار با دوستان یا خویشاوندان یا فعالیت های دیگر) اتفاق  می افتد و عملکرد های مختلفی مانند اجتماعی، درسی و شغلی را تحت تاثیر قرار می دهد و بسیاری از نشانه های این اختلال در سن قبل از ۱۲ سالگی خودش را نشان می دهد.( انجمن روان پزشکی آمریکا، ۲۰۱۳)

اثربخشی نوروفیدبک بر بیش فعالی معجزه آسا است

در سنین مدرسه میزان شیوع سطح جهانی این اختلال حدود ۵ درصد می باشد. میزان شیوع این اختلال در بزرگسالی ۲٫۵ درصد می باشد و نشانه ها و علائم این اختلال در بیش از ۶۵ درصد موارد در دوره بزرگسالی مداومت دارد. ( فاراوان، بیدرمن و میک، ۲۰۰۶، سیمون، کزوبور، بالینت، میسزاروس و بایتر ، ۲۰۰۹)

با وجود آن که درصد شیوع این بیماری در بزرگسالی بالا می باشد کمتر از ۲۰ درصد از این گروه تشخیص و درمان می شوند.( گینسبرگ، کوینترو، آناند، کاسیلاس و آپاداهایا، ۲۰۱۴).

علاوه بر این بیش از ۹۰ درصد افراد دارای اختلال های روان پزشکی می باشند که در زیر نمونه هایی از آن را بیان می کنیم. ( گیلبرگ و همکاران ۲۰۰۴، نوت و همکاران ۲۰۰۷، لین ، یانگ و گای ۲۰۱۵، کیساری، دوریش و هیگس، ۲۰۱۷)

  • افسردگی
  • اختلال های خلقی
  • اضطراب
  • اختلال های شخصیت
  • اختلال های سوء مصرف مواد
  • اختلال نافرمانی مقابله ای
  • مشکلات خواب
  • اختلال های یادگیری ویژه
  • مشکلات خوردن

چالش های ارزیابی و تشخیص برای گروهی از کودکان و همچنین سایر نارسایی های عصبی تحولی به ویژه در سنین پایین وجود دارد.

کودکانی که دارای نارسایی توجه و بیش فعالی هستند به دلیل شرایط تشخیصی به خاطر رفتار های آزارشی مانند ویژگی های کج خلقی، پرخاشگری و مشکلات روان شناختی والد _ کودک بغرنج تر و ناراحت کننده تر خواهد بود. ( لاوین و همکاران، ۲۰۰۱).

برای مدیریت نشانه ها و رفتار های چالش بر انگیزی که برای گروه کودکان و نوجوانان به وجود می آید مداخلاتی انجام می شود که توجه به جنبه های مختلف برای سازگاری بهتر آن ها از اهمیت بالایی برخوردار می باشد.

این مداخلات برای بهبود نشانه های نارسایی توجه، بیش فعالی، عملکرد کارکردی و برداشتن موانع رفتاری انجام می گیرد. ( فیلت، بیرمنن، کریستینر، کوچهار و هریسون، ۲۰۱۴).

شرایطی مانند ماهیت، شرایط تحولی و حتی شرایط سنی باعث می شود تا تصمیمات متفاوتی در ارتباط با این گروه گرفته شود برای نمونه مداخله رویکرد رفتاری برای گروه های سنی زیر ۶ سال در غالب موارد زیر توصیه می شود.( کراچ و همکاران ، ۲۰۱۳)

برای اختلالات نارسایی توجه، بیش فعالی که حداقل در کوتاه مدت و بسیار زیاد، مداخله هایی انجام می گیرد که از آن می توان به داروهای روان محرک و غیر روان محرک اشاره کرد.

همچنین در این مورد مداخله های غیر دارویی مانند تغذیه و درمان روان شناختی به طور قابل توجهی مورد بررسی قرار گرفته است. ( استیونس و همکاران، ۲۰۱۴، کورتس و همکاران ، ۲۰۱۵).

همچنین برای مداخلات غیر دارویی برای گروه دارای نارسایی توجه، بیش فعالی از روش نوروفیدبک استفاده می کنند و به عنوان راهبردی امید بخش از اوایل دهه ۱۹۷۰ مورد توجه افراد قرار گرفته است.( هانریش، اشترل، آرنس، روتنبرگر و راس، ۲۰۱۶).

نوروفیدبک یکی از روش های ویژه پسخوراند زیستی و مبتنی بر امواج الکتریکی مغز می باشد، به صورتی که امواج مغزی به صورت پس خوراند بهره می گیرند.

در این روش بر اساس دیدگاه ذهن- بدن شکل گرفته می شود و بر عواملی مانند توانایی ذهن در انعطاف پذیری، تغییر و بهبود روش درمان تاکید می کند.

در روش نوروفیدبک سنسورهای تحت عنوان الکترود در پوست سر فرد دارای اختلالات نارسایی توجه و بیش فعالی قرار می گیرد تا فعالیت های الکتریکی مغز به صورت امواج مغزی و در قالب بازی های رایانه ای یا فیلم های ویدیویی به فرد مورد نظر ارائه می شود.

همچنین فرد هدایت بازی یا فیلم را از طریق امواج مغزی فراهم می کند و در صورتی دریافت پاداش امکان کسب مهارت های خود کنترلی و خود تنظیمی برای فردی که دارای نارسایی توجه و بیش فعالی می باشد فراهم می کند.

نوروفیدبک برای فردی که دارای نارسایی توجه و بیش فعالی می باشد از طریق آموزش خود تنظیمی و با استفاده از شیوه های تقویت کنشگر یا عواملی که بر گرفته از رویکرد رفتار درمانی می شود برای فرد به کار می رود.

اثربخشی نوروفیدبک بر بیش فعالی معجزه آسا است

همچنین هدف نوروفیدبک کاهش نشانه های نارسایی توجه و بیش فعالی از طریق هدف قرار دادن الگوهای نامتعارف فعالیت های عصبی مغزی می باشد.

مهم ترین عامل برای رسیدن به اهداف خواسته شده آموزش های خود تنظیمی می باشد و همچنین ایده اصلی و پشتوانه نظری نوروفیدبک بر این استوار می باشد که فرد از طریق فعالیت شرطی سازی شده می تواند فعالیت های مغزی خود را به کنترل در آورد و به هدایت الگوهای نامتعارف فعالیت های عصبی مغزی خود بپردازد.

هدایت الگوهای نامتعارف امواج مغزی در کودکانی که دچار نارسایی توجه، بیش فعالی می باشند از طریق کاهش امواج آهسته ( تتا) و افزایش امواج سریع ( بتا) به واسطه نوروفیدبک اتفاق می افتد.( کورتس و همکاران، ۲۰۱۶، هنریخ و همکاران ۲۰۱۶)

برای درمان اختلال نارسایی توجه و بیش فعالی میزان افزایش و پذیرش نوروفیدبک به ارتباط با پایه های اصلی که منجر به رخ دادن نشانه های اصلی عصب شناسی می شود دانست .

بر اساس دیدگاه های عصب شناسی که تاکید بر این دارند که اختلال نارسایی توجه و بیش فعالی شرایطی می باشد که به واسطه تحریکات پایین مغزی در تولید کافی انتقال دهنده های عصبی ایجاد می شود و در این صورت مشکلاتی در ارتباط بین نورون های عصبی ایجاد می شود.

به همین دلیل دیدگاه های نوروفیدبک با استفاده از انعطاف پذیری مغزی و از طریق شرطی سازی کنشگر در فرایند مداخله به دنبال تنظیم امواج مغزی نامتعارف برای افرادی که دارای اختلال نارسایی توجه و بیش فعالی هستند، می باشد. ( بوتنیگ، ۲۰۰۵).

پس از این که روش نوروفیدبک برای کودکانی که دارای اختلالات تشنجی بوده اند و عملکرد تحصیلی آن ها ضعیف بوده است مفید واقع شد و از نظر عملکرد مدرسه ارتقا یافته اند برای کودکانی که دارای اختلال نارسایی توجه و بیش فعالی هستند از این روش استفاده می کنند. ( لوبار و شویز، ۱۹۷۶، بوتنیگ ۲۰۰۵).

از سوی دیگر و بر اساس شواهد پژوهشی روش نوروفیدبک بر اختلال نارسایی توجه و بیش فعالی تاثیر بسیاری داشته است و اثر بخشی این رویکرد درمانی باعث کاهش نشانه های نارسایی توجه و بیش فعالی می شود، زمانی که با روش های دارو درمانی ترکیب شود تاثیر بهتری بر روی درمان خواهد داشت.( لی، یانگ، زو و وانگ، ۲۰۱۳).

با توجه به پیشینه پژوهشی در مورد اثر بخشی نوروفیدبک که در تعدیل رفتار و موفقیت های درسی کودکانی که دچار اختلال نارسایی توجه و بیش فعالی بوده اند گزارش هایی موجود است که در آن اثر بخشی نوروفیدبک بر روی گروهی از کودکان در ایران در غالب موارد مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. ( برای مثال لو و بارکلی، ۲۰۰۵، مرزبانی، مراتب و منصوریان ۲۰۱۶).

این مقاله تلاش کرده است تا به نقد و بررسی برخی از پژوهش های انجام شده به وسیله نوروفیدبک برای افرادی که دچار اختلالاتی مانند نارسایی توجه و بیش فعالی می باشند بپردازد و وضعیت ها و شرایط مزمن و مادام عمر را مورد بررسی قرار داد.

منبع : اثربخشی نوروفیدبک بر بیش فعالی معجزه آسا است

نحوه برخورد با فرد خودکشی کرده چگونه است؟

نحوه برخورد با فرد خودکشی کرده چگونه است؟

نحوه برخورد با فردی که خودکشی کرده چطور باید باشد؟ آیا دنیا برای کسی که خودکشی کرده است به آخر رسیده است؟ خودکشی از جمله اتفاقاتی می باشد که ترس و وحشت زیادی را در فرد به وجود می آورد.

برخورد با فردی که سابقه خودکشی دارد باید به گونه ای باشد که به او آسیبی نرساند بنابراین در ابتدا باید آرامش خود را حفظ کنید. البته ترس و وحشتی که از مرگ نزدیکان تجربه می کنیم با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست.

در صورتی که یکی از اطرافیان مرتکب خودکشی می شود، احساسات ناخوشایندی به سراغ ما می آید و دچار خشم، گناه و غم ناگهانی می شویم.

البته توجه داشته باشید که خشم نقش بسیار مهمی برای جلوگیری از خودکشی مجدد و بازگشت فرد به زندگی عادی دارید در شرایط خودکشی می توانید به فرد بسیار کمک کنید.

در این مقاله به ارائه راهکارهایی در مورد نحوه برخورد با فردی که خودکشی می کند می پردازیم.

نحوه برخورد با فرد خودکشی کرده

نحوه برخورد با کسی که قبلا خودکشی کرده است حساسیت های مربوط به خود را دارد، در این حالت خانواده و اطرافیان از خودکشی مجدد او می ترسند و نگرانش هستند و نمی دانند برای پیشگیری از این موضوع باید چه رفتاری از خودشان نشان دهند.

در ادامه این مقاله به رفتارهای مناسب در برخورد با کسی که سابقه خودکشی دارد اشاره می کنیم و آن ها را مورد بررسی قرار می دهیم تا آگاهی شما در این خصوص افزایش یابد.

  1. نحوه برخورد با فرد خودکشی کرده، سرزنش نکنید

همیشه افرادی که دارای مشکلات حاد هستند دست به خودکشی نمی زنند بلکه هر گونه افرادی با هر پیشینه و سابقه شرایط خانوادگی و اجتماعی ممکن است در معرض این رفتار مخرب قرار گیرند و اقدام به خودکشی کنند، خودکشی علل های متفاوتی دارد و بسیار متفاوت و وابسته به شرایط می باشد.

ممکن است فرد به خاطر افسردگی دست به عمل خودکشی بزند و افراد در حالت افسردگی بدون هیچ دلیل خاصی احساس افسردگی، پوچی و ناامیدی می کند.

همه این ها ممکن است منجر به ایجاد انگیزه برای خود ویرانگری شود و توجه داشته باشید که مشاوره افسردگی در این شرایط بسیار ضروری می باشد و هر چه زودتر برای درمان باید اقدام کنید تا درمان صورت گیرد.

سرزنش اطرافیان در بسیاری از موارد باعث وخیم تر شدن اوضاع می شود، در اثر این سرزنش ها ممکن است فرد احساس ضعف، ناتوانی و شکست کنند و انگیزه او برای خودکشی افزایش یابد در این شرایط از سرزنش خود بپرهیزید و سعی کنید ریشه این مشکل را شناسایی کنید و برای حل آن اقداماتی را انجام دهید.

فردی که خودکشی می کند برای این که فشار درونی افکار او کمتر شود و شدت این فشار کاهش یابد باید از داروهای ضد افسردگی و دوره های روان درمانی استفاده کند.

در این صورت برای حل مشکلش به روانپزشک مراجعه می کند تا داروهای مورد نیاز را برای او تجویز کند هم چنین می تواند برای خدمات روان درمانی از مشاوره روانشناسی کمک بگیرد.

  1. تهدید به خودکشی را همیشه جدی بگیرید

بسیاری از خودکشی ها که منجر به مرگ می شود به خاطر این است که اطرافیان فرد مورد نظر را جدی نمی گیرند و نسبت به او بی توجه هستند، در برخی از اوقات فرد برای این که به دیگران نشان دهد جرات این کار را دارد تصمیم به خودکشی می گیرد و به طور جدی آن را عملی می کند.

در این حالت باید بدانید که چطور با کسی که حرف از خودکشی می زند برخورد کنید و همیشه نسبت به تهدید به خودکشی هشیار باشید و در صورتی که فرزند یا یکی از اطرافیان در مورد این مسئله زیاد حرف می زند.

