خواب سالمندان | ۱۳ نکات خواب برای افراد مسن

 خواب سالمندان امر مهمی می باشد و مطالعه این مقاله به درمان بی خوابی افراد سالمند کمک می کند. اگر همیشه خواب آلود هستید یا خواب کافی در شب برایتان سخت است، ممکن است زمان مراجعه به پزشک فرا رسیده باشد. بیدار شدن هر روز با احساس خستگی نشانه آن است که به خوابی که نیاز دارید نمی رسید.

ساعت خواب سالمندان

افراد مسن تقریباً به ۷ تا ۹ ساعت خواب در شب نیاز دارند. اما، افراد مسن زودتر از زمان جوانی زودتر به خواب می روند و زودتر از خواب بیدار می شوند.

دلایل زیادی وجود دارد که چرا افراد مسن ممکن است به اندازه کافی در شب نخوابند. احساس بیماری یا درد می تواند خواب را سخت کند. برخی از داروها می توانند شما را بیدار نگه دارند. مهم نیست دلیلش چیست، اگر شب راحت نخوابید، روز بعد ممکن است:

  • تحریک پذیر باشید.
  • مشکلات حافظه داشته یا فراموشکار باشید.
  • احساس افسردگی کنید.
  • حادثه ای مانند تصادف را تجربه کنید.

نکات خواب برای افراد مسن |درمان بی خوابی شبانه سالمندان

بالا رفتن سن به این معنی نیست که همیشه باید خسته باشید. شما می توانید کارهای زیادی انجام دهید تا به خوابی راحت کمک کنید. در ادامه چند راه برای خواب بهتر ذکر شده است که به شما کمک می کند از خستگی بیش از اندازه جلوگیری کنید:

  • یک برنامه خواب منظم داشته باشید. هر روز در ساعت معینی بخوابید و بیدار شوید، حتی آخر هفته ها یا زمانی که در سفر هستید.
  • در صورت امکان از چرت زدن در اواخر بعد از ظهر یا عصر خودداری کنید. چرت زدن ممکن است شما را در شب بیدار نگه دارد.
  • یک روال برای قبل از خواب ایجاد کنید. هر شب قبل از خواب زمانی را برای استراحت اختصاص دهید. برخی از افراد کتاب می خوانند، به موسیقی آرامش بخش گوش می دهند یا دوش با آب گرم می گیرند.
  • سعی کنید در اتاق خواب تلویزیون تماشا نکنید یا از رایانه، تلفن همراه و تبلت خود استفاده نکنید. نور این دستگاه ها ممکن است به خواب رفتن شما را سخت کند.
  • تماشا فیلم های استرس زا، مانند فیلم های ترسناک، ممکن است شما را بیدار نگه دارند.
  • اتاق خواب خود را در دمای راحت، نه خیلی گرم و نه خیلی سرد و تا حد امکان ساکت نگه دارید.
  • هنگام آماده شدن برای خواب از نور کم استفاده کنید .
  • هر روز در زمان های مشخصی ورزش کنید اما نه ۳ ساعت پیش از زمان خواب.
  • از خوردن وعده های غذایی حجیم نزدیک به زمان خواب خودداری کنید.
  • در اواخر روز ازمصرف کافئین خودداری کنید. کافئین (که در قهوه، چای، نوشابه و شکلات وجود دارد) می تواند شما را بیدار نگه دارد.
  • به یاد داشته باشید که مصرف الکل به خواب شما کمک نمی کند و حتی مقادیر کم آن خواب ماندن را سخت تر می کند.

اختلالات خواب در سالمندان

اختلالات حرکتی و خواب سالمندان

سندرم پای بیقرار، اختلال حرکتی دوره ای اندام و اختلال رفتاری حرکت سریع چشم در افراد مسن شایع است. این اختلالات حرکتی می توانند خواب مورد نیاز را از شما سلب کنند.

افراد مبتلا به سندرم پای بی قرار یا RLS احساس می کنند که در یک یا هر دو پا احساس گزگز، خزیدن یا سوزن سوزن شدن دارند. این احساس در شب بدتر می شود.

اختلال حرکتی دوره‌ای اندام ( PLMD ) باعث می‌شود افراد در طول خواب هر ۲۰ تا ۴۰ ثانیه تکان بخورند دارو، حمام آب گرم، ورزش و تمرینات تمدد اعصاب می تواند به این افراد کمک کننده باشد اما باید حتما از دکتر متخصص کمک بگیرند.

حرکت سریع چشم یا اختلال رفتار خواب (REM) یکی دیگر از شرایطی است که ممکن است خواب راحت شبانه را دشوارتر کند. در طول خواب معمولی، عضلات نمی توانند حرکت کنند، بنابراین بدن شما ثابت می ماند. اما، اگر اختلال رفتاری در خواب دارید، عضلات شما می توانند حرکت کنند و خواب شما مختل می شود.

بیماری آلزایمر و خواب سالمندان|علت بی خوابی در سنین بالا

بیماری آلزایمر اغلب عادات خواب فرد را تغییر می دهد. برخی از افراد مبتلا به آلزایمر بیش از حد می خوابند، دیگران به اندازه کافی نمی خوابند و برخی افراد در طول شب بارها از خواب بیدار می شوند.

فرد مبتلا به آلزایمر تنها کسی نیست که خوابش را از دست می دهد. مراقبان آن ها نیز ممکن است بی‌خوابی را تجربه کنند که باعث می‌شود خسته شود.

اگر از فردی مبتلا به آلزایمر مراقبت می کنید، حتما موارد زیر را برای خواب سالمندان رعایت کنید:

  • در قفسه های دارویی را قفل کنید.
  • راه ها تردد را برای شب امن کنید.
  • سعی کنید یک مکان امن و آرام برای خواب ایجاد کنید.
  • مطمئن شوید که در هر طبقه از خانه خود هشدار دهنده دود دارید.
  • قبل از رفتن به رختخواب، تمام پنجره ها و درهایی را که به بیرون راه دارند قفل کنید.
  • تلفنی با شماره تلفن های اضطراری کنار تخت خود نگه دارید.
  • یک لامپ در دسترس داشته باشید که به راحتی روشن شود.
  • در صورت بیدار شدن از خواب به دلیل تشنگی، یک لیوان آب کنار تخت قرار دهید.
نکاتی برای کمک به خوابیدن
  • می توانید به آرامی تا ۱۰۰ بشمارید.
  • برخی افراد متوجه می شوند که انجام بازی های فکری باعث خواب آلودگی آن ها می شود.
  • برخی افراد متوجه می شوند که آرام کردن بدن آن ها را به خواب می برد.
  • یکی از راه های انجام این کار این است که تصور کنید انگشتان پا خود را شل کرده و سپس این کار را با پاها و سپس مچ پاها انجام دهید.
  • از اتاق خواب خود فقط برای خواب استفاده کنید. پس از خاموش کردن چراغ، حدود ۲۰ دقیقه به خود فرصت دهید تا بخوابید.
  • گر هنوز بیدار بوده و خواب آلود نیستید، از رختخواب بلند شوید سپس وقتی احساس خواب آلودگی کردید به رختخواب برگردید.
  • اگر بیش از ۲ یا ۳ هفته احساس خستگی می کنید و نمی توانید فعالیت های خود را انجام دهید، ممکن است مشکل خواب داشته باشید، بنابراین با پزشک خود در مورد تغییراتی که می توانید برای داشتن خواب بهتر در شب ایجاد کنید، صحبت کنید.

منبع : خواب سالمندان | ۱۳ نکات خواب برای افراد مسن

اختلال احتکار | درمان وسواس احتکار در بزرگسالان و کودکان

اختلال احتکار (Hoarding Disorder) منجر به انباشت بیش از حد وسایل می شود که اغلب باعث ایجاد فضای زندگی شلخته، غیرقابل مدیریت یا ناسالم می شود.

بسیاری از ما مستعد این اختلال هستیم به ویژه هنگام نگه داری یادگاری های نوستالژیک، یا چیزهایی که مطمئن هستیم روزی مفید خواهند بود.

اما اگر اختلال احتکار دارید، ممکن است خانه شما آنقدر مملو از وسایل باشد که برخی از فضاهای زندگی غیرقابل استفاده شود. در موارد شدید، اقلام از کف خانه تا سقف انباشته می شوند و این امر حرکت در اتاق ها، تهیه غذا، رفتن به رختخواب یا استفاده از حمام را دشوار می کند.

علاوه بر ایجاد شرایط سخت و خطرناک زندگی، این نیاز بیش از حد به جمع آوری دارایی می تواند تأثیر بدی بر سلامت، روابط و توانایی شما برای عملکرد در زندگی روزمره داشته باشد. ممکن است از نیاز خود به خرید اقلام شرمنده، از نحوه زندگی خود خجالت بکشید و نتوانید دیگران را به خانه خود دعوت کنید.

چه اختلال احتکار خفیف باشد یا شدید، فقط فکر کردن به جدایی از دارایی هایتان می تواند از نظر عاطفی برای شما ناراحت کننده باشد. شما خود را به اقلام به ظاهر بی‌ارزش متصل کرده‌اید و این می‌تواند باعث شود که تلاش برای دور انداختن آن‌ها شما را با احساس اضطراب، گناه یا غم همراه کند.

با این حال گام‌هایی وجود دارد که می‌توانید برای غلبه بر علائم احتکار و ایجاد نگرش‌های جدید و سالم‌تر برای بهبودی خود بردارید. اولین گام این است که همه آنچه را که می توانید در مورد اختلال احتکار و تأثیر آن بر زندگی درک کنید.

خطرات اختلال احتکار

با افزایش تعداد وسایلی که خانه شما را پر می کنند، خطرات سلامتی نیز افزایش می یابد. علیرغم بی نظمی، بهم ریختگی و بی نظمی، برخی از افراد مبتلا به اختلال احتکار متوجه اختلال خود نمی شوند. در عوض، ممکن است دوستان یا اعضای خانواده آن ها برای تغییر به آن ها فشار می آورند.

  • به هم ریختگی می تواند منجر به افزایش خطر سقوط یا زمین خوردن شود.
  • اجاق‌ها و بخاری‌های شلوغ و به هم ریخته می‌تواند باعث خطر آتش‌سوزی شود و فرار از آتش را سخت تر می کند.
  • با جمع شدن گرد و غبار، ممکن است دچار آلرژی یا مشکلات تنفسی مانند COPD شوید.
  • احتکار می تواند توانایی شما را در حفظ استانداردهای اولیه بهداشتی محدود کند، حتی منجر به هجوم حشرات و جوندگان شود. احتکار حیوانات می تواند این مشکلات را حتی بدتر کند.
  • آشفتگی خانه شما می تواند مشکلات سلامتی برای همسایگان شما ایجاد کند و منجر به درگیری، اخراج یا اقدامات قانونی شود.
  • اگر متاهل هستید، اختلال احتکار می تواند رابطه شما را متلاشی کند، حتی منجر به جدایی یا طلاق شود.
  • شرایط زندگی می تواند انجام لوله کشی، گرمایش یا سایر تعمیرات خانه را دشوار کند.
  • شرم از محل زندگی شما می تواند بر زندگی اجتماعی شما تأثیر بگذارد و دعوت دوستان یا خانواده به خانه را دشوارتر کند و باعث شود از نظر اجتماعی احساس انزوا کنید.

علائم و علت شناسی اختلال احتکار

این اختلال  شایع تر از آن چیزی است که ممکن است تصور کنید. در واقع، ۲۵ درصد از ما برخی از علائم احتکار را نشان می‌دهیم.

اختلال احتکار اغلب در خانواده ها دیده می شود و بیشتر در افراد بالای ۵۵ سال رخ می دهد، علائم اختلال احتکار اغلب در اوایل نوجوانی ظاهر شود. ممکن است در کودکی زمانی که دیگران وسایلتان را برداشتند ناراحتی زیادی را تجربه کرده باشید.

در موارد دیگر، اختلال احتکار پس از یک رویداد استرس زای زندگی مانند طلاق، مرگ یکی از عزیزان یا بیکاری ایجاد می شود.

بسیاری از افراد مبتلا به اختلال احتکار دارایی خود را به عنوان بخشی از خود می دانند، بنابراین دور انداختن آن ها از نظر عاطفی دردناک می باشد و آن را مانند پایان دادن به رابطه یا دور انداختن بخشی از هویت خود می دانند.

علائم شایع اختلال احتکار

  • مشکل دائمی در دور انداختن دارایی‌ها و وسایل، حتی آن‌هایی که هیچ استفاده یا ارزش واقعی ندارند، مانند روزنامه‌های قدیمی، لباس‌ها، رسید، ظروف غذا، ناخن‌های شکسته یا کیسه‌های پلاستیکی.
  • نیاز شدید به ذخیره اقلام و تجربه درد عاطفی یا ناراحتی از دور انداختن آن ها.
  • نسبت دادن احساسات به اشیای بی جان، داشتن وابستگی عاطفی شدید به دارایی ها.
  • نگرانی در مورد تمام شدن چیزهای خاص، مانند وسایل خانه، یا باور این که روزی حتی برای اشیاء ناخواسته کاربرد پیدا خواهند کرد.
  • بی نظمی، حتی نمی‌دانید چه چیزی را باید نگه دارید یا در کجا قرار دهید.
  • انباشتن دارایی تا حدی که خانه شما شلوغ شود.
  • احتکار بر عملکرد روزانه شما در محل کار، روابط شخصی یا سلامت و رفاه شما تأثیر می گذارد.
  • بسیاری از افراد مبتلا به اختلال احتکار، مشکلات روانی دیگری مانند افسردگی، اختلال اضطراب، PTSD ، ADHD یا معمولاً اختلال وسواس فکری-اجباری (OCD) را تجربه می کنند.

وسواس احتکار در کودکان

بخشی از دلیل نگهداری اشیاء در بچه‌هایی که احتکار می‌کنند این است که نگرانند که اگر چیزها را در کشو بگذارند، آن ها را فراموش می‌کنند.

کارشناسان خاطرنشان می کنند که کودکان از سنین پایین شروع به جمع آوری اشیا می کنند، معمولاً چیزهایی مانند حیوانات عروسکی، برچسب ها، ماشین های اسباب بازی، عروسک ها یا کارت ها جمع آوری اشیا می تواند نقش مثبتی در رشد آن ها داشته باشد.

این به کودکان کمک می کند تا دسته بندی کنند و حس کنترل و تسلط را توسعه دهند و هویت بسازند. کودکانی که مجموعه جمع آوری می کنند به مجموعه های خود افتخار می کنند و دوست دارند آن ها را با دیگران به اشتراک بگذارند و در مورد آن صحبت کنند.

آمار نشان می دهد که تا ۲۰ درصد از افراد مبتلا به اختلال احتکار از وسواس رنج می برند . با این حال، افراد مبتلا به وسواس تمایل دارند آنقدر دارایی جمع کنند که خانه هایشان غیرقابل سکونت شود. این کار برای ارضای افکار ناخواسته و مزاحم که باعث ایجاد اضطراب می شود انجام می گردد.

از طرف دیگر، فردی که دچار اختلال احتکار است، هم احساسات مثبت و هم احساسات منفی را تجربه می کند. آن ها از به دست آوردن دارایی جدید لذت می برند، اما زمانی که لازم است شیء را دور بیاندازند ناراحت می شوند.

درمان وسواس احتکار: تصمیم برای ایجاد تغییر

سخت ترین کار برای فردی که دچار اختلال احتکار است، تصمیم گیری برای درمان این موضوع است. این افراد ممکن است رفتار خود را به عنوان یک مشکل ندانید، بنابراین باید برای یافتن انگیزه تغییر تلاش کنید.

میتوانید با تهیه فهرستی از مزایا و معایب برای تغییر نگهداری دارایی‌ها شروع کنید.

برخی از مزایای تغییر رفتار می تواند شامل این باشد که بتوانید دوباره دوستان و خانواده را به خانه خود دعوت کنید، همسر خود را خوشحال کرده، سلامتی خود را بهبود بخشید یا کنترل مالی خود را به دست آورید.

شما همچنین می توانید به آینده فکر کرده که اگر به رفتار احتکار خود ادامه دهید زندگی شما چگونه خواهد بود و اگر تغییری ایجاد کنید چگونه به نظر می رسد. لیست خود را در تلفن خود نگه دارید تا بتوانید مرتباً به خود یادآوری کنید که برای چه چیزی تلاش می کنید.

