افسردگی و رابطه آن با خیانت همسر

افسردگی و رابطه آن با خیانت همسر

در این مقاله قصد داریم رابطه افسردگی را نسبت به خیانت همسر بسنجیم. در این مورد علائم دیگری مانند اختلالات استرسی که ممکن است همراه افسردگی باشند را نادیده می گیریم. در این مقاله قصد داریم ۳ مورد را توضیح دهیم و راجع به آنها نتیجه گیری کنیم.

سعی داریم بر تحقیقاتی که درباره ارتباط افسردگی و خیانت زوجین است مروری داشته باشیم و درباره تاثیر درمان افسردگی بررسی و تحلیل داشته باشیم.

زوج درمانگران در مواجهه با خیانت، باید انتظار برخورد با زوجینی که یک نفر یا هر دوی آنها احساس افسردگی و خیانت به رابطه زناشویی دارند را داشته باشند.

تحقیقات به طور واضح رابطه خیانت و افسردگی را تایید می کنند در این مقاله ابتدا مروری بر تحقیقات حوزه افسردگی و خیانت زناشویی خواهیم داشت پس از آن به ارتباط این دو خواهیم پرداخت. سپس تاثیر درمان زوجین را بررسی می کنیم و در نهایت چالش های پیش رو برای محققین هنگامی که هر دو مشکل اتفاق می افتد بررسی می کنیم

افسردگی و رابطه آن با خیانت همسر

زوج درمانگر ها می توانند انتظار برخورد با زوجینی که یک نفر یا هر دوی آنها مبتلا به افسردگی هستند و در رابطه زناشویی خود خیانت کرده اند را داشته باشند.

در مورد شیوع خیانت آمار ها متغیر است. ۲۵ درصد یا کمتر میزانی است که توسط تخمین جهانی اعلام شده که بیشتر آن متشکل از مردان است. گاتمن درباره ی زوج درمانی  می گوید ۲۵ درصد مشکلات حاضر به خیانت به همسر مرتبط است.

ویکس گامبسیا و جنکین ادعا می کنند که بیشتر زوجینی که تحت درمان افسردگی هستند حالاتی از خیانت به همسر را یا در گذشته بروز داده اند یا در زمان حال بروز می دهند.

متاسفانه مقوله خیانت به همسر و مشکلات این چنینی به مشکل بزرگی از سمت مراجع کنندگان تبدیل شده.

در این مورد شواهدی وجود دارد که خیانت زناشویی را با افسردگی ارتباط می دهد. این حالت در بعضی از مراجعین به عنوان حالت پیش گویی کننده خیانت به همسر( مرحله قبل از خیانت به همسر) بروز پیدا می کند .

در بعضی دیگر مثل پاسخی در برابر خیانت صورت گرفته به همسر ( مرحله بعد از خیانت کردن به همسر ) و در بعضی دیگر به عنوان یک انگیزه و نیروی محرک برای به حرکت در آوردن افسردگی زمینه ای که فرد قبلا به آن مبتلا بوده است.

این قضیه موجب می شود دومین درمان زوجین که پیش زمینه خیانت به همسر را دارند احتمال وجود افسردگی بسیار زیاد باشد.

مروری بر یک پژوهش که بر روی زوجین درباره افسردگی و ارتباط آن با خیانت به همسر انجام گرفته.

این تحقیق وجود یک رابطه بین افسردگی و خیانت به همسر را نمایان می کند. نتیجه گیری اول آن مربوط به ۳۸ درصد از زنانی است که نسبت به خیانت همسر خود مطلع شدند و در عوض ۱ ماه به افسردگی مبتلا شدند.

جالب است بدانید آنها قبلا سابقه افسردگی نداشته اند. برای خانم هایی که قبلا به افسردگی مبتلا بوده اند آمار بسیار بالاتر و وحشتناک تر است.

این آمار ها نشان می دهد ۷۲ درصد آن ها افسردگی پنهان داشته اند که با متوجه شدن مقوله خیانت دوباره فعال شده. آمار مربوطه نحوه رابطه بین خیانت همسر و افسردگی را نشان می دهد.

الگوی ملی مرتبط با افسردگی

در تحلیلی که توسط اولفسون ـ مارکوس ـ دروس و همکاران انجام گرفته الگوهای ملی قید شده. آنها اطلاعاتی که از تیم تحقیقاتی پزشکی ملی در سال ۱۹۸۷ و هیئت تحقیقات پزشکی ملی در سال ۱۹۹۷ جمع کرده بودند استفاده کردند.

آنها در دو بازه زمانی متفاوت الگوهای درمانی استفاده شده در کشورها را در گروه های مختلف بیماران سرپایی بیمارستانی تحلیل و بررسی کردند. در آزمایش بالینی مدل سال ۱۹۸۷ تعداد ۱۵۵۹۰ نفر خانم خانه دار بودند و در مدل سال ۱۹۹۷ تعداد ۱۴۱۴۷ نفر خانم خانه دار حاضر بودند.

نکته ی بسیار مهمی که در این بررسی مشهود بود این بود که درمان افسردگی از ۰٫۷۳افراد در گروه ۱۰۰ نفره در سال ۱۹۸۷ به ۲٫۳۳ در ۱۰۰ نفر مورخ سال ۱۹۹۷ بیشتر شده بود. در واقع می توان گفت بیشترین افزایش سطح درمانی از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۷ مربوط به بانوان جدا شده و طلاق گرفته بود. این گروه افراد نسبت به افراد متاهل برای دریافت درمان افسردگی دوبرابر شانس داشتند.

دارودرمانی برای افسردگی از ۴۴٫۶ درصد در سال ۱۹۸۷ به ۷۹٫۴ درصد در سال ۱۹۹۷ ارتقا یافت. طبق تحقیقات (دروس ـ اولفسون ـ مارکوس  و همکاران) داروهای ضد افسردگی متداول ترین داروهای تجویز شده در تحقیقات بعدی بود و علت آن نیز افزایش وجود دسته خانواده دارویی ssri بود که از تاریخ ۱۹۸۷ تولید شد.

در سال ۱۹۹۷ این دسته دارویی به ۵۸٫۳ درصد افرادی که در آن زمان تحت درمان افسردگی قرار داشتند تجویز شود. پس از آن درصد افرادی که برای درمان افسردگی به روان درمانی احتیاج  داشتند از ۷۱٫۱ درصد به ۶۰٫۲ درصد کاهش پیدا کرد.

مارکوس ـ اولفوسون ـ دروس و همکاران این سوال را مطرح کردند که آیا پزشکان با تجویز داروهای ضد افسردگی در کاهش بروز علائم افسردگی موفق بوده اند یا خیر؟

شرکت های داروسازی در این زمینه رقابت تنگاتنگی داشته که عموم مردم و پزشکان را هدف خود قرار دادند.

در سال ۱۹۸۷ دولت طرحی با هدف شناسایی و درمان افسردگی عموم تصویب کرد. تغییر در مراقبت های بهداشتی بر روند درمان افسردگی نیز موثر بود که طی آن مسئولین خدمات بهداشتی، دارودرمانی توسط پزشکان را بر دیگر روش ها ارجح دانستند.

علاوه بر الگوهای ملی برای درمان افسردگی عده ای الگوهای جهانی وجود دارد که آگاهی انسان را ضمانت می کند. طی مطالعاتی که توسط لوپز و موری در مورخ ۱۹۹۶ انجام شد از ۲۰ کشور جهان و بالغ بر ۱۰۰ دانشمند برای جمع آوری داده های اولیه ۱۳٫۸ میلیون مرگ از ۵۰٫۵ مرگ و میر کلی جهان در سال ۱۹۹۰ استفاده شد.

هدف ابتدایی ایت تحقیق ارتقا دستیابی یه تخمین ۱۰۰۷ دلیل اصلی مرگ و میر بود.

برای مقایسه کردن فاکتورهای خطر و شرایط مختلف ابزار ترکیبی مقیاس مشکلات پزشکی به اسم دالی طراحی شد( موری و لوپزـ ۱۹۹۶) نکته مهم در این تحقیق افسردگی تک قطبی ماژور دومین عامل اصلی ناتوانی در سراسر جهان خواهد بود.

هنگامی که زوجین با مشکلات زناشویی ناراحت کننده ای چون خیانت به همسر یا مشکلات مباحث جنسی به روان درمانگر مراجعه می کنند روان درمانگر باید علائم احتمالی افسردگی را سریعا بررسی کند.

تیم دی ـ ای ـ ام ـ آی ـ وی ـ تی ـ آر در سال ۲۰۰۰ معیارهای درمانی برای مشکلات افسردگی از نوع ماژور را خلاصه بندی کردند. پنج مورد از نه گزینه زیر حتما باید در بیمار وجود داشته باشد که یکی از این ها خلق کسل و افسرده و از دست دادن انگیزه و اشتیاق در فعالیت هایی است که قبلا برای فرد هیجان آور بوده است.

۱) احساس کسالت و بی حالی در اکثر ساعات روز

۲) کاهش علاقه و هیجان نسبت بر کارهایی که قبلا برای فرد مهیج بوده

۳) کاهش یا افزایش وزن شدید که مربوط به رژیم غذایی نبوده باشد

۴) احساس بی خوابی یا تمایل بسیار زیاد به خواب در تمام روز

۵) آشفتگی و خستگی ذهنی ـ عدم تمرکز ذهنی

۶) احساس دائمی خستگی ـ از پا افتادگی و رمق نداشتن

۷) احساس بی ارزش بودن ـ بی کفایت بودن و احساس گناه

۸) عدم تمرکز و تصمیم گیری در موضوعات ساده

۹) تفکر کردن دائمی درباره مرگ و یا تصمیم به خود کشی و آسیب رساندن بهخود

اگر این علائم به همراه یک غم بزرگ یا یک عزاداری باشد اختلال افسردگی ماژور محسوب نمی شود. توجه به غم و عزاداری سوگ می تواند در برابر سایر مشکلات بزرگی که ممکن است فرد متحمل شود کمی کنایه آمیز است.

وقتی فرد یا زنی مورد خیانت قرار می گیرد احساس اندوه خود را طوری توصیف می کند که اگر فرد فوت می کرد برایش راحت تر و قابل تحمل تر بود. بعضی از علائم افسردگی مانند

۱) احساس بدبختی

۲) بی رمقی و خستگی مفرط

۳) لذت نبردن از تفریحات مهیج

۴) احساس پریشان حالی در نتیجه کاهش سطح رضایت از روابط زناشویی ایجاد می شوند.

(ویسمن ۲۰۰۱) با توجه به این که یکی از تاثیرات خاص داروهای ضد افسردگی کاهش میل جنسی است. این مسئله می تواند مشکلاتی نا خواسته در رابطه ایجاد کند.

عوامل استرس زای نسبی پیش گویی کننده افسردگی

اکثر تحقیقاتی که بر موضوع خیانت به همسر به افسردگی تمرکز دارد به رابطه ی میان افراد متاهل هتروسکشوال اشاره می کند. طبق آمار در این روابط حس بی ارزشی فرد می تواند به ابتلای او به اختلال افسردگی حاد منجر شود.

(کانو و اولیری ـ ۲۰۰۰، گلاس و رایت ـ ۱۹۹۷) مثلا برای یک زن فهمیدن رابطه خیانت آمیز شوهرش، تهدید او به طلاق، آزار و خشونت های جسمی از مواردی هستند که فرد را مستعد ابتلا به افسردگی کلینیکال می کنند.

(اولیری ـ ۲۰۰۵) اولیری و کانو در سال ۲۰۰۰ دو گروه را مقایسه کردند. زندگی در گروه اول وقایع شرم آور و تحقیر آمیز رخ داده بود و در گروه دوم اختلاف و دعواهای زناشویی بدون وقایع شرم آمیز مثل خیانت جنسی رخ داده بود.

آنها تحقیقات را از چند بعد مانند تاریخچه خانوادگی افسردگی، سابقه خانوادگی فرد و غیره مورد مطالعه قرار دادند. نتایج به این صورت بودند که زنانی که در زندگی زناشویی شاهد وقایع تحقیر آمیز بودند علائم افسردگی شدیدتری به نسبت گروه مقابل از خود بروز دادند.

در واقع سه چهارم افرادی که در زندگی با وقایع شرم آور مواجه شده بودند مبتلا به افسردگی بالینی شدند. یکی از توضیحات برای میزان بالای افسردگی در این افراد این بود که برخی زنان تمایل دارند وقایع شرم آمیزی که برایشان رخ داده را درونی کنند و در واقع در خود بریزند.

این زنان خود را مقصر می دانند و دائما خود را سرزنش می کنند. با این کار فقط خود را بیشتر مستعد افسردگی می کنند. (اسپرینگ ـ ۱۹۹۶)

عقاید دوران تاهل افراد می تواند به سلامت روانی او در زندگی مشترک کمک زیادی کند ( سیمون و مارکوسن ـ ۱۹۹۹)

سیمون و مارکوسن به مسائلی مانند سلامت روانی و تصورات شخصی هر کس درباره ی باورهایش از میزان اهمیت و نقش ازدواج بر سلامتی فرد هنگام حوادث ناگهانی مانند طلاق پرداختند.

آنها به این نتیجه رسیدند که افرادی که در ازدواج به تعهد خود پایبند هستند کمتر مستعد افسرده شدن هستند سپس نتیجه گرفتند که وقتی فکر و عمل فرد با هم همخوانی و ارتباط داشته باشد فرد از سلامت روانی بیشتری برخوردار است.

(کریستین هرمن ـ اولیری ـ آوری لیف ـ ۲۰۰۱) لیست وسیعی از اعمال استرس آور زندگی که با آغاز افسردگی در ارتباط است را گرد آوری کردند.

چیزی که برای این گروه یک معما بود این بود که آیا دغدغه های شدید و مسائل و اختلافات متاهلی می تواند برای زنانی که قبلا سابقه افسردگی نداشتند زمینه ساز ابتلا به افسردگی باشد یا خیر. سپس ۵۰ زن بین سنین ۱۸ تا ۴۴ سال در آزمایش خود بررسی کردند.

نتیجه این طور نشان می داد که ۳۸ درصد شرکت کننده ها با شرایط افسردگی مواجه هستند. از بین ۱۱ نفری که جدایی همسر را عاملی استرس زا بیان کرده بودند ۶۳ درصدشان شرایط ابتلا به افسردگی را داشتند.

این مطالعه برای ۳۸ درصدی قابل اهمیت است که بلافاصله کمی از یک واقعه منفی از ازدواجشان به افسردگی مبتلا می شوند در صورتی که قبل از آن سابقه ابتلا به افسردگی را نداشتند.

رابطه ای که بین خیانت به همسر ـ سلامت روانی و طلاق است به شدت پیچیده است طبق تحقیقات روابط خارج زناشویی ( خیانت) عامل ۲۷ ـ ۲۰ درصد از طلاق ها می باشد.

( گاتمن ـ ۱۹۹۹) هورویتز و سوئینی در سال ۲۰۰۱ چنین مطالعه ای آماده کردند تا پیوند میان خیانت زناشویی ـ همسری که مورد خیانت قرار گرفته و شروع فرآیند طلاق و سلامت روانی پس از آن را ارزیابی کند.

آن ها اطلاعات خام خود را از آنالیزگر ملی تحلیل مسائل خانواده گرفتند و شروع به بررسی کردند. در سال های ۱۹۸۸ـ۱۹۸۷ تعداد ۱۳۰۰۷شرکت کننده و در بین سالهای ۱۹۹۲ـ۱۹۹۴تعداد ۱۰۰۰۵ شرکت کننده در این تحقیق حضور داشتند.

هوروتیز و سوئینی در سال ۲۰۰۱ برای اینکه بفهمد کدامیک از زوجین آغازگر طلاق باشد. در موردی که خود فرد یا همسرش خیانت زناشویی افشا شده داشته شروع به تحقیق کردند نتایج تحقیقات آن ها به این صورت بود که سلامت روان آن فردی که در رابطه به همسر خود خیانت کرده بالاتر است.

اگر خود او ابتدای کار پیشنهاد دهنده طلاق باشد نه همسر خیانت کارش این طور به نظر می رسد که کنترل و احاطه داشتن بر زندگی کسی فواید هم دارد.

طی تحقیقات مشخص شد که آن زنانی که به علت خیانت های همسرشان از او طلاق گرفته اند. به نسبت مردان بیشتر در ریسک افسردگی هستند. معمولا این بانوان در دو سال  اول بعد از طلاق بیشتر مستعد افسردگی هستند.

سوئینی و هروتیز معتقد بود که اگر یک مرد مردد باشد که مورد خیانت همسرش قرار گرفته یا نه بیشتر در معرض افسردگی قرار می گیرد نسبت به مواقعی که از این مورد مطمئن باشد. مردان همواره از احساس تشویش خاطر خیانت همسر خود در هراس هستند.

این تحقیقات همچنین نشان می داد مردان اگر خودشان شروع کننده جدایی باشند در مقایسه با زنان بیشتر در برابر افسردگی حساسیت نشان می دهند. اگر صاحب فرزندی باشند به افسردگی دامن خواهند زد

هروتیز و سوئینی این چنین محاسبه کردند که امکان دارد علت این افسردگی کاهش تعداد دفعات ملاقات فرزندان پس از جدایی باشد. عوامل ثانویه یاری کننده به کاهش سلامت روان پس از هم فروپاشی زندگی زناشویی یک زوج به شرح زیر است:

درآمد کم خانواده

حضور بچه ها در خانه

کاهش حکایت اجتماعی و غیره

ممکن است همه ی این عوامل انتقالی زندگی نقش چشم گیری داشته باشد و تنش زیادی در زندگی فرد ایجاد کند.

تحقیقاتی برای حمایت از زوج درمانی در موارد خیانت به همسر

تحقیقات تجربی در این زمینه محدود است

(بلو و هارتنت ۲۰۰۵) خیانت تنها مشکل زناشویی نیست که زوجین برای درمان آن به روان درمانگر مراجعه می کنند.

نحوه ی درمان از این لحاظ حائز اهمیت است که بر نتیجه ی درمان تاثیرگذار است. (آتکینزـ الدریج ـ بوکام ـ کریستنسن ۲۰۰۵)

پژوهشی که آتکینز و همکاران در ۲۰۰۵ انجام دادند از معدود پژوهش های تجربی است که برای ارزیابی کار آمد بودن زوج درمانی در کسانی که مورد خیانت زناشویی قرار گرفته اند انجام شده است.

فرضیه اولیه ای است که برای تحقیق در نظر گرفته شده بود این بود که زوجینی که مورد خیانت زناشویی قرار گرفته اند در ابتدای درمان بیشتر اضطراب و نسبت به زوجینی که این مشکل را ندارند روند درمان آهسته تری خواهند داست.

در این مطالعه ۱۳۴ زوج با مشکل این چنینی بررسی شدند که به صورت تصادفی در دو دسته زوج درمانی به روش درمان سنتی و گروه درمان جمعی قرار گرفتند.

۱۹ تا از زوجین جزو مواردی بودند که روان درمانگر خیانت به همسر را درباره آنها مشخص کرده بود. این زوجین قبل از شروع جلسات کار درمانی در هفته سیزدهم روند درمان در هفته بیست و ششم درمان و همچنین در جلسه ی آخر درمان تحت بررسی قرار گرفتند.

روان درمانگر اطلاعات آنها را در پرسشنامه خیانت به همسر وارد کرد. (آتکینز و همکاران ـ ۲۰۰۵ صفحه ۱۴۵) یک مورد از آنها به خیانت به احساسات همسر محدود می شد و با ۱۸۰ مورد دیگر برخوردهای فیزیکی صورت گرفته بود.

دو سوم از زوجین برخورد سنتی دریافت کردند و بقیه آنها درمان گروهی دریافت کردند. نکته قابل توجه این بود که زوجینی که مورد خیانت به همسر را داشتند در پیش آزمون روند درمان سطح اضطراب و استرس بیشتری به نسبت بقیه زوجین داشتند.

تحقیقات نشان می دهد زوج درمانی بسیار کمک کننده است و زوجینی که تحت خیانت قرار گرفته بودند در آزمون تنش و اضطراب زیادی از خود بروز داده بودند که به مرور در درمان بهبود یافتند و در آخر کار قابل شناسایی نبودند و در واقع مانند افراد دارای سلامت روان شده بودند.

استثنای این مسئله زوجی بودند که در تمام طول درمان خیانت خود را از همسرشان مخفی کرده بودند. این تحقیقات نشان می دهد زوج درمانی یک روش مهم برای درمان مستقیم اضطراب ها (بعلاوه علائم افسردگی) است که به دنبال آسیب هایی که زوجین در رابطه به هم وارد می کنند به وجود می آید.

جوریلز ـ بیچ و اولیری در سال ۱۹۸۵ تحقیقی انجام دادند تا نتیجه روابط جنسی خارج از چارچوب در زوجینی که تحت درمان قرار داشتند بپردازند. کار آزمایی بالینی آنها حاکی از آن بود که افرادی که روابط خارج از چارچوب داشتند شامل دو دسته بودند:

۱) یا یکی از زوجین هیچ تمایلی به همکاری و ترمیم رابطه وجود ندارد

۲) هر دو یا یکی از این دو علائمی از افسردگی از خود نشان می دهند.

اگر هر کدام از این دو باشد پایه های زوج درمانی تخریب می شود.

طبق یافته هایی که از خودشان به دست آوردیم فردی که روابط زناشویی خارج چارچوب برقرار کرده بیشتر مستعد ابتلا به افسردگی است.

شوهرانی که به همسر خود خیانت کردند ۸۹ درصد بیشتر از نمره میانه افسردگی به افسردگی مبتلا شدند که این قضیه قیاس و تضاد ۴۶ درصدی در مقایسه با بقیه مردان بود.

زنانی که به همسر خود خیانت کرده بودند ۸۲ درصد بیشتر از نمره میانه افسردگی به افسردگی مبتلا بودند که در این امر قیاس و تضاد ۴۸ درصدی در مقایسه با سایر زنان داشت.

با اینکه مردانی که روابط خارج چارچوب داشتند در مقایسه با مردان دیگر سطح افسردگی بالاتری داشتند اما لزوما معیارها و علائم افسردگی را نداشتند. با این وجود وقتی زنان روابط خارج چارچوب داشتند ۹۱ درصد آن خانواده ها در مقایسه با نرخ ۴۲ درصدی  دیگر افسرده بودند.

گزینه های درمانی

زوج درمانی یک روش متداول و تاثیرگذار برای درمان افسردگی است. درمان فرد به صورت تک نفره فقط علائم را کاهش می دهد و هم روابط زوجین را بهتر می کند.

(ویلیامزـ پاترسون ـ گراف گراندز ـ چاما ـ ۱۹۹۸) اگرچه در این مورد هنوز مشکلاتی وجود دارد اما برنامه درمانی برای افسردگی و خیانت زناشویی توسط زوج درمانگر ها دقیق و حساب شده است.

درمانگر ها باید با تغییرات آشنا باشند و بدانند که هر زوج ممکن است شیوه درمان خاصی را بطلبد ( بوکام ـ ابستین و لا تایلاده ۲۰۰۲) برای زوجینی که با خیانت زناشویی و افسردگی مراجعه می کنند گزینه های مختلفی وجود دارد که بعدها خواهیم گفت.

وقتی بیچ ۲۰۰۳ ـ کونگ ۲۰۰۰ ـ و میر ۲۰۰۲ همه ی روش های درمانی موجود برای درمان همزمان افسردگی و خیانت زناشویی را مورد بررسی قرار دادند مرور و نقد ادبی هیچ مورد تنش آوری در رابطه زناشویی به حاد و بازدارنده شناخته نشده است.

انتخاب این موضوغ که کدام مددجو برای درمان افسردگی به روش زوج درمانی خوب است به این بستگی دارد که آیا آن فرد در رابطه زناشویی شان را عامل افسردگی خود می داند یا نه؟ ( بیچ ۲۰۰۳ ـ بیچ ۲۰۰۱) اگر یک نفر از زوجین نسبت به زندگی خود احساس تعهد و مسئولیت نداشته باشد زوج درمانی روش مناسبی برای آنها نخواهد بود.

