افزایش مسئولیت پذیری در کودکان با ترفندهای باورنکردنی متخصص کودک

افزایش مسئولیت پذیری در کودکان با ۴ ترفند علمی

برای افزایش مسئولیت پذیری در کودکان چه باید کرد؟ بسیاری از مفاهیم اخلاقی، ارزش های اجتماعی و ویژگی های رفتاری باید در سنین کودکی آموزش داده شود و یکی از آن ویژگی ها مسئولیت پذیری می باشد که در سنین بزرگسالی از اهمیت بالاییی برخوردار می باشد، در واقع فردی که شخصیت پذیر است به رشد شخصیت کودک و بهداشت جسمی و روانی او بسیار کمک می شود.

بسیاری از والدین در جلسات مشاوره خانواده و مشاوره کودک شرکت می کنند و دنبال راهکارهایی هستند تا بتوانند ویژگی مسئولیت پذیری را در کودکشان افزایش دهند و آن را تقویت نمایند در این مقاله راهکارهایی که باعث افزایش مسئولیت پذیری می شود بیان می شود و در این خصوص می توان از مشاور روانشناسی کمک گرفت تا تحت نظر روانشناس و متخصصان این ویژگی در کودک افزایش یابد.

راهکارهایی برای افزایش مسئولیت پذیری در کودکان

دغدغه بسیاری از والدین این است تا راهکارهای عملی پیدا کنند تا بتوانند به وسیله آن ها کودکانی مسئولیت پذیری را تربیت نمایند در ادامه این مقاله به راهکارهایی که به وسیله متخصصین روانشناس کودک بیان می شود اشاره می کنیم.

در صورتی که راهکارهای عمومی بر روی رفتارهای کودکتان تاثیری ندارند در این زمینه می توانید از مشاور و روانشناس و متخصص کودک کمک بگیرید تا شرایط فرزندتان را مورد بررسی قرار دهد و راه حل های اختصاصی تری را در اختیار شما قرار دهد، هم چنین در این دوره چیزهایی که لازم است به کودک تان آموزش دهید را یاد می گیرید.

  1. مسئولیت پذیری با شرکت دادن کودک در کارهای خانه

کوچک بودن فرزندتان به این معنی نمی باشد که او قادر نیست کارهای خانه را انجام دهد و نمی تواند در هیچ کدام از کارها به شما کمک کند، یکی از راه هایی که می توانید به وسیله آن مسئولیت پذیری کودکان را افزایش دهید انجام دادن کارهای ساده مانند خرید کردن، تمیز کردن خانه، غذا پختن و غیره می باشد.

شما می توانید در انجام این کارها کودک تان را درگیر کنید و باعث افزایش عزت نفس و استقلال در او شوید هم چنین این رفتار شما باعث می شود تا کودک تان را برای پذیرفتن مسئولیت ها قبول داشته باشید و او را باور کنید.

  1. افزایش مسئولیت پذیری در کودکان با وضع قوانین

شما نباید از فرزندتان انتظار داشته باشید که بدون این که به او بگویید کارهایش را انجام دهد شما باید به فرزندتان کمک کنید تا وظایفش را بشناسد و به درستی آن ها را انجام دهد و هم چنین با قوانین محیط های مختلف مانند خانه و مدرسه آشنا شود، هر چقدر این قوانین به صورت درست و واضح تری برای کودکتان تعریف شده باشد بهتر می تواند به این قوانین پاسخ دهد، به طور مثال برای این که فرزندتان تکالیف مدرسه اش را به درستی انجام دهد باید برای او زمان خاصی در نظر بگیرید و بعد به او اجازه دهید تا کارهای مورد علاقه اش بپردازد.

هم چنین برای صرف وعده های غذایی کودک زمان مشخصی داشته باشید و به او بیاموزید که خودش باید غذای خود را میل کند، درصورتی که در خانه شما قوانین منظمی وجود داشته باشد باعث افزایش مسئولیت پذیری فرزندتان می شود.

باید این نکته را در نظر بگیرید که قوانین نباید خشک و تغییرناپذیر باشند بلکه باید از انعطاف درست و کافی برخوردار باشند تا در صورتی که نیاز است با توجه به نیاز های کودک تغییراتی در آن به وجود آید.۳٫ مسئولیت پذیری در کودکان را تشویق کنید

زمانی که کودک می تواند وظایفش را به درستی انجام دهد و به خوبی مسئولیت هایش را می پذیرد به سادگی از این مسئله نگذرید و این رفتارش را مورد تشویق قرار دهید و در بعضی وقت ها کودک برای انجام وظایفش پیش قدم می شود که این مسئله بسیار اهمیت دارد.

به عنوان مثال زمانی که شما درگیر کارهای خانه می باشید و او پیشنهاد می دهد که از خواهر و برادر کوچک خود مراقبت می کند با گفتن جملاتی مانند به تو افتخار می کنم باعث افزایش روحیه مسئولیت پذیری کودک را تقویت کنید، این کار نقش بسیار مهمی در تقویت روحیه کودک دارد.

برخی از والدین و خانواده ها به تشویق کلامی اهمیت نمی دهند و آن را نادیده می گیرند در حالی که یکی از روش های موثر برای تربیت کودک تقویت و تشویق کلامی می باشد، والدین باید این نکته را در نظر بگیرند که چه چیزهایی باید در کودک شان تقویت کنند و چه چیزهایی به او بیاموزند.

۴٫افزایش مسئولیت پذیری در کودکان، به جای سرزنش یادآوری کنید

به عنوان مثال وقتی فرزندتان مسئولیت های خود را به طور دائم به تعویق می اندازد و آن ها را انجام نمی دهد، بسیاری از والدین با جملاتی مانند تکالیفت را انجام ندادی یا چرا هیچ وقت کارها را به درستی انجام نمی دهی تلاش می کنند تا کودک خود را ترغیب کنند تا کارهایش را به درستی انجام دهد در این حالی که استفاده از این جملات سرزنش و اجبار را نشان می دهد و کودک نسبت به این جملات جبهه می گیرد و مقاومت می کند در این صورت تلاش نمی کند تا مسئولیت پذیری را به خوبی یاد بگیرد.

یکی از اصول پایه و مهم در مهارت های فرزند پروری حفظ ارتباط عاطفی مناسب با کودک می باشد و از روش های تاثیر گذاری است، در این شرایط بهترین راه حل این است که وظایف کودک تان را به او یادآوری کنید و از نظر عاطفی سعی کنید او را حمایت کرده و پشتیبانش باشید .

به عنوان مثال اگر فرزندتان تکالیفش را انجام نداده است و اصرار دارد که او را به پارک ببرید در این حالت می توانید به او بگویید “که خیلی دوست دارم تو را به پارک ببرم اما تو باید اول تکلیفت را به درستی انجام بدهی تا زمان بیشتری بتوانیم در پارک بمانیم “در این موارد آن چیزی که اهمیت دارد این است که به فرزندتان بفهماند که شما در کنار او است نه در جبهه مقابل او.

۵٫ نوشتن برنامه برای افزایش مسئولیت پذیری در کودکان

نوشتن برنامه روزانه از همان سنین کودکی لازم می باشد زیرا باعث می شود فرزندتان با نظم آشنا شود و آن را در سنین بالاتر خواه یا ناخواه این مهارت را می آموزد، در ابتدا می توانید در نوشتن برنامه های روتین به همسرتان کمک کنید، برای این کار می توانید یک کاغذ بردارید و کارهایی که کودکتان لازم است آن ها را در طول روز انجام دهد را بنویسید و ساعت های روز آن را در ستون مقابلش یادداشت کنید.

برنامه های کودک در طول روز می تواند شامل تفریحات، وظایف کودک در خانه و درس خواندن او باشد، بر اساس نظر روانشناسان داشتن برنامه به کودک کمک می کند تا استرس او کاهش یابد و هم چنین نظم را به خوبی یاد بگیرد و از این طریق به درستی می تواند زمان خود را مدیریت نماید.

۶٫به کودک خود هرگز نگویید بی مسئولیت

در صورتی که کودک تان کارهایش را به درستی انجام نمی دهد هرگز او را به اسم بی مسئولیت خطاب نکنید و باید سعی کنید این مهارت را در او تقویت کرده و افزایش دهید، به عنوان مثال در صورتی که وسایلش را در مدرسه جا می گذارد به او بگویید بیشتر حواسش باید و در مورد این مسئله دقت بالاتری داشته باشد.

زیرا اگر فرزندتان را بی مسئولیت خطاب کنید او به این باور می رسد که بی مسئولیت می باشد و تغییر دادن این نگرش در کودک بسیار سخت خواهد بود.

در صورتی که این راهکارها مناسب نبود و نتوانست باعث افزایش مهارت مسئولیت پذیری در کودکتان شود در این شرایط می توانید از مشاور کودک کمک بگیرید تا بتوانید به خوبی این مهارت را در کودک تان تقویت نمایید، در این خصوص می توانید از مرکز مشاوره ستاره ایرانیان کمک بگیرید تا به صورت تلفنی و حضوری در این خصوص خدماتی را به شما ارائه دهند.

منبع : افزایش مسئولیت پذیری در کودکان با ترفندهای باورنکردنی متخصص کودک

آموزش دوستیابی در مدرسه | راهکارهایی عالی برای والدین و مربیان

آموزش دوستیابی در مدرسه، راهکارهایی برای والدین و مربیان

روش های آموزشی دوستیابی در مدرسه به چه شکل می باشند؟ یکی از مهم ترین موضوعات در فرایند اجتماعی شدن به ویژه در سنین دبستان، دوستیابی می باشد، بسیاری از کودکان زمانی که می خواهند گفتگویی را آغاز کنند و یا رابطه دوستی با همسالان خود برقرار کنند با مشکلاتی برخوردار می شوند.

این موضوع می تواند نشان دهنده اختلالاتی در کودکان مانند افسردگی و اوتیسم باشد و نگرانی های زیادی را برای والدین ایجاد می کند، همچنین در بعضی مواقع عدم توانایی در دوستیابی می تواند به خاطر عدم آموزش کافی توسط والدین باشد. برای این که کودک با مهارت های دوستیابی آشنا شوند می توانید از مشاوران ومتخصصانی که در این زمینه اطلاعات کافی دارند کمک بگیرید و اگر کودک شما مشکلاتی در این زمینه تجربه می کند در ادامه این مقاله توضیحاتی در مورد آموزش دوستیابی بیان شده است که مطالعه آن می تواند برای شما مفید باشد.

آموزش دوست یابی در مدرسه برای کودکان چه اهمیتی دارد؟

یکی از راه های افزایش مهارت های اجتماعی دوستیابی و برقراری روابط دوستانه با دیگران می باشد که از زمان کودکی آغاز می شود و با توجه به این که اجتماعی بودن یکی از ویژگی های مهم و اصلی برای هر انسانی می باشد و نحوه شکل گیری آن بر روی مسائلی که در سنین بالاتر به وجود می آید اثر می گذارد.

زمانی که کودک مهارت های لازم برای دوستیابی و برقراری ارتباط با دیگران و روابط اجتماعی را یاد بگیرد در این هنگام به راحتی دیگران را به سمت خود جذب می کند و با وجود دوستان زندگی اش رنگ و بوی تازه ای به خود می گیرد.

همچنین تجربیاتی که کودک در مدرسه و هنگام برقراری رابطه دوستانه به دست می آورد به او کمک می کنند تا حد زیادی اعتماد به نفس او افزایش یابد و با توجه به این که کمبود اعتماد به نفس در بسیاری از اختلالات روانی دخیل می باشد می توان به نقش و اهمیت دوستیابی در کودکان پی برد.

