کودک خود را به ما بسپارید

کودک خود را به ما بسپارید

گاهی اوقات کودکان مانند بزرگترها به درمان های روحی و روانی نیازمندند. روان درمانی کودک می تواند به آنها کمک کند که مهارت های حل مسئله خود را گسترش دهند. علاوه بر آن کودکان شما از سنین ابتدایی می آموزند که کمک حرفه ای گرفتن از متخصصین حوزه سلامت روان چه ارزشی دارد.

یک درمانگر خوب می تواند به کودکان و خانواده ها در رفع استرس ها و مشکلات رفتاری و هیجانی شان کمک کند و به آنها بیاموزد که چگونه مشکلات خود را مدیریت کند.

خیلی از کودک ها در زمینه مدیریت کردن استرس های مدرسه مثل: انجام تکالیف، اضطراب امتحان، فشار همسالان و سر و کله زدن با مراجع قدرت مشکل دارند. همچنین در حیطه خانواده نیز مسائلی چون طلاق، جابجایی یا بیماری اعضای خانواده و تحولات بزرگی از این دست وجود دارد که می تواند کودک شما را نیازمند به مشورت با یک متخصص کند.

آیا فرزند شما باید با یک درمانگر دیدار داشته باشد؟!

بهتر است این طور پاسخ دهیم، اتفاقات مهم زندگی: مانند مرگ یکی از اعضای خانواده، دوست یا حیوان خانگی، طلاق یا جابجایی، سوء استفاده بدنی، آسیب یا یک مریضی جدی در خانواده می تواند منجر به استرس و نهایتاً مشکلات رفتاری و تغییراتی در وضع روانی، خواب، اشتها و فعالیت های اجتماعی و عملی کودک شما شود.

هر چند در بعضی از موارد، واضح نیست چه چیزی باعث می شود که به یکباره یک بچه گوشه گیر، نگران و مضطرب، رنجیده، عبوس یا گریان به نظر برسد ولی اگر شما احساس می کنید فرزندتان شاید یک مشکل رفتاری  یا احساسی – هیجانی دارد یا نیاز به کمک در زمینه مدیریت حوادث مشکل زندگی دارد به غریزه تان اعتماد کنید!

علائم اساسی که باید در کودک خود دنبال کنید و ساده از آن نگذرید

  1. تأخیر رشدی در گفتار، زبان یا تعلیم دستشویی رفتن
  2. مشکلات مربوط به توجه و یادگیری (ADHD)
  3. مشکلات رفتاری (مانند خشم بیش از حد، رفتارهای در هم گسیخته، شب ادراری یا اختلال خوردن)
  4. افت شدید در نمرات به خصوص اگر فرزند شما به طور نرمال نمرات بالایی به دست می آورده
  5. ناراحتی، غم، گریانی یا افسردگی
  6. کناره گیری یا انزوای اجتماعی
  7. کاهش علاقه در فعالیت های لذت بخش قبلی
  8. رفتارهای خشمگین و عصبی (مانند گاز گرفتن، لگد زدن یا ضربه زدن)
  9. تغییر ناگهانی در اشتها (مخصوصاً در نوجوانی)
  10. کم خوابی یا پر خوابی
  11. غیبت یا دیر آمدن به مدرسه (بیش از حد)
  12. نوسانات خلق (به عنوان مثال شادی در یک لحظه و ناراحتی در لحظه بعد)
  13. گسترش یا افزایش مشکلات فیزیکی (مثل سردرد، دل درد و…) با وجود جواب آزمایش های نرمال از سوی پزشک
  14. یک بیماری جدی یا مزمن
  15. نشانه هایی از مصرف الکل، مواد مخدر یا سوء مصرف از داروها
  16. مشکلات تحولی (مانند جدایی، طلاق یا جابجایی)
  17. پیامدهای داغ دیدگی
  18. اختلالات رشدی
بررسی خشونت در بازیهای ویدئویی و آنلاین کودک و نوجوان

با پرستارها، معلم ها و دکترها صحبت کنید

صحبت کردن با پرستارها و معلم هایی که به طور منظم با فرزندتان در ارتباط هستند بسیار مفید است. آیا فرزند شما در کلاس درس توجه لازم دارد و تکالیف و وظایفش به موقع حاضر است؟ رفتارش در ارتباط با همسالانش چگونه است؟ آیا سازگاری لازم با محیط های اجتماعی دارد؟

تا جایی که امکان دارد اطلاعات مفید در ارتباط با چگونگی فرزندتان بیرون از محیط خانه یا در حضور غریبه ها به دور از اعضای خانواده جمع آوری کنید. این اطلاعات می تواند به درمانگر کودکتان در راستای اهداف درمانی اش کمک بسزایی بکند.

چگونه یک متخصص بالینی واجد شرایط که تجربه کار کردن با بچه ها و نوجوانان را دارد پیدا کنید؟

در حالی که تجربه و تحصیلات مهم هستند، باید بدانید که پیدا کردن یک مشاور که فرزندتان در حضور او احساس راحتی کند، به او اعتماد کند و بتواند با او ارتباط برقرار کند نکته بسیار مهمی است که نباید از آن غافل باشید.

زمانی که در حال جستجو برای یک درمانگر شایسته برای فرزندتان هستید به نکات زیر توجه کنید:

  1. آیا درمانگر مجوز برای کار کردن در حوزه مشکل شما را دارد (مدارک تحصیلی، سوابق کار، گواهی نامه ها و از همه مهمتر مراکز معتبر که تحت نظارت سازمان های علمی و روانشناسی هستند نشانه های خوبی برای این است که یک درمانگر آیا صلاحیت کار کردن در حوزه های علمی خود را دارد یا خیر؟ بنابراین هرگز به افرادی که بدون تابلوی مجوز رسمی کار می کنند اعتماد نکنید).
  2. چه مدت درمانگر با کودکان و نوجوانان کار کرده است؟
  3. آیا کودک شما رفتار درمانگر را دوستانی تلقی کرده است؟!
  4. آیا در مواقع اضطراری، می توانید از طریق تلفن با ایشان در ارتباط باشید؟!
  5. درمانگر در چه زمینه ای از درمان تخصص دارد؟

باید به این نکته توجه کنید که پیدا کردن درمانگری که با شما و فرزندتان و نیازهای درمانی او مطابقت دارد ضروری است، بنابراین از جستجو دست برندارید!

نکته قابل توجه دیگر این است که همانند دیگر تخصص های پزشکی، روان درمانگرها انواع مختلفی از گواهی نامه ها و تخصص ها را دارند. به عنوان یک قانون کلی درمانگر فرزند شما باید یک درجه تخصصی در زمینه سلامت روان (روان شناسی، مددکاری، نوروتراپی یا روانپزشکی) را داشته باشد.

روانپزشکان چه کسانی هستند؟

روانپزشکان (MD یا DOS) پزشکان طبی هستند که به طور حرفه ای در زمینه مشکلات روحی و روانی آموزش دیده اند و برای حل معضلات خلقی، عاطفی و روانی دارو تجویز می کنند.

موثر بودن هوش و بازی کودکان

روانشناسان چه کسانی هستند؟

روانشناسان بالینی (PhDS و PSDS یا EolDS) درمانگرانی هستند که درجه فوق لیسانس یا دکترا در زمینه روان درمانی دارند. آنها تخصص های زیادی در زمینه برخورد با کودکان و نوجوانان و خانواده هایشان دارند. روانشناسان ممکن است به مراجعه کنندگان در زمینه مدیریت مصرف داروهایشان کمک کنند اما دارو تجویز نمی کنند.

نوروتراپیست ها چه کسانی هستند؟

عصب درمانگرها روانشناسان آموزش دیده ای هستند که از تکنولوژی های نوین درمانی همانند بیوفیدبک، نوروفیدبک، تی – دی – سی – اس و… برای درمان اختلالات کودکان، نوجوانان و بزرگسالان استفاده می کنند.

از کجا شروع کنیم؟

به باور ما مرحله و گام اول درمان مناسب برای فرزندتان مراجعه به یک روانشناس است. روان درمانگر متخصص بعد از انجام آزمایش های لازم (شامل تست های روانی، خلقی و هویتی) و انجام مصاحبه بالینی اقدام به تشخیص گذاری اختلال فرزندتان خواهد کرد و سپس به شما توصیه خواهد کرد که از کدام یک از متخصصین فوق (روانپزشک، روان درمانگر و یا نوروتراپیست) کمک بگیرید.

خانواده درمانی چیست و از چه زمانی ضرورت پیدا می کند؟!

زمانی که یک کودک یا نوجوان مشکل رفتاری دارد، خانواده درمانی می تواند برای برقراری ارتباط خوب اعضای خانواده با یکدیگر و کمک به حل مشکلات کودک و یا نوجوان شما بسیار کمک کند. هرگز فراموش نکنید که مشکلات روحی و روانی فرزند شما گاه به خاطر نابسامانی های داخل خانه و معضلات ارتباطی یا خلقی بزرگسالان شکل گرفته است. بنابراین همکاری اعضای خانواده برای حل معضلات و ایجاد محیطی امن و جوی آرام بسیار حائز اهمیت است.

چگونه کودکم را برای جلسه اول درمان آماده سازم؟

شما ممکن است نگران باشید که وقتی به فرزندتان ابراز می کنید که در آینده نزدیک با یک درمانگر ملاقات دارد، ناراحت یا خشمگین نشود.

اگر چه در برخی موارد این اتفاق رخ می دهد ولی این امر بسیار ضروری است که با فرزندتان در مورد این که چرا او قرار است با یک درمانگر ملاقات داشته باشد، صادق باشید.

اگر چه در طول جلسات این موضوع روشن خواهد شد ولی این که شما فرزندتان را برای این ملاقات آماده کنید بسیار مهم است.

به کودک تان توضیح دهید که این ملاقات، شبیه مراجعه به دکترهای فیزیکی و طبی نخواهد بود. برای آنها شرح بدهید که این نوع از دکترها با بچه ها و خانواده هایشان برای این که مشکلاتشان را حل کنند و احساس بهتری داشته باشند صحبت می کنند، بازی می کنند و راه حل های خوبی را یادشان می دهند.

بازی و فعالیت های خلاقانه: پیش دبستانی ها

بچه های بزرگتر و نوجوانان ممکن است نیاز به شنیدن این امر داشته باشند که تمام گفته های آنها با درمانگر محرمانه باقی خواهد ماند و هرگز با افراد دیگری مثل والدین، معلم ها و دوستان بدون اجازه آنها در میان گذاشته نمی شود.

دادن این اطلاعات به فرزندتان قبل از قرار ملاقات اول می تواند از اساس تنهایی و طرد شدن فرزندتان جلوگیری کرده و این اطمینان خاطر را برای آنها فراهم می کند که قرار است تمام اعضای خانواده برای حل مشکلات پیش آمده با هم کار می کنند.

جو حمایتی را فراموش نکنید

زمانی که فرزندتان با مسائل خلقی و عاطفی در حال سر و کله زدن است، به آنها خوب گوش دهید، آنها را قضاوت نکنید و مورد حمایتشان قرار دهید. فراموش نکنید که خیلی از بچه ها قادر به بیان دقیق ترس ها و احساساتشان نیستند، پس تا می توانید صبور باشید.

حتماً زمانی را برای صحبت کردن فرزندانتان در ارتباط با ترس ها و نگرانی هایشان به آنها اختصاص دهید. برای خوب گوش دادن، تلویزیون را خاموش کنید، موبایل تان را کنار بگذارید، دست های او را بگیرید و به او اطمینان خاطر دهید که او در اولویت برنامه های شما قرار دارد.

چند پند خوب

  1. تا جایی که می توانید، هر چند وقت یک بار مستقیم و آزادانه با فرزندانتان صحبت کنید.
  2. عشق و محبتتان را به فرزندتان نشان دهید.
  3. با مراقبت از نیازهای جسمی و روحیتان یک الگوی خوب برای کودکان خود باشید.
  4. در مواقع لزوم از همسرتان، اعضای خانواده درجه یک، معلم و دکتر فرزندتان درخواست کمک و حمایت کنید.
  5. جمع های سرگرم کننده و شاد داشته باشید تا جو حمایتی و ارتباطی خانه مطلوب باشد.
  6. هر چند وقت یک بار با درمانگران در تماس باشید.
  7. به ارتباط میان درمانگر و فرزندتان احترام بگذارید و در موارد غیر ضروری سرک نکشید و جو اعتماد میان آنها را مختل نکنید.

سخن آخر

با تشخیص به موقع مشکلات و درخواست به موقع کمک می توانید به فرزندتان قبل از ریشه دار شدن و شکل گیری آسیب های جدی روانی و فیزیکی در آنها کمک کنید.

با اقدام به موقع و عاقلانه خانواده خود را از سختی ها و نا امنی ها دور کرده، به سمت زندگی شاد و سالم سوق دهید.

فرزند شما حق دارد سالم، جسور، موفق و شاد باشد.

منبع: کودک و نوجوان

  • سمانه
    اردیبهشت ۴, ۱۳۹۸ در ۹:۰۴ ق.ظ

    سلام دختر ۳ سال و نیمه دارم که اصلا پی پی ایش رو نمیگه ، کارش رو تو شورت انجام میده بعد میگه ، هر گاری هم کردم جایزه میدم ، کتاب میخوام. سی دی آموزشی گرفتم فایده نداره
    غذا خوب نمیخوره ، مدام در حال جیغ زدن هست هر چیزی رو با داد زدن و جیغ بدست میاره ، ما توجهی نمیکنم بیشتر اوقات اما واقعا غیر قابل تحمل میشه مخصوصا در جمع یا میهمانی ها
    توروخدا کمک کنید خیلی کلافه شدم از ترسمون بیشتر مهمونی ها رو رد میکنیم یا زودتر بلند میشیم .

    • مشاور
      اردیبهشت ۴, ۱۳۹۸ در ۹:۱۸ ق.ظ

      با سلام خدمت شما دوست عزیز
      دقت کنید که احتمالا با توجه به سن کودک شما به نظر می رسد که نسبت به انجام عمل دفع و زمان لازمش تسلط کافی را دارد ولی از لحاظ روانی هنوز برای تخلیه ی مدفوع بدون پوشک آماده نیست برای ایجاد این آمادگی ها باید شرایط روانی هر کودک به صورت مجزا بررسی شودبا توجه به اینکه در مورد خوردن ، دستشویی رفتن ، و رفتار با او دچار مشکل شده اید و از موارد زیادی کمک گرفته اید اما به شما جواب نداده است بهتر است برای بررسی دقیق تر این موضوع به صورت حضوری به روانشناس مراجعه کنید تا به شما در این زمینه کمک شود.اینگونه مشکلات نیاز دارند که به صورت دقیق بررسی شوند و در صورت نیاز یک سری آموزش ها به شما داده شود و در کنار آن با بازی درمانی و قصه درمانی نیز کودکتان یک سری رفتارهای صحیح را آموزش ببینند . اما دقت کنید که برای دستشویی بزرگ کودک تا ۵ سالگی وقت دارد و ممکن است بد غذایی او نیز بخاطر نگه داشتن دستشویی بزرگش باشد که باعث بی اشتهایی او می شود . کودک شما در سنی قرار دارد که نیاز به استقلال بیشتری دارد بهتر است سعی کنید انتخاب لباس ، غذا خوردن و… را تا جای که برای او آسیبی ندارد به عهده خودش بگذارید تا این استقلال و ارزش بودن را درک کند اگر شما مداوم بخواهید رفتارهای او را کنترل کنید و کارهای او را انجام بدهید ممکن است وابستگی زیاد و مشکلات رفتاری زیادی به وجود بیایید که هم شما و خود را اذیت کند.
      داشتن اطلاعات در مورد سن کودکتان می توانند در تربیت و شیوه برخورد با او کمک کننده باشد به صورت حضوری به روانشناس کودکان مراجعه کنید تا در این زمینه با توجه به شرایط فرزندتان به شما کمک شود.

      درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۳۰۴
      شاد باشید

  • انارکی
    فروردین ۱۹, ۱۳۹۸ در ۴:۴۸ ق.ظ

    من پسر ۷ ساله دارم که بسیار استرسی هست و البته با رویا پردازی خودش رو دچار استرس میکنه مثلا وقتی بهش گفتم میخوام کلاس شنا ببرمت با خودش میگه نکنه برم غرق بشم نکنه خفه بشم یا وقتی میخوام ببرمش سفر شب میگه هیجان دارم مدام کنار ناخن هاش رو میجوه و اظطراب داره.البته خیلی مهربون و احساسی هست.متاسفانه هنوز اتاق خوابش رو جدا نکردیم.

    • مشاور
      فروردین ۱۹, ۱۳۹۸ در ۶:۴۲ ق.ظ

      با سلام خدمت شما دوست عزیز
      نگرانی شما قابل درک است با توجه به توضیحات شما به نظر می رسد که فرزندتان دچار اضطراب فراگیر یا نوعی وسواس فکری شده اند و نیاز است این موضوع به صورت دقیق تر مورد بررسی قرار گیرد تا بتوانید در همین سن این مشکلات را برطرف کنید دقت کنید که اینها موضوعاتی نیست که تنها با گذشت زمان برطرف شود تنها ممکن است شکل آن تغییر کند و فرد و زندگی روزانه او را در حالت شدید درگیر کند و عملکرد اصلی او را کاهش بدهد.بهتر است به صورت حضوری به روانشناس کودکان مراجعه کنید تا در این زمینه به شما و فرزندتان کمک شود.

      درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۷۶۲
      شاد باشید

  • سارا
    فروردین ۱۰, ۱۳۹۸ در ۱۲:۱۰ ب.ظ

    سلام.دخترم سه سالشه.خیلی گریه میکنه و جیغ میرنه سر هرچی. کفش فانازی مهنونی دوست داره.کلا پاشه.هنه جا.خونه پارک مسافرت. تا بهش میگم یکی دیگه بپوش حیغ بنفش و گریه مداوم داره. یا لباس تنش نمیکنه.بیرون کلاه کاپشن نداره.همش مریضه.ضعیف شده.تا بهش میگم مامان لطفا تنت کن بداش میخوام توضیح بدم جیغ و گریه منم چون میدونم دوباره ریه اش عفونت میکنه نکرانم و عصبی میشم.البته من الان سه سال مشکل افسردگی و پرخاشگری دارم و کلا استانه تحملم با دخترم خیلی پایین. همه میگن ولش کن.اما اونی که بجه مریض شه اذیت میشه و خسته و نا احتی بچه اش رو میبینه منم.میدونم با دعوا و لجبازی شاید مشکل دیگه پیش بیاد اما موندم چیکار کنم

    • مشاور
      فروردین ۱۱, ۱۳۹۸ در ۸:۰۶ ق.ظ

      با سلام خدمت شما دوست عزیز
      نگرانی شما قابل درک می باشد اما بهتر است دقت کنید که کودکان عموما سعی می کنند با لباس هایی که احساس خاصی را در آن تجربه می کنند احساس راحتی بیشتری دارند مثلا کودکان با پوشیدن کفش های پاشنه بلند احساس بزرگی را تجربه می کنند و با این کار این نقش را در دوران کودکی تمرین می کنند . سعی کنید در اول آرامش خود را حفظ کنید چون کودکان از رفتار شما به عنوان یک الگو استفاده می کند و در پاسخ به شما از این سبک رفتار ممکن است استفاده کند . بهتر است از قصه برای آموزش یک سری اصول به فرزندتان استفاده کنید وقتی فرزندتان تفاوت فصل ها را متوجه شود و در قصه از او کمک بخواهید که به شخصیت قصه کمک کند که در فصل های مختلف آماده مهمانی شود.
      اگر بتوانید در مقابل رفارهای اشتباه جیغ میزند سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید و سعی کنید اصلا به رفتار اشتباه او توجه نکنید و به کار خودتان بپردازید و خودتان را سرگرم کنید حتی زیرچشمی به او نگاه نکنید او به دنبال شما می آید بهتر است به او بگوید فعلا کار دارید و با گریه متوجه حرفهای او نمی شوید زمانی که رفتار بهتری را نشان داد به او توجه کنید و برای او توضیح بدهید رفتارهای مثبت او را تشویق کنید تا این رفتار در او تثبیت شود . دقت کنید که برای تصیح رفتار نیاز است که شما صبور باشید و ثبات داشته باشید تا این رفتارهای اشتباه در فرزندان حذف شود . سعی کنید او را در بین همسالان خود قرار بدهید او می تواند در بین همسالان خود هوش اجتماعی خود را افزایش بدهد و با این کار تصمیم گیری درست را بهتر یاد می گیرد . کودک شما به سنی رسیده است که می توانید به او صبر کردن را اموزش بدهید سعی کنید اگر او درخواستی داشت به او بگوید مثلا عقربه بر روی فلان عدد که آمد به تو درخواستت را می دهم و یا بگوید بعد از اتمام آشپزیم تا او یاد بگیرد گاهی برای نیازهای خود باید صبر کند . البته بهتر است برای بررسی تخصصی تر به صورت حضوری مراجعه داشته باشید تا با بازی درمانی و قصه و … این رفتارها حذف شود.
      درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۵۸۹۵
      شاد باشید

  • محمدی
    اسفند ۲۲, ۱۳۹۷ در ۸:۱۳ ق.ظ

    با سلام دختر ۱۵ ماهه دارم وقتی چیزی باب میلش نباشه سریع واکنش نشون میده مثلا چیزی خواست ندادیم سرش رو به زمین یا دیوار میکوبه به صورتش سیلی و مشت میزنه یا به اطرافیانش دست درازی میکنه میخواستم ببینم این رفتارا عادیه یا باید به پزشک مراجعه کنیم؟
    ممنون

    • مشاور
      اسفند ۲۵, ۱۳۹۷ در ۸:۱۸ ق.ظ

      با سلام خدمت شما دوست عزیز

      نگرانی شما قابل درک می باشد اما بعضی از بچه ها برای نیاز به جلب توجه سرشان را به زمین می کوبند تا از این طریق راهی برای جلب توجه شما داشته باشد. این کاملا قابل درک است که دیدن کودک در حال انجام کاری که به نظر میرسد به او آسیب می رساند، برای شما نگران کننده است. وقتی کودک متوجه نگرانی شما می شود برای جلب توجه شما به این رفتار ادامه می دهد بهتر است اگر در مکانی که این کار را می کند وسیله خطرناکی مانند نوک تیز تخت و یا هرچیز دیگری وجود ندارد سعی کنید خیلی این مسئله را جدی نگیرید و این رفتار را تقویت نکنید و او را در محیطی که قرار دارد تنها بگذارید و اصلا حتی زیر چشمی به او نگاه نکنید و به سمت کار دیگری بروید زمان زیادی طول نمی کشد که او به دنبال شما می اید و ممکن است این رفتار یا مشابه ان را در جلوی شما انجام بدهد آرامش خود را حفظ کنید و به او توجه نکنید تا زمانی که آرام شود و یا رفتار مناسبی را جایگزین کند . حتی اگر نمی توانید این رفتار را نادیده بگیرید، کودک را به خاطر انجام آن توبیخ یا تنبیه نکنید. او برای درک موقعیت بسیار کوچک است و این شیوه شما می تواند باعث تشدید رفتار شود بعد از جایگزین رفتار درست می توانید به او بگویید که ناراحتی او را درک می کنید اما بهتر است از مسیر درست تری پیش بیاید مثل این رفتاری که الان انجام داد و او را تشویق کنید .
      در حالت دیگری نیز اگر کودک شما از رشد کلامی مناسب در سن خود برخوردار نیست و یا اینکه رفتارهای هیجانی شدید او مداوم وجود دارد ، روابط اجتماعی برقرار نمی کند ، گوشه گیری دارد و یا رفتار تکرار کننده ای را نمایش می دهد بهتر است این موضوع را جدی تر بگیرید و برای بررسی دقیق به صورت حضوری به روانشناس مراجعه کنید تا بررسی لازم صورت گیرد چون در بعضی از کودکان کوبیدن سر می تواند با اتیسم یا سایر اختلالات رشدی مرتبط باشد اما در بیشتر موارد نمیتوان تنها به این نشانه اکتفا کرد و تنها می توان به عنوان یک هشدار به آن توجه نمود. در موارد بسیار نادر کوبیدن سر می تواند به تنهایی علامت مشکلات جدی باشد. بهتر است برای بررسی دقیق تر به صورت حضوری به روانشناس مراجعه داشته باشید تا در این مسیر به شما کمک شود.
      درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۷۶۲
      شاد باشید

  • اف،شهر
    دی ۹, ۱۳۹۷ در ۹:۲۹ ب.ظ

    سلام.من یه دختر دو ساله دارم…از وقتی که شروع به حرکت کرد کرک، مو ور می داشت میذاشت دهنش..انواع و اقسام روشارپ امتحان کردم روش که این عادت از سرش بیوفته با بی اعتناعی با رفتار قاطع ولی بی فایده بود و همچنان ادامه داره..آزمایش کامل داده همه چی نرمال بوده با این حال قطره آهن بهش میدم…جدیدا میره ی گوشه و شلوارشو درمیاره…من اصلا نمیتونم بهش بفهمونم که این کارو نکنه..هر بار معذرت خواهی میکنه و میگه ببخشید ولی باز تکرار میکنه…انقد این روزها رفتارهای بدشو تکرار میکنه…که من تو تنهاییام میشینم گریه میکنم…انقد بهم فشار میاد…چکار باید کرد؟! انقد باهوشو زیرکه که نمیتونم بگم ذهنی مشکل داره همه حرکاتشم زودتر از بقیه همسالاش بوده…واقعا کم آوردم دیگه تو رو خدا راهنمایی کنید

    • مشاور
      دی ۱۰, ۱۳۹۷ در ۶:۵۶ ق.ظ

      با سلام خدمت شما دوست عزیز
      در اوایل رشد کودک راه شناختی کودک دهانش می باشد و این که کودک هرچیزی را در دهان خود قرار می دهد اتفاقی است که برای کودکان در این سن اتفاق می افتد و با رشد شناختی و بیشتر حرکتی او این موضوع کاهش پیدا می کند و اما در مورد لخت شدن کودکتان کودکان تازه براه افتاده، معمولاً وقتی لخت هستند، مثلاً در حمام یا موقع تعویض لباس خود را لمس می کنند و گاهی در طول روز لباس خودشان را بیرون می آورند. در این مرحله از رشد، آنها هیچ نوع احساس شرم جنسی حس نمی کنند. و واکنش والدین است به آنها می گوید کارشان صحیح بوده یا خیر. به هیچ عنوان نباید این کودکان را به خاطر ابراز علاقه و کنجکاوی نسبت به بدن خود، سرزنش کرد. این مسئله کاملاً طبیعی است که آنها به بدن خود توجه و علاقه نشان دهند. بعضی از والدین ترجیح می دهند این مسئله در کودکشان را به طور کلی نادیده بگیرند شما می توانید با رفتار درست بدون تنبیه بدنی به او نشان دهید که کارش اشتباس و همچنین در این مسیر می توانید از قصه نیز استفاده کنید . در صورتی که هنوز نگران رفتارهای فرزندتان می باشید می توانید او را به یک متخصص به صورت حضوری نشان دهید.
      در این مسیر می توانید از روانشناسان کانون مشاوران ایران کمک بگیرید.
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      شاد باشید

  • هدیه حسن نژاد
    آذر ۶, ۱۳۹۷ در ۸:۴۰ ق.ظ

    با سلام . دختر من امسال پیش دبستانیه. تا یک ماه و نیم اول سال خیلی با اشتیاق می رفت تا اینکه یک روز به خاطر اینکه خجالت کشید تو کلاس شعر بخونه گریه کرد. از اون روز به بعد مهد رو دوست نداره و هر چند روز یکبار لجبازی میکنه و نمیره. لطفا راهنماییم کنین . برای سال بعدش نگرانم

  • آریانا
    آذر ۵, ۱۳۹۷ در ۳:۵۷ ق.ظ

    در ضمن خیلی من عصبانی میشدم از رفتاراش تا حدی شده بود که به پدرش گفته بود برو یه مامان دیگه واسم بگیر ای خیلی عصباتی میشه.خیلی هم زیاد دوستم داره . وقتی این حرف و شنیدم ازش خیلی بهتر شدم . البته خودشم خیلی زود جوش میاره. قبلا از راهنماییتون سپاسگزارم

  • آریانا
    آذر ۵, ۱۳۹۷ در ۳:۴۵ ق.ظ

    سلام وقتتون بخیر. دختر ۴ساله دارم امسال گذاشتمش مهد یک روز در میون میره. خیلی هم علاقه زیادی داره که بره مهد وقتی هم که میرم دنبالش باید نیمساعت وایسم تا راضی بشه بیاد خونه. وقتی جایی میریم تو ورود مشکل داره باید ۱۰ دقیقه ازش بگذره تا خوش اخلاق بشه فقط میگه کسی با من حرف نزنه حرف بد میزنه که خیلی واکنش نشون میدادم الان چند وقته بی خیال حرف بد زدنش شدم . تنها تو اتاقش نمیره پیش خودمون میخابه البته یبار از تنهایی ترسیده شده . هیچ جا بدون من یا پدرش واینمیسه کامل چک میکنه ببینه هسیم یا نه . حساسیتای زیادی داره اگه دستت گرم باشه بخوره بهش یا جایی که میشینه نباید گرم باشه وگرنه داد و بیداد میکنه.

  • گلي
    مهر ۲۴, ۱۳۹۷ در ۴:۱۸ ب.ظ

    باسلام ممنون كه پاسخگو هستين
    دختر ٨ساله تي دارم باهوشه اما خيلي تكون ميخوره يعني زمان كمي رو ميتونه يكجا بشينه وبازي كنه سريع بازي رو بهم ميزنه براي همين دوست نداره چون زود دعوا ميكنه چون هميشه ميخواد رئيس باشه دعواش ميكنه وخيلي كند نويسه تو نوشتن تكاليف مدرسه بزور تا لحظه آخر مشغوله .

    • دکتر مشاور
      مهر ۲۸, ۱۳۹۷ در ۸:۳۱ ق.ظ

      شیطنت های کودکانه

      دوست عزیز یکی از تفاوت های کودک بازیگوش و بیش فعال ، پرحرفی کودکان بیش فعال است .
      اغلب کودکان بیش فعال ؛ دائم وسط حرف شما حرف میزنند و غیر قابل کنترل می شوند یا بدون اینکه از آنها سوالی پرسیده شود جواب می دهند .
      خواب آنها ناآرام و کافی است و در خواب همان تحرکات زیاد و شیطنت های زمان بیداری را دارند و در اغلب این کودکان بردن آنها به رختخواب کار دشواری است .
      چراکه آنها انرژی زیادی دارند و احساس خستگی نمی کنند در نتیجه از خوابیدن متنفر هستند.
      و معمولا در شرایطی که با والدین خود بیرون می روند ممکن است دست والد خود را رها کنند و بدون فکر عمل کنند .
      اکثرا آنها در مدرسه با همکلاسی های خود مشکل دارند و دائم در حال حرکت و بی دقت هستند .
      آنها پاهای ناآرامی دارند ، دائم در حال دویدن و بالا و پایین پریدن هستند و در حقیقت کنترل آنها بسیار مشکل است .
      بسیاری از این کودکان مشکل در تمرکز دارند و در انجام تکالیف مدرسه ، تماشای تلویزیون و سایر موارد دیگر تمرکز ندارند و حواس پرت هستند .
      گاهی ممکن است کارهای خطرناکی انجام دهند و خرابکاری کنند و به خودشان و دیگران آسیب برسانند.
      و همچنین آنها صبر و تحملی در دست یابی به خواسته های خود ندارند و ممکن است پرخاشگری کنند .