حتما مشکل تان را با روانشناس در میان بگذارید و توجه داشته باشید نحوه برخورد با فردی که خودکشی کرده است از اهمیت بسیاری برخوردار است و باید با احتیاط بیشتری با این مسئله برخورد کنید.

  1. احتمال خودکشی مجدد هست

بسیار مهم است که شما قبل از این که فرد اقدام به خودکشی کند نشانه های مربوط به آن را بشناسید، شناخت این نشانه ها باعث می شود تا بتوانید از خودکشی مجدد پیشگیری کنید و شناخت نشانه ها نقش بسیار مهمی در مورد پیشگیری از خودکشی دارد.

فردی که قصد خودکشی دارد ممکن است به طور ناگهانی تغییر خلق مثبتی را از خود نشان دهد او زمانی که تصمیم به خودکشی می گیرد احساس می کند که با اقدام به مرگ از رنج زندگی خلاص می شود و به همین دلیل احساس شادی می کند.

در این حالت ممکن است فرد به کارهای عقب افتاده اش رسیدگی کند، قرض هایش را بپردازد، از دیگران طلب بخشش و حلالیت نماید. توجه به این رفتارها بسیار مهم است و در حقیقت زنگ خطری هستند برای این که بدانید خودکشی قریب الوقوع است.

از علائم دیگری که می توانید خودکشی را حدس بزنید و به شما هشدار می دهند می توان به موارد زیر اشاره نمود البته توجه داشته باشید که نحوه برخورد با فرد خودکشی از اهمیت بسیاری برخوردار است:

  • گوشه گیری از اجتماع و ترجیح دادن تنهایی
  • ایجاد تغییراتی در فعالیت های روزانه
  • افزایش استفاده از مشروب و سیگار
  • خداحافظی کردن با دیگران به شیوه ای که انگار هرگز دیگر آن ها را نخواهد دید.
  1. نحوه برخورد با فرد خودکشی کرده، سایر علل خوکشی را بشناسید

خودکشی تنها مربوط به افسردگی نمی شود برخی از خانواده ها وقتی با خودکشی مکرر فرزندشان رو به رو می شوند تنها به افسردگی او فکر می کنند و به دنبال راه هایی می گردند به فرزندشان روحیه بدهند و او را شاد کنند، در صورتی که هر اقدامی انجام دهند باز هم رفتارهای مخربی از جانب فرزندشان خواهند دید.

توجه داشته باشید که افسردگی علت های مختلفی دارد و تنها در شرایط افسردگی به وجود نمی آید، به عنوان مثال برخی از بیماران شخصیتی نظیر افرادی که مبتلا به اختلال شخصیت مرزی هستند به طور مکرر تصمیم به خودکشی می گیرند.

از دلایل خودکشی در این بیماری این است که افرادی که دارای شخصیت مرزی هستند نسبت به طرد شدن حساسیت بیش تری از خود نشان می دهند و ثبات هیجانی در آن ها بسیار ضعیف می باشد.

در این شرایط باید به آن ها توجه شود و در صورتی که مورد توجه قرار نگیرند ممکن است رفتارهای خودتخریبی از خود نشان دهند و دست به خودزنی و خودکشی بزنند.

به همین دلیل لازم است برای ارزیابی رفتارهای خودکشی و آگاهی بیشتر از نحوه برخورد با کسی که خودکشی کرده است به روانشناس بالینی مراجعه کنید و برای درمان او اقداماتی را انجام دهید.

کلام آخر

توجه داشته باشید امروزه به خاطر اختلالات روانی گسترده تر و فشارهای اجتماعی و مشکلات اقتصادی نسبت به گذشته تمایل بیشتری به خودکشی دارند در واقع خودکشی نوعی تخلیه روانی و رهایی از درد و رنجی است که افراد در طول زندگی آن ها را تجربه می کنند.

در صورتی که یکی از نزدیکانتان تصمیم به خودکشی گرفت لازم است اقداماتی را انجام دهید تا از خودکشی او جلوگیری کنید و فرد بتواند به زندگی عادی اش بازگردد و نوع برخورد اطرافیان در این خصوص اهمیت بسیاری دارد و در کمرنگ شدن این مسئله بسیار چشم گیر می باشد.

در این شرایط فرد باید از خدمات روانشناسی کمک بگیرد و در این شرایط مشاور به فرد کمک می کند تا فشار روانی او کاهش یابد و آرامش خود را حفظ نماید، هم چنین در این خصوص خانواده باید به فرد کمک کند تا نحوه برخورد با فرد خودکشی کرده را به بهترین شکل بیاموزد و از روش های درمانی صحیح برای حل مشکل او استفاده نماید.

در این راستا مرکز مشاوره ستاره ایرانیان خدماتی را ارائه کرده است تا افراد در هر کجای کشور که باشند از مشاوره تلفنی و حضوری استفاده نمایند، این مرکز با داشتن مشاورانی برجسته و با تجربه به شما تضمین می کند تا در کمترین زمان به حل مشکلات و مسائل بپردازید و خدمات درمانی با کیفیتی را دریافت نمایید.

هم چنین مرکز مشاوره ستاره ایرانیان سابقه چندین ساله دارد و خدمات درمانی در زمینه های مختلف روانشناسی اعم از خانواده، ازدواج، اعتیاد، جنسی، کودک، مشاوره شغلی، تحصیلی و غیره ارائه می دهد و پاسخ گو مشکلات مراجعین می باشد.

منبع : نحوه برخورد با فرد خودکشی کرده چگونه است؟

انواع اضطراب از نظر روانشناسان | آیا اضطراب باعث خودکشی می شود؟

انواع اضطراب در روانشناسی شامل: اضطراب دوره بارداری، اضطراب ناشی از جدایی، اضطراب جنسی، استرس پس از حادثه و غیره می باشد.آیا اضطراب باعث خودکشی می شود؟ علت دلهره و اضطراب چیست؟

انواع اضطراب چیست؟

اضطراب اجتماعی

همه ی انسان ها برای سخنرانی دچار اضطراب می شوند ولی افراد مضطرب در این شرایط:

  1. عرق می کنند،
  2. قرمز می شوند،
  3. تپش قلب می گیرند
  4. حالت تهوع را تجربه می کنند.

این علائم ممکن است حتی زمانی که فرد کارهای مورد علاقه اش را انجام می دهد هم رخ بدهد. به نظر می رسد اکثر این بیماران در گذشته اتفاق تلخی را تجربه کرده اند.

دارو می تواند به بیماران کمک کند که سرعت اضطراب خود را کنترل کنند اما رواندرمانی به افراد مضطرب نشان می دهد که مشکل آن ها بی دلیل به وجود نیامده است.

روان درمانی ممکن است زمان بر باشد اما باعث می شود که بیماران اضطراب خود را بهتر کنترل کنند.

نوع دیگری از خاطرات که با اضطراب عملکرد در ارتباط است، ترس از دست دادن علاقه ی اعضای خانواده است. این افراد اعتقاد دارند که محبت اعضای خانواده وابسته به عملکرد آن ها است و برای آن ها سخنرانی و بودن در اجتماع به معنای سنجش میزان دوست داشتنی بودن آن ها است.

این افراد معمولا ارزشمندی را وابسته به عملکرد خود می دانند. 

دیده می شود که بعضی از والدین در کودکی به دلیل عملکرد اشتباه فرزند خود را تنبیه می کنند یا حتی اگر عملکرد او عالی هم باشد به دلیل مسائل پیش پا افتاده مانند ریختن آب یا غذا روی زمین آن ها را تنبیه می کنند، این تداعی ناخوشایند در بزرگسالی باعث می شود که فرد احساس کند که عملکرد او اگر مثبت یا منفی باشد به تنبیه ختم می شود.

  • به این ترتیب تعریف موفقیت برای کودکان دشوار می شود.
  • آیا فردی که به ریاست رسیده واقعا با کفایت بوده یا از ترس و تهدید به این مقام رسیده است؟ 
  • این فرد بخاطر موقعیتی که دارد احساس غرور می کند یا به دلیل اضطراب دچار حملات هراس می شود؟

اضطراب جدایی چیست؟ | انواع اضطراب

بخش عمده ای از اضطراب مربوط به ترس ناشی از تنها ماندن، ترک شدن و موارد دیگر می باشد. اضطراب جدایی معمولا از دوران کودکی و بر اساس جدایی از مادر صورت می گیرد. 

اگر کودک پس از جدایی از مادرش به گرمی پذیرفته شود یاد می گیرد که جدایی خطرناک نیست اما اگر با واکنش نگران کننده مادر برخورد کند نگرش او در مورد نگرانی تغییر خواهد کرد.

مادرانی که از فرزندانشان برای پر کردن تنهایی خود استفاده می کنند در صورت جدایی فرزندانشان رفتارهایی عصبی و نگران کننده نشان می دهند. در این شرایط کودک می آموزد که جدایی باعث بروز اضطراب در مادر آن ها می شود و برای مراقبت از آن ها باید در کنار او بمانند.

عکس العملی که کودکان نسبت به جدایی نشان می دهند با تجربه طرد شدن توسط مادر ارتباط دارد. تحقیقات انجام شده نشان می دهد که غفلت و عدم توجه کافی به کودکان در سال های اول زندگی باعث آسیب های دائمی به شخصیت و اعصاب او می شود.

جدایی از مادر در بزرگسالی به شکل های مختلف خود را نشان می دهد به طور مثال فرد هنگام رفتن به کار، دانشگاه و مدرسه دچار اضطراب، افسردگی و پرخوری می شوند.

اضطراب دوران بارداری چیست؟

زنان باردار و یا همسرانشان که تمایل دارند بچه دار شوند در طی چند دوره دچار اضطراب می شوند.

اولین دوره ای که زوجین اضطراب را ممکن است احساس کنند زمانی که است که تصمیم به بچه دار شدن می گیرند و از آمادگی خود برای بچه دار شدن مطمئن نیستند.

در این زمان عده ای فکر می کنند که مسئولیت پذیری سخت است و ترجیح می دهند بچه دار نشوند، عده ای دیگر فکر می کنند که نقش والد از همسر آسان تر است و برای همین تصمیم به بچه دار شدن می گیرند.

 این تفکر ممکن است با اضطراب جدایی در ارتباط باشد زیرا زوجین می دانند که فرزندانشان نمی توانند به راحتی همسرشان آن ها را ترک کنند.

دومین دوره ای که زوجین اضطراب را تجربه می کنند، هنگام بارداری است. در این زمان مهم ترین امر برای درمانگر این است که بارداری با برنامه ریزی یا  تصادفی اتفاق افتاده باشد.

اگر بارداری با برنامه ریزی شکل گرفته باشد والدین معمولا تنها ترس از ناتوانی خود در نقش والد یا ترس از سلامت فرزند خود را احساس می کنند.  ولی اگر بارداری ناخواسته شکل گرفته باشد احتمال دارد که والدین درمورد بارداری و مسئولیت پذیری نیز تردید داشته باشند.

حتی وقتی زوجین مطمئن می شوند که باید جنین را سقط کنند تا مدت ها این احساسات آن ها را درگیر می کند و با این تردید زندگی می کند که آیا کار درستی انجام داده اند یا خیر.

به نظر می رسد که زوجین حتی وقتی ناخواسته بچه خود را از دست می دهند نیز خود را سرزنش می کنند و احساس می کنند که او را کشته اند.

اگر زوج ها رابطه سالم و محکلی با یکدیگر نداشته باشند دچار اضطراب بیش تری می شوند و دلیل این نگرانی معمولا سرنوشت کودک است.

اگر بارداری تدوام پیدا کند نوع دیگری از اضطراب در خانم ها دیده می شود، تهوع صبحگاهی ، بهم ریختگی هورمون ها و تغییراتی که در بدن آن ها ایجاد می شود می تواند آن ها را مضطرب سازد.

اضطراب بارداری| آیا اضطراب زوجین ممکن است مانع از بارداری شود؟

بسیاری از مواقع دکترها مجبور می شوند که به زوجین بگویند که به دلایل مختلف مانند نازایی زن و کمبود اسپرم مرد، قادر به بچه دار شدن نیستند. معمولا این اتفاق برای کسانی می افتد که به شدت به بچه دار شدن علاقه مند هستند.

بعضی از زوجین پس از شنیدن این خبر به شدت مضطرب می شوند و تمام تلاش خود را برای درمان می کنند ولی دقیقا زمانی که از بچه دار شدن ناامید می شوند متوجه می شوند که قرار است بچه دار می شوند.

زمانی که زوجین از بچه دار شدن ناامید می شوند اضطراب آن ها کاهش می یابد و چون دیگر بر روی فرزندآوری تمرکز نمی کنند آرامش آن ها افزایش می یابد. که موجب کاهش ترشح هورمون های ناشی از ترس می شود و با تاثیر بر مغز زنان ترشح هورمون های باروری را زیاد می کند.

اضطراب جنسی چیست؟

روابط جنسی ممکن است باعث بروز اضطراب در زندگی افراد بشود. اجتناب از روابط جنسی به دلیل اضطراب پدید می آید و باعث می شود که افراد از برقرار کردن رابطه جنسی بترسند و سعی کنند خود را از خطراتی که احساس می کنند در طول رابطه جنسی اتفاق می افتد مصون بدارند. 

در این شرایط فرد تصور می کند که دیگر کنترلی بر روی هیجانات و بدن خود ندارد و این موضوع برای او ترسناک است.

نوع دیگر اضطراب جنسی، ترس از موفقیت و لذت جنسی است. 

افراد گاهی احساس می کنند که با رابطه جنسی بیش از اندازه به یکدیگر نزدیک می شوند یا ممکن است ترس از بیماری های جنسی و بارداری ناخواسته را داشته باشند.