اگر شخص قبل از مورد خیانت واقع شدن ایده های خود کشی در سر داشته باشد باید به صورت محتاطانه تحت پیگیری سلامت روان قرار بگیرد. ( بیچ ـ ساندین ـ اولیری ـ ۱۹۹۰)

جاکوبسون و پرینس در سال ۱۹۹۵ به بررسی خانواده درمانی و زوج درمانی برای درمان اختلالات تاثیرپذیر پرداختند. در مقایسه با گروه کنترل آزمونهای پس از درمان در رفتار های زوجین و نیز درمان های تحلیل شناختی روز خود فرد از ارجحیت خاصی برخوردار بودند.

البته درمان رفتاری زوجین به بهتر شدن روابط زناشویی آن ها نیز منجر شده که این قضیه درباره افرادی که فقط خودشان تحت درمان های روان شناختی قرار گرفته بودند مشابه گروه کنترل هیچ بهبودی در روابط زناشویی آن ها حاصل نشده.

جاکوبسون و پرینس به تحقیقات ابستین نیز اشاره می کردند ( ابستین و همکاران ۱۹۸۸) که به ترکییب دو سیستم دارودرمانی و روان درمانی توصیه می کرد.

اگر به درمان بیمار دارای افسردگی جلسات روان درمانی به شیوه دارودرمانی هم اضافه شود هم عملکرد خانواده بهبود پیدا می کند و هم علائم افسردگی بهبود پیدا می کند. (پرینس و جاکوبسون ۱۹۹۵)

مداخلات گروهی

بوکام ـ گوردون و اسنیدر در سال ۲۰۰۴ یک پروتکل درمانی سه مرحله ای برای درمان گروهی پیشنهاد دادند. مرحله اول درمان تمرکزی بر تاثیر رابطه خارج چارچوب زناشویی خواهد داشت.

این مرحله باعث مشخص شدن بحران آنی بین زوجین در برابر نقاط قوت آن ها و تنظیم یک برنامه ریزی درمانی با ایفای نفس به هریک از آنها تا پیاده کردن کامل درمان می شود.

در این مرحله از درمان درمانگر باید علائم افسردگی یا ایده خودکشی را در هر یک از زوجین بررسی کند و مشخص کند آیا هنوز نفر سومی در رابطه وجود دارد یا خیر.

افسردگی ـ پریشان حالی و شرمندگی علائمی هستند که ممکن است پس از خروج از روابط زناشویی بروز داده شوند در مرحله اول درمان باید از شخص آسیب دیده به طور کامل حمایت شود.

میزان احساسات در این مرحله شدیدا بالا می رود. گوردون ـ بوکام و اسنیدر به درمان گرها توصیه می کنند که به هر دو زوجین در این مرحله کمک کنند و چگونگی کنار آمدن با این مشکل را بیاموزند.

مرحله دوم کار درمانی شامل جست و جو درباره محتوای فعل و مفهوم انجام آن کار می باشد. بعضی از اهداف این مرحله را با هم مروز می کنیم:

۱) ارزیابی محتوای کار

۲) احتمال واقع بینانه درباره پتانسیل انجام مجدد کار

۳) ایجاد امنیت نسبی برای شخصی که آسیب دیده ـ توانایی آنها برای ارزیابی و ایجاد تغییراتی که به رابطه طولانی مدت آن ها جان می بخشد.

آخرین مرحله ادامه دادن است. زوجین می توانند طبق تصمیمی که گرفتند پیش بروند که ممکن است بخشش جزئی از آن باشد ( گوردون و همکاران ۲۰۰۴ـ اسپیدرینگ ـ۱۹۹۶) روشی که گوردون و همکاران برای بخشش توصیه کرده اند یک نمای حقیقی از یک زوج را نشان می دهد.

که در آن شخصی که آسیب دیده از تمام احساسات منفی که نسبت به همسرش دارد خلاص می شود و دیگر انگیزه تنبیه و انتقام نسبت به همسرش ندارد. البته ادامه دادن می تواند به این معنی نیز باشد که زوجین تمایل دارند از همدیگر طلاق بگیرند و به این شکل به زندگی خود ادامه دهند.

رفتار درمانی زناشویی

طبق تحقیقات انجام شده رفتار درمانی زناشویی نه فقط در ایلات متحده آمریکا بلکه در بسیاری از کشورهای دیگر نیز کار آمد است. ( میر ـ ۲۰۰۲) البته هنوز سوالاتی درباره توانایی این روش برای حفظ کردن تغییرات در طول زمان وجود دارد (جانسون ۲۰۰۲)

مدل اصلاح شده ی آن که در زوج درمانی رفتاری گروهی استفاده می شود ممکن است بیشتر کارآمد باشد.

(جاکوبسون و کریستین ـ ۱۹۹۶) این روش برای آشکار کردن افسردگی و خیانت زناشویی به صورت همزمان کاربرد دارد (بیچ ۲۰۰۱) در این روش هنگامی که یکی یا هر دوی زوجین افسرده هستند تمرکز اصلی بر رفع علائم افسردگی است.

میر معتقد است ممکن است این روش برای مواقعی که افسردگی باعث بروز مشکلات زناشویی شده و هر دوی زوجین برای رفع مشکل موافق هستند کار آمد باشد. اجزای این روش باید شامل این موارد باشد:

۱) آموزش دادن به زوج درباره طبیعی بودن اختلافات دوره متاهلی

۲) افزایش ارتباطات مثبت با یکدیگر

۳) درک و پذیرش تفاوت های یکدیگر

۴) کاهش سرزنش و ملامت کردن یکدیگر

۵) کاهش تحریکات آزار دهنده و بی مورد

۶) بهبود مهارت های مکالمه برای حل مشکلات

۷) کاهش افکار منفی درباره خود همسر و دیگران

این روش ها شانس بهبود رفتارهای خود را بالا می برد و علائم افسردگی  را کاهش می دهد. البته این مدل مستقیما بر جنبه های خیانت به همسر تاثیری ندارد. ( بلو ـ ۲۰۰۵) به همین علت ممکن است از این نظر در مواقعی که افسردگی و تنش با خیانت زناشویی توامان باشد محدود کننده باشد.

زوج درمانی رفتاری گروهی

این نوع زوج درمانی توسط جاکوبسون و کریستینسن طراحی شد و برای افزایش زوج درمانی رفتاری سنتی و افزایش کارایی آن طراحی آن انجام پذیرفت (دیمی یان ـ مارتل ـ کریستنسن ـ ۲۰۰۲)

۳ مداخله در متدی که در بالا ذکر شد به کار رفته تا تنبیهات کاهش پیدا کند و برخوردهای مثبت ارتقا یابند. ( کریستین سن و هیوی  ـ ۱۹۹۹)

این ها تبادلات رفتاری ـ آموزشی برخورد و مکالمات و آموزش حل مسئله هستند. البته این روش بر پایه مهارت ها پی ریزی شده اند و برای تغییر در رفتار برنامه ریزی شده یکی از اجزای آن بهبود تمرکر بر این قضیه است که رفتارهای همسر خود را به عنوان بخش کوچکی از روند بهبود و تغییر کردن بپذیریم ( دیمی یان و همکاران ۲۰۰۲)

روان درمان گران برای این کار از تکنیک هایی استفاده می کنند که شامل ۳ اصل هستند.

تحمل ـ پذیرش ـ تغییر

درباره پذیرش حس همدلی در مورد مشکل به عنوان اولین رویکرد مداخله ای محسوب می شود. هدف درمانگر از درمان ایجاد حس صمیمیت و نزدیکی بین زوجین است.

ممکن است درمانگران از تکنیک جداسازی یکپارچه برای کمک به زوجین و برای دور کردن خودشان از مشکلات استفاده کنند و با استفاده از آن مشکلات را با قوه عقل حل کنند.

همچنین درمانگر قادر است علائم افسردگی فرد را بعد از بیرون آمدن از یک موقعیت ناگوار بازچینی کند.

روان درمانگران در این زمینه از مداخله های تحمل برای درمان بهره می گیرند به این صورت که زوجین دیگر تلاشی برای تغییر همدیگر نمی کنند.

برای زوجی که مورد خیانت قرار گرفته اند این کار به منزله پاک کردن اصل مسئله نیست اما می تواند به چیزهایی تمرکز کند که زوجین نسبت به یکدیگر می دانند.

زوج درمانی رفتاری گروهی: این روش بر پایه یکپارچه سازی گروهی و سیستماتیک بنا شده. ( کونگ ۲۰۰۰ ـ تیشمن و تیشمن ـ سال ۱۹۹۰)

رمز دستیابی به این موفقیت شناسایی این تفکر است که چگونه ایده های آنی جمعی به روند افسردگی کمک می کنند. ( بک ـ ۱۹۹۱ـ کونگ ۲۰۰۰)

درمانگرانی که به صورت زوجی گروهی کار می کنند نسبت به افسردگی نگاه سیکل میان فردی دارند. درمانگران واکنش های عاطفی زوجین را بررسی می کنند و همچنین مفهوم برخوردها را تفسیر می کنند. ( بوکوم و ابستین ـ ۱۹۹۰)

در واقع در این مداخلات از روش های کاملا مستقیم برای مواجه شدن و دست و پنجه نرم کردن با انتظارات بیمار آسیب دیده استفاده می شود. هدف از این روش افزایش صمیمیت و حمایت دو طرفه میان زوجین است. اما امکان دارد یکی از زوجین همکاری نکند و باور داشته باشد خیانت به همسرش بی دلیل نبوده و قصد  داشته از خود دفاع کند.

اگر شخصی که افسرده باشد همان کسی باشد که به همسر خود خیانت کرده شروع به سرزنش و نکوهش خود می کند و در واقع به عمیق تر شدن لایه های افسردگی خود کمک می کند.

مدل سی سی تی توسط کونگ در ۲۰۰۰ تست شد و در کاهش علائم افسردگی تا حدود زیادی موثر بود. برای افرادی که در زندگی زناشویی دچار اضطراب و تشویش هستند درمان بازسازی هویت گروهی نیز توصیه می شود. (کریستین سن و هیون ـ ۱۹۹۹)

با توجه به این که روش CBT در درمان مشکلات زناشویی و افسردگی موثر است ممکن است مدل های ارتباطی شبیه به آن در درمان خیانت به همسر و افسردگی به صورت همزمان موثر باشد.

مدل CBT از همان ابتدای کار بر روی ادراک و به منظور خلاص شدن از احساسات و عواطف با الگوی ماکرولول کار می کند ( بوکام و همکاران ـ ۲۰۰۲ ـ صفحه ۲۸ )

CBT از نظر عملکرد مرکزگراست و نقش احساسات و تاثیر عوامل محیطی و طبیعی را برای ترمیم روابط و صمیمی شدن آن ها در گذر زمان می داند ( ابستین و بوکام ـ ۲۰۰۲ ـ بوکام و همکاران ۲۰۰۲)

وابستگی بالغینیکی یکی از زیر شاخه های اصلی روش درمانی در زوج درمانی متمرکز بر عواطف و احساسات است. بوکام و الن در سال ۲۰۰۴ به نوعی رابطه قوی میان انگیزه ی خیانت به همسر و وابستگی اشاره کرده اند. ( بلو و هارتنت ۲۰۰۵)

این مدل به این موضوع اشاره می کند که روش ای اف تی بر وابستگی تمرکز دارد و می تواند یک روش کار آمد و ایده آل برای درمان خیانت به همسر باشد.

ای اف تی برای زوج درمانی روشی تجربی محسوب می شود و طبق شواهدی که در دست داریم روشن است که در طول زمان می تواند کار آمد و موثر باشد ( جانسون ـ ۲۰۰۲) به غیر از این مسئله اسن روش برای درمان جراحات وابستگی که در نتیجه وابستگی رابطه ای به شخصی به وجود می آید که برخوردهای نسنجیده بین آن ها رخ خواهد داد جوابگوست.(جانسون ـ مالکین و میلکین ـ۲۰۰۱)

جانسون در سال ۲۰۰۴ اظهار داشت که مشکلات و تروماهای رابطه ای که در نتیجه وابستگی بی جا به شخصی ایجاد شده باشد بیانگر این است که آسیبی که در نتیجه تنها شدن و جدا شدن از آن فرد به شخص وارد می شود در مقابل یک تجربه ناموفق و آسیب پذیر قرار گرفته است. ( صفحه ۲۹۷)

وقتی هدف درمان ما زوجی باشند که به تازگی به خیانت و افسردگی دچار شده اند در نظر آوردن این گزینه های درمانی بسیار موثر است. البته باید توجه کنید که همه ی کسانی که خیانت می کنند یا مورد خیانت واقع می شوند به افسردگی مبتلا نمی شوند اما مدل ای اف تی هر دو مسئله را تحت بررسی قرار می دهد. ( جانسون و همکاران ـ ۲۰۰۱ )

وقتی یکی از زوجین برای کمک خواستن فریاد می زنند و از سمت همسر خود هیچ توجهی دریافت نمی کند، اولین پایه های اعتماد در زندگی آنان فرو می ریزد. ( جانسون ـ ۲۰۰۴ ـ صفحه ۲۶۹)

وظایف درمانگر در رابطه با درمان آسیب هایی که در نتیجه خیانت ایجاد شده.

۱) به همسر آسیب دیده توصیه می کند تا همسر خود را ببخشد و نسبت به او بی تفاوت باشد.

۲) به او در زمینه ترمیم احساسات مجروح او کمک کند.

۳) به شخص خیانت کننده کمک کند که عبارات با مضمون خیانت به همسر را از لحاط اهمیت آن در صمیمیت رابطه شان درک کند نه از نظر بی عدالتی که در حق همسر خود کرده.

۴) درمان گر تلاش می کند تا متوجه شود شخص آسیب دیده قادر است میزان آسیبی که متحمل شده را بازگو کنید یا خیر.

۵) همسر خیانت کننده را ترغیب کند تا درباره درک وی از کاری که کرده و میزان پشیمانی اش از این عمل بازگو کند.

۶) همسر خیانت دیده را ترغیب کند تا از همسر خیانت کار در رابطه با آرامش رابطه شان سوال کند.

۷) از زوجین بخواهد تعریف جدیدی برای واژه خیانت به همسر جایگزین کنند. سپس به همسر خائن کمک کند نسبت به همسرش مسئولیت پذیری بیشتری داشته باشد. ( جانسون ـ ۲۰۰۴)

اگر مداخله از همان مراحل ابتدایی خیانت زناشویی انجام شود از عواملی که بعدها باعث استرس و افسردگی می شود و همچنین از فروپاشی خانواده پیشگیری می شود. ( بیچ و همکاران ـ ۱۹۹۰)

هوک و مارخپت در سال ۲۰۰۰ ادعا کردند که سکوت، برخوردهای شنیع و زننده با یکدیگر ممکن است باعث بروز افسردگی در هر دوی زوجین شود.

اول باید علائم افسردگی تشخیص داده شود سپس درمان سود و سپس الگوهای معاشرتی زوجین تشخیص داده شود ( خصوصا هنگامی که افسردگی بسیار شدید است) اگر هنگام تشخیص و درمان علائم افسردگی با شکست مواجه شویم درمان دارویی نیز بی ثمر خواهد بود. ( مرچنت و هوک ـ ۲۰۰۰ )

خانم هایی که در زندگی مشترک خود شاهد صحنه های شرم آور بودند باید از نظر بالینی به آن ها کمک شود تا با احساسات تحقیر، شرمندگی و افسردگی و مورد خیانت واقع شدن کنار بیایند. ( کانو و اولیدی ـ ۲۰۰۰ـ صفحه ۷۸۰ )

با درمان بالینی کسی که در زندگی خود تجربه شرم آوری مشاهده کرده کمک می کنید تا احساسات خشمگین خود را به سمت کنترل و ایجاد صمیمیت با همسر خود تغییر دهید. ( کانو ـ اولیدی ـ هینز ـ ۲۰۰۴)

درمانگر باید در نظر داشته باشد که وقتی زوجی روابط خارج چارچوب داشته اند ممکن است توسط خانواده خود طرد شده باشند.

فرد افسرده و همسر او ممکن است در زندگی برخوردهای خشونت آمیز، بی عاطفه و بدون مراقبت داشته باشد. به همین دلیل است که می گوییم افسردگی و تعاملات رابطه آن به همدیگر وابسته هستند.

هر دوی زوجین ممکن است به یک چرخه منفی وارد شوند که در آن شخصی که افسرده است منفعل تر و شخصی که افسرده نیست بد رفتار تر باشد. در نتیجه شخص افسرده بیش از پیش افسرده خواهد شد. ( کونگ ۲۰۰۰)

مسائل کلی

طبق تحقیقات انجام شده زنان در رابطه زناشویی با مردان بیشتر متحمل آسیب می شوند زیرا مردان برای برقراری رابطه خارج چارچوب تمایل بیشتری نسبت به زنان نشان می دهند.

(بلو و هارتنت ـ ۲۰۰۵) طبق مطالعات ادبی نیز زنان به نسبت مردان یک یا دو برابر بیشتر مستعد افسردگی هستند. کونگ در سال ۲۰۰۰ به این نتیجه رسید که زنان بیشتر از مردان در معرض افسردگی قرار دارند و این موضوع به دلیل دید منفی ای است که نسبت به خود دارند و خود را یک زن تنها و منفعل تصور می کنند.

کونگ همچنین عقیده داشت که امکان دارد زن ها در برابر نیازهای خود سکوت کنن تا به یک زن کم توقع و ایده آل در دید همسر خود تبدیل شوند.

خانم هایی که همیشه خود را نادیده می گیرند کم کم تنها و منزوی می شوند و تبدیل به یک موجود منزوی و افسرده می شوند. ( کونگ ۲۰۰۰)

البته خوشبختانه این روزها زن ها به نسبت ایام قدیم در جامعه بیشتر فعالیت دارند اما عده ای از آنها هنوز خود را با کارهای بی اهمیت و کلیشه ای مانند کارهای خانه سرگرم می کنند. این کارها می تواند بر توانایی آنها نسبت به مراقبت و توجه به خود تاثیر منفی بگذارد.

بعضی زنان از نظر مالی مستقل نیستند و به همسر خود وابسته هستند. در مواقعی که این زنان خیانت میبینند مجبور هستند همه چیز را فراموش کنند و این رفتارها را برای گذران زندگی تحمل کنند.

ترکیب دارودرمانی و زوج درمانی

همان طور که می دانید داروهای ضد افسردگی خاصیت درمانی طولانی مدت ندارند به این خاطر که احساس ناراحتی و افسردگی نسبت به خیانت همسر کاملا طبیعی است. ترکیب زوج درمانی و دارو درمانی در حال حاضر تنها گزینه موجود برای درمان است چون فعلا هیچ تحقیقی که بیانگر نوع افسردگی و نوع خیانت زناشویی به صورت همزمان باشد وجود ندارد.

مورد خیانت واقع شدن حس تلخی است که ممکن است فرد را نسبت به همه چیز بی اعتماد و پریشان حال کند در نهایت افسرده و بی انگیزه شود.

همسر خیانت کار نیز ممکن است رابطه فعلی خود را از دست بدهد و به حس گناه و سردرگمی دچار شود. وقتی احساس افسردگی هر دو زوجین بهبود نیافت برای درمان لازم است به روان درمانگر ارجاع شوند. ( گلاس ـ رایت ـ ۱۹۹۷ ـ صفحه ۴۸۱)

افرادی که به چندین علائم افسردگی مبتلا هستند و تحت درمان دارویی قرار گرفته اند ثابت کرده اند که هیچ دارویی مانند داروهای ضد افسردگی برآن ها موثر نیست ( اوهشون ـ مارکوس ـ دروس و همکاران ۲۰۰۲)

درمان داروئی باعث می شود علائم افسردگی کاهش پیدا کند تا زوجین بتوانند به راحتی به جلسات زوج درمانی خود بپردازند البته تجویز این داروها باید به خوبی و ماهرانه انجام شود زیرا داروهای افسردگی نیز مانند سایر داروها عوارض خاص خود را دارند. به عنوان مثال سرکوب کردن و کاهش میل جنسی یکی از عوارض داروهای ضد افسردگی است.

توصیه هایی برای تحقیقات آینده

پژوهش های تجربی درباره خیانت های زناشویی محدود است. ( بلو و هارتنت ـ ۲۰۰۵ ) خیانت زناشویی فقط یک مشکل نیست بلکه مسئله ای است که باید تحت درمان و مراقبت های خاص قرار بگیرد. ( آتکینز ـ الدیریج ـ بوکام ـ کریستنسن ـ ۲۰۰۵ )

چند پاسخ برای پژوهش های وجود دارد که روند درمان کسانی که هم به افسردگی مبتلا بودند و هم مورد خیانت واقع شده اند را سرعت می بخشد.

ما به یک تحقیق گسترده از لحاظ کیفیت و فراگیر بودن آن و همچنین تجربی بودن آن برای زوج درمانی احتیاج داریم ( اپستین ـ ۲۰۰۵) علاوه بر آن ما منابعی نیاز داریم که برای این موضوع تمایل به سرمایه گذاری مالی داشته باشند.

البته فاصله ی بین دانش و کار آمدی درمان توامان خیانت و افسردگی زیاد است. استفاده از زوجی که این شرایط را دارند برای مطالعات طولی آسان نخواهد بود.

( بیو و هارتنت ـ۲۰۰۵ـ کوینه و بنازون ـ ۲۰۰۱ ) معتقد هستند مشکل ترین کار استفاده از زوجین آسیب دیده از افسردگی و خیانت برای پژوهش ها درمانی است.

بنازون و کوینه قضیه به کار گیری علائم قبلی افسردگی مقدم بر مشکلات زناشویی را مورد بررسی قرار دادند. در هنگام اداره کردن پژوهش ها درباره ی خیانت زناشویی و افسردگی شخص باید به صورت کاملا روشن علائم افسردگی خود پیش از وقوع خیانت را بازگو کند.

درک رابطه زناشویی ( در صورت وجود) برای افرادی که تمایل دارند وارد رابطه ای به غیر از رابطه خود شوند بسیار مهم است. طبق این نظریه افسردگی می تواند یک پیش آهنگ مهم برای مثال هشدار یک رابطه زناشویی داخل چارچوب باشد.

زنان و مردان درباره ی مورد خیانت قرار گرفتن تفاوت های بسیاری دارند. زنان در مواجهه با خیانت همسر خود خود را مقصر و عامل خیانت می دانند ولی یک مرد ممکن است از خیانت همسر خود خشمگین شود و خشم خود را بر سر شخص سوم تخلیه کند ( اسپرینگ ـ ۱۹۹۶) پژوهش های عاطی باید حاوی درک همسران از موانع و ناملایمات زناشویی باشد.

در تحقیقات مربوط به خیانت همسر که در آنها روابط جنسی رخ نداده بود خلایی وجود دارد. هیچ اطلاعاتی مبنی بر اینکه خیانت بر روی عواطف همسر بر رابطه زوجین و سلامت روانی فرد خصوصا برای بررسی افسردگی موثر است یا نه موجود نبود.

برای دست پیدا کردن به اصول زوج درمانی برای درمانگر و شخص سوم رابطه، زوج درمانگر باید مکانیسم تغییرات را بررسی و تفسیر کند. ( بیچ ـ ۲۰۰۱)

فواید رضایت زناشویی و کاهش علائم افسردگی در برخی موضوعات حتما باید توسط یک تیم تحقیقاتی ارزیابی شود. با توجه به این که موضوع خانواده درمانی و ازدواج بسیار مهم است همه ی موارد به تشخیص روان درمانی ختم نمی شود. ممکن است زوجین از شرکت در جلسات زوج درمانی برای درمان افسردگی و خیانت، امتناع کنند.

پژوهش ها نشان می دهد روان درمانی می تواند برای درمان افسردگی موثر باشد. این چنین به نظر می رسد که زوج درمانی تاثیر گذار ترین روش برای احیای روابط زوجین و خلاصی از تنش های زندگی متاهلی است. به نظر می آید پژوهش ها بیانگر این مسئله است که روابط علت و معلولی میان عوامل تنش زای زندگی مشترک مانند طلاق و شروع افسردگی وجود داشته بلشد.

همان طور که می دانید افسردگی چهارمین علت ناتوانی در جهان است. ( موری و لوپز ـ ۱۹۹۶ ـ اولفسون ـ مارکوس ـدروس و همکاران ـ ۲۰۰۲) باعث نا امیدی است که پژوهش ها خانواده و زوجین یکی از کم رنگ ترین بحث هایی است که درباره زوج درمانی و خانواده به آن پرداخته شده.

