نظریه دلبستگی

به ایجاد یک رابطه عاطفی صمیمی با یک مراقب نیاز دارند و در صورتیکه مراقب یک واکنش مناسبی ارائه دهد، این رابطه در طول شش ماه اول زندگی کودک ایجاد خواهد شد.

این نظریه که توسط یک روان شناس بریتانیایی به اسم جان بالبی (John Bowlby) مطرح شد، بر روی تجربه کردن، بیان کردن و کنترل کردن عواطف در هر دو سطح عاطفی مربوط به هم نوع (هنجاری) و فردی (مختص به یک فرد) تاکید دارد.

بالبی بر این عقیده بود که سیستم دلبستگی (که وی برای این رابطه نام گذاری کرده بود) دو کاربرد خیلی مهمی دارد:

مورد اول عبارت از محافظت کردن از افراد آسیب پذیر از تهدیدات یا آسیب ها می باشد و مورد دوم عبارت از کنترل کردن عواطف و احساسات منفی می باشد که بعد از اتفاقات تهدید کننده یا مضر ایجاد می شوند.

مولفه هنجاری نظریه دلبستگی، محرک و زمینه هایی را مشخص می کند که منجر به تحریک یا خاتمه دادن به احساسات مختلف و همچنین توالی و زنجیره عواطفی می شوند که معمولا فرد بعد از صورت گرفتن اتفاقاتی در رابطه خاص تجربه می کند.

مولفه تفاوت فردی بررسی می کند که سابقه دریافت حمایت و کمک از افراد دلبسته در حین پیش آمدن اتفاقات تحریک کننده عاطفی در روابط، چه تاثیری بر روی شکل گیری اهداف، مدل های کاری (به معنای برخورد فردی، انتظارات و طرح های شناختی) و استراتژی های مقابله ای فرد خواهد داشت.

ویژگی های هنجاری مربوط به نظریه دلبستگی

علاقه بالبی به پیوند های عاطفی که انسان ها را به یکدیگر مرتبط می کند، با یک مشاهده هوشیارانه شروع شد.

در تمامی فرهنگ های انسانی و در واقع در تمامی گونه های اولیه، بچه های کوچک و آسیب پذیر بعد از جدا شدن از مراقبان قوی تر، بزرگتر و عاقل تر خودشان یک سری واکنش های خاصی نشان می دهند.

بچه ها بلافاصله بعد از جدا شدن به صورت شدیدی اعتراض می کنند و معمولا این اعتراض خودشان را از طریق گریه کردن، جیغ زدن یا کج خلقی کردن در حین جستجوی مراقبان خودشان نشان می دهند.

بالبی بر این عقیده بود که اعتراض شدید در طول اولین مرحله از نبود مراقب یک استراتژی اولیه مناسبی برای افزایش بقاء می باشد؛

این مورد به ویژه در مورد گونه هایی که در یک وضعیت نارس رشدی و کاملا وابسته به دنیا می آیند، مصداق بیشتری دارد.

اعتراض شدید در اغلب مواقع منجر به توجه کردن مراقبان به بچه هایشان می شود و در صورتی که بچه ها بدون توجه رها شوند، در طول مرحله تکامل خودشان آسیب پذیر خواهند بود یا در معرض شکار خواهند بود.

در صورتیکه اعتراض های گوش خراش و مداوم منجر به جلب توجه مراقب نشود، بچه ها وارد مرحله ثانویه به اسم ناامیدی خواهند شد که در طول آن هیچ حرکتی نخواهند کرد و ساکت خواهند بود.

بالبی معتقد بود که از دیدگاه تکاملی، وابستگی یک استراتژی ثانویه مناسبی برای افزایش بقاء می باشد.

حرکات اضافی می توانند منجر به بروز حادثه یا آسیب شوند و اعتراضات گوش خراش به همراه حرکت کردن می توانند منجر به جلب توجه شکارچیان شوند.

نظریه دلبستگی

بر مبنای این منطق، در صورتیکه معترضان نتوانند سریعا مراقبان خودشان را به دست بیاورند، بهترین استراتژی مقابله بعدی عبارت از اجتناب کردن از اقداماتی می باشد که می توانند ریسک خود آسیب زنی یا شکار شدن را کاهش دهند.

بعد از مرحله ناامیدی، بچه هایی که به پیش مراقبان خودشان بر نمی گردند وارد مرحله سوم یا مرحله نهایی می شوند که عبارت از جدا شدن می باشد.

بچه ها در طول این مرحله بدون مراقبان خودشان شروع به ادامه دادن به فعالیت عادی خودشان می کنند و به صورت تدریجی یاد می گیرند که به صورت مستقل و از طریق متکی بودن به خودشان رفتار کنند.

بالبی بر این عقیده بود که کارکرد جدایی عاطفی عبارت از ایجاد روابط عاطفی جدید با مراقبان جدید می باشد. وی اثبات کرد که پیوندهای عاطفی با مراقبان قبلی باید قبل از تشکیل یافتن کامل روابط جدید از بین بروند.

بر اساس فرضیه تکامل، جدایی این امکان را برای بچه ها فراهم می کند تا روابط و پیوندهای گذشته را دور بیاندازند و یک سری روابط جدیدی را با مراقبانی ایجاد کنند که می توانند به این بچه ها توجه کنند و منابع لازم برای بقاء آنها را تامین کنند.

همچنین بالبی معتقد بود که این مراحل و فرآیندهای هنجاری منجر به مشخص شدن واکنش ها نسبت به جدایی های طولانی مدت و غیر قابل برگشت در روابط بزرگسالان می شود؛

همچنین این مورد می تواند یک ارزش انطباقی تکاملی در نگه داری، طرح ریزی یا شکل دهی زوج های عاطفی جدید داشته باشد.

بالبی علاوه بر شناسایی جریان و کارکرد این سه مرحله مجزا، چند رفتار هنجاری را مشخص کرد که بچه ها معمولا در روابط دلبستگی و عاطفی خودشان نشان می دهند.

این رفتارهای معیار شامل شیر خوردن، چسبیدن، گریه کردن، خندیدن و دنبال کردن مراقب می باشد که همه آنها باعث می شود تا بچه یا کودک از نظر فیزیکی در نزدیکی مراقب قرار داشته باشد.

همچنین بالبی به صورت مستند نشان داد که ویژگی های منحصر به فرد مراقبان و تعاملات آنها با کودکان می توانند منجر به بهبود روابط دلبستگی شوند. این ویژگی های منحصر به فرد مراقبان عبارتند از:

شایستگی، که مراقب در نتیجه آن اضطراب بچه را از بین می برد؛ سرعتی که یک مراقب به بچه جواب می دهد و آشنایی مراقب با بچه دارد.

همچنین فرض بر این است که این رفتارها و ویژگی ها یک نقش مهمی در گسترش روابط دلبستگی بزرگسالان دارد.

نویسنده: Jeffry A Simpson, Lane Beckes

ترجمه : تیم کانون مشاوران ایران

به چه نحوی می توانید وضعیت رابطه موجود مابین بچه هایتان را بهبود دهید

همه والدین دوست دارند که بچه هایشان روابط خوبی با یکدیگر داشته باشند. خوشبختانه روش های زیادی وجود دارند که با استفاده از آنها می توانید بچه های خودتان را به داشتن روابط بهتر تشویق کنید.

در حین استفاده کردن از روش مجازات و پاداش، باید به صورت عادلانه با بچه ها برخورد کنید. زمان یکسانی از وقت خودتان را به بچه ها اختصاص دهید.

از طریق بردن بچه هایتان به رویدادهای ورزشی و گردش های خانوادگی، فرصت مناسبی را برای برقراری روابط مناسب مابین بچه ها ایجاد کنید.

آنها را تشویق کنید که احساسات خودشان را با یکدیگر به اشتراک بگذارند و به منظور اینکه به آنها کمک کنید تا شناخت بهتری در مورد لزوم برقراری رابطه با یکدیگر پیدا کنند، از روش نقش بازی کردن استفاده کنید.

روش یک – عادلانه بودن

به صورت عادلانه با بچه هایتان برخورد کنید و رفتار با ثباتی داشته باشید

1. به صورت عادلانه با بچه هایتان برخورد کنید و رفتار با ثباتی داشته باشید.

در صورتیکه یکی از بچه ها را به صورت مکرر تشویق کنید و هدیه های زیادی به او بدهید و به سایر بچه ها توجه نکنید، بچه هایی که مورد بی توجهی قرار گرفته اند یک نوع حس ناراحتی و (یا) عصبانیت خواهند داشت.

در صورتیکه شما به صورت مکرر یکی از بچه ها را مجازات کنید ولی سایر بچه ها را به همان اندازه مجازات نکنید، مجددا همین احساسات در آنها شکل خواهد گرفت.

ممکن است بچه هایی که مورد تبعیض قرار می گیرند، نسبت به برادران یا خواهران یا (و) نسبت به شما خشمگین شوند.

این بچه بر این عقیده خواهد بود که شما و بچه محبوبتان علیه او در حال تبانی هستید.

منصفانه یا عادلانه بودن به این معنا نمی باشد که شما دقیقا یک کاری را برای همه بچه هایتان انجام دهید – هر چند که در مورد بچه های کوچک این ایده یک ایده مناسبی است.

با این وجود، باید در مورد اجرای قوانین و مجازات های خودتان مصمم باشید، هر چند که قوانین موجود بر روی بچه های مختلف تا یک حدی با هم متفاوت باشند.

برای مثال، در صورتیکه بچه های شما زمان خواب متفاوتی داشته باشند، باید در مورد خوابیدن هر یک از بچه ها در زمان خواب مخصوص به خودشان مصمم باشید و این قانونتان را همواره اجرا کنید.

زمان خودتان را مابین همه بچه ها تقسیم کنید. در این فرصت زمانی می توانید به تکالیف آنها  کمک کنید، با هم به رویدادها و بازی های ورزشی بروید، یا اینکه در کنار یکدیگر استراحت کنید؛

حتما باید یک زمان کافی و تقریبا یکسانی را به بچه ها اختصاص دهید.

