نمودار رشد کودک | اهمیت نمودار رشدی کودک در فرآیند رشد

نمودار رشد کودک، اهمیت نمودار رشدی کودک در فرآیند رشد

نمودار رشد کودک به نموداری گفته می شود که در آن  تغییرات رشدی کودک در گذر زمان نشان داده می شود، در حقیقت نمودار رشدی دو نمودار می باشد که در یک صفحه واحد نشان داده شده است، در این نمودارها به بررسی اندازه گیری شاخص های ضروری رشد پرداخته می شود.

در ادامه مقاله به بررسی نمودار رشد کودک می پردازیم و توضیحاتی را در مورد آن بیان می کنیم که مطالعه آن می تواند برای شما مفید باشد تا در مورد رشد فرزندتان اطلاعات بیشتری را به دست آورید. هم چنین در این خصوص مشاور کودک می تواند به شما کمک کند تا آگاهی تان افزایش یابد.

نمودار رشد کودک چیست؟

نمودار رشد کودک نموداری است که در آن تغییرات رشدی کودک در گذر زمان نشان داده می شود، در حقیقت نمودار رشدی دو نمودار می باشد که در یک صفحه واحد قرار گرفته اند، در این نمودارها وضعیت جسمانی کودک مورد بررسی قرار می گیرد و با هم سن و سالانش مقایسه می شود.

در این نمودارها اندازه شاخص های ضروری رشد مورد بررسی قرار می گیرد و نشان دهنده سلامت نوزادان می باشند، از جمله مواردی که در نمودار رشدی به آن توجه می شود و مورد بررسی قرار می گیرد شامل موارد زیر می باشند:

نمودار رشد کودک برای نوزادان تا 36 ماهگی

در این سنین نمودار رشدی شامل موارد زیر می باشد:

  • جدول قد و وزن کودک متناسب با سن
  • اندازه دور سر نوزاد متناسب با سن
  • وزن متناسب با قد کودک

نمودار رشدی برای کودکان و نوجوانان

نمودار رشدی کودکان و نوجوانان با نمودار رشدی کودک متفاوت است در نمودار رشدی قبل از 3 سالگی اندازه دور سر از اهمیت بسیاری برخوردار است اما در سنین کودک تا نوجوانی اندازه دور سر مهم نیست و اهمیتی ندارد.

بررسی آسیب هایی مانند میکروسفالی، هیدوسفالی و یا ماکروسفالی باید در همان دوران اولیه رشد مورد بررسی قرار گیرد، نمودار رشد در سنین 3 تا 20 سالگی شامل موارد زیر می شود:

  • شاخص توده بدنی (BMI) متناسب با سن
  • قد و وزن متناسب با سن

در کودکان پیش دبستانی تنها قد و وزن متناسب با سن در نمودار رشدی مورد بررسی قرار می گیرد.

علل استفاده پزشکان از نمودار رشد کودک

نمودارهای رشدی بخشی از ارزیابی های استاندارد مرتبط با رشد کودک می باشند در این نمودارها نشان داده می شود که کودک در مقایسه با هم سن و سالان و هم جنسان خود چگونه رشد می کند.

هم چنین در نمودار رشدی در مورد الگوی تغییرات قد و وزن و کشف علت کم وزنی کودک مورد بررسی قرار می گیرد و در این خصوص اطلاعات مفیدی را جمع آوری می کنند.

به طور مثال فرض کنید که کودکی تا 1 سالگی رشد ثابت و متناسب با هم سن و سالانش را دارد اما بعد از آن دچار توقف و تاخیر در رشد می شود.

ثبت این موارد به پزشک کمک می کند تا زودتر بتواند مشکلات سلامتی کودک را تشخیص دهد و متناسب با آن درمان را شروع کند در این شرایط توصیه می شود تا اطلاعات خود را در مورد رشد کودک یک ساله افزایش دهید.

صدک ها در نمودار رشدی چه اطلاعاتی به ما می دهند؟

بر اساس صدک ها جایگاه کودک مشخص می شود به عبارت دیگر صدک ها کمک می کنند تا بفهمیم کودک از نظر شاخص ها رشدی در چه جایگاهی قرار دارند و نسبت به هم سن و سالانش در چه جایگاهی هستند.

زمانی که پزشک و مسئول بهداشت وزن و قد کودک را بر روی نمودار ثبت می کند بر اساس آن نقطه می تواند بفهمد که کودک در کدام صدک قرار گرفته است و نسبت به هم سن و سالانش در کدام جایگاه می باشد.

در صورتی که کودک در صدک بالاتری قرار بگیرد یعنی نسبت به هم سن و سالانش بزرگ تر است و هر چه صدک پایین تری قرار داشته باشد.

یعنی نسبت به هم سن و سالانش رشد کمتری دارد و نسبت به آن ها کوچک تر دیده می شود، در واقع آزمایشات بعد از تولد نوزاد به همین جهت انجام می شود تا صدک رشدی نوزادی مشخص شود و بتواند تشخیص داد نوزاد در چه جایگاهی قرار دارد.

سخن پایانی

مراقبت از کودک شامل سلامت جسمانی و روانی کودک می شود و باید توجه داشته باشید که همانطور که سلامت جسمانی و رشد فیزیکی کودک مهم است، سلامت روانی و پرورش مهارت های ارتباطی کودکان از اهمیت بسیاری برخوردار است.

زیرا بر روی روند رشد شخصیتی و ذهنی کودک اثر می گذارد و از این نظر از اهمیت بسیاری برخوردار است و به همین دلیل باید نسبت به این موضوع توجه ویژه ای شود.

در این راستا بهره بردن از خدمات روانشناسی کودک از اهمیت بسیاری برخودار است و بسیار مفید می باشد و مشاوران مرکز ستاره ایرانیان تلاش می کنند تا به ارتقاء رشد ذهنی کودک کمک کنند و او در این زمینه رشد خوبی داشته باشد.

منبع : نمودار رشد کودک | اهمیت نمودار رشدی کودک در فرآیند رشد

رفتار مادر با پسر، نکات ارتباطی درباره مادر و پسر

رفتار مادر با پسر، نکات ارتباطی درباره مادر و پسر

رفتار مادر با پسر باید چطور باشد؟ آیا تربیت دختر و پسر متفاوت است و مادر باید با آن ها رفتاری خاص داشته باشد؟

پسران در برقراری ارتباط عاطفی رفتاری سرسختانه دارند و برقرار کردن ارتباط با پسران، برای مادران ممکن است دشوارتر باشد.

همه مادران دوست دارند که فرزندان خوبی تربیت کنند و یک مادر خوب برای فرزندشان باشند اما موفقیت آن ها به مسائل مختلفی بستگی دارد.

برای تربیت پسران مادر باید با مسائل مختلفی آشنا شود او باید آگاهی لازم را از نحوه رشد روانی و اجتماعی فرزند خود به دست آورد.

نیازهای فرزند خود را به خوبی بشناسد و برای برقراری روابط دوستانه مهارت های ارتباطی را به خوبی بیاموزد تا بتواند با فرزندش روابط صمیمانه داشته باشد.فتار مادر با پسر

در این مقاله در رابطه با مادر شدن و ارتباط برقرارکردن با فرزند پسر نکاتی ذکر شده است که به بررسی آن می پردازیم.

توصیه هایی در مورد رفتار مادر با پسر

مادر برای برخورد با پسران باید نکاتی را رعایت کند تا بتواند روابط بهتری با فرزند خود داشته باشد.

رفتار مادر با پسر باید درست و سالم باشد زیرا پایه و اساس روابط بعدی بر اساس این روابط در زندگی فرد شکل می گیرد.

ارتباط با مادر باعث می شود دلبستگی فرد در سطح روان شکل گیرد، و نقش مادر در تربیت فرزند بسیار مهم است و با توجه به جنسیت آن جایگاه متفاوتی دارد.

روابط مادر با پسر باید به گونه ای دوستانه باشد چون مادر نقش مهمی در شکل دهی خودباوری و اعتماد به نفس فرزندش دارد.

مادر برای اینکه روابط سالم و درستی با فرزندش داشته باشد باید نکاتی را رعایت کند وگرنه مشکلاتی بین آن ها به وجود می آید.

اما اگر مادر با رعایت کردن نکات باز هم با فرزندش به مشکل برخورد قبل از آنکه شدت مشکل بسیار زیاد شود باید از مشاوره خانواده کمک بخواهد تا بتواند مشکلاتش را حل کند.

رفتار مادر با پسر مهربانی و صمیمیت را پرورش می دهد

منبع مهر ومحبت در خانواده مادر است فرزند معمولا مهر و محبت و رفتارهای مهربانانه و صمیمی را از مادر الگو می گیرند.

پسران در کنار حس اقتدار و قدرت طلبی باید با یکسری از ویژگی ها و خصوصیات و مهارت های زنانه آشنا شوند تا بتوانند در آینده رابطه و ارتباط بهتر و مثبتی با دیگران داشته باشند.

پسران برای اینکه در این زمینه موفق باشند باید مهارت ها را به خوبی فرا بگیرند و مادر نقش بسیار مهمی در این زمینه دارد و اصلی ترین الگو می باشد و ارتباط مادر با فرزندش بسیار مهم است.

هرچه ارتباط مادر با فرزندش بهتر و دوستانه تر باشد برای آینده او بهتر است و رابطه سالم تر و بهتری با همسر خود خواهد داشت.

