15 درمان شکست عشقی| درمان شکست عشقی چقدر طول میکشد

همه ما می دانیم که درمان شکست عشقی می تواند فوق العاده دردناک باشد. البته، تقریباً غیرممکن است که بتوانید جدایی را کالا آسان کنید، اما حداقل برخی از تکنیک ها وجود دارند که می‌تواند به آسان‌تر کردن این روند کمک کنند.

درمان شکست عشقی در زنان

درمان شکست عشقی در زنان با مردان تفاوت هایی دارد که به دلایل مختلف می باشد. در اینجا چند نکته وجود دارد که می تواند به زنان برای کنار آمدن با شکست عشقی کمک کند:

1. تنهایی غصه نخورید

 از دست دادن رابطه می تواند تقریباً احساسی مانند مرگ داشته باشد، قرار نیست ما به تنهایی غصه بخوریم، بنابراین مطمئن شوید که در یک یا دو هفته اول با دوست یا یکی از اعضای خانواده خود در این مورد می توانید صحبت کنید. بدیهی است که دوست یا اعضای خانواده جای خالی او را پر نمی کند، اما حرف زدن با آن ها و اینکه بدانید افرادی را دارید که به شما اهمیت می دهند می تواند شما را دلگرم کند. حتی ممکن است احتیاج داشته باشید که تا مدتی خانه دوست خود بمانید تا تنها نباشید.

2. ماساژ

چند جلسه ماساژ رزرو کنید. در جدایی ما حمایت عاطفی خود را از دست می‌دهیم و به طور همزمان کاهش چشمگیری در میزان محبت فیزیکی دریافت می‌کنیم. ماساژ  می تواند به بدن یا ذهن شما کمک کند تا حداقل لمس مثبت را تجربه کند. به علاوه ماساژ سطح کورتیزول را به صورت قابل توجهی کاهش می دهد (کورتیزول یک هورمون مرتبط با استرس است که ممکن است در هنگام جدایی افزایش یابد).

3. تهیه لیست

لیستی تهیه کنید و ویژگی های منفی شخصی که شما را ترک کرده است را در آن بنویسید، ما اغلب در رابطه عاشقانه چشم بسته عمل می کنیم و تنها خوبی های فرد را می بینیم، به همین دلیل تهیه لیست در ابتدا ممکن است دشوار به نظر برسد اما به شما کمک می کند تا راحت تر با شکست عشقی کنار بیایید. در نظر بگیرید که این لیست را روی گوشی خود داشته باشید تا هر زمان لازم شد به راحتی برای شما قابل مشاهده باشد. می توانید برای این کار از دوست خود کمک بگیرید تا به شما کمک کند لیستی کامل تهیه کنید.

4. نترس

برخی اوقات افراد به دلیل رابطه ناموفقی که داشته اند از ارتباط های جدید دوری می کنند، این ممکن است باعث انزوا شما شود بنابراین بهتراست که تا جایی که می توانید به ترس خود غلبه کنید، کتاب های زیادی در مورد پیدا کردن افراد درست و مناسب وجود دارد که با مطالعه آن ها و مقالههای مرتبط در این زمینه می توانید بر ترس خود غلبه کنید.

5. مغز خود را با تجربیات جدید پر کنید

بخشی از اینکه چرا جدایی انقدر دردناک  است این می باشد که ما  احساس می کنیم همه چیز در محیط فعلی ما را به یاد رابطه سابقمان می اندازد. گاهی اوقات به نظر می رسد که همه چیز در زندگی ما را به یاد آن شخص می اندازد. یکی از راه‌های تغییر این است که عمداً تجربیات و خاطرات جدیدی ایجاد کنید تا از مرور خاطرات قدیمی جلوگیری کنید. تجربیات جدید همچنین می توانند به طور نامحسوس به ما اطمینان دهند که احتمالات دیگری در زندگی وجود دارد. 

6. استراحت کن

ممکن است متوجه شوید که خواب بهترین دارو برای شماست، می توانید چشم های خود را ببندید و به یک آهنگ بی کلام یا پادکست گوش بدهید. در حالی که خوب است استراحت کنید، این را هم بدانید که گاهی اوقات یک پیاده روی ساده در هوای تازه یا گپ زدن با یک دوست می تواند تفاوت زیادی ایجاد کند بنابراین کمی هم تحرک داشته باشید.

7.مراقب تنهایی باشید

 کاهش حمایت عاطفی می تواند جدایی را دشوار تر کند، تنها بودن و احساس عدم وجود حمایت کافی می تواند آسیب روانی زیادی به همراه داشته باشد. بنابراین همان طور که بیان شد سعی کنید حمایت های مختلف عاطفی را برای خودتان فراهم کنید حتی می توانید از مشاور کمک بگیرید تا در پروسه جدایی شما را راهنمایی کند.

درمان شکست عشقی در مردان

 8. تعیین مرزها

گاهی اوقات اجتناب از تلاقی با شریک سابق پس از جدایی آسان است. اما اگر در یک شهر کوچک زندگی می‌کنید یا افراد مشابه زیادی را می‌شناسید، ممکن است برای جدا کردن کامل زندگی‌تان کار سخت‌تری داشته باشید.

به نیازهای یکدیگر احترام بگذارید

اگر می‌خواهید دوست بمانید اما با رابطه گذشته خود هیچ تماسی نمی‌خواهد، باید به او احترام بگذارید. تماس نگیرید، پیامک ارسال نکنید و از دوستانشان نخواهید که به جای شما با آن ها صحبت کنند.

ممکن است دلتان برای او تنگ شود، اما رعایت نکردن مرزها احتمالاً به هر فرصت دوستی در آینده نیز آسیب می رساند.

بنابراین اگر سابقتان با شما تماس گرفت خود را موظف به پاسخگویی نکنید. این کار می تواند دشوار باشد به خود یادآوری کنید که برای رویارویی با آن احساسات دشوار  به زمان و مکان نیاز دارید.

9. مراقبت از خود را در اولویت قرار دهید

بهتر است که یک برنامه مراقبت روزانه از خودتان ایجاد کنید.

هر روز کارهای زیر را انجام دهید.

  • کارهایی که شما را شاد می کند (دوستانتان را ببینید، تجربه جدیدی داشته باشید، وقت خود را صرف سرگرمی مورد علاقه خود کنید)
  • باعث پیشرفت شما می شوند ( ورزش، مدیتیشن، پختن یک وعده غذایی رضایت بخش اما سالم)
  • به شما کمک می کند تا احساسات خود را درک کنید (هنر یا موسیقی بسازید، خطرات خود را بنویسید، با مشاور یا سایر افراد حمایت کننده صحبت کنید)

سعی کنید به اندازه کافی بخوابید، اما از زیاد خوابیدن خودداری کنید. این می‌تواند با مسئولیت‌ها و کارهای شما تداخل داشته باشد و باعث شود احساس بی‌حالی و ناخوشی کنید.

10. کارهایی را انجام دهید که از آن ها لذت می برید

پس از جدایی، ممکن است زمان آزاد بیشتری داشته باشید، سعی کنید از این زمان در راه های مثبت استفاده کنید.

شاید زمان کمتری را صرف مطالعه کرده باشید، این زمان خوبی برای جبران است. یا شاید همیشه می خواستید باغبانی یا بافندگی را امتحان کنید. حتی می توانید شروع به یادگیری یک زبان جدید کنید یا برای یک سفر برنامه ریزی کنید.

یافتن کارهایی که باید انجام دهید (و انجام آن ها) می تواند به شما کمک کند که حواس خود را از غم و اندوه پس از جدایی دور کنید.

11. ابراز احساسات

معمولاً پس از جدایی احساسات زیادی را تجربه می کنید، از جمله:

  • عصبانیت
  • غم و اندوه
  • گیجی
  • تنهایی

 این احساسات را یادداشت کنید، آن ها را به تصویر بکشید یا با عزیزان خود صحبت کنید. فیلم‌، موسیقی و کتاب‌ می تواند برای شما آرامش زیادی به همراه داشته باشد. سعی کنید با احساسات خود روبرو شوید، سرکوب کردن احساسات باعث درمان آن ها نمی شود.

12. محدود کردن رسانه های اجتماعی

ممکن است علاقه داشته باشید پس از جدایی یک دیگر را در فضای مجازی دنبال کنید، این کار ممکن است خاطراتی را که لازم نیست برای شما زنده کند و باعث حال بد شما شود. بنابراین توصیه می شود که برای مدتی از فضای مجازی فاصله بگیرید و به زندگی عادی خود بپردازید.

13. درباره جدایی پست نگذارید

نیازی نیست که به طور عمومی به اشتراک بگذارید که رابطه شما به پایان رسیده است، زیرا به احتمال زیاد، افرادی که نیاز به دانستن دارند از قبل می دانند. به یاد داشته باشید که شبکه‌های اجتماعی مکانی برای نشان دادن احساسات یا ناامیدی‌های شما نسبت به دیگران نیست.

14. اگر دوستان مشترک زیادی دارید

دوستان مشترک زیادی داردید احتمالاً می خواهند بدانند پس از جدایی چه اتفاقی افتاده است. به طور کلی بهتر است از وارد شدن به جزئیات اجتناب کنید. آن ها ممکن است دو داستان بسیار متفاوت بشنوند و شایعات در برخی موقعیت ها می تواند مشکل ساز شود.

ممکن است بخواهید حقیقت را به اشتراک بگذارید. سعی کنید از واکنش احساسی پرهیز کنید و حقایق را با آرامش بیان کنید، بدون اینکه در مورد شریک قبلی خود چیزی منفی بگویید یا رازهای آن ها را بیان کنید.

درمان شکست عشقی چقدر طول میکشد

وقتی به جدول زمانی جدایی نگاه می کنیم، مطالعات نشان می دهند که یک نظرسنجی نشان داده است به طور متوسط حدود 3.5 ماه طول می‌کشد تا افراد از جدایی بهبود یابد، در حالی که بهبودی پس از طلاق ممکن است نزدیک به 1.5 سال طول بکشد.

تحقیقات نشان می دهند که

  • اگر 1 سال با کسی بودید، 6 ماه طول می کشید تا بر جدایی غلبه کنید.
  • اگر 2 سال با کسی بودید، 1 سال طول می کشید تا بر جدایی کنار بیایید.
  • اگر 3 سال با کسی بودید، 1 سال و 6 ماه طول می کشید تا جدایی را پشت سر بگذارید.
  • و غیره.

منبع : 15 درمان شکست عشقی| درمان شکست عشقی چقدر طول میکشد 

مشاوره فردی یعنی چی؟

مشاوره فردی فرصتی شخصی برای دریافت حمایت و تجربه رشد در دوران چالش برانگیز زندگی است. مشاوره فردی می تواند به فرد کمک کند تا با بسیاری از موضوعات شخصی در زندگی مانند خشم، افسردگی، اضطراب، سوء مصرف مواد، چالش های ازدواج و روابط، مشکلات والدین، مشکلات مدرسه، تغییرات شغلی و غیره مقابله کند.

مشاوره فردی (که گاهی اوقات روان درمانی، گفتگو درمانی یا درمان نامیده می شود) فرآیندی است که از طریق آن مراجعان به صورت انفرادی با یک پزشک متخصص بهداشت روانی آموزش دیده در محیطی امن، مراقبتی و محرمانه کار می کنند. مشاوره به افراد این امکان را می دهد که احساسات، باورها و رفتارهای خود را کشف کنند، خاطرات چالش برانگیز یا تاثیرگذار را بررسی کنند، جنبه هایی از زندگی خود را که دوست دارند تغییر دهند شناسایی کنند، خود و دیگران را بهتر درک کنند، اهداف شخصی تعیین کنند و برای تغییر مطلوب تلاش کنند.

مشاوره فردی، مشاوره ای است که بر نگرانی های فوری یا آینده نزدیک فرد متمرکز است. مشاوره فردی ممکن است شامل مشاوره و برنامه ریزی شغلی، غم و اندوه پس از مرگ یکی از عزیزان یا برخورد با مشکلات در یک شغل قبل از بزرگ شدن آنها باشد. مشاوره فردی یک بحث انفرادی بین مشاور و مراجعه کننده است که فرد متقاضی درمان است. این دو یک اتحاد، رابطه یا پیوندی تشکیل می دهند که اعتماد و رشد شخصی را امکان پذیر می کند.

اهداف، فرکانس و مدت درمان چگونه تعیین می شوند؟

به طور کلی، هدف روان درمانی صحبت از نگرانی های مربوط به سلامت روان و کمک به درمانجویان برای بهبود، رشد، و حرکت به سمت زندگی پربارتر و از نظر روانی سالم است. درمان خوب مشتری محور است و اهداف خاصی برای درمان توسط شما و درمانگرتان تعیین می شود.

جلسات روان درمانی فردی معمولا بین 45 تا 50 دقیقه طول می کشد. دفعات و مدت درمان تا حد زیادی به نیازها، اهداف درمانی و پیشرفت شما بستگی دارد. بسیاری از نگرانی‌ها به آسانی با درمان کوتاه‌مدت برطرف می‌شوند و سایر نگرانی‌های مزمن یا پیچیده‌تر نیاز به تعهد طولانی‌مدت قبل از تحقق بهبود دارند.

تحقیقات نشان داده است که روان درمانی منجر به عود کمتر شرایط رایج مانند افسردگی و اضطراب متوسط می شود و اثرات مثبت درمان خوب فراتر از درمان است. در واقع، بسیاری از مراجعان مدت‌ها پس از پایان درمان، بهبود شرایط را گزارش می‌کنند. به طور کلی، روان درمانی اغلب مؤثرتر از داروهای روانگردان یا درمان های پزشکی به تنهایی است که ممکن است عوارض جانبی مضری ایجاد کند. علاوه بر این، بسیاری از روش‌های درمانی مبتنی بر شواهد هستند، به این معنی که آنها تحت مطالعات تحقیقاتی و مشاهدات بالینی قرار گرفته‌اند و برای اثربخشی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته‌اند.

در طول یک جلسه یا اولین قرار ملاقات برای مشاوره کوتاه مدت چه اتفاقی می افتد؟

اگر شما و یک پزشک بالینی CAPS تشخیص دهید که یک جلسه یا مشاوره فردی کوتاه مدت توصیه درمانی است که به بهترین وجه نیازهای شما را برآورده می کند، اولین جلسه در دسترس که مطابق با برنامه شما باشد به شما پیشنهاد می شود. اگر ترجیحات مشاور خاصی دارید، ممکن است مدت زمان انتظار برای اولین قرار ملاقات را افزایش دهید. این اولین قرار معمولاً ظرف چند روز تا چند هفته برنامه ریزی می شود. (لطفاً توجه داشته باشید که اگر به کمک فوری نیاز دارید، به کارکنان ما اطلاع دهید تا بتوانیم فوراً شما را به منابع مناسب CAPS متصل کنیم.) کل مدت زمان مورد نیاز تقریباً 90 دقیقه است که شامل تکمیل فرم‌ها روی رایانه، جلسه درمان، و برنامه ریزی برای قرارهای بعدی، پس حتما این را در زمان تعیین وقت خود در نظر داشته باشید.

ضروری است که فوراً در محل حاضر شوید تا زمان کافی برای تکمیل فرم‌های لازم داشته باشید. اگر بیش از 15 دقیقه دیر کردید، ممکن است از شما خواسته شود که برنامه را تغییر دهید. این فرم ها شامل فرم تاریخچه جمعیتی و بالینی، موافقت نامه درمان، رضایت از درمان، و اطلاعیه اقدامات حفظ حریم خصوصی است. پزشک شما اطلاعاتی در مورد نگرانی های فعلی، سابقه مرتبط و اهداف شما به دست خواهد آورد. پزشک شما همچنین خط‌مشی‌ها و رویه‌های مربوط به CAPS مانند محرمانگی را بررسی خواهد کرد.

در صورت شرکت در مشاوره کوتاه مدت در جلسات بعدی یا پیگیری چه اتفاقی می افتد؟

برای جلسات بعدی یا بعدی، تقریباً به مدت 45 دقیقه با مشاور خود ملاقات خواهید کرد که طبق یک برنامه مورد توافق دوجانبه برنامه ریزی می شود. اگر مایل به مشاوره اضافی فراتر از آنچه CAPS می تواند ارائه دهد، ما با شما همکاری خواهیم کرد تا یک پزشک در جامعه محلی پیدا کنید.

در اوایل، شما با پزشک خود برای تعیین اهداف جلسات مشاوره خود کار خواهید کرد. تعیین اهداف روشن به شما کمک می کند تا پیشرفت خود را در مشاوره نظارت کنید. اگر سؤال یا نگرانی در مورد فرآیند مشاوره دارید، دریغ نکنید که این موارد را با پزشک خود مطرح کنید، که خوشحال می شود آنها را با شما در میان بگذارد. جهت دقیق تجربه مشاوره شما به مسائلی که در مشاوره وارد می کنید، دیدگاه پزشک و اهدافی که برای کار مشترک خود تعیین می کنید بستگی دارد.

درمان فردی (روان درمانی)

درمان فردی یک فرآیند مشترک بین یک درمانگر و یک فرد در حال درمان است. اهداف مشترک درمان می تواند القای تغییر یا بهبود کیفیت زندگی باشد. افراد ممکن است برای مشکلاتی که به تنهایی با آن‌ها سخت است به دنبال درمان باشند. به درمان فردی، درمان، روان درمانی، درمان روانی اجتماعی، گفتار درمانی و مشاوره نیز گفته می شود.   