      دوست عزیز باید دقت داشته باشید .مشخصا تمام شیطنت ها و بازیگوشی در کودکانه نشانگر بیش فعالی کودک نیست .
      کودکان بازیگوش معمولا پر انرژی هستند و بیشتر خانواده ها به دلایل شنیدن بیش فعالی به اکثر کودکان بازیگوش و شیطون به اشتباه برچسب بیش فعالی میزنند .
      روانشناسان و مشاوران متخصص کودک و نوجوان در حقیقت کودکانی که از ۲-۳ سالگی ( سنین پیش دبستانی )چند ماه دائم بی قراری زیاد حرکتی دارند .
      یا تغییر مداوم اسباب بازی ها را در کمتر از یک دقیقه دارند جزئ کودکان بیش فعال هستند.
      همچنین آنها توانایی در انجام حرکات منظم و هماهنگ طولانی مدت را ندارند یا
      توجه دقیق به جزئیات ندارند و اشتباه های آنها ناشی از بی دقتی است و هنگامی که با آنها صحبت می کنید گوش نمی دهند .
      اکثرا از راهنمایی ها پیروی نمی کنند یا وسایل خود را گم می کنند و براحتی آشفته می شوند و دچار فراموشکاری می شوند .
      تمام کارهای کودکان بیش فعال پرسر و صدا است و مرتبا حرکت می کنند و رعایت نوبت برای آنها سخت است.
      در حالیکه کودکان بازیگوش با اینکه سر و صدای زیادی دارند ولی رفتارشان بیمارگونه و نابهنجار نیست .

      کودکان بازیگوش اغلب رفتارهای شلوغ کاری و شیطنت آمیزی مانند کودکان بیش فعال دارند و ممکن است.
      از سر و کله ی همه بالا بروند و مدام وسط حرف شما حرف بزنند.
      و یک جا بند نشوند و اطرافیان به شما بگویند که کودکتان بیش فعال است.
      اما در این شرایط بهتر است بدانید که مشخصه اصلی بیش فعالی :
      پرتحرکی ، کمبود توجه و در نهایت اعمال تکانه ای مثل (کارهای ناگهانی و غیر قابل پیش بینی ) است .
      که معمولا کودکان بیش فعال در مکانهای مختلف رفتارهای پرتحرکی را از خود نشان می دهند.
      و اکثرا حتی در بازی کردن هم حوصله اشان سر می رود و ممکن است در مدرسه کلاس را ترک کند.
      توجه داشته باشید که کودکان بازیگوش نیز ممکن است در حین بازی کردن به اطرافیان نیز بی توجهی کنند.
      یا حرفهای شما را گوش ندهند ولی حالتهای که منجر به ناهنجاری شود را ندارد که این موارد به دلیل سن کودک است .
      و تا ۳-۵ سالگی بطورکلی رفع می شود ولی در کودکان بیش فعال اینگونه رفتارها به شکل بیمارگونه می شود.
      بطوری که کودک بطور مثال : نمی تواند در حدود پنج دقیقه به فعالیت آرامی همچون کشیدن نقاشی و یا ساختن شی تمرکز کنند .

      مشاوره روانشناسي تلگرامي:
      http://t.me/kanonmoshaveran_bot

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  • فتانه
    اسفند ۹, ۱۳۹۶ در ۱۱:۱۲ ق.ظ

    عرض سلام دختر من کلاس پنجم دو ساله از همسرم جدا شدم بناچار مدرسه دخترم رو عوض کردم اصلا با مدرسه و دوستاش ارتباط نگرفته کلا تازگی گوشه گیر شده .حتی بچه داداشم میره کنارش بشینه تذکر میده ک بمن نچسب(اغلب کلافس)!نمیدونم مال بهران جدایی ماء.مال بلوغه !ا ایا واکنش عادی ب غریبی مدرسه ک کلافش کرده!!اغلب ساکته خیلی خیلی نگرانشم چیکلر کنم!؟

  • مریم
    بهمن ۲, ۱۳۹۶ در ۱۱:۲۶ ب.ظ

    سلام پسرم‌پنج سالشه
    خیلی هواس پرته توی کلاس مثلا معلمش میگه وسایلتو جمع کن اصلا گوش نمیده یا میگه به مامانتون بگین فلان وسیله رو بزاره تو کیفتون بیارین واسه جلسه بعد اصلا نمیاد به من بگه معلمش میگه پنج شیش بار ازش میخوام یه کاریو کنه ولی انجام نمیده وقتی هم از کلاس میاد بیرون وسیله هاش جمع نمیکنه میاد بیرون
    سر کلاس رنگ آمیزی هم نمیکنه همش صحبت میکنه و واسش مهم نیست که رنگ آمیزیش تموم بشه خواهش میکنم کمکم کنین خیلی نگرانم

    • دکتر مشاور
      بهمن ۳, ۱۳۹۶ در ۸:۲۲ ق.ظ

      حواس پرتی کودک

      یکی از دلایل عدم تمرکز آنها نیز همین انرژی خیلی زیاد است. تمرین‌های شناختی می‌توانند تغییرات دلخواه را در مغز و عملکرد آن ایجاد کنند.
      این نکته بدین معنا است که شما می‌توانید با تمرین و تلاش، علائم این مشکل را در فرزندتان کاهش دهید و به نزدیک شدن مغز او به حالت عادی کمک کنید.

      سال‌های سال دانشمندان تصور می‌کردند که هر یک از ما با سلول‌های مغزی مشخصی متولد می‌شویم و تغییر نوع این سلول‌ها، عملکردشان یا افزایش تعداد آنها امری غیر ممکن است، اما امروزه دانشمندان به وجود عنصری به نام «نوروپلاستیسیتی» در مغز پی برده اند که این عنصر به مغز اجازه می‌دهد سلول‌های اضافی تولید کند و یا عملکرد برخی سلول‌ها را اصلاح کند، اما نکته جالب توجه این است که تمرینات شناختی می‌توانند تغییرات دلخواه را در مغز ایجاد کنند.

      این تغییرات نه تنها عملکرد مغز را در بر می‌گیرند، بلکه حتی می‌توانند در شکل ظاهری مغز نیز تفاوت‌هایی ایجاد کنند.
      به همین دلیل است که والدین کودکان بیش فعال باید همواره امیدوار باشند و برای بهبود علائم این مشکل در فرزندشان تلاش کنند.

      *ترکیب تکنیک‌های ساده آرامش بخش، مانند کشیدن نفس عمیق، و تصور امور مثبت به ذهن کمک می‌کند توانایی‌اش برای یادگیری افزایش یابد. ذهن ما از قابلیت‌های گوناگون و باور نکردنی برخوردار است. برای مثال تحقیقات نشان می‌دهند اگر شخصی در ذهن خود انجام تمرینات ورزشی را تصور کند، هنگام انجام آن تمرینات در عالم واقع، عملکرد بهتری خواهد داشت.

      به همین دلیل است که کودکان بیش فعال می‌توانند «تصور کنند» که در کلاس به صحبت‌های معلم توجه می‌کنند یا در حال انجام تکالیف خود هستند و در نتیجه این تصور، عملکرد واقعی آنها نیز در زندگی بهبود می‌یابد. شما نیز می‌توانید در این کار به فرزندتان کمک کنید. حتی خود نیز می‌توانید از این راه استفاده کنید و شاهد نتایج باور نکردنی آن باشید.

      *این بازی را هم والدین دوست دارند هم کودکان. علت علاقه والدین این است که این بازی باعث بهبود حافظه کودک شده و توجه و تمرکز او را افزایش می‌دهد. کودکان نیز از ریتم تند بازی و سرگرم کننده بودن آن لذت می‌برند. برای شروع شما به چند سکه، یک جعبه کفش یا در آن (برای پوشاندن سکه‌ها) و یک ساعت یا تایمر نیاز دارید. ابتدا ۵ عدد از سکه‌ها را انتخاب کنید (مثلا ۳ عدد ۵۰ تومانی و ۲ عدد ۲۵ تومانی).
      بهتر است اندازه و رنگ سکه‌ها با هم متفاوت باشند. سپس آنها را به ترتیب دلخواه خود بر روی زمین بچینید. حال از فرزندتان بخواهید خوب به سکه‌ها نگاه کند و ترتیب آنها را به خاطر بسپارد. سپس با استفاده از جعبه کفش، روی سکه‌ها را بپوشانید و از فرزندتان بخواهید با استفاده از سکه‌های باقی مانده، آنچه را دیده است دوباره برای شما درست کند. این کار فرزندتان را زمان بگیرید. هر چه سرعت او در چیدن دوباره سکه‌ها بیشتر باشد، امتیاز او بیشتر خواهد بود. پس از اتمام کار او، جعبه کفش را از روی سکه‌های قبلی بردارید و با ترتیب سکه‌هایی که فرزندتان چیده است مقایسه کنید.

      *اگر ترتیب آنها غلط بود از او بخواهید دوباره سکه‌ها را بچیند. او باید آنقدر این کار را تکرار کند تا به نتیجه درست برسد. شما می‌توانید با تغییر چیدمان سکه‌ها به سلیقه خود، بازی را دشوارتر یا ساده‌تر کنید. همچنین می‌توانید از انواع گوناگون سکه استفاده کنید. در نظر گرفتن یک جایزه نیز در افزایش انگیزه فرزندتان موثر خواهد بود. با تکرار این بازی، به مرور متوجه افزایش تمرکز و حافظه فرزندتان خواهید شد.

      *شاید به نظر ساده بیایند، اما جدول‌ها و پازل‌های تصویری یکی از بهترین ابزارهای افزایش تمرکز کودکان بیش فعال هستند. جدول، ترتیب حروف و چینش صحیح آنها را به کودک آموزش می‌دهد در حالی‌که پازل‌های تصویری، که برای پیدا کردن هر تکه مناسب باید توجه و تمرکز زیادی به خرج داد، تمرکز و توجه کودک را افزایش می‌دهند.

      *یک مثال ساده از این تکنیک این است که از فرزندتان بخواهید بر روی صندلی بنشیند و تکان نخورد. سپس خودتان مدت زمانی را که فرزندتان می‌تواند بدون تکان خوردن بر روی صندلی بنشیند اندازه‌گیری کنید. نشستن بی حرکت کودک بر روی صندلی یک عمل فیزیکی است که به بدن او مربوط می‌شود. اما این سکون می‌تواند به مرور در ذهن و فعالیت‌های ذهنی او نیز تاثیر گذار باشد. با انجام این کار، ارتباطات عصبی مغز و بدن تقویت می‌شوند و خود کنترلی کودک افزایش می‌یابد. برای مشاهده نتایج این تکنیک، فرزندتان باید این تکنیک را چندین بار تکرار کند. مطلوب این است که هر بار مدت زمانی که فرزندتان بر روی صندلی می‌نشیند افزایش یابد.

      *بازی‌های فکری به افزایش دقت و توجه کودک کمک زیادی می‌کنند. این بازی‌ها معمولا بسیار جذاب و مفرح هستند. به همین دلیل کودک برای بازی از خود اشتیاق زیادی نشان می‌دهد. در عین حال بدون اینکه خود متوجه باشد در حال تقویت حافظه خود است. بازی‌های فکری منجر به تقویت چرخه‌های تفکر در ذهن می‌شوند. در نتیجه به مرور عملکرد ذهن بهبود می‌یابد.

      انواع گوناگون این بازی‌ها در بازار موجود هستند. فقط هنگام انتخاب آنها باید به سن فرزندتان توجه داشته باشید. بازی‌هایی که برای کودک خیلی سخت باشند، نه تنها تاثیر مثبتی بر او ندارند، بلکه منجر به دل‌زدگی و نا امیدی او نیز می‌شوند. توجه داشته باشید که فرزند شما نمی‌تواند تمام این تمرینات را به تنهایی انجام دهد. برای اینکه فرزندتان از این تمرینات بیشترین بهره را ببرد، لازم است خود شما به عنوان یک راهنما همواره در کنار او حضور داشته باشید و در صورت لزوم به او کمک کنید.

      این تمرینات نه تنها به تقویت قوای ذهنی فرزند شما کمک می‌کند، بلکه باعث بهبود روابط او با شما نیز می‌شود. انجام این تمرینات به بهبود شرایط فرزند شما کمک بسیاری می‌کند، اما این بدین‌معنا نیست که فرزند شما از مراجعه به یک متخصص بی‌نیاز است. لازم است چنین کودکانی همواره تحت نظر یک متخصص کودکان و یک روانشناس باشند. ممکن است برای کنترل وضعیت کودک داروهایی توسط متخصصان تجویز شود که مصرف آنها برای کودک ضروری باشد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  • mami baby
    مهر ۲۵, ۱۳۹۵ در ۱۰:۰۶ ق.ظ

    ممنون از پاسخ خوبتون

  • مریم
    مهر ۲۴, ۱۳۹۵ در ۹:۳۲ ق.ظ

    سلام بر شما برای به حرف در آوردن فرزندتون باید این نکات را در نظر بگیرید یکی اینکه والدین در پیشرفت زبانی کودک نقش کلیدی دارید، چون تعداد کلماتی که بچه می شنود همراه با تشویق او به صحبت کردن بیشتر ، دایره لغاتش را گسترش می دهد.اگر کودکتون خواهر و برادر ندارد او را به جمع های بچه های دیگر ببرید.وقتی کودک شما می بیند که بچه های دیگر صحبت می کنند، او هم برای حرف زدن با دیگران تشویق می شود.هم چنین سعی کنید که واضح و بلند صحبت کنید و در مورد هر کاری که می کنید ، از لباس پوشیدن تا خوابیدن مانند یک قصه جالب با کودک حرف بزنید.زمانی که کودکتون دنبال کلماتی هستند که می خواهند بیان کنند ، فرصت دهید ، اما از پریدن بین حرف کودکان خودداری کنید.فرصت دهید تا از کلمات ذهنی خود استفاده متتد و تشویق را فراموش نکنید.اون حرکت دستشون هم فکر می کنم به خاطر اینکه هنوز صحبت کردن را به خوبی یاد نگرفتند برای درخواست هیجاناتشون دچار فشار و استرش می شوند و این حرکت نشان میدن سعی که حساسیت نسبت به این کار نشون ندید .و همونطور که دوستمون گفتن حواسش را به سمت دیگه ای پرت کنید و کمکش کنید هیجاناتش را با صحبت کردن نشان بده.

  • mami baby
    مهر ۲۴, ۱۳۹۵ در ۸:۳۰ ق.ظ

    با سلام ممنون از راهنماییتون ولی پسرم بابا مامان آب دد آبی و … کلمات رو میگه نگرانی من بابت حرف زدنش نیست چون حرف نمیزنه علت هیجان شو نمیشه ازش پرسید امیدوارم بزرگتر بشه این حرکتشو ترک کنه.۴ ماه دیگه ۲ سالش میشه فکر کنم معمولا بچه ها از ۲ سالگی جمله میگن

  • آنا
    مهر ۱۶, ۱۳۹۵ در ۶:۲۰ ق.ظ

    یعنی کلمات نامفهوم میگه؟اگه اینجوری باشه باید به دکتر اطفال برای چکاپ مراجعه کتید در غیر این صورت به مراکز گفتار درمانی مراجعه کنید

  • مهرسا
    مهر ۱۵, ۱۳۹۵ در ۹:۰۳ ق.ظ

    سلام نگرانی شما بی مورده پسر من هم اینطور بود تا دو سالگی حرف نمیزد هم سناش شعر می خوندن بلبل زبونی میکردن اما اون هیج علاقه ای نشون نمیداد اما بعد از دو سالگی کم کم شروع کرد به حرف زدن .هیچوقت با بچه های دیگه مقایسش نکنید هر بچه ای توانایی خودش رو داره و یه جوریه.عادت هایی بچه ها هم اکثرا دوره ایه.حساسیت نشون ندید فراموش میکنه پسر من وقتی هیجانزده میشد عصبانی مشتش رو میخورد یا پشت دستش رو گاز میگرفت در صورتی که هیچکس تو خانوادم اینکار و نمیکرد اهمیت ندادنم فراموش کرد.حواسش رو پرت کنید.با هر چیزی که میدونید دوست داره سرگرمش کنید.بچه ها زود حواسشون به چیز جالب دیگه معطوف میشه نگران نباشید.