اینگونه مشکلات و ترس ها معمولا ریشه در سابقه خانوادگی فرد دارد. معمولا فرزندان در خانواده هایی که رابطه جنسی را ممنوعه می دانند و در مورد آن صحبت نمی کنند الگویی برای کنترل مسائل جنسی خود ندارند و در بزرگسالی نمی دانند که با این مسائل چگونه کنار بیایند.

کسانی که خود یا والدینشان در معرض تجاوز قرار گرفته اند به ندرت می توانند روابط جنسی را بدون اضطراب تجربه کنند. 

همچنین کسانی که نزدیکی زیادی به والدین خود دارند احساس می کنند که با رابطه جنسی از آن ها دور می شوند و لذت جنسی در ذهن آن ها باعث ایجاد احساس گناه می شود و برای همین سعی می کنند از آن فرار کنند.

بعضی از اختلال های جنسی باعث ناتوانی در رفتار های جنسی افراد می شوند. به طور مثال واژینیسموس نوعی اختلال در زنان است که مانع از ورود آلت مردانه به بدن می شود. یا برخی مبتلا به آنورگاسمی یا ناتوانی در ارگاسم هستند.

در مردان نیز این ناتوانی ها به شکل اختلال در نعوظ یا انزال زودرس دیده می شود. این اضطراب ها معمولا با شروع رابطه جنسی تشدید می شوند و زیر نظر مشاوران و متخصصان کاملا قابل درمان است.

اضطراب روانپریشی چیست؟ | انواع اضطراب

روانپریشی به طور کلی شرایطی است که در آن فرد دیگر نمی تواند واقعیت را تشخیص بدهد و به طور کلی باعث اختلال در تفکر افراد می شود. به نظر می رسد که این اتفاق باعث احساس اضطراب در افراد می شود، این اختلال می تواند بلند مدت یا کوتاه مدت باشد.

روانپریشی کوتاه مدت بر اثر سوء مصرف مواد و بروز بیماری های جسمی مانند تومور یا عفونت به وجود می آید. به علاوه اختلال هایی مانند افسردگی، دو قطبی و وسواس می تواند باعث بروز روان پریشی شود، اسکیزوفرنیا نیز نوعی روان پریشی محسوب می شوند. 

اضطراب این بیماران با دارو و کمک دکتر قابل کنترل است.

استرس پس از سانحه چیست؟ | انواع استرس

ابتدا باید توجه کنید که در زندگی روزمره دو نوع سانحه وجود دارد. سوانح حاد مثل تصادف یا چیزی که زندگی فرد را در خطر قرار می دهد و سوانح مزمن مانند زندگی در یک محیط خشن که به تدریج به فرد آسیب می زند و باعث ایجاد سبک شخصیتی مضطرب می شود.

اختلال استرس حاد و استرس پس از سانحه شبیه بهم هستند و تنها تفاوت آن ها در طول زمان است.

اضطراب خودکشی چیست؟ | خودکشی ناشی از اضطراب

خودکشی پدیده روانی پیچیده ای است که ممکن است به پنج دلیل اتفاق بیفتد

  1. وجود رفتارهای تکانشی به دلیل مصرف الکل یا مواد مخدر می تواند اراده و کنترل فرد را تضعیف کند. این افراد به دلیل احساس ناراحتی عمیق و اضطراب روانی شدید احساس می کنند که باید از این زندگی راحت شوند. افرادی که شخص مهمی را از دست داده اند یا بیماری خطرناکی دارند به این دلایل احساس پوچی و ناامیدی پیدا می کنند.
  2. در این حالت فرد متوجه می شود که دچار روانپریشی یا قطع ارتباط با واقعیت شده است و می فهمد که به زودی قدرت کنترل ذهنش را از دست می دهد. این بیماران مخصوصا وقتی این توانایی ها را از دست می دهند آشفته و مضطرب می شوند. اضطراب این افراد به دلیل احساس ناتوانی و نابودی آن ها است و معمولا به رفتارهای تکانه ای مثل پریدن از پشت بام دست می زنند.
  3. این بیماران بارها دست به خودکشی زده اند و مدت زیادی به خودکشی فکر می کنند و در مورد آن با کسی صحبت نمی کنند. این افراد تصور می کنند که به وسیله رنج ها احاطه شده اند، نمی توانند کار کنند و خودکشی برای آن ها راهی برای نجات از این رنج ها است.
  4. این دسته از افراد به افسردگی مبتلا هستند. معمولا این افراد آرزو می کنند که از خواب بیدار نشوند زیرا احساس می کنند که نمی توانند وضعیت خود را بهبود ببخشند. 
  5. اضطراب این افراد همانند فرد روانپریش است زیرا هردوی آن ها از دردی که غیر قابل علاج است رنج می برند. این افراد ممکن است که پس از پریدن از روی پل یا از روی پشت بام پشیمان شوند.
  6. گروه آخر افرادی هستند که به تازگی خبر ناگواری به خصوص در زمینه تشدید مشکلات جسمی خود می شنوند و برای رهایی از درد و اضطرابی که بر آن ها متحمل می شود دست به خودکشی می زنند.

من اغلب مشاهده می کنم که افرادی که در طول مشاوره راجع به خودکشی صحبت می کنند در مورد آن مردد هستند. اشخاصی که در رابطه با خودکشی حرف می زنند کم تر از کسانی که این کار را نمی کنند مستعد خودکشی هستند.

در تمام مدل های خودکشی اضطراب نقش محوری دارد پس درمان این اختلال می تواند مانع از خودکشی بسیاری از افراد بشود. اگر شما هم از این افکار رنج می برید سعی کنید با مشاور تماس بگیرید و مطمئن باشید که راه هایی برای غلبه بر این مشکل وجود دارد.

اختلال اضطراب منتشر چیست؟

اصلی ترین نشانه این اختلال، نگرانی دائم بیمار درمورد موضوعات مختلف می باشد. در این نوع اختلال فرد از موضوع خاصی نمی ترسد بلکه یک ترس و اضطراب همیشگی را تجربه می کند.

در حقیقت موضوعاتی که این بیماران را نگران می کنند همواره در حال تغییر هستند و شامل همه چیز می شوند. 

این افراد ممکن است در مورد:

  1. آب و هوا،
  2. زلزله،
  3. طوفان،
  4. ارتفاع،
  5. سرطان،
  6. ایدز و
  7. چیزهای مختلف نگران باشند

. این افراد بیش تر اوقات احساس ناراحتی و ناامنی دارند. گاهی اوقات ممکن است این افراد احساس کنند که می توانند وقایع را کنترل یا پیشبینی کنند.

منبع : انواع اضطراب از نظر روانشناسان | آیا اضطراب باعث خودکشی می شود؟ 

بهترین راه های درمان افسردگی جوانان و کمک به جوان افسرده

ممکن است والدین افراد افسرده احساس کنند که نمی توانند به فرزند خود کمک کنند و اوضاع او را بهبود ببخشند. افسردگی می تواند حتی والدین را هم به سمت افسردگی بکشاند.

در این مقاله چند نکته که به بهبود حال جوانان و فرزندان افسرده کمک می کند ذکر شده است.

بهترین راه درمان افسردگی جوانان

در این شرایط ممکن است والدین نسبت به افسردگی فرزند خود شک داشته باشند، بنابراین بهترین کار کمک گرفتن از مشاور است. مشاور بهترین راه برای درمان فرزند شما را انتخاب می کند و ممکن است جلسات خانواده درمانی را نیز تنظیم کند.

کمک خانواده به فرد افسرده

والدین معمولا نگران طلاق هستند در حالی که دعوا، مصرف الکل و درگیری های شدید تاثیر بد و مخرب تری بر روحیه فرزند آن ها دارد. شاید پدر و مادر بتوانند در چنین محیطی زندگی کنند ولی فرزندان نباید تاوان اشتباهات آن ها را پس دهند.

ممکن است والدین وقتی نداشته باشند که با فرزند خود بگذرانند، اما باید سعی کنند که با فرزندان خود رابطه نزدیک تری برقرار کنند.

نحوه برخورد با فرزند افسرده

سعی کنید هنگامی با فرزند خود در مورد افسردگی صحبت کنید که خانه در آرامش قرار داشته باشد، از فرزند خود نپرسید که چه احساسی دارد زیرا ممکن است جواب بدهد خوب است و از حرف دیگری اجتناب کند. هیچ وقت در مورد این که چرا در اتاقش می ماند یا این که چرا تنهایی را دوست دارد با او بحث نکنید.

نوجوان ها به ندرت می توانند احساسات خود را به درستی بروز دهند اما اگر آرام باشید بالاخره می توانید با آن ها ارتباط برقرار کنید. شاید نوجوان شما پرخاشگر باشد ولی واقعا به کمک شما نیاز دارد.

درمان افسردگی جوانان در خانه

درمان افسردگی به شدت افسردگی بستگی داشته و همه به دارو درمانی نیاز ندارند، تنها با حرف زدن در مورد احساساتشان ممکن است روند درمان طی شود اما تشخیص این موضوع به عهده متخصص است.

حرف زدن در مورد احساسات در پسران سخت تر از دختران است بنابراین نمی توان یک درمان مشخص برای تمام افراد مشخص کرد اما می توان رویکردهای درمانی موثر را بررسی کرد.

رابطه جوان افسرده با درمانگر

رابطه ای که فرد تحت درمان با درمانگر خود به وجود می آورد مهم تر از شیوه درمان است. 

تمام روش های درمانی نیازمند جلسات مکرر و منظم هستند و کیفیت این جلسات از اهمیت زیادی برخوردار است. 

روان درمانی به بررسی مشکلات زندگی فرد می پردازد و به جوان کمک می کند تا استرس و افسردگی خود را کاهش دهد و راهی برای کنترل احساسات خود پیدا کند.

میزان پیشرفت فرد باید به طور مدوام بررسی شود. درمانگر مجاز نیست که هیچ یک از رازهای جوان را افشا کند مگر این که جوان قصد خودکشی یا رفتارهای پرخطر را داشته باشد و شما به عنوان پدر و مادر باید آگاه باشید که رابطه بین فرزند شما و مشاور او یک رابطه کاملا خصوصی است.

انواع درمان افسردگی جوانان

درمان شناختی رفتاری

این نوع درمان برای جوانان بسیار موثر است. در این روش جلسات هفته ای یک یا دوبار ( بستگی به نظر درمانگر دارد) برگذار می شوند، در این روش درمانگر به جوان کمک می کند تا آسیب های افسردگی را بر زندگی خود احساس کند تا بتواند از رویکردهای جدید استفاده کند، جوان ها نیز معمولا از این روش استقبال می کنند. در این شرایط جوان کم کم دید مثبتی نسبت به اطراف خود پیدا می کند. 

درمانگر ممکن است اهداف کوتاهی برای فرد مشخص کند و جوان را به سمت تحقق این اهداف تشویق کند.

خانواده درمانی

در این روش درمانگر به حضور پدر و مادر حتی گاهی خواهران و برادران نیز نیاز دارد.

خانواده درمانی به تحکیم و بررسی روابط خانوادگی می پردازد، در این روش اعضای خانواده به مرور می آموزند که رابطه بهتری با یکدیگر برقرار کنند و درک بهتری از احساسات یکدیگر پیدا می کنند. 

معمولا بسیاری از افراد علاقه ای به حضور در جلسات خانواده درمانی ندارند زیرا احساس می کنند که انگشت اتهام قرار است به سمت آن ها گرفته شود یا بحث و درگیری شکل می گیرد ولی در طول این جلسات درمانگر جو را بسیار آرام نگه می دارد.

جلسات خانواده درمانی در شرایطی که خانواده باعث وخیم شدن افسردگی جوان یا نوجوان می شوند تجویز می گردد. 

دارو درمانی

دارو درمانی برای درمان افسردگی متوسط و شدید استفاده می شود و معمولا در کنار آن از روان درمانی یا خانواده درمانی نیز استفاده می شود.

دارو درمانی ممکن است در ذهن برخی از افراد ترسناک باشد و فکر کنند که تا آخر زندگی باید از این دارو ها استفاده کنند. اما به این صورت نیست داروی ضد افسردگی حداکثر برای شش ماه تجویز می شود.

مصرف دارو ضد افسردگی معمولا در همان چند هفته اول نتیجه بخش است اما با قطع دارو دوباره فرد به شرایط اولیه باز می گردد برای همین دارو باید به مدتی که دکتر روانپزشک تجویز می کند ادامه یابد و به هیچ عنوان خود فرد نباید تغییری در دوز دارو به وجود بیاورد.

نوجوان و جوانان افسرده نمی توانند در دوره های روان درمانی عملکرد مناسبی داشته باشند، زیرا احساس پوچی و سردرگمی کامل دارند، اما با کمک قرص کم کم احساس بهتری پیدا می کنند و در گفت و گوها شرکت می کنند. 

داروهای ضد افسردگی حکم معجزه را ندارند ولی به مرور به بهبود حال جوان کمک می کنند، حتما از دکتر در مورد عوارض جانبی دارو بپرسید و در مورد آن اطلاعات کامل را به دست بیاورید.

مدت زمان مصرف درمان

این موضوع نیز دغدغه بسیاری از والدین و جوانان است. البته که نمی توان قاطعانه زمانی را تعیین کرد زیرا افسردگی نیز درجات متفاوتی دارد و روحیه هر شخص با دیگری متفاوت است. 

مدت زمان درمان به عوامل زیادی بستگی دارد و درگیری های خانوادگی، انزوا، اختلالات اضطراب و موضوعات دیگر درمان را طولانی تر می کند.

اما تحقیقات نشان داده است که تقریبا 80 دردصد از جوان ها در طی یک دوره دو ساله مداوم بهبود یافته اند.

نقش والدین در درمان

ممکن است والدین تحت تاثیر افسردگی فرزند خود قرار بگیرند و احساس کنند که نمی توانند کاری برای بهبود او انجام دهند. اما آن ها مهم ترین نقش را در درمان فرزند خود دارند.