در حقیقت مادر خوب و نمونه برای تربیت فرزندش بسیار تلاش می کند و سعی می کند با فرزندانش مهربان و صمیمی باشد تا آن ها با این ویژگی های خوب آشنا شوند و در آینده زندگی خوبی داشته باشند.

به پسرتان بیاموزید مسئولیت رفتارهای خود را به عهده بگیرد

برخی از مادران به دلیل عشق و محبت زیادی که دارند نسبت به اشتباه فرزندشان عکس العمل مناسبی نشان نمی دهند و اگر فرزند مرتکب اشتباهی شد آن را نادیده می گیرند.

والدین با این کارشان زمینه ساز رفتارهای مخربی در آینده مانند بی مسئولیتی می شوند و چون رفتار فرزندشان را نادیده گرفته اند و برخورد مناسب با فرزند نداشته اند باعث رفتار نامناسب فرزند می شوند.

اگر مردان بی مسئولیت هستند یکی از دلایل آن می تواند تربیت نادرست در دوران کودکی و نوجوانی باشد.

مادر باید در این زمینه مسئولیت پذیری را به فرزندش یاد بدهد و اگر فرزندش دچار اشتباهی شد باید به او فرصت بدهد تا با عواقب اشتباه خود رو به رو شود و مسئولیت کار خود را بپذیرد.

مادر باید رفتار مناسبی با فرزند خود داشته باشد و او را تحقیر و سرزنش نکند و برای تنبیه روش های سالمی را انداخت کند که بر روحیه کودک تاثیر منفی نگذارد و برای آینده آثار زیان باری نداشته باشد.

به فرزند پسرتان مهارت های زندگی را آموزش دهید.

مادران باید از همان کودکی مهارت های لازم را به پسران خود آموزش دهند چون این مهارت ها از دوران ابتدایی شکل می گیرد و به مرور زمان تقویت می شود.

رفتار مادر با پسر

مردان در طول زندگی فشار و استرس های متفاوتی در زمینه های شغلی، مالی و مسائل مربوط به اداره خانواده تجربه می کنند.

مردان برای اینکه بتواند در برابر این استرس ها طاقب بیاورند و از خود محافظت کنند باید با مهارت های زندگی به خوبی آشنا شوند که از کودکی و توسط مادر آموزش این مهارت ها شروع می شود.

به عنوان نمونه مادرانی که به خاطر محبت زیاد و دلسوزی کردن نمی خواهند فرزندشان شرایط سختی را تجربه کند به همین دلیل اگر کودکشان اشتباهی کرد مسئولیت خطا را خودشان بر عهده می گیرند تا فرزندشان سختی نبیند.

 مادر با این کار باعث می شود که فرزندش در آینده نتواند برای مقابله با مشکلات چه اقداماتی را انجام دهد و روش های ایستادگی در برابر مشکلات را فرا نمی گیرد.

این رفتار مادر باعث می شود تا فرزند پسر در آینده با مشکلاتی رو به رو شود چون یاد نگرفته است با سختی ها چطور مقابله کند و آمادگی لازم را برای برخورد با سختی ها را آموزش ندیده است.

چون فرزند آموزش های کافی را دریافت نکرده است ممکن است در آینده با مشکلاتی رو به رو شود و به دلیل نداشتن مهارت نتواند برای حل مشکل کاری را انجام دهد.

در نتیجه ممکن است برای حل مشکل روش نامناسب و مخربی را در پیش گیرد و دچار استرس زیاد شود که اثرات منفی بر روی او می گذارد، بهتر است از همان کودکی بهترین روش تربیتی  برای کودک در نظر گرفته شود.

به او آزادی عمل بدهید

مادران باید به فرزند پسر آزادی عمل بیشتری بدهند و بگذارد مشکلات را تجربه کند و در زندگی با شکست هایی رو به رو شوند و برای حل مشکلات به تنهایی اقداماتی را انجام دهد.

مادر باید ترس را از فرزند خود دور کند و به او آموزش دهد که با جسارت و شهامت صحبت کند و اگر از چیزی ناراحت شد  به راحتی ناراحتی خود را بیان کند.

مادران دوست ندارند گریه پسرشان را ببینند و فکر می کنند پسرشان ضعیف است که گریه می کنند در حالتی که گریه یک موهبت الهی است و برای آرامش بسیار خوب است و نباید آن را از فرزند دریغ کرد.

والدین بعضی وقتا رفتار فرزندشان را ناپسند می دانند در حالی که ممکن است یه ویژگی مثبت به شمار بیاید.فتار مادر با پسر

والدین باید رفتار مناسب با فرزندان خود را یاد بگیرند تا بتوانند در این زمینه موفق باشند.

کلام آخر

با توجه به نکات گفته شده مشخص شد که مادر نقش بسیار مهمی در آینده و رشد فرزندش دارد.

در واقع مادر به عنوان اولین معلم برای فرزندخود شناخته می شود و باید مهارت ها و مفاهیم زندگی را آموزش دهد.

بسیاری از مادران فرزندان را با استفاده از عقاید و تفکرات پوچ خود تربیت میکنند و آگاهی لازم را در زمینه تربیتی ندارند که این رفتار نامناسب باعث می شود زندگی پسران تباه شود.

مادر می تواند برای اینکه بهترین رفتار را با فرزند پسر داشته باشد از مشاور کمک بگیرد تا مشاور طرز رفتار صحیح را به او آموزش دهد.

مشاوران بر اساس تجربه و دانش اطلاعات مورد نظر را در اختیارتان قرار می دهند و اصول را مرحله به مرحله به شما آموزش می دهند تا به شما کمک کنند.

هنگامی با فرزند به مشکل می خورید بهتر است از مشاور کمک بگیرید تا در حل مشکل به شما کمک کند.

منبع : رفتار مادر با پسر، نکات ارتباطی درباره مادر و پسر

داستان کوتاه در مورد مرتب کردن وسایل و جمع کردن اسباب بازی ها

داستان کوتاه در مورد مرتب کردن وسایل و جمع کردن اسباب بازی ها

میلاد همیشه وسایل رو داخل خونه می انداخت، با هر اسباب بازی که بازی می کرد آن را رها می کرد. یه روز صبح پاش روی اسباب بازی رفت و خیلی خیلی دردش گرفت و اسباب بازیش رو شکست.

در حالی که داشت گریه می کرد، اسباب بازیش شروع به حرف زدن کرد، اسباب بازی گفت: میلاد یادته چقدر باهم خاطره داشتیم و چقدر باهم بازی می کردیم؟ اگر من رو سرجام گذاشته بودی الان سالم بودم و میتونستیم بازم با هم بازی کنیم.

میلاد به اسباب بازی گفت که برام مهم نیست و من اسباب بازی های زیادی دارم که می تونم با آن ها بازی کنم.

روزها گذشت و به مرر تمام اسباب بازی های میلاد شکستن. بعضی از آن ها زیر پا شکستن و بعضی هاشون دور ریخته شدند.

تا اینکه یک روز صبح میلاد رفت سر کمد اسباب بازی هاش و دید که خالی شدن و دیگه اسباب بازی برای بازی کردن باقی نمونده، هرچی هم که گشت چیزی پیدا نکرد.

خیلی ناراحت بود و تا شب خیلی حوصلش سر رفت. گریه کنان پیش مادرش رفت و گفت، مامان من معذرت می خوام، قول می دم که دیگه اسباب بازی هام رو سرجاشون بذارم تا گم نشن یا زیر پا نشکنن. مامانش نازش کرد و به همراه پدرش برای میلاد اسباب بازی های جدیدی خریدن و میلاد هم یاد گرفت که همیشه وسایل رو سر جای خودشون بذاره.

منبع : داستان کوتاه در مورد مرتب کردن وسایل و جمع کردن اسباب بازی ها

مادر عصبی چه جور الگویی برای فرزندش می شود

مادر عصبی چه جور الگویی برای فرزندش می شود

همه مادران در بسیاری از شرایط از دست فرزندشان عصبی می شوند و کنترلشان را از دست می دهند اما برخی از مادران به عنوان مادر عصبانی شناخته می شوند و همیشه در حال فریاد زدن و ناراضی بودن هستند و زمانی که عصبانی می شوند احساس می کنند که مادر بدی هستند زیرا هیچ کس به اندازه آن ها شادی و خوشحالی فرزندشان را نمی خواهد.

عصبی شدن از دست فرزندان امری طبیعی می باشد اما در صورتی که والدین نتوانند عصبانیتشان را کنترل کنند این امر طبیعی نمی باشد و در وهله اول به خودتان آسیب وارد می کند در این صورت شما به عنوان تربیت کنندگان و الگوی کودکانتان بهتر است مهارت های کنترل عصبانیت و حفظ آرامش را یاد بگیرید.

مادر عصبانی

مادران همیشه دوست دارند که برای فرزندشان محیطی امن و شاد به وجود آورند اما طبیعی است که لحظات خسته کننده و عذاب آور زیادی در دوران فرزندپروری خود تجربه می کنند و در بسیاری از اوقات به مادران عصبانی تبدیل می شوند، برای مثال تصور کنید که هوا سرد است و کودکتان لباس مناسبی نپوشیده است و شما هزار کار نکرده در منزل دارید و در این فکر هستید که سریع کودکتان را به خانه برگردانید و نگران سرما خوردن او هستید در حالی که کودکتان دوست ندارد به خانه برگردد و جیغ و فریاد می زند، در چنین شرایطی خستگی، ناامیدی و عصبانی شدن امری طبیعی می باشد.