اگر کودک در دوستیابی و برقراری ارتباط در مدرسه ناتوان باشد در این صورت آسیب های زیادی برای او به وجود خواهد آمد به عنوان مثال کودکانی که روابط اجتماعی محدودی دارند استرس و اضطراب زیادی را تجربه می کنند و دچار افت تحصیلی خواهند شد به همین دلیل دوستیابی بسیار اهمیت دارد و باید آموزش آن در اولویت مدرسه و والدین قرار گیرد.

بهترین زمان برای آموزش دوستیابی

از آن جایی که سنین مدرسه بهترین زمان برای رشد فردی و اجتماعی می باشد والدین باید از همان ابتدای تحصیل و روز های ابتدایی که فرزندشان به مدرسه می رود مهارت های لازم را به کودک خود آموزش دهند.

البته باید توجه داشته باشید که فرایند دوستیابی از زمان خردسالی آغاز می شود و کودک باید مهارت دوستیابی داشته باشد و اگر والدین در همان زمان کودکی آموزش های لازم را به کودک بدهد و با تمرین کند در مدرسه با مشکلات کمتری رو به رو خواهد شود و هم چنین آموزش این مهارت نیاز به تخصص دارد و بهتر است از مشاور و روانشناس در این زمینه کمک بخواهید.

آموزش دوستیابی در مدرسه، لزوم همکاری والدین با مدرسه

روش های آموزش دوستیابی به کودکان در مدرسه متفاوت می باشد و کودکان معمولا از لحاظ مهارت های اجتماعی به دو دسته تقسیم می شوند، گروه اول کودکانی که به مهدکودک رفته اند و اولین تجربه دوستی و سازگاری را در آن محیط یاد گرفته اند و گروه دوم کودکی که در کنار اعضای خانواده اش بزرگ شده و به خاطر رفتارهای والدین و نداشتن ارتباطات اجتماعی با هم سن و سالان، رابطه دوستی ضعیفی دارد و مفهوم مشارکت و همراهی با دیگران را کمتر از بیقه یاد گرفته است.

در نتیجه معلمان و مربیان باید به دانش آموزان توجه کنند و در مدرسه روش های آموزش مهارت دوستیابی را به کودکان آموزش دهند.

کودکان قبل از سن دبستان در موقعیت های مختلف با هم سن و سالان خود دوست می شوند اما به زبان ساده دوستی هایی بر پایه هدف تجربه نکرده اند و به همین دلیل والدین، مربیان  و معلمان باید این نکته را در نظر بگیرند که باید هدف های دوستی و برقراری روابط دوستانه را به کودکان دبستانی آموزش دهند تا بتوانند درک صحیحی از شکل گیری این روابط داشته باشند.

همکاری والدین

آموزش در مدرسه به تنهایی کافی نمی باشد و کودک مهارت های دوستیابی را یاد نمی گیرد بلکه خانواده ها باید در این زمینه همکاری کنند تا آموزش های لازم به طور صحیح به کودکشان داده شود.

به عنوان مثال کودکی که در محیط مدرسه ساکت و آرام است از خانواده او بخواهید تا با او صحبت کنند که در محیط خانه با صدای بلندتری با اعضای خانواده حرف بزند تا بتواند روابطش را با اعضای خانواده گسترش دهد همچنین والدین می توانید با پرسیدن سوالاتی درباره این که “روزش را چطور سپری کرده است “و “زنگ تفریح سرگرم چه  کاری بوده است” با مربیان همکاری کنند.

آموزش دوستیابی در مدرسه، راهکارهایی برای والدین

برای این که مهارت های دوستیابی را در مدرسه فرا بگیرید می توانید از چند راهکار صحیح در این زمینه استفاده کنید توجه داشته باشید که این راهکارها کلی هستند و نسبت به فرد و ویژگی های هر شخص متفاوت می باشند.

آموزش های دوستیابی به کودکان مانند دیگران مهارت های زندگی می باشد که باید به دیگران آموزش داده شود زیرا از اهمیت بسیاری برخوردار می باشد.

  1. آموزش معرفی خود

به کودکتان یاد بدهید برای این که دوستی اش را در مدرسه آغاز کند به سراغ دانش آموزی برود که مانند خود تنها است و بعد از سلام خودش را معرفی کند و به او بگوید که” می خواهی با من دوست بشی؟ “و بعد به کودکتان آموزش دهد که با استفاده از چه نکاتی می تواند دوستی اش را تداوم بخشد.

  1. آموزش مهارت های گفت و گو

به کودکتان مهارت های گفت و گو را اموزش دهید تا بتواند به راحتی سلام و احوال پرسی نماید و بدون استرس خودش را معرفی کند و بعد از این که گفت و گو را آغاز کردید از طرف مقابلتان بخواهید خودش را معرفی نماید.

کودکان باید از همان دوران کودکی فرایند اجتماعی شدن را بیاموزند و بتواند به درستی با دیگران ارتباط برقرار کنند و با آن ها به صحبت بپردازند.

  1. اضافه شدن به گروه های دوستی

به کودک تان یاد بدهید تا به سمت گروه هایی که دوستانه هستند و با یکدیگر بازی می کنند برود و خودش را معرفی کند و از آن ها اجازه بگیرد که در بازی همراهشان باشد معمولا بسیاری از کودکان از وارد شدن دوستان دیگر به گروه بازی شان استقبال می کنند و خوش حال می شوند.

  1. یاد دادن ویژگی های یک دوست خوب

ویژگی های دوست خوب را به او بگویید و به او توضیح دهید دوستانی پیدا کند که ویژگی های دوست خوب را داشته باشد به عنوان مثال دوستان خوب با هم شریک می شوند و نوبت را رعایت می کنند، به حرف های یکدیگر گوش می دهند، با یکدیگر دعوا نمی کنند و یکدیگر را نمی زنند و بچه های دیگر را مورد تمسخر قرار نمی دهند.

  1. آموزش دوستیابی در مدرسه، استفاده از فیلم، نمایش یا بازی

والدین می توانند با دیدن فیلم یا کارتون های که با موضوع دوستیابی می باشد اهمیت موضوع و ویژگی های دوست خوب را برای کودک بیان کند و همچنین می تواند با انجام نمایش و بازی های دونفره یا نمایش های عروسکی موضوع را به درستی به فرزندش منتقل کند.

  1. آموزش دوستیابی در مدرسه، اشتراکات و علاقه مندی ها

می توانید از کودکتان بخواهید با یکی از دوستان و همکلاسی هایش درباره کلاس های مورد علاقه اش صحبت کند  و از این طریق اشتراکاتی را در میان خود و دوستش به وجود آورد و دوستی خود را بیشتر کرده و با یکدیگر به این فعالیت بپردازند.

  1. شرکت در اردوها یا گردش های خانوادگی

می توانید کودک را به اردوهای تفریحی ببرید و به صورت مستقیم دوستیابی و نحوه برقراری ارتباط با دیگران را به او آموزش دهید، همچنین با شرکت کردن در گردش های خانوادگی کودک می تواند ویژگی های دوست خوب و هدف از شکل گیری گروه های دوستی را به طور مستقیم یاد بگیرد و با مهارت های ارتباطی آشنا شود.

کلام آخر

یکی از مهارت های مهمی که والدین باید به کودک خود آموزش بدهد دوستیابی در مدرسه می باشد در واقع دوستیابی باعث می شود تا شخصیت کودک به درستی شکل گیرد و رشد کند و کودک زمانی که در جمع دوستان قرار گیرد می تواند به نیاز های خود به درستی پاسخ دهد و اجتماعی تر شود.

این موضوع در آینده تاثیر مثبتی خواهد گذاشت و زمینه های مختلفی مانند روابط بین فردی و اشتغال بسیار برای فرد مفید خواهد بود.

گاهی اوقات ممکن است که کودکان با حالت هایی از انزوا و گوشه گیری رو به رو باشند و در دوستیابی با مشکلاتی رو به رو شوند در این صورت باید توسط روانشناس و متخصص کودک بررسی های لازم انجام گیرد و مشاور با بررسی کردن همه جوانب به شما کمک می کند تا در صورتی که کودک با اختلالات و مشکلاتی در این زمینه رو به رو شود بتواند آن را حل نماید. در این راستا مرکز مشاوره ستاره ایرانیان  با داشتن مشاوران برجسته خدمات لازم را در اختیار عزیزان قرار می دهند و به آن ها کمک می کنند.

منبع : آموزش دوستیابی در مدرسه | راهکارهایی عالی برای والدین و مربیان

نکات تربیتی فرزندان و آموزش والدین، نکات اصلی در پرورش کودکان

نکات تربیتی فرزندان و آموزش والدین، نکات اصلی در پرورش کودکان

نکات تربیتی فرزندان به موضوعات بسیاری مربوط می شود و آشنایی والدین با این موضوعات به آن ها کمک می کند تا برای رشد فرزندشان شیوه رفتاری مناسبی را اتخاذ کنند و چالش هایی که مرتبط با پرورش کودکشان می باشد را به خوبی و با سهولت بیشتری مدیریت می کنند.

همه پدر و مادر ها دوست دارند تا فرزندشان به خوبی تربیت شوند و همیشه به دنبال تربیت مناسب کودکشان می باشند ولی این کار آسان نمی باشد و نیاز به یادگرفتن مهارت والدگری از طریق مطالعه و بروز رسانی اطلاعات دارد.

در این مقاله نکات مهم در تربیت فرزندان را بیان می کنیم و همچنین مراجعه به مشاور کودک می تواند در این امر به شما کمک کند و راهکارهای مختلفی در اختیار شما قرار دهد.

نکات تربیتی فرزندان

در این مقاله برخی از چالش های مهم که والدین با فرزندشان رو به رو می شوند را مطرح می کنیم تا در مورد نکات تربیتی اطلاعات بیشتری را کسب کنید، این چالش ها اکثرا توسط پدر و مادر در جلسات مشاوره ای مطرح می شود.

نکات تربیتی فرزندان، عصبانی شدن از دست کودک

کودکان به مرور زمان سعی می کنند که مستقل شوند و از موجوداتی مطیع به افرادی مستقل تبدیل شوند، این روند مستقل شدن باعث می شود تا در مقابل دستورات والدین خود مقاومت کنند و تمایل دارند کارها را آن گونه که خودشان می خواهند انجام دهند، و اگر والدین این مسئله را به درستی مدیریت نکنند فرزندان آن ها به کودکانی لجباز و بهانه گیر تبدیل می شوند.

قدم اول در اینجا این است که هنگامی که کودک به حرف های والدین توجه نمی کند والدین باید هیجانات خود را کنترل کنند و اجازه ندهند تا عصبانیت آن ها به پرخاشگری تبدیل شود زیرا اگر رفتاری خشن با کودک داشته باشند اثر معکوسی بر روند تربیت فرزند می گذارد و باعث تشدید رفتار های نادرست او می شود.

والدین با حفظ آرامش و تلاش برای گفت و گو با کودک به او یاد می دهند که می توانند همه چیز را به درستی و به طور مسالمت آمیز حل کند.

زمانی که از دست کودک ناراحت هستید به او توضیح دهید که او را دوست دارید و تنها از رفتارهای او ناراحت می باشید، شما در این هنگام باید علت ناراحتی خود را به او توضیح دهید، این کار به شما کمک می کند تا ارتباط عاطفی خوبی با فرزندتان داشته باشید زیرا ارتباط عاطفی مناسب بیش از هر چیزی در حرف شنوی فرزندتان تاثیر دارد و باعث می شود که کودک نسبت به حرف های شما سرپیچی نکند.

