انواع اضطراب از نظر روانشناسان | آیا اضطراب باعث خودکشی می شود؟

انواع اضطراب در روانشناسی شامل: اضطراب دوره بارداری، اضطراب ناشی از جدایی، اضطراب جنسی، استرس پس از حادثه و غیره می باشد.آیا اضطراب باعث خودکشی می شود؟ علت دلهره و اضطراب چیست؟

انواع اضطراب چیست؟

اضطراب اجتماعی

همه ی انسان ها برای سخنرانی دچار اضطراب می شوند ولی افراد مضطرب در این شرایط:

  1. عرق می کنند،
  2. قرمز می شوند،
  3. تپش قلب می گیرند
  4. حالت تهوع را تجربه می کنند.

این علائم ممکن است حتی زمانی که فرد کارهای مورد علاقه اش را انجام می دهد هم رخ بدهد. به نظر می رسد اکثر این بیماران در گذشته اتفاق تلخی را تجربه کرده اند.

دارو می تواند به بیماران کمک کند که سرعت اضطراب خود را کنترل کنند اما رواندرمانی به افراد مضطرب نشان می دهد که مشکل آن ها بی دلیل به وجود نیامده است.

روان درمانی ممکن است زمان بر باشد اما باعث می شود که بیماران اضطراب خود را بهتر کنترل کنند.

نوع دیگری از خاطرات که با اضطراب عملکرد در ارتباط است، ترس از دست دادن علاقه ی اعضای خانواده است. این افراد اعتقاد دارند که محبت اعضای خانواده وابسته به عملکرد آن ها است و برای آن ها سخنرانی و بودن در اجتماع به معنای سنجش میزان دوست داشتنی بودن آن ها است.

این افراد معمولا ارزشمندی را وابسته به عملکرد خود می دانند. 

دیده می شود که بعضی از والدین در کودکی به دلیل عملکرد اشتباه فرزند خود را تنبیه می کنند یا حتی اگر عملکرد او عالی هم باشد به دلیل مسائل پیش پا افتاده مانند ریختن آب یا غذا روی زمین آن ها را تنبیه می کنند، این تداعی ناخوشایند در بزرگسالی باعث می شود که فرد احساس کند که عملکرد او اگر مثبت یا منفی باشد به تنبیه ختم می شود.

  • به این ترتیب تعریف موفقیت برای کودکان دشوار می شود.
  • آیا فردی که به ریاست رسیده واقعا با کفایت بوده یا از ترس و تهدید به این مقام رسیده است؟ 
  • این فرد بخاطر موقعیتی که دارد احساس غرور می کند یا به دلیل اضطراب دچار حملات هراس می شود؟

اضطراب جدایی چیست؟ | انواع اضطراب

بخش عمده ای از اضطراب مربوط به ترس ناشی از تنها ماندن، ترک شدن و موارد دیگر می باشد. اضطراب جدایی معمولا از دوران کودکی و بر اساس جدایی از مادر صورت می گیرد. 

اگر کودک پس از جدایی از مادرش به گرمی پذیرفته شود یاد می گیرد که جدایی خطرناک نیست اما اگر با واکنش نگران کننده مادر برخورد کند نگرش او در مورد نگرانی تغییر خواهد کرد.

مادرانی که از فرزندانشان برای پر کردن تنهایی خود استفاده می کنند در صورت جدایی فرزندانشان رفتارهایی عصبی و نگران کننده نشان می دهند. در این شرایط کودک می آموزد که جدایی باعث بروز اضطراب در مادر آن ها می شود و برای مراقبت از آن ها باید در کنار او بمانند.

عکس العملی که کودکان نسبت به جدایی نشان می دهند با تجربه طرد شدن توسط مادر ارتباط دارد. تحقیقات انجام شده نشان می دهد که غفلت و عدم توجه کافی به کودکان در سال های اول زندگی باعث آسیب های دائمی به شخصیت و اعصاب او می شود.

جدایی از مادر در بزرگسالی به شکل های مختلف خود را نشان می دهد به طور مثال فرد هنگام رفتن به کار، دانشگاه و مدرسه دچار اضطراب، افسردگی و پرخوری می شوند.

اضطراب دوران بارداری چیست؟

زنان باردار و یا همسرانشان که تمایل دارند بچه دار شوند در طی چند دوره دچار اضطراب می شوند.

اولین دوره ای که زوجین اضطراب را ممکن است احساس کنند زمانی که است که تصمیم به بچه دار شدن می گیرند و از آمادگی خود برای بچه دار شدن مطمئن نیستند.

در این زمان عده ای فکر می کنند که مسئولیت پذیری سخت است و ترجیح می دهند بچه دار نشوند، عده ای دیگر فکر می کنند که نقش والد از همسر آسان تر است و برای همین تصمیم به بچه دار شدن می گیرند.

 این تفکر ممکن است با اضطراب جدایی در ارتباط باشد زیرا زوجین می دانند که فرزندانشان نمی توانند به راحتی همسرشان آن ها را ترک کنند.

دومین دوره ای که زوجین اضطراب را تجربه می کنند، هنگام بارداری است. در این زمان مهم ترین امر برای درمانگر این است که بارداری با برنامه ریزی یا  تصادفی اتفاق افتاده باشد.

اگر بارداری با برنامه ریزی شکل گرفته باشد والدین معمولا تنها ترس از ناتوانی خود در نقش والد یا ترس از سلامت فرزند خود را احساس می کنند.  ولی اگر بارداری ناخواسته شکل گرفته باشد احتمال دارد که والدین درمورد بارداری و مسئولیت پذیری نیز تردید داشته باشند.

حتی وقتی زوجین مطمئن می شوند که باید جنین را سقط کنند تا مدت ها این احساسات آن ها را درگیر می کند و با این تردید زندگی می کند که آیا کار درستی انجام داده اند یا خیر.

به نظر می رسد که زوجین حتی وقتی ناخواسته بچه خود را از دست می دهند نیز خود را سرزنش می کنند و احساس می کنند که او را کشته اند.

اگر زوج ها رابطه سالم و محکلی با یکدیگر نداشته باشند دچار اضطراب بیش تری می شوند و دلیل این نگرانی معمولا سرنوشت کودک است.

اگر بارداری تدوام پیدا کند نوع دیگری از اضطراب در خانم ها دیده می شود، تهوع صبحگاهی ، بهم ریختگی هورمون ها و تغییراتی که در بدن آن ها ایجاد می شود می تواند آن ها را مضطرب سازد.

اضطراب بارداری| آیا اضطراب زوجین ممکن است مانع از بارداری شود؟

بسیاری از مواقع دکترها مجبور می شوند که به زوجین بگویند که به دلایل مختلف مانند نازایی زن و کمبود اسپرم مرد، قادر به بچه دار شدن نیستند. معمولا این اتفاق برای کسانی می افتد که به شدت به بچه دار شدن علاقه مند هستند.

بعضی از زوجین پس از شنیدن این خبر به شدت مضطرب می شوند و تمام تلاش خود را برای درمان می کنند ولی دقیقا زمانی که از بچه دار شدن ناامید می شوند متوجه می شوند که قرار است بچه دار می شوند.

زمانی که زوجین از بچه دار شدن ناامید می شوند اضطراب آن ها کاهش می یابد و چون دیگر بر روی فرزندآوری تمرکز نمی کنند آرامش آن ها افزایش می یابد. که موجب کاهش ترشح هورمون های ناشی از ترس می شود و با تاثیر بر مغز زنان ترشح هورمون های باروری را زیاد می کند.

اضطراب جنسی چیست؟

روابط جنسی ممکن است باعث بروز اضطراب در زندگی افراد بشود. اجتناب از روابط جنسی به دلیل اضطراب پدید می آید و باعث می شود که افراد از برقرار کردن رابطه جنسی بترسند و سعی کنند خود را از خطراتی که احساس می کنند در طول رابطه جنسی اتفاق می افتد مصون بدارند. 

در این شرایط فرد تصور می کند که دیگر کنترلی بر روی هیجانات و بدن خود ندارد و این موضوع برای او ترسناک است.

نوع دیگر اضطراب جنسی، ترس از موفقیت و لذت جنسی است. 

افراد گاهی احساس می کنند که با رابطه جنسی بیش از اندازه به یکدیگر نزدیک می شوند یا ممکن است ترس از بیماری های جنسی و بارداری ناخواسته را داشته باشند.

اینگونه مشکلات و ترس ها معمولا ریشه در سابقه خانوادگی فرد دارد. معمولا فرزندان در خانواده هایی که رابطه جنسی را ممنوعه می دانند و در مورد آن صحبت نمی کنند الگویی برای کنترل مسائل جنسی خود ندارند و در بزرگسالی نمی دانند که با این مسائل چگونه کنار بیایند.

کسانی که خود یا والدینشان در معرض تجاوز قرار گرفته اند به ندرت می توانند روابط جنسی را بدون اضطراب تجربه کنند. 

همچنین کسانی که نزدیکی زیادی به والدین خود دارند احساس می کنند که با رابطه جنسی از آن ها دور می شوند و لذت جنسی در ذهن آن ها باعث ایجاد احساس گناه می شود و برای همین سعی می کنند از آن فرار کنند.

بعضی از اختلال های جنسی باعث ناتوانی در رفتار های جنسی افراد می شوند. به طور مثال واژینیسموس نوعی اختلال در زنان است که مانع از ورود آلت مردانه به بدن می شود. یا برخی مبتلا به آنورگاسمی یا ناتوانی در ارگاسم هستند.

در مردان نیز این ناتوانی ها به شکل اختلال در نعوظ یا انزال زودرس دیده می شود. این اضطراب ها معمولا با شروع رابطه جنسی تشدید می شوند و زیر نظر مشاوران و متخصصان کاملا قابل درمان است.

اضطراب روانپریشی چیست؟ | انواع اضطراب

روانپریشی به طور کلی شرایطی است که در آن فرد دیگر نمی تواند واقعیت را تشخیص بدهد و به طور کلی باعث اختلال در تفکر افراد می شود. به نظر می رسد که این اتفاق باعث احساس اضطراب در افراد می شود، این اختلال می تواند بلند مدت یا کوتاه مدت باشد.

روانپریشی کوتاه مدت بر اثر سوء مصرف مواد و بروز بیماری های جسمی مانند تومور یا عفونت به وجود می آید. به علاوه اختلال هایی مانند افسردگی، دو قطبی و وسواس می تواند باعث بروز روان پریشی شود، اسکیزوفرنیا نیز نوعی روان پریشی محسوب می شوند. 

اضطراب این بیماران با دارو و کمک دکتر قابل کنترل است.

استرس پس از سانحه چیست؟ | انواع استرس

ابتدا باید توجه کنید که در زندگی روزمره دو نوع سانحه وجود دارد. سوانح حاد مثل تصادف یا چیزی که زندگی فرد را در خطر قرار می دهد و سوانح مزمن مانند زندگی در یک محیط خشن که به تدریج به فرد آسیب می زند و باعث ایجاد سبک شخصیتی مضطرب می شود.

اختلال استرس حاد و استرس پس از سانحه شبیه بهم هستند و تنها تفاوت آن ها در طول زمان است.

اضطراب خودکشی چیست؟ | خودکشی ناشی از اضطراب

خودکشی پدیده روانی پیچیده ای است که ممکن است به پنج دلیل اتفاق بیفتد

  1. وجود رفتارهای تکانشی به دلیل مصرف الکل یا مواد مخدر می تواند اراده و کنترل فرد را تضعیف کند. این افراد به دلیل احساس ناراحتی عمیق و اضطراب روانی شدید احساس می کنند که باید از این زندگی راحت شوند. افرادی که شخص مهمی را از دست داده اند یا بیماری خطرناکی دارند به این دلایل احساس پوچی و ناامیدی پیدا می کنند.
  2. در این حالت فرد متوجه می شود که دچار روانپریشی یا قطع ارتباط با واقعیت شده است و می فهمد که به زودی قدرت کنترل ذهنش را از دست می دهد. این بیماران مخصوصا وقتی این توانایی ها را از دست می دهند آشفته و مضطرب می شوند. اضطراب این افراد به دلیل احساس ناتوانی و نابودی آن ها است و معمولا به رفتارهای تکانه ای مثل پریدن از پشت بام دست می زنند.
  3. این بیماران بارها دست به خودکشی زده اند و مدت زیادی به خودکشی فکر می کنند و در مورد آن با کسی صحبت نمی کنند. این افراد تصور می کنند که به وسیله رنج ها احاطه شده اند، نمی توانند کار کنند و خودکشی برای آن ها راهی برای نجات از این رنج ها است.
  4. این دسته از افراد به افسردگی مبتلا هستند. معمولا این افراد آرزو می کنند که از خواب بیدار نشوند زیرا احساس می کنند که نمی توانند وضعیت خود را بهبود ببخشند. 
  5. اضطراب این افراد همانند فرد روانپریش است زیرا هردوی آن ها از دردی که غیر قابل علاج است رنج می برند. این افراد ممکن است که پس از پریدن از روی پل یا از روی پشت بام پشیمان شوند.
  6. گروه آخر افرادی هستند که به تازگی خبر ناگواری به خصوص در زمینه تشدید مشکلات جسمی خود می شنوند و برای رهایی از درد و اضطرابی که بر آن ها متحمل می شود دست به خودکشی می زنند.

من اغلب مشاهده می کنم که افرادی که در طول مشاوره راجع به خودکشی صحبت می کنند در مورد آن مردد هستند. اشخاصی که در رابطه با خودکشی حرف می زنند کم تر از کسانی که این کار را نمی کنند مستعد خودکشی هستند.

در تمام مدل های خودکشی اضطراب نقش محوری دارد پس درمان این اختلال می تواند مانع از خودکشی بسیاری از افراد بشود. اگر شما هم از این افکار رنج می برید سعی کنید با مشاور تماس بگیرید و مطمئن باشید که راه هایی برای غلبه بر این مشکل وجود دارد.

اختلال اضطراب منتشر چیست؟

اصلی ترین نشانه این اختلال، نگرانی دائم بیمار درمورد موضوعات مختلف می باشد. در این نوع اختلال فرد از موضوع خاصی نمی ترسد بلکه یک ترس و اضطراب همیشگی را تجربه می کند.