اختلال احتکار را ریشه کن کنید

  • اهداف کوچک اما مشخص تعیین کنید و به جای اینکه هدف خود را تمیز کردن کل اتاق قرار دهید، سعی کنید هر بار فقط یک قفسه، یک کشو یا یک جا را شلوغ کنید.
  • هر روز یک زمان مشخص برای کار روی اهداف خود تعیین کنید، حتی اگر هر بار فقط ۱۰ یا ۱۵ دقیقه باشد. وقتی وظایف را به قسمت های کوچک تقسیم کنید دیگر سعی نمی کنید کارهای زیاد را یکباره انجام دهید.
  • تلفن خود را خاموش کنید و از مزاحمت های دیگر جلوگیری کنید . اگر سعی کنید چند کار را انجام دهید، به راحتی تمرکز خود را از دست می دهید، بنابراین برای مدت کوتاهی گوشی خود را خاموش کنید.
  • اگر تمیز کردن کل قفسه یا کل کشو را خیلی سخت می‌دانید، به این معنی نیست که هرگز پیشرفت نخواهید کرد یا به نوعی شکست خورده‌اید. در عوض، برای خود یک هدف کوچکتر تعیین کنید و برای رسیدن به آن تلاش کنید.
  • به موفقیت های خود افتخار کنید. وقت گذاشتن برای تصدیق دستاوردهای کوچک می تواند به شما کمک کند تا انگیزه داشته باشید. سعی کنید با یک خوراکی خوشمزه یا یک قسمت از برنامه تلویزیونی مورد علاقتان به خود پاداش دهید.
بهترین درمان اختلال احتکار
  • استرس را مدیریت کنید. استرس یکی از بزرگترین محرک‌ها است. بنابراین ورزش یا تمرین یک تکنیک آرامش بخش مانند مدیتیشن، تنفس عمیق یا یوگا را امتحان کنید.
  • حواس خود را پرت کنید. هنگامی که میل به خرید دارید، توجه خود را به جای دیگری جلب کنید، مثلاً با قدم زدن، تماس با یک دوست، لذت بردن از حمام کردن، یا تماشای فیلم. هنگامی که توجه شما به چیز دیگری معطوف شد، این میل از بین می رود.
  • با کسی صحبت کنید که شما را قضاوت نخواهد کرد. به اشتراک گذاشتن آنچه از سر می گذرانید یک راه عالی برای کاهش استرس، بهبود احساس خود و پایان دادن به ولع خرید است.
  • تاخیر. اگر احساس نمی کنید قادر به مبارزه با میل خرید نیستید، سعی کنید آن را فقط برای مدت کوتاهی به تاخیر بیندازید. دور شوید و سعی کنید یک دقیقه درنگ کنید. اگر موفق شدید، سعی کنید پنج دقیقه دست نگه دارید. با این روش اغلب متوجه خواهید شد که میل به خرید از بین می رود.
  • به لیست خرید خود بچسبید. همه ما مجبوریم برای خرید مواد غذایی، لوازم بهداشتی و سایر اقلام روزمره خرید کنیم. با این حال، هنگامی که در فروشگاه هستید، به راحتی ممکن است وسوسه ‌شوید که سایر اقلامی را که نیاز ندارید بخرید. اگر به صورت هفتگی خرید می کنید، اقلامی را که از قبل دارید بررسی کنید و فهرستی از چیزهایی که نیاز دارید تهیه کنید و به آن پایبند بمانید.

هنگام مرتب سازی دارایی‌هایتان سؤالات زیر را از خودتان بپرسید:

  • آیا در سال گذشته از این شی استفاده کرده اید یا برنامه خاصی برای استفاده از آن در چند ماه آینده دارید؟
  • آیا فضای کافی برای نگه داشتن آن دارید؟
  • آیا قابل استفاده است؟
  • آیا برای استفاده از آن وقت دارید؟
  • چند شی مشابه با آن دارید؟
  • آیا نگه داشتن آن به شما در رسیدن به اهدافتان کمک می کند؟

منبع : اختلال احتکار | درمان وسواس احتکار در بزرگسالان و کودکان

نکات صحبت با فرد مضطرب| به فرد مضطرب چه بگوییم و چه نگوییم

نکات صحبت با فرد مضطرب یکی از مهم ترین نکات در ارتباط با فرد مضطرب می باشد بنابراین این مقاله را از دست ندهید.

اختلالات اضطرابی یکی از رایج‌ترین انواع بیماری‌های روانی است و بدلیل کورونا، در حال افزایش است. حدود ۱۹ درصد از جمعیت بزرگسال ایالات متحده هر سال تحت تأثیر اضطراب قرار می گیرند. به احتمال زیاد فردی را می شناسید که دارای اضطراب است.

بین اضطراب ناخوشایند اما منطقی که همه ما در موقعیت‌های استرس‌زا دچار می‌شویم و اضطراب ناتوان‌کننده و غیرمنطقی که افراد مضطرب در موقعیت‌هایی که واقعاً استرس‌زا یا تهدیدکننده نیستند احساس می کنند تفاوت وجود دارد.

افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی نسبت در توانایی عملکرد و انجام کارهایی که از آن لذت می‌برند اختلال ایجاد می‌کند. بنابراین، تا زمانی که اختلال اضطراب قابل تشخیص نداشته باشید نباید اضطراب خود را با فرد دیگری مقایسه کنید.

چه چیزی باید بگوییم و چگونه به فرد مضطرب کمک کنیم. 

۱٫به آن ها اطمینان دهید که کنارشان هستید

شما مجبور نیستید بفهمید که دوستتان چه چیزی را تجربه می کند تا در کنار آن ها باشد و مجبور نیستید تجربیات خود را با تجربیات آن ها مقایسه کنید تا به آن ها نشان دهید که احساسشان را درک می کنید.

اگر نمی دانید افکار فرد مضطرب چگونه است، در مورد آن صادق باشید. اما همچنین به آن ها بگویید که می خواهید کنار آن ها باشید تا هر طور که می توانید حمایتشان کنید.

اگر دوست شما نسبت به اضطراب خود آگاه باشد یا در مورد آن صحبت کند، به شما اطمینان دارد. بنابراین نکات صحبت با فرد مضطرب را بیاموزید و بدون قضاوت به آنچه می گوید و تجربیاتش گوش دهید تا احساس کند که شنیده می شود و احساساتش مهم هستند.

۲٫اصراری برای روش درمانی نداشته باشید

مدیتیشن و یوگا و تنفس عمیق و همه تکنیک های ضد اضطرابی هستند که ممکن است برای برخی افراد مفید باشد، شاید حتی برای دوست شما نیز موفق باشند اما ممکن هم هست نباشند.

اضطراب شدید می تواند باعث ایجاد درد شود و حتی تنفس هم نتواند این ترس و اضطراب را کاهش دهد. اضطراب همچنین می‌تواند باعث شود که فرد آنقدر احساس بی‌قراری کند که ساکت نشستن تقریباً غیرممکن به نظر برسد.

فرد مضطرب، تکنیک‌ آرام‌سازی متفاوتی را تجربه می کند، برخی از افراد به جای نشستن و نفس کشیدن آرام ، باید کارهای فعالی انجام دهند، مانند دویدن. دیگران ممکن است نیاز به صحبت با درمانگر داشته باشند. تنها در صورتی تکنیک ارائه دهید که آموزش لازم را در این زمینه دیده باشید یا دوستتان از شما درخواست کند در غیر این صورت در صحبت با فرد مضطرب تنها لازم است که خوب به حرف های آن ها گوش دهید.

۳٫ از آن ها بپرسید، چه کاری می توانم برای کمک به شما انجام دهم؟

اگر دوست شما مدتی است که با اضطراب دست و پنجه نرم می کند، به احتمال زیاد می داند که چه چیزی به او کمک می کند تا احساس بهتری داشته باشد و چه چیزی به او کمک نمی کند. از او بپرسید که چه نیازی دارند و سپس آن را انجام دهید، حتی اگر درخواست آن ها به نظر شما احمقانه باشد.

  1. مدام حال او را نپرسید

درخواست مداوم از آن ها برای به‌روزرسانی وضعیتشان می‌تواند باعث شود که برای بهتر شدن احساس فشار کنند. وقتی کسی را می بینیم که رنج می کشد، غریزه ما اغلب این است که سعی کنیم آن را درست کنیم. اما برخی چیزها، از جمله اضطراب، توسط افراد خارجی قابل رفع نیستند.

  1. از او نپرسید که چرا به مشاور مراجعه نمی کند

ایرادی ندارد که نسبت به دوست خود ابراز نگرانی کنید، اما مواظب باشید که متهم به نظر نرسد. پیشنهاد دادن به دوستتان برای انجام کاری می‌تواند باعث ایجاد حس شرم در او شود، یا باعث شود که احساس کند در حال قضاوت شدن است.

اگر آن ها نیاز به مراجعه به مشاور سلامت روان یا مصرف دارو داشته باشند، خودشان مراجعه می کنند و درمان لازم را دریافت می کنند.

  1. به آن ها نشان دهید که اضطراب باعث کم شدن علاقه شما نمی شود

این یکی از قشنگ ترین نکات صحبت با فرد مضطرب است که می توانید برای اطرافیان خود انجام دهید، به آن ها نشان دهید که اختلالی که تجربه می کنند باعث نمی شود که دوستشان نداشته باشید یا برای آن ها وقت نگذارید. به آن ها نشان دهید که فراتر از بیماری شان هستند.

  1. “من می دانم که نمی توانی آن را کنترل کنی”

هنوز این باور عمومی وجود دارد که می‌توان اضطراب و سایر بیماری‌های روانی را به‌طور مؤثر با اراده کنترل کرد. شنیدن اینکه عزیزانمان می‌گویند «می‌دانم که نمی‌توانی آن را کنترل کنی» یا «این تقصیر تو نیست» نوعی تأیید است.

این به ما اطلاع می دهد که جدی گرفته می شوند. در دنیایی که بیماری روانی اغلب نادیده گرفته می شود، این معنای زیادی دارد.

۸٫ “ترس ها و نگرانی های شما احمقانه نیستند”

اضطراب به دلایل مختلفی می تواند شرم آور باشد. یکی از این دلایل این است که «محرک‌های» فرد مبتلا به اضطراب (چیزها، افراد، موقعیت‌هایی که بیماری روانی فرد را تشدید می‌کنند) اغلب غیرعادی هستند. وقتی نگران هستید که مورد خندیدن قرار بگیرید یا تصور کنید مسخره می شوید، گفتن جزئیات به عزیزان سخت می شود.

اگر  فرد مبتلا به اضطراب که بداند ترس ها و نگرانی های او احمقانه نیستند امنیت بیشتری پیدا می کند.

  1. “اگر نیاز به صحبت داشته باشید من همیشه اینجا هستم”

گاهی اوقات فرد مضطرب می خواهد در مورد چیزی که او را آزار می دهد صحبت کند، گاهی اوقات ترجیح می‌دهند برای مدتی تنها باشند تا بتواند آنچه را که در سرشان می‌گذرد مرتب کنند و سپس مواقعی پیش خواهد آمد که می خواهند تنها باشند، اما می خواهند بعداً درباره صحبت کنند.

به هر حال، بسیاری از افراد مبتلا به اضطراب نگران هستند که اگر مشکلات اضطرابی خود را با دوستان و خانواده خود به اشتراک بگذارند، دیگران را آزار می دهن. این که به فرد مبتلا به اضطراب در زندگی تان بفهمانید که همیشه برای صحبت کردن در آنجا هستید و با این کار شما را آزار نخواهند داد، بسیار ارامش بخش می باشد.

  1. نگویید: “نگران نباش، هیچ اتفاق بدی قرار نیست بیفتد.”

افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی تمایل دارند روی بدترین سناریو تمرکز کنند. به جای آن بگویید: “هی، اگر اتفاق بدی بیفتد، می‌توانی از آن عبور کنی. و من تا پایان راه با تو خواهم بود.”

شما نمی توانید آینده ای درخشان را برای آن ها پیش بینی کنید، اما با لحنی حمایتی به آن ها یادآوری کنید که حتی اگر اتفاقی غیر ایده آل رخ دهد، این پایان دنیا نیست.

منبع : نکات صحبت با فرد مضطرب| به فرد مضطرب چه بگوییم و چه نگوییم

مشاوره فردی خوب تهران

مشاوره فردی خوب در تهران به چه نحوی به افراد کمک می کند؟ یک درمانگر آموزش دیده می تواند به افراد کمک کند تا یک سری تغییراتی را در سبک زندگی شان ایجاد کنند.

همچنین آنها می توانند در شناسایی علل مربوط به اختلالات کمک کنند و یک سری استراتژی هایی را برای تغییر تفکرات و رفتارهای ناخواسته پیشنهاد بدهند.

درمان می تواند افراد را به مهارت های مناسبی تجهیز کند تا آنها علائم موجود را مدیریت کنند، استرسشان را کاهش دهند و کیفیت زندگی خودشان را بهبود دهند.

مشاوره فردی خوب در تهران

مشاوره گروهی زمانی صورت می گیرد که یک گروه از افراد دارای مشکلات متقابل، با هم در یک اتاق بنشینند و در مورد مشکلات متقابل موجود مشورت دریافت کنند.

در این روش درمانی یک ساختار حمایتی وجود دارد و این افراد در اغلب زمان ها می توانند در حین ملاقات با افراد دارای شرایط بد، از این روش درمان استفاده کنند. مشاوره فردی یک مورد کاملا بدیهی می باشد.

اهداف مشاوره فردی چیست؟

با این وجود، اهداف مربوط به مشاوره شامل پنج هدف عمده می باشند:

  • تسهیل تغییر رفتاری
  • تقویت توانایی فرد برای ایجاد و نگه داشتن روابط
  • افزایش کارایی درمانجو و توانایی وی برای مقابله
  • افزایش کارایی و توانایی درمانجو برای مقابله با شرایط موجود
  • تقویت فرآیند تصمیم گیری و افزایش توانایی درمانجو
  • رشد.

مزایای مربوط به مشاوره فردی چه مواردی می باشند؟

مشاوره فردی به دلایل مختلفی مفید می باشد، همانند:

  • افزایش خود آگاهی فردی،
  • تشویق به خود اکتشافی،
  • شناسایی محدودیت ها،
  • افزایش مهارت های ارتباطی
  • استفاده از مهارت های ارتباطی سالم.

آیا مشاوره فردی رایگان می تواند مفید باشد؟

این مشاوره می تواند به شما کمک کند تا با احساسات و موقعیت ها مقابله کنید. این روش می تواند برای احساسات مربوط به خشمگینی، ترس، اضطراب، خجالت و وحشت زدگی مفید باشد.

همچنین این روش یک ابزاری در اختیار شما قرار می دهد که برای مقابله با عزت نفس پایین و افسردگی مفید می باشد. درمان می تواند یک سری از مشکلات را درمان کند.

این مشاوره به صورت چت است و قطعا از مشاوره تلفنی و یا حضوری تاثیر کمتری دارد.

آیا مشاوره موثر می باشد؟

تحقیقات صورت گرفته نشان داده اند که مشاوره در درمان اضطراب و افسردگی، بسیار موثرتر از قرص و یا دارو درمانی است. البته روش نوروفیدبک هم می تواند مفید باشد.

همچنین این مشاوره تاثیری برابر با درمان از طریق داروها دارد – و حتی در برخی مواقع تاثیر بهتری دارد و بیشتر طول می کشد. … در مورد برخی از افراد که “درمان” یک کلمه ترسناکی می باشد.

می توانید از سایت مشاورانه به صورت رایگان مشاوره فردی آنلاین دریافت کنید.

مراحل مربوط به مشاوره چه مواردی هستند؟

شش مرحله مربوط به مشاوره عبارتند از:

مرحله ۱: قبل از تفکر. این مرحله از طریق دو مولفه کاملا مشخص توصیف می شود:

الف) فرد توانایی لازم برای مشاهده یا شناخت مشکل را ندارد، و

یا ب) درمانجو می خواهد که یک فرد دیگری تغییر کند (آنها مشکل دارند، من هیچ مشکلی ندارم).

  • مرحله ۲: تفکر. …
  • مرحله ۳:تحلیل ..
  • مرحله ۴: اقدام. …
  • مرحله ۵: نگهداری
  • مرحله ۶: بعد از مراقبت.

مشاوره فردی خوب در تهران به شما کمک می کند تا مراحل را دست بروید.