در حین صورت گرفتن جر و بحث، به صحبت های هر دو طرف گوش دهید

2. در حین صورت گرفتن جر و بحث، به صحبت های هر دو طرف گوش دهید.

زمانیکه بچه های شما با هم دعوا می کنند، هر دو آنها تمایل خواهند داشت که به اندازه طرف مقابل به حرف هایشان گوش داده شود و مورد تایید قرار بگیرند تا بتوانند اختلاف ایجاد شده را سریعا رفع کنند.

کودکان خودتان را به اتاق های مجزایی بفرستید. به هر دو آنها بگویید که اتفاق صورت گرفته را به شما توضیح دهند، ولی باید به ترتیب به حرف های آنها گوش دهید.

از یکی از بچه ها بخواهید که از پیش شما برود؛ سپس با آن یکی بچه صحبت کنید.

زمانیکه بچه های موقعیت را از دید خودشان توضیح می دهند، به دقت به حرف آنها گوش دهید. با بچه خودتان ارتباط چشمی برقرار کنید و سرتان را تکان دهید تا نشان دهید که به حرفشان گوش می دهید.

در صورتی که چیزی را درست متوجه نشده باشید یا نیاز داشته باشید که یک موردی مشخص شود، سوالات مدت نظرتان را بپرسید.

بعد از تمام شدن حرف های بچه تان، از این اتاق خارج شوید و به اتاق بچه دیگرتان بروید.

بعد از آن بچه هایی که دعوا می کردند را جمع کنید و داستانهای بیان شده توسط آنها را بگویید.

سعی کنید که نقش یک میانجی را داشته باشید و به بچه هایتان کمک کنید تا یک راه حلی را برای اختلافاتشان پیدا کنند.

برای مثال، می توانید در کنار آنها بنشینید و به هر یک از آنها اجازه دهید که صحبت کند و احساسات خودش را به اشتراک بگذارد. بعد از آن یک سری سوالاتی بپرسید و به آنها کمک کنید که به یک راه حلی دست پیدا کنند؛

برای مثال می توانید بپرسید که “مهم ترین چیزی که شما را ناراحت کرد، چه چیزی بوده است؟”، “به نظر شما چه چیزی می تواند منجر به ایجاد احساس بهتری در شما شود؟”، “برای اینکه از بروز این اختلاف در آینده پیشگیری کنید، چه کاری می توانید انجام دهید؟”

شرایط منحصر به فرد هر یک از بچه ها را بشناسید

3. شرایط منحصر به فرد هر یک از بچه ها را بشناسید.

نکته مهمی که در این شرایط وجود دارد، عبارت از در نظر گرفتن بچه ها به عنوان افراد منحصر به فرد می باشد.

باید به صورت خصوصی به هر یک از آنها بگویید که “شما یک فرد کاملا خاصی برای من هستید. من شما را دوست دارم و هیچ شخص دیگری همانند شما نیست!”

به مرور زمان که بچه ها بزرگ می شوند و شخصیت خاص خودشان را پیدا می کنند، باید تفاوت های آنها را در کارهای خودتان نشان دهید. برای مثال، در صورتیکه فقط یکی از بچه ها کامیون (اسباب بازی) دوست داشته باشد، هیچ لزومی وجود نخواهد داشت که برای هر دو آنها کامیون بخرید.

به جای اینکار، در مورد این موضوع فکر کنید که بچه هایتان چه چیزی را دوست دارند و چه چیزی را دوست ندارند. در صورتی که آن یکی بچه هواپیما دوست داشته باشد، می توانید یک هواپیما و یک کامیون بخرید.

در حین تشویق کردن بچه های خودتان، به صورت صریح صحبت کنید.

برای مثال به جای اینکه بگویید “شما بچه های فوق العاده ای هستید”، بگویید که “به نظر من این فوق العاده است که شما خیلی خلاق هستید و دوست دارید که کار کردن با پیانو را یاد بگیرید.

من مطمئن هستم که استعداد شما منجر به پیشرفت شما خواهد شد.”

در صورتیکه یکی از بچه های شما معلولیت فیزیکی یا مشکل عاطفی داشته باشد، باید حساسیت بیشتری نسبت به او داشته باشید.

سایر بچه های خودتان را مطلع کنید که این فرد خاص به دلیل شرایطی که دارد، به مراقبت بیشتری نیز دارد و هیچ دلیل دیگری، همانند دوست داشتن بیشتر او یا بهتر بودن او، منجر به توجه بیشتر شما به این فرد نشده است.

بچه معلولتان را به آنها توضیح دهید و از آنها بخواهید که در مورد این شرایط با یکدیگر صحبت کنند.

بچه های خودتان را با یکدیگر مقایسه نکنید

4. بچه های خودتان را با یکدیگر مقایسه نکنید.

در صورتیکه به یکی از بچه های خودتان بگویید که به اندازه بچه های دیگر باهوش یا با استعداد نیست، در این صورت ناراحت خواهد شد.

این نوع برخورد می تواند به ایجاد یک تنفر بلندمدت و ناراحتی عاطفی منجر شود. همچنین این کار می تواند باعث شود که این فرد نسبت به بچه ای که گفتید بهتر است، خشمگین شود و برخورد نامناسبی با او داشته باشد.

قبل از هرگونه سرزنش بچه ها، به خوبی فکر کنید و همه جوانب را در نظر بگیرید. برای مثال، به جای اینکه بگویید “برادرتان همیشه تمیز و مرتب است. چرا شما هم مثل او نیستید؟”، بگویید که “لطفا اتاقتان را تمیز کنید.”

روش دو – کمک کردن به رابطه بچه هایتان

به کمک بچه هایتان یک سری رسومات خانوادگی ایجاد کنید

1. به کمک بچه هایتان یک سری رسومات خانوادگی ایجاد کنید.

یکی از بهترین روش هایی که شما با استفاده از آن می توانید رابطه مابین بچه های خودتان را تقویت کنید، عبارت از تشویق کردن آنها برای مشارکت کردن با هم در گردش ها و رویدادهای مختلف سالیانه می باشد.

برای مثال، می توانید به بچه های خودتان یک کدو تنبل بدهید و (در صورتیکه به سن مناسبی رسیده باشند) از آنها بخواهید که آن را مابین افراد مختلف تقسیم کنند (البته با نظارت یک فرد بزرگسال).

در زمستان و موقعی که برف باریده باشد، در حیاط خانه تان با هم یک آدم برفی درست کنید، یا ابزارهای لازم را در اختیارشان قرار دهید تا خانه های زنجبیلی خودشان را درست کنند.

یک سری فرصت های مناسبی را برای بچه های خودتان فراهم کنید تا بتوانند کنار هم باشند

2. یک سری فرصت های مناسبی را برای بچه های خودتان فراهم کنید تا بتوانند کنار هم باشند.

در صورتیکه بچه های شما هیچ نوع فرصتی برای برقراری ارتباط و بودن در کنار هم نداشته باشند، با یکدیگر یک رابطه قوی نخواهند داشت.

می توانید بچه های خودتان را به بولینگ یا پارک ببرید، یا اینکه اجازه دهید در داخل یکی از اتاق ها با هم بازی کنند. این تجارب مشترک باعث خواهد شد که کودکان روابط خوبی با هم ایجاد کنند.

بچه های کوچکی که با هم بازی می کنند، در برخی مواقع با هم دعوا خواهند کرد. ولی تا زمانیکه تعداد دعوای آنها زیاد نشده باشد (برای مثال در صورتیکه به ازای هر پنج بار تعامل مثبت، یک دعوایی داشته باشند)، آنها را تشویق نکنید که از یکدیگر جدا بمانند.

در صورتیکه متوجه شوید بچه های شما در زمان های خاصی از روز بداخلاق می شوند یا احتمال دعوا کردنشان زیاد می باشد – برای مثال، در اواخر بعد از ظهر – نگذارید که در آن زمان های خاص با هم بازی کنند.

بچه های شما باید برای یک مدتی از هم دور باشند

3. بچه های شما باید برای یک مدتی از هم دور باشند.

بچه های بزرگ شده، به خصوص بچه هایی که در خانه های کوچک بزرگ شده اند، ممکن است این احساس را داشته باشند که بیش از حد برادران یا خواهرانشان را می بینند.

این احساس که برادران یا خواهران آنها همواره در کنارشان هستند، منجر به ایجاد احساس در دام افتادن و ناامیدی می شود و در نتیجه روابط مابین آنها در یک وضعیت نامناسبی قرار می گیرد.

از اینرو باید یک زمانی در اختیار کودکانتان قرار دهید که دور از هم باشند تا در حین قرار گرفتن در کنار یکدیگر، بتوانند روابط بهتری با هم داشته باشند.

به جای اینکه همه بچه های خودتان را به هر جایی که می روید، همراه خودتان ببرید یا در زمانیکه یکی از آنها یا هر دو آنها (در صورتی که دو فرزند داشته باشید) تمایلی به بازی نداشته باشد، اصرار کنید که با هم بازی کنند، سعی کنید یک فرصتی را ایجاد کنید که برای یک مدت زمان مشخصی بتوانند از هم دور باشند.

برای مثال یکی از بچه ها را در آخر این هفته به باغ وحش ببرید، ولی بچه دیگرتان را در آخر هفته بعد به بازی بیسبال ببرید.

در این صورت خواهید توانست که زمان نسبتا مشابهی را در کنار هر یک از بچه های خودتان سپری کنید، هر چند که در زمان های صرف شده آنها کنار یکدیگر نخواهند بود.

همچنین در زمانیکه یکی از بچه ها بخواهد با شما تنها باشد، بچه دیگرتان می تواند همراه با یکی از دوستانش به گردش برود.

به بچه های خودتان کمک کنید تا تفاوت های موجود را از بین ببرند

4. به بچه های خودتان کمک کنید تا تفاوت های موجود را از بین ببرند.

در صورتیکه بچه های شما دارای پس زمینه ها و سابقه های کاملا متفاوتی باشند، یک سری روش هایی را برای ارتباط برقرار کردن آنها پیدا کنید که تفاوت های آنها را تایید کند و به مرور زمان از بین ببرد.