نکات تربیتی فرزندان، پرورش کودک قوی و با اعتماد به نفس

در جلسات مشاوره بسیاری از کودکان دنبال راه هایی برای افزایش اعتماد به نفس فرزندشان می باشند به خصوص زمانی که فرزند آن ها وارد اجتماع می شود و به مدرسه و پیش دبستانی می رود اعتماد به نفس اهمیت بیش تری پیدا می کند زیرا عزت نفس باعث می شود تا عملکرد تحصیلی فرد تا حد زیادی تحت تاثیر قرار دهد.

برای مثال بسیاری از بچه ها زمانی که در جمع قرار می گیرند دچار استرس می شوند و از سرزنش و مقایسه شدن می ترسند اعتماد به نفس پایینی پیدا می کنند، برای آن که فرزندتان در این زمینه مشکلات کمتری داشته باشند فارغ از نتیجه کارها به تلاش آن ها توجه کنید و موفقیت ها و نکات مثبتی که دارند را تشویق کرده و به آن ها روحیه دهید و از مقایسه کردن او با همسالانش بپرهیزید زیرا هر فرد استعداد و توانایی های خودش را دارد و شما باید سعی کنید توانایی ها و ویژگی های منحصر به فرد کودک خود را پیدا کنید تا بتوانید اعتماد به نفس او را افزایش دهید.

لوس شدن کودک

یکی از چالش ها که برای پدر و مادر ها بسیار اتفاق می افتد لوس شدن کودک و روش های مقابله با آن می باشد و به همین دلیل از نکات مهم تربیتی فرزندان به حساب می آید.

بسیاری از کودکان به دلیل دریافت توجهات زیاد و افراطی از جانب دیگران دائما می خواهند تا به خواسته های آن ها فورا رسیدگی شود و در غیر این صورت رفتار های نادرستی از خود نشان می دهند و جیغ و داد راه می اندازند، مدیریت کردن این شرایط برای والدین سخت است اما غیر ممکن نمی باشد.

برای حل این مشکل کودک باید یاد بگیرد که رابطه دو طرف می باشد و اگر به دنبال خواسته ها خود می باشد باید تلاش کند و سعی کند برخی از قوانین را رعایت کند، در این هنگام والدین باید قوانین روشنی برای فرزندان وضع کنند و زمانی که آن قوانین انجام داده شد به خواسته های او عمل کنند.

در این فرایند نباید به کودک باج بدهند و تسلیم گریه ها و داد و فریاد های او شد زیرا تسلیم شدن باعث می شود تا کودک رفتار های نادرست خود را تقویت کند و هر بار این رفتار های بد را با شدت بیشتری تکرار کند.

بازی کردن با کودک

بسیاری از والدین بازی کردن با کودک را جدی نمی گیرند و از اهمیت بازی با فرزندشان آگاهی ندارند، در حالی که بازی باعث رشد شناختی، هیجانی و حرکتی فرزندان می شود.

والدین باید تلاش کنند تا اوقات فراغت بیشتری در اختیار فرزندشان قرار دهند و بازی هایی که فعالیت های حرکتی دارند با آن ها انجام دهند همچنین در حین بازی می توانند احساساتشان را به کودک ابراز کنند و مشارکت فعال را به او آموزش دهند، انجام بازی های مناسب با فرزندان باعث می شود تا رابطه عاطفی آن ها به بهترین صورت شکل گیرد و یکی از نکات تربیتی مهم به شمار می آید.

علاوه بر این بازی با کودکان تنها مربوط به سنین پیش از مدرسه نمی باشد و بازی کردن در دوران مدرسه از اهمیت بسیاری برخوردار است.

یادگیری مهارت های گوناگون به کودکان

والدین باید سعی کنند تا در دوران کودکی و در سنین مختلف مهارت های مختلفی را به کودکشان آموزش دهند، کودک باید مهارت هایی مانند دوستیابی، ارتباط و تعامل با دیگران، رعایت نظم، خانه داری و غیره را بیاموزد.

یاد گرفتن این مهارت ها باعث می شود تا کودک در آینده شخص موفقی شود و به بهداشت جسمی و روانی دست یابد، زیرا اگر مهارتی را فرا نگیرد و به والدین وابسته باشد به تنهایی نمی تواند از عهده مشکلاتش بر آید و این موضوع باعث می شود تا دچار اختلالاتی نظیر استرس و اضطراب شود، والدین باید با روش های تربیتی صحیح کودک در سنین مختلف شرایط را برای رشد فرزندشان مهیا کنند.

نقش روانشناس کودک در تربیت فرزندان

رواشناس کودک سعی می کند تا با استفاده از روش ها و رویکرد های مختلف مهارت های گوناگونی را به کودکان آموزش دهند و این مهارت ها را در آن ها تقویت کنند و همچنین با بیان نکات تربیتی به رشد بهتر فرزندان و سلامت جسم و روانشان کمک می کنند علاوه بر این ها به والدین در جهت تربیت فرزندان کمک می کنند و مهارت های فرزند پروری را به آن ها آموزش می دهند.

والدین می توانند با مراجعه به مراکز مشاوره معتبر اصول و روش های تربیتی صحیح را بیاموزند و کودکی سالم از نظر اخلاقی و رفتاری تربیت نمایند و مشاوران با توجه به شرایط فرهنگی، اجتماعی و فردی هر خانواده راهکار های گوناگونی را در اختیار والدین می گذارند.

منبع : نکات تربیتی فرزندان و آموزش والدین، نکات اصلی در پرورش کودکان

روان شناسی کودک

روان شناسی کودک (که همچنین به عنوان رشد کودک شناخته می شود) عبارت از مطالعه فرآیندهای روان شناختی کودک است .

به صورت تخصصی عبارت از نحوه تفاوت داشتن این فرآیندها با فرآیندهای صورت گرفته در مورد افراد بزرگسال، نحوه توسعه آن از زمان تولد تا پایان دوره نوجوانی و نحوه و دلیل متفاوت بودن آن مابین کودکان می باشد.

این موضوع در برخی مواقع با موضوعاتی همانند دوران کودکی، دوران بزرگسالی و مسن شدن در یک گروه قرار می گیرد و به عنوان زیر مجموعه روان شناسی رشد دسته بندی می شود.

مطالعه کودک به عنوان یک رشته علمی دارای مبنای تجربی قوی می باشد و تقریبا یک رشته نوپایی است. این رشته در سال 1840 شکل گرفته است؛

در این سال کارلز داروین (Charles Darwin) رشد یکی از بچه های خودش را ثبت کرد و در نتیجه مطالعه گونه های شناخته نشده یک سری اطلاعاتی را جمع آوری کرد.

بعدا یک مطالعه مشابه و دقیق تری توسط یک روان شناس آلمانی به اسم ویلیام پریر (William Preyer) منتشر شد که در آن این روش برای مجموعه های دیگری به کار برده شد.

در سال 1891 یک روان شناس آمریکایی به اسم جی. استانلی هال (G. Stanley Hall) مجله دانشکده آموزشی (Pedagogical Seminary) را تاسیس کرد که مختص روان شناسی و آموزش کودکان بود.

در اوایل قرن بیستم، توسعه صورت گرفته در آزمون های هوش و ایجاد کلینیک های راهنمای کودکان منجر به تاسیس روان شناسی کودک شد.

روان شناسی کودک

یک تعدادی از روان شناسان قرن بیستم (از جمله سیگموند فروید(Sigmund Freud)، ملانی کلین (Melanie Klein) و دختر فروید، آنا فروید(Anna Freud) ) از دیدگاه روان کاوی موضوع رشد کودک را مورد بررسی قرار دادند.

شاید تاثیرگذارترین فرد بر روی روان شناسی کودک در دوره معاصر عبارت از جین پیاگت (Jean Piaget) سوئیسی باشد.

پیاگت در نتیجه مشاهدات مستقیم و برهم کنش متقابل یک نظریه ای را در مورد به دست آوردن شناخت در کودکان بیان کرد.

پیاگت مراحل مختلف یادگیری در دوران کودکی را توصیف کرد و درک کودکان از خودشان و جهان را در هر یک از مراحل یادگیری بیان کرد.

اطلاعات مربوط به روان شناسی کودک از منابع مختلفی جمع آوری شده است.

مشاهدات صورت گرفته توسط خویشاوندان، معلمان و سایر افراد بزرگسال و همچنین مشاهده مستقیم خود روان شناس و مصاحبه با کودک (یا کودکان) منبع اصلی جمع آوری اطلاعات در مورد کودکان می باشند.

در برخی از مطالعات از روش پنجره یا آینه یک جانبه استفاده می شود و کودکان بدون اینکه متوجه شوند که دیده می شوند، هیچ لزومی به تعامل با محیط خودشان یا افراد دیگر ندارند.

آزمون های شخصیتی، آزمون های هوش و روش های تجربی هم در شناخت رشد کودک مفید هستند.

با وجود تلاش های صورت گرفته به منظور متحد کردن نظریه های مربوط به رشد کودک، این رشته همانند سایر حوزه های روان شناسی فعال می باشد و بدون توقف پیشرفت می کند.  

ترجمه : تیم کانون مشاوران ایران

نظریه دلبستگی

به ایجاد یک رابطه عاطفی صمیمی با یک مراقب نیاز دارند و در صورتیکه مراقب یک واکنش مناسبی ارائه دهد، این رابطه در طول شش ماه اول زندگی کودک ایجاد خواهد شد.

این نظریه که توسط یک روان شناس بریتانیایی به اسم جان بالبی (John Bowlby) مطرح شد، بر روی تجربه کردن، بیان کردن و کنترل کردن عواطف در هر دو سطح عاطفی مربوط به هم نوع (هنجاری) و فردی (مختص به یک فرد) تاکید دارد.

بالبی بر این عقیده بود که سیستم دلبستگی (که وی برای این رابطه نام گذاری کرده بود) دو کاربرد خیلی مهمی دارد:

مورد اول عبارت از محافظت کردن از افراد آسیب پذیر از تهدیدات یا آسیب ها می باشد و مورد دوم عبارت از کنترل کردن عواطف و احساسات منفی می باشد که بعد از اتفاقات تهدید کننده یا مضر ایجاد می شوند.

مولفه هنجاری نظریه دلبستگی، محرک و زمینه هایی را مشخص می کند که منجر به تحریک یا خاتمه دادن به احساسات مختلف و همچنین توالی و زنجیره عواطفی می شوند که معمولا فرد بعد از صورت گرفتن اتفاقاتی در رابطه خاص تجربه می کند.

مولفه تفاوت فردی بررسی می کند که سابقه دریافت حمایت و کمک از افراد دلبسته در حین پیش آمدن اتفاقات تحریک کننده عاطفی در روابط، چه تاثیری بر روی شکل گیری اهداف، مدل های کاری (به معنای برخورد فردی، انتظارات و طرح های شناختی) و استراتژی های مقابله ای فرد خواهد داشت.

ویژگی های هنجاری مربوط به نظریه دلبستگی

علاقه بالبی به پیوند های عاطفی که انسان ها را به یکدیگر مرتبط می کند، با یک مشاهده هوشیارانه شروع شد.

در تمامی فرهنگ های انسانی و در واقع در تمامی گونه های اولیه، بچه های کوچک و آسیب پذیر بعد از جدا شدن از مراقبان قوی تر، بزرگتر و عاقل تر خودشان یک سری واکنش های خاصی نشان می دهند.

