درمان قطعی افسردگی را با ما تجربه کنید

درمان قطعی افسردگی را با ما تجربه کنید

افسردگی یک اختلال روانی است که بر احساس و تفکر شما تأثیر می گذارد. همچنین نحوه عمل شما را تغییر می دهد و باعث از دست دادن علاقه به کارهای روزمره و فعالیت هایی می شود که زمانی از آن لذت می بردید. زمانی که احساس افسردگی می کنید، در محل کار، مدرسه و حتی در مسئولیت های خانه عملکرد ضعیفی پیدا می کنید.

علائم افسردگی

این عارضه حتی می تواند شما را از نظر جسمی تحت تاثیر قرار دهد و فهرستی از علائم فیزیکی را به همراه داشته باشد. علائم افسردگی می تواند از خفیف تا شدید متغیر باشد. برخی از علائم رایج افسردگی عبارتند از:

  • غم
  • بدخلقی
  • علاقه خود را نسبت به فعالیت های قدیمی از دست داده.
  • اشتها و وزن آن ها تغییر می کند.
  • مشکل خواب
  • انرژی کم یا خستگی
  • کندی گفتار یا حرکات
  • احساس گناه یا بی ارزشی
  • مشکلات تفکر و تمرکز
  • اعمال فیزیکی بی هدف
  • فکر به مرگ یا خودکشی

در ایالات متحده، از هر ۱۵ بزرگسال، یک نفر در سال معمولی دچار افسردگی می شود. این عارضه برای هر کسی و در هر زمانی ممکن است رخ دهد، اما در افراد ۱۵ تا ۲۸ ساله، به ویژه در زنان، شایع‌تر است. اگر والدین، خواهر و برادر یا سایر خویشاوندان درجه یک شما سابقه ابتلا به این بیماری را داشته باشند، خطر ابتلا به آن برای شما بیشتر است.

تفاوت بین افسردگی و غم و درمان قطعی افسردگی

بسیاری از مردم افسردگی را با غم و اندوه شدید اشتباه می گیرند، مانند غم و اندوهی که با مرگ یکی از عزیزانشان، پایان رابطه یا از دست دادن شغل رخ می دهد. احساساتی که در پاسخ به یک رویداد دلخراش مانند این تجربه می کنید، دشوار است، اما مانند افسردگی نیست.

با این حال، این شرایط دارای ویژگی های مشابهی مانند غم و اندوه شدید و کناره گیری احتمالی از فعالیت های مورد علاقه است.

غم و اندوه باعث ایجاد امواجی از احساسات دردناک می شود که با افکار یا خاطرات خوب در هم آمیخته شده است. اما در افسردگی، حداقل به مدت دو هفته به میزان قابل توجهی احساس لذت یا احساسات مثبت کمتری می کنید.

وقتی غم و اندوه را تجربه کرده، عزت نفس مثبت را نیز احساس می کنید. برعکس، افسردگی باعث می شود که شما احساس بی ارزشی کنید. حتی می توانید احساس تنفر از خود را تجربه کنید.

اگرچه غم و اندوه می تواند شما را به فکر مرگ بیندازد و حتی منجر به خیال پردازی در مورد مرگ شود، افسردگی منجر به افکار جدی تری می شود. اگر افسرده هستید، ممکن است به این فکر کنید که واقعاً به زندگی خود پایان دهید و چگونه این کار را انجام دهید.

احتمالاً احساس می‌کنید لیاقت ادامه زندگی را ندارید یا شاید احساس می‌کنید نمی‌توانید با احساسات منفی خود کنار بیایید و می‌خواهید «تسلیم شوید».

روانشناسان باتجربه ما در مرکز مشاوره ستاره ایرانیان به شما کمک می کند تا متوجه شوید که آیا علائم غم و اندوه دارید یا افسردگی. ما از طریق حمایت و درمان‌های خاص که به تسکین علائم شما کمک می‌کنند، به شما کمک خواهیم کرد.

آیا من در معرض افسردگی هستم؟

هر کسی می تواند از این مشکل سلامت روان رنج ببرد، افسردگی حتی برای افرادی که به نظر می آید همه چیز در زندگی دارند نیز پیش می آید. با این حال، برخی عوامل خاص در زندگی ممکن است معرض خطر ابتلا به این بیماری را افزایش دهد.

عواملی که باعث افزایش خطر ابتلا به افسردگی می شوند عبارتند از:

  • بیوشیمی
  • ژنتیک، مانند اینکه یکی از خویشاوندان نزدیک شما از افسردگی رنج ببرد.
  • شخصیت، به ویژه اگر از اعتماد به نفس پایین رنج می برید، استرس را به خوبی مدیریت نمی کنید یا دیدگاهی منفی نسبت به جهان دارید.
  • محیط، در معرض خشونت یا سوء استفاده قرار دارید.
  • اقتصاد، اگر در فقر زندگی می کنید یا استرس مالی و اقتصادی دارید.

در حالی که هیچ یک از این ها دلایل قطعی افسردگی نیستند، این عوامل شما را در برابر وضعیت سلامت روان آسیب پذیرتر می کنند. خوشبختانه، درمان افسردگی بسیار متداول می باشد. می توانید با تماس با مرکز مشاوره ستاره ایرانیان احساس، تفکر و رفتار خود را بهبود بخشید.

درمان قطعی افسردگی

افسردگی قابل درمان است. در واقع، تقریباً همه افرادی که به دنبال درمان این بیماری هستند موفق می شوند علائم خود را تسکین می دهند.

هنگامی که برای اولین بار به مرکز مشاوره ستاره ایرانیان مراجعه می کنید یکی از درمانگران مجرب ما ارزیابی تشخیصی را انجام می دهد. این تشخیص شامل مصاحبه انفرادی، بررسی تاریخچه سلامت و سایر آزمایشات می باشد.

در ارزیابی به سوالات روانشناس در مورد علائم، سابقه خانوادگی و سایر جنبه های پیشینه پاسخ داده می شود. در نهایت، از طریق این سوالات، درمانگر اختلال شما را تشخیص داده و یک برنامه درمانی جامع را ایجاد می کند. با درمان قطعی افسردگی آشنا شوید.

روان درمانی |درمان قطعی افسردگی

روان درمانی که گفتار درمانی نیز نامیده می شود، یکی از رایج ترین روش های درمان قطعی افسردگی است. درمان ممکن است شامل درمان های تخصصی نیز باشد. درمان های تخصصی عبارتند از:

  • درمان شناختی رفتاری (CBT)
  • مشاوره فردی یا گروه درمانی
  • درمان آنلاین
  • درمان اضطراب
  • مدیریت استرس
  • مدیریت خشم
  • تروما درمانی
  • ذهن آگاهی

درمان شناختی رفتاری

درمان شناختی رفتاری به ویژه برای بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی مفید است. این نوع درمان به شما کمک می کند تا متوجه شوید که الگوهای تفکر منفی چگونه بر رفتارهای شما تأثیر می گذارد. از طریق این درمان، می توانید یاد بگیرید که چگونه الگوهای فکری را تغییر دهید و به چالش های زندگی خود به طور موثرتری پاسخ دهید.

مشاوره فردی |درمان قطعی افسردگی

درمان‌های شما ممکن است بر مشاوره فردی متمرکز باشد، اما می‌تواند شامل خانواده یا زوج درمانی باشد. این نوع درمان به شما کمک می کند تا روی مسائل مربوط به روابط خود برای یک زندگی سالم تر کار کنید.

گروه درمانی شامل افرادی می‌شود که از افسردگی یا چالش‌های مربوط به سلامت روان رنج می‌برند، بنابراین می‌توانید از تجربیات یکدیگر بیاموزید.

درمان افسردگی از چند هفته تا چند ماه از درمان ادامه می یابد. اما همچنین می توانید انتظار داشته باشید که در کمتر از ۱۰ جلسه بهبود عمده ای را در زندگی روزمره خود احساس کنید.

اگر از علائم افسردگی یا سایر شرایط سلامت روان رنج می برید، دلیلی برای ادامه رنج وجود ندارد، به یاد داشته باشید که تنها نیستید. شما می توانید با کمک روانشناس مجرب، این مشکلات را پشت سر بگذارید و به پیشرفت چشمگیری دست پیدا کنید.

منبع : درمان قطعی افسردگی را با ما تجربه کنید

تفاوت بین روانشناس، روانپزشک و روانکاو چیست؟

روانکاوی مؤثرتر از روانشناسی است؟ روانکاوی چیست؟ در این مقاله به تفاوت روانکاو و روانشناس به طور کامل پرداخته شده است.

روانپزشک کیست؟

روانپزشک دارای مدرک پزشکی می باشد که به آن ها اجازه می دهد نه تنها بیماری های روانی را تشخیص دهند بلکه دارو نیز تجویز کنند. روانپزشک علاوه بر تشخیص در درمان و پیشگیری از اختلالات سلامت روان، از جمله افسردگی، اضطراب، اختلال وسواس فکری-اجباری (OCD)، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، اختلال نقص توجه و بیش فعالی (ADHD)، اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی، اختلالات خواب، اختلالات خوردن و سوء مصرف مواد نیز تمرکز دارد.

روانپزشکان از چندین روش درمانی از جمله روان درمانی (گفتار درمانی) و داروها مانند داروهای ضد افسردگی، آرام بخش، ضد اضطراب، ضد روان پریشی، خواب آور، تثبیت کننده های خلق و خو و محرک ها استفاده می کنند.

آیا روانپزشک درمانگر است؟

اکثر روانپزشکان دارو درمانی و سایر درمان های پزشکی را مدیریت می کنند و گفتار درمانی ارائه نمی دهند. بیماران اغلب با درمانگر و روانپزشک به طور همزمان کار می کنند تا اختلالات سلامت روان خود را به بهترین نحو درمان کنند. با این حال، برخی از روانپزشکان گفتگو درمانی و سایر درمان های بالینی را به بیماران پیشنهاد می کنند.

7 نکته که نشان می دهد باید به روانپزشک مراجعه کنید:

  • وقتی افکاری وجود دارد که به شما صدمه می زند.
  • وقتی درگیر خشم و خشونت شدید هستید.
  • توهم دارید (فکر کردن به چیزهای غیر منطقی، دیدن یا شنیدن چیزها یا صداهایی که توهم هستند).
  • هنگامی که نوسانات زیادی در خلق و خوی وجود دارد (همیشه همراه با روان درمانی توصیه می شود).
  • هنگامی که اختلال شناختی همراه با کاهش عملکرد وجود دارد ( همراه با عصب روان درمانی).
  • زمانی که روان درمانی یا مشاوره جواب نمی دهد.

پیش روانشناس برم یا روانپزشک

اینکه به مشاور یا روانپزشک مراجعه کنید به مشکلات و اهداف شما بستگی دارد. اگر در مواجهه با استرس، مشکلات خانوادگی، ازدواج، مدرسه، محل کار یا موقعیت های اجتماعی مشکل دارید، گفتگو درمانی با یک مشاور یا روانشناس می تواند مفید باشد.

 با این حال، اگر علائم شدیدتر یا آزاردهنده‌تری را تجربه می‌کنید، مانند شنیدن یا دیدن چیزهایی که وجود ندارند، داشتن افکار خشونت آمیز نسبت به دیگران، افکار آسیب رساندن به خود یا خودکشی، ممکن است به روانپزشک مراجعه کنید. 

درمانگر، بسته به آموزش و مجوز خود، از گفتار درمانی استفاده می کند، که یک تاکتیک رایج است تا شما را تشویق کند تا به پاسخ ها و نتیجه گیری های منطقی در مورد مشکلات برسید. درمانگران می توانند استراتژی های مقابله ای را به شما ارائه دهند و به شما در تغییر الگوهای تفکر منفی و مدیریت استرس کمک کنند.

روان‌شناسانی که با کودکان کار می‌کنند ممکن است مهارت‌های تفکر و توانایی‌های تحصیلی آن‌ها را ارزیابی کنند و رویکردهایی را که برای کودکان مناسب است، مانند بازی‌درمانی ارائه می دهند.

روانپزشکان ممکن است برای درمان اختلالات زیر تجویز کنند:

  • اختلالات اضطرابی
  • اختلال نقص توجه و بیش فعالی (ADHD)
  • اختلال دو قطبی
  • افسردگی شدید
  • اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
  • روان‌گسیختگی
  • اختلالات مصرف مواد

روانکاوی چیست؟

رویکردی که روانکاو انجام می دهد، تحلیل است. یکی از تفاوت‌های اصلی با سایر رویکردهای روان‌شناختی این است که روانکاوی با ناخودآگاه سر و کار دارد: یعنی فرض می‌کند که ما کنترل داوطلبانه یا آگاهانه بر روند زندگی خود نداریم، بنابراین تحلیل عمیق ناخودآگاه ضروری است. درمان روانکاوی بررسی می کند که چگونه این عوامل ناخودآگاه بر روابط فعلی و الگوهای فکر، عواطف و رفتار تأثیر می گذارند.