درمان افسردگی در خانه شامل کارهایی است که والدین در این مورد می توانند انجام دهند و شامل موارد زیر است:

حمایت از جوان یا نوجوان

افسردگی باعث تغییر حالات روحی فرد می شود، فرزند شما ممکن است پرخاشگر، زودرنج، حساس، دمدمی مزاج یا عصبانی بشود و اغلب این عصبانیت را نسبت به والدین خود نشان دهد.

افسردگی به خودی خود باعث دوری فرزند از والدین می شود، در این شرایط والدین باید سعی کنند تا احساسات فرزند خود را درک کرده و عصبی نشوند.

راه های زیر به والدین در برقراری ارتباط با جوانان و نوجوانان افسرده کمک می کند:

حفظ ارتباط با فرزند افسرده

والدین باید موضوعاتی را پیدا کنند که هم برای والدین و هم برای فرزندن جداب باشد و هردو از رد و بدل کردن اطلاعات در مورد آن موضوع لذت ببرند. 

در این حالت زمانی که جوان یا نوجوان به مشکلی بر میخورد سعی می کند، در مورد آن با والدین خود صحبت کند.

به یاد داشته باشید که به هیچ وجه نباید احساسات او را دست کم بگیرید یا حرف او را قطع کنید، این کار باعث می شود تا فرزند شما دیگر علاقه ای به صحبت کردن با شما نداشته باشد. 

البته ارتباط با جوانان به ویژه نوجوانان بسیار دشوار است. شما ممکن است مدام احساس کنید که فرزندتان با عصبانیت و پرخاشگری دست رد به سینه شما می زند. اما هرگز استمرار خود را از دست ندهید. سعی کنید علاقه مندی های او را دنبال کنید تا نقطه مشترکی با فرزند خود پیدا کنید.

اختصاص وقت به جوان افسرده

در هر شرایطی والدین باید ساعتی از روز را به فرزندان خود اختصاص دهند، البته نوجوانان تمایل دارند که تنها باشند و به خصوص از بودن در کنار والدین خود اجتناب می کنند. سعی کنید یک فعالیت مشترک پیدا کنید. فعالیتی مانند تماشای سریال، فیلم، خرید کردن و قدم زدن می تواند جزو این فعالیت ها باشد.

از تمام زمان هایی که کنار هم هستید استفاده کنید. مطمئن باشید که فرزند شما متوجه تلاش شما می شود.

گوش کردن به جوانان

گوش کردن باعث تقویت ارتباط شما می شود وقتی جوان احساس کند که به احساسات او گوش داده می شود بیش تر سعی می کند با والدین خود تعامل برقرار کند.

هیچ وقت فرزند خود را نصیحت نکنید بلکه سعی کنید با او همدردی کنید لازم نیست الکی سعی کنید آن ها را خوشحال کنید همین که به حرف ها و صحبت های آن ها با تمام وجود گوش دهید آن ها را خوشحال می کند.

شنیدن مشکلات فرزند می تواند بسیار دشوار باشد اما نباید این ناراحتی را نشان دهید یا عنوان کنید فرزند شما باید احساس کند که شما محرم راز او هستید بنابراین از مشکل او با هیچ کسی بجز روانشناس مراجعه کنید. 

بحث و گفت و گو بین شما نباید فقط مربوط به مسائل اضطراب باشد شما باید در مورد جنبه های مثبت زندگی نیز صحبت کرده و سعی کنید حال فرزندتان را بهبود ببخشید.

تشویق به گام های کوچک

شاید مشخص نباشد اما فرزندان نیاز به تشویق والدین دارند چیزی که باید در این مورد دقت کنید این است که الکی از فرزند خود تعریف نکنید زیرا او متوجه می شود و احساس می کند که او را مسخره می کنید. سعی کنید این تعریف و تشویق واقعی و از ته قلب باشد. بنابراین تشویق باید شکل منطقی و معمول داشته باشد.

برای این کار از روش های زیر استفاده کنید.

  1. توجه به پیشرفت و بهبود درسی در فرزندان
  2. تشکر از نوجوان در فعالیت و کمک هایی که از روی وظیفه شناسی انجام می دهد.
  3. تعریف از او به دلیل آراستگی ظاهری

تشویق باعث می شود که جوان دوباره روحیه گم شده خود را پیدا کند و این بهترین کمک به آن ها است. ممکن است به ظاهر جوان به حرف های شما اهمیت ندهد اما در درون احساس خوشحالی پیدا می کند و سعی می کند که این پیشرفت را ادامه دهد.

تنش خانواده در افسردگی جوانان

در شرایط معمول رفتار جوانان می تواند تربیت را دشوار کند. زیرا آن ها به آرامی یاد می گیرند که چگونه از والدین خود جدا شوند و این موضوع باعث ایجاد تنش در خانواده می شود.

درک استقلال جوانان می تواند سخت باشد و محدودیت هایی که در خانواده وجود دارد را بشکند. 

در این شرایط خانواده باید قاطع باشد، در هنگام ارتباط و احساسات از جوان حمایت کند، او را تشویق کند و به او کمک کند تا مسئولیت های خودش را بشناسد.

انجام این موارد در کنار یکدیگر می تواند بسیار چالش انگیز باشد و افسردگی این راه را سخت تر می کند. ممکن است ندانید که چه زمانی را باید با او بگذارنید یا چقدر قوانین خانه را سخت بگیرید.

این کار بسیار حساس است و اگر کمی اشتباه کنید ممکن است تمام تلاش شما نابود شود. 

برای حل این اختلافات ما چهار راه به شما معرفی می کنیم. مذاکره، اظهارنظر جسورانه، گوش کردن، مکث

رفتار صحیح با فرد افسرده

مذاکره یک روش درمان جوان افسرده است.

رمز موفقیت در مذاکره این است که جوان نباید احساس کند که قوانین به او تحمیل می شوند و باید این قوانین را بپذیرد و با آن ها کنار بیاید.

مذاکره در حقیقت این کار را انجام می دهد و به شما کمک می کند تا به بهترین راه حل برسید و ارتباط شما با فرزندتان را نیز بهبود می بخشد.

اجازه انتخاب دادن باعث ایجاد اعتماد به نفس و مسئولیت پذیری در فرزندتان می شود  به طور مثال اگر فرزند شما نمی خواهد از کوله قدیمی خود استفاده کند می توانید به او بگویید که یا از آن استفاده کند و یا پول هایش را جمع کند و یکی بخرد.

گزینه های پیش رو باید عملی و واقعی باشند به یاد داشته باشید که افراد افسرده در تصمیم گیری مشکل دارند بنابراین از انتخاب آن ها تمجید کنید تا مشتاق شوند و تصمیم های بیش تری اتخاذ کنند.

به افراد افسرده چه بگوییم؟

 والدین علاوه بر این که باید شنونده خوبی باشند باید بتوانند که فرزندان خود را به چالش بکشند آن ها نباید از عادات بد فرزندانشان غافل شوند.

پرورش درست یعنی گوش دادن و در عین حال نظر قاطع خود را بیان کردن.  البته مهم است که نظر خود را چگونه بیان کنید اگر به فرزندتان سرکوفت بزنید هیچ گاه به حرف شما عمل نمی کند. ولی نباید منفعل باشید و از ترس ناراحت کردن فرزند خود نظر خود را بیان نکنید. به یاد داشته باشید که نظر شما باید قاطع و محترمانه بیان شود.

گوش کردن یکی دیگر از راه های درمان نوجوان افسرده

گوش کردن  وقتی مفید است که فرد سعی کند احساسات و حرف های طرف مقابل را درک کند یعنی خودش را جای او بگذارد و وقایع را از دید او ببیند.

در این شرایط فرد باید به سختی تلاش کند تا عمق مشکلات دیگری را درک کند. سرزنش و بازخواست باید از روابط حذف شود مطمئن باشید هرکس برای کاری که انجام می دهد دلیلی دارد و تا زمانی که مشکل ریشه ای از بین نرود رفتار فرد بهبود پیدا نمی کند، سرزنش و بازخواست نیز نمی تواند رفتار فرد را اصلاح کند.

تکنیک مکث برای درمان جوانان افسرده

وقتی فرزندتان به شما توهین می کند، قوانین را می شکند و دردسر درست می کند به هیچ عنوان سر او داد نزنید یا مانند او برخورد نکنید.

در این لحظه باید مکث کنید و هیچ چیز نگویید تا بتوانید کنترل خود و شرایط را حفظ کنید به یاد داشته باشید که فرزند شما قصدی از کارهای خود ندارد و فقط نمی تواند احساسات خود را کنترل کند. 

سعی کنید نفس های عمیق بکشید یا حتی آن مکان را ترک کنید در فرصت های دیگر می توانید برای آن مشکل کاری کنید.

به یاد داشته باشید که کمک مشاور می تواند همه چیز را آسان تر کند ممکن است در ابتدا کمک خواستن از یک نفر بیرون از خانواده سخت باشد ولی مشاور با مهارتی که دارد روند درمان را بسیار سریع می کند در عین حال بعضی از روش ها ممکن است برای فرزند شما پاسخگو نباشد یا پاسخ معکوسی به همراه داشته باشد، مشاور یا درمانگر با تخصصی که دارد می تواند این امور را به سرعت تشخیص بدهد.

منبع : بهترین راه های درمان افسردگی جوانان و کمک به جوان افسرده 

افسردگی در مردان| علائمی که نباید نادیده بگیرید

مردان و زنان ممکن است در دوره ای از زندگی دچار افسردگی شوند. افسردگی یک بیماری جدی است که بر نحوه تفکر، احساس و عمل فرد تأثیر می گذارد. در این مقاله به راه های درمان، علائم و علل افسردگی در مردان می پردازیم.

یکی از اختلالات شایع روانی، افسردگی می باشد که صرف نظر از ویژگی های شخصیتی امکان ابتلا در همه مردان وجود دارد و معمولا نشانه های آن به صورت خستگی، مشکلات خواب، رفتارهای خطرناک و اعتیاد به مواد مخدر نشان داده می شود.

افسردگی در زنان زودتر نشان داده می شود زیرا زنان در مورد احساساتشان حرف می زنند و به راحتی صحبت می کنند اما مردان افسردگی را برای خود مسئله ای خجالت آور در نظر می گیرند و از احساسات و مشکلات خود در این خصوص حرفی نمی زنند به همین دلیل بیماری افسردگی در مردان دیر تشخیص داده می شود. در حالی که تشخیص به موقع و درمان زود هنگام آن اهمیت بسیاری دارد.

در ادامه این مقاله به بررسی کامل افسردگی می پردازیم و در صورتی که شما و اطرافیانتان علائم و نشانه های افسردگی را دارید بهتر است هر چه زودتر برای درمان آن از مشاور متخصص کمک بگیرید.

پیشنهاد مشاور: تست افسردگی با پاسخ تحلیلی رایگان + راهکار درمانی

افسردگی در مردان: دلایل اصلی

افسردگی در آقایان دلایل متعددی دارد. عوامل ژنتیکی، احتمال افسردگی در مردان افزایش می یابد، هم چنین در محیط کاری اگر شخص دچار استرس های زیادی باشد احتمال تحریک و بروز افسردگی وجود دارد، افسردگی در مردان در سنین مختلفی به وجود می آید به طور مثال در سنین نوجوانی، در هنگام ازدواج و در دوران بازنشستگی، فرد در خطر احتمال افسردگی قرار می گیرد.

با توجه به این موارد، عوامل دیگری در این زمینه نقش دارند که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • استرس بیش از حد
  • مشکلات خانوادگی و زناشویی
  • شکست در رسیدن به اهداف
  • از دست دادن شغل و مشکلات مالی
  • مشکلات سلامتی و بیماری های مزمن
  • ترک مواد مخدر و سیگار
  • مرگ دوستان و آشنایان
  • مسئولیت های سنگین خانوادگی
  • افسردگی پس از زایمان همسر

علائم افسردگی چیست | علائم افسردگی در مردان مجرد

علائم افسردگی در زنان و مردان با یکدیگر متفاوت می باشد برخی از مهم ترین علائم افسردگی در مردها عبارت اند از:

خستگی از علائم افسردگی

یکی از شایع ترین نشانه های افسردگی در آقایان، خستگی می باشد مردان افسرده همواره احساس خستگی می کنند و تحریکات بدنی و صحبت کردن آن ها بسیار کند می باشد و آن ها تمایل زیادی به خوابیدن دارند اما در به خواب رفتن با مشکلاتی رو به رو هستند به همین دلیل خستگی آن ها همواره در جسم و روان آن ها احساس می شود.

مشکلات خواب از نشانه های افسردگی در مردان

مردانی که به بیماری افسردگی مبتلا می شوند معمولا در خواب مشکل دارند آن ها یا خیلی زود از خواب بیدار می شوند و یا بیش از نیازشان می خوابند به طور مثال ممکن است یک فرد 12 ساعت در طول شبانه روز بخوابد اما باز هم احساس خستگی می کند.

پیشنهاد مشاور: کمک به دوست و همسر افسرده چگونه ممکن است؟

کاهش میل جنسی

یکی از شایع ترین علائم افسردگی در آقایان به خصوص مردان جوان، کاهش میل جنسی می باشد، افسردگی باعث می شود بخش هایی از سیستم لیمبیک دچار اختلال شود، سیستم لیمبیک بخشی از مغز می باشد که وظیفه آن کنترل انرژی، خواب، میل جنسی و سایر هیجان ها است.

بسیاری از مردان ابتلا فکر می کنند به بیماری مبتلا شده اند و به پزشک مراجعه می کنند ولی با انجام آزمایش و مصاحبه، برای آن ها تشخیص مصاحبه داده می شود.