رابطه ای بسیار نزدیک بین عوامل تنش زای زندگی مشترک مثل جدا شدن و طلاق و روابط خارج چارچوب و شروع روند افسردگی وجود دارد.

ارتباط بین نسلی، افسردگی و خیانت زناشویی نیز یکی از مطالعاتی است که برای ما بسیار مهم است. از نظر ما کشمکش بسیاری بین فهم چگونگی انتقال مفاهیم از نسلی به نسل دیگر از طریق یادگیری ژنتیک و یا هر دو وجود دارد.

در واقع بین تشخیص شروع افسردگی و خیانت به همسر و درمان افسردگی برای زوجینی که در زول درمان هستند وجود دارد.

آیا مطالبی که گفته شد به این معنی است که همسر برای درمان افسردگی باید نزد پزشک خانواده برود؟ آیا این به این معنی است که از بین بردن تنش های زناشویی موجب درمان افسردگی خواهد شد؟ البته هیچ شواهد تجربی در پژوهش های حاضر بر روی زوجینی که به علت اضطراب و خیانت ها درمان شده اند و افسردگی پیش یا بعد از آن وجود ندارد.

جمعیت محدودی برای درمان به صورت همزمان افسردگی و زوج درمانی بسیار کمتر از حد حقیقی معرفی شده اند. ( بلو و هارتنت ـ ۲۰۰۵ ـ اولفسون و مارکوس ـ دروس و همکاران ـ ۲۰۰۲ ) پژوهش های بسیار زیادی در این باره برای ثابت کردن این نکته که آیا این موضوع به تبعیض های فرهنگی مربوط است یا نه. این مسئله بیانگر این است که جمعیت بسیار کمی در مضیقه واقع هستند و دسترسی کمتری به خدمات درمان دارند و در نتیجه  اقدامی برای درمان افسردگی خود نمی کنند.

نتیجه گیری

در این مقاله پیش در آمدی بر درمان خیانت و افسردگی  و مسائل مربوط به آن داشتیم. در این حین به رابطه ی روشن بین تبادلات همزمانی این دو پی بردیم.

طبق شواهدی که دریافت کردیم زوج درمانی برای درمان اختلال افسردگی و همچنین خیانت به همسر به صورت جداگانه تاثیر گذار

است. البته شواهد قوی دال بر اینکه خیانت به همسر و افسردگی به صورت همزمان اتفاق می افتد و ما به یک پژوهش کامل برای ارزیابی کارایی درمان این زوجین احتیاج داریم.

منبع : افسردگی و رابطه آن با خیانت همسر

11 کار در رابطه خیانت محسوب می شود؟

آیا شما کمی گیج شده اید که مورد خیانت قرار گرفته اید یا نه ؟

چه در حال حاضر در یک رابطه هستید و چه امیدوارید که در آینده با آن رابطه داشته باشید، باید مطمئن شوید که این خط را در اولین فرصت ممکن ترسیم کرده اید…

روشن بودن در مورد اینکه چه چیزی تقلب در نظر گرفته می شود و چه چیزی از شروع کار نیست، می تواند بار کلی از درد را نجات دهد.

اگر به شریک زندگی خود خیانت کنید یا برعکس، می تواند آسیب و درد بسیار زیادی را هم به شما دو نفر و هم به دیگر افراد مهم زندگی شما وارد کند.

اگر تا به حال به شما خیانت شده باشد، به خوبی می‌دانید که چقدر می‌تواند ویران‌کننده باشد، و برای برخی افراد، یادگیری دوباره اعتماد کردن در آینده چقدر سخت است .

هیچ دو رابطه ای مثل هم نیستند و من در مورد اشتباهاتی که ممکن است در گذشته مرتکب شده باشید قضاوت نمی کنم…

اما، اگر به کسی که دوستش داشتید خیانت کرده اید، اگر با خودتان صادق باشید، ممکن است گناه آن همچنان عمیقاً شما را آزار دهد.

اصولاً وقتی به اعتماد خیانت می شود، هیچ کس به خوبی از آن بیرون نمی آید.

خیانت در حد پیامک

خیانت در حد پیامک

اعتماد پایه اصلی هر رابطه انسانی است، چه عاشقانه و چه غیر عاشقانه، هر کسی که جذبش می‌شوید و قوانینی را که با کسی که دوستش دارید تعیین می‌کنید.

حتی در روابط چندهمسری، که اغلب درک آن برای افراد کاملاً تک‌همسر دشوار است، همیشه خطوط کشیده می‌شوند و افراد درگیر در صورت عبور از این خطوط، احساس آسیب و خیانت خواهند کرد.

اما، برای اهداف این مقاله، می‌خواهیم در نظر بگیریم که فرد «متوسط» در یک رابطه تک‌همسری در فرهنگ غربی چه چیزی را ممکن است تقلب بداند.

ما سعی خواهیم کرد یک حد وسط ایجاد کنیم، زیرا همیشه دیدگاه‌های افراطی وجود دارد.

از این گذشته، افرادی هستند که شریک زندگی خود را متهم می کنند که فقط به خاطر نگاه کردن به پسر یا دختر دیگری به آنها خیانت کرده است، و افرادی هستند که اگر شریک زندگی آنها شخص دیگری را ببوسد، پلک هم نمی زنند.

به منظور ارائه نوعی راهنمای مفید برای کسانی که مطمئن نیستند که چقدر دور است و در واقع چه چیزی تقلب است، من در اینجا خطی را در شن و ماسه ترسیم خواهم کرد.

فقط به یاد داشته باشید که اگرچه ممکن است نتوانید برخی چیزها را به عنوان خیانت تمام عیار برچسب گذاری کنید، اما همچنان می تواند به عنوان خیانت در اعتماد تلقی شود، که ممکن است برای شریک زندگی شما بخشش آن دشوار باشد.

البته، هر زوجی باید در ابتدای رابطه خود بفهمد که چه چیزی خوب است و چه چیزی خوب نیست .

6 چیز که لزوماً به عنوان خیانت شناخته نمی شوند (از نظر روانشناسان غربی)

موارد ذکر شده در این بخش دارای لایه های زیادی هستند. در بسیاری از موارد، آنچه در واقع انجام می دهید مهم نیست، بلکه هدف اصلی شما چیست.

برخی افراد ممکن است این چیزها را تقلب در نظر بگیرند، برخی دیگر ممکن است نه. این به شما و شریک زندگی شما بستگی دارد که در مورد آنها چه احساسی دارید.

1. معاشقه خیانت تلقی می شود؟

کمی معاشقه معصومانه نباید مشکل بزرگی باشد، و بسیاری از ما با اعضای جنسی که ناخودآگاه جذب آنها شده ایم معاشقه می کنیم…

… حتی اگر ما جذب شخص مورد نظر نباشیم.

برای این موضوع، ما حتی می‌توانیم به دلایل مختلف با افرادی از جنس‌هایی که جذبشان نمی‌کنیم، معاشقه کنیم.

در حالی که صرف معاشقه بدون انگیزه پنهانی نمی تواند به عنوان خیانت تعریف شود، شرایطی وجود دارد که در آن شخص حق دارد از رفتار شریک خود ناراحت یا عصبانی باشد.

اگر عمداً با کسی که دوست دارید (این شریک زندگی شما نیست) معاشقه می‌کنید تا او را وادار به علاقه جنسی یا عاشقانه به شما کنید، این نشانه خوبی نیست.

حتی مهم نیست که آیا قصد دارید واقعاً از چیزی عبور کنید یا نه.

به همین ترتیب، اگر متوجه شوید که با کسی که می‌دانید علاقه‌ای به شما دارد معاشقه می‌کنید تا او را تشویق کنید، خواه دوستش نداشته باشید، در این صورت به اعتماد شریک زندگی‌تان خیانت کرده‌اید.

در حالی که گاهی اوقات می‌توانیم این موقعیت‌ها را بد قضاوت کنیم، وجدان شما معمولاً به شما اطلاع می‌دهد که آیا رفتاری را که نباید انجام داده‌اید، انجام داده‌اید.

2. پیامک دادن خیانت است؟

این دسته می تواند انواع گناهان را پوشش دهد.

مطمئناً شما کاملاً از حقوق خود برخوردارید که به هر کسی که می خواهید پیامک ارسال کنید…

…و اگر متوجه شدید که شریک زندگی‌تان خواسته‌های غیرمنطقی می‌کند که ارتباطتان را با یک دوست یا یک دوست سابق که اکنون دوست است قطع کنید، باید به دقت در نظر بگیرید که آیا او بیش از حد کنترل می‌کند و آیا رابطه سالم است یا خیر .

آنها قطعاً نباید از طریق تلفن شما عبور کنند یا خواستار خواندن پیام های شما باشند.

اعتماد یعنی همین.

با این حال، اگر پیام‌هایی در تلفن خود دارید که نمی‌خواهید شریک زندگی‌تان ببیند، یا پیام‌هایی که نسبت به آن احساس گناه می‌کنید ، در این صورت به منطقه خطرناکی می‌روید.

همانطور که در مورد معاشقه صدق می کند، مهم نیست که چقدر سعی کنید احساسات خنده دار را نادیده بگیرید، همیشه در اعماق خود خواهید دانست که آیا چه کسی و چه چیزی پیامک می دهید خیانت به اعتماد است.

3. انجام کار خاص خود

هر زوج تشریفات و فعالیت های خاص خود را دارند که فقط با هم انجام می دهند، فقط آن دو.

بنابراین، برخی چیزها وجود دارد که برخی از افراد هرگز آنها را با تقلب مرتبط نمی دانند که برای دیگران می تواند خیانت نهایی باشد.

به عنوان مثال، حتی فردی که در یک رابطه چندعشقی است، ممکن است با بوسیدن یا خوابیدن شریک زندگی خود با شخص دیگری مشکلی نداشته باشد، اما اگر همسرش قسمت بعدی سریال تلویزیونی مورد علاقه خود را با شخص دیگری تماشا کند، احساس خیانت می کند.

اگر کاری وجود دارد که شما دو نفر همیشه با هم به عنوان راهی برای تقویت پیوند خود انجام می دهید، در مورد انجام آن با دیگران احتیاط کنید.

4. رقصیدن

روانشناسان خارجی عقیده دارند که رقص با شخص دیگر خیانت نیست.

برای مثال، اگر شریک زندگی شما رقص سالسا را دوست دارد، باید به این واقعیت عادت کنید که او اغلب با چند نفر می رقصد.

اما حتی در داخل رقص، یک خط وجود دارد.

برخی از افراد در قضاوت در این مورد وحشتناک هستند، اما اگر کسی از شما بخواهد برقصید، به طور کلی می توانید بگویید که آیا نیت آنها بی گناه است یا اینکه آیا آنها انگیزه های پنهانی دارند.

همه چیز این است که به قضاوت خود اعتماد کنید و همچنین بدانید که شریک زندگی شما به شما ایمان دارد و اگر فکر می کنید بی گناه است اما ناگهان متوجه می شوید که شریک رقص شما ایده های دیگری در ذهن دارد عصبانی نمی شوید.

از سوی دیگر، سنگ زنی نشانه نسبتاً آشکاری است که نشان می دهد رابطه جنسی به طور بالقوه می تواند در کار باشد.

ممکن است زمانی که با دوستان خود فقط برای خنده سر و کله می زنید، کمی تحریک آمیز برقصید، اما اگر یک عنصر جنسی در آن وجود داشته باشد، می توان استدلال کرد که این یک نوع خفیف خیانت است.

بر اساس احکام اسلامی دست دادن، رقصیدن با نامحرم حرام می باشد. این موارد بر اساس فرهنگ غربی و یا برخی فرهنگ های موجود در جامعه گفته شده است.

5. دست گرفتن

از نظر روانشناسان غربی بسیاری از زوج ها از قفل کردن انگشتان خود و گرفتن دست به نشانه با هم بودن لذت می برند…

..و به این دلیل که داشتن ارتباط فیزیکی با شریک زندگی احساس خوبی دارد.

اما برخی از افراد دوست دارند با دیگران نیز دست در دست بگیرند و لزومی ندارد که معنای خاصی برای آن داشته باشد.

دوستان افلاطونی از هر جنس می توانند کاملاً بی گناه دست یکدیگر را بگیرند. حتی ممکن است به دلایل عملی مانند احساس امنیت در هنگام راه رفتن در شب باشد.

شما یک بار دیگر باید به سؤال قصد و احساس خود در هنگام دست دادن با کسی بازگردید.

اگر این کار را برای نشان دادن احساسات عاشقانه انجام می دهید، احتمالاً شریک زندگی تان خیلی خوب نخواهد بود.

6. در آغوش گرفتن زن دیگر خیانت است

از نظر روان شناسان غربی در آغوش گرفتن شخص دیگری به خودی خود خیانت به حساب نمی آید.

در آغوش گرفتن یک عمل طبیعی انسان است که به ما کمک می کند تا با افرادی که برایمان مهم هستند پیوند برقرار کنیم.

در ابتدایی ترین سطح خود، این کاری است که شما باید آزاد باشید تا با هر کسی که می خواهید انجام دهید.

با این حال، اگر در آغوش گرفتن بیش از زمان لازم ادامه یابد و در آغوشی محکم که نمادی از جاذبه فیزیکی صمیمی‌تر است، کنار هم قرار می‌گیرید، می‌توان آن را به نوعی تقلب در نظر گرفت. دربرخی فرهنگ ها رابطه عمیق با بستگان درجه جود دارد.

5 چیز که قطعاً به عنوان خیانت شناخته می شوند

حال، بیایید توجه خود را به چیزهایی معطوف کنیم که به طور منطقی می توان آن را خیانت در یک رابطه تک همسری نامید.

نشانه خیانت در رابطه

1. بوسیدن

نوک زدن به لب با بهترین همسرتان به حساب نمی آید، اما من فکر می کنم اکثر افراد در روابط تک همسری موافق هستند که یک بوسه پرشور با شخص دیگری به عنوان خیانت واجد شرایط است.

لزوماً نباید پایان رابطه شما را نشان دهد، اما این چیزی است که باید با شریک زندگی خود کاملاً صادق باشید.

همچنین باید در مورد دلایل بوسه و اینکه آیا واقعاً در رابطه خود راضی هستید با خود صادق باشید.

2. لمس جنسی

اگر در یک رابطه تک همسری هستید، لمس کردن افراد دیگری در مناطق صمیمی کاری نیست که باید انجام دهید.

دو راه در مورد آن وجود ندارد.

3. خیانت در حد پیامک

ارسال پیامک یک چیز است، اما ارسال پیامک قطعاً عبور از مرز است.

حتی اگر هیچ تماس جنسی فیزیکی با طرف مقابل نداشته اید، ارسال پیام های جنسی خیانت به اعتمادی است که شریک زندگی شما به شما کرده است.

خیانت در حد پیامک در نی نی سایت را خواندم و متوجه شدم برخی افراد این مشکل را دارند. به روش زیر می توانید متوجه خیانت شوید.

این یک شکل احساسی از خیانت را نشان می دهد که به موجب آن شما یک تجربه صمیمی را با شخصی غیر از شریک زندگی خود به اشتراک گذاشته اید.

4. سکس تلفنی خیانت است؟

درست مانند سکس کردن، اگر در یک رابطه تک همسری باشید، رابطه جنسی تلفنی با شخص دیگری قابل قبول نیست.

5. رابطه جنسی

مهم نیست فقط یک بار اتفاق افتاده باشد.

مهم نیست مست بودی

فرقی نمی کند که برای شما معنایی نداشته باشد.

اگر با شخص دیگری رابطه جنسی داشته اید در حالی که شریک زندگی شما اعتماد دارد که شما به یکدیگر متعهد هستید، پس به او خیانت کرده اید و باید آن را بپذیرید.

چه احساسی دارید؟

یک راه خوب برای فهمیدن اینکه خط رابطه شما کجاست این است که در نظر بگیرید اگر شریک زندگی شما به روش خاصی رفتار می کرد چه احساسی خواهید داشت.

اگر اگر آنها نوع خاصی از تماس با شخص دیگری داشته باشند، احساس می کنید به شما خیانت شده است، شما نیز نباید این کار را انجام دهید.

وقتی صحبت از روابط متعهدانه به میان می آید، استانداردهای دوگانه درست نیست.

ادامه مطلب

آیا زنم به من خیانت می کنه؟

 
برای پخش فایل مرورگر خود را آپدیت کنید یا از اینجا فایل را دانلود نمایید.
آیا زنم به من خیانت می کنه؟

  • در روابط زناشوئی چیزی به اسم یک رابطه کامل موجود نمی باشد.
  • و متاسفانه با این که شما فکر می کنید همسرتان به شما علاقه دارد.
  • احتمال خیانت کردن موجود می باشد.

11 نشانه ظریف خیانت همسر

برای شناسایی یک متقلب از متخصص کمک بگیرید. برای چت آنلاین با شخصی در حال حاضر اینجا را کلیک کنید .

این یک اتفاق بسیار رایج است. متوجه می‌شوید که شریک زندگی‌تان خیانت کرده است و تعجب می‌کنید که چگونه آن را ندیده‌اید. از خود می‌پرسید: «آیا علائم هشداردهنده‌ای وجود داشت؟ آیا من آنها را نادیده گرفتم؟»

شاید شما به سادگی نمی دانستید که به دنبال چه چیزی باشید. اگر اینطور است، در اینجا 10 نشانه معمول و در عین حال ظریف وجود دارد که ممکن است نشان دهد شریک زندگی شما در حال بازی کردن است … و در مورد آنها چه باید کرد.

1. آنها فرم گرفته اند

خوب، پس من می توانم همه شما را بشنوم که فریاد می زنید، “چرا با کسی کنار می آیی اگر می دانستی قبلا خیانت کرده است؟” و البته، در ذهن منطقی ما، همه ما می دانیم که این معقول ترین ایده نیست. با این حال، بسیاری از ما آنجا بوده‌ایم، و خودمان را متقاعد کرده‌ایم که این بار متفاوت خواهد بود، زیرا عشق ما به نوعی منحصر به فرد و خاص است. برخی از ما حتی عاشق افرادی می شویم که هنوز در رابطه هستند، به خصوص زمانی که آنها ناراضی هستند و به ما می گویند: “مدت زیادی است که بین ما گذشته است” و “من آنها را برای شما ترک می کنم.”

این که آیا شریک فعلی شما قبل از اینکه شما را ملاقات کند به کسی خیانت کرده است یا اینکه رابطه شما با او قبل از پایان رسمی رابطه قبلی شروع شده است، معمول است که سعی کنید خود را متقاعد کنید که “او خیانتکار نیست”، “او خیانتکار نیست” /او فقط به این دلیل این کار را کرد که رابطه آنها ناراضی بود، و، “با من فرق می کند زیرا او من را دوست دارد.”

با این حال، واقعیت خشن این است که اگر آنها آماده تقلب در زمانی که شرایط در یک رابطه سخت می‌شود، تقریباً می‌توانید تضمین کنید که در زمانی که رابطه شما به زمین‌های سنگی برخورد می‌کند، همین موضوع روی کارت خواهد بود. و همه چیز تقریباً همیشه در یک نقطه دشوار می شود.

درست است که برخی افراد واقعاً می توانند تغییر کنند، و نباید برای همیشه به خاطر اشتباه قبلی مجازات شوند. اما قبل از اینکه خیلی عمیق شوید، از خود بپرسید که آیا این خطری است که شما آماده پذیرش آن هستید یا خیر. مهم‌تر از آن، شاید بپرسید که آیا می‌توانید به اندازه کافی به این شخص اعتماد کنید تا در آینده رابطه ای امن و پایدار با او داشته باشید.

2. آنها در مورد رمز عبور خود رازدار هستند

البته، زمانی و مکانی وجود دارد که همه ما به کمی حفظ حریم خصوصی نیاز داریم، اما اگر در یک رابطه امن و قابل اعتماد هستید و چیزی برای پنهان کردن ندارید، واقعاً نیازی به پنهان کاری در مورد رمزهای عبور خود نیست. به هر حال، اعتماد از هر دو طرف است. اگر شریک زندگی شما با شما باز است و مشکلی با دانستن رمزهای تلفن یا فیس بوک او ندارد، بعید است که به اندازه کافی مشکوک باشید که به آنها ردیابی کنید.

اگر در عوض رمز عبور خود را به هر قیمتی مخفی نگه دارند، دیواری از بی اعتمادی ایجاد می شود و وسوسه فحاشی می تواند رشد کند و رشد کند. اگر شریک زندگی شما در مورد رمزهای عبور تلفن، فیس بوک و رایانه خود بسیار حساس است، ممکن است بخواهید از خود بپرسید که آیا چیزی وجود دارد که او ترجیح می دهد شما ندیده باشید.

ممکن است دلیل واقعی برای آن وجود داشته باشد، بنابراین در نظر بگیرید که در مورد آن به روشی غیر اتهامی از آنها بپرسید. اگر حالت تدافعی پیدا کنند و با جملاتی مانند “آنها خصوصی هستند، چرا باید آنها را بشناسید؟” به من اعتماد نداری؟» یا «آیا باید همه چیز را بدانید؟ آیا سعی کرده‌ای به گوشی من نگاه کنی؟» سپس ممکن است بخواهید در نظر بگیرید که آیا چیز بیشتری برای آن وجود دارد یا خیر.

3. آنها همیشه به دیگران پیام می دهند

اکنون بدیهی است که این تضمینی 100 درصدی برای خیانت آنها نیست، به خصوص در عصر کنونی که اکثر ما به تلفن های همراه خود چسبیده ایم ، اما اگر شریک زندگی شما زمان زیادی را صرف پیامک یا پیام رسانی به افراد دیگر می کند (به ویژه اگر آنها همچنین علامت شماره 2 را نشان می دهند، ممکن است سرنخی باشد که آنها خوب نیستند.

صرف نظر از اینکه به کسی که نباید پیامک می‌فرستند، مهم است که یک زوج زمان با کیفیتی را با یکدیگر بگذرانند. بنابراین اگر زمانی که با هم هستید، همسرتان دائماً پیامک می‌فرستد، چرا به هر دوی شما پیشنهاد نمی‌کنید هر شب چند ساعت گوشی‌تان را خاموش کنید (یا حداقل آن را در اتاق دیگری بگذارید). اگر به نظر می رسد که آنها تمایلی به انجام این کار ندارند، ممکن است بخواهید از خود بپرسید که چرا.

آیا زنم به من خیانت می کنه؟

4. بیش از حد حسود می شوند

اگر شریک زندگی شما به طور غیرمنطقی حسادت می کند، ممکن است نشان دهنده این باشد که او احساس گناه خود را به شما منتقل می کند. این نوع فرافکنی یک روش کلاسیک است که متقلبان سعی می کنند تخلفات خود را بپوشانند. با نشان دادن اینکه چقدر نگران هستند که ممکن است با شخص دیگری فرار کنید، سعی می کنند شما را متقاعد کنند که احتمالاً نمی توانند همین کار را انجام دهند.

البته، همه گاهی اوقات احساس ناامنی می کنند، اما اگر شریک زندگی شما اغلب پارانوئید و حسادت می کند بدون دلیل موجه، ممکن است بخواهید به رفتارهای دیگر او نگاهی بیندازید و ببینید آیا چیزی بیشتر از این وجود دارد یا خیر.

5. بدون شما زیاد بیرون می روند

زمانی فرا می رسد که اکثر افراد در یک رابطه دیگر تمایلی به رفتن به مهمانی با دوستان مجرد خود در آخر هفته ندارند. زوج ها بیشتر تعطیلات آخر هفته را با هم می گذرانند زیرا از همراهی یکدیگر لذت می برند – این یک پیشرفت طبیعی برای بیشتر روابط است.

در حالی که داشتن دوستان خود و گذراندن زمان جدا از هم مهم است، اگر متوجه شدید که شریک زندگی شما می خواهد زمان زیادی را بدون شما در معاشرت بگذراند، ممکن است نشانه آن باشد که مشکلی پیش آمده است – به خصوص اگر دیر به خانه می آید. یا اگر با گروهی از دوستان خود بیرون می روند اما شما را دعوت نمی کنند.