روانکاوی برای چه کسانی مفید است| هزینه روانکاو خوب در تهران

به زبان ساده می توان گفت که روانکاوی برای کسانی مناسب است که دردهای عاطفی عمیق را تجربه می کنند. این درمان به افراد کمک می کند که با مشکلات خود کنار بیایند. 

روانکاوی به افراد کمک می کند تا با اختلالات روانی و درگیری های درونی مقابله کنند و همچنین درک خود و آزادی را افزایش دهند. مراجعه به روانکاو زمانی توصیه می شود که در فرد تمایل به بررسی دقیق و عمیق وضعیت ناراحتی فعلی وجود داشته باشد.

در اینجا برخی از دلایلی است که ممکن است به روانکاو مراجعه کنید:

  • اگر می خواهید درک بیشتری از خودتان و مشکلاتی که بر سر راهتان قرار می گیرد ایجاد کنید.
  • اگر می خواهید بدانید که هم گذشته، هم حال و هم زندگی درونی و بیرونی با هم هماهنگ می شوند.
  • اگر می خواهید تجربیات خود را درک کنید و درک کنید که چه اتفاقی برای شما و روابطتان افتاده است.
  • اگر در مورد نحوه عملکرد ذهن کنجکاو هستید و می خواهید با مشکلات ریشه ای مقابله کنید.
  • اگر می خواهید آرامش پیدا کنید و می خواهید این تغییرات پایدار باشد.

روان درمانی چیست؟

روان درمانی  یکی از  راه هایی است که به ما کمک می کند تا با مشکلات زندگی خود کنار بیاییم. روان درمانی باعث می شود که از چیزهای جدید آگاه شویم، به گونه ای متفاوت با مشکلات خود برخورد کنیم و در نهایت پاسخ ها و راه حل های مطلوبی را پیدا کنیم که باعث می شود در مورد خود و در زندگی خود احساس خوبی داشته باشیم. 

روان درمانی برای رهایی ما از رنج های غیرضروری که بر زندگی ما سنگینی می کند، بازیابی اعتماد به نفس و امنیت که  از دست داده ایم مفید بوده و همچنین به ما کمک می کند تا نه تنها به دیگران بلکه به توانایی های خود نیز اعتماد کنیم.

روان درمانی چگونه کار می کند؟

روان درمانی مبتنی بر تبادل فرد به فرد است که طی آن روانشناس به ما کمک می کند که با خودمان رو در رو شویم. این منجر به تغییر دیدگاه می‌شود، که در آن می‌توانیم احساس راحتی می‌کنیم، در واقع تغییر برای ما ناخوشایند است. 

مدت زمان فرآیند روان درمانی چقدر است؟

درمان چقدر طول می کشد؟ کی میفهمم حالم خوب شده؟ آیا درمانگر به من می گوید یا خودم آن را متوجه می شوم؟ این سوالات در توسعه یک فرآیند درمانی ایجاد می شوند.

 اول از همه، زمان تخمین فرآیند درمانی بسته به پیچیدگی دلیل مشاوره و نوع درمان مورد استفاده متفاوت است، به همین دلیل زمان آن بسیار متغیر است. اگرچه درمان به طور میانگین بین 12 تا 15 جلسه طول می کشد، گاهی اوقات دوره درمان می تواند تا چندین سال نیز ادامه یابد. به این ترتیب، مدت زمان درمان بستگی به نیازها، انگیزه ها، اهداف، مشکل، ساختار شخصیت، روش و رویکرد مورد استفاده، تعهد، صداقت، ریتم جلسات و مسائل دیگر متفاوت می باشد.

منبع : تفاوت بین روانشناس، روانپزشک و روانکاو چیست؟ 

مشاوره تلفنی لس انجلس

مشاوره تلفنی لس آنجلس با برترین مراکز مشاوره در ایران به صورت تلفنی و آنلاین با هزینه های مناسب و خدمات تخصص را تجربه کنید. این مراکز مورد تایید کانون مشاوران ایران می باشند. برای رزرو وقت مشاوره به واتساپ شماره +989031236446 ویا +989020099024 و یا +989035673050 پیام دهید و یا تماس بگیرید.

مشاوره تلفنی لس آنجلس

برخی افتخارات مرکز مشاوره تلفنی ایرانیان در آمریکا شامل:

به نقل از دبیرخانه پنجمین اجلاس سراسری نقش مدیران اقتصادی در پیشبرد اقتصاد مقاومتی و جهش تولید با رویکرد رضایتمندی مشتری و با محوریت افزایش سطح رضایت مندی و رسیدن به وفادار مشتریان ۱۸ اسفند ماه با حضور اساتید دانشگاه تهران، شهید بهشتی و نمایندگان مجلس در سالن همایش‌های بین المللی دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد. در این همایش مرکز مشاوره ستاره ایرانیان توانستند مجددا به عنوان مرکز مشاوره مراجع محور در کیفیت خدمات روانشناسی و مشاوره ای و پاسخگویی برگزیده شود.


مرکز ستاره ایرانیان برگزیده جشواره 100واحد مراجع مدار 1398

مرکز مشاوره ستاره ایرانیان به دلیل کیفیت خدمات و رضایت مراجعان و سیستم خدمات برخط توانسته است جزء موسسات برتر ایران قرار گیرد.


مشاوره تلفنی لس آنجلس با بهترین ها

گواهینامه ها و و دوره های تخصصی مرکز مشاوره ما برای شما قرار داده شده است:

خدمات مشاوره ای شامل:

  • رابطه درمانی بعد از خیانت
  • پیشگیری از خیانت همسر
  • بهبود راطه زناشویی
  • کمک به زوجین برای حل مشکلات
  • بهبود راطه با خانواده همسر
  • کمک به درک همسر
  • درمان اختلالات همسر شامل افسردگی، اضطراب و پرخاشگری
  • بهبود رابطه فرزند و والدین
  • سوگ عزیزان
  • مهارت های جنسی
  • مهارت های زندگی

برای مشاوره تلفنی لس آنجلس با واتساپ شماره +989031236446 ویا +989020099024 و یا +989035673050 تماس حاصل نمایید.

ما به خانواده ها و افرادی که در حال تجربه گذارهایی مانند طلاق، تک فرزندی، ازدواج مجدد، مشکلات غم و اندوه، افسردگی و غیره هستند، درمان ارائه می دهیم.


مرکز مشاوره خانواده یک مرکز روانشناسی خصوصی با خدمات کامل است که مشاوره برای افراد و خانواده ها، درمان کودک و نوجوان، مربیگری حرفه ای و طیف گسترده ای از ارزیابی ها روانشناختی ارائه می دهد. نوبت دهی به صورت تلفنی و آنلاین امکان پذیر است. برای اطلاعات بیشتر یا تعیین وقت با ما تماس +989031236446 بگیرید.

جامعه ایرانیان در منطقه لس آنجلس در ابتدا در محله وست‌وود در غرب لس‌آنجلس، به‌ویژه بلوار وست‌وود بین بلوار پیکو و محوطه دانشگاه UCLA ، که اغلب به‌عنوان لیتل پرشیا یا تپه‌های ایرانی/میدان ایرانی شناخته می‌شود، متمرکز بود. بین بورلی هیلز و غرب لس آنجلس است.

افسردگی اساسی چیست؟ + درمان قطعی افسردگی در خانه

افسردگی اساسی چیست؟ افسردگی اساسی (Major Depressive Disorder) که معمولا به عنوان افسردگی یا افسردگی بالینی شناخته می شود، در اثر عدم تعادل شیمیایی در مغز ایجاد شده و باعث می شود احساس ضعف داشته یا علاقه خود را نسبت به چیزهایی که زمانی از آن ها لذت می بردید از دست بدهید.

اگر افسردگی دارید تنها نیستید بلکه افسردگی از هر شش نفر یک فرد را تحت تاثیر قرار می دهد و از شناخته ترین اختلالات محسوب می شود.

علائم اختلال افسردگی اساسی

افسردگی اساسی علائم زیادی دارد که از فردی به فرد دیگر متفاوت می باشد، برخی از علائم اختلال افسردگی اساسی عبارتند از:

  •  احساس ضعف
  • تحریک پذیری
  •  اضطراب یا بی قراری
  •  بی ارزشی
  • گناه، درماندگی یا ناامیدی
  • خستگی و بی انرژی بودن
  • اجتناب از فعالیت ها و مسئولیت ها
  • مشکل در تمرکز و تصمیم گیری
  • کاهش سرعت فعالیت بدنی
  • مشکل در به خواب رفتن یا خواب زیاد
  • تغییر در اشتها، که می تواند منجر به افزایش یا کاهش وزن شود.
  •  دردهای فیزیکی غیرقابل توضیح
  • صحبت یا فکر کردن در مورد مرگ یا خودکشی

اگر به خودکشی فکر می کنید، حتما با مشاور تماس بگیرید و از او کمک بگیرید.

تجربه افسردگی

توجه به این نکته مهم است که هرکسی شرایط سلامت روانی مانند اختلال افسردگی اساسی را به صورت کاما متفاوتی تجربه می کند. در حالی که برخی از افراد ممکن است بسیاری از علائم افسردگی را داشته باشند، برخی دیگر ممکن است تنها علائم کمی را تجربه کنند.

علائم اختلال افسردگی اساسی نیز بسته به سن و جنسیت فرد می تواند متفاوت باشد. در ادامه برخی از علائمی که افراد ممکن است با توجه به سن خود تجربه کنند ذکر شده است:

افسردگی اساسی در کودکان

افسردگی در کودکان متفاوت می باشد، کودکان احساسات خود را به صورت متفاوتی نشان می دهند و همین باعث می شود که تشخیص افسردگی آن ها دشوار باشد، علائم زیر نشان دهنده افسردگی در کودکان باشد:

  • بدخلقی یا تحریک پذیری
  • تغییر در عادات غذایی
  • کاهش انرژی
  • از دست دادن علاقه یا لذت به فعالیت هایی که قبلاً از آن ها لذت می بردند.
  • چسبیدن به والدین
  • امتناع از رفتن به مدرسه
  • مشکلات جسمی که دلیلی ندارد.
  • صحبت در مورد مرگ و مردن.

افسردگی اساسی در نوجوانان و جوانان

افسردگی در  نوجوانان نیز متفاوت می باشد، نوجوان ها تمایلی ندارند که احساسات خود را بیان کنند و همین باعث می شود که بیش تر درگیر افسردگی باقی بمانند:

  •  تحریک پذیری
  • احساس غم و اندوه
  • بی قراری و ناامیدی
  • ناامیدی و داشتن دیدگاه منفی نسبت به زندگی
  • عزت نفس پایین و بی ارزشی
  • خواب بیش از حد یا بی خوابی
  • انتقاد از خود
  • مشکل در تفکر، تمرکز یا تصمیم گیری
  • تغییرات در اشتها
  • افزایش وزن
  •  بدن درد یا سردرد
  • از دست دادن علاقه یا لذت به فعالیت های معمولی
  • عملکرد ضعیف و نامناسب در مدرسه
  • غیبت مکرر از مدرسه
  • توجه کمتر به بهداشت که ممکن است باعث بیماری شود.
  • رفتار مخاطره آمیز یا رفتارهای کنشگرانه که باعث آسیب به خود و دیگران می شود.
  • برنامه ریزی برای خودکشی و حرف زدن در مورد آن

افسردگی اساسی در بزرگسالان و میانسال

در ادامه برخی ازز علائم افسردگی اساسی در بزرگسالان ذکر شده است:

  • اپیزودهای افسردگی مکرر
  • کاهش میل جنسی
  • کاهش یا افزایش خواب
  • مشکلات گوارشی مانند یبوست و اسهال
  • دلتنگی و اندوه
  • از دست دادن علاقه به تمام فعالیت های معمول
  • مراقبت نکردن از خود
  • بدتر شدن عملکرد
  • کاهش یا افزایش اشتها
  • پرخاشگری و تحریک پذیری
  • افزایش ریسک پذیری

افسردگی در بزرگسالان مسن تر

در ادامه برخی از علائم افسردگی که افراد مسن تر تجربه می کنند ذکر شده است:

  •  بی حسی
  • دردهای غیر قابل توضیح یا تشدید شده
  • از دست دادن علاقه یا لذت به فعالیت ها
  • کناره گیری از تعاملات اجتماعی و فعالیت های بدنی
  • مشکلات حافظه و عملکردهای شناختی

اگر احساس ضعف می کنید و فکر می کنید ممکن است اختلال افسردگی اساسی داشته باشید، با مرکز مشاوره ستاره ایرانیان تماس بگیرید.