برای این که خشم خود را در مقابل کودک کنترل کنید به آگاهی، مهارت و تمرین نیاز دارید و قبل از آن باید علت های عصبانی شدن را بشناسید و برای حل آن اقداماتی را انجام دهید.

الگوهای ذهنی مادر عصبانی

والدین گاهی اوقات به خاطر ناآگاهی و نداشتن مهارت های برخورد با کودکان، الگوهای ذهنی اشتباهی در ذهنشان وجود دارد که آن ها را پرورش می دهند و بر اساس همان الگوهای ایجاد شده با کودکشان رفتار می کنند،  مادران عصبانی گمان می کنند که در هنگام رو به رو شدن با رفتارهای ناخوشایند کودکان حق دارند که با آن ها عصبی شوند به عنوان مثال می گویند فرزندشان آینه را شکسته است و آن ها حق دارند که سر او داد بزنند.

مادرانی که عصبانی هستند در اکثر موارد تلاش هایشان را بی نتیجه می بینند و به همین دلیل همیشه ناراضی هستند و خسته به نظر می رسند به عنوان مثال به فرزندشان می گویند.” من همیشه در حال مرتب کردن و اتو کردن لباس ها هستم اما تو همیشه لباس های مدرسه ات را چروک می کنی. ” مورد دیگری که مادران عصبانی گمان می کنند که با عصبانی شدن و فریاد زدن زودتر به نتیجه دلخواه خود می رسند به عنوان مثال آن ها گمان می کنند تا سر فرزندشان داد نزنند و یا عصبانی نشوند او اسباب بازی هایش را جمع نمی کند.

اصلاح الگوهای ذهنی مادر عصبانی

برای این که باورهای ذهنی اشتباه خود را اصلاح کنید راهکارهای بسیاری وجود دارد و هر مادری که دلش می خواهد فرزند سالمی پرورش دهد توصیه می شود این راهکارها را مورد مطالعه قرار دهد.

  1. آرامش خود را حفظ کنید

مادرها همانطور که خودشان معتقد هستند، وقتی مسئله ای را برای کودکشان توضیح داده اند و چند بار آن را تکرار کرده اند و خطرات آن کار را برای کودک بیان نموده اند اما باز هم کودک کار خودش را انجام می دهد و در این حالت مادر حق دارد عصبانی شود اما حق داشتن به این معنی نیست که باید کنترل خود را از دست بدهند و فریاد بزنند در این شرایط به جای عصبانی شدن باید آرامش خود را حفظ کنید و به کودکتان بگویید کارش درست نبوده است و باعث ناراحتی شما شده است.

پس از آن تنبیهی متناسب با آن کار مانند ممنوع کردن دیدن تلویزیون برای مدت کوتاه در نظر بگیرید و توجه داشته باشید که کودکان از حرف های شما کمتر از رفتارتان تاثیر می پذیرند در مواقعی که می توانستید سرش داد بزنید آرامش خود را حفظ کرده اید، کودک یاد می گیرد که به حرف های شما گوش دهد، به هر حال با عصبانیت هیچ چیز عوض  نمی شود.

مادر عصبانی به کودک یاد بدهید

در اغلب جوامع و خانواده ها، قسمت عمده ای از وظیفه تربیت فرزندان، نگهداری از آن ها و مراقبت از وضعیت خوراک، پوشاک و سلامتی شان برای عهده مادران می باشد در ایران این وظیفه سنگین به عهده مادر است زیرا پدران درگیر کارهای بیرون از خانه هستند و در منزل حضور ندارند و مسلما این وظیفه برای مادر به تنهایی سنگین می باشد و طبیعی است که زود خسته، زودرنج و عصبانی شود اما در این مواقع مادران باید به دو نکته توجه کنند تا راحت تر بتوانند به وظایفشان عمل نمایند.

همه کودکان به خاطر اقتضای سنی که دارند تمایل به ریخت و پاش می باشند و مرتب کردن و تمیز کردن را یاد ندارند برای این که این مسائل را یاد بگیرند باید بارها و بارها با حفظ آرامش و مهربانی نظم و ترتیب را به آن ها یاد بدهید و برای آن ها از فواید مرتب کردن بگویید.

در مرتب کردن اتاق به آن ها کمک کنید و به آن ها اجازه بدهید به شما کمک کنند و خودشان هم مشارکت داشته باشند، با فریاد زدن و عصبانی شدن کودکان نظم و ترتیب را یاد نمی گیرند بلکه باعث عصبانی شدن باعث می شود که حال خودتان نیز بد شود.

  1. عصبانی شدن بهترین راه نیست

با داد زدن و عصبانی شدن شما کودک ممکن است از صدای شما بترسند و در لحظه به حرف هایتان گوش دهند اما این روش مطمئن ترین و بهترین کار نمی باشد و تنها در کوتاه مدت نتیجه می دهد و در طولانی مدت بر روی روان شما و فرزندتان اثر می گذارد، آن را فرسوده می کند و هم چنین به روابط مادر و فرزندی تان صدمات بسیاری وارد می کند.

مادرانی که عصبانی هستند فرزندان عصبانی پرورش می دهند و به مرور باعث می شوند که کودکانشان هر رفتاری را با رفتار عصبانی تر پاسخ دهند.

  1. مادر عصبانی کودک را درک کنید

در لحظه ای عصبانی شدید و خشم به سراغتان آمد باید فکر کنید که کودکتان با وجود کار اشتباه همچنان قسمت مهمی از زندگی تان می باشد و باید در اینن شرایط به سن و روحیاتش توجه کنید و با توجه به روحیات و سنش رفتار نمایید.

زمانی که تصمیم به بچه دار شدن گرفتید در واقع برای تمام زندگی تان شریک آورده اید و کودکتان مهمان ناخوانده شما نمی باشد که زندگی تان را بهم ریخته باشد بلکه باید با او محترمانه و مانند یک شریک رفتار نمایید و به او مهر و محبت بورزید.

هم چنین باید توجه داشته باشید که کودک ناپخته است و متناسب با درک و فهم کودکانه خود رفتار می کند شما که بالغ هستید باید سعی کنید که او را درک کرده و متناسب با سنش با او برخورد نمایید، در صورتی که شخصیت پرخاشگری دارید و نمی توانید خشم خود را کنترل کنید در این حالت بهتر است از مشاوره روانشناسی کمک بگیرید تا در این خصوص شما را راهنمایی کند.

راهکارهایی برای کنترل عصبانیت در برابر فرزندان

برای  این که بتواند در مقابل فرزندتان عصبانیت خود را کنترل کنید به شما توصیه می شود تا به راهکارهای زیر عمل نمایید.

  1. محرک های عصبانیت را شناسایی کنید

محرک هایی که باعث می شود شما عصبانی شوید را پیدا کنید و توجه داشته باشید که در چه زمانی کنترل تان را از دست می دهید و عصبانی می شوید تا به خوبی خودتان را کنترل کنید، به عنوان مثال خواب ناکافی یکی از دلایلی است که شما را به مادر عصبانی تبدیل می کند و زمانی که مادر به اندازه کافی نمی خوابد، بی حوصله شده و با یک تلنگر کوچک سریع از کوره در می رود، برخی از مادران زمانی که در بچه داری تنها می شوند و همسرشان آن ها حمایت و همراهی نمی کند بسیار آسیب پذیر می شوند.

از دیگر محرک هایی که باعث عصبانی شدن می شود می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • نداشتن تغذیه مناسب و ضعیف شدن بدن
  • نداشتن وقت برای اختصاص دادن به خود و پرداختن به علایق شخصی
  • ماندن در خانه برای مدت زمانی طولانی
  • نداشتن  وقت و فرصت معاشرت با دیگران و خوشگذرانی

هر فرد برای عصبانی شدن محرک های خاص خودش را دارد و ممکن است به دلایل مختلفی عصبانی شود در این حالت بسیار اهمیت دارد تا فرد از خود آگاهی کاملی داشته باشد و بداند که چه عواملی باعث عصبانی شدن او می شود و از او یک مادر عصبانی می سازد.

  1. از روش های آرام سازی کمک بگیرید

بعد از آن که محرک های خشم و عصبانیت را شناختید باید با راه های کاهش آن ها و روش هایی که باعث آرام سازی می شود آشنا شوید، برخی از افراد با گوش کردن به موسیقی ملایم و یا با درد دل کردن با دیگران آرام می شوند. سعی کنید خودتان را به خاطر این که مادر عصبانی هستید سرزنش نکنید و آرامش خودتان را حفظ کنید و هم چنین راهکارهای مناسب را تمرین کنید و در زمان هایی که عصبانی هستید آن ها را به کار ببرید به عنوان مثال دوش بگیرید، عود روشن کنید، نفس عمیق بکشید و غیره.

برای آرام سازی روش های متفاوتی وجود دارد که از موثرترین آن ها می توان به تمرینات مراقبه، ریلکسیشن و یوگا اشاره کرد، انجام دادن روزانه و مرتب مراقبه به شما کمک می کند تا به آرامش ذهنی برسید و بهتر است تا احساسات و رفتارهای خود را در مقابل محرک ها کنترل کنید و به خوبی این محرک ها را مدیریت کنید.

سخن آخر

عصبانی شدن به این معنی نمی باشد که شما مادر بدی هستید بلکه به این منظور است که شما نتوانسته اید محرک های عصبی شدن خود را بشناسید و عصبانیت خود را کنترل کنید و بر اعصابتان مسلط باشید و خودتان را آرام نگه دارید.