اگر مدتی است که در یک رابطه ثابت بوده اید و این در حال تبدیل شدن به یک رفتار رایج است، به همسرتان توضیح دهید که از گذراندن وقت با او لذت می برید و به روشی بدون قضاوت از او بپرسید که آیا دلیلی وجود دارد که این کار را انجام نمی دهید. به این رویدادها دعوت شده است. یک توضیح ساده می تواند وجود داشته باشد، اما اگر شریک زندگی شما با شما حالت تدافعی و عصبانیت پیدا می کند، ممکن است بخواهید از خود بپرسید که آیا اتفاق دیگری در حال رخ دادن است یا خیر.

6. وقتی بیرون می‌روند آنقدر مست می‌شوند که گم می‌شوند/چیزهایی را از دست می‌دهند/ نمی‌توانند به یاد بیاورند چه اتفاقی افتاده است

این به نقطه 5 مربوط می شود. اگر شریک زندگی شما بدون شما بیرون می رود و اغلب آنقدر مست می شود که گم می شود، چیزهایی را از دست می دهد و/یا نمی تواند اتفاقی را که اتفاق افتاده به خاطر بیاورد، ممکن است نشان دهنده این باشد که آنها در کنترل اعمال خود مشکل دارند.

بیشتر ما که مشروب می خوریم آنقدر مست می شویم که حداقل یک بار در زندگی مان چند چیز را فراموش می کنیم، اما معمولاً بعد از آن کمی خجالت می کشیم و سعی می کنیم دفعه بعد آن را مهار کنیم. اگر در رابطه‌ای هستید که این یک اتفاق عادی است، ممکن است ارزش این را داشته باشد که از خود بپرسید که آیا وقتی شریک زندگی‌تان اینطور است به او اعتماد دارید یا خیر، و آیا این رفتاری است که در درازمدت آماده تحمل آن هستید یا خیر.

7 . آنها به سرعت در روابط حرکت می کنند و هدایای تجملاتی می گیرند

اگر شریک زندگی شما به سرعت در روابط حرکت می کند و اغلب هدایای تجملاتی به شما می دهد، ممکن است بخواهید از خود بپرسید که آیا این ارتباط واقعاً واقعی است یا خیر. در حالی که همه ما از این که مایه خوار شدن و شنیدن اینکه چقدر کسی ما را دوست دارد لذت می بریم، مهم است که فریفته کلمات ارزان و هدایای گران قیمت نباشیم.

به هر حال، آنها می توانند تلاشی برای پوشاندن رفتارهای کمتر مطلوب باشند. اگر نگران این هستید، از شریک زندگی خود بخواهید سرعت خود را کم کند و از پاشیدن پول نقد خودداری کند. به آنها بگویید که می خواهید بدون همه چیز با یکدیگر آشنا شوید و سپس ببینید واقعاً چه نوع ارتباطی دارید.

8. پس از هجوم اولیه هیجان، به راحتی خسته می شوند

کسانی که به سرعت در روابط حرکت می کنند، اغلب در ابتدا همسر ایده آلی به نظر می رسند. وقتی بعد از یک هفته به شما می گویند دوستتان دارند و به شما پیشنهاد می کنند بعد از 3 ماه با هم زندگی کنید، فکر می کنید: “آنها می خواهند به من متعهد شوند.” با این حال، اغلب، این نوع از شدت نمی تواند دوام بیاورد و به همان سرعتی که “عاشق شدند” از یکنواختی زندگی روزمره خسته می شوند.

چشم آنها شروع به سرگردانی می کند و به دنبال کسی می گردند که آتش را دوباره شعله ور کند. مطمئناً می توانید و باید سعی کنید جرقه را با شریک زندگی خود زنده نگه دارید، اما زمانی در هر رابطه ای فرا می رسد که این ارتباط عمیق تر است که شما را به هم پیوند می دهد. اگر در کارها عجله کرده اید، ممکن است وقت نداشته باشید که ببینید آیا چیزی بیشتر از اشتیاق و هیجان یک چیز جدید در رابطه وجود دارد یا خیر.

هنگام تصمیم گیری های بزرگ در مورد اینکه آیا با شریک زندگی خود به مرحله بعدی بروید یا خیر، به دقت فکر کنید. به عنوان مثال، اگر آنها از شما می خواهند که پس از چند ماه با هم نقل مکان کنید، از آنها بخواهید مدتی صبر کنند. توضیح دهید که واقعاً از آشنایی با یکدیگر لذت می برید و نمی خواهید با عجله در کارها آن را خراب کنید. اگر آنها فقط برای هیجان اولیه در این کار نیستند و به طور جدی فکر می کنند آینده ای با شما دارند، باید خوشحال باشند که منتظر بمانند.

9. به رابطه جنسی بی علاقه می شوند

طبیعی است که دفعات و شدت زندگی جنسی شما به مرور زمان در یک رابطه کاهش یابد. و این به خودی خود جای نگرانی نیست. اما اگر شریک زندگی شما تعداد زیادی از علائم بالا را نشان می‌دهد و به رابطه جنسی بی‌علاقه می‌شود، ممکن است چیزهای بیشتری نیز وجود داشته باشد.

سعی کنید شعله را دوباره با آنها روشن کنید – یک شب دور را پیشنهاد دهید، یا با پوشیدن چیزی که می دانید برای آنها جذاب است، به طور خود به خود رابطه جنسی را تحریک کنید. اگر آنها هنوز علاقه ای ندارند، مطمئن شوید که قبل از نتیجه گیری سریع با آنها در مورد آن صحبت کرده اید – ممکن است یک مشکل واقعی وجود داشته باشد که آنها بیش از حد نگران یا خجالت زده اند که در مورد آن صحبت کنند. با این حال، اگر آنها فقط بهانه‌های مبهم به شما می‌دهند و هیچ تلاشی برای بهبود وضعیت نمی‌کنند، ممکن است بخواهید مراقب علائم دیگری باشید که نشان می‌دهد آن‌ها آن را به جای دیگری می‌برند.

10. هیچ نشانه ای از تعهد نشان نمی دهند

اگر مدتی با همسرتان بوده اید و او هیچ نشانه ای از تمایل به تعهد نشان نمی دهد ، ممکن است بخواهید از خود بپرسید که آیا آنها واقعاً در مورد رابطه جدی هستند یا فقط با آن کنار می آیند تا زمانی که شخص دیگری بیاید.

من به آنها پیشنهاد نمی کنم که مجبور شوند روی یک زانو بیفتند، اما اگر می خواهید در آینده از آنها تعهد داشته باشید و آنها حتی در مورد آن صحبت نمی کنند، ممکن است لازم باشد بفهمید که آیا این کار را انجام می دهید یا خیر. همان صفحه

این نکته مخصوصاً در صورتی مهم است که آنها علامت 5 را نیز نشان می دهند و هیچ نشانه ای از این کاهش سرعت را نشان نمی دهند. اگر مدتی است که در یک رابطه مستقر بوده اید و می خواهید بدانید که آیا شریک زندگی تان هم مانند شما احساس می کند، می توانید از آنها بپرسید که در عرض 5 سال شما دو نفر را کجا می بینند. اگر آنها پاسخ دهند، “من واقعاً در مورد آن فکر نکرده ام” یا “من آنقدرها از قبل برنامه ریزی نمی کنم”، ممکن است بخواهید در نظر بگیرید که آیا آنها واقعاً رابطه شما را جدی می گیرند یا فقط در حال صرف وقت خود هستند. آنها از بهترین های هر دو دنیا لذت می برند.

شایان ذکر است که حتی اگر همه این علائم وجود داشته باشد، به این معنی نیست که شریک زندگی شما خیانت کرده یا خواهد بود. با این حال، تعیین این موضوع مهم است که آیا آمادگی دارید این رفتارها را بدون توجه به اینکه محصول تقلب هستند یا خیر تحمل کنید.

برخی از افراد ممکن است با هیچ یک از رفتارهای بالا مشکلی نداشته باشند، اما برخی دیگر ممکن است احساس غفلت، ناراحتی و بی اعتمادی کنند و بدون اعتماد، بعید است که یک رابطه در دراز مدت دوام بیاورد.

بنابراین اگر در مورد هر یک از آنچه در بالا می بینید نگران هستید، از خود بپرسید که آیا ماندن در رابطه ارزش رنج، ناامنی و شک را دارد یا خیر. ممکن است هرگز ندانید که آیا شریک زندگی تان خیانت می کند یا نه، اما شاید سوء ظن شما به تنهایی نشانه ای قوی از این باشد که رابطه کاملا درست نیست؟

ویژگی خیانت در زنان 

به این نکته توجه کنید که زنان افراد بسیار نکته بین و دقیق محسوب می‌شوند.

و در هنگام خیانت مثل یک تبهکار حرفه ای عمل می کنند.

و هیچ گونه ردی از خود به جای نمی گذارند.

پس شما باید حواس خود را به خوبی جمع کنید.

با این وجود نشانه هایی وجود دارد که خیانت کردن خانمها را نشان می دهد.

نشانه های خیانت زن 

که شامل موارد زیر می باشد: 

  • گرفتن فاصله و جدا شدن از خانواده.
  • این حقیقت که برای اداره کردن امور خانواده هیچ علاقه‌ای ندارد.
  • و به برقراری ارتباط با خانواده و اطرافیان شما تمایلی ندارد.
  • می تواند علت پشیمانی  در رابطه با خیانت باشد.
  • امکان دارد از خیانتی که انجام داده احساس گناه کند .
  • مواجه شدن با دوستان یا خانواده شما باعث می شود که به یاد گناهش بیفتد.
  • پس  هر چقدر دارای صداقت  و درستی باشد.
  • به همان اندازه هم باید عذاب وجدان خود را تحمل کند.

نشانه پرخشاگری در خیانت زن

آن زمان هایی که دارای تفاهم و همدلی با یکدیگر بوده اید تمام شده است.

اخیراً  با انجام دادن هر کاری که شما انجام می دهید مشاجره و شکایت را آغاز میکند.

و از هر بهانه ای برای خراب کردن شخصیت شما استفاده خواهد کرد.آیا زنم به من خیانت می کنه؟

تا بتواند احساس گناه خود را از میان بردارند یا اینکه آن را کاهش دهد.

آیا زنم به من خیانت می کنه؟

خیانت و عیب جوبی در زن خیانتکار

  • از اگر پرداختن به عیب جویی های شما به صورت یک عادت شده است.
  • کمی به آن دقت کرده و مشاهده کنید که چه اتفاقی در حال رخ دادن می باشد.
  • یکی از علائم آغاز شدن خیانت ایجاد شدن شخص جدید در سر راه می باشد.
  • که امکان دارد از سمت او  به عنوان یک همکار یا دوست قدیمی معرفی شود.

اگر قربانی خیانت هستید یا در گذشته بود، حتما مطالعه کنید

اگر در گذشته به شما خیانت شده است و یا آسیب های خیانت ناشی از آن زندگی شما را دچار مشکل کرده است، شما درگیر ترومای خیانت هستید. اگر چنین است، پس شما در جای درستی هستید! 

آسیب های خیانت چیست؟

ترومای خیانت نتیجه نقض یک دلبستگی عمیق است، جایی که سوء استفاده یا غفلت از فردی صورت گرفته است که برای امنیت و رفاه خود به آن دلبستگی وابسته است.

ترومای خیانت معمولاً در موارد زیر رخ می دهد:

  • کودک آزاری – از جمله آزار جسمی، جنسی و آزار عاطفی (مثلاً دستکاری، گاز دادن، آزار کلامی و غیره )
  • خیانت به شریک زندگی: یک شریک به شما در مورد چیزی مهم در رابطه شما ( پول، اعتیاد جنسی و غیره ) رابطه دارد یا به شما دروغ می گوید.

ترومای خیانت به شدت با سایر انواع تروما متفاوت است، زیرا نه تنها شامل تجربه سوء استفاده، بلکه شامل تجربه خیانت شدن توسط یک رابطه کلیدی، مانند والدین، مراقب، سرپرست، افراد مهم یا افراد دیگری است که به آنها اعتماد دارند. پشتیبانی و ایمنی

از آنجایی که قربانی اغلب برای برآوردن نیازهای فیزیکی، ذهنی و/یا احساسی خود به مرتکب متکی است، اغلب رفتار خود را برای حفظ رابطه تطبیق می دهند.

آنها ممکن است ایجاد کنند:

  • ناهماهنگی شناختی (توانایی نگه داشتن دو فکر متضاد به طور همزمان)
  • به حداقل رساندن (کم کردن شدت یک رویداد)، یا
  • کوری خیانت (عدم دیدن خیانت با وجود شواهد بسیار زیاد).

این شکل از نابینایی روانشناختی یک راهبرد مقابله ای است که از امنیت روانی و عاطفی فرد محافظت می کند و مانع از رویارویی آن چیزی می شود که خیلی دردناک یا ترسناک است. 

به عنوان مثال، کودک ممکن است خود را به خاطر رفتار بد والدینش سرزنش کند یا توضیحی ارائه دهد که به او کمک کند احساس بهتری نسبت به آنچه اتفاق می افتد داشته باشد. 

این می‌تواند توضیح دهد که چرا بسیاری از قربانیان ترجیح می‌دهند در کنار متجاوزان خود بمانند، و تأثیر سوء استفاده را پس از وقوع آن به حداقل می‌رسانند، یا اینکه چرا کودکانی که مخفیانه مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند، به نظر می‌رسد که رابطه‌ای محبت آمیز با مراقب بدرفتار خود دارند.

نشانه های ترومای خیانت

علائم و نشانه های ترومای خیانت متفاوت است، اما به طور کلی شامل علائم اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) است، مانند: 

  • افکار و تصاویر مزاحم
  • کابوس یا فلاش بک 
  • رفتارهای اجتنابی 
  • هوشیاری بیش از حد (به طور مداوم محیط شما را برای تهدیدات احتمالی اسکن می کند)
  • تحریک پذیری یا طغیان عصبانیت
  • بیخوابی 
  • ترس 
  • کناره گیری اجتماعی   
  • احساس بی حسی عاطفی
  • علائم فیزیکی سردرد تنشی، میگرن و خستگی

ترومای خیانت از این نظر منحصر به فرد است که شامل احساسات شدید شرم است که با عمل مورد آزار یا تجاوز قرار گرفتن همراه است. 

بنابراین اگر آسیب خیانت را تجربه کرده اید ممکن است از موارد زیر رنج ببرید: 

  • شرم، گناه و سرزنش خود 
  • افسردگی 
  • عزت نفس و عزت نفس پایین 
  • باورهای منفی درباره خود و دیگران، مانند «من بی لیاقتم»، «همه ناصادق هستند» یا « به هیچ کس نمی توان اعتماد کرد»
  • نوسانات خلقی غیرمنتظره
  • مشکل در تنظیم احساسات 

همچنین ممکن است نسبت به کسی که می‌توانید به آن‌ها وابسته باشید، بی‌اعتماد و هوشیار باشید. این اغلب منجر به: 

  • ناتوانی در اعتماد کردن 
  • مشکل در حفظ روابط یا اجازه دادن به دیگران برای نزدیک شدن به شما 
  • مشکلات صمیمیت
  • مشکل در باور به توانایی های تصمیم گیری خود

افرادی که ترومای خیانت را تجربه کرده اند نیز ممکن است کناره گیری اجتماعی و اضطراب را تجربه کنند. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اضطراب اجتماعی و چگونگی غلبه بر آن به وبلاگ ما مراجعه کنید → اینجا

علاوه بر این، ممکن است راهبردهایی برای مقابله با آسیب خیانت ایجاد کرده باشید که عبارتند از:

  • گسستگی در مواقعی که احساس می‌کنید به‌ویژه تحریک‌شده/ناامن هستید
  • احساس قطع ارتباط با احساسات ممکن است باعث شود برخی افراد در طول یک فلاش بک خاموش شوند
  • مشکلات حافظه (به عنوان مثال، خاطرات تحریف شده، خاطرات نادرست) 
  • استراتژی های مقابله ای منفی مانند پرخوری، سوء مصرف مواد و غیره. 

بهبودی از آسیب های خیانت

اگرچه ضربه ناشی از خیانت می تواند دردناک باشد و زندگی را تغییر دهد، ابزارها و استراتژی های زیادی وجود دارد که می تواند به شما کمک کند تا زندگی خود را بهبود بخشید و دوباره به دست آورید.  

استراتژی 1: به جای اجتناب، تصدیق کنید

پذیرش اینکه به شما خیانت شده اولین قدم برای غلبه بر آسیب خیانت است. افرادی که کوری ناشی از خیانت را تجربه می‌کنند ، معمولاً آسیب‌های روحی خود را نمی‌بینند، زیرا اعتراف به آنچه اتفاق افتاده بسیار طاقت‌فرسا و دردناک است.

به منظور کنار آمدن با این احساسات، بسیاری از افراد با به حداقل رساندن موقعیت، وانمود کردن به اینکه هرگز اتفاق نیفتاده است، یا به طور کامل از زندگی خارج می شوند (مثلاً افسردگی، سوء مصرف مواد و غیره ) وارد حالت اجتناب می شوند، اما به سختی اعتراف به حقیقت ممکن است این باشد که اجتناب یا انکار آن تنها باعث افزایش استرس و اضطراب شما می شود. 

تصدیق آسیب خیانت به شما این قدرت را می دهد که در روند بهبودی خود فعال باشید. ممکن است بتوانید از آسیب های ناشی از خیانت به عنوان فرصتی برای رشد شخصی استفاده کنید و در صورت لزوم اقدامات ایمنی را برای جلوگیری از آسیب های بعدی اجرا کنید. 

هنگامی که بتوانید آنچه را که اتفاق افتاده است تصدیق کنید، می توانید روی یافتن راهبردهای مقابله ای سالم برای حمایت از خود در حین کار در روند بهبود کار کنید.

استراتژی 2: محرک های تروما خیانت را درک کنید

محرک ها صداها، مناظر، بوها، احساساتی هستند که شما را به یاد رویداد آسیب زا می اندازند. محرک های تروما خیانت بسته به سابقه منحصر به فرد شما می تواند اشکال مختلفی داشته باشد. 

هنگامی که موقعیت اولیه خیانت به شما یادآوری می شود: آنچه گفته شده و انجام شده است، احساس شما و غیره می تواند باعث آسیب خیانت شود. برخی از یادآورهای متداول تروما ممکن است شامل افراد درگیر، مکان‌ها یا زمان‌های خاصی از سال و دیدن شخصی باشد که شما را به یاد فرد مجرم می‌اندازد.

مردم اغلب به یادآوری خیانت تا حدودی ناخودآگاه یا بدون آگاهی واکنش نشان می دهند. ممکن است ناگهان احساس عصبانیت، حالت تدافعی یا مضطرب کنید بدون اینکه دلیل آن را کاملاً بدانید. 

در هر صورت، دانستن این که چه عواملی باعث آسیب خیانت می شود می تواند به شما کمک کند تا احساسات خود را به طور مؤثرتری مدیریت کنید. 

استراتژی 3: پذیرش و نامگذاری احساسات خود را تمرین کنید

وقتی کلمه “خیانت” را می شنویم می تواند احساسات منفی زیادی ایجاد کند (مثلاً ممکن است احساس شرمندگی، عصبانیت، اندوه یا بیماری داشته باشید) . هنگامی که افراد این احساسات شدید را از رویدادهای آسیب زا تجربه می کنند، معمولا سعی می کنند به هر طریق ممکن آنها را از بین ببرند.

پذیرش احساسات ناخوشایند بخش مهمی از برخورد با آسیب های ناشی از خیانت است. سعی کنید با احساسات خود روبرو شوید و به محض ظهور آنها را بپذیرید. این به این معنی است که احساسات خود را بدون قضاوت یا سرزنش (مثلاً آسیب دیده، عصبانی، ترسیده) نام ببرید. 

اگرچه در ابتدا می تواند دردناک باشد، اما یادگیری نحوه پذیرش احساسات دشوار، مانند احساسات مربوط به خیانت، به شما این امکان را می دهد که از طریق آنها حرکت کنید و کنترل زندگی خود را دوباره به دست آورید. 

پذیرش به این معنا نیست که شما احساسات خود را دوست دارید یا موقعیت را تأیید می کنید. بلکه به معنای اذعان به این است که احساسات دشوار به عنوان بخشی از روند درمان می آیند و می روند.

نام بردن از احساسات می تواند به درک و تحمل بیشتر آنها کمک کند. همچنین به شما کمک می کند تا احساسات خود را کنترل کنید تا اینکه آنها شما را کنترل کنند. 

برخی از احساسات ممکن است بیش از حد طاقت فرسا به نظر برسند که نتوان آنها را تصدیق کرد. اگر اینطور است، به جای تلاش برای درک آنچه که احساس می کنید، سعی کنید راه خود را “احساس” کنید. استفاده از بدن خود به عنوان راهنما می تواند به شما در انجام این کار کمک کند. 

ممکن است متوجه شوید که نام بردن از احساسات فیزیکی که تجربه می کنید در حال حاضر کافی است (به عنوان مثال، “قلب من احساس می کند در حال تپیدن است”، “من در نفس کشیدن مشکل دارم”). 

این منبع عالی در مورد کلمات احساس و احساس بدن را در اینجا بررسی کنید

استراتژی 4: از بدن خود مراقبت کنید

مراقبت از بدن شامل همه چیز است، از خوب غذا خوردن گرفته تا وقت گذاشتن برای مراقبت از خود. اگرچه ممکن است به نظر غیرمرتبط به نظر برسند، بدن و ذهن به طور پیچیده ای به هم مرتبط هستند. هنگامی که به طور مداوم نیازهای بدن خود را به غذا، آب و استراحت برآورده می‌کنید، با ساختن پایه‌ای قوی برای سلامت روانی و رفاه، از ذهن خود نیز مراقبت می‌کنید.

می توانید با خوب غذا خوردن و خواب کافی شروع کنید. تغذیه مناسب در تمام طول زندگی شما – نه فقط در زمان استرس – ضروری است و با بهبود سلامت روان مرتبط است. مقدار زیادی آب بنوشید و غذاهای سالم حاوی ویتامین ها و مواد معدنی (مانند میوه ها و سبزیجات) بخورید.

سعی کنید یک روال منظم داشته باشید تا بدانید از روز به روز چه انتظاری دارید. این قابلیت پیش بینی به شما کمک می کند تا به سمت بهبودی نزدیک شوید. 

همچنین ممکن است برای شما مفید باشد که هر روز زمانی را برای استراحت و شارژ مجدد خود اختصاص دهید. به عنوان مثال، به جای تماشای تلویزیون، یک کتاب خوب بخوانید، در بیرون از خانه قدم بزنید، یا کاری خوب برای شخص دیگری انجام دهید.

ورزش نیز یکی از بهترین راه ها برای مراقبت از بدن شماست. وقتی به طور منظم ورزش می کنید، اندورفین ترشح می کنید که به طور طبیعی خلق و خوی شما را تقویت می کند. همچنین یک راه عالی برای خلاص شدن از شر احساسات فروخورده است. 

همانطور که زمان و تلاش لازم را برای برآوردن نیازهای بدن خود صرف می کنید، به خود می گویید که فردی ارزشمند هستید که ارزش مراقبت از او را دارید!

استراتژی 5: ابزارهای خودمراقبتی را توسعه دهید

بهترین خودمراقبتی، نوعی است که وقتی تحریک می‌شوید یا میل به انجام رفتارهای مخرب دارید، درست انجام می‌دهید. وقتی مکانیسم‌های مقابله‌ای نداریم، احساسات ما می‌توانند ما را کنترل کنند، به‌جای اینکه بتوانیم از طریق آنها به طور سازنده کار کنیم. 

بسیاری از مردم دریافت لیستی از مهارت های مقابله ای که می توانند در هنگام احساس هیجان شدید به آنها مراجعه کنند مفید بوده است. این ابزارها مهارت‌های بقا در بحران نامیده می‌شوند و باید به گذر از احساسات دشواری که بدون ایجاد آسیب یا بدتر کردن وضعیت ایجاد می‌شوند کمک کنند.