برای مثال، در صورتیکه یکی از بچه هایتان 5 ساله و بچه دیگرتان 15 ساله باشند، در این صورت سخت خواهد بود که یک رابطه ای بین آنها ایجاد کنید.

فعالیت هایی که هر دو آنها دوست دارند انجام دهند را مشخص کنید و یک سری فرصت های مناسبی برای آنها ایجاد کنید تا به همراه هم و به صورت مشترک بتوانند از این فعالیت ها لذت ببرند.

برای مثال، در صورتیکه هر دو تا از بچه های شما بیسبال دوس داشته باشند، اجازه دهید که بچه بزرگتان با بچه کوچک به یک بازی بیسبال برود.

بدون اینکه مسئولیت خودتان به عنوان یک سرپرست را ترک کنید، بچه بزرگتان را تشویق کنید که در یک سری از موقعیت های خاص از بچه کوچکتر مراقبت کند.

برای مثال، در صورتیکه اتوبوس مدرسه هر دو تا از بچه هایتان یکی باشد، بچه بزرگتان را تشویق کنید که از بچه کوچکتر مراقبت کند.

5. آنها را تشویق کنید که به هم کمک کنند.

در صورتیکه بچه های شما احساس کنند که با هم رقابت دارند، در این صورت به سختی می توان آنها را متقاعد کرد که از یکدیگر حمایت کنند.

به منظور ایجاد یک رابطه بهتر مابین بچه های خودتان، آنها را تشویق کنید که یک سری رفتارهای کمک کننده ای داشته باشند.

برای مثال، می توانید بچه های خودتان را تشویق کنید تا در زمان های استرس زا، همانند زمان قبل از یک مسابقه بزرگ که یکی از بچه هایتان در آن شرکت خواهد کرد یا قبل از زمانیکه یکی از بچه هایتان در امتحان مدرسه شرکت کند، از یکدیگر حمایت کنند.

می توانید به آنها بگویید “حتما دعا کنید که خواهرتان امروز در امتحان تاریخش موفق باشد! او واقعا نگران امتحانش است و در صورتیکه تشویق شود، در حین رفتن به امتحان روحیه بهتری خواهد داشت،” یا “زمانی که دنی به میدان بیاید، او را تشویق کنید! از اینکه متوجه شود ما برای حمایت از او در اینجا هستیم، خوشحال خواهد شد.”

روش سه – تشویق کردن بچه ها برای حل اختلافاتشان

زمانیکه یکی از بچه ها نسبت به بچه های دیگر مهربانی نشان دهد، به او نشان دهید که رفتارش منجر به خوشحالی و رضایت شما شده است

1. زمانیکه یکی از بچه ها نسبت به بچه های دیگر مهربانی نشان دهد، به او نشان دهید که رفتارش منجر به خوشحالی و رضایت شما شده است.

زمانیکه بچه هایتان را به دلیل بهبود مستقلانه رابطه شان تحسین می کنید، این کارتان باعث خواهد شد که آنها به رفتار مهربانانه شان ادامه دهند و همدیگر را درک کنند.

برای مثال، در صورتیکه یکی از بچه هایتان اسباب بازیش را به بچه دیگری بدهد، می توانید بگویید “احسنت، به دلیل اینکه کامیون تان را به خواهرتان دادید، خیلی خوشحال شدم.”

همچنین در زمانیکه یکی از بچه هایتان رفتار مثبتی را نشان می دهد، می توانید یک شرایط بهتری را در روابط آنها ایجاد کنید؛

مثلا می توانید بچه ای که یک رفتار مثبتی در قبالش صورت گرفته است را تشویق کنید که یک اقدام مثبت دیگری را متقابلا انجام دهد و از این طریق تشکر خودش از رفتار برادر یا خواهرش را نشان دهد.

تشکر کردن از افراد دارای سنین مختلف به آنها کمک می کند تا شادتر باشند؛ در نتیجه این کار بچه هایتان یاد خواهند گرفت که این احساس شادی را به یکدیگر انتقال دهند.

البته در برخی مواقع بیان کردن تشویق های مبهم یا  عمومی یک مورد عادی و مناسبی است.

به بچه هایتان یادآوری کنید که معمولا رابطه خوبی با هم دارند

2. به بچه هایتان یادآوری کنید که معمولا رابطه خوبی با هم دارند.

بعد از پایان یافتن یک اختلاف، به بچه هایتان بگویید که از دعوا کردن آنها تعجب کرده اید، چرا که دقیقا چند لحظه قبل هیچ مشکلی با هم نداشته اند.

سعی کنید یک موقعیت خاص و جدیدی که در آن رابطه خوبی با هم داشته اند را به آنها یادآوری کنید. برای مثال می توانید به آنها بگویید “موقعی که در پارک بودیم، شما دو تا با هم خوب بودید!

چه اتفاقی افتاد؟” در نتیجه آنها رابطه خوبی که با هم در پارک داشته اند را به یاد خواهند آورد و دعوایشان خاتمه خواهد یافت.

به بچه خودتان آموزش دهید تا مراقب عواطفش باشد

3. به بچه خودتان آموزش دهید تا مراقب عواطفش باشد.

به دلیل اینکه اغلب برادران و خواهران دوست دارند که یکدیگر را اذیت کنند، باید این اختیار را به فرزندان خودتان بدهید که احساسات خودشان را شناسایی کنند و بر روی آنها کنترل داشته باشند.

در این صورت آنها بهتر خواهند توانست که با برادران یا خواهران (و سایر افراد) ارتباط برقرار کنند و رفتار صورت گرفته با خودشان را توضیح دهند و دلیل اینکه از این رفتار خوششان نیامده است را بگویند.

در زمانیکه بچه هایتان از شما، برادران یا خواهران یا یکی از دوستانشان ناراحت هستند، به آنها کمک کنید تا احساسات خودشان را مشخص و کنترل کنند.

برای مثال، در صورتیکه بچه تان به دلیل اینکه نمی تواند برای بازی کردن به بیرون برود، از دست شما عصبانی باشد، به صورت مستقیم از او بپرسید که “چه احساسی دارید؟”

یک سری پیشنهاداتی را در مورد احساساتی که ممکن است داشته باشند، بیان کنید. برای مثال، می توانید بپرسید که “می بینم که عصبانی هستید، ولی آیا علاوه بر عصبانیت، ناراحت یا ناامید هم هستید؟”

فرزند خودتان را مطلع کنید که هر نوع احساسی عادی می باشد و احساس عصبانیت در حین مواجه شدن با یک موقعیت یا یک فرد ناامید کننده، یک مورد کاملا طبیعی است.

بیان کردن یا تایید کردن احساسات موجود در سایر افراد اولین قدم برای همدلی می باشد.

اجازه بدهید که بچه های شما به اشتراک گذاری عواطف را تمرین کنند تا بتوانند در موقعیت های نامناسبی که با برادران یا خواهرانشان دارند، از آن استفاده کنند و شرایط موجود را بهبود بخشند.

همواره بچه خودتان را تشویق کنید که از برادر یا خواهر طرف دعوایش این سوال را بپرسد که “آیا دوست داشتید که من هم این کار را در مورد شما انجام می دادم؟” در صورتیکه یک فردی متوجه شود که طرف مقابلش منجر به ایجاد احساس بدی در او می شود، در این صورت احتمال صورت گرفتن رفتار منفی از طرف این فرد کاهش خواهد یافت.

از کودکتان بپرسید که دوست دارند سایر افراد به چه نحوی با آنها رفتار کنند

4. از کودکتان بپرسید که دوست دارند سایر افراد به چه نحوی با آنها رفتار کنند.

همه بچه های خودتان را از اهمیت قاعده طلایی – با دیگران به نحوی برخورد کنید که دوست دارید با شما همان برخورد صورت بگیرد – مطلع کنید.

همراه با آنها در یک جا بنشینید و به آنها کمک کنید تا یک لیست از “مشخصات دوست” تهیه کنند. برای مثال، می توانید یک سری کلمات و ویژگی هایی را به صورت شفاهی به بچه های خودتان بگویید و از آنها بپرسید که دوست دارند دوستشان کدام یک از این موارد را داشته باشد.

لیست کلمات شما می تواند شامل مهربان بودن، مسخره کردن، بدجنس بودن، به اشتراک گذاشتن، بخشنده بودن و خودپسند بودن باشد.

بچه شما باید این نکته را درک کند که روابط دوستانه و مثبت باید شامل مهربان بودن، بخشنده بود و به اشتراک گذاشتن (وسایل) با سایر افراد باشد.

از بچه های خودتان بخواهید که این قاعده طلایی را همواره به یاد داشته باشند و در حین برخورد با یکدیگر از کلمات دوستانه استفاده کنند.

5. استفاده از روش نقش بازی کردن.

نقش بازی کردن یک روش موثری است، به خصوص در مورد بچه های کوچکی که در مورد نحوه برخورد با سایر افراد به راهنمایی نیاز دارند.

در نتیجه نقش بازی کردن بچه شما می تواند متوجه شود که چه رفتاری را باید برای خاتمه دادن به یک مورد سوء استفاده انجام دهد.

نقش بازی کردن می تواند به کودک شما کمک کند که به جای انجام دادن یک سری کارهایی برای عمیق تر کردن عداوت با برادر یا خواهرش، یک سری روش های جایگزین پیدا کند و مشکلات موجود را رفع کند.

برای یک سناریوی نقش بازی کردن، همانند اسم گذاری، بچه های خودتان را دریک  جا جمع کنید. از بچه ها بخواهید که کارشان را انجام دهند.

به آنها توضیح دهید که اولین قدم در حل کردن یک اختلاف، عبارت از به دست آوردن آرامش و کشیدن یک تنفس عمیق است.

به آنها کمک کنید تا این موضوع را درک کنند که در صورتیکه همراه با عصبانیت و پرخاشگری واکنش نشان دهند، اختلاف موجود وخیم تر خواهد شد.

آنها را  تشویق کنید که برای حل شرایط پیش آمده، از یک فرد بزرگسال کمک بگیرند.

نقش بازی کردن یک ایده مناسب و تاثیر گذاری بعد از پایان یافتن مشکلات می باشد.