همه انسان ها می توانند با تمرین و کسب آگاهی تغییراتی در خودشان ایجاد کنند و یا رفتارهای نامطلوب خود را بهبود بخشند شما باید دست از سرزنش کردن خود بردارید و با پاک کردن برچسب مادر عصبانی از روی خود شخصیت زیباتر و سالم تری را برای فرزند خود رقم بزنید، هم چنین شما باید منابعی که باعث عصبانیت شما می شود را پیدا کنید و راه های دفع آن را یاد بگیرید. در خصوص رفتار با کودک و تربیت فرزندان می توانید از مشاوره کودک کمک بگیرید تا در این خصوص شما را راهنمایی کند.

منبع : مادر عصبانی | مادر عصبی چه جور الگویی برای فرزندش می شود

تربیت فرزندان موفق، چگونه فرزندان موفقی داشته باشیم؟

یکی از مهم ترین دغدغه های والدین تربیت فرزندان موفق می باشد، کدام پدر و مادری هست که دلش نخواهد فرزندش آینده ای سرشار از موفقیت و خوشبختی داشته باشد؟ موفقیت فرزندان با اصول تربیتی والدین رابطه مستقیمی دارد، همه افراد دوست دارند تا فرزندانشان فوق العاده باشند و هر کدام از آن ها با توجه به اصول خود، راه و روش صحیحی برای تربیت فرزندشان در نظر می گیرند.

والدین با توجه به شرایطشان و تجربه و دانش قبلی تصمیم می گیرند که چه راهی را برای تربیت فرزندشان در نظر بگیرند و فرزند موفق و کاملی داشته باشند، برخی از مهارت ها یادگیری آن ها بسیار مهم می باشد و باید به کودکان آموزش داده شود و این مهارت ها پایه ای برای موفقیت در آینده آن ها به حساب می آید.

در این مقاله در مورد تربیت فرزندان موفق مطالبی را بیان می کنیم و در این خصوص اگر با مساله ای رو به رو شده اید می توانید از مشاور خانواده و کودک کمک بگیرید.

تربیت فرزندان موفق، والدین موفق چه می کنند؟

تربیت فرزندان موفق همانند سرمایه گذاری برای آینده می باشد، ممکن است والدین در این خصوص سوالات و ابهامات زیادی داشته باشند به عنوان مثال از چه سنی می توان تربیت کودکان را آغاز کرد؟

تربیت فرزندان موفق باعث می شوند تا والدین در آینده ارتباط صحیح و خوبی با فرزندشان داشته باشند و فرزندانی متعهد و سالم به جامعه تحویل دهند در این صورت والدین ارتباط قوی و عمیقی با فرزندشان خواهند داشت و تلاش می کنند تا نیازهای آن ها را به خوبی بشناسند، والدین از نیاز های فرزندشان به خوبی حمایت می کنند و سعی می کنند در رسیدن به اهدافشان به آن ها کمک کنند هم چنین والدین در صورتی که نیاز باشد از تنبیه کردن کودکان کوتاهی نمی کنند، انجام برخی از کارها در موفق بودن فرزندان تاثیر بسیاری دارد.

در ادامه این مقاله به بررسی این راه ها  می پردازیم و والدین موفق می توانند فرزندانی موفق داشته باشند و به درستی آن ها را تربیت نمایند در زیر مواردی از ویژگی های والدین موفق ذکر شده است که عبارت اند از:

  • به مهرورزی به فرزندان و ارتباط حسی و فیزیکی بسیار اهمیت می دهند.
  • در قوانین و مقررات تربیتی خانواده ثبات دارند.
  • خودشان رفتار درستی دارند و تنها حرف نمی زنند.
  • موفق بودن را تمرین می کنند و به فرزندان نشان می دهند.
  • سلامتی و نشاط فرزندان برای آن ها مهم می باشد.

راه های تربیت فرزندان موفق

والدین موفق به والدینی گفته می شود که به یادگیری مهارت های فرزندپروری و سبک های فرزندپروری اهمیت می کنند و آن ها را یاد می گیرند، توجه داشته باشید که تربیت فرزند کاری تخصصی می باشد، به همین دلیل در مورد مسائل چالش بر انگیزی که در خانواده دارند باید از مشاور متخصص کمک بگیرند، در این مقاله اصول تربیتی را در نظر می گیریم که آن ها را به عنوان پایه و اساس موفقیت کودکان شما در آینده به حساب می آوریم.

اهمیت دادن به نقش فرزندان

یکی از مهم ترین اصول تربیتی، اهمیت دادن به نقش فرزندان و جایگاه آن ها در محیط خانواده می باشد کودکان در ابتدا توانایی این را ندارند که جایگاه خود را در خانواده شان به اثبات رسانند و نقش فرزندان باید توسط پدر و مادر تقویت شود، والدین باید به فرزندشان اهمیت دهند و به نظر و عقیده آن ها احترام بگذارند و همچنین در گرفتن تصمیم های کوچک که مربوط به خود و خانواده شان می باشند فرزندشان را سهیم کنند، کودکان باید باور داشته باشند که در خانواده اهمیت بسیاری دارند و به نقش آن ها در خانواده اهمیت بسیاری داده می شود.

تربیت فرزندان، افزایش تمرکز

کودکان دوست دارند به فعالیت مورد علاقه شان بپردازند و والدین در صورتی که زمینه های علاقه مندی کودک را شناختند می توانند تمرکز آن ها را در آن زمینه تقویت نمایند، به طور مثال اگر فرزندتان به نوشتن و نقاشی کشیدن علاقه مند می باشند می توانید وسایل مورد نیاز مثل تخته وایت برد یا بوم نقاشی را برای او تهیه نمایید تا با علاقه و تمرکز بیشتری، فعالیت های مورد علاقه اش را انجام دهد، این کارها باعث افزایش تمرکز در کودکان می شود و در این زمینه کمک بسیاری به یادگیری مهارت آن ها می شود.

تربیت فرزندان موفق، اعتماد به نفس و خوداتکایی

روانشناسان کودک روش های موثری را برای تقویت اعتماد به نفس فرزندان در نظر می گیرند و در اختیار والدین قرار می دهند، در صورتی که فرزندان یاد بگیرند که کارهایشان را به درستی انجام دهند و تا حد زیادی استقلال داشته باشند اعتماد به نفس و خوداتکایی آن ها زیاد می شود و راحت تر وارد اجتماع و جامعه می شوند، هم چنین به راحتی می توانند با محیط اطرافشان در تعامل باشند و موفقیت بیشتری را کسب کنند، زمانی که اعتماد به نفس کودکان افزایش یابد روی پای  خودشان می ایستند و وابستگی کمتری نسبت به والدینشان خواهند داشت.

به طور مثال به فرزندتان اجازه دهید خودش لباس هایش را بپوشد و بند کفش هایش را ببندد، در صورتی که کاری را با خطا و اشتباه انجام می دهد او را مورد سرزنش و تحقیر قرار ندهید و اجازه دهید تا مسائل را به تدریج یاد بگیرد در این صورت اعتماد به نفس بیشتری خواهد داشت، در صورتی که به این نکات تربیتی حساس باشید کودکتان رشد و پیشرفت بهتری خواهد داشت و از سلامت جسمی و روانی خوبی برخوردار خواهد بود.

ارتباط با دیگران و عضو تیم بودن

کودکان باید یاد بگیرند که عضو تیم های مشخصی باشند و رفتار در گروه را تمرین کنند، کودکان خیلی زود وارد اجتماع می شوند اما باید والدین، به خوبی فرزندانشان را تربیت کنند تا فرزندشان برخوردی درست با دیگران داشته باشد و در رفتاری های گروهی به خوبی عمل کنند، هم چنین والدین باید فرزندشان را تشویق کنند تا وارد تیم شوند و در مورد وظایف و مسئولیت هایشان به آن ها هشدار دهند، باید این نکته را در نظر بگیرید که آموزش های فرزندتان در مقابل دوستانش نباشد و هرگز او را با دوستانش مقایسه نکنید، در صورتی که فرزندتان بیش از اندازه درون گراست و از جمع می گریزد حتما این مسئله را با روانشناس خانواده در میان بگذارید.

تربیت فرزندان، آموزش زبان دوم

لازم است کودکان علاوه بر زبان مادری، به زبان دیگری مسلط باشند و در بسیاری از مواقع خانواده ها، زبان انگلیسی را به عنوان زبان دوم انتخاب می نمایند ولی این انتخاب با توجه به شرایط و اهداف شما ممکن است متفاوت باشد، با توجه به این که زبان دوم اهمیت بسیاری دارد یادگیری آن برای رسیدن به موفقیت لازم و ضروری می باشد.

تربیت فرزندان موفق، آزادی برای انتخاب مسیر

والدین نباید مسیر و اهداف فرزندشان را بر اساس عقاید و اهداف خودشان در نظر بگیرند زیرا این کار مانعی برای رسیدن آن ها به موفقیت در آینده می شود، در صورتی که مسیر و هدف فرزندتان از قبل مشخص شده باشد دید و نگرش او را محدود می کنید و دیگر فرصتی برای شکوفایی پیدا نخواهد کرد، تا حد امکان به فرزندتان اجازه دهید تا متناسب با سنش تجربه هایی را کسب کند و با مشورت شما، راه خود را پیدا کرده و آن را پیش ببرد.