  • مرحمت
    مهر ۱۲, ۱۳۹۵ در ۱۲:۰۱ ب.ظ

    سلام دوست گرامی.توی سن یک تا سه سال فرزندان به دنبال استقلال طلبی خود محوری هستند.یک لحظه چیزیو میخوان و لحظه بعد رهایش می کنند.توصیه میکنم توی این سن اصلا فرزندتون رو شرمسار نکنید در برابر کارهای اشتباهش.البته سعی کنید رفتارهای مناسب آموزش دهید.البته با صبر و محبت زیاد

  • ali
    مهر ۱۰, ۱۳۹۵ در ۸:۲۷ ق.ظ

    سلام .واکنش فرزندتون در این سن تا حدودی طبیعی است و به خاطر کشمکش های جنسیتی هست که کم کم در این سنین خودش را نشون میده که همراه با حس رقابت با پدر است در اینگونه موارد سعی کنید که نسبت به واکنش ایشون بی توجه باشید و هر زمان هم که رفتارهای غیر عادی نشان نداد او را تشویق کلامی کنید چون ممکنه از این طریق کسب توجه کنه در ضمن سعی کنید که به اندازه کافی بهش توجه نشون بدید و باهاش بازی کنید.

  • آیشین
    مهر ۸, ۱۳۹۵ در ۱۰:۴۱ ق.ظ

    سلام من نظر خودم رو به عنوان یه مادر میگم و نه یه روانشناس کودک.در این سن همانطور که رشد جسمانی کودک خیلی سریعه و از لحاظ جسمانی به سرعت تغییر می کنه، عادات رفتاریش هم به سرعت تغییر می کنه.پس بهتره دنبال چرایی این دسته رفتاراش نباشین و فقط به خواسته اش احترام بذارید و اونی بکنید که دوست داره.

  • zohree
    مهر ۷, ۱۳۹۵ در ۸:۲۵ ق.ظ

    سلام من یه پسر یک سال و نیمه دارم که روی کنار هم نشستن من و پدرش خیلی حساسه.هر وقت ما کنار همدیگه میشینیم یا به موهای همدیگه دست میکشیم با داد و بیداد سعی میکنه ما رو از همدیگه دور کنه کلا روی هر گونه تماس من و پدرش حساسه،البته اینم بگم به محض اینکه احساس کنه ما یا دو نفر دیگه دارن با هم دعوا میکنن جیغ میزنه به نظر شما علت این رفتارها چیه؟

  • ناشناس
    مهر ۵, ۱۳۹۵ در ۷:۰۳ ق.ظ

    به نظر من بازی بچه ها همراه با سنشون تغییر می کنه .شما باید در مورد بازی پسرتون بیشتر توضیح بدین

  • مشاور
    مهر ۵, ۱۳۹۵ در ۶:۲۴ ق.ظ

    خیلی وقت ها میشنوید که بچه در دو سالگی راه می افته .اون وقته که بچه توانایی های تجربه کردن را به طور کامل دارد و از این زمان استفاده می کند تا برای زندگی اش اماده شود.شما یک دوربین اسباب بازی به بچه بدید یا یک موبایل که از خود صدا در آورد.کنجکاوی درون پارک را برای بچه ها لازم می دانم.آن ها چیز جدید را دوست دارند و زود چیزی مانند پارک را ول می کنند.انگار که مغزشان می گوید بریم یک ماجراجویی جدید.آن وقت است که به فضای بی پایان پارک عادت می کند سعی کنید زیاد پیاده روی ببرینش در برنامه ی هفتگی اش بنویسید و به آن عمل کنید.

  • مهرسا
    مهر ۴, ۱۳۹۵ در ۵:۱۵ ب.ظ

    شاید به نظر شما خاص باشه خیلی از کارایی که الان به نظرتون خاص میاد بعد متوجه میشید که یه عکس العمل طبیعیه تو سنش.چون همیشه بچه های اول چوب بی تجربگی مادراشون رو میخورن و مثل یه موش ازمایشگاهی هستن.زیاد ذهنت رو درگیر نگن بیشتر به خودت آرامش بده تا بتونی این آرامش رو به اونم منتقل کنی.

  • zohree
    مهر ۴, ۱۳۹۵ در ۴:۳۶ ب.ظ

    ازتون ممنونم من میدونم که همه بچه ها یه جورایی شیطنت دارن و باید با حوصله باهاشون رفتار کنیم اما مشکل من ترس از خاص بودن و متفاوت بودن پسرمه بعضی رفتاراش با همه بچه ها فرق داره نمیدونم متوجه میشین چی میگم؟

  • مرحمت
    مهر ۳, ۱۳۹۵ در ۶:۱۲ ق.ظ

    پسرتون دو ساله اش هست.کنجکاوه دوست داره بیشتر تو محیط اطراف کاوش و جستجو داشته باشه.محیط مثلا پارک براش جذابیت خاصی داره هم به خاطر بزرگتر بودن فضاش در مقایسه با خونه و هم محرک هایی که تو پارک هست. اصلا بازی بچه ها فقط این نیست که برن تو پارک سوار تاپ ئ سرسره بشن باید راه بره و محیط رو شناسایی کنه.در مورد دوربین :اتفاقا پسر شما کنجکاویش خیلی زیاده دوربین رو نمیشه بهش داد که عکس بگیره.شاید خرابش کنه ولی با زبونی که قابل درک باشه برای پسرتون میشه در مورد دوربین و عکاسی صحبت کرد.مثلا بهش بگین یه ژست بگیر مامان ازت عکس بگیره.یا در حالت خاموش بدین دستش تا ادای عمس انداختن رو دربیاره .باید حوصله کرد.کتک و دعوا و حتی به قشقرق کار ساز نیست.بعضی وقت ها بچه نباید با خواسته اش برسه.توجهی به قشقرق نشه.عوضش یه کار خوب که کرد مثلا سکووت کرد یا آروم شد نشویق بشه.روابط بین مادر و کودک باید دو طرفه و دو سویه باشه.یه موقع هایی بچه دوست نداره بازی کنه.نباید مجبورش کنید.باید به نیازهای بچه توجه بشه.

  • مهرسا
    مهر ۲, ۱۳۹۵ در ۹:۲۹ ق.ظ

    بنده مشاور نیستم ولی از روی تجربه خودم میگم.منم یه پسر دارم چهار سال و نیمه .تمام کارایی که اینجا مطرح کردی تو این سن طبیعیه .همه بچه ها لجبازی میکنن.بچه ها گریه و لجبازیشون زمانی بیشتر میشه که شما در برابر گریه هاشون کوتاه بیایی و همون کار رو براشون انجام بدی.اما اگه محکم و قاطع برخورد کنی و عصبانی نشی به مرور زمان اونم متوجه میشه که با گریه همیشه نمیتونه کاری پیش ببره.هیچ وقت هم پسرتون رو با بچه های دیگه مقایسه نکنید مگه همه آدما شبیه همن که شما انتظار دارین اونم شبیه بقیه بپه ها رفتار کنه هر بچه ای ویژگی های مختص خودش رو داره.هر وقت کاری کرد که خیلی عصبانی شدین سعی نکنید خشونت به خرج بدین از چیزایی که دوس داره برای مدت کوتاهی محروش کنید یا باهاش قهر کنید البته کوتاه میدونم سخته گاهی آدم مستاصل میشه و نمیدونه چیکار کنه اما از کوره در رفتن و زدن کارا رو بدتر میکنه.پس تا می تونید آروم باشید و سعی کنید با مهربونی و صحبت آرومش کنید.تشویق یادتوم نره برای همه کارای درست و خوبش تشویقش کنید.

  • zohree
    مهر ۲, ۱۳۹۵ در ۹:۰۶ ق.ظ

    پسرم دو سال و دو ماهشه.احساس می کنم در مقایسه با بچه های هم سن و سالش بعضی رفتارهاش خیلی خاصه.مثلا وقتی به پارک میریم خیلی وقت ها به جای اینکه مثل بقیه بچه ها با وسایل بازی ، بازی کنه دوست داره فقط راه بره و به همه جای پارک سر بزنه.یا مثلا چند روز پیش که رفته بودیم مسافرت جاهای دیدنی که میرفتیم گذشته از این که همش باید دنبالش میرفتم تا اتفاقی براش نیفته مثلا دوربینو که از کیفم در میاوردم عکس بگیرم تا اونو ازم نمیگرفت دست بردار نبود هر چی سعی میکردم با چیز ههای دیگه حواسش رو پرت کنم ولی باز تا چشمش به دوربین میفتاد شروع میکرد به جیغ زدن و گریه کردن تا وقتی که بهش بدم.یا بعضی وقتها با بچه های دیگه دعوا میکنه که بیا با من بازی کن، میدونین میخام بگم خیلی جاها اونو با بجه های دیگه مقایسه میکنم و میبینم نسبت به اونا خیلی نا آرومتر و بی قرار تره.هم من هم پدرش خیلی خسته شدیم این باعث شده که خیلی وقت های که دیگه کلافه میشیم باهاش دعوا میکنیم یا حتی متاسفانه کتکش میزنیم واقعا نمیدونم باید چیکار کنم.به نظرتون مشکل چیه؟

  • مریم
    مهر ۱, ۱۳۹۵ در ۸:۴۸ ق.ظ

    البته منظور من این نبود برای خودتون وقت ندارید به هر حال خودتون هم نیازهای دارید و علاقه مندی هایی که باید بهش توجه بشه.شاید بعضی هاش رو بشه موکول کرد به چند سال دیگه ولی بعضی هاش که نمیشه باید با یه برنامه ریزی دقیق اون کارها رو هم در تایم روزانه خود قرار بدین

  • mahta.s
    مهر ۱, ۱۳۹۵ در ۷:۵۳ ق.ظ

    سلام
    حق با شماست اشتباه من اینه که دنبال یه وقت خالی برای خودم میگردم .در صورتی که الان باید تمام فکر و ذکرم فرزندم باشه.شاید به همین خاطر نگران شدم.

  • مریم
    شهریور ۲۵, ۱۳۹۵ در ۷:۲۶ ق.ظ

    نگران نباشید رفتار کودکتون کاملا طبیعی هست.کودک ذاتا طوری برنامه ریزی و پروگرام شده که با مراقبت اصلی مثلا مادر خودشون دلبستگی داشته باشند.دلبستگی یعنی فرآیند یادگیری محبت ورزیدن و اعتماد کردن دلبستگی این هست که مثلا بچه برای دلداری گرفتن حمایت شدن ، محافظت شدن یا غذا گرفتن به سمت مادرش یا مراقبت اصلی اش بیاد.تا ۹ ماهگی این حالت طبیعی هست.اگه دلبستگی به شما نداشته باشه بعدا ممکنه دچار اختلالی با عنوان اختلال دلبستگی واکنشی بشه.۶ ماهگی تا سه سالگی باید حواستون به نیاز های بچه بیشتر باشه.چه موقع غذا میخاد ، چه موقع نیاز داره که در آغوش گرفته بشه ، وقتی دردی داره تسکین داده بشه دردش و… سن حساسی هست این دوره از زندگی کودک.
    خلق و خوی بچه های هم با هم تفاوت داره.هیچ وقت بچه تون رو با بقیه همسن و سال هاش مقایسه نکنید.سبک های دلبستگی هم تازه متفاوت هست.

  • mahta.s
    شهریور ۲۵, ۱۳۹۵ در ۶:۱۱ ق.ظ

    ممنونم از راهنماییتون راستش چون تا جایی که من دیدم همه بچه ها اینطوری نیستن، ترسیدم نکنه یه وقت این ترس همیشه باهاش بمونه یا به قول معروف ناز نازی بار بیاد

  • mahta.s
    شهریور ۲۱, ۱۳۹۵ در ۱۲:۱۵ ب.ظ

    سلام به همه دوستان با توجه به تمام مشکلاتم این مشکلم خیلی خستم کرده.اول باید یه راهی براش پیدا کنم تا بتونم به بقیه مشکلاتم برسم.دخترم خیلی وابستس.طوریکه هیچ کاری نمیتونم بکنم.تو خونه به هیچ کاری نمیرسم.وقتی بیداره فقط باید پیشش باشم باید حتما منو ببینه والا طوری گریه می کنه که انگار همین الان که غش کنه.هر جا میرم با گریه پشت سرم راه میوفته دیگه خستم کرده باید چیکار کنم؟

  • سجاد صالحی
    شهریور ۲۱, ۱۳۹۵ در ۱۱:۲۶ ق.ظ

    درکتون میکنم این مشکل خیلی از ما بزرگتر هاست البته او بیچاره هم مشکلی نداره؛ رفتارهای غلط ما رو به مرور تقلید کرده و الان داره همون هایی رو که بهش یاد دادیم رو بکار میگیره…

  • ماهان
    شهریور ۲۰, ۱۳۹۵ در ۴:۵۸ ب.ظ

    سلام یک پسر ۴ ساله دارم پسرم خیلی اذیت میکنه.لجبازه و اصلا نمیفهمه چه کاری خوبه و چه کاری بده من هم خیلی زود عصبی میشم دست خودم نیست.اصلا نمیخوابه همین کارش واسه ناراحتی من میشه بعضی موقع ها کتک میزنم و بعدش پشیمون میشن.از ساعت ۱۲ ظهر بیداره تا ۳ شب ومنم خسته میشه.نمیدونم باهاش چیکار کنم.

  • کمکیار
    شهریور ۲۰, ۱۳۹۵ در ۴:۲۱ ب.ظ

    روش های تنبیهی برای کاهش و یا حذف رفتارهای نامطلوب کودک زیاد هستن.مربی دارای مهارت و با تجربه می دونه که از کدوم روش چه موقعی استفاده کنه.تنبیه هم لازم برای آموزش، امانوع تنبیه مهم هست.گاهی گرفتن همین ” مهربونی ها ” ؛ خودش میشه تنبیه.
    تمرین های افزایش توجه رو هم روانشناس میتونه انجام بده و هم کاردرمانگر.برای گفتار هم که گفتار درمانگر.هر کدوم از اینا تمرین های مخصوصی رو به پسرتون میدن.بعضی از تمرین ها باید در کلینیک انجام بشه و خود درمانگر هم انجام بده.بعضی از تمرینات رو خود شما باید در منزل با پسرتون انجام بدین.شاید حتی لازم باشه در مدرسه توصیه های خاصی به معلم بشه.

  • سردار66
    شهریور ۱۸, ۱۳۹۵ در ۵:۰۰ ب.ظ

    از راهنماییتون ممنونم
    در مورد برخورد و تهدید سعی میکنم دیگه انجام بدم .پسرم تنهایی خودش نمیتونه تمالیفش رو انجام بده بیشتر خط خطی میکنه دفتر رو تا بخواد بنویسه حتما باید بالا سرش باشم و بهش تاکید کنم تا بنویسه در مورد برخورد تهدید آمیزی که معلمانش دارن یعنی بهشون یادآوری کنم که این شیوه رو بذارن کنار وبا مهربونی با پسرم رفتار کنن.؟احساس میکنم مربیهای خصوصیش هیچ کار خاصی انجام نمیدن دقیقا چیزهایی به پسرم میگن که حدودا همون کارا رو کنم بلد انجام بدم.منظورم اینکه آموزش به خصوصی ندارن که من به نوعی بتونم قبول کنم کارش مفید واقع میشه.

  • مشاور
    شهریور ۱۷, ۱۳۹۵ در ۹:۱۶ ق.ظ

    بهترین راهکار این است که اولا : هر با فقط یک تکلیف به کودک داده بشه.ثانیا هیچ وقت از تهدید و داد زدن برای کاهش رفتار پسرتون استفاده نشه.رفتارهای مثبت پسرتون مثلا زمانی که در مدت زمان تعیین شده یک تکلیف رو تمام کرد باید تشویق بشه و پاداش داده بشه بهش.ولی رفتارهای مثل قشقرق و عدم توجه به صحبت های معلم باید نادیده گرفته بشه یا مثلا بهش اجازه داده نیشه فعالیتی رو که دوست داره رو انجام بده.
    یه تکنیک دیگه هم که معمولا برای بچه های کم توجه استفاده میشه این هست که محیطی که در اون مشغول یادگیری هستند نباید محرک هایی داشته باشه که به راحتی توجه کودک رو به خودشون جلب می کنن.گاهی هم لازم هست میز و صندلی کودک رو در گوشه اتاق قرار داد.طوری که کودک پشت میز باشه و روی صندلی بشینه معلم روبه روی کودک قرار بگیره.زمان تعیین کنه که مثلا در مدت ۵ دقیقه فلان کلیفت رو انجام بده اگه کامل انجام داد فورا تشویقش کنه.در شروع کار باید تکالیف ساده باشه تا کودک بتونه تقویت کننده(چیزی رو که دوست داره ) رو دریافت کنه.بعد کم کم تکالیف سخت تر بشه البته همواره باید به توانایی های کودک و استعداد کودک برای یادگیری توجه بشه.