بعد از آنکه اختلاف رفع شود، می توانید بچه های خودتان را جمع کنید و سناریوی نقش بازی کردن را اجرا کنید و در نهایت نقش بازی کردن را مرور کنید تا مطمئن شوید که بچه ها این فرآیند را یاد گرفته اند.

می توانید از آنها یک سری سوالات ساده ای بپرسید؛ سوالاتی همانند “دفعه بعدی که برادر یا خواهرتان شما را اذیت کند یا یک برخورد بدی با شما داشته باشد، چه کاری باید انجام دهید؟”

اجازه بدهید که کودکان مشکلات موجود را خودشان حل کنند

6. اجازه بدهید که کودکان مشکلات موجود را خودشان حل کنند.

البته این مورد طبیعی خواهد بود که به عنوان یک پدر یا مادر تمایل  داشته باشید که به منظور رفع سریع مشکل و ایجاد آرامش در خانه، هر کاری که از دستتان بر می آید را برای رفع مشکل انجام دهید.

ولی در صورتیکه به بچه های خودتان اجازه دهید تا خودشان روابطشان را مدیریت کنند و مسئول کارها و اقدامات خودشان باشند، یک نقش فعال تری در فرآیند مربوط به ایجاد و مدیریت روابطشان با برادران و خواهرانشان خواهند داشت.

حتی در صورتیکه بچه های شما با هم دعوا کنند، نباید در آن دخالت کنید (مگر در صورتیکه آنها به صورت نامناسبی با هم صحبت کنند یا خشونت فیزیکی از خودشان نشان دهند).

این سناریو در مور کودکان بزرگتری (نوجوانان و جوانانی) که دارای مهارت های حل اختلاف هستند، کاربرد بیشتری دارد چرا که بچه های کوچکتر فاقد چنین مهارت هایی هستند.

همچنین در صورتیکه به بچه های خودتان اجازه دهید تا مشکلاتشان را خودشان حل کنند، خواهید توانست که یک نقش بی طرفانه ای داشته باشید و خودتان را از اختلاف موجود دور نگه دارید.

از این رو، بعدا به دلیل طرفداری کردن از یکی از بچه ها سرزنش نخواهید شد.

صبور باشید

7. صبور باشید.

یادگیری مهارت های اجتماعی زمان بر می باشد. برخی از بچه ها در حین سالهای رشد خوشان هیچ رابطه ای با  هم برقرار نمی کنند.

ولی مطمئن باشید که آنها به جوانانی تبدیل خواهند شد که از مشارکت یکدیگر قدردانی خواهند کرد و این مشارکت ارزش زیادی برای آنها خواهد داشت.

هر کاری که از دستتان بر می آیید را برای حمایت از رابطه آنها و پیشرفت آن انجام دهید.

در صورتیکه هر کاری که می توانستید را برای ایجاد یک رابطه مناسب مابین کودکان خودتان انجام داده باشید ولی آنها همچنان رابطه خوبی با هم نداشته باشند، خودتان را سرزنش نکنید.

برخی از افراد به صورت اشتباه با سایر افراد ارتباط برقرار می کنند. حتی در صورتیکه هر دو تا از بچه های شما دارای والدین یکسانی باشند، ممکن است که شخصیت های متفاوتی داشته باشند.

در صورتیکه سطح مشکلات رفتاری موجود در مابین بچه های شما بالاتر از سطح مربوط به یک اختلاف و همچشمی معمول باشد، حتما از یک درمانگر کمک بگیرد.

مشکلات و اختلافات جدی و مداوم می توانند نشان دهنده یک سری مشکلات دیگری در یکی از بچه ها یا هر دو آنها باشند که حتما باید رفع شوند.

بعد از رفع این مشکلات بچه ها می توانند روابط بهتری با هم داشته باشند.

نویسنده: Klare Heston, LICSW

به روز رسانی شده در: 29 مارچ 2019 , ترجمه : کانون مشاوران ایران

ایجاد یک محیط خانگی مثبت برای بچه ها

در حالیکه والدین نمی توانند بر روی دستیابی بچه های خودشان به سلامتی، پیشرفت و تبدیل شدن به یک فرد مفید برای جامعه کنترل داشته باشند، ولی می توانند تاثیر مثبتی در رابطه با این موارد داشته باشند.

کارهایی که بچه های شما در دوره بزرگسالی انجام خواهند داد به خودشان بستگی دارد، ولی شما در خانه خودتان می توانید یک سری موارد مبنایی را برای آنها تامین کنند تا بتوانند از نظر فیزیکی، روانی، اجتماعی و عاطفی به یک وضعیت پایداری دست پیدا کنند و در آینده بزرگسالان مفیدی باشند.

به همین منظور شما می توانید رفتارهای مثبت را در خانه تان ترویج دهید؛ رفتارهای مثبت شامل ورزش و خواب، تقویت روابط مفید در داخل خانواده خودتان و ایجاد یک درک از ساختار و سازمان دهی می باشد.

روش یک – ترویج رفتارهای مثبت

نصیحت هایی که بیان می کنید را خودتان به صورت عملی انجام دهید

1. نصیحت هایی که بیان می کنید را خودتان به صورت عملی انجام دهید.

کودکان به صورت قابل توجهی تحت تاثیر عقاید، برخوردها و رفتارهای والدینشان قرار می گیرند. به همین دلیل، حضور شما در زندگی فرزندتان باید انعکاس دهنده مدل نقش مثبتی باشد.

جمله مشهور “گفته های من را انجام بده، نه کارهایم را” در اینجا هیچ کاربردی ندارد. در صورتیکه شما سیگار بکشید، مشروب بخورید، فحش بدهید یا پیش  داوری داشته باشید، این احتمال وجود خواهد داشت که  همین کارها توسط فرزندان خودتان هم صورت بگیرند.

به جای اینکه به آنها بگویید چه کاری انجام دهند، سعی کنید این موارد را از طریق رفتارتان نشان دهید.

نسبت به رفتارهایی که در پیش بچه هایتان انجام می دهید، مراقب باشید. در صورتیکه به آنها بگویید که نباید دروغ بگویند، باید خودتان هم هیچ وقت دروغ نگویید.

در صورتیکه از فرزندانتان بخواهید وقت کمتری را صرف  تکنولوژی ها کنند، باید استفاده خودتان از تکنولوژی را هم کاهش دهید.

سعی نکنید که پیش جوابی داشته باشید و بگویید که “ولی شما باید این کار را بکنید!” باید به بهترین نحو ممکن به حرف های خودتان عمل کنید.

بر روی سلامتی و داشتن یک وضعیت خوب تاکید کنید

2. بر روی سلامتی و داشتن یک وضعیت خوب تاکید کنید.

باید کل خانواده خودتان را تشویق کنید که دارای تغذیه و سلامتی مناسبی باشند. تا جایی که بودجه تان اجازه می دهد از میوه ها و سبزیجات تازه و یخ زده، پروتئین، حبوبات سالم و مواد غذایی کم چرب استفاده کنید.

بچه های شما باید از طریق پیاده روی کردن در اطراف خانه یا بازی کردن در پارک، به اندازه کافی ورزش کنند. همچنین باید به موقع بخوابند تا بتوانند حداقل 9 ساعت خواب داشته باشند.

همچنین شما برای سلامتی و بهزیستی خودتان هم باید پیاده روی کنید. از مصرف الکل و مواد مخدر یا سایر موادی که ناسالم هستند، اجتناب کنید. از طریق انجام دادن خود مراقبتی منظم، استرس خودتان را کنترل کنید.

باید روش های مناسب خود آرامش دهی را هم به فرزندانتان آموزش دهید. این آموزش ها باعث خواهد شد تا فرزندانتان در مراحل بعدی زندگیش رفتارهای ناسالم نداشته باشد.

به کودکتان آموزش دهید تا مواردی از قبیل رفتن به پیاده روی، دوش داغ گرفتن، تصور کرن یک مکان آرام یا گوش دادن به موسیقی آرامش بخش را به عنوان روش های خود آرامش دهی مورد استفاده قرار دهد.

عزت نفس آنها را تقویت کنید

3. عزت نفس آنها را تقویت کنید.

یک روش مناسب دیگری که با استفاده از آن می توانید محیط خانگی مناسبی برای تقویت شخصیت و بهزیستی فرزندتان ایجاد کنید، عبارت از حمایت کردن از اعتماد به نفس و عزت نفس این افراد می باشد.

کودکان دارای عزت نفس مثبت، دارای انعطاف پذیری بیشتری هستند، احساس مقبولیت دارند، و همچنین یک دیدگاه مثبتی نسبت به خودشان دارند.

از طریق فراهم کردن فرصت های مناسب برای کسب مهارت های جدید، همانند پوشیدن لباس خودشان به تنهایی یا دوچرخه سواری کردن، ویژگی “من می توانم” را در فرزندتان ایجاد کنید.

نحوه انجام دادن این کارها را به آنها آموزش دهید و اجازه دهید تا خودشان آن را انجام دهند. بعد از آن، تلاش آنها را به صورت صادقانه تحسین کنید.

همچنین از طریق تشویق این افراد برای داشتن تصویر بدنی سالم، عزت نفس آنها را افزایش دهید. مواظب باشید که حرف های شما در مورد وزن یا غذا خوردن فرزندتان، منجر به ناراحتیش نشود.

در صورتیکه در اغلب مواقع حرف های نامناسبی در مورد بدن خودتان بزنید و از وضعیت آن ناراضی باشید، باید زبان و حرف های خودتان را تغییر دهید.

همچنین باید منابع رسانه ای منفی را که اندازه ها و شکل های غیر واقعی بدن را تبلیغ می کنند، از خودتان دور کنید. حتی می توانید در خانه خودتان برخی از رسانه ها همانند اخبار را به دلیل تبلیغ کردن موارد منفی محدود کنید.

به فرزندان خودتان بگویید که همواره می توانند در رابطه با هر موضوعی با شما صحبت کنند، حتی در صورتیکه شما با آن مخالف باشید.