درمان می تواند به افراد کمک کند تا بر موانع سلامتی خود غلبه کنند. می تواند احساسات مثبت مانند شفقت و عزت نفس را افزایش دهد. افراد در درمان می توانند مهارت هایی را برای مدیریت موقعیت های دشوار، تصمیم گیری سالم و رسیدن به اهداف بیاموزند. بسیاری از آنها از سفر درمانی خودآگاهی بیشتر لذت می برند. برخی از افراد حتی برای رشد خود به درمان مداوم می روند.

چه زمانی بهتر است به دنبال درمان باشید؟

اگر مشکلی باعث ناراحتی یا اختلال در زندگی روزمره شود، ممکن است زمان آن رسیده باشد که به دنبال درمان باشید. پریشانی می تواند به معنای افکار، احساسات، رفتارهای منفی یا حتی یک احساس بدنی مانند درد یا خستگی باشد. مهم است که قبل از رفتن به درمان صبر نکنید تا علائم شدید شوند. اگر اغلب ناراضی هستید یا نسبت به مسائل زندگی خود احساس ناامیدی و ناامیدی می کنید، ممکن است بهتر باشد به دنبال درمان باشید. اگر نمی‌توانید روی کار یا مدرسه تمرکز کنید، اعتیاد را تجربه کنید یا احساس کنید می‌خواهید به خود یا شخص دیگری آسیب برسانید، درمان می‌تواند به شما کمک کند.

برخی از افراد ممکن است از درمان اجتناب کنند و دلایل زیادی برای این وجود دارد. برخی از این دلایل عبارتند از:

  • نگران لکه ننگی باشید که می تواند با مراقبت از سلامت روان همراه باشد
  • احساس شرم در هنگام صحبت در مورد گذشته آزار دهنده است
  • نمی خواهم بپذیرم که چیزی اشتباه است
  • ترس از اینکه بحث در مورد درمان محرمانه بماند
  • مسائل پولی

با این حال، آمار مؤسسه ملی سلامت روان (NIMH) نشان می دهد که مسائل مربوط به سلامت روان در ایالات متحده رایج است. در واقع، از هر 5 بزرگسال، 1 نفر ممکن است مبتلا شود. ممکن است یادآوری این نکته مفید باشد که درمانگران متخصصان آموزش دیده ای هستند که حمایت می کنند و محرمانه بودن را حفظ می کنند. آنها برای کمک به افراد برای حل مسائل دردناک یا شرم آور عادت دارند. برخی از درمانگران نیز به افراد نیازمند، هزینه های کشویی یا سایر کمک های مالی ارائه می دهند. و اگرچه ننگ پیرامون سلامت روان هنوز هم می تواند مطرح شود، افراد بیشتری با صحبت در مورد گزینه های سلامت روان خود با افرادی که به آنها اعتماد دارند راحت می شوند.

یک درمانگر آموزش دیده می تواند به افراد کمک کند تا سبک زندگی خود را تغییر دهند. آنها همچنین می توانند به شناسایی علل زمینه ای علائم و ارائه استراتژی هایی برای تغییر افکار و رفتارهای ناخواسته کمک کنند. درمان می تواند افراد را به مهارت هایی برای مدیریت علائم، کاهش استرس و بهبود کیفیت زندگی مجهز کند. 

روان درمانی با چه چیزی می تواند کمک کند؟

درمان می تواند به درمان مشکلات ذهنی، عاطفی، فیزیکی و رفتاری کمک کند. نگرانی هایی که ممکن است در درمان مورد بحث قرار گیرند عبارتند از، اما محدود به موارد زیر نیستند:

چه کسی درمان فردی را ارائه می دهد؟

بسیاری از متخصصان بهداشت روان درمان را ارائه می دهند. استانداردهای تبدیل شدن به یک درمانگر معمولاً به هیئت صدور مجوز یک ایالت بستگی دارد . درمانگران اغلب دارای مدرک کارشناسی ارشد یا دکترا هستند. آنها همچنین ممکن است آموزش خاصی در زمینه مشاوره روانشناسی داشته باشند. دانش‌آموزانی که به سمت درجه پیشرفته کار می‌کنند ممکن است با راهنمایی یک سرپرست دارای مجوز، درمان را ارائه دهند.

درمانگران می توانند عناوین زیادی داشته باشند. اینها بر اساس سطح تحصیلات، آموزش و نقش آنها است. آنها می توانند به عنوان مشاوران حرفه ای دارای مجوز (LPC)، روانشناسان، درمانگران ازدواج و خانواده دارای مجوز (LMFT)، مددکاران اجتماعی بالینی دارای مجوز (LCSW)، پرستاران روانپزشکی ، یا روانپزشکان کار کنند.

مشاوره فردی یعنی چی؟

انتظار چه چیزی در طول درمان فردی

اولین جلسه درمان اغلب بر جمع آوری اطلاعات متمرکز است. یک درمانگر با فرد تحت درمان در مورد سلامت فیزیکی، روانی و عاطفی گذشته او صحبت می کند. آنها همچنین در مورد نگرانی هایی که فرد را به درمان می کشاند، بحث می کنند. ممکن است چند جلسه طول بکشد تا یک درمانگر درک خوبی از موقعیت داشته باشد. تنها در این صورت است که می توانند به نگرانی ها رسیدگی کنند و بهترین مسیر اقدام را تعیین کنند.

فرد تحت درمان همچنین می تواند از اولین جلسه خود برای تصمیم گیری در مورد اینکه آیا سبک درمانگر برای نیازهای او مناسب است یا خیر استفاده کند. یافتن درمانی که با آن راحت هستید برای درمان موفقیت آمیز حیاتی است. مهم است که در مورد نوع درمانی مورد استفاده، اهداف درمانی، طول جلسه و تعداد جلسات مورد نیاز صحبت کنید.

بسیاری از درمانگران افراد تحت درمان را تشویق می کنند تا بیشتر صحبت ها را انجام دهند. در ابتدا، ممکن است صحبت در مورد تجربیات گذشته یا نگرانی های فعلی سخت باشد. جلسات ممکن است احساسات شدیدی را برانگیزند. ممکن است در طول درمان ناراحت، عصبانی یا غمگین شوید. با این حال، درمانگران می توانند به افراد کمک کنند تا با پیشرفت جلسات، اعتماد به نفس خود را افزایش دهند و راحت تر شوند. 

درمانگران ممکن است “تکالیف” را برای کمک به افرادی که تحت مراقبت هستند تعیین کنند تا موضوعات مورد بحث در درمان را ایجاد کنند. افراد تحت درمان همچنین می توانند در هر مرحله از فرآیند سؤال بپرسند. با گذشت زمان، افراد تحت درمان ممکن است خلق و خوی مثبت تر و الگوهای فکری سالم تری داشته باشند.

افراد تحت درمان می توانند انتظار محرمانه بودن را در طول جلسات درمانی داشته باشند. اما، اگر فردی در خطر فوری آسیب رساندن به خود یا دیگران باشد، یک درمانگر ممکن است محرمانگی را بشکند. در صورتی که قانون فدرال یا ایالتی لازم باشد، درمانگران نیز ممکن است این کار را انجام دهند. بسیاری از درمانگران در اولین جلسه درمانی محدودیت های محرمانگی را توضیح می دهند و دستورالعمل های مکتوب ارائه می دهند.

روان درمانی چگونه کار می کند

اشکال زیادی از درمان وجود دارد. برخی از انواع درمان هنگام رسیدگی به مسائل مختلف بهتر از سایرین عمل می کنند. مرسوم است که درمانگران هنگام پرداختن به نیازهای یک فرد، ایده هایی را از رویکردهای مختلف ترکیب کنند.

درمان شناختی رفتاری (CBT) یکی از محبوب ترین و موثرترین انواع درمان است. این رویکرد به افراد کمک می کند تا به ارتباط بین افکار، احساسات و رفتارها نگاه کنند. سپس افراد می توانند الگوهای تفکر منفی را با الگوهای مثبت جایگزین کنند. باور CBT این است که افکار سالم اغلب احساسات مثبت و اقدامات سازنده را ترویج می کنند. 

سایر رویکردهای مؤثر عبارتند از:

  • رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT) : می تواند به افراد کمک کند تا با استرس کنار بیایند، تنظیم عاطفی را بهبود بخشند و روی روابط کار کنند.
  • روان درمانی بین فردی (IPT) : می تواند به ایجاد مهارت های رابطه کمک کند.
  • درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) : ممکن است آگاهی از افکار و احساسات را افزایش دهد.
  • درمان روان پویایی : می تواند به افراد کمک کند تا تجربیات ناخودآگاه و چگونگی تأثیر آنها بر رفتار را درک کنند.

درمان انفرادی چقدر طول می کشد؟

جلسات درمانی فردی اغلب از 45 تا 60 دقیقه طول می کشد. تعداد جلسات و مدت زمان آنها به عوامل زیادی بستگی دارد، از جمله:

  • وضعیت سلامت روان مورد بررسی و شدت آن
  • مدت زمانی که فرد تحت درمان این مشکل را داشته است
  • این موضوع چقدر بر زندگی روزمره تأثیر می گذارد
  • این موضوع چقدر ناراحتی ایجاد می کند
  • فرد تحت درمان چقدر سریع بهبود می یابد
  • محدودیت های مالی 

برخی از نگرانی ها را می توان از طریق درمان کوتاه مدت طی چند هفته برطرف کرد. با این حال، نگرانی های مزمن یا پیچیده تر می تواند به درمان طولانی مدت نیاز داشته باشد. گاهی اوقات، ممکن است بیش از یک سال طول بکشد تا پیشرفت قابل توجهی حاصل شود.

اثربخشی درمان فردی

حتی اگر درمان نتواند شرایطی را درمان کند، می‌تواند به افراد کمک کند تا مهارت‌های مقابله‌ای سالم را توسعه دهند. عزم فعال بودن در درمان و بهبودی برای دستیابی به اهداف درمانی و تقویت یک رابطه درمانی مثبت ضروری است . یافتن درمانگر مناسب نیز در روند درمان بسیار مهم است.

تحقیقات نشان می دهد که درمان ممکن است منجر به عود کمتر شرایط رایج، از جمله افسردگی متوسط و اضطراب شود. علاوه بر این، نشان می دهد که اثرات مثبت درمان خوب فراتر از درمان است. بسیاری از افراد مدت ها پس از پایان درمان، بهبود شرایط را گزارش می دهند. درمان اغلب موثرتر از داروهای روانگردان  یا درمان های پزشکی به تنهایی است. هنگامی که این درمان ها به تنهایی استفاده شوند، ممکن است عوارض جانبی مضری ایجاد کنند. بسیاری از رویکردهای درمانی نیز مبتنی بر شواهد هستند . این بدان معناست که آنها برای آزمایش اثربخشی آنها تحت مطالعات تحقیقاتی و مشاهدات بالینی قرار گرفته اند.

یافتن درمانگری که با او راحت هستید و همکاری با او می تواند به شما کمک کند تا بهترین نتیجه را از درمان ببرید. هنگامی که یک فرد در درمان باز و صادق باشد، درمانگران عموماً بهتر می توانند به هر موضوع رسیدگی کنند و رویکرد درمانی را در صورت نیاز تنظیم کنند. رفتن به درمان ممکن است در برخی روزها دشوار باشد. اما، مهم است که در هر جلسه شرکت کنید و تکالیف تعیین شده را تکمیل کنید. صبور بودن و پایبندی به برنامه درمانی می تواند موفقیت طولانی مدت در درمان را تسهیل کند. 

تاریخچه روان درمانی فردی

اصطلاح “روان درمانی” از کلمات یونانی برای روح و شفا گرفته شده است. یونانیان باستان ممکن است اولین کسانی باشند که مسائل مربوط به سلامت روان را به عنوان شرایط جسمی و روانی در نظر گرفته اند. در آن زمان، برخی از فرهنگ های دیگر آنها را نتیجه تسخیر شیطانی می دانستند. با این حال، درک یونانیان از مسائل مربوط به سلامت روان محدود بود. آنها فواید استفاده از کلمات تشویق کننده را هنگام صحبت با افراد مبتلا به مشکلات روانی تشخیص دادند. اما، آنها همچنین بسیاری از باورهای نادرست در مورد سلامت روان داشتند. به عنوان مثال، آنها فکر می کردند که فقط زنان هیستری را تجربه می کنند . همچنین اعتقاد بر این بود که حمام کردن یک درمان موثر برای افراد مبتلا به افسردگی است.

درمان بیماری‌های روانی شدید اغلب خشن و غیرانسانی بود تا اینکه اصلاح‌طلبان برای شرایط بهتر در قرن هجدهم تلاش کردند. در سال 1773، اولین پناهگاه در آمریکای شمالی تأسیس شد. در پایان قرن نوزدهم، اکثر شهرهای آمریکا دارای پناهگاه بودند. با این حال، افراد پذیرفته شده در پناهندگی به ندرت مرکز را ترک می کردند. این منجر به افزایش پیوسته جمعیت افراد نهادینه شد. غیر معمول نبود که مراقبت در پناهگاه ها شامل استفاده از محدودیت ها و رفتار خشونت آمیز توسط پزشکان باشد.

این احتمال وجود دارد که انواع غیررسمی درمان در طول تاریخ بشر انجام شده باشد. با این حال، روان درمانی مدرن در اواخر قرن نوزدهم در اروپای غربی توسعه یافت. در این زمان، اولین آزمایشگاه برای تحقیقات روان‌شناختی توسط ویلهلم وونت تأسیس شد و   «درمان گفتاری» زیگموند فروید پایه‌های روانکاوی را پایه‌گذاری کرد . 

بسیاری از تکنیک های درمانی در قرن بیستم شکوفا شد. این تکنیک ها عمدتاً از مکاتب فکری رایج در آن زمان الهام گرفته شده بودند. برخی از این مکاتب فکری عبارتند از روانکاوی، رفتارگرایی ، شناخت گرایی و روانشناسی سیستمی . در قرن بیست و یکم، درمان‌های زیادی وجود دارد که زمینه‌های متنوعی مانند ذهن آگاهی و زیست‌شناسی عصبی را در بر می‌گیرد. بسیاری از رویکردها بر کمک به افراد در درمان تمرکز دارند تا نگرانی‌های خود را شناسایی کنند، رشد شخصی را تقویت کنند و مهارت‌های مقابله سالم را توسعه دهند .

منابع:

  1. باتلر، کی، کوپر، جی، و ویلی، ام اس (2012). تاریخچه مختصری از روان درمانی: موزاییکی از شبکه ساز روان درمانی، 1982-2012. برگرفته از https://www.psychotherapynetworker.
    org/magazine/article/268/a-brief-history-of-psychotherapy
  2. گودوین، جیمز سی (2008). تاریخچه روانشناسی مدرن،  ویرایش سوم . دانورز، MA: جان وایلی و پسران.
  3. مشاوره فردی. (دوم). دانشگاه ایالتی سام هیوستون برگرفته از https://www.shsu.edu/dept/counseling/individual-therapy.html
  4. درمان فردی. (دوم). مرکز مشاوره و سلامت روانی، دانشگاه ماساچوست. برگرفته از https://www.umass.edu/counseling/services/individual-therapy
  5. روان درمانی. (2016، 17 مارس). کلینیک مایو. برگرفته از https://www.mayoclinic.org/tests-procedures/psychotherapy/home/ovc-20197188
  6. سرویس صدا و سیما. (2002). جدول زمانی: درمان بیماری های روانی. یک جنون درخشان . برگرفته از http://www.pbs.org/wgbh/amex/nash/timeline
  7. شناخت اثربخشی روان درمانی. (2012). انجمن روانشناسی آمریکا. برگرفته از http://www.apa.org/about/policy/resolution-psychotherapy.aspx
  8. مرکز مشاوره ستاره ایرانیان (1400). روانشناسی فردی نوین چیست؟ MMSI.ir

در سال 1401 خودت را بیشتر بشناس

شناسایی احساسات خود

درک احساسات و عواطف می تواند یک سفر دشوار باشد، حتی زمانی که می دانید چگونه آن را انجام دهید. 

در این مقاله به شما کمک می کنیم تا در مسیر درک احساسات و عواطف و تأثیر آنها بر زندگی خود پیمایش کنید.

مرحله 1: نقش بازی احساسات

آگاهی عاطفی توانایی شناسایی و درک احساسات و عواطف شماست. یکی از مهمترین عوامل تعیین کننده در نحوه ارتباط شما با خود و دیگران، سطح آگاهی عاطفی شماست . این بر هر بخش از زندگی شما تأثیر می گذارد، از احساس شما، انتخاب هایی که می کنید و کارهایی که برای مدیریت سطح استرس خود انجام می دهید.

افرادی که از نظر عاطفی آگاه هستند بهتر می توانند به دیگران گوش دهند و احساسات آنها را درک کنند (این همدلی است). آنها همچنین با صمیمیت راحت‌تر هستند زیرا می‌دانند باز بودن در مورد احساسات خود چه احساسی دارد.

افرادی که بیشتر با درک احساسات و عواطف هماهنگ هستند، از خود تصویر سالم تری نیز دارند و احتمال کمتری دارد که وقتی مشکلی پیش می آید از نظر عاطفی ناراحت شوند.

توانایی تشخیص آنچه در هر لحظه احساس می کنید به شما امکان می دهد در مورد بهترین راه تصمیم گیری کنید. شما می توانید تصمیم بگیرید که اقدامی انجام دهید یا کاری انجام ندهید، اما حداقل درک بهتری از گزینه های خود خواهید داشت.

علاوه بر این، شناسایی دقیق احساسات به شما کمک می کند تا چیزهای مهم را از چیزهای بی اهمیت جدا کنید. شما یاد می گیرید که به غرایز خود اعتماد کنید و آنچه در درون شما می گذرد را نادیده نگیرید.

مرحله 2: احساسات خود را قضاوت نکنید

اولین قدم برای درک احساسات و عواطف خود این است که یاد بگیرید چگونه آنها را بدون قضاوت بپذیرید. 

این می تواند دشوار باشد زیرا به بسیاری از ما آموزش داده شده است که احساس کردن برخی از احساسات، مانند خشم یا غم، مشکلی ندارد. 

با این حال، همه احساسات مفید و مهم هستند. به عنوان مثال، گریه کردن، راهی طبیعی برای رها کردن احساسات فروخورده و رهایی از استرس است. نه تنها این، بلکه گریه کردن در واقع انتقال دهنده های عصبی (مانند اکسی توسین و اندورفین) را آزاد می کند که به شما کمک می کند تا احساسات مثبت بیشتری داشته باشید. 

آگاه بودن از نظر عاطفی به این معنا نیست که بر روی احساسات خود متمرکز شوید، همیشه در مورد آنها بحث کنید، یا حتی بر اساس آنها عمل کنید، بلکه صرفاً تأیید، پذیرش و پردازش آنها به محض ظهور است . 

احساساتی که بیان یا درک نمی شوند می توانند در دوره های زمانی طولانی بسیار مخرب باشند. آنها می توانند منجر به استرس و اضطراب و همچنین مشکلات سلامتی از جمله بیماری قلبی، بی خوابی، سردرد و اختلالات گوارشی شوند. اندوه حل نشده می تواند منجر به چیزی شود که به عنوان غم پیچیده شناخته می شود که پردازش آن بسیار دردناک تر و دشوارتر از درد اصلی است. 

وقتی احساسات خود را مهار می کنیم ، آنها از ما جدا می شوند و از کنترل ما خارج می شوند . با آگاه کردن آنها، می توانیم آنها را شناسایی کرده و رفتار خود را به طور مؤثرتری هدایت کنیم.

سعی کنید قضاوت هایی را که در مورد احساسات خود دارید کنار بگذارید و آنها را صرفاً به عنوان بخشی از انسان بودن بپذیرید. تنها در این صورت است که می توانید روند یادگیری نحوه مدیریت آنها را به روشی سالم آغاز کنید.

شناسایی احساسات خود

مرحله 3: هر احساسی چه چیزی می خواهد به شما بگوید

در برخی موقعیت‌ها، ممکن است در نام‌گذاری آنچه احساس می‌کنید مشکل داشته باشید . این ممکن است در صورتی اتفاق بیفتد که در برخی از احساسات قوی مانند غم و اندوه غرق شده باشید. 

در این مورد، توجه به اینکه بدن شما چگونه واکنش نشان می دهد و چه افکاری در ذهن شما می گذرد، کمک می کند. با نامگذاری این واکنش ها، می توانید شروع به شناسایی احساساتی کنید که باعث ایجاد آنها می شود. شاید کمک کند از خود بپرسید:

  1.  بدن من به من چه می گوید؟ اگر غرق شدید و نمی دانید چه احساسی دارید، به آنچه بدنتان انجام می دهد توجه کنید: آیا شانه هایتان منقبض هستند؟ آیا در گودال شکم شما گره وجود دارد؟ آیا بدون اینکه متوجه شوید فک یا مشت خود را به هم فشار می دهید؟
  2. ذهن من به من می گوید چه احساسی دارم؟ ممکن است افکاری مانند: «احساس می‌کنم اتفاق بدی در شرف وقوع است» یا «این وضعیت منصفانه نیست» را تجربه کنید به این افکار توجه کنید و ببینید آیا به شما کمک می‌کنند تا احساستان را تشخیص دهید.
  3. سپس از خود بپرسید: «احساسات من می‌خواهند به من چه بگویند؟» هر احساسی پیامی برای شما دارد، اگر برای یادگیری آن وقت بگذارید. وقتی از احساس یا احساسی آگاه شدید، یک قدم به عقب بردارید و سعی کنید معنی آن را بفهمید. 

همچنین ممکن است همزمان بیش از یک احساس را تجربه کنید. 

به عنوان مثال ، ممکن است به طور همزمان احساس خشم و صدمه، یا گناه و خجالت کنید. هنگامی که این اتفاق می افتد، سعی کنید با هر احساس جداگانه مقابله کنید. هنگامی که احساسات شما واضح است، استفاده از راهبردهای مقابله ای مناسب که اثرات منفی آنها را پراکنده می کند، آسان تر است.

صدای خشم

در هنگام عصبانیت ممکن است متوجه شوید که قلبتان تندتر از حد معمول می‌زند، تندتر نفس می‌کشید و شاید کمی می‌لرزید ممکن است صورت و گردن شما احساس گرما کند و مشت های شما ممکن است گره کند. وقتی عصبانی می‌شویم، معمولاً می‌خواهیم فریاد بزنیم، چیزهایی را پرتاب کنیم، و حتی به طرف مقابل تهمت بزنیم. 

ممکن است افکاری مانند “من از او متنفرم” یا “باورم نمی‌شود که او این کار را کرده است” را تجربه کنید. “این مسخره است” یا “این منصفانه نیست!” احساسات شدید خصومت؛ انگیزه سرزنش دیگران برای مشکلاتتان؛ مشکل در تمرکز و/یا افکار در مورد انتقام.

خشم یک احساس یا هیجان شدید است که می تواند توسط یک رویداد منفی یا تعامل ایجاد شود. خشم به شما می‌گوید که به نوعی عمل کنید – مثبت یا منفی. این می تواند منجر به پرخاشگری شود، زیرا بدن شما خود را برای نوعی تلافی فیزیکی آماده می کند.

خشم می تواند به ما بگوید که چیزی اشتباه است و نیاز به توجه دارد. عصبانیت همچنین ممکن است نشان‌دهنده این باشد که چیزی ناعادلانه به نظر می‌رسد – برای مثال، اگر با وجود اینکه بهترین شماره‌ها را در دفتر دارید، اگر در محل کار شما را برای ارتقای شغلی از دست بدهید، ممکن است عصبانی شوید. 

ممکن است لازم باشد حد و مرزهای مناسبی تعیین کنید، یا یاد بگیرید که چگونه خشم خود را به گونه‌ای ابراز کنید که به خود و دیگران آسیب نرساند، مانند یادگیری «نه» گفتن یا وقت گذاشتن برای خنک شدن. اگر با عصبانیت دست و پنجه نرم می کنید، کمی وقت بگذارید تا درباره سرزنش، شرمساری و کنترل اظهارات بیشتر بدانید. تمام تلاش خود را برای برقراری ارتباط سالم انجام دهید، حتی زمانی که احساس می‌کنید خشم بهترین‌ها را از شما گرفته است. خشم می تواند چیز خوبی باشد اگر اجازه دهیم به ما انگیزه دهد تا شرایط یا رفتارهایمان را برای بهتر شدن تغییر دهیم. 

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد نحوه پاسخ دادن به زمانی که احساس عصبانیت می کنید، وبلاگ ما را بررسی کنید: چگونه در اطراف کسانی که دکمه های شما را فشار می دهند آرام بمانیم

صدای غم

زمانی که احساس غمگینی می کنیم ممکن است احساس سنگینی در قلب و قفسه سینه داشته باشیم و گریه کنیم و بیشتر احساس کنیم نیاز به کناره گیری از مردم داریم . غم و اندوه می تواند باعث بی حالی ما شود و ممکن است نتوانیم به خوبی روی چیزی غیر از درد خود تمرکز کنیم. 

هنگامی که افراد احساس غم یا اندوه می کنند، اغلب احساس پوچی یا ناامیدی شدیدی را تجربه می کنند . افکاری مانند “این درد هرگز از بین نمی رود” یا “من تنها هستم”؛ انگیزه کناره گیری، خوابیدن یا گریه کردن؛ مشکل در تمرکز، و/یا افکار در مورد تمایل به اجتناب از زندگی.

غم و اندوه احساسی است که می تواند در اثر بسیاری از اتفاقات مانند از دست دادن یکی از نزدیکان، از دست دادن شغل و حتی از هم گسیختگی یک رابطه ایجاد شود. 

احساس غم و اندوه اغلب به ما می گوید که چیزی در زندگی ما کم است یا اینکه فقدان یا ناامیدی رخ داده است. غم و اندوه نشانه نیاز به آرامش و حمایت است. این می تواند به این معنی باشد که ما باید از خود مراقبت کنیم و به خود فرصت دهیم تا بهبود پیدا کنیم.

صدای ترس

وقتی احساس ترس می کنید، ممکن است ضربان قلبتان تند و سخت باشد، ممکن است کمی شروع به عرق کردن کنید، احساس تنگی نفس کنید یا هوای بیش از حد را بالا ببرید . ممکن است در تمام بدنتان دچار تنش شوید یا حتی تمام بدنتان تکان بخورد . ممکن است یک گودال در شکم خود داشته باشید یا نسبت به آنچه قرار است اتفاق بیفتد   احساس ترس داشته باشید.

اگر با تهدیدی روبرو شوید، بدن شما برای مبارزه یا فرار آماده می شود. زمانی که می ترسیم، برای ما عادی است که احساس می کنیم دچار مشکل می شویم و در تمرکز یا تفکر واضح مشکل داریم. ممکن است افکاری مانند “من غش کنم” یا “من را از اینجا بیرون کن!” من میخواهم بدوم!” 

ترس یکی از ابتدایی ترین و اولیه ترین احساسات ما به عنوان انسان است. ترس یک واکنش عاطفی به یک تهدید قابل درک از خطر، درد یا آسیب است. وقتی کسی احساس ترس می کند، معمولاً غریزه بقا است که به او کمک می کند از یک موقعیت خطرناک اجتناب کند یا حداقل از خطر بالقوه اطراف خود آگاه باشد.

ترس بهت میگه فرار کن! در حالی که ترس پاسخی به تهدید فعلی است، اضطراب احساسی است که اغلب با ترس از اتفاق بدی در آینده ایجاد می شود . اضطراب اغلب تجربه می شود حتی اگر هیچ تهدید واقعی وجود نداشته باشد، فقط یک تهدید درک شده است. اضطراب ممکن است به این معنی باشد که زمان آن فرا رسیده است که کنترل احساسات یا موقعیت خود را دوباره به دست آورید. همچنین ممکن است به این معنی باشد که شما باید چیزهایی را که تحت کنترل شما نیستند رها کنید.

صدای تعجب

وقتی تعجب می کنید سرعت قلبتان بالا می رود و ممکن است احساس بیداری کامل ، سرگیجه و سبکی سر کنید. ممکن است یک تکان انرژی را در سراسر بدن تجربه کنید. ممکن است احساس کنید در جای خود یخ زده اید یا غرق شده اید . ممکن است افکاری مانند «مطمئن نیستم چه کار کنم» یا «نمی‌دانم چگونه واکنش نشان دهم» داشته باشید. 

غافلگیری احساسی است که می تواند توسط رویدادها/تعاملات شوکه کننده یا غیرمنتظره ایجاد شود. احساس غافلگیری معمولاً ریشه در احساس غافلگیر شدن دارد. 

همچنین می‌تواند ریشه در احساس چیزهای خنثی یا مثبتی داشته باشد که به طور غیرمنتظره اتفاق می‌افتند، مانند دریافت یک تعریف یا ترفیع در محل کار. Surprise به شما می گوید که زمان آن رسیده است که اطلاعات را کاهش داده و پردازش کنید، زیرا اتفاق غیرمنتظره ای رخ داده است.

صدای انزجار 

زمانی که منزجر هستید، ممکن است ضربان قلب شما تندتر یا کندتر از حد معمول باشد. ممکن است در معده خود حالت تهوع یا بیماری داشته باشید ، گویی که می خواهید استفراغ کنید . ممکن است افکاری مانند “خیلی بد است!” یا “چطور کسی می تواند این کار را انجام دهد؟”

انزجار معمولاً توسط چیزی ایجاد می شود که ناخوشایند، توهین آمیز یا غیراخلاقی تلقی می شود. این احساس ریشه در ایده اجتناب از مواد مضر مانند غذای فاسد یا مواد شیمیایی سمی دارد. انزجار این است که به شما می گوید برای امنیت خودتان چیز دفعی را از خود دور کنید. 

صدای خوشبختی

شادی معمولاً در اثر رویدادهای مثبت یا تعاملاتی ایجاد می شود که احساس خوبی در شما ایجاد می کند. وقتی خوشحال هستید ممکن است احساس رضایت و شادی را تجربه کنید . گاهی اوقات شادی می تواند با کوچکترین چیزهایی مانند یک تعریف و تمجید یا اتمام به موقع یک کار ایجاد شود. 

شادی شما را به چیزهایی که برایتان مهم هستند سوق می دهد، مانند داشتن روابط مثبت با دیگران، به دست آوردن مهارت ها یا توانایی های جدید و احساس تعلق داشتن.

صداهای گناه و شرم

احساس گناه احساسی در مورد عمل فردی است که فرد مرتکب شده است. وقتی احساس گناه می‌کنید، احساس درد شدیدی در قلبتان می‌کند و ممکن است بخواهید با کسی که آسیب دیده‌اید جبران کنید. احساس گناه نتیجه انجام کاری است که قوانین یا قوانین اخلاقی شخصی شما را نقض می کند . زمانی که افراد احساس گناه می کنند، اغلب افکاری مانند “من کار بدی انجام دادم” یا “من باید کار متفاوتی انجام می دادم” به سراغشان می آید. 

از طرف دیگر، شرم می تواند مانند وزنه سنگینی باشد که بر روی شانه های شما قرار می گیرد و ممکن است احساس کنید که نیاز دارید از دیگران پنهان شوید . شرم یک احساس منفی است که بر خود متمرکز است. “خود” همان چیزی است که شما به عنوان یک شخص هستید. وقتی فکر می کنیم که ما به عنوان یک شخص معیوب و معیوب است، احساس شرم می کنیم. هنگامی که مردم احساس شرم می کنند، افکاری مانند ” من بد هستم” یا ” من بی ارزش هستم” در سرشان وجود دارد.

شرم می تواند تأثیر مخربی بر عزت نفس و احساس هویت شما داشته باشد. هنگامی که شرم در زندگی ما بی توجه می شود، اغلب باعث می شود احساس ناامنی ، مورد بی مهری و تنهایی داشته باشیم . این به معنای دور کردن دوستان و خانواده است که در غیر این صورت می توانند حمایت کنند. 

از سوی دیگر احساس گناه نشان می دهد که ممکن است کاری که انجام دادیم اشتباه بوده باشد، اما اینکه چه کسی هستیم اشتباه نیست. این می تواند به ما کمک کند تا بفهمیم رفتار ما به کسی آسیب رسانده یا یک رابطه مهم را شکسته است و ممکن است انگیزه لازم برای عذرخواهی و آشتی را فراهم کند.

اگر می‌خواهید درباره مقابله با شرم بیشتر بدانید، مقاله ما را بررسی کنید: چگونه از شرم عبور کنیم با تماس با طرف خلاق خود .

مرحله 4: افکار و احساسات خود را ثبت کنید

می‌توانید با عادت کردن به ثبت احساسات روزانه، هر بار که چیزی جدید یا متفاوت احساس می‌کنید، گوش دادن و درک احساسات و عواطفی را که تجربه می‌کنید، تمرین کنید. این به شما کمک می کند تا الگوهای خود را شناسایی کنید و بینشی از احساس خود در طول زمان به شما می دهد.

از خود بپرسید: چه چیزی این احساس را در من ایجاد می کند؟ اگر احساس اضطراب می کنید، چه چیزی باعث آن می شود؟ آیا کار دشواری در آینده شما وجود دارد که ممکن است به اضطراب عملکرد منجر شود؟ اگر احساس غمگینی دارید، چرا چنین احساسی دارید؟ آیا در حال تماشای فیلم یا نمایشی هستید که احساسات شما را برانگیزد؟ اوایل امروز چه اتفاقی افتاد که ممکن است باعث ایجاد این احساس شود؟

به هر موقعیتی نگاه دقیق تری بیندازید و مشخص کنید چه چیزی باعث این احساسات می شود. هنگامی که بتوانید محرک های خود را بشناسید، بهتر آماده خواهید شد تا از احساسات منفی آینده خودداری کنید، یا حداقل یاد بگیرید که چگونه به طور موثرتر با آنها کنار بیایید.

افکار منفی همچنین می توانند نقش مهمی در شکل دادن به احساسات داشته باشند و در بسیاری از موارد در واقع احساساتی را ایجاد می کنند که ما در پاسخ به آنها تجربه می کنیم. 

برای مثال: اگر فکر می‌کنید «نمی‌توانم» یا «من هرگز نمی‌توانم این کار را انجام دهم»، ممکن است در نهایت احساس اضطراب، غرق شدن و استرس داشته باشید. با این حال، زمانی که آن افکار را با چیزی مانند «این واقعاً چالش برانگیز است، اما من حاضرم تمام تلاشم را بکنم» جایگزین کنید، ممکن است در نهایت احساس اعتماد به نفس و کنترل بیشتری داشته باشید.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تفکر منفی که می تواند بر احساسات شما تأثیر بگذارد، پست مربوط به تحریفات شناختی را بررسی کنید → اینجا 

افکاری را که مستقیماً با احساساتی که دارید مرتبط هستند، شناسایی کنید. اگر می‌خواهید تفکر منفی را به چالش بکشید، سعی کنید افکار جایگزین و مثبت‌تری را در مورد یک موقعیت یادداشت کنید و ببینید که چگونه خلق و خوی شما را تغییر می‌دهد.

مرحله 5: واژگان عاطفی خود را گسترش دهید

ایجاد واژگان بزرگتر برای درک احساسات و عواطف می تواند مفید باشد. ایجاد فهرستی از کلمات احساسی و مرتب کردن آنها از کم ناراحت کننده ترین به آزاردهنده ترین می تواند به شما کمک کند احساس خود و در نتیجه نیازتان را شناسایی کنید. 

فرض کنید احساس عصبانیت می کنید، ممکن است از خود بپرسید که آیا «کمی آزرده»، «تحریک»، «عصبانی» یا حتی «عصبانی» هستید. کلمه ای که انتخاب می کنید می تواند به شما کمک کند نقطه شروع و شدت احساسات خود را شناسایی کنید.

سپس می‌توانید بر این اساس برنامه‌ریزی کنید و در جهت حل یا مدیریت احساسات خود قدم بردارید. کلمات مناسب تصویر واضح تری از آنچه در حال گذراندن آن هستید ترسیم می کند و به شما کمک می کند آن احساسات را بهتر به دیگران بیان کنید.

برای بهبود دایره لغات احساسی خود، لیست احساسات را در اینجا بررسی کنید

مرحله 6: احساسات خود را به اشتراک بگذارید

رایج ترین روشی که بسیاری از افراد احساسات منفی را از خود دور می کنند، صحبت کردن در مورد آنها یا به اشتراک گذاشتن آنها با شخصی است که به آنها اعتماد دارند. نیازی نیست که وارد جزئیات شوید، فقط با صدای بلند افکاری را که آزاردهنده هستند بیان کنید تا حدی از شدت آنها کاسته شود و دستیابی به دیدگاه وسیع تری آسان تر شود.

صحبت کردن و درک احساسات و عواطف نیز یکی از بهترین راه ها برای مرتب کردن آنهاست. اغلب، زمانی که عصبانی یا می ترسیم، مشکل بزرگتر از آنچه هست به نظر می رسد. با صحبت کردن با کسی که بدون قضاوت کردن یا حالت تدافعی به حرف‌ها گوش می‌دهد، می‌توانیم بینشی در مورد چگونگی حل مؤثر موقعیت به دست آوریم.

مرحله 7: به یک درمانگر مراجعه کنید 

اگر احساس می‌کنید که درک نکردن احساسات و عواطف شروع به تداخل در فعالیت‌هایی مانند کار، مدرسه یا روابط کرده‌اند، ممکن است زمان آن فرا رسیده باشد که با فردی صحبت کنید که آموزش دیده است تا به شما کمک کند تا احساسات خود را به روشی منظم مدیریت کنید. 

درمانگران می‌توانند به شما کمک کنند تا بفهمید که چگونه افکار خاص، احساسات فیزیکی، رفتارها و تجربیات گذشته با هم کار می‌کنند تا احساس اضطراب، شرم و غیره را ایجاد کنند. آنها همچنین می‌توانند به شما استراتژی‌هایی را برای «زمینه‌سازی» زمانی که احساس می‌کنید تحت فشار قرار می‌گیرید، آموزش دهند.

این ما را به پایان این پست در مورد درک احساسات و عواطف می رساند. 

درمان اعتیاد رفتاری

درمان اعتیاد رفتاری

اعتیاد رفتاری چیست و در مورد روش های درمانی اعتیاد رفتاری چه چیزهایی می دانید؟ واژه اعتیاد افراد را به یاد مواد مخدر می اندازد اما امروزه خانواده ها و افراد درگیر اعتیادهای جدیدی می شوند که به اعتیاد های رفتاری معروف هستند، اعتیادهای رفتاری شامل اعتیاد به قمار، اعتیاد به رابطه جنسی، اعتیاد به اینترنت و غیره می شود.

برای درمان اعتیاد رفتاری، می توان از درمان های سنتی و شناخته شده در زمینه اعتیاد به مواد مخدر، الکل و داروهای اعتیاد آور استفاده کرد، هم چنین برای درمان اعتیاد رفتاری روش های درمانی نوینی طراحی شده است که در ادامه این مقاله به بررسی آن ها می پردازیم و مطالعه آن می تواند برای شما مفید باشد.

درمان اعتیاد رفتاری، قدم اول شناخت اعتیاد رفتاری

بسیاری از افراد اعتیاد رفتاری را نمی شناسند و در مورد آن هیچ آگاهی ندارند به همین دلیل این مسئله توسط افراد و خانواده ها نادیده گرفته می شود. در این خصوص باید آگاهی و اطلاعات خود را افزایش دهید و با علائم و نشانه های اعتیاد آشنا شوید.

اعتیاد رفتاری متنوع است و هر کدام از انواع آن نشانه های مخصوص به خودشان را دارند به عنوان مثال علائم اعتیاد جنسی با اعتیاد به اینترنت متفاوت می باشد. به طور کلی مهم ترین نشانه های اعتیاد رفتاری شامل موارد زیر می شود:

  • درگیری ذهنی در مورد رفتار
  • ناتوانی کنترل بر فعالیت مورد نظر
  • ایجاد آسیب های مالی و جانی برای خود و اطرافیان

علائم و عوارض اعتیاد رفتاری

اعتیاد رفتاری با علائم و عوارضی همراه می باشد اما شدت و تعداد دفعات اعتیاد رفتاری در افراد مختلف، متفاوت است به همین دلیل اعتیاد رفتاری مانند اعتیاد به الکل اختلالاتی در عملکرد زندگی افراد به وجود می آورد که برخی از آن ها عبارت اند از:

  • درگیر فکری با فعالیت حتی در صورتی که آن زمان فعالیت انجام داده نمی شود.
  • دفعات انجام کار افزایش یافته، حتی زمان انجام فعالیت هم ممکن است افزایش یابد.
  • درگیر وسواس فکری عملی می شود و حس اجبار به سراغش می یابد تا به طور مکرر این رفتار را انجام دهد.
  • نسبت به دفعات قبلی، افزایش مدت زمان و دفعات صورت می گیرد.
  • ممکن است فرد مبتلا به اعتیاد رفتاری، خانواده و اطرافیانش با خطرات مالی و جانی رو به رو شوند.
  • بدون توجه به خطرات و عوارض آن، این رفتار به صورت مکرر و افزایشی انجام می شود.
  • منجر به بروز مشکلاتی در جنبه های مختلف زندگی از جمله شغلی، تحصیلی و روابط می شود.
  • در درمان اعتیاد رفتاری موفق نیست و تلاش ها بی نتیجه است.
  • تصمیم در خصوص ترک اعتیاد می گیرد اما در قطع یا کاهش آن فعالیت ناتوان است.

اگر علائم و نشانه های اعتیاد را در انجام رفتارهایی نظیر قمار، سکس، بازی های ویدیویی و غیره تجربه می کنید برای جلوگیری از پیشرفت و پیشگیری باید از مشاور و روانشناس کمک بگیرید تا اعتیاد را به موقع تشخیص دهند و برای رفع آن اقداماتی را انجام دهید.

روش های درمان اعتیاد رفتاری

اعتیاد رفتاری هر کدام ویژگی های خاص خودشان را دارند و روش های درمانی آن ها متفاوت است. در صورتی که فرد در برابر رفتارهای منفی و تکرار شونده تسلیم شود، با آسیب های روانی بسیاری رو به رو خواهد شد.

در این شرایط باید نشانه های اعتیاد رفتاری را شناخت و برای کاهش و توقف آن تلاش نمود، هم چنین هدف از این روش ها جلوگیری از تکرار خارج از کنترل فعالیت و کاهش و توقف آن است.

روان درمانی فردی

روان درمانی فردی در خصوص اعتیاد رفتاری به شیوه درمان شناختی رفتاری استفاده می شود. در این روش درمانگر ابتلا مسائلی مانند شرایط روانی، شرایط پزشکی، مصرف مواد و اعتیاد به الکل و شرایط خانوادگی را مورد بررسی قرار می دهد و در این زمینه سوالاتی را می پرسد.

این سوالات به درمان گر کمک می کند تا شیوه درمانی مناسبی را انتخاب نماید و هم چنین به تغییر رفتار فرد کمک کند.

درمان به این روش بر روی افکار فرد تمرکز می کند زیرا نحوه تفکر فرد بسیار مهم است و عامل تعیین کننده نوع رفتار و احساسات فرد می باشد. با تغییر رفتار مثبت به جای رفتار منفی می توان منجر به تغییر رفتار فرد شد. هم چنین درمانگر در این روش با بررسی و ارائه راهکارهایی به فرد کمک می کند که در زیر مواردی بیان شده است:

  • درمانگر به بررسی افکار اعتیادی می پردازد و سعی می کند ریشه و علل اصلی گرایش به سمت اعتیاد رفتاری را پیدا کند.
  • تلاش می کند رفتارهای منفی را درمان کند و اعتیاد به این رفتارها را رفع نماید و رفتارهای مثبت را جایگزین رفتار منفی کرده و با تمرین سعی دارد رفتارهای مثبت تداوم بیش تری داشته باشد.
  • در جلسات درمانی آموزش هایی در خصوص مقابله با وسوسه صورت می گیرد و هم چنین به افراد یاد می دهد چطور از بازگشت خود به سمت اعتیاد رفتاری پیشگیری نمایید.

درمان گروهی

در درمان گروهی، چند درمانجو با هدایت یک درمانگر مورد درمان قرار می گیرند و سعی می کنند تجربیات خود را به اشتراک بگذارند. جلسات گروهی در کنار روان درمانی استفاده می شود.

افرادی که درگیر اعتیاد رفتاری مانند سایر اعتیاد ها شده اند در این جلسات شرکت می کنند تا با روش های مقابله ای به خوبی آشنا شوند  و با کمک تجربیات دیگران، ترک و درمان بهتری داشته باشند و برای ترک و درمان تشویق شوند.

جلسات خانواده درمانی

زمینه های محیطی و خانوادگی در شکل گیری رفتار تاثیر بسیاری دارد، هم چنین اعتیاد رفتاری، آسیب ها و خطراتی برای فرد و خانواده اش ایجاد می کند. به همین دلیل استفاده از جلسات خانواده درمانی اهمیت بسیاری دارد، زیرا بسیاری از خانواده ها با این اعتیاد آشنا نیستند و نمی دانند چطور باید با عزیزانشان برخورد کنند.

این عدم آگاهی آن ها ممکن است رفتارهای نامناسبی به وجود آورد و باعث تشدید اعتیاد فرد شود. شرکت در جلسات خانواده درمانی به آگاهی آن ها می افزاید و باعث می شود اطلاعات آن ها در این خصوص افزایش یابد، برگزاری این جلسات بر روی روند درمان تاثیر بسیاری می گذارد و مفید است.

تکنیک های هنر درمانی

فرد در تکنیک هنردرمانی از خلاقیت خود استفاده می کند و سعی می کند در قالب آثار هنری، درونیات خود را به نمایش بگذارد.

در حقیقت فردی که به اعتیاد رفتاری مبتلا شده است سعی می کند عمیق ترین احساساتش را نسبت به فعالیت اعتیادآور در کار هنری نشان دهد و از روش هایی مانند تخیل فعال، گشتالت و دست سوم استفاده می کند. البته در ایران از این روش به ندرت استفاده می شود و درمانگران معدودی از هنر درمانی برای ترک اعتیاد استفاده می کنند.

مراقبه

با استفاده از تکنیک های ذهن آگاهی، مراقبه و تنفس صحیح می توان سلامت روان را تقویت کرد این روش برای ارتقا بهزیستی موثر می باشد و به شما کمک می کند تا آگاهی خود را افزایش دهید و به جای فرار از موقعیت و نادیده گرفتن تجربیات سعی کنید اطلاعات خود را بروز کنید.

در این شرایط به احساسات و تجربیات خود اجازه می دهید تا به صورت دقیق و صحیح مورد استفاده قرار گیرند در نتیجه سعی کنید راه حل ها و راهکارهای صحیح را برای ترک به کار گیرید، زیرا این امر به حل مشکلات کمک می کنید و در نهایت می توانید ترک اعتیاد موفقیت آمیزی داشته باشید.

پیگیری درمان اعتیاد رفتاری

بعد از این که دوره درمان کامل شد، درمان جو باید پیگیری لازم را انجام دهد تا دوباره به سمت اعتیاد بازنگردد، این پیگیری می تواند با شرکت در جلسات حضوری، تلفنی و نظارت اطرافیان صورت گیرید.

هم چنین زمانی که اعتیاد رفتاری مورد درمان قرار می گیرد در طی دوره های روان درمانی فردی، خانواده درمانی و گروه درمانی مورد پیگیری قرار می گیرد تا پیشگیری های لازم صورت گرفته و فرد دوباره به سمت اعتیاد برنگردد.

روش های مقابله ای و تمریناتی که در دوره درمان آموزش داده شده و مورد استفاده قرار می گیرند بعد از دوره دوباره مورد پیگیری قرار گرفته تا فرد ترک موفقیت آمیزی داشته باشد.

روش هایی که در این مقاله بیان شد غیردارویی می باشند و امروزه بیشتر از متدهای روان درمانی برای درمان و ریشه یابی مشکلات روانی و رفتاری استفاده می شود از این روش های می توان به درمان شناختی رفتاری اشاره نمود.

آشنایی با مرکز مشاوره ستاره ایرانیان

مرکز مشاوره ستاره ایرانیان از مشاوران و متخصصان با تجربه تشکیل شده اند و خدماتی در زمینه های روانشناسی اعم از خانواده، ازدواج، اعتیاد، جنسی، کودک، مشاوره شغلی، تحصیلی و غیره انجام می دهند و از بهترین و جامع ترین مراکز خدمات روانشناسی می باشند.

خدمات این مرکز در بالاترین سطح کیفیت ارائه می شود و مراجعین می توانند با استفاده از ابزارهایی مانند تلفن و اینترنت به مراجعین کمک کرده تا در کمترین زمان با مشاوران ارتباط گیرند و مشکلاتشان را حل نمایند.

منبع : درمان اعتیاد رفتاری

وسواس موکنی | تشخیص و نحوه درمان وسواس کندن مو

وسواس موکنی، تشخیص و نحوه درمان وسواس کندن مو

اختلال وسواس موکنی به تریکوتیلومانیا معروف می باشد و یک نوع اختلال روانی می باشد که در آن فرد تمایل به کندن موهای سر، ابرو، مژه و هر قسمت بدنش را دارد و در برابر این رفتار اجباری نمی تواند مقاومت کند و مانع آن شود.

این اختلال بیشتر در زمان هایی که فرد دچار فشار و تنش می شود شدت می یابد و فرد برای این که به آرامش برسد و احساس لذت کند شروع به کندن موهایش می کند. فرد با اختلال موکنی، بخش قابل توجهی از موهایش را از دست می دهد و با استفاده از ترفندهای مختلف تلاش می کند این مسئله را پنهان نگه دارد.

توجه داشته باشید زمانی که اختلال موکنی با اختلالات دیگر روانی همراه شود بر روی جنبه های مختلف زندگی اثراتی می گذارد و مشکلاتی را برای فرد به وجود می آورد به همین دلیل باید هر چه زودتر این اختلال مورد درمان قرار گیرد.

در این مقاله اختلال موکنی را مورد بررسی قرار می دهیم و در مورد علائم و نشانه ها و علل و راهکارهایی درمانی آن مطالبی را بیان می کنیم.

اختلال وسواس موکنی چیست؟

وسواس موکنی یک اختلال وسواسی می باشد که فرد تمایلی زیادی و اجباری به کندن موهایش دارد بنابراین زمانی که دچار تنش می شود و فشار زیادی را باید تحمل کند برای به آرامش رسیدن و به دست آوردن لذت اقدام به موکنی می کند.

اختلال موکنی در زنان بیشتر می باشد و آمار نشان می دهد که زنان ده برابر بیشتر از مردان به این اختلال دچار می شوند.

موکنی تنها مربوط به  موهای سر نمی شود اگر چه کندن موهای سر امری شایع است و ممکن است قسمتی از سر کم مو یا حتی طاس شود اما فرد موهای قسمت های دیگری مانند ابرو، مژه، موهای بدن مانند موی دست، پا، زیر بغل، بخش شرمگاهی و موهای صورت مانند ریش یا سبیل را نیز می کند.

اختلال وسواس موکنی چه پیامدهایی به همراه دارد؟

اگر به اختلال موکنی مبتلا باشید برای پنهان کردن قسمتی هایی که موهای آن کنده شده است دنبال راه حل می گردید و در مورد این قسمت ها دچار عذاب هستید در این شرایط ممکن است از کلاه، روسری، مژه مصنوعی، آرایش های غلیظ و غیره استفاده کنید.

برخی از افراد تمایل دارند که موهای کنده شده خود را بخورند که این مسئله منجر به اختلالات گوارشی می شود. در کنار آن ممکن است دچار اختلال بدریخت انگاری، اختلالات اضطرابی و مشکلات دیگر شوید به همین دلیل توجه به اختلال موکنی بسیار اهمیت دارد و باید برای درمان آن اقداماتی انجام داد.

نشانه های وسواس موکنی، وسواس کندن مو

هر کدام از اختلال ها نشانه ها و ویژگی های مشترک به خودشان را دارند. در ادامه مقاله برخی از ویژگی های اختصاصی اختلال موکنی را بیان می کنیم:

  • کندن افراطی و مداوم موهای سر یا نقاط دیگری در بدن
  • برای کاهش یا قطع رفتار موکنی تلاش های زیادی انجام می دهد.
  • به علت موکنی رو به رو شدن با مشکلات و اختلالات زندگی برای آن ها دشوار می باشد.
  • موکنی یا بی مویی ناشی از بیماری های جسمانی دیگر از مشکلات پوستی نیست.

علل بروز وسواس موکنی چیست؟

اصلی ترین علل ایجاد اختلال موکنی می توان به موارد زیر اشاره نمود:

اختلالات همایند:

در صورتی که اختلال موکنی با اختلال هایی مانند وسواس فکری عملی، اختلالات اضطرابی، افسردگی و اختلال پس از سانحه به صورت همزمان اتفاق بیفتد در به وجود آمدن این اختلال نقش بسیاری دارد.

عوامل ژنتیکی:

یکی از دلایل اختلال موکنی ممکن است عوامل ژنتیکی باشد، بر اساس تحقیقات انجام شده این اختلال ممکن است به خاطر یک نوع جهش ژنتیکی در فرد به وجود آید. در صورتی که نابهنجاری هایی روی کروموزوم شماره ۱، معروف به SL TRKI روی دهد باعث به وجود آمدن اختلال موکنی می شود.

هم چنین ژنتیک بر روی اختلالات وسواس دیگری مانند وسواس فکری عملی بسیار تاثیر می گذارد.

ناتوانی در مدیریت استرس:

افرادی که در مدیریت استرس ناتوان هستند، زمانی که دچار استرس می شوند نمی توانند به خوبی هیجانات و استرس شان را مدیریت کنند به همین دلیل با استفاده از راه های نادرست به کنترل استرس شان می پردازند که یکی از این روشه ها موکنی می باشد.

به طور مثال افرادی که برای کنکور درس می خوانند ممکن است به صورت ناخودآگاه یا ارادی به کندن موهایشان بپردازند. به همین دلیل باید با روش های کنترل استرس آشنا شوید و اطلاعات خود را در این خصوص افزایش دهید تا از شروع و تداوم این اختلال و رفتار جلوگیری کنید.

روش های درمانی وسواس کندن مو

برای درمان اختلال موکنی، در ابتدا باید علت اصلی این اختلال را کشف کنید اگر دلیل آن اختلالات همایند باشد باید این مسئله توسط مشاور و روانشناس مورد بررسی قرار گیرد تا اختلال اصلی حل شود و بعد با استفاده از روش “وارونه سازی عادت،” این اختلال به طور موفقیت آمیزی حل گردد.

موکندن یک عادت است به همین دلیل باید یک عادت مثبت را در نظر بگیرید و جایگزین آن کنید. در این حالت باید به رفتارهای تکرارشونده خود، قبل از موکنی توجه کنید تا بتوانید رفتارهای بهتری مانند آدامس جویدن، کرم زدن به پوست و غیره را جایگزین موکنی کنید.

یکی دیگر از روش هایی که برای درمان این اختلال مورد استفاده قرار می گیرد، روش های مدیریت استرس است به طور معمول اختلال موکنی در هنگام رو به رو شدن با استرس های محیطی به وجود می آید.

به همین دلیل باید فرد به مشاور و روانشناس مراجعه کند تا برای درمان وسواس و رفتار موکنی او مشاوره هایی صورت گیرد، در صورتی که اختلالات بسیار شدید باشد می تواند در کنار این روش ها از دارودرمانی هم استفاده نماید.

کلام آخر

اختلال موکنی بر روی جنبه های مختلف زندگی اثر می گذارد و به همین دلیل باید به سرعت مورد درمان قرار گیرد، زیرا این اختلال باعث ایجاد اختلالات دیگر هم می گردد و مشکلاتی را برای فرد به وجود می آورد. برای کسب آگاهی و افزایش اطلاعات در مورد اختلال موکنی باید از مشاور کمک بگیرید.

در این راستا مرکز مشاوره ستاره ایرانیان خدماتی را به صورت تلفنی و حضوری ارائه می دهند تا در کمترین زمان به درمان مشکلات شما بپردازند و در این زمینه راهکارهای صحیح را در اختیارتان قرار دهند.

منبع : وسواس موکنی | تشخیص و نحوه درمان وسواس کندن مو

از بدبینی و شکاکیت تا اختلال شخصیت پارانوئید و شخصیت مرزی

از بدبینی و شکاکیت تا اختلال شخصیت پارانوئید و شخصیت مرزی

اختلال شخصیت پارانوئید( DPP) یکی از اختلالات شخصیت غیر عادی است و از جمله علائم آن، بی اعتمادی و بدگمانی به دیگران است، بخصوص در زمانی که دلیلی برای مشکوک بودن وجود ندارد.

اختلال شخصیت پارانوئید چیست؟

یکی از بیماری های اختلال شخصیتی غیر عادی ( کلاسترA) است. این بیماران، رفتارهای عجیبی دارند که مشخصه اصلی این بیماری بداعتمادی و بدگمانی نسبت به دیگران است و از کودکی یا نوجوانی شروع می شود. این بیماری در مردان بیشتر دیده شده است.

علائم و علل شکاکیت

علت اصلی اختلال پارانوئید مشخص نیست ولی ناشی از عوامل روانی و بیولوژیکی است. این بیماری در افرادی که در فامیل و خویشاوندی سابقه اختلال هذیانی دارند، بیشتر است. ضربه جسمی یا عاطفی در دوران کودکی نیز در این بیماری نقش دارد.

علائم اختلال شخصیت پارانوئید چیست؟

این بیماران دائما سعی در تهدید و تحقیر دیگران دارند و به همین دلیل در ارتباط با دیگران دچار مشکل می شوند.

مبتلایان به این بیماری دارای این علائم هستند:

  1. به تعهد، وفاداری دیگران مشکوک اند.
  2. تمایلی به اعتماد به دیگران ندارند و اطلاعات شخصی شان را به کسی بازگو نمی کنند.
  3. آدم های کینه ای هستند و انتقاد پذیر نیستند.
  4. دائما عصبانی هستند و به همسر یا نامزد خود مشکوک اند.
  5. اعتقاد دارند همیشه حق با آنهاست.

اختلال شخصیت پارانوئید چگونه تشخیص داده می شود؟

پزشک با گرفتن یک شرح حال معاینه و ارزیابی را انجام می دهد، هرچند آزمایش خاصی برای تشخیص این بیماری وجود ندارد.

زمانی که پزشک هیچ علائمی پیدا نکند، بیمار را به روانپزشک ارجاع می دهد. اختلال هذیانی با اختلال پریشی مانند اسکیزوفرنی متفاوت است، مثلا فرد مبتلا به پارانوئید صداها را نمی شنود.

مدیریت و درمان بیماری شکاکیت

فرد مبتلا به DPP به دیگران بی اعتماد است و این برای متخصص مراقبتی مشکل ایجاد می کند؛ چون اعتماد یک اصل مهم روانی در مشاوره گرفتن است.

به همین دلیل افراد مبتلا به این بیماری از برنامه درمانی پیروی نمی کنند. این بیماری داروی خاصی ندارد ولی برای درمان از داروهای ضد اضطراب و افسردگی استفاده می کنند.

عوارض اختلال شخصیت پارانوئید چیست؟

فرد در ایجاد ارتباط با دیگران و وارد شدن به موقعیت های اجتماعی دچار مشکل می شود و عمدتا درگیر  نبرد حقوقی می شوند.

آیا می توان از اختلال شخصیت پارانوئید پیشگیری کرد؟

هرچند این اختلال پیشگیری ندارد ولی ممکن است به فردی که در معرض این اختلال است اجازه دهد تا بتواند راه موثری برای رویارویی با این بیماری بیاموزد.

چشم انداز فرد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید چیست؟

این بیماری یک اختلال مزمن است و در طول زندگی بیمار باقی می ماند، هرچند برخی از این بیماران عملکرد خوبی دارند و ازدواج می کنند و شغلشان را گسترش می دهند.

اختلال شخصیت مرزی ( DPB )

این اختلال بر خلق و خو و رفتار و تفکر شما تاثیر می گذارد، که با راهنمای درمان همه چیز ناپایدار خواهد بود.

اختلال شخصیت مرزی ( DPB ) چیست؟

احساسات و روابط ناپاایداری دارند و متزلزل اند و موارد مورد علاقه شان نیز ذائما در حال تغییر است.

افراد مبتلا به این بیماری حساس هستند و زمانی که عصبانی و ناراحت هستند به سختی آرامش پیدا می کنند. این بیماران در زمان تفکر راجع یک مسئله ممکن است چیزهای آزاردهنده بگویند یا به روش نامناسب رفتار کنند.

اختلال شخصیت مرزی قابل درمان است

( DPB ) قابل درمان است و این بیماری بهتر از افسردگی و اختلال دوقطبی است و این بیماران با درمان می توانند بهتر شوند. با گذشت زمان رفتار جدیدی را انجام می دهد که باعث تعادل عاطفی فرد می شود.

شناخت اختلال شخصیت مرزی

  • احساس پوچی می کنم.
  • اغلب عصبانی و مضطرب است.
  • ترس از تنهایی و ترک کردن افراد مهم زندگی اش
  • دائما کارهای خطرناک و ناسالم انجام می دهد مثل مصرف الکل و اعتیاد به مواد مخدر
  • خودآزاری انجام می دهد مثل خودکشی
  • انجام حرکات تکانشی زمانی که در یک رابطه احساس ناامنی می کنند.

علائم و نشانه های اختلال شخصیت مرزی

به طریق های مختلف ظاهر می شود، روانپزشکان علائم این اختلال را به ۶ دسته تقسیم می کنند که برای تشخیص ( DPB ) باید ۵ مورد از این علائم را داشته باشد و علائمی طولانی مدت باشد.

علامت اختلال شخصیت مرزی

از جمله علائم این بیماری ترس از تنها ماندن و رها شدن است، اگر یکی از اعضای خانواده به خانه دیر برسند باعث ترس شدید برای فرد مبتلا می شود و ممکن است شروع به دعوا کند و مانع از خروج افراد از خانه شود.

روابط ناپایدار افراد مبتلا به شخصیت مرزی، تمایل به داشتن روابطی شدید و کوتاه مدت دارند.

به سرعت عاشق می شوند و این باعث ضربه عاطفی می شود، با فرد جدیدی که روبه رو می شوند ولی به سرعت ناامید می شوند. گاهی نسبت به خود متنفر و گاهی احساس خوبی دارند و این افراد ممکن است دائما شغل و دوستان خود را تغییر دهند.

رفتارهای تکانشی و خود ویرانگر

زمانی که ناراحت هستید یکدفعه پولی را خرج می کنید که توانایی پرداختش را ندارید، علائم دیگر مثل: پرخوری، دزدی، رابطه جنسی پر خطر، زیاده روی در مصرف الکل و مواد مخدر

خودآزاری در بیماری شخصیت مرزی

خودکشی، فکر کردن به خود کشی، تهدید به خودکشی و در انتها اقدام به خودکشی، خود آزاری مثل بریدن و سوزاندن

نوسانات عاطفی شدید احساسات و خلق و خوی ناپایدار رایج است، یک لحظه شاد و یک لحظه افسرده و ناامید است، این اختلال بر خلاف نوساناتی عاطفی افسردگی بسیار شدید و سریع از بین می روند.

احساس پوچی در اختلال شخصیت مرزی

افراد مبتلا به این بیماری دائما احساس پوچی می کنند، که این احساس ناراحت کننده است و در نهایت منجر می شود که شما این خلا و پوچی را با مواد مخدر یا روابط جنسی پر خطر پر کنید.

خشم انفجاری

افراد مبتلا به این بیماری دائما عصبانی هستند و با علائمی مثل فریاد زدن و یا خورد کردن وسایل خشمشان را از بین می برند. همچنین این افراد دائما به همه چیز مشکوک اند و زمانی که استرس دارند ممکن است ارتباطشان را با واقعیت از دست بدهند.

اختلال مشترک رایج

اختلال شخصیت مرزی به سختی تشخیص داده می شود ولی یکسری اختلالت مشترک دارد که عبارتند از:

  • افسردگی یا اختلال دوقطبی
  • سوء مصرف مواد مخدر
  • اختلالات اشتها
  • اختلالات اضطرابی
  • علل اختلال مرزی

بسیاری از روانشناسان این اختلال  را ناشی از عوامل بیولوژیکی، ارثی یا درونی و یا عوامل بیرونی مثل تجارب آسیب زایی که فرد در دوران کودکی دیده، می دانند.

تفاوت های مغزی

فرد مبتلا به DPB مغزش در حالت آماده باش قرار دارد و دائما در حال جنگ و گریز استو زمانی که سوئیچ جنگش روشن شود مغز منطقی اش از کار می افتد.

حقیقت این است که شما با تمرین هایی که از مشاور خود می گیرید قادر خواهید بود که مغزتان را تغییر دهید، برخی از این تمرین ها مثل مدیتیشن باعث رشد مغز شما خواهد شد.

اختلالات شخصیت وانگ

منظور روانشناسان از شخصیت، فکر و رفتار و احساس فرد مراجعه کننده است که هیچ کس دقیقا یکسان نمی باشد ( رفتار یکسانی ندارد)، به همین دلیل بعضی از مردم خجالتی، برون گرا، دقت آمیز و … هستند و اینها جزء شخصیت آنهاست.

شخصیت ارتباط مستقیمی با هویت دارد. اختلال شخصیتی به معنای قضاوت کردن شخصیت شما نیست، بلکه در علم روانشناسی به این معناست که الگوی رفتاری شما با جهان بیرون با هنجار متفاوت است که این امر باعث ایجاد مشکل در شغل و احساساتتان نسبت به دیگران می شود.

ولی نکته قابل توجه این است که این الگوها را می توان تغییر داد .

۳ راه برای مقابله با شخصیت پارانوئید

  • هیجان عاطفی خود را آرام و کنترل کنید.
  • تکانشگری را کنترل و پریشانی را تحمل کنید.
  • مهارت های بین فردی خود را بهبود بخشید.

توصیه خودیاری ۱: هیجان عاطفی خود را آرام کنید.

فرد مبتلا وقت زیادی را صرف مقابله با احساسات خود کرده ولی پذیرفتن احساستان به معنی تسلیم شدن نیست بلکه به معنای دست برداشتن از تلاش برای مقابله با آنچه حس می کنید است. باید گذشته و آینده را رها کرده و در لحظه حال متمرکز باشد.

تکنیک های ذهن آگاهی که در این زمینه موثر است، عبارتند از:

با مشاهده احساسات خود شروع کنید.

بر روی احساساتی که همراه شماست تمرکز کنید.

آنچه در زمان حال است را بپذیرید.

کاری انجام دهید که یک یا چند حواس شما را تحریک کند.

چند ایده برای شروع

لمس کردن: آب داغ یا سرد را روی دستان خود لمس کنید، دوش آب گرم بگیرید.

طعم: اگر احساس پوچی می کنید نعناع یا آب نبات با طعم قوی بمکید یا چیزی مثل چیپس نمک و سرکه بخورید. اگر چیزی آرام بخش می خواهید چای داغ یا سوپ را امتحان کنید.

بو: گلها را بو کنید، عطر موزد علاقه خود را بزنید، شمعی روشن کنید.

منظره: روی منظره ای عالی، گل آرایی، نقاشی یا چیزی در تخیلتان تمرکز کنید.

صدا: به موسیقی با صدای بلند گوش دهید. برای آرام شدن به موسیقی آرام بخش مثل صدای دریا، پرندگان گوش دهید.

آسیب پذیری عاطفی خود را کاهش دهید

زمانی که استرس دارید لازم است از سلامت جسمی و روحی خود مراقبت کنید.

با روش های زیر مراقب سلامت روانی و جسمانی خودتان باشید

  • داشتن یک رژیم غذایی مغذی
  • خواب کافی
  • خودداری از استفاده از داروهای تغییر خلق و خو
  • کاهش دادن استرس
  • تمرین تکنیک های عصبی

نکته ۲: یاد بگیرید که تکانشگری را کنترل کنید و پریشانی را تحمل کنید.

وقتی احساس می کنید که تحت تاثیر احساسات سخت هستید، باید رفتار و پریشانی خود را کنترل کنید. از جمله علائم این تکانشگری بی احتیاطی، رابطه جنسی، نوشیدن الکل، رانندگی پر سرعت است.

پیشنهاد مشاور به شما: روش جدید درمان خساست مردان

کنترل خود را از دست می دهید؟

توانایی تحمل پریشانی به شما کمک زیادی خواهد کرد، به جای اینکه به رفتارهای خود تخریبی واکنش نشان دهید یاد می گیرید که آنها را کنار بگذارید.

یک برنامه منظم به شما کمک می کند تا چگونه بر اساسات خود تخریبی و طاقت فرسا غلبه کنید و به شما می آموزد که:

  • چگونه با احساساتتان در تماس باشید.
  • چگونه احساسات ناخوشایند خود را مدیریت کنید.
  • چگونه حتی در موقعیت های ناراحت کننده، آرام باشید.
  • به شما طیفی از انرژی مثبت و شادی و آرامش انتقال می دهد.
  • نفس های آهسته و عمیق بکشید.
  • چگونه در مواقع اضطراری حواس خود را پرت کنید.

پرت کردن حواس، به شما کمک می کند و هر چیزی که توجه شما را جلب می کند می تواند موثر باشد.

مثلا تلویزیون تماشا کنید، اگر ناراحت هستید کمدی ببینید. کاری را انجام دهید که به آن  علاقه دارید مثل: نقاشی، باغبانی، خواندن کتاب

با انجام دادن کارهای روزمره حواس خود را پرت کنید، مثل: خرید کرن، تمیز کردن خانه. انجام دادن ورزش یوگا، پیاده روی یا زنگ زدن به دوستان.

نکته ۳: مهارت های بین فردی خود را بهبود بخشید

دست از سرزنش دیگران بردارید.

فرضیات خود را بررسی کنید.

زمانی که استرس دارید یا منفی بافی می کنید فرضیات خود را بررسی کنید.

مثلا اگر شریک زندگی شما پشت تلفن عصبانی شد عجولانه منفی بافی نکنید، شاید در محل کارش تحت فشار بوده است. از شخص مقابل دلیل رفتارش را نه به شکل متهم آمیز بلکه با رفتاری ملایم بگویید ممکن است اشتباه کنم اما به نظر می رسد.

فرافکنی را متوقف کنید.

منفی بافی، سرزنش کردن دیگران، پرخاشگری در برابر انتقاد سازنده از علائم فرافکنی است. برای مبارزه با فرافکنی باید احساسات و احساسات بدنی هماهنگ باشد.

مسئولیت نقش خود را به عهده بگیرید

خود را جای دیگران قرار داده و حالت تدافعی خود را کاهش دهید. سعی کنید مسئولیت کارها و رفتارهای خود را قبول کنید.

تشخیص و درمان اختلال شخصیت مرزی

به تنهایی نمی توان اختلال شخصیت مرزی را تشخیص داد و باید به دنبال کمک حرفه ای باشیم برای این کار به یک روانشناس نیاز دارید تا شما را ارزیابی و تشخیص دقیق دهد.

اهمیت یافتن درمانگر مناسب

یک روانشناس متخصص و با تجربه تفاوت زیادی در درمان اختلال شخصیت مرزی ایجاد می کند. از لحاظ روانشناسان درمان این اختلال زمانی موثر است که شامل حمایت خانواده و آموزش مهارت های عاطفی باشد.

برای پیدا کردن درمانگر موثر باید وقت بگذارید، با روانشناسی که کنار او احساس امنیت می کنید حرف بزنید و توصیه هایش را جدی بگیرید.

روی درمان دارویی حساب نکنید

هیچ دارویی برای درمان اختلال شخصیت مرزی تایید نشده و این بدین معناست که دارو برای درمان آن مفید نیست، بخصوص برای افسردگی یا اضطراب.

اما ممکن است پزشک در کنار آموزش و درمان، دارو را هم در نظر بگیرد اگر:

شما هم درگیر اختلال شخصیت مرزی و هم افسردگی داشته باشید.

اضطراب شدید داشته باشید.

توهم و افکار عجیب غریب را تجریه کنید.

احساس خودکشی و آسیب رساندن به خود و دیگران را داشته باشید.

منبع : از بدبینی و شکاکیت تا اختلال شخصیت پارانوئید و شخصیت مرزی

اثر بارنوم

اثر بارنوم که همچنین در روان شناسی به عنوان اثر فورر (Forer Effect) شناخته می شود، یک پدیده شناخته شده ای می باشد و در زمانی اتفاق می افتد که افراد باور داشته باشند توصیفات شخصی (در مقایسه با سایر افراد) به طور ویژه در مورد آنها صورت می گیرد؛

این باور بر خلاف این واقعیت می باشد که این توصیف در مورد هر فردی صورت می گیرد.

کلمه اثر به این معنا می باشد که افراد گمراه می شوند، چرا که آنها فکر می کنند اطلاعات فقط مربوط به آنها می باشد؛

این در حالی است که اطلاعات بیان شده عمومی می باشند و مختص یک فرد خاصی نیستند.

اثر بارنوم از یک عبارتی گرفته شده است که در اغلب مواقع (شاید به صورت اشتباه) به تبلغات مشهور P. T. Barnum نسبت داده می شود؛

این عبارت بیان می دارد که در هر دقیه یک طفلی به دنیا می آید. روان شناسان، جادوگران، طالع نماها، کف بین ها و ساحران در حین فریب مردم از اثر بارنوم استفاده می کنند؛

در واقع آنها وانمود می کنند که توصیفشان از یک فرد کاملا خاص و منحصر به فرد است و نمی تواند در مورد سایر افراد مصداق داشته باشد.

اثر بارنوم به دو صورت در روان شناسی مورد مطالعه یا استفاده قرار می گیرد.

هدف از یکی از این روش ها عبارت از ایجاد یک فیدبکی برای مشارکت کنندگان در آزمایش های روان شناختی می باشد؛ این افراد باور پیدا می کنند که این آزمایش به طور خاص برای آنها ایجاد شده است.

زمانیکه مشارکت کنندگان یک مقیاس هوشی یا شخصیتی را کامل کنند، در برخی مواقع آزمایش گیرنده آن را ارزشیابی می کند و یک امتیاز واقعی به شرکت کنندگان می دهد.

با این وجود، آزمایش گیرنده در برخی مواقع یک سری فیدبک های اشتباه و عمومی را به مشارکت کنندگان ارائه می دهد تا یک احساس نادرستی را در آنها ایجاد کند (برای مثال این برداشت و عقیده را در مشارکت کنندگان ایجاد می کند که آنها به طور استثنائی افراد خوبی هستند).

دلیل مربوط به اینکه این فیدبک تاثیرگذار می باشد و به عنوان یک توصیف کننده منحصر به فرد از یک فرد در نظر گرفته می شود، عبارت از این است که در واقعیت اطلاعات بیان شده عمومی می باشند و می توانند در مورد هر فردی مصداق داشته باشند.

اثر بارنوم

یک روش دیگری که برای مطالعه اثر بارنوم مورد استفاده قرار می گیرد، عبارت از مطالعه با استفاده از کامپیوترهایی می باشد که یک فیدبک شخصیتی (درستی) را به مشارکت کنندگان ارائه می دهند.

در مورد دسته بندی های شخصیتی با استفاده از کامپیوترها این انتقاد صورت گرفته است که این دسته بندی ها عمومی می باشند و به راحتی مورد پذیرش قرار می گیرند.

برخی از محققان یک سری آزمایش هایی را انجام داده اند تا بررسی کنند که آیا افراد مختلف فیدبک های درست واقعی را دقیق تر از فیدبک های مبهم در نظر می گیرند یا نه.

نتایج مربوط به این مطالعات نشانگر این موضوع بود که افراد توصیفات واقعا درست را دقیق تر از فیدبک های مبهم در نظر می گیرند، ولی تفاوت قابل ملموسی مابین آنها وجود ندارد.

اثر بارنوم بیشتر در مورد جملات مثبت مصداق دارد. زمانیکه توصیفات منفی بیان می شود (برای مثال در صورتیکه شما به عنوان یک فردی توصیف شوید که در صورتیکه سایر افراد یک سری کارهایی را انجام دهند که شما دوست نداشته باشید، به فکر آسیب زدن به آنها خواهید بود)، افراد تمایل کمتری برای پذیرش آن نشان می دهند.

بنابراین اثر بارنوم بیشتر شامل جملات مثبت می باشد. توجه داشته باشید که اثرات مربوط به عبارت های منفی از طریق عبارات مثبت بیان شده در آخر جملات خنثی می شوند.. برخی از این جملات مثبت عبارتند از:

شما برای به دست آوردن افرادی تمایل دارید که شما را می پذیرند و دوستتان دارند.

در برخی مواقع شما بیش از حد بر روی پروژه هایی کار می کنید که هیچ نوع کارایی ندارند.

شما تغییر را ترجیح می دهید و دوست ندارید در مورد کارهایی که انجام می دهید، محدودیت خاصی داشته باشید.

شما یک متفکر مستقلی هستید که به خاطر انجام دادن کارها به صورت متفاوت از سایر افراد، به خودش افتخار می کند.

در برخی مواقع شما می توانید صدای خودتان را بلند کنید، عصبی شوید و یک فرد مقتدری باشید، ولی در سایر مواقع می توانید ساکت، خجالتی و محافظه کار باشید.

شما می توانید نسبت به خودتان خشن و منتقد باشید.

هر چند که شما یک سری ضعف هایی دارید، ولی برای غلبه بر روی آنها سخت تلاش می کنید و روز به روز به یک فرد بهتری تبدیل می شوید.

نویسنده: Kathleen D. Vohs

ترجمه : تیم کانون مشاوران ایران

عجیب ترین ترس های شناخته شده در سطح دنیا

عجیب ترین ترس های شناخته شده در سطح دنیا

عجیب ترین ترس های شناخته شده و فوبیا عبارت از فوبیای آینه، صدای بلند، درخت، عبور از خیابان و غیره هستند.

فوبیای آینه

کتوپتروفوبیا[1] (یک کلمه یونانی که از catropto یا katptron به معنای آینه ها به دست آمده است)، همچنین به عنوان اسپکتروفوبیا[2] (از کلمه لاتین Spectro به معنای روح های گرفته شده است) و ایزوتروفوبیا[3] (از کلمات یونانی eis (به معنای داخل) و optikos (به معنای دیدن) تشکیل شده است) شناخته می شود که به معنای ترس از آینه ها است.

چه مواردی منجر به ایجاد فوبیای آینه می شوند؟

افراد دارای این فوبیا به دلیل یک سری خرافاتی که به آن اعتقاد دارند، از انعکاس یافتن تصاویرشان در آینه ترس دارند.

برخی از آنها بر این باورند که آینه می تواند روح آنها را به دام بیاندازد.

اکثر افراد بر این باورند که شکستن یک آینه باعث می شود که فرد به مدت هفت سال بدشانس باشد.

همچنین باید توجه داشت که اغلب فوبیاها به دلیل یک حادثه آسیب زا صورت می گیرند.

اسپکرتوفوبیا به چه معنی است؟

اسپکترو فوبیا (از کلمه لاتین Spectrum به معنای بینایی گرفته شده است).

افراد دارای اسپکتروفوبیا از شکستن آینه می ترسند چرا که معتقدند این کار منجر به بدشانسی آنها می شود.

آنها می ترسند که در حین دیدن آینه، یک چیز وحشتناکی از داخل آینه بیرون بیاید یا در کنار تصویر خودشان در آینه یک چیز ترسناک دیگری را هم ببینند.

ترس از آینه ها چه نامی دارد؟

معمولا ترس از آینه ها به صورت ایزوپتروفوبیا یا کتوپتروفوبیا شناخته می شود.

اکثر این افراد از خود آینه نمی ترسند.

برخی از افراد از انعکاس تصویر خودشان در آینه می ترسند، در حالیکه سایر افراد به دلیل اینکه فکر می کنند آینه ها با یک سری موجودات ماوراء طبیعی ارتباط دارند، از آینه ترس دارند.

آلودوکسوفوبیا[4] چیست؟

آلودوکسوفوبیا به معنای ترس از عقاید و نظرات است و به عنوان یک فوبیای اجتماعی در نظر گرفته می شود.

این کلمه ریشه در کلمات یونانی Allo (به معنای مختلف و متفاوت)، dox (به معنای عقاید) و Phobia (به معنای ترس) دارد.

کتوپروفوبیا چیست؟

کتوپروفوبیا  به معنای ترس از آیینه ها است و می تواند در اوایل دوران کودکی ایجاد شود، زمانی که افراد از حوض ها و آب ها به عنوان آینه (برای دیدن تصویر خودشان) استفاده می کنند.

ریشه های این کلمه شامل catoptro (در زبان یونانی به معنای آینه) و Phobia (در زبان یونانی به معنای ترس) است.

دندروفوبیا[5] چیست؟

دندروفوبیا به معنای ترس از درختان است.

ریشه این کلمه شامل کلمات یونانی dendro (به معنای درخت) و Phobia (به معنای ترس) است.

همچنین دندروفوبیا با هیلوفوبیا[6] (ترس از جنگل ها)، نیکتوهیلوفوبیا[7] (ترس از مناطق درختی در تاریکی یا جنگل ها در شب) و زیلوفوبیا[8] (ترس از اشیاء چوبی و (یا) جنگل ها) مرتبط است.

فوبیای آینه

اجیروفوبیا[9] چیست؟

اجیروفوبیا به معنای ترس از خیابان ها یا ترس از عبور کردن از خیابان است و به عنوان یکی از حالت های فوبیای مکان های شلوغ[10] در نظر گرفته می شود.

همچنین اجیروفوبیا با اجیوفوبیا[11] (ترس از خیابان های شلوغ یا ترس از عبور کردن از خیابان شلوغ) مرتبط است.

دندروفایل[12] چیست؟

(دندروفایل. از ویکی پدیا – دانش نامه آزاد.) دندروفایل می تواند به یک فردی اشاره کند که درختان را دوست دارد.

همچنین دندروفیلیا[13] به عنوان یک نوع نابهنجاری جنسی در نظر گرفته می شود.

اگریزوفوبیا[14] چیست؟

اگریزوفوبیا به معنای ترس از حیوانات وحشی است و افراد دارای این فوبیا از رفتن به باغ وحش یا پیاده روی امتناع می کنند.

ریشه این کلمه agri (در زبان یونانی به معنای صحرا)، zoo (در زبان یونانی به معنای حیوان) و phobia (در زبان یونانی به معنای ترس) است که به همراه هم به معنی ترس از حیوانات صحرا (یا وحشی) می شود.

فریگوفوبیا[15] به چه معنایی است؟

فریگوفوبیا عبارت از یک ترسی است که با ترس بیش از حد از سرد شدن یا یخ زدن مرتبط است.

افراد دارای این فوبیا صرف نظر از دمای محیط پیرامون، لباس های گرم می پوشند و پتوی زیادی را به دور خودشان می پیچند.

این اختلال با سایر اختلال ها روان شناختی، همانند هیپوکوندراسیز[16] و اختلال وسواس فکری – وسواس عملی مرتبط است.

ایزوپتروفوبیا پیست؟

ایزوپتروفوبیا به معنای ترس از آینه ها یا دیدن تصویر خود در آینه است و می تواند در اوایل دوران کودکی ایجاد شود، زمانی که افراد از حوض ها و آب ها برای دیدن تصاویر خودشان استفاده می کنند.

ریشه این کلمه شامل eisoptro (در زبان یونانی به معنای آینه) و Phobia (در زبان یونانی به معنای ترس) است.

بلنوفوبیا[17] چیست؟

بلنوفوبیا به معنای ترس از خندیدن است و به عنوان یک فوبیای خاص در نظر گرفته می شود.

ریشه این کلمه شامل Blenno (در زبان یونانی به معنای بلغم که کنایه از خندیدن است) و Phobia (در زبان یونانی به معنای ترس) است.

اوبزوفوبیا[18] چیست؟

اوبزوفوبیا به معنای ترس از افزایش وزن است.

افراد دارای این فوبیا باید مراقب باشند، چرا که این اختلال می تواند به منجر به ایجاد سایر اختلال های روان شناختی، همانند جوع (خوردن غذا و پاکسازی آن) یا بی اشتهایی (امتناع از خوردن غذا) شود.

ریشه این کلمه شامل Obeso (در زبان یونانی به معنای چاقی) و Phobia (در زبان یونانی به معنای ترس) است.

دیزتیکی فوبیا[19] چیست؟

دیزتیکی فوبیا به معنای ترس از تصادفات است. افراد دارای این ترس نگران آسیب رساندن به خودشان یا یک فرد دیگری هستند.

همچنین آنها از آسیب زدن نسبت به دارایی خودشان هم ترس دارند.

ریشه این کلمه شامل Dys (در زبان یونانی به معنای بد)، tych (در زبان یونانی به معنای تصادف) و Phobia (در زبان یونانی به معنای ترس) است.

کوپروفوبیا[20] چیست؟

کوپروفوبیا شامل ترس از نجاست ها، مدفوع ها یا خروج مدفوع است و به عنوان یک فوبیا خاص در نظر گرفته می شود.

ریشه این کلمه شامل Conpro (در زبان یونانی به معنای مدفوع) و Phobia (در زبان یونانی به معنای ترس) است.

عجیب ترین فوبیاها چه مواردی می باشند؟

چند مورد از عجیب ترین فوبیاهایی که تا به حال شناسایی شده اند، عبارتند از:

  1. نوموفوبیا[21] – ترس از دسترسی نداشتن به موبایل
  2. فوبوفوبیا – ترس از داشتن فوبیا
  3. آنتوفوبیا[22] – ترس از گل ها
  4. هگزاکوسیوی هگزیکونتاهگزافو[23]  – ترس از عدد 666
  5. هلیوفوبیا[24] – ترس از نور خورشید
  6. کوروفوبیا[25] – ترس از رقصیدن
  7. آبلوتوفوبیا[26] – ترس از حمام کردن

چه مواردی منجر به ایجاد هلیوفوبیا[27] می شوند؟

یک سری شرایط بالینی، همانند کراتوکونوز[28] (یک اختلال چشمی که در نتیجه حساسیت چشمی زیاد نسبت به نور خورشد یا نورهای روشن ایجاد می شود) و میگرن (که در نتیجه نور روشن می تواند تحریک شود) و پروفیریا کتوان ترد[29] ( که منجر به حساسیت پوستی نسبت به نور خورشید می شود تا جایی که منجر به ایجاد تاول می شود) می توانند منجر به هلیوفوبیا شوند.

ترس از خود چه نامی دارد؟

ترس از خود به عنوان اوتوفوبیا[30] شناخته می شود که ریشه آن کلمات یونانی است: autos (به معنای خود) و Phobos (به معنای ترس). اوتوفوبیا از نظر ادبیاتی به معنای ترس از خود است. کلمه Phobos در تعداد زیادی از فوبیاها به کار گرفته می شود، فوبیاهایی همانند کلاستروفوبیا (ترس از مکان های بسته) و آکروفوبیا (ترس از ارتفاعات).

وربوفوبیا[31] چیست؟

وربوفوبیا به معنای ترس از کلمات است. و همچنین به عنوان لوگوفوبیا[32] هم شناخته می شود و با هیپوپوتومونسترو سسکویپ پدالیوفوبیا[33]  و سسکویپدالوفوبیا[34]  (که هر دو به معنای ترس از کلمات طولانی می باشند) و اونوماتوفوبیا[35] (ترس از شنیدین کلمات یا اسم های خاص) مرتبط است.

مگالوفوبیا[36]چیست؟ مگالوفوبیا به معنای ترس از اشیاء بزرگ است. اشیاء مورد نظر می توانند موارد مختلفی باشند و از کشتی های بزرگ تا هواپیماهای بزرگ و از حیوانات بزرگ تا برج های بزرگ را شامل شوند.

فازموفوبیا[37] چیست؟

فازموفوبیا عبارت از ترس از روح ها است. ریشه این کلمه شامل کلمات یونانی Phasmos (به معنای موجود ماوارء طبیعی یا فانتوم) و Phobos (به معنای وحشت یا ترس عمیق) است.

کلمه دیگری که برای این فوبیا مورد استفاده قرار می گیرد عبارت از اسپکتروفوبیا[38] است که ریشه در کلمات Specters یا reflection دارد.

دموفوبیا[39] چیست؟

دموفوبیا به معنای ترس از جمعیت شلوغ یا انبوه است و افراد دارای این ترس از رفتن به مکان هایی که به عنوان مکان های شلوغ یا دارای جمعیت سنگین شناخته می شوند، اجتناب می کنند.

ریشه این کلمه شامل کلمات یونانی demo (به معنای مردم) و Phobia (به معنای ترس) است.

همچنین این فوبیا به عنوان یک فوبیای اجتماعی در نظر گرفته می شود.

سولونوفوبیا[40] چیست؟

سولونوفوبیا (ریشه در کلمه لاتین scius به معنای شناختن دارد)، که همچنین به عنوان دیداسکالینو فوبیا[41] (که ریشه در کلمه didasko به معنای آموزش دادن دارد) شناخته می شود، عبارت از ترس از مدرسه است.

این ترس در کودکان و به دلیل خارج شدن از خانه (اگورافوبیا) و دور ماندن از والدینشان ایجاد می شود.

لالیوفوبیا[42] چیست؟

لالیوفوبیا به معنای ترس از صحبت کردن یا گفتگو کردن است و افراد دارای این فوبیا به دلیل ترس داشتن در مورد اشتباه بیان کردن کلماتشان، تکرار کردن حرف هایشان، لکنت داشتن و بیان کردن سخن بیهوده، دچار این فوبیا می شوند.

این کلمه ریشه در کلمات lal (در زبان یونانی به معنای سخن گفتن) و phobia (در زبان یونانی به معنای ترس) دارد.

متی فوبیا[43] چیست؟

متی فوبیا به معنای ترس از الکل یا الکلی شدن است.

ریشه این کلمه شامل methy (در زبان یونانی به معنای الکل) و Phobia (در زبان یونانی به معنای ترس) است.

همچنین متی فوبیا به عنوان پوتوفوبیا[44] هم شناخته می شود و با دیپسوفوبیا[45] (ترس از نوشیدن) مرتبط است.

آبلوتوفوبیا[46] چیست؟

آبلوتوفبیا عبارت از یک فوبیای خاصی است که در آن فرد یک ترس غیرمنطقی در مورد حمام کردن یا شستشو دارد.

این فوبیا در کودکان و افراد بزرگسال وجود دارد و زنان در مقایسه با مردان، بیشتر دچار این فوبیا می شوند. (در این مقاله ما تعریف آبلوتوفوبیا و علائم آن و علل ایجاد آن را بررسی خواهیم کرد).

تراتوفوبیا[47] چیست؟

تراتوفوبیا: به معنای ترس از به دنیا آوردن یک نوزاد ناقص یا یک نوزاد عجیب و غریب است.

Terato ریشه در کلمات یونانی Teras (به معنای هیولا) و Phobia (به معنای ترس) دارد که از نظر ادبیات، به معنای ترس از (به دنیا آوردن) هیولا یا یک موجود عجیب و غریب است.

منبع: کانون مشاوران ایران


مشاوره فردی یعنی چی؟

مشاوره فردی فرصتی شخصی برای دریافت حمایت و تجربه رشد در دوران چالش برانگیز زندگی است. مشاوره فردی می تواند به فرد کمک کند تا با بسیاری …

در سال 1401 خودت را بیشتر بشناس

شناسایی دقیق احساسات به شما کمک می کند تا چیزهای مهم را از چیزهای بی اهمیت جدا کنید. شما یاد می گیرید که به غرایز خود اعتماد …

درمان اعتیاد رفتاری

اعتیاد رفتاری چیست و در مورد روش های درمانی اعتیاد رفتاری چه چیزهایی می دانید؟ واژه اعتیاد افراد را به یاد مواد مخدر می اندازد …

اثر بارنوم

اثر بارنوم که همچنین در روان شناسی به عنوان اثر فورر (Forer Effect) شناخته می شود، یک پدیده شناخته شده ای می باشد و در …

راه درمان افراد منزوی و کناره گیری اجتماعی توسط روانشناسی

راه درمان افراد منزوی و کناره گیری اجتماعی  توسط روانشناسی

انزوا از نظر لغوی به کناره گیری از مردم و عزلت گزینی اشاره دارد.

در زمان قرنطینه یا مشکلات این چنینی، افراد باید از طریق شبکه های اجتماعی یا تماس با هم در ارتباط باشند تا از نظر اجتماعی آسیب نبینند.

درمان انزوا و تنهایی

مردم معمولا از خجالتی بودن برای اشاره به انزوا و گوشه گیری دیگران اشاره می کنند.

فردی که به انزوا و گوشه گیری گرایش دارد معمولا از کم رویی و خجالت نیز رنج می برد.

ممکن است بخاطر شکست یا آسیب در یک رابطه یا دعوای زن و شوهر بوده است.

این افراد از قرار گرفتن در اجتماعات تا حد امکان خودداری می کنند و تمایل دارند که به تنهایی، کار و فعالیت خود را پیش ببرند.

همچنین در مورد نحوه ی گذراندن اوقات فراغت نیز ترجیح می دهند تنها یا نهایتا با یک دوست صمیمی همراه باشند.

فرد منزوی معمولا در مدرسه یا محیط کار، صرفا یک دوست صمیمی دارد که به شدت نیز به او وابسته  است.

راه درمان افراد منزوی و کناره گیری اجتماعی توسط روانشناسی

انزواطلبی در هر دوره و هر سنی ممکن است رخ دهد.

این تمایلات انزواطلبانه در دوره نوجوانی نیز با شیوع بیشتر و البته به صورت گذرا دیده می شوند.

خیلی از افراد به تنهایی، با تلاش و مواجهه با ترس های خود سعی در افزایش تعاملات اجتماعی و درمان انزواطلبی خود دارند.

درصورتی که فرد موفق به درمان این مسئله نشود می تواند به پیامدهای جدی در زندگی منجر گردد.

از جمله پیامدها و مشکلات انزوا و گوشه گیری می توان به موارد زیر اشاره نمود:

کاهش اعتماد به نفس، کاهش مهارت های برقراری ارتباط جمعی، عدم خود باوری، افسردگی، افکار مربوط به خودکشی، غرق شدن در تخیلات، خودخوری و نشخوار فکری زیاد.

انزوا و گوشه گیری درکودکان و راهکارهای مقابله با آن

اگرچه انزوا و گوشه گیری در دوره کودکی تا حدودی نشان دهنده ی خلق و خو و ویژگی های شخصیتی زیستی فرد است.

اما تا حد زیادی نیز به محیط رشدی و نحوه تعامل والد با کودک بستگی دارد.

خجالتی بودن و کم رویی یکی از ویژگی های شخصیتی بارز کودکان منزوی است.

گوشه گیری و انزوا در کودکی را نباید در مقابل خود داری کودک در  تعامل با بزرگسالان سنجید.

ویژگی مهم کودک منزوی اجتناب و مقاومت او در بازی کردن و تعامل کردن با سایر کودکان و همسالان خود است.

افسردگی و انزوای کودکی با هم رابطه ی دوسویه دارند.

یعنی از یک طرف افسردگی می تواند علت تمایل به انزوا و از سوی دیگر پیامد این انزوا باشد.

سرزنش و  مقایسه کودک با بچه های فامیل یا آشنایان روش مطلوبی برای برانگیختن کودک جهت تغییر مثبت و افزایش رفتار مطلوب نیست.

به عنوان مثال مادری که به فرزند خود می گوید: نگا کن چقدر دوستت خوب بلده با بقیه سلام و احوال پرسی کنه ولی تو آبروی منو میبری!

این جملات صرفا باعث بدتر شدن اوضاع می شود.

والدین می توانند با فراهم کردن محیطی امن و کاستن از ترس کودک نسبت به قضاوت و تحقیر دیگران، به فرزندشان در برداشتن یک قدم به جلو و تعامل کمک کنند.

همچنین بیان خجالتی بودن کودک در حضور او صرفا باعث ایجاد تلقین پذیری و درونی سازی بیشتر این خصوصیت در او می شود.

فراهم سازی محیطی برای تعامل بیشتر با سایر افراد و پذیرش بی قید و شرط کودک از دیگر موارد قابل توجه می باشد.

راه درمان افراد منزوی و کناره گیری اجتماعی توسط روانشناسی

انزوا و گوشه گیری در نوجوانی و راهکارهای مقابله با آن

انزوا در نوجوانی معمولا یک ویژگی گذرا و موقتی این دوره است که با ادامه یافتن و درمان نشدن می تواند در آینده برای نوجوان دردسرساز شود.

از دست دادن اعتماد به نفس، افسردگی، اضطراب، عدم رشد مهارت های ارتباطی، ناتوانی در ابراز وجود و بیان احساسات و مشکلات اجتماعی، تحصیلی و ارتباطی از جمله پیامدهای ادامه دادن به روند انزواطلبی در نوجوانان است.

سوالات دوره بلوغ و سوالات ازدواج را از مشاوران باتجره سوال کنید و نوجوان را برای سوال پرسیدن سرزنش نکنید.

عوامل موثردر گرایش نوجوانان به انزواطلبی

اعتیاد، دعوا و یا اختلاف والدین، جدایی و طلاق والدین، سخت گیری و بی مهری والدین، داشتن یک نقص عضو جسمانی، مشکلات تکلمی و خود زشت انگاری، مهاجرت و نقل مکان و تبعیض.

برخلاف دوره ی کودکی که والدین با مقایسه و سرزنش کودک می توانند در کاهش اعتماد به نفس و افزایش انزواطلبی نقش دارند، در نوجوانی، این مقایسه به صورت درونی و در واقع با ندای یک والد سخت گیر توسط خود نوجوان صورت می گیرد.

نوجوان با مقایسه ی شرایط ظاهری، تحصیلی و خانوادگی یا اقتصادی خود با دیگران به تزلزل اعتماد به نفس و انزواطلبی خود کمک می کند.

تغییرات هورمونی و عدم تناسب ظاهری افراد منزوی و کم حرف

این موضوع بخصوص با تغییرات هورمونی و عدم تناسب ظاهری تشدید می یابد.

یکی دیگر از عواملی که در تشدید انزواطلبی نوجوان اهمیت دارد، فضای مجازی و وابستگی به بازی های کامپیوتری است.

تقویت اعتماد به نفس و جرات ورزی توسط والدین و معلمان، فراهم نمودن فرصت بیشتر برای تعامل سازنده با دیگران از جمله رهبری گروه های تفریحی و علمی از جمله راه کارهای پیشنهادی می باشد.

راه درمان افراد منزوی و کناره گیری اجتماعی توسط روانشناسی

انزوا و گوشه گیری در سالمندان و راه کارهای مقابله با آن

انزوا در دوره ی سالمندی برای خیلی از افراد شرایطی است که ناخواسته به آن ها متحمل شده است.

در سال های اخیر انزوا و تنهایی سالمندان و همچنین پیامدهای این انزوا از جمله خودکشی افزایش یافته است.

از جمله دلایل این افزایش می توان به موارد زیر اشاره نمود:

 برخلاف گذشته که سالمندان به عنوان بزرگ و برکت خانواده ها در خانه های بزرگ و شلوغ نقش پررنگی داشتند،

اکنون با  وجود زندگی شهری در آپارتمان های کوچک و کم شدن تعاملات محله ای، تنهایی و انزوا درد بزرگی برای قشر سالمند است.

همچنین با افزایش امید به زندگی ( متوسط سال هایی که انتظار می رود فرد زنده بماند) سالمندان زیادی هستند که با از دست دادن همسر، ترک کردن فرزندان، مشکل سلامتی و از دست دادن کار و استقلال مواجه هستند.

اما آیا انزوا در سالمندی غیرقابل اجتناب است؟

سالمندی به معنای واقعی مترادف با ناتوانی و انزوا نیست.

بخش بزرگی از ناتوانی که سالمندان تجربه می کنند محصول باورپذیری فرهنگی است که جامعه نسبت به سالمندان القاء می کند.

سالمندی می تواند دوره ای آرام اما همچنان پویا باشد.

تحقیقات مختلف نشان داده اند سالمندانی که از نظر اجتماعی پویا هستند از سلامت بالاتری برخوردارند.

قدم زدن، دنبال کردن یک فعالیت هنری یا تفریحی مورد علاقه و حتی ادامه دادن یک فعالیت اقتصادی آسان،

داشتن باغچه یا گل و رسیدگی به آن ها، تماشای برنامه های تلویزیونی، همصحبتی روزانه با دوستان مسن و جوان می تواند در به چالش کشیدن مفهوم ناتوانی و انزوا در سالمندان مفید باشد.

برای مشاوره با مرکز مشاوره روانشناسی با متخصصین روانشناسی می توانید با شماره های ۲۲۳۵۴۲۸۲–۰۲۱

۲۲۲۴۷۱۰۰–۰۲۱ تماس حاصل فرمایید.

مشاوره فردی یعنی چی؟

مشاوره فردی فرصتی شخصی برای دریافت حمایت و تجربه رشد در دوران چالش برانگیز زندگی است. مشاوره فردی می تواند به فرد کمک کند تا با بسیاری …

در سال 1401 خودت را بیشتر بشناس

شناسایی دقیق احساسات به شما کمک می کند تا چیزهای مهم را از چیزهای بی اهمیت جدا کنید. شما یاد می گیرید که به غرایز خود اعتماد …

درمان اعتیاد رفتاری

اعتیاد رفتاری چیست و در مورد روش های درمانی اعتیاد رفتاری چه چیزهایی می دانید؟ واژه اعتیاد افراد را به یاد مواد مخدر می اندازد …

اثر بارنوم

اثر بارنوم که همچنین در روان شناسی به عنوان اثر فورر (Forer Effect) شناخته می شود، یک پدیده شناخته شده ای می باشد و در …

افسردگی چيست؟

افسردگی نوعي بيماري رواني مزمن است كه در آن شخص دچار غم و اندوه و ناراحتي مداوم است و تمايل به انجام فعاليت هاي روزمره اش ندارد و خود را فردي بي ارزش و ناتوان قلمداد مي كند.

چه كساني در معرض افسردگي قرار مي گيرند؟

برای پخش فایل مرورگر خود را آپدیت کنید یا از اینجا فایل را دانلود نمایید.

افسردگی خانم ها

افرادي كه در اقوامشان سابقه افسردگي دارند

كساني كه در دوران كودكيشان آسيب هاي روحي و رواني و تجربيات تلخ داشته اند

افرادي كه با دوستان افسرده معاشرت دارند

افرادي كه خانواده نزديك خود و يا كساني كه به آنها علاقه زيادي داشتند را از دست داده باشند.

خانم هايي كه به تازگي زايمان كرده اند بعد ا ز  زايمان دچار افسردگي مي شوند

افرادي كه اعتياد به الكل و مواد مخدر دارند

افرادي كه مبتلا به آلزايمر، اچ آوي وي ، ايدز و هپاتيت هستند

افرادي كه داروهاي خاص مانند داروهاي فشار خون ، قرص خواب و يا ساير داروهايي از اين قبيل را مصرف
اقرادي كه بيماري هاي خاص مانند سرطان ، ديابت و بيماري هاي قلبي دارند.

علايم افسردگي

  • فكر كردن بيش از حد به مرگ و خودكشي و انجام دادن آن به هر روش
  • اعتياد پيدا كردن  به مواد مخدر و مصرف زياد الكل
  • كم خوابي يا زيادي خوابيدن هاي طولاني مدت
  • از دست دادن علاقه به فعاليت هايي كه قبلا مورد توجه بوده است
  • فكر كردن هاي متداول راجع به اين كه حادثه بدي قرار است اتقاق بيفتد.
  • توهم شنيدن صداها و ديدن چيزهايي كه واقعيت ندارند ، هذيان گويي و اعتقاد راسخ به باورهاي كاذب
  • خريد كردن هاي بي رويه
  • اعتياد و وابستگي به اينترنت
  • خوردن بيش از حد
  • دزدي اجناس از فروشگاه ها
  • عدم توجه فرد به خودش
  • رفتارهاي جنسي مخاطره آميز يا عدم رابطه جنسي
  • داشتن افكارهاي منفي و ناكارآمد
  • نداشتن اعتماد به نفس و کاهش توان جسمی و ذهنی
  • گريه كردن هاي مكرر
  • نداشتن توانايي لازم براي انديشيدن به مسايل و قدرت تصميم گيري مناسب و صحيح

در افسردگي هاي شديد فرد با كاهش درجه حرارت بدن، فشار خون پايين و عصبانيت هاي شديد و لرزش بدن همراه است

انواع افسردگي

1- احساس افسردگی

كه عموماً به عنوان غم شناخته شده و فرد در يك شرايط خاص و موقعيت جديد و وضعيت بحراني  قرار مي گيرد و بعد از گذشت زمان اين احساس بعد از برطرف شدن موقعيت وسازگار شدن فرد با اوضاع و شرايط كنوني از بين مي رود.

2- داغديدگي و عكس العمل پس از مرگ

غمي است كه فرد  بعد از مرگ يكي از افراد خانواده يا نزديكانش تجربه مي كند كه معمولاً اين حالت كاملاً عادي است مگر اين كه واكنش هاي سوگ طولاني مدت با افراد باقي بمانند.