  1. یک مکان امن ایجاد کنید – یک مکان امن جایی است که احساس آرامش و راحتی داشته باشد، جایی که می توانید در هنگام سخت شدن شرایط به ذهن خود بروید. خوب است چندین مکان داشته باشید که به عنوان مکان امن شما عمل می کنند – یک ساحل، یک کوه، یک چمنزار. هرچه از حواس بیشتری برای توصیف مکان امن خود استفاده کنید، بهتر است.
  1. تمرین ذهن آگاهی را توسعه دهید- ذهن آگاهی توانایی حضور کامل در هر لحظه، بدون قضاوت یا انتقاد است. وقتی حواس تان باشد، به جای اینکه در افکار خود در مورد آنچه اتفاق افتاده یا هنوز اتفاق نیفتاده است، فاصله بگیرید یا درگیر افکار خود شوید، از همه چیز در اطراف خود آگاه هستید. ذهن آگاهی می تواند به شما کمک کند زمانی که احساسات منفی بر شما غلبه می کنند خود را متمرکز کنید تا بهترین ها را از شما دریافت نکنند  .

ضبط‌های ذهن آگاهی هدایت‌شده ما را در اینجا ببینید

  1. شفقت به خود و پذیرش خود را تمرین کنید – شفقت با خود به معنای مهربانی با خود است، زمانی که شکست خورده اید، توسط دیگران صدمه دیده اید یا با بدرفتاری مواجه شده اید، یا با شرایط سخت یا شکست مواجه شده اید. می تواند به همین سادگی باشد که هر روز چند دقیقه وقت بگذارید تا خود را برای زنده ماندن در موقعیت های سختی که با آن روبرو هستید تشویق کنید. شفقت به خود توانایی شما را برای مقابله موثر، مدیریت افکار و احساسات منفی درباره خود و افزایش انگیزه شخصی شما افزایش می دهد.
  1. نفس های عمیق بکشید: وقتی احساس استرس می کنید، تنفس شما کوتاه تر و سطحی تر می شود که در واقع احساس وحشت یا استرس را تشدید می کند. دم و بازدم آهسته از دیافراگم، سیستم عصبی شما را به حالت آرام‌تری باز می‌گرداند و می‌تواند به شما کمک کند در مواقعی که ناراحت یا گیج هستید آرام شوید.

استراتژی 6: داستان خود را به اشتراک بگذارید

صحبت کردن در مورد تجربیات خود با افرادی که درک می کنند و حمایت می کنند می تواند به شما کمک کند افکار و احساسات خود را در یک محیط امن پردازش کنید. این ممکن است یکی از اعضای خانواده، یک دوست، یک درمانگر یا گروه پشتیبانی با اعضایی باشد که قابل اعتماد و همدل هستند. 

خانواده و دوستان: روابط سالم به شما احساس ارتباط و تعلق می دهد و به شما این فرصت را می دهد که در دنیا احساس تنهایی نکنید. از آنجایی که زمانی که تحت فشار هستیم، کمتر توانایی مقابله با آن را داریم، به حمایت دیگران نیاز داریم تا در الگوهای منفی تفکر یا رفتاری که فقط به تشدید مبارزات ما   کمک می کند گیر نکنیم.

ممکن است بعد از یک خیانت در مورد اعتماد مجدد به دیگران تردید داشته باشید، اما مهم است که اعتماد را به کسانی که آن را به دست آورده‌اند و با اعمال و گفتار خود نشان می‌دهند که به سلامت شما اهمیت می‌دهند، تمرین کنید. 

روزنامه نگاری: گاهی اوقات وقتی داستان خود را به جای صحبت کردن به صورت نوشتاری می گویید، پیدا کردن کلمات آسان تر است. روزنامه نگاری در مورد آنچه که تجربه می کنید می تواند اولین قدم بسیار مفید و یک اقدام مداوم مراقبت از خود در درک افکار و احساسات شما باشد. همچنین می‌توانید درباره استراتژی‌های مقابله‌ای که استفاده کرده‌اید یا می‌خواهید تمرین کنید، مجله بنویسید.

گروه های پشتیبانی: فقط گوش دادن به داستان های دیگران می تواند فوق العاده مفید باشد . نشستن در جلسات AA یا گروه‌های حمایتی می‌تواند به شما کمک کند تا در آنچه پشت سر گذاشته‌اید کمتر احساس تنهایی کنید. وقتی به داستان‌های دیگران گوش می‌دهید، می‌توانید از تجربیات آنها درس بگیرید و ببینید که چگونه توانسته‌اند کنار بیایند و درمان کنند. این می تواند به شما انگیزه دهد تا اقدامات لازم برای بهبودی خود را بردارید، حتی زمانی که ممکن است گاهی اوقات سخت یا بسیار چالش برانگیز به نظر برسد. 

درمان: درمان به طور خاص مکانی امن است، جایی که بتوانید در مورد عمیق ترین افکار و احساسات خود بدون قضاوت یا انتقاد صحبت کنید. درمانگر شما آنجاست تا با قلبی باز گوش دهد، به شما کمک کند مهارت‌های مقابله‌ای را بسازید، راه‌های جدیدی برای درک آنچه اتفاق افتاده ( و آنچه اکنون در حال رخ دادن است ) بیابید و به روشی سالم به جلو حرکت کنید. 

اگر می‌خواهید درباره غلبه بر تروما اطلاعات بیشتری کسب کنید، این ویدیوی عالی را در اینجا ببینید

فقط عمل دریافت همدلی و اعتبار می تواند تفاوت بزرگی در بهبودی شما ایجاد کند. واقعی و خام بودن با داستان شما می تواند ترسناک باشد، اما همچنین فوق العاده رهایی بخش است!

خیانت در متاهلی| عاشق دیگری شدن بعد از ازدواج

یکی از دلایلی که باعث جدایی و خیانت زوجین از یکدیگر می شود و آن ها تصمیم به طلاق می گیرند، عاشق دیگری شدن بعد از ازدواج است. در این شرایط احساسات متضادی به سراغش می آید و با وجود تجربه عشق جدید، اما احساس گناه، نگرانی و نفرت به سراغش می آید. 

این شرایط برای او بسیار سخت است و انگار در میان برزخ گیر افتاده است و زندگی او دچار تغییرات و آشوب هایی می شود. آیا عاشق دیگری شدن خیانت است؟ برای این که با مفهوم خیانت آشنا شوید و آسیب های آن را بشناسید بهتر از مشاور کمک بگیرید تا در این زمینه شما را راهنمایی کند.

عاشق دیگری شدن بعد از ازدواج و دلایل آن

زمانی که فرد در زمان متاهلی عاشق شخصی دیگری می شود این سوال پیش می آید که چطور زنان و مردان با وجود تعهد زناشویی عاشق شخص دیگری می شوند. 

در ادامه این مقاله دلایل بسیاری وجود دارد که به بررسی آن ها می پردازیم اما توجه داشته باشید با وجود تمام دلایل بیان شده نمی توان از آسیب ها و صدماتی که خیانت به زندگی فرد وارد می کند، چشم پوشی نمود.

1. نداشتن دوران عقد و عدم تجربه دوران عاشقی| خیانت در متاهلی

دوران عقد و نامزدی بسیار مهم می باشد و زوجین باید در این دوران عاشقی کنند و روزهای خاطره انگیزی را برای خود ثبت نمایند، بر اساس بررسی های انجام شده زوجینی که دوران نامزدی و عقد مناسبی را تجربه نکرده اند زمان کافی برای عشق و عاشقی نداشته اند و این افراد نسبت به کسانی که چنین تجربه ای دارند در برابر عاشق شدن و خیانت کردن آسیب پذیرتر هستند. 

به همین دلیل توجه به دوران عقد از اهمیت بسیاری برخوردار است و باید سعی کنید بر روی کیفیت این دوران اهمیت زیادی قائل باشید و لحظات زیبا و خاطره انگیزی را برای خود ثبت نمایید.

2. عاشق دیگری شدن بعد از ازدواج| عدم ارضا نیازهای عاطفی در رابطه با همسر

در صورتی که نیاز عاطفی در ارتباط با همسر به خوبی ارضا نشود در این حالت فرد با محرومیت های هیجانی رو به رو می شود و عدم صمیمیت کافی با همسر باعث به وجود آمدن مشکلات و اختلافاتی در میان آن ها می شود و فرد به دنبال امنیت و آرامش در بیرون از کانون خانه و خانواده می باشد و همین مسئله باعث می شود تا فرد خیانت کند و به فرد دیگری وابسته شود و نسبت به او ابراز عشق و علاقه نماید.

3. داشتن روابط گسترده و بدون مرز با جنس مخالف

تعهد در زندگی مشترک یک شبه به دست نمی آید و با خواندن خطبه این تعهد در میان طرفین ایجاد نمی شود، زوجین برای این که به این تعهد برسند باید در این خصوص مهارت های لازم را کسب کنند و تمرین های لازم را داشته باشند تا با اصول بعد از ازدواج آشنا شوند. 

افرادی که با همه افراد راحت برخورد می کنند و با جنس مخالف هیچ حد و مرزی برای خود قائل نمی شوند قادر نخواهند بود روابط صمیمانه با همسرشان از سایر روابط کاری و دوستانه همکاران تفکیک نمایند به همین دلیل بعد از ازدواج، گرفتار عشق و عاشقی می شوند و در زندگی زناشویی با مشکلاتی رو به رو می شوند. 

در این شرایط مدیریت روابط بسیار اهمیت دارد و باید میان روابط مرزهایی مشخص شود تا فرد بتواند با هر شخصی در همان حد و حدود صمیمی باشد.

پیشنهاد مشاور: آیا پس‌ از خیانت همسر می‌توان به او اعتماد کرد؟

4. عاشق دیگری شدن بعد از ازدواج، داشتن تعارضات شدید و حل نشده

در زندگی زناشویی زمانی که بین زن و مرد اختلاف به وجود می آید، باید سعی کنند آن را به شیوه درست حل نمایند. زوجینی که از حل اختلافات به وجود آمده دوری می کنند و آن ها را روی هم انباشته می کنند، رابطه آن رو به سردی میل می کند و به مرور زمان فاصله عاطفی در میان آن ها به وجود می آید. 

این امر باعث می شود تا طرفین نسبت به رابطه زناشویی دلسرد شده و به سمت روابط دیگری کشیده شوند. تا بتوانند در رابطه جدید حس امنیت و آرامش بیشتری به دست آورند.

5. رفع نیازهای هیجانی از جانب شخص سوم

در صورتی که متاهل هستید و بعد از ازدواج عاشق شخص دیگری شدید رفتارهای آن شخص در شکل گیری روابط فرازناشویی و احساسات شما نقش بسیاری دارد. آن شخص باعث آرامش و امنیت شما می شود و حس لذت به زندگی تان می بخشد باعث می شود تا تنش ها و ناکامی های زندگی تان را فراموش کنید. 

این مسئله باعث وابسته شدن شما به آن شخص می شود و نمی توانید از راه های دیگر به خشنودی برسید و تنها در کنار او احساس شادی می کنید.

عاشق دیگری شدن بعد از ازدواج، راهکار چیست؟

بعد از ازدواج اگر عاشق شخص دیگری شدید ممکن است این عشق و علاقه به خاطر احساسات اولیه و خامی باشد که همان ابتدا به طور ناخواسته در شما ایجاد شده است، توجه کردن به این احساس و بال و پر دادن به آن به رفتارها و اقدامات خودتان بستگی دارد. 

در این شرایط باید سعی کنید که به آینده زندگی تان توجه کنید و ببینید که از دست دادن زندگی کنونی چه خسارت هایی برای شما خواهد داشت و اگر وارد رابطه خارج از چارچوب شوید چه چیزهایی را از دست می دهد و به چه چیزهایی خواهید رسید؟

اگر نسبت به رابطه به وجود آمده احساس نگرانی و خطر می کنید و نمی توانید از عشق و علاقه ای که در شما به وجود آمده است به راحتی چشم پوشی کنید و از طرف دیگر نگران زندگی تان هستید باید از روانشناس کمک بگیرید تا آگاهی لازم را در اختیار شما قرار دهد و در این زمینه با هم فکری او بتوانید بهترین تصمیم را بگیرید.

عواقب خیانت به همسر

متاسفانه به دلیل ترویج برخی از فیلم های غربی و فرهنگ های غریبه امروزه خیانت به امری طبیعی تبدیل شده است و برخی از افراد دیگر از شنیدن خیانت متعجب نمی شوند!

 دیده می شود که افراد در هر شغلی و هر موقعیتی بیش تر با این سوال مواجه می شوند که چه کسی خیانت نمی کند؟ به مرور خیانت که کاری بسیار ناپسند است در جامعه جا افتاده است.

مسئله خیانت در حدی عادی شده است که در بیش تر فیلم ها و سریال های خارجی دیده می شود و بسیار به آن پرداخته می شود. 

اگر شما هم مانند بسیاری افراد خیانت را عادی می دانید پیش از این که به خیانت به همسرتان فکر کنید، 14 مورد زیر را فراموش نکنید:

1. در صورت خیانت شما دروغگو شناخته می شوید:

در صورت خیانت، شما علاوه بر خیانت کار به فردی دروغگو، فریبکار و خائن شناخته می شوید.

خیانت بدون فریبکاری ممکن نیست و شما به مرور مجبور به دروغ های مصلحتی کوچک و بزرگ می شوید. خیانت و دروغ بسیار بهم وابسته هستند به مرور مجبور می شوید بگویید که تا دیر وقت سر کار بوده اید درحالی که اینگونه نبوده است.

2. دستتان رو می شود| عاقبت کسانی که خیانت می کنند

به یاد داشته باشید که ماه هرگز پشت ابر نمی ماند اگر همسرتان متوجه خیانت شما شود ممکن است به خانواده شما یا خودش اطلاع دهد و به مرور دیگران اعتمادشان را به شما از دست می دهند. به مرور دوستان و اطرافیان خود را از دست می دهید و به شخصیتی خیانتکار تبدیل می شوید.

به مرور علاوه بر همسرتان تمام اطرافیان خود را از دست می دهید و حتی در صورت جدایی نیز دیگر نمی خواهند با شما دوست باشند.

3. همه را از خودتان ناامید می‌کنید

شما خانواده خود را ناامید می کنید و باعث ناراحتی و درگیری میان خانواده ها می شوید.

4. به الگویی بد تبدیل می شوید| گناه خیانت به همسر چیست

هر فردی الگو خوب یا بدی برای دیگران می باشد، یکی از دلایلی که دیگران از شما دوری می کنند همین الگو بدی بودن برای همسران و کودکان می باشد.

 خیانت به دیگران نشان می دهد که شما برای زندگی خود ارزشی قائل نیستید و به راحتی آن ها را زیر پا می گذارید.

 به یاد داشته باشید که هیچ کس فرد خیانتکار را تشویق نمی کند. با یک بار خیانت تمام درست کاری های زندگی تان از بین می رود و یک عمر اعتماد از بین می رود.

5. اعتبار اخلاقی‌تان را از دست می‌دهید

 علاوه بر این که دیگران احترامی برای شما نخواهند گذاشت شما نیز اعتمادتان را به خودتان از دست می دهید. چگونه می خواهید به فرزندتان کار خوب یا بد را یاد دهید وقتی خودتان به اصول اخلاقی پایبند نبوده اید؟

 دیگر کسی به حرف شما گوش نمی دهد، هرکاری در آینده انجام دهید بخاطر خیانتی که کرده اید تحت تاثیر قرار می گیرد.

6. اعتماد همسرتان را از دست خواهید داد

با خیانت شما اعتماد به نفس، شخصیت، اعتماد و روان همسرتان را تخریب می کنید. 

دیگر نمی توانید اعتماد کسی را جلب کنید و بیش ترین آسیب را به فرزند خود می زنید زیرا فرزند شما دیگر به عشق و علاقه بی اعتماد شده و نمی تواند رابطه درستی را در بزرگسالی برقرار کند.

7. ممکن است کارتان را از دست دهید

هزینه دادگاه، طلاق، ازدواج مجدد، تهیه خانه و موارد دیگر بسیار دشوار می باشد و ممکن است کارتان را به مرور از دست دهید یا نتوانید به موقع سرکار حاضر شوید.

8. عاشق شدن در متاهلی نی نی سایت، دوباره باید زندگی خود را از صفر بسازید

حتی اگر از نظر کاری دچار مشکل نشوید ساختن دوباره زندگی، اعتماد و عشق از صفر دشوار می باشد و انرژی زیادی می خواهد، حتی ممکن است لازم باشد رابطه خود با فرزندتان و اطرافیان را هم دوباره بسازید. به یاد داشته باشید که از دست دادن اعتماد بسیار آسان تر از جبران آن می باشد.

9. روابط زیادی را از دست خواهید داد.

شما کمک زیادی نخواهید داشت و کسی به حرف های شما گوش نخواهد داد. آدم خیانت کار تنها است و کسی دوست ندارد اطراف او باشد.

10. احتمال ابتلا به بیماری‌های مقاربتی

اگر رابطه های زیادی را تجربه می کنید و اهمیتی به وفاداری نمی دهید ممکن است درگیر بیماری های مقاربتی شوید اما می توانید مطمئن باشید که همسرتان درگیر بیماری های مقاربتی نیست.

11. مرغ همسایه غاز نیست

شاید تصور کنید که همسر شما بد است و بقیه زندگی بهتری دارند اما اینگونه نیست این فقط تصور شماست و دیگران نیز مشکلات خودشان را دارند.

 اما اگر به امید زندگی بهتر همسر و زندگی خود را ترک کنید دیگر نمی توانید آن را به دست بیاورید و دیگر حتی زندگی قبلی خود را هم ندارید.

 12. دوست دارید رفتار مشابهی با شما شود؟

آیا دوست دارید همسرتان نیز با شما همین رفتار را داشته باشد؟ اگر پیش از هرکاری این سوال را از خودتان بپرسید دیگر دست به کارهای اشتباه نمی زنید.

13. به این کار از این دیدگاه نگاه کنید که برای خودتان اتفاق افتاده باشد.

مشکل اصلی این است که فرد خیانت کار پیش از خیانت به کاری که می کند فکر نمی کند.

در ابتدا احساسات فرد را فریب می دهد و فرد احساس می کند که کار درستی را انجام می دهد و از انجام این کار خوشحال است.

 اما بعدا متوجه می شوید که چه کاری انجام داده اید و دیگر ممکن است راهی برای بازگشت نداشته باشید و حتی برای پشیمان شدن نیز دیر شده باشد.

14. چیزی که از دست می‌دهید بیشتر است

هیچکس در بستر مرگ آرزو نداشته که به همسر خود خیانت کند، هیچ کس این کار را در لیست خود وارد نمی کند، زیرا افراد می دانند که در خیانت چیزی به دست نمی آوریم بلکه خیلی چیزها را از دست می دهیم که قابل بازگردانی نیستند.

عاشق دیگری شدن بعد از ازدواج، سوالات متداول

متاهلم ولی عاشق شدم با حس گناه چه کنم؟

یکی از احساس هایی که افراد بعد از عاشق شدن در زمان متاهلی تجربه می کنند حس گناه می باشد، البته در این خصوص توجه داشته باشید آن چیزی که در برابر آن مسئول هستید رفتار شما می باشد نه افکارتان. 

در صورتی که در افکار شخص دیگری را دوست دارید اما دست به خیانت نزده اید امری است که در کنترل خودتان می باشد در این شرایط باید تعلق عاطفی خود را نسبت به آن فرد کاهش دهید و روابط خود با همسرتان را بهبود بخشید در این شرایط برای بهتر شدن زندگی زناشویی خود به مشاور و روانشناس در حوزه زوج درمانی مراجعه کنید تا در این مورد شما را راهنمایی کند.

منبع : خیانت در متاهلی| عاشق دیگری شدن بعد از ازدواج 

چگونه رابطه جنسی هیجان انگیزی داشته باشیم (12 روش معجزه آسا)

یکی از مشکلاتی که بسیاری از زوجین آن را تجربه می کنند یکنواختی در زندگی زناشویی می باشد. این یکنواختی می تواند به دلیل تکرار مداوم در زندگی ایجاد شده و باعث سردی رابطه میان زن و شوهر بشود. مشکلات زیادی به دلیل عدم تنوع در رابطه جنسی می تواند به وجود بیاید و حتی باعث افسردگی، اضطراب، خیانت و مسائل دیگری می شود، بنابراین زوجین باید تلاش کنند تا از تکرار و یکنواختی دوری کنند.

احتمالا شنیده اید که مردان تنوع در رابطه را دوست دارند. این موضوع که به دلیل عدم آگاهی کافی از روابط جنسی ایجاد می شود. تنوع طلبی ویژگی خاص مردان نیست و زنان نیز می توانند این ویژگی را داشته باشند. در این مقاله به تنوع و اهمیت آن در رابطه میان زوجین و ایجاد آن به منظور بهبود زندگی مشترک می پردازیم.

اهمیت تنوع در رابطه زناشویی

رابطه زناشویی متنوع اهمیت بسیار زیادی دارد زیرا با ایجاد هیجان، شوق و اشتیاق آتش عشق میان زوجین را روشن نگه می دارد. همان طور که گفته شد عدم تنوع در رابطه زناشویی می تواند مشکلات زیادی را مانند خیانت یا افسردگی به همراه داشته باشد. 

در صورت از بین رفتن تنوع در رابطه بسیاری از افراد با افزایش شرکای جنسی و رابطه های نامشروع به دنبال تنوع در رابطه جنسی خود می گردند و با این کار سلامت جسمانی و روانی خود را به خطر می اندازند، این در حالی است که زوجین با افزایش آگاهی و مراجعه به مشاور می توانند این مسئله را به درستی مدیریت کنند و رابطه خود را نجات دهند.

چگونه در روابط زناشویی تنوع ایجاد کنیم؟

در ابتدا باید با مفهوم تنوع در زندگی مشترک آشنا شویم، برخی افراد انجام کارهای ناپسند و خلاف شرع را هنگام رابطه جنسی تنوع می دانند و به وسیله آن ها سعی دارند در رابطه خود تنوع ایجاد کنند.

این در حالی است که تنوع نباید باعث شود رابطه جنسی از شکل مشروع و ایمن خود خارج شود و سلامت روحی و جسمانی زوجین را به خطر بی اندازد. اگر از تنوع در رابطه زناشویی می ترسید و شنیدن در مورد آن حالتان را بد می کند، احتمالا تعریف اشتباهی از تنوع در ذهن دارید. 

تنوع در زناشویی به این معنا می باشد که زوجین تلاش کنند تا فضایی ایجاد شود که باعث لذت بیش تر آن دو در طول رابطه جنسی شود. توجه داشته باشید که این فضا را می توان به شکل های متفاوتی ایجاد کرد و نمی توان یک نسخه برای همه زوجین صادر کرد. در ادامه به روش های مناسب ایجاد تنوع در رابطه جنسی اشاره شده که زوجین می توانند با توجه به روحیه خود از آن کمک بگیرند:

1. خودتان را در اولویت قرار دهید| کارهای جالب در رابطه

ممکن است یکی از دلایل سردی رابطه میان شما و همسرتان عدم اعتماد به نفس شما باشد، اگر احساس می کنید که نمی توانید خودتان را دوست داشته باشید بهتر است که وقت بیش تری برای خودتان بگذارید. اگر حس بدی به عملکرد خودتان در رابطه داشته باشید این حس را به همسرتان نیز منتقل می کنید و به مرور هیجان رابطه شما به مرور از بین می رود.

یکی از مواردی که با اعتماد به نفس زنان و مردان ارتباط زیادی دارد افزایش یا کاهش وزن می باشد. اگر وزن مطلوب خود را از دست داده اید می توانید با رفتن به باشگاه، ورزش و استفاده از برنامه های غذایی به وزن مطلوب خودتان بازگردید. 

بیماری های مقاربتی نیز جزو مواردی است که باعث کاهش اعتماد به نفس افراد در طول زمان می شود. از چیزهای دیگری که باعث کاهش اعتماد به نفس می شود می توان به ویژگی های ظاهری مانند ریزش مو، ماه گرفتگی یا بیماری های خاص اشاره کرد اما به طور کلی می توان با کمک مشاور یا مطالعه اعتماد به نفس خود را افزایش دهید.

2. برای برقراری رابطه جنسی زمان هایی را تعیین کنید

نیازی نیست تمام فکرتان را به زمان بندی مشغول کنید اما بهتر است که برنامه ای در ذهنتان داشته باشید و مطابق با آن تصمیم بگیرید.

از معاشقه غافل نشوید سعی کنید از روش های همیشگی دوری کنید، نوازش، حرف های عاشقانه جدید، حمام دو نفره، حرف های تحریک کننده، همه می توانند روابط شما را دگرگون کنند.