تشخیص اختلال افسردگی اساسی| تست اختلال افسردگی اساسی

فرآیند تشخیصی اختلال افسردگی اساسی ممکن است شامل موارد زیر باشد:

  • تاریخچه پزشکی شخصی
  • داشتن حداقل پنج علامت افسردگی که در بالا ذکر شد.
  • هر روز بیشتر علائم را تجربه می کنید.
  • تجربه علائم حداقل به مدت دو هفته طول کشیده است.
  • به دلیل علائم، نمی توانید مانند قبل عمل کنید.

عوارض و بیماری های همراه افسردگی اساسی

اختلال افسردگی اساسی ممکن است همراه با بیماری های جسمی و روانی زیر رخ دهد:

  • بیماری آلزایمر
  • اختلالات اضطرابی
  • آرتروز
  • اختلال نقص توجه و بیش فعالی (ADHD)
  • سرطان
  • درد مزمن
  • دیابت
  • اختلالات اشتها
  • صرع
  • مشکلات گوارشی
  • بیماری قلبی
  • ویروس نقص ایمنی انسانی (HIV)
  • سردردهای میگرنی
  • اسکلروز چندگانه
  • چاقی
  • اختلال وسواس اجباری (OCD)
  • اختلال هراس
  • بیماری پارکینسون
  • اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
  • اختلالات خواب
  • سکته
  • مصرف مواد

اختلال افسردگی اساسی می تواند بیماری ها را بدتر کند، افرادی که افسرده هستند علائم شدیدتری را تجربه کنند و کمتر درمان را دنبال می کنند. بنابراین باید علائم افسردگی را بشناسید و در اولین فرصت آن را درمان کنید.

درمان اختلال افسردگی اساسی

گزینه های درمانی زیادی وجود دارد که پزشک ممکن است بسته به فرد و شدت علائم آن را توصیه کند.

با درمان شناختی رفتاری درمانگر می تواند به شما کمک کند تا افکار و باورهای اساسی را که به افسردگی شما منجر شده است، رسیدگی کرده و آن ها را اصلاح کنید.

دارو درمانی

داروی ضد افسردگی مانند یک مهارکننده انتخابی بازجذب سروتونین (SSRI) دسته رایجی از داروهای ضد افسردگی هستند که با افزایش میزان سروتونین در مغز کار می کنند (سروتونین یک انتقال دهنده عصبی است که خلق و خو را تنظیم می کند).

داروهای ضد افسردگی ممکن است چند هفته یا چند ماه طول بکشد تا خلق و خو را بهبود بخشد، بنابراین باید به دارو زمان بدهید تا اثر کند.

علل اختلال افسردگی اساسی

برخی عوامل ژنتیکی، بیولوژیکی، روانی و محیطی شانس ابتلا به افسردگی را افزایش می دهند. این علل شامل موارد زیر می باشد:

  • بیوشیمی
  • ژنتیک: ژن ها می توانند در افسردگی نقش داشته باشند.
  • سابقه پزشکی
  • جنسیت: احتمال ابتلای زنان به افسردگی دو برابر بیشتر از مردان است.
  • رویدادهای زندگی
  • استرس: استرس می تواند خطر ابتلا به افسردگی را افزایش دهد.
  • انزوا: عدم حمایت و انزوای اجتماعی می تواند شانس ابتلا به افسردگی را افزایش دهد.
  • شرایط پزشکی
  • دارو: برخی داروها می توانند به عنوان عارضه جانبی باعث افسردگی شوند.
  • مواد: موادی مانند الکل یا مواد مخدر می توانند باعث ایجاد یا تشدید افسردگی شوند.
  • شخصیت افراد

مقابله با اختلال افسردگی اساسی در خانه

در ادامه نکاتی ذکر شده است که می تواند به شما در مقابله با افسردگی کمک کند :

  • احساسات خود را با دوستان نزدیک و اعضای خانواده در میان بگذارید.
  • بهبودی ممکن است تدریجی باشد، بنابراین اهداف واقع بینانه برای خود تعیین کنید.
  • به طور منظم ورزش کنید.
  • حفظ روال ثابت
  • به اندازه کافی خوابیدن
  • از رژیم غذایی متعادل و مغذی استفاده کنید.
  • از مصرف الکل، نیکوتین و داروهایی که برای شما تجویز نشده است خودداری کنید.

منبع : افسردگی اساسی چیست؟ + درمان قطعی افسردگی در خانه 

اختلال شخصیت ضد اجتماعی (ASPD) مرگبار است

اختلال شخصیت ضد اجتماعی (ASPD)

. اختلال شخصیت ضد اجتماعی با بی توجهی به عواقب و حقوق دیگران مشخص می شود، تشخیص اختلال شخصیت ضد اجتماعی با معیارهای بالینی می باشد. درمان آن نیز ممکن است شامل درمان شناختی-رفتاری، داروهای ضد روان پریشی و داروهای ضد افسردگی باشد.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی برای سود یا لذت شخصی و بدون عذاب وجدان مرتکب اعمال غیرقانونی، فریبکارانه، استثمارگرانه و بی پروا می شوند. آن ها ممکن است کارهای زیر را انجام دهند:

  • رفتار خود را توجیه یا منطقی می دانند.
  • قربانی را به خاطر احمق بودن یا درماندگی سرزنش کنید.
  • نسبت به آثار اعمال خود بر دیگران بی تفاوت هستند.

بر اساس معیارهای راهنمای تشخیصی و آماری قدیمی تر اختلالات روانی [DSM]) بین ۰٫۲ تا ۳٫۳ افراد این اختلال را تجربه می کنند و در میان مردان شایع‌تر از زنان است.

یک مؤلفه وراثتی قوی نیز در ایجاد این اختلال وجود دارد و شیوع با افزایش سن کاهش می یابد، که نشان می دهد بیماران می توانند در طول زمان یاد بگیرند که رفتار ناسازگار خود را تغییر دهند.

بیشتر افراد درگیر اختلال شخصیت ضد اجتماعی دارای اختلال مصرف مواد هستند (و حدود نیمی از مبتلایان به اختلال مصرف مواد معیارهای اختلال شخصیت ضد اجتماعی را دارند). بیماران مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی اغلب دارای اختلال کمبود توجه، بیش فعالی یا اختلال شخصیت مرزی هستند .

علت اختلال شخصیت ضد اجتماعی

هم عوامل ژنتیکی و هم عوامل محیطی (به عنوان مثال، سوء استفاده در دوران کودکی ) در ایجاد اختلال شخصیت ضد اجتماعی نقش دارند. پرخاشگری این افراد به عملکرد غیر طبیعی ناقل سروتونین مربوط می شود. بی توجهی به درد دیگران در اوایل کودکی با رفتارهای ضد اجتماعی در اواخر نوجوانی مرتبط است.

اختلال شخصیت ضداجتماعی در میان بستگان درجه یک بیماران مبتلا به این اختلال بیشتر از جمعیت عمومی است.

اگر اختلال سلوک همراه با اختلال کمبود توجه یا بیش فعالی قبل از ۱۰ سالگی باشد، خطر ابتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی در بزرگسالی افزایش می یابد. خطر تبدیل شدن اختلال سلوک به اختلال شخصیت ضداجتماعی زمانی افزایش می یابد که والدین از کودک سوء استفاده کنند یا از او غافل شوند

علائم و نشانه های اختلال شخصیت ضد اجتماعی

بیماران مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی ممکن است با تخریب اموال، آزار و اذیت دیگران یا دزدی، بی توجهی خود را نسبت به دیگران و قانون ابراز کنند. آن ها ممکن است مردم را فریب دهند، استثمار کنند، کلاهبرداری کنند، یا دروغ بگویند تا به آنچه می خواهند (مثلاً پول یا قدرت) برسند.

این بیماران تکانشی هستند، از قبل برنامه ریزی نمی کنند و عواقب یا ایمنی خود یا دیگران را در نظر نمی گیرند. در نتیجه، ممکن است ناگهان شغل، خانه یا روابط خود را تغییر دهند.

آن ها همچنین ممکن است هنگام رانندگی سرعت بگیرند، در حالت مستی رانندگی کنند که گاهی منجر به تصادف می شود، بیش از حد الکل مصرف کنند یا داروهای غیرقانونی مصرف کنند که ممکن است اثرات مضری داشته باشد.

بیماران مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی از نظر اجتماعی و مالی غیرمسئول هستند. آن ها ممکن است بدون برنامه ای برای گرفتن شغل دیگری تغییر شغل دهند، صورتحساب های خود را پرداخت نکنند، وام ها را پرداخت نکنند.

این بیماران اغلب به راحتی تحریک می شوند و از نظر فیزیکی پرخاشگر هستند. آن ها ممکن است شروع به دعوا کرده یا حتی از همسر یا شریک زندگی خود سوء استفاده کنند. در روابط جنسی، آن ها غیرمسئول هستند، شریک زندگی خود را استثمار می کنند و نمی توانند تک همسر بمانند.

پشیمانی از اعمال برای آن ها وجود ندارد. بیماران مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی ممکن است با سرزنش کسانی که به آن ها صدمه زده اند یا شیوه زندگی خود اعمال شان را منطقی کنند. آن ها مصمم هستند که تحت فشار قرار نگیرند و به هر قیمتی آنچه را که فکر می کنند برای خودشان کاری که بهترین است را انجام می دهند.

این بیماران نسبت به دیگران احساس همدلی ندارند و ممکن است نسبت به احساسات، حقوق و رنج دیگران بی تفاوت باشند.

بیماران مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی معمولاً نظر بالایی نسبت به خود دارند و ممکن است بسیار متفکر، خودباور یا متکبر باشند، علاوه بر این برای رسیدن به خواسته خود هرکاری می کنند.

تشخیص اختلال شخصیت ضد اجتماعی

  • معیارهای بالینی ( براساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ، ویرایش پنجم [DSM-5])

برای تشخیص اختلال شخصیت ضد اجتماعی، بیماران باید نشانه های زیر را داشته باشند:

  • بی توجهی مداوم به حقوق دیگران
  • بی توجهی به قانون
  • فریبکار بودن
  •  دروغ گفتن مکرر، استفاده از نام مستعار، یا فریب دادن دیگران برای نفع شخصی یا لذت
  • به صورت تکانشی عمل کردن
  • عمل بدون برنامه ریزی
  • به راحتی تحریک شدن یا پرخاشگری کردن، که با دعوای فیزیکی مداوم یا حمله به دیگران نشان داده می شود.
  • بی احتیاطی ایمنی خود را نادیده می گیرند.
  • رفتار غیرمسئولانه، مانند ترک شغل بدون برنامه‌ای برای پیدا کردن کار یا پرداخت نکردن صورت‌حساب
  • عدم احساس پشیمانی نیز نشان دهنده بی تفاوتی آن ها می باشد.

همچنین، بیماران باید شواهدی مبنی بر وجود اختلال سلوک قبل از ۱۵ سالگی داشته باشند. اختلال شخصیت ضد اجتماعی فقط در افراد بالای ۱۸ سال تشخیص داده می شود.

اختلال های مشابه

اختلال شخصیت ضد اجتماعی را باید از موارد زیر متمایز کرد:

  • اختلال مصرف مواد :تعیین اینکه تکانشگری و بی مسئولیتی ناشی از اختلال مصرف مواد است یا از اختلال شخصیت ضداجتماعی می‌تواند دشوار باشد، اما بر اساس بررسی تاریخچه بیمار، از جمله شرح حال اولیه، اختلال شخصیت ضداجتماعی پس از درمان اختلال مصرف مواد به راحتی قابل تشخیص است، اما اختلالات شخصیت ضداجتماعی حتی در صورت وجود اختلال مصرف مواد قابل تشخیص است.
  • اختلال سلوک :اختلال سلوک الگوی مشابهی در نقض هنجارها و قوانین اجتماعی دارد، اما باید قبل از ۱۵ سالگی وجود داشته باشد.
  • اختلال شخصیت خودشیفته:بیماران خوشیفته به طور مشابه استثمارگر و فاقد همدلی هستند، اما مانند اختلال شخصیت ضداجتماعی، تمایل به پرخاشگری و فریبکاری ندارند.
  • اختلال شخصیت مرزی:بیماران به طور مشابه فریبکاری می‌کنند، اما این کار را برای به دست آوردن آنچه می‌خواهند انجام نمی دهند(مثلاً پول، قدرت).

درمان

در درمان اختلال شخصیت ضد اجتماعی در برخی موارد، درمان شناختی- رفتاری و گاهی دارودرمانی استفاده می شود.

هیچ مدرکی مبنی بر اینکه درمان خاصی منجر به بهبود طولانی مدت این اختلال شود وجود ندارد. بنابراین هدف درمان رسیدن به هدف کوتاه مدت دیگری مانند اجتناب از عواقب قانونی است تا تغییر بیمار.

