نوشته‌ها

عوامل تاثیرگذار بر بازی کودکان

 

عوامل تاثیرگذار بر بازی کودکان که از جمله آن می‌توان به سن کودک،  جنس و بهره هوشی

و موقعیت کودک اشاره کرد.

 

عوامل تاثیرگذار بر بازی کودکان چه می باشد؟

هر کدام از عوامل ذکر شده به تنهایی و در آخر درد ارتباط با دیگران درمجموعه یکپارچه

راه رشد درست کودک قرار گرفتند و می توان با قدرت از موثر بودن بسیار آن در رشد و

همه جانبه کودک صحبت کرد.

موثر بودن سن و نوع بازی کودکان

کودک در هر سنی بازی مخصوصی را می پسندد. به طور مثال در همان روزهای اول تولد به لگد زدن و

حرکت دادن دست ها همایون تمایل دارد. از اینکه در حنجره و دهان خود صدا بیرون بیاورد و لبها را به

حرکت درآورد از این کار لذت می‌برد. کمی که بزرگتر می شوند و دیگران با او شروع به بازی می‌کنند به

طور مثال صورت خود را با دستهای کوچک پنهان می کنند و سپس آنها را بر می دارند و به این بازی

می گویند “دالی” این روش سبب شادی و لذت کودک می‌شود.

سرمشق بازی کودکان در سالهای آغاز کودکی علامت عوض شدن رشدی آنها می باشد. کودک خردسال

به بازی انفرادی علاقه دارد که بعداً با بازی موازی دنبال می شود بدین معنی دو کودک در کنار هم هستند

نه اینکه با هم بازی کنند. آنها امکان دارد از یک وسیله استفاده کنند و نیز به طور مستقل از یکدیگر و بدون

داشتن ارتباط به بازی مشغول می شوند.

کودکان ۳ تا ۴ ساله به بازی های ارتباطی مشغول می شوند. بدین معنی که آنها با کودکان دیگر بازی

می کنند و وسایل خود را به اندازه مشخص به دیگران می دهند و با آنها مشارکت می کنند اما در عین حال

توانایی فدا کردن علاقه های خود را در گروه  و به اصطلاح تابع گروه شوند را ندارند. از ۴ تا ۶ سالگی که

کودک بیشتر و بیشتر به بازی های مشارکتی روی می‌آورد یعنی در محیط های گروهی که هدف یکسانی

دارند به بازی گروهی می‌پردازند.

تفاوت ساختاری سه بازی در جریان رشد :

1.بازی های که دارای تمرین می باشد

از آغاز تولد تا دو سالگی بازی وسیله ای برای لذت از حواس کودک می باشد به خاطر اینکه کودک لمس

کشیدن گوش دادن حرکت اعضای بدن و کیفیت متفاوت اشیا را از روشهای به کار بردن حواس خود پی

‌می برد و این امر موجب لذت می شود. کودک با استفاده از حواس خود، از الگو گرفتن هم اتر می‌رود و به

تکرار روی می‌آورد و حرکات از شکل ابتدایی به توانایی می‌رسد. این حرکاتی که دارای الگو می باشد

مقدمه ای هستند تا کودک بتوانند کارهای دشوار تری دست بزنند.

2.بازی های نمادین(2تا5 سالگی)

در این مرحله از بازی که از ۲ سالگی تا ۵ سالگی ادامه پیدا می‌کنند عنصر های جدیدی داخل بازی کودک

می شود. حقیقت ها عوض میشوند. اشیا هایی که وجود ندارند به اشیا های دیگر نمایش میدهند. از تکه

چوبی است و با گذاشتن چند بالش در کنار هم خانه یا باغچه درست می کنند. کودک در این مرحله به

تمرین تجربه های زندگی روی می آورد و آنها را به اشکال متفاوت آزمایش می‌کنند.

3.بازی های باقاعده(7تا 11سالگی)

در این مرحله آثار بازی برای تمام عمر باقی می‌ماند و همزمان با رشد کودک و گذر زمان، به طوری کاملتر

صورت می‌گیرد. قواعد بازی های باقاعده معمولاً از بزرگترها به کوچکتر ها یا نسل به نسل دیگر انتقال

می یابد. بازی های دارای قاعده رقابت موجود میباشد و هر بازی قراردادهای دارا می باشد که نمادی

می باشد و یا قراردادی که ممکن است همیشگی یا در طبقه توافق کردن موقت خودرو بازیکنان باشد.

جنسیت یکی از عوامل تاثیرگذار در بازی می باشد و از این رو می‌توان مطرح کرد که بازی پسرها با دخترها

متفاوت می باشد در

فرق بین بازی دختران و پسران بیشتر این عوامل عبارتند از:

1.بهترین و ن کودک مربوط می‌شود. برخی از دختران به طور ذاتی به بعضی از بازیهای علاقه دارند و برخی

از پسرها هم به بازی‌های دیگر.

  1. طبقه های والدین و جوامع از دختر و پسر نیز به تدریج آنها را به طرف تفاوت بین بازی های دخترانه و

پسرانه گرایش می دهد. بازی هایی که پسران انتخاب می‌کنند و آن را دوست دارند عبارتند از:

مصرف ابزارها،  تیراندازی کردن ،  بازی با بادبادک،  دوچرخه،  فوتبال و در ایران می باشد. بازی هایی که

دختران به آن علاقه مندند شامل:  عروسک بازی، پذیرایی، بافندگی ،فروشندگی و غیره.

و همینطور بازی های موجود می باشد که هر دو جنس آن را دوست دارند.

پسران بازی های همراه با فعالیت و دارای تحرک که الزام به مصرف انرژی و نیروی بدنی، مسابقه و رقابت

می باشد و نوحه های دیگر بازی ترجیح می دهند در صورتی که دختران معمولاً به بازی های ساکن تر و

احتیاط حرکت کمتر و آرامش علاقه مند هستند.

در دوره های کودکی به این بازی دختران و پسران فرق چندانی دیده نمی شود اما به محض اینکه  وارد

دبستان به شوند تفاوتهای آنها بروز می دهند و ارزش هایی که جامعه برای هر دو جنس قائل می شود خود

را در بازی ها نشان می‌دهد.  حدود ۷ یا ۸ سالگی فرقه‌ای جنسی آنها بروز می‌دهند. پسران بیشتر مایل

هستند با همدیگر بازی کنند و این امر در دختران هم دیده میشود. ای پسران در عوض بازی با دختران آنها

را اذیت می کنند و مورد تمسخر قرار میدهند. اگر پسری با جمعی از دختران بازی کنند دیگر پسران را

مسخره خواهند کرد.

منبع: کودک و نوجوان


مقالات مرتبط:

http://moshaver.kanonm.ir/لجبازی-کودکان/

 

http://moshaver.kanonm.ir/%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%84%D9%88%D8%B3/

 

 

تغییرات مغز مشترک در کودکان مبتلا به اوتیسم، بیش فعالی و اختلال وسواس فکری ـ عملی

فیلم و فایل صوتی آموزشی روانشناسی رایگان و مشاوره

برای پخش فایل مرورگر خود را آپدیت کنید یا از اینجا فایل را دانلود نمایید.
گروهی از دانشمندان تورنتو نقایص مغزی مشابهی را در کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم، بیش فعالی و اختلال وسواس فکری ـ عملی دریافتند.

این مطالعه ماه جاری در ژورنال آمریکایی روانپزشکی منتشر شد که مواردی نظیر تصاویری از ماده سفید مغز دویست کودک مبتلا به اوتیسم، اختلال وسواس فکری عملی یا کودکان عادی را دربر داشت. ماده سفید مغز متشکل از دسته هایی از فیبرهای عصبی می باشد که مواد سلولی پراکنده در همه ساختار مغز را یکپارچه می سازد و موجب ارتباط بین نواحی مختلف مغز می شود.دکتر ایمز نویسنده نخست مطالعه و فوق تخصص بالینی در مرکز اعتیاد و سلامت روان از انستیتوی تحقیقاتی سلامت روان نهاد خانواده کمپل (CAMH’s)بیان می کند” ما نقص هایی را در ماده سفید در محل ارتباط نیمکره های راست و چپ مغز موجود در کودکان مبتلا به اوتیسم، بیش فعالی و وسواس فکری عملی هنگام مقایسه انها با کودکان سالم در گروه کنترل یافتیم. این قسمت ماده سفید، یعنی جسم پینه ای بزرگترین بخش مغز و نخستین قسمتی است که رشد می کند.

همچنین، تیم تحقیقاتی (CAMH) از بیمارستان کودکان بیمار و بیمارستان توانبخشی کودکان هولاند دریافتند که کودکان مبتلا به اوتیسم و بیش فعالی اختلالات شدیدتری را ناشی از ماده سفید مغز در مقایسه با افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری ـ عملی نشان دادند. در ادامه دکتر ایمز بیان می کند “این یافته ها ممکن است نشان دهنده ی این واقعیت باشد که هردو کودکان مبتلا به اوتیسم و بیش فعالی در مقایسه با وسواس فکری و عملی در سنین پایین تر شروع می شوند و معمولا در زمانی که مقدار زیادی از ماده خاکستری مغز در حال رشد می باشد.

اختلالات اوتیسم، بیش فعالی و وسواس فکری عملی نشانه های مشترکی دارند و از طریق برخی ژن های مشابه پیوند می یابند. هنوز هم با گذشت سال ها، اختلالات مذکور به عنوان اختلالات مجزایی مورد مطالعه قرار می گیرند. در کل، این سه اختلال عصبی رشدی در تقریباً 15درصد از کودکان و نوجوانان تاثیر گذار است. مطالعه حاضر بخشی از پروژه بزرگ دانشگاه اونتاریو POND است که به بررسی اختلالات مغزی گوناگون درکودکی به طور کلی به منظور درک شباهت ها و تفاوت ها می پردازد و نیز منجر به ایجاد درمان های هدف دار و مؤثرتر می شود.

رابطه رفتار با مغز

بسیاری از رفتارهای مرتبط با اختلال اوتیسم، بیش فعالی و وسواس فکری عملی مانند مشکلات توجه یا مشکلات اجتماعی در طی این شرایط رخ می دهند و از نظر میزان شدت آنها تفاوت فردی نیز وجود دارد. این محققان دریافتند که ساختار ماده سفید مغز با طیفی از نشانه های رفتاری موجود در کل دوره این تشخیص مرتبط است.دکتر ایمز اظهار داشت “کودکان دارای اختلالات مغزی بیشتر دارای اختلالات بیشتری در عملکرد روزانه صرف نظر از تشخیص آنها می باشند”؛ وی در بیمارستان کودکان بیمار مشغول به کار است. دکتر آناگنوستو مدیر مسئول ژورنال و از اعضای بیمارستان توانبخشی هولاند و رئیس شبکه POND برمی شمرد، “این یافته ها کاربردهایی برای درک ما از ماهیت اختلالات مغزی دارد. با استناد به شواهد زیستی و ارتباط ساختار مغز با طیفی از نشانه های رفتاری تأثیرگذار بر شرایط رشدی مختلف، خاطر نشان می شود که در چنین شرایطی اشتراک زیستی یا ژنتیکی دخیل می باشد. علاوه بر این که؛ می توان به پتانسیلی درمانی اشاره کرد که طیفی از رفتارهای مرتبط با هر سه شرایط را هدف گذاری می کنند.

منبع: کودک و نوجوان