۱۰ مورد از مهمترین مفاهیم روانشناسی که افراد نسبت به آن مطلع نمی باشند

10 مورد از مهمترین مفاهیم روانشناسی که افراد نسبت به آن مطلع نمی باشند psychology

کانون مشاوران ایران : ۱۰ مورد از مهمترین مفاهیم روانشناسی که افراد نسبت به آن مطلع نمی باشند

افراد در چه بخش هایی از شناخت رفتار انسانی دچار اشتباه می شوند؟

در این مقاله یک مورد جالب توجهی در رابطه با روانشناسی بحث شده است:

اکثر افراد صرف نظر از پس زمینه آموزشی، احساس می کند که در بیشتر زمینه ها کارشناس می باشند. این مورد در رابطه با بیوشیمی، مهندسی ژئو مکانیک یا اختر فیزیک مصداق ندارد.

من به عنوان یک فردی که در هر دو حوزه روانشناسی انسانی و  دیدگاه عملی برای یک زندگی تخصص دارم – و  به عنوان یک فردی که صرفا می خواهد موارد صورت گرفته در افراد را شناسایی کند – به این نتیجه گیری دست یافته ام.

تمامی افرادی که در زمینه روانشناسی دارای درجه دکترا می باشند، استعداد مناسبی در شناخت شرایط انسانی ندارند. تعدادی زیادی از موارد “غیر روان شناختی” وجود دارند که نقش مهمی را در ماهیت رفتار انسانی دارند.

من به عنوان فردی که در بدنه رشته رسمی روانشناسی علمی فعالیت می کنم و هم به عنوان فردی که در این زمینه و طی چند دهه در کلاس های سطح دانشگاهی تدریس کرده ام، معتقد هستم که تصورات غلط رایج زیادی در رابطه با روانشناسی انسانی وجود دارد.

علاوه بر این، یک سری مفاهیم روانشناسی در این زمینه وجود دارد که شناخت آن برای دانشجویان روانشناسی هم سخت می باشد.

10 مورد از مهمترین مفاهیم روانشناسی که افراد نسبت به آن مطلع نمی باشند psychology
۱۰ مورد از مهمترین مفاهیم روانشناسی که افراد نسبت به آن مطلع نمی باشند psychology

۱۰ مفهوم روانشناسی

در ادامه یک لیست از ۱۰ مفهوم روانشناسی بیان شده است که دانشجویان در شناخت آن با چالش مواجه هستند:

نوع شخصیتی و ابعاد شخصیتی

در اکثر موارد، روانشناسانی که مفاهیم شخصیتی را مطالعه می کنند، مفاهیمی از قبیل خود شیفتگی را در رابطه با یک بُعد پیوسته در نظر می گیرند که مابین افراد مختلف متغیر می باشد – متغیری نمی باشد که مابین افراد مختلف ثابت و یکسان باشد. 

در حوزه مربوط به اشتراک گذاری ویژگی های شخصیتی، روانشناسان در مورد درجه ای صحبت می کنند که امتیاز یک فرد در یک بعد بالا می باشد (برای مثال، امتیاز Joe در بعد خود شیفتگی، یک مقدار بالاتر از سطح متوسط بوده است).

در رابطه با این مورد صحبت نمی کنند که آیا یک فرد به صورت قاطع در یک طبقه قرار دارد یا در آن طبقه قرار ندارد.

طبیعت و تربیت

مواردی نادری وجود دارند که در آنها روانشناسان علت یک رفتار را صرفا یک مورد “طبیعی” (منظور موارد کلا بیولوژیکی می باشد) یا “تربیتی” (محیط) در نظر بگیرند.

روانشناسان در اکثر موارد در رابطه با یک ویژگی روان شناختی صحبت خواهند کرد (برای مثال، میزان برون گرا بودن یک فرد) و آن را به عنوان محصول مربوط به تاثیر موارد طبیعی و تربیتی در طول زندگی در نظر می گیرند.

این ایده که یک رفتار صرفا به دلیل طبیعیت یا صرفا به دلیل تربیت ایجاد می شود، در واقع شبیه به یک نوع افسانه می باشد.

درباره ی رواندرمانی شناختی

روانشناس و درمانگر

عبارت “روانشناس” احتمالا یک مفهوم گسترده تری نسبت به مفهوم درک شده توسط شما می باشد. یک روانشناس شخصی می باشد که رفتار را مطالعه می کند (در طول انواع خاص یا تمامی موارد) و / یا تلاش می کند تا ایده های مربوط به تحقیق را در علوم رفتاری به کار بگیرد تا به شناسایی مسائل خاص، همانند سلامت روانی، درمانجوها کمک کند.