  • مریم
    شهریور ۱۷, ۱۳۹۵ در ۸:۴۵ ق.ظ

    با سلام با توجه به گفته های خودتون که : پسرتون کمبود توجه داره و مشگلاتی در تکلم و اینکه کاردرمانگر و گفتار درمان مراجعه می کنید احتمال زیاد پسرتون مشکل توجه دارد.این مسئله معمولا در یادگیری های آموزشگاهی یادگیری درسهایی مثل زیاضی و دیکته که نیاز به توجه و تمرکز اختلالاتی رو ایجاد می کنه همینطور از نظر عاطفی ممکنه بچه بی ثبات باشه یعنی خلقش به طور ناگهانی تغییر کنه مثلا از مهربونی به بد اخلاقی ، این بچه ها خیلی حساس و زودرنج هستند.هم معلم فرزندتون و هم شما باید میزان عیب جویی و انتقادتون رو به حداقل ممکن کاهش بدین.توجهی که به کارهای فرزندتون نشون میدن باید متناسب باشه.یعنی کم و زیاد نشه.رابطه عاطفی خیلی قوی و مثبت باید بین شما به وجود بیاد.هر لحظه فقط باید یک تکلیف به کودک داده بشه.هیچ وقت نباید سر کودک فریاد کشید و تندی کرد.برای انیکه این رفتار باعث تداوم رفتار نادرست کودک میشه.پسرتون برای انیکه از یادگیری و توجه به تکلیف فرار کنه ، قشقرق راه می اندازه گریه می کنه و… و با این رفتار معلمش و شما یعنی برخورد تند و داد زدن ، بی توجهی و انجام ندادن تکلیف ادامه پیدا کنه.

  • سردار66
    شهریور ۱۴, ۱۳۹۵ در ۱۰:۳۸ ق.ظ

    پسر ۸ ساله دارم که از درس خوندن فراری هست اینم یاد آوری کنم که پسرم کمبود توجه و تمرکز دارد ودر تکلم هم مشکل داره.برای مشکلش هم پیش کاردرمان و گفتار درمان میبرم و یک معلم خصوصی هم برای گفتار درمانی و درس و مشقش به منزلمون میاد و رسیدگی میکنه.یه سوال هم دارم این خانمی که میاد خونه بعضی وقتها با بچه تند برخورد میکه و پسرم گریه میکنه و از ترس مجبور میشه بشینه پای درس و مشق.آیا این ایرادی برای پسرم نداره.خودمم به پسرم میخوام کار کنم بیشتر وقتها گریه میکنه مجبورم سرش داد بزنم یا تهدیدش کنم تا به درس توجه کنه لطفا کمکم کنید تا این مشکل رو حل کنم

  • ghaderi
    شهریور ۱۴, ۱۳۹۵ در ۱۰:۱۱ ق.ظ

    با سپاس فراوان از شما دوست عزیز بابت راهنمایی خوب و دقیقتون ، حتما این مراحل را انجام میدم و نتیجه را به اطلاع میرسونم

  • مشاور
    شهریور ۱۳, ۱۳۹۵ در ۱:۳۹ ب.ظ

    این عادت که پسرتان خواسته اش را با دعوا کردن و ناله و گریه می خواهد اصلا چیزی نیست که به اون بشه بی تفاوت بود و مشلکلی هم نیست که به یکباره اون رو بشه حل کرد.
    اما کاری که شما لازمه انجام بدین :
    کم کم و خیلی آروم این عادت رو از سرش بردارید.مثلا فرض می کتیم که فرزند شما در روز ۵ درخواست از شما دارد شما باید برنامه ریزی کنید و به اون درخواستی که واقعا براش ضرر دارد و به نفعش نیست نه بگید و محکم پای حرفتون بایستید و در هیچ صورتی تسلیم خواسته های فرزندتان نشوید و نکته مهمی که در نه گفتن باید حتما به اون دقت کنید اینه که این کار رو با آرامش کامل انجام بدید به طوری که فرزند شما به هیچ وجه احساس نکند که تونسته با رفتارهاش شما رو ناراحت کنه و می تونه اگر ادامه بده به خواسته اش برسه.پس خیلی آروم و راحت به اون نه بگید و اما اقدام دومی که بلافاصله بعد از نه گفتن لازمه انجام بدید اینه که :
    با یک یا چند دلیل واضح و روشن که بتونه فرزندتون رو قانع کنه براش در کمال آرامش توضیح بدید که چرا خواسته اون رو رد می کنید بعد از اون بزارید هر چه قدر که می خواد ناله و گریه کنه تا زمانی که خودش خسته بشه و ول کنه.
    برنامه شما باید به این صورت باشه که مثلا در روزهای اول از هر ۵ خواسته یه یک خواسته اون نه بگید ولی مابقی خواسته های فرزندتون رو ، هنوز شروع به داد و بیداد نکرده رو انجام بدید تا نسبت به شما احساس تنفر نکنه و کم کم این روند رو زیادتر کنید مثلا بعداز مدتی از هر ۵ خواسته به دو خواسته فرزندتان نه بگید و این کار را تا زمانی که به فرزندتان کاملا مسلط نشدید انجام بدید بعد از آن روش خود را عوض کنید.در هر شرایطی که احساس کردید داره به شما دستور میده به هیچ وجه کار رو براش انجام ندید و بهش بگید اگر انجام نمیدید فقط به این علت که داره با لحن دستوری به خواهش صحبت کینه.
    به فرزندتون محبت بیشتری کنید ولی کاری نکنید که لوس بشه و از کنترل خارج بشه لازمه تنبیه کردن و محبت کردن همیشه در حد تعادل باشه وگرنه ضربه بدی به روحیه فرزندتون وارد خواهد شد.هر اقدامی که میخواهید انجام بدید لازمه که کاملا با همسرتون هماهنگ باشید و به این صورت نباشه که شما یه کاری کنی و همسرتان کار دیگه که در این صورت وضع بدتر خواهد شد.

  • ghaderi
    شهریور ۹, ۱۳۹۵ در ۲:۲۷ ب.ظ

    سلام پسرم ۵ سالشه خیلی نق میزنه یعنی مدام خواسته هاش با ناله و گریه و یا با حالت دستوریه نمیدونم باهاش چیکار کنم وقتی یه چیزیو میخواد باید به خواستش برسه وگرنه همچنان به نق زدن ادامه میده و یا اینکه با صدای بلند گریه میکنه و جدیدا هم خودش رو چنگ میندازه.خیلی ناراحتم از رفتاراش من اصلا نمیدونم این کارارو از کجا یاد میگیره .

  • مریم
    شهریور ۸, ۱۳۹۵ در ۱۱:۵۲ ق.ظ

    باید باهاش منطقی صحبت کنید و از ترک عادت که قبلا هم در مورد جایگزین بیان کردم استفاده کنید و فکر میکنم اتاق انتظار دیگه جواب نمیده چون دختر شما باهوشه و دوست داره چیزای تازه یاد بگیره و خود نشون بده بهترین راه آموزش های بیشتر برای ایشونه البته نه در حدی که خسته یا زده بشه.

  • ناشناس
    شهریور ۶, ۱۳۹۵ در ۵:۰۶ ب.ظ

    ممنون از نظرتون .فکر کنم که یه اشتباهی پیش اومده…در واقع دختر من وقتی که کار بدی میکنه از موضع خلع صلاح کردن برخورد میکنه و بش از اینکه بهش بهگم به خاطر این اشتباهت باید بری اتاق انتظار .خودش میره!!!خودش میگه من اصلا میرم توی اتاق.بعدش هم وقتی صداش میزنم و میگم عزیزم میتونی بیای بیرون میگه اصلا هم نمیام.فقط همینجا میشینم اما بعد چند دقیقه سکوت من و البته خودش میاد بیرون…

  • میترا
    شهریور ۶, ۱۳۹۵ در ۴:۴۱ ب.ظ

    سلام وقت شما بخیر.
    شما در پست های بالا نوشته بودین ، که فرزندتون زمانی که منطقی باهاش صحبت میکنید ، مطلب رو میپذیره ، به نظر من راجب به این مطلب خیلی جدی و منطقی باهاش صحبت کنید و قانعش کنید که این کار باعث درد گرفتن دست میشه و دیگران اذیت میشن و ممکنه از دستش بابت این کار ناراحت بشن.در مورد تنبیه کردنش باید این خانوم کوچولو یاد بگیره توی روی پدر و مادرش وانسته؛ زمانی که میگه اصلا توی اتاق نمیرم یا میگه اصلا از اتاقم بیرون نمیام ، یعنی به همون اندازه که شما منو تنبیه میکنید من هم شما رو تنبیه میکنم.حالا اگر این مطلب به همین صورت ادامه پیدا کنه و واکنشی از سمت شما نبینه این اخلاقیان رو راهی برای رسیدن به اهدافش که با نظر شما مخالف هست میبینه.
    اما واکنش شما باید به گونه ای باشه که مشکلات ثانویه درست نکنه، مثلا با قهر کردن در مدت طولانی بهش فشار روانی وارد کنید یا تنبیه بدنی با محرومیت های طولانی مدت.به نظر من شما میتونید با محروم کردن ظاهری از کتاب هاش یا قهر ظاهری شما در زمان هایی که مقابله به مثل با شما میکنه ،پاسخ خوبی است.
    منظورم از محروم کردن ظاهری این هست که شما فقط بهش میگین نمیتونی از کتاب ها استفاده کنی ، همین، نه این که کتاب ها رو بردارین که نبینش و یا بهش بگین چون به حرف گوش نکردین باهات قهرم، اما فقط بگین نه این که باهاش حرف نزنید، باهاش سر سنگین صحبت کنید ، اونم برای یه مدت کوتاه.اما مراقب باشید که فرزند شما موضوع ظاهری بودن این مطلب رو نفهمه اگر نه تمام سیاست شما بی اثر خواهد شد.
    موفق باشید.

  • ali
    شهریور ۴, ۱۳۹۵ در ۹:۵۳ ق.ظ

    میتونید یک میوه مثلا سیب بهش بدید که به جای آرنج آن را گاز بزنه.اگر باز هم جواب نداد سعی کنید که از تنبیه های محرومیتی استفاده کنید.مثلا اگر گاز کرفت بهش بگید با توجه به سن اش بهش بگید که بره در اتاق که این اتاق نباید خیلی ترسناک باشید و نه اینکه وسایل بازی زیادی داشته باشد باید اتاقی ساده باشد و بعداز اون بیاد بیرون یا اینکه از یکی از فعالیت های لذت بخشش به مدتی مشخص محرومش کنید.

  • مشاور
    شهریور ۴, ۱۳۹۵ در ۹:۳۳ ق.ظ

    با سلام
    بچه ها زمانی گاز می گیرند که نمی توانند موقعیتی را تحت کنترل خود در آورند ، برای مثال وقتی ترس ، عصبانیت و یا ناامیدی به سراغ آنها بیاید ، این حرکت هم در سنین پیش دبستانی در بچه ها خیلی رایج است و اکثر بچه ها این رفتار را در این سنین نشان می دهند.گاهی اوقات هم بچه ها وقتی در موقعیت های دشوار قرار می گیرند و یا اینکه تغییر جدیدی در خانواده اتفاق می افتد که باعث آشفتگی بچه میشه ممکنه که این حرکت را بکنند.پس برای اینکه این مساله را رفع کنید اول باید علت این رفتار را در فرزندتون بررسی کنید.آیا بازی کردن است یا برای دیدن عکس العمل شماست یا…نکته ای که در این رابطه مهم است این است که کودکتان را تنبیه سخت نکنید چون احتمال تکرار این کار را افزایش می دهد.در ضمن می تونید ازش بپرسید که در مواقعی که عصبانی هستی چه کارهای دیگه ای غیر از گاز گرفتن می تونی انجام بدی؟میتونید بع طریق نمایشی این کار را و نحوه درست واکنش در هنگام عصبانیت را باهاش بازی کنید یا از طریق داستان بدی این رفتار را براش تعریف کنید. هم چنین سعی کنید که در مواقع عصبانیت کنارش باشید و به علت عصبانیت اش توجه کنید و سعی در رفع آن به طریق منطقی و صحیح داشته باشید.تا کودک به زور و خشونت متوسل نشه.هم چنین بهش یاد بدید که احساسات منفی و مثبت خودش را در قالب کلمات بیان کنه نه به صورت رفتارهای تهاجمی.

  • ناشناس
    شهریور ۲, ۱۳۹۵ در ۱۰:۰۸ ق.ظ

    من تا دو سال تمام به دخترم شیر دادم و وقت شیر گرفتنش هم خیلی راحت و باورنکردنی با این موضوع کنار اومد.یعنی میگید وقتی که شروع به این کار میکنه با چیزی سرش رو گرم کن؟یعنی تغییر حالت؟ حتما تلاش میکنم.انشاالله که جواب میده.ممنون از راهنماییتون

  • مشاور
    شهریور ۱, ۱۳۹۵ در ۱۰:۲۴ ق.ظ

    فرزند شما ابدا از هیچ کمبود عاطفی رنج نمیبره فقط یک بازیچه راش شده و اگر در دوران نوزادی زود از شیر گرفته نشده باشه و در حین شیر خوردن نترسیده باشه دیگر هیچ گونه نگرانی نیست و شما می تونید با تغییر رفتار جایگزینی آرانج با چیز دیگری مثل آبنبات میوه و از این قبیل عادت رو در فرزندتون رفع کنید.
    موفق باشد و نگران نباشید.

  • ناشناس
    شهریور ۱, ۱۳۹۵ در ۱۰:۰۱ ق.ظ

    سلام من یه سوال دارم در مورد دختر سه ساله و سه ماه ام .اول به توضیحاتی در مورد این سه سال زندگیش براتون میدم.دختر من دختری پرشور و فعاله.با اینهمه بسیار منطقیه و هر موضوعی رو وقتی براش با منطق توضیح میدم میپذیره .من توی این سه سال نهایت تلاشم روکردم که دخترم از لحاظ عاطفی تامین باشه و کم و کسری نداشته باشه .وقت های زیادی رو برای بازی کردن و کتاب خوندن با هم داشتیم و در کل از تلاشم راضی هستم .من فقط چند وقتی میشه که واقعا درمونده شدم اونم به خاطر یکی از اخلاق های نوظهور دخترم.اینکه وقتی بیکار میشه با آرنج نزدیکترین کسی که کنارش باشه شروع به بازی میکنه.اوایل فقط با آرنج خودم بازی میکرد و نیشگون میگرفتن اما الان تقریبا با تمام نزدیکانش همین رفتار رو دارده و من واقعا خجالت میکشم و نمیدونم چیکار کنم…میترسم این رفتار نشانه ی کمبود عاطفی باشه ولی باور کنید من توی این سه سال هر چه در توانم بوده برای ابراز علاقه بهش انجام دادم.لطفا راهنماییم کنید من نمیتونم نسبت به این عملش بی تفاوت باشم.

  • هیوا1
    مرداد ۲۹, ۱۳۹۵ در ۳:۳۲ ب.ظ

    مرسی از توجهتون

  • مریم
    مرداد ۲۴, ۱۳۹۵ در ۶:۰۴ ب.ظ

    این کند نویسی ها اگر با غلط املایی زیاد و اختلال نوشتن همراه نباشد هیچ مشکلی ندارد و در همه کودکان این کند نویسی دیده می شود.اختلالات نوشتن و خواندن باید از نزدیک بررسی شود و تشخیص داده شود تا تمرینات لازم داده شود و شما بهتر است به یک مشاور کودک مراجعه کنید.