اصول مربوط به مشاوره فردی رایگان چه مواردی هستند؟

اصولی که اطمینان حاصل می کند مشاوره برای افراد جوان مفید می باشد عبارتند از:

  • اجتناب از صرفا مشاوره دادن و تغییر ندادن ارزش های شخصی خود
  • احترام گذاشتن به فرد جوان و تقویت توانایی وی برای کمک به خودش، اعتماد به دیگران و پذیرفتن مسولیت های اقدامات و تصمیمات

مشاوره و راهنمای فردی چیست؟

مشاوره فردی می تواند شامل شغل مشاوره و برنامه ریزی برای سوگواری بعد از مردن عشق یا مقابله با مشکلات کاری و قبل از تبدیل شدن آنها به یک مورد بزرگ باشد.

مشاوره فردی یک بحث رو در رو و مابین مشاور و درمانجویی می باشد که به درمان مراجعه کرده است.

سایت مرکز مشاورانه، مشاوره فردی رایگان ارائه می دهد.

هدف اصلی مشاوره فردی خوب در تهران

هدف از مشاوره عبارت از کمک کردن به درمانجوها برای به دست آوردن اهداف شخصی شان و به دست آوردن آگاهی بیشتر نسبت به زندگی های خودشان می باشد.

افراد مراجعه کننده به این درمان امیدوارند که با مراجعه به درمان، رضایت بیشتری در مورد زندگی شان به دست بیاورند.

ویژگی های مبنایی مشاوره چه مواردی می باشند؟

اصول مربوط به مشاوره شامل مهارت های مهربانی، رفاقت، آزادی و همدلی می باشد که عوامل تشکیل دهنده فرآیند مربوط به مشاوره موفق هستند.

مشاوران باید به دقت به درمانجوهای خودشان گوش دهند، به صورت هدفمند به سوالات پاسخ دهند و اطلاعات مهم را تقویت کنند.

ویژگی های مبنایی مشاوره چه مواردی می باشند؟

مهارت های مبنایی مشاوره عبارتند از:

  1. گوش دادن
  • الف) توجه کردن – تمایل فیزیکی یک فرد به بیمار به منظور نشان دادن این مورد که مشاور نسبت به بیمار مطلع می باشد و در واقع نشان دادن این مورد که مشاور به صورت کامل به درمانجو توجه می کند و به وی اهمیت می دهد.
  • روش های موجود شامل ارتباط چشمی، تکان دادن سر، حرکت نکردن در پیرامون، حواسپرت نشدن، تشویق به صحبت کردن، انعکاس دادن وضعیت بدنی زبانی، یادگیری درحال پیشرفت و غیره می باشد. محققان تخمین زده اند که در حدود ۸۰% از ارتباطات به صورت غیر زبانی صورت می گیرند.
  • گوش دادن / مشاهده کردن – متوجه شدن و درک کردن اطلاعات زبانی و غیر زبانی مربوط به درمانجو
  1. همدلی

توانایی درک تجربه یک فرد دیگر و بعد از آن ارتباط برقرار کردن با درمانجو که باعث می شود تجربیات شخصی وی مشخص و تقویت شود.

  1. اصیل بودن

عبارت از توانایی مشاور برای آزاد بودن می باشد. شامل تجانس مابین کلمات یا رفتارهای بیان شده و احساسات درونی، نداشتن حالت دفاعی، نقش بازی نکردن و فروتن بودن می باشد.

برای مثال، در صورتی که فرد کمک کننده ادعا کند در کمک کردن به درمانجو راحت می باشد، این مورد در کشف کردن مشکلات مصرف مواد یا مشکلات مربوط به سکس مفید خواهد بود.

  1. دیدگاه مثبت غیرشرطی |مشاوره فردی خوب در تهران

بیان کردن مراقبت، مهرورزی و همچنین پذیرش.

  • شامل انتقال دادن تفکرات مهربان و خونگرم می باشد.
  • همچنین انتقال دادن پذیرش از طریق جواب دادن به پیام های درمانجو از طریق واکنش های غیر زبانی و زبانی غیر انتقادی یا غیر تشخیصی
  • احترام. توانایی ارتباط برقرار کردن درمانجو با عقاید صادقانه مشاور که بیان می دارد هر فردی دارای قدرت و ظرفیت مشخصی در زندگی می باشد و همچنین این حق را دارد که پیشنهادات خودش را انتخاب کند و خودش تصمیم بگیرد.
  1. محسوس بودن

حفظ کردن ویژگی های ارتبای – تمرکز بر روی حقایق و احساسات مربوط به نگرانی های مرتبط و در عین حال اجتناب کردن از بحث های اختلافی، عمومی سازی و انتزاعی، یا صحبت کردن در مورد مشاور به جای صحبت کردن در مورد درمانجو. یکی از ویژگی های مشاوره فردی خوب در تهران است.

  1. سوالات بی انتها

یک فرآیند سوال پرسیدن به منظور کمک به درمانجو برای مشخص کردن و کشف کردن تفکرات و احساسات خودش. کار مشاور عبارت از درخواست کردن اطلاعات خاص و محدود نکردن سوال به سوالات دارای جواب بله یا خیر، یا هر جواب مختصری می باشد.

  1. افشاسازی اطلاعات مشاور

مشاور احساسات، تجربیات یا واکنش های شخصیش را با درمانجو به اشتراک می گذارد. این شرایط شامل موضوعات مرتبطی می باشد که هدف آنها کمک کردن به درمانجو ها است.

یک اصلی که وجود دارد، عبارت از این مورد می باشد که خود افشاسازی صورت نگیرید، مگر اینکه یک نیاز بالینی وجود داشته باشد که با استفاده از روش های دیگر قابل رفع نباشد.

به یاد داشته باشید که همدلی مشابه با به اشتراک گذاری تجربیات مشابه نمی باشد، بلکه انتقال دادن احساسات و تفکرات درمانی درمانجو  با استفاده از روش های مراقبتی و شناختی می باشد.

  1. تفسیر

هر نوع توضیحی به درمانجو که فراتر از گفته ها یا آگاهی آنها می باشد.

در وضعیت تفسیر، معانی، دلیل یا توضیحات جدیدی در مورد رفتارها، تفکرات یا احساسات بیان می شود، به نحوی که درمانجو می تواند مشکلات را از یک دیدگاه جدیدی مشاهده کند.

تفاسیر می توانند به درمانجو کمک کنند تا مابین اظهار نظرهای به ظاهر منزوی از اتفاقات ارتباط برقرار کند و این مورد می تواند موضوعات یا الگوهایی را مشخص کند و یا اینکه چارچوب های جدیدی را برای شناخت پیشنهاد دهد.

یک تفسیر می تواند برای کمک به درمانجو استفاده شود تا وی بتواند بر روی جنبه خاصی از مشکلاتش متمرکز شود یا یک هدفی را ارائه دهد.

  1. ارائه اطلاعات و از بین بردن موانع تغییر

ارائه اطلاعات، عقاید، واقعیات، منابع یا پاسخ هایی به سوالات. کشف کردن مشکلات بالقوه درمانجو که ممکن است منجر به پیشگیری از فرآیند تغییر یا به تاخیر انداختن آن شود. راه حل ها و پیشنهادات محتمل در نتیجه همکاری با درمانجو مشخص می شود.

نکات منفی مربوط به مشاوره چه مواردی می باشند:

نکات منفی مشاوره یا درمان با استفاده از ایمیل

  • ارتباط و رابطه مشاوره. نبود راهنماهای بصری و زبانی. نبود حضور فیزیکی. …
  • نگرانی های مربوط به کامپیوتر. نواقص مربوط به تجهیزات و اینترنت. رازداری و حریم در محیط های مشترک.
  • غلبه بر روی تعدادی از این مشکلات.

مرکز مشاوره فردی در سایت مشاورانه ارائه می شود. برای اطلاعات بیشتر می توانید به سایت کانون مشاوران ایران مراجعه کنید.

منبع : مشاوره فردی خوب تهران

15 درمان شکست عشقی| درمان شکست عشقی چقدر طول میکشد

همه ما می دانیم که درمان شکست عشقی می تواند فوق العاده دردناک باشد. البته، تقریباً غیرممکن است که بتوانید جدایی را کالا آسان کنید، اما حداقل برخی از تکنیک ها وجود دارند که می‌تواند به آسان‌تر کردن این روند کمک کنند.

درمان شکست عشقی در زنان

درمان شکست عشقی در زنان با مردان تفاوت هایی دارد که به دلایل مختلف می باشد. در اینجا چند نکته وجود دارد که می تواند به زنان برای کنار آمدن با شکست عشقی کمک کند:

1. تنهایی غصه نخورید

 از دست دادن رابطه می تواند تقریباً احساسی مانند مرگ داشته باشد، قرار نیست ما به تنهایی غصه بخوریم، بنابراین مطمئن شوید که در یک یا دو هفته اول با دوست یا یکی از اعضای خانواده خود در این مورد می توانید صحبت کنید. بدیهی است که دوست یا اعضای خانواده جای خالی او را پر نمی کند، اما حرف زدن با آن ها و اینکه بدانید افرادی را دارید که به شما اهمیت می دهند می تواند شما را دلگرم کند. حتی ممکن است احتیاج داشته باشید که تا مدتی خانه دوست خود بمانید تا تنها نباشید.

2. ماساژ

چند جلسه ماساژ رزرو کنید. در جدایی ما حمایت عاطفی خود را از دست می‌دهیم و به طور همزمان کاهش چشمگیری در میزان محبت فیزیکی دریافت می‌کنیم. ماساژ  می تواند به بدن یا ذهن شما کمک کند تا حداقل لمس مثبت را تجربه کند. به علاوه ماساژ سطح کورتیزول را به صورت قابل توجهی کاهش می دهد (کورتیزول یک هورمون مرتبط با استرس است که ممکن است در هنگام جدایی افزایش یابد).

3. تهیه لیست

لیستی تهیه کنید و ویژگی های منفی شخصی که شما را ترک کرده است را در آن بنویسید، ما اغلب در رابطه عاشقانه چشم بسته عمل می کنیم و تنها خوبی های فرد را می بینیم، به همین دلیل تهیه لیست در ابتدا ممکن است دشوار به نظر برسد اما به شما کمک می کند تا راحت تر با شکست عشقی کنار بیایید. در نظر بگیرید که این لیست را روی گوشی خود داشته باشید تا هر زمان لازم شد به راحتی برای شما قابل مشاهده باشد. می توانید برای این کار از دوست خود کمک بگیرید تا به شما کمک کند لیستی کامل تهیه کنید.

4. نترس

برخی اوقات افراد به دلیل رابطه ناموفقی که داشته اند از ارتباط های جدید دوری می کنند، این ممکن است باعث انزوا شما شود بنابراین بهتراست که تا جایی که می توانید به ترس خود غلبه کنید، کتاب های زیادی در مورد پیدا کردن افراد درست و مناسب وجود دارد که با مطالعه آن ها و مقالههای مرتبط در این زمینه می توانید بر ترس خود غلبه کنید.

5. مغز خود را با تجربیات جدید پر کنید

بخشی از اینکه چرا جدایی انقدر دردناک  است این می باشد که ما  احساس می کنیم همه چیز در محیط فعلی ما را به یاد رابطه سابقمان می اندازد. گاهی اوقات به نظر می رسد که همه چیز در زندگی ما را به یاد آن شخص می اندازد. یکی از راه‌های تغییر این است که عمداً تجربیات و خاطرات جدیدی ایجاد کنید تا از مرور خاطرات قدیمی جلوگیری کنید. تجربیات جدید همچنین می توانند به طور نامحسوس به ما اطمینان دهند که احتمالات دیگری در زندگی وجود دارد. 

6. استراحت کن

ممکن است متوجه شوید که خواب بهترین دارو برای شماست، می توانید چشم های خود را ببندید و به یک آهنگ بی کلام یا پادکست گوش بدهید. در حالی که خوب است استراحت کنید، این را هم بدانید که گاهی اوقات یک پیاده روی ساده در هوای تازه یا گپ زدن با یک دوست می تواند تفاوت زیادی ایجاد کند بنابراین کمی هم تحرک داشته باشید.

7.مراقب تنهایی باشید

 کاهش حمایت عاطفی می تواند جدایی را دشوار تر کند، تنها بودن و احساس عدم وجود حمایت کافی می تواند آسیب روانی زیادی به همراه داشته باشد. بنابراین همان طور که بیان شد سعی کنید حمایت های مختلف عاطفی را برای خودتان فراهم کنید حتی می توانید از مشاور کمک بگیرید تا در پروسه جدایی شما را راهنمایی کند.

درمان شکست عشقی در مردان

 8. تعیین مرزها

گاهی اوقات اجتناب از تلاقی با شریک سابق پس از جدایی آسان است. اما اگر در یک شهر کوچک زندگی می‌کنید یا افراد مشابه زیادی را می‌شناسید، ممکن است برای جدا کردن کامل زندگی‌تان کار سخت‌تری داشته باشید.

به نیازهای یکدیگر احترام بگذارید

اگر می‌خواهید دوست بمانید اما با رابطه گذشته خود هیچ تماسی نمی‌خواهد، باید به او احترام بگذارید. تماس نگیرید، پیامک ارسال نکنید و از دوستانشان نخواهید که به جای شما با آن ها صحبت کنند.

ممکن است دلتان برای او تنگ شود، اما رعایت نکردن مرزها احتمالاً به هر فرصت دوستی در آینده نیز آسیب می رساند.

بنابراین اگر سابقتان با شما تماس گرفت خود را موظف به پاسخگویی نکنید. این کار می تواند دشوار باشد به خود یادآوری کنید که برای رویارویی با آن احساسات دشوار  به زمان و مکان نیاز دارید.

9. مراقبت از خود را در اولویت قرار دهید

بهتر است که یک برنامه مراقبت روزانه از خودتان ایجاد کنید.

هر روز کارهای زیر را انجام دهید.

  • کارهایی که شما را شاد می کند (دوستانتان را ببینید، تجربه جدیدی داشته باشید، وقت خود را صرف سرگرمی مورد علاقه خود کنید)
  • باعث پیشرفت شما می شوند ( ورزش، مدیتیشن، پختن یک وعده غذایی رضایت بخش اما سالم)
  • به شما کمک می کند تا احساسات خود را درک کنید (هنر یا موسیقی بسازید، خطرات خود را بنویسید، با مشاور یا سایر افراد حمایت کننده صحبت کنید)

سعی کنید به اندازه کافی بخوابید، اما از زیاد خوابیدن خودداری کنید. این می‌تواند با مسئولیت‌ها و کارهای شما تداخل داشته باشد و باعث شود احساس بی‌حالی و ناخوشی کنید.

10. کارهایی را انجام دهید که از آن ها لذت می برید

پس از جدایی، ممکن است زمان آزاد بیشتری داشته باشید، سعی کنید از این زمان در راه های مثبت استفاده کنید.

شاید زمان کمتری را صرف مطالعه کرده باشید، این زمان خوبی برای جبران است. یا شاید همیشه می خواستید باغبانی یا بافندگی را امتحان کنید. حتی می توانید شروع به یادگیری یک زبان جدید کنید یا برای یک سفر برنامه ریزی کنید.

یافتن کارهایی که باید انجام دهید (و انجام آن ها) می تواند به شما کمک کند که حواس خود را از غم و اندوه پس از جدایی دور کنید.

11. ابراز احساسات

معمولاً پس از جدایی احساسات زیادی را تجربه می کنید، از جمله:

  • عصبانیت
  • غم و اندوه
  • گیجی
  • تنهایی

 این احساسات را یادداشت کنید، آن ها را به تصویر بکشید یا با عزیزان خود صحبت کنید. فیلم‌، موسیقی و کتاب‌ می تواند برای شما آرامش زیادی به همراه داشته باشد. سعی کنید با احساسات خود روبرو شوید، سرکوب کردن احساسات باعث درمان آن ها نمی شود.

12. محدود کردن رسانه های اجتماعی

ممکن است علاقه داشته باشید پس از جدایی یک دیگر را در فضای مجازی دنبال کنید، این کار ممکن است خاطراتی را که لازم نیست برای شما زنده کند و باعث حال بد شما شود. بنابراین توصیه می شود که برای مدتی از فضای مجازی فاصله بگیرید و به زندگی عادی خود بپردازید.