3. رابطه جنسی کلامی را تجربه کنید

با استفاده از حرف های تحریک کننده سعی کنید همسرتان را برای رابطه جنسی آماده کنید، در این راه می توانید از ماساژ جنسی نیز استفاده کنید تا همسرتان کاملا آماده رابطه جنسی شود.

4. صحبت نکردن در مورد مسایل مختلف| نکات رابطه موفق

در طول جلسات مشاوره جنسی دیده می شود که برخی از زوجین در طول رابطه جنسی در مورد مسائل بی اهمیت و روزانه صحبت می کنند. در طول رابطه باید از مسائل روزانه فاصله بگیرید زیرا این مسائل باعث می شوند نتوانید لذت کافی را از رابطه ببرید و ارگاسم خوبی را تجربه کنید.

5. سورپرایز کردن

اگر در رابطه شما سورپرایز وجود نداشته باشد هیجان نیز از بین می رود و زندگی یک روال یکنواخت و بی هیجان را پیش می گیرد. سعی کنید برای زنده نگه داشتن رابطه خود از هدیه خریدن، مسافرت، خرید گل، بیرون رفتن ناگهانی، رستوران رفتن و … غافل نشوید.

شاید انجام این کار ها از نظر شما کوچک و حتی بی اهمیت باشد اما برای همسرتان خیلی با ارزش می باشد. حتی اگر نمی توانید چیزی بخرید می توانید در کار خانه به او کمک کنید یا غذایی که او دوست دارد را درست کنید.

6. تغییر در موقعیت مکانی| چگونه در رابطه فعال باشیم

اگر همیشه در یک مکان ثابت رابطه دارید بهتر است که انجام رابطه جنسی در مکان های مختلف را گزینه ای برای فرار از یکنواختی بدانید. برای این کار می توانید از پذیرایی، آشپزخانه یا حمام شروع کنید، انتخاب مکان بستگی به سلیقه زوجین دارد. 

حتی می توانید به یک سفر رمانتیک بروید و در هتل مورد علاقه تان رابطه جنسی هیجان انگیزی را تجربه کنید.

7. پوزیشن های زناشویی مختلف

نباید از رابطه جنسی خجالت بکشید سعی کنید تنوع را در هرچیزی که می توانید به کار بگیرید. البته لازم نیست عملی انجام دهید که غیرقابل پیشبینی باشد، به یاد داشته باشید که همسر شما نیز باید از رابطه لذت ببرد

یکی از کارهایی که باعث تنوع و افزایش هیجان می شود امتحان کردن پوزیشن های متفاوت می باشد، برای این کار می توانید از مشاوره زناشویی یا سایت های متفاوت در این زمینه کمک بگیرید. توجه داشته باشید که نباید روش های پرخطر را امتحان کنید زیرا ممکن است به خودتان یا همسرتان صدمه وارد کنید.

سعی کنید حتی در ترتیب و اجرای پوزیشن ها نیز کمی تنوع به خرج بدهید تا قابل پیشبینی نباشد.

8. شما پیش قدم شوید

در مواردی دیده می شود که زنان تصور می کردند این وظیفه مردان است که برای رابطه جنسی پیش قدم شوند. اما اینگونه نیست بسیاری از مردان دوست دارند که زنانشان پیشنهاد رابطه را مطرح کند تا احساس کنند رابطه برای آن ها نیز لذت بخش است. اگر تصور می‌کنید همسرتان این کار را نمی پسندد می توانید از او سوال کنید. 

پیشنهاد رابطه از سوی زنان می تواند برای مردان هیجان انگیز و متفاوت باشد.

9. به یکدیگر وقت استراحت دهید

بسیاری از زوجین تصور می کنند چون عاشق هم هستند باید همیشه کنار هم باشند و تمام وقت خود را با یکدیگر بگذرانند در حالی که اینگونه نمی باشد، زوجین می توانند با دوستان خود به صورت جداگانه یا گروهی بیرون بروند یا فعالیت ها و سرگرمی های خاص خودشان را داشته باشند.

سعی کنید علاوه بر رابطه در زندگی شخصی نیز پیشرفت کنید و دوستان و سرگرمی های خودتان را نیز داشته باشید، این بدین معنی نیست که همسرتان را دوست ندارید یا او را تنها گذاشته اید بلکه به این معنی می باشد که شما نیز باید وقتی برای رسیدن به سرگرمی ها و دوستان خودتان داشته باشید.

10. تنوع در لباس و آرایش

سعی کنید با لباس های مناسب، زیبا و جذاب ظاهر شوید و از لباس روزمره خود استفاده نکنید این عمل نشان می دهد که چقدر برای رابطه جنسی خود احترام و ارزش قائل هستید. زنان می توانند از آرایش های خاص استفاده کنند و با این کار هیجان رابطه را افزایش دهند.

 تظاهر را کنار بگذارید

برخی از زوجین در مورد مسائل جنسی باهم صحبت نمی کنند، همین امر به مرور باعث می‌شود که بیش تر اوقات ارگاسم را تجربه نکرده و وانمود کنند که از رابطه لذت می برند. متاسفانه این کار به مرور باعث سرد شدن و بی علاقگی نسبت به رابطه جنسی می شود.

بنابراین سعی کنید که نیازها، احساسات و علاقه خود را با همسرتان در میان بگذارید و از او نیز بخواهید با شما صادق باشد، اگر در بیان خواسته های خود مشکل دارید می توانید از مشاور جنسی کمک بگیرید.

11. حاشیه های جنسی

اگر تمام موارد گفته شده را امتحان کرده اید و احساس می کنید هیچ کدام برای شما هیجان لازم را ایجاد نمی کند می توانید از روش های متفاوتی استفاده کنید به طور مثال در شرایطی تقاضای رابطه کنید که متنوع باشد، غیرقابل پیشبینی عمل کنید. 

12. کمک گرفتن از مشاور جنسی

مشاوران جنسی مرکز ستاره ایرانیان با تجربه و تخصص بالا در زمینه سکس تراپی به شما کمک می کند تا علایق و نکات مثبت در رابطه جنسی خود را شناسایی کنید و بتوانید رابطه جنسی معجزه آسایی را تجربه کنید.

در تمام این موارد باید روحیه همسرتان را هم در نظر بگیرید، اگر نمی توانید با همسرتان به یک راه حل برسید بهتر است از مشاور جنسی کمک بگیرید تا رابطه میان شما را بهبود ببخشد و زندگی مشترک شما را از نابودی نجات دهد.

منبع : چگونه رابطه جنسی هیجان انگیزی داشته باشیم (12 روش معجزه آسا

انواع خیانت در روابط فرازناشویی| با دهان خیانت کردم

آشنایی با انواع خیانت | آیا می دانید خیانت فقط به رابطه جنسی و معاشقانه ختم نمی شود. گاه زوجین می تواند با آموزش های مناسب و آگاهی از نشانه های خیانت از بروز روابط فرازناشویی و دگرخواهی جلوگیری کنند. گاهی صحبت های جنسی با غیر همسر سبب می شود تا شما در آغاز خیانت واقع شوید و توجیه رفتارتان سبب شکلگیری پایان تلخی برای شما شود.

انواع خیانت

انواع خیانت همسر به طور کلی شامل موارد زیر است:

۱- رفتاری

که یکی از همسران به صورت رفتاری و با ارتباط برقرار کردن با شخصی خارج از سیستم خانواده به همسرش خیانت کند. ۱۰ نشانه رفتاری با نشانه های زیر بروز می کند.

  • اگر همسر شما به طور ناگهانی شروع به ورزش کردن و تغذیه سالم‌تر کرد، این می‌تواند نشانه‌ای از این باشد که سعی می‌کنند برای کسی جذاب‌تر به نظر برسند
  • اگر تلفن و لپ تاپ شریک زندگیتان قبلاً هرگز به رمز عبور نیاز نداشتند و اکنون نیاز به رمز عبور دارند، این نشانه خوبی نیست. اگر همسرتان به طور ناگهانی شروع به حذف متون و پاک کردن تاریخچه مرورگر خود به صورت روزانه کرد، این نشانه خوبی نیست. اگر شریک زندگی شما هرگز از داشتن تلفن خود صرف نظر نمی کند، حتی آن را هنگام دوش گرفتن به حمام می برد، این نشانه خوبی نیست.
  • اگر کمتر به تماس های شما پاسخ می دهد و به پیامک های شما پاسخ می دهد. ممکن است بهانه‌های موجهی بشنوید، مثل اینکه در یک جلسه بودند، رانندگی می‌کردند، در «منطقه کور» بودند و نمی‌دانستند که می‌خواهید با هم تماس بگیرید. اگر شریک زندگی شما در حین کار یا در یک سفر کاری غیرقابل دسترس است، این نشانه بدی است.
  • کاهش و افزایش سطح فعالیت جنسی در رابطه شما می تواند نشانه خیانت باشد. رابطه جنسی کمتری اتفاق می افتد زیرا همسر شما روی شخص دیگری متمرکز است.
  • شما هیچ تغییری نکردید و همسرتان شما را سرزنش می کند که دیگر مثل قبل نیستید.
  •  اگر همسر شما هرگز در یک سفر کاری دور نبوده است و به طور ناگهانی نیاز به سفر برای کار پیدا می کند، این می تواند نشانه ای باشد که آنها تعطیلات آخر هفته را با یک شریک زندگی مشترک دارند. پنچر شدن لاستیک‌ها، شارژ باتری، ترافیک، گذراندن وقت اضافی در باشگاه و بهانه‌های مشابه برای دیر یا غیبت کامل نیز ممکن است نشانه خیانت باشد.
  • دوستان همسر خیانتکار اغلب از همان ابتدا از خیانت خبر دارند و با حرف هایی نکاتی را به شما گوش زد می کنند.
  • اگر هزینه های عجیب و غریبی روی کارت های اعتباری شریک زندگی شما وجود دارد، یا به طور ناگهانی پول کمتری در حساب های بانکی، حساب های بازنشستگی ، حساب های سرمایه گذاری و غیره شما یا شریک زندگی تان وجود دارد، این نشانه احتمالی خیانت است.

2- کلامی 

که مرد یا زن در این مرحله به صورت تلفنی یا اینترنتی در موقعیت های فراهم شده با همدیگر صحبت می کنند.

چت کردن با غیر همسر و داشتن معاشقانه کلامی ممکن است از نظر قانون خیانت نباشد ولی از نظر روانشناسی، آغاز یک فعالیت هدف دار که منجر به خیانت می شود را خیانت ارزیابی می کنیم.

در نهایت، این به افراد درون رابطه بستگی دارد که باید تصمیم بگیرند. برخی از زوج ها ممکن است معاشقه را فقط یک سرگرمی بی ضرر بدانند. دیگران آن را توهین آمیز و خیانت جدی به رابطه می دانند. اگر مجبورید این سوال را بپرسید که “آیا با ارسال پیام به این شخص خیانت می کنم؟”، شاید وقت آن رسیده که نگاهی به نحوه ارسال پیامک خود و خود رابطه تان بیندازید.

راه سنجش خیانت کلامی بسیار آسان است. به این روش که آیا همسرتان تمامی متن هایی و ویس هایی که به طرف مقابل ارسال کرده است را در اختیار شما قرار می دهد و شما هیچ ناراحت نمی شوید. اگر غیر این رخ دهد و برخی پیام ها را پاک کند یا شما با دیدن پیام ها به هم میریزید، رابطه فرازناشویی در حال شکل گیری است.

۳- ذهنی

افرادی که در فکر و تخیلات شان مدام به شخصی دیگر می اندیشند و از آنجا که زاده ذهن شان است، آن فرد شخصی ایده آل به شمار می آید و در این موقع است که برای زندگی مشترک خطر می آفریند، زیرا آن شخص دائم شریک زندگی اش را با فرد ایده آل ساخته ذهنش مقایسه می کند و چون در حال قیاس است، در ارتباط با همسرش به مشکل برمی خورد و رابطه سرد می شود.

۴-خیانت مجازی 

به چت کردن با جنس مخالف برای درد و دل کردن یا صحبت های خصوصی خیانت مجازی می گویند. خیانت مجازی در مقایسه با دیگر اشکال خیانت مانند خیانت عاطفی و فردی بسیار اعتیاد آور است.

۵-جنسی 

خیانت جنسی نیز به معنای برقراری روابط جنسی با فردی جز شریک زندگی خود است.

۶- عشقی و عاطفی

خیانت عاطفی به معنی برقراری رابطه صمیمی احساسی با فردی جز شریک زندگی است.

دلایل خیانت کردن مردان

چگونه مرد خائن را شناسایی کنیم؟

  1. لذت طلبی و تنوع طلبی در مردان
  2. کیفیت پایین رابطه به دلیل کمبود میل جنسی در زن، شرم داشتن و دید منفی او به رابطه، یکنواخت شدن رابطه، لذت نبردن از رابطه جنسی با همسر، تحقق نیافتن انتظارات جنسی
  3. تمایلات جنسی زیاد مرد و ناتوانی پاسخگویی همسر از علت خیانت مردان است
  4. داشتن روابط متعدد قبل از ازدواج، عادی شدن ارتباط با جنس مخالف و مقایسه کردن همسر خود با زن هایی که قبلا با آن ها ارتباط داشته است.
  5. کم شدن رابطه جنسی به دلیل بیماری یا بارداری همسر، تولد فرزند، قهر و دعواهای طولانی مدت

 دلایل خیانت کردن زنان چیست 

  1. از نظر مالی به اندازه کافی تأمین نشود
  2. .عدم درک عواطف و آرزوهای زن
  3. روابط همسرش با وی صمیمی نباشد.
  4. در صورت اطمینان از خیانت مرد
  5. از نظر زناشویی و رابطه جنسی، ارضا نشود.
  6. به دلایلی چون، عدم همصحبتی و وقت گذاشتن همسرش برای وی، نیازهای عاطفی خود را از دید مردش نادیده انگارد.
  7. تنهایی مطلق و حس بیکسی در منزل.
  8. در صورت اعتیاد مرد به الکل یا اعمال خشونت و بددهنی.
  9. عدم بروز احساسات مرد نسبت به مزیت های همسرش، مثل، زیبایی، تغییرات ظاهری و .. ، در این حال زن احساس بی ارزشی می کند.

منبع : انواع خیانت در روابط فرازناشویی| با دهان خیانت کردم

جلب اعتماد همسر بعد از خیانت ، راهکارهای عملی

جلب اعتماد همسر بعد از خیانت، راهکارهای عملی

آیا جلب اعتماد همسر بعد از خیانت امکان پذیر می باشد؟ در دنیای امروز خیانت در زمینه های مختلفی ایجاد می شود و انواع متفاوتی دارد اما هنگامی که در رابطه عاطفی و زناشویی خیانت صورت گیرد باعث می شود تا اعتماد بین افراد از بین برود و کل رابطه آن ها زیر سوال می رود.

برخی از زوج ها دوست دارند که بعد از خیانت رابطه خود را حفظ کنند اما نمی دانند که اعتماد از دست رفته را چطور جبران کنند، در ادامه این مقاله راهکارهایی بیان شده است که به کمک آن ها می توانید اعتماد از بین رفته را برگردانید.

همچنین می توانید از طریق مشاوره و با استفاده از درمانگر و روانشناس مشکل خود را بیان کرده و رابطه عاطفی تان را ترمیم کنید برای این منظور می توانید از مشاوره خیانت همسر کمک بگیرید تا انتخاب درستی داشته باشید.

جلب اعتماد همسر بعد از خیانت: نشانه های خیانت

خیانت تنها در زمینه روابط زناشویی اتفاق نمی افتد در صورتی که شما رازهای مهمی در زندگی تان داشته باشید و آن ها را از همسرتان پنهان کنید و یا رفتار نامناسبی داشته باشید که باعث از بین رفتن اعتماد به نفس همسرتان نسبت به شما شود هم نوعی خیانت صورت گرفته است.

فردی که به همسرش خیانت کرده است برای این که روابطش بهبود یابد باید تمام تلاشش را انجام دهد تا دیگر آن رفتار را تکرار نکند. او برای جبران کارش باید در تمام مراحل زندگی اش صداقت و حسن نیت خود را به همسرش ثابت کند.

شاید شخصی که به او خیانت شده همسرش را ببخشید اما احتمال دارد که دیگر نتواند به همسرش اعتماد کند و تجربه تلخ گذشته به صورت مداوم برای او یادآوری می شود این اتفاق با گذشت زمان کمرنگ تر می شود اما هیچوقت فراموش نخواهد شد.

علت بروز خیانت چیست؟

خیانت علت های مختلفی دارد اما به هر دلیل که به وجود آید، خیانت کردن گزینه ی مناسبی نمی باشد در زیر دلایلی که باعث بروز خیانت می شود را بیان می کنیم.

  • ناکامی های شخصی
  • از دست دادن موقعیت اجتماعی
  • نازایی
  • ورشکستگی
  • مصرف الکل و مواد مخدر
  • وجود مشکلات جنسی
  • عدم رضایت جنسی زوجین

دلایل بیان شده باعث بروز خیانت می شود و در صورتی که این مشکلات در زندگی شما به وجود آمد توصیه می شود تا از روانشناس کمک بگیرید و آن را حل کنید تا مشکلات بیشتری در زندگی زناشویی شما ایجاد نشود.

جلب اعتماد همسر بعد از خیانت، راهکارهای عملی

فرض کنید که شما به همسرتان خیانت کرده اید و از کار خود پشیمان شده اید اما نمی توانید مانند گذشته اعتماد همسرتان را به خود بازگردانید و او گمان می کند که احتمال دارد دوباره به او خیانت کنید در این صورت باید تمام سعی و تلاش خود را انجام دهید تا اعتماد همسرتان را جلب نمایید.

در ادامه این مقاله راهکارهای زیادی بیان شده است که می توانید با کمک آن اعتماد همسرتان را جلب کنید همچنین می توانید از روانشناس متخصص در زمینه زوج درمانی یا خانواده درمانی کمک بگیرید تا راهکارهایی را در اختیار شما قرار دهد و بتوانید اعتماد همسرتان را جلب کنید و زندگی بهتر و قشنگ تری داشته باشید.

در رفتارتان صداقت داشته باشید

باید با همسرتان رو راست و صادق باشید و رفتار های خود را با صداقت به همسرتان بگویید و او را در جریان تمام کارهایی که انجام می دهید بگذارید و نباید رفتار های خود را گلچین کنید و هر کدام از رفتار ها را که دوست دارید به همسرتان بگویید و رفتار هایی که دوست ندارید را مخفی کنید در این صورت احتمال دارد به چالش کشیده شوید و نتوانید اعتماد همسرتان را جلب نمایید.

زمانی که افکار وسوسه کننده به سراغتان آمد سعی کنید از روانشناس کمک بگیرید و افکار نادرست را از ذهن تان دور کنید و به زندگی طبیعی تان بازگردید. شما باید سعی کنید جلوی افکارتان را بگیرید زیرا اگر جلوی آن را نگیرید ممکن است دوباره وسوسه شوید و به همسرتان خیانت کنید.

به طور کلی باید سعی کنید که در تمام جنبه های زندگی تان شفافیت داشته و صادق باشید زیرا شرایط شما متفاوت از دیگران می باشد و برای این که رابطه عاطفی خود را ترمیم کنید باید همسرتان را به خوبی درک کنید و در خصوص روابط هر سوالی که برای همسرتان پیش می آید و از شما جواب می خواهد به طور صادقانه به او پاسخ دهید.

نگفتن حقیقت نوعی دروغ گویی است.

صداقت صرفا به این معنی نمی باشد که شما تنها حقیقت را بگویید و دروغ نگویید بلکه صادق بودن علاوه بر گفتن حقیقت به این معنی می باشد که نباید چیزی از همسرتان پنهان کنید و باید او را در جریان همه مسائل و اتفاقات زندگی تان قرار دهید، زیرا گلچین کردن مطالب و نگفتن بسیاری از اتفاقات خودش نوعی دروغ گویی به حساب می آید.

در صورتی که شما بخشی از حقیقت را بگویید و بخشی از آن را پنهان کنید کار نادرستی انجام داده اید و در صورتی که همسرتان واقعیت را بفهمند تمام تلاش شما برای جلب اعتماد از بین می رود و او ناراحت خواهد شد.

نباید همسرتان را نادیده بگیرید

برای جلب اعتماد همسر، صداقت تنها کافی نمی باشد و شما باید به همسرتان توجه داشته باشید و به نیاز های او رسیدگی کنید و او را نادیده نگیرید، زیرا همسرتان زمانی که به او خیانت کرده اید ناراحت شده است و شما نباید ناراحت شدن او را کم اهمیت جلوه دهید و آن را نادیده بگیرید زیرا یکی از راه ها برای جلب اعتماد همسر توجه به او و نیاز هایش می باشد.

شما باید بتوانید علاقه خود را به همسرتان نشان دهید و احساسات خود را بروز دهید و در طول روز به صورت تلفنی و کلامی با او حرف بزنید تا روابط عاطفی شما بهبود یابد و روابط خوبی با همسرتان داشته باشید.

نباید خودتان را نادیده بگیرید

علاوه بر این که به نیاز های همسرتان توجه می کنید باید به خودتان نیز توجه کنید و نیاز های خود را بر طرف نمایید شما می توانید نیازهای خود را با همسرتان در میان بگذارید و این امر باعث می شود تا روابط عاطفی شما بهبود یابد  و حس بهتری در همسرتان ایجاد شود و در این هنگام نیاز های شما به درستی حل می شود.

جلب اعتماد همسر بعد از خیانت، صبور باشید

برای برطرف شدن آثار خیانت به زمان نیاز دارید بسیاری از افراد گمان می کنند زمانی که از خیانت خود پشیمان شده اند همسرشان که در رابطه آسیب دیده است باید بلافاصله او را ببخشد و هر دو به زندگی نرمال خود بازگردند در صورتی که بخشش نیاز به زمان دارد و اگر فرد خیانت کار تصمیم به بهبودی روابط عاطفی گرفته است باید صداقت خود را به همسرش نشان دهد و این وضعیت احتمال دارد چند هفته یا چند ماه طول بکشد تا بتواند اعتماد همسرش را به دست آورد.

در این هنگام فردی که خیانت کرده باید بسیار تلاش کند و رابطه ای صادقانه و خوب با همسرش داشته باشید تا بتواند به درستی اعتماد همسرشان را به دست آورد.

به طور کلی یکی از اصول مهم در جلب اعتماد همسر بعد از خیانت شفاف سازی موضوع می باشد و شخصی که خیانت کرده در هر زمینه ای که همسرش از او سوال می پرسد باید شفاف سازی کند و به صورت دقیق به او توضیح دهد.

یکی دیگر از راهکارهای مفید در ترمیم رابطه عاطفی مشورت کردن با مشاور و روانشناس می باشد زیرا آن ها به جنبه های مختلف زندگی نگاه می کنند و تمام شرایط را به درستی می سنجند و می توانند راهنمایی های درست و دقیقی ارائه دهند.

نشانه های پشیمانی بعد از خیانت

احتمال دارد برای فردی که مورد خیانت قرار گرفته است سوال پیش آید که چطور متوجه شود همسرش از رفتار و عملی که انجام داده است پشیمان است؟ در زیر نشانه هایی را بیان می کنیم که فرد پشیمان بعد از خیانت از خود نشان می دهد.

  • فردی که پشیمان است به طور کامل رابطه خود را با فرد سوم شخص قطع می کند و این مساله را به طور کامل به همسرش نشان می دهد.
  • سعی می کند کاری که کرده است را جبران کند برای همین رابطه خوب و سالمی با همسرش ایجاد می کند و در این راه از کمک مشاور استفاده می کند.
  • فرد پشیمان برای این که اعتماد همسرش را جلب کند تمام امور جزئی روزانه را به طور دقیق به همسرش می گوید و در هیچ زمینه ای پنهان کاری نمی کند تا اعتماد همسرش را جلب کند و خیال او را راحت نماید.
  • تمام سعی و تلاش خود را انجام می دهد تا نیازهای همسرش را رفع نماید و بیش از پیش به خوشحالی و آسایش او اهمیت می دهد.

در صورتی که از پشیمانی همسرتان بعد از خیانت مطمئن نمی باشید می توانید از روانشناس و مشاور کمک بگیرید تا به شما کمک کنند و راهکارهای لازم را در اختیارتان قرار دهند.