در حقیقت موضوعاتی که این بیماران را نگران می کنند همواره در حال تغییر هستند و شامل همه چیز می شوند. 

این افراد ممکن است در مورد:

  1. آب و هوا،
  2. زلزله،
  3. طوفان،
  4. ارتفاع،
  5. سرطان،
  6. ایدز و
  7. چیزهای مختلف نگران باشند

. این افراد بیش تر اوقات احساس ناراحتی و ناامنی دارند. گاهی اوقات ممکن است این افراد احساس کنند که می توانند وقایع را کنترل یا پیشبینی کنند.

منبع : انواع اضطراب از نظر روانشناسان | آیا اضطراب باعث خودکشی می شود؟ 

بهترین راه های درمان افسردگی جوانان و کمک به جوان افسرده

ممکن است والدین افراد افسرده احساس کنند که نمی توانند به فرزند خود کمک کنند و اوضاع او را بهبود ببخشند. افسردگی می تواند حتی والدین را هم به سمت افسردگی بکشاند.

در این مقاله چند نکته که به بهبود حال جوانان و فرزندان افسرده کمک می کند ذکر شده است.

بهترین راه درمان افسردگی جوانان

در این شرایط ممکن است والدین نسبت به افسردگی فرزند خود شک داشته باشند، بنابراین بهترین کار کمک گرفتن از مشاور است. مشاور بهترین راه برای درمان فرزند شما را انتخاب می کند و ممکن است جلسات خانواده درمانی را نیز تنظیم کند.

کمک خانواده به فرد افسرده

والدین معمولا نگران طلاق هستند در حالی که دعوا، مصرف الکل و درگیری های شدید تاثیر بد و مخرب تری بر روحیه فرزند آن ها دارد. شاید پدر و مادر بتوانند در چنین محیطی زندگی کنند ولی فرزندان نباید تاوان اشتباهات آن ها را پس دهند.

ممکن است والدین وقتی نداشته باشند که با فرزند خود بگذرانند، اما باید سعی کنند که با فرزندان خود رابطه نزدیک تری برقرار کنند.

نحوه برخورد با فرزند افسرده

سعی کنید هنگامی با فرزند خود در مورد افسردگی صحبت کنید که خانه در آرامش قرار داشته باشد، از فرزند خود نپرسید که چه احساسی دارد زیرا ممکن است جواب بدهد خوب است و از حرف دیگری اجتناب کند. هیچ وقت در مورد این که چرا در اتاقش می ماند یا این که چرا تنهایی را دوست دارد با او بحث نکنید.

نوجوان ها به ندرت می توانند احساسات خود را به درستی بروز دهند اما اگر آرام باشید بالاخره می توانید با آن ها ارتباط برقرار کنید. شاید نوجوان شما پرخاشگر باشد ولی واقعا به کمک شما نیاز دارد.

درمان افسردگی جوانان در خانه

درمان افسردگی به شدت افسردگی بستگی داشته و همه به دارو درمانی نیاز ندارند، تنها با حرف زدن در مورد احساساتشان ممکن است روند درمان طی شود اما تشخیص این موضوع به عهده متخصص است.

حرف زدن در مورد احساسات در پسران سخت تر از دختران است بنابراین نمی توان یک درمان مشخص برای تمام افراد مشخص کرد اما می توان رویکردهای درمانی موثر را بررسی کرد.

رابطه جوان افسرده با درمانگر

رابطه ای که فرد تحت درمان با درمانگر خود به وجود می آورد مهم تر از شیوه درمان است. 

تمام روش های درمانی نیازمند جلسات مکرر و منظم هستند و کیفیت این جلسات از اهمیت زیادی برخوردار است. 

روان درمانی به بررسی مشکلات زندگی فرد می پردازد و به جوان کمک می کند تا استرس و افسردگی خود را کاهش دهد و راهی برای کنترل احساسات خود پیدا کند.

میزان پیشرفت فرد باید به طور مدوام بررسی شود. درمانگر مجاز نیست که هیچ یک از رازهای جوان را افشا کند مگر این که جوان قصد خودکشی یا رفتارهای پرخطر را داشته باشد و شما به عنوان پدر و مادر باید آگاه باشید که رابطه بین فرزند شما و مشاور او یک رابطه کاملا خصوصی است.

انواع درمان افسردگی جوانان

درمان شناختی رفتاری

این نوع درمان برای جوانان بسیار موثر است. در این روش جلسات هفته ای یک یا دوبار ( بستگی به نظر درمانگر دارد) برگذار می شوند، در این روش درمانگر به جوان کمک می کند تا آسیب های افسردگی را بر زندگی خود احساس کند تا بتواند از رویکردهای جدید استفاده کند، جوان ها نیز معمولا از این روش استقبال می کنند. در این شرایط جوان کم کم دید مثبتی نسبت به اطراف خود پیدا می کند. 

درمانگر ممکن است اهداف کوتاهی برای فرد مشخص کند و جوان را به سمت تحقق این اهداف تشویق کند.

خانواده درمانی

در این روش درمانگر به حضور پدر و مادر حتی گاهی خواهران و برادران نیز نیاز دارد.

خانواده درمانی به تحکیم و بررسی روابط خانوادگی می پردازد، در این روش اعضای خانواده به مرور می آموزند که رابطه بهتری با یکدیگر برقرار کنند و درک بهتری از احساسات یکدیگر پیدا می کنند. 

معمولا بسیاری از افراد علاقه ای به حضور در جلسات خانواده درمانی ندارند زیرا احساس می کنند که انگشت اتهام قرار است به سمت آن ها گرفته شود یا بحث و درگیری شکل می گیرد ولی در طول این جلسات درمانگر جو را بسیار آرام نگه می دارد.

جلسات خانواده درمانی در شرایطی که خانواده باعث وخیم شدن افسردگی جوان یا نوجوان می شوند تجویز می گردد. 

دارو درمانی

دارو درمانی برای درمان افسردگی متوسط و شدید استفاده می شود و معمولا در کنار آن از روان درمانی یا خانواده درمانی نیز استفاده می شود.

دارو درمانی ممکن است در ذهن برخی از افراد ترسناک باشد و فکر کنند که تا آخر زندگی باید از این دارو ها استفاده کنند. اما به این صورت نیست داروی ضد افسردگی حداکثر برای شش ماه تجویز می شود.

مصرف دارو ضد افسردگی معمولا در همان چند هفته اول نتیجه بخش است اما با قطع دارو دوباره فرد به شرایط اولیه باز می گردد برای همین دارو باید به مدتی که دکتر روانپزشک تجویز می کند ادامه یابد و به هیچ عنوان خود فرد نباید تغییری در دوز دارو به وجود بیاورد.

نوجوان و جوانان افسرده نمی توانند در دوره های روان درمانی عملکرد مناسبی داشته باشند، زیرا احساس پوچی و سردرگمی کامل دارند، اما با کمک قرص کم کم احساس بهتری پیدا می کنند و در گفت و گوها شرکت می کنند. 

داروهای ضد افسردگی حکم معجزه را ندارند ولی به مرور به بهبود حال جوان کمک می کنند، حتما از دکتر در مورد عوارض جانبی دارو بپرسید و در مورد آن اطلاعات کامل را به دست بیاورید.

مدت زمان مصرف درمان

این موضوع نیز دغدغه بسیاری از والدین و جوانان است. البته که نمی توان قاطعانه زمانی را تعیین کرد زیرا افسردگی نیز درجات متفاوتی دارد و روحیه هر شخص با دیگری متفاوت است. 

مدت زمان درمان به عوامل زیادی بستگی دارد و درگیری های خانوادگی، انزوا، اختلالات اضطراب و موضوعات دیگر درمان را طولانی تر می کند.

اما تحقیقات نشان داده است که تقریبا 80 دردصد از جوان ها در طی یک دوره دو ساله مداوم بهبود یافته اند.

نقش والدین در درمان

ممکن است والدین تحت تاثیر افسردگی فرزند خود قرار بگیرند و احساس کنند که نمی توانند کاری برای بهبود او انجام دهند. اما آن ها مهم ترین نقش را در درمان فرزند خود دارند.

درمان افسردگی در خانه شامل کارهایی است که والدین در این مورد می توانند انجام دهند و شامل موارد زیر است:

حمایت از جوان یا نوجوان

افسردگی باعث تغییر حالات روحی فرد می شود، فرزند شما ممکن است پرخاشگر، زودرنج، حساس، دمدمی مزاج یا عصبانی بشود و اغلب این عصبانیت را نسبت به والدین خود نشان دهد.

افسردگی به خودی خود باعث دوری فرزند از والدین می شود، در این شرایط والدین باید سعی کنند تا احساسات فرزند خود را درک کرده و عصبی نشوند.

راه های زیر به والدین در برقراری ارتباط با جوانان و نوجوانان افسرده کمک می کند:

حفظ ارتباط با فرزند افسرده

والدین باید موضوعاتی را پیدا کنند که هم برای والدین و هم برای فرزندن جداب باشد و هردو از رد و بدل کردن اطلاعات در مورد آن موضوع لذت ببرند. 

در این حالت زمانی که جوان یا نوجوان به مشکلی بر میخورد سعی می کند، در مورد آن با والدین خود صحبت کند.

به یاد داشته باشید که به هیچ وجه نباید احساسات او را دست کم بگیرید یا حرف او را قطع کنید، این کار باعث می شود تا فرزند شما دیگر علاقه ای به صحبت کردن با شما نداشته باشد. 

البته ارتباط با جوانان به ویژه نوجوانان بسیار دشوار است. شما ممکن است مدام احساس کنید که فرزندتان با عصبانیت و پرخاشگری دست رد به سینه شما می زند. اما هرگز استمرار خود را از دست ندهید. سعی کنید علاقه مندی های او را دنبال کنید تا نقطه مشترکی با فرزند خود پیدا کنید.

اختصاص وقت به جوان افسرده

در هر شرایطی والدین باید ساعتی از روز را به فرزندان خود اختصاص دهند، البته نوجوانان تمایل دارند که تنها باشند و به خصوص از بودن در کنار والدین خود اجتناب می کنند. سعی کنید یک فعالیت مشترک پیدا کنید. فعالیتی مانند تماشای سریال، فیلم، خرید کردن و قدم زدن می تواند جزو این فعالیت ها باشد.

از تمام زمان هایی که کنار هم هستید استفاده کنید. مطمئن باشید که فرزند شما متوجه تلاش شما می شود.

گوش کردن به جوانان

گوش کردن باعث تقویت ارتباط شما می شود وقتی جوان احساس کند که به احساسات او گوش داده می شود بیش تر سعی می کند با والدین خود تعامل برقرار کند.

هیچ وقت فرزند خود را نصیحت نکنید بلکه سعی کنید با او همدردی کنید لازم نیست الکی سعی کنید آن ها را خوشحال کنید همین که به حرف ها و صحبت های آن ها با تمام وجود گوش دهید آن ها را خوشحال می کند.

شنیدن مشکلات فرزند می تواند بسیار دشوار باشد اما نباید این ناراحتی را نشان دهید یا عنوان کنید فرزند شما باید احساس کند که شما محرم راز او هستید بنابراین از مشکل او با هیچ کسی بجز روانشناس مراجعه کنید. 

بحث و گفت و گو بین شما نباید فقط مربوط به مسائل اضطراب باشد شما باید در مورد جنبه های مثبت زندگی نیز صحبت کرده و سعی کنید حال فرزندتان را بهبود ببخشید.

تشویق به گام های کوچک

شاید مشخص نباشد اما فرزندان نیاز به تشویق والدین دارند چیزی که باید در این مورد دقت کنید این است که الکی از فرزند خود تعریف نکنید زیرا او متوجه می شود و احساس می کند که او را مسخره می کنید. سعی کنید این تعریف و تشویق واقعی و از ته قلب باشد. بنابراین تشویق باید شکل منطقی و معمول داشته باشد.

برای این کار از روش های زیر استفاده کنید.

  1. توجه به پیشرفت و بهبود درسی در فرزندان
  2. تشکر از نوجوان در فعالیت و کمک هایی که از روی وظیفه شناسی انجام می دهد.
  3. تعریف از او به دلیل آراستگی ظاهری

تشویق باعث می شود که جوان دوباره روحیه گم شده خود را پیدا کند و این بهترین کمک به آن ها است. ممکن است به ظاهر جوان به حرف های شما اهمیت ندهد اما در درون احساس خوشحالی پیدا می کند و سعی می کند که این پیشرفت را ادامه دهد.

تنش خانواده در افسردگی جوانان

در شرایط معمول رفتار جوانان می تواند تربیت را دشوار کند. زیرا آن ها به آرامی یاد می گیرند که چگونه از والدین خود جدا شوند و این موضوع باعث ایجاد تنش در خانواده می شود.

درک استقلال جوانان می تواند سخت باشد و محدودیت هایی که در خانواده وجود دارد را بشکند. 

در این شرایط خانواده باید قاطع باشد، در هنگام ارتباط و احساسات از جوان حمایت کند، او را تشویق کند و به او کمک کند تا مسئولیت های خودش را بشناسد.

انجام این موارد در کنار یکدیگر می تواند بسیار چالش انگیز باشد و افسردگی این راه را سخت تر می کند. ممکن است ندانید که چه زمانی را باید با او بگذارنید یا چقدر قوانین خانه را سخت بگیرید.

این کار بسیار حساس است و اگر کمی اشتباه کنید ممکن است تمام تلاش شما نابود شود. 

برای حل این اختلافات ما چهار راه به شما معرفی می کنیم. مذاکره، اظهارنظر جسورانه، گوش کردن، مکث

رفتار صحیح با فرد افسرده

مذاکره یک روش درمان جوان افسرده است.

رمز موفقیت در مذاکره این است که جوان نباید احساس کند که قوانین به او تحمیل می شوند و باید این قوانین را بپذیرد و با آن ها کنار بیاید.

مذاکره در حقیقت این کار را انجام می دهد و به شما کمک می کند تا به بهترین راه حل برسید و ارتباط شما با فرزندتان را نیز بهبود می بخشد.