13. درباره جدایی پست نگذارید

نیازی نیست که به طور عمومی به اشتراک بگذارید که رابطه شما به پایان رسیده است، زیرا به احتمال زیاد، افرادی که نیاز به دانستن دارند از قبل می دانند. به یاد داشته باشید که شبکه‌های اجتماعی مکانی برای نشان دادن احساسات یا ناامیدی‌های شما نسبت به دیگران نیست.

14. اگر دوستان مشترک زیادی دارید

دوستان مشترک زیادی داردید احتمالاً می خواهند بدانند پس از جدایی چه اتفاقی افتاده است. به طور کلی بهتر است از وارد شدن به جزئیات اجتناب کنید. آن ها ممکن است دو داستان بسیار متفاوت بشنوند و شایعات در برخی موقعیت ها می تواند مشکل ساز شود.

ممکن است بخواهید حقیقت را به اشتراک بگذارید. سعی کنید از واکنش احساسی پرهیز کنید و حقایق را با آرامش بیان کنید، بدون اینکه در مورد شریک قبلی خود چیزی منفی بگویید یا رازهای آن ها را بیان کنید.

درمان شکست عشقی چقدر طول میکشد

وقتی به جدول زمانی جدایی نگاه می کنیم، مطالعات نشان می دهند که یک نظرسنجی نشان داده است به طور متوسط حدود 3.5 ماه طول می‌کشد تا افراد از جدایی بهبود یابد، در حالی که بهبودی پس از طلاق ممکن است نزدیک به 1.5 سال طول بکشد.

تحقیقات نشان می دهند که

  • اگر 1 سال با کسی بودید، 6 ماه طول می کشید تا بر جدایی غلبه کنید.
  • اگر 2 سال با کسی بودید، 1 سال طول می کشید تا بر جدایی کنار بیایید.
  • اگر 3 سال با کسی بودید، 1 سال و 6 ماه طول می کشید تا جدایی را پشت سر بگذارید.
  • و غیره.

منبع : 15 درمان شکست عشقی| درمان شکست عشقی چقدر طول میکشد 

مشاوره فردی یعنی چی؟

مشاوره فردی فرصتی شخصی برای دریافت حمایت و تجربه رشد در دوران چالش برانگیز زندگی است. مشاوره فردی می تواند به فرد کمک کند تا با بسیاری از موضوعات شخصی در زندگی مانند خشم، افسردگی، اضطراب، سوء مصرف مواد، چالش های ازدواج و روابط، مشکلات والدین، مشکلات مدرسه، تغییرات شغلی و غیره مقابله کند.

مشاوره فردی (که گاهی اوقات روان درمانی، گفتگو درمانی یا درمان نامیده می شود) فرآیندی است که از طریق آن مراجعان به صورت انفرادی با یک پزشک متخصص بهداشت روانی آموزش دیده در محیطی امن، مراقبتی و محرمانه کار می کنند. مشاوره به افراد این امکان را می دهد که احساسات، باورها و رفتارهای خود را کشف کنند، خاطرات چالش برانگیز یا تاثیرگذار را بررسی کنند، جنبه هایی از زندگی خود را که دوست دارند تغییر دهند شناسایی کنند، خود و دیگران را بهتر درک کنند، اهداف شخصی تعیین کنند و برای تغییر مطلوب تلاش کنند.

مشاوره فردی، مشاوره ای است که بر نگرانی های فوری یا آینده نزدیک فرد متمرکز است. مشاوره فردی ممکن است شامل مشاوره و برنامه ریزی شغلی، غم و اندوه پس از مرگ یکی از عزیزان یا برخورد با مشکلات در یک شغل قبل از بزرگ شدن آنها باشد. مشاوره فردی یک بحث انفرادی بین مشاور و مراجعه کننده است که فرد متقاضی درمان است. این دو یک اتحاد، رابطه یا پیوندی تشکیل می دهند که اعتماد و رشد شخصی را امکان پذیر می کند.

اهداف، فرکانس و مدت درمان چگونه تعیین می شوند؟

به طور کلی، هدف روان درمانی صحبت از نگرانی های مربوط به سلامت روان و کمک به درمانجویان برای بهبود، رشد، و حرکت به سمت زندگی پربارتر و از نظر روانی سالم است. درمان خوب مشتری محور است و اهداف خاصی برای درمان توسط شما و درمانگرتان تعیین می شود.

جلسات روان درمانی فردی معمولا بین 45 تا 50 دقیقه طول می کشد. دفعات و مدت درمان تا حد زیادی به نیازها، اهداف درمانی و پیشرفت شما بستگی دارد. بسیاری از نگرانی‌ها به آسانی با درمان کوتاه‌مدت برطرف می‌شوند و سایر نگرانی‌های مزمن یا پیچیده‌تر نیاز به تعهد طولانی‌مدت قبل از تحقق بهبود دارند.

تحقیقات نشان داده است که روان درمانی منجر به عود کمتر شرایط رایج مانند افسردگی و اضطراب متوسط می شود و اثرات مثبت درمان خوب فراتر از درمان است. در واقع، بسیاری از مراجعان مدت‌ها پس از پایان درمان، بهبود شرایط را گزارش می‌کنند. به طور کلی، روان درمانی اغلب مؤثرتر از داروهای روانگردان یا درمان های پزشکی به تنهایی است که ممکن است عوارض جانبی مضری ایجاد کند. علاوه بر این، بسیاری از روش‌های درمانی مبتنی بر شواهد هستند، به این معنی که آنها تحت مطالعات تحقیقاتی و مشاهدات بالینی قرار گرفته‌اند و برای اثربخشی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته‌اند.

در طول یک جلسه یا اولین قرار ملاقات برای مشاوره کوتاه مدت چه اتفاقی می افتد؟

اگر شما و یک پزشک بالینی CAPS تشخیص دهید که یک جلسه یا مشاوره فردی کوتاه مدت توصیه درمانی است که به بهترین وجه نیازهای شما را برآورده می کند، اولین جلسه در دسترس که مطابق با برنامه شما باشد به شما پیشنهاد می شود. اگر ترجیحات مشاور خاصی دارید، ممکن است مدت زمان انتظار برای اولین قرار ملاقات را افزایش دهید. این اولین قرار معمولاً ظرف چند روز تا چند هفته برنامه ریزی می شود. (لطفاً توجه داشته باشید که اگر به کمک فوری نیاز دارید، به کارکنان ما اطلاع دهید تا بتوانیم فوراً شما را به منابع مناسب CAPS متصل کنیم.) کل مدت زمان مورد نیاز تقریباً 90 دقیقه است که شامل تکمیل فرم‌ها روی رایانه، جلسه درمان، و برنامه ریزی برای قرارهای بعدی، پس حتما این را در زمان تعیین وقت خود در نظر داشته باشید.

ضروری است که فوراً در محل حاضر شوید تا زمان کافی برای تکمیل فرم‌های لازم داشته باشید. اگر بیش از 15 دقیقه دیر کردید، ممکن است از شما خواسته شود که برنامه را تغییر دهید. این فرم ها شامل فرم تاریخچه جمعیتی و بالینی، موافقت نامه درمان، رضایت از درمان، و اطلاعیه اقدامات حفظ حریم خصوصی است. پزشک شما اطلاعاتی در مورد نگرانی های فعلی، سابقه مرتبط و اهداف شما به دست خواهد آورد. پزشک شما همچنین خط‌مشی‌ها و رویه‌های مربوط به CAPS مانند محرمانگی را بررسی خواهد کرد.

در صورت شرکت در مشاوره کوتاه مدت در جلسات بعدی یا پیگیری چه اتفاقی می افتد؟

برای جلسات بعدی یا بعدی، تقریباً به مدت 45 دقیقه با مشاور خود ملاقات خواهید کرد که طبق یک برنامه مورد توافق دوجانبه برنامه ریزی می شود. اگر مایل به مشاوره اضافی فراتر از آنچه CAPS می تواند ارائه دهد، ما با شما همکاری خواهیم کرد تا یک پزشک در جامعه محلی پیدا کنید.

در اوایل، شما با پزشک خود برای تعیین اهداف جلسات مشاوره خود کار خواهید کرد. تعیین اهداف روشن به شما کمک می کند تا پیشرفت خود را در مشاوره نظارت کنید. اگر سؤال یا نگرانی در مورد فرآیند مشاوره دارید، دریغ نکنید که این موارد را با پزشک خود مطرح کنید، که خوشحال می شود آنها را با شما در میان بگذارد. جهت دقیق تجربه مشاوره شما به مسائلی که در مشاوره وارد می کنید، دیدگاه پزشک و اهدافی که برای کار مشترک خود تعیین می کنید بستگی دارد.

درمان فردی (روان درمانی)

درمان فردی یک فرآیند مشترک بین یک درمانگر و یک فرد در حال درمان است. اهداف مشترک درمان می تواند القای تغییر یا بهبود کیفیت زندگی باشد. افراد ممکن است برای مشکلاتی که به تنهایی با آن‌ها سخت است به دنبال درمان باشند. به درمان فردی، درمان، روان درمانی، درمان روانی اجتماعی، گفتار درمانی و مشاوره نیز گفته می شود.   

درمان می تواند به افراد کمک کند تا بر موانع سلامتی خود غلبه کنند. می تواند احساسات مثبت مانند شفقت و عزت نفس را افزایش دهد. افراد در درمان می توانند مهارت هایی را برای مدیریت موقعیت های دشوار، تصمیم گیری سالم و رسیدن به اهداف بیاموزند. بسیاری از آنها از سفر درمانی خودآگاهی بیشتر لذت می برند. برخی از افراد حتی برای رشد خود به درمان مداوم می روند.

چه زمانی بهتر است به دنبال درمان باشید؟

اگر مشکلی باعث ناراحتی یا اختلال در زندگی روزمره شود، ممکن است زمان آن رسیده باشد که به دنبال درمان باشید. پریشانی می تواند به معنای افکار، احساسات، رفتارهای منفی یا حتی یک احساس بدنی مانند درد یا خستگی باشد. مهم است که قبل از رفتن به درمان صبر نکنید تا علائم شدید شوند. اگر اغلب ناراضی هستید یا نسبت به مسائل زندگی خود احساس ناامیدی و ناامیدی می کنید، ممکن است بهتر باشد به دنبال درمان باشید. اگر نمی‌توانید روی کار یا مدرسه تمرکز کنید، اعتیاد را تجربه کنید یا احساس کنید می‌خواهید به خود یا شخص دیگری آسیب برسانید، درمان می‌تواند به شما کمک کند.

برخی از افراد ممکن است از درمان اجتناب کنند و دلایل زیادی برای این وجود دارد. برخی از این دلایل عبارتند از:

  • نگران لکه ننگی باشید که می تواند با مراقبت از سلامت روان همراه باشد
  • احساس شرم در هنگام صحبت در مورد گذشته آزار دهنده است
  • نمی خواهم بپذیرم که چیزی اشتباه است
  • ترس از اینکه بحث در مورد درمان محرمانه بماند
  • مسائل پولی

با این حال، آمار مؤسسه ملی سلامت روان (NIMH) نشان می دهد که مسائل مربوط به سلامت روان در ایالات متحده رایج است. در واقع، از هر 5 بزرگسال، 1 نفر ممکن است مبتلا شود. ممکن است یادآوری این نکته مفید باشد که درمانگران متخصصان آموزش دیده ای هستند که حمایت می کنند و محرمانه بودن را حفظ می کنند. آنها برای کمک به افراد برای حل مسائل دردناک یا شرم آور عادت دارند. برخی از درمانگران نیز به افراد نیازمند، هزینه های کشویی یا سایر کمک های مالی ارائه می دهند. و اگرچه ننگ پیرامون سلامت روان هنوز هم می تواند مطرح شود، افراد بیشتری با صحبت در مورد گزینه های سلامت روان خود با افرادی که به آنها اعتماد دارند راحت می شوند.

یک درمانگر آموزش دیده می تواند به افراد کمک کند تا سبک زندگی خود را تغییر دهند. آنها همچنین می توانند به شناسایی علل زمینه ای علائم و ارائه استراتژی هایی برای تغییر افکار و رفتارهای ناخواسته کمک کنند. درمان می تواند افراد را به مهارت هایی برای مدیریت علائم، کاهش استرس و بهبود کیفیت زندگی مجهز کند. 

روان درمانی با چه چیزی می تواند کمک کند؟

درمان می تواند به درمان مشکلات ذهنی، عاطفی، فیزیکی و رفتاری کمک کند. نگرانی هایی که ممکن است در درمان مورد بحث قرار گیرند عبارتند از، اما محدود به موارد زیر نیستند:

چه کسی درمان فردی را ارائه می دهد؟

بسیاری از متخصصان بهداشت روان درمان را ارائه می دهند. استانداردهای تبدیل شدن به یک درمانگر معمولاً به هیئت صدور مجوز یک ایالت بستگی دارد . درمانگران اغلب دارای مدرک کارشناسی ارشد یا دکترا هستند. آنها همچنین ممکن است آموزش خاصی در زمینه مشاوره روانشناسی داشته باشند. دانش‌آموزانی که به سمت درجه پیشرفته کار می‌کنند ممکن است با راهنمایی یک سرپرست دارای مجوز، درمان را ارائه دهند.

درمانگران می توانند عناوین زیادی داشته باشند. اینها بر اساس سطح تحصیلات، آموزش و نقش آنها است. آنها می توانند به عنوان مشاوران حرفه ای دارای مجوز (LPC)، روانشناسان، درمانگران ازدواج و خانواده دارای مجوز (LMFT)، مددکاران اجتماعی بالینی دارای مجوز (LCSW)، پرستاران روانپزشکی ، یا روانپزشکان کار کنند.

مشاوره فردی یعنی چی؟

انتظار چه چیزی در طول درمان فردی

اولین جلسه درمان اغلب بر جمع آوری اطلاعات متمرکز است. یک درمانگر با فرد تحت درمان در مورد سلامت فیزیکی، روانی و عاطفی گذشته او صحبت می کند. آنها همچنین در مورد نگرانی هایی که فرد را به درمان می کشاند، بحث می کنند. ممکن است چند جلسه طول بکشد تا یک درمانگر درک خوبی از موقعیت داشته باشد. تنها در این صورت است که می توانند به نگرانی ها رسیدگی کنند و بهترین مسیر اقدام را تعیین کنند.

فرد تحت درمان همچنین می تواند از اولین جلسه خود برای تصمیم گیری در مورد اینکه آیا سبک درمانگر برای نیازهای او مناسب است یا خیر استفاده کند. یافتن درمانی که با آن راحت هستید برای درمان موفقیت آمیز حیاتی است. مهم است که در مورد نوع درمانی مورد استفاده، اهداف درمانی، طول جلسه و تعداد جلسات مورد نیاز صحبت کنید.

بسیاری از درمانگران افراد تحت درمان را تشویق می کنند تا بیشتر صحبت ها را انجام دهند. در ابتدا، ممکن است صحبت در مورد تجربیات گذشته یا نگرانی های فعلی سخت باشد. جلسات ممکن است احساسات شدیدی را برانگیزند. ممکن است در طول درمان ناراحت، عصبانی یا غمگین شوید. با این حال، درمانگران می توانند به افراد کمک کنند تا با پیشرفت جلسات، اعتماد به نفس خود را افزایش دهند و راحت تر شوند. 

درمانگران ممکن است “تکالیف” را برای کمک به افرادی که تحت مراقبت هستند تعیین کنند تا موضوعات مورد بحث در درمان را ایجاد کنند. افراد تحت درمان همچنین می توانند در هر مرحله از فرآیند سؤال بپرسند. با گذشت زمان، افراد تحت درمان ممکن است خلق و خوی مثبت تر و الگوهای فکری سالم تری داشته باشند.

افراد تحت درمان می توانند انتظار محرمانه بودن را در طول جلسات درمانی داشته باشند. اما، اگر فردی در خطر فوری آسیب رساندن به خود یا دیگران باشد، یک درمانگر ممکن است محرمانگی را بشکند. در صورتی که قانون فدرال یا ایالتی لازم باشد، درمانگران نیز ممکن است این کار را انجام دهند. بسیاری از درمانگران در اولین جلسه درمانی محدودیت های محرمانگی را توضیح می دهند و دستورالعمل های مکتوب ارائه می دهند.

روان درمانی چگونه کار می کند

اشکال زیادی از درمان وجود دارد. برخی از انواع درمان هنگام رسیدگی به مسائل مختلف بهتر از سایرین عمل می کنند. مرسوم است که درمانگران هنگام پرداختن به نیازهای یک فرد، ایده هایی را از رویکردهای مختلف ترکیب کنند.