بچه ها بلافاصله بعد از جدا شدن به صورت شدیدی اعتراض می کنند و معمولا این اعتراض خودشان را از طریق گریه کردن، جیغ زدن یا کج خلقی کردن در حین جستجوی مراقبان خودشان نشان می دهند.

بالبی بر این عقیده بود که اعتراض شدید در طول اولین مرحله از نبود مراقب یک استراتژی اولیه مناسبی برای افزایش بقاء می باشد؛

این مورد به ویژه در مورد گونه هایی که در یک وضعیت نارس رشدی و کاملا وابسته به دنیا می آیند، مصداق بیشتری دارد.

اعتراض شدید در اغلب مواقع منجر به توجه کردن مراقبان به بچه هایشان می شود و در صورتی که بچه ها بدون توجه رها شوند، در طول مرحله تکامل خودشان آسیب پذیر خواهند بود یا در معرض شکار خواهند بود.

در صورتیکه اعتراض های گوش خراش و مداوم منجر به جلب توجه مراقب نشود، بچه ها وارد مرحله ثانویه به اسم ناامیدی خواهند شد که در طول آن هیچ حرکتی نخواهند کرد و ساکت خواهند بود.

بالبی معتقد بود که از دیدگاه تکاملی، وابستگی یک استراتژی ثانویه مناسبی برای افزایش بقاء می باشد.

حرکات اضافی می توانند منجر به بروز حادثه یا آسیب شوند و اعتراضات گوش خراش به همراه حرکت کردن می توانند منجر به جلب توجه شکارچیان شوند.

نظریه دلبستگی

بر مبنای این منطق، در صورتیکه معترضان نتوانند سریعا مراقبان خودشان را به دست بیاورند، بهترین استراتژی مقابله بعدی عبارت از اجتناب کردن از اقداماتی می باشد که می توانند ریسک خود آسیب زنی یا شکار شدن را کاهش دهند.

بعد از مرحله ناامیدی، بچه هایی که به پیش مراقبان خودشان بر نمی گردند وارد مرحله سوم یا مرحله نهایی می شوند که عبارت از جدا شدن می باشد.

بچه ها در طول این مرحله بدون مراقبان خودشان شروع به ادامه دادن به فعالیت عادی خودشان می کنند و به صورت تدریجی یاد می گیرند که به صورت مستقل و از طریق متکی بودن به خودشان رفتار کنند.

بالبی بر این عقیده بود که کارکرد جدایی عاطفی عبارت از ایجاد روابط عاطفی جدید با مراقبان جدید می باشد. وی اثبات کرد که پیوندهای عاطفی با مراقبان قبلی باید قبل از تشکیل یافتن کامل روابط جدید از بین بروند.

بر اساس فرضیه تکامل، جدایی این امکان را برای بچه ها فراهم می کند تا روابط و پیوندهای گذشته را دور بیاندازند و یک سری روابط جدیدی را با مراقبانی ایجاد کنند که می توانند به این بچه ها توجه کنند و منابع لازم برای بقاء آنها را تامین کنند.

همچنین بالبی معتقد بود که این مراحل و فرآیندهای هنجاری منجر به مشخص شدن واکنش ها نسبت به جدایی های طولانی مدت و غیر قابل برگشت در روابط بزرگسالان می شود؛

همچنین این مورد می تواند یک ارزش انطباقی تکاملی در نگه داری، طرح ریزی یا شکل دهی زوج های عاطفی جدید داشته باشد.

بالبی علاوه بر شناسایی جریان و کارکرد این سه مرحله مجزا، چند رفتار هنجاری را مشخص کرد که بچه ها معمولا در روابط دلبستگی و عاطفی خودشان نشان می دهند.

این رفتارهای معیار شامل شیر خوردن، چسبیدن، گریه کردن، خندیدن و دنبال کردن مراقب می باشد که همه آنها باعث می شود تا بچه یا کودک از نظر فیزیکی در نزدیکی مراقب قرار داشته باشد.

همچنین بالبی به صورت مستند نشان داد که ویژگی های منحصر به فرد مراقبان و تعاملات آنها با کودکان می توانند منجر به بهبود روابط دلبستگی شوند. این ویژگی های منحصر به فرد مراقبان عبارتند از:

شایستگی، که مراقب در نتیجه آن اضطراب بچه را از بین می برد؛ سرعتی که یک مراقب به بچه جواب می دهد و آشنایی مراقب با بچه دارد.

همچنین فرض بر این است که این رفتارها و ویژگی ها یک نقش مهمی در گسترش روابط دلبستگی بزرگسالان دارد.

نویسنده: Jeffry A Simpson, Lane Beckes

ترجمه : تیم کانون مشاوران ایران

به چه نحوی می توانید وضعیت رابطه موجود مابین بچه هایتان را بهبود دهید

همه والدین دوست دارند که بچه هایشان روابط خوبی با یکدیگر داشته باشند. خوشبختانه روش های زیادی وجود دارند که با استفاده از آنها می توانید بچه های خودتان را به داشتن روابط بهتر تشویق کنید.

در حین استفاده کردن از روش مجازات و پاداش، باید به صورت عادلانه با بچه ها برخورد کنید. زمان یکسانی از وقت خودتان را به بچه ها اختصاص دهید.

از طریق بردن بچه هایتان به رویدادهای ورزشی و گردش های خانوادگی، فرصت مناسبی را برای برقراری روابط مناسب مابین بچه ها ایجاد کنید.

آنها را تشویق کنید که احساسات خودشان را با یکدیگر به اشتراک بگذارند و به منظور اینکه به آنها کمک کنید تا شناخت بهتری در مورد لزوم برقراری رابطه با یکدیگر پیدا کنند، از روش نقش بازی کردن استفاده کنید.

روش یک – عادلانه بودن

به صورت عادلانه با بچه هایتان برخورد کنید و رفتار با ثباتی داشته باشید

1. به صورت عادلانه با بچه هایتان برخورد کنید و رفتار با ثباتی داشته باشید.

در صورتیکه یکی از بچه ها را به صورت مکرر تشویق کنید و هدیه های زیادی به او بدهید و به سایر بچه ها توجه نکنید، بچه هایی که مورد بی توجهی قرار گرفته اند یک نوع حس ناراحتی و (یا) عصبانیت خواهند داشت.

در صورتیکه شما به صورت مکرر یکی از بچه ها را مجازات کنید ولی سایر بچه ها را به همان اندازه مجازات نکنید، مجددا همین احساسات در آنها شکل خواهد گرفت.

ممکن است بچه هایی که مورد تبعیض قرار می گیرند، نسبت به برادران یا خواهران یا (و) نسبت به شما خشمگین شوند.

این بچه بر این عقیده خواهد بود که شما و بچه محبوبتان علیه او در حال تبانی هستید.

منصفانه یا عادلانه بودن به این معنا نمی باشد که شما دقیقا یک کاری را برای همه بچه هایتان انجام دهید – هر چند که در مورد بچه های کوچک این ایده یک ایده مناسبی است.

با این وجود، باید در مورد اجرای قوانین و مجازات های خودتان مصمم باشید، هر چند که قوانین موجود بر روی بچه های مختلف تا یک حدی با هم متفاوت باشند.

برای مثال، در صورتیکه بچه های شما زمان خواب متفاوتی داشته باشند، باید در مورد خوابیدن هر یک از بچه ها در زمان خواب مخصوص به خودشان مصمم باشید و این قانونتان را همواره اجرا کنید.

زمان خودتان را مابین همه بچه ها تقسیم کنید. در این فرصت زمانی می توانید به تکالیف آنها  کمک کنید، با هم به رویدادها و بازی های ورزشی بروید، یا اینکه در کنار یکدیگر استراحت کنید؛

حتما باید یک زمان کافی و تقریبا یکسانی را به بچه ها اختصاص دهید.

در حین صورت گرفتن جر و بحث، به صحبت های هر دو طرف گوش دهید

2. در حین صورت گرفتن جر و بحث، به صحبت های هر دو طرف گوش دهید.

زمانیکه بچه های شما با هم دعوا می کنند، هر دو آنها تمایل خواهند داشت که به اندازه طرف مقابل به حرف هایشان گوش داده شود و مورد تایید قرار بگیرند تا بتوانند اختلاف ایجاد شده را سریعا رفع کنند.

کودکان خودتان را به اتاق های مجزایی بفرستید. به هر دو آنها بگویید که اتفاق صورت گرفته را به شما توضیح دهند، ولی باید به ترتیب به حرف های آنها گوش دهید.

از یکی از بچه ها بخواهید که از پیش شما برود؛ سپس با آن یکی بچه صحبت کنید.

زمانیکه بچه های موقعیت را از دید خودشان توضیح می دهند، به دقت به حرف آنها گوش دهید. با بچه خودتان ارتباط چشمی برقرار کنید و سرتان را تکان دهید تا نشان دهید که به حرفشان گوش می دهید.

در صورتی که چیزی را درست متوجه نشده باشید یا نیاز داشته باشید که یک موردی مشخص شود، سوالات مدت نظرتان را بپرسید.

بعد از تمام شدن حرف های بچه تان، از این اتاق خارج شوید و به اتاق بچه دیگرتان بروید.

بعد از آن بچه هایی که دعوا می کردند را جمع کنید و داستانهای بیان شده توسط آنها را بگویید.

سعی کنید که نقش یک میانجی را داشته باشید و به بچه هایتان کمک کنید تا یک راه حلی را برای اختلافاتشان پیدا کنند.

برای مثال، می توانید در کنار آنها بنشینید و به هر یک از آنها اجازه دهید که صحبت کند و احساسات خودش را به اشتراک بگذارد. بعد از آن یک سری سوالاتی بپرسید و به آنها کمک کنید که به یک راه حلی دست پیدا کنند؛

برای مثال می توانید بپرسید که “مهم ترین چیزی که شما را ناراحت کرد، چه چیزی بوده است؟”، “به نظر شما چه چیزی می تواند منجر به ایجاد احساس بهتری در شما شود؟”، “برای اینکه از بروز این اختلاف در آینده پیشگیری کنید، چه کاری می توانید انجام دهید؟”

شرایط منحصر به فرد هر یک از بچه ها را بشناسید

3. شرایط منحصر به فرد هر یک از بچه ها را بشناسید.

نکته مهمی که در این شرایط وجود دارد، عبارت از در نظر گرفتن بچه ها به عنوان افراد منحصر به فرد می باشد.

باید به صورت خصوصی به هر یک از آنها بگویید که “شما یک فرد کاملا خاصی برای من هستید. من شما را دوست دارم و هیچ شخص دیگری همانند شما نیست!”

به مرور زمان که بچه ها بزرگ می شوند و شخصیت خاص خودشان را پیدا می کنند، باید تفاوت های آنها را در کارهای خودتان نشان دهید. برای مثال، در صورتیکه فقط یکی از بچه ها کامیون (اسباب بازی) دوست داشته باشد، هیچ لزومی وجود نخواهد داشت که برای هر دو آنها کامیون بخرید.

به جای اینکار، در مورد این موضوع فکر کنید که بچه هایتان چه چیزی را دوست دارند و چه چیزی را دوست ندارند. در صورتی که آن یکی بچه هواپیما دوست داشته باشد، می توانید یک هواپیما و یک کامیون بخرید.

در حین تشویق کردن بچه های خودتان، به صورت صریح صحبت کنید.

برای مثال به جای اینکه بگویید “شما بچه های فوق العاده ای هستید”، بگویید که “به نظر من این فوق العاده است که شما خیلی خلاق هستید و دوست دارید که کار کردن با پیانو را یاد بگیرید.

من مطمئن هستم که استعداد شما منجر به پیشرفت شما خواهد شد.”

