پیشگیری از افسردگی

پیشگیری از افسردگی
فیلم و فایل صوتی آموزشی روانشناسی رایگان و مشاوره


همیشه پیشگیری از افسردگی امکان پذیر نیست. به هر حال، پیشگیری از افسردگی تنها راه برای جلوگیری از به وجود آمدن اتفاقی که در زندگی شما به نام افسردگی می باشد نیست.

شما می توانید تاثیرات افسردگی را، با یادگیری اداره کردن نشانه ها  و علائم افسردگی در زندگی خود کاهش دهید. سپس مراجعه به پزشک برای درمان افسردگی تان بیشترین کمک را به شما خواهد کرد.

علائم افسردگی

افسردگی علائم مختلفی دارد، بیشتر از دو هفته طول می کشد که بر روی توانایی ها و لذت ها و فعالیت هایتان تاثیر می گذارد. یک فرد افسرده ممکن است برخی از علائمی که در لیست پایین بیان شده اند را دارا باشد.

  • خلق افسردگی بیشتر در طول روز به خصوص در صبحها وجود دارد.
  • خستگی و گاهش انرژی تقریبا هر روز
  • وجود احساس بی ارزشی و گناه تقریبا در هر روز
  • اختلال در تمرکز و بلا تکلیف بودن
  • بی خوابی یا پرخوابی (خواب بیش از اندازه) تقریبا هر روز
  • نداشتن علاقه و لذت از هر فعالیتی تقریبا هر روز- شرایطی که به آن فقدان احساس لذت گفته می شود که بر اساس گزارش خود فرد یا اطرافیان به ان پی می برند.
  • تفکر در مورد مرگ و یا افکار خودکشی (نداشتن ترس از مرگ)
  • احساس بی قراری، و آشفتگی فکری، یا بی حالی
  • به صورت معنی داری کاهش وزن یا افزایش وزن

چگونه می توان از افسردگی پیشگیری کرد؟

با وجود اینکه افسردگی شرایطی قابل درمان است، برخی از انواع افسردگی ممکن است قابل پیشگیری نباشند. زیرا ممکن است افسردگی عاملی شیمیایی در مغز داشته باشد. به هر حال، آخرین مطالعات پزشکی مشخص کرده است که افسردگی با عادات مناسب غالبا بهبود یافته یا پیشگیری می شود.

پنج توصیه برای اختلال اضطراب منتشر 

پیشگیری از افسردگی

یک رژیم غذایی سالم، ورزش منظم، صرف زمان برای لذت بردن و آرامش، زیاد کار نکردن، و صرف زمان برای لذت بردن از با همدیگر بودن می تواند از افسردگی پیشگیری کند.

چه احساساتی معمولا با افسردگی در ارتباط است؟

بر طبق لیست NHS  برخی از احساسات نشان دهنده ی افسردگی است:

  • انجام ندادن مناسب فعالیت کاری
  • کمتر شرکت کردن در فعالیت های اجتماعی
  • نداشتن سرگرمی یا لذات
  • داشتن مشکلات در خانه و خانواده

در حالی که این موارد معمول برای افسردگی است، ممکن است الگوی های رفتاری دیگری نیز وجود داشته باشد. برای مثالل، افسردگی ممکن است علائمی از شیدایی یا جنون خفیف داشته باشد شرایطی که به آن افسردگی شیدایی یا اختلال دو قطبی گفته می شود. یا علائم افسردگی می تواند فصلی باشد که به آن افسردگی فصلی گفته می شود.

منبع: com.مرکزمشاوره

  • saeed
    دی ۱, ۱۳۹۵ در ۶:۴۴ ب.ظ

    من افسردگی دارم اونم از نوع شدید که تو یه هفته سه دعوای شدید رو کردم الان فقط یه جمله دارم صبور باش و مثل یه مرد سر سخت تسلیم ناپذیر و اگر دختری فقط پس از هر بار زمین خوردن بلند شو و قدمتو محکم تر بکوب افسردگی رو دشمنت بدون و مبارزه کن

  • مریم تنها
    آذر ۳۰, ۱۳۹۵ در ۱۰:۳۹ ق.ظ

    منم چند سالی هست افسرده ام از وقتی یادمه از قیافم خوشم نمیومد آرایش میکردم که این حس از من دور شه اما همه فکر میکردن واسه جلب توجه جنس مخالف این کار رو میکنم بابام یه آدم مذهبی از دوم دبستان روز میکرد مانتو و روسری بپوشم بعد گیر داد به چادر من همینجوریشم از قیافم متنفرم دیگه این کفن سیاهو نمیتونم تحمل کنم صبح تا شب میگه اون دنیا جاتون جهنمه دیگه از همه چی خسته شدم. دلم میخواد بمیرم .زندگی کسالت واری داریم نه مسافرت و نه مهمونی نه تغییر و نه تحول.

  • زینب
    آذر ۲۹, ۱۳۹۵ در ۶:۳۷ ب.ظ

    امیدوارم روزی برسه همه اون کسایی که دچار افسردگی شدند خوب بشند تو رو خدا امیدتون و از دست ندهید خدا بزرگه .خواهش میکنم خوب فکر کنید.اونی که میتونه کمکتون بکنه خود شما یید کمتر به گذشتتون فکر کنید.

  • shler
    آذر ۲۸, ۱۳۹۵ در ۵:۰۶ ب.ظ

    من هیچ امیدی به آینده ندارم.قبلا خیلی آدم سرحالی بودم همه به حالم غبطه میخوردن اما افسوس .الان از خودم از همه کسایی که منو به این حال انداختن

  • ناشناس
    آذر ۲۸, ۱۳۹۵ در ۴:۳۳ ب.ظ

    سلام عزیزان وحیف که آدم نمیتونه همه سرگذشتش رو بگه واگه سرگذشت زندگی من چاپ می شد همه افسرده ها تازه قدر زندگیشون رو میدونستند.روزگاری که گذروندم امید که حتی سگ که حیوونه نگذرونه به خدا راست گفتم.سجده شکر کنید.فقط به مغزم ۱۴ بار حداقل شوک دادند که قسمتی از تلخیهای زندگیم از یادم بره ۲۱ ساله تحت درمانم

  • حمید رضا
    آذر ۲۵, ۱۳۹۵ در ۶:۵۳ ب.ظ

    به نظر من علت اکثر افسردگی ها تنهاییه انسان موجودی اجتماعیه پس باید در کنار دیگر افراد زندگی کنه همراه و همزبون داشته باشه پیشنهاد من ازدواج.البته ازدواج عاقلانه و منطقی با دختری عاقل و اهل زندگی.

  • marsdd
    آذر ۲۵, ۱۳۹۵ در ۶:۴۸ ب.ظ

    دوستان افسردگی لعنتی منو بدبخت کرد درست زمانی از زمانی که کنکور دادم تا الان که ۲۲ سالمه روز به روز بدتر میشم فکرم خوب کار نمیکنه ریزش موی سر گرفتم شدید معده درد وهزار تا درد دیگه به خدا الان که دارم کامنت میزارم انگار تو برزخم فقط زمان که داره می گذره التماس دعا

  • میترا
    آذر ۲۴, ۱۳۹۵ در ۳:۴۱ ب.ظ

    با شوهرت صحبت کن که خانواده اش رو قانع کنه که شما الان بچه نمی خواهید حتما درمان خودتون رو نزد یک روانشناس ادامه بدین.اینطوری برای حاملگی و جنین بسیار خطرناکه.خانواده شوهرتون مسلما یک نوه سالم می خوان

  • صبا
    آذر ۲۴, ۱۳۹۵ در ۳:۴۰ ب.ظ

    سلام بچه ها منم دچار افسردگی و اضطراب شدم چون خیلی ناراحت و غمگین هستم دو سال هست که ازدواج کردم ولی از زندگی لذت نمیبرم هر کی این متن رو میخونه برام دعا کنه.۶ ماه دارو مصرف میکرذم برای اضطرابم تا حدودی خوب بود و کم شد ولی مجبور شدم دارو رو قطع کنم چون خانواده شوهرم از من بچه می خوان خیلی خسته ام از همه همه کس خسته شدم.فقط ۲۵ سلا دارم شاید خدا صدای شما رو بشنوه برام دعا کنید.

  • reza
    آذر ۲۳, ۱۳۹۵ در ۶:۲۵ ب.ظ

    این همه کارهایی رو که شماها گفتیم اگه یه نفر بتونه انجام بده که اصلا افسردگی نمیگرفت.افسردگی یعنی انجماد فکر و عمل.یه درمانی واقعی تر لطفا رائه بدین

  • محبت
    آذر ۲۳, ۱۳۹۵ در ۶:۲۱ ب.ظ

    به نظر من افسردگی فقط با بودن کسی که دوستش داری درست میشه

  • الهه
    آذر ۲۲, ۱۳۹۵ در ۴:۳۵ ب.ظ

    من خودم چند سال پیش افسرده بودم دارو میخوردم ولی گذاشتم کنار حالم بهتره ولی بازم فکر میکنم مامانم ۱۹ سال دیگر ناراحتی اعصاب من هر چی بهش میگم خودت میتونی به خودت کمک کنی گوش نمیده منم حالم بده دعا کنید برای همه مریضای روحی و روانی .

  • یک معلم
    آذر ۲۱, ۱۳۹۵ در ۸:۵۵ ق.ظ

    من هم یه خانم افسرده ام.با این تفاوت که فکر میکردم درمان نداره و باید باهاش ساخت همیشه ظاهرم نامرتب.همیشه خودم رو کمتر از دیگران می دانم.به همه بدبینم خودم رو مقصر میدونم.احساس بدبختی میکنم.مشکلات مالی دارم. توکلم به خدا کم شده احساس ناامنی میکنم.حسود شدم از همه بدم میاد.دلسرد شده.رابطه ام با شوهرم بد شده .همیشه نگران آینده ی بچه هامم ولی هیچ وقت محبت درست و حسابی بهشون نمی کنم.

  • ناشناس
    آذر ۲۱, ۱۳۹۵ در ۸:۲۳ ق.ظ

    به نظر من تو بیا همت کن و هم خودت هم وضع شوهرت رو تغییر بده

  • فرشته
    آذر ۱۸, ۱۳۹۵ در ۸:۱۶ ق.ظ

    سلام من ۱۱ ساله که ازدواج کردم سه تا دختر دارم خانواده شوهرم بهش میگن تو هیچی نداری خیلی افسرده و نگرانیم من و شوهرم هیچ امیدی به آینده نداریم صبحتها که از خواب بیدار میشم میگم کی دنیا تموم میشه دلمرده و خسته بدون هدف زندگی میکنم

  • ناشناس
    آذر ۱۸, ۱۳۹۵ در ۸:۰۰ ق.ظ

    یه دوست برای خودت داشته باش.که باهاش درد دل کنی وقتی ما مشکلات حل نشدنی را با دیگران درمیان می گذاریم توان و تحملمان بیشتر میشود.

  • ناشناس
    آذر ۱۷, ۱۳۹۵ در ۱۲:۰۵ ب.ظ

    پگاه جان خدا بهت صبر بده خواهرم انشالله همه چی درست میشه

  • میترا
    آذر ۱۷, ۱۳۹۵ در ۱۲:۰۲ ب.ظ

    شاید بهتره واقع بین باشی و از جایی کمک بگیری.مثلا در ماه ۲۰ روز پدرت در موسسه ای تحت مراقبت باشه و ۱۰ روز نزد خودت.اینطوری باور کن تو اون ۱۰ روز خیلی بهتر وظایف فرزندی رو انجام میدی.

  • میلاد
    آذر ۱۶, ۱۳۹۵ در ۲:۵۵ ب.ظ

    خواهر من دنیا همش همینه.نگران نباش .تو باید به این چیزا نگان کنی و همه رو بشناسی .دنیا رو بشناسی .مطمئن باش تو هم به روزی خوشبختی رو تجربه می کنید من بهتون قول میدم.فقط به خدا ایمان داشته .تو باید به خودت افتخار کنی که تونستی از پس این شرایط بر بیایی

  • پگاه
    آذر ۱۶, ۱۳۹۵ در ۲:۵۳ ب.ظ

    سلام من ۳۸ سالمه و سه سال پیش مادر رو از دست دادم و پدرم آلزایمر داره و ار کار افتاده است. خواهر و برادری ندارم و من هم کار بیرون و هم خونه و هم کارای پدرمون دارم.نمیتونم تفریح کنم و همش گرفتار این وضعیت خیلی کم طاقتم کرده چیکار کنم؟ازدواج نکردم و نمیتونم با این شرایط ازدواج هم بکنم.تحصیلات دارم و وضعیت مالیم متوسطه.چیکار کنم بتونم طاقت بیارم و کمتر غصه بخورم؟

    • ناشناس
      آذر ۲۱, ۱۳۹۵ در ۸:۲۴ ق.ظ

      پگاه جان امیدوارم همیشه تو زندگیت موفق باشی.و این رو بدون که خداوند داره امتحانت میکنه.به نظر من شما یکی از بنده های خوب خداوند هستی فقط خواهش میکنم مواظب خودت باش ازت ممنونم به خاطر این همه خوب بودنت.

  • زینب
    آذر ۱۵, ۱۳۹۵ در ۹:۵۳ ق.ظ

    سلام دوستان بیایید زندگی رو با همه مشکلاتش دوست داشته باشیم چون زندگی زیباست من با اینکه افسرده بودم زندگی رو واسه خودم زهر کرده بودم خیلی واسه خودم افسوس میخورم ولی الان با بالا بردن سطح آگاهی ام خیلی راحت زندگی میکنم و عاشق زندگی کردن هستم

  • انا
    آذر ۱۴, ۱۳۹۵ در ۳:۵۸ ب.ظ

    گناه نکن .تو پسری برو کار کن کار رو عار ندون .از صفر شروع کن.خداااا رو فراموش نکن

  • سلام
    آذر ۱۳, ۱۳۹۵ در ۱:۰۰ ب.ظ

    من آدم خیلی خنده رو و رفیق بازی هستم به بعضی از دوستام خیلی وابستم ولی هیچکدوم روابط متقابل خوبی ندارن، سخت دلگیرم.دارو هم مصرف میکنم.متاسفانه با گذشت ۲۶ سال هنوز هدفم را نمی دونم.از همه چیز ناراضی ام مخصوصا رشته تحصیلی ولی مجال تغییر دادن نیست.واقعا کم آوردم.خیلی تنهان تنها به معنای واقعی

  • ولی
    آذر ۶, ۱۳۹۵ در ۸:۴۴ ق.ظ

    من یه شخص بدبختی هستم که همیشه مشکل کوتاهی قدم باعث افسردگی من شده ، و هست واز هدا هم زیاد کمک می خوام.اما انگار منو دوست نداره.

  • سیم سیم
    آذر ۶, ۱۳۹۵ در ۸:۴۳ ق.ظ

    فکر کردم فقط خودم فسرده ام.من دو سال که افسرده ام.تازگی ها بدتر شدم یکسال تو عقدم اما از دوری شوهرم دارم دق میکنم شاید برم سر زندگیم بهتر بشم.از قیافه خودم بدم میاد، فقط دوست دارم گریه کنم.

  • میلاد
    آذر ۶, ۱۳۹۵ در ۸:۲۷ ق.ظ

    واقعیت همینه .کسی نمیخواد باور کنه

  • مسعود
    آذر ۳, ۱۳۹۵ در ۷:۵۷ ب.ظ

    بیشتر مشکلات و افسردگی ماها به خاطر مسائل اقتصادی است اگه پول داشته باشی همه چی دارد می تونی درس بخونی ، می تونی تفریح بری، می تونی خوب بپوشی می تونی با دوستات و اقوامت رفت و آمد کنی .اما اگه پول نداشته باشی تنهای تنها باید بشینی تو خونه و فقط غصه بخوری

  • َعبدالهی
    آذر ۳, ۱۳۹۵ در ۷:۳۸ ب.ظ

    عامل ایجاد افسردگی محیط است یعنی شرایط زندگی اگر مشکلات زندگی و عواملی که منجر به بروز افسردگی شده باشند همچنان در زندگی شما باشند مطمئن باشید درمان نخواهید شد.

  • ناشناس2
    آذر ۳, ۱۳۹۵ در ۷:۳۶ ب.ظ

    سلام منم افسرده هستم ولی فکر کنم درمانی نداره.به غیر از رفتن به دکتر هر کاری کردن ولی خوب نمیشم.میگن شاد باشد چطوری؟میگن زیاد فکر نکن اما چطوری؟ میگن تنها نباش ولی اگه حال بیرون رفتن نداشته باشیم چی؟ حال کار کردن نداشته باشیم جی ؟

  • ناشناس
    آذر ۱, ۱۳۹۵ در ۱۱:۱۸ ق.ظ

    سلام چرا افسرده هستیم.یا پدر و مادر ناآکاهی داریم و یا شکست عشقی خوردیم و یا فقیریم و یا خیلی پولدار هستیم.چرا نمی تونید مشکل ها تون رو حل کنید اگه امروز صاحب اینهمه مشکل هستیم باعث اش خودمون هستیم و بس اسم خودمون رو گذاشتیم افسرده خیلی خنده دار و شرم آوره

  • پری
    آذر ۱, ۱۳۹۵ در ۱۱:۱۱ ق.ظ

    سلام دوستان اگه ما انسانها قبل از هر کاری و هر تصمیمی خوب بیاندیشیم و یا چند نفر مشورت کرد و عجولانه عمل نکنیم هرگز دچار افسردگی نمیشویم.و هر روز قرآن بخوانید زیرا خواندن قرآن آرامش به قلب می دهد حتی اکه دو خط باشد آرزوی سلامتی همگی

  • ناشناس
    آبان ۳۰, ۱۳۹۵ در ۴:۱۱ ب.ظ

    من ۳۰ سالمه و ۱۴ ساله که ازدواج کردم ۶ سال افسردگی گرفتم خیلی دکتر هم رفتم ولی هر روز بدتر می شم تو رو خدا دعام کنید.

  • نادر
    آبان ۲۸, ۱۳۹۵ در ۲:۴۷ ب.ظ

    خداروشکر که یه نفر تونست از این افسردگی جون سالم به در ببره.خیلی خوشحال شدم تبریک میگم.به آرزوی روزی که هممون بتونیم از شر این بلای خانمان سوز رها بشیم.

  • ناشناس
    آبان ۲۸, ۱۳۹۵ در ۲:۴۴ ب.ظ

    آفرین عزیزم تو به مدرن ترین درمان دست یافتی بابت چنین موقعیتی بهت تبریک میگم

  • زینب
    آبان ۲۶, ۱۳۹۵ در ۶:۳۴ ب.ظ

    من دو سال پیش دچار افسردگی شدیدی شده بودم به مدت یک سال طول کشید تنها چیزی که کمکم کرد این بود که با خودم کنار اومدم از سرزنش کردن خودم دست کشیدم میدونید من خیلی سختی کشیدم تا این به خودم بفهمونم که باعث همه این مشکلات پایین بودن سطح آگاهیم بود.حالا هم که به خیلی چیزها رسیدم خیلی خوشحال هستم که صاحب تجربه های بسیار بزرگی شدم و یاد گرفتم هیچوقت مقابل شکست خودم رو نبازم و همیشه محکم و استوار باشم و عاشق زندگی کردن باشم.

  • میلادم
    آبان ۲۵, ۱۳۹۵ در ۱۰:۲۲ ق.ظ

    شمام ناامید نشین اگر به نفر باشه که واقعا عاشقش باشین و باهاش ازدواج کنید زندگی به کامتون شیرین میشه.من به عشق خیلی اعتقاد دارم

  • ناشناس
    آبان ۲۵, ۱۳۹۵ در ۱۰:۲۱ ق.ظ

    ازدواج کن

  • یلدا
    آبان ۲۴, ۱۳۹۵ در ۱۲:۰۲ ب.ظ

    بچه ها من خیلی شاد و با روحیه بودم و همش خوشگذرونی میکردم ولی با بالا رفتن سنم حس ترس شدید از پیر شدن و قابل توجه نبودن من رو افسرده کرده حالم خیلی بده الان ۳۸ سالمه فکر میکنم دیگه فرصت ندارم همه کارهام نصفه مونده درسم و …. همه چی شما که جوونترید عوض افسرده شدن درس بخونید و تلاش کنید که در میانسالی به این درد مبتلا نشید اگر هم بشید حداقل امتیازاتی چون مدرک تحصیلی کار خانواده دارید…

  • میلاد
    آبان ۲۳, ۱۳۹۵ در ۴:۴۶ ب.ظ

    شما راست میگین ولی انسان هر قدر بخواد به چیزی فکر نکنه.بیشتر بهش فکر میکنه.این کار باید تدریجا صورت بگیرد.

  • فاطمه
    آبان ۲۳, ۱۳۹۵ در ۴:۳۵ ب.ظ

    آرامش محصول تفکر نسیت…
    ” آرامش هنر نیاندیشیدن به انبوه مسائلی ست که ارزش فکر کردن ندارند “

  • ناشناس
    آبان ۲۲, ۱۳۹۵ در ۱۱:۱۷ ق.ظ

    اگه دکتری جوابت کردن برو پرورشگاه بچه بیار

  • ناشناس
    آبان ۲۲, ۱۳۹۵ در ۱۱:۱۲ ق.ظ

    این ها همه طبیعیه .اعتماد به نفست رو ببر بالا.من خودم به هر دوش مبتلا هستم.اما زمانی که اعتماد به نفسم بالاست بهترم

  • نسترن
    آبان ۲۱, ۱۳۹۵ در ۵:۱۲ ب.ظ

    من ده سال ازدواج کردن بچه دار نشدم.شوهرم خیلی انسان شریفیه ما عاشق هم هستیم ولی این مشکل سبب شده فکر های خطرناکی بکنم گاهی فکر خودکشی گاهی طلاق آخه مشکل از منه شوهرم تقصیری نداره نمیدونم افسردگی دارم یا نه.با اینکه لیسانس دارم ولی موقع حرف زدن دچار استرس و لکنت میشم از همه میترسم وقتی اشتباهی میکنم حیلی خودمو سرزنش میکنم فکر میکنم آخر دنیاست چی کار کنم که اعتماد به نفسم بره بالا

  • فاطمه
    آبان ۱۹, ۱۳۹۵ در ۱:۴۹ ب.ظ

    اون اتفاق هر چقدرم که بد و ناجور باشه کارت درست نبود.من چی بگم که از وقتی یادم میاد اتفاقای ناجور تو زندگیم دیدم.فقط یکیش اینه که تو سه سالکی جلوی چشمم بابام مامانمو میزد.فکر کن یه دختر بچه سه ساله.
    حالا اینا رو ول کن! ببین چند تا توصیه بهت میکنم نمیدونم تا چه حد رابطه ت با خدا خوبه اما اول باید بری به خاطر تمام اشتباهاتی که مرتکب شدی خودکشی و ازش عذر خواهی کنی .با گریه و و با یاد آوری تمام دردایی که تو این مدت کشیدی بعدم برو یه گوشه بشین واسه خودت دعا کن و با خدا حرف بزنن با یه دل پاک که الان توبه هم کرده و تازه متولد شدی ازش بخواه که بهت آرامش بده.من امتحان کردم جواب میده.فقط بدون که راه نجاتت خودتی و خدا نه بنده ی خدا.اگه هم به یکی از اماما محبت خاصی داره واسطه قرار بده تا خدا گناهاتو ببخشه باور کن رها میشی

  • متین روانشناس
    آبان ۱۸, ۱۳۹۵ در ۱۰:۳۱ ق.ظ

    سلام نسیم خانوم شما باید به روانپزشک مراجعه کنید برای دارو روانشناس در عجبم که چرا مردم اینقدر از روانشناسی واهمه دارن در صورتیکه میتونه خیلی کمک کننده باشه.اراده کنید و مطمئن باشید جواب میگیرید ولی زمان بر هست.

  • نسیم
    آبان ۱۸, ۱۳۹۵ در ۱۰:۲۱ ق.ظ

    من سه سال افسرده هستم هنوزم بهتر نشدم ۵ بار خودکشی کردم تو دوره مدرسه بشاشترین دختر کلاسمون بودم بعد یه اتفاق بد اینجور شدم الانم خوب نشدم هر چیز کوچیکی باعث میشه به اون اتفاق وحشتناک بیفتم و باعث میشه اونقدر گریه کنم فشارم میفته حالم دست خودم نمیشه میخوام به زندگی عادیم برگردم اما نمتونم خیلی داغونم تو رو خدا کمکم کنین.الان گریه میکنم نمیتونمممم فراموش کنم اون اتفاق رو..

  • امیدوار
    آبان ۱۷, ۱۳۹۵ در ۵:۱۲ ب.ظ

    برای کوچکترین چیزی که داری از خدا تشکر کن واون وقته که متوجه میشی درهای خوشبختی به روت باز شده.اگه قول بدی اینکار رو انجام بدی از ته دلم برات دعا میکنم.

  • ناشناس
    آبان ۱۶, ۱۳۹۵ در ۱۰:۲۰ ق.ظ

    من خوب فکر کردم وضعیتم اینه فکر چیه واقعیت را دریاب

  • حسین
    آبان ۱۶, ۱۳۹۵ در ۱۰:۱۹ ق.ظ

    سلام انسان هر طور که فکر میکنه زندگی میکنه اول فکرمون رو عوض کنیم تا زندگیمون عوض بشه.من به آینده یک درصد امید دارم اما با همون سعی میکنم زندگی کنم واقعیتش زنده بمونم

  • میترا
    آبان ۱۶, ۱۳۹۵ در ۱۰:۱۱ ق.ظ

    تو یه جلسه که پیش روانپزشک میری پدر و مادرت رو هم با خودت ببر.همونطور که اگه غده ی تیروئید درست کار نکنه بدن دچار مشکل میشه اگه مغز در ترشح یک سری از هورمون ها مشکل داشته باشه آدم روح روانش به هم می ریزه.م

  • ناشناس
    آبان ۱۶, ۱۳۹۵ در ۹:۵۵ ق.ظ

    شما بهتر از هر کسی حال خودت رو میفهمی پس بهتره کارهای درمانی که انجام میدادی رو دنبال کنی و به کنایه اطرافیان اهمیتی ندی چون که متاهل نیستی بهتره یه ورزش رزمی برای تخلیه هیجاناتت بری و البته هرشب برای چیز های خوبی که داری تشکر کنی و چیز های را که دوست داری داشته باشی از خدا بخواه

  • ستاره
    آبان ۱۳, ۱۳۹۵ در ۶:۵۲ ق.ظ

    من خیلی افسردگی دارم دکترم که روانشناس هست به من گفته حالم خیلی بده باید دارو بخورم .خانواده من افسردگی منو درک نمی کنند حتی میگن دیگه نباید پیش روانشناس و روانپزشک برم از شون ناراحتم چون نمی فهمند من مریضم برای من اتفاقات خیلی بدی تو زندگی افتاده که باعث شده من افسردگی بگیریم حتی افسردگیم باعث شد که از کارام و تحصیلم و ازدواجم عقب بمونم اگر کسی میتونه منو راهنمایی کنه به من بگه منم براش دعا میکنم

  • ناشناس
    آبان ۱۳, ۱۳۹۵ در ۶:۴۷ ق.ظ

    نه بابا ترسی نداره همه ما به زودی می میریم.

  • سیما
    آبان ۱۲, ۱۳۹۵ در ۵:۳۴ ب.ظ

    افسردگی من به خاطر شنیدن خبرهای ناگواره از مرگ آشنایانم است و تبدیل به ترس می شود.

  • احمد
    آبان ۱۲, ۱۳۹۵ در ۵:۲۶ ب.ظ

    شما باید همیشه ذهنت رو به جملات مثبت و خوبیها مشغول کنی و رابطه ات را با خداوند قوی کنی و با دعا و قرآن و تنها نمانی و تا میتوانی بگردی

  • مریم
    آبان ۱۱, ۱۳۹۵ در ۳:۴۱ ب.ظ

    من دچار افسردگی شدم.۱۷ سالمه.همیشه گریه میکنم و ناراحت هستم .با کسی حرف نمیزنم .نمازمو ترک کردم.نسبت به خودم و خانوادم احساس نفرت دارم و آرزوی مرگ میکنم.لطفا کمکم کنین

  • زهرا
    آبان ۱۱, ۱۳۹۵ در ۱۰:۱۱ ق.ظ

    سلام من ۲۷ سال سن دارم و دو سال هم هست که ازدواج کردم قبل از ازدواج خیلی شاد بودم طوری بودم که همه بهم میگفتن گل خندان اما بعد از ازدواج خیلی افسرده شدم هر مشکل کوچیکی یه کوه میسازم.جوری بود که دو بار خواستم خودکشی کنم همیشه تو خودم هستم اصلا نمیخندم از همه متنفر شدم حوصله حرف زدن ندارم اون دو بار هم اگه شوهرم جلومو نمیگرفت خودمو از پنجره پرت میکردم من کارمند هستم ممنون میشم راهنمایی کنید خیلی زندگی برام سخت شده.

  • ناشناس
    آبان ۹, ۱۳۹۵ در ۸:۱۷ ق.ظ

    تازه شدی مثل یک عمر زندگی من…

  • ناشناس
    آبان ۹, ۱۳۹۵ در ۷:۲۷ ق.ظ

    منصوره عزیز منم بعضی اوقات باخ خودم میگم ای کاش یه مریضی لاعلاج داشتم ولی این احساس و حال داغون رو نداشتم حالی که به ظاهر زنده ای و از باطن مرده

  • منصوره
    آبان ۹, ۱۳۹۵ در ۷:۲۶ ق.ظ

    سلام ۲۱ سالمه و الان سه ساله که دچار افسردگی شدم همه راهها رو امتحان کردم دارو نزدیک شدن به خانواده حتی خدا!ولی فایده نداشت.بابت هر مشکلی کوچیکی گریه می کنم پدر و مادرم خیلی اذیت میشن واقعا دیگه خسته شدم، به نظر من هیچ بیماری سخت تر از این نیست.بدتر اینکه درک من برای دیگران مشکله .همه مگین چه مشکلی داری؟ چی کم داری و من فقط میگم دلهره دارم میترسم توان ندارم.دیگه از این وضعیتم خسته شدم خیلی خسته.

  • پرستو
    آبان ۸, ۱۳۹۵ در ۷:۴۷ ب.ظ

    واقعا احسنت به شما با این اراده و توکل .جای تقدیر داره امیداورم همیشه موفق باشی و برای همه جوونها دعا کنید.

  • فاطمه
    آبان ۸, ۱۳۹۵ در ۷:۴۲ ب.ظ

    به خاطر از دست دادن خانواده متاسفم، ولی با همه ی این اوصاف به خاطر این همه شهامت باید بهت تبریک گفت، خداروشکر که تونستی از پس مشکلات بر بیایی.من وقتی امسال شما رو میبینم از خودم خجالت میکشم.با وجود این همه مشکلات باز هم امیدتون به خدا رو از دست ندادین آن وقت من تا دری به تخته میخوره همه ی محبت های خدارو فراموش میکنم.

  • علی
    آبان ۶, ۱۳۹۵ در ۸:۲۳ ق.ظ

    سلام بچه ها اسم من علی هستش سه سال پیش کل خانوادم رو از دست دادم الان سه سال تنها زندگی میکنم ۲۲ سالم هستش هم کار میکنم و هم درس میخونم اولش دارودرمانی میشدم ولی دیدم دارم پیر میشم کل داروها رو ریختم دور و نماز و دعا خوندم فقط این دو تا من رو درست کرد خدا رو شکر الان زندگی خوبی دارم خدا همه کسم شده همیشه شادم چون خدا باهام هستش

  • فاطمه
    آبان ۵, ۱۳۹۵ در ۳:۴۸ ب.ظ

    دکترم همیشه اینا رو میگه ولی من نمیتونم بهشون عمل کنم هنوزم مثل قبل داغونم

  • سامان
    آبان ۵, ۱۳۹۵ در ۳:۴۵ ب.ظ

    دوستان همه ما که به این سایت سر زده ایم افسرده ایم ولی به خدا با ناامیدی نمیشه کاری کرد ما با هم داریم طعم یک درد مشترک رو میچشیم پس تنها نیستیم بهتره به همدیگه امید بدیم به امید روزی که همه از این بیماری رها شیم

  • مونا
    آبان ۴, ۱۳۹۵ در ۱۰:۳۰ ق.ظ

    بچه ها من خیلی میترسم چون واقعا حالم بد هست از افسردگیه شدید حتی خانوادهمو خسته کردم

  • ناجی
    آبان ۳, ۱۳۹۵ در ۱۱:۴۹ ق.ظ

    سلام بچه ها من درمان افسردگی رو در چند حمله میگم امیدوارم انجام بدین
    ۱- توی کارهایی که احساس ضعف می کنید به خدا توکل کنید و انجامش بدید.
    ۲- نماز و دعا رو فراموش نکنید.
    ۳- خودتان با دیگران درد دل کنید اما از شنیدن درد دلهای غمگین دیگران فرار کنید.
    ۴- باور کنید افسردگی یک نوع بیماری جسمی هم هست پس ورزش کنید تا انرژی منفی درون رها بشه.
    ۵- نه غیبت کنید نه غیبت بشنوید.
    ۶- آرمان گرا نباشد و باور کنید و قبول کنید که هیچ چیز ایده آل به دست نمیاد و نیمه پر لیوان رو ببینید.
    ۷- به افسردگی به عنوان یک دشمن نگاه کنید که قصد نابودی شما رو دارد پس با قدرت و غرور باهاش بجنگید.
    ۸- در مورد هیچ چیز غیر از آبرو سخت نگیرید.
    ۹- هر کاری دلتان میخواهد انجام دهید غیر از گناه.
    ۱۰- هر رنگی دوست دارید بپوشید.
    ۱۱- به حرف های کنایه ها و بی احترامی دیگران اصلا اهمیت ندهید طوریکه انگار دیگران حتی ارزش فکر کردن را نداشته باشند.
    ۱۲- از هر محیطی که باعث آزار شما می شود خارج شوید.
    ۱۳- فیلم و جک های خنده دار ببینید.
    ۱۴- نگران هیچ کس حتی برادر خودتون نباشی چون اونا از شما سرحال تر هستند.
    ۱۵- فکر منفی را به محض ورود از دهن خارج کنید.
    ۱۶-به رویاهای شیرین فکر کنید.
    ۱۷- شنا یادتون نره.
    ۱۸- یک هنر یا کار جدید یاد بگیرید.
    ۱۹- خودتون رو دوست داشته باشید و سرتون رو بلند نگه دارید و محکم راه برید.
    ۲۰- پرخوری نکنید.

  • نارسیس
    آبان ۲, ۱۳۹۵ در ۳:۱۴ ب.ظ

    برای درمان افسردگی بهترین راه توکل بر خداست هر وقت که حالتون بد میشه دستتون رو بذارید رو قلبتون و بگید یا فتان(یکی از القاب خداوند) اینقدر بگید که ذهنتون آرام بگیره و بعد یه ورزش انجام بدید تا حسابی ریلکس بشید و بعد یه دوش آب گرم با افکار مثبت

  • مریم
    آبان ۲, ۱۳۹۵ در ۳:۱۲ ب.ظ

    یه سال افسردگی دارم توان انجام هیچ کاری رو حتی پیاده روی ساده رو ندارم خیلی خسته شدم

  • سحر
    مهر ۳۰, ۱۳۹۵ در ۱۰:۵۶ ق.ظ

    منم حدود یک ماهه افسردگی گرفتم حوصله هیچ کی و هیچ جا رو ندارم.

    • پری
      مهر ۳۰, ۱۳۹۵ در ۱۰:۵۸ ق.ظ

      عزیزم همین حالا جلوش رو بگیر افسردگی اگه مزمن بشه درمانش سخت تر میشه پزشک خیلی مهم نماز خوندن خیلی بهت کمک میکنه بگو باید اراده کنم و نمازت رو بخون ورزش هم سروتنین رو بالا میبره که این هم باعث شادتر شدنت میشه .برا منم دعا کن

  • nahid
    مهر ۲۹, ۱۳۹۵ در ۶:۲۸ ب.ظ

    من از وقتیکه یادمه و خوب و بد رو از هم تشخیص دادم از همون کلاس اول دبستان یادمه که هیچ دوستی نداشتم همیشه میرفتم ی گوشه حیاط مدرسه دور از همه بچه ها الان هم که ۲۰ سالمه باز اون تنهایی ها، افسردگی ها، بدبختیا دست از سرم بر نمیدارن

  • همراه
    مهر ۲۹, ۱۳۹۵ در ۶:۲۵ ب.ظ

    من هم افسردگی داشتم با کمک مامانم خوبم الان از مامانم ممنونم اینو بگم فقط خودمون کلید خوب شدنمون رو داریم

  • زهره
    مهر ۲۸, ۱۳۹۵ در ۱۰:۰۴ ق.ظ

    سلام من چند ساله که افسردگی شدید دارم دکتر رفتم قرص هم میخورم یه ساعت خوبم یه ماه بد.بعد از خودندن حرفاتون فهمیدم که کسایی تو این دنیا هستن که احساس منو داشته باشن و من تنها نیستم واقعا درکتون میکنم.دارم دق میکنم دارم پودر میشم هیچ کس نمیفهمه چه حالی دارم روزی صد بار اروزی مرگ میکنم

  • حسین
    مهر ۲۷, ۱۳۹۵ در ۸:۳۰ ق.ظ

    سلام دوستان من ۵ ساله افسرده بودم و تازگی رفتم پیش دکتر.به نظر من افسردگی بهت نشون میده زندگی چقدر زیبا بوده و ما اشتباه میکردیم.روزهای سختیه ولی خدا هست.

  • ناهید
    مهر ۲۷, ۱۳۹۵ در ۸:۱۶ ق.ظ

    منم افسردگی شدید دارم گاهی وقتها دلم به حال دختر ۲ ساله ام میسوزد افسردگی من از شوهرمه خیلی عذابم میده از لحاظ مادی همه چی داریم ولی هر دو مون اعصاب نداریم تو رو خدا به خاطر یسنا کوچولوم دعا کنید

نظر خود را بنویسید

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.*

فراموشی رمز عبور