درمان شناختی رفتاری (CBT) یکی از محبوب ترین و موثرترین انواع درمان است. این رویکرد به افراد کمک می کند تا به ارتباط بین افکار، احساسات و رفتارها نگاه کنند. سپس افراد می توانند الگوهای تفکر منفی را با الگوهای مثبت جایگزین کنند. باور CBT این است که افکار سالم اغلب احساسات مثبت و اقدامات سازنده را ترویج می کنند. 

سایر رویکردهای مؤثر عبارتند از:

  • رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT) : می تواند به افراد کمک کند تا با استرس کنار بیایند، تنظیم عاطفی را بهبود بخشند و روی روابط کار کنند.
  • روان درمانی بین فردی (IPT) : می تواند به ایجاد مهارت های رابطه کمک کند.
  • درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) : ممکن است آگاهی از افکار و احساسات را افزایش دهد.
  • درمان روان پویایی : می تواند به افراد کمک کند تا تجربیات ناخودآگاه و چگونگی تأثیر آنها بر رفتار را درک کنند.

درمان انفرادی چقدر طول می کشد؟

جلسات درمانی فردی اغلب از 45 تا 60 دقیقه طول می کشد. تعداد جلسات و مدت زمان آنها به عوامل زیادی بستگی دارد، از جمله:

  • وضعیت سلامت روان مورد بررسی و شدت آن
  • مدت زمانی که فرد تحت درمان این مشکل را داشته است
  • این موضوع چقدر بر زندگی روزمره تأثیر می گذارد
  • این موضوع چقدر ناراحتی ایجاد می کند
  • فرد تحت درمان چقدر سریع بهبود می یابد
  • محدودیت های مالی 

برخی از نگرانی ها را می توان از طریق درمان کوتاه مدت طی چند هفته برطرف کرد. با این حال، نگرانی های مزمن یا پیچیده تر می تواند به درمان طولانی مدت نیاز داشته باشد. گاهی اوقات، ممکن است بیش از یک سال طول بکشد تا پیشرفت قابل توجهی حاصل شود.

اثربخشی درمان فردی

حتی اگر درمان نتواند شرایطی را درمان کند، می‌تواند به افراد کمک کند تا مهارت‌های مقابله‌ای سالم را توسعه دهند. عزم فعال بودن در درمان و بهبودی برای دستیابی به اهداف درمانی و تقویت یک رابطه درمانی مثبت ضروری است . یافتن درمانگر مناسب نیز در روند درمان بسیار مهم است.

تحقیقات نشان می دهد که درمان ممکن است منجر به عود کمتر شرایط رایج، از جمله افسردگی متوسط و اضطراب شود. علاوه بر این، نشان می دهد که اثرات مثبت درمان خوب فراتر از درمان است. بسیاری از افراد مدت ها پس از پایان درمان، بهبود شرایط را گزارش می دهند. درمان اغلب موثرتر از داروهای روانگردان  یا درمان های پزشکی به تنهایی است. هنگامی که این درمان ها به تنهایی استفاده شوند، ممکن است عوارض جانبی مضری ایجاد کنند. بسیاری از رویکردهای درمانی نیز مبتنی بر شواهد هستند . این بدان معناست که آنها برای آزمایش اثربخشی آنها تحت مطالعات تحقیقاتی و مشاهدات بالینی قرار گرفته اند.

یافتن درمانگری که با او راحت هستید و همکاری با او می تواند به شما کمک کند تا بهترین نتیجه را از درمان ببرید. هنگامی که یک فرد در درمان باز و صادق باشد، درمانگران عموماً بهتر می توانند به هر موضوع رسیدگی کنند و رویکرد درمانی را در صورت نیاز تنظیم کنند. رفتن به درمان ممکن است در برخی روزها دشوار باشد. اما، مهم است که در هر جلسه شرکت کنید و تکالیف تعیین شده را تکمیل کنید. صبور بودن و پایبندی به برنامه درمانی می تواند موفقیت طولانی مدت در درمان را تسهیل کند. 

تاریخچه روان درمانی فردی

اصطلاح “روان درمانی” از کلمات یونانی برای روح و شفا گرفته شده است. یونانیان باستان ممکن است اولین کسانی باشند که مسائل مربوط به سلامت روان را به عنوان شرایط جسمی و روانی در نظر گرفته اند. در آن زمان، برخی از فرهنگ های دیگر آنها را نتیجه تسخیر شیطانی می دانستند. با این حال، درک یونانیان از مسائل مربوط به سلامت روان محدود بود. آنها فواید استفاده از کلمات تشویق کننده را هنگام صحبت با افراد مبتلا به مشکلات روانی تشخیص دادند. اما، آنها همچنین بسیاری از باورهای نادرست در مورد سلامت روان داشتند. به عنوان مثال، آنها فکر می کردند که فقط زنان هیستری را تجربه می کنند . همچنین اعتقاد بر این بود که حمام کردن یک درمان موثر برای افراد مبتلا به افسردگی است.

درمان بیماری‌های روانی شدید اغلب خشن و غیرانسانی بود تا اینکه اصلاح‌طلبان برای شرایط بهتر در قرن هجدهم تلاش کردند. در سال 1773، اولین پناهگاه در آمریکای شمالی تأسیس شد. در پایان قرن نوزدهم، اکثر شهرهای آمریکا دارای پناهگاه بودند. با این حال، افراد پذیرفته شده در پناهندگی به ندرت مرکز را ترک می کردند. این منجر به افزایش پیوسته جمعیت افراد نهادینه شد. غیر معمول نبود که مراقبت در پناهگاه ها شامل استفاده از محدودیت ها و رفتار خشونت آمیز توسط پزشکان باشد.

این احتمال وجود دارد که انواع غیررسمی درمان در طول تاریخ بشر انجام شده باشد. با این حال، روان درمانی مدرن در اواخر قرن نوزدهم در اروپای غربی توسعه یافت. در این زمان، اولین آزمایشگاه برای تحقیقات روان‌شناختی توسط ویلهلم وونت تأسیس شد و   «درمان گفتاری» زیگموند فروید پایه‌های روانکاوی را پایه‌گذاری کرد . 

بسیاری از تکنیک های درمانی در قرن بیستم شکوفا شد. این تکنیک ها عمدتاً از مکاتب فکری رایج در آن زمان الهام گرفته شده بودند. برخی از این مکاتب فکری عبارتند از روانکاوی، رفتارگرایی ، شناخت گرایی و روانشناسی سیستمی . در قرن بیست و یکم، درمان‌های زیادی وجود دارد که زمینه‌های متنوعی مانند ذهن آگاهی و زیست‌شناسی عصبی را در بر می‌گیرد. بسیاری از رویکردها بر کمک به افراد در درمان تمرکز دارند تا نگرانی‌های خود را شناسایی کنند، رشد شخصی را تقویت کنند و مهارت‌های مقابله سالم را توسعه دهند .

منابع:

  1. باتلر، کی، کوپر، جی، و ویلی، ام اس (2012). تاریخچه مختصری از روان درمانی: موزاییکی از شبکه ساز روان درمانی، 1982-2012. برگرفته از https://www.psychotherapynetworker.
    org/magazine/article/268/a-brief-history-of-psychotherapy
  2. گودوین، جیمز سی (2008). تاریخچه روانشناسی مدرن،  ویرایش سوم . دانورز، MA: جان وایلی و پسران.
  3. مشاوره فردی. (دوم). دانشگاه ایالتی سام هیوستون برگرفته از https://www.shsu.edu/dept/counseling/individual-therapy.html
  4. درمان فردی. (دوم). مرکز مشاوره و سلامت روانی، دانشگاه ماساچوست. برگرفته از https://www.umass.edu/counseling/services/individual-therapy
  5. روان درمانی. (2016، 17 مارس). کلینیک مایو. برگرفته از https://www.mayoclinic.org/tests-procedures/psychotherapy/home/ovc-20197188
  6. سرویس صدا و سیما. (2002). جدول زمانی: درمان بیماری های روانی. یک جنون درخشان . برگرفته از http://www.pbs.org/wgbh/amex/nash/timeline
  7. شناخت اثربخشی روان درمانی. (2012). انجمن روانشناسی آمریکا. برگرفته از http://www.apa.org/about/policy/resolution-psychotherapy.aspx
  8. مرکز مشاوره ستاره ایرانیان (1400). روانشناسی فردی نوین چیست؟ MMSI.ir

در سال 1401 خودت را بیشتر بشناس

شناسایی احساسات خود

درک احساسات و عواطف می تواند یک سفر دشوار باشد، حتی زمانی که می دانید چگونه آن را انجام دهید. 

در این مقاله به شما کمک می کنیم تا در مسیر درک احساسات و عواطف و تأثیر آنها بر زندگی خود پیمایش کنید.

مرحله 1: نقش بازی احساسات

آگاهی عاطفی توانایی شناسایی و درک احساسات و عواطف شماست. یکی از مهمترین عوامل تعیین کننده در نحوه ارتباط شما با خود و دیگران، سطح آگاهی عاطفی شماست . این بر هر بخش از زندگی شما تأثیر می گذارد، از احساس شما، انتخاب هایی که می کنید و کارهایی که برای مدیریت سطح استرس خود انجام می دهید.

افرادی که از نظر عاطفی آگاه هستند بهتر می توانند به دیگران گوش دهند و احساسات آنها را درک کنند (این همدلی است). آنها همچنین با صمیمیت راحت‌تر هستند زیرا می‌دانند باز بودن در مورد احساسات خود چه احساسی دارد.

افرادی که بیشتر با درک احساسات و عواطف هماهنگ هستند، از خود تصویر سالم تری نیز دارند و احتمال کمتری دارد که وقتی مشکلی پیش می آید از نظر عاطفی ناراحت شوند.

توانایی تشخیص آنچه در هر لحظه احساس می کنید به شما امکان می دهد در مورد بهترین راه تصمیم گیری کنید. شما می توانید تصمیم بگیرید که اقدامی انجام دهید یا کاری انجام ندهید، اما حداقل درک بهتری از گزینه های خود خواهید داشت.

علاوه بر این، شناسایی دقیق احساسات به شما کمک می کند تا چیزهای مهم را از چیزهای بی اهمیت جدا کنید. شما یاد می گیرید که به غرایز خود اعتماد کنید و آنچه در درون شما می گذرد را نادیده نگیرید.

مرحله 2: احساسات خود را قضاوت نکنید

اولین قدم برای درک احساسات و عواطف خود این است که یاد بگیرید چگونه آنها را بدون قضاوت بپذیرید. 

این می تواند دشوار باشد زیرا به بسیاری از ما آموزش داده شده است که احساس کردن برخی از احساسات، مانند خشم یا غم، مشکلی ندارد. 

با این حال، همه احساسات مفید و مهم هستند. به عنوان مثال، گریه کردن، راهی طبیعی برای رها کردن احساسات فروخورده و رهایی از استرس است. نه تنها این، بلکه گریه کردن در واقع انتقال دهنده های عصبی (مانند اکسی توسین و اندورفین) را آزاد می کند که به شما کمک می کند تا احساسات مثبت بیشتری داشته باشید. 

آگاه بودن از نظر عاطفی به این معنا نیست که بر روی احساسات خود متمرکز شوید، همیشه در مورد آنها بحث کنید، یا حتی بر اساس آنها عمل کنید، بلکه صرفاً تأیید، پذیرش و پردازش آنها به محض ظهور است . 

احساساتی که بیان یا درک نمی شوند می توانند در دوره های زمانی طولانی بسیار مخرب باشند. آنها می توانند منجر به استرس و اضطراب و همچنین مشکلات سلامتی از جمله بیماری قلبی، بی خوابی، سردرد و اختلالات گوارشی شوند. اندوه حل نشده می تواند منجر به چیزی شود که به عنوان غم پیچیده شناخته می شود که پردازش آن بسیار دردناک تر و دشوارتر از درد اصلی است. 

وقتی احساسات خود را مهار می کنیم ، آنها از ما جدا می شوند و از کنترل ما خارج می شوند . با آگاه کردن آنها، می توانیم آنها را شناسایی کرده و رفتار خود را به طور مؤثرتری هدایت کنیم.

سعی کنید قضاوت هایی را که در مورد احساسات خود دارید کنار بگذارید و آنها را صرفاً به عنوان بخشی از انسان بودن بپذیرید. تنها در این صورت است که می توانید روند یادگیری نحوه مدیریت آنها را به روشی سالم آغاز کنید.

شناسایی احساسات خود

مرحله 3: هر احساسی چه چیزی می خواهد به شما بگوید

در برخی موقعیت‌ها، ممکن است در نام‌گذاری آنچه احساس می‌کنید مشکل داشته باشید . این ممکن است در صورتی اتفاق بیفتد که در برخی از احساسات قوی مانند غم و اندوه غرق شده باشید. 

در این مورد، توجه به اینکه بدن شما چگونه واکنش نشان می دهد و چه افکاری در ذهن شما می گذرد، کمک می کند. با نامگذاری این واکنش ها، می توانید شروع به شناسایی احساساتی کنید که باعث ایجاد آنها می شود. شاید کمک کند از خود بپرسید:

  1.  بدن من به من چه می گوید؟ اگر غرق شدید و نمی دانید چه احساسی دارید، به آنچه بدنتان انجام می دهد توجه کنید: آیا شانه هایتان منقبض هستند؟ آیا در گودال شکم شما گره وجود دارد؟ آیا بدون اینکه متوجه شوید فک یا مشت خود را به هم فشار می دهید؟
  2. ذهن من به من می گوید چه احساسی دارم؟ ممکن است افکاری مانند: «احساس می‌کنم اتفاق بدی در شرف وقوع است» یا «این وضعیت منصفانه نیست» را تجربه کنید به این افکار توجه کنید و ببینید آیا به شما کمک می‌کنند تا احساستان را تشخیص دهید.
  3. سپس از خود بپرسید: «احساسات من می‌خواهند به من چه بگویند؟» هر احساسی پیامی برای شما دارد، اگر برای یادگیری آن وقت بگذارید. وقتی از احساس یا احساسی آگاه شدید، یک قدم به عقب بردارید و سعی کنید معنی آن را بفهمید. 

همچنین ممکن است همزمان بیش از یک احساس را تجربه کنید. 

به عنوان مثال ، ممکن است به طور همزمان احساس خشم و صدمه، یا گناه و خجالت کنید. هنگامی که این اتفاق می افتد، سعی کنید با هر احساس جداگانه مقابله کنید. هنگامی که احساسات شما واضح است، استفاده از راهبردهای مقابله ای مناسب که اثرات منفی آنها را پراکنده می کند، آسان تر است.

صدای خشم

در هنگام عصبانیت ممکن است متوجه شوید که قلبتان تندتر از حد معمول می‌زند، تندتر نفس می‌کشید و شاید کمی می‌لرزید ممکن است صورت و گردن شما احساس گرما کند و مشت های شما ممکن است گره کند. وقتی عصبانی می‌شویم، معمولاً می‌خواهیم فریاد بزنیم، چیزهایی را پرتاب کنیم، و حتی به طرف مقابل تهمت بزنیم. 

ممکن است افکاری مانند “من از او متنفرم” یا “باورم نمی‌شود که او این کار را کرده است” را تجربه کنید. “این مسخره است” یا “این منصفانه نیست!” احساسات شدید خصومت؛ انگیزه سرزنش دیگران برای مشکلاتتان؛ مشکل در تمرکز و/یا افکار در مورد انتقام.

خشم یک احساس یا هیجان شدید است که می تواند توسط یک رویداد منفی یا تعامل ایجاد شود. خشم به شما می‌گوید که به نوعی عمل کنید – مثبت یا منفی. این می تواند منجر به پرخاشگری شود، زیرا بدن شما خود را برای نوعی تلافی فیزیکی آماده می کند.

خشم می تواند به ما بگوید که چیزی اشتباه است و نیاز به توجه دارد. عصبانیت همچنین ممکن است نشان‌دهنده این باشد که چیزی ناعادلانه به نظر می‌رسد – برای مثال، اگر با وجود اینکه بهترین شماره‌ها را در دفتر دارید، اگر در محل کار شما را برای ارتقای شغلی از دست بدهید، ممکن است عصبانی شوید. 

ممکن است لازم باشد حد و مرزهای مناسبی تعیین کنید، یا یاد بگیرید که چگونه خشم خود را به گونه‌ای ابراز کنید که به خود و دیگران آسیب نرساند، مانند یادگیری «نه» گفتن یا وقت گذاشتن برای خنک شدن. اگر با عصبانیت دست و پنجه نرم می کنید، کمی وقت بگذارید تا درباره سرزنش، شرمساری و کنترل اظهارات بیشتر بدانید. تمام تلاش خود را برای برقراری ارتباط سالم انجام دهید، حتی زمانی که احساس می‌کنید خشم بهترین‌ها را از شما گرفته است. خشم می تواند چیز خوبی باشد اگر اجازه دهیم به ما انگیزه دهد تا شرایط یا رفتارهایمان را برای بهتر شدن تغییر دهیم. 

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد نحوه پاسخ دادن به زمانی که احساس عصبانیت می کنید، وبلاگ ما را بررسی کنید: چگونه در اطراف کسانی که دکمه های شما را فشار می دهند آرام بمانیم

صدای غم

زمانی که احساس غمگینی می کنیم ممکن است احساس سنگینی در قلب و قفسه سینه داشته باشیم و گریه کنیم و بیشتر احساس کنیم نیاز به کناره گیری از مردم داریم . غم و اندوه می تواند باعث بی حالی ما شود و ممکن است نتوانیم به خوبی روی چیزی غیر از درد خود تمرکز کنیم. 

هنگامی که افراد احساس غم یا اندوه می کنند، اغلب احساس پوچی یا ناامیدی شدیدی را تجربه می کنند . افکاری مانند “این درد هرگز از بین نمی رود” یا “من تنها هستم”؛ انگیزه کناره گیری، خوابیدن یا گریه کردن؛ مشکل در تمرکز، و/یا افکار در مورد تمایل به اجتناب از زندگی.

غم و اندوه احساسی است که می تواند در اثر بسیاری از اتفاقات مانند از دست دادن یکی از نزدیکان، از دست دادن شغل و حتی از هم گسیختگی یک رابطه ایجاد شود. 

احساس غم و اندوه اغلب به ما می گوید که چیزی در زندگی ما کم است یا اینکه فقدان یا ناامیدی رخ داده است. غم و اندوه نشانه نیاز به آرامش و حمایت است. این می تواند به این معنی باشد که ما باید از خود مراقبت کنیم و به خود فرصت دهیم تا بهبود پیدا کنیم.

صدای ترس

وقتی احساس ترس می کنید، ممکن است ضربان قلبتان تند و سخت باشد، ممکن است کمی شروع به عرق کردن کنید، احساس تنگی نفس کنید یا هوای بیش از حد را بالا ببرید . ممکن است در تمام بدنتان دچار تنش شوید یا حتی تمام بدنتان تکان بخورد . ممکن است یک گودال در شکم خود داشته باشید یا نسبت به آنچه قرار است اتفاق بیفتد   احساس ترس داشته باشید.

اگر با تهدیدی روبرو شوید، بدن شما برای مبارزه یا فرار آماده می شود. زمانی که می ترسیم، برای ما عادی است که احساس می کنیم دچار مشکل می شویم و در تمرکز یا تفکر واضح مشکل داریم. ممکن است افکاری مانند “من غش کنم” یا “من را از اینجا بیرون کن!” من میخواهم بدوم!” 

ترس یکی از ابتدایی ترین و اولیه ترین احساسات ما به عنوان انسان است. ترس یک واکنش عاطفی به یک تهدید قابل درک از خطر، درد یا آسیب است. وقتی کسی احساس ترس می کند، معمولاً غریزه بقا است که به او کمک می کند از یک موقعیت خطرناک اجتناب کند یا حداقل از خطر بالقوه اطراف خود آگاه باشد.

ترس بهت میگه فرار کن! در حالی که ترس پاسخی به تهدید فعلی است، اضطراب احساسی است که اغلب با ترس از اتفاق بدی در آینده ایجاد می شود . اضطراب اغلب تجربه می شود حتی اگر هیچ تهدید واقعی وجود نداشته باشد، فقط یک تهدید درک شده است. اضطراب ممکن است به این معنی باشد که زمان آن فرا رسیده است که کنترل احساسات یا موقعیت خود را دوباره به دست آورید. همچنین ممکن است به این معنی باشد که شما باید چیزهایی را که تحت کنترل شما نیستند رها کنید.

صدای تعجب

وقتی تعجب می کنید سرعت قلبتان بالا می رود و ممکن است احساس بیداری کامل ، سرگیجه و سبکی سر کنید. ممکن است یک تکان انرژی را در سراسر بدن تجربه کنید. ممکن است احساس کنید در جای خود یخ زده اید یا غرق شده اید . ممکن است افکاری مانند «مطمئن نیستم چه کار کنم» یا «نمی‌دانم چگونه واکنش نشان دهم» داشته باشید. 

غافلگیری احساسی است که می تواند توسط رویدادها/تعاملات شوکه کننده یا غیرمنتظره ایجاد شود. احساس غافلگیری معمولاً ریشه در احساس غافلگیر شدن دارد. 

همچنین می‌تواند ریشه در احساس چیزهای خنثی یا مثبتی داشته باشد که به طور غیرمنتظره اتفاق می‌افتند، مانند دریافت یک تعریف یا ترفیع در محل کار. Surprise به شما می گوید که زمان آن رسیده است که اطلاعات را کاهش داده و پردازش کنید، زیرا اتفاق غیرمنتظره ای رخ داده است.

صدای انزجار 

زمانی که منزجر هستید، ممکن است ضربان قلب شما تندتر یا کندتر از حد معمول باشد. ممکن است در معده خود حالت تهوع یا بیماری داشته باشید ، گویی که می خواهید استفراغ کنید . ممکن است افکاری مانند “خیلی بد است!” یا “چطور کسی می تواند این کار را انجام دهد؟”

انزجار معمولاً توسط چیزی ایجاد می شود که ناخوشایند، توهین آمیز یا غیراخلاقی تلقی می شود. این احساس ریشه در ایده اجتناب از مواد مضر مانند غذای فاسد یا مواد شیمیایی سمی دارد. انزجار این است که به شما می گوید برای امنیت خودتان چیز دفعی را از خود دور کنید. 

صدای خوشبختی

شادی معمولاً در اثر رویدادهای مثبت یا تعاملاتی ایجاد می شود که احساس خوبی در شما ایجاد می کند. وقتی خوشحال هستید ممکن است احساس رضایت و شادی را تجربه کنید . گاهی اوقات شادی می تواند با کوچکترین چیزهایی مانند یک تعریف و تمجید یا اتمام به موقع یک کار ایجاد شود. 

شادی شما را به چیزهایی که برایتان مهم هستند سوق می دهد، مانند داشتن روابط مثبت با دیگران، به دست آوردن مهارت ها یا توانایی های جدید و احساس تعلق داشتن.

صداهای گناه و شرم

احساس گناه احساسی در مورد عمل فردی است که فرد مرتکب شده است. وقتی احساس گناه می‌کنید، احساس درد شدیدی در قلبتان می‌کند و ممکن است بخواهید با کسی که آسیب دیده‌اید جبران کنید. احساس گناه نتیجه انجام کاری است که قوانین یا قوانین اخلاقی شخصی شما را نقض می کند . زمانی که افراد احساس گناه می کنند، اغلب افکاری مانند “من کار بدی انجام دادم” یا “من باید کار متفاوتی انجام می دادم” به سراغشان می آید. 

از طرف دیگر، شرم می تواند مانند وزنه سنگینی باشد که بر روی شانه های شما قرار می گیرد و ممکن است احساس کنید که نیاز دارید از دیگران پنهان شوید . شرم یک احساس منفی است که بر خود متمرکز است. “خود” همان چیزی است که شما به عنوان یک شخص هستید. وقتی فکر می کنیم که ما به عنوان یک شخص معیوب و معیوب است، احساس شرم می کنیم. هنگامی که مردم احساس شرم می کنند، افکاری مانند ” من بد هستم” یا ” من بی ارزش هستم” در سرشان وجود دارد.

شرم می تواند تأثیر مخربی بر عزت نفس و احساس هویت شما داشته باشد. هنگامی که شرم در زندگی ما بی توجه می شود، اغلب باعث می شود احساس ناامنی ، مورد بی مهری و تنهایی داشته باشیم . این به معنای دور کردن دوستان و خانواده است که در غیر این صورت می توانند حمایت کنند. 

از سوی دیگر احساس گناه نشان می دهد که ممکن است کاری که انجام دادیم اشتباه بوده باشد، اما اینکه چه کسی هستیم اشتباه نیست. این می تواند به ما کمک کند تا بفهمیم رفتار ما به کسی آسیب رسانده یا یک رابطه مهم را شکسته است و ممکن است انگیزه لازم برای عذرخواهی و آشتی را فراهم کند.

اگر می‌خواهید درباره مقابله با شرم بیشتر بدانید، مقاله ما را بررسی کنید: چگونه از شرم عبور کنیم با تماس با طرف خلاق خود .

مرحله 4: افکار و احساسات خود را ثبت کنید

می‌توانید با عادت کردن به ثبت احساسات روزانه، هر بار که چیزی جدید یا متفاوت احساس می‌کنید، گوش دادن و درک احساسات و عواطفی را که تجربه می‌کنید، تمرین کنید. این به شما کمک می کند تا الگوهای خود را شناسایی کنید و بینشی از احساس خود در طول زمان به شما می دهد.

از خود بپرسید: چه چیزی این احساس را در من ایجاد می کند؟ اگر احساس اضطراب می کنید، چه چیزی باعث آن می شود؟ آیا کار دشواری در آینده شما وجود دارد که ممکن است به اضطراب عملکرد منجر شود؟ اگر احساس غمگینی دارید، چرا چنین احساسی دارید؟ آیا در حال تماشای فیلم یا نمایشی هستید که احساسات شما را برانگیزد؟ اوایل امروز چه اتفاقی افتاد که ممکن است باعث ایجاد این احساس شود؟

به هر موقعیتی نگاه دقیق تری بیندازید و مشخص کنید چه چیزی باعث این احساسات می شود. هنگامی که بتوانید محرک های خود را بشناسید، بهتر آماده خواهید شد تا از احساسات منفی آینده خودداری کنید، یا حداقل یاد بگیرید که چگونه به طور موثرتر با آنها کنار بیایید.

افکار منفی همچنین می توانند نقش مهمی در شکل دادن به احساسات داشته باشند و در بسیاری از موارد در واقع احساساتی را ایجاد می کنند که ما در پاسخ به آنها تجربه می کنیم. 

برای مثال: اگر فکر می‌کنید «نمی‌توانم» یا «من هرگز نمی‌توانم این کار را انجام دهم»، ممکن است در نهایت احساس اضطراب، غرق شدن و استرس داشته باشید. با این حال، زمانی که آن افکار را با چیزی مانند «این واقعاً چالش برانگیز است، اما من حاضرم تمام تلاشم را بکنم» جایگزین کنید، ممکن است در نهایت احساس اعتماد به نفس و کنترل بیشتری داشته باشید.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تفکر منفی که می تواند بر احساسات شما تأثیر بگذارد، پست مربوط به تحریفات شناختی را بررسی کنید → اینجا 

افکاری را که مستقیماً با احساساتی که دارید مرتبط هستند، شناسایی کنید. اگر می‌خواهید تفکر منفی را به چالش بکشید، سعی کنید افکار جایگزین و مثبت‌تری را در مورد یک موقعیت یادداشت کنید و ببینید که چگونه خلق و خوی شما را تغییر می‌دهد.

مرحله 5: واژگان عاطفی خود را گسترش دهید

ایجاد واژگان بزرگتر برای درک احساسات و عواطف می تواند مفید باشد. ایجاد فهرستی از کلمات احساسی و مرتب کردن آنها از کم ناراحت کننده ترین به آزاردهنده ترین می تواند به شما کمک کند احساس خود و در نتیجه نیازتان را شناسایی کنید. 

فرض کنید احساس عصبانیت می کنید، ممکن است از خود بپرسید که آیا «کمی آزرده»، «تحریک»، «عصبانی» یا حتی «عصبانی» هستید. کلمه ای که انتخاب می کنید می تواند به شما کمک کند نقطه شروع و شدت احساسات خود را شناسایی کنید.

سپس می‌توانید بر این اساس برنامه‌ریزی کنید و در جهت حل یا مدیریت احساسات خود قدم بردارید. کلمات مناسب تصویر واضح تری از آنچه در حال گذراندن آن هستید ترسیم می کند و به شما کمک می کند آن احساسات را بهتر به دیگران بیان کنید.

برای بهبود دایره لغات احساسی خود، لیست احساسات را در اینجا بررسی کنید

مرحله 6: احساسات خود را به اشتراک بگذارید

رایج ترین روشی که بسیاری از افراد احساسات منفی را از خود دور می کنند، صحبت کردن در مورد آنها یا به اشتراک گذاشتن آنها با شخصی است که به آنها اعتماد دارند. نیازی نیست که وارد جزئیات شوید، فقط با صدای بلند افکاری را که آزاردهنده هستند بیان کنید تا حدی از شدت آنها کاسته شود و دستیابی به دیدگاه وسیع تری آسان تر شود.

صحبت کردن و درک احساسات و عواطف نیز یکی از بهترین راه ها برای مرتب کردن آنهاست. اغلب، زمانی که عصبانی یا می ترسیم، مشکل بزرگتر از آنچه هست به نظر می رسد. با صحبت کردن با کسی که بدون قضاوت کردن یا حالت تدافعی به حرف‌ها گوش می‌دهد، می‌توانیم بینشی در مورد چگونگی حل مؤثر موقعیت به دست آوریم.

مرحله 7: به یک درمانگر مراجعه کنید 

اگر احساس می‌کنید که درک نکردن احساسات و عواطف شروع به تداخل در فعالیت‌هایی مانند کار، مدرسه یا روابط کرده‌اند، ممکن است زمان آن فرا رسیده باشد که با فردی صحبت کنید که آموزش دیده است تا به شما کمک کند تا احساسات خود را به روشی منظم مدیریت کنید. 

درمانگران می‌توانند به شما کمک کنند تا بفهمید که چگونه افکار خاص، احساسات فیزیکی، رفتارها و تجربیات گذشته با هم کار می‌کنند تا احساس اضطراب، شرم و غیره را ایجاد کنند. آنها همچنین می‌توانند به شما استراتژی‌هایی را برای «زمینه‌سازی» زمانی که احساس می‌کنید تحت فشار قرار می‌گیرید، آموزش دهند.

این ما را به پایان این پست در مورد درک احساسات و عواطف می رساند. 

درمان اعتیاد رفتاری

درمان اعتیاد رفتاری

اعتیاد رفتاری چیست و در مورد روش های درمانی اعتیاد رفتاری چه چیزهایی می دانید؟ واژه اعتیاد افراد را به یاد مواد مخدر می اندازد اما امروزه خانواده ها و افراد درگیر اعتیادهای جدیدی می شوند که به اعتیاد های رفتاری معروف هستند، اعتیادهای رفتاری شامل اعتیاد به قمار، اعتیاد به رابطه جنسی، اعتیاد به اینترنت و غیره می شود.

برای درمان اعتیاد رفتاری، می توان از درمان های سنتی و شناخته شده در زمینه اعتیاد به مواد مخدر، الکل و داروهای اعتیاد آور استفاده کرد، هم چنین برای درمان اعتیاد رفتاری روش های درمانی نوینی طراحی شده است که در ادامه این مقاله به بررسی آن ها می پردازیم و مطالعه آن می تواند برای شما مفید باشد.

درمان اعتیاد رفتاری، قدم اول شناخت اعتیاد رفتاری

بسیاری از افراد اعتیاد رفتاری را نمی شناسند و در مورد آن هیچ آگاهی ندارند به همین دلیل این مسئله توسط افراد و خانواده ها نادیده گرفته می شود. در این خصوص باید آگاهی و اطلاعات خود را افزایش دهید و با علائم و نشانه های اعتیاد آشنا شوید.

اعتیاد رفتاری متنوع است و هر کدام از انواع آن نشانه های مخصوص به خودشان را دارند به عنوان مثال علائم اعتیاد جنسی با اعتیاد به اینترنت متفاوت می باشد. به طور کلی مهم ترین نشانه های اعتیاد رفتاری شامل موارد زیر می شود:

  • درگیری ذهنی در مورد رفتار
  • ناتوانی کنترل بر فعالیت مورد نظر
  • ایجاد آسیب های مالی و جانی برای خود و اطرافیان

علائم و عوارض اعتیاد رفتاری

اعتیاد رفتاری با علائم و عوارضی همراه می باشد اما شدت و تعداد دفعات اعتیاد رفتاری در افراد مختلف، متفاوت است به همین دلیل اعتیاد رفتاری مانند اعتیاد به الکل اختلالاتی در عملکرد زندگی افراد به وجود می آورد که برخی از آن ها عبارت اند از:

  • درگیر فکری با فعالیت حتی در صورتی که آن زمان فعالیت انجام داده نمی شود.
  • دفعات انجام کار افزایش یافته، حتی زمان انجام فعالیت هم ممکن است افزایش یابد.
  • درگیر وسواس فکری عملی می شود و حس اجبار به سراغش می یابد تا به طور مکرر این رفتار را انجام دهد.
  • نسبت به دفعات قبلی، افزایش مدت زمان و دفعات صورت می گیرد.
  • ممکن است فرد مبتلا به اعتیاد رفتاری، خانواده و اطرافیانش با خطرات مالی و جانی رو به رو شوند.
  • بدون توجه به خطرات و عوارض آن، این رفتار به صورت مکرر و افزایشی انجام می شود.
  • منجر به بروز مشکلاتی در جنبه های مختلف زندگی از جمله شغلی، تحصیلی و روابط می شود.
  • در درمان اعتیاد رفتاری موفق نیست و تلاش ها بی نتیجه است.
  • تصمیم در خصوص ترک اعتیاد می گیرد اما در قطع یا کاهش آن فعالیت ناتوان است.

اگر علائم و نشانه های اعتیاد را در انجام رفتارهایی نظیر قمار، سکس، بازی های ویدیویی و غیره تجربه می کنید برای جلوگیری از پیشرفت و پیشگیری باید از مشاور و روانشناس کمک بگیرید تا اعتیاد را به موقع تشخیص دهند و برای رفع آن اقداماتی را انجام دهید.

روش های درمان اعتیاد رفتاری

اعتیاد رفتاری هر کدام ویژگی های خاص خودشان را دارند و روش های درمانی آن ها متفاوت است. در صورتی که فرد در برابر رفتارهای منفی و تکرار شونده تسلیم شود، با آسیب های روانی بسیاری رو به رو خواهد شد.

در این شرایط باید نشانه های اعتیاد رفتاری را شناخت و برای کاهش و توقف آن تلاش نمود، هم چنین هدف از این روش ها جلوگیری از تکرار خارج از کنترل فعالیت و کاهش و توقف آن است.

روان درمانی فردی

روان درمانی فردی در خصوص اعتیاد رفتاری به شیوه درمان شناختی رفتاری استفاده می شود. در این روش درمانگر ابتلا مسائلی مانند شرایط روانی، شرایط پزشکی، مصرف مواد و اعتیاد به الکل و شرایط خانوادگی را مورد بررسی قرار می دهد و در این زمینه سوالاتی را می پرسد.

این سوالات به درمان گر کمک می کند تا شیوه درمانی مناسبی را انتخاب نماید و هم چنین به تغییر رفتار فرد کمک کند.

درمان به این روش بر روی افکار فرد تمرکز می کند زیرا نحوه تفکر فرد بسیار مهم است و عامل تعیین کننده نوع رفتار و احساسات فرد می باشد. با تغییر رفتار مثبت به جای رفتار منفی می توان منجر به تغییر رفتار فرد شد. هم چنین درمانگر در این روش با بررسی و ارائه راهکارهایی به فرد کمک می کند که در زیر مواردی بیان شده است:

  • درمانگر به بررسی افکار اعتیادی می پردازد و سعی می کند ریشه و علل اصلی گرایش به سمت اعتیاد رفتاری را پیدا کند.
  • تلاش می کند رفتارهای منفی را درمان کند و اعتیاد به این رفتارها را رفع نماید و رفتارهای مثبت را جایگزین رفتار منفی کرده و با تمرین سعی دارد رفتارهای مثبت تداوم بیش تری داشته باشد.
  • در جلسات درمانی آموزش هایی در خصوص مقابله با وسوسه صورت می گیرد و هم چنین به افراد یاد می دهد چطور از بازگشت خود به سمت اعتیاد رفتاری پیشگیری نمایید.

درمان گروهی

در درمان گروهی، چند درمانجو با هدایت یک درمانگر مورد درمان قرار می گیرند و سعی می کنند تجربیات خود را به اشتراک بگذارند. جلسات گروهی در کنار روان درمانی استفاده می شود.

افرادی که درگیر اعتیاد رفتاری مانند سایر اعتیاد ها شده اند در این جلسات شرکت می کنند تا با روش های مقابله ای به خوبی آشنا شوند  و با کمک تجربیات دیگران، ترک و درمان بهتری داشته باشند و برای ترک و درمان تشویق شوند.

جلسات خانواده درمانی

زمینه های محیطی و خانوادگی در شکل گیری رفتار تاثیر بسیاری دارد، هم چنین اعتیاد رفتاری، آسیب ها و خطراتی برای فرد و خانواده اش ایجاد می کند. به همین دلیل استفاده از جلسات خانواده درمانی اهمیت بسیاری دارد، زیرا بسیاری از خانواده ها با این اعتیاد آشنا نیستند و نمی دانند چطور باید با عزیزانشان برخورد کنند.

این عدم آگاهی آن ها ممکن است رفتارهای نامناسبی به وجود آورد و باعث تشدید اعتیاد فرد شود. شرکت در جلسات خانواده درمانی به آگاهی آن ها می افزاید و باعث می شود اطلاعات آن ها در این خصوص افزایش یابد، برگزاری این جلسات بر روی روند درمان تاثیر بسیاری می گذارد و مفید است.

تکنیک های هنر درمانی

فرد در تکنیک هنردرمانی از خلاقیت خود استفاده می کند و سعی می کند در قالب آثار هنری، درونیات خود را به نمایش بگذارد.

در حقیقت فردی که به اعتیاد رفتاری مبتلا شده است سعی می کند عمیق ترین احساساتش را نسبت به فعالیت اعتیادآور در کار هنری نشان دهد و از روش هایی مانند تخیل فعال، گشتالت و دست سوم استفاده می کند. البته در ایران از این روش به ندرت استفاده می شود و درمانگران معدودی از هنر درمانی برای ترک اعتیاد استفاده می کنند.

مراقبه

با استفاده از تکنیک های ذهن آگاهی، مراقبه و تنفس صحیح می توان سلامت روان را تقویت کرد این روش برای ارتقا بهزیستی موثر می باشد و به شما کمک می کند تا آگاهی خود را افزایش دهید و به جای فرار از موقعیت و نادیده گرفتن تجربیات سعی کنید اطلاعات خود را بروز کنید.

در این شرایط به احساسات و تجربیات خود اجازه می دهید تا به صورت دقیق و صحیح مورد استفاده قرار گیرند در نتیجه سعی کنید راه حل ها و راهکارهای صحیح را برای ترک به کار گیرید، زیرا این امر به حل مشکلات کمک می کنید و در نهایت می توانید ترک اعتیاد موفقیت آمیزی داشته باشید.

پیگیری درمان اعتیاد رفتاری

بعد از این که دوره درمان کامل شد، درمان جو باید پیگیری لازم را انجام دهد تا دوباره به سمت اعتیاد بازنگردد، این پیگیری می تواند با شرکت در جلسات حضوری، تلفنی و نظارت اطرافیان صورت گیرید.

هم چنین زمانی که اعتیاد رفتاری مورد درمان قرار می گیرد در طی دوره های روان درمانی فردی، خانواده درمانی و گروه درمانی مورد پیگیری قرار می گیرد تا پیشگیری های لازم صورت گرفته و فرد دوباره به سمت اعتیاد برنگردد.

روش های مقابله ای و تمریناتی که در دوره درمان آموزش داده شده و مورد استفاده قرار می گیرند بعد از دوره دوباره مورد پیگیری قرار گرفته تا فرد ترک موفقیت آمیزی داشته باشد.

روش هایی که در این مقاله بیان شد غیردارویی می باشند و امروزه بیشتر از متدهای روان درمانی برای درمان و ریشه یابی مشکلات روانی و رفتاری استفاده می شود از این روش های می توان به درمان شناختی رفتاری اشاره نمود.

آشنایی با مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

مرکز مشاوره ستاره ایرانیان از مشاوران و متخصصان با تجربه تشکیل شده اند و خدماتی در زمینه های روانشناسی اعم از خانواده، ازدواج، اعتیاد، جنسی، کودک، مشاوره شغلی، تحصیلی و غیره انجام می دهند و از بهترین و جامع ترین مراکز خدمات روانشناسی می باشند.

خدمات این مرکز در بالاترین سطح کیفیت ارائه می شود و مراجعین می توانند با استفاده از ابزارهایی مانند تلفن و اینترنت به مراجعین کمک کرده تا در کمترین زمان با مشاوران ارتباط گیرند و مشکلاتشان را حل نمایند.

منبع : درمان اعتیاد رفتاری

وسواس موکنی | تشخیص و نحوه درمان وسواس کندن مو

وسواس موکنی، تشخیص و نحوه درمان وسواس کندن مو

اختلال وسواس موکنی به تریکوتیلومانیا معروف می باشد و یک نوع اختلال روانی می باشد که در آن فرد تمایل به کندن موهای سر، ابرو، مژه و هر قسمت بدنش را دارد و در برابر این رفتار اجباری نمی تواند مقاومت کند و مانع آن شود.

این اختلال بیشتر در زمان هایی که فرد دچار فشار و تنش می شود شدت می یابد و فرد برای این که به آرامش برسد و احساس لذت کند شروع به کندن موهایش می کند. فرد با اختلال موکنی، بخش قابل توجهی از موهایش را از دست می دهد و با استفاده از ترفندهای مختلف تلاش می کند این مسئله را پنهان نگه دارد.

توجه داشته باشید زمانی که اختلال موکنی با اختلالات دیگر روانی همراه شود بر روی جنبه های مختلف زندگی اثراتی می گذارد و مشکلاتی را برای فرد به وجود می آورد به همین دلیل باید هر چه زودتر این اختلال مورد درمان قرار گیرد.

در این مقاله اختلال موکنی را مورد بررسی قرار می دهیم و در مورد علائم و نشانه ها و علل و راهکارهایی درمانی آن مطالبی را بیان می کنیم.

اختلال وسواس موکنی چیست؟

وسواس موکنی یک اختلال وسواسی می باشد که فرد تمایلی زیادی و اجباری به کندن موهایش دارد بنابراین زمانی که دچار تنش می شود و فشار زیادی را باید تحمل کند برای به آرامش رسیدن و به دست آوردن لذت اقدام به موکنی می کند.

اختلال موکنی در زنان بیشتر می باشد و آمار نشان می دهد که زنان ده برابر بیشتر از مردان به این اختلال دچار می شوند.

موکنی تنها مربوط به  موهای سر نمی شود اگر چه کندن موهای سر امری شایع است و ممکن است قسمتی از سر کم مو یا حتی طاس شود اما فرد موهای قسمت های دیگری مانند ابرو، مژه، موهای بدن مانند موی دست، پا، زیر بغل، بخش شرمگاهی و موهای صورت مانند ریش یا سبیل را نیز می کند.

اختلال وسواس موکنی چه پیامدهایی به همراه دارد؟

اگر به اختلال موکنی مبتلا باشید برای پنهان کردن قسمتی هایی که موهای آن کنده شده است دنبال راه حل می گردید و در مورد این قسمت ها دچار عذاب هستید در این شرایط ممکن است از کلاه، روسری، مژه مصنوعی، آرایش های غلیظ و غیره استفاده کنید.

برخی از افراد تمایل دارند که موهای کنده شده خود را بخورند که این مسئله منجر به اختلالات گوارشی می شود. در کنار آن ممکن است دچار اختلال بدریخت انگاری، اختلالات اضطرابی و مشکلات دیگر شوید به همین دلیل توجه به اختلال موکنی بسیار اهمیت دارد و باید برای درمان آن اقداماتی انجام داد.

نشانه های وسواس موکنی، وسواس کندن مو

هر کدام از اختلال ها نشانه ها و ویژگی های مشترک به خودشان را دارند. در ادامه مقاله برخی از ویژگی های اختصاصی اختلال موکنی را بیان می کنیم:

  • کندن افراطی و مداوم موهای سر یا نقاط دیگری در بدن
  • برای کاهش یا قطع رفتار موکنی تلاش های زیادی انجام می دهد.
  • به علت موکنی رو به رو شدن با مشکلات و اختلالات زندگی برای آن ها دشوار می باشد.
  • موکنی یا بی مویی ناشی از بیماری های جسمانی دیگر از مشکلات پوستی نیست.

علل بروز وسواس موکنی چیست؟

اصلی ترین علل ایجاد اختلال موکنی می توان به موارد زیر اشاره نمود:

اختلالات همایند:

در صورتی که اختلال موکنی با اختلال هایی مانند وسواس فکری عملی، اختلالات اضطرابی، افسردگی و اختلال پس از سانحه به صورت همزمان اتفاق بیفتد در به وجود آمدن این اختلال نقش بسیاری دارد.

عوامل ژنتیکی:

یکی از دلایل اختلال موکنی ممکن است عوامل ژنتیکی باشد، بر اساس تحقیقات انجام شده این اختلال ممکن است به خاطر یک نوع جهش ژنتیکی در فرد به وجود آید. در صورتی که نابهنجاری هایی روی کروموزوم شماره ۱، معروف به SL TRKI روی دهد باعث به وجود آمدن اختلال موکنی می شود.

هم چنین ژنتیک بر روی اختلالات وسواس دیگری مانند وسواس فکری عملی بسیار تاثیر می گذارد.

ناتوانی در مدیریت استرس:

افرادی که در مدیریت استرس ناتوان هستند، زمانی که دچار استرس می شوند نمی توانند به خوبی هیجانات و استرس شان را مدیریت کنند به همین دلیل با استفاده از راه های نادرست به کنترل استرس شان می پردازند که یکی از این روشه ها موکنی می باشد.

به طور مثال افرادی که برای کنکور درس می خوانند ممکن است به صورت ناخودآگاه یا ارادی به کندن موهایشان بپردازند. به همین دلیل باید با روش های کنترل استرس آشنا شوید و اطلاعات خود را در این خصوص افزایش دهید تا از شروع و تداوم این اختلال و رفتار جلوگیری کنید.

روش های درمانی وسواس کندن مو

برای درمان اختلال موکنی، در ابتدا باید علت اصلی این اختلال را کشف کنید اگر دلیل آن اختلالات همایند باشد باید این مسئله توسط مشاور و روانشناس مورد بررسی قرار گیرد تا اختلال اصلی حل شود و بعد با استفاده از روش “وارونه سازی عادت،” این اختلال به طور موفقیت آمیزی حل گردد.

موکندن یک عادت است به همین دلیل باید یک عادت مثبت را در نظر بگیرید و جایگزین آن کنید. در این حالت باید به رفتارهای تکرارشونده خود، قبل از موکنی توجه کنید تا بتوانید رفتارهای بهتری مانند آدامس جویدن، کرم زدن به پوست و غیره را جایگزین موکنی کنید.

یکی دیگر از روش هایی که برای درمان این اختلال مورد استفاده قرار می گیرد، روش های مدیریت استرس است به طور معمول اختلال موکنی در هنگام رو به رو شدن با استرس های محیطی به وجود می آید.

به همین دلیل باید فرد به مشاور و روانشناس مراجعه کند تا برای درمان وسواس و رفتار موکنی او مشاوره هایی صورت گیرد، در صورتی که اختلالات بسیار شدید باشد می تواند در کنار این روش ها از دارودرمانی هم استفاده نماید.

کلام آخر

اختلال موکنی بر روی جنبه های مختلف زندگی اثر می گذارد و به همین دلیل باید به سرعت مورد درمان قرار گیرد، زیرا این اختلال باعث ایجاد اختلالات دیگر هم می گردد و مشکلاتی را برای فرد به وجود می آورد. برای کسب آگاهی و افزایش اطلاعات در مورد اختلال موکنی باید از مشاور کمک بگیرید.

در این راستا مرکز مشاوره ستاره ایرانیان خدماتی را به صورت تلفنی و حضوری ارائه می دهند تا در کمترین زمان به درمان مشکلات شما بپردازند و در این زمینه راهکارهای صحیح را در اختیارتان قرار دهند.

منبع : وسواس موکنی | تشخیص و نحوه درمان وسواس کندن مو

از بدبینی و شکاکیت تا اختلال شخصیت پارانوئید و شخصیت مرزی

از بدبینی و شکاکیت تا اختلال شخصیت پارانوئید و شخصیت مرزی

اختلال شخصیت پارانوئید( DPP) یکی از اختلالات شخصیت غیر عادی است و از جمله علائم آن، بی اعتمادی و بدگمانی به دیگران است، بخصوص در زمانی که دلیلی برای مشکوک بودن وجود ندارد.

اختلال شخصیت پارانوئید چیست؟

یکی از بیماری های اختلال شخصیتی غیر عادی ( کلاسترA) است. این بیماران، رفتارهای عجیبی دارند که مشخصه اصلی این بیماری بداعتمادی و بدگمانی نسبت به دیگران است و از کودکی یا نوجوانی شروع می شود. این بیماری در مردان بیشتر دیده شده است.

علائم و علل شکاکیت

علت اصلی اختلال پارانوئید مشخص نیست ولی ناشی از عوامل روانی و بیولوژیکی است. این بیماری در افرادی که در فامیل و خویشاوندی سابقه اختلال هذیانی دارند، بیشتر است. ضربه جسمی یا عاطفی در دوران کودکی نیز در این بیماری نقش دارد.

علائم اختلال شخصیت پارانوئید چیست؟

این بیماران دائما سعی در تهدید و تحقیر دیگران دارند و به همین دلیل در ارتباط با دیگران دچار مشکل می شوند.

مبتلایان به این بیماری دارای این علائم هستند:

  1. به تعهد، وفاداری دیگران مشکوک اند.
  2. تمایلی به اعتماد به دیگران ندارند و اطلاعات شخصی شان را به کسی بازگو نمی کنند.
  3. آدم های کینه ای هستند و انتقاد پذیر نیستند.
  4. دائما عصبانی هستند و به همسر یا نامزد خود مشکوک اند.
  5. اعتقاد دارند همیشه حق با آنهاست.

اختلال شخصیت پارانوئید چگونه تشخیص داده می شود؟

پزشک با گرفتن یک شرح حال معاینه و ارزیابی را انجام می دهد، هرچند آزمایش خاصی برای تشخیص این بیماری وجود ندارد.

زمانی که پزشک هیچ علائمی پیدا نکند، بیمار را به روانپزشک ارجاع می دهد. اختلال هذیانی با اختلال پریشی مانند اسکیزوفرنی متفاوت است، مثلا فرد مبتلا به پارانوئید صداها را نمی شنود.

مدیریت و درمان بیماری شکاکیت

فرد مبتلا به DPP به دیگران بی اعتماد است و این برای متخصص مراقبتی مشکل ایجاد می کند؛ چون اعتماد یک اصل مهم روانی در مشاوره گرفتن است.

به همین دلیل افراد مبتلا به این بیماری از برنامه درمانی پیروی نمی کنند. این بیماری داروی خاصی ندارد ولی برای درمان از داروهای ضد اضطراب و افسردگی استفاده می کنند.

عوارض اختلال شخصیت پارانوئید چیست؟

فرد در ایجاد ارتباط با دیگران و وارد شدن به موقعیت های اجتماعی دچار مشکل می شود و عمدتا درگیر  نبرد حقوقی می شوند.

آیا می توان از اختلال شخصیت پارانوئید پیشگیری کرد؟

هرچند این اختلال پیشگیری ندارد ولی ممکن است به فردی که در معرض این اختلال است اجازه دهد تا بتواند راه موثری برای رویارویی با این بیماری بیاموزد.

چشم انداز فرد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید چیست؟

این بیماری یک اختلال مزمن است و در طول زندگی بیمار باقی می ماند، هرچند برخی از این بیماران عملکرد خوبی دارند و ازدواج می کنند و شغلشان را گسترش می دهند.

اختلال شخصیت مرزی ( DPB )

این اختلال بر خلق و خو و رفتار و تفکر شما تاثیر می گذارد، که با راهنمای درمان همه چیز ناپایدار خواهد بود.

اختلال شخصیت مرزی ( DPB ) چیست؟

احساسات و روابط ناپاایداری دارند و متزلزل اند و موارد مورد علاقه شان نیز ذائما در حال تغییر است.

افراد مبتلا به این بیماری حساس هستند و زمانی که عصبانی و ناراحت هستند به سختی آرامش پیدا می کنند. این بیماران در زمان تفکر راجع یک مسئله ممکن است چیزهای آزاردهنده بگویند یا به روش نامناسب رفتار کنند.

اختلال شخصیت مرزی قابل درمان است

( DPB ) قابل درمان است و این بیماری بهتر از افسردگی و اختلال دوقطبی است و این بیماران با درمان می توانند بهتر شوند. با گذشت زمان رفتار جدیدی را انجام می دهد که باعث تعادل عاطفی فرد می شود.

شناخت اختلال شخصیت مرزی

  • احساس پوچی می کنم.
  • اغلب عصبانی و مضطرب است.
  • ترس از تنهایی و ترک کردن افراد مهم زندگی اش
  • دائما کارهای خطرناک و ناسالم انجام می دهد مثل مصرف الکل و اعتیاد به مواد مخدر
  • خودآزاری انجام می دهد مثل خودکشی
  • انجام حرکات تکانشی زمانی که در یک رابطه احساس ناامنی می کنند.

علائم و نشانه های اختلال شخصیت مرزی

به طریق های مختلف ظاهر می شود، روانپزشکان علائم این اختلال را به ۶ دسته تقسیم می کنند که برای تشخیص ( DPB ) باید ۵ مورد از این علائم را داشته باشد و علائمی طولانی مدت باشد.

علامت اختلال شخصیت مرزی

از جمله علائم این بیماری ترس از تنها ماندن و رها شدن است، اگر یکی از اعضای خانواده به خانه دیر برسند باعث ترس شدید برای فرد مبتلا می شود و ممکن است شروع به دعوا کند و مانع از خروج افراد از خانه شود.

روابط ناپایدار افراد مبتلا به شخصیت مرزی، تمایل به داشتن روابطی شدید و کوتاه مدت دارند.

به سرعت عاشق می شوند و این باعث ضربه عاطفی می شود، با فرد جدیدی که روبه رو می شوند ولی به سرعت ناامید می شوند. گاهی نسبت به خود متنفر و گاهی احساس خوبی دارند و این افراد ممکن است دائما شغل و دوستان خود را تغییر دهند.

رفتارهای تکانشی و خود ویرانگر

زمانی که ناراحت هستید یکدفعه پولی را خرج می کنید که توانایی پرداختش را ندارید، علائم دیگر مثل: پرخوری، دزدی، رابطه جنسی پر خطر، زیاده روی در مصرف الکل و مواد مخدر

خودآزاری در بیماری شخصیت مرزی

خودکشی، فکر کردن به خود کشی، تهدید به خودکشی و در انتها اقدام به خودکشی، خود آزاری مثل بریدن و سوزاندن

نوسانات عاطفی شدید احساسات و خلق و خوی ناپایدار رایج است، یک لحظه شاد و یک لحظه افسرده و ناامید است، این اختلال بر خلاف نوساناتی عاطفی افسردگی بسیار شدید و سریع از بین می روند.

احساس پوچی در اختلال شخصیت مرزی

افراد مبتلا به این بیماری دائما احساس پوچی می کنند، که این احساس ناراحت کننده است و در نهایت منجر می شود که شما این خلا و پوچی را با مواد مخدر یا روابط جنسی پر خطر پر کنید.

خشم انفجاری

افراد مبتلا به این بیماری دائما عصبانی هستند و با علائمی مثل فریاد زدن و یا خورد کردن وسایل خشمشان را از بین می برند. همچنین این افراد دائما به همه چیز مشکوک اند و زمانی که استرس دارند ممکن است ارتباطشان را با واقعیت از دست بدهند.

اختلال مشترک رایج

اختلال شخصیت مرزی به سختی تشخیص داده می شود ولی یکسری اختلالت مشترک دارد که عبارتند از:

  • افسردگی یا اختلال دوقطبی
  • سوء مصرف مواد مخدر
  • اختلالات اشتها
  • اختلالات اضطرابی
  • علل اختلال مرزی

بسیاری از روانشناسان این اختلال  را ناشی از عوامل بیولوژیکی، ارثی یا درونی و یا عوامل بیرونی مثل تجارب آسیب زایی که فرد در دوران کودکی دیده، می دانند.

تفاوت های مغزی

فرد مبتلا به DPB مغزش در حالت آماده باش قرار دارد و دائما در حال جنگ و گریز استو زمانی که سوئیچ جنگش روشن شود مغز منطقی اش از کار می افتد.

حقیقت این است که شما با تمرین هایی که از مشاور خود می گیرید قادر خواهید بود که مغزتان را تغییر دهید، برخی از این تمرین ها مثل مدیتیشن باعث رشد مغز شما خواهد شد.

اختلالات شخصیت وانگ

منظور روانشناسان از شخصیت، فکر و رفتار و احساس فرد مراجعه کننده است که هیچ کس دقیقا یکسان نمی باشد ( رفتار یکسانی ندارد)، به همین دلیل بعضی از مردم خجالتی، برون گرا، دقت آمیز و … هستند و اینها جزء شخصیت آنهاست.

شخصیت ارتباط مستقیمی با هویت دارد. اختلال شخصیتی به معنای قضاوت کردن شخصیت شما نیست، بلکه در علم روانشناسی به این معناست که الگوی رفتاری شما با جهان بیرون با هنجار متفاوت است که این امر باعث ایجاد مشکل در شغل و احساساتتان نسبت به دیگران می شود.

ولی نکته قابل توجه این است که این الگوها را می توان تغییر داد .

۳ راه برای مقابله با شخصیت پارانوئید

  • هیجان عاطفی خود را آرام و کنترل کنید.
  • تکانشگری را کنترل و پریشانی را تحمل کنید.
  • مهارت های بین فردی خود را بهبود بخشید.

توصیه خودیاری ۱: هیجان عاطفی خود را آرام کنید.

فرد مبتلا وقت زیادی را صرف مقابله با احساسات خود کرده ولی پذیرفتن احساستان به معنی تسلیم شدن نیست بلکه به معنای دست برداشتن از تلاش برای مقابله با آنچه حس می کنید است. باید گذشته و آینده را رها کرده و در لحظه حال متمرکز باشد.

تکنیک های ذهن آگاهی که در این زمینه موثر است، عبارتند از:

با مشاهده احساسات خود شروع کنید.

بر روی احساساتی که همراه شماست تمرکز کنید.

آنچه در زمان حال است را بپذیرید.

کاری انجام دهید که یک یا چند حواس شما را تحریک کند.

چند ایده برای شروع

لمس کردن: آب داغ یا سرد را روی دستان خود لمس کنید، دوش آب گرم بگیرید.

طعم: اگر احساس پوچی می کنید نعناع یا آب نبات با طعم قوی بمکید یا چیزی مثل چیپس نمک و سرکه بخورید. اگر چیزی آرام بخش می خواهید چای داغ یا سوپ را امتحان کنید.

بو: گلها را بو کنید، عطر موزد علاقه خود را بزنید، شمعی روشن کنید.

منظره: روی منظره ای عالی، گل آرایی، نقاشی یا چیزی در تخیلتان تمرکز کنید.

صدا: به موسیقی با صدای بلند گوش دهید. برای آرام شدن به موسیقی آرام بخش مثل صدای دریا، پرندگان گوش دهید.

آسیب پذیری عاطفی خود را کاهش دهید

زمانی که استرس دارید لازم است از سلامت جسمی و روحی خود مراقبت کنید.

با روش های زیر مراقب سلامت روانی و جسمانی خودتان باشید

  • داشتن یک رژیم غذایی مغذی
  • خواب کافی
  • خودداری از استفاده از داروهای تغییر خلق و خو
  • کاهش دادن استرس
  • تمرین تکنیک های عصبی

نکته ۲: یاد بگیرید که تکانشگری را کنترل کنید و پریشانی را تحمل کنید.

وقتی احساس می کنید که تحت تاثیر احساسات سخت هستید، باید رفتار و پریشانی خود را کنترل کنید. از جمله علائم این تکانشگری بی احتیاطی، رابطه جنسی، نوشیدن الکل، رانندگی پر سرعت است.

پیشنهاد مشاور به شما: روش جدید درمان خساست مردان

کنترل خود را از دست می دهید؟

توانایی تحمل پریشانی به شما کمک زیادی خواهد کرد، به جای اینکه به رفتارهای خود تخریبی واکنش نشان دهید یاد می گیرید که آنها را کنار بگذارید.

یک برنامه منظم به شما کمک می کند تا چگونه بر اساسات خود تخریبی و طاقت فرسا غلبه کنید و به شما می آموزد که:

  • چگونه با احساساتتان در تماس باشید.
  • چگونه احساسات ناخوشایند خود را مدیریت کنید.
  • چگونه حتی در موقعیت های ناراحت کننده، آرام باشید.
  • به شما طیفی از انرژی مثبت و شادی و آرامش انتقال می دهد.
  • نفس های آهسته و عمیق بکشید.
  • چگونه در مواقع اضطراری حواس خود را پرت کنید.

پرت کردن حواس، به شما کمک می کند و هر چیزی که توجه شما را جلب می کند می تواند موثر باشد.

مثلا تلویزیون تماشا کنید، اگر ناراحت هستید کمدی ببینید. کاری را انجام دهید که به آن  علاقه دارید مثل: نقاشی، باغبانی، خواندن کتاب

با انجام دادن کارهای روزمره حواس خود را پرت کنید، مثل: خرید کرن، تمیز کردن خانه. انجام دادن ورزش یوگا، پیاده روی یا زنگ زدن به دوستان.

نکته ۳: مهارت های بین فردی خود را بهبود بخشید

دست از سرزنش دیگران بردارید.

فرضیات خود را بررسی کنید.

زمانی که استرس دارید یا منفی بافی می کنید فرضیات خود را بررسی کنید.

مثلا اگر شریک زندگی شما پشت تلفن عصبانی شد عجولانه منفی بافی نکنید، شاید در محل کارش تحت فشار بوده است. از شخص مقابل دلیل رفتارش را نه به شکل متهم آمیز بلکه با رفتاری ملایم بگویید ممکن است اشتباه کنم اما به نظر می رسد.

فرافکنی را متوقف کنید.

منفی بافی، سرزنش کردن دیگران، پرخاشگری در برابر انتقاد سازنده از علائم فرافکنی است. برای مبارزه با فرافکنی باید احساسات و احساسات بدنی هماهنگ باشد.

مسئولیت نقش خود را به عهده بگیرید

خود را جای دیگران قرار داده و حالت تدافعی خود را کاهش دهید. سعی کنید مسئولیت کارها و رفتارهای خود را قبول کنید.

تشخیص و درمان اختلال شخصیت مرزی

به تنهایی نمی توان اختلال شخصیت مرزی را تشخیص داد و باید به دنبال کمک حرفه ای باشیم برای این کار به یک روانشناس نیاز دارید تا شما را ارزیابی و تشخیص دقیق دهد.

اهمیت یافتن درمانگر مناسب

یک روانشناس متخصص و با تجربه تفاوت زیادی در درمان اختلال شخصیت مرزی ایجاد می کند. از لحاظ روانشناسان درمان این اختلال زمانی موثر است که شامل حمایت خانواده و آموزش مهارت های عاطفی باشد.

برای پیدا کردن درمانگر موثر باید وقت بگذارید، با روانشناسی که کنار او احساس امنیت می کنید حرف بزنید و توصیه هایش را جدی بگیرید.

روی درمان دارویی حساب نکنید

هیچ دارویی برای درمان اختلال شخصیت مرزی تایید نشده و این بدین معناست که دارو برای درمان آن مفید نیست، بخصوص برای افسردگی یا اضطراب.

اما ممکن است پزشک در کنار آموزش و درمان، دارو را هم در نظر بگیرد اگر:

شما هم درگیر اختلال شخصیت مرزی و هم افسردگی داشته باشید.

اضطراب شدید داشته باشید.

توهم و افکار عجیب غریب را تجریه کنید.

احساس خودکشی و آسیب رساندن به خود و دیگران را داشته باشید.

منبع : از بدبینی و شکاکیت تا اختلال شخصیت پارانوئید و شخصیت مرزی