اصطلاح “درمانگر” تخصصی تر می باشد، و صرفا افرادی را شامل می شود که مفاهیم روانشناسی را برای کمک به افرادی مورد استفاده قرار می دهند که با مشکلات روان شناختی مواجه هستند (برای مثال، مشاوران سلامت روان). این دو عبارت نمی توانند جایگزین یکدیگر شوند.

روانشناس و روانپزشک

روانشناسان عبارت از دانشمندان یا متخصصان رفتاری هستند که از یک دید علمی رفتار را مطالعه می کنند یا افرادی که چنین مفاهیمی را در رابطه با مشکلات عملی (همانند کمک به افرادی که با مشکلات شخصی مواجه هستند) به کار می گیرند.

روان پزشکان عبارت از پزشکان بالینی می باشند که از ترکیب علوم بالینی و علوم رفتاری آموزش دیده خودشان استفاده می کنند تا به افراد کمک کنند که با مشکلات موجود مقابله نمایند.

از این رو، یک روان پزشک نوعی خاص از درمانگر می باشد.

همچنین عبارات روان پزشک و روانشناس نمی توانند به جای هم استفاده شوند.

روانشناس و روانپزشک - مفاهیم روانشناسی - psychological concept
روانشناس و روانپزشک – مفاهیم روانشناسی – psychological concept

خطای نوع ۱

تحقیقات روانشناسی بیشتر بر مبنای یافته های آماری می باشند.

زمانی که یک محقق یافته ای را در یک مطالعه به دست می آورد که “معنا دار” می باشد، ممکن است که وی دچار اشتباه و خطا شود – در واقع، برخلاف موردی که محقق نتیجه گیری کرده است، یافته موجود نمی تواند یک ارائه قابل قبول از موارد موجود در جهان باشد.

در صورتی که محقق یک مورد معنا دار، ولی در واقع اشتباهی، را نتیجه گیری کند، ما این نوع خطا را خطای نوع ۱ می نامیم.

خطای نوع ۲

زمانی که یک محقق نتیجه ای را از یک مطالعه ای به دست می آورد که این نتیجه به صورت “بی معنی” نشان داده می شود، ممکن است که وی دچار اشتباه شود.

در صورتی که محقق یک نتیجه گیری داشته باشد که بی معنی است، ولی در واقعیت اشتباه می باشد، این نوع خطا به صورت خطای نوع ۲ شناخته می شود.

آزمایش و آزمایش کواسی[۱]

تنها روشی که ما با استفاده از آن می توانیم یک مداخله علّی را در رابطه موجود مابین متغیرها ایجاد کنیم، عبارت از یک آزمایش درست می باشد. همچنین یک آزمایش درست به ترتیب تصادفی از شرایط متفاوت نیاز دارد.

در صورتی که شما یک مطالعه ای انجام بدهید و بخواهید بررسی کنید که آیا افراد موجود در یک موقعیت (برای مثال، افرادی که زیاد قهوه می خورند) نسبت به افراد موجود در شرایط متفاوت، رفتار متفاوتی دارند (برای مثال، افرادی که قهوه نمی خورند)، شما نیاز خواهید داشت که افراد را به صورت تصادفی در این شرایط قرار دهید.

یک لیستی از اختلال های روان شناسی

یک مطالعه ای که به دنبال پیدا کردن تفاوت های موجود در نتیجه گیری مربوط به گروهای صورت گرفته طبیعی (برای  مثال، افرادی که به صورت منظم قهوه می خورند در برابر افرادی که قهوه نمی خورند) است، یک آزمایش کواسی می باشد و نمی تواند مشخص کند که آیا تغییرات صورت گرفته در یک متغیر منجر به ایجاد تغییر در متغیرهای دیگر می شود یا چنین رابطه ای وجود ندارد.

تعاملات آماری در مفاهیم روانشناسی

در برخی مواقع، یک متغیر یک تاثیری بر روی یک گروه از افراد خواهد داشت و یک تاثیر متفاوتی بر روی افراد موجود در سایر گروه ها خواهد داشت.

برای مثال در صورتی که می خواهید بررسی کند که چرا نوجوانان، در مقایسه با سایر گروه های سنی، به احتمال بیشتری با سایر افراد مشارکت می کنند، بررسی این موضوع که آیا آنها موی خودشان را در طول ۲۴ ساعت گذشته شانه زده اند، و اینکه آیا آنها با سایر اعضای خانواده یا افراد بیگانه مشارکت داشته اند، موارد مفیدی خواهند بود.