تربیت فرزندان، برخورد با شکست

شکست بخشی از زندگی و لازمه رسیدن به موفقیت می باشد، کودکان باید این مسئله را یاد بگیرند که همیشه امکان رسیدن به موفقیت وجود ندارد و اگر در مسیری با شکست رو به رو می شوند باید با آن کنار بیایند و برای رسیدن به موفقیت بعدی شان تلاش نمایند.

در صورتی که فرزندتان با شکست های کوچکی رو به رو شد او را سرزنش نکنید و به او بگویید مشکلی نیست و می تواند دفعه بعد تلاش کند و به موفقیت برسد، زمانی که به موفقیت رسید او را تشویق کنید و تا حد امکان شکست های قبلی اش را به خاطرش نیاورید.

نقش روانشناس کودک در تربیت فرزندان

روانشناس کودک مانند پلی میان فرزند و والدین می باشد و مهارت های فرزندپروری را به والدین آموزش می دهد تا در تربیت فرزندان به آن ها کمکی کرده باشند، هم چنین روانشناس کودک سعی می کند با استفاده از روش ها و رویکردهای مختلف، جنبه های روحی و روانی و رفتاری و شناختی کودکان را به تعالی برساند  و مهارت هایی مانند مهارت حل مسئله، افزایش تاثیرات مثبت فردی و افزایش ارزش های انسان دوستانه را در کودکان تقویت نمایند.

در این خصوص مرکز مشاوره ستاره ایرانیان از متخصصین و مشاورانی تشکیل شده است که به والدین و کودکان کمک کنند با دریافت مشاوره اصول و روش های تربیتی صحیح را بیاموزند و کودکی سالم از نظر اخلاقی و رفتاری تربیت نمایند، این مرکز با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی و فردی هر خانواده راهکارهای گوناگونی را در اختیار شما خواهند گذاشت.

منبع : تربیت فرزندان موفق، چگونه فرزندان موفقی داشته باشیم؟

آموزش مهارت های زندگی به کودکان ( 6 مهارت ضروری)

پس از تامین نیازهای اولیه کودکان بسیار اهمیت دارد تا آموزش مهارت زندگی صورت گیرد و مهارت های زندگی از اولویت های تربیتی می باشند، یکی از مهم ترین وظایف والدین تربیت فرزندان می باشد کودکانی که امروزه در محیط امن خانواده و تحت مراقبت والدین شان هستند به زودی وارد اجتماع می شوند و خانواده را تشکیل می دهند.

در این شرایط والدین الگوی فرزندان می باشد و تمامی رفتار و کارهایشان در ذهن کودک ثبت می شود و تاثیر بسیاری بر روی شخصیت فرد می گذارد در این شرایط والدین باید با مهارت های زندگی و آموزش های لازم آشنا شوند تا بتوانند به کودکان تربیت صحیحی را آموزش دهند، تربیت کودکان بسیار مهم می باشد و امری تخصصی و پیچیده می باشد، بنابراین بهتر است در مواقع حساس از مشاوره کودک کمک بگیرید تا اطلاعات کافی را در اختیار شما قرار دهند.

آموزش مهارت های زندگی به کودکان، یک کار ضروری

در آموزش مهارت ها، نقش مشاور متخصص به عنوان مکملی در کنار پدر و مادر می باشد و انسان گاهی اوقات به خاطر مشکلات زندگی اش در شرایطی قرار می گیرد که احساس شکست و ناامیدی می کند و به همین دلیل فکر می کند که سختی ها و مشکلات زندگی فراتر از آستانه تحمل او می باشد و او نمی تواند از پس این مشکلات برآید.

در بسیاری از اوقات به خاطر ارتباط با دیگران و رفتارهای برخی از افراد دچار استیصال می شوند و رفتارهای عجولانه و شتاب زده ای نشان می دهند تمامی این مشکلاتی که به وجود می آید به خاطر عدم اطلاعات و آگاهی آن ها و هم چنین ناپختگی و عدم آموزش مناسب مهارت های زندگی به کودکان می باشد.

فرزندان همیشه در  محیط خانواده باقی نمی مانند و دیر یا زود وارد اجتماع شده و با مشکلات ریز و درشتی رو به رو می شوند پس باید همان ابتدا مهارت های زندگی به فرزندان آموزش داده شود تا در آینده زندگی بهتری را برای خودشان بسازند، هم چنین یک مشاور با تجربه می تواند به شما کمک کند تا استعداد های کودک تان را کشف نمایید و بهتر با او ارتباط برقرار کنید.

مهارت های زندگی و آموزش آن ها به کودکان

برای این که کودکان در آینده زندگی بهتری داشته باشند باید روانشناسی کودک را در همه مراحل زندگی آن ها در نظر بگیریم، مهارت های زیادی وجود دارد که باید به کودکان آموزش داده شود که در ادامه این مقاله به توضیح برخی از آن ها می پردازیم.

  1. آموزش مهارت ارتباط و تعامل با دیگران به کودکان

بچه ها به زودی بزرگ می شوند و وارد اجتماع شده و کار می کنند، ازدواج می کنند و با مسائل مختلفی رو به رو می شوند آن ها در صورتی می توانند به طور دقیق با مسائل و مشکلات کنار بیایند که از قبل برای آن ها آماده شده باشند در صورتی که کودک با خواهر و برادر و دوستانش تعامل داشته باشد در این حالت به صورت تمرینی و موثر خودش را برای مقابله و رویارویی با مشکلات آماده می کند.

کودکان باید بیاموزند در عین این که به دیگران احترام می گذارند و خودشان را کنترل می کنند باید حق دیگران را بگیرند و نظرشان را به راحتی بیان کنند، به طور مثال از کودکان بخواهید یکدیگر را نقاشی کنند و زمانی که یکدیگر را ناراحت کردند و او را رنجاندند قسمتی از نقاشی را پاره کنند در این حالت به آن ها می فهمانید که رنجاندن دیگران چه تاثیر بدی بر آن ها می گذارد و کودک تاثیر این کار را به خوبی متوجه می شود.

  1. مدیریت زمان در فرزندان

یکی از مهارت های مهم و اساسی در دوران بزرگسالی مدیریت زمان می باشد، کودک باید مدیریت زمان در زندگی را یاد بگیرد و با فعالیت هایی مفید و بیهوده آشنا شود، مثلا او باید متوجه شود اگر بیش از اندازه تلویزیون مشاهده کند تاثیر بدی بر روی او و زندگی اش خواهد گذاشت.

زمانی که کودک بزرگ شد باید ساعت مخصوص برای خود داشته باشد و بداند که برای بیدار شدن از خواب باید تقلا کند، شما باید کودکتان را تشویق کنید تا کارهای مدرسه شان را دقیق و در زمان مقرر انجام دهند، حتی آن ها می توانند کارهای روزانه شان را یادداشت نمایند تا برنامه درست و خوب برای انجام آن ها داشته باشند، در صورتی که کودک برای انجام به موقع کارهایتان دچار اضطراب و استرس شدیدی می شود در این موقعیت باید راهی را پیدا کنید تا آرامشش را حفظ نماید.

  1. آموزش مهارت های زندگی به کودکان، مدیریت مالی

باید به کودک تان اجازه دهید تا تصمیم های مالی کوچک را خودش بگیرد، بچه ها با اشتباه کردن در موقعیت های کنترل شده، چیزهای زیادی را یاد می گیرند، شما باید برای کودک تان شرایط و مقررات خاصی را وضع نمایید تا بداند که چطور پولش را خرج نماید به طور مثال اگر ماهانه به او پول می دهید باید بداند که تا یک ماه آینده خبری از پول نیست و او باید پولش را مدیریت کند و برای نیازهای مختلف تقسیم بندی نماید و بتواند بخشی از آن را پس انداز کند، به این طریق آن ها یاد می گیرند که باید در قبال پولی که دریافت می کنند مسئولیت پذیر باشند و به طور صحیح آن ها را خرج کنند. با این کار کودک علاوه بر مدیریت پول، مسئولیت پذیری را نیز یاد می گیرد.

  1. مهارت های زندگی رعایت نظم

معمولا بچه ها برای بازی کردن انبوهی از وسایل بازی و خرده ریز برای خودشان دارند، والدین باید دسته بندی  و مرتب کردن وسایل آن ها را به خودشان بسپارند و کودک شان را تشویق کنند تا وسایل قدیمی را به دیگران ببخشد، شما می توانید برای آن که بچه ها نظم را یاد بگیرند صندوق های فانتزی و جذابی برای آن ها بخرید تا آن ها به مرتب کردن وسایلشان تشویق شوند.

  1. مهارت های خانه داری در زندگی

انسان هر شغلی که داشته باشد باید مهارت خانه داری را بیاموزد و بتواند کارهای خود و خانه اش را انجام دهد، می توانید در انجام کارهای کوچک مثل جدا کردن کاهو ها و چیدن نان ها از کودک تان کمک بگیرید و یا از او بخواهید لباس هایش را در ماشین لباس شویی قرار دهد هم چنین در هنگام خرید کردن کودکتان را با خود ببرید و او را با مواد غذایی و ملاحظات اقتصادی آشنا نمایید ، در صورتی که کودک تان به تدریج با کارهای خانه آشنا شوند در بزرگسالی می توانند به خوبی از عهده کارهای شخصی خانه شان بربیایند و به درستی آن ها را انجام دهند.