منبع : جلب اعتماد همسر بعد از خیانت ، راهکارهای عملی

بازسازی رابطه بعد از خیانت | بازگشت به زندگی عادی

متأسفانه خیانت یکی از دردناک ‌ترین تجارب زندگی بشریت است و می‌توان گفت کمتر حسی به ‌اندازه آن دردناک است. در این قسمت قصد داریم با روش‌های بازسازی رابطه بعد از وقوع خیانت، آشنا شویم.

دکتر شرلی گلاس، متخصص ترمیم روابط زناشویی و درمان خیانت معتقد است: فهمیدن بی‌وفایی و دروغی که توسط همسر شما گفته ‌شده اعتماد میان شما را کاملاً از بین می‌برد.

او در ادامه می‌گوید: خیانت می‌تواند طی چند لحظه، امن‌ترین و لذت‌ بخش‌ ترین مکان دنیا را ناامن کند. معمولاً هر کسی که به همسرش وفادار نبوده در ابتدا سعی دارد همه‌چیز را انکار کند، اما ماه پشت ابر نمی‌ماند و این خیانت بالاخره افشا می‌شود. خود فرد نیز تحت فشار است و شما مضطرب، این شرایط به‌ خودی‌ خود برای از پا درآوردن زندگی عاشقانه و پر آرامش شما کافی است.

وقتی از اصل خیانت مطلع شدید پس‌ از فروکش کردن احساسات عصبانیتتان، سعی کنید از گفته‌های این مقاله و منابع علمی در این ‌باره استفاده کنید تا بهترین تصمیم را اتخاذ کنید.

موفقیت در بازسازی رابطه پس‌ از خیانت

در ادامه سیزده ویژگی افراد موفق در بازسازی رابطه پس‌ از خیانت را شرح می‌دهیم :

۱)همسران خیانتکاری که بعداً موفق به بازسازی رابطه پس‌ از رابطه می‌شوند، زودتر از هرچیزی حقیقت را به‌ صورت جزئی و کلی به همسر خود می‌گویند و منتظر نمی‌شوند چیزی برملا شود.

وقتی همسر شما به‌ صورت داوطلبانه به کرده خود اعتراف می‌کند، شانس بازسازی و بقای این زندگی را افزایش می‌دهد. وقتی همه این اتفاقات به رضایت همسر خیانت‌کار اتفاق می‌افتد همسر خیانت دیده هر چقدر هم از این رفتارها رنجیده باشد راحت‌تر می‌تواند اعتماد کند.

وقتی فرد خیانت‌کار تصمیم به گفتن حقیقت دارد اولین گام برای اعتمادسازی را طی می‌کند و در مقابل اگر خیانت توسط همسر فرد یا اطرافیان افشا شود اعتماد کردن بسیار سخت‌تر خواهد بود. وقتی فرد توسط یک  شخص از بی‌وفایی همسر خود مطلع می‌شود به‌ سختی می‌تواند دوباره اعتماد کند و فرد معتقد است اگر فلان شخص قضیه خیانت تو را به من نمی‌گفت تو هم نمی‌گفتی.

۲)وقتی فرد به پیشنهاد دیگران، خیانت به همسر را آغاز می‌کند فرد خیانت‌کار می‌تواند به‌ سرعت اعلام پشیمانی و شرمندگی کند و شخصا موضوع را به همسرش اعلام کند.

در بازسازی رابطه پس‌ از خیانت، نه ‌تنها نحوه اعتراف کردن، بلکه عکس‌ العمل‌های همسر عهدشکن نیز اهمیت دارد.

وقتی رفتار خیانت بار فرد توسط عوامل دیگری افشا شود، فرد به شدت احساس شرمندگی می‌کند و این شرمندگی می‌تواند فرد را در مسیر اعتمادسازی تا حدودی یاری کند افرادی که در این‌ باره موفق هستند سعی می‌کنند که حقیقت را با جزئیات برای همسر خود بگویند و در نتیجه همسر خیانت دیده نیازی برای کنکاش و سوال و جواب بیشتر نمی‌بیند. وقتی همسر خیانت دیده شرمندگی و اندوه را در چهره همسر خود می‌بیند، سعی می‌کند کمی به او اعتماد کند و تلاش می‌کند او را هم کمی آرام کند. وقتی همسر آسیب‌دیده از همسر خود دروغ‌های بزرگ و انکار بشنود سخت‌تر می‌تواند به همسر خود و ادامه زندگی اعتماد کند.

۳)وقتی خیانت آشکار شد همسر خیانت‌کار باید نفر سوم رابطه را از زندگی خود بیرون کند.

در این‌ صورت لازم است فرد از برقراری هر تماسی اعم از تماس‌های تلفنی، پیامکی و ایمیل و یا دیدن و حضوری خودداری کند. همسران خیانت دیده نسبت به خیانت دوباره همسرشان بسیار هوشیار هستند و در صورت ادامه رابطه شما، اصلا نمی‌توانند اعتماد کنند. همسران موفق در این زمینه می‌کوشند تا میان خود و دوستان و همکاران یک حریم بکشند تا چیزی زندگی آن‌ها را تهدید نکند.

بهبود رابطه پس از خیانت  

در بعضی مواقع دل بریدن از نفر سوم برای فرد خیانت‌کار بسیار سخت و غیرممکن است. برای ترمیم رابطه پس‌ از وقوع خیانت لازم است به بعضی از این مسائل بپردازیم :

1) همسر خیانت‌کار ممکن است از پذیرفته شدن توسط همسر خود مطمئن نباشد 

2) همسر خیانت‌کار از برآورده‌ شدن خواسته‌هایش توسط همسر خود مطمئن نیست 

3) همسر خیانت‌کار ممکن است برای نفر سومی که به رابطه واردشده ناراحت و نگران باشد 

متأسفانه بعضی اوقات افراد خیانت‌کار تمایل دارند رابطه خود را با نفر سوم ادامه دهند تا وقتی‌که از همسر خود طلاق گرفتند او را نیز از دست نداده باشند. البته باید توجه کنید که ترمیم رابطه شما با وجود نفر سوم در رابطه ممکن نیست.

4) همسران موفق مسئولیت تمام رفتارهای خود را می‌پذیرند. این جمله به این معناست که هیچ عذر و بهانه‌ای برای ملامت و سرزنش همسر وفادار وجود ندارد. افراد موفق سعی می‌کنند تا از مشاوره و منابع علمی برای غلبه به توجیهات خیانت خود استفاده کنند. آن‌ها قصد دارند تمام اشتباهات خود را جبران کنند. معایب همسر، توجیه پسندیده‌ای برای خیانت نخواهد بود چون هیچ‌کسی آن‌ها را مجبور به برقراری این رابطه مشروع نکرده بود.

5) افراد موفق سعی می‌کنند تا علت خیانت خود را با مشورت یک روان درمانگر شناسایی کنند. تجربیات تلخ کودکی گاه می‌تواند منجر به خیانت کردن فرد در بزرگسالی شود. متأسفانه بعضی افراد خیانت‌کار با این بهانه که با نفر سوم وارد رابطه جنسی کامل‌ نشده اند مسئولیت اشتباه خود را نمی‌پذیرند و یا حتی این‌ موضوع را خیانت نمی‌دانند.

6) افراد موفق با شجاعت کامل به گناه و تقصیر خود اعتراف می‌کنند و برای ترمیم رابطه و جلب اعتماد همسر آسیب‌دیده خود، انگیزه و اشتیاق زیادی از خود بروز می‌دهند وقتی فرد خیانت‌کار مسئولیت اشتباه خود را قبول می‌کند و در مقابل کسانی که به آن‌ها خسارت زده ابراز پشیمانی می‌کند، همسر خیانت دیده آرامش خود را به ‌مرور به دست می‌آورد و از سرزنش کردن همسر خیانت‌کار خود دست برمی‌دارند.

7) همسران موفق در میان صحبت‌های خود، سعی می‌کنند از این عبارات استفاده کنند: من واقعاً از رفتار خود متأسفم، من عمیقاً از آزار رساندن به تو پشیمانم، من در قبال تو مسئول هستم و نباید تو را ناراحت کنم، اگر به گذشته برمی‌گشتم هیچ‌وقت چنین کاری را نمی‌کردم و غیره

این جملات بهتر است از صمیم قلب و با احساس بیان شوند تا همسر شما متوجه عمق پشیمانی شما شود. همسران خیانت‌کار ناموفق، دائماً سعی می‌کنند آسیب وارد شده بر همسر خود را جزئی و کوچک جلوه بدهند و از همسر خود می‌خواهند سریعاً آن‌ها را ببخشد. 

8) همسران موفق در پی رفع آسیب‌های واردشده بر همسر خود هستند. همسران خیانت‌کار در درک همسر خود به دو دسته تقسیم می‌شوند:

 یا از شدت پشیمانی قادر نیستند میزان آسیب وارده بر همسر خود را بفهمند و یا آن‌ قدر بی‌خیال و حق ‌به‌ جانب می‌باشند که نمی‌توانند همسر خود را درک کنند.

البته افراد موفق با علاقه و درک بسیار زیادی به درد دل‌های همسر خود گوش می‌سپارند. این افراد با شنیدن صحبت‌های سوزناک همسر خود، ناراحتی زیادی از خود نشان می‌دهند و سعی دارند همسر خیانت دیده خود را آرام کنند. آن‌ها کاملاً متوجه هستند که صبر و حمایت همه چیز را ترمیم خواهد کرد.

9) افراد موفق نسبت به رنج واردشده بر همسرشان بیشتر از گناه خود، پشیمان و شرمنده هستند. افراد موفق به‌خاطر اندوه همسر خود بسیار غمگین می‌شوند. احساس گناه باید به ‌خاطر زشتی عمل و قبح آن روی دهد و نه به‌خاطر احساس اذیت همسر. فرد ‌خیانت دیده شدیداً احتیاج دارد که مورد همدلی و توجه همسر خود قرار بگیرد و تمایل دارد ندامت شوهر خود را ببیند.

10) همسران واقعی، قادرند به‌ صورت طبیعی با همسر خود همدلی کنند و شهامت عذرخواهی برای ترمیم رابطه خود را دارند. وقتی یک فرد خطاکار احساس پشیمانی کند و نسبت‌ به کرده خود حالت تدافعی بگیرد و در تصورات خود غوطه‌ور شود ،نمی‌تواند آن‌ طور که شایسته است همسر خود را درک کند. همسران موفق آسیب‌های وارده بر همسر خود را به‌ خوبی حس می‌کنند و به‌ خاطر رنج همسر خود نیز ناراحت هستند.

 افراد رنج‌ دیده ممکن است احساسات خود را با کمی پرخاشگری و طغیان بروز دهند. همسران موفق از این پرخاشگری فرار نمی‌کنند و همسر رنج ‌دیده خود را درک می‌کنند. وقتی فردی حریم خانواده را می‌شکند و با کس دیگری رابطه برقرار می‌کند اعتماد همسر خود را نسبت ‌به خود از دست می‌دهد. خیانت درباره همسر خود می‌تواند زندگی شما را نابود کند و جایی برای عذرخواهی و جبران نیز نگذارند. همسران موفق از احساس شک همسر خود عصبانی نمی‌شوند و سعی می‌کنند با ملایمت و خوش‌ رفتاری برای همسر خود اعتماد ایجاد کنند.

11) همسران موفق حساسیت همسر خود را نسبت‌ به افراد، رخدادهای مختلف و همچنین اشیایی که برای او یادآور خیانت همسر خود هستند را مدیریت می‌کنند و سعی می‌کنند هیچ‌ وقت همسرشان را آزار ندهد. برای مواردی که یادآور خیانت همسر هستند و همسر آسیب‌دیده را بیش‌ از پیش آزار می‌دهند همسران موفق با مشورت با همسر خود می‌کوشند این موارد آزاردهنده را از سر راه خود بردارد. مثلاً اگر فرد آسیب‌دیده مشاهده شاهد خیانت همسر خود روی تخت‌ خوابشان بوده تمایل دارد تا آن تختخواب را از خانه بیرون ببرد. همسران موفق نیز در مقابل این این تجربیات مقاومت و پرخاشگری نمی‌کند.

اگر همسر خیانت‌کار با این کارها مخالفت کند اوضاع از وضعیت فعلی خراب ‌تر می‌شود و فرآیند اعتمادسازی انجام نمی‌پذیرد. همسران موفق در برخورد با چنین موقعیت‌هایی سعی می‌کنند عوامل ناراحت‌کننده را از بین ببرند و بعد با انجام کارهای جبران‌کننده مانند خرید کادو، مسافرت و غیره  اعمال بد خود را جبران کنند و در نتیجه همسر آسیب ‌دیده احساس آرامش پیدا می‌کند و کم‌کم اعتماد می‌کند.

12) همسر آسیب‌دیده باید در مقابل رابطه همسر خود با افرادی که سابقه خوبی ندارند و موجه نیستند کمی حساس باشد، دوستانی که خیانت همسر شما را تایید می‌کنند و یا خود در آن نقش دارند برای رابطه‌ شما کمی خطرناک هستند. همسر موفق سعی می‌کنند تا از چنین دوستان دوری کند و با افراد موجه معاشرت کند. همسر موفق به انجام چنین کارهایی برای قلب رنجور همسر خود احترام قائل می‌شوند و بذر اعتماد را در دل او می کارد. اگر هر دو زوج به‌ صورت هم‌ زمان یا به فاصله بسیار کمی به همدیگر خیانت کرده باشند، موقعیت بهبود سخت و پیچیده‌ای خواهند داشت. این نوع زوج‌ها همدیگر را عصبانی می‌کنند، مخصوصاً اگر یکی از آن‌ها تلاش کند تا یکی را متقاعد کند که رنج بیشتری را متحمل می‌شود و یا همدیگر را محکوم می‌کنند که کار تو بدتر از من بود. در این موارد سعی می‌کنیم آن‌ها را به توافق برسانیم.

  • هیچ مقایسه‌ای نباید صورت بگیرد 
  • رنج زوجین به‌ صورت جداگانه باید بررسی شود 

خیانت به هر شکلی باشد ناراحت‌کننده و آسیب ‌زاست. هر دوی آن‌ها حق دارند آرامش خود را به دست بیاورند و طرف مقابل باید از آن‌ها عذرخواهی کند. این نوع همسران باید به نوبت حرف‌های همدیگر را بشنوند و از هم عذرخواهی کنند و به همدیگر اطمینان بدهد می‌تواند دوباره زندگی پر آرامشی را شروع کنند.

13) همسران موفق همواره می‌کوشند تا از حال همسر خود باخبر شوند و نسبت ‌به وسواس‌های فکری همسر خود مطلع هستند. همسران ناموفق تلاشی برای حل تعارضات ذهنی همسر خود نمی‌کنند و امید دارند تعارضات به‌ صورت جادویی و به‌ یک‌ باره حل شود. این افراد از صحبت کردن درباره مشکلات اکیداً خودداری می‌کند و معتقد هستند صحبت در این موارد همه‌چیز را بدتر می‌کند. در صورتی‌ که در اشتباه هستند صحبت در این موارد برای همسر آسیب‌ دیده تا حدودی التیام‌بخش است.

در ذهن همسر آسیب ‌دیده دائماً فکر و تصورات مربوط به خیانت درحال پخش است. معمولاً اکثر کسانی که خیانت می‌بینند برای مدتی به وسواس فکری مبتلا می‌شوند و در ذهن خود با این افکار ناراحت‌کننده درحال جنگ و درگیری هستند.

تصویرسازی خیانت همسر افراد را دچار تنش‌های روانی می‌کند و باعث می‌شود رنج بسیار زیادی را تحمل کنند. خیانت در این موارد باعث می‌شود همسر خیانت دیده دائماً برای خیانت گوش ‌به‌ زنگ باشد و محیط را بازرسی کند. این افراد آن‌قدر ازنظر عصبی ضعیف می‌شوند که با شنیدن کوچک‌ ترین صدایی مانند زنگ در، زنگ تلفن و غیره ممکن است از جا بپرند و بخواهند تماس و رفت ‌و آمدهای شما را کنترل کنند.

همسران آگاه و موفق نیز به این اعمال همسر خود خرده نمی‌گیرند و درک می‌کنند که او در شرایط خوبی نیست.

بازسازی و ترمیم رابطه پس‌از خیانت

عدم برقراری رابطه جنسی بعد از وقوع خیانت توسط زوجین، یکی از علل بروز مشکلات برای زوجین به حساب می‌آید که خیلی از خانواده‌ها از این مساله شکایت دارند.

اکثر افراد با این سوال مواجه خواهند شد که آیا لازم است زندگی مشترک را ادامه دهیم و آن را دوباره بسازیم، یا باید به آن برای همیشه خاتمه دهیم. شاید شما هم تصور کنید اکثر خیانت‌ها در نهایت به طلاق زوجین منجر می‌شود اما با این‌ وجود بسیاری از زوجین در نهایت تصمیم می‌گیرند زندگی مشترک خود را دوباره و از اول بسازند و با راهنمایی‌های یک متخصص موفق نیز خواهند شد. البته همیشه شرایط یکسان نیست و در بعضی مواقع طلاق برای یک رابطه حکم درمان و تنها چاره را دارد. 

ماندن و ساختن یا طلاق

برگشت به شرایط قبلی بعد از خیانت همسر، یک چالش سخت است که نمی‌توان برای آن سریعاً تصمیم گرفت. بازسازی یک رابطه مستلزم همکاری و تفاهم دو طرفه است. از قبل از اینکه هر تصمیمی در این ‌باره بگیرید بهتر است از خود بپرسید: 

در کجای این رابطه ایستاده‌اید

آیا این زندگی مشترک ارزش ماندن و جنگیدن دارد؟

آیا به خیانت تسلیم شده‌اید یا می‌خواهید از این راه برگردید؟

البته شروع دوباره زندگی مشترک پس‌ از خیانت، پروسه زمان ‌بر است که دو طرف رابطه را یک زوج آسیب‌پذیر و رنجور تشکیل داده اند. شروع این روند درمانی وقتی عملی  می شود که همسر خیانت‌کار از کرده خود پشیمان باشد و برای تلاش اشتباهات خود اقدام کند. اگر شما نیز قصد دارید خیانت همسر خود را ببخشید و زندگی مشترک خود را نیز متولد کنید بهتر است از پاسخ موارد زیر اطمینان پیدا کنید.

۱)آیا رابطه همسر شما با نفر سوم کاملاً خاتمه ‌یافته؟

۲)آیا نسبت ‌به وفاداری و خیانت دوباره همسر خود مطمئن هستید؟

۳)چطور اطمینان پیدا کرده اید که خیانت همسر شما ادامه ندارد؟ 

۴)آیا می‌توانید به همسر خود اعتماد کنید و این رابطه را دوباره بسازید؟

ممکن است طی این پروسه طولانی نسبت ‌به همدیگر مشکوک شوید و یا احساس کنید نسبت ب همسر خود هیچ اعتمادی ندارید. از این موضوع نتیجه می‌گیریم که اگر قصد دارید در این مسیر وارد شوید لازم است ارزش رابطه خود را کاملاً محک بزنید. برگشت به زندگی مشترک پس‌ از خیانت تواضع و اعتماد به‌ نفس، پشتکار و صداقت زیادی می‌طلبد.

مراحل موثر برای از نو ساختن زندگی پس‌ از خیانت همسر

 برای این‌که پس‌ از وقوع خیانت به زندگی مشترک خود بازگردید باید مراحل بازسازی را آغاز کرده باشید اگر این سه مرحله را با همکاری همدیگر و با موفقیت پشت سر گذاشته می‌تواند به این زندگی اعتماد کنید 

۱) صداقت

 در شروع دوباره یک زندگی  صداقت از اهمیت زیادی برخوردار است و می‌توان گفت عدم وجود آن زندگی را بی ‌معنی می‌کند. همسر خیانت‌کار لازم است ماجرای خیانت را با جزئیاتش برای همسر خود توضیح داده و نسبت ‌به آن عمیقاً احساس پشیمانی کند. اگر همسر خیانت‌کار کوتاهی‌های همسر خود را علت خیانت بداند، یعنی هنوز صلاحیت دوباره زندگی را پیدا نکرده. از طرف دیگر نباید احساسات خود را به همسرش بگوید و سوالات خود را درباره همه‌چیز مطرح کند چون ممکن است تحمل شنیدن جزئیات رابطه برای شما سخت باشد اما لازم است آن را بدانید تا برای شروع یک رابطه جدید آماده و مهیا باشید. زوجین باید نقاط آسیب‌پذیر خود و یکدیگر را بشناسند و توقعاتی که از هم دارند را نیز بدون هیچ پنهان ‌کاری بازگو کنند.این مرحله باید بعد از اعلام پشیمانی همسر صورت بگیرد. 

۲) تعهد

خیانت کردن تعهد میان زوجین را پایمال می‌کند. پس لازم است دوباره به همدیگر تعهد دهید همسری که خیانت کرده لازم است تعهد دهد که برای او زندگی مشترک اولویت دارد و تا همیشه به همسر و فرزندان خود وفادار است. بخشیدن خیانت و زنده شدن روابط زناشویی بعد از ایجاد تعهد ایجاد خواهد شد. طی این مرحله زوجین می‌آموزند باید چگونه چالش‌های زندگی را حل کنند و مشکلات زناشویی را به خارج از خانه منتقل نکند. 

۳) صمیمیت

وقتی صمیمیت عاطفی و جنسی به خانه برگردد رابطه زوج نیز به‌ گرمی سابق خواهد شد. در مرحله آخر بازسازی رابطه زوجین باید مطمئن و مصمم باشند که تا آخرین لحظات زندگی در کنار هم بمانند و روابط خود را صمیمانه باقی نگه دارند البته صمیمیت جنسی زوجین هنگامی ایجاد می‌شود که صمیمیت عاطفی زوجین بجا باشد و صمیمیت عاطفی زوجین موجب می‌شود رابطه دچار ضعف نشود.

چگونه خیانت همسر خود را ببخشیم

شروع دوباره رابطه با بخشش و گذشت آغاز می‌شود. اگر قصد دارید در رابطه بمانید لازم است گذشت کنید و به جلو حرکت کنید. آیا مطمئن هستید می‌توانید کاملاً همسر خود را ببخشید برای بخشیدن خیانت به جلوی آینه بروید. 

بخشش تا حدود زیادی نیازمند زمان است پس نباید توقع داشته باشید سریعاً بتوانید با آن کنار بیایید و همسر خود را ببخشید، برای اینکه بخشش راحت‌تر و سریع‌تر انجام شود لازم است مشکلات زناشویی و اختلافات خود را بررسی کنیم و متوجه شویم چه چیزی زمینه ‌ساز خیانت بوده ‌است.

می‌توان گفت وقتی خیانت صورت می‌گیرد هر دو نفر در بروز آن دخیل هستند، چون معمولاً برخی مشکلات بسترساز خیانت در آینده می‌شود، پس اگر فکر می‌کنید تمام خود را در رابطه خرج کرده‌اید ولی خیانت اتفاق‌ افتاده پس بنابراین، دلیل خیانت هوس و تنوع ‌طلبی فرد بوده و در نتیجه ماندن شما در این رابطه و بازسازی آن بی‌فایده خواهد بود.

باید عملکرد خود را صادقانه بررسی کنید

 آیا شما و عملکردتان هیچ نقشی در ایجاد خیانت نداشته‌اید؟ وقتی سهم خود در خیانت همسرتان را متوجه شوید بخشش او راحت‌تر خواهد شد.

سریعاً نبخشید

بخشش باید در زمان مناسب انجام شود، سعی نکنید برای این کار عجله کنید زیرا عجله در خیانت، بخشش را بی‌ارزش آسان جلوه می‌دهد و موجب می‌شود خیانت دوباره و حتی چند باره تکرار شود.

 باید زمانی خیانت همسر خود را ببخشید که همه مسائل را حذف کرده‌اید و با آن‌ها کنار آمده‌اید، پس به خودتان زمان دهید تا بتوانید با خیال راحت نسبت به همه چیز تفکر کنید.