نوجوانانی که موهای خودشان را شانه نزده اند، در صورتی که با اعضای خانواده خودشان مشارکت داشته باشند، به احتمال بیشتری با سایر افراد هم مشارکت خواهند داشت.

در برخی مواقع، تاثیرات مربوط به یک متغیر (افرادی که شما زمان خودتان را در کنار آنها سپری می کنید)، در تعیین برخی نتایج (آیا شما می خواهید که آن افراد را ببینید)، به برخی از متغیرهای دیگری بستگی دارد (اینکه آیا موهای خودتان را شانه زده اید).

شناخت روابط آماری به ما کمک می کند تا اطلاعات دقیقی را در رابطه با رفتارها به دست بیاورید.

با مفاهیم روانشناسی دیگر آشنا شوید.

 موردی که “طبیعی” است و موردی که “مناسب” است

در برخی مواقع یک دانشجویی رفتاری را انجام می دهد که به عنوان یک مورد “طبیعی” توصیف شده است و به اشتباه آن را به عنوان رفتاری در نظر می گیرد که از نظر اخلاقی مناسب یا تطبیق داده شده است.

برای مثال، دوید باس[۲] (۲۰۰۶) یک مورد خوبی را نشان داد که اثبات می کرد آدم کشی در بین انسان ها، دارای مبنای تکاملی قوی می باشد.

نکته مهم موجود عبارت از این بود که باس بیان نمی کرد که خودکشی “باید” در بین انسان ها صورت بگیرد.

بلکه تحلیل علمی وی از مسائل موجود بیان می کرد که خودکشی بخشی از طبیعت انسانی است. اشتباه گرفتن “است” با “باید باشد” عبارت از یک مثال مربوط به تفکر سفسطه آمیز می باشد. روانشناسان آموزش دیده علمی، در این تشخیص مهم آموزش لازم را دیده اند.

علیت چند عاملی

یکی از مبنایی ترین مشکلات مربوط به نحوه درک افراد از مفاهیم روانشناسی عبارت از این مورد می باشد:

اغلب افراد در دام این تفکر می افتند که هر پیامد رفتاری دارای یک علت می باشد. در واقع روانشناسان آموزش دیده به خوبی می دانند که در اغلب مواقع علل مختلفی منجر به ایجاد یک رفتار می شوند.

معرفی منابع کارشناسی ارشد رشته مشاوره

تیراندازی های گسترده که یکی از وحشت انگیزترین جنبه های زندگی مدرن می باشد، یک مثال شفافی را در مورد این نوع منطق بیان کرده است.

برخی از افراد بیان می کنند که تیراندازی عمده در نتیجه مشکلات سلامت روانی ایجاد شده است. سایر افراد بیان می دارند که تیراندازی عمده در نتیجه قوانین ضعیف موجود در حوزه کنترل اسلحه ایجاد شده است.

در واقع، هر دو این موارد در ایجاد شرایط موجود نقش داشته اند.

همچنین یک سری از عوامل دیگری هم وجود دارند که در این مسئله اجتماعی پیچیده نقش دارند. در مورد رفتارهای مشترک عمده، عوامل مختلفی نقش ایفا می کنند.

نتیجه گیری

هر چند که ممکن است سایر افراد موجود در رشته ما این مورد را دوست نداشته باشند، ولی داشتن درجه دکترا در روانشناسی، در واقعیت باعث نمی شود که ما کیفیت مناسبی را برای کارشناس بودن در تمامی رفتارهای بشری به دست بیاوریم.

در واقع در رشته های مختلف، یک سری کارشناسانی در حوزه رفتار انسانی وجود دارند.

همچنین این مورد بیان شده است که رشته رسمی روانشناسی علمی، نقش مهمی را در حوزه انسانی داشته است.

از دیدگاه من به عنوان یک فردی که چند دهه در این حوزه تدریس کرده ام، مسائلی که در این مقاله بیان شده اند عبارت از مفاهیمی می باشند که اغلب دانشجویان در درک آن با مشکل مواجه هستند.

ما به منظور افزایش شناخت خودمان در حوزه انسانی، باید مطمئن شویم که دانشجویان روانشناسی یک شناخت مناسبی از این مفاهیم دارند و بعد از آن این مفاهیم را به دنیا پخش کنیم.

نویسنده: تیم تحریریه و ترجمه تخصصی مرکز مشاوره روانشناسی کانون مشاوران ایران


[۱] Quasi – Experiment

[۲] David Buss

    نظر خود را بنویسید

    آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.*

    فراموشی رمز عبور