3- اختلال افسردگي عمده و خويي

هنگامي كه تمامي علايم افسردگي شدت پيدا كند و به جايي برسد كه عملكردها و عكس العمل هاي فرد از لحاظ اجتماعي، ذهني، عاطفي و رفتاري مختل شود افسردگي عمده ناميده مي شود.

در صورتي كه شدت علائم افسردگی به حدي باشد كه عملكردها كمتر آسيب ببينند، اختلال افسرده خويي وجود دارد.

4- اختلال دو قطبي

اختلال دو قطبي نوعي اختلال خلقي و يك بيماري رواني است كه در آن افراد دچار تغييرات شديد در خلق هستند كه نوع اختلال آن معمولا با يك دوره شيدايي و با يك يا چند دوره افسردگي همراه است.

5- اختلال افسردگي خلق ادواري

اختلال افسردگي خلق ادواري از نظر علايم، شکل خفیفی از اختلال دوقطبی است و از ويژگي هايش دوره هاي نوسان دار است كه درآن فردهم شاد و بي پروا ، تحريك پذير و هم در
دوره هاي خفيف افسردگي به سر مي برد.

6- اختلال دلبستگي واكنشي

دلبستگي هاي بيمار گونه ي دوران بچگي كه از آن به عنوان  افسردگی هاي دوران كودكي ياد مي شود، تحت عنوان اين گروه قرار مي گيرند.

7-  فصلي

دوره اي از افسردگي است كه عموماً در پاييز و زمستان در فرد ظاهر مي شود و يكي از عوامل مهم آن عدم نور كافي است.

احتمالا به دليل نور كم تغييرات زيادي را در سطوح برخي از هورمون ها از جمله “ملاتونين” ايجاد مي كند و از طرفي تغييرات دما و نورسبب به هم خوردن زمان دروني بدن كه الگوهاي خواب و بيداري را كنترل مي كند، مي گردد و اين تغييرات منجر به بروز اين افسردگي مي شود.

علائم می توانند شامل

  • احساس افزایش سرعت یا تاخیر،
  • خوابیدن بیش از حد یا خیلی کم،
  • خوردن بیش از حد یا کمتر از حد استاندارد،
  • عدم توانایی برای متمرکز شدن یا تفکر مشخص،
  • احساس ناامیدی یا بی ارزشی،
  • احساس گناه کار بودن بدون هیچ نوع دلیلی،
  • یا تفکر در مورد خودکشی باشد.

افسردگی رواج زیادی دارد.

این اختلال می تواند علل مختلفی داشته باشد که شامل ژن ها، استرس و مشکلات زندگی، نداشتن خواب مناسب، استفاده از الکل یا سایر مواد و برخی از داروها می باشد.

از طریق ملاقات با روانپزشک یا روان شناس خودتان به دریافت کمک اقدام کنید.

در صورتی که علائم شما غیر معمول یا شدید باشند، ممکن است که برای دریافت کمک به یک روان پزشک ارجاع داده شوید.

اکثر افراد با استفاده از روش درمان مناسب، می توانند در طول چند ماه بهبود پیدا کنند.

معمولا افسردگی خفیف با استفاده از روش های درمان روان شناختی (گفتار درمانی ها) درمان شود و معمولا نیازی به تجویز دارویی پیدا نمی شود.

افسردگی ملایم می تواند با استفاده از روش های درمان روان شناختی یا تجویز دارویی ضد افسردگی درمان شود.

یا به روش های بدون دارو همچون نوروفیدبک درمان شود.

در مورد افسردگی شدید، معمولا یک ترکیبی از تجویز دارویی ضد افسردگی و درمان روان شناختی مورد نیاز می باشد.

افسردگی چیست؟

افسردگی یک بیماری روانی می باشد که منجر به ایجاد احساس ناراحتی در فرد یا عدم توانایی برای لذت بردن از هر چیزی به مدت چند هفته می شود.

همچنین ممکن است این افراد علائم دیگری، همانند:

  • بدون انرژی بودن،
  • تحریک پذیر بودن،
  • یا مشکلات مربوط به خواب را داشته باشند.

این اختلال می تواند توانایی افراد برای انجام دادن کارشان، مطالعه کردن، یا مراقبت کردن از خودشان و خانواده شان را از بین ببرد.

این بیماری می تواند یک بیماری کوتاه مدت باشد، یا می تواند در برخی از مراحل زندگی فرد ایجاد شود و از بین برود.

فرد مبتلا با استفاده از روش درمان مناسب می تواند بر این بیماری غلبه کند و یک زندگی کامل و رضایت بخشی داشته باشد.

بیماری افسردگی چیست

انواع افسردگی چیست

افسردگی عمده

زمانی که یک فرد حداقل به مدت دو هفته و به صورت مداوم علائم این اختلال را داشته باشد و این علائم منجر به ایجاد اختلال در زندگی روزمره این افراد شود. این مورد رایج ترین نوع افسردگی در افراد بالغ می باشد. همچنین این این اختلال می تواند خفیف، ملایم یا شدید باشد.

اختلال افسرده کننده مداوم

این اختلال شبیه به اختلال عمده می باشد، با این تفاوت که علائم موجود در فرد حداقل به مدت دو سال، به صورت نامنظم به وجود می آید و از بین می رود (در رابطه با کودکان و نوجوانان، به مدت یک سال).

افسردگی قبل از قاعدگی

زمانی که یک زنی احساس ناراحتی، بی قراری یا بدخلقی شدید قبل از پریود ماهانه اش داشته باشد و علائم موجود بعد از شروع پریود از بین بروند (همچنین این اختلال به اختلال اضطراب قبل از قاعدگی معروف است).

اختلال پیش از تولد و بعد از تولد

زمانی که یک زنی علائم این اختلال را قبل از تولد یا بعد از تولد نوزادش داشته باشد (همچنین به عنوان افسردگی پریناتال یا افسردگی پریپارتوم معروف است).

افسردگی غیر معمول

این اختلال شبیه اختلال افسردگی عمده می باشد، ولی یک سری علائم اضافی دارد؛ علائمی از قبیل:

  • احساس خستگی یا ضعف شدید،
  • خوابیدن به مدت زیاد،
  • خوردن بیش از حد غذا
  • افزایش وزن،
  • افزایش حساسیت نسبت به طرد شدن از طرف سایر افراد.

الگوهای فصلی افسردگی

زمانی که یک فرد فقط در پاییز و زمستان علائم این اختلال را نشان می دهد و در بهار و تابستان بهتر می شود، که در برخی مواقع به عنوان اختلال موثر فصلی نامیده می شود.

علائم این اختلال معمولا خفیف می باشند (برای مثال، خوابیدن بیش از حد، داشتن یک سری مشکلاتی در بیدار شدن در صبح، خستگی در طول روز، خوردن بیش از حد و افزایش وزن).

در این روش می توانید از درمان با نوروفیدبک بدون دارو بهره ببرید.

سایر موارد

افسردگی بالینی: افسردگی که توسط یک متخصص تشخیص داده می شود. این افسردگی به عنوان یک نوع افسردگی نمی باشد – شامل هر نوع افسردگی می شود. امروزه متخصصان مراقبت سلامتی از این واژه کمتر استفاده می کنند.

افسردگی تک قطبی: نقطه مقابل افسردگی دو قطبی می باشد. بیماری افسردگی تک قطبی شامل هر نوع افسردگی می باشد و زمانی است که فرد دارای افسردگی دو قطبی نباشد.

چه عواملی منجر به ایجاد افسردگی می شوند؟

این اختلال دارای یک عامل منحصر به فردی نمی باشد.

اختلال افسردگی موجود در افراد مختلف، می تواند به دلایل مختلفی ایجاد شود.

معمولا افسردگی در محیط های خانوادگی ایجاد می شود.

ژن ها نقش مهمی را در مبتلا شدن فرد به افسردگی دارند.

همچنین یک سری دلایل دیگری هم وجود دارند که برای مثال می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. استرس و مشکلات زندگی
  2. اتفاقات آسیب زای زندگی
  3. ناراحتی و زیان
  4. تنهایی
  5. نداشتن خواب مناسب
  6. مشکلات سلامتی
  7. سیگار کشیدن
  8. نداشتن فعالیت فیزیکی
  9. تغذیه ناسالم
  10. استفاده از الکل و سایر مواد
  11. داروها.

همه افراد دارای شرایط سخت زندگی و مبتلا شده به استرس، دچار افسردگی نمی باشند – ولی این شرایط می توانند منجر به ایجاد افسردگی شوند.

چه کسی به افسردگی دچار می شود؟

هر فردی می تواند به افسردگی دچار شود. افسردگی رواج بسیار بالایی دارد. به طور متوسط از هر ۵ نفر، یک نفر در برخی از مراحل زندگی خودش به افسردگی دچار می شود.

اکثر افراد بالای ۲۰ سال، برای اولین بار افسردگی را تجربه می کنند.

کودکان و نوجوانان هم می توانند به افسردگی دچار شوند.

احتمال ابتلای زنان به افسردگی، دو برابر بیشتر از مردان می باشد.

افرادی که یک سری مشکلات سلامت روانی دیگری همانند اختلال دو قطبی، اضطراب، اختلال شخصیت حدی و اسکیزوفرنیا را دارند، ممکن است که به افسردگی هم دچار شوند. افسردگی یک بخشی از اختلال دو قطبی می باشد.

اختلال افسردگی می تواند به بروز هر یک از علائم زیر منجر شود

  • احساس ناراحتی یا دلتنگی
  • عدم توانایی برای لذت بردن از مواردی که در شرایط عادی لذت بخش هستند
  • داشتن تفکرات مرگ یا خودکشی در اغلب مواقع
  • خوردن بیش از حد یا به اندازه کافی غذا نخوردن
  • افزایش یا کاهش وزن
  • خوابیدن بیش از حد معمول یا نداشتن خواب مناسب
  • بی انرژی بودن یا زود خسته شدن
  • عدم توانایی برای متمرکز شدن یا داشتن یک تفکر مشخص
  • داشتن احساس بد نسبت به خود، بی ارزش دانستن خود یا احساس گناه
  • حرکت فیزیکی که با سرعت کم یا سرعت بالا انجام می شود
  • تحریک پذیری

دلتنگی نشانه بیماری افسردگی است؟

همه افراد در برخی از زمان ها دچار احساس دلتنگی می شوند، ولی در صورتی که علائم موجود بیش از چند هفته به طول بکشند، می تواند نشان دهنده این بیماری باشد.

ممکن است که یک فردی به صورت تمام وقت دچار این احساس باشد یا اینکه این علائم در برخی مواقع ایجاد شوند و از بین بروند.

افسردگی منجر به ایجاد اختلال در تفکر می شود.

افسردگی موجود در افراد مسن تر باعث می شود که حتی این افراد به صورت افراد دچار شده به زوال عقل در نظر گرفته شوند.

همچنین بیماری افسردگی می تواند یک سری علائم دیگری هم داشته باشد که برای مثال می توان به شنیدن یا دیدن موارد غیر واقعی (توهمات)، داشتن عقاید عجیب و غریب که غیر واقعی یا غیر معمول هستند (هذیان ها)، ضعف بیش از حد یا عدم توانایی برای حرکت دادن بخش هایی از بدن اشاره کرد. این علائم نادر می باشند.

اختلال افسردگی به چه نحوی تشخیص داده می شود؟

افسردگی بر مبنای علائم موجود در شخص تشخیص داده می شود.

معمولا تشخیص از طرف یک مشاور یا روان شناس صورت می گیرد.

در صورتی که علائم موجود غیرمعمول یا شدید باشند، ممکن است روانشناس فرد را به یک روان پزشک ارجاع دهد تا تصمیم مناسب تری در رابطه با فرد گرفته شود.

یک روان پزشک می تواند یک نظر یا گزارشی را به پزشک خانوادگی ارائه دهد تا به عنوان ارائه دهنده اصلی مراقبت سلامتی، شرایط شما را اداره کند یا می تواند مراقبت و درمان دائم را به فرد ارائه بدهد.

سوالات پزشک در مورد چیست؟

معمولا پزشک در مورد پس زمینه فرد، که شامل خانواده، دوستان، زندگی اجتماعی، اشتغال و حمایت در دسترس می باشد، یک سری سوالاتی را می پرسد.

همچنین پزشک می تواند در مورد سبک زندگی و رفتارها سوالاتی بپرسد که شامل خواب، ورزش و مصرف الکل و سایر مواد می باشد.

یک پزشک می تواند چک آپ انجام بدهد تا سایر شرایط بالینی را که می توانند منجر به ایجاد علائم یا بدتر شدن آنها شوند را پیدا کنند.

این چک آپ ها شامل آزمایشات خون و سایر آزمایشات بالینی می باشد.

ممکن است که پزشک یک تشخیص درستی نداشته باشد. در برخی مواقع آنها می خواهند تا قبل از صورت دادن تشخیص، وضعیت فرد را در طول زمان بررسی کنند.

کمک گرفتن در مراحل اولیه

برای داشتن یک بهبود مناسب، مراقبت بالینی اولیه اهمیت زیادی دارد.

هر چقدر که شما زودتر به دریافت کمک مراجعه کنید، شانس بیشتری را برای داشتن یک تشخیص درست و دریافت درمان موثر و مدیریت مشکلاتتان خواهید داشت.

درمان بیماری افسردگی و علائم اختلال افسردگی

می توانید از مراکز کانون مشاوران ایران کمک بخواهید.

درمان افسردگی

چرا باید به درمانگر مراجعه کنم؟

شما با استفاده از یک روش درمان مناسب می توانید از افسردگی بهبود یابید و یک زندگی کامل و رضایت بخشی داشته باشید.

روش درمان مناسب می تواند به شما کمک کند تا:

  • علائم افسردگی تان بهبود یابد
  • به مطالعه، کار، امور مالی و روابط تان ادامه دهید
  • از برگشت علائم پیشگیری کنید
  • تفکرات مربوط به خودکشی یا خود آسیب زنی را متوقف کنید.
درمان افسردگی – آیا می توان هیولای افسردگی را نابود کرد؟

افسردگی به چه نحوی درمان می شود؟

روش درمان مناسب برای شما، به میزان وخیم بودن وضعیت افسردگی، علائم موجود، موارد صورت گرفته در زندگی، اولویت ها و شخصیت شما بستگی دارد.

معمولا افسردگی خفیف از طریق روش های روان شناختی (گفتار درمانی ها) درمان می شود.

معمولا به تجویز دارویی نیاز پیدا نمی شود.

افسردگی متوسط می تواند از طریق روش های روان شناختی یا تجویز دارویی درمان شود.

اکثر افراد دارای افسردگی شدید، به ترکیبی از داروهای ضد افسردگی و روش های درمان روان شناختی نیاز پیدا می کنند.

در زمانی که علائم موجود در بدترین شرایط ممکن قرار داشته باشند، هدف از درمان کاهش شدت علائم خواهد بود.

بعد از آنکه علائم تحت کنترل قرار گرفت، هدف درمان برگرداندن شما به یک زندگی کامل و پیشگیری از برگشت علائم خواهد بود.

همچنین یادگیری در مورد افسردگی می تواند بخشی از برنامه درمانی باشد.

چه مواردی موثر می باشند؟

  1. دریافت درمان روان شناختی (گفتار درمانی ها)
  2. ادامه دادن به زندگی در جامعه (کمک از طرف دوستان و خانواده، گروه های حمایتی، محلی برای زندگی، یک شغل)
  3. داشتن یک سبک زندگی سالم (تغذیه مناسب، ادامه دادن فعالیت فیزیکی، داشتن خواب مناسب و منظم، ترک سیگار و سایر مواد)
  4. دریافت داروهای مناسب (برای افسردگی ملایم و شدید)

انواع داروهای ضد افسردگی

چند نوع از داروها برای درمان افسردگی وجود دارند.

داروهای ضد افسردگی جدید از طریق تغییر تعداد مواد شیمیایی موجود در مغز شما تاثیر می گذارند که این مواد شامل سرتونین و نورادرنالین می باشد. انواع داروها عبارتند از:

“بازدارنده های مصرف مجدد سرتونین انتخابی (SSRI)، همانند:

  • سیتالوپرام،
  • اسکیتالوپرام،
  • فوکستین،
  • فلووکساماین،
  • پاروکستاین
  • سرترالاین

داروهایی که منجر به تغییر سرتونین و ملاتونین می شوند، همانند آگوملاتیان. منبع:www.nps.org.au

داروهای قدیمی

داروهای قدیمی تر در زمانی استفاده می شوند که داروهای جدیدتر کارایی نداشته باشند یا مناسب نباشند.

این نوع از داروها عبارتند از:

داروهای ضد افسردگی سه چرخه ای، همانند آمیتریپتیلاین، کلومیپراماین، دوتیپین، دوکسپین، ایمیپراماین و نوتریپتیلاین

بازدارنده های اکسیداز موناماین، همانند موکلوبماید، فنلزاین و ترانیلسیپروماین.

گیاه سنت جونز (یک داروی گیاهی) در برخی مواقع برای درمان افسردگی خفیف به کار گرفته می شود، ولی در صورتی که به همراه داروهای دیگر مصرف شود، می تواند منجر به ایجاد مشکلاتی شود.

در زمانی که داروهای ضد افسردگی مصرف می شوند، نباید از گیاه سنت جونز استفاده شود.

در صورتی که برای درمان افسردگی خودتان مصرف هر نوع داروی غیر تجویزی را مد نظر قرار داشته باشید، قبل از هر کاری با پزشک خودتان صحبت کنید. منبع: www.nps.org.au

بدون مشورت روانپزشک خوب به هیچ وجه دارو مصرف نکنید.

انواع داروهای ضد افسردگی – دارو جدید افسردگی

منبع: مشاورکو