  • هیوا1
    مرداد ۲۴, ۱۳۹۵ در ۵:۰۰ ب.ظ

    سلام مرسی که جوابم رو دادید.در مورد نوشتن همون طور که گفتم خیلی کند نویسه بی حوصله و بی دقت مینویسه برا همین اشتباه هم زیاد میکنه.تو کلاسش دیرتر از همه تکلیفشو تموم میکنه

  • مرحمت
    مرداد ۲۱, ۱۳۹۵ در ۳:۰۴ ب.ظ

    دوست عزیز در این سن کنجکاو هستند و خیلی دراین مورد فعال هستند و دوست دارند از همه چیز سر در بیارند و کاوش کنند این رفتارهای کاوشگرانه خودش ممکن ایت به بی توجهی در بچه ها در موارد دیگر بینجامد.فرزند شما در هنگام انجام تکالیف چگونه هست؟برای نوشتن دچار مشکل هست؟
    البته این را بدانید که در این سن تکالیف انجام دادن خیلی با زمان های کوتاه انجام می شود یعنی یک کلمه می نویسد میرود دنبال بازی کردن .در این مورد نباید به بچه ها فشار آورد.

  • هیوا1
    مرداد ۲۱, ۱۳۹۵ در ۲:۴۲ ب.ظ

    سلام فکر میکنم باهوش باشه.پیش دبستانی رو تموم کرده مربیش راضی بود در آزمون تحصیلی کلاس اولی ها از ۴۵ نمره ۳۹ گرفته نسبت به پسرهای همکلاسش از همه آرومتره به یادگیری هم علاقه داره اوایل پیش دبستانی مربیش میگفت موقع تکلیف نوشتن به بچه ها نگاه می کرد و آخر همه کارش رو تموم می کرد و یا مجبور می شد تکلیفش رو بیاره خونه انجام بده.خیلی کند بود میگفت حواس پرته و خیلی هم کنده برای کارهای نوشتی و علمی، ولی قدرت یادگیریش خوبه.من خودم فکر میکنم اعتماد به نفسش پایینه یا شاید هم چون بیشتر تنها بوده اینجوریه.

  • زاهد
    مرداد ۲۰, ۱۳۹۵ در ۵:۴۳ ب.ظ

    سلام
    فرزند شما بچه ی باهوشی هست؟سطح سوال هایی که مطرح می کنند چطور هست؟تا به حال شده دربازه ی چیزی که به آن خیره شده ازش سوالی بپرسید؟سطح دانشش با توجه به سن سال و مدرسه ، چطور هست؟ به یادگیری علاقه داره یا بازیگوش هست؟

  • هیوا1
    مرداد ۱۶, ۱۳۹۵ در ۴:۴۸ ب.ظ

    با تشکر از پاسختان.بیشتر در مورد افراد واضح است ولی شده در مورد تلویزیون هم به این شکل برخورد کنند در مورد سوال دوم باید بگم بدون یه محرک جذاب این حالت پیش نیومده.

  • مشاور
    مرداد ۱۵, ۱۳۹۵ در ۵:۱۷ ب.ظ

    دوست عزیز پسر شما فقط در مورد افراد اینجور هستند یا در شرایط دیگر هم این رفتار را دارند؟ حالت استپ دارند؟ یعنی یه دفه یکجا ایستاده و فقط به یک نقطه خیره می شود ؟ یا نه؟

  • هیوا1
    مرداد ۱۵, ۱۳۹۵ در ۴:۳۲ ب.ظ

    سلام
    پسر من ۷ ساله هستش وقتی یکی رو میبینه محو تماشای اون میشه .ممکنه مجبور شم هفت هشت بار با صدای بلند صداش کنم تا جوابم رو بده من نمیدونم چی باعث بروز این رفتار شده؟

  • مشاور
    مرداد ۱۳, ۱۳۹۵ در ۶:۲۷ ب.ظ

    دیر زبان باز کردن زمانی میتونه علامت بدی باشه که کودکتون نتونه کمبود گذشته شو رو جبران کنه الان صحبت کردنش مثل بقیه های هم سن و سالش هست یا نه؟در سن ۸ ماهگی تا ۱/۵ سالگی تمام کودکان نوعی اضطراب جدایی رو پشت سر می گذارند که طبیعی محسوب میشه رفتار والدین در این دوره مهمه ، شیوه برخوردتون در اون سنین چطور بوده ؟ شاغل هستید؟ تنها به شما وابستگی داره؟ از اطرافیان کسی هست که پیشش بمونه؟ موقعی که ازش جدا می شد رفتارش چطوره؟ یادگیری کودکان در این سنین می تونه توسط خود والدین انجام بشه و به طرق مختلفی همچون بازی می تونید بهش آموزش دید؟البته بدانید که کودکان نمی تونن توجه زیادی رو به کاری اختصاص بدهند و معمولا در حدود یک ربع و حتی کمتر از این باید آموزشش بدین.سعی کنید کودکتون رو با کودکان دیگه همبازی کنید و چون به شما وابستگی داره ابتدا برای مدتی شما هم در کنارش باشید چون در کنار شما احساس آرامش می کند و به جستجوی محیطش می پردازه و بعدش کم کم برای مدت کمی تنهاش بذارید و تدریجا زمان دور بودنتون رو بیشتر کنید.

  • ناشناس
    مرداد ۱۲, ۱۳۹۵ در ۵:۳۷ ب.ظ

    سلام خیلی نگرانم پسرم هیچ کلاسی نمیره ۴ سال و ۵ ماهشه.همش چسبیده به منه ۲ سال نیمش بوده که حرف زده.پیش مشاور هم رفتیم.معنی خیلی کلمات رو درک نمیکنه مثلا بهش میگم چی کتابی دوست داری.خسته ام کرده خودمم کمی عصبی هستم و به لحاظ جسمی ضعیف

  • مریم
    مرداد ۱۰, ۱۳۹۵ در ۳:۱۱ ب.ظ

    سلام شاید کودک شما از این طریق میخواهد توجه شما را جلب کند این را در نظر داشته باشد که هر رفتاری در کودکان که والدین روی اون حساسیت نشان بدن واکنش شدیدتری را در کودک بر می انگیزد پس سعی کنید که هر زمان که کودک شما این کار را انجام داد شما کاغذ دیگری را در اختیار او قرار دهید تا آن را پاره کند و شما به او در حین انجام این کار توجهی نکنید و هر زمان که بسامد این رفتار کاهش پیدا کرد دقیقا از این کار او تعریف کنید مثلا از اینکه کاغذ را پاره نکردی بسیار ممنونم.(تنبیه و تشویق باید کاملا مشخص شود).

  • z.gh
    مرداد ۶, ۱۳۹۵ در ۴:۵۴ ق.ظ

    سلام .ممنون از راهنمایی هاتون .نخیر اینطور دختری نیست که بخواهد به این صورت عصبانیت خود را نشان دهد.لازم به ذکر است فوق العاده باهوشی است.یک روز سند یکی از ماشین های نمایشگاه پدرش که فقط همان یک برگ بود داخل ماشین بود و دخترم که در ماشین تنها بود کاغذ را پاره و از پنجره بیرون ریخته بود و خودش به پدرش گفت.

  • مشاور
    مرداد ۳, ۱۳۹۵ در ۲:۱۳ ب.ظ

    با سلام.کودکان بیشتر از رفتارهای پدر و مادر درس میگیرن تا گفته های اونها.این عمل کودکتون میتونه نشانه پرخاشگری وی باشه که به صورت غیر مستقیم بر روی کاغد اعمال میشه شاید شما یا پدرش در خانه پرخاشگری لفظی یا فیزیکی با کودک دارید که او هم خشم خودش را بر روی کاغذ اعمال میکنه شاید هم از مهارتهای گفتاری پایینی برای رساندن مقصود خود برخوردار است که به این صورت خودش را نشان می دهد سعی کنید که بهش یاد بدین که برای بیان منظور خودش از کلمات استفاده کند و هر باز که این کار رو کرد او را مورد تشویق کلامی و غیر کلامی قرار بدید.

  • مشاور
    مرداد ۲, ۱۳۹۵ در ۴:۱۰ ب.ظ

    سلام لطفا یکم بیشتر درباره رفتارها و شخصیت کودکتون و همچنین جو خانودگیتون صحبت کنین.دختر یا پسر؟روابط اجتماعی ، ارتباط کلامی و عاطفیش با خانواده و همینطور تو مهد چطوره؟رفتارهای تکراری یا عادتهای خاصی به غیر از پاره کردن کاغذ داره؟

  • z.gh
    تیر ۳۰, ۱۳۹۵ در ۲:۲۸ ب.ظ

    من یه کودک ۶ ساله دارم که تمام کاغذ ها رو پاره می کند حتی در مهد کودک عمس تمام دوستاش که روی تابلو نصب شده بود پاره کرد و فقط عکس خودش را نگه داشته.حتی سند ماشین پدرش یا جعبه مداد زنگی هایش و هر وسیله کاغذی دیگر را پاره می کند علت چیست؟و چگونه باشد حلش کنم؟

  • مشاور
    تیر ۲۸, ۱۳۹۵ در ۹:۰۲ ق.ظ

    ابتدا باید دید رابطه شما در چه سطحی بوده است.و کودک شما چه مقدار ازاین رابطه را دیده است.اگر کودک شما متوجه نشده که پدر و مادرش مشغول به چه کاری هستند و در واقع در این زمینه اطلاعاتی نداره و یا اطلاعاتش کمه صحبت کردن و باز کردن ای قضیه میتونه کار رو خراب کنه و بهتره که صحبتی ازش نشه اما اگر فکر میکنید کودک شما متوجه این قضیه شده یا برایش سوالی پیش آمده و یا حتی از دیدن این صحنه شوکه و متعجب شده باید برایش به صورت بسته و بدون ریز شدن دراین قضیه توضیح داد.به عنوان مثال بهش بگید که پسرم بابا و مامان گاهی دوست دارند با هم خصوصی در اتاق باشند و اگر کاری داشتی در بزن یا صدام کن تا در رو برات باز کنم و بیام پیشت.
    (حتما به شما توصیه میکنم از این به بعد حتما در رو قفل کن و یا در ساعاتی رابطه داشته باشد که کودکتان خواب باشد یا در منزل نباشد.)
    اینکه بهش بگید پسرم دیروز چی دیدی و یا ما داشتیم چیکار میکردیم؟ زیاد خوب نیست.چون ممکنه کودک را دچار احساس گناه و ترس بکنه.پس سعی کنید با این مسئله عادی برخورد کنید و مطمئن بشید که دیگه چنین اتفاقی نمیفته.در منزل هم شما و همسرتون سعی کنید پوششتون جلوی فرزندتان طوری باشد که باعث کنجکاوی ایشون نشه و در واقع کاری نکنید که مجددا بخواد فکرش مشغول بشه و سعی کنید فکرش را درگیر مسئله ای دیگه کنید.

  • سوسن
    تیر ۲۸, ۱۳۹۵ در ۸:۱۱ ق.ظ

    او هفت سال دارد و پسر است برای یک لحظه وارد اتاق شد و پدرش گفت برو بیرون در مورد این مساله هیچ سوالی از من نپرسیده ولی خودم خیلی از این مساله رنج میبرم لطفا راهنمایی ام کنید چطور این موضوع را برایش توضیح دهم؟

  • مشاور
    تیر ۲۷, ۱۳۹۵ در ۶:۳۱ ب.ظ

    سلام اگه امکانش هست بفرمایید کودک شما چند سالشه؟ و جنسیتش چی هست؟و دیدن این رابطه تا چه حد بوده.و بعد از این اتفاق کودک شما سوالاتی را در این باره از شما پرسیده اند؟

  • سوسن
    تیر ۲۷, ۱۳۹۵ در ۴:۴۷ ب.ظ

    سلام اگر به طور ناخواسته و اتفاقی کودک شاهد نزدیکی پدر و مادرش باشد و یا برای لحظه ای وارد اتاق بشو چه باید کرد؟

  • مریم
    تیر ۲۶, ۱۳۹۵ در ۲:۳۵ ب.ظ

    اینکه در سال های اولیه مدرسه کنار فرزند باشید چیزی دو از دهن نیست.پس اینکه در کنار فرزندتون باشد برای حواس پرتیش تا سال اول و دوم و سوم که ضرب یاد میگیرن خوبه .همیشه تهدید و تنبیه کارساز نیست.معاون آموزشی برادرم میگن که ما توی مدرسه سخت گیری میکنیم شما توی خونه محیط آرامش و درس خودندن رو پدید بیارید برای فرزنداتون و خستشون نکنید اونا انتظار دارن حالا که میان خونه دوباره قوانین مدرسه رو کسی تکرار نکنه براش که خسته بشن و دل زده.مثلا شما می تونید برای دختر گلتون تشویق های خاصی رو در نظر بگیرید حتما نمیخواد یه چیز خیلی بزرگ بشه که ایشون توقعشونم بالا بره.مثلا ازش بخواید در حالت عادی بهتون املا بگه و شما ازش بخواید که تصحیح کنه شما سعی کنید مثلا تا بار سوم غلط بنویسید و کم کم نمرتون رو بالا ببرید که ببینه پیشرفت داشتین یا نه.سعی کنید بعد از اینکه ازتون املا گرفت مثلا فرداش ازش بخواید که مثلا دخترم شما دیروز از من املا گرفتی بیا من ازت بگیرم ببینم کی نمرش بالاتر میشه اینجوری سعی میکنه باهاتون رقابت سالم داشته باشه و نمرشو بالا ببره.سعی کنید یه سری مسئولیت ها رو بهشون بدید که در قبال انجام وظایف مسولیت پذیرتر بشن.

  • masud
    تیر ۲۶, ۱۳۹۵ در ۲:۰۸ ب.ظ

    سلام دخترم ۸ سالشه و کلاس دوم بستان و علاقه ای به درس خواندن نداره و خودکار هم نیست همیشه باید کنارش باشم تا درس بخونه وگرنه خواسش پرت میشه و بازی گوشه.تهدید من و مادرش و معلم هم اصلا براش مهم نیست.توی مدرسه هم تکالیفش خیلی کم انجام میده البته ذهن خوبی داره مثلا علومش عالیه و علاقه زیادی بهش داره ریاضیشم خوبه اما از فارسی و املا نفرت داره.اما اگر بخواد به بهترین نحو و با سرعت زیاد تکالیفش رو انجام میده.اما بیشتر لجبازی میکنه.ممنون میشم راهنماییم کنید.

  • مشاور
    تیر ۲۴, ۱۳۹۵ در ۸:۴۵ ق.ظ

    من پیشنهاد میکنم از training chartو اقتصاد زتونی هم استفاده کنید.به این صورت که چارتی تهیه و یا به کمک فرزندتان طراحی و آماده کنید و به دیواره کناره دستشویی وصل کنید و هر بار که لباسش را خیس نکرده و به دستشویی رفت یک برچسب بچسبانید و هر گاه به تعداد معینی رسد برایش جایزه ای که به آن علاقه مند هست را خریداری کنید.سعی کنید برچسب ها را خودش بچسباند و قبل از انجام این کار کاملا کودکتان را توجیه کنید که این چارت برای چیست چه وقت هایی ، بر چسب جایزه میگیرید و چه وقت هایی جایزه ویژه

  • مریم
    تیر ۲۳, ۱۳۹۵ در ۳:۳۵ ب.ظ

    احتمالا به تغییر محیط و شرایط، هم مقداری استرس (که طبیعی هم هست ) بهش وارد شده و هم اینکه محرک های محیط اولیه رو هنوز با محرک های محیط جدید تطبیق نداده.با آرامش ، فضایی امن رو در منزل براش تدارک ببینید تا تدریجا به خانه جدید عادت بکنه.برای دستشویی رفتنش اسباب بازی اختصاصی تهیه کنید.(یعنی اسباب بازی دوست داشتنی که ویژه دستشویی رفتنش باشه )
    با تحریک کنجکاوی کودک ، به او کمک کنید تا مکان های خانه جدید( نظیر آشپزخانه، اتاق خواب، دستشویی، حمام و…) رو محل یابی کنه و با خانه قبل مقایسه کنه.خودتون مثلا بهش بگید « دختر گلم ، یادته خونه قبلی که بودیم ، وقتی دستشویی داشتی میرفتی دستشویی؟ میدونی دستشویی خونه جدیدمون کجاست؟»
    بستگی به خلاقیت خودتون داره.میتونید داستانهایی درست کنید از بچه ای که تغییر مکان رو تجربه کرده، و در داستان تغییرات لازم رو که لازم بوده انجام بدهند بیان کنید.اما به نظر میرسه مهمترین مساله، حفظ آرامش هست و اینکه فضای جدید برای کودک عادی بشه.