این کار بچه ها را تشویق خواهد کرد تا در مواقع مورد نیاز، در رابطه با موضوعات مد نظرشان با شما صحبت کنند و همچنین مشکلات خودشان را مطرح کنند.

به فرزندانتان کمک کنید تا به موارد مدنظرشان دست پیدا کنند

4. به فرزندانتان کمک کنید تا به موارد مدنظرشان دست پیدا کنند.

در صورتیکه کودکان برای یادگیری و پیشرفت مهارت هایشان از طرف والدینشان مورد حمایت قرار بگیرند، خیلی خوشحال خواهند شد. مواردی که بچه تان به آن علاقمند است را مشخص کنید و به وی کمک کنید تا به این علایقش دست پیدا کند.

علایق فرزند شما می تواند مربوط به حوزه های آکادمیکی، موسیقی، ورزشی یا جمعی از این موارد باشد.

آنها را در یک سری فعالیت های فوق برنامه ای ثبت نام کنید تا بتوانند مهارت های خودشان را تقویت کنند و در کنار کودکانی قرار بگیرند که علایق مشترکی با آنها دارند.

همچنین از طریق مشغول کردن خودتان به کارهای مورد علاقه فرزندتان و نشان دادن توجه لازم به این کارها، می توانید بیشتر به وی کمک کنید.

برای مثال، در صورتیکه فرزند شما در یک تیم مباحثه حضور داشت باشد، می توانید به وی کمک کنید که در خانه تمرین کند. در این صورت ممکن است که کل خانواده از این فرد حمایت کند.

روش دو – ایجاد ارتباطات

بر روی اهمیت روابط خانوادگی تاکید کنید

1. بر روی اهمیت روابط خانوادگی تاکید کنید.

یکی از مهمترین سرمایه گذاری هایی که می توانید بر روی کودکتان انجام دهید، عبارت از صرف کردن یک وقت مناسب در کنار او می باشد.

زمان خانوادگی یک فرصتی را برای بررسی علایق کودکان و چالش های آنها در یک محیط مناسب ایجاد می کنند.

همچنین این کار یک فرصت مناسبی را برای  افزایش ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر و تقویت ارزش های خانواده فراهم می کند.

روش های زیادی وجود دارند که شما با استفاده از آنها می توانید خانواده تان را در یک جا جمع کنید. سعی کنید که چند بار در طول هر هفته، صبحانه و شام را با هم بخورید.

یا یک سرگرمی خانوادگی ایجاد کنید؛ همانند بازی بسکتبال یا دوچرخه سواری. به کلیساها یا سایر رویدادهای اجتماعی بروید. خرید کنید.

سعی کنید که همه خانواده در رویدادهای مهم برای کودک، همانند بازی های ورزشی، تک نوازی و املاء نویسی، حضور داشته باشند.

یک وقتی را برای تنها بودن با فرزندتان در نظر بگیرید

2. یک وقتی را برای تنها بودن با فرزندتان در نظر بگیرید.

هر چند در زمان هایی که کل خانواده با هم جمع می شوند، یک سری فرصت های مفیدی ایجاد می شوند، ولی باید یک بخشی از زمان خودتان را به صورت مجزا به بچه تان اختصاص دهید.

زمانیکه کل اعضای خانواده با هم جمع باشند، به سختی خواهید توانست که به همه افراد توجه کنید.

بنابراین می توانید از روش اختصاص دادن یک بخشی از زمان مربوط به هر هفته به هر یک از بچه های خودتان، به عنوان یک استراتژی مناسب برای ایجاد یک محیط خانگی مثبت استفاده کنید.  

در صورتیکه با بچه خودتان تنها باشید، می توانید از شرایط زندگی وی و توانایی ها و علایق منحصر به فردش مطلع شوید و همچنین عشق و دلگرمی خودتان را به نحوی ارائه دهید که متناسب با شخصیت بچه تان باشد.

نحوه سپری کردن زمانی که شما به هر کودک اختصاص خواهید داد، به خود کودک بستگی دارد. برای مثال، یک کودک خجالتی شاید از تماشا کردن تلویزیون به همراه شما لذت ببرد.

همچنین کودکان اجتماعی تر از شما درخواست خواهند کرد که با هم به خرید بروید و در مورد ماجراجویی های که اخیرا با دوستانشان داشته اند، با شما صحبت خواهند کرد.

سعی کنید که یک سری فعالیت های مناسبی را انتخاب کنید که در مورد شما و کودکتان کارایی داشته باشد.

بچه های خودتان را ترغیب کنید تا احساسات خودشان را بیان کنند

3. بچه های خودتان را ترغیب کنید تا احساسات خودشان را بیان کنند.

زمان خانواده که در آن کل خانواده جمع هستند یا به صورت انفرادی در کنار یک فردی هستید،  یک فرصت مناسبی برای صحبت کردن با بچه های خودتان می باشد.

سعی کنید که با فرزندان خودتان ارتباط برقرار کنید و در مورد تجربیاتشان در مدرسه، دوستان و سایر محیط ها یک سری سوالاتی بپرسید.

صحبت کردن با کودکان خودتان به عنوان یک فرد بزرگسال می تواند سخت باشد. اجازه بدهید که آنها خودشان به شما کمک کنند.

برای شروع بحث می توانید در رابطه با مواردی که کودکتان به آنها علاقمند هستند یا در رابطه با مواردی که کودکتان قبول دارد، صحبت کنید.

برای مثال در صورتیکه دختر شما عضو یک تیم شنا باشد، می توانید همراه با او شنا کنید و از او بخواهید که یک سری نکاتی را به شما آموزش دهد.

بعد از آن می توانید از دخترتان بپرسید که “چه چیزی در رابطه با شنا بیشترین لذت را برای شما دارد و دلیل آن چیست؟”

روش دیگر برای ترغیب کردن فرزندتان برای داشتن یک بحث صریح با شما، عبارت از برگزاری منظم جلسات خانوادگی می باشد.

هر هفته یا چند هفته یک بار جلسات خانوادگی داشته باشید تا همه افراد در آن شرکت کنند و در مورد تجربیات جدیدشان یا هر نوع چالشی که با آن مواجه هستند، صحبت کنند.

بعد از آن می توانید در رابطه با هر مشکلی با هم بحث کنید. این کار به کودک شما کمک خواهد کرد تا به راحتی مشکلاتش – هم مشکلات کوچک و هم مشکلات بزرگ – را در حین قرار گرفتن در پیش شما مطرح کند.

گوش دادن فعال را تمرین کنید

4. گوش دادن فعال را تمرین کنید.

صرف نظر از اینکه چقدر سرتان شلوغ است، زمانیکه کودکتان با شما صحبت می کند، باید به حرف هایش گوش دهید.

در صورتیکه در حین صحبت کردن کودکتان مشغول یک کار دیگری هم باشید، در واقع به وی نشان خواهید داد که حرفهایش اهمیت زیادی ندارد.

برای گوش دادن نه تنها باید به کلمات گوش بدهید، بلکه همچنین باید تفکرات و احساسات موجود در پیام را هم درک کنید.

در زمانیکه فرزندتان صحبت می کند، از اصول گوش دادن فعال استفاده کنید؛ برای مثال می توانید یک ارتباط چشمی ضمنی برقرار کنید، زبان بدن باز را نشان دهید (برای مثال، می تواند دست ها و پاهای خودتان را رو هم بیاندازید) و سر خودتان را تکان دهید یا حالت های صورت مناسبی داشته باشید.

بعد از انجام دادن این کار، یک سری سوالات مناسبی بپرسید؛ به منظور پیش بردن مکالمه و همچنین به منظور اینکه نشان دهید به حرفهای بچه تان گوش می دهید، یک سری سوالاتی همانند “چه احساسی نسبت به آن دارید؟ یا “آیا نگران آن هستید؟” را بپرسید.

بخش سه – ایجاد و تقویت ساختار

سعی کنید که یک سری موارد روتینی داشته باشید که نسبتا قابل پیشبینی باشند

1. سعی کنید که یک سری موارد روتینی داشته باشید که نسبتا قابل پیشبینی باشند.

ایجاد یک محیط خانگی مثبت برای بچه تان، به پایداری و پیشبینی پذیر بودن آن بستگی دارد. کودکان به منظور احساس ایمنی و سلامتی، باید یک زمان مشخصی را برای بیدار شدن، خوابیدن، خوردن و سایر فعالیت ها داشته باشند.

داشتن برنامه های نامنظم می تواند منجر به بد اخلاق شدن و سردرگمی کودکان شود و فضای نامناسبی را در خانه ایجاد کند.

تحقیقات صورت گرفته نشان داده اند که هر چند کودکان از زمان خواب متنفر هستند، ولی داشتن زمان خواب منظم برای کنترل کردن عواطف، مبارزه با انگیزش ها و مدیریت زمان مفید است.

از طریق ایجاد یک برنامه قابل پیشبینی برای فعالیت هایی همانند بیدار شدن، خوردن صبحانه، خوردن خوراکی بعد از مدرسه، شرکت کردن در فعالیت های  فوق برنامه ای، انجام دادن تکالیف، انجام دادن وظایف و آماده شدن برای خواب، خود نظم دهی را به بچه هایتان آموزش دهید.

قوانین خانوداگی مشخصی را وضع کنید

2. قوانین خانوداگی مشخصی را وضع کنید.

محیط محدود یک جنبه ضروری دیگری در ایجاد ساختار در محیط خانه شما می باشد.

ایجاد یک مجموعه قوانین خانوادگی به منظور اجرا شدن در خانه باعث می شود که فرزندتان پارامترهای رفتار را بشناسد – چه رفتارهایی نباید انجام شوند و چه رفتارهایی قابل قبول می باشند.

این محیط یک مبنایی برای سایر محیط هایی خواهد بود که فرزندتان در آنها قرار خواهد گرفت؛ محیط هایی همانند مراقبت از فرززند، خانه های خویشاوندان یا مدرسه.

در صورتیکه همسر داشته باشید، به همراه وی یک سری قوانینی را مشخص کنید که واضح باشند و به راحتی درک شوند.