 چگونه اعتماد از بین‌ رفته بعد از خیانت را ترمیم کنیم

اعتماد مهم‌ترین فاکتور یک رابطه زناشویی است که به‌ مرور زمان ایجاد می‌شود و وقتی خدشه ‌دار شود ترمیم آن به ‌سادگی نخواهد بود. اعتماد در یک زندگی در نتیجه توجه، احترام و احساس امنیت ایجاد می‌شود. اعتماد به این معناست که همسر را کاملاً بشناسید و احتیاج به بررسی رفتار او نداشته باشید. وقتی به همسر خود اعتماد دارید و خیانت صورت می‌گیرد تصویر خوب او به کل خراب می‌شود و بازسازی آن به‌ راحتی نخواهد بود .

بعد از خیانت فرد حس امنیت، داشتن حامی و باارزش بودن را از دست می‌دهد و در عوض سرشار از ترس و اضطراب می‌شود. ترمیم اعتماد بعد از خیانت همسر از دشوارترین مراحل برای بازگشت به زندگی مشترک است. برای ترمیم این رابطه باید زمان و انرژی زیادی مصرف کنید چون همه‌چیز ویران‌شده و باید همه‌چیز را از نو بسازید. در ادامه راهکارهای معرفی خواهیم کرد و بازسازی اعتنا به شما کمک خواهد کرد.

۱)توجه به دلایل و بهانه‌های خیانت کردن

دل‌جویی سریع خیانت، تمرکز همسر خیانت دیده را مختل می‌کند، از طرفی فراموش کردن آن نیز برای رابطه شما قدم مثبتی نیست. فهمیدن علت دروغ‌گویی و خیانت از زبان شخص خیانت‌کار شما را یاری می‌کند تا تصمیم بگیرید دوباره به او اعتماد کنید یا خیر. در اغلب موارد همسرانی که به همسر خود خیانت کرده‌اند سعی می‌کنند موضوع را از همسر خود پنهان کند و زندگی مشترک خود را از دست ندهند، اما این پنهان‌کاری به‌ هیچ‌وجه قابل‌ توجیه نیست وقتی همسر شما ابراز پشیمانی کرد و آن را نزد شما اعتراف کرد فرآیند اعتمادسازی آسان‌تر می‌شود. 

۲)بیشتر با هم ارتباط داشته باشید

ارتباط برقرار کردن با همسر پس‌ از وقوع خیانت به نسبت قبل سخت‌تر خواهد بود، چون هر دو طرف ترجیح می‌دهند از همدیگر دور شوند این دور شدن باعث می‌شود بازسازی رابطه صورت نگیرد. در این‌ صورت زوجین باید درباره‌ی احساسات و رنجی که متحمل شدند با هم حرف بزنند تا زودتر به همدیگر اعتماد پیدا کنند وقتی در این مرحله است نباید چیز پنهانی بین شما وجود داشته باشد.

۳)تمرین برای بخشش پس‌ از وقوع خیانت

تمرین برای بخشش پس‌ از وقوع خیانت یکی از مهم‌ترین عواملی است که موجب می‌شود اعتماد از بین رفته کم‌کم احیا شود. زوجین باید همسر خود را کاملاً ببخشند و او را ملامت نکنند. بخشش به شما کمک می‌کند تعارضات و فشارهای ذهنی خود را از بین ببرید و با خیال آسوده به زندگی مشترک خود ادامه دهید. بخشیدن به این معنی نیست که خیانت را کوچک بشمارید شما بخشیدن قدرت خود را در حل مشکلات و همسر خود نشان می‌دهید چون با بخشش همسر خود بگو زمان می‌دهید تا با اشتباهات خود کنار بیاید و از آن اشتباه عبرت بگیرد.

۴)سکوت کردن ممنوع

وقتی قصد دارید زندگی مشترک خود را دوباره آغاز کنید باید هر ابهامی دارید بررسی کنید. اگر موضوعات مطرح نکرده و سر به ‌مهر باقی بماند با گذشت زمان سخت‌تر و بزرگ‌تر خواهند شد.

۵)به همدیگر فرصت دهید

بازسازی اعتماد بعد از وقوع خیانت همسر یک پروسه بسیار طولانی است پس لازم است در این‌ باره با همسر خود صمیمانه و صبورانه رفتار کنیم.

۶)توجه به نیازهای همسر خیانت دیده

شما باید به نیازهای فرد خیانت دیده توجه کنید و بی ‌تفاوت نباشید. اگر همسر شما تقاضا کرد تا بیشتر از خیانت خود و ماجرای آن بگویید از این کارتان امتناع نکنید، صداقت شما موجب می‌شود این اعتماد سریع‌تر شکل بگیرد البته ممکن است این‌ نیاز غیرمنطقی به‌ نظر برسند مثلاً همسر شما درخواست کند گوشی موبایل یا لپ‌تاپ شما را بررسی کند در این‌ صورت نباید مقاومت کنیم و با مهربانی خواسته او را اجابت کنید. 

آیا فراموش کردن خیانت امکان‌پذیر است

خیانت در ذهن فرد خیانت دیده خلأ و آسیب ایجاد می‌کند که جبران آن به‌ راحتی امکان‌پذیر نیست اما فراموش کردن آن نیز غیرممکن است در واقع شما زمانی قادرید خیانت همسرتان را فراموش کنید که او را کاملاً بشناسید و با این قضیه کنار بیایید. 

زوجین موظف‌ هستند که نسبت‌ به شناخت خود نیز اقدام کنند و برای ارتقای شخصیت خود عمیقاً تلاش کند شما وقتی می‌توانید خیانت همسر خود را فراموش کنید که قبلاً او را بخشیده باشید اگر به این صورت نباشد خیانت فراموش نمی‌شود و در گوشه‌ای از ذهن پنهان می‌شود شما باید مشکلات اساسی زندگی خود را بشناسید و درصدد رفع آن‌ها برآیید.

آیا بعد از خیانت دوباره عشق میان زوجین به وجود می‌آید؟

بازسازی رابطه عاطفی پس‌ از خیانت شدیداً دردناک است پس لازم است در این مسیر آماده و مجهز باشید.

 دل‌جویی همسر خیانت‌کار بعد از خیانت درواقع اولین قدم برای بازسازی رابطه است. برای بهتر پیمودن این مسیر حتما این موارد را در نظر داشته باشید:

۱)همسر خیانت‌کار باید قول بدهد که رابطه خود را با نفر سوم قطع کند.

۲)هر دو طرف باید به‌ یکدیگر تعهد دهند که یکدیگر را اولویت زندگی قرار دهند.

۳)اگر نفر سوم تلاش کرد ارتباطی با همسر خیانت‌کار برقرار کنند همسر خیانت‌کار باید این‌ موضوع را سریعاً به همسر خود اطلاع دهد.

۴)فرد خیانت‌کار باید همه جزئیات رابطه خود با نفر سوم  را شرح دهد و چیزی را پنهان و مخفی نکند. 

۵)همسر خیانت‌کار باید به همسر خود نشان دهد تا چه اندازه نسبت‌ به او توجه دارد و برای او عزیز است.

۶)هر دوی زوجین باید به مهارت گوش دادن توجه ویژه داشته باشند گوش دادن یعنی من نسبت‌ به تو بی‌اهمیت نیستم.

۷)همسر خیانت‌کار باید با عمل خود نشان دهد مسئولیت خطاهای خود را پذیرفته و از او عذرخواهی و دل‌جویی می‌کند.

۸)زوجین نباید در این مسیر عجله داشته باشند.

۹)زوجینی که آسیب‌ دیده‌اند و غم بزرگی در سینه دارند نباید این احساسات منفی خود را سرکوب کنند.

موفقیت در این مسیر به وسیله یک متخصص محقق می‌شود.

چه زمانی می‌گوییم طلاق تنها راه چاره است ؟

ما نمی‌توانیم برای همه رابطه‌های خراب‌شده دستور ترمیم و بازسازی بدهیم چون شرایط ها با هم متفاوتند. در بعضی مواقع همسر خیانت‌کار از کرده خود پشیمان نیست و یا خود را مقصر اصلی این قضیه نمی‌داند. در این شرایط نباید برای حفظ زندگی بیهوده تلاش کنید.

 چهار عامل نشان می‌دهد تلاش شما برای نگه داشتن این زندگی بیهوده است:

۱) وقتی همسر خیانت‌کار از اعمال خود دفاع می‌کند

وقتی همسر شما مسئولیت اشتباه خود را نمی‌پذیرد نباید بیهوده تلاش کنید.

۲)رابطه همسر شما با نفر سوم همچنان ادامه دارد

 تا وقتی رابطه نامشروع آن‌ها ادامه‌دار باشد تلاش برای حفظ این زندگی کاملاً بی‌معنی است اگر همسر شما ادعا می‌کند قصد دارد این رابطه را به‌ مرور قطع کند بهتر است تلاشی برای حفظ این رابطه نکنید. 

۳)همسر خیانت‌کار برای حفظ زندگی شما تلاشی نکند

بی‌تفاوتی همسر شما نسبت‌ به وضع زندگی نشان می‌دهد بین شما احساسی وجود ندارد و عمر رابطه شما سر رسیده‌ است. 

۴)دروغ و پنهان‌کاری

 اگر همسر شما همچنان نسبت‌ به مسائلی پنهان‌کاری می‌کند یا دروغ می‌گوید پس برای شما فرد مناسبی نیست و نباید تلاش کنید به او دوباره نزدیک شوید.

جمع‌بندی

 گاهی زوجین تصمیم می‌گیرند زندگی مشترک خود را پس‌ از وقوع خیانت بازسازی کنند و همه‌چیز را از نو شروع کنند. البته این مسیر بسیار طولانی و زمان‌بر است و مشورت با یک متخصص در این زمینه الزامی است. هر دوی زوجین با آمادگی باید آمادگی خود را در این زمینه اعلام کند و هر دو برای این زندگی تلاش کنند اگر این تلاش یک ‌طرفه باشد همه‌چیز بیهوده خواهد بود.

منبع : بازسازی رابطه بعد از خیانت | بازگشت به زندگی عادی 

عواقب دروغ گفتن در رابطه| آیا همسرم به من دروغ می گوید؟

دروغ گفتن سراسر ضرر خواهد بود. شاید بتواند یک رابطه دوستانه را برای همیشه خراب کند، شاید آینده شغلی شما را به خطر بیندازد و یا شاید زندگی مشترک را از هم بپاشد.

نکاتی در این باره که بد نیست بدانیم:
اگر احتمال می دهید کسی در حال دروغ گفتن به شما است به این موارد توجه کنید تا زود قضاوت نکنید.
۱)همیشه پایه و اساس هر حرفی را بسنجید.
۲)همیشه به یاد داشته باشید که تشخیص فریب ۲ نوع خطر در بر دارد.

باور کردن دروغ_ باور کردن حقیقت یعنی امکان دارد  هنگامی که شک کردید کسی راست می گوید یا در حال دروغگویی است دچار تشخیص اشتباهی می شوید. پس باید آگاهانه و با تمرکز عمل کنید.
۳)ندیدن نشانه های دروغ دلیل راست بودن حرف ها نیز نمی تواند باشد، البته علائم دروغگویی نیز همیشه بیانگر دروغ فرد نیست، بسیاری اوقات با اینکه افراد در حال راستگویی هستند دروغگو به نظر می آیند.

۴)پیش فرض های قبلی که نسبت به فرد داشتید را در مغز خود پیدا کنید.
البته باید ترتیبی صورت دهید تا این قضاوت ها بر نتیجه گیری های شما تاثیری نگذارد.
مثلا وقتی نسبت به آن فرد احساس حسادت کردید نباید او را دروغگو بخوانید. 

سرنخ های مشترک میان صداقت و دروغگویی

در این قسمت قصد داریم سرنخ هایی را به شما معرفی کنیم که دروغگویی فرد را به شما ثابت کنند. البته صد در صد نمی توان به آن ها اتکا کرد اما شما را به هدف نزدیک تر خواهند کرد. 

این سرنخ ها کدام هستند؟
۱)کش دادن صحبت و به بیراهه کشاندن آن
۲)مکث و وقفه انداختن بین کلمات به عبارتی حرف های برنامه ریزی نشده
۳)تپق زدن و خطاهای گفتاری بسیار
۴)دستپاچه شدن چهره و جسم فرد

توجه داشته باشید که تمام موارد بالا ممکن است ویژگی های رفتاری یک نفر نیز باشند.

عوارض جسمانی دروغ بر بدن انسان

شاید گمان نمی کردید که دروغگویی جسم شما را نیز تحت الشعاع قرار دهد!
مثلا در این باره می توان گفت وقتی کسی حرف دروغی از دهان خود خارج می کند بلافاصله در مغز او هورمون کورتیزول آزاد می شود و چند دقیقه بعد، حافظه سعی می کند تا هم قسمت راست و هم قسمت دروغ ماجرا را به یاد بیاورد که بسیار سخت خواهد بود.
ضرب المثل دروغگو کم حافظه است صحت این قضیه را نشان می دهد. 

احساس اضطراب بعد از دروغگویی

احساس استرس بعد از دروغگویی یکی دیگر از عواقب جسمی و روانی دروغگویی است.
در این حالت فرد نسبت به دروغ هایی که به اطرافیان گفته نگران و مضطرب می شود.
در بعضی مواقع فرد دروغ گو سعی می کند از این به بعد با کسی که به او دروغ گفته با مهربانی بیشتری رفتار کند یا اینکه تصمیم بگیرند بر عکس این قضیه اتفاق بیفتند.
گاهی اوقات نیز فرد در مقابل دروغ گویی خود بهانه تراشی می کند مثلا می گوید: من به این دلیل به او دروغ گفتم چون‌ او مرا قبلا به فلان کار مجبور کرده بود.
استرس های ناشی از دروغ گویی می تواند مشکلات جسمی زیادی برای شما به وجود بیاورد.
مشکلات فشارخون و سردردهای شدید یکی از مشکلات از این قبیل هستند. گاهی اوقات دروغ گویی سیستم گوارشی افراد را نیز تحت الشعاع قرار می دهد.
ابتلا به اسهال، یبوست، هضم نشدن غذا و اسپاسم عضلانی و غیره در نتیجه دروغگویی فرد را دچار مشکل خواهد کرد.
طبق یک پژوهش در نوتردام که درباره عواقب دروغگویی بوده، نتایج زیر به دست آمده است.
در این پژوهش ۱۱۰ نمونه به صورت داوطلبانه مورد بررسی قرار گرفته و از میان آن ها نصف آن ها پذیرفتند که از این به بعد دروغ نگویند و نصف آن ها هیچ واکنشی نشان ندادند.
در آخر ۱۰ هفته گروهی که قرار بود دروغ نگویند۵۴ درصد کمتر دچار خستگی و پیچیدگی های ذهنی شده بودند و ۵۶ درصد کمتر به بیماری های جسمی مثل سردرد، سرگیجه و دل درد و مشکلات گوارشی مبتلا شده بودند.

از کجا متوجه شوم همسرم به من دروغ می گوید؟

صداقت داشتن یکی از موارد مهمی است که به هنگام ازدواج به داشتن آن توجه ویژه ای داریم. در نتیجه ی صداقت افراد به همدیگر اعتماد می کنند. البته اعتماد کردن به آسانی نیست. از دست رفتن آن می تواند طی چند ثانیه اتفاق بیفتند. هیچ کسی تمایل ندارد با یک شخص دروغگو در رابطه باشد حتی کسی که به اصطلاح خودش دروغ مصلحتی می گوید هم آدم قابل اعتمادی نخواهد بود. در ادامه بیشتر به مسئله دروغ گویی خواهیم پرداخت. 

دروغ در رابطه

وقتی دو نفر با هم رابطه عاطفی برقرار می کنند پس از مدتی به هم اعتماد می کنند. این اعتماد تا زمانی که همدیگر را فریب ندهند باقی خواهد ماند. همه انسان ها از شنیدن دروغ متنفر هستند. دروغ گفتن مثل افتادن در یک چاه عمیق است و بیرون آمدن از آن بسیار بسیار سخت است. در واقع می توان اینطور گفت که گفت یک دروغ، دروغ های دیگر را به دنبال خود می آورد و همین امر موجب ایجاد بدگمانی و بیماری پارانویا میان زوجین می شود.


خیانت تنها رابطه جنسی نامتعارف نیست. گاهی اوقات دروغگویی و پنهان کاری هم می تواند خیانت به همسر حساب شود. متخصصان این حوزه معتقد هستند اگر دائما در حال دروغ شنیدن از همسر خود هستید باید در رابطه با این موضوع تصمیمی جدی اتخاذ کنید. 

دلایل عمده دروغ گفتن در رابطه

معمولا انسان از سن ۲ سالگی به بعد می آموزد تا درباره مسائل مختلف به اطرافیان خود دروغ بگوید‌. شاید والدین تصور کنند این قبیل دروغ ها اقتضای سن کودک است. در آینده مشکلی ایجاد نخواهد شد اما اگر این دروغ ها تحت بررسی قرار نگیرند و ممکن است با سن کودک بزرگتر و بیشتر شوند.
دروغ گفتن دلایل مختلفی دارد. برخی از این دلایل عبارتند از:
۱)تلاش برای حفظ احساسات‌ شخص متقابل
۲)پیشگیری از دعوا یا خجالت
۳)ترس از طرد شدن توسط اطرافیان
۴)ترس از واکنش اطرافیان
۵)ترس از رو شدن موضوعی که از بقیه پنهان شده
۶)کنترل وضعیت فعلی و ترس از متشنج شدن آن
۷)تلاش برای خوب جلوه دادن خود
۸)تمایل به تغییر در شکل رابطه

از کجا متوجه شوم همسرم به من دروغ می گوید؟

با شناسایی این نشانه ها می توانید متوجه شوید همسر شما نیز قصد دروغ و پنهانکاری دارد یا خیر البته توجه داشته باشید که این نشانه ها احتمالی هستند و قطعیتی نخواهند داشت. برخی از این موارد عبارتند از:
۱)فرار از تماس های چشمی و نگاه کردن به طرفین وقتی در حال صحبت کردن با او هستید.
۲)ناهماهنگی زبان بدن و حالات چهره
۳)انکار پشت سر هم اتهاماتی که بر او وارد می شود
۴)دست به سینه شدن فرد و انداختن پا بر روی پا
۵)ساختن ژست تدافعی
۶)رفتار کردن غیر عادی مثل شخصی که سلامت روان ندارد
۷)عدم استفاده از ضمایر به هنگام صحبت کردن
۸)شانه بالا انداختن
۹)بازی کردن با موها
۱۰)توضیح بیش از حد انتظار
۱۱)حالت خمیده و افتاده گرفتن
۱۲)حرکات دست بیش از اندازه
۱۳)آرامش داشتن بیش از حد طبیعی
۱۴) بالا و پایین کردن تن صدا و استفاده نا متعارف از کلمات
۱۵)جلوگیری از لمس همسر حین صحبت کردن

جلوگیری از دروغ گفتن در رابطه

یک دروغ و یا پنهان کاری می تواند اعتمادی که سال های سال ساخته شده را تخریب کند. صداقت یکی از مهم ترین ارکان زندگی مشترک است و عدم آن می تواند رابطه زوج را به نابودی بکشاند. وقتی یک فرد تصمیم می گیرد دروغ بگوید باید این را بداند که عمر رابطه شان طولی نخواهد کشید.
اگر تمایل دارید رابطه خود را با همسر خود حفظ کنید و آن را به بهترین شکل ممکن در آورید سعی کنید دروغ و خیانت را کنار بگذارید تا همسر شما با خیال راحت به شما اعتماد کند.


اگر قصد دارید دروغ گویی را برای همیشه کنار بگذارید موارد زیر می تواند به شما کمک کند:
۱) سعی کنید به شریک زندگی خود اعتماد کنید
بعضی اوقات افراد دروغ می‌گویند چون به شریک زندگی خود اعتمادی ندارند. اگر شما هم جزو این دسته افراد هستید چون می ترسید افراد با شما مخالفت کنند بهتر است رویه خود را تغییر دهید. نسبت به واکنش های همسر خود اعتماد کنید. البته اگر دوست دارید رابطه تان ادامه دار باشد و به پایان نرسد! 

2) قابل اعتماد باشید

هر دوی شما باید افراد مطمئن و قابل اعتمادی باشید. اگر حس می کنید تضمینی نیست که به نسبت همسر خود خیانت نکنید، بهتر است هیچ وقت سعی نکنید در رابطه ی عاطفی ای وارد شوید. 

3) تا ۵ بشمارید و به سرعت حقیقت را به همسر خود بگویید

اگر کاری انجام داده اید که تمایل دارید آن را از همسر خود پنهان کنید تا شماره ۵ در وجود خود بشمارید و بعد همه حقیقت را به او اعتراف کنید. طی آن ۵ ثانیه خود را برای اعتراف این حقیقت آماده خواهید کرد. شما با این کار به همسر خود  حس اعتماد را هدیه می‌کنید. اگر سعی کنید حقیقت را از همسر خود پنهان کنید شرایط از وضع فعلی هم بدتر خواهد شد. 

4) سعی کنید با شریک زندگی خود همدلی کنید

وقتی هوس کردید دروغ جدیدی به همسر خود بگویید برای چند دقیقه هم که شده خود را به جای او تصور کنید. آیا خود شما دلتان می خواهد جای او باشید و دروغ بشنوید؟ آن هم از شریک زندگی تان! دوست دارید خیانت ببینید؟
با این کار متوجه می شوید مورد خیانت و دروغ واقع شدن چه بی اندازه دردناک است و ممکن است همین دلسوزی شما را از این عمل زشت بازدارد

5) تلاش کنید تا دروغگویی را از سبک زندگی خود به کل حذف کنید

اگر حس می کنید دروغ گفتن برای شما به یک عادت تبدیل شده می توانید ان را به کل از روش زندگی خود حذف کنید. این کار در وهله اول به نفع شما خواهد بود زیرا به شما کمک می‌کند انسان بهتر و مفیدتری باشید. 

عواقب سنگین و جبران ناپذیر دروغ گویی به همسر

معمولا اکثر زوج ها تمایل دارند رابطه عاشقانه خود را به بهترین شکل ممکن حفظ کنند اما گاهی اوقات خود زوجین با بعضی کارهای ناشایست مانند دروغ گویی اعتماد موجود در رابطه را تخریب می کنند و رابطه را به پایان می رسانند.
دروغ گفتن ممکن است به بهانه های مختلفی انجام پذیرد اما به هر دلیلی باشد توجیه پذیر نخواهد بود.
دروغ گویی از زمره مشکلاتی است که به هیچ‌وجه قابل چشم پوشی نیست زیرا هیچ اتفاقی از افراد دروغ گو بعید نیست.

به نظر شما زوجین به چه دلایلی به هم دروغ می گویند؟

اولین دلیلی که به ذهن هر کس می رسد، حس حسادت است که آنان را مجاب می کند که دروغ بگویند.
دومین دلیل که کمی هم عجیب به نظر می رسد عادت است! برخی افراد عادت کرده اند که درباره هر چیزی دروغ بگویند و آن قدر این کار تکرار شده که بعضی اوقات بی اختیار این‌ کار را می کنند. این مسئله اصلا قابل چشم پوشی نیست و بهتر است هر چه سریعتر برای رفع آن اقدام شود.
بعضی اوقات نیز ممکن است افراد برای حفظ منافع شخصی خود دروغ بگویند. 

عوارض دروغ گفتن به همسر

از بین رفتن اعتماد همسر

با دروغ گفتن اعتماد همسر شما از بین می رود حتی اگر به گفته خودتان فقط یک بار به او دروغ گفته باشید زیرا به تمام حرکات شما از این لحظه به بعد بدبین خواهد شد. اگر اعتماد همسرتان برای شما اهمیت دارد از دروغ گویی جدا پرهیز کنید.

احترام بینتان از بین می رود

وقتی شما به همسر خود دروغ می‌ گویید در واقع شخصیت خود را در نظر او تخریب می کنید. زندگی مشترک بدون وجود احترام معنی ای نخواهد داشت پس نباید اعتماد را خدشه دار کنید. 

بی اعتنایی همسر از عوارض دروغ گفتن به همسر

وقتی یکی از زوجین مدام از دیگری دروغ و پنهان کاری ببیند نسبت به سخنان و رفتارهای او بی اهمیت خواهد شو. مسلما هیچ کس دوست ندارد با بی اعتنایی های همسر خود مواجه شود‌. 

منبع : عواقب دروغ گفتن در رابطه| آیا همسرم به من دروغ می گوید؟