بیماران پرخاشگر با تکانشگری ممکن است از درمان شناختی-رفتاری یا داروها (به عنوان مثال، لیتیوم و والپروات، مهارکننده‌های بازجذب سروتونین ) سود ببرند. داروهای ضد روان پریشی غیر معمول می توانند به درمان کمک کنند، اما شواهد کمتری برای استفاده از آن ها وجود دارد.

منبع : اختلال شخصیت ضد اجتماعی (ASPD) مرگبار است

درمان سوء استفاده جنسی

درمان سوء استفاده جنسی

درمان تجاوز جنسی اغلب از افراد می خواهد که بخش‌هایی از خاطرات خود را برای مقابله با موضوعات دشوار بررسی کنید، این امر ممکن است برای بهبودی لازم باشد. خبر خوب این است که وقتی ابزار و کمک مناسب برای درمان آسیب‌های جنسی ارائه داده می‌شود، حرکت رو به جلو می‌تواند راحت تر شود.

گاهی اوقات صحبت در مورد تجربیات نگران کننده می باشد بخصوص زمانی که ممکن است مورد قضاوت قرار بگیرید، می‌تواند تجربه‌ای دلخراش باشد. صحبت در مورد تجاوزی جنسی بسیار سخت می باشد بنابراین افراد ممکن است از صحبت در مورد سوء استفاده یا تجربیات آسیب زا خودداری کنند تا مشکلات را پشت سر بگذارند.

این موضوع به ویژه در مورد نوجوانان صادق می باشد. با این حال، خودداری از مرور خاطرات دردناک می تواند باعث آسیب طولانی مدت شود.

تجاوز جنسی اغلب یکی از آسیب زاترین تجربیاتی است که فرد می تواند متحمل شود، افراد می توانند این رویدادها را برای مدت طولانی سرکوب کنند، برخی از مردم حتی تا سال ها پس از این واقعیت در مورد سوء استفاده جنسی در دوران کودکی صحبت نمی کنند. اما بحث در مورد آن راهی برای درمان است.

جلسات مشاوره که به شما کمک می کند با این دوره از زندگی خود روبرو شوید و زندگی شما را تغییر دهید. ممکن است متوجه شوید که ضربه ای که تجربه کرده اید همچنان بر بخش های مختلف زندگی شما تأثیر می گذارد و آرامش را از شما ربوده است.

مزایای مشاوره درمان سوء استفاده جنسی

سوء استفاده به هر شکلی و در هر سنی می تواند تأثیر زیادی بر سلامت روان افراد داشته باشد. چه این حادثه اخیرا رخ داده باشد و چه ۲۰ سال پیش، افراد ممکن است اثرات روانی سوء استفاده جنسی را در طول زندگی خود تجربه کنند.

شرایط احتمالی ناشی از سوء استفاده جنسی شامل اضطراب، افسردگی، مسائل مربوط به اعتماد، عزت نفس پایین، احساسات و افکار شرم و گناه، اختلال استرس پس از ضربه (PTSD)، نوسانات خلقی، دوره های خشم شدید، گسستگی رفتارهای مخرب و موارد دیگر باشد. اگر این احساسات درمان نشوند، اثرات آن می تواند برای ماه ها یا حتی سال ها باقی بماند.

هر ۹۸ ثانیه یک نفر در ایالات متحده مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرد، سالانه ۳۲۰۰۰ فرد که تحت سوء استفاده جنسی در آمریکا وجود دارد. اگرچه آزار جنسی می تواند فرد را تنها و منزوی کند، اما فرد تنها نیست و حمایت های زیادی را می تواند برای تجربه خود دریافت کند.

اگر مورد آزار جنسی قرار گرفتید می توانید به مشاور مراجعه کنید و زندگی خود را بهبود ببخشید.

آمار سوء استفاده جنسی همواره در حال افزایش است بنابراین به مرور مشاوران بیشتری آموزش می بینند تا به قربانیان تجاوز کمک کنند تا در مورد مسائل خود صحبت کنند.

آزار جنسی در دوران کودکی

آزار جنسی در دوران کودکی یکی از آسیب زاترین اعمال خشونت آمیز است. بسیاری از کودکان نمی دانند چه اتفاقی افتاده است. به همین دلیل، سوء استفاده جنسی در دوران کودکی اغلب تا اواخر زندگی سرکوب می شود، که می تواند منبع آسیب در بزرگسالی باشد.

دریافت کمک حرفه ای در اسرع وقت بسیار مهم است. با مشاور مناسب، می‌توانید آسیب‌های ناشی از سوء استفاده جنسی را از بین ببرید و علائم ایجاد شده را برطرف کنید.

مراجعه به مشاوره برای افراد قربانی خشونت جنسی آسان نیست. این می تواند بسیار استرس زا باشد، به ویژه برای کسانی که برای مدت طولانی سعی در سرکوب خشونت جنسی داشته اند. اما بازماندگان سوء استفاده جنسی باید بدانند که تنها نیستند.

بر اساس گزارش مرکز کنترل بیماری ها ، تقریباً از هر پنج زن یک نفر و از هر ۳۸ مرد یک نفر در طول زندگی خود تجاوز جنسی را تجربه می کنند. در میان کودکان، از هر چهار دختر، یک نفر و از هر ۱۳ پسر یک پسر، نوعی سوء استفاده جنسی را تجربه خواهند کرد.

مشاوره علائم مربوط به سوء استفاده جنسی را کاهش می دهد. با مشاوره، بازماندگان سوء استفاده جنسی می توانند با گذشته خود روبرو شوند و یاد بگیرند که چگونه بدون توجه به گذشته خود به جلو بروند.

روان درمانی برای قربانیان تجاوز جنسی

هنگامی که در جلسات روان درمانی شرکت کرده یا با یک متخصص سلامت روان به صورت آنلاین صحبت می کنید، روند بهبودی شروع شده است. این بدان معنی است که شما استراتژی ها و تاکتیک های مختلف مراقبت از خود را یاد خواهید گرفت  تا در طول زندگی روزمره به شما کمک کند.

این استراتژی‌ها می‌توانند به کاهش زمانی کمک کنند که بازمانده‌ها غرق افکار در مورد حادثه قبلی و جریان‌های هیجانی مرتبط با آن باشند.

یکی از مهم ترین مزایای مشاوره سوء استفاده جنسی این است که می تواند به شما کمک کند احساس بهتری نسبت به خودتان داشته باشید. تجربه سوء استفاده جنسی اغلب می تواند بازماندگان را با افکار و باورهای منفی در مورد خود رها کند.

یک مشاور می تواند با شما همکاری کند تا بتوانید کمتر بر گذشته و بیشتر بر روی آینده ای روشن تر تمرکز کنید. با کمک مناسب، می‌توانید هویت جدیدی پیدا کنید و فضایی برای به دست آوردن رضایت بیشتر در زندگی خود ایجاد کنید.

مشاوره سوء استفاده جنسی

برخی از بازماندگان سوء استفاده جنسی احساسات خود را پایین می آورند تا بتوانند آنها را نادیده بگیرند. بسیاری از تکنیک های ذهنی و تجربی در طول درمان می توانند به روند بهبودی کمک کنند. این ها شامل یادگیری مدیتیشن، نوشتن خطرات ، ایجاد یک اثر هنری و غیره می باشند.

بازمانده از آزار جنسی ممکن است با احساس بی‌حسی، ترس از صمیمیت با شریک فعلی، شرم از حادثه و موارد دیگر دست و پنجه نرم کند. در حالی که مواجهه با احساسات درونی می‌تواند چالش برانگیز باشد، استفاده از آنها برای چیزهای مثبت نیز کمک می‌کند.

بسیاری از بازماندگان سوء استفاده جنسی اغلب در بیان و تأیید افکار و احساسات خود مشکل دارند. مشاوره سوء استفاده جنسی می تواند به بازماندگان کمک کند مسیر خود را اصلاح کنند.

صحبت با مشاور دارای مجوز می تواند به شما کمک کند تا احساسات خود را بهبود بخشید همچنین می تواند اعتماد به نفس شما را به میزان قابل توجهی افزایش دهد. بسیاری از بازماندگان سوء استفاده جنسی در نهایت با احساسات دردناک خود مواجه می شوند اما درمان به آن ها کمک می کند احساس رهایی و آرامش را تجربه کنند.

مزایای گروه درمانی

در جلسات گروه درمانی متوجه خواهید شد که در مواجهه با این تجربیات، افکار و احساسات تنها نیستید. شما می توانید با همسالان خود در مورد آنچه در ذهن شما و در زندگی شما اتفاق می افتد صحبت کنید.

این می تواند به شما در مدیریت احساس گناه، شرم و سایر احساسات مرتبط با این آسیب جنسی کمک کند. به اشتراک گذاری داستان خود می تواند به شما در روند بهبودی کمک کند، حتی داستان شما می تواند به دیگران کمک کند.

دیدن سایر بازماندگان که در حال غلبه بر چالش‌های مشابه با آسیب‌های جنسی هستند می‌تواند به شما قدرت دهد و حس جدیدی از امید به شما بدهد. صحبت کردن با کسانی که درد مشابهی را تجربه کرده‌اند، می‌تواند بخش مهمی از روند بهبودی برای بسیاری از افراد باشد.

قربانیان سوء استفاده جنسی ممکن است گاهی اوقات خود را مسئول سوء استفاده بدانند. شنیدن تجربیات سایر بازماندگان می‌تواند به شما کمک کند تا بفهمید که آزار و اذیت ممکن است برای هر کسی اتفاق بیفتد و مسئولیت آنچه برای شما اتفاق افتاده بر گردن آزارگر شما است، نه خودتان.

خانواده درمانی خوب است زیرا می تواند به شما در مسائل مربوط به خانواده کمک کند و همچنین می تواند چگونگی تأثیر تجاوز بر توانایی شما در برقراری ارتباط با دیگران را نیز برطرف کند.

تاثیر تجاوز جنسی

تاثیر ضربه های جنسی عمیق است. این بر نحوه دید بازماندگان از خود، دیگران و دنیای اطراف تأثیر می گذارد. بازماندگان اغلب مکانیسم‌های دفاعی دارند که ممکن است در برخورد با سوء استفاده مفید بوده باشد، اما در ایجاد روابط شاد و سالم بسیار مشکل‌ساز شده است.

بسیاری از بازماندگان سوء استفاده جنسی در آینده در برابر روابط آسیب پذیر شوند، گروهی دیگر ممکن است از هر نوع رابطه ای دوری کنند و برخی ممکن است در اعتماد کردن و بازگرداندن افراد به زندگی خود مشکل داشته باشند.

به دست آوردن حس خودآگاهی به بازماندگان سوء استفاده جنسی اجازه می دهد تا تشخیص دهند که چگونه افکار و رفتارهای خاص ممکن است بر روابط و خلق و خوی فعلی آن ها تأثیر بگذارد. خودآگاهی می تواند بازماندگان را قادر سازد تا ابزارهایی را برای مقابله موثر شناسایی و اجرا کنند.

مشاوران آسیب های جنسی

بسیاری از مشاوران سوء استفاده جنسی از روش‌های درمانی مختلف مانند درمان شناختی رفتاری و رفتار درمانی دیالکتیکی استفاده می‌کنند تا به بازماندگان سوء استفاده جنسی کمک کنند مهارت‌هایی کسب کنند که به آن ها امکان می‌دهد تا با موفقیت احساس خود را در مورد سوءاستفاده مدیریت کنند.

درمان سوء استفاده جنسی می تواند ابزارهایی را در اختیار شما بگذارد که به شما امکان می دهد احساسات خود را به روش های موثر و سازنده مدیریت کنید. مهارت‌هایی مانند تمرکز حواس یا تحمل پریشانی می‌تواند به بازماندگان کمک کند تا با احساسات سخت و دردناکی که به وجود می‌آیند کنار بیایند.

درمان آسیب های جنسی

آسیب های جنسی می تواند منجر به احساسات دردناکی مانند خشم، گناه و شرم شود. این مهم است که این احساسات را بیان کنید و شروع به التیام زخم هایی کنید که به این احساسات اجازه می دهد بروز پیدا کنند. مشاوره می تواند به شما کمک کند دیدگاه جدیدی نسبت به زندگی ایجاد کنید.

مواجهه با احساسات به بازماندگان این فرصت را خواهند داشت تا دیدگاه خود را به چالش بکشند و امید جدیدی را برای آینده خود پرورش دهند.

آینده نباید با گذشته تعریف شود. اگر پس از تجربه آزار جنسی به کمک نیاز دارید تا زندگی خود را پس بگیرید، صحبت با یک مشاور ابزار موثری برای شروع روند بهبودی است.

صحبت در مورد تجاوز برای کسانی که در کودکی مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند ممکن است سخت تر باشد زیرا این تروما بسیار پیچیده تر است. اما هرکسی می تواند یاد بگیرد که چگونه بهبود یابد و کنترل زندگی خود را دوباره به دست گیرد.