خشم و زود رنجی

به طور معمول مردان احساس خشم و ناراحتی خود را نشان نمی دهند و آن را به وسیله خشم و عصبانیت تخلیه می کنند آن ها عصبانیت افراطی از خودشان نشان می دهند و با کوچک ترین تحریک بر انگیخته می شوند، هم چنین برخی از مردان بسیار زودرنج و حساس هستند و از کوچک ترین موضوعات دلگیر می شوند و اعصاب شان به هم می ریزد.

کارهای احمقانه و خطرناک از علائم افسردگی مردان ایرانی

به طور معمول مردان نمی توانند احساساتشان را بیان کنند و به همین دلیل سعی می کنند با استفاده از روش های مردانه مشکلاتشان را حل نمایند برای مثال ممکن است آن ها برای جبران احساسات منفی شان با سرعت بسیار بالا رانندگی کنند و یا با فردی بسیار تنومند تر از خودشان دعوا کنند.

مردانی که به افسردگی مبتلا هستند رفتارهای پر خطر آن ها نسبت به زنان بسیار زیاد می باشد این رفتار های نشانه اختلال دو قطبی می باشد و باید توسط پزشک متخصص مورد بررسی قرار گیرد.

افسردگی در مردان: افکار خودکشی

افکار خودکشی در مردان 4 برابر زنان می باشد و به طور معمول مردان از افکارشان صحبت نمی کنند و به همین دلیل افکار خودکشی در آن ها تشخیص داده نمی شود به طور معمول مردان از روش های جدی تر و خطرناک تری برای خودکشی استفاده می کنند و آمار جان باختگان خودکشی در میان مردان بسیار زیاد می باشد.

اعتیاد به الکل و سایر مواد مخدر در مردان افسرده

تقریبا 20 تا 25 درصد مردانی که مبتلا به افسردگی هستند به الکل اعتیاد دارند و فرد با مصرف الکل احساس می کند که حس بهتری در او ایجاد می شود اما بعد از مدتی علائم و نشانه های افسردگی در او افزایش می یابد و مشکلات جدی تری را در او ایجاد می کند.

دیگران را از خود راندن

افرادی که به افسردگی مبتلا می شوند تغییرات چشم گیری در خلق و خوی آن ها ایجاد می شود به طوری که اطرافیان متوجه این تغییرات می شود اما مردان در مرحله اول حاضر به قبول این تغییرات نیستند و آن را انکار می کنند و هم چنین به نگرانی نزدیکانشان توجهی ندارند و احتمال دارد باعث رنجش و دوری دیگران از خودشان شوند.

علائم احساسی افسردگی در مردان

  • پرخاشگری
  • عصبانیت
  • کناره گیری عاطفی از جمع دوستان، خانواده و همکاران
  • ناامیدی
  • عدم علاقه به خانواده ، اجتماع، سرگرمی ها و کار
  • عدم وجود میل جنسی مانند گذشته
  • بی قراری

افسردگی در مردان: روش های درمانی

زمانی که به بیماری افسردگی مبتلا می شوید سعی نکنید آن را مخفی نگه دارید زیرا این مشکلی است که برای همه افراد پیش می آید و به راحتی قابل درمان می باشد درمان افسردگی به چند روش انجام می شود که شامل موارد زیر می باشند و در این شرایط می توانید از مشاوره افسردگی کمک بگیرید تا بهترین رویکردهای درمانی را به شما اطلاع دهد.

روان درمانی

روان درمانی به شما کمک می کند تا مشکلتان را بشناسید و راحت تر بتوانید با آن کنار بیایید در ابتدا ممکن است صحبت کردن با غریبه برای شما سخت و امری خجالت آور و غیر مردانه باشد اما باید توجه داشته باشید که روانشناس فردی متخصص و آموزش دیده است و به خوبی می تواند مشکلات شما را حل نماید.

برای این که افسردگی را درمان کنید به تنهایی امکان پذیر نمی باشد و باید از مشاور کمک بخواهید در صورتی که امکان صحبت با مشاور را ندارید با یک دوست و آشنای مورد اعتماد صحبت کنید، صحبت کردن باعث می شود تا احساسات منفی شما کاهش یابد.

دارو درمانی در درمان افسردگی مردان

برای درمان بیماری افسردگی از دارو درمانی استفاده می شود داروها انواع متعددی دارد و با توجه به نظر پزشک و علت بیماری مورد استفاده قرار می گیرد، باید به این نکته توجه داشته باشید که دارو درمانی به تنهایی موثر نمی باشد و برای این که فرد برای درمان به نتیجه بهتری برسد باید از هر دو روش روان درمانی و دارو درمانی به صورت ترکیبی استفاده کند.

درمان های مکمل

برای درمان افسردگی علاوه بر روان درمان و دارو درمانی فرد باید در سبک زندگی اش تغییراتی را ایجاد کند تا به بهبود افسردگی او کمکی شده باشد در واقع بهره بردن از سبک زندگی سالم تاثیر بسزایی در درمان و جلوگیری از افسردگی دارد.

هم چنین اگر افراد تغذیه مناسبی داشته باشند و روزانه به طور مرتب و مدت زمان کوتاهی ورزش کنند می توانند تاثیر آن را در جنبه های مختلف زندگی شان ببینند و افسردگی خود را درمان کنند در این کنار این موارد می توانند از نوشتن، خواندن کتاب و عدم مصرف سیگار و مواد مخدر کمک بگیرند، این روش ها به عنوان درمان های مکمل استفاده می شود که باید در کنار روان درمانی و یا دارو درمانی مورد استفاده قرار گیرد.

چرا افسردگی در مردان تشخیص داده نمی شود؟

به طور کلی، مردان توسط جامعه از بروز احساسات خود منع می شوند. در تلاش برای حفظ این هنجارهای اجتماعی، بسیاری از مردان ممکن است سلامت عاطفی، جسمی و روحی خود را به خطر بیندازند.

برخی از مردان هرگز برای افسردگی خود به دنبال کمک نمی روندزیرا هرگز علائم را تشخیص نمی دهند. از طرف دیگر، برخی از مردانی که علائم را تشخیص می دهند اما ممکن است برای جلوگیری از قضاوت دیگران به دنبال کمک و درمان نروند.

سوالات متداول درباره افسردگی در مردان

مهم ترین دلایل اصلی افسردگی در مردان چیست؟

مهم ترین عواملی که افسردگی در مردان را به وجود می آورد شامل موارد زیر می باشد:

  • عوامل ژنتیکی
  • استرس بیش از حد در محیط خانواده و محیط کاری
  • شکست در رسیدن به اهداف
  • از دست دادن شغل و مشکلات مالی
  • مشکلات سلامتی و بیماری های مزمن
  • ترک مواد مخدر و سیگار
  • مرگ دوستان و آشنایان

منبع : افسردگی در مردان| علائمی که نباید نادیده بگیرید 

داروی ضداضطراب

داروی ضداضطراب، که همچنین آرامش بخش کوچک ضداضطراب نامیده می شود، یک دارویی است که منجر به تسکین علائم اضطراب می شود.

اضطراب یک وضعیت مربوط به ترس نافذ و فراگیرنده است که می تواند از طریق عوامل محیطی یا شخصی خاص تحریک شود. وضعیت های اضطرابی در اغلب مواقع همراه با یک سری عواطفی همانند ترس، عصبانیت یا افسردگی بروز پیدا می کنند.

این امکان وجود دارد که یک فرد مبتلا به اضطراب یک سری علائم فیزیکی، همانند تپش قلب، تهوع، سرگیجه، سردرد، درد قفسه سینه و همچنین بی خوابی و خستگی را تجربه کند.

زمانیکه چنین ترس هایی شدید و ناتوان کننده باشند، ممکن است که فرد به روان درمانی و دارو نیاز پیدا کند.

اولین داروهای ضداضطرابی

بعد از جنگ جهانی دوم، داروسازان سوئیسی در یک دارویی که به عنوان یک آنتی بیوتیک بررسی می کردند، یک سری ویژگی های سست کننده عضلات را متوجه شدند.

بهبود ایجاد شده در نتیجه استفاده از این دارو منجر به کشف شدن داروی آرامش بخشی به نام مپروبامیت (meprobamate) شد.

یک بررسی دیگری نشان داد که بنزودیازپاین ها (benzodiazepines) که یک سری ترکیبات حلقه دار پیچده ای هستند، حتی دارای یک سری ویژگی های آرامش بخش بیشتری است.

بعد از آن صدها مورد از حلقه های بنزودیازپاین مبنایی با هم ترکیب شدند.

فرمولاسیون های متفاوت ساختار بنزودیازپاین مبنایی در دوز های بالا به عنوان تسکین دهنده های عضلات، ضد تشنج و خواب آور – آرامش بخش مورد استفاده قرار گرفته می شود.

بنزودیازپاین ها و GABA

نورون های موجود در مغز یک سری سایت های خاص و مرتبطی را ایجاد می کنند که می توانند ترکیبات بنزو دیازپاین را به صورت گزینشی شناسایی یا به هم متصل کنند.

موقعیت های سلولی و  زیرسلولی مربوط به سایت ها در نزدیکی کانال های یونی مربوط به غشاء هایی قرار دارد که می توانند اجازه ورود یون های کلرید را به داخل سلول و همچنین سایت های نزدیکی دهند که در آن یک انتقال دهنده عصبی وجود دارد .

این انتقال دهنده به عنوان اسید گاما – آمینوبیوتیریک (gamma – aminobutyric acid or GABA) شناخته می شود.

GABA اقدامات بازداشتی و پیشگیرانه را در نورون های خاص اجرا می کند و در نتیجه منجر به کاهش ارسال یا انتقال تکانش های عصبی می شود.

بنزودیازپاین ها در حالت کلی منجر به افزایش تاثیرات GABA می شوند. یکی از گسترده ترین موارد توصیه شده از این عوامل عبارت از آپرازولام (Alprozolam (Xanax)) می باشد که در درمان اختلال اضطرابی و وحشت زدگی به کار گرفته می شود.

روش های درمان حساسی که با استفاده از بنزودیازپاین ها صورت می گیرند معمولا از طریق مصرف این داروها در قبل از خوابیدن انجام می شوند تا فرد راحت تر بخوابد. تحمل بدن در برابر این دارو می تواند منجر به تسکین و آرامش فرد شود.

به دلیل تغییرات صورت گرفته در کارایی اقدامات انتقال بازدارنده GABA که در غشاء مخچه و مغزی وجود دارد، فرد بیمار همچنین یک سر گیجه و از دست دادن هماهنگی حرکتی را در نتیجه مصرف این دارو نشان می دهد.

داروی ضداضطراب

سایر داروهای ضداضطرابی

زولپیدم و سالپلون (Zolpidem and saleplon) عبارت از داروهای ضداضطرابی می باشد که با GABA درگیر می شوند، هر چند که ساختار آنها مشابه ساختار بنزودیازپاین ها نیست.

احتمال ایجاد وابستگی به این داروها یک احتمال پایینی می باشد، حتی در صورتی که فرد به صورت مکرر و طولانی مدت از این دارو استفاده کند.

معمولا این داروها به صورت کوتاه مدت و به منظور درمان بی خوابی به کار گرفته می شوند.

بوسپیرون (Buspirone) یک داروی ضداضطرابی دیگری است که هیچ رابطه ای با بنزودیازپاین ها ندارد. این دارو هیچ تاثیری بر روی گیرنده GABA ندارد و همچنین فاقد هر نوع خاصیت تسکین دهنده عضلات یا ضدتشنجی می باشد.

همچنین این دارو فاقد هر نوع تاثیر آرامش بخش قابل توجهی است که در داروهای مورد استفاده شده برای درمان اضطراب وجود دارد.

در نقطه مقابل، فرض بر این است که بوسپیرون در یک دریافت کننده خاص برای سرتونین، تا حدی دارای یک ویژگی اضطراب آور می باشد؛

سرتونین عبارت از یک انتقال دهنده پیام عصبی موجود در مغز می باشد که منجر به تغییر وضعیت روانی فرد می شود. احتمال سوء مصرف این دارو یک احتمال پایینی است و ترک کردن آن منجر به بروز عوارض خاصی نمی شود.

نویسنده: Floyd E. Bloom

ترجمه : تیم کانون مشاوران ایران

اختلال دوقطبی

اختلال دوقطبی

این مقاله یک سری اطلاعاتی را در مورد اختلال دو قطبی بیان می کند. نحوه تشخیص، عوامل احتمالی و روش های درمان آن. این مقاله می تواند برای مراقبان، دوستان و وابستگان افراد دچار شده به اختلال دو قطبی مفید باشد.

اختلال دو قطبی، که همچنین به عنوان اختلال عاطفی دو قطبی شناخته می شود، یک نوع اختلال در وضعیت روانی می باشد.

همچنین این اختلال در گذشته به عنوان افسردگی شیدا گونه شناخته می شد.

اختلال دو قطبی می تواند باعث شود که وضعیت روانی شما از حالت حدی بسیار بالا تا وضعیت روانی بسیار پایین تغییر کند.

علائم شیدایی می تواند شامل انرژی افزایش یافته، برانگیختگی (جنسی)، رفتار تکانشی و بی قراری باشد.

علائم افسرده کننده می تواند شامل نبود انرژی، احساس بی ارزش بودن، عزت نفس پایین و تفکرات خودکشی باشد.

همچنین ممکن است که شما دارای علائم روان پریشی باشید. علائم روان شناسی می توانند باعث شوند که شما مواردی را ببینید و بشنوید که احساس می کنید واقعی هستند، ولی در واقع وجود ندارند.

انواع مختلفی از اختلال های دو قطبی وجود دارند.

ما نمی دانیم چه چیزی منجر به ایجاد اختلال دو قطبی می شود.

ولی تفکر موجود بر این است که ترکیبی از عوامل ژنتیکی و محیطی منجر به ایجاد این شرایط می شوند.