این قوانین را در جایی نصب کنید که بچه هایتان همواره بتوانند ببیند؛ می توانید آن را در تخته یادداشت بنویسید یا به کمک آهن ربا یا سنجاق آن را در یک جایی قرار دهید.

قوانین شما می توانند شامل “ندویدن در خانه”، “بالا و پایین نپریدن در روی اثاث خانه”، “دروغ نگفتن” و “دعوا نکردن با خواهر یا برادر و اذیت نکردن او” باشند.

از طریق تادیب کردن، در اجرای قوانین مصمم باشید

3. از طریق تادیب کردن، در اجرای قوانین مصمم باشید.

بعد از مشخص کردن قوانین مبنایی و مطلع کردن کودکان از آن، باید یک سری مجازاتی برای شکستن قوانین در نظر بگیرید. همچنین مجازات های تعیین شده باید برای کودکان مشخص باشند.

برای مثال در صورتیکه یکی از قوانین شما عبارت از این باشد که همه افراد بعد از بیدار شدن باید اتاق خواب خودشان را مرتب کنند، مجازات تعیین شدن می تواند عبارت از تمیز کردن کل خانه برای یک دوره مشخص یا انجام دادن یک کار مشخصی باشد.

سعی کنید که همواره این مجازات ها را انجام دهید، چرا که در صورت انجام ندادن این مجازات ها ممکن است که یک جنگ قدرتی مابین شما و بچه تان ایجاد شود.

همچنین می توانید در مشخص کردن قوانین یا مجازات ها، فرزندان خودتان را هم شرکت دهید تا قوانین و مجازات های تعیین شده از نظر آنها عادلانه باشند.

این کار باعث خواهد شد تا آنها احساس قدردانی شدن داشته باشند و احتمال رعایت شدن قوانین توسط آنها افزایش پیدا کند.

یک سری کارهایی را برای کودکانتان مشخص کنید که متناسب با سنشان باشد

4. یک سری کارهایی را برای کودکانتان مشخص کنید که متناسب با سنشان باشد.

در صورتیکه به کودکان اجازه دهید تا در کارهای خانه کمک کنند، یک شرایط مناسبی برای آنها ایجاد خواهد شد.

در نتیجه فرزندانتان یک روحیه کاری قوی خواهند داشت، یک نقش مثبتی را در ایجاد محیط خانوادگی ایفا خواهند کرد و همچنین ارزش تمیزی و نظم را درک خواهند کرد.

می توانید یک جدول مربوط به وظایف تهیه کنید و آن را در آشپزخانه یا یک مکان عمومی دیگری بزنید؛ در این جدول باید مسئولیت های کودکان به صورت مشخصی بیان شوند.

نویسنده: Paul Chernyak, LPC

به روز رسانی شده در: 6 سپتامبر 2019 , ترجمه : کانون مشاوران ایران

خودکنترلی

خودکنترلی یک نوع توانایی های تفکر محسوب می شود .

که  کمک خواهد کرد که بچه ها آموزش ببینند.

احساسات در خودکنترلی

احساسات و برخوردهای شان را در رابطه با یک تصمیم گیری ایده آل به کنترل کردن بپردازند.

به علاوه به کم شدن اعمال های تکانشی و مبارزه کردن به صورت موثر با ناامید شدن کمک خواهد کرد.

به طور مثال یک کودک امکان دارد هنگام روبرو شدن با مسئله های دشوار در آزمون کنترل خود را از دست بدهد.

مدیریت اضطراب

در عوض اینکه بدون تفکر کردن  جواب بدهد می تواند به موقع اضطراب خود را مدیریت کند .

و هنگامی که به آرامش رسید شروع به تفکر کردن در رابطه با برطرف کردن این مسئله بپردازد.

خودکنترلی یک جزء حیاتی برای برخوردار شدن از رفاه اجتماعی کودک محسوب می شود .

عامل ایجاد کننده خودکنترلی

که عامل ایجاد کننده  :

  •   تصمیم گرفتن به طور صحیح .
  • مدیریت کردن احساسات.
  • سرخوردگی ها.
  • واکنش های خود را ایجاد می کنند.

این توانایی فکری از گرفته شدن تصمیمات و اقدامات نامطلوب در مواجه شدن با شرایط ها پیشگیری خواهد کرد.

توانایی خودکنترلی نوجوانان

کودکان و همین‌طور نوجوانان هایی که از توانایی خود کنترلی خوبی برخوردار می باشند می توانند:

  • در رابطه با نکته های مثبت و منفی خود به آگاهی برسند.
  • بدون این که در برابر انتقادات حالت دفاعی و عصبی را به خود بگیرند آنها را قبول می کنند.
  • حس ناکام بودن و ناامیدی در خود را مدیریت می‌کنند.
  • بدون اینکه احساس خشم و توقف شدن کار به آنها دست دهد ادامه خواهند داد.
  • این را درک خواهند کرد که برای آغاز کردن یک بازی باید به نوبت گرفتن بپردازند.
  • احتیاط ضروری برای عبور کردن از خیابان یا استفاده کردند .خودکنترلی
  • به طور صحیح از چاقو را آموزش می بینند.
  • پیش از اینکه به یک گروه اجتماعی بپیوندند  .
  • زمان کافی را صرف مطالعه کردن و شناختن آن گروه خواهند کرد.

ادامه مطلب

اذیت کردن کودک

فیلم و فایل صوتی آموزشی روانشناسی رایگان و مشاوره

برای پخش فایل مرورگر خود را آپدیت کنید یا از اینجا فایل را دانلود نمایید.
پسرم اذیت می کند:قطعاً شما به عنوان یک پدر و مادر این وظیفه را دارید.

که مسئول تربیت کردن فرزند خود را به عهده بگیرید .

علل اذیت کردن کودک

بعضی اوقات اینگونه مسولیت ها همه زندگی شما را در بر خواهد گرفت.

به خصوص اگر پای انضباط در میان قرار گیرد .اذیت کردن کودک

در مقابل این انتظار را دارید که به صحبت های شما گوش دهند .

و این روزها بیشتر والدین از حرف گوش کردن فرزندان خود نگران هستند.

در ادامه  دلیل های اینگونه برخورد کودک را ارزیابی می کنیم .

برخورد با اذیت کردن کودک 

ولی بیش از این که به آن بپردازیم به جملات زیر  توجه کنید.

آیا تا به امروز این گونه عبارت ها را  به کار برده اید:

  • –  چند بار باید این را به تو بگویم؟
  • –  لطفاً به حرف من گوش کن
  • –  گوش نمی دهی من چه می گویم؟
  • –  شنیدی چه چیزی گفتم؟

این امر که به بچه ها یاد بدهیم که به صحبت‌های ما گوش دهند کار سختی به نظر خواهد رسید .

مانند یک مقابله دشوار و بدون پایان می ماند .اذیت کردن کودک

 

دلیل های گوش نکردن بچه ها

ولی به عقیده روانشناسان،کودکان علتهایی دارند که به صحبت‌های والدین خود گوش نمی دهند.

که علت های آن شامل موارد زیر می باشد:

و از مهمترین دلیل های گوش نکردن بچه ها به صحبت والدین می باشد.

  • – شما سرمشق خوبی به شمار نیامدید.

شما باید سرمشق خوبی در رابطه با گوش کردن  بیایید .

  • برای او نشان دهید که شنونده خوبی محسوب می شوید.
  • مهم  نمی باشد که او در چه سنی قرار دارد .
  • باید مشاهده کنند که شما هنگام صحبت کردن با اطرافیان به چه صورت برخورد خواهید کرد .
  • و به چه صورت به اطرافیان خود گوش می دهید. 

ادامه مطلب

والدین و بازی های کودکان

پیشنهاد هایی برای والدین درباره ی بازی های کودکان

 

  1. بازی کودکان را مورد اهمیت قرار دهیم برای اینکه زندگی آنها در بازی شکل می‌گیرد.
  2. سعی کنیم تا بازی های کودکان با فرهنگ و ارزشهای خانواده یکسان باشد.
  3. با دقت کردن در فکر های خلاق در کودکان در حال بازی می توانیم با طرز شخصیت آنها بیشتر آشنا شویم.
  4. در بازی کردن کودکان هیچ وقت خالی نکنیم، ولی راهنمای خوبی برای آنها باشیم.
  5. با کودکان خود همبازی شویم و راه دوستی را برای آنها باز کنیم و راه های مخفی کاری های دوران جوانی را ببندیم.
  6. کاری کنیم که بازی به صورت تجربه دارای لذت در فکر کودک باقی بماند.
  7. از امر و نهی کردن برای متوقف بازی دوری کنیم.
  8. با توجه به روحیه کنجکاوی کودک به صورت را مورد راهنمایی قرار دهیم که به فکر مثبت و خلاقیت خود دست پیدا کنند.
  9. مواظب باشیم که فضای بازی سبب صدمه جسمی و فکری نشود.
  10. در انتخاب کردن نوع بازی به سن و جنس و مهارتهای فرزندانمان توجه کنیم.
  11. نوع و زمان بازی فرزندانمان را مدیریت کنیم که از فشارهای کودکمان به وجود بیاوریم.
  12. در موقع بازی از محدودیت کودک دوری کنیم.
  13. وسیله بازی را با توجه به سن و رشد جسمی کودک تهیه کنیم.
  14. آداب اجتماعی و طرز برخورد با دیگران را در هنگام همبازی شدن با کودک خود می توانیم به صورت غیر مستقیم به آنها یاد دهیم.
  15.  کودکان لازم می‌باشد به مجموعه‌ای از بازی های جسمی اجتماعی بپردازند. وقتی که کودکان فقط یکی از

بازی‌ها را انجام بدهند از رشد کردن اجتماعی و عاطفی عقب می‌مانند

و احتمال آشکار شدن عصبانیت و خشمگین شدن در آنها بیشتر می‌شود.

 

منبع: کودک و نوجوان


مقالات مرتبط: 

http://moshaver.kanonm.ir/%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86/

 

http://moshaver.kanonm.ir/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%84%D9%88%D8%B3/

موثر بودن هوش و بازی کودکان

موثر بودن هوش و بازی کودکان:هوش توانایی طرز بازی و نوع آن انتخاب کردن اسباب بازی و طرز استفاده از آن موثر می باشد.