  1. آموزش مهارت های زندگی به کودکان، مهارت تصمیم گیری

یکی از مهم ترین مهارت های لازم برای زندگی، مهارت تصمیم گیری می باشد شما باید از فرزندتان بخواهید تا  اهداف خود را برای آینده بنویسد و در مورد کارهایی که باعث می شود تا او به اهدافش برسد صحبت کنید، هم چنین به او بیاموزید که برای رسیدن به اهدافش باید به شواهد و مدارک تکیه کند و به صورت صحیح و با اطمینان تصمیم بگیرد، و در صورتی که کودکتان تصمیمی را گرفت او را با معایب و مزایای تصمیم آشنا کنید و در انتها تصمیم نهایی را به عهده خودش بگذارید، هر چه قدر کودک شما بتواند تصمیم های صحیح و بیشتری بگیرد در این حالت اعتماد به نفس او افزایش خواهد یافت.

کلام آخر

والدین باید به این نکته توجه کنند که آموزش مهارت های زندگی به کودکان باید در راستای تربیت آن ها باشد در واقع هدف از این مهارت ها این است که فرزند شما به بهداشت جسمی و روانی دست یابد و بتواند در این زمینه شخصیت رشد یافته ای داشته باشد، در صورتی که کودک مهارت های مختلفی را در زندگی کسب کند می تواند در آینده و بزرگسالی شخصیتی موفق تر داشته باشد .

در این خصوص شاید کودکان در یادگیری مهارت ها با مشکلاتی رو به رو شوند و والدین نتواند به درستی مهارت ها را به آن ها آموزش دهند در این شرایط باید از مشاور کودک استفاده کنید تا به شما کمک کند آموزش های لازم را به کودک تان بدهید، مرکز ستاره ایرانیان به صورت تلفنی و حضوری آماده خدمت رسانی به شما می باشد تا برای حل مشکلات و مسائل راهکارهای صحیح در اختیار شما قرار دهد.

منبع : آموزش مهارت های زندگی به کودکان ( 6 مهارت ضروری)

مضرات اسباب بازی های پلاستیکی برای کودکان

بازی کردن یکی از فعالیت های مهم و حیاتی در دوره های مختلف رشد است. بازی کردن با اسباب بازی غذای روانی برای کودکان محسوب می شود و روانشناسان معتقدند که یکی از نشانه های سلامت عقل و کنجکاوی و هوشیاری بچه ها تمایل آن ها به بازی کردن و داشتن اسباب بازی است. در هر شرایطی مهم ترین ویژگی یک کودک داشتن فعالیت و جنب و جوش و بازی کردن است.

اسباب بازی نقش مهمی در رشد جسمی و روانی کودک دارد و هم چنین به رشد خلاقیت آن ها کمک می کند، بازی با همسالان نیز باعث تقویت مهارت های اجتماعی او می شود. همچنین سرگرم شدن کودک با اسباب بازی های پلاستیکی به مادران این فرصت را می دهند تا به کارهای روزمره خود نیز برسند.

درعین حال که اسباب بازی ها نقش مهم و مثبتی در روند رشدی کودکان دارند، اما کاملا بی ضرر هم نیستند و نمی توان کودکان را با اسباب بازی های پلاستیکی تنها گذاشت.

در این مطلب در مورد خطرات و مضرات اسباب بازی های پلاستیکی بر سلامت کودکان خواهیم پرداخت.

خطرات شیمیایی اسباب بازی های پلاستیکی

تحقیقات نشان می دهد که مواد شیمیایی مضری که در اسباب بازی های پلاستیکی وجود دارد، می تواند سلامت کودک شما را تحت تاثیر قرار دهد. در کشورهای مختلف از مواد شیمیایی متفاوتی برای ساخت اسباب بازی استفاده می شود و نمی توان لیست کاملی از مواد شیمیایی مضری که در ساخت اسباب بازی ها استفاده می شود، ارائه کرد.

در لیست مواد شیمیایی به کار رفته در اسباب بازی ها علاوه بر نوع ماده شیمیایی باید راه تشخیص و عوارض آن را نیز بیان شود، اما متاسفانه در برخی از کارخانه و کشورها این مورد نیز رعایت نمی شود.

سوالی که در اینجا مطرح است این می باشد که این مواد چگونه وارد بدن کودک می شود. باید جواب داد که مهم ترین راه ورود و انتقال، استنشاق است. در مطالعات جدید، بیان شده که بیش از 100 ماده شیمیایی مضر ممکن است در اسباب بازی های پلاستیکی وجود داشته باشد، در این تحقیق به این دلیل که اغلبِ سازندگان اسباب بازی اطلاعاتی در مورد نوع مواد شیمیایی به کار رفته در آن را در اختیار نمی گذارند، از داده های مطالعات قبلی استفاده شده است.

تعداد بیشتر اسباب بازی های پلاستیکی مساوی است با خطرات بیشتر

کار مطالعاتی محققان برای تخمین میزان آسیب زا بودن اسباب بازی با استفاده از تکنولوژی پیشرفته، نشان داد که هر چه تعداد بیشتری اسباب بازی پلاستیکی در اتاق کودک وجود داشته باشد، میزان خطرات شیمیایی نیز بیشتر خواهد بود. در این تحقیقات هم چنین میزان اسباب بازی موجود در اتاق هر کودک، به طور میانگین 18 کیلوگرم برآورد شد.

بلعیدن و استنشاق از مهم ترین راه های انتقال مواد شیمیایی به بدن کودکان است و از آن جا که کودکان و نوزادان اغلب اسباب بازی ها را وارد دهانشان می کنند، این خطرات نیز افزایش می یابد.

محققان دریافتند که در اسباب بازی های پلاستیکی مختلف حدودا 419ماده شیمیایی مختلف یافت می شود که 126 مورد از این مواد شیمیایی می توانند برای سلامت کودک خطرات و مضر باشند.

با توجه به خطرات و مضرات اسباب بازی های پلاستیکی بر سلامت کودکان، پیشنهاد می شود که اسباب بازی های چوبی را جایگزین اسباب بازی های پلاستیکی کنید تا با خیال راحتی آن ها در اختیار کودکان قرار دهید.

منبع : مضرات اسباب بازی های پلاستیکی برای کودکان

راه های جلوگیری از غیبت کردن کودکان

راه های جلوگیری از غیبت کردن کودکان

یکی از رفتارهای نامناسبی که افراد چه کودک و چه بزرگسال می توانند داشته باشند، غیبت کردن است. رفتاری که هیچ کس دوست ندارد فرزندش به آن عادت کرده و در او پرورش یابد.

غیبت کردن در بین کودکان ۸ تا ۹ سال مساله رایجی است که اگر آن را در فرزندانتان درمان نکنید، می تواند باعث ایجاد برخی مسائل عاطفی و احساسی در آینده ی فرزندتان شود.

غیبت کردن کودکان

کودکان از سن ۸ تا ۹ سالگی برای اینکه بتوانند قدرت و غلبه بر دیگران را تجربه کنند، از این عادت استفاده می نمایند و اغلب برای اینکه شناخته تر و محبوب تر شوند، این کار را در دید عموم انجام می دهند. اما این عادت به مرور زمان ممکن است در آن ها بیشتر شود که این عادت می تواند منجر به تخریب شخصیت آن ها و ایجاد برخی مسائل ناخوشایند دیگر شود.

محققان دانشگاه وان دوک ، از ۶۰ دانش آموز دختر خواستند که به مدت ۱۵ دقیقه آزاد باشند و نتیجه ای که از این آزمایش بدست آمد نشان داد که هر یک از این دانش آموزان به طور میانگین در مورد ۲۴ نفر غیبت کرده اند. دو علت عمده که باعث ایجاد این رفتار در کودکان می شود و همچنین راه حل آن، در ادامه بیان خواهد شد.

تعریف از خود و حس محبوبیت

دلیل عمده ای که کودکان غیبت می کند، اول به خاطر تعریف کردن از خودشان است و بقیه غیبت ها نیز حرف هایی برای تخریب دوستانشان است، برای مثال می گویند “فلانی فکر می کند که همه چیز را می داند.”

وظیفه شما به عنوان والدین این است که به فرزند خود یاد دهید که شایعه پراکنی و یا غیبت کردن در مورد دوستانش و دیگران، در آینده ی نزدیک می تواند برای او و یا دوستانش آسیب زا باشد. شما با کمی گفت و گو با فرزند خود می توانید این عادت نامناسب و ناخوشایند را از بین ببرید و این کار بزرگ ترین لطف  و محبت، در حق او است که می تواند از همان کودکی، جان او را نجات دهد.

هم چنین شما باید در مورد برخی مشکلات و مسائل که فرزندتان نباید در مورد آن ها با هیچکسی صحبت کند، چه برای دیگران پیش آمده باشد و چه برای خودش، با او صحبت کنید؛ به طور مثال مساله های عاطفی و احساسی مربوط به خانواده مثل طلاق، یا به دروغ چیزی درمورد کسی گفتن و یا مساله ای مثل تقلب.

دوستان بد

یکی دیگر از دلایلی که باعث می شود فرزند شما غیبت کند، ممکن است دوستی با افرادی باشد که او را به مسخره کردن، غیبت کردن، تهمت زدن و… تشویق می کنند. در این صورت شما باید فرزند خود را از این افراد دور کنید تا نتوانند روی رفتار فرزند شما اثرات نامطلوب بگذارند.