اختلال دو قطبی از طریق دارو یا روش های گفتار درمانی مورد درمان قرار می گیرد.

یک سری نکاتی در مورد اختلال دو قطبی و انواع مختلف آن

اختلال دو قطبی چیست؟

اختلال دو قطبی می تواند یک بیماری سلامت روانی مربوط به کل زندگی باشد که بیشتر بر روی وضعیت روانی شما تاثیر می گذارد.

این بیماری بر روی نحوه احساس شما تاثیر می گذارد و وضعیت روانی شما می تواند به صورت قابل توجهی تغییر کند.

شما می توانید موارد زیر را تجربه کنید:

  • شیدایی، و
  • افسردگی.

ممکن است که شما در فاصله زمانی مابین این موارد، وضعیت روانی مثبتی داشته باشید.

این موارد می توانند بر روی بخش های مختلفی از زندگی شما تاثیرگذار باشند، بخش هایی از قبیل کار، مدرسه و روابط.

معمولا شما قبل از سن 20 سالگی به اختلال دو قطبی دچار می شوید.

این اختلال در مراحل بعدی زندگی هم می تواند ایجاد شود، ولی مواردی که این اختلال بعد از 40 سالگی صورت می گیرد، موارد کاملا نادری می باشند.

قبل از آنکه یک پزشک اختلال دو قطبی را در شما تشخیص دهد، این امکان وجود دارد که شما علائم این اختلال را داشته باشید.

قبل از آنکه پزشک اختلال دو قطبی را در شما تشخیص دهد، ممکن است به شما بگوید که شما دارای یک اختلال دیگری ، همانند اختلال افسردگی، هستید.

اختلال دوقطبی

انواع مختلف اختلال دو قطبی چه مواردی هستند؟

اختلال دو قطبی دارای انواع مختلفی می باشد.

اختلال دو قطبی نوع یک

تشخیص اختلال دو قطبی نوع یک به این معنا می باشد که شما حداقل یک مورد شیدایی را داشته اید که بیش از یک هفته به طول کشیده است.

همچنین 90% از افراد دارای افسردگی هم خواهند بود.

در صورتی که شیدایی موجود درمان نشود، در حالت عمومی 3 تا 6 ماه به طول می کشد.

موارد افسرده کننده در صورت عدم درمان، معمولا 6 تا 12 ماه به طول می کشند.

اختلال دو قطبی نوع یک و دو همراه با ویژگی های ترکیبی

در این شرایط، شما علائم شیدایی یا شیدایی خفیف و همچنین افسردگی را در یک زمان تجربه خواهید کرد.

شاید اسم شرایط مربوط به “وضعیت دو قطبی ترکیبی” برای شما آشنا باشد.

ممکن است که شما به دلیل بی قراری و داشتن فعالیت بیش از اندازه، احساس ناراحتی و ناامیدی بیش از حدی داشته باشید.

اختلال دو قطبی نوع یک یا نوع دو، همراه با یک چرخه سریع

چرخه سریع به این معنی می باشد که شما 4 مورد یا تعداد بیشتری از اتفاقات افسردگی، شیدایی و شیدایی خفیف را در یک دوره 12 ماهه تجربه می کنید.

اختلال دو قطبی نوع یک یا نوع دو، همراه با الگوی فصلی

الگوی فصلی به این معنا می باشد که افسردگی، شیدایی یا شیدایی خفیف شما به صورت منظم و مشابه، تحت تاثیر تغییر فصل ها قرار می گیرد.

برای مثال ممکن است که شما در فصل های زمستان، وضعیت افسردگی را تجربه کنید، ولی شیدایی شما به صورت منظم از یک الگو تبعیت نکند.

ادواری خویی[1]

تشخیص ادواری خویی به این معنا می باشد که شما موارد منظم شیدایی خفیف و افسردگی را حداقل به مدت 2 سال تجربه می کنید.

اختلال دو قطبی در شما تشخیص داده نمی شود، چرا که علائم شما خفیف تر خواهند بود.

ولی این علائم می توانند به مدت بیشتری باقی بمانند.

ادواری خویی می تواند به اختلال دو قطبی تبدیل شود.

علائم و عوامل اختلال دو قطبی

علائم اختلال دو قطبی چه مواردی هستند؟

تحمل کردن علائم اختلال دو قطبی در زندگی روزمره می تواند مشکل باشد.

این اختلال می تواند یک تاثیر بدی بر روی روابط و وضعیت کاری شما داشته باشد.

انواع مختلف علائم در زیر بیان شده اند.

شیدایی

علائم شیدایی عبارتند از:

  • احساس خوشحالی یا هیجان زده شدن، حتی در صورتی که همه کارها به صورت مناسبی پیش نروند،
  • داشتن ایده های جدید و هیجان انگیز،
  • حرکت کردن سریع از یک ایده به یک ایده دیگر،
  • شنیدن صداهایی که سایر افراد نمی توانند بشنوند،
  • داشتن حالت بیقراری شدیدتر نسبت به وضعیت عادی،
  • داشتن یک احساس بهتر در مورد خودتان در مقایسه با حالت معمولی،
  • صحبت کردن کاملا سریع، پریدن از یک ایده به ایده دیگر، تفکرات آشفته،
  • به راحتی گمراه شدن و چالش داشتن در تمرکز بر روی یک موضوع،
  • عدم توانایی برای خوابیدن، یا داشتن این احساس که شما نمی خواهید بخوابید،
  • داشتن این تفکر که عملکرد شما می تواند بهتر از عملکرد واقعی تان باشد،
  • داشتن تصمیمات بزرگ یا غیر معمول، بدون اینکه در رابطه با آنها فکر کنید، و
  • انجام دادن کارهایی که شما فکر نمی کنید منجر به ایجاد مشکلاتی می شوند. همانند:
  • پول خرج کردن بیش از حد
  • داشتن رابطه جنسی اتفاقی با افراد مختلف
  • استفاده از مواد یا الکل
  • قمار بازی یا
  • تصمیم گیری های تجاری غیر عقلایی.

شیدایی خفیف

شیدایی خفیف شبیه به شیدایی می باشد، ولی شما یک سری علائم خفیف تری را تجربه خواهید کرد.

درمان شیدایی خفیف مشابه با درمان شیدایی می باشد.

افسردگی

علائم افسردگی می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • وضعیت روانی پایین،
  • داشتن انرژی سطح پایین و احساس خستگی،
  • احساس ناامیدی یا منفی،
  • احساس گناهکار بودن، بی ارزش بون یا ناامید بودن،
  • داشتن علاقه کمتر نسبت به مواردی که در حالت معمول انجام دادن آن را دوست دارید یا از آنها کمتر لذت می برید،
  • مشکل داشتن در تمرکز، یادآوری یا تصمیم گیری ها،
  • احساس بی قراری یا تحریک پذیری،
  • خوابیدن بیش از حد یا عدم توانایی برای خوابیدن،
  • احساس خستگی بیش از حد یا کمتر از معمول
  • کاهش یا افزایش وزن در زمانی که چنین هدفی ندارید، و
  • تفکرات مربوط به مرگ یا خودکشی یا اقدام به خودکشی.

روان پریشی (پسیکوز)

در برخی مواقع ممکن است که شما در طول شیدایی یا افسردگی شدید، علائم روان پریشی را تجربه کنید.

علائم روان پریشی عبارتند از:

  • توهمات. این بدان معنا است که شما می توانید مواردی را بشنوید، ببینید و یا احساس کنید که در واقعیت وجود ندارند، و
  • هذیان ها. این مورد به معنا باور داشتن بر روی مواردی می باشد که ممکن است درست نباشند. از نظر سایر افراد، عقاید شما غیر معمول می باشند.

علائم روان پریشی در اختلال دو قطبی می تواند نشان دهنده وضعیت روانی شما باشد.

برای مثال، در صورتی که شما یک وضعیت روان پریشی را تجربه کنید، ممکن است بر این باور باشید که شما دارای قدرت های خاصی هستید، یا تحت نظر دولت قرار دارید.

در صورتی که شما موارد افسردگی را تجربه کنید، شاید در مورد کاری که انجام داده اید، احساس گناه بکنید.

شاید شما این احساس را داشته باشید که شما بدتر از هر فرد دیگری هستید یا احساس کنید که وجود ندارید.

علت اختلال دو قطبی نامشخص می باشد.

اختلال دوقطبی

چه مواردی منجر به ایجاد اختلال دو قطبی می شوند؟

محققان بر این عقیده اند که ترکیبی از موارد مختلف می توانند احتمال بروز اختلال دو قطبی را در شما افزایش دهند.

عوامل ژنتیکی

در صورتی که یکی از اعضای خانواده اصلی شما، همانند والدین، برادر یا خواهر، دارای یک اختلال دو قطبی باشد، احتمال ابتلای شما به آن اختلال پنج برابر خواهد بود.

در صورتی که هر دو والدین شما این شرایط را داشته باشند یا در صورتی که دو قلوی شما این شرایط را داشته باشد، این ریسک افزایش می یابد.

محققان تا به حال نتوانسته اند ژن های دقیقی را پیدا کنند که منجر به ایجاد اختلال دو قطبی می شود.

ولی ژن های مختلف می توانند با ایجاد اختلال دو قطبی مرتبط باشند.

عدم تعادل در ترکیب شیمیایی مغز

مواد شیمیایی مختلفی که در مغز شما وجود دارند، بر روی وضعیت روانی و رفتاری شما تاثیر می گذارند.

مقدار بیش از حد یا کمتر از حد مربوط به این مواد شیمیایی می توانند منجر به بروز شیدایی یا شیدایی خفیفی شوند.

عوامل محیطی

اتفاقات زندگی موفق می توانند علائم اختلال دو قطبی را تحریک کنند.

همانند سوء استفاده در دوران کودکی یا از دست دادن فردی که دوست دارید.

این اتفاقات می توانند شانس ایجاد اتفاقات افسرده کننده را افزایش دهند.

کمک گرفتن در صورتی که فکر می کنید دارای اختلال دو قطبی هستید

اولین قدم در کمک گرفتن، عبارت از صحبت کردن با GP (پزشک خانوادگی) تان می باشد.

این کار می تواند به شما کمک کند تا یک یادداشتی را از تغییر وضعیت های روانی خودتان داشته باشید.

موسسه UK دو قطبی[2] در وب سایت خودش دارای یک یادداشت وضعیت روانی و همچنین یک مقیاس از وضعیت روانی می باشد.

GP شما نمی تواند اختلال دو قطبی را در شما تشخیص دهد.

فقط یک روان پزشک می تواند یک تشخیص رسمی را داشته باشد.

یک روان پزشک بخشی از تیم انجمن سلامت روانی[3] (CMHT) می باشد.

در صورتی که شما شرایط زیر را داشته باشید، GP تان می تواند یک قرار ملاقاتی را مابین شما و (CMHT) ترتیب دهد:

  • افسردگی، و
  • در صورتی که احساس کنید بیش از حد هیجان زده هستید یا به صورت منظم و حداقل در 4 روز، بر روی وضعیت روانی یا رفتار خودتان کنترل نداشته باشید.

در صورتی که GP شما تشخیص دهد که ممکن است شما دارای یک شیدایی یا افسردگی شدیدی هستید، باید به صورت سریع شما را به یک CMHT ارجاع دهد.

همچنین در صورتی که این احتمال وجود داشته باشد که شما به خودتان یا یک فرد دیگری آسیب بزنید، باید این ارجاع را انجام دهد.

در صورتی که شما اولین مورد از روان پریشی را تجربه کنید، GP تان باید شما را به یک تیم مراقبت اولیه ارجاع بدهد.

تشخیص اختلال دو قطبی می تواند سخت باشد، چرا که تاثیر تاثیر آن بر روی هر فرد کاملا متفاوت می باشد.

همچنین علائم اختلال دو قطبی می تواند مشابه با علائم مربوط به سایر مشکلات سلامت روان باشد.

تشخیص اختلال دو قطبی می تواند زمان بر باشد.

درمان و مدیریت

روش های درمان شیدایی، شیدایی خفیف و افسردگی چه مواردی می باشند؟

شما در وب سایت موسسه ملی مربوط به برتری سلامتی و مراقبتی[4] (NICE ) می توانید روش های درمانی و مراقبتی توصیه شده برای اختلال های دو قطبی را مشاهده کنید.

NICE یک سری راهنمایی هایی را برای نحوه درمان شرایط خاص توسط متخصصان سلامتی ارائه می کند.

شما می توانید راهنماها را از وب سایت مربوطه به آدرس www.nice.org.uk  دانلود کنید.

NHS مجبور نیست که از این توصیه ها تبعیت کند.

ولی باید یک دلیل مناسبی برای عدم تبعیت از آن داشته باشند.

داروها

معمولا داروهای تثبیت کننده وضعیت روانی برای درمان علائم شیدایی، شیدایی خفیف و افسردگی به کار گرفته می شوند.

به همین دلیل، پایدار کننده های وضعیت روانی عبارتند از:

  • لیتیوم
  • داروها ضد روان پریشی خاص
  • داروهای ضد تشنجی خاص
  • داروها بنزو دیازپاین خاص

شیدایی و شیدایی خفیف

به منظور کمک به درمان شیدایی یا شیدایی خفیف، باید یک تثبیت کننده وضعیت روانی به شما داده شود.

پزشک شما می تواند داروی شما را به عنوان داروی “ضد شیدایی” در نظر بگیرد.

در صورتی که شما یک داروی ضد افسردگی را مصرف می کنید، پزشکتان می تواند داروهای مصرفی شما را قطع کند.

معمولا در مرحله اول یک داروی ضد روان پریشی به شما تجویز خواهد شد.