طریقه رفتار کودکان باهوش و کم هوش با بازی و اسباب بازی

در اینجابه طریقه رفتار کودکان باهوش و کودکان کم هوش با بازی و اسباب بازی توضیح داده می شود.

کودکانی که با هوشمی باشند تلاش می کنند وسایل و اسباب بازی های را مورد انتخاب قرار دهند

که توانایی ابتکار را به آنها بدهد و قوای ذهنی آنها را به کار اندازد.

کودکان باهوش تر  زمان کمتری را به بازی با یکدیگر مشغول می شود ، به دلیل این که تنهایی را دوست دارند

و از آن لذت می‌برند. کودکانی که با هوش می باشد در سن‌های بالاتر به بازی‌هایی که به فعالیت‌های ذهنی و

جسمی مربوط می شوند می‌پردازند. به طور مثال جمع کردن اشیا های مورد نظر برای آن ها جذاب می باشد.

رفتار کودکان تیزهوش در بازی کردن 

کودکان تیز هوش به خاطرمهارت های بیشتر، به بازی های انفرادی بیشتر تمایل دارند

و معمولاً انرژی بدنی را مورد استفاده قرارنمی دهند. به نظر می رسد که کودکان تیز هوش و عقب مانده

به بازی های انفرادی تمایل دارند برای اینکه کودکان تیز هوش ، به خاطر مهارت های زیاد و کودکان 

کم هوش  به علت توانایی که معمولاً در جمع مورد پذیرش قرار نمی‌گیرند. اگر یک ماشین اسباب بازی

را در اختیار کودک عقب مانده بگذاریم امکان داردآن را به اطراف بکوبد  و آن پخش شود،

اما کودک تیزهوش تلاش می کنند با آن بازی های دارای مرزانجام دهد و حتی امکان دارد

به جستجوی کنجکاوانه ماشین اسباب بازی رجوع کنند و آن را باز کنند تا از محتویات درون آن اطلاعات کسب کنند.

منبع: کودک و نوجوان


مقالات مرتبط:

http://moshaver.kanonm.ir/%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%88-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9/

http://moshaver.kanonm.ir/%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86/

عوامل تاثیرگذار بر بازی کودکان

 

عوامل تاثیرگذار بر بازی کودکان که از جمله آن می‌توان به سن کودک،  جنس و بهره هوشی

و موقعیت کودک اشاره کرد.

 

عوامل تاثیرگذار بر بازی کودکان چه می باشد؟

هر کدام از عوامل ذکر شده به تنهایی و در آخر درد ارتباط با دیگران درمجموعه یکپارچه

راه رشد درست کودک قرار گرفتند و می توان با قدرت از موثر بودن بسیار آن در رشد و

همه جانبه کودک صحبت کرد.

موثر بودن سن و نوع بازی کودکان

کودک در هر سنی بازی مخصوصی را می پسندد. به طور مثال در همان روزهای اول تولد به لگد زدن و

حرکت دادن دست ها همایون تمایل دارد. از اینکه در حنجره و دهان خود صدا بیرون بیاورد و لبها را به

حرکت درآورد از این کار لذت می‌برد. کمی که بزرگتر می شوند و دیگران با او شروع به بازی می‌کنند به

طور مثال صورت خود را با دستهای کوچک پنهان می کنند و سپس آنها را بر می دارند و به این بازی

می گویند “دالی” این روش سبب شادی و لذت کودک می‌شود.

سرمشق بازی کودکان در سالهای آغاز کودکی علامت عوض شدن رشدی آنها می باشد. کودک خردسال

به بازی انفرادی علاقه دارد که بعداً با بازی موازی دنبال می شود بدین معنی دو کودک در کنار هم هستند

نه اینکه با هم بازی کنند. آنها امکان دارد از یک وسیله استفاده کنند و نیز به طور مستقل از یکدیگر و بدون

داشتن ارتباط به بازی مشغول می شوند.

کودکان ۳ تا ۴ ساله به بازی های ارتباطی مشغول می شوند. بدین معنی که آنها با کودکان دیگر بازی

می کنند و وسایل خود را به اندازه مشخص به دیگران می دهند و با آنها مشارکت می کنند اما در عین حال

توانایی فدا کردن علاقه های خود را در گروه  و به اصطلاح تابع گروه شوند را ندارند. از ۴ تا ۶ سالگی که

کودک بیشتر و بیشتر به بازی های مشارکتی روی می‌آورد یعنی در محیط های گروهی که هدف یکسانی

دارند به بازی گروهی می‌پردازند.

تفاوت ساختاری سه بازی در جریان رشد :

1.بازی های که دارای تمرین می باشد

از آغاز تولد تا دو سالگی بازی وسیله ای برای لذت از حواس کودک می باشد به خاطر اینکه کودک لمس

کشیدن گوش دادن حرکت اعضای بدن و کیفیت متفاوت اشیا را از روشهای به کار بردن حواس خود پی

‌می برد و این امر موجب لذت می شود. کودک با استفاده از حواس خود، از الگو گرفتن هم اتر می‌رود و به

تکرار روی می‌آورد و حرکات از شکل ابتدایی به توانایی می‌رسد. این حرکاتی که دارای الگو می باشد

مقدمه ای هستند تا کودک بتوانند کارهای دشوار تری دست بزنند.

2.بازی های نمادین(2تا5 سالگی)

در این مرحله از بازی که از ۲ سالگی تا ۵ سالگی ادامه پیدا می‌کنند عنصر های جدیدی داخل بازی کودک

می شود. حقیقت ها عوض میشوند. اشیا هایی که وجود ندارند به اشیا های دیگر نمایش میدهند. از تکه

چوبی است و با گذاشتن چند بالش در کنار هم خانه یا باغچه درست می کنند. کودک در این مرحله به

تمرین تجربه های زندگی روی می آورد و آنها را به اشکال متفاوت آزمایش می‌کنند.

3.بازی های باقاعده(7تا 11سالگی)

در این مرحله آثار بازی برای تمام عمر باقی می‌ماند و همزمان با رشد کودک و گذر زمان، به طوری کاملتر

صورت می‌گیرد. قواعد بازی های باقاعده معمولاً از بزرگترها به کوچکتر ها یا نسل به نسل دیگر انتقال

می یابد. بازی های دارای قاعده رقابت موجود میباشد و هر بازی قراردادهای دارا می باشد که نمادی

می باشد و یا قراردادی که ممکن است همیشگی یا در طبقه توافق کردن موقت خودرو بازیکنان باشد.

جنسیت یکی از عوامل تاثیرگذار در بازی می باشد و از این رو می‌توان مطرح کرد که بازی پسرها با دخترها

متفاوت می باشد در

فرق بین بازی دختران و پسران بیشتر این عوامل عبارتند از:

1.بهترین و ن کودک مربوط می‌شود. برخی از دختران به طور ذاتی به بعضی از بازیهای علاقه دارند و برخی

از پسرها هم به بازی‌های دیگر.

  1. طبقه های والدین و جوامع از دختر و پسر نیز به تدریج آنها را به طرف تفاوت بین بازی های دخترانه و

پسرانه گرایش می دهد. بازی هایی که پسران انتخاب می‌کنند و آن را دوست دارند عبارتند از:

مصرف ابزارها،  تیراندازی کردن ،  بازی با بادبادک،  دوچرخه،  فوتبال و در ایران می باشد. بازی هایی که

دختران به آن علاقه مندند شامل:  عروسک بازی، پذیرایی، بافندگی ،فروشندگی و غیره.

و همینطور بازی های موجود می باشد که هر دو جنس آن را دوست دارند.

پسران بازی های همراه با فعالیت و دارای تحرک که الزام به مصرف انرژی و نیروی بدنی، مسابقه و رقابت

می باشد و نوحه های دیگر بازی ترجیح می دهند در صورتی که دختران معمولاً به بازی های ساکن تر و

احتیاط حرکت کمتر و آرامش علاقه مند هستند.

در دوره های کودکی به این بازی دختران و پسران فرق چندانی دیده نمی شود اما به محض اینکه  وارد

دبستان به شوند تفاوتهای آنها بروز می دهند و ارزش هایی که جامعه برای هر دو جنس قائل می شود خود

را در بازی ها نشان می‌دهد.  حدود ۷ یا ۸ سالگی فرقه‌ای جنسی آنها بروز می‌دهند. پسران بیشتر مایل

هستند با همدیگر بازی کنند و این امر در دختران هم دیده میشود. ای پسران در عوض بازی با دختران آنها

را اذیت می کنند و مورد تمسخر قرار میدهند. اگر پسری با جمعی از دختران بازی کنند دیگر پسران را

مسخره خواهند کرد.

منبع: کودک و نوجوان


مقالات مرتبط:

http://moshaver.kanonm.ir/لجبازی-کودکان/

 

http://moshaver.kanonm.ir/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%84%D9%88%D8%B3/

 

 

موثر بودن بازی در میزان هوش و رشد کودک

 

موثر بودن بازی در میزان  هوش و رشد کودک:حضور داشتن مداوم کودک عوامل متعدد و ثابت محیطی

مورد استفاده قرار دادن فعالیت های دارای هدف،  توانایی های شناختی،  اجتماعی کیفیت مناسب روز خواهد کرد.

 

معیار های موثر بودن بازی در رشد کودک

پیاژه روانشناس معروف برای شناسایی بازی از کار پنج معیار را برای بازی معرفی می کنند:

1.بازی دارای هدف در مورد می باشد.

  1. بازی اختیاری میباشد نه اجباری.
  2. بازی دارای لذت و خوشایند می باشد.
  3. بازی ترتیب برنامه خاصی ندارد.
  4. بازی از لحاظ کشمکش و پرخاشگری آزاد می باشد.