به گفته ی دکتر مک دونالد، تمام کودکان در سنین کم، دوست دارند از خودشان در مقابل دوستانشان تعریف کنند و یا یکدیگر را مسخره کنند؛ در نتیجه وجود برخی دوستانی که باعث ایجاد رفتارهای نامطلوب در فرزند شما می شود، از اساسی ترین و مهم ترین عواملی است که این رفتارها را در آن ها به وجود می آورد. اگر این رفتار در فرزندتان تبدیل به عادت شود، مطمئنا ترک آن زمان بسیار زیادی خواهد برد.

باید به فرزند خود یاد بدهید که هر چیزی در مورد دوستشان می شنوند، حقیقت ندارد. شما باید او را به یافتن حقیقت تشویق کنید و اجازه ندهید که او زود باور شود. مثلا می توانید به او توضیح دهید که یک شایعه از یک نفر شروع می شود و ممکن است پس از مدت کمی به گوش صدها نفر برسد، و احتمال بسیار زیاد در این میان این شایعه با محتوای بیشتر و بدتر پخش می شود، پس از کجا معلوم است که این موضوع، حقیقت دارد یا خیر؟!

منبع : راه های جلوگیری از غیبت کردن کودکان

والدین ناخواسته فرزندان را دروغگو می کنند

تاثیر رفتار والدین در دروغگویی کودکان چیست؟

کودکان همه چیز را از والدین خود یاد می گیرند، گاهی اوقات نیز درگیری های والدین و روش های نامناسب آن ها باعث به وجود آمدن قوه ی دروغگویی در کودک می شود. تربیت نادرست والدین یکی از دلایل مهم و اصلی دروغ گویی در کودکان است. چرا؟

رفتارهای غلط والدین مثل آسان گرفتن و غفلت در تربیت کودک از دلایلی است که باعث تربیت کودکی دروغ گو می شود.

در این مقاله قصد داریم در مورد این که چگونه رفتار والدین بر دروغ گو شدن کودک اثر می گذارد، صحبت کنیم.

دلایل دروغگویی کودکان

کودکان در سنین پایین نمی تواند درک صحیحی از صحبت ها داشته باشند و نمی توانند بین تخیل و واقعیت تفاوتی قائل شوند، این مساله دلیل عمده ی دروغ گویی در کودکانی با سن پایین است. برای مثال وقتی کودک فیلم تخیلی می بیند و یا داستان تخیلی می خواند، صحبت هایش اغراق آمیز می شود.

دروغ گویی در کودکان از سن ۴-۵ سالگی پدیدار می شود و اگر روش تربیتی والدین نادرست باشد، این رفتار در کودک نهادینه می شود.

اخیرا در کانادا مطالعه ای رو ۷۶۷ نفر انجام شد که طی آن یک سری سوال در مورد رفتارهایی که والدین برای بزرگ کردن و تربیت فرزندان خود استفاده می کنند، از داوطلبان پرسیده شد، نتیجه ی مطالعات انجام شده نشان داد که برخی از رفتارهای والدین با فرزندانشان، آن ها را به دروغ گفتن متمایل می کند.

محققان در طی این مطالعات به نتایج مهم دست پیدا کردند که در ادامه آن ها را توضیح می دهیم.

 رفتار نادرست والدین که کودک را دروغگو می کند.

اقتدارگرایی یا سخت گیری والدین

والدین اقتدارگرا دائما می خواهند به کودک خود یاد دهند که چه چیزی درست است و چه چیزی غلط. این روش برای کودکان به  معنی پیروی از حرف های والدین است که آن ها را به اطاعت از گفته ها و خواسته های والدین محدود می کند.

این رفتار والدین با کودکان درست نبوده و کودکان احساس می کنند مورد ظلم واقع شده اند و در نتیجه ممکن است اخلاق های خوب آن ها به اخلاق و رفتار بد تبدیل شود و این افراد را در بزرگسالی نیز به فردی شکاک و دروغ گو تبدیل کند.

یک از دلایل مهم دروغ گویی، ترس از تنبیه شدن و بازخواست شدن از جانب والدین است.

آسان گیری

پدر و مادرهای آسان گیر که به طور کامل و همه جانبه، از فرزندانشان حمایت می کنند، محیط را به گونه ای فراهم می کنند که فرزندشان هر کاری دوست دارد انجام دهد. وقتی این کودکان بزرگ شده و در محیطی مشغول به کار می شوند، از هر راهی حتی دروغ گفتن،  برای رسیدن به آن چه که می خواهند و فکر می کنند حق آن ها است، استفاده می کنند.

سهل انگاری والدین

برخی والدین به قدری از فرزند خود غافل می شوند که نه تنها از فرزند خود هیچ حمایتی نمی کنند، بلکه کودک نیز نمی تواند از آن ها الگو بگیرد و چیزی از آن ها یاد بگیرد. این کودکان در نهایت به افرادی افسرده و دروغ گو و ناموفق تبدیل خواهند شد.

یکی دیگر از دلایلی که کودکان دروغ می گویند، غفلت والدین نسبت به رفتارهایشان است. زیرا کودک همه رفتار و گفتار والدین خود را ثبت می کند و از آن ها تقلید می کند.

برخی از والدین غافل از این موضوع جلوی کودک رفتاری غلطی مثل دروغ گفتن را انجام می دهند، کودک نیز این رفتار را ثبت کرده و آن را تقلید خواهد کرد؛ پس این گونه والدین، مسئول دروغگویی فرزندانشان خواهند بود.

درگیری و مشغله زیاد

والدینی که برای فراهم کردن آزادی و رفاه فرزند خود، تلاش زیادی می کنند، فرزندانی تربیت می کنند که قدر داشته های خود را بهتر می دانند و در تشخیص درست و غلط از حد بالای برخوردارند، در نتیجه این فرزندان در آینده نیز تمایل کمتری به دروغ گفتن دارند.

دروغگویی والدین در برابر کودک

برخی والدین در عین حال که می خواهند به کودک خود یاد بدهند که نباید دروغ بگویند، در مقابل آن ها این کار اشتباه را انجام می دهند که باعث ایجاد تناقض بین گفته های والدین با عمل آن ها می شوند. اما در نتیجه کودک از رفتار والدین الگو می گیرد و آن را انجام می دهد.

سرزنش کردن کودک

والدین در طول روز اشتباهات زیادی مرتکب می شوند و کسی آن ها سرزنش یا بازخواست نمی کند.

ولی والدین در برابر اشتباه کودکان معمولا این رفتار را نشان نمی دهند و زمانی که کودک دچار اشتباه می شود، او را سرزنش می کنند. این رفتار والدین باعث می شود که کودک برای فرار از سرزنش شدن، دروغ بگوید. بهتر است کودکان برای انجام دادن کار اشتباه سرزنش و بازجویی نشوند.

 توقعات نابه جای والدین از فرزند خود

برخی والدین کارهایی را از کودک خود انتظار دارند که خودشان در کودکی نتوانسته اند آن را انجام دهند و یا از او پیشرفتی را می خواهند که خود در دوران کودکی در بدست آوردن آن به هر دلیلی ناتوان بوده اند.

کودکان نمی توانند همه خواسته های والدین خودشان را برآورده کنند و برای اینکه آن ها را ناراحت نکنند، به اجبار دروغ می گویند.

آگاهی ندادن به کودک در مورد تفاوت بین واقعیت و خیال

بعضی از کودکان چون فرق بین خیال و واقعیت را متوجه نمی شوند و بین آن ها تفاوت قائل نیستند، صحبت های اغراق آمیزی دارند. والدین برای اینکه کودکشان دچار مشکل در درک مفاهیم و اطلاعات نشود، باید درباره تفاوت بین و خیال واقعیت با کودک خود صحبت کرده و آن ها را آگاه سازند.

 محبت نکردن به کودک

محبت والدین به کودک باعث ایجاد آرامش و اطمینان در زندگی آن ها می شود. زمانی که والدین این محبت را از کودک خود دریغ می کنند، فرزندان نیز برای جلب توجه و محبت آن ها به سمت دروغگویی تمایل پیدا می کنند.

اگر والدین به کودک خود به اندازه کافی توجه کرده و به او ابراز محبت کنند، دیگر کودک حس نمی کند که برای ابراز وجود به دروغ گفتن نیاز دارد.

منبع : والدین ناخواسته فرزندان را دروغگو می کنند

دوران کودکی افراد در ازدواج آن ها چه تاثیری دارد؟

تاثیر روابط دوران کودکی همسر در ازدواج بسیار مهم است. روابط دوران کودکی با خانواده، دوستان و همسالان می تواند بخش عظیمی از شخصیت فرد را نشان دهد. سوال این است که دوران کودکی افراد در ازدواج آن ها چه تاثیری دارد؟

روابط دوران کودکی در ازدواج

درک شما از الگو های شخصیتی و گذشته خود در خواسته ها و چشمداشت های شما از زندگی مشترک تأثیر زیادی دارد. 

به یاد داشته باشید که لازم نیست زندگی خود را با کسی مقایسه کنید.

 شما فقط می توانید الگوهای صحیح و نادرست را شناسایی کنید و از آن ها درس بگیرید.

نقش خانواده سنتی در ازدواج و تاثیر دوران کودکی همسر در ازدواج

نقش خانواده سنتی در ازدواج

امروزه تعداد خانواده های سنتی کم شده است اما هنوز هم خانواده های هسته ای و سنتی وجود دارند. این نوع خانواده در کشور های شرقی بیش تر مشاهده می شوند.

فایل صوتی این مطلب روانشناسی تقدیم به شما، لطفا اشتراک بگذارید.