رایج ترین داروهای ضد روان پریشی که برای درمان اختلال دو قطبی به کار گرفته می شوند، عبارتند از:

  • هالوپریدول[5]
  • اولانزاپاین[6]
  • کوئتیاپاین[7]
  • ریسپریدون[8]

در صورتی که اولین داروی روان پریشی مورد استفاده شما تاثیر مناسبی نداشته باشد، باید یک داروی ضد روان پریشی متفاوتی از بین موارد بیان شده در بالا برای شما تجویز شود.

در صورتی که یک داروی ضد روان پریشی دیگری تاثیر نداشته باشد، باید توصیه شود که شما در کنار دارو از لیتیوم هم استفاده کنید.

در صورتی که مصرف لیتیوم تاثیر مناسبی نداشته باشد، مصرف سدیم ولپروت[9] به همراه یک داروی ضد روان پریشی می تواند به شما توصیه شود.

دختران و زنان جوانی که ممکن است بخواهند در آینده بچه دار شوند، نباید از سدیم ولپروت استفاده کنند.

پزشک شما باید مصرف داروی بنزودیازپاین شما را به عنوان یک مصرف کوتاه مدت در نظر بگیرد.

پزشک شما بر اساس داروهایی که بهترین تاثیر را بر روی شما دارند، از دوز ها و ترکیب های مختلفی استفاده خواهند کرد.

همچنین اولویت های شخصی شما هم باید مد نظر قرار داده شوند.

افسردگی

پزشک شما به منظور درمان علائم افسردگی موجود در شما، باید داروهای متفاوتی را به شما پیشنهاد دهد.

داروهای زیر می توانند به شما پیشنهاد شوند:

  • فلوکستاین به همران اولانزاپاین[10]
  • کوئتیاپاین
  • اولانزاپاین یا
  • لاموتریجین[11]

فوکستاین یک داروی ضد افسردگی می باشد.

لاموتریجین یک داروی ضد تشنجی است.

پزشک شما می تواند داروهای بیان شده در بالا را به همراه موارد زیر تجویز کند:

  • لیتیوم، و
  • سدیم ولپروت.

پزشک شما بر اساس داروهایی که بهترین تاثیر را بر روی شما دارند، از دوز ها و ترکیب های مختلفی استفاده خواهند کرد.

همچنین اولویت های شخصی شما هم باید مد نظر قرار داده شوند.

روش های درمان روان شناختی

در صورتی که شما برخی مواقع چار افسردگی می شوید، باید مقدار زیادی از یک روش گفتار درمانی، همانند روش درمان شناختی رفتاری[12] (CBT) یا درمان میان فردی[13] و همچنین تجویز دارویی، در مورد شما مورد استفاده قرار بگیرد.

CBT چیست؟

CBT یک روش گفتار درمانی می باشد که از طریق تغییر روش تفکر و رفتارتان می تواند به شما کمک کند تا مشکلات خودتان را مدیریت کنید.

روش درمان میان فردی چیست؟

روش درمان میان فردی یک نوع روش گفتار درمانی می باشد که بر روی شما و روابط شما با سایر افراد متمرکز می شود.

روش های درمان بلند مدت برای اختلال دو قطبی چه مواردی هستند؟

اختلال دو قطبی یک بیماری مربوط به کل طول عمر زندگی فرد است که در اغلب مواقع صورت می گیرد.

شما برای دریافت کمک به منظور مدیریت این شرایط، نیاز به یک حمایت بلند مدت خواهید داشت.

تجویز دارویی

پزشکتان انواع داروهایی که در طول شیدایی یا افسردگی مورد استفاده قرار داده اید را بررسی خواهد کرد.

آنها از شما خواهند پرسید که آیا تمایلی به ادامه درمان دارید یا آیا می خواهید روش درمان را تغییر دهید و از لیتیوم استفاده کنید.

در روشهای درمان بلند مدت، معمولا لیتیوم کارایی بهتری نسبت به سایر روش های دارویی دارد.

پزشک شما باید یک سری اطلاعاتی را در مور مصرف ایمن لیتیوم به شما ارائه دهد.

در صورتی که لیتیوم کارایی مناسبی نداشته باشد یا منجر به بروز مشکلات دیگری شود، ممکن است که موارد زیر به شما پیشنهاد شود:

  • ولپروت،
  • اولانزاپاین، یا
  • کوئتیاپاین.

پزشک شما باید سلامتی شما را تحت نظر بگیرد.

ارزیابی های مربوط به سلامت فیزیکی باید حداقل یک بار در هر سال صورت بگیرد.

این ارزیابی ها شامل موارد زیر می باشد:

  • اندازه گیری وزن شما،
  • آزمایش های خونی و ادرار،
  • ارزیابی کبد و قلب شما، و
  • ارزیابی نبض و فشار خون شما.

روش های درمان روان شناختی

باید یک نوع روش درمان روان شناختی به شما تجویز شود که به طور خاص برای اختلال دو قطبی طراحی شده است.

شما باید از فرد درمانی یا گروه درمانی استفاده کنید.

هدف از درمان شما، عبارت از متوقف کردن ایجاد مجدد شرایط نامناسب در شما می باشد.

این حالت به عنوان “برگشت[14]” شناخته می شود. روش درمان شما باید به شما کمک کند تا:

  • شرایط خودتان را بشناسید،
  • در مورد تاثیر تفکرات و رفتار خودتان بر روی وضعیت روانی تان فکر کنید،
  • وضعیت روانی، تفکرات و رفتار خودتان را مورد ارزیابی قرار دهید،
  • در رابطه با ریسک و اضطراب فکر کنید،
  • یک سری برنامه هایی را برای باقی ماندن در شرایط مناسب داشته باشید،
  • در صورتی که در شرایط نامناسبی قرار بگیرد، یک سری برنامه های بحرانی داشته باشید،
  • نسبت به نحوه ارتباط برقرار کردن مطلع شوید، و
  • مشکلاتی که در زندگی روزمره تان می توانید داشته باشید را مدیریت کنید.

در صورتی که شما همراه با خانواده خودتان زندگی کنید یا ارتباط نزدیکی با آنها داشته باشید، همچنین روش “اقدام خانوادگی” هم باید به شما ارائه شود.

در روش اقدام خانوادگی، شما و خانواده تان با یک متخصص سلامت روان همکاری خواهید کرد تا این کار به مدیریت روابط شما کمک کند.

این روش باید به افرادی ارائه شود که با شما زندگی می کنند و یا اینکه ارتباط نزدیکی با شما دارند.

حمایتی که به شما و خانواده شما ارائه می شود، به مشکلات موجود و همچنین اولویت های شما بستگی دارد.

این حمایت می تواند شامل دوره های خانواده درمانی یا دوره های فردی باشد.

خانواده شما باید به مدت 3 ماه تا یک سال از شما حمایت کند و این برنامه باید شامل حداقل 10 دوره برنامه ریزی شده باشد.

سایر حمایت ها

تیم سلامت روانی شما باید در رابطه با ورزش کردن و تغذیه سالم شما را راهنمایی کند.

در صورتی که شما بخواهید به کارتان برگردید، باید یک حمایتی از شما صورت بگیرد تا در آموزش و برگشت به کار به شما کمک کند.

در صورتی که مراقبت شما توسط GP تان یا از طریق تیم مربوط به انجمن سلامت روانی مدیریت شود، باید از این حمایت بهره مند شوید.

در صورتی که شما قادر یا متمایل به ادامه درمان در شرایط فعلی نداشته باشید، متخصصان مراقبت سلامتی شما باید یک سری فعالیت های دیگری را در نظر بگیرند که می تواند به شما کمک کند تا در آینده به کار خودتان برگردید.

تیم مراقبت سلامتی تان می تواند به شما کمک کند تا یک برنامه بهبودی را درست کنید.

این برنامه باید به شما کمک کند تا علائم هشدار دهنده اولیه و محرک هایی را شناسایی کنید که می توانند مجددا منجر به ایجاد شرایط نامناسبی در شما شوند.

همچنین این برنامه ها روش های مقابله ای را هم به شما آموزش خواهد داد.

همچنین در صورتی که شما دچار اضطراب شوید، برنامه شما باید شامل افرادی باشد که می توانید با آنها تماس بگیرید.

همچنین ممکن است شما تشویق شوید که یک “ارزیابی پیشرفته ای” داشته باشید.

این ارزیابی یک راهنمایی برای متخصصان سلامت روان می باشد که در صورت نبود ظرفیت روانی در شما برای گرفتن تصمیمات خودتان، نیاز خواهید داشت که این ارزیابی از طرف مراقب شما صورت بگیرد.

رهیافت برنامه مراقبتی

در صورتی که شما یک سری نیازهای پیچیده ای داشته باشید یا در شرایط آسیب پذیری قرار داشته باشید، ممکن است که در رهیافت برنامه مراقبتی[15] (CPA) تحت بررسی قرار بگیرید.

CPA یک پکیجی از مراقبت می باشد که توسط خدمات سلامت روان ثانویه به کار گرفته می شود.

شما باید یک برنامه مراقبتی داشته باشید و همچنین یک فردی باید برنامه مراقبت شما را هماهنگ کند.

تمامی برنامه های مراقبتی باید شامل یک برنامه بحرانی باشد.

هدف از CPA عبارت از حمایت کردن از بهبود سلامت روانی شما از طریق کمک کردن به شما به منظور شناسایی یک سری عواملی در خودتان می باشد که عبارتند از:

  • نقاط قوت،
  • اهداف،
  • نیازهای حمایتی، و
  • مشکلات.

در صورتی که شما یک نیاز گسترده ای به سرویس های مختلفی داشته باشید یا فکر می کنید که در شرایط ریسکی خطرناکی قرار دارید، CPA باید در دسترس شما باشد.

هر دو شما و GP شما باید یک کپی از برنامه مراقبتی داشته باشید.

مراقبان شما می توانند در برنامه مراقبتی شما درگیر شوند و در صورتی که با آن موافق باشید، باید یک کپی از این برنامه به آنها داده شود.

من برای مدیریت علائم موجود در خودم، چه کاری می توانم انجام دهم؟

شما از طریق مراقبت کردن از خودتان می توانید علائم موجود را مدیریت کنید.

خود مراقبتی عبارت از نحوه مراقبت کردن خودتان از رژیم غذایی، خواب، ورزش، کارهای روتین روزمره، روابط و احساسات خودتان می باشد.

سبک زندگی

داشتن یک سری تغییرات کوچک در سبک زندگی می تواند بهزیستی شما را تقویت کند و در فرآیند بهبود شما مفید باشد.

برنامه های روتین در بهبود وضعیت بهزیستی روانی اکثر افراد مفید می باشد.

این برنامه ها یک ساختاری را برای کارهای روزمره شما ایجاد می کند و می تواند یک هدفی را در نظر داشته باشد.

این مورد می تواند یک کار روتین ساده ای باشد، همانند خوردن غذا در زمان های مشابهی از هر روز، رفتن به تخت خواب در زمان مشابهی از هر روز و یک بار خرید غذا در هر هفته.

متخصصان سلامت روانی شما می توانند یک سری توصیه هایی را در مورد ورزش و رژیم غذایی و خواب به شما ارائه دهند.

گروه های حمایتی

شما می توانید به یک گروه حمایتی ملحق شوید.

یک گروه حمایتی عبارت از جایی می باشد که افراد در آن جمع می شوند تا اطلاعات و تجارب خودشان را به اشتراک بگذارند و از یکدیگر حمایت کنند.

شما از طریق جستجوی آنلاین می توانید یک گروه محلی را پیدا کنید.

موسسه خیریه دو قطبی UK دارای یک گروه حمایتی آنلاین می باشد.

همچنین این گروه در برخی از مناطق کشور دارای گروه های حمایتی رو در رو می باشد.

موسسه تفکر مجدد در مورد بیماری سلامت[16]در برخی از مناطق دارای گروه های حمایتی می باشد.

در صورتی که شما لینک www.rethink.org/support-groups را دنبال کنید، می توانید موارد موجود در دسترستان را مشاهده کنید.

کالج بهبود[17]

کالج بهبود بخشی از NHS می باشد.

این سازمان ها یک سری دوره های رایگانی را در مور سلامت روان برگزار می کنند تا به شما کمک کنند که علائم خودتان را مدیریت کنید.

این دوره ها می توانند به شما کمک کنند تا بر روی زندگی خودتان کنترل داشته باشید و در بهزیستی و بهبود خودتان به یک کارشناس تبدیل شوید.

همچنین شما می توانید خودتان را به کالج بهبود ارجاع دهید.

ولی این کالج می تواند یک گزارشی به تیم مراقبتی تان ارائه دهد.

متاسفانه کالج های بهبود در تمامی مناطق در دسترس نمی باشند.

به منظور بررسی وجود داشتن کالج بهبود در منطقه خودتان، می توانید از موتور جستجوی هایی همانند گوگل[18] استفاده کنید.

همچنین می توانید از طریق تماس با شماره 0300 5000 927، با موسسه تفکر مجدد در مورد بیماری سلامت تماس بگیرید و از مشاوره آن استفاده کنید.

یک برنامه اقدام بهبود بهزیستی (WRAP) داشته باشید

یادگیری نحوه شناسایی اولین علائم مربوط به شیدایی یا افسردگی یک مورد مهمی در مدیریت وضعیت خود می باشد.

ایده مربوط به WRAP عبارت از کمک کردن به شما برای باقی ماندن در وضعیت خوب و به دست آوردن مواردی می باشد که دوست دارید.

WRAP بر روی بخش های مختلفی همانند نحوه تاثیر بیماری بر روی شما و کارهایی که می توانید برای مدیریت آن انجام بدهید را مورد بررسی قرار می دهد.

یک سری راهنماهایی وجود دارند که در این کار می توانند به شما کمک کنند.

شما از متخصص مراقبت سلامتی خودتان می توانید بخواهید که یکی از این روش ها را در مورد شما مورد استفاده قرار دهند یا از آنها بخواهید که الگوی مربوط به یکی از آنها را نشان بدهد.