در هر صورت همان بازی می باشد یا بازی کار محسوب می شود به حداکثری از عوامل می‌پردازیم

مهم بودن  و ضروری بودن بازی برای کودکان

پر اهمیت ترین مشغله کودک در زندگی بازی می باشد. کودک در جریان بازی و در یک وقتی پرورش

فکری و عاطفی و اجتماعی می‌یابد و آن چیزی که از راه بازی کردن می‌کنند به طور مثبت به دست

می آورد. زیرا اساس آن تجربه می باشد. این تجربه می باشد که از راه عضلات و حواس کودک به وجود

می آیند. بازی یکی از پر اهمیت ترین مسئله تربیتی می‌باشد که بسیار مورد توجه روانشناسان و علمای

تعلیم و تربیت قرار گرفته است. تحقیقات نشان می دهد که بازی در رشد بدنی و ذهنی کودک موثر

می باشد. بدن تنها وسیله ای می باشد که کودک به وسیله آن توانایی ن خارج از حواس های متعدد را درک

کنند. هر آنچه کودک شما از بازی کردن می‌کنند به طور مثبت می‌باشد از نگرانی وجود ندارد. بازی وسیله

معمولی کودک برای بازگو کردن و اظهار خود می باشد. آلفرد روانشناس معروف می‌گویند «هرگز نباید به

بازی ها مسئله ای برای وقت هدر کردن نگاه کرد.» بازی کردن برای کودک برابر است با گفت و گو کردن

برای یک بزرگسال. بازی و اسباب‌بازی کودک به حساب می آیند. بازی شیر معمولی شرکت کودکان

در کارهای می باشد که در نهایت موجب کسب توانایی ورزیدگی برای روبرو شدن با مشکلات زندگی

می باشد. کودکان از روش بازی احساسات ناکامی‌ها و استرس های خود را بازگو می کنند. همه کودکان

فارغ از رنگ پوست و مو یا متعلق به نژاد و قوم مخصوصی در هر کجای دنیا که زندگی می کنند بازی

می کنند فعالیت بازی در حقیقت و کودک برای کنار آوردند با محیط است که از این روش خود را پیدا

می کنند و دنیا را درک می کنند.

درباره مهم بودن بازی به صورت خلاصه می‌شود گفت روش بازی می‌تواند مقررات را به کودک یاد داد و

ناهنجاری‌های او را برطرف کردن. نابسامانی‌های او را میشود اصلاح کرد و روش عقل و قبول کردن انضباط

را آموزش داد.

منبع: کودک و نوجوان


مقالات مرتبط: 

http://moshaver.kanonm.ir/%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C/

 

http://moshaver.kanonm.ir/%D9%84%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86/

بیش فعالی

بیش فعالی کودک : اکثر کودکان در اطراف ما وجود دارند که دارای بیش فعالی می باشند، دلیل پیش فعالی عوامل متعددی دارد و پدر و مادری که بیش فعالی را در فرزند خود تشخیص می دهند ، برای درمان او هر چه زودتر باید اقدام کنند.

فیلم و فایل صوتی آموزشی روانشناسی رایگان و مشاوره


برای پخش فایل مرورگر خود را آپدیت کنید یا از اینجا فایل را دانلود نمایید.
 

تعریف بیش فعالی 

  • دلیل پیش فعالی چه می باشد؟
  • با کودک پیش فعال چه کار کنم؟
  • به چه صورت درمان می شوند؟
  • چه دارویی برای پیش فعالی فایده دارد؟
  • داروی پیش فعالی دارای چه عوارضی می باشد؟

پسر من از وقتی که به دنیا آمده خیلی پر جنب و جوش و شیطان بود. به طور دائم همه اطرافیان به من تذکر می دانند که او دارای بیش فعالی می باشد . ولی پدر او می گفت این چه حرفی؟

بچه باید شیطنت کند.

همه وسایل را بهم می ریخت و یک جا نمی نشست که به خاطر کارهای او من دچار دیسک کمر شدم. دائما می دوید و همه وسایل را پرتاب می کرد.

اگر از او درخواست می کردی بنشیند و شروع به نقاشی کردن بکند و آرام باشد فقط یک دقیقه می نشیند.

به هیچ عنوان ممکن نبود جایی بند شود.

من هر بار برای پدرش توضیح می دادم که فرزندمان را پیش دکتر ببریم ، مفید نبود تا اینکه به مدرسه رفت.

هنوز به یک ماه نرسید که مدرسه ما را خواستن و توضیح دادند که امکان دارد این بچه بیش فعال باشد.

علامت آن هم این است که به هیچ عنوان روی صندلی قرار ندارد. بچه های دیگر را اذیت می کرد. برای انجام کاری تمرکز نداشت. وسایل خود را گم می کرد.

در آخر با اجبار کردن مدیر ما او را پیش دکتر بردیم و دکتر بیش فعالی را تشخیص داد.

برای او ریتالین نوشت. الان خیلی بهتر شده و کارهای خود را به نحو احسنت انجام می دهد.

  • آیا ریتالین در مغز تاثیر می گذارد؟
  • برای فرزند من خوردن آن عادت نمی شود؟
  • آیا فقط با بازی ها و راه هایی که مشاور توضیح می دهد می شود او را کنترل کرد؟
  • آیا دارو درمانی ضرورت دارد؟
  • امکان دارد ریتالین موجب افسردگی شود؟

راه های یاد دادن به دانش آموزان بیش فعال

موثرترین راه برای یاد دادن به دانش آموزان بیش فعال کنترل کردن زمان بندی کوتاه و یا ساعت گذاشتن برای فکر کردن روی مطلب واحد می باشد که فکر خود را بتواند در زمان کوتاه کنترل کند.

بیش فعالی چیست؟

بیش فعالی یک نوع اختلال تمرکز و عدم توجه می باشد، که موجب می شود کودک فعالیت های خود را نتواند به صورت مداوم و پیگیر انجام دهد و از کارهای تحصیلی خود عقب می ماند.

تشخیص اختلال عدم توجه

اختلال عدم توجه و یا بیش فعالی باید هر چه سریع تر پیشگیری شود.

این اختلال تا سن 13 سالگی محو می شود ولی با کنترل کردن آن باعث می شود از افت تحصیلی و صدمه دیدن کودک می توان جلوگیری کرد.

کودکان بیش فعال را چگونه می شود مهار کرد؟

برای کنترل کردن کودک بیش فعال باید در قدم اول به صحبت های روانپزشک یا روانشناس او دقت کنیم.

اگر احتیاج به دارو درمانی دارد از خوردن دارو نباید جلوگیری کرد زیرا هیچ کمکی به فرزند نمی کند بلکه بیماری او شدت پیدا می کند.

معالجه کردن بیش فعالی کودک با نوروفیدبک

نوروفیدبک یک نوع یادگیری می باشد ، که مغز آموزش می بیند که چگونه به تنظیم خود بپردازد و ناقص بودن فعالیت خود را رفع کند. برای کامل شدن هر دوره درمان با نوروفیدبک اهمیت دارد.

این معالجه 20 جلسه تقریبا با وصل الکترودها به مغز صورت می گیرد.

دلیل بیش فعالی کودک

دلیل بیش فعالی امری مشکل و پیچیده می باشد ولی برخی دلیل پیش فعالی را ژنتیکی می دانند.

بیشتر افرادی که دارای پیش فعالی هستند در پدرهای آنها سابقه شبیهی دیده شده است.

در مجموع پسران 2 تا 4 برابر بیشتر از دختران بیش فعال می باشند.

رژیم غذایی مطلوب برای کودکان بیش فعال

کودکان بیش فعال از لحاظ تغذیه باید از خوردن غذاهایی که باعث افزایش فعالیت آنها می شود

مثل انواع ادویه ها مخصوصا فلفل جلوگیری کنند.

فست فود ، کالباس و غذاهای دارای کافئین برای کودکان ضرر دارد و خواب و آرام بودن آنها دچار اختلال می کند.

رفتار درست و مطلوب با کودکان پیش فعال

خانواده هایی که کودک بیش فعال دارند به خاطر اینکه دارای فعالیت زیاد می باشند دچار مشکلات عصبی می شوند. به همین خاطر برای رفتار مطلوب و آرام بودن باید تحت نظر مشاور باشند.

علائم کودک بیش فعالی چیست؟
1-بی حد و حصر بودن و نمی تواند یکجا بشیند.
2-عدم توانایی نشستن برای فعالیتهای آرام مانند غذا خوردن و خواندن کتاب برای آنها.
3-بیش از حد حرف زدن و سروصدا کردن
4-دویدن با اسباب بازی یا شکستن آن ها یا دائما در حال حرکت است.
ادامه در سایت کانون مشاوران ایران

چه عواملی باعث بروز بیش فعالی کودک می شود؟

یکی از علل اصلی بیش فعالی ADHD، یک مشکل شایع است که نتایج حاصل ساهتار خاص مغزی است. 
یا ممکن است مسائل مربوط به تیروئید، کمبود خواب، اضطراب و پریشانی ذهنی مرتبط با مواردی مانند سوءاستفاده، همه می تواند منجر به 
بیش فعالی شود. شروع بلوغ می تواند یک عامل دیگر در ایجاد بیش فعالی بچه ها باشد.

رفتار بیش فعالی چیست؟

رفتار بیش فعالی معمولاً به فعالیت مداوم، پریشان، تحریک پذیری، عدم توانایی در تمرکز، پرخاشگری و رفتارهای مشابه اشاره دارد. 
رفتارهای معمولی ممکن است شامل موارد زیر باشد: حرکت مداوم سرگردان و زیاد حرف زدن و غیره

منبع: کودک و نوجوان


مقالات مرتبط:

نظریه دلبستگی

در روان شناسی رشد، نظریه رشد عبارت از نظریه ای می باشد که بیان می دارد انسان ها موجوداتی هستند که به ایجاد یک رابطه…
بیشتر بخوانید

اذیت کردن کودک

پسرم اذیت می کند:قطعاً شما به عنوان یک پدر و مادر این وظیفه را دارید. که مسئول تربیت کردن فرزند خود را به عهده بگیرید…
بیشتر بخوانید

بیش فعالی

بیش فعالی کودک : اکثر کودکان در اطراف ما وجود دارند که دارای بیش فعالی می باشند، دلیل پیش فعالی عوامل متعددی دارد و پدر…
بیشتر بخوانید