 شرمنده،مرورگر شما از تگ صدا پشتیبانی نمی کند

پرسش های زیر را همراه با همسر یا نامزد خود بخوانید و درصورت لزوم درباره پاسخ آن ها بحث کنید:

  1. فکر می کنی چه چیزی باعث شده است که رابطه میان پدر و مادرمان انقدر قوی باقی بماند؟
  2. به نظرت کدام یکی از ویژگی های ازدواج آن ها می تواند برای ما نیز سودمند باشد؟
  3. به نظرت کدام یک از ویژگی های ازدواج آن ها زیان آور است؟ 
  4. رابطه بین پدر و مادرت چگونه بوده است؟
  5. آیا دوست داری رابطه ما مثل رابطه آن ها باشد؟
  6. در خانواده شما چه کسی حرف آخر را در تصمیم گیری ها می زد؟
  7. آیا دوست دارید در زندگی آینده تقسیم وظایف بین ما به شکل سنتی و جنسیتی باشد؟
  8. آیا پدر و مادر شما از روش های سنتی در تقسیم کار استفاده می کردند؟
  9. آیا ازدواج و رابطه پدر و مادرتان را صادقانه و موفق می دانی؟
  10. آیا تاکنون شاهد مشارکت پدر و مادرت برای حل مشکلات بوده ای؟
  11. آیا پدر و مادرتان از دعوا و دلخوری دوری می کردند؟
  12. آیا پدر و مادرتان زیاد با هم دعوا می کرده اند؟
  13. دعواهای آن ها نشان دهنده یک ازدواج ناموفق بوده یا روش ارتباطی آن ها مشکل داشته است؟
  14. آیا پدر و مادرتان دوست داشتند که با یکدیگر وقت بگذرانند؟
  15. آیا یکی از والدین شما مدام دیگری را تحقیر می کرده؟
  16. آیا والدینتان با هم شاد بودند و می خندیدند؟
  17. آیا والدین شما راز هایی را از هم مخفی نگه می داشتند؟
  18.  به نظر شما این الگو ها تا چه حد در شخصیت شما تاثیر داشته است؟

تاثیر طلاق والدین در ازدواج فرزند

تحقیقات نشان می دهد که اگر شخصیت شما در خانواده تک والدی شکل گرفته باشد، احتمال طلاق برای شما بالاتر است.

 البته این هرگز به این معنی نیست که رابطه شما حتما به شکست ختم می شود.

چنانچه دلایل طلاق والدین خود را بدانید و سعی کنید که این الگو ها را بشناسید و از آن ها دوری کنید، شانس رابطه سالم را افزایش می دهید.

سوالات زیر را بخوانید و با همسر خود درباره آن ها حرف بزنید. سعی کنید که حرف های یکدیگر را قطع نکنید و در مورد پاسخ هایتان با هم حرف بزنید.

  1. اگر در خانواده تک والدی بزرگ شده اید آیا زوج خوشبختی را برای الگوبرداری در اطراف خود می شناسید؟
  2. چنانچه تنها با یکی از والدین خود بزرگ شده اید، آیا جای خالی پدر یا مادر خود را حس کرده اید؟
  3. آیا پدر یا مادر مجردتان از اضطراب رنج می بردند یا زندگی آرامش بخشی داشتند؟
  4. آیا والدینتان به شما گفته اند که نمی توانید به کسی اعتماد کنید؟
  5. آیا با هردو والدینتان رابطه داشته اید؟
  6. دلیل طلاق والدینتان چه بوده است؟
  7. آیا خود را بخاطر طلاق آن ها سرزنش می کنید؟
  8. آیا والدینتان پس از طلاق باهم رابطه مسالمت آمیزی داشته اند؟
  9. آیا تا الان از جدایی پدر و مادرتان سوء استفاده کردید تا آن ها احساس گناه بکنند و شما به هدف خود برسید؟
  10. آیا جدایی والدینتان بر روی نظرتان از ازدواج اثر گذاشته است؟

تاثیر ناپدری و نامادری در ازدواج

همیشه والدین کسانی نیستند که شما را به دنیا آورده اند. قیم یا ناپدری و نامادری شما نیز والدین شما محسوب می شوند. در این شرایط پدر و مادر به کسی گفته می شود که شما را بزرگ کرده است. 

اگر در چنین خانواده هایی بزرگ شده اید سوالات زیر را بخوانید و سعی کنید با همسر خود در مورد پاسخ های خود صحبت کنید.

  1. آیا در کودکی شاهد رفتارهای سالم و موفقی بوده اید؟
  2. آیا کسانی که در هنگام رشد در کنار شما بوده اند نظر مثبتی نسبت به تشکیل خانواده داشته اند؟
  3. اگر در کودکی عضوی از خانواده خود را از دست داده اید؟
  4.  در مورد روش هایی را که برای غلبه به ناراحتی استفاده کرده اید توضیح دهید.
  5. آیا در کودکی آموخته اید که نمی توان به جنس مخالف اعتماد کرد؟
  6. آیا رابطه ایده آل از نظر شما چیزی است که فیلم ها و کتاب ها به تصویر می کشند؟
  7. یک مورد ازدواج موفق را در نزدیکان خود مثال بزنید و توضیح دهید که چرا فکر می کنید آن ها خوشبخت هستند.
  8. آیا در کودکی به اندازه کافی توجه دریافت کرده اید؟ 
  9. آیا دوست دارید به همان اندازه به شما توجه شود؟
  10. آیا در خانواده شما معیار ارزش زنان با مردان متفاوت بوده است؟

تاثیر دوستان و همکلاسی ها در ازدواج

تأثیر دوست در زندگی افراد متفاوت است ولی مشخص است که هر فردی تا حدودی تحت تأثیر دوستانش قرار می گیرد.

رفتار شما با دیگران وقتی کودک بوده اید احتمال دارد بر روی رفتار شما در بزرگسالی اثر بگذارد.

با همسرتان به سوال های زیر پاسخ دهید:

  1. از مدرسه رفتن لذت می بردید یا حس می کردید هدر دادن وقت است؟
  2. به دیگران حسودی می کردید یا از موفقیت آن ها خوش حال می شدید؟
  3. دوست داشتید در مدرسه محبوب باشید؟ 
  4. آیا در مدرسه محبوب بودید؟
  5. آیا در فعالیت های گروهی در مدرسه شرکت می کردید؟
  6. چه خاطره ناخوشایندی از مدرسه دارید؟
  7. چه خاطره خوشایندی از مدرسه دارید؟
  8. آیا در کودکی به دنبال انتقام گرفتن بودید؟
  9. آیا دوست دارید دوباره آن دوره از زندگیتان را تجربه کنید؟چرا؟
  10. آیا در کودکی به فرار از مدرسه فکر کرده اید؟
  11. بزرگ ترین مشکل شما در مدرسه چه بوده است؟
  12. آیا با دوستان و معلمان خود زیاد درگیر می شدید؟
  13. از نظر درسی و انضباطی دانش آموز ضعیف، متوسط یا خوبی بوده اید؟ معیار این ارزش گذاری چیست؟

ارزیابی پرسش ها روابط دوران کودکی در ازدواج

هنگام ازدواج با فردی، شما علاوه بر این که آینده خود را با او سهیم می شوید گذشته خود را هم سهیم می شوید. 

به احتمال زیاد شما از همسرتان توقع خواهید داشت تا کمبود های دوران کودکی شما را رفع کند.

پاسخ های شما در این بخش اهمیت بالایی دارد. 

چون با صحبت کردن درباره آن ها کم کم درک می کنید که چه چیزی از زندگی آینده خود می خواهید. 

هنگام مرور پاسخ ها موارد زیر را به خاطر داشته باشید.

ارزیابی حس تان از پاسخ هایتان

شاید تعجب کنید ولی حس جواب های شما بسیار مهم است. 

دقت کنید که جواب های شما شاد و پر انرژی یا سرد و غمگین هستند. 

در صورت وجود احساسات منفی امکان دارد که خشم فروخورده و انزجار در گذشته شما وجود داشته باشد.

با همسر خود در مورد این احساسات صحبت کنید و سعی کنید راه حلی برای از بین بردن آن ها پیدا کنید.

تاثیر روابط دوران کودکی همسر در ازدواج

نوع رابطه دوران کودکی و ازدواج

در این مورد باید دقت زیادی داشته باشید. سوالاتی مثل چه نوع تصوری از زندگی مشترک دارید؟

 دید شما را نسبت به زندگی مشترک نشان می دهد. 

در مورد الگوهای پرسیده شده بیش تر بحث کنید و سعی کنید که درمورد زوج هایی که آن ها را موفق می دانید حرف بزنید. 

این کار باعث می شود که در آینده به مشکل بر نخورید.

برداشت شما از خانواده باعث می شود که تفاوت های بین خودتان و همسرتان را درک کنید شاید شما محیطی متشنج از خانواده به یاد دارید ولی همسرتان دنبال آرامش است. 

شاید به نظر سطحی به نظر برسد ولی این الگوهای دوران کودکی اهمیت زیادی در شخصیت افراد دارند.

اگر احساس می کنید که نمی توانید ارتباط درستی با همسرتان یا نامزدتان برقرار کنید و در بحث کردن در مورد پاسخ سوالات مشکل دارید بهتر است از مشاور کمک بگیرید.

منبع : دوران کودکی افراد در ازدواج آن ها چه تاثیری دارد؟