کمک گرفتن

جستجوی کمک برای کسانی که سوء استفاده جنسی را تجربه کرده‌اند می‌تواند بسیار دشوار باشد، و ممکن است لازم باشد قدرت و شجاعت خود را افزایش دهید تا به دنبال کمک باشید. اگر به حمایت نیاز دارید، در اینجا نکاتی وجود دارد که به شما کمک می کند تا در اولین جلسه مشاوره خود موفق باشید.

به فرآیند درمان اعتماد کنید

متخصصانی که برای درمان سو استفاده جنسی آموزش دیده اند روش های درمان خاصی را مانند روشی به نام درمان شناختی رفتاری (CBT) استفاده می کنند که یکی از رایج‌ترین و مؤثرترین روش‌های درمانی است. می تواندی در مورد میزان تاثیر این روش با مشاور خود صحبت کنید و زمانی که مطمئن شدید درمان را شروع کنید.

به عنوان مثال، در یک مطالعه، قربانیان سوء استفاده جنسی که دچار PTSD بودند به سه گروه تقسیم شدند. یک گروه درمان شناختی رفتاری را امتحان کردند، یک گروه شکل دیگری از درمان را امتحان کردند که به عنوان درمان حل مسئله شناخته می شود، و گروه آخر هیچ درمان را دنبال نکردند.

این مطالعه نشان داد که بازماندگان در گروه درمان شناختی رفتاری به‌طور قابل‌توجهی بهتر مورد درمان قرار گرفته اند.

هنگامی که به دنبال مشاوره هستید، می توانید اعتماد کنید که به شما گوش داده و درک خواهید کرد. شما می توانید داستان خود را در فضایی امن و بدون قضاوت به اشتراک بگذارید. علاوه بر این مشاور ابزارهایی را در اختیار شما قرار می دهد که برای درمان و کمک به خود در آینده نیاز دارید.

همه ما می دانیم که چه زمانی آماده بهبودی هستیم، به طور مثال ممکن است تمایل شدیدی برای تغییر شکل زندگی خود داشته باشید. شیوه زندگی و کار ما ممکن است به دلیل ضربه ای که تجربه کردیم آسیب دیده باشد بنابراین طبیعی است که بخواهیم مسیر را اصلاح کنیم.

انواع مختلف درمان برای ترومای جنسی

چندین نوع درمان می تواند به شما در غلبه بر آسیب جنسی کمک کند. برای شروع، اگر آسیبی را تجربه کرده اید که بر توانایی شما در رابطه جنسی تأثیر می گذارد، سکس تراپی و مشاوره جنسی می تواند به این موارد کمک کند.

سوء استفاده جنسی، خشونت جنسی، و سایر مشکلاتی که باعث ایجاد مشکلاتی در توانایی شما برای داشتن رابطه جنسی می شود را می توان از طریق سکس تراپی درمان کرد.

بسیاری از بزرگسالان قربانی سوء استفاده جنسی در دوران کودکی برای ایجاد زندگی جنسی سالم تلاش می کنند. مشاوره جنسی نیز به این امر کمک می کند. اگر شریک زندگی شما از سوء استفاده اطلاع داشته باشد، زوج درمانی ممکن است راه حل باشد.

هنر درمانی یکی دیگر از گزینه‌های خوب برای کمک به افرادی است که تجربه سوء استفاده جنسی را داشته‌اند، زیرا به بازماندگان اجازه می‌دهد آسیب‌های خود را به طور خلاقانه بیان کنند.

برای درمان آزار و اذیت در دوران کودکی می‌توانند از هنردرمانی برای حل آن استفاده کنند و این می‌تواند به کسانی که آزار جنسی را تجربه کرده‌اند، از جمله کسانی که در دوران کودکی آزار جنسی را تجربه کرده‌اند، کمک کند.

روان درمانی که معمولاً به عنوان گفتار درمانی شناخته می شود نیز درمانی عالی است. با گفتار درمانی، می توانید در مورد مسائل جنسی، از جمله مسائل مربوط به فعالیت جنسی صحبت کنید.

اگر در دوران کودکی سوء استفاده جنسی یا تجاوز جنسی بزرگسالان را تجربه کرده اید و برای مقابله با آن به مصرف مواد مخدر روی آورده اید، مشاوره مواد مخدر نیز می تواند کمک کننده باشد. این مشاوره می تواند به شما کمک کند تا به دلیل سوء استفاده از آن مواد و چگونگی غلبه بر اعتیاد و سوء مصرف مواد پی ببرید.

منبع : درمان سوء استفاده جنسی

ناگفته های اختلال شخصیت اجتنابی (AVPD)

اختلال شخصیت اجتنابی (AVPD)

اختلال شخصیت اجتنابی، اجتناب از موقعیت های اجتماعی یا تعاملاتی که مستلزم خطر طرد، انتقاد یا تحقیر است می باشد. تشخیص این اختلال با معیارهای بالینی انجام می شود. درمان آن نیز با روان درمانی، داروی ضد اضطراب و ضد افسردگی می باشد.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی، احساس شدید بی کفایتی دارند و با اجتناب از هر موقعیتی که ممکن است در آن مورد ارزیابی منفی قرار بگیرند، ناسازگاری نشان می دهند.

تخمین زده شده است که حدود ۲٫۴٪ می باشد. اختلال شخصیت اجتنابی زنان و مردان را به یک اندازه تحت تأثیر قرار می دهد.

شخصیت اجتنابی با بیماری های شایعی همراه است. بیماران درگیر اختلال شخصیت اجتنابی اغلب دارای اختلال افسردگی اساسی، اختلال افسردگی مداوم، اختلال وسواس فکری-اجباری، یا یک اختلال اضطرابی هستند (به عنوان مثال، اختلال هراس، به ویژه فوبیای اجتماعی).

آن ها همچنین ممکن است اختلال شخصیت دیگری داشته باشند (مثلاً شخصیت وابسته یا مرزی ). بیماران مبتلا به فوبیای اجتماعی و اختلال اجتنابی، علائم و ناتوانی شدیدتری نسبت به دیگران دارند.

دلایل اختلال شخصیت اجتنابی (AVPD)

تحقیقات نشان می دهد که تجارب طرد و به حاشیه رانده شده در دوران کودکی و ویژگی های ذاتی اضطراب اجتماعی و اجتنابی ممکن است به اختلال شخصیت اجتنابی منجر شود. اجتناب از موقعیت های اجتماعی در اوایل سن ۲ سالگی تشخیص داده شده است.

علائم و نشانه ها

بیماران مبتلا به این اختلال از تعامل اجتماعی، از جمله با افرادی که در محل کار هستند، اجتناب می‌کنند، زیرا می‌ترسند مورد انتقاد یا طرد شدن قرار گیرند یا اینکه مردم آن ها را تأیید نکنند، مانند شرایط زیر:

  • آن ها ممکن است ترفیع را رد کنند زیرا می ترسند همکاران از آن ها انتقاد کنند.
  • آن ها ممکن است از حضور در جلسات اجتناب کنند.
  • آن ها از پیدا کردن دوستان جدید اجتناب می کنند، مگر اینکه مطمئن باشند که دوستی در آنجا خواهند داشت.

بیماران مبتلا به شخصیت اجتنابی مشتاق تعامل اجتماعی هستند اما از اعتماد به دیگران می ترسند. از آنجایی که این بیماران تعاملات خود را با افراد محدود می کنند، تمایل دارند نسبتاً منزوی باشند و شبکه اجتماعی از دوستان ندارند که بتواند در صورت نیاز به آن ها کمک کند.

این بیماران نسبت به هر چیز کمی انتقادی، ناپسند یا تمسخر آمیز بسیار حساس هستند زیرا دائماً به انتقاد یا طرد شدن توسط دیگران فکر می کنند. آن ها مراقب هر نشانه ای از پاسخ منفی به خود هستند. ظاهر پرتنش و مضطرب آن ها ممکن است باعث تمسخر دیگران شود.

عزت نفس پایین و احساس بی کفایتی این بیماران را از حضور در موقعیت های اجتماعی به ویژه موقعیت های جدید منع می کند. از تعامل با افراد جدید جلوگیری می شود زیرا بیماران خود را از نظر اجتماعی ناتوان، غیر جذاب و پست تر از دیگران می دانند.

آن ها تمایل دارند ساکت و ترسو باشند و سعی می کنند ناپدید شوند زیرا تمایل دارند فکر کنند که اگر چیزی بگویند، دیگران می گویند اشتباه است. این افراد تمایلی به صحبت در مورد خود ندارند تا مبادا مورد تمسخر یا تحقیر قرار گیرند. آن ها نگران هستند که وقتی مورد انتقاد قرار می گیرند سرخ شوند یا گریه کنند.

بیماران مبتلا به این اختلال به دلایل بسیاری تمایلی به ریسک های شخصی یا شرکت در فعالیت های جدید ندارند.

در چنین مواردی، آن ها تمایل دارند در مورد خطرات اغراق کنند و از علائم یا سایر مشکلات برای توجیح اجتناب خود استفاده می کنند. آن ها ممکن است یک سبک زندگی خاص را به دلیل نیاز به امنیت و اطمینان ترجیح دهند.

تشخیص شخصیت اجتنابی (AVPD)

معیارهای بالینی ( براساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ، ویرایش پنجم [DSM-5])

برای تشخیص اختلال شخصیت اجتنابی، بیماران باید ویژگی های زیر را داشته باشند:

  • اجتناب از تماس اجتماعی، احساس بی کفایتی و حساسیت بیش از حد به انتقاد و طرد شدن
  • پرهیز از فعالیت‌های مرتبط با شغل که شامل تماس بین فردی می‌شود، زیرا می‌ترسند مورد انتقاد یا طرد قرار گیرند یا مردم با آن‌ها مخالفت کنند.
  • عدم تمایل به درگیر شدن با مردم، مگر اینکه مطمئن باشند که مورد پسند قرار می گیرند.
  • احساسات خود را بیان نمی کنند زیرا از تمسخر یا تحقیر می ترسند.
  • نگرانی در مورد انتقاد یا طرد شدن در موقعیت های اجتماعی.
  • بازداری از حضور در موقعیت‌های اجتماعی جدید، زیرا احساس ناکفایتی می‌کنند.
  • خودارزیابی به عنوان فردی که از نظر اجتماعی بی کفایت، غیر جذاب یا پست تر از دیگران است.
  • بی میلی به ریسک های شخصی یا شرکت در هر فعالیت جدید زیرا ممکن است خجالت زده شوند.

علاوه بر این، علائم باید از اوایل بزرگسالی شروع شده باشد.

اختلال های مشابه 

اختلال شخصیت اجتنابی را باید از ۲ اختلال زیر متمایز کرد:

  • هراس اجتماعی : تفاوت بین فوبیا اجتماعی و اختلال شخصیت اجتنابی ظریف است. اختلال شخصیت اجتنابی شامل اضطراب و اجتناب فراگیرتری نسبت به فوبیای اجتماعی است، که اغلب مختص موقعیت هایی است که ممکن است منجر به خجالت عمومی شود (مانند سخنرانی در جمع، اجرا روی صحنه).

با این حال، فوبیای اجتماعی ممکن است شامل یک الگوی اجتناب گسترده‌تر باشد و در نتیجه تشخیص آن دشوار می باشد. این ۲ اختلال اغلب با هم رخ می دهند.

  • اختلال شخصیت اسکیزوئید : هر دو اختلال با انزوای اجتماعی مشخص می شوند. با این حال، بیماران مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید به دلیل بی علاقگی به دیگران منزوی می شوند، در حالی که مبتلایان به اختلال شخصیت اجتنابی منزوی می شوند زیرا نسبت به طرد یا انتقاد احتمالی دیگران حساس هستند.

سایر اختلالات شخصیت نیز ممکن است از جهاتی شبیه به اختلال شخصیت اجتنابی باشند، اما می توانند با ویژگی های مشخصی متمایز شوند (به عنوان مثال، نیاز به مراقبت در اختلال شخصیت وابسته در مقابل اجتناب از طرد و انتقاد در اختلال شخصیت اجتنابی).

درمان اختلال شخصیت

  • درمان شناختی رفتاری با تمرکز بر مهارت های اجتماعی
  • روان درمانی حمایتی
  • روان درمانی روان پویشی
  • داروهای ضد اضطراب و ضد افسردگی

درمان عمومی اختلال شخصیت اجتنابی مشابه درمان همه اختلالات شخصیت است البته متاسفانه بیماران مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی اغلب از درمان اجتناب می کنند.

درمان‌های مؤثر برای بیماران مبتلا به هراس اجتماعی و اختلال شخصیت اجتنابی عبارتند از:

  • درمان شناختی رفتاری که بر کسب مهارت های اجتماعی متمرکز است و به صورت گروهی انجام می شود.
  • اگر گروه متشکل از افراد با مشکلات مشابهی باشد، درمان های گروهی دیگری انجام می شود.