اختلال دوقطبی

ریسک های مربوط به اختلال دو قطبی

ریسک خودکشی و خود آسیب زنی

در صورتی که شما دارای یک نوع بیماری باشید و روان پریشی را تجربه کنید، همانند اسکیزو فرنیا یا اختلال دو قطبی، بر اساس تخمین های صورت گرفته، ریسک خودکشی در شما 5 تا 6 درصد بیشتر از افرادی خواهد بود که فاقد شرایط روان پریشی هستند.

ریسک خودکشی ها در طول سال اولیه ای که شما با تیم سلامت روانی ارتباط برقرار می کنید، در یک سطح تقریبا بالایی می باشد.

این ریسک برابر است با 10%.

در صورتی که شما سابقه خودکشی و افسردگی داشته باشید، احتمال مربوط به صورت گرفتن یک اقدام در شما به منظور خاتمه دادن به زندگی تان، یک احتمال بالایی می باشد.

نکته مهمی که در این شرایط باید مد نظر قرار بدهید، عبارت از داشتن یک برنامه درمان مناسب برای بهبود علائم افسردگی موجود و همچنین داشتن یک برنامه بحرانی به روز رسانی شده می باشد.

همچنین تحقیقات صورت گرفته نشان می دهند در صورتی که شما دارای اختلال دو قطبی باشید، احتمال خود آسیب زنی در شما 30 تا 40 درصد بیشتر خواهد بود.

ریسک مالی

در صورتی که شما دارای شیدایی یا شیدایی خفیفی باشید، ممکن است که در مدیریت وضعیت مالی خودتان با چالش هایی مواجه باشید.

ممکن است که شما مقادیر زیادی از پول خودتان را خرج کنید، بدون اینکه حتی یک لحظه در مورد تاثیر این شرایط بر روی زندگی تان فکر کنید.

شما می توانید “قدرت ثابت وکیل[19]” را تجربه کنید.

این یک فرآیند قانونی می باشد. این بدان معنا است که شما در صورت نداشتن ظرفیت روانی مناسبی برای مدیریت کردن خودتان، یک فردی را انتخاب می کنید و به وی اعتماد می کنید تا وضعیت مالی شما را مدیریت کند.

ریسک سلامت فیزیکی

افراد دارای اختلال دو قطبی، نرخ های بالاتری از بیماری های فیزیکی، همانند دیابت ها و بیماری قلبی را تجربه می کنند.

شما در هر سال، حداقل باید یک بار سلامت فیزیکی خودتان را ارزیابی کنید.

ریسک الکل و مواد

بیش از 30% درصد از افراد دارای اختلال دو قطبی، الکل یا مواد را مورد سوء استفاده قرار می دهند.

مصرف الکل، استعمال دخانیات یا سایر مواد در حین مصرف داروها، می تواند از کارکرد مناسب داروهای شما پیشگیری کند و علائم موجود را در وضعیت وخیم تری قرار دهد.

ریسک رانندگی

شما باید به آژانس مجوز دهی رانندگان و وسایل نقلیه[20] (DVLA) اطلاع دهید که دارای اختلال دو قطبی می باشید.

در صورتی که افسردگی شدید، شیدایی خفیف، شیدایی یا روان پریشی را تجربه کنید، باید رانندگی را متوقف نمایید.

اطلاعات مربوط به مراقبان و خانواده

من به چه نحوی می توانم حمایت مورد نیازم را به دست بیاورم؟

شما در این رابطه می توانید با GP خودتان صحبت کنید.

شما باید ارزیابی خودتان را از طریق تیم مربوط به انجمن سلامت روانی انجام دهید تا مشخص کنید که مراقبت صورت گرفته چه تاثیری بر روی سلامتی تان دارد.

همچنین می توانید مشخص کنید که به چه حمایت هایی نیاز دارید؛ حمایت هایی از قبیل حمایت عملی و حمایت اوژانسی.

شما می توانید از طریق خدمات حمایتی مراقبتی یا گروه های حمایتی، از حمایت همتایان خودتان بهره مند شوید.

در صورتی که شما برای کمک به مراقبت از یک فردی به حمایت عملی و مالی بیشتری نیاز داشته باشید، می توانید از مقامات محلی بخواهید که یک ارزیابی مراقبتی بر روی شما صورت گرفته شود.

شما به عنوان یک مراقب، باید در تصمیمات مربوط به برنامه ریزی مراقبتی خودتان نقش داشته باشید.

ولی در این مورد هیچ نوع حقوق قانونی ندارید.

تیم بالینی باید فرد تحت مراقبت شما را تشویق کند تا اطلاعات بیشتری را در اختیارتان قرار بدهد.

حمایت کردن از یک فردی که شما مراقب وی هستید

در صورتی که شما علائم، برنامه درمان و تکنیک های خود مدیریتی افراد دارای اختلال دو قطبی را بشناسید، حمایت کردن از آنها برای شما راحت تر خواهد بود.

شما می تواند از آنها بخواهید که این اطلاعات را با شما به اشتراک بگذارند.

فردی که شما از وی مراقبت می کنید، همچنین می تواند یک برنامه مراقبتی داشته باشد.

این مورد نشان دهنده یک مراقبتی می باشد که آنها دریافت خواهند کرد و همچنین نشان دهنده فردی می باشد که مسول مراقبت می باشد.

یک برنامه مراقبتی همواره باید دارای یک برنامه بحران باشد.

یک برنامه بحران نشان می دهد که در صورت قرار گرفتن در وضعیت نامناسب، باید با چه کسی ارتباط برقرار کنیم.

شما می توانید از این اطلاعات برای حمایت از افراد تحت مراقبت خودتان استفاده کنید و آنها را تشویق کنید که در وضعیت مناسبی باقی بمانند و در صورت نیاز، کمک مورد نیازشان را به صورت مناسبی دریافت کنند.

منبع: کانون مشاوران ایران


  • [1] Cyclothymia
  • [2] Bipolar UK
  • [3] Community Mental Health Team
  • [4] National Institute for Health and Care Excellence
  • [5] Haloperidol
  • [6] Olanzapaine
  • [7] Quetiapine
  • [8] Risperidone
  • [9] Sodium valproate
  • [10] Flouxetine with Olanzapine
  • [11] Lamotrigine
  • [12] Cognitive Behavioral Therapy
  • [13] Interpersonal Therapy
  • [14] relapse
  • [15] Care Programme Approach
  • [16] Rethink Mental Illness
  • [17] Recovery College
  • [18] Google
  • [19] Lasting Power of Attorney
  • [20] Drivers and Vehicle Licensing Agency

افسردگی کودکان

اگر در مورد اینکه والدین، چه چیزی را برای کودک خود می خواهند سوال شود، اکثریت آن ها جواب می دهند که من فقط شادی …

آزمایش عروسک بابو

آزمایش عروسک بابو یک بررسی مبتکرانه ای می باشد که برای اولین بار توسط یک روان شناسی به اسم آلبرت باندورا (Albert Bandura) و در مورد پرخاشگری یا تجاوز صورت گرفته است و نشان داده است که کودکان از مشاهده رفتار افراد بزرگسال می توانند یک سری مواردی را یاد بگیرند.

این آزمایش توسط یک تیمی از محققان صورت گرفته است که در مقابل یک کودک پیش دبستانی، به صورت فیزیکی و زبانی با یک عروسک قابل باد کردن بد رفتاری کرده بودند؛

در مراحل بعدی کودک از رفتار بزرگسالان تقلید کرد و عروسک را دقیقا به همان روش مورد پرخاشگری و تجاوز قرار داد.

مطالعه باندورا بر روی پرخاشگری و تجاوز (آزمایشی که شناخته شده ترین مورد می باشد) در سال 1961 و در دانشگاه استنفورد صورت گرفت (دانشگاهی که باندورا در آن استاد بود).

باندورا برای این آزمایش از عروسک های پلاستیکی قابل باد کردن  3 و 5 فوتی (1 و 1.5 متری) استفاده کرد که همانند دلقک های کارتونی نقاشی شده بودند؛

این عروسک ها با طناب بسته شده بودند و زمانی که طناب باز می شد بالاتر می رفتند.

افراد تحت مطالعات عبارت از پیش دبستانی های مهد کودک استنفورد بودند که به سه گروه تقسیم شدند: یک گروه مدل های رفتاری افراد پرخاشگر بزرگسال را مشاهده کرد؛

گروه دیگر مدل های رفتاری غیرپرخاشگرانه را مشاهده کرد و گروه سوم هیچ یک از مدل های رفتاری را مشاهده نکرد.

این سه گروه بر اساس جنسیت به شش زیر گروه تقسیم شدند، به نحوی که نیمی از زیر گروهها مدل رفتاری جنسیت مشابه خودشان را مشاهده کردند و نیمی از زیر گروه ها مدل رفتاری جنسیت مخالف را مشاهده کردند.

در اولین مرحله از آزمایش، کودکان به صورت انفرادی بر روی یک میزی در گوشه اتاق آزمایش نشسته بودند و فعالیت های مختلفی به آنها نشان داده شد که در گذشته بچه های علاقه زیادی به آنها داشتند (همانند استیکرها، تصاویر، پرینت ها)؛

این کار به منظور سست کردن و پیشگیری از مشارکت فعال و تشویق به مشاهده صرف صورت گرفت.

مدل رفتاری در یک گوشه دیگری از اتاق صورت گرفت (که شامل یک میز و صندلی دیگر، یک چکش، یک مجموعه از تینکر توی (Tinkertoy) و یک عروسک بوبو 5 فوتی بود) و به کودک گفته شده بود که می تواند با این موارد بازی کند.

در گروه های مدل رفتاری پرخاشگرانه، مدل به صورت فیزیکی (ضربه زدن، سوراخ کردن، پرتاب کردن و حمله کردن به صورت های مختلف) و زبانی (از طریق بیان کردن جملات پرخاشگرانه) مورد بدرفتاری قرار گرفت.

در گروه های مدل رفتاری غیرپرخاشگرانه، مدل نسبت به عروسک بوبو بی توجه بود و به صورت آرام از رفتار تینکرتوی ها تقلید می کرد. بعد از گذشت 10 دقیقه هر دو مدل رفتاری از اتاق خارج شدند.

در دومین مرحله از آزمایش کودکان به صورت انفرادی در اتاق های آزمایش مختلفی قرار گرفتند و در آنجا یک گروه جدیدی از عروسک های جذاب (همانند قطار، ماشین آتش نشانی، تراموای برقی، هواپیمای جت، عروسک های دارای قفسه، تختخواب بچه و کالسکه کودک) به آنها نشان داده شد.

آزمایش عروسک بابو

به منظور آزمایش کردن این فرضیه که مشاهده کردن عصبانیت منجر به افزایش احتمال صورت گرفتن رفتار پرخاشگرانه می شود، بعد از گذشت دو دقیقه به کودکان گفته شد که بیش از این نمی توانند با عروسک ها بازی کنند.

با این وجود، بعدا به کودکان گفته شد که در یک اتاق دیگری می توانند با عروسک ها بازی کنند؛

در این اتاق یک سری عروسک هایی قرار داده شده بود که به عنوان عروسک های پرخاشگر (برای مثال، عروسک باب 3 فوتی، چکش و تیرهای دارت) و عروسک های غیرپرخاشگر (مداد رنگی، حیوانات اهلی، سرویس چای خوری، توپ و عروسک ها) بودند.

در آخرین مرحله از آزمایش رفتار بچه ها در یک دوره 20 دقیقه ای مشاهده شد و بر اساس درجه رفتار پرخاشگرانه فیزیکی و زبانی امتیاز بندی شدند؛

نتایج به دست آمده برای کودکان موجود در گروه های مدل رفتاری پرخاشگرانه به صورت قابل توجه از نتایج به دست آمده برای کودکان قرار گرفته در گروه های مدل رفتاری پرخاشگرانه و گروه های کنترل بالاتر بود.

در مطالعات بعدی که به کودکان نوارهای ویدئوی مربوط به خشونت نشان داده می شد، نتایج مشابهی به دست آمد؛

تقریبا 90 درصد از کودکانی که در گروه های رفتاری پرخاشگرانه قرار گرفته بودند در مراحل بعدی از طریق حمله کردن به عروسک های مشابه یک رفتار پرخاشگرانه را از خودشان نشان دادند و 40 درصد از آنها بعد از گذشت چند ماه همین رفتار را از خودشان نشان دادند.

هر چند که مطالعات صورت گرفته نتایج مشابهی را برای هر دو جنسیت نشان داده اند، با این وجود حداقل بر اساس بستگی داشتن یک رفتار به یک جنسیت (رفتاری که برای یک جنسیت خاص مناسب می باشد) یک سری تفاوت هایی مابین جنسیت های مختلف نشان داده شد.

برای مثال اطلاعات به دست آمده نشان داده اند که احتمال صورت گرفتن پرخاشگری فیزیکی در مردان بیشتر از زنان می باشد (چرا که یک رفتار مردانه تری است)، به نحوی که مردهای تحت آزمایش در مقایسه با زنان تحت آزمایش پرخاشگری های فیزیکی بیشتری را نشان دادند.

با این وجود هیچ نوع تفاوتی در پرخاشگری زبانی مشاهده نشد، چرا که این موضوع ارتباط کمتری با جنسیت دارد.

علاوه بر این، هر دو مورد از مردان و زنان تحت آزمایش در مورد پرخاشگری فیزیکی، مدل های رفتاری مردانه را بیشتر از مدل های رفتاری زنانه تقلید می کردند ولی در مورد پرخاشگری زبانی بیشتر مدل های رفتاری جنس های مشابه خودشان را تقلید می کردند.  

نوشته شده توسط: JeannetteL. Nolen

ترجمه : تیم کانون مشاوران ایران