در صورتیکه یکی از بچه های شما معلولیت فیزیکی یا مشکل عاطفی داشته باشد، باید حساسیت بیشتری نسبت به او داشته باشید.

سایر بچه های خودتان را مطلع کنید که این فرد خاص به دلیل شرایطی که دارد، به مراقبت بیشتری نیز دارد و هیچ دلیل دیگری، همانند دوست داشتن بیشتر او یا بهتر بودن او، منجر به توجه بیشتر شما به این فرد نشده است.

بچه معلولتان را به آنها توضیح دهید و از آنها بخواهید که در مورد این شرایط با یکدیگر صحبت کنند.

بچه های خودتان را با یکدیگر مقایسه نکنید

4. بچه های خودتان را با یکدیگر مقایسه نکنید.

در صورتیکه به یکی از بچه های خودتان بگویید که به اندازه بچه های دیگر باهوش یا با استعداد نیست، در این صورت ناراحت خواهد شد.

این نوع برخورد می تواند به ایجاد یک تنفر بلندمدت و ناراحتی عاطفی منجر شود. همچنین این کار می تواند باعث شود که این فرد نسبت به بچه ای که گفتید بهتر است، خشمگین شود و برخورد نامناسبی با او داشته باشد.

قبل از هرگونه سرزنش بچه ها، به خوبی فکر کنید و همه جوانب را در نظر بگیرید. برای مثال، به جای اینکه بگویید “برادرتان همیشه تمیز و مرتب است. چرا شما هم مثل او نیستید؟”، بگویید که “لطفا اتاقتان را تمیز کنید.”

روش دو – کمک کردن به رابطه بچه هایتان

به کمک بچه هایتان یک سری رسومات خانوادگی ایجاد کنید

1. به کمک بچه هایتان یک سری رسومات خانوادگی ایجاد کنید.

یکی از بهترین روش هایی که شما با استفاده از آن می توانید رابطه مابین بچه های خودتان را تقویت کنید، عبارت از تشویق کردن آنها برای مشارکت کردن با هم در گردش ها و رویدادهای مختلف سالیانه می باشد.

برای مثال، می توانید به بچه های خودتان یک کدو تنبل بدهید و (در صورتیکه به سن مناسبی رسیده باشند) از آنها بخواهید که آن را مابین افراد مختلف تقسیم کنند (البته با نظارت یک فرد بزرگسال).

در زمستان و موقعی که برف باریده باشد، در حیاط خانه تان با هم یک آدم برفی درست کنید، یا ابزارهای لازم را در اختیارشان قرار دهید تا خانه های زنجبیلی خودشان را درست کنند.

یک سری فرصت های مناسبی را برای بچه های خودتان فراهم کنید تا بتوانند کنار هم باشند

2. یک سری فرصت های مناسبی را برای بچه های خودتان فراهم کنید تا بتوانند کنار هم باشند.

در صورتیکه بچه های شما هیچ نوع فرصتی برای برقراری ارتباط و بودن در کنار هم نداشته باشند، با یکدیگر یک رابطه قوی نخواهند داشت.

می توانید بچه های خودتان را به بولینگ یا پارک ببرید، یا اینکه اجازه دهید در داخل یکی از اتاق ها با هم بازی کنند. این تجارب مشترک باعث خواهد شد که کودکان روابط خوبی با هم ایجاد کنند.

بچه های کوچکی که با هم بازی می کنند، در برخی مواقع با هم دعوا خواهند کرد. ولی تا زمانیکه تعداد دعوای آنها زیاد نشده باشد (برای مثال در صورتیکه به ازای هر پنج بار تعامل مثبت، یک دعوایی داشته باشند)، آنها را تشویق نکنید که از یکدیگر جدا بمانند.

در صورتیکه متوجه شوید بچه های شما در زمان های خاصی از روز بداخلاق می شوند یا احتمال دعوا کردنشان زیاد می باشد – برای مثال، در اواخر بعد از ظهر – نگذارید که در آن زمان های خاص با هم بازی کنند.

بچه های شما باید برای یک مدتی از هم دور باشند

3. بچه های شما باید برای یک مدتی از هم دور باشند.

بچه های بزرگ شده، به خصوص بچه هایی که در خانه های کوچک بزرگ شده اند، ممکن است این احساس را داشته باشند که بیش از حد برادران یا خواهرانشان را می بینند.

این احساس که برادران یا خواهران آنها همواره در کنارشان هستند، منجر به ایجاد احساس در دام افتادن و ناامیدی می شود و در نتیجه روابط مابین آنها در یک وضعیت نامناسبی قرار می گیرد.

از اینرو باید یک زمانی در اختیار کودکانتان قرار دهید که دور از هم باشند تا در حین قرار گرفتن در کنار یکدیگر، بتوانند روابط بهتری با هم داشته باشند.

به جای اینکه همه بچه های خودتان را به هر جایی که می روید، همراه خودتان ببرید یا در زمانیکه یکی از آنها یا هر دو آنها (در صورتی که دو فرزند داشته باشید) تمایلی به بازی نداشته باشد، اصرار کنید که با هم بازی کنند، سعی کنید یک فرصتی را ایجاد کنید که برای یک مدت زمان مشخصی بتوانند از هم دور باشند.

برای مثال یکی از بچه ها را در آخر این هفته به باغ وحش ببرید، ولی بچه دیگرتان را در آخر هفته بعد به بازی بیسبال ببرید.

در این صورت خواهید توانست که زمان نسبتا مشابهی را در کنار هر یک از بچه های خودتان سپری کنید، هر چند که در زمان های صرف شده آنها کنار یکدیگر نخواهند بود.

همچنین در زمانیکه یکی از بچه ها بخواهد با شما تنها باشد، بچه دیگرتان می تواند همراه با یکی از دوستانش به گردش برود.

به بچه های خودتان کمک کنید تا تفاوت های موجود را از بین ببرند

4. به بچه های خودتان کمک کنید تا تفاوت های موجود را از بین ببرند.

در صورتیکه بچه های شما دارای پس زمینه ها و سابقه های کاملا متفاوتی باشند، یک سری روش هایی را برای ارتباط برقرار کردن آنها پیدا کنید که تفاوت های آنها را تایید کند و به مرور زمان از بین ببرد.

برای مثال، در صورتیکه یکی از بچه هایتان 5 ساله و بچه دیگرتان 15 ساله باشند، در این صورت سخت خواهد بود که یک رابطه ای بین آنها ایجاد کنید.

فعالیت هایی که هر دو آنها دوست دارند انجام دهند را مشخص کنید و یک سری فرصت های مناسبی برای آنها ایجاد کنید تا به همراه هم و به صورت مشترک بتوانند از این فعالیت ها لذت ببرند.

برای مثال، در صورتیکه هر دو تا از بچه های شما بیسبال دوس داشته باشند، اجازه دهید که بچه بزرگتان با بچه کوچک به یک بازی بیسبال برود.

بدون اینکه مسئولیت خودتان به عنوان یک سرپرست را ترک کنید، بچه بزرگتان را تشویق کنید که در یک سری از موقعیت های خاص از بچه کوچکتر مراقبت کند.

برای مثال، در صورتیکه اتوبوس مدرسه هر دو تا از بچه هایتان یکی باشد، بچه بزرگتان را تشویق کنید که از بچه کوچکتر مراقبت کند.

5. آنها را تشویق کنید که به هم کمک کنند.

در صورتیکه بچه های شما احساس کنند که با هم رقابت دارند، در این صورت به سختی می توان آنها را متقاعد کرد که از یکدیگر حمایت کنند.

به منظور ایجاد یک رابطه بهتر مابین بچه های خودتان، آنها را تشویق کنید که یک سری رفتارهای کمک کننده ای داشته باشند.

برای مثال، می توانید بچه های خودتان را تشویق کنید تا در زمان های استرس زا، همانند زمان قبل از یک مسابقه بزرگ که یکی از بچه هایتان در آن شرکت خواهد کرد یا قبل از زمانیکه یکی از بچه هایتان در امتحان مدرسه شرکت کند، از یکدیگر حمایت کنند.

می توانید به آنها بگویید “حتما دعا کنید که خواهرتان امروز در امتحان تاریخش موفق باشد! او واقعا نگران امتحانش است و در صورتیکه تشویق شود، در حین رفتن به امتحان روحیه بهتری خواهد داشت،” یا “زمانی که دنی به میدان بیاید، او را تشویق کنید! از اینکه متوجه شود ما برای حمایت از او در اینجا هستیم، خوشحال خواهد شد.”

روش سه – تشویق کردن بچه ها برای حل اختلافاتشان

زمانیکه یکی از بچه ها نسبت به بچه های دیگر مهربانی نشان دهد، به او نشان دهید که رفتارش منجر به خوشحالی و رضایت شما شده است

1. زمانیکه یکی از بچه ها نسبت به بچه های دیگر مهربانی نشان دهد، به او نشان دهید که رفتارش منجر به خوشحالی و رضایت شما شده است.

زمانیکه بچه هایتان را به دلیل بهبود مستقلانه رابطه شان تحسین می کنید، این کارتان باعث خواهد شد که آنها به رفتار مهربانانه شان ادامه دهند و همدیگر را درک کنند.

برای مثال، در صورتیکه یکی از بچه هایتان اسباب بازیش را به بچه دیگری بدهد، می توانید بگویید “احسنت، به دلیل اینکه کامیون تان را به خواهرتان دادید، خیلی خوشحال شدم.”

همچنین در زمانیکه یکی از بچه هایتان رفتار مثبتی را نشان می دهد، می توانید یک شرایط بهتری را در روابط آنها ایجاد کنید؛

مثلا می توانید بچه ای که یک رفتار مثبتی در قبالش صورت گرفته است را تشویق کنید که یک اقدام مثبت دیگری را متقابلا انجام دهد و از این طریق تشکر خودش از رفتار برادر یا خواهرش را نشان دهد.

تشکر کردن از افراد دارای سنین مختلف به آنها کمک می کند تا شادتر باشند؛ در نتیجه این کار بچه هایتان یاد خواهند گرفت که این احساس شادی را به یکدیگر انتقال دهند.

البته در برخی مواقع بیان کردن تشویق های مبهم یا  عمومی یک مورد عادی و مناسبی است.

به بچه هایتان یادآوری کنید که معمولا رابطه خوبی با هم دارند

2. به بچه هایتان یادآوری کنید که معمولا رابطه خوبی با هم دارند.

بعد از پایان یافتن یک اختلاف، به بچه هایتان بگویید که از دعوا کردن آنها تعجب کرده اید، چرا که دقیقا چند لحظه قبل هیچ مشکلی با هم نداشته اند.

سعی کنید یک موقعیت خاص و جدیدی که در آن رابطه خوبی با هم داشته اند را به آنها یادآوری کنید. برای مثال می توانید به آنها بگویید “موقعی که در پارک بودیم، شما دو تا با هم خوب بودید!

چه اتفاقی افتاد؟” در نتیجه آنها رابطه خوبی که با هم در پارک داشته اند را به یاد خواهند آورد و دعوایشان خاتمه خواهد یافت.

به بچه خودتان آموزش دهید تا مراقب عواطفش باشد

3. به بچه خودتان آموزش دهید تا مراقب عواطفش باشد.

به دلیل اینکه اغلب برادران و خواهران دوست دارند که یکدیگر را اذیت کنند، باید این اختیار را به فرزندان خودتان بدهید که احساسات خودشان را شناسایی کنند و بر روی آنها کنترل داشته باشند.

در این صورت آنها بهتر خواهند توانست که با برادران یا خواهران (و سایر افراد) ارتباط برقرار کنند و رفتار صورت گرفته با خودشان را توضیح دهند و دلیل اینکه از این رفتار خوششان نیامده است را بگویند.

در زمانیکه بچه هایتان از شما، برادران یا خواهران یا یکی از دوستانشان ناراحت هستند، به آنها کمک کنید تا احساسات خودشان را مشخص و کنترل کنند.

برای مثال، در صورتیکه بچه تان به دلیل اینکه نمی تواند برای بازی کردن به بیرون برود، از دست شما عصبانی باشد، به صورت مستقیم از او بپرسید که “چه احساسی دارید؟”

یک سری پیشنهاداتی را در مورد احساساتی که ممکن است داشته باشند، بیان کنید. برای مثال، می توانید بپرسید که “می بینم که عصبانی هستید، ولی آیا علاوه بر عصبانیت، ناراحت یا ناامید هم هستید؟”

فرزند خودتان را مطلع کنید که هر نوع احساسی عادی می باشد و احساس عصبانیت در حین مواجه شدن با یک موقعیت یا یک فرد ناامید کننده، یک مورد کاملا طبیعی است.

بیان کردن یا تایید کردن احساسات موجود در سایر افراد اولین قدم برای همدلی می باشد.

اجازه بدهید که بچه های شما به اشتراک گذاری عواطف را تمرین کنند تا بتوانند در موقعیت های نامناسبی که با برادران یا خواهرانشان دارند، از آن استفاده کنند و شرایط موجود را بهبود بخشند.

همواره بچه خودتان را تشویق کنید که از برادر یا خواهر طرف دعوایش این سوال را بپرسد که “آیا دوست داشتید که من هم این کار را در مورد شما انجام می دادم؟” در صورتیکه یک فردی متوجه شود که طرف مقابلش منجر به ایجاد احساس بدی در او می شود، در این صورت احتمال صورت گرفتن رفتار منفی از طرف این فرد کاهش خواهد یافت.

از کودکتان بپرسید که دوست دارند سایر افراد به چه نحوی با آنها رفتار کنند

4. از کودکتان بپرسید که دوست دارند سایر افراد به چه نحوی با آنها رفتار کنند.

همه بچه های خودتان را از اهمیت قاعده طلایی – با دیگران به نحوی برخورد کنید که دوست دارید با شما همان برخورد صورت بگیرد – مطلع کنید.

همراه با آنها در یک جا بنشینید و به آنها کمک کنید تا یک لیست از “مشخصات دوست” تهیه کنند. برای مثال، می توانید یک سری کلمات و ویژگی هایی را به صورت شفاهی به بچه های خودتان بگویید و از آنها بپرسید که دوست دارند دوستشان کدام یک از این موارد را داشته باشد.

لیست کلمات شما می تواند شامل مهربان بودن، مسخره کردن، بدجنس بودن، به اشتراک گذاشتن، بخشنده بودن و خودپسند بودن باشد.

بچه شما باید این نکته را درک کند که روابط دوستانه و مثبت باید شامل مهربان بودن، بخشنده بود و به اشتراک گذاشتن (وسایل) با سایر افراد باشد.

از بچه های خودتان بخواهید که این قاعده طلایی را همواره به یاد داشته باشند و در حین برخورد با یکدیگر از کلمات دوستانه استفاده کنند.

5. استفاده از روش نقش بازی کردن.

نقش بازی کردن یک روش موثری است، به خصوص در مورد بچه های کوچکی که در مورد نحوه برخورد با سایر افراد به راهنمایی نیاز دارند.

در نتیجه نقش بازی کردن بچه شما می تواند متوجه شود که چه رفتاری را باید برای خاتمه دادن به یک مورد سوء استفاده انجام دهد.

نقش بازی کردن می تواند به کودک شما کمک کند که به جای انجام دادن یک سری کارهایی برای عمیق تر کردن عداوت با برادر یا خواهرش، یک سری روش های جایگزین پیدا کند و مشکلات موجود را رفع کند.

برای یک سناریوی نقش بازی کردن، همانند اسم گذاری، بچه های خودتان را دریک  جا جمع کنید. از بچه ها بخواهید که کارشان را انجام دهند.

به آنها توضیح دهید که اولین قدم در حل کردن یک اختلاف، عبارت از به دست آوردن آرامش و کشیدن یک تنفس عمیق است.

به آنها کمک کنید تا این موضوع را درک کنند که در صورتیکه همراه با عصبانیت و پرخاشگری واکنش نشان دهند، اختلاف موجود وخیم تر خواهد شد.

آنها را  تشویق کنید که برای حل شرایط پیش آمده، از یک فرد بزرگسال کمک بگیرند.

نقش بازی کردن یک ایده مناسب و تاثیر گذاری بعد از پایان یافتن مشکلات می باشد.

بعد از آنکه اختلاف رفع شود، می توانید بچه های خودتان را جمع کنید و سناریوی نقش بازی کردن را اجرا کنید و در نهایت نقش بازی کردن را مرور کنید تا مطمئن شوید که بچه ها این فرآیند را یاد گرفته اند.

می توانید از آنها یک سری سوالات ساده ای بپرسید؛ سوالاتی همانند “دفعه بعدی که برادر یا خواهرتان شما را اذیت کند یا یک برخورد بدی با شما داشته باشد، چه کاری باید انجام دهید؟”

اجازه بدهید که کودکان مشکلات موجود را خودشان حل کنند

6. اجازه بدهید که کودکان مشکلات موجود را خودشان حل کنند.

البته این مورد طبیعی خواهد بود که به عنوان یک پدر یا مادر تمایل  داشته باشید که به منظور رفع سریع مشکل و ایجاد آرامش در خانه، هر کاری که از دستتان بر می آید را برای رفع مشکل انجام دهید.

ولی در صورتیکه به بچه های خودتان اجازه دهید تا خودشان روابطشان را مدیریت کنند و مسئول کارها و اقدامات خودشان باشند، یک نقش فعال تری در فرآیند مربوط به ایجاد و مدیریت روابطشان با برادران و خواهرانشان خواهند داشت.

حتی در صورتیکه بچه های شما با هم دعوا کنند، نباید در آن دخالت کنید (مگر در صورتیکه آنها به صورت نامناسبی با هم صحبت کنند یا خشونت فیزیکی از خودشان نشان دهند).

این سناریو در مور کودکان بزرگتری (نوجوانان و جوانانی) که دارای مهارت های حل اختلاف هستند، کاربرد بیشتری دارد چرا که بچه های کوچکتر فاقد چنین مهارت هایی هستند.

همچنین در صورتیکه به بچه های خودتان اجازه دهید تا مشکلاتشان را خودشان حل کنند، خواهید توانست که یک نقش بی طرفانه ای داشته باشید و خودتان را از اختلاف موجود دور نگه دارید.

از این رو، بعدا به دلیل طرفداری کردن از یکی از بچه ها سرزنش نخواهید شد.

صبور باشید

7. صبور باشید.

یادگیری مهارت های اجتماعی زمان بر می باشد. برخی از بچه ها در حین سالهای رشد خوشان هیچ رابطه ای با  هم برقرار نمی کنند.

ولی مطمئن باشید که آنها به جوانانی تبدیل خواهند شد که از مشارکت یکدیگر قدردانی خواهند کرد و این مشارکت ارزش زیادی برای آنها خواهد داشت.

هر کاری که از دستتان بر می آیید را برای حمایت از رابطه آنها و پیشرفت آن انجام دهید.

در صورتیکه هر کاری که می توانستید را برای ایجاد یک رابطه مناسب مابین کودکان خودتان انجام داده باشید ولی آنها همچنان رابطه خوبی با هم نداشته باشند، خودتان را سرزنش نکنید.

برخی از افراد به صورت اشتباه با سایر افراد ارتباط برقرار می کنند. حتی در صورتیکه هر دو تا از بچه های شما دارای والدین یکسانی باشند، ممکن است که شخصیت های متفاوتی داشته باشند.

در صورتیکه سطح مشکلات رفتاری موجود در مابین بچه های شما بالاتر از سطح مربوط به یک اختلاف و همچشمی معمول باشد، حتما از یک درمانگر کمک بگیرد.

مشکلات و اختلافات جدی و مداوم می توانند نشان دهنده یک سری مشکلات دیگری در یکی از بچه ها یا هر دو آنها باشند که حتما باید رفع شوند.

بعد از رفع این مشکلات بچه ها می توانند روابط بهتری با هم داشته باشند.

نویسنده: Klare Heston, LICSW

به روز رسانی شده در: 29 مارچ 2019 , ترجمه : کانون مشاوران ایران

ایجاد یک محیط خانگی مثبت برای بچه ها

در حالیکه والدین نمی توانند بر روی دستیابی بچه های خودشان به سلامتی، پیشرفت و تبدیل شدن به یک فرد مفید برای جامعه کنترل داشته باشند، ولی می توانند تاثیر مثبتی در رابطه با این موارد داشته باشند.

کارهایی که بچه های شما در دوره بزرگسالی انجام خواهند داد به خودشان بستگی دارد، ولی شما در خانه خودتان می توانید یک سری موارد مبنایی را برای آنها تامین کنند تا بتوانند از نظر فیزیکی، روانی، اجتماعی و عاطفی به یک وضعیت پایداری دست پیدا کنند و در آینده بزرگسالان مفیدی باشند.

به همین منظور شما می توانید رفتارهای مثبت را در خانه تان ترویج دهید؛ رفتارهای مثبت شامل ورزش و خواب، تقویت روابط مفید در داخل خانواده خودتان و ایجاد یک درک از ساختار و سازمان دهی می باشد.

روش یک – ترویج رفتارهای مثبت

نصیحت هایی که بیان می کنید را خودتان به صورت عملی انجام دهید

1. نصیحت هایی که بیان می کنید را خودتان به صورت عملی انجام دهید.

کودکان به صورت قابل توجهی تحت تاثیر عقاید، برخوردها و رفتارهای والدینشان قرار می گیرند. به همین دلیل، حضور شما در زندگی فرزندتان باید انعکاس دهنده مدل نقش مثبتی باشد.

جمله مشهور “گفته های من را انجام بده، نه کارهایم را” در اینجا هیچ کاربردی ندارد. در صورتیکه شما سیگار بکشید، مشروب بخورید، فحش بدهید یا پیش  داوری داشته باشید، این احتمال وجود خواهد داشت که  همین کارها توسط فرزندان خودتان هم صورت بگیرند.

به جای اینکه به آنها بگویید چه کاری انجام دهند، سعی کنید این موارد را از طریق رفتارتان نشان دهید.

نسبت به رفتارهایی که در پیش بچه هایتان انجام می دهید، مراقب باشید. در صورتیکه به آنها بگویید که نباید دروغ بگویند، باید خودتان هم هیچ وقت دروغ نگویید.

در صورتیکه از فرزندانتان بخواهید وقت کمتری را صرف  تکنولوژی ها کنند، باید استفاده خودتان از تکنولوژی را هم کاهش دهید.

سعی نکنید که پیش جوابی داشته باشید و بگویید که “ولی شما باید این کار را بکنید!” باید به بهترین نحو ممکن به حرف های خودتان عمل کنید.

بر روی سلامتی و داشتن یک وضعیت خوب تاکید کنید

2. بر روی سلامتی و داشتن یک وضعیت خوب تاکید کنید.

باید کل خانواده خودتان را تشویق کنید که دارای تغذیه و سلامتی مناسبی باشند. تا جایی که بودجه تان اجازه می دهد از میوه ها و سبزیجات تازه و یخ زده، پروتئین، حبوبات سالم و مواد غذایی کم چرب استفاده کنید.

بچه های شما باید از طریق پیاده روی کردن در اطراف خانه یا بازی کردن در پارک، به اندازه کافی ورزش کنند. همچنین باید به موقع بخوابند تا بتوانند حداقل 9 ساعت خواب داشته باشند.

همچنین شما برای سلامتی و بهزیستی خودتان هم باید پیاده روی کنید. از مصرف الکل و مواد مخدر یا سایر موادی که ناسالم هستند، اجتناب کنید. از طریق انجام دادن خود مراقبتی منظم، استرس خودتان را کنترل کنید.

باید روش های مناسب خود آرامش دهی را هم به فرزندانتان آموزش دهید. این آموزش ها باعث خواهد شد تا فرزندانتان در مراحل بعدی زندگیش رفتارهای ناسالم نداشته باشد.

به کودکتان آموزش دهید تا مواردی از قبیل رفتن به پیاده روی، دوش داغ گرفتن، تصور کرن یک مکان آرام یا گوش دادن به موسیقی آرامش بخش را به عنوان روش های خود آرامش دهی مورد استفاده قرار دهد.

عزت نفس آنها را تقویت کنید

3. عزت نفس آنها را تقویت کنید.

یک روش مناسب دیگری که با استفاده از آن می توانید محیط خانگی مناسبی برای تقویت شخصیت و بهزیستی فرزندتان ایجاد کنید، عبارت از حمایت کردن از اعتماد به نفس و عزت نفس این افراد می باشد.

کودکان دارای عزت نفس مثبت، دارای انعطاف پذیری بیشتری هستند، احساس مقبولیت دارند، و همچنین یک دیدگاه مثبتی نسبت به خودشان دارند.

از طریق فراهم کردن فرصت های مناسب برای کسب مهارت های جدید، همانند پوشیدن لباس خودشان به تنهایی یا دوچرخه سواری کردن، ویژگی “من می توانم” را در فرزندتان ایجاد کنید.

نحوه انجام دادن این کارها را به آنها آموزش دهید و اجازه دهید تا خودشان آن را انجام دهند. بعد از آن، تلاش آنها را به صورت صادقانه تحسین کنید.

همچنین از طریق تشویق این افراد برای داشتن تصویر بدنی سالم، عزت نفس آنها را افزایش دهید. مواظب باشید که حرف های شما در مورد وزن یا غذا خوردن فرزندتان، منجر به ناراحتیش نشود.

در صورتیکه در اغلب مواقع حرف های نامناسبی در مورد بدن خودتان بزنید و از وضعیت آن ناراضی باشید، باید زبان و حرف های خودتان را تغییر دهید.

همچنین باید منابع رسانه ای منفی را که اندازه ها و شکل های غیر واقعی بدن را تبلیغ می کنند، از خودتان دور کنید. حتی می توانید در خانه خودتان برخی از رسانه ها همانند اخبار را به دلیل تبلیغ کردن موارد منفی محدود کنید.

به فرزندان خودتان بگویید که همواره می توانند در رابطه با هر موضوعی با شما صحبت کنند، حتی در صورتیکه شما با آن مخالف باشید.

این کار بچه ها را تشویق خواهد کرد تا در مواقع مورد نیاز، در رابطه با موضوعات مد نظرشان با شما صحبت کنند و همچنین مشکلات خودشان را مطرح کنند.

به فرزندانتان کمک کنید تا به موارد مدنظرشان دست پیدا کنند

4. به فرزندانتان کمک کنید تا به موارد مدنظرشان دست پیدا کنند.

در صورتیکه کودکان برای یادگیری و پیشرفت مهارت هایشان از طرف والدینشان مورد حمایت قرار بگیرند، خیلی خوشحال خواهند شد. مواردی که بچه تان به آن علاقمند است را مشخص کنید و به وی کمک کنید تا به این علایقش دست پیدا کند.

علایق فرزند شما می تواند مربوط به حوزه های آکادمیکی، موسیقی، ورزشی یا جمعی از این موارد باشد.

آنها را در یک سری فعالیت های فوق برنامه ای ثبت نام کنید تا بتوانند مهارت های خودشان را تقویت کنند و در کنار کودکانی قرار بگیرند که علایق مشترکی با آنها دارند.

همچنین از طریق مشغول کردن خودتان به کارهای مورد علاقه فرزندتان و نشان دادن توجه لازم به این کارها، می توانید بیشتر به وی کمک کنید.

برای مثال، در صورتیکه فرزند شما در یک تیم مباحثه حضور داشت باشد، می توانید به وی کمک کنید که در خانه تمرین کند. در این صورت ممکن است که کل خانواده از این فرد حمایت کند.

روش دو – ایجاد ارتباطات

بر روی اهمیت روابط خانوادگی تاکید کنید

1. بر روی اهمیت روابط خانوادگی تاکید کنید.

یکی از مهمترین سرمایه گذاری هایی که می توانید بر روی کودکتان انجام دهید، عبارت از صرف کردن یک وقت مناسب در کنار او می باشد.

زمان خانوادگی یک فرصتی را برای بررسی علایق کودکان و چالش های آنها در یک محیط مناسب ایجاد می کنند.

همچنین این کار یک فرصت مناسبی را برای  افزایش ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر و تقویت ارزش های خانواده فراهم می کند.

روش های زیادی وجود دارند که شما با استفاده از آنها می توانید خانواده تان را در یک جا جمع کنید. سعی کنید که چند بار در طول هر هفته، صبحانه و شام را با هم بخورید.

یا یک سرگرمی خانوادگی ایجاد کنید؛ همانند بازی بسکتبال یا دوچرخه سواری. به کلیساها یا سایر رویدادهای اجتماعی بروید. خرید کنید.

سعی کنید که همه خانواده در رویدادهای مهم برای کودک، همانند بازی های ورزشی، تک نوازی و املاء نویسی، حضور داشته باشند.

یک وقتی را برای تنها بودن با فرزندتان در نظر بگیرید

2. یک وقتی را برای تنها بودن با فرزندتان در نظر بگیرید.

هر چند در زمان هایی که کل خانواده با هم جمع می شوند، یک سری فرصت های مفیدی ایجاد می شوند، ولی باید یک بخشی از زمان خودتان را به صورت مجزا به بچه تان اختصاص دهید.

زمانیکه کل اعضای خانواده با هم جمع باشند، به سختی خواهید توانست که به همه افراد توجه کنید.

بنابراین می توانید از روش اختصاص دادن یک بخشی از زمان مربوط به هر هفته به هر یک از بچه های خودتان، به عنوان یک استراتژی مناسب برای ایجاد یک محیط خانگی مثبت استفاده کنید.  

در صورتیکه با بچه خودتان تنها باشید، می توانید از شرایط زندگی وی و توانایی ها و علایق منحصر به فردش مطلع شوید و همچنین عشق و دلگرمی خودتان را به نحوی ارائه دهید که متناسب با شخصیت بچه تان باشد.

نحوه سپری کردن زمانی که شما به هر کودک اختصاص خواهید داد، به خود کودک بستگی دارد. برای مثال، یک کودک خجالتی شاید از تماشا کردن تلویزیون به همراه شما لذت ببرد.

همچنین کودکان اجتماعی تر از شما درخواست خواهند کرد که با هم به خرید بروید و در مورد ماجراجویی های که اخیرا با دوستانشان داشته اند، با شما صحبت خواهند کرد.

سعی کنید که یک سری فعالیت های مناسبی را انتخاب کنید که در مورد شما و کودکتان کارایی داشته باشد.

بچه های خودتان را ترغیب کنید تا احساسات خودشان را بیان کنند

3. بچه های خودتان را ترغیب کنید تا احساسات خودشان را بیان کنند.

زمان خانواده که در آن کل خانواده جمع هستند یا به صورت انفرادی در کنار یک فردی هستید،  یک فرصت مناسبی برای صحبت کردن با بچه های خودتان می باشد.

سعی کنید که با فرزندان خودتان ارتباط برقرار کنید و در مورد تجربیاتشان در مدرسه، دوستان و سایر محیط ها یک سری سوالاتی بپرسید.

صحبت کردن با کودکان خودتان به عنوان یک فرد بزرگسال می تواند سخت باشد. اجازه بدهید که آنها خودشان به شما کمک کنند.

برای شروع بحث می توانید در رابطه با مواردی که کودکتان به آنها علاقمند هستند یا در رابطه با مواردی که کودکتان قبول دارد، صحبت کنید.

برای مثال در صورتیکه دختر شما عضو یک تیم شنا باشد، می توانید همراه با او شنا کنید و از او بخواهید که یک سری نکاتی را به شما آموزش دهد.

بعد از آن می توانید از دخترتان بپرسید که “چه چیزی در رابطه با شنا بیشترین لذت را برای شما دارد و دلیل آن چیست؟”

روش دیگر برای ترغیب کردن فرزندتان برای داشتن یک بحث صریح با شما، عبارت از برگزاری منظم جلسات خانوادگی می باشد.

هر هفته یا چند هفته یک بار جلسات خانوادگی داشته باشید تا همه افراد در آن شرکت کنند و در مورد تجربیات جدیدشان یا هر نوع چالشی که با آن مواجه هستند، صحبت کنند.

بعد از آن می توانید در رابطه با هر مشکلی با هم بحث کنید. این کار به کودک شما کمک خواهد کرد تا به راحتی مشکلاتش – هم مشکلات کوچک و هم مشکلات بزرگ – را در حین قرار گرفتن در پیش شما مطرح کند.

گوش دادن فعال را تمرین کنید

4. گوش دادن فعال را تمرین کنید.

صرف نظر از اینکه چقدر سرتان شلوغ است، زمانیکه کودکتان با شما صحبت می کند، باید به حرف هایش گوش دهید.

در صورتیکه در حین صحبت کردن کودکتان مشغول یک کار دیگری هم باشید، در واقع به وی نشان خواهید داد که حرفهایش اهمیت زیادی ندارد.

برای گوش دادن نه تنها باید به کلمات گوش بدهید، بلکه همچنین باید تفکرات و احساسات موجود در پیام را هم درک کنید.

در زمانیکه فرزندتان صحبت می کند، از اصول گوش دادن فعال استفاده کنید؛ برای مثال می توانید یک ارتباط چشمی ضمنی برقرار کنید، زبان بدن باز را نشان دهید (برای مثال، می تواند دست ها و پاهای خودتان را رو هم بیاندازید) و سر خودتان را تکان دهید یا حالت های صورت مناسبی داشته باشید.

بعد از انجام دادن این کار، یک سری سوالات مناسبی بپرسید؛ به منظور پیش بردن مکالمه و همچنین به منظور اینکه نشان دهید به حرفهای بچه تان گوش می دهید، یک سری سوالاتی همانند “چه احساسی نسبت به آن دارید؟ یا “آیا نگران آن هستید؟” را بپرسید.

بخش سه – ایجاد و تقویت ساختار

سعی کنید که یک سری موارد روتینی داشته باشید که نسبتا قابل پیشبینی باشند

1. سعی کنید که یک سری موارد روتینی داشته باشید که نسبتا قابل پیشبینی باشند.

ایجاد یک محیط خانگی مثبت برای بچه تان، به پایداری و پیشبینی پذیر بودن آن بستگی دارد. کودکان به منظور احساس ایمنی و سلامتی، باید یک زمان مشخصی را برای بیدار شدن، خوابیدن، خوردن و سایر فعالیت ها داشته باشند.

داشتن برنامه های نامنظم می تواند منجر به بد اخلاق شدن و سردرگمی کودکان شود و فضای نامناسبی را در خانه ایجاد کند.

تحقیقات صورت گرفته نشان داده اند که هر چند کودکان از زمان خواب متنفر هستند، ولی داشتن زمان خواب منظم برای کنترل کردن عواطف، مبارزه با انگیزش ها و مدیریت زمان مفید است.

از طریق ایجاد یک برنامه قابل پیشبینی برای فعالیت هایی همانند بیدار شدن، خوردن صبحانه، خوردن خوراکی بعد از مدرسه، شرکت کردن در فعالیت های  فوق برنامه ای، انجام دادن تکالیف، انجام دادن وظایف و آماده شدن برای خواب، خود نظم دهی را به بچه هایتان آموزش دهید.

قوانین خانوداگی مشخصی را وضع کنید

2. قوانین خانوداگی مشخصی را وضع کنید.

محیط محدود یک جنبه ضروری دیگری در ایجاد ساختار در محیط خانه شما می باشد.

ایجاد یک مجموعه قوانین خانوادگی به منظور اجرا شدن در خانه باعث می شود که فرزندتان پارامترهای رفتار را بشناسد – چه رفتارهایی نباید انجام شوند و چه رفتارهایی قابل قبول می باشند.

این محیط یک مبنایی برای سایر محیط هایی خواهد بود که فرزندتان در آنها قرار خواهد گرفت؛ محیط هایی همانند مراقبت از فرززند، خانه های خویشاوندان یا مدرسه.

در صورتیکه همسر داشته باشید، به همراه وی یک سری قوانینی را مشخص کنید که واضح باشند و به راحتی درک شوند.

این قوانین را در جایی نصب کنید که بچه هایتان همواره بتوانند ببیند؛ می توانید آن را در تخته یادداشت بنویسید یا به کمک آهن ربا یا سنجاق آن را در یک جایی قرار دهید.

قوانین شما می توانند شامل “ندویدن در خانه”، “بالا و پایین نپریدن در روی اثاث خانه”، “دروغ نگفتن” و “دعوا نکردن با خواهر یا برادر و اذیت نکردن او” باشند.

از طریق تادیب کردن، در اجرای قوانین مصمم باشید

3. از طریق تادیب کردن، در اجرای قوانین مصمم باشید.

بعد از مشخص کردن قوانین مبنایی و مطلع کردن کودکان از آن، باید یک سری مجازاتی برای شکستن قوانین در نظر بگیرید. همچنین مجازات های تعیین شده باید برای کودکان مشخص باشند.

برای مثال در صورتیکه یکی از قوانین شما عبارت از این باشد که همه افراد بعد از بیدار شدن باید اتاق خواب خودشان را مرتب کنند، مجازات تعیین شدن می تواند عبارت از تمیز کردن کل خانه برای یک دوره مشخص یا انجام دادن یک کار مشخصی باشد.

سعی کنید که همواره این مجازات ها را انجام دهید، چرا که در صورت انجام ندادن این مجازات ها ممکن است که یک جنگ قدرتی مابین شما و بچه تان ایجاد شود.

همچنین می توانید در مشخص کردن قوانین یا مجازات ها، فرزندان خودتان را هم شرکت دهید تا قوانین و مجازات های تعیین شده از نظر آنها عادلانه باشند.

این کار باعث خواهد شد تا آنها احساس قدردانی شدن داشته باشند و احتمال رعایت شدن قوانین توسط آنها افزایش پیدا کند.

یک سری کارهایی را برای کودکانتان مشخص کنید که متناسب با سنشان باشد

4. یک سری کارهایی را برای کودکانتان مشخص کنید که متناسب با سنشان باشد.

در صورتیکه به کودکان اجازه دهید تا در کارهای خانه کمک کنند، یک شرایط مناسبی برای آنها ایجاد خواهد شد.

در نتیجه فرزندانتان یک روحیه کاری قوی خواهند داشت، یک نقش مثبتی را در ایجاد محیط خانوادگی ایفا خواهند کرد و همچنین ارزش تمیزی و نظم را درک خواهند کرد.

می توانید یک جدول مربوط به وظایف تهیه کنید و آن را در آشپزخانه یا یک مکان عمومی دیگری بزنید؛ در این جدول باید مسئولیت های کودکان به صورت مشخصی بیان شوند.

نویسنده: Paul Chernyak, LPC

به روز رسانی شده در: 6 سپتامبر 2019 , ترجمه : کانون مشاوران ایران

خودکنترلی

خودکنترلی یک نوع توانایی های تفکر محسوب می شود .

که  کمک خواهد کرد که بچه ها آموزش ببینند.

احساسات در خودکنترلی

احساسات و برخوردهای شان را در رابطه با یک تصمیم گیری ایده آل به کنترل کردن بپردازند.

به علاوه به کم شدن اعمال های تکانشی و مبارزه کردن به صورت موثر با ناامید شدن کمک خواهد کرد.

به طور مثال یک کودک امکان دارد هنگام روبرو شدن با مسئله های دشوار در آزمون کنترل خود را از دست بدهد.

مدیریت اضطراب

در عوض اینکه بدون تفکر کردن  جواب بدهد می تواند به موقع اضطراب خود را مدیریت کند .

و هنگامی که به آرامش رسید شروع به تفکر کردن در رابطه با برطرف کردن این مسئله بپردازد.

خودکنترلی یک جزء حیاتی برای برخوردار شدن از رفاه اجتماعی کودک محسوب می شود .

عامل ایجاد کننده خودکنترلی

که عامل ایجاد کننده  :

  •   تصمیم گرفتن به طور صحیح .
  • مدیریت کردن احساسات.
  • سرخوردگی ها.
  • واکنش های خود را ایجاد می کنند.

این توانایی فکری از گرفته شدن تصمیمات و اقدامات نامطلوب در مواجه شدن با شرایط ها پیشگیری خواهد کرد.

توانایی خودکنترلی نوجوانان

کودکان و همین‌طور نوجوانان هایی که از توانایی خود کنترلی خوبی برخوردار می باشند می توانند:

  • در رابطه با نکته های مثبت و منفی خود به آگاهی برسند.
  • بدون این که در برابر انتقادات حالت دفاعی و عصبی را به خود بگیرند آنها را قبول می کنند.
  • حس ناکام بودن و ناامیدی در خود را مدیریت می‌کنند.
  • بدون اینکه احساس خشم و توقف شدن کار به آنها دست دهد ادامه خواهند داد.
  • این را درک خواهند کرد که برای آغاز کردن یک بازی باید به نوبت گرفتن بپردازند.
  • احتیاط ضروری برای عبور کردن از خیابان یا استفاده کردند .خودکنترلی
  • به طور صحیح از چاقو را آموزش می بینند.
  • پیش از اینکه به یک گروه اجتماعی بپیوندند  .
  • زمان کافی را صرف مطالعه کردن و شناختن آن گروه خواهند کرد.

ادامه مطلب

اذیت کردن کودک

فیلم و فایل صوتی آموزشی روانشناسی رایگان و مشاوره

برای پخش فایل مرورگر خود را آپدیت کنید یا از اینجا فایل را دانلود نمایید.
پسرم اذیت می کند:قطعاً شما به عنوان یک پدر و مادر این وظیفه را دارید.

که مسئول تربیت کردن فرزند خود را به عهده بگیرید .

علل اذیت کردن کودک

بعضی اوقات اینگونه مسولیت ها همه زندگی شما را در بر خواهد گرفت.

به خصوص اگر پای انضباط در میان قرار گیرد .اذیت کردن کودک

در مقابل این انتظار را دارید که به صحبت های شما گوش دهند .

و این روزها بیشتر والدین از حرف گوش کردن فرزندان خود نگران هستند.

در ادامه  دلیل های اینگونه برخورد کودک را ارزیابی می کنیم .

برخورد با اذیت کردن کودک 

ولی بیش از این که به آن بپردازیم به جملات زیر  توجه کنید.

آیا تا به امروز این گونه عبارت ها را  به کار برده اید:

  • –  چند بار باید این را به تو بگویم؟
  • –  لطفاً به حرف من گوش کن
  • –  گوش نمی دهی من چه می گویم؟
  • –  شنیدی چه چیزی گفتم؟

این امر که به بچه ها یاد بدهیم که به صحبت‌های ما گوش دهند کار سختی به نظر خواهد رسید .

مانند یک مقابله دشوار و بدون پایان می ماند .اذیت کردن کودک

 

دلیل های گوش نکردن بچه ها

ولی به عقیده روانشناسان،کودکان علتهایی دارند که به صحبت‌های والدین خود گوش نمی دهند.

که علت های آن شامل موارد زیر می باشد:

و از مهمترین دلیل های گوش نکردن بچه ها به صحبت والدین می باشد.

  • – شما سرمشق خوبی به شمار نیامدید.

شما باید سرمشق خوبی در رابطه با گوش کردن  بیایید .

  • برای او نشان دهید که شنونده خوبی محسوب می شوید.
  • مهم  نمی باشد که او در چه سنی قرار دارد .
  • باید مشاهده کنند که شما هنگام صحبت کردن با اطرافیان به چه صورت برخورد خواهید کرد .
  • و به چه صورت به اطرافیان خود گوش می دهید. 

ادامه مطلب

والدین و بازی های کودکان

پیشنهاد هایی برای والدین درباره ی بازی های کودکان

 

  1. بازی کودکان را مورد اهمیت قرار دهیم برای اینکه زندگی آنها در بازی شکل می‌گیرد.
  2. سعی کنیم تا بازی های کودکان با فرهنگ و ارزشهای خانواده یکسان باشد.
  3. با دقت کردن در فکر های خلاق در کودکان در حال بازی می توانیم با طرز شخصیت آنها بیشتر آشنا شویم.
  4. در بازی کردن کودکان هیچ وقت خالی نکنیم، ولی راهنمای خوبی برای آنها باشیم.
  5. با کودکان خود همبازی شویم و راه دوستی را برای آنها باز کنیم و راه های مخفی کاری های دوران جوانی را ببندیم.
  6. کاری کنیم که بازی به صورت تجربه دارای لذت در فکر کودک باقی بماند.
  7. از امر و نهی کردن برای متوقف بازی دوری کنیم.
  8. با توجه به روحیه کنجکاوی کودک به صورت را مورد راهنمایی قرار دهیم که به فکر مثبت و خلاقیت خود دست پیدا کنند.
  9. مواظب باشیم که فضای بازی سبب صدمه جسمی و فکری نشود.
  10. در انتخاب کردن نوع بازی به سن و جنس و مهارتهای فرزندانمان توجه کنیم.
  11. نوع و زمان بازی فرزندانمان را مدیریت کنیم که از فشارهای کودکمان به وجود بیاوریم.
  12. در موقع بازی از محدودیت کودک دوری کنیم.
  13. وسیله بازی را با توجه به سن و رشد جسمی کودک تهیه کنیم.
  14. آداب اجتماعی و طرز برخورد با دیگران را در هنگام همبازی شدن با کودک خود می توانیم به صورت غیر مستقیم به آنها یاد دهیم.
  15.  کودکان لازم می‌باشد به مجموعه‌ای از بازی های جسمی اجتماعی بپردازند. وقتی که کودکان فقط یکی از

بازی‌ها را انجام بدهند از رشد کردن اجتماعی و عاطفی عقب می‌مانند

و احتمال آشکار شدن عصبانیت و خشمگین شدن در آنها بیشتر می‌شود.

 

منبع: کودک و نوجوان


مقالات مرتبط: 

http://moshaver.kanonm.ir/%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86/

 

http://moshaver.kanonm.ir/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%84%D9%88%D8%B3/