روان درمانی روان پویشی، که بر تعارضات اساسی تمرکز دارد نیز ممکن است مفید باشد.

درمان دارویی موثر شامل موارد زیر می باشد:

  • مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین(SSRIs)
  • داروهای ضد اضطراب، که به کاهش اضطراب کمک می کنند تا بیماران بتوانند خود را در معرض موقعیت های اجتماعی جدید قرار دهند.
  • مهارکننده های مونوآمین اکسیداز(MAOIs).

منبع : ناگفته های اختلال شخصیت اجتنابی (AVPD)

اختلال شخصیت وسواسی اجباری (OCPD)

اختلال شخصیت وسواسی اجباری (OCPD)

اختلال شخصیت وسواس فکری- اجباری با نگرانی در مورد نظم، کمال گرایی و کنترل شناسایی می شود که در نهایت انجام کارهای روزانه را مختل می کند. تشخیص شخصیت وسواس اجباری با معیارهای بالینی انجام می شود.

 درمان این اختلال با روان درمانی، درمان شناختی- رفتاری و داروهای مهارکننده های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs) انجام می شود.

از آنجایی که بیماران مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی-اجباری نیاز به کنترل دارند، کم تر به دیگران اعتماد می کنند و نگران تر هستند.

تخمین زده می شود که حدود ۲٫۱ تا ۷٫۹ درصد از جمعیت اختلال شخصیت وسواس فکری-اجباری را تجربه می کنند و در بین مردان شایع تر می باشد.

البته ویژگی‌های خانوادگی، ژنتیک و کمال‌گرایی در ایجاد این اختلال نقش دارد.

ممکن است اختلال های دیگری وسواس اجباری را همراهی کند. افراد درگیر وسواس اجباری اغلب دارای یک نوع اختلال افسردگی (اختلال افسردگی اساسی یا اختلال افسردگی مداوم) یا اختلال مصرف الکل هستند .

علائم و نشانه های اختلال شخصیت وسواسی اجباری

علائم اختلال شخصیت وسواس فکری-اجباری ممکن است حتی در یک دوره زمانی کوتاه از ۱ سال کاهش یابد، اما تداوم آن ها (یعنی میزان بهبودی و عود) در دراز مدت کمتر می باشد.

در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت وسواس فکری، اشتغال به نظم، کمال گرایی و کنترل خود باعث اختلال در انعطاف پذیری افراد می شود. این بیماران در تمام فعالیت های خود اصرار دارند که همه چیز به روش های خاص انجام شود.

برای حفظ حس کنترل، بیماران بر قوانین، جزئیات دقیق، رویه‌ها، برنامه‌ها و فهرست‌ها تمرکز می‌کنند. این بیماران به طور مکرر اشتباهات را بررسی می کنند و توجه فوق العاده ای به جزئیات دارند.

آن ها از زمان خود به خوبی استفاده نمی کنند و اغلب مهم ترین کارها را به پایان می گذارند. مشغولیت آنها به جزئیات و اطمینان از اینکه همه چیز بی نقص است، می تواند تکمیل را به تاخیر می اندازد.

آن ها از اینکه رفتارشان چگونه بر همکارانشان تأثیر می گذارد بی خبرند. هنگامی که این بیماران بر روی یک کار متمرکز می شوند، ممکن است تمام جنبه های دیگر زندگی خود را نادیده بگیرند.

از آنجایی که این بیماران می خواهند همه چیز به روشی خاص انجام شود، در واگذاری وظایف و کار به دیگران مشکل دارند. این افراد زمانی که با دیگران کار می کنند، ممکن است فهرست های مفصلی در مورد نحوه انجام یک کار تهیه کنند و اگر یکی از همکاران آن ها راه دیگری را پیشنهاد کند، ناراحت می شوند.

آن ها ممکن است حتی زمانی که از برنامه عقب هستند کمک را رد کنند.

این بیماران از قبل با جزئیات برنامه ریزی می کنند و نمی خواهند تغییرات را در نظر بگیرند. تلاش بی امان آنها ممکن است همکاران و دوستان را ناامید کند.

افراد درگیر شخصیت وسواس اجباری به ندرت ابراز محبت می کنند، این بیماران ممکن است به صورت رسمی، سخت یا جدی با دیگران ارتباط برقرار کنند. آن ها اغلب فقط زمانی صحبت می کنند که چیزی عالی برای گفتن داشته باشند. آنرها ممکن است بر منطق و عقل تمرکز کنند و نسبت به رفتار عاطفی بی توجه باشند.

این بیماران ممکن است در مورد مسائل اخلاقی و ارزشی سختگیر باشند. آن ها اصول اخلاقی سفت و سختی را برای خود و دیگران به کار می برند و به شدت از خود انتقاد می کنند، علاوه بر این بسیار به رعایت قوانین علاقه مند هستند.

تشخیص شخصیت وسواسی اجباری

  • معیارهای بالینی تشخیص ( براساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ، ویرایش پنجم [DSM-5])

برای تشخیص اختلال شخصیت وسواسی، بیماران باید نشانه های زیر را داشته باشند:

  • مشغولیت به نظم. کمال گرایی؛ و کنترل خود، دیگران و موقعیت ها
  • اهمیت به جزئیات، قوانین، برنامه ها، سازماندهی و فهرست ها
  • تلاش برای انجام کار به بهترین شکل ممکن
  • نتیجه غفلت از فعالیت های اوقات فراغت و دوستان و کار بیش از حد بدون نیاز به پول آن
  • وظیفه شناسی و سخت گیری بیش از حد در مسائل و ارزش های اخلاقی
  • عدم تمایل به دور انداختن اشیایی که دیگر به آن ها نیازی ندارند.
  • علاقه ای به اشتراک کار با دیگران ندارند و این امر باعث می شود که معمولا تنها به انجام کار بپردازند.
  • به ندرت پول خرج می کنند و ترجیح می دهند که پول را برای آینده ذخیره کنند.

علائم اختلال وسواس اجباری معمولا از اوایل بزرگسالی شروع می شود.

اختلال های مشابه با اختلال وسواس اجباری

اختلال شخصیت وسواس فکری اجباری را باید از اختلالات زیر متمایز کرد:

  • اختلال وسواس فکری اجباری (OCD) :بیماران مبتلا به OCD دارای وسواس های واقعی (افکار تکراری، ناخواسته و مزاحم که باعث اضطراب می شود) و اجبار (رفتارهای تشریفاتی که فرد احساس می کنند باید برای کاهش وسواس های مرتبط با اضطراب خود انجام دهند) هستند.

 بیماران مبتلا به وسواس فکری  (OCD) اغلب به دلیل فقدان کنترل بر همه چیز مضطرب می شوند. در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت وسواس اجباری، نیاز به کنترل ناشی از اهمیتی است که به نظم می دهند، بنابراین رفتار، ارزش ها و احساسات آنها قابل قبول و سازگار با احساس آنها از خود است.

  • اختلال شخصیت اجتنابی : هر دو اختلال شخصیت اجتنابی و وسواسی اجباری با انزوای اجتماعی مشخص می شوند. اما در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی، انزوا ناشی از اولویت دادن به کار به جای روابط است و این افراد تنها به دلیل کمال گرایی به دیگران بی اعتماد می شوند.
  • اختلال شخصیت اسکیزوئید :هر دو اختلال شخصیت اسکیزوئید و وسواسی جبری با جدایی و رسمی بودن روابط مشخص می شود. با این حال، دلایل این دو اختلال متفاوت است.

درمان اختلال شخصیت وسواسی اجباری

  • روان درمانی
  • درمان شناختی- رفتاری
  • مهارکننده های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs)

درمان عمومی اختلال شخصیت وسواسی-اجباری مشابه درمان تمام اختلالات شخصیت می باشد.

اطلاعات در مورد درمان اختلال شخصیت وسواس فکری-اجباری کم است. همچنین، درمان به دلیل سخت‌گیری، لجبازی و نیاز به کنترل بیمار پیچیده می‌شود.

درمان روان پویشی و درمان شناختی-رفتاری می تواند به بیماران مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی کمک کند. 

منبع : اختلال شخصیت وسواسی اجباری (OCPD)

۵ افسانه در مورد اختلال شخصیت اجتنابی

۵ افسانه در مورد اختلال شخصیت اجتنابی

افسانه های زیادی در مورد اختلال شخصیت اجتنابی و افراد مبتلا به آن وجود دارد. یادگیری حقایق می تواند به این افراد در یافتن درمان مناسب کمک کند.

بسیاری از تصورات نادرست در مورد افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی (AVPD) وجود دارد. در حالی که افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی ممکن است خجالتی یا ضداجتماعی دیده شوند، اما در واقع دارای یک اختلال روانی هستند که مانع از توانایی آن ها از معاشرت با دیگران می شود.

پس از تشخیص، مبتلایان به اختلال شخصیت اجتنابی می توانند با موفقیت درمان شود. درک اختلال شخصیت اجتنابی برای یافتن کمک مناسب یا کمک به مبتلایان به این بیماری برای دریافت درمان مورد نیاز کلیدی می باشد.

۵ افسانه در مورد اختلال شخصیت اجتنابی

افسانه اول: افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی خجالتی هستند.

واقعیت: افراد مبتلا به اختلال شخحصیت اجتنابی یک وضعیت روانی دارند که فراتر از احساس خجالتی بودن است.

بسیاری از افراد خجالتی، عصبی بوده و صحبت کردن با افراد جدید باعث ترس خفیف یا خجالت آن ها در یک موقعیت اجتماعی می شود. افراد خجالتی با این احساسات به شیوه ای سالم برخورد می کنند و همچنان زندگی اجتماعی رضایت بخشی دارند.

با این حال، اختلال شخصیت اجتنابی باعث می شود این احساسات طاقت‌فرسا شده و از رفتن افراد به مکان‌هایی که امکان تعامل اجتماعی وجود دارد، جلوگیری کرده و تأثیر منفی شدیدی بر زندگی روزمره و شخصی آن ها می گذارد.

افسانه دوم: اختلال شخصیت اجتنابی همان درونگرایی است.

واقعیت: اختلال شخصیت اجتنابی و درونگرایی کاملاً متفاوت هستند.

برعکس این که بسیاری از افراد درون گرایی را مانند اختلال شخصیت اجتنابی می دانند. درونگرایی به هیچ وجه یک اختلال روانی نیست، بلکه یک ویژگی شخصیتی طبیعی و سالم می باشد. بسیاری از افراد درونگرا در واقع از معاشرت لذت می برند، دوستان زیادی دارند و دوست دارند با افراد جدید ملاقات کنند.

آن ها صرفاً به مقدار مشخصی زمان یا خلوت نیاز دارند تا احساس آرامش، استراحت یا شارژ داشته باشند. این افراد ممکن است در هر نقطه ای از طیف برون گرایی-درون گرایی قرار بگیرند و برخی از آن ها کم و بیش احساس درون گرایی دارند.

از سوی دیگر، افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی ممکن است شرکت در موقعیت های اجتماعی را تقریبا غیرممکن بدانند. این اجتناب ناشی از تمایل به گذراندن زمان به صورت تنهایی نیست، بلکه به دلیل نگرانی بیش از حد در مورد انتقاد یا احساس خجالت است.

افسانه سوم: افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی دیگران را دوست ندارند.

واقعیت: افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی اغلب تمایل به صمیمیت و روابط نزدیک دارند.

اجتناب افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی از موقعیت های اجتماعی به این دلیل نیست که از افراد دیگر خوششان نمی آید. بسیاری از افراد مبتلا به این اختلال شخصیت اجتنابی تمایل شدیدی به دوستی یا ارتباط صمیمانه با دیگران دارند.

با این حال، آن ها اغلب از ایجاد این پیوندهای نزدیک به دلیل ترس شدیدشان از مورد منفور شدن، تمسخر یا قضاوت خشن باز می مانند. اغلب اوقات آن ها نقص‌های درک شده خود را دلیلی برای ناتوانی در برقراری روابط سالم می‌دانند و تنها زمانی وارد تعاملات اجتماعی می‌شوند که مطمئن باشند پذیرفته می‌شوند و مورد انتقاد قرار نمی‌گیرند

افسانه چهارم: اختلال شخصیت اجتنابی و اختلال شخصیت ضد اجتماعی یکی هستند.

واقعیت: اختلال شخصیت اجتنابی و اختلال شخصیت ضداجتماعی دو حالت متمایز هستند.

شباهت های متعددی بین اختلال شخصیت اجتنابی و اختلال شخصیت ضد اجتماعی وجود دارد. در هر دو مورد، افراد اغلب از رفتارهای اجتماعی معمولی پیروی نمی کنند. آن ها ممکن است در حفظ روابط سالم با دیگران مشکل داشته باشند یا ترس از وابستگی عاطفی به افراد دیگر داشته باشند که به عنوان اضطراب دلبستگی شناخته می شود .