  • باران
    تیر ۲۳, ۱۳۹۵ در ۳:۲۲ ب.ظ

    دخترم ۲۵ ماهشه تقریبا یک ماه قبل از دو سالگیش آموزش دستشویی رفتن رو شروع کردم و خیلی خوب و زود یاد گرفت طوری که تو تولد دو سالگیش کاملا باز بود و خودش میگفت حتی نیازی به یاد آوری هم نبود و احیانا جایی هم میرفتیم نیاز بود پوشکش کنم خودش رو نگه می داشت حتی ۴-۵ ساعت و پوشکش رو کثیف نمیکرد ولی الان تقریبا دو سه هفته است نه تنها دستشویشو نمیگه هیچ همکاری هم برای دستشویی نمیکنه انگار که اصلا آموزشی ندیده واقعا کلافه شدم.البته ناگفته نماند که مشغول جمع و جور کردن وسایل خونه برای اسباب کشی بودیم.که اولین بار شلوارش رو خیس کرد و بعد اون هم این جریانات اتفاق افتاد ولی کامل در مورد اسباب کشی بهش توضیح داده بودم و مطمئنش کرده بودم که همه وسایل رو میبریم حتی خودشم کمک میکرد برای جمع کردن وسایلاش نمیدونم چرا اینجوری شد.لطفا راهنماییم کنید ببخشید سوالم طولانی شد.ممنونم

  • زهرا صالحی
    تیر ۲۲, ۱۳۹۵ در ۶:۰۱ ق.ظ

    این رو بدونین که بچه ها در واقع آیینه های رفتار ما هستند کاری رو میکنن که ما انجامشون میدیم حرفی رو میزنن که ما میزنیم، احساسی رو بروز میدن که ما نسبت به مسائل همون احساس ها رو بروز میدیم…شما گفتین که با داد زدن و کتک زدن بچه ۱۰۰ درصد مخالفین ! علت اینکه همون رفتارها رو انجام میدن چی ها هستند؟اینکه گفتین پسرتون باهوش و پر استعداد هست خیلی عالیه!باید شکر گذار خدای متعال بود که همچین هدیه ای رو بهتون داده…انتظار نداشته باشین کودکتون از لحاظ عاطفی و هیجانی مانند یک فرد بالغ رفتار بکنه و مهمتر از همه اینکه نباید انتظار داشت که کودکی سالم در محیطی ناسالم رشد بکنه.شما نا خواسته ایشون رو در همین ۳٫۵ سال اینطوری بار آوردین و این نتیجه رفتار های شماست.ولی الان بهترین زمان برای اصلاح هست.هنوز شخصیت کودکتون کامل نشده.درسته زیر بنای شخصیت ایشون شکل گرفته و کمی به سختی میشه این زیر بنا رو اصلاح کرد ولی هنوز فرصت کافی رو دارین تا تغییرش بدین.اینکه یلی خیلی مهمه اولین تغییر باید در شما و همسرتون شکل بگیره…الان یکی بیاد با کتک کاری رو ازتون بخواهد آیا به همون کیفیتی که خودتون دوست دارین انجام میدید ؟مسلما نه!!!کودکتون هم همینطوره!او یک انسانه نیاز به حمایت ، محبت، دلگرمی، آرامش و سلامت روانی، محیطی امن و خیلی چیزای دیگه داره….

  • سید زهرا
    تیر ۲۱, ۱۳۹۵ در ۵:۵۹ ق.ظ

    سلام .سپاسگزارم از اینکه شما برای رفع مشکل ما تلاش میکنید.راجب به اینکه گفتین چه موقع پرخاشگری میکنه وقتایی که حس کنه داره بهش زور گفته میشه یا ما داریم با خشونت کاری رو ازش میخوایم، پسرم خیلی عاطفیه و فوق العاده باهوش همه مسائل رو میفهمه و همه مسائل در روحیش تاثیر میزاره ولی کنترلش خیلی سخته و اصلا حرف گوش نمیده و آدم رو مجبور به رفتارهای غلط میکنه من خودم صد در صد مخالف داد زدن و کتک بچه هستم ولی بعضی وقتها دیگه واقعا از کوره در میرم و یا میزنمش یا داد میکشم سرش.الان چند بازی هست که از مهد میاد میگه معلمم من رو دعوا کرد یا اینکه گوشم رو کشید من بهش گفتم حتما اذیتش کردی ولی نمیدونم واقعا چکار کنم گذاشتمش مهد که بره داخل محیطی که با بچه ها بازی کنه و آموزش ببینه و از محیط خونه که همش دعوا ست دورش کنم ولی میشنوم که اینجوره واقعا کم آوردم نمیدونم چیکار کنم.هر جا میره پیش بچه ها اون رو سریع پس میزنن در حالی که خیلی مهربونه .لطفا راهنماییم کنید که چطور ازش کاری رو بخوام و گوش بحرفم کنه؟

  • مریم
    تیر ۲۱, ۱۳۹۵ در ۵:۴۳ ق.ظ

    بله شما نگران فرزندتون هستید و این خیلی خوبه که والدین نگران تربیت بچه هاشون باشون ..چه وقتهایی پسرتون پرخاشگری میکنه.حس میکنین خود شما و همسرتون چقدر توی رفتاراش تاثیر دارین؟

  • سید زهرا
    تیر ۲۰, ۱۳۹۵ در ۴:۱۱ ب.ظ

    سلام بنده پسری ۳ ساله و نمیمه دارم که خیلی وقتها اصلا به حرف کسی توجه نمیکنه و کاری که خودش میخواهد میکنه و هر چی صداش بزنی اصلا فایده نداره تازه داد که میزنم اونهم داد میزنه و پرخاشگری میکنه. و دوباره به کارش ادامه میده همسرم میگه داد نزن فقط بزنش و معتقده که داد زدن خوب نیست کتک بهتره و خودش هم داد میزنه و هم کتک .البته پسرم خوب میشد وقتی کمار خونه مادر بزرگش میبردمش چون اونها طرفداریش رو میگرفتن و من رو پیشش ضایع میکردن حالا حرفم پیشش ارزش نداره بلکه با تهدید که پلیس میبرت وگرنه اصلا آروم نمیشه.ما هر روز خونه مادر بزرگش میریم و هری راجب به رفت و آمد با شوهرم صحبت میکنم قانع نمیشه و باید بریم چه خودش باشه و چه نباشه.البته بگم رفتار همسرم با خودمم خوب نیست و خیلی پرخاشگر و عصبیه و خیلی توهین میکنه به من و خانوادم سر هر قضیه کوچک و بزرگی.اصلا هم قبول نمیکنه بره پیش مشاوره یا به منم اجازه نمیده که خودم برم لطفا راهنماییم کنید.

  • ali
    تیر ۱۶, ۱۳۹۵ در ۳:۴۸ ب.ظ

    خیلی از راهنمایی و مشاوره مفیدتون ممنونم.با تشکر

  • مشاور
    تیر ۱۵, ۱۳۹۵ در ۸:۳۴ ق.ظ

    بله بیش از هر چیز شما باید بتونید ارتباط نزدیک تری رو با فرزندتون برقرار کنید،به گونه ای که با شما احساس راحتی بیشتری بکنه و بنابراین نخواد چیزی رو ازتون مخفی بکنه یا اینکه نگران باشه که اگر درباره مسائلش با شما صحبت کنه، براتون غیر عادی جلوه کنه یا اینکه نتونه حرفشو راحت بزنه.اگر عملی که با دوست دهانش انجام میده، منشا جسمانی داشته باشه و از کودکی اش هم بوده، باید حضورا توسط پزشک مورد بررسی قرار بگیره.اما اگر منشا روانی داره و مرتبط به تخیلاتش هست، میشه امیدوار بود که با اجرای راهکاری بیان شده، به مرور زمان از فراوانی اش کاسته بشه.در عین حال،میتونید تا حدودی بر این رفتارش کنترل اعمال کنید.مثلا زمانی که حس کردید میخواد این کار رو انجام بده شی ء ای رو به دستش بدید و ازش بخواهید مثلا اونو جایی ببره ، یا ازش کمکی بخواهید که نیازمند فعالیت دستها باشه تا دستانش دیگیر فعالیت بشن.میتونید همون موقعی که این کار رو انجام میده.ازش سوال کنید که پسرم داری به چی فکری میکنی؟اگر بتونید به محتوای تفکراتش دست پیدا کنید ، کمک بزرگی هست.همچنین اگر ترغیبش کنید به کشیدن نقاشی با تحلیل نقاشی هاش هم میشه احتمالاتی رو مورد بررسی قرار داد.
    اگر خودش موافق با همکاری برای برطرف کردن این عادت هست و دلش میخواد در این باره تغییر بکنه میشه ترتیبات دیگر هم چید تا با همکاری شما ، اعضای خانواده و فرزندتون این عادت فراوانی اش کاهش پیدا بکنه.

  • ali
    تیر ۱۵, ۱۳۹۵ در ۷:۵۴ ق.ظ

    سلام از راهنمایی و پیشنهادتون واقعا عالی بود متشکرم فقط باید نکته ای عرض کنم اینکه این حرکاتی که با دست و صورتش درمیاره رو از شاید خیلی قبل از مدرسه رفتن هم انجام می داد و همانطوری که گفتم فکر نمیکنم اون موقع کنار اون حرکات خیالپردازی هم می کرد البته چیزی که جدبدا متوجه اینکه مثلا وقتی ماشینی رو می بینه تو ذهنش در مورد حرکت کردن ماشین فکر می کنه و تا جایی که ممکنه دور از چشم همه این حرکات رو انجام میده.چه کاری می تونیم انجام بدیم تا دست از این کار برداره.فکر میکنم برای برای انجام این کارش وسوسه می شه.خیلی ممنون میشم اگه بتونید راهنمایی کنید.با تشکر

  • مشاور
    تیر ۱۴, ۱۳۹۵ در ۸:۲۹ ق.ظ

    راهکارهایی که می توانید برای حل مساله به کار ببندید عبارتند از :
    ۱- تشویق و ترغیب برقراری ارتباط با هم سن و سال ها،شما به عنوان پدر به همراه مادرش سعی کنید برنامه ای ترتیب بدید که فرزندتون عضو و همبازی گروهی از بچه ها بشه.گروهی که با هم فعالیت های مفیدی رو انجام میدن از بازی گرفته تا انجام تکالیف درسی و تا اجرای پروژ و روزنامه دیواری و رفتن به منزل همدیگر و… اینچنین فعالیت هایی هم باعث میشه وقت فرزندتون پر بشه و اوقات بیکاری اش کمتر بشه، هم بهش کمک می کنه تا مهارتها های زندگی اجتماعی رو یاد بگیره ، و هم بهش کمک میکنه تا نیاز به تعلق به گروه ارضا بکنه و هم دوستانش براش به عنوان یک منبع حمایتی در میان تا اگر مشکلی داشت به جای تخیلاتش بتونه روی دوستانش هم حساب باز بکنه.

    ۲- هر گونه شرکت و فعالیتش در برنامه گروهی رو تقویت کنید.به طور مثال وقتی از مدرسه برمیگرده ازش سوال کنید که تو مدرسه چه فعالیت هایی انجام داده و با چه کسانی در ارتباط بوده اینگونه پرس و جو ها ، که البته باید سنجیده نشون میده که شما برای فعالیت های اینچنینی ارزش قائل هستید.

    ۳- بهش مسئولیت بدید.فرزندان دوست دارند در کارهای بزرگتر ها سهیم باشند و احساس کفایت کنند.مسئولیت هایی رو که میتونه از عهده شون بربیاد رو بهش بسپارید.البته مسئولیت های مناسب سن کودک.و همکاری و مسئولیت پذیری اش رو ترغیب کنید.

    ۴- بازی ها فکری براش تهیه کنید و باهاش بازی کنید.وقتی ذهنش درگیر بازی های فکری بشه، فرصت کمتری برای تخیل و رویا پردازی داره.

    ۵- بهش اجازه بدید درباره مشکلاتش با شما صحبت کنه و شما به حرفهاش گوش بدید و حمایتش کنید.اکر کسی اذیتش میکنه.فضایی رو فراهم کنید که بتونه راحت درباره اش با شما حرف بزنه و احساس اطمینان خاطر بهش دست بده.

  • مریم
    تیر ۱۴, ۱۳۹۵ در ۸:۰۰ ق.ظ

    من فکر میکنم نداشتن مهارت در حل مشکلاتش با دوستان از عوامل تاثیر گذار بر تخیلاتش هست.همچنین حمایت شما و یاددان مهارت ها با او نقش یه سزایی میتونه در کنترل میزان و دفعات خیالپردازی اش داشته باشه.با این حال برخی برخی دلایل محتمل دیگر برای خیالپردازی کودکان رو بیان میکنم تا بهتر روشن بشه که چرا کودک دنیای ساختگی رو به دنیای واقعی ترجیح میده این موارد رو بررسی کنید و در ادامه هم راهکارهایی رو برای حل این مشکل بیان میکنم.اولین دلیل که صرفا به عنوان یک احتمال باید توسط پزشک مورد بررسی قرار بگیره نشانه حمله صرع خفیف و کوچک هست.دومین دلیل خستگی هست و سومین دلیل بیکاری.شاید عدم توفیق در مدرسه و انجام تکالیف آن مشکل ساز شده ممکنه به دلیل بیکاری و نداشتن برنامه نداشتن برنامه هم باشه.در این صورت باید زندگی فرزندتون رو جذاب و جالب تر کنید .و مشارکت در کارها رو مورد تشویق قرار بدید.دلیل چهارم مساله عاطفی هست.باید با بررسی محتوای تخیلاتش ، و یا با استفاده از نقاشی هایی که می کشه ، تشخیص داد که با چه مسائل و عاطفی و هیجانی و اجتماعی درگیر هست که در تخیلات خودش غوطه ور میشه.این امر مستلزم بررسی حضوری توسط روانشناس کودک هست.