اجازه انتخاب دادن باعث ایجاد اعتماد به نفس و مسئولیت پذیری در فرزندتان می شود  به طور مثال اگر فرزند شما نمی خواهد از کوله قدیمی خود استفاده کند می توانید به او بگویید که یا از آن استفاده کند و یا پول هایش را جمع کند و یکی بخرد.

گزینه های پیش رو باید عملی و واقعی باشند به یاد داشته باشید که افراد افسرده در تصمیم گیری مشکل دارند بنابراین از انتخاب آن ها تمجید کنید تا مشتاق شوند و تصمیم های بیش تری اتخاذ کنند.

به افراد افسرده چه بگوییم؟

 والدین علاوه بر این که باید شنونده خوبی باشند باید بتوانند که فرزندان خود را به چالش بکشند آن ها نباید از عادات بد فرزندانشان غافل شوند.

پرورش درست یعنی گوش دادن و در عین حال نظر قاطع خود را بیان کردن.  البته مهم است که نظر خود را چگونه بیان کنید اگر به فرزندتان سرکوفت بزنید هیچ گاه به حرف شما عمل نمی کند. ولی نباید منفعل باشید و از ترس ناراحت کردن فرزند خود نظر خود را بیان نکنید. به یاد داشته باشید که نظر شما باید قاطع و محترمانه بیان شود.

گوش کردن یکی دیگر از راه های درمان نوجوان افسرده

گوش کردن  وقتی مفید است که فرد سعی کند احساسات و حرف های طرف مقابل را درک کند یعنی خودش را جای او بگذارد و وقایع را از دید او ببیند.

در این شرایط فرد باید به سختی تلاش کند تا عمق مشکلات دیگری را درک کند. سرزنش و بازخواست باید از روابط حذف شود مطمئن باشید هرکس برای کاری که انجام می دهد دلیلی دارد و تا زمانی که مشکل ریشه ای از بین نرود رفتار فرد بهبود پیدا نمی کند، سرزنش و بازخواست نیز نمی تواند رفتار فرد را اصلاح کند.

تکنیک مکث برای درمان جوانان افسرده

وقتی فرزندتان به شما توهین می کند، قوانین را می شکند و دردسر درست می کند به هیچ عنوان سر او داد نزنید یا مانند او برخورد نکنید.

در این لحظه باید مکث کنید و هیچ چیز نگویید تا بتوانید کنترل خود و شرایط را حفظ کنید به یاد داشته باشید که فرزند شما قصدی از کارهای خود ندارد و فقط نمی تواند احساسات خود را کنترل کند. 

سعی کنید نفس های عمیق بکشید یا حتی آن مکان را ترک کنید در فرصت های دیگر می توانید برای آن مشکل کاری کنید.

به یاد داشته باشید که کمک مشاور می تواند همه چیز را آسان تر کند ممکن است در ابتدا کمک خواستن از یک نفر بیرون از خانواده سخت باشد ولی مشاور با مهارتی که دارد روند درمان را بسیار سریع می کند در عین حال بعضی از روش ها ممکن است برای فرزند شما پاسخگو نباشد یا پاسخ معکوسی به همراه داشته باشد، مشاور یا درمانگر با تخصصی که دارد می تواند این امور را به سرعت تشخیص بدهد.

منبع : بهترین راه های درمان افسردگی جوانان و کمک به جوان افسرده 

افسردگی در مردان| علائمی که نباید نادیده بگیرید

مردان و زنان ممکن است در دوره ای از زندگی دچار افسردگی شوند. افسردگی یک بیماری جدی است که بر نحوه تفکر، احساس و عمل فرد تأثیر می گذارد. در این مقاله به راه های درمان، علائم و علل افسردگی در مردان می پردازیم.

یکی از اختلالات شایع روانی، افسردگی می باشد که صرف نظر از ویژگی های شخصیتی امکان ابتلا در همه مردان وجود دارد و معمولا نشانه های آن به صورت خستگی، مشکلات خواب، رفتارهای خطرناک و اعتیاد به مواد مخدر نشان داده می شود.

افسردگی در زنان زودتر نشان داده می شود زیرا زنان در مورد احساساتشان حرف می زنند و به راحتی صحبت می کنند اما مردان افسردگی را برای خود مسئله ای خجالت آور در نظر می گیرند و از احساسات و مشکلات خود در این خصوص حرفی نمی زنند به همین دلیل بیماری افسردگی در مردان دیر تشخیص داده می شود. در حالی که تشخیص به موقع و درمان زود هنگام آن اهمیت بسیاری دارد.

در ادامه این مقاله به بررسی کامل افسردگی می پردازیم و در صورتی که شما و اطرافیانتان علائم و نشانه های افسردگی را دارید بهتر است هر چه زودتر برای درمان آن از مشاور متخصص کمک بگیرید.

پیشنهاد مشاور: تست افسردگی با پاسخ تحلیلی رایگان + راهکار درمانی

افسردگی در مردان: دلایل اصلی

افسردگی در آقایان دلایل متعددی دارد. عوامل ژنتیکی، احتمال افسردگی در مردان افزایش می یابد، هم چنین در محیط کاری اگر شخص دچار استرس های زیادی باشد احتمال تحریک و بروز افسردگی وجود دارد، افسردگی در مردان در سنین مختلفی به وجود می آید به طور مثال در سنین نوجوانی، در هنگام ازدواج و در دوران بازنشستگی، فرد در خطر احتمال افسردگی قرار می گیرد.

با توجه به این موارد، عوامل دیگری در این زمینه نقش دارند که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • استرس بیش از حد
  • مشکلات خانوادگی و زناشویی
  • شکست در رسیدن به اهداف
  • از دست دادن شغل و مشکلات مالی
  • مشکلات سلامتی و بیماری های مزمن
  • ترک مواد مخدر و سیگار
  • مرگ دوستان و آشنایان
  • مسئولیت های سنگین خانوادگی
  • افسردگی پس از زایمان همسر

علائم افسردگی چیست | علائم افسردگی در مردان مجرد

علائم افسردگی در زنان و مردان با یکدیگر متفاوت می باشد برخی از مهم ترین علائم افسردگی در مردها عبارت اند از:

خستگی از علائم افسردگی

یکی از شایع ترین نشانه های افسردگی در آقایان، خستگی می باشد مردان افسرده همواره احساس خستگی می کنند و تحریکات بدنی و صحبت کردن آن ها بسیار کند می باشد و آن ها تمایل زیادی به خوابیدن دارند اما در به خواب رفتن با مشکلاتی رو به رو هستند به همین دلیل خستگی آن ها همواره در جسم و روان آن ها احساس می شود.

مشکلات خواب از نشانه های افسردگی در مردان

مردانی که به بیماری افسردگی مبتلا می شوند معمولا در خواب مشکل دارند آن ها یا خیلی زود از خواب بیدار می شوند و یا بیش از نیازشان می خوابند به طور مثال ممکن است یک فرد 12 ساعت در طول شبانه روز بخوابد اما باز هم احساس خستگی می کند.

پیشنهاد مشاور: کمک به دوست و همسر افسرده چگونه ممکن است؟

کاهش میل جنسی

یکی از شایع ترین علائم افسردگی در آقایان به خصوص مردان جوان، کاهش میل جنسی می باشد، افسردگی باعث می شود بخش هایی از سیستم لیمبیک دچار اختلال شود، سیستم لیمبیک بخشی از مغز می باشد که وظیفه آن کنترل انرژی، خواب، میل جنسی و سایر هیجان ها است.

بسیاری از مردان ابتلا فکر می کنند به بیماری مبتلا شده اند و به پزشک مراجعه می کنند ولی با انجام آزمایش و مصاحبه، برای آن ها تشخیص مصاحبه داده می شود.

خشم و زود رنجی

به طور معمول مردان احساس خشم و ناراحتی خود را نشان نمی دهند و آن را به وسیله خشم و عصبانیت تخلیه می کنند آن ها عصبانیت افراطی از خودشان نشان می دهند و با کوچک ترین تحریک بر انگیخته می شوند، هم چنین برخی از مردان بسیار زودرنج و حساس هستند و از کوچک ترین موضوعات دلگیر می شوند و اعصاب شان به هم می ریزد.

کارهای احمقانه و خطرناک از علائم افسردگی مردان ایرانی

به طور معمول مردان نمی توانند احساساتشان را بیان کنند و به همین دلیل سعی می کنند با استفاده از روش های مردانه مشکلاتشان را حل نمایند برای مثال ممکن است آن ها برای جبران احساسات منفی شان با سرعت بسیار بالا رانندگی کنند و یا با فردی بسیار تنومند تر از خودشان دعوا کنند.

مردانی که به افسردگی مبتلا هستند رفتارهای پر خطر آن ها نسبت به زنان بسیار زیاد می باشد این رفتار های نشانه اختلال دو قطبی می باشد و باید توسط پزشک متخصص مورد بررسی قرار گیرد.

افسردگی در مردان: افکار خودکشی

افکار خودکشی در مردان 4 برابر زنان می باشد و به طور معمول مردان از افکارشان صحبت نمی کنند و به همین دلیل افکار خودکشی در آن ها تشخیص داده نمی شود به طور معمول مردان از روش های جدی تر و خطرناک تری برای خودکشی استفاده می کنند و آمار جان باختگان خودکشی در میان مردان بسیار زیاد می باشد.

اعتیاد به الکل و سایر مواد مخدر در مردان افسرده

تقریبا 20 تا 25 درصد مردانی که مبتلا به افسردگی هستند به الکل اعتیاد دارند و فرد با مصرف الکل احساس می کند که حس بهتری در او ایجاد می شود اما بعد از مدتی علائم و نشانه های افسردگی در او افزایش می یابد و مشکلات جدی تری را در او ایجاد می کند.

دیگران را از خود راندن

افرادی که به افسردگی مبتلا می شوند تغییرات چشم گیری در خلق و خوی آن ها ایجاد می شود به طوری که اطرافیان متوجه این تغییرات می شود اما مردان در مرحله اول حاضر به قبول این تغییرات نیستند و آن را انکار می کنند و هم چنین به نگرانی نزدیکانشان توجهی ندارند و احتمال دارد باعث رنجش و دوری دیگران از خودشان شوند.

علائم احساسی افسردگی در مردان

  • پرخاشگری
  • عصبانیت
  • کناره گیری عاطفی از جمع دوستان، خانواده و همکاران
  • ناامیدی
  • عدم علاقه به خانواده ، اجتماع، سرگرمی ها و کار
  • عدم وجود میل جنسی مانند گذشته
  • بی قراری

افسردگی در مردان: روش های درمانی

زمانی که به بیماری افسردگی مبتلا می شوید سعی نکنید آن را مخفی نگه دارید زیرا این مشکلی است که برای همه افراد پیش می آید و به راحتی قابل درمان می باشد درمان افسردگی به چند روش انجام می شود که شامل موارد زیر می باشند و در این شرایط می توانید از مشاوره افسردگی کمک بگیرید تا بهترین رویکردهای درمانی را به شما اطلاع دهد.

روان درمانی

روان درمانی به شما کمک می کند تا مشکلتان را بشناسید و راحت تر بتوانید با آن کنار بیایید در ابتدا ممکن است صحبت کردن با غریبه برای شما سخت و امری خجالت آور و غیر مردانه باشد اما باید توجه داشته باشید که روانشناس فردی متخصص و آموزش دیده است و به خوبی می تواند مشکلات شما را حل نماید.

برای این که افسردگی را درمان کنید به تنهایی امکان پذیر نمی باشد و باید از مشاور کمک بخواهید در صورتی که امکان صحبت با مشاور را ندارید با یک دوست و آشنای مورد اعتماد صحبت کنید، صحبت کردن باعث می شود تا احساسات منفی شما کاهش یابد.

دارو درمانی در درمان افسردگی مردان

برای درمان بیماری افسردگی از دارو درمانی استفاده می شود داروها انواع متعددی دارد و با توجه به نظر پزشک و علت بیماری مورد استفاده قرار می گیرد، باید به این نکته توجه داشته باشید که دارو درمانی به تنهایی موثر نمی باشد و برای این که فرد برای درمان به نتیجه بهتری برسد باید از هر دو روش روان درمانی و دارو درمانی به صورت ترکیبی استفاده کند.

درمان های مکمل

برای درمان افسردگی علاوه بر روان درمان و دارو درمانی فرد باید در سبک زندگی اش تغییراتی را ایجاد کند تا به بهبود افسردگی او کمکی شده باشد در واقع بهره بردن از سبک زندگی سالم تاثیر بسزایی در درمان و جلوگیری از افسردگی دارد.

هم چنین اگر افراد تغذیه مناسبی داشته باشند و روزانه به طور مرتب و مدت زمان کوتاهی ورزش کنند می توانند تاثیر آن را در جنبه های مختلف زندگی شان ببینند و افسردگی خود را درمان کنند در این کنار این موارد می توانند از نوشتن، خواندن کتاب و عدم مصرف سیگار و مواد مخدر کمک بگیرند، این روش ها به عنوان درمان های مکمل استفاده می شود که باید در کنار روان درمانی و یا دارو درمانی مورد استفاده قرار گیرد.

چرا افسردگی در مردان تشخیص داده نمی شود؟

به طور کلی، مردان توسط جامعه از بروز احساسات خود منع می شوند. در تلاش برای حفظ این هنجارهای اجتماعی، بسیاری از مردان ممکن است سلامت عاطفی، جسمی و روحی خود را به خطر بیندازند.

برخی از مردان هرگز برای افسردگی خود به دنبال کمک نمی روندزیرا هرگز علائم را تشخیص نمی دهند. از طرف دیگر، برخی از مردانی که علائم را تشخیص می دهند اما ممکن است برای جلوگیری از قضاوت دیگران به دنبال کمک و درمان نروند.

سوالات متداول درباره افسردگی در مردان

مهم ترین دلایل اصلی افسردگی در مردان چیست؟

مهم ترین عواملی که افسردگی در مردان را به وجود می آورد شامل موارد زیر می باشد:

  • عوامل ژنتیکی
  • استرس بیش از حد در محیط خانواده و محیط کاری
  • شکست در رسیدن به اهداف
  • از دست دادن شغل و مشکلات مالی
  • مشکلات سلامتی و بیماری های مزمن
  • ترک مواد مخدر و سیگار
  • مرگ دوستان و آشنایان

منبع : افسردگی در مردان| علائمی که نباید نادیده بگیرید 

داروی ضداضطراب

داروی ضداضطراب، که همچنین آرامش بخش کوچک ضداضطراب نامیده می شود، یک دارویی است که منجر به تسکین علائم اضطراب می شود.

اضطراب یک وضعیت مربوط به ترس نافذ و فراگیرنده است که می تواند از طریق عوامل محیطی یا شخصی خاص تحریک شود. وضعیت های اضطرابی در اغلب مواقع همراه با یک سری عواطفی همانند ترس، عصبانیت یا افسردگی بروز پیدا می کنند.

این امکان وجود دارد که یک فرد مبتلا به اضطراب یک سری علائم فیزیکی، همانند تپش قلب، تهوع، سرگیجه، سردرد، درد قفسه سینه و همچنین بی خوابی و خستگی را تجربه کند.

زمانیکه چنین ترس هایی شدید و ناتوان کننده باشند، ممکن است که فرد به روان درمانی و دارو نیاز پیدا کند.

اولین داروهای ضداضطرابی

بعد از جنگ جهانی دوم، داروسازان سوئیسی در یک دارویی که به عنوان یک آنتی بیوتیک بررسی می کردند، یک سری ویژگی های سست کننده عضلات را متوجه شدند.

بهبود ایجاد شده در نتیجه استفاده از این دارو منجر به کشف شدن داروی آرامش بخشی به نام مپروبامیت (meprobamate) شد.

یک بررسی دیگری نشان داد که بنزودیازپاین ها (benzodiazepines) که یک سری ترکیبات حلقه دار پیچده ای هستند، حتی دارای یک سری ویژگی های آرامش بخش بیشتری است.

بعد از آن صدها مورد از حلقه های بنزودیازپاین مبنایی با هم ترکیب شدند.

فرمولاسیون های متفاوت ساختار بنزودیازپاین مبنایی در دوز های بالا به عنوان تسکین دهنده های عضلات، ضد تشنج و خواب آور – آرامش بخش مورد استفاده قرار گرفته می شود.

بنزودیازپاین ها و GABA

نورون های موجود در مغز یک سری سایت های خاص و مرتبطی را ایجاد می کنند که می توانند ترکیبات بنزو دیازپاین را به صورت گزینشی شناسایی یا به هم متصل کنند.

موقعیت های سلولی و  زیرسلولی مربوط به سایت ها در نزدیکی کانال های یونی مربوط به غشاء هایی قرار دارد که می توانند اجازه ورود یون های کلرید را به داخل سلول و همچنین سایت های نزدیکی دهند که در آن یک انتقال دهنده عصبی وجود دارد .

این انتقال دهنده به عنوان اسید گاما – آمینوبیوتیریک (gamma – aminobutyric acid or GABA) شناخته می شود.

GABA اقدامات بازداشتی و پیشگیرانه را در نورون های خاص اجرا می کند و در نتیجه منجر به کاهش ارسال یا انتقال تکانش های عصبی می شود.

بنزودیازپاین ها در حالت کلی منجر به افزایش تاثیرات GABA می شوند. یکی از گسترده ترین موارد توصیه شده از این عوامل عبارت از آپرازولام (Alprozolam (Xanax)) می باشد که در درمان اختلال اضطرابی و وحشت زدگی به کار گرفته می شود.

روش های درمان حساسی که با استفاده از بنزودیازپاین ها صورت می گیرند معمولا از طریق مصرف این داروها در قبل از خوابیدن انجام می شوند تا فرد راحت تر بخوابد. تحمل بدن در برابر این دارو می تواند منجر به تسکین و آرامش فرد شود.

به دلیل تغییرات صورت گرفته در کارایی اقدامات انتقال بازدارنده GABA که در غشاء مخچه و مغزی وجود دارد، فرد بیمار همچنین یک سر گیجه و از دست دادن هماهنگی حرکتی را در نتیجه مصرف این دارو نشان می دهد.

داروی ضداضطراب

سایر داروهای ضداضطرابی

زولپیدم و سالپلون (Zolpidem and saleplon) عبارت از داروهای ضداضطرابی می باشد که با GABA درگیر می شوند، هر چند که ساختار آنها مشابه ساختار بنزودیازپاین ها نیست.

احتمال ایجاد وابستگی به این داروها یک احتمال پایینی می باشد، حتی در صورتی که فرد به صورت مکرر و طولانی مدت از این دارو استفاده کند.

معمولا این داروها به صورت کوتاه مدت و به منظور درمان بی خوابی به کار گرفته می شوند.

بوسپیرون (Buspirone) یک داروی ضداضطرابی دیگری است که هیچ رابطه ای با بنزودیازپاین ها ندارد. این دارو هیچ تاثیری بر روی گیرنده GABA ندارد و همچنین فاقد هر نوع خاصیت تسکین دهنده عضلات یا ضدتشنجی می باشد.

همچنین این دارو فاقد هر نوع تاثیر آرامش بخش قابل توجهی است که در داروهای مورد استفاده شده برای درمان اضطراب وجود دارد.

در نقطه مقابل، فرض بر این است که بوسپیرون در یک دریافت کننده خاص برای سرتونین، تا حدی دارای یک ویژگی اضطراب آور می باشد؛

سرتونین عبارت از یک انتقال دهنده پیام عصبی موجود در مغز می باشد که منجر به تغییر وضعیت روانی فرد می شود. احتمال سوء مصرف این دارو یک احتمال پایینی است و ترک کردن آن منجر به بروز عوارض خاصی نمی شود.

نویسنده: Floyd E. Bloom

ترجمه : تیم کانون مشاوران ایران

اختلال دوقطبی

اختلال دوقطبی

این مقاله یک سری اطلاعاتی را در مورد اختلال دو قطبی بیان می کند. نحوه تشخیص، عوامل احتمالی و روش های درمان آن. این مقاله می تواند برای مراقبان، دوستان و وابستگان افراد دچار شده به اختلال دو قطبی مفید باشد.

اختلال دو قطبی، که همچنین به عنوان اختلال عاطفی دو قطبی شناخته می شود، یک نوع اختلال در وضعیت روانی می باشد.

همچنین این اختلال در گذشته به عنوان افسردگی شیدا گونه شناخته می شد.

اختلال دو قطبی می تواند باعث شود که وضعیت روانی شما از حالت حدی بسیار بالا تا وضعیت روانی بسیار پایین تغییر کند.

علائم شیدایی می تواند شامل انرژی افزایش یافته، برانگیختگی (جنسی)، رفتار تکانشی و بی قراری باشد.

علائم افسرده کننده می تواند شامل نبود انرژی، احساس بی ارزش بودن، عزت نفس پایین و تفکرات خودکشی باشد.

همچنین ممکن است که شما دارای علائم روان پریشی باشید. علائم روان شناسی می توانند باعث شوند که شما مواردی را ببینید و بشنوید که احساس می کنید واقعی هستند، ولی در واقع وجود ندارند.

انواع مختلفی از اختلال های دو قطبی وجود دارند.

ما نمی دانیم چه چیزی منجر به ایجاد اختلال دو قطبی می شود.

ولی تفکر موجود بر این است که ترکیبی از عوامل ژنتیکی و محیطی منجر به ایجاد این شرایط می شوند.

اختلال دو قطبی از طریق دارو یا روش های گفتار درمانی مورد درمان قرار می گیرد.

یک سری نکاتی در مورد اختلال دو قطبی و انواع مختلف آن

اختلال دو قطبی چیست؟

اختلال دو قطبی می تواند یک بیماری سلامت روانی مربوط به کل زندگی باشد که بیشتر بر روی وضعیت روانی شما تاثیر می گذارد.

این بیماری بر روی نحوه احساس شما تاثیر می گذارد و وضعیت روانی شما می تواند به صورت قابل توجهی تغییر کند.

شما می توانید موارد زیر را تجربه کنید:

  • شیدایی، و
  • افسردگی.

ممکن است که شما در فاصله زمانی مابین این موارد، وضعیت روانی مثبتی داشته باشید.

این موارد می توانند بر روی بخش های مختلفی از زندگی شما تاثیرگذار باشند، بخش هایی از قبیل کار، مدرسه و روابط.

معمولا شما قبل از سن 20 سالگی به اختلال دو قطبی دچار می شوید.

این اختلال در مراحل بعدی زندگی هم می تواند ایجاد شود، ولی مواردی که این اختلال بعد از 40 سالگی صورت می گیرد، موارد کاملا نادری می باشند.

قبل از آنکه یک پزشک اختلال دو قطبی را در شما تشخیص دهد، این امکان وجود دارد که شما علائم این اختلال را داشته باشید.

قبل از آنکه پزشک اختلال دو قطبی را در شما تشخیص دهد، ممکن است به شما بگوید که شما دارای یک اختلال دیگری ، همانند اختلال افسردگی، هستید.

اختلال دوقطبی

انواع مختلف اختلال دو قطبی چه مواردی هستند؟

اختلال دو قطبی دارای انواع مختلفی می باشد.

اختلال دو قطبی نوع یک

تشخیص اختلال دو قطبی نوع یک به این معنا می باشد که شما حداقل یک مورد شیدایی را داشته اید که بیش از یک هفته به طول کشیده است.

همچنین 90% از افراد دارای افسردگی هم خواهند بود.

در صورتی که شیدایی موجود درمان نشود، در حالت عمومی 3 تا 6 ماه به طول می کشد.

موارد افسرده کننده در صورت عدم درمان، معمولا 6 تا 12 ماه به طول می کشند.

اختلال دو قطبی نوع یک و دو همراه با ویژگی های ترکیبی

در این شرایط، شما علائم شیدایی یا شیدایی خفیف و همچنین افسردگی را در یک زمان تجربه خواهید کرد.

شاید اسم شرایط مربوط به “وضعیت دو قطبی ترکیبی” برای شما آشنا باشد.

ممکن است که شما به دلیل بی قراری و داشتن فعالیت بیش از اندازه، احساس ناراحتی و ناامیدی بیش از حدی داشته باشید.

اختلال دو قطبی نوع یک یا نوع دو، همراه با یک چرخه سریع

چرخه سریع به این معنی می باشد که شما 4 مورد یا تعداد بیشتری از اتفاقات افسردگی، شیدایی و شیدایی خفیف را در یک دوره 12 ماهه تجربه می کنید.

اختلال دو قطبی نوع یک یا نوع دو، همراه با الگوی فصلی

الگوی فصلی به این معنا می باشد که افسردگی، شیدایی یا شیدایی خفیف شما به صورت منظم و مشابه، تحت تاثیر تغییر فصل ها قرار می گیرد.

برای مثال ممکن است که شما در فصل های زمستان، وضعیت افسردگی را تجربه کنید، ولی شیدایی شما به صورت منظم از یک الگو تبعیت نکند.

ادواری خویی[1]

تشخیص ادواری خویی به این معنا می باشد که شما موارد منظم شیدایی خفیف و افسردگی را حداقل به مدت 2 سال تجربه می کنید.

اختلال دو قطبی در شما تشخیص داده نمی شود، چرا که علائم شما خفیف تر خواهند بود.

ولی این علائم می توانند به مدت بیشتری باقی بمانند.

ادواری خویی می تواند به اختلال دو قطبی تبدیل شود.

علائم و عوامل اختلال دو قطبی

علائم اختلال دو قطبی چه مواردی هستند؟

تحمل کردن علائم اختلال دو قطبی در زندگی روزمره می تواند مشکل باشد.

این اختلال می تواند یک تاثیر بدی بر روی روابط و وضعیت کاری شما داشته باشد.

انواع مختلف علائم در زیر بیان شده اند.

شیدایی

علائم شیدایی عبارتند از:

  • احساس خوشحالی یا هیجان زده شدن، حتی در صورتی که همه کارها به صورت مناسبی پیش نروند،
  • داشتن ایده های جدید و هیجان انگیز،
  • حرکت کردن سریع از یک ایده به یک ایده دیگر،
  • شنیدن صداهایی که سایر افراد نمی توانند بشنوند،
  • داشتن حالت بیقراری شدیدتر نسبت به وضعیت عادی،
  • داشتن یک احساس بهتر در مورد خودتان در مقایسه با حالت معمولی،
  • صحبت کردن کاملا سریع، پریدن از یک ایده به ایده دیگر، تفکرات آشفته،
  • به راحتی گمراه شدن و چالش داشتن در تمرکز بر روی یک موضوع،
  • عدم توانایی برای خوابیدن، یا داشتن این احساس که شما نمی خواهید بخوابید،
  • داشتن این تفکر که عملکرد شما می تواند بهتر از عملکرد واقعی تان باشد،
  • داشتن تصمیمات بزرگ یا غیر معمول، بدون اینکه در رابطه با آنها فکر کنید، و
  • انجام دادن کارهایی که شما فکر نمی کنید منجر به ایجاد مشکلاتی می شوند. همانند:
  • پول خرج کردن بیش از حد
  • داشتن رابطه جنسی اتفاقی با افراد مختلف
  • استفاده از مواد یا الکل
  • قمار بازی یا
  • تصمیم گیری های تجاری غیر عقلایی.

شیدایی خفیف

شیدایی خفیف شبیه به شیدایی می باشد، ولی شما یک سری علائم خفیف تری را تجربه خواهید کرد.

درمان شیدایی خفیف مشابه با درمان شیدایی می باشد.

افسردگی

علائم افسردگی می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • وضعیت روانی پایین،
  • داشتن انرژی سطح پایین و احساس خستگی،
  • احساس ناامیدی یا منفی،
  • احساس گناهکار بودن، بی ارزش بون یا ناامید بودن،
  • داشتن علاقه کمتر نسبت به مواردی که در حالت معمول انجام دادن آن را دوست دارید یا از آنها کمتر لذت می برید،
  • مشکل داشتن در تمرکز، یادآوری یا تصمیم گیری ها،
  • احساس بی قراری یا تحریک پذیری،
  • خوابیدن بیش از حد یا عدم توانایی برای خوابیدن،
  • احساس خستگی بیش از حد یا کمتر از معمول
  • کاهش یا افزایش وزن در زمانی که چنین هدفی ندارید، و
  • تفکرات مربوط به مرگ یا خودکشی یا اقدام به خودکشی.

روان پریشی (پسیکوز)

در برخی مواقع ممکن است که شما در طول شیدایی یا افسردگی شدید، علائم روان پریشی را تجربه کنید.

علائم روان پریشی عبارتند از:

  • توهمات. این بدان معنا است که شما می توانید مواردی را بشنوید، ببینید و یا احساس کنید که در واقعیت وجود ندارند، و
  • هذیان ها. این مورد به معنا باور داشتن بر روی مواردی می باشد که ممکن است درست نباشند. از نظر سایر افراد، عقاید شما غیر معمول می باشند.

علائم روان پریشی در اختلال دو قطبی می تواند نشان دهنده وضعیت روانی شما باشد.

برای مثال، در صورتی که شما یک وضعیت روان پریشی را تجربه کنید، ممکن است بر این باور باشید که شما دارای قدرت های خاصی هستید، یا تحت نظر دولت قرار دارید.

در صورتی که شما موارد افسردگی را تجربه کنید، شاید در مورد کاری که انجام داده اید، احساس گناه بکنید.

شاید شما این احساس را داشته باشید که شما بدتر از هر فرد دیگری هستید یا احساس کنید که وجود ندارید.

علت اختلال دو قطبی نامشخص می باشد.

اختلال دوقطبی

چه مواردی منجر به ایجاد اختلال دو قطبی می شوند؟

محققان بر این عقیده اند که ترکیبی از موارد مختلف می توانند احتمال بروز اختلال دو قطبی را در شما افزایش دهند.

عوامل ژنتیکی

در صورتی که یکی از اعضای خانواده اصلی شما، همانند والدین، برادر یا خواهر، دارای یک اختلال دو قطبی باشد، احتمال ابتلای شما به آن اختلال پنج برابر خواهد بود.

در صورتی که هر دو والدین شما این شرایط را داشته باشند یا در صورتی که دو قلوی شما این شرایط را داشته باشد، این ریسک افزایش می یابد.

محققان تا به حال نتوانسته اند ژن های دقیقی را پیدا کنند که منجر به ایجاد اختلال دو قطبی می شود.

ولی ژن های مختلف می توانند با ایجاد اختلال دو قطبی مرتبط باشند.

عدم تعادل در ترکیب شیمیایی مغز

مواد شیمیایی مختلفی که در مغز شما وجود دارند، بر روی وضعیت روانی و رفتاری شما تاثیر می گذارند.

مقدار بیش از حد یا کمتر از حد مربوط به این مواد شیمیایی می توانند منجر به بروز شیدایی یا شیدایی خفیفی شوند.

عوامل محیطی

اتفاقات زندگی موفق می توانند علائم اختلال دو قطبی را تحریک کنند.

همانند سوء استفاده در دوران کودکی یا از دست دادن فردی که دوست دارید.

این اتفاقات می توانند شانس ایجاد اتفاقات افسرده کننده را افزایش دهند.

کمک گرفتن در صورتی که فکر می کنید دارای اختلال دو قطبی هستید

اولین قدم در کمک گرفتن، عبارت از صحبت کردن با GP (پزشک خانوادگی) تان می باشد.

این کار می تواند به شما کمک کند تا یک یادداشتی را از تغییر وضعیت های روانی خودتان داشته باشید.

موسسه UK دو قطبی[2] در وب سایت خودش دارای یک یادداشت وضعیت روانی و همچنین یک مقیاس از وضعیت روانی می باشد.

GP شما نمی تواند اختلال دو قطبی را در شما تشخیص دهد.

فقط یک روان پزشک می تواند یک تشخیص رسمی را داشته باشد.

یک روان پزشک بخشی از تیم انجمن سلامت روانی[3] (CMHT) می باشد.

در صورتی که شما شرایط زیر را داشته باشید، GP تان می تواند یک قرار ملاقاتی را مابین شما و (CMHT) ترتیب دهد:

  • افسردگی، و
  • در صورتی که احساس کنید بیش از حد هیجان زده هستید یا به صورت منظم و حداقل در 4 روز، بر روی وضعیت روانی یا رفتار خودتان کنترل نداشته باشید.

در صورتی که GP شما تشخیص دهد که ممکن است شما دارای یک شیدایی یا افسردگی شدیدی هستید، باید به صورت سریع شما را به یک CMHT ارجاع دهد.

همچنین در صورتی که این احتمال وجود داشته باشد که شما به خودتان یا یک فرد دیگری آسیب بزنید، باید این ارجاع را انجام دهد.

در صورتی که شما اولین مورد از روان پریشی را تجربه کنید، GP تان باید شما را به یک تیم مراقبت اولیه ارجاع بدهد.

تشخیص اختلال دو قطبی می تواند سخت باشد، چرا که تاثیر تاثیر آن بر روی هر فرد کاملا متفاوت می باشد.

همچنین علائم اختلال دو قطبی می تواند مشابه با علائم مربوط به سایر مشکلات سلامت روان باشد.

تشخیص اختلال دو قطبی می تواند زمان بر باشد.

درمان و مدیریت

روش های درمان شیدایی، شیدایی خفیف و افسردگی چه مواردی می باشند؟

شما در وب سایت موسسه ملی مربوط به برتری سلامتی و مراقبتی[4] (NICE ) می توانید روش های درمانی و مراقبتی توصیه شده برای اختلال های دو قطبی را مشاهده کنید.

NICE یک سری راهنمایی هایی را برای نحوه درمان شرایط خاص توسط متخصصان سلامتی ارائه می کند.

شما می توانید راهنماها را از وب سایت مربوطه به آدرس www.nice.org.uk  دانلود کنید.

NHS مجبور نیست که از این توصیه ها تبعیت کند.

ولی باید یک دلیل مناسبی برای عدم تبعیت از آن داشته باشند.

داروها

معمولا داروهای تثبیت کننده وضعیت روانی برای درمان علائم شیدایی، شیدایی خفیف و افسردگی به کار گرفته می شوند.

به همین دلیل، پایدار کننده های وضعیت روانی عبارتند از:

  • لیتیوم
  • داروها ضد روان پریشی خاص
  • داروهای ضد تشنجی خاص
  • داروها بنزو دیازپاین خاص

شیدایی و شیدایی خفیف

به منظور کمک به درمان شیدایی یا شیدایی خفیف، باید یک تثبیت کننده وضعیت روانی به شما داده شود.

پزشک شما می تواند داروی شما را به عنوان داروی “ضد شیدایی” در نظر بگیرد.

در صورتی که شما یک داروی ضد افسردگی را مصرف می کنید، پزشکتان می تواند داروهای مصرفی شما را قطع کند.

معمولا در مرحله اول یک داروی ضد روان پریشی به شما تجویز خواهد شد.

رایج ترین داروهای ضد روان پریشی که برای درمان اختلال دو قطبی به کار گرفته می شوند، عبارتند از:

  • هالوپریدول[5]
  • اولانزاپاین[6]
  • کوئتیاپاین[7]
  • ریسپریدون[8]

در صورتی که اولین داروی روان پریشی مورد استفاده شما تاثیر مناسبی نداشته باشد، باید یک داروی ضد روان پریشی متفاوتی از بین موارد بیان شده در بالا برای شما تجویز شود.

در صورتی که یک داروی ضد روان پریشی دیگری تاثیر نداشته باشد، باید توصیه شود که شما در کنار دارو از لیتیوم هم استفاده کنید.

در صورتی که مصرف لیتیوم تاثیر مناسبی نداشته باشد، مصرف سدیم ولپروت[9] به همراه یک داروی ضد روان پریشی می تواند به شما توصیه شود.

دختران و زنان جوانی که ممکن است بخواهند در آینده بچه دار شوند، نباید از سدیم ولپروت استفاده کنند.

پزشک شما باید مصرف داروی بنزودیازپاین شما را به عنوان یک مصرف کوتاه مدت در نظر بگیرد.

پزشک شما بر اساس داروهایی که بهترین تاثیر را بر روی شما دارند، از دوز ها و ترکیب های مختلفی استفاده خواهند کرد.

همچنین اولویت های شخصی شما هم باید مد نظر قرار داده شوند.

افسردگی

پزشک شما به منظور درمان علائم افسردگی موجود در شما، باید داروهای متفاوتی را به شما پیشنهاد دهد.

داروهای زیر می توانند به شما پیشنهاد شوند:

  • فلوکستاین به همران اولانزاپاین[10]
  • کوئتیاپاین
  • اولانزاپاین یا
  • لاموتریجین[11]

فوکستاین یک داروی ضد افسردگی می باشد.

لاموتریجین یک داروی ضد تشنجی است.

پزشک شما می تواند داروهای بیان شده در بالا را به همراه موارد زیر تجویز کند:

  • لیتیوم، و
  • سدیم ولپروت.

پزشک شما بر اساس داروهایی که بهترین تاثیر را بر روی شما دارند، از دوز ها و ترکیب های مختلفی استفاده خواهند کرد.

همچنین اولویت های شخصی شما هم باید مد نظر قرار داده شوند.

روش های درمان روان شناختی

در صورتی که شما برخی مواقع چار افسردگی می شوید، باید مقدار زیادی از یک روش گفتار درمانی، همانند روش درمان شناختی رفتاری[12] (CBT) یا درمان میان فردی[13] و همچنین تجویز دارویی، در مورد شما مورد استفاده قرار بگیرد.

CBT چیست؟

CBT یک روش گفتار درمانی می باشد که از طریق تغییر روش تفکر و رفتارتان می تواند به شما کمک کند تا مشکلات خودتان را مدیریت کنید.

روش درمان میان فردی چیست؟

روش درمان میان فردی یک نوع روش گفتار درمانی می باشد که بر روی شما و روابط شما با سایر افراد متمرکز می شود.

روش های درمان بلند مدت برای اختلال دو قطبی چه مواردی هستند؟

اختلال دو قطبی یک بیماری مربوط به کل طول عمر زندگی فرد است که در اغلب مواقع صورت می گیرد.

شما برای دریافت کمک به منظور مدیریت این شرایط، نیاز به یک حمایت بلند مدت خواهید داشت.

تجویز دارویی

پزشکتان انواع داروهایی که در طول شیدایی یا افسردگی مورد استفاده قرار داده اید را بررسی خواهد کرد.

آنها از شما خواهند پرسید که آیا تمایلی به ادامه درمان دارید یا آیا می خواهید روش درمان را تغییر دهید و از لیتیوم استفاده کنید.

در روشهای درمان بلند مدت، معمولا لیتیوم کارایی بهتری نسبت به سایر روش های دارویی دارد.

پزشک شما باید یک سری اطلاعاتی را در مور مصرف ایمن لیتیوم به شما ارائه دهد.

در صورتی که لیتیوم کارایی مناسبی نداشته باشد یا منجر به بروز مشکلات دیگری شود، ممکن است که موارد زیر به شما پیشنهاد شود:

  • ولپروت،
  • اولانزاپاین، یا
  • کوئتیاپاین.

پزشک شما باید سلامتی شما را تحت نظر بگیرد.

ارزیابی های مربوط به سلامت فیزیکی باید حداقل یک بار در هر سال صورت بگیرد.

این ارزیابی ها شامل موارد زیر می باشد:

  • اندازه گیری وزن شما،
  • آزمایش های خونی و ادرار،
  • ارزیابی کبد و قلب شما، و
  • ارزیابی نبض و فشار خون شما.

روش های درمان روان شناختی

باید یک نوع روش درمان روان شناختی به شما تجویز شود که به طور خاص برای اختلال دو قطبی طراحی شده است.

شما باید از فرد درمانی یا گروه درمانی استفاده کنید.

هدف از درمان شما، عبارت از متوقف کردن ایجاد مجدد شرایط نامناسب در شما می باشد.

این حالت به عنوان “برگشت[14]” شناخته می شود. روش درمان شما باید به شما کمک کند تا:

  • شرایط خودتان را بشناسید،
  • در مورد تاثیر تفکرات و رفتار خودتان بر روی وضعیت روانی تان فکر کنید،
  • وضعیت روانی، تفکرات و رفتار خودتان را مورد ارزیابی قرار دهید،
  • در رابطه با ریسک و اضطراب فکر کنید،
  • یک سری برنامه هایی را برای باقی ماندن در شرایط مناسب داشته باشید،
  • در صورتی که در شرایط نامناسبی قرار بگیرد، یک سری برنامه های بحرانی داشته باشید،
  • نسبت به نحوه ارتباط برقرار کردن مطلع شوید، و
  • مشکلاتی که در زندگی روزمره تان می توانید داشته باشید را مدیریت کنید.

در صورتی که شما همراه با خانواده خودتان زندگی کنید یا ارتباط نزدیکی با آنها داشته باشید، همچنین روش “اقدام خانوادگی” هم باید به شما ارائه شود.

در روش اقدام خانوادگی، شما و خانواده تان با یک متخصص سلامت روان همکاری خواهید کرد تا این کار به مدیریت روابط شما کمک کند.

این روش باید به افرادی ارائه شود که با شما زندگی می کنند و یا اینکه ارتباط نزدیکی با شما دارند.

حمایتی که به شما و خانواده شما ارائه می شود، به مشکلات موجود و همچنین اولویت های شما بستگی دارد.

این حمایت می تواند شامل دوره های خانواده درمانی یا دوره های فردی باشد.

خانواده شما باید به مدت 3 ماه تا یک سال از شما حمایت کند و این برنامه باید شامل حداقل 10 دوره برنامه ریزی شده باشد.

سایر حمایت ها

تیم سلامت روانی شما باید در رابطه با ورزش کردن و تغذیه سالم شما را راهنمایی کند.

در صورتی که شما بخواهید به کارتان برگردید، باید یک حمایتی از شما صورت بگیرد تا در آموزش و برگشت به کار به شما کمک کند.

در صورتی که مراقبت شما توسط GP تان یا از طریق تیم مربوط به انجمن سلامت روانی مدیریت شود، باید از این حمایت بهره مند شوید.

در صورتی که شما قادر یا متمایل به ادامه درمان در شرایط فعلی نداشته باشید، متخصصان مراقبت سلامتی شما باید یک سری فعالیت های دیگری را در نظر بگیرند که می تواند به شما کمک کند تا در آینده به کار خودتان برگردید.

تیم مراقبت سلامتی تان می تواند به شما کمک کند تا یک برنامه بهبودی را درست کنید.

این برنامه باید به شما کمک کند تا علائم هشدار دهنده اولیه و محرک هایی را شناسایی کنید که می توانند مجددا منجر به ایجاد شرایط نامناسبی در شما شوند.

همچنین این برنامه ها روش های مقابله ای را هم به شما آموزش خواهد داد.

همچنین در صورتی که شما دچار اضطراب شوید، برنامه شما باید شامل افرادی باشد که می توانید با آنها تماس بگیرید.

همچنین ممکن است شما تشویق شوید که یک “ارزیابی پیشرفته ای” داشته باشید.

این ارزیابی یک راهنمایی برای متخصصان سلامت روان می باشد که در صورت نبود ظرفیت روانی در شما برای گرفتن تصمیمات خودتان، نیاز خواهید داشت که این ارزیابی از طرف مراقب شما صورت بگیرد.

رهیافت برنامه مراقبتی

در صورتی که شما یک سری نیازهای پیچیده ای داشته باشید یا در شرایط آسیب پذیری قرار داشته باشید، ممکن است که در رهیافت برنامه مراقبتی[15] (CPA) تحت بررسی قرار بگیرید.

CPA یک پکیجی از مراقبت می باشد که توسط خدمات سلامت روان ثانویه به کار گرفته می شود.

شما باید یک برنامه مراقبتی داشته باشید و همچنین یک فردی باید برنامه مراقبت شما را هماهنگ کند.

تمامی برنامه های مراقبتی باید شامل یک برنامه بحرانی باشد.

هدف از CPA عبارت از حمایت کردن از بهبود سلامت روانی شما از طریق کمک کردن به شما به منظور شناسایی یک سری عواملی در خودتان می باشد که عبارتند از:

  • نقاط قوت،
  • اهداف،
  • نیازهای حمایتی، و
  • مشکلات.

در صورتی که شما یک نیاز گسترده ای به سرویس های مختلفی داشته باشید یا فکر می کنید که در شرایط ریسکی خطرناکی قرار دارید، CPA باید در دسترس شما باشد.

هر دو شما و GP شما باید یک کپی از برنامه مراقبتی داشته باشید.

مراقبان شما می توانند در برنامه مراقبتی شما درگیر شوند و در صورتی که با آن موافق باشید، باید یک کپی از این برنامه به آنها داده شود.

من برای مدیریت علائم موجود در خودم، چه کاری می توانم انجام دهم؟

شما از طریق مراقبت کردن از خودتان می توانید علائم موجود را مدیریت کنید.

خود مراقبتی عبارت از نحوه مراقبت کردن خودتان از رژیم غذایی، خواب، ورزش، کارهای روتین روزمره، روابط و احساسات خودتان می باشد.

سبک زندگی

داشتن یک سری تغییرات کوچک در سبک زندگی می تواند بهزیستی شما را تقویت کند و در فرآیند بهبود شما مفید باشد.

برنامه های روتین در بهبود وضعیت بهزیستی روانی اکثر افراد مفید می باشد.

این برنامه ها یک ساختاری را برای کارهای روزمره شما ایجاد می کند و می تواند یک هدفی را در نظر داشته باشد.

این مورد می تواند یک کار روتین ساده ای باشد، همانند خوردن غذا در زمان های مشابهی از هر روز، رفتن به تخت خواب در زمان مشابهی از هر روز و یک بار خرید غذا در هر هفته.

متخصصان سلامت روانی شما می توانند یک سری توصیه هایی را در مورد ورزش و رژیم غذایی و خواب به شما ارائه دهند.

گروه های حمایتی

شما می توانید به یک گروه حمایتی ملحق شوید.

یک گروه حمایتی عبارت از جایی می باشد که افراد در آن جمع می شوند تا اطلاعات و تجارب خودشان را به اشتراک بگذارند و از یکدیگر حمایت کنند.

شما از طریق جستجوی آنلاین می توانید یک گروه محلی را پیدا کنید.

موسسه خیریه دو قطبی UK دارای یک گروه حمایتی آنلاین می باشد.

همچنین این گروه در برخی از مناطق کشور دارای گروه های حمایتی رو در رو می باشد.

موسسه تفکر مجدد در مورد بیماری سلامت[16]در برخی از مناطق دارای گروه های حمایتی می باشد.

در صورتی که شما لینک www.rethink.org/support-groups را دنبال کنید، می توانید موارد موجود در دسترستان را مشاهده کنید.

کالج بهبود[17]

کالج بهبود بخشی از NHS می باشد.

این سازمان ها یک سری دوره های رایگانی را در مور سلامت روان برگزار می کنند تا به شما کمک کنند که علائم خودتان را مدیریت کنید.

این دوره ها می توانند به شما کمک کنند تا بر روی زندگی خودتان کنترل داشته باشید و در بهزیستی و بهبود خودتان به یک کارشناس تبدیل شوید.

همچنین شما می توانید خودتان را به کالج بهبود ارجاع دهید.

ولی این کالج می تواند یک گزارشی به تیم مراقبتی تان ارائه دهد.

متاسفانه کالج های بهبود در تمامی مناطق در دسترس نمی باشند.

به منظور بررسی وجود داشتن کالج بهبود در منطقه خودتان، می توانید از موتور جستجوی هایی همانند گوگل[18] استفاده کنید.

همچنین می توانید از طریق تماس با شماره 0300 5000 927، با موسسه تفکر مجدد در مورد بیماری سلامت تماس بگیرید و از مشاوره آن استفاده کنید.

یک برنامه اقدام بهبود بهزیستی (WRAP) داشته باشید

یادگیری نحوه شناسایی اولین علائم مربوط به شیدایی یا افسردگی یک مورد مهمی در مدیریت وضعیت خود می باشد.

ایده مربوط به WRAP عبارت از کمک کردن به شما برای باقی ماندن در وضعیت خوب و به دست آوردن مواردی می باشد که دوست دارید.

WRAP بر روی بخش های مختلفی همانند نحوه تاثیر بیماری بر روی شما و کارهایی که می توانید برای مدیریت آن انجام بدهید را مورد بررسی قرار می دهد.

یک سری راهنماهایی وجود دارند که در این کار می توانند به شما کمک کنند.

شما از متخصص مراقبت سلامتی خودتان می توانید بخواهید که یکی از این روش ها را در مورد شما مورد استفاده قرار دهند یا از آنها بخواهید که الگوی مربوط به یکی از آنها را نشان بدهد.

اختلال دوقطبی

ریسک های مربوط به اختلال دو قطبی

ریسک خودکشی و خود آسیب زنی

در صورتی که شما دارای یک نوع بیماری باشید و روان پریشی را تجربه کنید، همانند اسکیزو فرنیا یا اختلال دو قطبی، بر اساس تخمین های صورت گرفته، ریسک خودکشی در شما 5 تا 6 درصد بیشتر از افرادی خواهد بود که فاقد شرایط روان پریشی هستند.

ریسک خودکشی ها در طول سال اولیه ای که شما با تیم سلامت روانی ارتباط برقرار می کنید، در یک سطح تقریبا بالایی می باشد.

این ریسک برابر است با 10%.

در صورتی که شما سابقه خودکشی و افسردگی داشته باشید، احتمال مربوط به صورت گرفتن یک اقدام در شما به منظور خاتمه دادن به زندگی تان، یک احتمال بالایی می باشد.

نکته مهمی که در این شرایط باید مد نظر قرار بدهید، عبارت از داشتن یک برنامه درمان مناسب برای بهبود علائم افسردگی موجود و همچنین داشتن یک برنامه بحرانی به روز رسانی شده می باشد.

همچنین تحقیقات صورت گرفته نشان می دهند در صورتی که شما دارای اختلال دو قطبی باشید، احتمال خود آسیب زنی در شما 30 تا 40 درصد بیشتر خواهد بود.

ریسک مالی

در صورتی که شما دارای شیدایی یا شیدایی خفیفی باشید، ممکن است که در مدیریت وضعیت مالی خودتان با چالش هایی مواجه باشید.

ممکن است که شما مقادیر زیادی از پول خودتان را خرج کنید، بدون اینکه حتی یک لحظه در مورد تاثیر این شرایط بر روی زندگی تان فکر کنید.

شما می توانید “قدرت ثابت وکیل[19]” را تجربه کنید.

این یک فرآیند قانونی می باشد. این بدان معنا است که شما در صورت نداشتن ظرفیت روانی مناسبی برای مدیریت کردن خودتان، یک فردی را انتخاب می کنید و به وی اعتماد می کنید تا وضعیت مالی شما را مدیریت کند.

ریسک سلامت فیزیکی

افراد دارای اختلال دو قطبی، نرخ های بالاتری از بیماری های فیزیکی، همانند دیابت ها و بیماری قلبی را تجربه می کنند.

شما در هر سال، حداقل باید یک بار سلامت فیزیکی خودتان را ارزیابی کنید.

ریسک الکل و مواد

بیش از 30% درصد از افراد دارای اختلال دو قطبی، الکل یا مواد را مورد سوء استفاده قرار می دهند.

مصرف الکل، استعمال دخانیات یا سایر مواد در حین مصرف داروها، می تواند از کارکرد مناسب داروهای شما پیشگیری کند و علائم موجود را در وضعیت وخیم تری قرار دهد.

ریسک رانندگی

شما باید به آژانس مجوز دهی رانندگان و وسایل نقلیه[20] (DVLA) اطلاع دهید که دارای اختلال دو قطبی می باشید.

در صورتی که افسردگی شدید، شیدایی خفیف، شیدایی یا روان پریشی را تجربه کنید، باید رانندگی را متوقف نمایید.

اطلاعات مربوط به مراقبان و خانواده

من به چه نحوی می توانم حمایت مورد نیازم را به دست بیاورم؟

شما در این رابطه می توانید با GP خودتان صحبت کنید.

شما باید ارزیابی خودتان را از طریق تیم مربوط به انجمن سلامت روانی انجام دهید تا مشخص کنید که مراقبت صورت گرفته چه تاثیری بر روی سلامتی تان دارد.

همچنین می توانید مشخص کنید که به چه حمایت هایی نیاز دارید؛ حمایت هایی از قبیل حمایت عملی و حمایت اوژانسی.

شما می توانید از طریق خدمات حمایتی مراقبتی یا گروه های حمایتی، از حمایت همتایان خودتان بهره مند شوید.

در صورتی که شما برای کمک به مراقبت از یک فردی به حمایت عملی و مالی بیشتری نیاز داشته باشید، می توانید از مقامات محلی بخواهید که یک ارزیابی مراقبتی بر روی شما صورت گرفته شود.

شما به عنوان یک مراقب، باید در تصمیمات مربوط به برنامه ریزی مراقبتی خودتان نقش داشته باشید.

ولی در این مورد هیچ نوع حقوق قانونی ندارید.

تیم بالینی باید فرد تحت مراقبت شما را تشویق کند تا اطلاعات بیشتری را در اختیارتان قرار بدهد.

حمایت کردن از یک فردی که شما مراقب وی هستید

در صورتی که شما علائم، برنامه درمان و تکنیک های خود مدیریتی افراد دارای اختلال دو قطبی را بشناسید، حمایت کردن از آنها برای شما راحت تر خواهد بود.

شما می تواند از آنها بخواهید که این اطلاعات را با شما به اشتراک بگذارند.

فردی که شما از وی مراقبت می کنید، همچنین می تواند یک برنامه مراقبتی داشته باشد.

این مورد نشان دهنده یک مراقبتی می باشد که آنها دریافت خواهند کرد و همچنین نشان دهنده فردی می باشد که مسول مراقبت می باشد.

یک برنامه مراقبتی همواره باید دارای یک برنامه بحران باشد.

یک برنامه بحران نشان می دهد که در صورت قرار گرفتن در وضعیت نامناسب، باید با چه کسی ارتباط برقرار کنیم.

شما می توانید از این اطلاعات برای حمایت از افراد تحت مراقبت خودتان استفاده کنید و آنها را تشویق کنید که در وضعیت مناسبی باقی بمانند و در صورت نیاز، کمک مورد نیازشان را به صورت مناسبی دریافت کنند.

منبع: کانون مشاوران ایران


  • [1] Cyclothymia
  • [2] Bipolar UK
  • [3] Community Mental Health Team
  • [4] National Institute for Health and Care Excellence
  • [5] Haloperidol
  • [6] Olanzapaine
  • [7] Quetiapine
  • [8] Risperidone
  • [9] Sodium valproate
  • [10] Flouxetine with Olanzapine
  • [11] Lamotrigine
  • [12] Cognitive Behavioral Therapy
  • [13] Interpersonal Therapy
  • [14] relapse
  • [15] Care Programme Approach
  • [16] Rethink Mental Illness
  • [17] Recovery College
  • [18] Google
  • [19] Lasting Power of Attorney
  • [20] Drivers and Vehicle Licensing Agency

تحریک الکتریکی و افزایش ظرفیت حافظه

تحریک الکتریکی و افزایش ظرفیت حافظه را جدی بگیرید. بدون اینکه خواب ببینید: تحریک الکتریکی مغز در طی خواب می تواند ظرفیت حافظه را افزایش دهد.

برای پخش فایل مرورگر خود را آپدیت کنید یا از اینجا فایل را دانلود نمایید.

هنگام خواب مغز شما مشغول ذخیره و تحکیم اطلاعاتی است که در طول روز فراگرفته اید؛ مطالبی که شما فردا، هفته بعد یا سال بعد برای به یادآوری از انباره حافظه خود به آن ها نیاز خواهید داشت.

افزایش ظرفیت حافظه با تحریک الکتریکی

در بسیاری از افراد به ویژه افراد دارای ضایعات نورولوژیکی اختلال حافظه می تواند علائم مختل کننده ای باشد که به روشی قابل ملاحظه در زندگی افراد تأثیرگذار است.

برای نخستین بار دانشکده  UNC از دانشمندان پزشکی با استفاده از تحریک الکتریکی متناوب مغز یا TACS گزارش دادند که نوع خاصی از فعالیت مغزی را در طی خواب و تثبیت اطلاعات در حافظه افراد سالم را مورد بررسی قرار داده اند.

این یافته ها در ژورنال بیولوژیکی گزارش دادند که یک روش غیر تهاجمی برای کمک بالقوه به میلیون ها نفر مبتلا به شرایطی مانند اوتیسم، اسکیزوفرنی و اختلال افسردگی فراگیر می باشد.

ادامه مطلب

تاثیر آلودگی صوتی بر دستگاه عصبی

 تاثیر آلودگی صوتی بر دستگاه عصبی چیست؟ امروزه در دنیای پیرامون سروصدا و محیط شلوغ و آلودگی صوتی بیشتر شده است و اکثر مردم از این امر در امان نیستند.

برای پخش فایل مرورگر خود را آپدیت کنید یا از اینجا فایل را دانلود نمایید.
 

یکی از عوارض بد آلودگی صوتی ایجاد اختلال در خواب است که با این اختلال تاثیر مخرب آن بیشتر می شود.

تاثیر آلودگی صوتی بر دستگاه عصبی

تاثیر آلودگی صوتی بر دستگاه عصبی

از تاثیر منفی آلودگی صوتی میتوان به حضور بیش از اندازه در محیطی که دارای آلودگی صوتی می باشد اشاره کرد

و همچنین بر دستگاه عصبی خود مختار که سیستم بدن مثل قلب و عروق را تنظیم می کند باشد.

کودکانی که در محیط شلوغ و پر از صدا زندگی می کنند در اختلالات شناختی و یادگیری آنها تاثیر منفی می گذارد.

در نتیجه آلودگی صوتی موجب به وجود آمدن رفتارهای غیر معمولی و نگران بودن را در افراد به وجود می آورد که در جامعه خطرات زیادی به همراه دارد.

منبع:مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

چگونه سر و صدا بر سیستم عصبی تأثیر می گذارد؟

سر و صدا در سطوح پایین، باعث نمی شوند از آستانه سیستم سیگنال های حسی عبور کند و آسیب وارد کند.
برای سطوح بالا به آن نویز می گویند که به سیستم عصبی آسیب وارد می کند ولی سیگنال های زیر آستانه هیچ آسیبی وارد نمی کنند.

چگونه آلودگی صوتی بر سیستم عصبی تأثیر می گذارد؟

در گذشته های اخیر، آلودگی هوا همچنین باعث بیماری های سیستم عصبی مرکزی (CNS) از جمله سکته مغزی، بیماری آلزایمر، بیماری پارکینسون و اختلالات عصبی توسعه ای همراه بوده است. علاوه بر این، التهاب سیستمیک ناشی از تنفسی و قلبی سیستم می توانید بر سلامت تاثیر گذارد.

تأثیر آلودگی صوتی چیست؟

صدای ناخواسته ( صدا ) می تواند به سلامت فیزیولوژیکی آسیب برساند. آلودگی صوتی است سبب بیماریهایی از جمله اختلالات قلبی و عروقی، فشار خون، بالا بودن سطح استرس، وزوز گوش، کاهش شنوایی، اختلالات خواب، و دیگر مضر و اخلال در ارتباط اثرات.

اثرات آلودگی صوتی و کنترل آن چیست؟

علاوه بر ایجاد کم شنوایی، قرار گرفتن در معرض سر و صدای زیاد باعث فشار خون و ضربان قلب نیز می شود، باعث تحریک پذیری، اضطراب و خستگی ذهنی می شود و در خواب، تفریح ​​و ارتباط شخصی دخالت می کند. بنابراین کنترل آلودگی صوتی در محیط کار و جامعه از اهمیت بالایی برخوردار است.

آیا آلودگی صوتی و نویز سبب اضطراب می شود؟

اضطراب نویز چیست؟
میسوفونیا نوعی اختلال است که در آن صداهای خاص واکنشهای احساسی یا فیزیولوژیکی را تحریک می کنند که برخی با توجه به این شرایط ممکن است غیر منطقی تلقی کنند. کسانی که سوءاستفاده دارند ممکن است آن را وقتی صدای “شما را دیوانه می کند” توصیف کنند. واکنش آنها می تواند از عصبانیت و دلخوری تا وحشت و نیاز به فرار باشد.

آیا اعصاب با سر و صدا آسیب می بیند؟

وقتی که به طور عادی عمل می کنید، اعصاب تقریباً مثل کشتی ای که در آب می چرخد، به آرامی صدای نگران کننده ایجاد شده را تقلیل می کنند. در حین محاصره ، مانند صرع، اعصاب تغییر می یابند تا آژیر وحشت زده شو، سر و صدایی که مانند زنگ اضطراری به نظر می رسد.
اعصاب در مجاورت بیش از حد سر و صدا آسیب می بیند.

آزمایش استشمام بو و تشخیص زود رس مراحل زوال عقل

 

فیلم و فایل صوتی آموزشی روانشناسی رایگان و مشاوره

برای پخش فایل مرورگر خود را آپدیت کنید یا از اینجا فایل را دانلود نمایید.

با توجه به  مطالعه ای جدید که توسط محققان دانشگاه پنسیلوانیا و دردانشکده پزشکی پرلمن انجام شده است، یک آزمایش ساده استشمام بو ممکن است ابزار تکمیلی موثری برای تشخیص اختلال شناختی خفیف باشد، که اغلب  در عرض چند سال به شکل آلزایمر پیشرفت می کند.

این یافته ها به شواهد دیگری که در این زمینه وجود دارند، اضافه می شود که ادامه مطلب

چگونه با هر چهار گوش خود گوش دهید

فیلم و فایل صوتی آموزشی روانشناسی رایگان و مشاوره

برای پخش فایل مرورگر خود را آپدیت کنید یا از اینجا فایل را دانلود نمایید.
 

وقتی ما به ارتباط می اندیشیم، به طور کلی آن را در دو طبقه رفتار کلامی و غیرکلامی تقسیم می کنیم. اما براساس مدل ارتباط”چهار گوش” ما از طریق چهار کانال مجزا صحبت می کنیم و گوش می دهیم. حال سؤال اینجاست،زمانی که شما از طریق یکی از این کانال ها مراوده می کنید مخاطب شما چه چیزی را می شنود؟ یک مطالعه جدید که در نوروساینس رفتاری به کار برده شده است بر بررسی عوامل تأثیرگذار بر نحوه ای که پیام شما دریافت می شود بر نقش انتقال دهنده ی عصبی هورمون اُکسی توسین متمرکز شد. اگرچه اساس آن نوروساینس است اما این مطالعه درکی از نحوه ای که شما مطمئن می شوید مخاطب شما واقعا به آنچه شما مایلید بشنوند گوش می دهند را فراهم می کند.میشل فادمیر و همکاران از دانشگاه مونیخ (2016) کار خود را بر اساس نظریه مدل چهار گوش بنیان نهادند که در آن پیشنهاد می دهد که هر پیام کلامی حاوی چهار بُعد مختلف از ارتباط است:

1-مضمون واقعی: اطلاعات محض، خاص و واقعی

2-خودآشکار سازی:اطلاعاتی در مورد خود که شما دوست دارید با شخص دیگری به اشتراک بگذارید

3-ارتباط:اصطلاحی که بیانگر احساسی است که شما در مورد شخص دیگری و در مورد رابطه خود با شخص دیگری دارید.

4-خواهش: در خواستی که شما از شخص دیگر می کنید

این مدل نشان می دهد که شما با دیگران چه چیزی را مخابره می کنید که به پیامی که شما امیدوارید توسط طرف مقابل دریافت شود بستگی دارد. اگر می خواهید موضوعات ارتباطی را مدنظر قرار دهید، آن شامل ابعادی است که شما بر آن تأکید دارید. شما به همسر خود اطلاعاتی در مورد آب و هوا نمی دهید هنگامی که قصد دارید به تضاد موجود در مورد اینکه آیا همانقدر که شما او را دوست دارید او نیز شما را دوست دارد یا خیر پایان دهید. اما، آنچه از جانب گیرنده پیام شما شنیده می شود دارای واضحیت زیادی نیست. همسر شما به طور بالقوه با هر چهار گوش گوش می دهد و تصمیم می گیرد که کدام بعد پیام شما حاکی از انتقال است. مثال آب و هوا شاید حدکرانی اندکی باشد اما آنچه ممکن است در حین تلاش کردن شمابرای حل کردنتعارض در مورد نحوه ی اداره دخل و خرج خانواده توسط خود و همسر شما رخ دهد را در نظر بگیرید. همسر شما ممکن است فکر کند که شما اطلاعات واقعی را ابراز می کنید(موجودی حساب بانکی خود) زمانی که در عوض شما امیدوارید که گفتگو به آزادی بیشتر و مراوده بهتری در کل در مورد هزینه های مالی شما منجر خواهد شد.

مثالی دیگر از مطالعه فاد میر و همکاران توصیف شده است که شامل ارتباطی است که در آن شما درصدد ارسال یک پیام با محتوای خواهش مانند اینکه ببینید آیا دوست شما از گربه شما در مدتدر دسترس نبودنشما به مدت چند روز مراقبت می کند، هستید. گیرنده پیام شما می تواند در مورد نادیده گرفتن خواهش و در عوض پنداشتن آنکه شما صرفاً در مورد میزان مراقبت از گربه خود صحبت می کنید تصمیم بگیرد. نویسندگان معتقدند کهپیام های دربردارندۀ تمایل مخابره خواهش برای فهماندن و درک شدن از سوی طرف مقابل به منظور تولید نتایج دلخواه مشکل تر می باشند. براساس استدلال آنها این بدان دلیل است که خواهش ها، تلاش های بیشتری را برای پردازش توسط گیرنده می طلبند:”اساس این احتمال برداشت از ارتباط است مانند تبادل اجتماعی یا حتی عمل مشارکت یک سویه از جانب گیرنده پیام”. پیامِ درخواست تلاش می کند تا تأثیر را خلق کند. گیرنده باید تصمیم گیرد که آیا می تواند به درک این تأثیر کمکی کند یا خیر. همچنین شما به عنوان یک گوینده می دانید که چنین پیامی ممکن است به آن نتیجه دلخواه منجر نشود پس شما ممکن است پیام ها را خیلی موفقیت آمیز مخابره نکنید.

محققان برای تعیین اینکه افراد هنگامی که حس همدلی آنها برانگیخته می شود در پیام های خواهش فعال و پذیراتر هستند یا خیر، کانال های به لحاظ اجتماعی مسئول در شرکت کنندگان را از طریق دادن دوزهایی تودماغی اُکسی توسین به آنهانیز اضافه و درگیر کردند. یکی از این اثرات اولیه هورمونی افزایش همدلی است. اگر همدلی آنها برانگیخته شود شرکت کنندگان می بایست بیشتر به اتخاذ پیام خواهش متمایل باشند.

برای آزمایش اثر اُکسی توسین در مقابل پلاسیبو بر تفسیر پیام خواهش از 43شرکت کنند مرد(با میانگین سنی 30سال) درخواست شد تا پرسشنامه ارتباط چهار گوشی را تکمیل کنند. این پرسشنامه شامل 16بخش بود که از شرکت کنندگان خواسته شد تا میزانی که آنها یکی از این چهار نوع پیام را از خود بروز می دهند رتبه بندی کنند. یک سناریو از شرکت کنندگان خواسته شد تا آنچه دوست آنها برای دعوای با دوست دختر خود گفته است را تجسم کنند. حال، شرکت کنندگان باید چهار تفسیری را که آنها گمان می کنند آن عبارت یا بیان مخابره کرده است را درجه بندی کنند(تفسیری که از آن گفته دارند را درجه بندی کنند). در این مثال، پیام باید حاوی مضمون واقعی(من باید با دوست دخترم بجنگم)، خودافشاگری(من نگران رابطه ام هستم)، اطلاعات ارتباطی(من فکر می کنم بتوانم با شما درمورد دوست دخترم صحبت کنم) یا خواهش(لطفاً به حرف هایم گوش دهید سپس من را راهنمایی کنید) باشد. در کل به شرکت کنندگانی که اُکسی توسین داده شد بعد خواهش را تابالاترین حد چهار تفسیر ممکن رتبه بندی کردند. این یافته ها با این باور نویسندگان که پیام های مخابره کننده خواهش، به احتمال بیشتری برای شکل گیری ارتباط اجتماعی صورت می پذیرند، سازگار است. گرچه، درست است که خواهش ها مستلزم تلاش بیشتری در جزئی از مخاطب برای نشان دادن تمایلشما به کمک می باشد، اما شما گیرنده پیام را به نشان دادن واکنش در یک حالت فردی تری تحریک می کنید.می توان گفتکه اُکسی توسین تأثیر گذار بوده است زیرا آن شرکت کنندگان را به شنیدن پیام به عنوان یک خواهش یا درخواست برای کمک و نه یک اظهار نظر واقعی تحریک کرده است.

ما نه تنها ما نمی توانیم همواره به دوستان و اعضای خانواده اُکسی توسین بدهیم تا آنها بتوانند بر خواهش های را اجرا کنند بلکه ما هنوز هم می توانیم از این مطالعه یاد بگیریم. با واضح نمودن آن که درخواست، درخواست است، شما می توانید کانال های متقابلی بین خود و افرادی که با شما تعامل می کنند بگشایید. برای مثال، اگر می خواهید همسرشماتلاش بیشتری در جهت متعادل کردن هزینه های مالی انجام دهد به جای گفتن آنکه شما چقدر وقت صرف کرده اید(اطلاعات) به همسرخود اجازه دهید بداند که شما دوست دارید او کمک کند. زمانی که به طور واضح تری ارتباط برقرار می کنید احتمال بیشتری را فراهم می سازید که گوش خواهش همسر شما در جهت آن کانال موردنظر متمایل شود.

به طور مشابه، زمانی که تلاش می کنیم تا به طور کامل آنچه دیگران به ما می گویند را درک کنیم، تلاش بیشتری صورت می گیرد و در اینکه آیا پیام خواهشی را که دریافت می کنیم به عنوان یکی از آن سه بعد دیگر تحریف شده است یا خیر، قضاوت می کنیم. داشتن تعاملات اجتماعی رضایت بخش تر بدان معناست که ما باید همه تلاش خود را برای مراوده کردن و شنیدن از طریق چهار گوش خود به کار گیریم.

چهار گوش خود گوش دهید

وقتی ما به ارتباط می اندیشیم، به طور کلی آن را در دو طبقه رفتار کلامی و غیرکلامی تقسیم می کنیم. اما براساس مدل ارتباط”چهار گوش” ما از طریق چهار کانال مجزا صحبت می کنیم و گوش می دهیم. حال سؤال اینجاست،زمانی که شما از طریق یکی از این کانال ها مراوده می کنید مخاطب شما چه چیزی را می شنود؟ یک مطالعه جدید که در نوروساینس رفتاری به کار برده شده است بر بررسی عوامل تأثیرگذار بر نحوه ای که پیام شما دریافت می شود بر نقش انتقال دهنده ی عصبی هورمون اُکسی توسین متمرکز شد. اگرچه اساس آن نوروساینس است اما این مطالعه درکی از نحوه ای که شما مطمئن می شوید مخاطب شما واقعا به آنچه شما مایلید بشنوند گوش می دهند را فراهم می کند.میشل فادمیر و همکاران از دانشگاه مونیخ (2016) کار خود را بر اساس نظریه مدل چهار گوش بنیان نهادند که در آن پیشنهاد می دهد که هر پیام کلامی حاوی چهار بُعد مختلف از ارتباط است:

1-مضمون واقعی: اطلاعات محض، خاص و واقعی

2-خودآشکار سازی:اطلاعاتی در مورد خود که شما دوست دارید با شخص دیگری به اشتراک بگذارید

3-ارتباط:اصطلاحی که بیانگر احساسی است که شما در مورد شخص دیگری و در مورد رابطه خود با شخص دیگری دارید.

4-خواهش: در خواستی که شما از شخص دیگر می کنید

این مدل نشان می دهد که شما با دیگران چه چیزی را مخابره می کنید که به پیامی که شما امیدوارید توسط طرف مقابل دریافت شود بستگی دارد. اگر می خواهید موضوعات ارتباطی را مدنظر قرار دهید، آن شامل ابعادی است که شما بر آن تأکید دارید. شما به همسر خود اطلاعاتی در مورد آب و هوا نمی دهید هنگامی که قصد دارید به تضاد موجود در مورد اینکه آیا همانقدر که شما او را دوست دارید او نیز شما را دوست دارد یا خیر پایان دهید. اما، آنچه از جانب گیرنده پیام شما شنیده می شود دارای واضحیت زیادی نیست. همسر شما به طور بالقوه با هر چهار گوش گوش می دهد و تصمیم می گیرد که کدام بعد پیام شما حاکی از انتقال است. مثال آب و هوا شاید حدکرانی اندکی باشد اما آنچه ممکن است در حین تلاش کردن شمابرای حل کردنتعارض در مورد نحوه ی اداره دخل و خرج خانواده توسط خود و همسر شما رخ دهد را در نظر بگیرید. همسر شما ممکن است فکر کند که شما اطلاعات واقعی را ابراز می کنید(موجودی حساب بانکی خود) زمانی که در عوض شما امیدوارید که گفتگو به آزادی بیشتر و مراوده بهتری در کل در مورد هزینه های مالی شما منجر خواهد شد.

مثالی دیگر از مطالعه فاد میر و همکاران توصیف شده است که شامل ارتباطی است که در آن شما درصدد ارسال یک پیام با محتوای خواهش مانند اینکه ببینید آیا دوست شما از گربه شما در مدتدر دسترس نبودنشما به مدت چند روز مراقبت می کند، هستید. گیرنده پیام شما می تواند در مورد نادیده گرفتن خواهش و در عوض پنداشتن آنکه شما صرفاً در مورد میزان مراقبت از گربه خود صحبت می کنید تصمیم بگیرد. نویسندگان معتقدند کهپیام های دربردارندۀ تمایل مخابره خواهش برای فهماندن و درک شدن از سوی طرف مقابل به منظور تولید نتایج دلخواه مشکل تر می باشند. براساس استدلال آنها این بدان دلیل است که خواهش ها، تلاش های بیشتری را برای پردازش توسط گیرنده می طلبند:”اساس این احتمال برداشت از ارتباط است مانند تبادل اجتماعی یا حتی عمل مشارکت یک سویه از جانب گیرنده پیام”. پیامِ درخواست تلاش می کند تا تأثیر را خلق کند. گیرنده باید تصمیم گیرد که آیا می تواند به درک این تأثیر کمکی کند یا خیر. همچنین شما به عنوان یک گوینده می دانید که چنین پیامی ممکن است به آن نتیجه دلخواه منجر نشود پس شما ممکن است پیام ها را خیلی موفقیت آمیز مخابره نکنید.

محققان برای تعیین اینکه افراد هنگامی که حس همدلی آنها برانگیخته می شود در پیام های خواهش فعال و پذیراتر هستند یا خیر، کانال های به لحاظ اجتماعی مسئول در شرکت کنندگان را از طریق دادن دوزهایی تودماغی اُکسی توسین به آنهانیز اضافه و درگیر کردند. یکی از این اثرات اولیه هورمونی افزایش همدلی است. اگر همدلی آنها برانگیخته شود شرکت کنندگان می بایست بیشتر به اتخاذ پیام خواهش متمایل باشند.

برای آزمایش اثر اُکسی توسین در مقابل پلاسیبو بر تفسیر پیام خواهش از 43شرکت کنند مرد(با میانگین سنی 30سال) درخواست شد تا پرسشنامه ارتباط چهار گوشی را تکمیل کنند. این پرسشنامه شامل 16بخش بود که از شرکت کنندگان خواسته شد تا میزانی که آنها یکی از این چهار نوع پیام را از خود بروز می دهند رتبه بندی کنند. یک سناریو از شرکت کنندگان خواسته شد تا آنچه دوست آنها برای دعوای با دوست دختر خود گفته است را تجسم کنند. حال، شرکت کنندگان باید چهار تفسیری را که آنها گمان می کنند آن عبارت یا بیان مخابره کرده است را درجه بندی کنند(تفسیری که از آن گفته دارند را درجه بندی کنند). در این مثال، پیام باید حاوی مضمون واقعی(من باید با دوست دخترم بجنگم)، خودافشاگری(من نگران رابطه ام هستم)، اطلاعات ارتباطی(من فکر می کنم بتوانم با شما درمورد دوست دخترم صحبت کنم) یا خواهش(لطفاً به حرف هایم گوش دهید سپس من را راهنمایی کنید) باشد. در کل به شرکت کنندگانی که اُکسی توسین داده شد بعد خواهش را تابالاترین حد چهار تفسیر ممکن رتبه بندی کردند. این یافته ها با این باور نویسندگان که پیام های مخابره کننده خواهش، به احتمال بیشتری برای شکل گیری ارتباط اجتماعی صورت می پذیرند، سازگار است. گرچه، درست است که خواهش ها مستلزم تلاش بیشتری در جزئی از مخاطب برای نشان دادن تمایلشما به کمک می باشد، اما شما گیرنده پیام را به نشان دادن واکنش در یک حالت فردی تری تحریک می کنید.می توان گفتکه اُکسی توسین تأثیر گذار بوده است زیرا آن شرکت کنندگان را به شنیدن پیام به عنوان یک خواهش یا درخواست برای کمک و نه یک اظهار نظر واقعی تحریک کرده است.

ما نه تنها ما نمی توانیم همواره به دوستان و اعضای خانواده اُکسی توسین بدهیم تا آنها بتوانند بر خواهش های را اجرا کنند بلکه ما هنوز هم می توانیم از این مطالعه یاد بگیریم. با واضح نمودن آن که درخواست، درخواست است، شما می توانید کانال های متقابلی بین خود و افرادی که با شما تعامل می کنند بگشایید. برای مثال، اگر می خواهید همسرشماتلاش بیشتری در جهت متعادل کردن هزینه های مالی انجام دهد به جای گفتن آنکه شما چقدر وقت صرف کرده اید(اطلاعات) به همسرخود اجازه دهید بداند که شما دوست دارید او کمک کند. زمانی که به طور واضح تری ارتباط برقرار می کنید احتمال بیشتری را فراهم می سازید که گوش خواهش همسر شما در جهت آن کانال موردنظر متمایل شود.

به طور مشابه، زمانی که تلاش می کنیم تا به طور کامل آنچه دیگران به ما می گویند را درک کنیم، تلاش بیشتری صورت می گیرد و در اینکه آیا پیام خواهشی را که دریافت می کنیم به عنوان یکی از آن سه بعد دیگر تحریف شده است یا خیر، قضاوت می کنیم. داشتن تعاملات اجتماعی رضایت بخش تر بدان معناست که ما باید همه تلاش خود را برای مراوده کردن و شنیدن از طریق چهار گوش خود به کار گیریم.

برای اولین بار مطالعات نشان داده است که گفتار درمانی سیم کشی مغز را تغییر می دهد

فیلم و فایل صوتی آموزشی روانشناسی رایگان و مشاوره

برای پخش فایل مرورگر خود را آپدیت کنید یا از اینجا فایل را دانلود نمایید.
مطالعه جدیدی در دانشگاه کینگ لندن و لندن جنوبی و موسسه NHSبرای اولین بار نشان داده است که درمان شناختی رفتاری (CBT) ارتباطات خاصی را در مغز افراد مبتلا به روان پریشی تقویت می کند، که این ارتباطات با کاهش بلند مدت علائم در ارتباط است و بعد از هشت سال بهبود حاصل می شود.

CBT – نوع خاصی از گفتار درمانی است که توسط آن طرز فکر و پاسخ افراد در مورد افکار و تجربیاتشان تغییر پیدا می کند.

برای افرادی که علائم روانی را تجربه می کنند، که می تواند اسکیزوفرنی یا سایر اختلالات روانی باشد، درمان بیمار با آموزش متفاوت فکر کردن در مورد تجربه های ناخوشایند، همراه می باشد. این تجربه ناخوشایند به عنوان مثال می تواند قضاوت دیگران درباره فرد باشد. CBT استراتژی هایی نیز برای کاهش احساس ناراحتی و بهبود خوشبختی ارائه می کند.

این یافته ها در مجله ترجمه روان پزشکی منتشر شده است که در ادامه پژوهش های قبلی محققان است که نشان می داد که افراد روان پریشی که باCBT درمان شده اند، ارتباطات تقویت شده بین مناطق کلیدی از مغز را که درگیر پردازش تهدید اجتماعی می باشند، نمایش می دهد.

نتایج جدید برای اولین بار نشان می دهد که این تغییرات در بهبود بلند مدت افراد در سال های بعد اثر می گذارند. در مطالعه اولیه، شرکت کنندگان تحت تصویربرداری fMRI قرار گرفتند که پاسخ مغز آن ها به تصاویری که در آن چهره های مختلف ابراز احساسات می کردند را قبل و بعد از شش ماه از اجرای CBT ارزیابی کند. شرکت کنندگان در حال حاضر دارو نیز مصرف می کردند و به گروهی دیگر نیز فقط دارو داده می شد.گروهی که فقط دارو دریافت می کردند، افزایش اتصالی را نشان ندادند. این موضوع به این نکته اشاره می کند که اثرات رخ داده در ارتباطات مغزی می تواند به CBT نسبت داده شود.

در مطالعه جدید، سلامتی 15 نفر از 22 نفر شرکت کننده ای که CBT را دریافت کرده بودند طبق سوابق پزشکی شان به مدت هشت سال ادامه پیدا کرده بود. آنها همچنین پرسشنامه ای در پایان این دوره به منظور ارزیابی سطح بهبود و خوشبختی خود فرستادند.

نتایج نشان می دهد که افزایش در اتصال بین چند ناحیه مغز – از همه مهم تر آمیگدال (مرکز تهدید مغز) و مغز پیشانی (که با تفکر و استدلال درگیر است) – با بهبود دراز مدت اختلالات روانی مرتبط است. این اولین بار است که نشان داده شده تغییرات ایجاد شده در مغز به وسیله CBT، با بهبود طولانی مدت در افراد مبتلا به اختلالات روانی، مرتبط است.

نویسنده اصلی این پژوهش دکتر لیام میسون از دانشگاه کینگ لندن، که یک روانشناس بالینی در بیمارستان Maudsley است که این پژوهش نیز در همین بیمارستان صورت گرفت، گفت:”این پژوهش این موضوع را که وجود فیزیکی مغز در اختلالات روانی تفاوت ایجاد می کند و اهمیت درمان روانی کم است را به چالش می کشد. متاسفانه، در تحقیقات قبلی نشان داده است که این “تعصب مغزی” می تواند پزشکان را به احتمال زیاد مجبور به توصیه دارو کند و از روش های روان درمانی استفاده نشود.این امر به ویژه در اختلالات روانی اهمیت دارد، که در آن تنها یک نفر از ده نفر از روش های روان درمانی بهره مند می شود.”

محققان اکنون امیدوار هستند نتایج در یک نمونه بزرگتر تایید شود، و تغییرات صورت گرفته در مغز را شناسایی کنند که افرادی که تجربه بهبود با CBT را دارند از کسانی که از این روش استفاده نکرده اند، تفکیک شوند. در نهایت، با اجازه دادن به محققان جهت درک این موضوع که چه چیزی تعیین کننده این است که روش های روان درمانی موثر است یا نه، نتایج می تواند به نتایج بهتر و شایسته تری برای درمان روان پریشی منجر شود.

منبع:مرکز مشاوره ستاره ایرانیان