با این حال، این دو اختلال شخصیت از چند جهت کلیدی کاملاً متفاوت هستند. اختلال شخصیت ضد اجتماعی با ترس از موقعیت های اجتماعی مانند اختلال شخصیت اجتنابی مشخص نمی شود

. در عوض، افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی به گونه ای رفتار می کنند که هنجارهای اجتماعی را نقض می کند. آن ها همچنین انتخاب می کنند که با افراد دیگر تعامل داشته باشند، اما فقط به روشی که خودشان دوست دارند.

افسانه پنجم: اختلال شخصیت اجتنابی قابل درمان نیست.

واقعیت: اختلال شخصیت اجتنابی قابل درمان است.

درمان اختلال شخصیت اجتنابی گاهی اوقات می تواند چالش برانگیز باشد زیرا بیماران ممکن است تمایلی به درخواست کمک نداشته باشند. تماس گرفتن برای جلسه درمان برای افراد مبتلا به این اختلال یک چالش سخت می باشد.

با این حال، با درمان مناسب، اغلب افراد می توانند یاد بگیرند که با موفقیت شرایط خود را مدیریت کنند. درمان اختلال شخصیت اجتنابی معمولاً شامل روان درمانی، مانند درمان شناختی رفتاری است. از طریق این نوع گفتگو درمانی و مشاوره رفتاری، بیماران می توانند یاد بگیرند که اضطراب خود را در مورد تمسخر یا طرد شدن مدیریت کنند.

در اغلب اوقات، بیماران مبتلا به این عارضه دارای اختلالات همزمانی مانند افسردگی یا اضطراب نیز هستند که با دارو درمانی قابل پیشگیری و درمان است.

با این حال، در حال حاضر هیچ دارویی وجود ندارد که بتواند به طور مستقیم اختلال شخصیت اجتنابی را درمان کند. اگرچه این یک فرآیند طولانی است اما درمان از طریق روان درمانی معمولاً موفقیت آمیز می باشد.

اختلالات شخصیتی مانند اختلال شخصیت اجتنابی اغلب همراه با اختلالات مصرف مواد رخ می دهد . اگر شما یا یکی از عزیزانتان با اختلال شخصیت و اعتیاد به مواد مخدر یا الکل دست و پنجه نرم می کنید در اولین فرصت باید به روانشناس و درمانگر متخصص مراجعه کنید.

منبع: ۵ افسانه در مورد اختلال شخصیت اجتنابی

کمک به فرد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه

کمک به فرد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه

اینکه یکی از از عزیزانتان اختلال استرس پس از سانحه رنج می برد، طاقت فرساست. اما مراحل زیر به شما کمک می کند تا به دوست یا همسرتان کمک کرده و آن ها را به زندگی عادی و طبیعی بازگردانید.

، دوست یا یکی از اعضای خانواده شما به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) شما را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. زندگی با فرد دچار اختلال استرس پس از سانحه آسان نیست و آسیب ها

زندگی با کسی که اختلال استرس پس از سانحه دارد

ابتلا شریک ی زیادی به روابط و زندگی خانوادگی می زند.از سردی و بدخلقی عزیزتان آزار می‌بینید و همیشه سعی می کنید او را درک کنید، چرا که آن ها کمتر می‌توانند محبت کنند و بی ثبات هستند. احساس می کنید که زندگی شکننده و بی ثباتی دارید یا با یک غریبه زندگی می کنید. همچنین مجبور می شوید سهم بیشتری از کارهای خانه را بر عهده بگیرید و با ناامیدی عزیزتان کنار بیایید.

علائم اختلال استرس پس از سانحه حتی منجر به از دست دادن شغل، سوء مصرف مواد و سایر مشکلاتی شود که کل خانواده را تحت تأثیر قرار می دهد.

به یاد داشته باشید که فرد مبتلا به استرس پس از سانحه کنترلی روی رفتارهای خود ندارد و نباید رفتارهای آن ها را به دل بگیرید یا ناراحتی های آن ها را به خودتان ربط دهید. سیستم عصبی فرد مورد علاقه شما در حالت هوشیاری دائمی «قفل» شده است و باعث می شود که دائماً احساس آسیب پذیری و ناامنی کند یا مجبور شود بارها و بارها تجربه آسیب زا را دوباره مرور کند.

همۀ اینها منجر به عصبانیت، تحریک پذیری، افسردگی، بی اعتمادی و سایر علائم اختلال استرس پس از سانحه می شود که فرد مورد علاقه شما نمی تواند به سادگی آن ها را متوقف کند.

با این حال، با حمایت مناسب از سوی شما و سایر اعضای خانواده و دوستان، سیستم عصبی او به حالت عادی برمی گردد. با این نکات به آن‌ها کمک کنید تا از رویداد آسیب‌زا خارج شوند و زندگی مشترکتان را به حالت عادی بازگردانید.

کمک به فرد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه

نکته۱: حمایت اجتماعی ارائه دهید

معمولاً افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه از خانواده و دوستان کناره گیری می کنند. آن ها احساس شرمندگی می کنند، نمی خواهند سربار کسی باشند یا باور پیدا کرده اند که دیگران متوجه احساسات آن ها نمی شوند.

اگرچه مهم است که به حریم خصوصی عزیزتان احترام بگذارید، اما آرامش و حمایت شما به او کمک می کند بر احساس درماندگی، اندوه و ناامیدی غلبه کند. در واقع، متخصصان بر این باورند که ارتباط چهره به چهره از سوی دیگران مهم ترین عامل در بهبود اختلال استرس پس از سانحه است.

اینکه چگونه عشق و حمایت خود را به بهترین شکل به فرد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه نشان دهید، همیشه آسان نیست. شما نمی توانید فرد مورد علاقه خود را مجبور به بهبودی کنید، اما می توانید صرفا با گذراندن وقت در کنار او، نقش مهمی در روند بهبودی او داشته باشید.

به عزیزتان فشار نیاورید تا صحبت کند. برای افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه صحبت در مورد تجربیات آسیب زا بسیار دشوار است. برای برخی حتی باعث بدتر شدن احساس آن ها می شود. درعوض، به او آگاهی بدهید که اگر خواست حرف بزند، در کنارش هستید که گوش بدهید. احساس همراهی و پذیرفته شدن از سوی شماست که به فرد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه آرامش می‌دهد، نه لزوما صحبت کردن.

همراه عزیزتان کارهای عادی و روزمره انجام دهید، کارهایی که ربطی به اختلال استرس پس از سانحه یا تجربه آسیب زا ندارد. فرد مورد علاقه خود را تشویق کنید که دوستانی داشته باشد، سرگرمی هایی را دنبال کند که برای او لذت بخش است و به ورزش هایی مانند پیاده روی، دویدن، شنا یا صخره نوردی بپردازد. با هم در یک کلاس تناسب اندام شرکت کنید، به رقص بروید یا یک قرار ناهار هفتگی با دوستان و خانواده داشته باشید.

به جای اینکه به او بگویید چه کاری باید انجام دهد، اجازه دهید عزیزتان رهبری را بر عهده بگیرد. با اینکه افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه مانند یکدیگر نیستند. اما بیشتر آن ها به طور غریزی می دانند که چه چیزی باعث می شود احساس آرامش و امنیت کنند. راهنمایی بگیرید که چگونه می توانید به بهترین شکل عزیزتان را حمایت و همراهی کنید.

استرس خود را مدیریت کنید

هر چه آرام تر و متمرکزتر باشید، بهتر می توانید به عزیزتان کمک کنید.

صبور باشید

بهبودی فرآیندی است که زمان می برد و اغلب با شکست‌هایی همراه است. نکته مهم این است که مثبت بمانید و از همسر خود حمایت کنید.

درباره اختلال استرس پس از سانحه آموزش ببینید.

هر چه بیشتر در مورد علائم، اثرات و گزینه‌های درمانی بدانید، برای کمک به عزیزتان و درک آنچه که او از سر می‌گذراند، مجهزتر بوده و نگاه جامع تری به موضوع پیدا می کنید.

احساسات منفی را بپذیرید 

وقتی که در حال گذراندن شرایط هیجانی هستید، برای ترکیب پیچیده ای از احساسات آماده باشید مانند، چیزهایی که هرگز نمی خواستید بشنوید. فقط به یاد داشته باشید، داشتن احساسات منفی نسبت به اعضای خانواده به معنی دوست نداشتن آن ها نیست.

نکته ۲: شنونده خوبی باشید

اگرچه نباید فرد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه را مجبور به صحبت کنید، اما اگر خود او تصمیم به گفتن گرفت، سعی کنید بدون توقع یا قضاوت گوش دهید. او را متوجه کنید که به موضع علاقه مند هستید و برایتان مهم است، اما نگران راهنمایی هایی که باید در پاسخ بدهید، نباشید. همین گوش دادن با دقت، برای محبوب شما مفید است، نه آنچه می گویید.

لازم است که یک فرد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه بارها و بارها در مورد رویداد آسیب زا صحبت کند. این بخشی از روند بهبودی است، بنابراین به عزیزتان نگویید که از تکرار وقایع گذشته خودداری کند، درعوض، به او پیشنهاد دهید که هر چند بار که نیاز دارد صحبت کند.

ممکن است گوش دادن به برخی از چیزهایی که عزیزتان به شما می گوید بسیار سخت باشد. حتی اگر از حرف های او خوشتان نمی آید به احساسات و واکنش های او احترام بگذارید. اگر با شنیدن حرف های او ناراضی، وحشت زده یا قضاوتگر شوید، بعید است که دوباره با شما صحبت کند.

مشکلات ارتباطی که باید از آن ها اجتناب کرد:

نبایدها:

  • پاسخ‌های دم دستی یا اینکه فقط به عزیزتان بگویید همه چیز درست می‌شود.
  • اینکه اجازه ندهید عزیزتان در مورد احساسات یا ترس های خود صحبت کند.
  • توصیه کردن یا اینکه به عزیزتان بگویید که چه کاری باید انجام دهد.
  • همه مشکلات مربوط به رابطه یا خانواده خود را به اختلال استرس پس از سانحه عزیزتان مربوط کرده و او را سرزنش کنید
  • تجربه آسیب‌زای او را نفی کنید، دست کم بگیرید یا انکار کنید.
  • او را تهدید کنید.
  • کاری کنید که عزیزتان احساس ضعف کند، زیرا دیگران بهتر از او با همین مشکل کنار آمده اند.
  • اینکه به عزیزتان بگویید خوش شانس بوده که وضعیتش بدتر نشده است.
  • با تجربیات یا احساسات شخصی خود روند را مدیریت کنید و به همسرتان اجازه دخالت ندهید.

نکته ۳: اعتماد و ایمنی را بازسازی کنید

برخی از حوادث نگرش فرد به جهان را تغییر داده و آن را مکانی همیشه خطرناک و ترسناک جلوه می‌دهد، همچنین به توانایی افراد برای اعتماد به دیگران و خود آسیب می رساند. اگر راهی پیدا کنید که بتوانید احساس امنیت عزیزتان را بازسازی کنید، به بهبود او کمک خواهید کرد.

تعهد خود را به رابطه ابراز کنید.

به عزیزتان آگاهی بدهید که شما برای مدت طولانی در کنار او هستید، تا او احساس کند که مورد علاقه و حمایت قرار گرفته است.

برنامه هایی ایجاد کنید.

سازماندهی و ایجاد برنامه های قابل پیش بینی حس ثبات و امنیت را به افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه اعم از بزرگسالان و کودکان باز می گرداند: برنامه‌های روزمره مانند وادار کردن عزیزتان به کمک در تهیه مواد غذایی یا کارهای خانه، زمان‌بندی منظم برای وعده‌های غذایی، یا صرفاً «در کنار او بودن» از این دست برنامه ها می باشد.

استرس را در خانه به حداقل برسانید.

مطمئن شوید که فرد مورد علاقه شما فضا و زمان مناسب برای استراحت و آرامش دارد. از هرگونه استرس یا اضطرابی دوری کنید، حتی ممکن است لازم باشد شنیدن اخبار را به حداقل برسانید.

از آینده صحبت کنید و برنامه ریزی کنید.

این کار به مقابله با این احساس مشترک در بین افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه کمک می کند که فکر می کنند آینده ای ندارند.

به وعده های خود عمل کنید

با نشان دادن اینکه قابل اعتماد هستید، به بازسازی اعتماد کمک کنید. ثبات داشته باشید و حتما آنچه را که می گویید انجام دهید.

بر نقاط قوت عزیزتان تاکید کنید.

به عزیزتان بگویید که فکر می کنید او خوب می شود و به تمام ویژگی های مثبت و موفقیت های او اشاره کنید، البته حتما توجه داشته باشید که زیاده روی در این امر اثر عکس را به دنبال دارد.