  • مشاور
    تیر ۱۳, ۱۳۹۵ در ۱۰:۳۸ ق.ظ

    اینکه سر کلاس حوصله اش نمیشه به درس گوش بده و همیچنین اذیت کردن بچه ها ، باید بیشتر مورد بررسی قرار بگیرند.با توجه به اینکه کلیت محتوای تخیلاتش درباره انتقام گیری از کسانی هست که او رو آزار میدن ، بنابراین یک راه چاره آموزش مهارت های زندگی وبه ارتباطی و حل مساله به فرزندتون هست.زمانی که فرزندتون با داشتن این مهارتها و حمایت های والدینش بتونه از پس مشکلاتی که داره در همون دنیای واقعی بر بیاد و با اونها مواجه بشه.اونوقت نیازش به تخیل در این باره کاهش پیدا میکنه

  • ali
    تیر ۱۲, ۱۳۹۵ در ۵:۳۹ ق.ظ

    فزرندم پسر هست.فرزندتون در مدرسه کارهاش رو به موقع انجام میده و موفق هست ؟میگه اصلا حوصله نشستن سر کلاس و گوش کردن حرفهای معلم رو نداره در ضمن میگه تمام وقت کلاس رو خیالپردازی میکنه و اصلا توجهی به موضوع کلاس نداره و بعضی بچه ها هم خیلی اذیتش می کنن.راجع به دستورات هم وقتی کاری هش محول میشه رو درست انجام میده.در مورد خیالبافی هاش هم خیلی کم صحبت میکنه ولی میگه بیشتر فکر میکنه خودش رو جای به قهرمان فیلم تصور میکنه و از کسایی که بدش میاد انتقام میگیره..اصلا اهل نقاشی کردن هم نیست و حتی به کمک دیگران نقاشی های مدرسه ش رو میکشه.
    در روز چند بار حرکت نزدیک کردن دستانش به سمت دهان و فشردن اون رو انجام میده ؟خیلی زیاد میکه توی مدرسه هم تو یه قایم میشه و این کار رو انجام میده من متوجه شده ام که چه سرحال باشن و چه ناراحت این کار رو انجام میده در ضمن مطلب مهمی که یادم رفت بگم این که خیلی ساده با دست و صورتش این کار رو انجام میده حتی قبل از مدرسه رفتن.خیلی متوجه این حرکاتش شدم ولی الان شدتش زیادتر شده.یه برادر کوچکتر داره که دو سال ازش کوچکتره و با اون اصلا مشکلی نداره

  • مشاور
    تیر ۱۰, ۱۳۹۵ در ۹:۵۸ ق.ظ

    فرزندتون پسر هست یا دختر؟آیا فرزندتون در مدرسه کارهایش را به موقع انجام میده و موفق هست؟آیا از دستورات یا خواسته های به درستی تبعیت میکنه؟آیا خیالبافی هاش در کارکرد تحصیلی و خانوادگی و اجتماعی اش ایجاد اختلال کرده؟میتونه درباره خیالبافی هاش صحبت کنه؟محتوای دقیقش رو به شما بگه؟اگه میگه این محتواها چه هستند؟آیا اهل نقاشی کشیدن هست؟در روز چند بار حرکت نزدیک کردن دستانش به دهانش رو انجام میده؟در چه مواقعی بیتشر خیالپردازی میکنه؟از کی متوجه شدین این مشکل رو داره؟آیا برادر یا خواهر تازه متولد شده ای دارد؟

  • ali
    تیر ۱۰, ۱۳۹۵ در ۸:۴۷ ق.ظ

    سلام فرزند ۱۲ ساله ای دارم که دوست دارد اکثر وقت خود را در تنهایی بگذارند اصلا دوست ندارد با همسالان خود باشد تا آنجا که من متوجه شده ام و به ما گفته است تمام وقت خود را خیالبافی می کند و خود را به جای شخصیت های داستانی و قهرمانان جایگذاری می کند.او در موقع خیالبافی دستان خود را به نزدیکی دهان و صورت خود می برد و آنقدر به خود فشار می آورد که صورتش سرخ می شود.با مراجعه به چند مشاور جواب قانع کننده ای نگرفتیم.و تقریبا تنها چیزی که شنیده این این بود که باید سعی کنی این کار را دیگر انجام بدهی ولی فرزندم می گوید نمی تواند جلوی خودش را بگیرد من در این زمینه هر چه در کتابها ی روانشناسی و اینترنت جست و جو کردم در مورد این اختلالات چیزی پیدا نکردم، فقط چیزی که من پیدا کردم استرئوتایپی هست ولی خوب درست نمیدونم خواهش میکنم کمکم کنید و بگید این حرکات عجیبی که از خود درمیاره چیه؟و نام این بیماری چیست؟درمانش چگونه است؟

  • مامان الی
    تیر ۹, ۱۳۹۵ در ۷:۴۶ ب.ظ

    عزیزم بچه دو ماهه که بغلی نمیشه اون الان به احتیاج محبت احتیاج داره باید بهش محبت کنی نترس با بغل کردن بغلی نمیشه

  • مامان آبتین
    تیر ۸, ۱۳۹۵ در ۶:۴۹ ب.ظ

    حتما نیاز داره که میخواد بیا بغل به نظر من هیچ کاری مهمتر از بچه نیست به شوهرتون هم بگید که مدارا کنه .در ضمن مطمئن شو که دلش درد نمیکنه چون اگه بیتابی میکنه ممکنه دل درد داشته باشه .دگتر هم ببرش در ضمن وقتی خوابه هم میتونی کمی به کارهات برسی ولی از شوهرت بخواه کمی بیتشر مراعاتت را بکنه آغوشت را از بچه دریغ نکن این نظر منه

  • mahsa
    تیر ۸, ۱۳۹۵ در ۶:۱۱ ب.ظ

    سلام دختر منم دو ماهشه و به شدت بغلی شده.دارم از کمر درد میمیرم حتی یک ثانیه هم نمیتونم از خودم جداش کنم دیگه عاجز شدم تمام کارای خونه هم میمونه شوهرمم همش شکایت میکنه میگه تو تنبلی که کارای خونه رو نمیکنی

  • ندا بازرگانی
    تیر ۲, ۱۳۹۵ در ۸:۵۱ ق.ظ

    ببین اگر با ناراحتی و اینکه نمیخوای بغلت باشه بغلش میکنی اون بچه میفهمه و بیشتر بهت میچسبه.سعی کن آروم باشی مهم نیست بغلی شدن یه اصطلاح عامیانه است.

  • ahoo
    تیر ۲, ۱۳۹۵ در ۷:۲۶ ق.ظ

    عزیز بغلش نکن.فقط کنارش بشین و نوازشش کن پشتشو بزن اما بغل نکن.یکم حوصله میخواد تا از سرش بیفته.حواسش رو پرت کن .باهاش حرف بزن

  • مشاور
    تیر ۱, ۱۳۹۵ در ۱۲:۰۶ ب.ظ

    از ۶ تا ۱۲ ماهگی ،دورانی از زندگی شیرخوران است که نیازمند اظهار محبت و بوسیدن هستند و کودک در این زمان خود را با دیگر اعضای خانواده اش تطبیق می دهد.جست و جو، مفهوم یابی و موجودیت بخشی به اشیا از خصوصیات اخلاقی است که از چهار ماهگی آغاز می شود و نقطه اوج آن ۹ ماهگی است.در این مرحله از زندگی ، وابستگی شیر خوار به والدین بیشتر از قبل است و ترس او از جدایی ، نیازش را به در آغوش گرفته شدن افزایش می دهد.
    در آغوش گرفتن شیرخوار در این زمان مایه آرامش، کاهش احتمال بروز افسردگی و بی تابی ی شود و با تکامل اجتماعی و ارتباطی او رابطه مستقیمی دارد.کودکانی که در این دوره از زندکی به اندازه کافی در آغوش گرفته نمی شوند و غریزه دل بستن آنها به مادر در آنها نادیده گرفته می شود ، در آینده ممکن است دچار مشکلات عاطفی و تزلزل روانی شوند.تحقیقات نشان داده است این قبیل کودکن هنگام بزرگسالی در ایجاد روابط پایدار با دیگران دچار مشکل می شوند و اغلب افرادری سرد، بی عاطفه و وابسته به دیگران هستند.در آغوش گرفتن شیرخوار مرتبط به تسریع رشد مغزی وی می باشد تماس بدنی مادر و نوزاد باعث می شود تا مغز به ندریج حد و مرز جسمانی خود را بشناسد از آنجا که این غریزه از ابتدا در آدمی وجود ندارد، آگاهی از وجود خود، بهترین نتیجه حاصل از بغل کردن شیرخوار است.

  • پارسا
    تیر ۱, ۱۳۹۵ در ۹:۳۵ ق.ظ

    رفتار کودکان در سال اول زندگی وابسته به مادر خانواده، محیط و استعداد های اوست.به رغم آن که متخصصان در آغوش گرفتن و نوازش کودک را پس از شش ماهگی هنوز توصیه میکنند ولی همراهی طولانی مدت مادر و شیرخوار در این سن ممکن است که کودک را لوس کند.
    شناخت کودک از خود در سن ۱۲ ماهگی کامل می شود.بنابراین والدین باید مراقب باشند کودک در فرصت های لازم در آغوش گرفته شود ولی در این امر زیاده روی نشود.
    رابطه فرزند و مادر در این سن مانند بازی قایم باشک است.مادر باید در زمان لازم در کنار فرزند باشد و در مواقعی او را تنها بگذارد تا کودک در حالی که احساس ناامنی نمی کند ، کم کم مستقل شود.کودکان نیاز به استقلال یابی دارند بنابراین نباید در محبت کردن به آنها شود.غذا دادن به کودک در حالی که در آغوش قرار گرفته است ارتباط عاطفی قوی تری را در او به وجود می آورد، ولی هنگامی که شیر خوار قادر به نشستن شده است، بغل نکردن او هنگام غذا دادن احساس استقلال را در او تقویت میکند و موجب سلامت روان او می شود.

  • negar
    خرداد ۳۱, ۱۳۹۵ در ۱:۰۴ ب.ظ

    سلام من سه ساله ازدواج کردم و به دختر ۱۰ ماهه دارم خودم خانه دار هستم و دخترم خیلی به من وابسته است طوری که از صبح تا شب ۱۳ ساعتی که جمعا دو ساعت زمین نمیشینه و همیشه از من میخواد بغلش کنم حتی دوست نداره با هم رو زمین با اسباب بازی هایش بازی کنیم.بعد از ۵-۱۰ دقیقه بازی بازم گریه و زاری تا بغلش کنم و بگردونمش.وواقعا خسته شدم درسته دخترمه و دوسش دارم و از رسیدکی به او لذت میبرم ولی خیلی اذیت میشم.بچه تو خانواده شوهر من زیاد نیست دوتا همسن خودش هست و تقریبا هر روز ۲ ساعت میبرمش پیش بچه ها تا با اونا بازی کنه ولی نهایتش ۱۵ دقیقه بعدش گریه و… فقط تو بغلم آروم میشه.مشل دیگه هم اینه که دختر من وسط روز خیلی کم خوابه وقتی کن کنارش دراز میکشم و شیر میدم ۱ ساعت بیشتر نمیخوابه.شب هم مینطوره و واقعا از آینده اش میترسم که نتونه مستقل بشه و به من وابسته بمونه.لطفا راهنماییم کنید.

  • سها
    خرداد ۳۰, ۱۳۹۵ در ۱:۱۸ ب.ظ

    سلام.
    جای تاسف داره رفتار پدر و مادرش آینده دخترشون براشون مهم نیست.خونه کانون عشق و محبت برا بچه هاست وقتی این محبت نباشه در آینده بیرون جستجو می کنند اینجا وظیفه مادر سنگین میشه زمانی که پدرش مواد میکشه و به قولتون میگیرتش بچه ها رو کنترل کنه بیرون یا در حیاطی یا اتاق دیگه مشغولشون کنه اگه بتونه با بچه ها راه سازگاری را پیدا کنه بدون شک میتونه همسرش را هم تغییر بده ببین وقتی تو خونه همش جنگ اعصاب باشه پدرش به دلیل نقطه ضعفش نمیتونه خودش رو کنترل کنه ولی وقتی آرامش باشه پدر به خودش میاد داره اشتباه میکنه.مواد میکشه حالش رو خوب کنه خانم کمی صبوری کنه بچه ها رو هم مدیریت کنه اونم خوب مشه.در خونه بایستی وسایل بازی دسته جمعی شکل بده کلی باهاشون بازی کنه.محبت کلامی فراموش نشه.هر روز چند بار بغلشون کنه ببوسشون بهشون بگه خیلی دوستشون داره خلاصهبهشون عشق بورزه.اون وقت نتیجه میگیره مادر.و وقتی کار مثبتی انجام دادن کلی تشویقشون کنه در جمع ازشون تعریف کنه یه وقتی دختر همسایه یا دوست یا آشنا باهاش درگیر شدن طرف دخترش رو بگیره موضوع را براش باز کنه تا بفهمه طرفشم اگه رفتارش خوب نباشه ناراحت میشه اول کار با همسرش خوب برخورد کنه محبت کنه تا همسرش دست از این کارا برداره تا دیگه احساس خلا نکنه.وقتی پدر و مادر هر دو با هم رای و هم عقیده باشن هم دل باشن به مراتب بچه ها خوب تربیت میشن و پیشرفت میکنن.

  • ناشناس
    خرداد ۳۰, ۱۳۹۵ در ۹:۵۳ ق.ظ

    سلام
    در دوره بارداری خواهرم شوهرش با خواهراش مشکلات شدیدی داشتند که همش دعوا و سر و صدا و شکایت و دادگاه داشتند به طبع این تنش و استرس و عصبانیت به خواهر باردار من هم سرایت میکرد خواهرم دومین بارداریش بود بعد از ۱۰ سال مجدد باردار شده بود بعد از به دنیا آمدن دختر خواهرم بلافاصله مجدد ناخواسته باردار شد یعنی بچه اش تا ۸ ماهگی شیر مادر خورد تا به سن بازی برسه خوب دوباره خواهرم زایمان کرد و یک دختر دیگه به دنیا آور هر دو بچه با هم تو یه خونه و با یه مدل روش بزرگ شدن الان یکی ۷ ساله و دیکری ۶ سالشه.به دلیل لینکه هر دو نیمه دومی هستن هیچکدوم هنوز مدرسه نرفتن مشکل اصلی برای خواهر بزرگش با هیچ کس سازگاری نداره یعنی تو یه جمع سه نفره حتما دو تای دیگه رو دعوا میندازه یا بعد دعوا به طور مخفیانه دوتای دیگه رو کتک میزنه.به شدت عصبیه
    از یک سالگی از صداهای مثل صدای در خونه ترس شدید داشت الان هم به خاطر یک تصادف کوچیک با موتور به شدت از موتور و خیابان و سرعت زیاد میترسه.خیلی هم غده و مثلا اگر پدر و مادرش سر موضوعی دعواش کنند یا گاهی تنبیه بدنیش کنند گریه نمیکنه ولی عقده میکنه بعدش سر یه مسئله گریه و زاری راه میندازه یا اگر به خوراکی یا بیرون رفتنی گیر بده تا به خواسته اش نرسه ول کن نیست با بچه ها یا مادرش دعوا راه میندازه تو خونشون خیلی حالت تمسخر باهاش برخورد میکنند.از نظر مالی متوسط رو به پایین هستند پدرش تو خونه تریاک مصرف میکنه روزانه جلو خانواده یکی از مشکلاتی که داره حالش خوبه داره بازی میکنه یه دفه فاز میگیره رو به نفر و باهاش لج بازی میکنه حالا اون فرد میخواد بزرک باشه یا بچه آنقدر بهش ور میده تا طرف مقابل باهاش برخورد میکنه شدید و با دعوا و گریه تموم میشه.به نظر شما باید باهاش چیکار کرد؟به بارم پیش روانشناس رفته خواهرم گفته باید باهاش مدارا کنی اما نمیشه حالا مادرش مدارا میکنه ولی دیگران یا بچه های دیگر که باهاش مدارا نمیکنند.لطفا راهنمایی کنید خواهرم دسترسی به اینترنت نداره و من به جای اون صحبت کردن.ممنون میشم کمکش کنید.

  • یاشار
    خرداد ۲۹, ۱۳۹۵ در ۹:۰۹ ق.ظ

    ا حتمالا به خاطر رفتار شما بوده ممکنه به خاطر عملی شدیدا سرزنش شده یا بهش یاد دادید که برای هر اشتباهی سریعا معذرت خواهی کنه.کودکان به شدت تحت تاثیر افکار پدر و مادر قرار دارن.اگر اینطوری بوده رفتارتون رو از این به بعد تغییر بدید و اگر اشتباهی مرتکب شد خیلی آروم و با مهربانی برخورد کنید و بهش آموزش بدید که این کارهایی که انجام داده اونقدر بد نبوده که به خاطر ش معذرت خواهی کنه

    • اکرم
      خرداد ۱۴, ۱۳۹۸ در ۷:۳۳ ب.ظ

      با سلام.به علت پرخاشگری شوهرم مسئولیت پذیر نبودنش پسر۵ سالمون به شدت حساس ،زود رنج وپرخاشگرشده،چون درمنزل پدرم زنگی می‌کنیم به شدت به آنها وابسته شده وخونه نمی آید مگر وقتی که بخواهیم پارک بریم که با ما همراه میشه حتی برای خوابیدن حاضر نیست خونه بیاد وقتی ناراحت بشه حتی به پدر ومادرم که خیلی دوستشون داره می زنه وحرفهای زشت می زنه .لطفا کمکم کنید.پدرش حاضر نیست مشاوره بریم.

  • سارا سلطانی
    خرداد ۲۹, ۱۳۹۵ در ۸:۳۸ ق.ظ

    سلام و خسته نباشید.یه پسر ۶ ساله دارم که وقتی کار اشتباهی میکنه سریع میگه ببخشید برای هر کاری دائم معذرت خواهی میکنه خیلی خیلی زود هم گریه میکنه خیلی نگران آینده ش هستم لطفا راهنمایی کنید.واقعا ممنون میشم.

نظر خود را بنویسید

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.*

فراموشی رمز عبور