به دنبال راه هایی برای توانمندسازی او باشید.

به جای اینکه کارهایی را برای او انجام دهید که او خودش قادر به انجام آن هست، بهتر است با دادن قدرت انتخاب و کنترل بیشتر، اعتماد به نفس او را تقویت کنید.

نکته ۴: محرک ها را پیش بینی و مدیریت کنید

محرک هر چیزی می تواند باشد (یک فرد، مکان، شیء یا موقعیت) که به فرد مورد علاقه شما آسیب یا حادثه را یادآوری و علائم اختلال استرس پس از سانحه را در او بیدار کند، مانند خاطرات.

گاهی اوقات، محرک ها آشکار هستند. برای مثال، یک کهنه سرباز نظامی با دیدن دوستان رزمندۀ خود یا صداهای بلندی که شبیه شلیک گلوله است، تحریک می شود. برخی دیگر مدتی طول می کشد تا شناسایی و درک شوند، مثلاً شنیدن آهنگی که در زمان وقوع حادثه آسیب زا در حال پخش بوده. همچنین محرک ها لزوما خارجی نیستند: احساسات و عواطف درونی نیز علائم اختلال استرس پس از سانحه را تحریک می کنند.

محرک های خارجی رایج PTSD

  • مناظر، صداها یا بوهای مرتبط با حوادث.
  • افراد، مکان ها یا چیزهایی که آسیب را به یاد می آورند.
  • تاریخ ها یا زمان های مهم، مانند سالگردها یا زمان خاصی از روز.
  • طبیعت (انواع خاصی از آب و هوا، فصل ها و غیره).
  • مکالمات یا پوشش رسانه ای در مورد حادثه های مشابه.
  • موقعیت هایی که احساس محدودیت می دهند (گیر کردن در ترافیک، مطب دکتر یا یک جمعیت).
  • روابط، خانواده، مدرسه
  • کار یا فشارها و مشاجرات مالی.
  • مراسم تشییع جنازه، بیمارستان یا درمان پزشکی.

محرک های داخلی رایج PTSD

  • ناراحتی جسمی، مانند گرسنگی، تشنگی، خستگی، بیماری و ناکامی جنسی.
  • هر گونه احساس بدنی که حوادث را به یاد می آورد، از جمله درد، زخم های قدیمی یا آسیب های مشابه.
  • احساسات شدید، به ویژه احساس درماندگی بیش از حد یا به دام افتادن.
  • احساسات نسبت به اعضای خانواده، مانند آمیزه ای از حس عشق، آسیب پذیری و رنجش.

صحبت با فرد مورد علاقه خود در مورد محرک های PTSD

از عزیزتان بیش تر در مورد کارهایی که در گذشته انجام داده بپرسید تا دربارۀ محرکی که کمک کننده بوده (و همچنین اقداماتی که کمک نکرده است) پاسخ دهد. سپس برای نحوه پاسخگویی در آینده نشانه ها و قرارهایی بگذارید.

با عزیزتان تصمیم بگیرید که وقتی دچار کابوس، خاظرات یا حمله هراس می شود، چگونه واکنش نشان دهید. برنامه داشتن از پیش، ترسناکی وضعیت را برای هر دوی شما کمتر می کند. همچنین در موقعیت بسیار بهتری خواهید بود تا به عزیزتان کمک کنید آرام شود.

چگونه به فردی که دچار فلاش بک یا حمله هراس شده است کمک کنیم

در طول خاطرات، اغلبِ انسان ها احساس می‌کنند که گویی از بدن خود جدا شده اند. هر کاری که بتواند آن ها را به زمان حال برگرداند مفید خواهد بود. اقدامات زیر می تواند در این کار شما را یاری کنند:

  • به عزیزتان بگویید که اگرچه به نظر می‌رسد در آن شرایط قرار می گیرد، اما رویداد واقعاً دوباره تکرار نمی شود.
  • به او کمک کنید تا اطراف خود را مرور کند (مثلاً از او بخواهید به اطراف اتاق نگاه کرده و آنچه را که می بیند با صدای بلند توصیف کند).
  • او را تشویق کنید که نفس های عمیق و آهسته بکشد (تنفس سریع و نامنظم باعث افزایش احساس وحشت می شود).
  • از حرکات ناگهانی یا هر چیزی که ممکن است او را شگفت زده کند خودداری کنید.
  • قبل از اینکه او را لمس کنید اجازه بگیرید. لمس کردن یا قرار دادن بازوهای خود در اطراف فرد ممکن است باعث شود او احساس کند در دام افتاده که منجر به تحریک بیشتر و حتی خشونت می شود.

نکته ۵: با نوسانات خلقی و عصبانیت مقابله کنید

اختلال استرس پس از سانحه منجر به مشکلاتی در مدیریت احساسات و تکانه ها می شود. در این شرایط عزیزتان دچار تحریک پذیری شدید، بدخلقی، یا خشم شدید می‌شود.

افرادی که از اختلال استرس پس از سانحه رنج می برند در یک وضعیت دائمی استرس جسمی و عاطفی زندگی می کنند. از آنجا که آن ها معمولاً با خوابیدن مشکل دارند، دائماً خسته، پرخاشگر و از نظر جسمی ضعیف هستند. این مشکلات باعث می‌شود که به استرس های روزانه بیش از حد واکنش نشان دهند.

برای بسیاری از افراد مبتلا به PTSD، خشم تنها پوششی برای سایر احساسات مانند غم و اندوه، درماندگی یا احساس گناه است. خشم باعث می شود به جای اینکه ضعیف و آسیب پذیر باشند، احساس قدرت کنند. برخی دیگر سعی می کنند خشم خود را تا زمانی که شما انتظارش را ندارید سرکوب کنند.

مراقب نشانه‌های عصبی بودن مانند فک قفل شده یا مشت‌های گره شده، بلند صحبت کردن یا آشفته شدن، باشید. به محض مشاهده علائم هشدار دهنده اولیه، اقداماتی را برای خنثی کردن وضعیت انجام دهید.

سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید.

در طول پ طغیان عاطفی، تمام تلاش خود را بکنید تا آرام بمانید. این کار به عزیزتان نشان می دهد که شما «امن» هستید و از تشدید وضعیت جلوگیری می کند.

به فرد فضا بدهید.

از شلوغ کردن اطراف یا گرفتن فرد خودداری کنید زیرا باعث می شود که فرد آسیب دیده احساس خطر کند.

بپرسید چگونه می توانید کمک کنید.

مثلا این سؤال: در حال حاضر چه کاری می توانم برای کمک به تو انجام دهم؟ می تواند مفید باشد، شما همچنین می توانید زمان استراحت یا رفتن به جایی دیگر برای عوض شدن حال و هوا را پیشنهاد بدهید.

ایمنی را اولویت قرار دهید

اگر وضعیت فرد با وجود تلاش های شما برای آرام کردن اوضاع بدتر شد، خانه را ترک یا خود را در اتاق حبس کنید. اگر می ترسید که عزیزتان به خودش یا دیگران صدمه بزند با پلیس یا دکتر تماس بگیرید.

به فرد مورد علاقه خود کمک کنید خشم خود را مدیریت کند.

خشم یک احساس طبیعی و سالم است، اما زمانی که مزمن، انفجاری و خارج از کنترل شود، تأثیرات جدی بر روابط، سلامت و وضعیت ذهنی فرد می‌گذارد. عزیزتان می تواند با تحقیق درباره مسائل ریشه ای و یادگیری روش های سالم تر برای ابراز احساسات، خشم خود را کنترل کند.

نکته ۶: درمان حمایتی

عشق و حمایت شما و نزدیکان اگر چه ضروری است، اما همیشه کافی نیست. بسیاری از افرادی که آسیب دیده اند به درمان حرفه ای اختلال استرس پس از سانحه نیاز دارند. اما مطرح کردن آن می تواند حساسیت برانگیز باشد. به این فکر کنید که اگر کسی پیشنهاد کند که شما به درمان نیاز دارید چه احساسی خواهید داشت.

منتظر زمان مناسب برای مطرح کردن نگرانی های خود باشید.

وقتی در حال مشاجره یا در وسط بحران هستید، آن را مطرح نکنید. همچنین مراقب زبان خود باشید. از هر جمله ای که دلالت بر «دیوانه یا بیمار بودن» همسر شما دارد اجتناب کنید. در عوض موضوع را در یک چشم انداز مثبت و عملی ارائه دهید: درمان راهی برای یادگیری مهارت های جدید است که می تواند برای مدیریت طیف گسترده ای از چالش های مرتبط با اختلال استرس پس از سانحه مورد استفاده قرار گیرد.

بر مزایای آن تاکید کنید.

به عنوان مثال، درمان به او کمک می کند تا مستقل تر و تحت کنترل باشد یا به کاهش اضطراب و اجتنابی کمک می کند که او را از انجام کارهایی که می خواهد انجام دهد باز می دارد.

روی مشکلات خاص تمرکز کنید.

زمانی که در مورد اختلال استرس پس از سانحه یا مشاوره صحبت می‌کنید و عزیزتان واکنش تندی ندارد و گوش می دهد، بر این تمرکز کنید که چگونه درمان می‌تواند به مسائل خاصی مانند مدیریت خشم، اضطراب، یا مشکلات تمرکز و حافظه کمک کند.

مشکلات و محدودیت های درمان را بپذیرید.

برای مثال، می‌توانید بگویید: «می‌دانم که درمان یک راه حل سریع یا جادویی نیست و پیدا کردن درمانگر مناسب ممکن است کمی طول بکشد. اما حتی اگر کمی کمک کند، ارزشش را دارد.»

از افرادی که عزیزتان به آن ها احترام می گذارد و به آن ها اعتماد دارد کمک بگیرید.

اگر این ایده از جانب شخص دیگری مطرح شود، ممکن است فرد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه بهتر بپذیرد. به فرد پیشنهاد دهید که به پزشک مراجعه کند یا مثلاً با یک دوست، معلم، مربی یا روحانی خاص صحبت کند.

فرد مورد علاقه خود را تشویق کنید تا به یک گروه پشتیبانی بپیوندد.

برقراری ارتباط با افراد دیگری که تجربیات آسیب زای مشابهی را پشت سر گذاشته به برخی از افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه کمک می کند که کمتر احساس آسیب دیدگی و تنهایی کنند.

نکته ۷: مراقب خود باشید

اگر به اختلال استرس پس از سانحۀ عزیزتان اجازه دهید بر زندگی شما مسلط شود و نیازهای خود را نادیده بگیرید حتما فرسوده و حتی ممکن است دچار آسیب ثانویه شوید. شما هم ممکن است با گوش دادن به داستان ها یا قرار گرفتن در معرض علائم آزاردهنده مانند خاطرات دچار مشکل شوید. هر چه بیشتر احساس فرسودگی و غرق شدن کنید، خطر آسیب دیدنتان بیشتر است.

برای اینکه قدرت این را داشته باشید که در طولانی مدت در کنار عزیزتان باشید و خطر آسیب ثانویه را کاهش دهید، باید خودتان را قوی نگه دارید، اگر احساس نیاز می کنید حتما به مشاور مراجعه کنید.

به نیازهای جسمانی خود توجه کنید

به اندازه کافی بخوابید، به طور منظم ورزش کنید، به درستی غذا بخورید، و مراقب هرگونه مشکل پزشکی باشید.

یک گروه پشتیبانی برای خود ایجاد کنید

به سایر اعضای خانواده، دوستان مورد اعتماد، درمانگر یا گروه پشتیبانی خود تکیه کنید. صحبت کردن در مورد احساسات خود و آنچه که از سر می گذرانید بسیار مفید است و می تواند به آرامش شما کمک کند.

برای زندگی خود وقت بگذارید.

دوستان، سرگرمی ها یا فعالیت هایی که شما را خوشحال می کند را رها نکنید. مهم است که چیزهایی در زندگی خود داشته باشید که در شما اشتیاق ایجاد می‌کنند.

مسئولیت را تقسیم کنید.

از سایر اعضای خانواده و دوستان هم کمک بخواهید تا بتوانید به اندازه کافی استراحت کنید. همچنین می توانید به دنبال مددکار اجتماعی در محل خود باشید.

حدود را مشخص کنید

در مورد آنچه می توانید انجام بدهید واقع بین باشید. محدودیت‌های خود را بشناسید، آن‌ها را با اعضای خانواده‌ و دیگران مطرح کرده و به آن‌ها پایبند باشید.

حمایت از افرادی که از جانبازان مراقبت می کنند

اگر شخصی که از او مراقبت می کنید یک کهنه سرباز است، مطلب اختلال استرس پس از سانحه در کهنه سربازان را بخوانید. همچنین برای گرفتن حمایت مالی و مراقبتی به بنیاد شهید و ایثارگران مراجعه کنید.

منبع : کمک به فرد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه